تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

متاسفانه اتفاق عجیبی که بعد از انقلاب اسلامی صورت گرفت وجود فرصت طلبانی بود که به همه چیز لفظ اسلامی اضافه کردند. به هر چیزی که ضد اسلام هم بود لفظ اسلامی اضافه کردند. خوب این شد که دین در جامعه را از بین برد. خرید کالای ایرانی به هیچ وجه حمایت از کارگر ایرانی نیست و این جمله یادآور این حرف موسی به فرعون در قرآن است"قوم مرا به بندگی خود کشاندی و این منتی است که بر من می نهی؟" استثمار و بندگی یک مشت با نام کارآفرینی و اشتغال آفرینی فراعنه زمان، همان منت گذاشتن بر بندگی است. اما راه و حل چیست؟ 

طبق آمار جمعیت سنی نشین رو به بالاست و اتفاقا استانهای سنی نشین از فقیر ترین استانها طبق ملاک و معیارهای دولتی هستند. اما چرا جمعیتشان رو به افزایش است و چطور خانواده در آن مناطق از ثبات بیشتری برخوردار است. برای اینکه افسارشان به دست فراعنه نیفتاد یا حداقل کمتر افتاد. تنها راه نجات از سلطه، جلوگیری از نفوذ سلطه است. جلوگیری از نفوذ سلطه تغییر فرهنگ در امر امرار معاش است و باید جلوی فرهنگ غلط در امر امرار معاش را گرفت. اگر به استانهای سنی نشین مراجعه کنیم، به وضوح امرار معاش اشتراکی و خانوادگی قابل درک است یعنی اعضای خانواده به طور اشتراکی لوازم امرار معاش را فراهم می کنند و اهل اسراف و خودنمایی به یکدیگر نیستند.  پسر خیلی اوقات از خانواده دور نمی شود بلکه در امرار معاش خانواده شریک است. زن و شوهر هم همینطور هستند اما در جوامع به اصطلاح شیعه (که در اصل اکثرا بی دین هستند) هر کس باید به تنهایی به فکر امرار معاش باشد و زن و شوهر هر یک برای امرار معاش به کارخانه یا شرکتی مراجعه می کنند خوب این راه سلطه کامل و نفوذ کامل فراعنه روز است که ادعای شغل آفرینی و روزی رسانی دارند. ما خودمان کاری کردیم که عده ای جسارت این را داشته باشند که خود را روزی رسان ما بدانند. ما باید فرهنگ اینکه زندگی فردی هویت برای ما می اورد را به زباله بیندازیم و کاملا با هم اتحاد داشته باشیم. امرار معاش فردگرا هیچ هویت درستی برای کسی نمی آورد و تنها راه نفوذ سلطه و اختلاف طبقاتی وحشتناک است و اساس فمینیسم است.

متاسفانه حتی در همین انجمن هم این فرهنگ غلط در برخی نوشته ها به چشم می خورد و با این فرهنگ هیچ گاه نمی توان با فمینیسم مبارزه کرد. در جوامع سنی نشین عمده منبع امرار معاش طبیعی است و اما در جاهای دیگر کارخانه ای و مصنوعی و ضد طبیعی و یا بر مبنای ربا خواری و ارزش افزوده حرص آور است. باید اصلاح جدی در شیوه و متد زندگی صورت گیرد تا آرامش و امنیت برگردد. 

