کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری از برگزاری جشنواره استعدادیابی دختران در سال جاری خبر داد.

سید علی شاهرخی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا خاطرنشان کرد: از سال 93 که در این کمیته فعال می‌کنم، برنامه‌های خوبی داشته‌ایم و کشور را به شش منطقه تقسیم کرده‌ایم و سه ماه یکبار به استان‌ها می‌رویم و با کمک هیأت‌های استانی و آموزش و پرورش استعدادیابی می‌کنیم.

وی ادامه داد: سال گذشته نیز برای نخستین بار جشنواره استعدادیابی در رده سنی نونهالان را در شهرستان گرگان برگزار کردیم که استقبال خوب بود و 20 وزنه‌بردار انتخاب کردیم و قصد داریم آنان را برای المپیک 2024 آماده کنیم.

شاهرخی تصریح کرد: این وزنه‌بردارها زیرنظر فدراسیون هستند و هر چند ماه یک بار به اردو می‌آیند و با برنامه‌ریزی درازمدت تلاش می‌شود که در آینده موفق شوند.

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری یادآور شد: امسال هم بعد از ماه مبارک رمضان این جشنواره به احتمال زیاد در استان مرکزی برگزار می‌شود و هر استان هشت سهمیه دارد.

وی با اشاره به تأیید لباس بانوان ایران توسط فدراسیون جهانی وزنه‌برداری، تصریح کرد: با پیگیری‌های فدراسیون کشورمان و طراحی لباس مناسب و باحجاب و موافقت فدراسیون جهانی از امسال شاهد شروع فعالیت بانوان کشورمان در این رشته خواهیم بود.

شاهرخی با بیان اینکه هیأت‌های استانی می‌توانند نواب رئیس بانوان را انتخاب کنند، افزود: در آینده کلاس‌های آموزشی مربیگری و داوری برگزار می‌شود و بعد از آن نیز جشنواره استعدادیابی دختران را در سال جاری برای نخستین بار برگزار خواهیم کرد.

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری در پایان گفت: خوشبختانه فدراسیون در بحث استعدادیابی و کار روی پایه‌های توجه ویژه‌ای دارد و در این راستا اقدامات خوبی در استان‌ها نیز انجام داده است.


تحلیل:

ریس جمهور روحانی در سلسله اظهارات غلط خود بیان داشته اند : سی سال پیش ورزش بانوان (زنان) قابل تصور نبود اما اکنون زنان از قهرمانان هستند!
تفکر تفکری بود که با لب اسلام نمی خواند. برخی ظواهر اسلام بر لب اسلام پیروز شده بود!


انجمن حمایت از حقوق مردان:

بله نعوذ باالله لابد فاطمه زهرا و حضرت زینب قهرمان ورزش اسب سواری و شنا بوده اند و همچنین در شمشیر زنی نیز نایب قهرمان عرب بوده اند. منتها از آنجایی که درست از سی سال پیش به یکباره یک سری ظواهر بر لب اسلام پیروز شده بود ورزش و قهرمانی های زنان آن هم با حجاب کامل (کافی است در اینترنت سرچی کنید و فیلم و عکس های آن را ببینید تا به گناه نیفتید...) نیز متوقف شده بود.

3 نکته حایز اهمیت:

1- بر خلاف گفته ریس جمهور ما که بوی ناپختگی و زن گرایی می دهد امروز ظواهر غربی لب اسلام را پشت خود مخفی کرده است.
2- اگر ما تمایل داریم که آزادی ها و ارزش های غربی را تحت لقای اسلام به خورد ملت بدهیم و روشنکفری غربی را نهادینه کنیم چرا باید این همه سال به خودمان سختی می دادیم و بعد از ارتحال بنیان گذار این انقلاب و شهادت سران انقلاب که لب اسلام مورد نظر انقلاب  (که صد درصد اسلام آمریکایی نبود) را خیلی بهتر می دانستند این کار را بکنیم؟

3- عجب تقارب عجیبی بین اسلام و بیانات رهبری با این سخنان و تحلیل های ریس جمهوری و آنچه که تحت لقای لب اسلام نهادینه می شود وجود دارد!


