کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

همجنسگرایی در ورزش زنان

ما در این سایت بارها از همسان سازی زن و مرد در تمامی عرصه ها و عاقبت آن صحبت و انتقاد کردیم و نسبت به کسانی که خواستار امتیازات ویژه برای زنان بوده اند تا زن و مرد را همسان کنند توصیه کردیم که از این کار خود دست بکشند.
مشاهده رفتار های اجتماع و گزارش های منتشر شده که طبعا بسیاری از آنها شاید سری هم باشد، دقیقا تحلیل های ما را تایید می کند!

********************************
روزنامه «قانون» نوشته است: همواره در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم‌اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه‌سازی برای این تحریف بزرگ است.

مشکل روابط نامتعارف جنسی در ورزش ایران تابویی است که مدت‌ها کسی به آن نپرداخته است؛ اتفاق ناگواری که برخی معتقدند پرداختن به آن هم اخلاقی نیست.

در این گزارش قصد داریم به وجود این پدیده در فوتبال و فوتسال بانوان اشاره کنیم. هضم این اتفاق اگرچه مشکل است ولی مدارکی وجود دارد که آن را ثابت می‌کند. در این‌که این پدیده همه‌گیر نیست، شکی وجود ندارد. بانوان شریف و ورزشکار کشورمان با وجود تمام مشکلات و کمبود امکانات به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند. بارها در روزنامه قانون از آن‌ها گفت‌وگوهایی منتشر و تحسینشان کردیم. در این میان اما برخی هستند که با اقدامات خود می‌خواهند نام و کار ورزشکاران کشورمان را زیر سوال ببرند. مخاطب تمام این گزارش همین ورزشکارانند.

در این گزارش قصد نداریم افشاگری کنیم بلکه هدف ما این است که جامعه ورزش بانوان را از وجود برخی افراد بری کنیم تا خانواده‌های ایرانی با خیالی راحت‌تر فرزندانشان را به سمت ورزش بفرستند.

پرونده به کمیسیون اصل 90 رسیده!

وجود روابط نامتعارف در برخی ورزشکاران بانوی کشورمان مدتی است که شنیده می‌شود. اگر با این حوزه سر و کار داشته باشید کاملا در جریان آن قرار خواهید گرفت. ورزش بانوان به دلیل آنکه کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، این روزها درگیر یک معضل شده که نام آن «همجنسگرایی» است.

عبدالرحمن شاه‌حسینی که این روزها سرگرم بررسی گزارش کمیسیون اصل 90 در ارتباط با آلودگی‌ها در ورزش ایران است، در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «پرونده همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان این اواخر به دست ما رسیده و مفتوح است. این گزارش 80-70 صفحه است و به زودی بررسی می‌شود».

شاه‌حسینی که تمایلی به ارائه توضیح بیشتر در این‌باره نداشت، در ادامه گفت: «یکی از مراجع نظارتی گزارشی را در این‌باره به ما داده که همراه با تصاویری است، پرونده این گزارش مفتوح است و در کمیسیون اصل 90 مجلس بعدی بررسی خواهد شد؛ البته این گزارش خام است و نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد».

این صحبت‌ها باعث شد تا به سراغ موارد بیشتری در این موضوع برویم؛ بانوان تیم ملی فوتبال و فوتسال تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند و البته تعداد معدودی از آن‌ها اطلاعاتی در اختیارمان گذاشتند که بررسی آن‌ها جالب است. متأسفانه این بانوان اجازه ندادند نامشان را منتشر کنیم ولی نقل‌قول‌هایشان را می‌توانید در ادامه بخوانید. یکی از ملی‌پوشان فوتبال در همان ابتدای صحبت‌هایمان در این‌باره گفت: «وارد این ماجرا نشوید، این قصه سر دراز دارد».

او در ادامه ترجیح داد سکوت کند و درباره برخی از هم‌تیمی‌هایش صحبتی نکند. شاید بد نباشد اگر بدانید یکی از بانوان تیم ملی فوتسال هم که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی به وجود آورده، درگیر شایعاتی از همین جنس است؛ شایعاتی که البته قطعاً صحیح نیست.

برخی می‌گویند دلیل کنار گذاشتن او از تیم ملی و البته جنجال‌های فراوانی که به وجود آمد، همجنسگرایی‌اش با یکی دیگر از بانوان معروف تیم ملی فوتسال است. او در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «اگر این مسأله وجود داشت چرا در بازی‌های جهانی حضور داشتم؟ برای ذهن بیمار این دوستان باید تأسف خورد».

به هر ترتیب برخی از جمله شاه‌حسینی می‌گویند این اتفاق در فوتسال بانوان وجود دارد، یکی دیگر از بانوان تیم ملی فوتسال در این‌باره می‌گوید: «من نمی‌گویم همجنسگرایی در بین برخی ورزشکاران بانو وجود ندارد، بله وجود دارد ولی واقعاً همه‌چیز در حد شنیده‌هاست، من چیزی در این‌باره ندیده‌ام».

او در ادامه می‌گوید: «چند وقت پیش این ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخته بود و حتی کار به جایی رسید که در فدراسیون اخطارهایی به برخی بازیکنان دادند به عنوان مثال گفتند حق ندارید موهای سرتان را پسرانه بزنید یا به نوع پوششمان ایراد گرفتند».

این ملی‌پوش در پایان اظهار می‌کند: «به هر حال برخی ورزشکاران اقداماتی انجام می‌دهند که چون دور از رسانه‌ها هستند، دیده نمی‌شود. البته این را هم بگویم که موضوع همجنسگرایی یا دو جنسه بودن به صورت خیلی معدود دیده می‌شود ولی وجود دارد، به عنوان مثال برخی از بانوان ما دوست دارند عمل کنند و پسر شوند چون دوجنسه هستند ولی خانواده‌هایشان این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهند».

نگاه آخر

از بعد روانشناختی فرد همجنس‌گرا یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس‌باز معروف به‌خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی غرب هستند.

به هر ترتیب همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان اتفاق عجیبی است که خوشبختانه در حال پیگیری است. شاه‌حسینی و دستگاه قضا حالا درگیر ماجرای ناگواری شده‌اند. انتظارها این است که آن‌ها با قاطعیت به این ماجرا ورود کنند و ورزش ایران را از لوث وجود برخی آلودگی‌ها پاک کنند. کمیسیون اصل 90 باید ورای تصمیمات مصلحتی به دنبال جلوگیری از این اتفاق باشد تا مبادا دامن بانوان پاک ورزشکار ایران زمین آلوده به این اتفاقات شود.


نظرات()   
   

کاریکاتور فقیر و غنی
انکار نیازهای حیاتی یکی از بارزترین مصادیق کفر بشر است. کسی که نیازش را به آب و غذا نفی می کند. کسی که میل جنسی اش را انکار کند و رهبانیت پیشه کند. کسی که به دلیل فقر ناشی از ظلم، حاضر است که نیازهای حیاتی خود را انکار کند اما با ظلم مبارزه نکند. امروزه بسیاری از جوانان به شکلی دارند نیازهای خود را انکار می کنند و یا مخفی می کنند و همین باعث ظلم شدن به انهاست. قانع بودن و توسری خور بودن دلیل دینداری معرفی شده است که اتفاقا کاملا برعکس است. فقر را گردن تقدیر و آسمان و ... انداختن توجیه ظلم است زیرا اسمان و تقدیر از انسانها جدا نیست و خدا هم از انسان جدا نیست و مکانی در آسمان ندارد بلکه از رگ گردن به انسان نزدیکتر است. توجه داشته باشیم که برخی تا حدی نیازهای خود را انکار می کنند که باور می کنند که بدون آب و غدا زنده اند!!!! مانند عده ای از روحانیون که همچنین تصوری دارند و به همین منظور دست به سیاه و سفید نزده و دستشان به روی مردم(در گذشته) و امروز به روی دولت دراز است. به همین دلیل است که روحانی آبدارچی یا روحانی با مشاغل سخت به ندرت دیده می شود. زیرا فردی که ادعای زندگی ماورای دنیایی دارد اصلا گمان نمی برد که آب و غذایی می خورد که به ازای آن کار کند یا نیاز حیاتی شخص دیگری را تامین کند.
اولین راه مبارزه با فقر و ظلمی که منحر به فقر شده، انکار نکردن نیازهای خودمان است. همین انکار نیازها باعث شده که برخی احساس می کنند نیاز به خوردن آب و غذا ندارند و یادشان بروند که با خوردن آب و غذاست که زنده اند. لذا همین احساس را برای دیگران هم پیدا می کنند و باعث می شود در جهت رفع نیازهای حیاتی دیگران اقدامی نکنند که اولین عامل فقر است. فقر انکار و یا نادیده گرفتن نیازهای حیاتی در انسان است.
برای امرار معاش، تنها وسیله ارتباط و تعامل با دیگران است و انسانها از این لحاظ کاملا به هم وابسته بودند و هستند. هر چند برخی انسانها به دلیل کفر، نیاز خود را به دیگران انکار می کنند اما حقیقت چیز دیگری است. در طول تاریخ هر کس که فکر کرد که روزی اش از طریق تعامل با دبگر انسانها به دست نمی اید در صدد حذف دیگران و استثمار آنها بر آمد و البته استثمار شدگان نیز باید متوجه باشند که در ازای تامین نیاز اساسی برای یک نفر،  خودشان نیز باید یک رفع نیاز اساسی را از طرف مقابل  بگیرند. در تمدن مدرن انسانهای زیادی هستند که به ازای تامین نیازهای حیاتی خود هیچ نیاز حیاتی از کسی برطرف نمی کنند که این عامل فقر و ظلم وحشتناک امروزی به ویژه در ایران  است. چون در جوامع مدرن غربی، اعمال زور در همان سیستم انحرافی اوضاع را در حد بقای زندگی همه انسانها فابل تحمل کرده است اما در ایران این نیز وجود ندارد. برای این امر می توان بسیاری از مشاغل امروزی را مثال زد: کارمند صدا و سیما، کسی که هیچ نیاز حیاتی از کسی بر طرف نمی کند اما خودش نیاز حیاتی اش برطرف می شود. وی حقوق خود را از فرایند اکتشاف و استخراج نفت می گیرد اما خود کاری میکند که هیج ارتباطی با منبع روزی خود ندارد. مثل اینست که من در باغ یک نفر به عنوان باغبان کار کنم و بعد دستمزدم را از صاحب باغ دیگری دریافت کنم و این یک نوع نابجایی است و نابجایی هم ظلم است. شاید کارمند صدا و سیما یا بسیاری از کارمندان دیگر دولتی اعتراض کنند که به ازای کاری برای دولت از دولت پول می گیرد. اما آنها هیچ نیاز حیاتی از کسی را رفع نمی کنند اما خود نیاز حیاتی خود را رفع می کنند. این نوعی عدم توازن در سیستم روزی رسانی ایجاد می کند و عده ای را از سیستم روزی رسانی جدا می کند و چرخه تعامل انسانها در جهت رفع نیازهای حیاتی یکدیگر کامل نمی شود. درست مثل فردی که در خیابان می رقصد و انتظار دارد بابت این کار پولی بگیرد که البته این فرد بسیار محق تر است چون به دلیل بیکاری یا از سر ناچاری این کار را می کند.
مشاغل ضد کار زیادی هم وجود دارد. پس علاوه بر واژه بیکار باید واژه ضد کار هم تعریف کرد. بیکار کسی است که کار نمی کند و امرار معاش می کند مثل همان باغبان منتها به این صورت که  به عنوان باغبان به جایی برود اما هیچ کار نکند و مزد باغبانی دریافت کند. اما ضد کار کسی است که فعالیت هم می کند اما فعالیتش در جهت نان بری از انسانهاست. یعنی فعالیتش نه تنها نیاز حیاتی از کسی رفع نمی کند بلکه امکان تحقق نیاز حیاتی را نیز از دیگران صلب می کند. مثل بسیاری از مسئولین و مشاغلی که شرایط زندگی را پیچیده می کنند و مشاغل را بسیار محدود تر و پیچیده تر می کنند یا اغلب زنان شاغلی که جای مردان را اشغال کرده اند و به یمن حمایت های کثیف دولت و فمینیست ها روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود. یا مشاغلی فوت و فن گرایانه که شرایط  امرار معاش را روز به روز پیچیده می کند. مکتب فمینیسم هم در واقع زاییده تولید مشاغلی بود که زنانه بود.
مشاغل سودا گرایانه هم زیاد داریم که از طریق ایجاد نیاز کاذب در مردم امرار معاش می کنند مانند تولید کنند گان و قاچاقچیان مواد مخدر ، بسیار از کارخانه های تولید کننده کالاهای لوکسی که بشر در طول تاریخ هرگز بدان نیاز نداشته است، و بسیاری از پزشکان و وکلا و مشاوران و بیمه ها و  ... که از طریق ایجاد نیاز کاذب در انسانها و یا رعب و حشت در انسانها امرار معاش می کنند. برای همین پزشکان در ایران از مرض مردم لذت برده و از سالم بودن مردم هویت خود را از دست داده می بینند.البته موضوع پزشکان باز در برخی کشورهای غربی مثل آلمان و سوئد بهتر است. در انجا پزشکان ( برای هر منطقه پزشکان معینی تعریف شده که در مواقع اضطراری مانند آتش نشانی به آننها تلفن می شود) حقوق ثابت دریافت می کنند و لذا امرار معاشان به تعداد بیمار ربط ندارد و تازه به نفعشان هست که بیمارن کم باشند تا کمتر به دردسر بیفتند. پزشکی متعهد هم در ایران چنین پیشنهادی داد و در این جهت پیگیری کرد اما توسط برخی پزشکان خائن این کشور که تعدادشان بسیار زیاد است با ضربات چاقو به قتل رسید.
لذا یک دلیل اصلی فقر  و بیکاری عدم ارتباط و تعامل درست بین انسانها در برآورده کردن نیازهای حیاتی یکدیگر  است. توجه داشته باشیم این علت کاملا انسانی است و به ماورای طبیعه ارتباطی ندارد و اگر سرزمینی دچار قحطی هم بشود به دلیل هوشمند بودن طبیعت (طبیعت هم مامور خداست) است زیرا طبیعت وقتی ببینید که انسان از ان استفاده نمی کند و تمام نعمتهایش به تعداد محدودی از جامعه می رسد و هدر می رود لذا دیگر به بشر سرویس نخواهد داد. در ضمن باید دانست که بیکار تنها آن کسی نیست که کاری ندارد و در خانه مانده و بدون کار امرار معاش می کند بلکه بسیاری از افراد علیرغم داشتن به اصطلاح کار در اصل بیکار هستند و یا ضد کار. در پستهای آینده با همین نام، این موضوع به صورت عمیق بررسی خواهد شد و دلایل استثمار مورد بحث قرار خواهد گرفت.