شغل هویت نیست، اسراف و شیوه مصرف برتری نمی اورد بلکه تقوا که همان از خود گذشتگی است ملاک است. تقوا به معنای از خود گذشتگی است و هر تعریف دیگری از تقوا انحرافی است. تقوا نماز 20 ساعته خواندن نیست بلکه از خود و از نفس گذشتگی است و پیوستن به خدا و خلق  خداست. موفقیت دستاورد فردی نیست. موفقیت یعنی عملی که باعث شود خلق خدا آرامش و امنیت بیشتر احساس کنند و موفقیت به هیچ وجه نمی تواند فردی تعریف شود. متاسفانه صدا و سیمای دجال برنامه هایی تدارک دیده که در ان موفقیت به منزله دستاورد شخصی تعریف می شود. شما خودتان به برنامه های دورهمی، خندوانه و ... نگاه کنید ببینید موفقیت چه تعریف می شود؟ مگر می شود در کشوری که عده ای زیادی در استرس یک لقمه نان هستند کسی احساس موفقیت و خوشبختی بکند؟ احساس شرم و سرافکندگی از وضع موجود، اولین گام در راه ورود به جاده خوشبختی و موفقیت است. تلویزیون دربست در اختیار سرمایه دار ربا وار است. همه در تلویزیون از دستمزد نجومی خود و سفرهای فرنگی و احساس خوشبختی رذیلانه خود صحبت می کنند و این همان فرهنگ دجال است. فرهنگ نیاز کاذب در افراد ایجاد کردن که به قیمت نرسیدن نیازهای ضروری است. 

دوری از زندگی صنعتی و زیر بار نرفتن گرفتن مشاغل صنعتی را مترادف با ترک دنیا قلمداد می کنند، اما کلاه خود را قاضی کنید: بیکاری و عدم امکان ازدواج و تا سن 40 سالگی درس خواندن و لوازم زندگی خیالی را فراهم کردن به معنی ترک دنیا نیست؟ عدم ازدواج به بهانه نیازهای کاذب و توهمی ترک دنیا نیست؟ نیازهای ضروری مثل ازدواج را رها کردن ترک دنیا نیست؟ مجرد بودن در بطن جامعه صنعتی ترک دنیا نیست؟ طبیعت بکر را رها کردن و جلوی دود گند کارخانه بودن ترک دنیا نیست؟ مهم ترین شاخص ترک دنیا عدم ازدواج و فرزندآوری است که در جوامع غیر سنی و صنعتی ایران بیداد می کند. باید توجه داشته باشیم صنعتی که از ان صحبت می شود صنعت تهیه لوازم ضروری نیست بلکه صنعت انحصارگرای خصوصی و استثمارگر که قلبش ربا و ارزش افزوده بی حساب توسط ماشین هاست که یک عده را به خاک سیاه منشاند و یک عده را یک شبه ثروتمند می کند است و اصلا ایده یک شبه ثروتمند شدن با نام دانش بنیان و ... اوج رباست. 

صنعت و سبک زندگی که تفاوت بین افراد را به طور کاذب و نجومی بالا می برد ظلم آشکار است و باید از آن فاصله گرفت لذا نباید به اسم هویت یابی و شخصیت یابی و ... از خانواده خود جدا شده و به این ها بپیوندیم چه زن و چه مرد. مرد و زن ندارد. اینکه فقط به زن ها گیر بدهیم و فمینیسم فمینیسم کنیم اما خود فردوار و فردگرا در دامن چنگال سلطه گران بیفتیم، تنها آتش فمینیسم را شعله ور می سازیم. فمینیسم چیزی جز این فرهنگ نیست که البته این فرهنگ را سلطه گران فقط پیشنهاد کردند و ما باور کردیم و پذیرفتیم. بهتر است در مورد زندگی همان سنی نشینان بیشتر تحقیق کنیم و به ان مناطق برویم و یا فیلمهای آن را مشاهده کنیم می بینیم حتی با تحت فشار قرار دادن این مناطق، نتیجه سلطه گران معکوس از آب در آمد و آنها جواب نژادپرستی دینی را دادند و می توانند الگو باشند.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 5 مرداد 1396
نظرات()   
   

بی‌خیال‌ترین مادر دنیا، آتش‌نشانان را متعجب کرد


در حالی که جان یک کودک ۱ ساله به‌علت گرفتار شدن در داخل یک خودرو و گرمای طاقت فرسا در خطر بود، مادر وی بیشتر از اینکه به فکر فرزندش باشد به مال و منالش فکر می کرد.