نظرات()   
   

همانطور که از عنوان مشخص است، موضوع بحث تحلیل حوادث تروریستی است که در مرزهای ایران از جمله مرزهای اهواز و زاهدان و ... صورت گرفت و به کشته شدن تعدادی مرزبان انجامید تا حوادث تروریستی که در 17 خرداد سال 96 در تهران رخ داد. علیرغم ادعای امنیت در ماههای اخیر، اتفاقاتی رخ داد که  متاسفانه به عزاداری چندین خانواده منجر شد. زیرا قبل از این موضوع 17 خردا هم تعدادی مرزبان کشته شدند. چنانچه به جان انسانهای عادی اهمیت ندهیم می توان گفت که امنیت برقرار بوده است.

 امنیت موهبت الهی است که هرگز نصیب جامعه فاسد و لجام گسیخته نمی شود و صرفا با تدابیر اطلاعاتی و نظامی نمی توان بدان دست یافت. امنیت در جامعه اسلامی به معنای واقعی، در دراز مدت قابل تحقق است. امنیت برای زندگی، امنیت برای ازدواج، برای معیشت، امنیت فکر، امنیت برای کمال و ... همه ابعاد مختلف امنیت است و امنیت تنها به عدم تحقق رویداد تروریستی نیست بلکه ابتدا در هر جامعه باید امنیت در تمام ابعاد برقرار شود تا امنیت در حوزه عملیات تروریستی نیز تحقق یابد. برای بررسی این موضوع باید ریشه های ناامنی در تمام ابعاد را با چشم تیزبین مورد بررسی قرار داد. چرا در جامعه امروز ایران ناامنی و ترس جریان یافته است؟ و چرا افراد به اصطلاح مسئول ناامنی را کتمان می کنند؟ 