اصناف


نظرات()   
   

بهائیت


در پی انتشار خبر دیدار فائزه هاشمی با چند نفر از عناصر فرقه بهاییت، نظر آیت الله هاشمی رفسنجانی در این زمینه پرسیده شد.


به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: فرقه ضاله بهاییت یک فرقه استعمار ساخته و منحرف است که همیشه با همین انحراف شناخته شده و ما همیشه از این فرقه تبری جسته ومی جوییم.

اما فائزه هاشمی رفسنجانی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته که از دیدار با عضو ارشد بهائیان پشیمان نیستم.

به گزارش تسنیم، فائزه هاشمی رفسنجانی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به موضوع دیدارش با یکی از اعضای ارشد فرقه ضاله بهائیت گفته است: هیچ کار خلافی نکرده، پشیمان نیستم و کسانی که به این دلیل حمله می‌کنند دغدغه دین ندارند.

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به رفتارها در قبال اعضای این فرقه ضاله، سخنان عجیبی بیان کرده و در حمایت از بهائیت می‌گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. فکر نمی‌کنم فرقی برای آنها [بهائیان] بکند این قضایا و شاید اصلاً بدشان هم نیاید که این‌قدر مطرح باشند. موضع من نسبت به بهایی‌ها، موضوع حقوق بشری است. اینکه ما به‌عنوان دین این گونه تبعیض قائل شویم، درست نیست.....

شایان ذکر است چند روز پیش آیت الله بطحایی از هاشمی رفسنجانی خواسته بود در خصوص دیدارهای فائزه با بهائیان به وی تذکر دهد {لینک}

+فتیله فمینیست های ایرانی با سوخت بهائیت{لینک}


آیت‌الله مکارم‌شیرازی گفت: دیدار دختر یکی از شخصیت‌های معروف سیاسی با یکی از سران مجرم فرقه ضاله بهائیت، جرم و از نظر شرعی قابل تعقیب است.

به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، گفت: شنیدیم دختر یکی از شخصیت‌های معروف سیاسی به دیدار دوستانه یکی از سران مجرم فرقه ضاله بهائیت رفته و در مجلسی یکی از سران این فرقه ضاله از او عملا تشکر کرده است.

وی به این کار اعتراض شدید کرد و ادامه داد: اینجانب منتظر بودم ببینم کسی اعتراض می‌کند یا نه؟ دیدم متأسفانه خبری نیست. تا اینکه امروز شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است.

این مرجع تقلید تصریح کرد: ولی چرا دیگران سکوت کردند؟ مگر این کار یکی از منکرات مسلم نیست؟ آیا جای نهی از منکر ندارد؟ بنده به سهم خود اینگونه کار‌ها را شدیدا محکوم می‌کنم و معتقدم این جرم از نظر شرعی قابل تعقیب است، زیرا تقویت دشمنان اسلام و دشمنان نظام از نظر شرعی جرم محسوب می‌شود و می‌توان مجرم را تعقیب کرد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی خاطرنشان کرد: باید توجه داشت مخالفت ما با فرقه ضاله، تنها به خاطر دشمنی آن‌ها با اسلام و توطئه بر ضدّ مسلمانان نیست بلکه آن‌ها به یقین جزء عوامل بیگانه مانند آمریکا و اسرائیل هستند. مهم‌ترین مرکز این فرقه در آمریکاست و مرکز مهم دیگری از آن‌ها در اسرائیل است و در طول تاریخ حیات منفور آن‌ها، همواره دشمنان اسلام به عنوان یک ابزار از آن‌ها استفاده کرده و می‌کنند و ممکن است این گونه کار‌ها مقدمه‌ای برای به رسمیت شناختن آن‌ها باشد.


نظرات()   
   
یکشنبه 26 اردیبهشت 1395  12:09


جای گشت نامحسوس در برخی فضاها خالی است!
ذوق زدگی مسئولان از دیدار با ...


تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک


تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

برگرفته از سایت تابناک


نظرات()   
   

بهائیت


مدتی است که به فعالیت ها و سایت ها  و خواسته های فعالان حقوق زن ، نشریه های توقیف شده فعالیت هایشان در دانشگاه های مختلف، مقاله پراکنی ها و تحقیق های جهت دار آنها در دانشگاه می نگرم. همیشه برایم این جای سوال وجود داشته است که در اندیشه اینها که خواستار برابری حقوق بین زن و مرد تحت لقای عناوین فریب دهنده حمایت از حقوق زنان و کودکان، جلوگیری از ظلم به زنان ، عدالت جنسیتی و ... هستند چه تناسبی با اسلام می تواند داشته باشد تا جایی که بسیاری از خواسته های آنها نتاقض اساسی و واضح با آیات کلام الله مجید دارد؟!!!

اسلام که دین عدالت است چگونه است که با عدم تناسب بین حقوق و وظایف جور در می آید که فمینیست های ایرانی تحت لقای اسلامی مشتبه خواستار برابری بین زن و مرد هستند در حالی که حقوق و وظایف آنها یکسان نیست؟ چگونه می شود بدون دست زدن به وظایف زنان و حتی کاستن آن خواستار حقوق برابر آنها با مردان شد؟!!!!

چگونه است که خواسته های پلیدشان را منطبق با اسلام می دانند و خواستار تغییر احکام الهی هستند تا اسلام را طبق خواسته های خود تعریف کنند؟!!!

شب گذشته (شب هفتم شعبان 1437 هجری قمری) در خواب مردی روحانی را دیدم که گفت من جواب سوال تو را می دانم. گفتم کدام سوال؟ خندید و گفت اگر می خواهی بدانی دشمنان امام زمان عج و کسانی که کمر به گمراهی زنان و خانواده و به شیشه گرفتن خون شما مردان بسته اند چه کسانی هستند و فتیله آنها از کجا می سوزد آن را در بهائیت ضاله جستجو کن.

صبح که از خواب بیدار شدم گوشی را برداشتم. من قبلا فقط شنیده بودم که بهائیت یک فرقه ضاله است که فعالیت هایی را در کشور انجام می دهد. اصلا نمی دانستم که عقاید آنها چیست. خلاصه گوشی را برداشتم و کلمه بهائیت را جستجو کردم.

به نتایج خوفناکی رسیدم که یکی از آنها بر خلاف قرآن کریم زن و مرد را به لحاظ حقوق برابر می دانست حتی اگر وظایف آنها مختلف باشد!

مثل اینکه در یک شرکت همه یک اندازه حقوق بگیرند خواه هر سمت و هر وظیفه ای داشته باشند!

در تعجب فراوانم از اینکه آنطور که میدانیم از زمانهای قبل ز انقلاب مومنین از جمله نواب صفوی و روحانیون همیشه به حکومت های وقت توصیه میکردند که جلوی تبلیغ اندیشه های مخرب بهائیت گرفته شود.

اما حالا در کمال تعجب می بینم اندیشه های آنها تحت لقای روشنفکری دینی چه با آب و تاب از دهان برخی خارج می شود. و حتی چه تحقیق ها و سایت هایی که این آموزه ها در آن مستتر بوده و غیر مستقیم یا مستقیم القا می شود!

خدایا به تو پناه می بریم.

امیدوارم گمراهان این راه از روی عمد دچار این کژ روی نشده باشند. من همیشه سایت الف را مطالعه می کنم جالب است که به طور اتفاقی امروز درست بعد از دیدن این خواب و این نتیجه گیری به مطلب زیر از سایت الف برخورد کردم (البته شخصا هیچ گونه نظری ندارم در مورد شخصی که در لینک اشاره شده است ولی بعنوان گواهی بر فعالیت و تاثیر گذاری این فرقه ضاله بر تفکرات حاکم بر برخی افراد و تشکل ها به آن اشاره می کنم):

+  آیت‌الله هاشمی به فائزه تذکر جدی بدهد

(سوره آل عمران آیه 85): وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ

(استاد الهی قمشه‌ای: هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست ، و او در آخرت از زیانکاران است.


برگرفته از سایت مردان ایران

سایت مردان ایران


نظرات()   
   

پس از بیان چند و چون این لایحه منحوس و ضد خانواده، به تحلیل آن خواهیم پرداخت:

لایحه تامین امنیت زنان

تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در پنج فصل و 81 ماده

زهره الهیان نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، اولین کسی بود که خبر از تدوین لایحه‌ای درخصوص امنیت زنان و کودکان و در دو حوزه خشونت‌های اجتماعی علیه زنان و خشوت‌های خانگی با همکاری مرکز امور زنان و مرکز پژوهش‌های مجلس داد و درست یک ماه پس از آن در اسفند ماه سال 90، نشستی پیرامون پیش‌نویس لایحه تأمین امنیت زنان با حضور تنی چند از اساتید، وکلا و صاحب‌نظران این حوزه در مرکز امور زنان و خانواده وقت برگزار و پیش‌نویس لایحه در قالب 5 فصل و 93 ماده تدوین شد و پس از 6 بار ویرایش در آذر ماه سال 91 در پنج فصل و 81 ماده تقدیم هیأت دولت شد.

لایحه تأمین امنیت زنان شامل چه کسانی می‌شود؟
به گفته دکتر سید علی کاظمی که کار تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را برعهده داشته، برای نگارش این لایحه به سه منبع رجوع شده است که این منابع عبارت‌اند از: فقه، تجارب و اسناد بین‌المللی و ضرورت‌های جامعه و تجارب حقوقی کشور خودمان. براساس ماده 2 لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت، زنان بالاتر از 18 سال و زنان متأهل زیر 13 سال مشمول حمایت این لایحه می‌شوند. البته، زنان متأهل زیر 13 سال، هم مشمول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت قرار می‌گیرند و هم مشمول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان می‌شوند.

تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان
فصل نخست لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت به تعریف کلیات و اصطلاحات پرداخته است. این اصطلاحات شامل انواع خشونت از قبیل خشونت جسمی، روانی، جنسی و اقتصادی و آزار و مزاحمت جنسیتی، جرایم ناموسی، خودآزاری و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه است. در فصل دوم لایحه، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان با عضویت نمایندگان دستگاه‌های مرتبط پیش‌بینی شده است. همچنین، وظایف دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حکومتی در این خصوص به تفکیک احصا شده و ایجاد بانک اطلاعات جامع از قربانیان خشونت برای گردآوری آمار منسجم و نیز نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها لحاظ شده است.

زنان قربانی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند

در فصل سوم لایحه، آیین دادرسی و رسیدگی ویژه، علاوه بر قانون آیین دادرسی کیفری برای موارد مشمول این لایحه در نظر گرفته شده است. از آن جمله، پذیرفتن اعلام شکایت یا گزارش م‍ؤسسه‌های مددکاری و مشاوره و مراکز اورژانس اجتماعی در مواردی که بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، و نیز گزارش‌ها و درخواست‌های مکتوب یا شفاهی که هویت گزارش‌دهندگان و نویسندگان آن‌ها مشخص نیست؛ درصورتی‌که دارای قراین معقول و متعارف باشند، به‌عنوان جهات قانونی شروع به تعقیب، پذیرفته می‌شود. همچنین، مراکز درمانی و پزشکی و مؤسسه‌ها و کلینیک‌های مددکاری و مشاوره مکلف هستند در صورت مواجهه با خشونت علیه زنان، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام کنند و در صورت عدم امکان اعلام یا پیگیری شکایت از سوی زن قربانی، مؤسسه‌های مشاوره و مددکاری و مراکز اورژانس اجتماعی می‌توانند به نمایندگی از او شکایت کنند.

در این لایحه پیش‌بینی شده است تا در هر حوزه قضایی، شعبه یا شعبی از دادگاه‌های کیفری برای رسیدگی تخصصی به موضوعات خشونت علیه زنان اختصاص یابند و همچنین، در هر دادسرا، به تناسب تعداد پرونده، شعبه یا شعب بازپرسی، به‌صورت تخصصی، عهده‌دار رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان گردند و دادگاه‌های ویژه رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان با حضور رییس دادگاه یا دادرس و نیز قاضی مشاور زن تشکیل شود و در صورت لزوم حضور مددکار نیز در جلسه دادگاه فراهم شود. مطابق این لایحه زنان قربانی جرایم موضوع این قانون در تمامی مراحل دادرسی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند.

در فصل چهارم لایحه به جرم‌انگاری در راستای اهداف این لایحه پرداخته شده است. در این فصل، علاوه بر مرتکبین جرایم، برای افراد محرک و ترغیب‌کننده و سایر اشخاصی که در وقوع جرم مداخله دارند نیز جرم‌انگاری شده است. یکی از نکات حائز اهمیت در این فصل، تفکیک جرایم موضوع این قانون به عمومی و خصوصی است. به‌نحوی که جز در چند مورد، تعقیب جرایم منوط به شکایت شاکی خصوصی نیست و در صورت گذشت شاکی خصوصی، تعقیب موقوف نخواهد شد و همچنین در این فصل برای برخی شرایط خاص، مجازات‌های مشدده در نظر گرفته شده است.

در فصل پنجم لایحه، قانون‌گذار به سایر مقررات پرداخته و از آن جمله پیش‌بینی کرده است تا در مواردی که زوج مرتکب تکرار خشونت‌های موضوع این قانون علیه زوجه شود، صدور حکم بر محکومیت او از مصادیق عسر و حرج زوجه جهت درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش خواهد بود. همچنین، مقرر می‌نماید درآمدهای حاصل از وجوه دریافتی و جرایم نقدی موضوع این قانون در اختیار صندوق حمایت از بزه‌دیدگان قرار گیرد.

جرم‌انگاری سطوح مختلف خشونت جنسی

هر یک از فصول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت شامل جزئیاتی می‌شوند. برای نمونه، در این لایحه برای مقابله با خشونت جنسی، علاوه بر تعریفی که از خشونت جنسی مطرح شده، در چهار سطح شامل تجاوز جنسی، تعرض جنسی، آزار جنسی و مزاحمت جنسی جرم‌انگاری صورت گرفته است. در مورد این چهار مؤلفه در قوانین جزایی کشورمان فقط در ماده 619 قانون مجازات اسلامی به بحث تعرض به زنان و اطفال در معابر اشاره شده، اما در این لایحه به طور کامل به این مؤلفه‌‌ها پرداخته شده است.

جرم‌انگاری برای سوءاستفاده‌کنندگان از مشاغل مرتبط با زنان/ توجه به خشونت اقتصادی و نشوز مرد
یکی دیگر از موارد جرم‌انگاری‌شده در لایحه، خشونت روانی است که سعی شده حدود آن مشخص شود. از دیگر مواردی که برای آن جرم‌انگاری شده، سوءاستفاده از آسیب‌پذیری زنان در ارتکاب جرم و سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجتماعی مثل ارتکاب جرائم توسط پزشکان، وکلا و کارشناسان رسمی، اساتید دانشگاه و غیره است که بنا به موقعیت‌های شغلی با زنان جامعه در ارتباط هستند؛ درصورتی‌که این افراد مرتکب رفتارهای مجرمانه مذکور در این لایحه شوند، ضمانت اجراهای کیفری معتنابهی برای این جرایم در نظر گرفته شده است. به‌عنوان مثال، در ماده 22 این لایحه، افرادی که با مجوز رسمی در امور عمومی فعالیت دارند، اگر با سوءاستفاده از موقعیت خود یا وضعیت آسیب‌پذیری دیگران، مرتکب جرایمی شوند که در این لایحه آمده است، علاوه بر مجازات مقرر، حسب مورد به ابطال پروانه و یا ممنوعیت از 1 تا 5 سال از فعالیت مربوطه محکوم می‌شوند.