 هنگامی که ماموران آتش‌نشانی چین در محل حادثه حاضر شدند و قصد داشتند تا جان این کودک را نجات دهند، با سوال عجیب این زن مواجه شدند.وی از ماموران پرسید: " تعمیر کدام یک از شیشه های ماشین برای او هزینه کمتری خواهد داشت؟ بعد از اینکه آتشنشانان به این زن گفتند که تعمیر شیشه های سمت مسافر، ارزان تر خواهد بود این زن اجازه داد تا همان شیشه را شکسته و جان کودک را نجات دهند.


نظرات()   
   

علم و دانش وسیله ایست برای کمال انسان، برای اشرف مخلوقات شدن و تقرب به خدا، متاسفانه همه مفاهیم مقدس یک ضد هم دارند که همان نام را دارد اما ماهیتی ضد آن مثل دین ضد دین،  علم ضد علم و ... علمی که امروزه وسیله سوداگری شده و عملا کیمیاگری سنتی را به شکل بسیار بدتر و گسترده تر رواج می دهد. این نوع از علم در صدا وسیما تبلیغ می شود تا فرهنگ سازی کند. علمی که آرمانش تبدیل مس به طلا و ثروت آفرینی یک شبه برای عده ای و فقر آفرینی برای عده ای دیگر است. علمی که نگاه هیز و نامشروع به طبیعت دارد و در صدد سوء استفاده از طبیعت برای سلطه جویی و استعمار و استثمار است. 

علمی که از دین ضد دین آغاز شد تا خودش ضد علم باشد. دین ضد دین دینی بود که کالج های مسیحی را در اروپا رواج داد و همان کالج ها که عمدتا توسط کشیش ها تاسیس شده بودند بعدها کم کم تغییر ماهیت داده و کانون علوم مدرن شدند که وسیله ای شد برای استعمار، حتی خود سردرمداران علوم مدرن هم چنین نیتی نداشتند و بسا اگر نتیجه تحریف و انحراف افکار خود را می دیدند بسی شگفت زده می شدند. اکنون این علم است که بلای جان جوانان شده است، اولا جوانان زیادی را وارد دانشگاههای قلابی کرد و اکنون آنها را بیکار و بی خانمان کرد و از آنها انتظار کیمیاگری دارد و اگر نمی توانند کیمیا گر باشندف انتظار استثمار یا بیکاری دارد.

ماهیت کیمیاگری سنتی رباست و شکل امروزی آن اوج رباست. تبدیل مس به طلا صاحب این  فن را یک شبه پول دار می کند و این گونه فکر ها کاملا ریشه زیاده خواهی دارد که معنی رباست. ربا یعنی فزونی طلبی و زیاده خواهی، کسی که هر روز مس را از مسگر می خرد و فردا به آن طلا می فروشد ارزش افزوده ای بسیار شدید از آن  گبرد و این ارزش افزوده را انباشته کرده و بسیار پولدار می شود و همان مس ها را هم می خرد و مسگر هر روز فقیر تر می شود و در نهایت مجبور می شود برای آن کیمیاگر کار کند و استثمار شود. این ماهیت استعمار است. این شکل از استعمار تنها به انسان القا می کند که برای امرار معاش باید با طبیعت جنگید و طبیعت را دشمن امرار معاش انسان می داند. خوب این تفکری است که امروزه از سوری صدا و سیما در برنامه هایی مانند از علم تا ثروت ترویج می شود. شرکتهایی که همه پرسنل آن عمدتا خانم هستند و صاحب آنان به عنوان کارآفرین و حتی روزی رسان در حد خداوند تصویر می شود. 