پس از انقلاب سال 57، مردم خط بطلان دور سیستم امپریالیستی و یا استکباری حکومت شاه کشیدند، حکومتی که از همه لحاظ وابسته به سیستم استکبار جهانی بود. بعد از انقلاب رهبر انقلاب امام خمینی و آیت الله طالقانی انقلاب را متعلق به پابرهنگان دانستند. چطور حکومتی متعلق به پابرهنه می شود؟ یعنی پابرهنه رییس جمهور می شود؟ مسلما بعد از رئیس جمهوری پابرهنه، پابرهنه کفش بر پا می کند و دیگر پا برهنه نیست مگر اینکه مرتب جای رییس جمهور و پابرهنه و یا زحمتکش عوض شود. در جامعه به معنای واقعی اسلامی اصلا جای تعجب نیست که یک رئیس جمهور بعد از سالها ریاست جمهوری به رفتگری بپردازد و یا کارگری کند زیرا الگوهای اسلام در صدر اسلام و حتی در صدر انقلاب هم همین گونه بودند. پیامبر و امام علی در برهه ای رهبر، در برهه ای، کشاورز زحمتکش، در برهه ای جنگنده، در برهه ای دارای زندگی کاملا اشتراکی، در برهه ای چوپان و ... بودند لذا نمی توان آنها را به قشر خاصی نسبت داد و گفت پیامبران و امامان به عنوان مثال از قشر روحانیون بودند همانطور که روحانیون واقعی هم روحانیت را به عنوان قشر نپذیرفته و کارهای مختلف می کردند که البته تعدادشان زیاد نبوده است. در اوائل انقلاب می توان از افرادی مانند دکتر چمران یاد کرد، فردی که هیچ گاه خود را از قشر تحصیل کرده فنی فرنگ رفته ندانست و نه از قشر ایدئولوگ و نه از قشر سیاستمدار که پیشه اش تعیین و تکلیف برای معیشت مردم باشد و نه حتی طراح اسلحه که البته می توانست این کارها را انجام دهد. افرادی چون بسیجیان مخلص اوائل انقلاب فاقد قشر یا لباس و یا طبقه خاص بودند و نماینده هیچ قشر، هیچ لباس و هیچ پیشه ای نبودند. البته این موضوع تنها مربوط به اوائل انقلاب نیست بلکه قبل از انقلاب نیز مبارزینی بودند که علیرغم اینکه می توانستند خود را قشری کنند نکردند، مثل آوینی، مثل شریف واقفی و ایت الله طالقانی و ... که علیرغم اینکه به راحتی می توانستند خود را به قشر خاص مربوط کنند و زندگی راحت و مرفهی برای خود درست کنند این کار را نکردند و حتی به جای مهندسی کارگری می کردند، به جای منبر رفتن شکنجه می دیدند و به جای شعر گفتن، جان خود را به خطر می انداختند.  انحراف از اسلامی بودن ریشه ناامنی در یک جامعه است. در این ناامنی تنها حکومت مقصر نیست بلکه حکومت و مردم یکی هستند و فقط در جامعه منحرف برخی مسئولین احساس فدرتمندی می کنند در صورتیکه در جامعه به معنای واقعی اسلامی، مسئولیت مرکز قدرت نیست و اصلا نباید و حق ندارد از اقتدار حرف بزند و اتفاقا مسئولین باید از مستضعف ترین قسمت جامعه باشد به این معنی که افراد آن نباید خود را به قشر سیاستمداران  نسبت دهند و نباید مداوم در ان بمانند بلکه مرتب باید بعد از ریاست در یک قسمت دوباره به مشاغل زحمتکشی و یا به توده های مردم بپیوندند به گونه ای که نتوان گفت فلانی سیاستمدار است. خدمت تنها در قالب ریاست خدمت نیست بلکه سلطه گری و استکبار است بنابراین خدمت باید متنوع باشد (باید توجه داشت که بحث رهبری از ریاست جداست زیرا پیامبر هم در تمام عمر خود رهبر بود اما متعلق به قشر خاص نبود و رهبران نظام هم ائم از آیت الله خمینی و خامنه ای، افرادی نبودند که تنها متعلق به منبر مساجد و یا حوزه علمیه باشند، به موقع مبارزه کردند، تبعیدی شدند، زندان رفتند ، کتک خوردند و عملیات نظامی هم انجام دادند). حفاظت و برقراری امنیت برای افرادی که تنها خود را رئیس تصور می کنند خیال باطل است و هرگز نمی توان با ابزار قدرت نمایی در برابر تروریستی که ترسی از کشتن خود ندارد بایستند. در برابر این عوامل باید جامعه الهی شود.

چنانچه به خدا اعتقاد داشته باشیم باید به عدل و حکمت خدا هم اعتقاد داشته باشیم تا بتوانیم ریشه مشکلات را دریابیم. در دنیای امروز ترور و وحشت به شکلهای مختلف وجود دارد، انواع اسلحه ها، انواع ویروسها و ... آیا خدا زمان پیدایش ویروسهای خطرناک حواسش نبوده و باید پزشکان به علت حواس پرتی خداوند راه و حلی پیدا کنند؟ آیا خداوند از لحظات عملیات تروریستی با خبر نیست و باید اطلاعاتی ها لحظات را پیش بینی کنند؟ آیا می توان با کسی که با نارنجک خود را منفجر می کند برخورد جدی کرد؟ اگر عقل را به کار بیندازیم متوجه می شویم که اغلب حرفهایی که در صدا و سیما از تریبون های مختلف شنیده می شود بوی جنون می دهد و حتی برخی اوقات جنونش از اقدامات تروریستی بالاتر می رود!!!!!!