خودداری از ادای شهادت نیز از موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به شمار می‌‌رود. بدین صورت که اگر کسی شاهد خشونت علیه زنان باشد و از ادای شهادت با توجه به دعوت قبلی خودداری کند، مرتکب جرم شده است. خشونت اقتصادی، افشای اطلاعات و نشوز مرد از دیگر موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به‌شمار می‌رود.

در لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت علاوه بر جرم‌انگاری‌های پیش‌بینی‌شده، به کیفیات و جهات مشدده نیز توجه شده است و مواردی مانند استفاده از سلاح سرد یا گرم، سم یا اسید، تکرار یا استمرار رفتار به‌ویژه در بحث آزار و مزاحمت جنسی، تعدد مرتکبان در بحث مزاحمت جنسی، تعدد بزه‌دیدگان در تجاوز جنسی که حکایت از حالت مجرمانه دارد یا سازمان‌یافتگی جرایم به‌ویژه در مواردی مثل بهره‌کشی و سوءاستفاده از زنان، همگی مشمول کیفیات مشدده جرم می‌شوند. وجود سمت یا منصب قانونی برای فرد مرتکب جرم درصورتی‌که مرتکب از این سمت سوءاستفاده کند، از جهات کیفیات مشدده شخصی محسوب می‌شود.

مراجع درمانی موظف به گزارش جرایم علیه امنیت زنان هستند

نحوخ برخورد با افرادی که مرتکب رفتارهای خشونت‌بار ذکرشده در این لایحه می‌شوند، متفاوت است. اعمال کیفر و مجازات در این لایحه به‌عنوان آخرین مرحله پیش‌بینی شده و در صورت وخامت رفتارها و شدت برخورد‌ها، راه‌کارهایی در نظر گرفته شده است. مطابق این لایحه وقتی بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، از سوی مؤسسه‌های مددکاری یا کلینیک‌های مددکاری، اعلام جرم خواهد شد. همچنین، در مواردی با ملاحظه شأن و کرامت بزه‌دیده، مقرر شده است که بزه‌دیده مکلف به شرح و تشریح جزییات ماجرا نباشد. مراجع درمانی در این‌گونه جرایم علیه امنیت زنان موظف هستند مراتب را به مراجع قضایی اطلاع بدهند.

در نظر گرفتن مأموران زن آموزش‌دیده برای مراحل تحقیقات، محرمانه‌بودن مشخصات بزه‌دیده در زمان تشکیل پرونده تا خاتمه آن، پیش‌بینی نهادهای میانجی‌گر، ترک تعقیب و تعلیق تعقیب و... از جمله نوآوری‌های این لایحه است. تشکیل دادگاه‌های تخصصی، غیرعلنی‌بودن جلسات، حضور قاضی مشاور زن، محرمانه‌بودن مذاکرات و عدم انتشار آن‌ها نیز از دیگر گام‌های این لایحه در جهت تأمین امنیت زنان به‌شمار می‌رود.

توقف لایحه تأمین امنیت زنان در کمیسیون لوایح دولت

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح دولت دهم متوقف ماند؛ زیرا در قسمت تدابیر قانونی این لایحه پیشنهادهایی برای وضع مجازات‌های جدید یا تشدید مجازات مرتکبین شده بود که از دیدگاه اعضای کمیسیون لوایح، این مسأله جنبه قضایی پیدا می‌کرد و طبق تفسیر شورای نگهبان، لوایحی که جنبه قضایی دارند، باید با همکاری قوه قضاییه ارایه شوند. به همین دلیل با نزدیک‌شدن به پایان کار دولت دهم، این لایحه از دستور کار کمیسیون خارج شد و متوقف ماند.

بخشی از ایرادات موجود در این لایحه:

1- مثل همیشه این لایحه مانند سایر لوایح خارج شده از این بخش نامیمون از دولت رویکرد فمینیستی و جنسیتی داشته و جنس مرد را مجرم فرض کرده است
.

2- موارد مطروحه در این لایحه در اغلب موارد خشونت هایی است که جنسیت بر نمی تابد و ممکن است همین خشونت ها حتی شدید تر هم نسبت به مردان اعمال شود خواه از طرف زنان و خواه از طرف جامعه و مرد اصلا بعنوان عضوی از خانواده مورد حمایت این قانون نیست. لذا این لایحه به دلیل حمایت صرف از زنان محکوم به شکست حتمی است.

3- با نگاهی به وضعیت لایحه مشخص می شود که عرصه بیش از حد بر مردان تنگ می شود و دامنه جرم انگاری ها در حدی وسیع است که گویی عبور از کنار زن هم خشونت محسوب گردد و لذا این سبب جریح شدن مردان ، احساس عدم تسلط بر زندگی و در نتیجه خشونت بیشتر را از جانب آنها بر زنان رقم  خواهد زد.
زیرا وقتی قانون محدودیت و سختگیری زیادی اعمال کند نتیجه عکس خواهد داد. یعنی وقتی که یک مرد تحت فشار قرار بگیرد و به سادگی مجرم شناخته شود بدیهی است که وقتی آب را از سر گذشته ببیند دست به اقدامات خطرناکی خواهد زد و این خود آمار جرم و خشونت را بالاخواهد برد و جمیع این موارد سبب کاهش تمایل به ازدواج  خواهد شد.
البته این دقیقا چیزی است که معاونت زنان در صدد آن است زیرا از این طریق موفق خواهند شد تا بودجه بیشتری را برای حمایت از زنان و افزایش زنان سرپرست خانوار و در نتیجه افزایش سهم بودجه برای حمایت از آنها در لوایح بودجه دریافت کنند و بصورت نقسیم سلولی میتوز و میوز به رشد ویرانگر خود ادامه دهند.

4- ایجاد این خود باوری در مرد که تو میتوانی خشونت کنی از دیگر بارهای منفی این لایحه است. یعنی مرد خود را یک مهاجم بالفطره می بیند و این در وجودش نهادینه میشود و این ناشی از نگاه این قانون است.

5- با نگاهی به شمول لایحه می بینیم این لایحه لایحه ای است که در پی گیر انداختن و مجرم انگاری طیف گسترده ای از افراد است و مثلا شهادت ندادن یک فرد را هم مصداق خشونت معرفی می کند.
بدیهی است که این لایحه با افزایش دعاوی خانوادگی، پرونده های بسیار زیاد و بیهوده ای را روانه دستگاه قضایی خواهد کرد و افراد زیادی را درگیر خواهد کرد و این می تواند قوه قضاییه را فلج کند.

و هزاران پیامد منفی دیگر که مجال گفتن آن نیست.


نظرات()   
   
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395  14:23

متاسفانه در این وبلاگ خیلی به ندرت در مورد روزی و رزق و نقش آن در فروپاشی خانواده صحبت شده است. بگذارید یک نگاه به دستاورد دولت ها پس از انقلاب اسلامی داشته باشیم.

1- در سالهای اولیه انقلاب استخدام توسط دولت به مرور محدود شد. توجه داشته باشید که محدود کردن استخدام تفاوتی با با اصطلاح پارتی بازی ندارد. بگذارید با اصطلاحات مکارانه و شیادانه آشنا باشیم. وقتی از 10000000 نفر یک نفر استخدام می شود حتی اگر این یک نفر با پارتی بازی هم انتخاب نشده باشد باز ظلم آشکار و بزرگی است. این بدین معناست که از میان این همه متقاضی روزی یک نفر واجد شرایط کسب روزی است. اما روزی حق هر انسان خلق شده توسط خداوند است زیرا اگر قرار بود انسانهای زیادی بدون روزی بمانند، حکمت خلقت آنها توسط خداوند زیر سوال می رفت هر چند این شیوه تقسیم روزی را نیز شیادانه یه خدا نسبت می دهند که ظلمی بزرگ است و بزرگتر از آن ظلم، پذیرفتن این ظلم تحت نام قضا و قدر الهی توسط مظلومان است.

2- کشاندن مردم به شهرهای بزرگ: دولت ها با افزایش تدریجی ظرفیت دانشگاهها و ... بسیاری از جوانان را به شهرهای بزرگ کشاندند و زندگی روستایی و کشاورزی را بسیار در نزد مردم زشت جلوه دادند. ورود به دانشگاهها را برای مردم جهت کسب روزی و یا ... ضروری جلوه دادند هر چند که اصلا ضروری نبود. این اولین گام در پیچیده کردن شرایط کسب روزی بود و حواسمان باشد این پیچیده سازی ها در نهایت به قتل و غارت مردم جلوه منطقی و حق می دهد.

3- محدود کردن شرایط کسب روزی حلال غیر دولتی و بها دادن به کسب روزی حرام: مقصود از کسب روزی حرام ایجاد سیستمی است که یک نفر به صورت فردگرایانه و البته متصل به دولت بزرگ می شود و بقیه حذف می شوند و بعد می گویند:"در اسلام مرزی برای پولدار شدن وجود ندارد." اما ما در احادیث داریم که مسلمان نمی تواند بی تفاوت به فریاد مسلمان دیگر باشد. اما با این سیستم عملا اکثر افراد فریاد می زنند و یک نفر خوش و خرم می نشیند و می گوید اسلامی عمل کردم.

4- ایجاد بیکاری در سیستم زندگی شهرنشینی و از بین بردن روستاها و مناطق طبیعی زیبتی خلق شده توسط خداوند: اصولا جامعه شهر نشین در مجموع بسیار مصرف کننده است. یکی از دلایل مصرف زدگی انسان امروز نسبت به گذشته افزایش شهرنسینی است که در مجموع افزایش دریوزگی را هم به ارمغان آورده است. دقت کرده اید که زنان در تاریخ سنتی از لحاظ امرارمعاش وابستگی بسیار کم تری نسبت به زنان شهر نشین به مردان داشته اند؟ اما خبری از فمینیسم نبود. این نکته بسیار تامل برانگیز است. برای اینکه در آن سیستم هر انسانی هویت طبیعی خود را بهتر از اکنون داشت. دولت ها روز به روز شرایط کسب روزی را سخت کرده اند و گویی کسب روزی کم کم به امری محال تبدیل می شود که از ابتدایی ترین حق مردم است. دلیل آن بستن امکان اشتغال و کسب روزی است که صحرای کربلا را به وجود آورده است.

5-دریوزه کردن مردم: مردم در این دوره بسیار به دولت وابسته اندو دولت امروزه در تمام مسائل خصوصی مردم دخالت می کند. مردم امروز که اکثرا به واسطه درشت شدن به اصطلاح اسلامی برخی افراد بسیار فقیر و بیکار شده اند دست به دامان همه چیز شده اند از جمله بیمه ها و بانک ها و موسسات مالی

6- دست گذاشتن دولت روی نقاط ضعف مردم و دیکتاتوری و اعمال فشار شدید بر مردم: چتد صباحی است که دولت در صدد بستن سود سپرده های بانکی است که بسیاری برای خود در بانک به عنوان سرمایه جمع کرده اند و خیلی از افراد که توانایی کار کردن ندارند و یا بیکارند به واسطه همین سودها امرار معاش می کنند. باید در نظر داشت این ضعف بزرگی است که مردم برای امرار معاش وابسته به سود بانکی شوند و نشان دهنده اوضاع افتضاحی است که قابل وصف نیست اما سیر اقدامات دولت که در بالا گفته شد باعث این امر شد و با این کار مردم عملا برده دولت شده و دولت روزی بگیر مردم شده است. بیش از 80 درصد سپرده ها متعلق یه 20 درصد سپرده داران است. اما نرخ سود بدبختی که مقدار کمی در بانک دارد با گردن کلفت وابسته به دولت برابر است. اگر مالیات هم بگذارند برابر است. این انصاف این مدیران خبیث است. قیمت بلیط مترو برای فقیر و غنی یکسان است و این از عدالت اسلامی است. از یک طرف می گویند می خواهیم نرخ سود را کم کنیم تا نرخ تورم کم شود. ترخ سود کم می شود اما همه چیز بسیار احمقانه و بدون دلیل منطقی گران می شود. مثلا قیمت بلیط مترو 10 برابر می شود اما قیمت بنزین 1.5 برابر. چه کسی مترو سوار است و چه کسی بنزین سوز؟ مترو سوار قشر مستضعف جامعه است.

7- ایجاد اصطلاحات تمسخر آمیز برای قشر مستضعف و حتی فرزانه.: کسی که پول ندارد بی عرضه است! بیکاری از بی عرضگی و تنبلی است!!!! توجه داشته باشید که با این اصطلاحات تنها می خواهند اعتماد به نفس جوانان را بگیرند تا در صدد احیای حقوق خود نباشند. اول از خود بپرسیم پولداران امروز چه کسانی هستند جز بی تفاوت ها به درد مردم و جز عامل درد مردم و دزد و غارتگر مردم؟ کارکنان و کارآفرینان چه کسانی هستند؟ جز کسانی که فن دزدی از بیت المال را می دانند و بدان تکیه دارند؟ اشتغال ها و کارهای امروزی با درامد لازم برای امرار معاش مناسب چیست؟ جز دزدی با ترفندهای مختلف. امروزه تمام شرکت ها و ارگانها کار اصلی شان ظلم و غارت است. درست است که پیش بینی شده در آخرزمان خوبان و فرزانگان و عاقلان به دلیل حکومت ضد ارزش ها، خانه نشین شده اند و جامعه جولانگاه ظالمان می شود. بله دقیقا همین امر اتفاق افتاده است لذا تحت تاثیر اصطلاحات تمسخر آمیز نباشیم که همگی برای توجیه ظلم اند.

از خدا طلب صبر و استقامت برای مبارزه با دولت های کثیف و شرکت های دست نشانده و ظالمان فاسق امروزی داریم. علیرغم تمام مشکلات یاد شده، یه زودی  تمام کالاهای مصرفی  و سیستم اقتصادی کثیف امروزی پوچ می شوند و برای همین خدا در قرآن می گوید انفاق کنید قبل از اینکه چیزی برای داد و ستد وجود داشته باشد!!!!! این آیه حتی اگر به قیامت هم اشاره داشته باشد باید بدانیم یک قیامت زمینی و دنیوی علاوه بر قیامت اصلی وجود دارد که همان اخرزمان در مذاهب است. یعتی پوچ شدگی تمام سیستم های روزی رسانی ظالمانه امروزی. سیستمی که مانند یزید و شمر راه روزی و حتی آب را دارد به روی مردم می بندد و ادعای محق بودن هم دارد.