در این برنامه ها به جوانان و مردم القا می شود که انسان گویی هدفی جز اندیشیدن به کسب ثروت فزاینده ندارد و تمام اهداف و افکار انسان باید صرف آن شود. کجای این تفکر با پیشوایان اسلامی تناسب دارد؟ این تفکر انسان را از خود بیگانه می کند و انسان بیرون از خود به دنیال امرار معاش است در صورتی که اگر انسانها همه با یکدیگر برادر باشند و هوای یکدیگر را داشته باشند نه نیاز به ثروت یک شبه کیمایاگری دارند و نه هرگز فقیر می شوند که بخواهند به خاطر ترس از آن در تمام عمر خود فکر این را بکنند که چطور نمیرند و البته سرانجام می میرند.

البته که این تدبیرهای احمقانه مسئولین که در صدا و سیما ترویج می شوند هرگز جنبه عملی و واقعی نمی گیرد زیرا اگر دقت کنید برای تحقق یافتن این رویاهای خام از کلیه جوانان فارغ التحصیل که تعداشان به علت بی تدبیری مسئولین سر به فلک می کشند توقع مخترع بودن را دارد که هرگز عملی نیست. ببینید چه تصوری از انسان دارند، ابتکارو  اختراع برای یک لقمه نان!!!!! چه شیوه آسانی برای امرار معاش!! 

از خوانندگان محترم خواهشمندم این مطلب یا گزیده ای از این مطلب را در بسیاری از وبلاگها و کانالهای اجتماعی قرار دهند تا پخش شود و اذهان عمومی از این تبلیغات و القائات کمی فاصله بگیرند.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 7 تیر 1396
نظرات()   
   

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری از برگزاری جشنواره استعدادیابی دختران در سال جاری خبر داد.

سید علی شاهرخی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا خاطرنشان کرد: از سال 93 که در این کمیته فعال می‌کنم، برنامه‌های خوبی داشته‌ایم و کشور را به شش منطقه تقسیم کرده‌ایم و سه ماه یکبار به استان‌ها می‌رویم و با کمک هیأت‌های استانی و آموزش و پرورش استعدادیابی می‌کنیم.

وی ادامه داد: سال گذشته نیز برای نخستین بار جشنواره استعدادیابی در رده سنی نونهالان را در شهرستان گرگان برگزار کردیم که استقبال خوب بود و 20 وزنه‌بردار انتخاب کردیم و قصد داریم آنان را برای المپیک 2024 آماده کنیم.

شاهرخی تصریح کرد: این وزنه‌بردارها زیرنظر فدراسیون هستند و هر چند ماه یک بار به اردو می‌آیند و با برنامه‌ریزی درازمدت تلاش می‌شود که در آینده موفق شوند.

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری یادآور شد: امسال هم بعد از ماه مبارک رمضان این جشنواره به احتمال زیاد در استان مرکزی برگزار می‌شود و هر استان هشت سهمیه دارد.

وی با اشاره به تأیید لباس بانوان ایران توسط فدراسیون جهانی وزنه‌برداری، تصریح کرد: با پیگیری‌های فدراسیون کشورمان و طراحی لباس مناسب و باحجاب و موافقت فدراسیون جهانی از امسال شاهد شروع فعالیت بانوان کشورمان در این رشته خواهیم بود.

شاهرخی با بیان اینکه هیأت‌های استانی می‌توانند نواب رئیس بانوان را انتخاب کنند، افزود: در آینده کلاس‌های آموزشی مربیگری و داوری برگزار می‌شود و بعد از آن نیز جشنواره استعدادیابی دختران را در سال جاری برای نخستین بار برگزار خواهیم کرد.

دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری در پایان گفت: خوشبختانه فدراسیون در بحث استعدادیابی و کار روی پایه‌های توجه ویژه‌ای دارد و در این راستا اقدامات خوبی در استان‌ها نیز انجام داده است.


تحلیل:

ریس جمهور روحانی در سلسله اظهارات غلط خود بیان داشته اند : سی سال پیش ورزش بانوان (زنان) قابل تصور نبود اما اکنون زنان از قهرمانان هستند!
تفکر تفکری بود که با لب اسلام نمی خواند. برخی ظواهر اسلام بر لب اسلام پیروز شده بود!