در جامعه ای که عملیات تروریستی در آن رخ می دهد و برخی کشته می شوند صدا و سیما  به راحتی آن را کوچک می کند، متاسفانه دیشب در شب حادثه 17 خرداد در صدا و سیما جشن و پایکوبی برقرار بود و  عملیات را کور خواندند چون مسئولین تراز اول کشته نشدند و این اوج غرور و انحراف از اسلام است. گویی اینهایی که کشته شدند مورچه بودند، هر چند البته برخی مسئولین دفتر نماینده ها نیز کشته شدند اما در جامعه به معنای واقعی اسلامی جان همه انسانها باید اهمیت داشته باشد. جامعه اسلامی نباید جامعه کشتی تایتانیک باشد که اولیت نجات با اشراف باشد. جامعه اسلامی نباید جامعه ای باشد که در لحظه خون دادن عده ای (مراجعه کنندگان به نماینده ها کشته شدند و نماینده ای که باید پاسخگوی آن بود بی خیال به کار عادی خود مشغول بود)،  نماینده های مردم آن بی خیال به امور عادی خود مشغول باشند و این موضوع را از روی غرور فریاد بزنند. انکار عدم امنیت به گونه ای که ناشی از غرور و تکبر باشد و قول از بین بردن آن تنها با ابزارهای اطلاعاتی و نظامی هم انحراف بزرگی است و اصلا جنگ با خداست. زیرا هر امر ناخوشایندی نیز حکمتی دارد همانطور که بیماریها نیز حکمتی دارند و حکیمان از حکمت آن سر در می اورند، حکیمانی مثل بو علی سینا.

بیماری به طور واقعی به دست حکیم و با یاری خداوند قابل درمان است مثل شفا دادن عیسی، درمان کردن با مسکن ها و مخدرات حاصل ادعای درمان بیماری بدون در نظر گرفتن خداوند است. دقیقا همین موضوع برای امنیت در جامعه مصداق دارد. اگر حفظ امنیت به معنای حفظ جان عده ای خاص باشد معنایی جز غرور ندارد. جالب توجه است که متاسفانه انحراف از آرمانهای اسلامی به حدی است که در مناظره ریاست جمهوری امسال، آشکارا یکدیگر را به دزدی متهم می کردند اما خیلی عادی از کنار ان رد  می شدند به گونه ای که شاید دزدی در این جامعه امر بدیهی و به حق در میان اقشار به اصطلاح سیاستمدار است. لابد منظور از امنیت بالا، حفظ جان عده ای اختلاس گر است تا به راحتی بتوانند به اختلاس خود ادامه دهند و طوری از روی کبر حرف بزنند که ما اختلاس می کنیم و آن را حق خود می دانیم و کسی نمی تواند امنیت و اسایش ما را در خلال اختلاسهایمان به هم بزند. این تعریفی است از امنیت که از زبان بسیاری از افراد (البته نه همه افراد) در صدا و سیما شنیده می شود. اما این یک اصل بدیهی اجتماعی است که فساد و اختلاس بذر شدید ترین ناامنی ها و بیماری ها در جامعه است. فساد است که مردم را از هم دور می کند و بی تفاوت می کند لذا به سوی این مردم از سوی خود همین مردم شلیک می شود.

متاسفانه از جانفشانی برخی ماموران در حفظ امنیت سخنی گفته نمی شود و تنها امنیت با اقتدار نظامی و یا اطلاعاتی معرفی می شود و این در نهایت فرهنگ بدی در جامعه ایجاد می کند. زیرا فرهنگ جانفشانی و ایثار است که جامعه را امن می کند.

بحث طرفداری از تروریسم نیست، بلکه تروریسم هم ویروسی است که باید حکیمانه رفع شود و نه با مواد مخدر و تولید بیماریهای خطرناک تر. و باید در نظر داشت که کتمان چیزهایی که خداوند به آنها واقف است و اصلا نشانه هایی هستند که ما خود را با انها باید ببینیم، جنگ با خداست. 