نظرات()   
   

فمینیست مولاوردی

در اقدامی ضد فمینیستی ، دوستداران خانواده ، فیسبوک و جی‌میل مولاوردی را هک کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده از هک شدن حساب‌های کاربری خود در جی‌میل (gmail) و فیسبوک(facebook) خبر داد.

وی در متن کوتاهی نوشته است: "سلام دوستان. متاسفانه تا اطلاع ثانوی حساب فیسبوک و جی‌میل من هک شده است."


شایان ذکر است سیاست های نامناسب در زمینه خانواده که در بسیاری موارد در تضاد با انصاف و دیدگاه اسلامی است سبب نارضایتی بسیاری شده است.


نظرات()   
   

                                                                                                    Image
مریم میرزاخانی استاد دانشگاه آکسفورد در آمریکاست. ایشان از برندگان المپیاد ریاضی و از زنان سرشناس تحصیل کرده در غرب محسوب می شود. زمینه های کاری او بیشتر در زمینه توپولوژی (یکی از زیر شاخه های علم ریاضی) می باشد. 
مریم میرزاخانی شاید چهره علمی مناسبی باشد ولی بیش از یک چهره علمی بودن بیشتر شخصیتی رسانه ای دارد. جالب اینکه هر دو گروه رسانه های داخل و خارج قصد دارند او را به نحوی به خود مرتبط  کنند. اجازه بدین از این مورد سریع تر رد بشیم و وارد مسائل مهمتر بشیم.
مهمتریت دستاورد سال های اخیر میرزاخانی مربوط به برنده شدن جایزه فیلدز در ریاضیات است. این جایزه بالاترین جایزه علمی درریاضیات محسوب می شود و هر چهارسال به ریاضیدانان برجسته که کارهای علمی برجسته ای انجام داده باشند تعلق می گیرد. این جایزه به افتخار جان چارلز فیلدز در کنگره جهانی ریاضیات داده می شود و مخصوص ریاضیدانان زیر 40 سال است. 
هیچ زنی تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده است و میرزاخانی اولین زن برنده این مدال است. بعد از پخش خبر پیروزیه میرزاخانی موجی از جنجال های رسانه ای چه در داخل و خارج به راه افتاد. همینک تمامیه زنان به میرزاخانی همچون یک قهرمان نگاه می کنند.
اما سوال مهم اینجاست که آیا میرزاخانی با لیاقت خودش این جایزه رو برنده شده و یا مسائل سیاسی زیادی پشت پرده وجود داشته!!! درست مانند داوری که از تیم میزبان در یک مسابقه ورزشی حمایت جانب دارانه میکند. آیا در مورد میرزاخانی هم چنین رخ داده است.؟
برای بررسی بیشتر تحقییقات ایشان کارنامه تحقیق ایشون رو در سایت معروف Researchgate بررسی می کنیم. نمیدونم چقدر به impact factorآشنایی دارید. این نسبت ارزش یک مقاله رو مورد سنجش قرار میدهد بطوریکه هرچه عدد ان ببرای مجله ای خاص بالاتر باشد اعتبار مجله بیشتر است.  اما تعداد مقالات علمی این خانم 17 عدد بود با مجموع impact 19.07 والبته در بسیاری از مقالات ایشون نویسنده اصلی نبودند.
بنده همچنین موفق شدم کارنامه دو تن از ریاضیدانان برنده این جایزه در سال 2014 رو هم پیدا کنم. یکی از اونها Hailer نام داشت که 101 مقاله چاپ شده داشت و مجموع impact مقالاتش 99.14 بود ودیگری Garces که 112 مقاله چاپ شده با مجموع 43.98 داشت.  البته من سایر برنده ها رو به علت کمبود وقت نتونستم پیدا کنم ولی در اولین فرصت اونهارو براتون لیست خواهم کرد و برای این کار شاید مجبور بشم مستقیم دانشگاه ها و کارنامه هاشون رو چک کنم که ممکنه زمان بر باشه. 
خوب اما نتیجه. آیا جوایز علمی در مورد زنان با سخت گیری بسیار کمتری داده میشه؟ ظاهرا تمامی شواهد جمع شده اینو ثابت میکنه. و آیا این خودش نوعی تبعیض جنسیتی علیه مردان نیست.....
در یک کلام فقط اینو میشه گفت هیچ وقت فریب رسانه ها رو نخورید برای اینکه اونها یک روز شلوار پاره پوشیدن رو نماد آدم های بدبخت و بیچاره و روزه دیگه اونو نماد و سمبل مد و زیبایی قرار میدهند و تو دلشون به ما ها میخندن و در ضمن هرگز فریب مستندات فمنیست ها رو نخورین چون اونها با تبعیض عنوان کسب می کنند و بعد فریاد می زنند که با وجود تبعیض علیه زنان ما موفق شدیم و طالب زیاده خواهی های بیشتر میشن.
ادامه دارد


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

ذکری علوش
متاسفانه زنان با پا گذاشتن به عرصه های سیاسی بستر را به فضای فمینیستی و خاله زنک بازی تبدیل می کنند و همین امر هم باعث می شود در کنار درایت پایینی که دارند مسئولین به شدت بی کفایتی باشند.
ساکنان بغداد از انبوه زباله‌ها در مناطق مسکونی و خیابان‌های اصلی و فرعی پایتخت به ستوه آمده و تاکنون تلاش کرده‌اند روشی برای جلوگیری از انباشته‌شدن زباله‌ در خیابان‌ها ابداع کنند. گروه‌های غیردولتی عراقی نیز اعلام کرده‌اند برای برگزاری تظاهرات با هدف برکناری «ذکری علوش»، شهردار بغداد، آماده خواهند شد و در تظاهرات‌های بعدی، خواهان برکناری علوش خواهند شد. فعالان عراقی از «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر عراق، خواسته‌اند تا برکناری شهردار بغداد را نیز جزء اصلاحات خود قرار دهد؛ اصلاحاتی که چندی پیش به دستور خود العبادی متوقف شد. اما مردم عراق نیز مانند لبنانی‌ها بر این باورند که دو دلیل برای فساد وجود دارد: نخست هدردادن اموال عمومی و دوم سوءمدیریت.

شایان ذکر است بر اساس آنچه به گوش می رسد(ممکن است درست نباشد) این زن با لابی سپاه بدر عراق و با حمایت الحشد الشعبی (نیروهای مردمی عراق) به این سمت منصوب شده است.
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که این انتصاب چند روز پس از سفر معاون محیط زیست خانم معصومه ابتکار به عراق به بهانه ریزگردها صورت گرفت.(خود معصومه ابتکار هم بارها مورد اعتراض قرار گرفته و بی کفایتی او مبرهن است + )
و یا +

در برخی از سایت های زنان در ایران از اقدام انتساب این زن تجلیل شده بود و او را بعنوان الگو برای زنان ایرانی معرفی می کردند!
بدیهی است که این دختر مجرد با سن و تحصیلات بالا نمی تواند الگوی مناسبی برای یک زن مسلمان ایرانی باشد!

هر چند معاون زنان ریاست جمهوری چند روز پیش اعلام کرده بود که با الگو گرفتن از زندگی حضرت معصومه س با صرف هزینه های هنگفتی به دنبال این است که مثلا با نهادینه سازی سبک زندگی حضرت معصومه س  کمک کند به اینکه دختران مجرد بدون دغدغه به زندگی مجردی خود تداوم بخشند.
البته صحبت از زمان و مکان و موقعیت خاص زندگی حضرت معصومه چیزی است که فمینیست ها همیشه از بیان آن فرار می کنند!


نظرات()   
   


عاطفه یحیی آغا
یکی دیگر از اسناد خیانت زنان به کشورهایشان:
حمله به دفتر رئیس‌جمهوری کوزوو با کوکتل مولوتف

ایسنا: مهاجمان نقاب‌پوش با کوکتل مولوتف به دفتر «عاطفه یحیی آغا» رئیس‌جمهوری کوزوو که در حال کناره‌گیری از قدرت است حمله کردند. به گفته پلیس کوزوو مهاجمان با شکستن شیشه‌ دفتر عاطفه یحیی آغا، وسیله انفجاری خود را به داخل پرتاب کردند. این تازه‌ترین حمله به ساختمان‌های دولتی است. پیشتر هم با کوکتل مولوتف و تخم‌مرغ به دفاتر مقام‌های ارشد حمله شده بود. مخالفان دولت کوزوو از سپتامبر گذشته روند کار پارلمان را مختل کرده اند و حامیان آن در اعتراض به توافق‌های مرزی صربستان با مونته‌نگرو که به گفته آنها نقض حاکمیت ملی کوزوو است، با پلیس درگیر هستند.


نظرات()   
   
دوشنبه 24 اسفند 1394  14:20
نوع مطلب: (اخبار ،) توسط: میلاد حمیدی

دیلما روسف

قابل توجه کسانی که ورود زنان به عرصه سیاسی و کرسی های قدرت را زمینه کاهش فساد و برقراری صلح و عدل می دانند!

صدها هزار برزیلی در یکی از بزرگترین اعتراضات خود به خیابان ها آمده و خواستار کناره گیری خانم دیلما روسف رئیس جمهوری این کشور شدند.

به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری رویترز از شهرهای بزرگ سائو پائولو و برازیلیا، این تظاهرات گسترده که نشان از خشم مردم برزیل داشت ممکن است کنگره این کشور را به استیضاح روسف یک رهبر چپ گرا ترغیب کند.

این تازه ترین تظاهرات در جریان موجی از راهپیمایی های ضد دولتی بود که اواخر سال گذشته شتاب خود را از دست داد ولی نزدیک شدن زمان تحقیقات درمورد فساد فزاینده درمحفل داخلی روسف باعث شد تا از نو شتاب گیرد.

از شهر مانائوس در جنگل آمازون گرفته تا مرکز تجاری سائوپائولو و برازیلیا پایتخت برزیل ، معترضان یکصدا خواستار برکناری روسف شده و فشار بر قانونگذاران را برای پیش بردن طرح استیضاح دو چندان کردند. این در حالی است که چند هفته پیش چنین به نظر می رسید که این طرح محکوم به فناست.

برآوردهای پلیس از اطلاعات گردآوری شده از بیش از150 شهر حکایت از آن دارد که حدود سه میلیون برزیلی در این تظاهرات شرکت کرده اند.


نظرات()   
   

Image

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ طی روزهای گذشته خبری از سوی رسانه ها منتشر شد که شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهوری ایران در امور زنان اظهار کرده بود: «روستایی را در سیستان و بلوچستان داریم که تمامی مردان آن روستا اعدام شده‌اند.»

وی با ابراز نگرانی از بی‌مسئولیتی جامعه در قبال بازماندگان خانواده های اعدام شده افزوده است: «بازماندگان آنها امروز قاچاقچی بالقوه هستند؛ هم از این نظر که بخواهند انتقام پدران خود را بگیرند هم برای تامین منابع مالی خانواده ها، اما هیچ حمایتی از این افراد نمی‌شود.»

این خبر با حمایت رسانه های معاند و ضد نظام همراه شد تا جایی که به یکی از مهمترین سوزه های خبری آنها تبدیل شده و گزارش های متعددی مبنی بر عدم رعایت حقوق بشر در ایران منتشر کردند.

پیگیری های اولیه خبرنگار دانا جهت یافتن این روستا بی نتیجه ماند و مولاوردی هنگامی که با خبرنگار دانا در این زمینه مواجه شد بدون پاسخ به این سوال اظهار داشت که اگر می خواستم نام روستا را بگویم قبلا اعلام می‌کردم.

در همین راستا برخی از مقامات محلی استان سیستان و بلوچستان ادعای مولاوردی را رد کرده و گفتند همچین روستایی در استان سیستان و بلوچستان وجود ندارد.

جمال زهی مدیر کل امور شهری و روستایی استانداری سیستان و بلوچستان نسبت به این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: بنده به عنوان مدیر کل امور شهری و روستایی از وجود روستایی که تمام مردان آن اعدام شده اند بی اطلاعم خانم مولاوردی بر اساس چه استنادی چنین صحبت و اظهار نظری از استان کرده اند.

در ادامه واکنش ها، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در صحن علنی مجلس در تذکری به رئیس جمهور خواستار پیگیری اظهارات معاونت زنان ریاست جمهوری در مورد وضعیت خانواده های معدومین و قاچاقچیان در سیستان و بلوچستان شدند.

زهره طبیب زاده، فاطمه آلیا، لاله افتخاری، فاطمه رهبر و حمید رسایی نمایندگان مردم تهران و نیره اخوان نماینده مردم اصفهان در تذکری به رئیس جمهور در لزوم پیگیری اظهارات معاونت زنان ریاست جمهوری در مورد وضعیت خانواده های معدومین و قاچاقچیان در سیستان و بلوچستان تذکر دادند.
سید باقر حسینی نماینده مردم سیستان در خصوص ادعای خانم معاون ضمن تکذیب چنین ادعایی اظهار داشت: چنین روستایی که مردان آن اعدام شده باشند، وجود ندارد مگر اینکه آن روستا زیر 5 نفر جمعیت داشته باشد که آنهم بعید است.
محمد علی حمیدیان، معاون رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان گفت: مسئولین قضایی استان پیگیر این مسئله به صورت جدی خواهند شد؛ به هیچ عنوان چنین روستایی در سیستان و بلوچستان وجود خارجی ندارد و این گفته کذب است.
معاون رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان با بیان اینکه بهتر است خانم ملاوردی به جای هزینه تراشی برای نظام به فکر مسائل مهمتری در حوزه کاری خود باشد، ادامه داد: در صورت وجود چنین روستایی  که قطعا وجود ندارد هم پرداختن به این موضوع از سمت معاون رئیس جمهور کار صحیحی نیست و تشویش اذعان عمومی را در پی دارد.
وی در رابطه با برخورد مسئولین قضایی سیستان و بلوچستان با این مطلب گفت: پس از پیگیری این مطلب مسئولین قضایی استان پیگیر این مسئله به صورت جدی خواهند شد.
حجت الاسلام علی اکبر کیخا، امام جمعه زابل با کذب خواندن ادعای معاون رئیس جمهور در خصوص روستاهای سیستان و بلوچستان، اظهار داشت: بازتاب سخنان به دور از واقعیت و بدون تحقیق رئیس جمهور سبب شد تا چهره استان محروم تر و مظلومیت مردم بیشتر شود.
امام جمعه زابل با بیان اینکه مسئولین قضایی و نمایندگان مردم به طور جد پیگیر این ادعا باشند، بیان کرد:  برای جلوگیری از اقدامات و ادعاهای این چنینی مسئولین این موضوع را به طور جد پیگیری نمایند تا دیگر کسی با ادعاهای کذب فرصت های منطقه را تبدیل به تهدید نکند.