انجمن حمایت از حقوق مردان:

بله نعوذ باالله لابد فاطمه زهرا و حضرت زینب قهرمان ورزش اسب سواری و شنا بوده اند و همچنین در شمشیر زنی نیز نایب قهرمان عرب بوده اند. منتها از آنجایی که درست از سی سال پیش به یکباره یک سری ظواهر بر لب اسلام پیروز شده بود ورزش و قهرمانی های زنان آن هم با حجاب کامل (کافی است در اینترنت سرچی کنید و فیلم و عکس های آن را ببینید تا به گناه نیفتید...) نیز متوقف شده بود.

3 نکته حایز اهمیت:

1- بر خلاف گفته ریس جمهور ما که بوی ناپختگی و زن گرایی می دهد امروز ظواهر غربی لب اسلام را پشت خود مخفی کرده است.
2- اگر ما تمایل داریم که آزادی ها و ارزش های غربی را تحت لقای اسلام به خورد ملت بدهیم و روشنکفری غربی را نهادینه کنیم چرا باید این همه سال به خودمان سختی می دادیم و بعد از ارتحال بنیان گذار این انقلاب و شهادت سران انقلاب که لب اسلام مورد نظر انقلاب  (که صد درصد اسلام آمریکایی نبود) را خیلی بهتر می دانستند این کار را بکنیم؟

3- عجب تقارب عجیبی بین اسلام و بیانات رهبری با این سخنان و تحلیل های ریس جمهوری و آنچه که تحت لقای لب اسلام نهادینه می شود وجود دارد!


نظرات()   
   

همانطور که از عنوان مشخص است، موضوع بحث تحلیل حوادث تروریستی است که در مرزهای ایران از جمله مرزهای اهواز و زاهدان و ... صورت گرفت و به کشته شدن تعدادی مرزبان انجامید تا حوادث تروریستی که در 17 خرداد سال 96 در تهران رخ داد. علیرغم ادعای امنیت در ماههای اخیر، اتفاقاتی رخ داد که  متاسفانه به عزاداری چندین خانواده منجر شد. زیرا قبل از این موضوع 17 خردا هم تعدادی مرزبان کشته شدند. چنانچه به جان انسانهای عادی اهمیت ندهیم می توان گفت که امنیت برقرار بوده است.

 امنیت موهبت الهی است که هرگز نصیب جامعه فاسد و لجام گسیخته نمی شود و صرفا با تدابیر اطلاعاتی و نظامی نمی توان بدان دست یافت. امنیت در جامعه اسلامی به معنای واقعی، در دراز مدت قابل تحقق است. امنیت برای زندگی، امنیت برای ازدواج، برای معیشت، امنیت فکر، امنیت برای کمال و ... همه ابعاد مختلف امنیت است و امنیت تنها به عدم تحقق رویداد تروریستی نیست بلکه ابتدا در هر جامعه باید امنیت در تمام ابعاد برقرار شود تا امنیت در حوزه عملیات تروریستی نیز تحقق یابد. برای بررسی این موضوع باید ریشه های ناامنی در تمام ابعاد را با چشم تیزبین مورد بررسی قرار داد. چرا در جامعه امروز ایران ناامنی و ترس جریان یافته است؟ و چرا افراد به اصطلاح مسئول ناامنی را کتمان می کنند؟ 