در زمینه نا امنی در سالهای اخیر در کشورمان می توان به رویدادهایی که توسط خود صدا و سیما اعلام شده اشاره کرد:

- انفجار مسجدی در زاهدان با کشته شدن بیش از 30 نفر
- کشته شدن راننده و اگر اشتباه نکنم محافظ رییس جمهور سابق در سفر به زاهدان 
-کشته شدن دو بسیجی در زاهدان توسط گروه جند الله 
- کشته شدن مرزبان ها در زاهدان
- کشته شدن جنگلداران در جنگلهای مختلف کشور
- کشته شدن مسئول مبارزه با قاچاق در کردستان
- کشته شدن دو مرزبان در اهواز
-چندین مرتبه  کشته شدن سربازان در زاهدان
-کشته شدن تعدادی مسافر در جاده زاهدان 
- بمب گذاری در حرم امام خمینی در سال 1388 (بمب خنثی شد اما طی عملیات تروریستی علاوه بر بمب گذار، دو تن کشته و 8 تن مجروح شدند)
و ...

تازه اگر صحبت از کشته شدن از کارگران کارخانه فولاد (کارخانه تولیدی که این همه این روزها سنگ تولید به سینه زده می زنند و نه سنگ مردم، تولید استثمارگری که تنها قصد سوء استفاده از انسانها  را داشته و برای برقراری قشر سلطه گر ضروری است) و معدنچیان توسط استثمارگران و کارخانه داران چپاولگر پول و شرف و جان مردم نزنیم، خوب حالا این امنیت بالا که می گویند لابد تعریف خاصی دارد که ما نمی دانیم. احتمالا یا امنیت نسبت به کشورهای همسایه  مثل عراق است و یا احتمالا همان امنیت اختلاس گران و استثمارگران است. البته قدردانی از افرادی که با رعب و وحشت می جنگند (عمدتا از بسیجیان و از طبقات محروم جامعه هستند) پابرجاست اما متاسفانه برخی مبارزه با تروریسم را به شدت انحرافی کردند و فرهنگ غلط را در رابطه با این موضوع ترویج می کنند.

بحث بزرگنمایی در ناامن بودن ایران هم نیست فقط باید دانست اگر امنیت این کشور نسبت به کشورهای همسایه بالاست دسترنج مردم و شهدا است و نه صرفا اقتدار نظامی و اطلاعاتی، لذا در این جامعه مرگ یک نفر هم مسئولیت آور است و برای این جامعه زشت قلمداد می شود. در این جامعه مسئولین باید در صف اول قرار گیری در ناامنی های تروریستی باشند و باید همانند ناخدای کشتی آخرین افرادی باشند که کشتی را ترک می کنند و نباید بگذارند مراجعه کنندگان به آنها بمیرند و هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 18 خرداد 1396
نظرات()   
   

شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

خداوند رحم کند.


نظرات()   
   

به دنبال فساد بی رویه بسیار از شرکت های خصوصی و اختصاصی و چپاول ثروت این مملکت و خروج ان به کشورهایی چون کانادا و ... خرید کالای ایرانی نه تنها حمایت از کارگر نیست بلکه تنها استثمار کارگران و زنان و یا بیکاری مردان است و تنها حمایت از سرمایه داران رانت خوار است. با انقلاب سال 57 و ورود امام اموال بسیاری از سرمایه داران زمان شاه که جملگی صهیونیست بوده اند مصادره گردید و تمام آنها به دست دولت افتاد و امام خمینی هم کاملا این رویه را تایید و تاکید بر نظارت کارخانه هایی داشت که مردمی تر شده بودند. کارخانه هایی مانند ارج و ... که از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بودند اما با خصولتی سازی از زمان رحلت امام به دلیل ناکارآمدی و دزدی افراد و سرمایه داران تازه به دوران رسیده بسیاری از این کارخانه ها به عمد ورشکسته شدند، زیرا از اول قصد آن را داشتند تا با سرمایه باد آورده خود قصد ایجاد مافیاهای مسکن و ... را فراهم سازند. 