مولوی عبدالرحیم ریگیان پور، امام جمعه اهل سنت میرجاوه هم در اعتراض به اظهارات مولاوردی گفت: چنین ادعایی عجیب است، مردم و مسئولین سیستان بلوچستان چنین روستایی که تمام مردان آن اعدام شده باشند را سراغ ندارند و ظاهرا برخی بدون شناخت از این استان درباره مردم آن اظهار نظر می کنند.

وی در ادامه به توجهات مقام معظم رهبری به مردم سیستان و بلوچستان اشاره کرده و گفت: متاسفانه برخی بدون شناخت از این استان فقط به دنبال جلب توجه افکار عمومی و رسانه ها هستند و معاون رییس جمهور از کجای دنیا صحبت می کند ما در طول این 37سال چنین روستایی ندیدیم، چرا برخی افراد سعی دارند تا چهره بدی را از این استان منعکس کنند در حالیکه مردم این استان مرزدارانی غیور، با فرهنگ و باغیرت هستند.

امام جمعه اهل سنت میرجاوه با انتقاد از سخنان مولاوردی گفت: باتوجه به شرایط کنونی کشور و اینکه همیشه انگشت اتهام دشمنان درباره نقض حقوق بشر به سوی ماست بیان چنین مطالبی غیرواقعی، صحیح نیست و  فقط  آب در آسیاب  می ریزد.

از طرف دیگر اهالی سیستان و بلوچستان نیز نسبت به این اظهارات واکنش نشان داده و بیان چنین مسائلی را توهین به اهالی سیستان و بلوچستان دانستند. این اهالی در معتقد هستند که چنین اظهاراتی شأن و منزلت استان سیستان و بلوچستان را زیر سوال می برد و مولاوردی به خاطر توهین خود باید از این مردم عذرخواهی کند.

روستائیان در برخی از شهرستان های سیستان و بلوچستان نیز در اعتراض به اظهارات مولاوردی کمپین " توهین به روستاییان ممنوع" را به راه انداختند.

احسان الله ریگی، بخش دار بخش لادیز در استان سیستان و بلوچستان هم در واکنش به اظهارات معاون رییس جمهور اظهار کرد: به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی روستاهای ما از لحاظ زیرساختی ، آبادانی های مدنی و رعایت حقوق انسانی، تفاوت چشمگیری با قبل از انقلاب دارند و ما چنین روستایی سراغ نداریم.

وی افزود: بیان چنین صحبت هایی از طرف معاون رییس جمهور در مورد روستاهای استان سیستان و بلوچستان ممکن است مورد سوء استفاده رسانه های معاند  و ضد انقلاب قرار گیرد و مسئولین باید با تحقیق ، پژوهش و شناخت بیشتری درباره وضعیت استان ها اظهار نظر کنند.

وی خاطرنشان کرد: لازم است تا مسئولین مشاورینی آشنا با وضعیت استان ها و قومیت ها داشته باشند و با اطلاعات صحیح و تحقیق و بررسی کامل اظهار نظر کنند تا زمینه برای سوء استفاده دشمن فراهم نشود.

اظهارات مولاوردی تنها چند روز مانده به برگزاری انتخابات با توجه به مانور شبکه های معاند و ضد نظام بر روی آن می توانست تا حد زیادی انتخابات در سیستان بلوچستان را به حاشیه براند.

سرویس : اخبار لادیز 


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

 
عاطفه خالقی - دوران جدید اروپا که از قرن شانزدهم با نهضت فرهنگی‌‌‌اجتماعی نوزایش (رنسانس) خود را از قرون وسطی متمایز ساخت؛ در‌واقع، نتیجۀ قیام طبقۀ‌ متوسط شهری ضداقتصاد فئودالی بود و سبب شد که طبقۀ جدیدی به‌نام طبقۀ سوداگر (بورژوازی) نبض تحولات اقتصادی را به‌دست گیرند. بورژوازی بر اقتصاد بازرگانی و صنعتی تکیه داشت و حیات خویش را در گرو مبادلۀ آزاد تجاری می‌دید. این طبقه اساساً به ارزش‌های اخلاقی پا‌یبند نبود و سود‌جویی و لذت‌خواهی در کانون توجه این قشر نوپا قرار داشت و از‌همین‌رو، به ترویج ارزش‌های مادی و فرد‌گرایانه پرداخت و فلسفۀ ‌زندگی تازه‌ای پیشِ ‌روی انسان غربی نهاد.۱ این فلسفۀ جدید زندگی بر پایۀ ۵ اصل اساسی استوار است که قبل از ورود به بحث معیار ارزشمندی نقش در جوامع مدرن به تبیین این اصول می‌پردازیم.

۱. اومانیسم  
شاید اگر ادعا کنیم که بنیان تمدن غرب بر پایۀ اومانیسم استوار است، چندان به‌گزاف سخن نرانده‌ایم. «در قرن پانزده و شانزدهم میلادی که کلیسا بر اروپا حاکم بود، رشد علم و عقلانیت از‌طرفی و بروز فساد و بی‌کفایتی در تدبیر جامعه از‌سوی کلیسا از‌طرفی ‌دیگر، باعث شد اعتماد بشر به دین و مذهب کم‌کم رنگ باخته و منجر به‌کنار‌رفتن دین از عرصۀ مدیریت و تدبیر جامعه شود و پس از آن، رابطۀ هر فرد با خدا به‌صورت شخصی و در حیطۀ روابط فردی تعریف شود. بدین‌ترتیب، انسان در غیاب خداوند، محور و غایت همه چیز قرار گرفت و عقل او ملاک تشخیص حق از باطل تلقی شد و خود درصدد برانداختن طرحی نو برای زندگی خویش برآمد.»۲

۲. فردگرایی   
این طرز تلقی از انسان و نسبت وی با خداوند، موجب پر‌رنگ‌تر‌شدن روحیۀ فرد‌گرایی و اهمیت‌یافتن فردیت انسان‌ها شده و هویت جمعی آن‌ها اهمیت خود را به‌مرور از‌دست داد. فرد‌گرایی بر ارزش‌های فردی افراد همچون آزادی و حقوق اجتماعی و برابری تک‌تک افراد تأکید داشته و به‌جز منافع فردی و لذت‌های مادی افراد هیچ منبع دیگری را برای تعیین ارزش‌های جامعه دارای صلاحیت نمی‌داند. انسان در این جوامع به کلی امید خود را از ماوراء بریده و آرزوها و لذت‌هایش را در زمین جست‌وجو می‌کند؛ لذا در این گفتمان که لذت‌گرایی مهم‌ترین بخش تفکر آن است، تفسیر فرد از واقعیات است که به آن‌ها معنا و ارزش می‌دهد.  

۳. تکثر‌گرایی ارزشی یا پلورالیسم   
وقتی تلقی تک‌تک افراد از واقعیات بیرونی سبب معنی‌دار‌شدن و رد و اثبات آن‌ها می‌شود، خودبه‌خود شاهد وقوع نسبیت‌گرایی ارزشی و پلورالیسم در جامعه خواهیم بود؛ چراکه درک افراد از ارزش‌ها و پدیده‌های اجتماعی با هم متفاوت است و هیچ دلیلی برای ترجیح و غلبۀ فهم کسی بر دیگری وجود ندارد و همه در انتخاب سَبک زندگی و نگرش آزاد هستند؛ به‌عنوان مثال، میان یکتاپرستی و بت‌پرستی در غرب هیچ تفاوت ارزشی وجود ندارد و همۀ این‌ها چون انتخاب افراد هستند، ارزش دارند.

۴. دموکراسی  
در این فضای شکل‌گرفته در غرب تنها عامل بازدارنده و محدود‌کنندۀ آزادی و امیال افراد، قانون و هنجارهای پذیرفته‌شده و تأیید‌شدۀ جامعه است که آن هم، برخاسته از رأی و نظر غالب افراد جامعه است. در این جوامع، نهاد قانون‌گذار و مجری قانون توسط تک‌تک افراد جامعه انتخاب می‌شود و این مردم هستند که امکان و اجازۀ کنترل بر رفتار خود را به نهادی به نام حکومت تفویض‌کرده و هر زمان هم که اراده کنند، می‌توانند این امکان را از آن سلب کنند.

۵. لیبرالیسم   
فلسفۀ وجود حکومت و نیز قوانین و هنجارها، تنها حل‌و‌فصل‌کردن مشکلات و مسائلی است که از تضاد احتمالی آزادی‌های فردی انسان‌ها در جامعه به‌وجود می‌آید؛ به‌عنوان مثال، وقتی کسی مرتکب قتل یا تجاوز یا هر جرم دیگری می‌شود این عمل او تنها به‌دلیل اینکه حقوق و آزادی فرد دیگری را نقض‌کرده است، جرم محسوب می‌شود وگرنه، رفتارهایی همچون زنای محصنه و شرب علنی خمر و استفاده از پوشش‌های زننده در جامعه جرم محسوب نمی‌شود و حکومت حق دخالت در آن‌ها را ندارد.   

۶. سکولاریسم  
از‌آنجاکه در دنیای مدرن، هیچ منبعی غیر از منافع تک‌تک افراد شأنیت تعیین ارزش‌ها و هنجارهای مقبول جامعه را ندارد؛ مذهب نیز از این قاعده مستثنی ‌نبوده و حق دخالت در زندگی اجتماعی افراد را ندارد و فقط به‌عنوان نوعی سَبک زندگی که افراد به دلخواه خود آن را انتخاب می‌کنند، موضوعیت می‌یابد.   

۷. معیار ارزشمندی نقش در جامعۀ مدرن   
لیبرالیسم اقتصادی که آن را «نظام سرمایه‌داری» نیز می‌خوانند و مبتنی‌بر تبادل آزاد سرمایه و آزادی‌ عمل سرمایه‌دار است، درپِی مفاهیم، نظریه‌ها، روش‌ها، شاخص‌ها، روابط و سیاست‌هایی بود که به توسعۀ ثروت بینجامد. در ادبیات سرمایه‌داری کار، سود، بازار و کارفرما عناصری تعیین‌کننده‌اند؛ بنابراین می‌توان حدس زد که در این ادبیات، ارزشمندی مقوله‌ای است که بر پایۀ تعریفی مادی از انسان، بدون توجه به اصول ثابت اخلاقی و با معیار‌ قرار‌‌گرفتن موقعیت‌های اجتماعی فرد و جایگاه وی در تولید ثروت و در تبادل آزاد سرمایه تفسیر شود.   

دخالت مؤثر در تولید ثروت و کسب درآمد باعث افزایش قدرت خرید افراد و به‌تبع آن، گرایش بیشتر به‌سمت مصرف‌گرایی می‌شود و خواه‌ناخواه فرهنگی مبتنی‌بر این گزاره که «مصرف بیشتر، اعتبار و آبروی بیشتر» شکل می‌گیرد و از طرفی نیز کسب درآمد باعث استقلال فردی شده و قدرت تصمیم‌گیری براساس منویات فردی و شخصی را افزایش می‌دهد. با نهادینه‌شدن این معیارها، زنان اروپایی رفته‌رفته به این احساس دست یافتند که زنان در سراسر تاریخ در موقعیت فرو‌دست بوده‌اند؛ چون نه مناصب اجتماعی در میان آنان دست‌به‌‌دست شده و نه ثروت مستقیماً در‌ دست آنان بوده است. از‌‌این‌رو، دستیابی به مشاغل درآمد‌زا و احراز مناصب اجتماعی به مطالبه‌ای برای زن غربی در فضای اجتماعی پس از انقلاب فرانسه تبدیل شد۳؛ لذا با عنایت به مقدمۀ بالا می‌توان معیار ارزشمندی نقش‌ها در جامعۀ مدرن را تأثیر مستقیم آن‌ها بر تولید و کسب ثروت و به‌تبع آن مصرف بیشتر دانست و لذا فعالیت‌هایی چون خانه‌داری که نه درآمدی دارند و نه مستقیماً در تولید ثروت دخیل هستند، کارهایی بی‌ارزش و پَست تلقی می‌شوند.  


نظرات()   
   

در جامعه زمینه‌ساز، شرایط لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت حجت( فراهم است. چنین جامعه‌ای از خانواده‌های کوچک شروع می‌شود و گسترۀ جهان اسلام را دربر می‌گیرد. اما متأسفانه امروزه ساختار و کارکرد خانواده‌ها به گونه‌ای نیست که بتوانند زمینه‌ساز ظهور باشند. امروزه موضوع تحصیل و اشتغال زنان، از جمله عوامل آسیب‌زا در خانواده‌ها به شمار می‌رود. اگرچه فرصت تحصیل برای زنان در شکل‌گیری و پیشرفت جامعه و پرورش نسل‌های منتظر تأثیر دارد، اما در عصر جدید، تحصیل زنان با گسترش فرهنگ غرب در زندگی‌شان همراه شده و آسیب‌های بسیاری به همراه داشته است. گرایش آنان به تحصیلات، سبک زندگی اسلامی را تغییر داده و توسعه حضورشان در مجامع علمی و دانشگاه‌ها، کمابیش منجر به دگرگونی در خانواده شده است؛ در حالی که زنان، در پرورش افراد جامعه رسالت تربیتی دارند و بیش از هر فردی می‌توانند جامعه را در زمینه‌سازی برای ظهور آماده کنند. اما مسئله تحصیل آنان، مانند هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، آسیب‌هایی در زندگی به همراه دارد که باید با ارائه راهکارهای مناسب و جامع‌نگر، به کاهش آن‌ها و جهت‌دهی به سمت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور پرداخته شود.


انجمن حمایت از حقوق مردان:
این مقاله توسط خانم دکتر راضیه علی اکبری نگاشته شده و نکته جالب در اینگونه مقالات این است که نگارنده خود زن وست ولی حقیقت را فدای جنسیت خود ننموده و با انصاف نتیجه تحقیقات خود را به چاپ رسانیده است.


نظرات()   
   

بسیاری از زنان ایرانی علاوه بر ایفای نقش‌های سنتی و معمول خانوادگی، در ساحت‌های تحصیل، اشتغال، مشارکت اجتماعی سیاسی مذهبی فرهنگی و نظایر آنها نیز فعالیت دارند. صرف نظر از تأیید یا عدم تأیید این شیوه زندگی، وجود آن به عنوان یک واقعیت اجتماعی مستلزم مواجهه ای اندیشه ورزانه است. در این راستا بنیاد ملی نخبگان اقدام به برگزاری همایش نورایی با عنوان زنان و زندگی چند ساحتی نموده است.همایش نورایی(idea conference) فضایی برای ارائه آرا و نظرات اصیل افراد دغدغه مند در ساختاری علمی ، ولی آزاد از محدودیتهای آکادمیک، است
اهداف این همایش عبارت است از:
- توصیف زن آرمانی در ایران امروز
- تحلیل  سبک زندگی زنان موفق در برقراری تعادل میان نقش های مختلف
و الگوسازی
- بررسی مهارت ها، چالش هاو مسائل مرتبط با سبک زندگی چندنقشی زنان
- بررسی نگاه مردانه در این حوزه
از عموم متفکران و دغدغه مندان دعوت می شود نظرات، تجارب زیسته و اندیشه های خود را در این رابطه ارسال فرمایند
زمان دریافت مقالات تا 6اسفند تمدید شد
لطفا به مخاطبین خود اطلاع رسانی فرمایید.
بنیاد نخبگان استان اصفهان
بسیاری از زنان ایرانی علاوه بر ایفای نقش‌های سنتی و معمول خانوادگی، در ساحت‌های تحصیل، اشتغال، فرهنگ، مشارکت اجتماعی سیاسی و نظایر آنها نیز فعالیت دارند. صرف نظر از تأیید یا عدم تأیید این شیوه زندگی، وجود آن به عنوان یک واقعیت اجتماعی مستلزم مواجهه ای اندیشه ورزانه است.
 