پس از انقلاب سال 57، مردم خط بطلان دور سیستم امپریالیستی و یا استکباری حکومت شاه کشیدند، حکومتی که از همه لحاظ وابسته به سیستم استکبار جهانی بود. بعد از انقلاب رهبر انقلاب امام خمینی و آیت الله طالقانی انقلاب را متعلق به پابرهنگان دانستند. چطور حکومتی متعلق به پابرهنه می شود؟ یعنی پابرهنه رییس جمهور می شود؟ مسلما بعد از رئیس جمهوری پابرهنه، پابرهنه کفش بر پا می کند و دیگر پا برهنه نیست مگر اینکه مرتب جای رییس جمهور و پابرهنه و یا زحمتکش عوض شود. در جامعه به معنای واقعی اسلامی اصلا جای تعجب نیست که یک رئیس جمهور بعد از سالها ریاست جمهوری به رفتگری بپردازد و یا کارگری کند زیرا الگوهای اسلام در صدر اسلام و حتی در صدر انقلاب هم همین گونه بودند. پیامبر و امام علی در برهه ای رهبر، در برهه ای، کشاورز زحمتکش، در برهه ای جنگنده، در برهه ای دارای زندگی کاملا اشتراکی، در برهه ای چوپان و ... بودند لذا نمی توان آنها را به قشر خاصی نسبت داد و گفت پیامبران و امامان به عنوان مثال از قشر روحانیون بودند همانطور که روحانیون واقعی هم روحانیت را به عنوان قشر نپذیرفته و کارهای مختلف می کردند که البته تعدادشان زیاد نبوده است. در اوائل انقلاب می توان از افرادی مانند دکتر چمران یاد کرد، فردی که هیچ گاه خود را از قشر تحصیل کرده فنی فرنگ رفته ندانست و نه از قشر ایدئولوگ و نه از قشر سیاستمدار که پیشه اش تعیین و تکلیف برای معیشت مردم باشد و نه حتی طراح اسلحه که البته می توانست این کارها را انجام دهد. افرادی چون بسیجیان مخلص اوائل انقلاب فاقد قشر یا لباس و یا طبقه خاص بودند و نماینده هیچ قشر، هیچ لباس و هیچ پیشه ای نبودند. البته این موضوع تنها مربوط به اوائل انقلاب نیست بلکه قبل از انقلاب نیز مبارزینی بودند که علیرغم اینکه می توانستند خود را قشری کنند نکردند، مثل آوینی، مثل شریف واقفی و ایت الله طالقانی و ... که علیرغم اینکه به راحتی می توانستند خود را به قشر خاص مربوط کنند و زندگی راحت و مرفهی برای خود درست کنند این کار را نکردند و حتی به جای مهندسی کارگری می کردند، به جای منبر رفتن شکنجه می دیدند و به جای شعر گفتن، جان خود را به خطر می انداختند.  انحراف از اسلامی بودن ریشه ناامنی در یک جامعه است. در این ناامنی تنها حکومت مقصر نیست بلکه حکومت و مردم یکی هستند و فقط در جامعه منحرف برخی مسئولین احساس فدرتمندی می کنند در صورتیکه در جامعه به معنای واقعی اسلامی، مسئولیت مرکز قدرت نیست و اصلا نباید و حق ندارد از اقتدار حرف بزند و اتفاقا مسئولین باید از مستضعف ترین قسمت جامعه باشد به این معنی که افراد آن نباید خود را به قشر سیاستمداران  نسبت دهند و نباید مداوم در ان بمانند بلکه مرتب باید بعد از ریاست در یک قسمت دوباره به مشاغل زحمتکشی و یا به توده های مردم بپیوندند به گونه ای که نتوان گفت فلانی سیاستمدار است. خدمت تنها در قالب ریاست خدمت نیست بلکه سلطه گری و استکبار است بنابراین خدمت باید متنوع باشد (باید توجه داشت که بحث رهبری از ریاست جداست زیرا پیامبر هم در تمام عمر خود رهبر بود اما متعلق به قشر خاص نبود و رهبران نظام هم ائم از آیت الله خمینی و خامنه ای، افرادی نبودند که تنها متعلق به منبر مساجد و یا حوزه علمیه باشند، به موقع مبارزه کردند، تبعیدی شدند، زندان رفتند ، کتک خوردند و عملیات نظامی هم انجام دادند). حفاظت و برقراری امنیت برای افرادی که تنها خود را رئیس تصور می کنند خیال باطل است و هرگز نمی توان با ابزار قدرت نمایی در برابر تروریستی که ترسی از کشتن خود ندارد بایستند. در برابر این عوامل باید جامعه الهی شود.