مردم باید بدانند اگر خرید کالای ایرانی به منزله همین رویه غیر عادی و ظالمانه و استثمار گرایانه باشد این تنها به منزله ظلم به خود است. کاهش تقاضای کالاهایی که از استثمار به ویژه دختران به دست می ایند راه و حل مناسبی است و کمر استثمار گر خودخواه را خواهد شکست همانطور که برای اتومبیل های بنجول ایران خودرو سال ها پیش شاهد کاهش تقاضای مردم و به التماس افتادنشان بودیم اما متاسفانه با ترفندی مردم را فریب داده و بنجول های خود را به مردم فروختند. 

خرید کالاهای ایرانی یعنی استخدام دختران برای استثمار آنها و بیکاری پسران. یعنی عدم ازدواج، یعنی فساد، یعنی خروج منابع مالی از کشور و انتقال آن به بانکهای خارجی. مردم بهتر است دشمن واقعی خود را بشناسند. اگر فردی گفت "هر کس در خانه خود می تواند مشروب بخورد" فریب نخورند زیرا این امر عملا در زندگی معیشتی انها سودی ندارد. نگذارید با شعار های "من از شجریان خوشم میاد" فریبتان دهند. زیرا شکم گرسنه نه شجریان می شناسد و نه می تواند در خانه خود به طور خصوصی مشروب بخورد. مردم باید بدانند که چند حزبی های ایجاد شده تنها یک نمایش خیمه شب بازی برای زمان خریدن افرادی است که انقلاب مردم پا برهنه را به انحراف کشیدند. مردم بدانند مناظره و فحاشی کاندیدهای ریاست جمهوری تنها یک نوع شو است. لذا به شعار هایی که فریبنده است گوش ندهید. حمایت از کالاهای ناشی از استثمار طبات محروم را رها کنید و بگذارید تا ورشکسته شوند تا اصلاح جدی صورت گیرد. 

لطفا متن های منتشر شده در کانال های اجتماعی و وبلاگ های دیگر چه با منبع چه بی منبع نوشته شود تا تبلیغات افراد خائن خنثی گردیده و سطح آگاهی مردم بالاتر رود.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 4 اردیبهشت 1396
نظرات()   
   

متاسفانه به علت عدم اطلاع مسئولین از وضعیت بازار کار، راه و حل های پیشنهادی که از سوی رسانه ملی تبلیغ می شوند بسیار یک جانبه و تک بعدی هستند. هیچ گاه نمی توان با تک بعدی نگریستن، مشکلات عظیمی را که گریبان جوانان را گرفته و آنان را از ازدواج و تشکیل خانواده باز داشته است رفع نمود. جهت شفاف شدن موضوع به چند مثال زیر توجه کنید:

نرخ تورم: نرخ تورم در جهتی که کالاهای مصرفی مردم دارای قیمت ثابتی باشند امری مثبت است اما نه در جهت رکود و ایجاد بیکاری امری منفی است. متاسفانه دولت روحانی تاکید در پایین اوردن نرخ تورم به قیمت زیان دهی بسیاری از کارخانه ها و تولیدی های را دارد اما قیمت کالاهای مصرفی رشد فزاینده ای داشته اند. میانگین نرخ تورم ضد اشتغال (بعد منفی کاهش نرخ تورم) و نرخ تورم مربوط به کالاهای مصرفی (بعد مثبت کاهش نرخ تورم) عددی است که اعلام می شود. اما کاهش نرخ تورم مربوط به کالاهای ساختمانی و صنعتی و ... است که میانگین نرخ تورم را پایین اورده و نه قیمت کالاهای مصرفی، در نتیجه این شکل از کاهش دستوری و قلدروار نرخ تورم تنها بیکاری را تشدید کرده است.