  
محورها:
1. توصیف زن آرمانی در ایران امروز از منظر تعدد نقش‌های مورد انتظار.
2. چالش‌ها و مشکلات زنان واجد چند نقش.
3. مهارت‌های لازم برای زندگی چند ساحتی.
4. بهبود شرایط زندگی متناسب با تعدد نقش‌های زنان (تغییرات بیرونی مورد نیاز).
شرایط ایران امروز تا چه حد و در چه ساحت‌هایی با ظهور زن آرمانی تناسب دارد/ندارد؟
5. معرفی زنان موفق در ایفای چند نقش با هدف الگوسازی. فرد مذکور چگونه موفق به برقراری تعادل در میان نقش‌های متعدد خود شده است؟
* شما می‌توانید اقدام به نگارش تجربه‌ی موفق خود نمایید.
6. استخراج شیوه‌ها و تکنیک‌های قابل تعمیم و تقلید از مصادیق زن موفق با زندگی چند ساحتی.
7. مواجهه از دیدگاه مردانه با این پدیده شامل چالش‌ها، مسائل، الزامات و راهکارها.
1.7 مردان چه مشکلات و مسائلی با این زنان تجربه می‌کنند؟
2.7 بی آنکه بخواهیم رای به حذف یکی از نقش‌ها توسط این زنان بدهیم، از جایگاه یا موضع مردانه چه پیشنهادها یا ملاحظاتی را می‌توان ارائه داد؟
 
 ساختار دست‌ نوشته
نظر به ماهیت همایش “نو رأیی” یعنی محوریت ایده های نو از شما متفکر عزیز درخواست می‌شود آرا و نظرات اصیل خود را در محور های مورد نظرتان در 500 الی 1500 کلمه به نگارش درآورده و به آدرسwomen@isf-bmn.ir ارسال نمایید. بدیهی است این ساختار، به بیان نظرات نوی شخص شما اختصاص دارد و ضرورتی به درج تاریخچه، ادبیات بحث، آرای دیگر اندیشمندان و سایر کلیات نیست.
دست‌نوشته های برگزیده:
* ارائه شفاهی خواهد شد.
*  در پنل هایی با حضور صاحب نظران مورد بحث و گفتگو قرار خواهد گرفت.
* پیشنهادهای مستخرج از آنها به سمع و نظر دستگاه های ذیربط رسانده خواهدشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر تماس با: 03134477822 الی 25 داخلی 4


نظرات()   
   


Image
سایت آفتاب - روحانی با اشاره به برابری زن و مرد در نگاه اسلام گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز مقام، منزلت و جایگاه زنان را به عنوان یک اصل مهم اجتماعی، سیاسی و صد البته اعتقادی و دینی مورد توجه داشته است. از نگاه منطق اسلام زن و مرد در رسالت‌های اجتماعی و نقش آفرینی‌ها برابرند. قرآن می‌گوید که هم زن و هم مرد دارای برابری کامل در نتایج تلاش‌های خود هستند. آنچه بهره فعالیت مردان است با بهره فعالیت زنان برابر است.

به گزارش آفتاب، وی با بیان اینکه در قرآن آمده: «قبل از اینکه مردان مایه امنیت، حمایت و شکوه باشند اول این زنان هستند که مایه حمایت، حفاظت، امنیت و شکوه مردان هستند (هنّ لباس الکم)»، افزود: مگر امام در نقش آفرینی زنان در صحنه انقلاب و نظام اسلامی تکرار نکرد که نقش زنان از مردان کمتر نبوده. مگر او نگفت تاریخ اسلام گواه احترامات بی‌حد رسول خدا به این مولود شریف (فاطمه (س)) است تا نشان دهد زن بزرگی ویژه‌ای در جامعه دارد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک افزود: امام فرموده اگر زن برتر نباشد از مرد کمتر نیست. او فرمود در نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و قیام ۱۵ خرداد نقش زنان کمتر از مردان نبوده بلکه شاید بیشتر هم بوده است. امام اعتقاد داشت که زنان باید در فعالیت‌های اجتماعی هم دوش مردان باشند. این بیان انقلاب است که زن و مرد نقش برابر در مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه دارند. رهبر معظم انقلاب هم فرموده‌اند که زن مسلمان باید در درون خانواده ،جامعه و همه فعالیت‌های اجتماعی الگویی از زندگی حضرت فاطمه (س) بردارد.

اگر زنان نقشی برابر در رشد اجتماع و توسعه فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی دارند پس باید دارای حقوق مساوی با مردان باشند. اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست.

وی در ادامه از افزایش مشارکت زنان در مدیریت جامعه گفت و افزود: در برنامه دولت تدبیر و امید آمده است که افزایش رضامندی و تقویت جایگاه زنان و نگاه برابر بر استعدادهای علمی، پژوهشی و سیاسی آنان از محورهای اصلی برنامه فرهنگی – اجتماعی است. امروز زنان باید دارای منزلت برابر با مردان در جامعه باشند پس ارتقای مشارکت زنان در عرصه‌های مدیریت باید یک اصل باشد.
وی گفت: جبران تفاوت فاحش بین نرخ بیکاری زنان و مردان در دولت تدبیر و امید مورد توجه خواهد بود.

وی افزود: برخورداری همه زنان از پوشش بیمه خدمات تأمین اجتماعی باید مورد توجه باشد، این که گفته شود زنان باید به خانه‌داری یا به کار خارج از خانه تشویق شوند از اساس ناپسند است، انتخاب با خود زنان است. این زنان هستند که برای گزینش نقش خود در جامعه نیازی به قیومیت دیگران ندارند.

رئیس کمیسیون سیاسی – اجتماعی مجلس خبرگان رهبری گفت: اینکه در جامعه آماری امروزی مواجه هستیم که در ۵ سال اخیر ۲۳ درصد حضور زنان شاغل کاهش یافته، غیرقابل قبول است.

وی افزود: در دانشگاه‌ها اگر امروز زنان حضور پر رنگ‌تری دارند باید نسبت اشتغال زنان با نسبت اشتغال تحصیل زنان برابری کند. در دولت آینده تلاش خواهد شد تا نسبت زنان شاغل با نسبت زنان تحصیل‌ کرده نزدیک گردد و این اختلاف کاهش یابد.

او با اشاره بر فشارهای اجتماعی و اقتصادی امروز جامعه گفت: فشار اقتصادی برای زنان ما ملموس‌تر از مردان است. مردان فقط فشار اقتصادی را احساس می‌کنند اما زنان فشارهای عاطفی فرزندان خود را هم احساس می‌کنند. اگر اعتقاد داریم که باید در زمینه علمی، فرهنگی و اجتماعی حقوق برابر برای زنان قائل باشیم پس برنامه تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها با چه معیارهایی آغاز شده است؟

روحانی در ادامه به بیام یک پرسش پرداخت و گفت: در کجای قانون اساسی از تفکیک جنسیتی سخن به میان آمده است؟ محروم کردن زنان ا زتحصیل در برخی از رشته‌ها بر مبنای کدام کارشناسی یا برنامه و اسناد مصوب فرهنگی می‌باشد. حتی اخیراً بعضی بحث تفکیک جنسیتی درکتب درسی را هم به میان آورده‌‌اند. اما دولت آینده میان زنان و مردان در کسب موفقیت‌های تحصیلی و شغلی تبعیض قائل نخواهد شد. دولت آینده به زن ایرانی نگاه جنسیتی نخواهد داشت. امنیت اخلاقی و اجتماعی به معنای واقعی کلمه برقرار خواهد شد. ایجاد دلهره و هراس در دل دختران ایرانی شایسته انقلاب و ایران نیست. امروز زنانی که سرپرستی خانواده را به عهده دارند نیاز به حمایت اقتصادی بیشتری دارند. زنان سرپرست خانوار هم باید نیاز عاطفی را تأمین کنند و هم نیاز اقتصادی خانواده را.

رئیس کمیسیون سیاسی امنیتی و دفاع مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه بیمه برای زنانی که سرپرست خانواده هستند ضروری است، ادامه داد: زنانی که از داشتن شوهر محروم هستند نیاز به حمایت جدی دارند، باید مورد بحث قرار گیرد که آیا پس از طلاق زنان سهمی در ثروت همسران سابق ندارند؟

او ابراز امیدواری کرد که دولت تدبیر و امید لوایحی را در حمایت از زنان به مجلس ارائه دهد و افزود: دولت آینده ا زعلمای بزرگ و کارشناسان بزرگ و از حوزه‌های علمیه تقاضا خواهد کرد که به اصل زمان و مکان در اجتهاد مورد توجه ویژه‌ای قرار دهند. در این صورت شاهد شرایط جدیدی در کشور باشیم. نمی‌توان گفت که دختر ۹ ساله در صورت وقوع جرم باید مجازات شود اما پسر ۱۴ ساله نه. در بلوغ عبادی بحثی نداریم ولی در بلوغ سیاسی اجتماعی، اقتصادی و بلوغ کیفری جای بحث دارد.

دکتر روحانی در پایان گفت: به امید روزی که زنان احساس کنند در جامعه با مردان حقوق و فرصت برابر اجتماعی دارند.

نکته ها:
- سایت همگرای آفتاب خبر و سخنان جالب توجهی از حسن روحانی مخابره کرده است که برخی از حرف های بیان شده در آنها جدید و قابل توجه است. این برای ما مهم است که اولین شعارهای و برنامه های دامن زننده به زن سالاری و مرد ستیزی و سخت کردن قوانین و شرایط ازدواج توسط چه افراد و چه جریان فکری زده می شود. همچنین واکنش های رسانه ای به این سخنان نیز برای ما مهم است.

- آقای روحانی در این سخنرانی کم نظیر برای بار اول حرف هایی را مطرح کرده است که قابل توجه است:
الف: فلسفه بافی برای دامن زدن به شعار برابری زن = مرد با تاکید بر برابر کردن جنسیت زن با مرد در همه شئون.
ب: وی در بخشی دیگر از سخنان خود بدون توجه به نقش مردان در جنگ ها و حضور آنها گفته است که این زنان هستند که باعث حفاطت و امنیت مردان هستند!!
ج: وی در ادامه سخنان خود بدون توجه به ردیف های بودجه ای فراوان به زنان در لایحه بودجه سالیانه و تاکید بر برنامه های زن محور در برنامه های کلان و بی توجهی محض به مردان در این برنامه ها گفته است که "اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست". در اینکه این حرف آقای رئیس جمهور با واقعیت در تضاد است شکی نیست ولی کنکاش ما برای شناخت ماهیت و اهداف پنهان چنین سخنانی است.
د: ایشان در بخش دیگری از سخنان خود بدون توجه و تاکید بر نقش موثر زنان بر حفظ محیط خانه و آسیب های اشتغال و نقش اقتصادی بر روح و روان لطیف زن که بالتبع به تزلزل خانواده دچار می شود گفته است که امام خمینی گفته است که زنان باید حضور اجتماعی همدوش مردان نقش ایفا کنند!!
ه: وی در بخش دیگری از سخنان، سریعا این مسئله را متوجه اشتغال کرده است و در بحران بیکاری و رکود اقتصادی که بسیاری از پسران و مردان را نیز بیکار و کم درآمد کرده است گفته است که دولت وی خواهد کوشید که به اشتغال زنان و دختران دامن زند. این در حالی است که در حال حاضر نرخ بیکاری دختران و زنان در بسیاری از شرکت های خصوصی از مردان و پسران به مراتب بیشتر و گاه 100 درصدی است. همچنین در بسیاری از ادارات دولتی و شهرداری ها، نرخ اشتغال زنان و دختران بیشتر از 80 درصد است.
و: علارغم آنکه رئیس جمهور یک «آخوند» است و از سویی از جانب شورای نگهبان به عنوان فردی «صالح» تایید صلاحیت شده است با این وجود علیه سنت اسلامی «خانه داری زنان» که مورد تاکید پیامبر گرامی اسلام(ص) و اهل بیت (ع) می باشد موضع گرفته است و آن را «ناپسند» تلقی کرده است.
ز: وی در ادامه بدون تحلیل این مسئله که چرا حضور زنان در دانشگاه ها کمرنگ تر از مردان است گفته است که همانطور که نرخ تحصیل دختران و زنان در دانشگاه ها بیشتر است می بایست نرخ اشتغال شان نیز بیشتر است. این بخوبی نشان می دهد که برنامه هدفمندی پیش از ورود دختران به دانشگاه ها که با شانتاژ تبلیغاتی صدا و سیما و رسانه ها همراه بود وجود داشته و دارد. همچنین قرار دادن مانع سربازی و سخت گیری های قانونی برای تحصیل پسران با قوانین رضاخانی همچون سربازی نیز کاملا هدفمند طراحی شده است.
ح: وی در ادامه گفته است که تفکیک جنسیتی امری ناپسند است. بدیهی است که این مسئله با ارزش های اسلامی و دینی بطور کامل در تضاد است ولی چیزی که جالب است این است که این حرف ها بطور کامل با برنامه های فراماسونری غربی برای غربزده کردن جوامع و از بین ارزش های دینی در آنها همخوانی و همگرایی دارد. امروز عدم تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها باعث سرد شدن عطش جنسی پسران و دختران شده و ضمن افزایش سن ازدواج، باعث ایجاد رقابت و جنگ بین دو جنس می شود. طبیعی است که اولین نتیجه این برنامه زشت و غیر اخلاقی، سست شدن بنیان خانواده است.
ط: وی در ادامه به بحث تفکیک جنسیتی در کتب درسی که یک خواسته بحق و بجای اندیشمندان مسلمان است واکنش داده و با آن مخالفت کرده است.
ی: وی در ادامه بدون توجه به حقوق متعدد زنان و عدم حقوق مردان در مواردی همچون مهریه، نفقه، اجرت المثل، هبه و اخیرا شرط ضمن عقد تقسیم 50 درصدی اموال مرد پسر از طلاق گفته است که آیا نباید زن (علاوه بر این موارد) از حق سهم بردن از اموال مرد برخوردار باشد؟
ک: وی در ادامه رد مثالی ضد مرد و زن گرایانه از اینکه پسر 14 ساله محاکمه نمی شود ولی دختر 9 ساله می شود گلایه کرده است! چیزی که وجود دارد این است که چنین قانونی در حال حاضر در کشور ما در عمل نیست و مجرمان تا سن 18 سال تمام به جای به زندان فرستاده شدن به اماکن مخصوص تربیت فرستاده می شوند.