چنانچه به خدا اعتقاد داشته باشیم باید به عدل و حکمت خدا هم اعتقاد داشته باشیم تا بتوانیم ریشه مشکلات را دریابیم. در دنیای امروز ترور و وحشت به شکلهای مختلف وجود دارد، انواع اسلحه ها، انواع ویروسها و ... آیا خدا زمان پیدایش ویروسهای خطرناک حواسش نبوده و باید پزشکان به علت حواس پرتی خداوند راه و حلی پیدا کنند؟ آیا خداوند از لحظات عملیات تروریستی با خبر نیست و باید اطلاعاتی ها لحظات را پیش بینی کنند؟ آیا می توان با کسی که با نارنجک خود را منفجر می کند برخورد جدی کرد؟ اگر عقل را به کار بیندازیم متوجه می شویم که اغلب حرفهایی که در صدا و سیما از تریبون های مختلف شنیده می شود بوی جنون می دهد و حتی برخی اوقات جنونش از اقدامات تروریستی بالاتر می رود!!!!!!

در جامعه ای که عملیات تروریستی در آن رخ می دهد و برخی کشته می شوند صدا و سیما  به راحتی آن را کوچک می کند، متاسفانه دیشب در شب حادثه 17 خرداد در صدا و سیما جشن و پایکوبی برقرار بود و  عملیات را کور خواندند چون مسئولین تراز اول کشته نشدند و این اوج غرور و انحراف از اسلام است. گویی اینهایی که کشته شدند مورچه بودند، هر چند البته برخی مسئولین دفتر نماینده ها نیز کشته شدند اما در جامعه به معنای واقعی اسلامی جان همه انسانها باید اهمیت داشته باشد. جامعه اسلامی نباید جامعه کشتی تایتانیک باشد که اولیت نجات با اشراف باشد. جامعه اسلامی نباید جامعه ای باشد که در لحظه خون دادن عده ای (مراجعه کنندگان به نماینده ها کشته شدند و نماینده ای که باید پاسخگوی آن بود بی خیال به کار عادی خود مشغول بود)،  نماینده های مردم آن بی خیال به امور عادی خود مشغول باشند و این موضوع را از روی غرور فریاد بزنند. انکار عدم امنیت به گونه ای که ناشی از غرور و تکبر باشد و قول از بین بردن آن تنها با ابزارهای اطلاعاتی و نظامی هم انحراف بزرگی است و اصلا جنگ با خداست. زیرا هر امر ناخوشایندی نیز حکمتی دارد همانطور که بیماریها نیز حکمتی دارند و حکیمان از حکمت آن سر در می اورند، حکیمانی مثل بو علی سینا.

بیماری به طور واقعی به دست حکیم و با یاری خداوند قابل درمان است مثل شفا دادن عیسی، درمان کردن با مسکن ها و مخدرات حاصل ادعای درمان بیماری بدون در نظر گرفتن خداوند است. دقیقا همین موضوع برای امنیت در جامعه مصداق دارد. اگر حفظ امنیت به معنای حفظ جان عده ای خاص باشد معنایی جز غرور ندارد. جالب توجه است که متاسفانه انحراف از آرمانهای اسلامی به حدی است که در مناظره ریاست جمهوری امسال، آشکارا یکدیگر را به دزدی متهم می کردند اما خیلی عادی از کنار ان رد  می شدند به گونه ای که شاید دزدی در این جامعه امر بدیهی و به حق در میان اقشار به اصطلاح سیاستمدار است. لابد منظور از امنیت بالا، حفظ جان عده ای اختلاس گر است تا به راحتی بتوانند به اختلاس خود ادامه دهند و طوری از روی کبر حرف بزنند که ما اختلاس می کنیم و آن را حق خود می دانیم و کسی نمی تواند امنیت و اسایش ما را در خلال اختلاسهایمان به هم بزند. این تعریفی است از امنیت که از زبان بسیاری از افراد (البته نه همه افراد) در صدا و سیما شنیده می شود. اما این یک اصل بدیهی اجتماعی است که فساد و اختلاس بذر شدید ترین ناامنی ها و بیماری ها در جامعه است. فساد است که مردم را از هم دور می کند و بی تفاوت می کند لذا به سوی این مردم از سوی خود همین مردم شلیک می شود.