خصوصی سازی: متاسفانه در سالهای اخیر بسیاری از پالایشگاهها و تولیدی های وگذار شده به بخش خصوصی بعد از چند سال به کلی محو شده اند و بیکاری را چند برابر کرده اند. آیا این خصوصی سازی باعث رفع بیکاری شد که مسئولین مدام دم از خصوصی سازی می زنند؟ خصوصی سازی افراطی مشکلات جدی را پیش روی جوانان قرار داده است که عبارتند از:

1- نگاه سودجویانه و استثمار وار به جوانان برای کسب سود به شیوه صهیونیسم:

بسیاری از کارخانه ها و شرکت های خصوصی چنان فشاری به کارمندان خود وارد می اورند که این کارمندان بعد از مدتی موقت مجبور به ترک کار می شوند و گروهی دیگر جایگزین انها شده و این سیکل به دلیل حجم زیاد متقاضی کار و سوء استفاده امپریالیسم خصوصی از بیکاری جوانان ادامه می یابد.

2- عملکرد ضعیف شرکتهای خصوصی به دلیل خط مشی نامشروع و مدیریت ضعیف

 اولا این واگذاری ها (واگذاری های شرکتهای ملی به بخش خصوصی یا همان سرمایه دارها) بر اساس رانت و یا در سالم ترین وضع بر اساس سرمایه و پول افراد است و نه عملکرد و اخلاق افراد، لذا افرادی سودجو و سرمایه دار مدیریت این کارخانه ها را گرفته و هیچ کارایی ندارند.

3- برخی از صنایع اگر به بخش خصوصی واگذار شوند بسیار خطرناک است.

متاسفانه صنایعی که اصلا رقابت پذیر نیستند و با دارایی های ملی این مرز و بوم در ارتباط اند نباید خصوصی شوند مثل پالایشگاهها و یا صنایع مس و فولاد و ...
زیرا این صنایع رقابت پذیر نیستند و عملا اموال ملی و بیت المال را در اختیار عده ای چپاولگر قرار می دهند.

4- عدم امنیت شغلی در بسیاری از شرکتهای خصوصی

بنا به دلایل ذکر شده در موارد فوق، احتمال ورشکسته شدن و عدم سوددهی بسیاری از شرکتهای خصوصی بالاست که امنیت شغلی را پایین می اورد. در ضمن بسیاری از شرکتهای خصوصی بنا به سیاست های استثماری خود هر چند وقت یکبار نیروهای خود را اپدیت می کنند و این نیز تشدید کننده عدم امنیت شغلی است لذا جوان نمی تواند با خیال راحت ازدواج کند.

5- به باد دادن سرمایه های خرد مردم

پر و بال دادن به کارخانه های خصوصی از طریق فروش سهام آنها و وادار کردن مردم به هدایت سرمایه شان به سمت این بنگاههای فساد، موضوعی است که باعث از بین رفتن سرمایه های بسیار اندک  مردمی شده است که با رنج و زحمت و نه با چپاولگری و استثمار، این سرمایه را کسب کرده اند. دقیقا به همین دلیل است که مردم بانک را به سرمایه گذاری در این بنگاهها ترجیح داده اند زیرا سیاست این سیستم سرمایه داری به اصطلاح ایرانی اسلامی را فهمید ه اند که شعارشان "تولیدی های سود ده مال ما و ضرر ده مال مردم " است. در ضمن باید اشاره کرد که دلیل ورشکستگی بانکها هم هدایت اجباری سرمایه مردم به سمت تولیدی هاییست که آنقدر عقب مانده و زیان ده هستند که توان پس دادن اصل پول تسهیلات بانکی را هم ندارند تا چه رسد سود آن. آنگاه این بنگاهها که بانکها را ورشکسته می کنند، با سرمایه های اندک مردم چه می کنند؟

6- توقعات سنگین شرکتهای خصوصی از جوانان فارغ التحصیل برای استخدام سبب بیکاری جوانان شده است، کافی است اگهی های استخدام این شرکتها را مرو کنیم " جوانی زیر 25 سال با مدرک فوق لیسانس و دارای حداقل 5 سال سابقه کار در حوزه تخصصی شرکت ما" مسلم است این شرط را تقریبا هیچ کس نمی آورد.