- به عبارت بهتر، رئیس جمهور مرد کشور ما در این سخنرانی بطور تمام و کمال به جنسیت زن پرداخته و در این سخنان ابدا به مسائل و مشکلات مردان و پسران نپرداخته است. این مسئله بخوبی ثابت می کند که جریانی هدفمند در کشور ما در حال دامن زدن به بخث ها و مطالبات زن محور هستند تا زن سالاری بر تمام شئون کشور حاکم شود و در نتیجه آن جامعه از یک جامعه سنتی و دینی به یک جامعه منطبق با هدف هایشان تبدیل شود.


نظرات()   
   

شهیندخت مولاوردی (مسئول معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت حسن روحانی) در پست اینستاگرام خود نوشت:
Image
sh.molaverdi : در هفته کارافرینی قرار داریم و این بهانه ای شد که به نقش کارافرینی در ارتقای مشارکت اقتصادی زنان بپردازم . شاید بتوان گفت با وجود حدود بیست میلیون زن خانه‌دار که یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، می‌توان دریافت که بخشی از این عدم پویایی در اقتصاد و مشکلات ناشی از همین خانه‌نشینی و نداشتن جایگاه اجتماعی مشخص است. بیمه زنان خانه‌دار می‌تواند بخشی از این مشکل را برطرف کند اما این همه مسأله اقتصادی زنان و دختران جامعه ما نیست. از ابتدای دهه هشتاد که میزان ورودی دختران به دانشگاه‌ها افزایش یافت باید به این موضوع هم می‌اندیشیدیم که این دختران فارغ‌التحصیل چه موقعیتی در جامعه خواهند داشت. نگاهی به اطلس جامع وضعیت زنان کشور نشان می‌دهد که ما در ده استان کشور با بیکاری زنان و دختران جوان فارغ‌التحصیل مواجهیم.استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، کردستان، لرستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، قم و بوشهر بیشترین بیکاری زنان و دختران فارغ‌التحصیل را به خود اختصاص داده‌اند.
حال پرسش این است که چگونه می‌توان در سریع‌ترین زمان ممکن راهی پیش پای دختران و زنان جوان قرار داد. از سوی دیگر نمی‌توان فقط منتظر منابع و طرح‌های دولتی بود. شاید به همین دلیل تکیه بر مقوله کارآفرینی و تقویت کارآفرینان بتواند به این نیاز پاسخ سریع‌تری بدهد. حمایت و هدایت کارآفرینان با تکیه بر شرایطی که از وضعیت اطلس جامع زنان می‌توان استخراج کرد ما را قادر خواهد کرد تا سریعتر برای دختران و زنان جوان فارغ‌التحصیل طرحی بریزیم.گر با این نگاه بتوانیم دختران و زنان جوان‌مان را از یک سو و سرمایه‌گذاران و کارآفرینانمان را از سوی دیگر به سمت روش‌های خلاقانه سوق دهیم در کوتاه‌مدت می‌توانیم فضای کسب و کار برای خانم‌ها را تغییر داده و بهبود ببخشیم. نکته دیگر استفاده از تکنولوژی‌های نوین و تکیه بر خلاقیت‌ها این است که دیگر نیازی در کار به زور بازو نیست که مثل دوره‌های گذشته کار را با مولفه‌های جنسیتی در برابر خانم‌ها و آقایان قرار دهد. در عرصه تکنولوژی خانم و آقا بسته به تخصص و هوشمندی که از خود به خرج دهند می‌تواند کسب و کاری را ایجاد و اداره کنند.
به همین دلیل با تکیه بر تکنولوژی می‌توانیم در کوتاه‌مدت از یک‌سو نابرابری جنسیتی در فضای کسب و کار را تعدیل کنیم و از سوی دیگر در سریعترین زمان ممکن برای دختران و زنان جوانمان برنامه‌هایی را به اجرا درآوریم.

نکات:  
- همانطور که در متن خواندید، با وجود خیل عظیم مردان و پسران بیکار در جامعه ایرانی که بخش عمده ای از آنها تحصیل کرده هستند و حتی 2 سال از جوانی خود را نیز در سربازی از دست داده اند و امروز بیکار مانده اند، مولاوردی از اشتغال زنان به عنوان عاملی برای پویایی اقتصاد نام برده است. به عبارت بهتر، مولاوردی نه نیروی کار ارزان خارجی و نه نیروی انسانی جوان و بیکار فراوان ایرانی را به عنوان عوامل رونق اقتصادی به شمار نیاورده و فقط بر روی اشتغال زنان خانه دار متمرکز شده است. این بخوبی نشان از برنامه ها و سیاست های پشت پرده دولت و معاونت زنان آن برای جامعه و خانواده ایرانی دارد.  و همچنین نشان می دهد که ادله این افراد برای ربط دادن این مسئله به رونق اقتصادی کاملا بی ربط است.
- نکته حائز اهمیتی که می توان از لابلای سخنان مولاوردی به عنوان یکی از زنان فعال جنبش فمینیسم ایرانی نام برد این است که وی به شیوایی و رسایی از ارتباط «اشتغال زنان» با «نظام اقتصادی سرمایه داری» سخن به میان آورده است. به عبارت بهتر فمینیسم و جنبش فمینیسم که مظهر آن در اشتغال و حضور گسترده زنان در اجتماع جلوه گر است هدفی جز تشکیل نظام سرمایه داری غربی ندارد.
- نکته حائز اهمیت دیگری که از لابلای سخنان مولاوردی می توان استنتاج کرد این است که تفکرات و القائات فمینیستی رسانه ها بر روی استان ها و مناطقی از کشور که جمعیت غیر شیعه در آن زیاد است به شدت کم بوده است. به عبارت بهتر در شهرهایی که برادران اهل سنت، اکثریت یا جمعیت زیادی به خود اختصاص می دهند شاهد حضور کمرنگ زنان در مشاغل و حضور آنها در خانه و امر مقدس خانه داری هستیم. این یعنی متاسفانه جامعه شیعی ما به شدت از القائات فمینیستی رسانه ها در دوران جمهوری اسلامی تاثیر پذیرفته که نشانه های آن را می توان در آمار بالای طلاق و کاهش جمعیت شیعیان و افزایش روز افزون مفاسد اجتماعی مشاهده کرد.
- طرح جدید معاونت زنان، ایجاد وفاق و انسجام در بین کارفرمایان با بکارگیری راه حل ها و ایده های نوین برای پیوند زدن آنها با معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری است. بعبارت بهتر در این وانفسای اقتصادی که رکود و بیکاری بیداد می کند معاونت زنان به فکر اختصاص مشاغل جدید و تازه به زنان و دختران است. لیکن با وجود رئیس جمهور و وزرای مذکر در بدنه دولت، هیچ کس دغدغه مشکلات پسران و مردان را ندارد و شاهد مردستیزی گسترده در سیاست ها، برنامه ها، مصوبات و موضع گیری های دولتی هستیم.
- چیز دیگری که از سخنان مولاوردی مشخص است ارتباط دادن حضور دانشگاه به اشتغال است. با وجودی که دولت هیچگاه تضمین اشتغال به فارغ التحصیلان نداده است با این وجود مرتب شاهد مصاحبه و گفتگوی شخصیت های روشنفکر اعم از مسئول و مدیر و خبرنگار و نویسنده و شخصیت های دانشگاهی درباره ارتباط دادن حضور زنان در دانشگاه و لزوم اشتغال آنها هستیم. مطمئنا چنین رویکردی با هدف دامن زدن به مطالبات جنسیتی زنان صورت می پذیرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   
جمعه 16 بهمن 1394  19:04
نوع مطلب: (اقدامات انجمن ،) توسط: سید

با سلام 
دوستان و همراهان عزیزبه لطف خدا و همراهی شما، پس از چند ماه تلاش موفق شدیم نسخه جدید سایت خانه مردان را راه اندازی نماییم.بر خلاف نسخه قبلی که بخش عمده ای از مطالب به مطالب درجه دو اختصاص داشت در مدل جدید طوری هدف گذاری کردیم که سایت به بهترین سایت مردانه وب تبدیل شود. بر همین اساس فقط مطالب درجه یک را در سایت پوشش دادیم و بقیه مطالب را به تارنماهای دیگر منتقل کردیم.

Image


چیزی که برای ما اهمیت دارد نظر شما دوستان برای ارتقای کیفیت و استراتژی مطلب گذاری در این سایت است. این برای ما خیلی مهم است که راهبرد غلطی را اتخاذ نکنیم. چیزی که در مدل قبلی رعایت نکردیم و منجر به شکست طرح قبلی شد. لذا در طرح جدید دنبال انتقادات و پیشنهادات شما دوستان هستیم تا سایت خانه مردان به مرجع فکری ضد فمینیسم تبدیل شود.


منتظر نظرات تان هستیم. 
برای مشاهده سایت خانه مردان می توانید اینــــــــــــــــــــــــجا را کلیک کنید.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

عمده افرادی که ادعا می کنند روزی دست خداست، کاملا به این موضوع تردید دارند و اتفاقا اغلب قلبا آن را رد می کنند. ذلیل این امر تفسیر مغرضانه از آیه ای از قرآن است که در آن گفته شده که خدا هر که را بخواهد روزی وسیع می دهد و هر که را بخواهد تنگ روزی می کند. می دانیم هیچ پدیده ای بدون اذن و خواسته خدا رخ نمی دهد حتی قتل، اما این به معنای تایید انجام آن عمل از سوی انسان توسط خداوند نیست. به عنوان مثال قاتلی، مقتولی را می کشد و بعد بگوید که عجل مقتول رسیده بود لذا من بی تقصیرم! لذا افراد را در تنگ روزی قرار دان به نحوی که ادامه زندگی برایشان غیر ممکن باشد هرگز مورد تایید خداوند نیست بلکه نتیجه طبیعی ظلم و جنون انسانهای یک سرزمین است.
تنگی روزی بسیار ی از افراد در جامعه خیلی اوقات باعث در معرض مرگ قرار دادن آنها می شود. می دانیم چند نفر بر اثر گرسنگی در ایران می میرند؟ مردن از  گرسنگی به معنای نرسیدن غذا به صورت مداوم نیست که منجر به مرگ فرد شود. بلکه بسیاری هر روز غذا می خورند اما غذایشان آن چنان ناکافی است که سوء تغذیه گرفته و بر اثر سوء تغذیه سیستم دفاعی بدنشان ضعیف می شود لذا مرتب مریض می شوند و بعد از یک یا دو سال جان خود را از دست می دهند. خوب مرگ این افراد که تعدادشان بسیار بسیار زیاد است(در ایران که جامعه اسلامی است!!!) چیزی جز قتل است؟ شرایط مرگ یک نفر را فراهم کردن مگر غیر از قتل است؟ آیا برای قتل حتما باید چاقویی در دست گرفت و بر مقتول زد؟ خیر شرایط زنده ماندن انسانی را سخت کردن به معنای تلاش برای مرگ وی است و این همان قتل و انگیزه قتل است که البته بسیار کثیف برای آن کلاه شرعی گذاشته می شود. چگونه در جوامع بی دینی مثل سوئد کسی از سوء تغذیه نمی میرد؟ آیا خدای سوئدی ها مقدر کرده که روزی همه آنها برسد؟
خداوند در قرآن فرموده که هیچ قومی سرنوشتش مگر به خواست خودش تغییر نخواهد کرد. پس انسانهای یک قوم این قابلیت را دارند که تغییر سرنوشت خود را از خدا بخواهند اما جالب است که در جامعه اسلامی ایران چطور و چگونه مردمش هنوز از خدا نخواستند که این همه مرگ فقرا و این همه در معرض مرگ قرار دادن فقرا توسط ثروتمندان وجود نداشته باشد؟ اگر بر فرض محال خدا بخواهد عده ای بر اثر ظلم بمیرند چرا انسانهای این سرزمین طلب تغییر سرنوشت خود را نکرند؟ چطور در برخی ممالک این تغییر صورت گرفته است اما وجدان مملکت اسلامی در خواب سنگین فرو رفته است؟
آیه ای در قرآن وجود دارد که در آن از زبان کافران این محتوی را  می گوید: اگر خدا می خواست روزی فقیران را بدهد خودش می داد، این اولین توجیه ظلم است. عدم کمک به دلیل این که توجیه  شود که خواست خداست که ما ثروتمندیم و اکثریت فقیرند. توجیه دیگر زحمت برای پولدار شدن است. عده ای می گویند حق کسی است که زحمت می کشد پولدار شود. اولا زحمت تنها برای منافع شخصی چه معنایی جز خودخواهی دارد؟ برای چه یک نفر باید هدفش از زحمت کشیدن مال اندوزی تنها برای خودش باشد؟ یقینا این فرد خواستار وجه تمایزی بین خود و دیگران است و این قطعا از این وجه تمایز قصد فخرفروشی دارد و گرنه چطور حضرت علی زحمت می کشید اما مال اندوزی نمی کرد. چرا در جامعه باید انگیزه کار به فخر فروشی ختم شود؟ چرا باید انگیزه کار به تافته جدا بافته بودن ختم شود. چرا انگیزه برای کار تنها باید سود شخصی باشد و چرا انگیزه کار باید ظلم به دیگران باشد. چرا یک نفر که به خیال خود زحمت می کشد باید این را بپذیرد که انگیزه من برای کار، پولدار شدن خودم است و با آنکه قطعا می داند که پولدار شدن یک نفر به فقیر شدن  چند نفر می انجامد زیرا ثروت زمین محدود است. امروز یک نفر می تواند کل کره زمین را بخرد مسلما نتیجه اش بی زمین ماندن همه انسانهای زمین است!!!(توجه شود که مال اندوزان در قرآن به عذاب بیم داده شده اند) اوج انگیزه و هدف بسیاری از افرادی که مال اندوزی را انگیزه کار می دانند همین است که کره زمین را بخری اما 7 میلیارد انسان دیگر چه؟ این چه انگیزه جنون واریست که تنها دیگر انسانها را از زندگی انسان حذف می کند؟ پذیرفتن تمام این ظلم ها در قالب دین باعث شده که صهیونیست ها بر جهان مسلط شوند زیرا ثروتشان نامحدود است و البته که زحمت کشیدند!! و چون زحمت کشیدند کل دنیا ارث پدرشان شده است!!!! همین امر سبب شده تا ثروتمندان به اصطلاح زحمتکش برای نیروی کار ارزان مردان را از بازار کار حذف نمایند.
جالب است بدانید که آنهایی که میزان پول را به زحمت افراد نسبت می دهند دچار یک تضاد آشکارند که اتفاقا همیشه افراد زحمتکش در جامعه فقیرند!!! کسی به خیال خود چند صباحی درس خوانده است چون چند سال زحمت کشیده دیگر نباید زحمت بکشد و درآمد بالا داشته باشد اما کارگری که مرتب زحمت می کشد معلوم نیست جواب زحماتش کجاست؟ متن به شدت متهم به کمونیستی بودن شد!!!! نه این متن گرایش کومونیستی ندارد. گرایش علی وار بودن دارد. زیرا کمونیسم به زباله دان رفت زیرا می خواست در سیستم مریض و در بین انسانهایی که انگیزه شان از کار چیزی جز فخرفروشی نیست، بهشت را ایجاد کند و البته به هر قیمتی و زور و دیکتاتوری. لذا به تضاد آشکار رسید و متلاشی شد.
وقتی هنوز بشر به این مرحله نرسیده است که انگیزه اش از زندگی و کسب و کار را بداند، حرف از برابری زدن بسیار خنده دار است. وقتی بشر به دنبال برابری است اما برابری را درمعیارها و ملاکهایی تعریف می کند که بسیار پوچ اند لذا این برابری به پوچی می رسد. برابری که همه را یک رنگ کند یعنی همه را مشترک کند چیزی جز شرک نیست. (شرک از اشتراک می آید و انسان به عنوان خلیفه خدا روی زمین باید از اشتراک دوری کند زیرا هر انسان نسبت به دیگر موجودات و دیگر انسان ها یکتا است  دلیلش جز خلیفه خدا بودن روی زمین نیست لذا اشتراک افراطی و تشابه معنایی ندارد .) زندگی در سیستم مدرن با برابر بودن انسانها در تضاد آشکار است لذا در این سیستم نمی توان به برابری واقعی رسید لذا کشورهای کمونیستی که سعی در برابری در جامعه مدرن داشتند به شدت شکست خوردند زیرا اساس جامعه مدرن و انگیزه ادامه آن چیزی جز نابرابری نیست.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

 Imageرئیس شورای تامین شهرستان آباده گفت: یکی از سربازان یگان حفاظت زندان با شلیک به‌ عوامل یگان، پنج نفر را کشت و یک نفر را مجروح کرد.