متاسفانه از جانفشانی برخی ماموران در حفظ امنیت سخنی گفته نمی شود و تنها امنیت با اقتدار نظامی و یا اطلاعاتی معرفی می شود و این در نهایت فرهنگ بدی در جامعه ایجاد می کند. زیرا فرهنگ جانفشانی و ایثار است که جامعه را امن می کند.

بحث طرفداری از تروریسم نیست، بلکه تروریسم هم ویروسی است که باید حکیمانه رفع شود و نه با مواد مخدر و تولید بیماریهای خطرناک تر. و باید در نظر داشت که کتمان چیزهایی که خداوند به آنها واقف است و اصلا نشانه هایی هستند که ما خود را با انها باید ببینیم، جنگ با خداست. 

در زمینه نا امنی در سالهای اخیر در کشورمان می توان به رویدادهایی که توسط خود صدا و سیما اعلام شده اشاره کرد:

- انفجار مسجدی در زاهدان با کشته شدن بیش از 30 نفر
- کشته شدن راننده و اگر اشتباه نکنم محافظ رییس جمهور سابق در سفر به زاهدان 
-کشته شدن دو بسیجی در زاهدان توسط گروه جند الله 
- کشته شدن مرزبان ها در زاهدان
- کشته شدن جنگلداران در جنگلهای مختلف کشور
- کشته شدن مسئول مبارزه با قاچاق در کردستان
- کشته شدن دو مرزبان در اهواز
-چندین مرتبه  کشته شدن سربازان در زاهدان
-کشته شدن تعدادی مسافر در جاده زاهدان 
- بمب گذاری در حرم امام خمینی در سال 1388 (بمب خنثی شد اما طی عملیات تروریستی علاوه بر بمب گذار، دو تن کشته و 8 تن مجروح شدند)
و ...

تازه اگر صحبت از کشته شدن از کارگران کارخانه فولاد (کارخانه تولیدی که این همه این روزها سنگ تولید به سینه زده می زنند و نه سنگ مردم، تولید استثمارگری که تنها قصد سوء استفاده از انسانها  را داشته و برای برقراری قشر سلطه گر ضروری است) و معدنچیان توسط استثمارگران و کارخانه داران چپاولگر پول و شرف و جان مردم نزنیم، خوب حالا این امنیت بالا که می گویند لابد تعریف خاصی دارد که ما نمی دانیم. احتمالا یا امنیت نسبت به کشورهای همسایه  مثل عراق است و یا احتمالا همان امنیت اختلاس گران و استثمارگران است. البته قدردانی از افرادی که با رعب و وحشت می جنگند (عمدتا از بسیجیان و از طبقات محروم جامعه هستند) پابرجاست اما متاسفانه برخی مبارزه با تروریسم را به شدت انحرافی کردند و فرهنگ غلط را در رابطه با این موضوع ترویج می کنند.

بحث بزرگنمایی در ناامن بودن ایران هم نیست فقط باید دانست اگر امنیت این کشور نسبت به کشورهای همسایه بالاست دسترنج مردم و شهدا است و نه صرفا اقتدار نظامی و اطلاعاتی، لذا در این جامعه مرگ یک نفر هم مسئولیت آور است و برای این جامعه زشت قلمداد می شود. در این جامعه مسئولین باید در صف اول قرار گیری در ناامنی های تروریستی باشند و باید همانند ناخدای کشتی آخرین افرادی باشند که کشتی را ترک می کنند و نباید بگذارند مراجعه کنندگان به آنها بمیرند و هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 18 خرداد 1396
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :119  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]