7- استخدام بی رویه دختران و بیکاری پسران
استخدام دختران توسط شرکتهای خصوصی امر بدیهی و با هدفی بدیهی است که بارها در مورد آن و پیامدهای آن در این انجمن بحث شده است.

8- تولید به هر قیمتی

 تولید لزوما همیشه خوب نیست. این چیزی است که دولتمردان ما باید درک کنند. هر چند وقت یکبار به صورت تک بعدی به موضوعی نگاه کرده و بعد از چند سال در آن می مانند مثل مسئله زاد و ولد که یک مدت کاهش جمعیت خوب بود و یک زمان بد و برای هر دو حالت احادیثی فراوان گفته شد!!!!!!
در سالهای اخیر تعدادی چپاولگر به جان طبیعت این مرز و بوم که مهم ترین بیت المال است افتادند لذا در سالهای اخیر شاهد تاسیس کارخانجاتی با مصرف آب فراوان در مناطق خشک کشور (مثل یزد و کرمان) هستیم که با صراحت تمام ته مانده ذخایر آب این مملکت را با تکنولوژی های عقب مانده وارداتی خود از چین می مکند.
چرا تا این حد تک بعدی به موضوع اشتغال باید نگاه شود؟ اگر قرار باشد برای چند میلیون بیکار کارخانه بزنیم، آیا فکر کشش این کشور خشک شده است؟ چرا توریسم یکی از منابع درآمد و اشتغال جوانان نباشد؟ می دانستید 98 درصد درآمد سوئیس که کشوری توسعه یافته و صنعتی است از توریسم است؟ ایران که خیلی بیشتر توانایی جذب توریست دارد! و چرا تجارت منبع اشتغال و درآمد جوانان در کنار تولید نباشد؟ نگاهی به کشور امارات بیندزایم. توریسم انواع مختلف دارد: توریسم گردشگری، توریسم علمی(جذب دانشجو از خارج از کشور)، توریسم پزشکی و ... لذا تنها راه اشتغال و بهبود اقتصاد تولید نیست بلکه تولید یکی از آن راههاست و نگاه تک بعدی به مسائل این کشور نشان دهنده بی کفایتی مسئولین است. متاسفانه هیچکدام از مسئولین حرف جدیدی ندارند و همه از روی هم نگاه می کنند. همچنین توسعه روستاها و توسعه کشاورزی و دامپروری و دادن امکانات برای زندگی مناسب در روستاها هم ایده بسیار مناسبی برای عدم نیاز جوانان این کشور به استثمارگران است اما اگر این کارخانجات ضد آب بگذارند ابی بماند. (جالب است که مسئولین در خیلی جاها از توسعه روستایی هم حرف می زنند اما در کنارش از تولید بی برنامه صنعتی هم می گویند  که با هم در تضاد است.

برای اینکه ما هم تک بعدی نگاه نکنیم، خصوصی سازی برخی اوقات خوب است و برای برخی صنایع مثل صنایع غذایی و کالاهی رقابتی و ... خوب است اما برای همه صنایع بخصوص صنایعی که با ثروت ملی سروکار دارند سم است. خصوص سازی محدود اما با برنامه و نظارت شدید قابل قبول است اما نه خصوصی سازی افراطی. تولید خوب است اما نه هر حجم از تولید در هر جا و به هر قیمتی،  تولید نباید تنها راه امرار معاش جوانان بماند. (آقای جهانگیری تنها راه اشتغال جوانان را تولید و سرمایه گذاری خارجی می دانند که باز تک بعدی است)

از خوانندگان محترم خواهشمندم این مطلب یا گزیده ای از این مطلب را در بسیاری از وبلاگها و کانالهای اجتماعی قرار دهند تا پخش شود و اذهان عمومی از این وضع یک جانبه و تک بعدی خارج شود و نقد جدی صورت گیرد.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 فروردین 1396
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :119  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]