محمدرضا زارع در گفت‌وگو با ایسنا افزود: صبح امروز و در حالی که عوامل یگان حفاظت زندان در حال ورزش صبحگاهی بوده‌اند، سربازی که در یکی از برج‌های مراقبت مشغول نگهبانی بود، شروع به تیراندازی کرد و افسر نگهبان و چهار سرباز وظیفه را کشت و یک سرباز دیگر را نیز مجروح کرد.

وی با تصریح اینکه این موضوع هیچ ارتباطی به زندانیان و مسائل داخلی زندان نداشت، انتساب مسائل قومیتی به این واقعه را تکذیب و تصریح‌کرد: در بررسی‌های اولیه مشخص شده که متهم به قتل، دارای ثبات رفتاری نبوده است.

فرماندار شهرستان آباده گفت: در این حادثه نوذر احمدی افسر نگهبان، عرفان‌محمدی، صادق‌زنگنه، عرفان‌طباطبایی و حسن حیدری، سربازان وظیفه کشته شدند و محمدجواد هوشیار نیز مجروح شد.

رئیس شورای تامین شهرستان آباده با یادآوری اینکه سرباز ضارب، یک‌ماه قبل برای طی دوران خدمت سربازی به زندان آباده منتقل شده است، گفت: شرایط عادی در زندان آباده برقرار است.
منبع: من پرس فارسی


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
  • برچسب ها:سربازی ،
نظرات()   
   

 ارزیابی سیاست های سایت های حامی فمینیسم در تعامل با کاربران و بازنشر نظرات آنها برای ما می تواند آموزنده باشد. نگاهی به چند نمونه و نکات آن می اندازیم:
Image
یکی از فروم های سایت «هم میهن» که مدت زیادی است که تبلیغات آن بر سر سایت الف خودنمایی می کند نشان می دهد اختصاص دارد به مطلبی با عنوان « انجمن ضد فمینیست ها(ورود فمینیست ممنوع)». در این انجمن، مدیر آن پیغامی را مرتب در بطن پست ها تکرار کرده است که بیانگر رویکرد کلی راه اندازی این بخش می باشد. وی در عبارت خود آورده است: «اقا این تاپیک تاپیک ضد فمینیست یعنی ضد جنسیت موءنث ... شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست ... در ضمن هر کس ثبت نام کرد باید توی امضاش این عبارت رو بتایپه: THE.ANTI.FIMINIST.GROUP».

در ذیل این مطلب در تالار گفتمان هم میهن کوشیده شده است که هر کسی که به فمینیسم انتقاد دارد و در زمینه حمایت از حقوق مردان و حفظ بنیان خانواده و مخالفت با مدرنیته اظهار نظر می کند را به عنوان «ضد جنسیت مونث» معرفی کند.

این مطلب را در زیر بخوانید:
ضد فمینیسم یعنی ضد جنسیت مونث!!!
http://forum.hammihan.com/thread9385-20.html 

این اقدام چند نکته مهم در بردارد:
- فمینیسم به معنای زن سالاری است (برخی آن را «اصالت زن» می نامند که در اینجا اصالت به معنای حق به جانب بودن و سالار است). لذا ابدا ضد فمینیست بودن به معنای ضد زن بودن نیست بلکه به معنای ضد زن سالاری است.
- طراحان اینگونه مطالب در صدد هستند با لوث کردن اقدامات و فعالیت های انجمن گونه فعالان حقوق مرد در فضای سایبر، حرکت آن ها را لوث و تمسخرآلود جلوه دهند.
- نویسنده و مدیر این تالار که خود مشخص است که فمینیست است (از این عبارت می شود به خوبی فهمید "در شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست") یک نمونه از فمینیست هایی است که می کوشند پسران و مردان را علیه دختران و زنان بشورانند. این رویه باعث می شود دو جنس از یکدیگر متنفر شوند و این باعث رونق جنبش های جنسیتی زنانه می شود. 
- فمینیست ها از اظهار تنفر پسران و مردان برای تقویت فعالیت های فمینیستی زنان و دختران جوان استفاده می کنند. با توجه به اینکه فمینیست ها از جانب رسانه های روشنفکر و قدرتمندان فاسد و سرمایه داران کثیف در کشور ما حمایت کامل می شوند، دامن زدن به ضدیت بین زن و مرد به طور کامل به نفع فمینیست ها تمام می شود.
- همچنین می توان به سرقت کلیدواژه های ضد فمینیسم برای بالا قرار گرفتن در نتایج نمایش داده در جستجوی گوگل نیز می توان اشاره کرد. به عبارت بهتر فعالان حقیقی ضد فمینیسم نیز می توانند تارنمایی زده و فمینیسم را مورد تمسخر قرار دهند تا در نتایج گوگل در رتبه های بالا نمایش داده شود.

Image
دامن زدن به جنگ و جدال های فمینیستی و عدم انتشار نظرات پرمحتوا در بخش نظرات سایت الف 
در نمونه ای دیگر، سایت الف که یدی طولانی در انتشار مطالب فمینیستی دارد مطلبی را با عنوان زیر در لینک زیر منتشر کرده است:
زن خبانتکار با همدستی یک جوان، شوهرش را به ته دره پرت کرد
http://alef.ir/vdcf1mdmtw6d0va.igiw.html?323695

در ذیل این مطلب شاهد هستید که برخی نظرات که حامل رویکرد های فمینیستی می باشد نمایش داده شده اند. تاریخ انتشار این نظرات نیز قابل توجه است. انتشار خبر در ساعت 7:40 و درج نظر مربوطه در ساعت 8:53. زمان انتشار نظرات که همه نظرات اولی به یکباره نمایش داده شده اند. نکته حائز اهمیت این است که نظر اولی اختصاص دارد به یک نظر تند مبنی بر اعدام زن خائن. در نظر دوم که همزمان با نظر اول منتشر شده است نویسنده از دریچه نگاه منطقی به توجیه جنایت و خیانت آن زن پرداخته است. 

ما بلافاصله با مشاهده این خبر این نظر را در ذیل این مطلب نوشتیم ولی این نظر پس از انتشار نظراتی که برخی از آن ها یک روز دیرتر از نظر ما درج شده بودند و پس از چند روز که این خبر به طور کامل از صفحه اول سایت الف حذف شده بود از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر می شود. متن کامل نظر ما را در زیر بخوانید: 

"اینکه یک زن دست به خیانت می زند به این دلیل نیست که حق طلاق ندارد بلکه به این دلیل است که زن خائن، آدم هوسبازی بوده. راهی که دین اسلام برای برخورد با این دسته از زن های خائن و مردهای احمق در نظر گرفته است سنگسار در ملا عام است. سنگسار حکم خشنی بوده که در ملا عام، ترس و وحشت را در دل زنان و مردان می اندازد تا دست به این اقدام نزنند. دادن حق طلاق به زنان در کنار حقوق دیگر مثل مهریه و نفقه و اجرت المثل و نحله و هبه باعث فروپاشی خانواده می شود. چون دیگر هیچ مرد عاقلی ازدواج نخواهد کرد. ضمن اینکه هیچ دادگاهی چنین طلاقی را به رسمیت نمی شناسد. شما فکر کردی اگر فردا زنی دست به خیانت بزند و برود به دادگاه بگوید طلاق می خواهم مسئله حل خواهد شد. این ایده شما، برسمیت شناختن خیانت زنان و هوسبازی آنهاست.
همچنین خاطر نشان می سازم همینک خیلی از زنان هستند که به شوهرشان خیانت می کنند ولی شوهرشان می گوید بیا طلاقت دهم ولی زن می گوید مهریه و نفقه اش را می خواهد تا طلاق بگیرد. اگر قرار باشد حق طلاق به زنان داده شود باید خیلی از قوانین تغییر کند و تغییر قوانین الهی و اسلامی منجر به نتایج دیگری در جامعه می شود که مطمئنا اثرات سوء آن را در پی خواهد داشت."

نکته:
- نتیجه آنکه دست اندرکاران سایت الف می کوشند تا افراد سنتی را افراطی و بی منطق جلوه دهند و از سوی دیگر سعی می کنند با ابزار رسانه، فمینیست ها را افرادی منطقی جلوه دهند. بر همین اساس، اگر شما یک مسلمان باشید و بخواهید با ابزار منطق و مطالعات تان مطالب این سایت را نقد کنید از جانب دست اندرکاران این رسانه ها منتشر نخواهد شد مگر پس از حذف مطلب از صفحه اول.

Image
همچنین همین سایت در مطلبی دیگر ضمن مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان بر معضل بیکاری مردان به واسطه دامن زدن به اشتغال زنان دامن زده است. در ذیل این مطلب شاهد هستید که به صورت کاملا هدفمند، برخی در زیر این مطلب از جانب افراد مثلا متدین اقدام به نظرات توهین آمیز گذاشته و با لحنی زشت و زننده، زنان خانه دار را تحقیر کرده اند و جالب تر آنکه این نظرات توهین آمیز از جانب سایت الف نیز به طور کامل در بخش های مختلف نظرات منتشر شده است. برخی از افراد ساده لوح نیز فکر می کنند این نظرات مردم است در حالی که واقعیت این نیست و این نظرات تایید شده که حاوی توهین است بیانگر سیاست های پشت پرده تایید کنندگان این نظرات در سایت الف است. 

مطلب سایت الف:
زنان بیکارترند یا مردان؟
http://alef.ir/vdcjv8etiuqe8hz.fsfu.html?322915 

نکته:
- فمینیست ها سعی می کنند از جانب افراد ضد فمینیست به شکل های مختلف اظهار نظر کنند تا این جبهه را تخریب کنند. بعید نیست در آینده افراد و شخصیت هایی را به عنوان ضد فمینیسم در رسانه هایشان مطرح کنند تا این جریان را لوث کنند.
- فمینیست ها سعی می کنند با نظرات توهین آمیز در بخش نظرات سایت های خبری، افراد متدین و سنتی را شخصیت های سرکوبگر و پرخاشگر نشان دهند و از سوی دیگر افراد غربزده و فمینیست را شخصیت های منطقی و عالم و دانشمند نشان دهند.

ما در این سایت نظر زیر را قرار دادیم ولی با کمال تاسف از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر نشد زیرا این خلاف رویه سیاست های پشت پرده دست اندرکاران سایت الف است. این نظر را ما دو بار به سایت الف در دو زمان متفاوت ارسال کردیم ولی هیچگاه نمایش داده نشد:

"آمارهایی که نهادهای دولتی منتشر می کنند تابع سیاست های کشور بوده و به همین دلیل سیاسی است لذا نمی تواند معتبر باشد. یکی از این دست از آمارها نرخ بیکاری زنان و مردان است. همواره از مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان سخن به میان می آید که این اقدام زشتی است که مرتب از سوی خبرگزاری های داخلی و سایت های خبری تکرار می شود بدون آنکه کسی این عمل زشت را نقد کند. رسالت زن در جامعه اسلامی تربیت انسان است و تربیت انسان مقدس ترین و بزرگ ترین و زیباترین هنر و کاری است که در دنیا وجود دارد و فقط در حیطه توانایی زنان تعریف شده است. همراهی شوهر و دیگری تربیت و پرورش فرزندان که نیاز به آرامش روحی روانی، دقت ، صبر، خوش خلفی و لطافت ذهنی زن دارد. اما وقتی به زنان، نقش مردانه می دهیم و آنها را به بیرون از خانه سوق می دهیم در جهت تخریب این باور دینی گام بر می داریم. لذا تبلیع و ترویج اشتغال زنان اقدامی نادرست و درجهت سیاست های سکولار و برنامه های فراماسونری «توسعه انسانی» سازمان ملل انجام می پذیرد. در کنار این مسئله، نرخ بیکاری زنان و مردان در جامعه ما با کمال تعجب تعریف یکسانی دارد در حالی که وظایف مالی این دو جنس با هم از زمین تا آسمان متفاوت است. زن هیچ مسئولیت اقتصادی و قانونی تعریف شده در قبال خانواده ندارد و به عنوان نمونه حق حضانت فرزند تا 7 سالگی علارغم نظر دین اسلام و موثرتر بودن تربیت پدر بر شکل گیری شخصیت فرزند به عنوان یک امتیاز به زن (مادر) داده شده ولی در عین حال نفقه او و فرزند بر عهده همان پدری است که طی طلاق از فرزند خویش جدا شده است. لذا یکسان بودن تعریف بیکاری مرد با زن (پسر با دختر) اقدامی نادرست است. همچنین با وجودی که تعریف نرخ بیکاری مردان با زنان یکی است ولی نتایجی که از آن منتج می شود غیر مستند است. به عنوان نمونه سربازان وظیفه که حقوق متوسط 60 هزار تومان می گیرند شاغل به حساب می آیند ولی زنان خانه دار که طبق قانون مشمول حداقل نفقه 250 هزار تومانی در ماه هستند بیکار حساب می شوند و بر همین اساس، نرخ بیکاری دستخوش تغییر می شود. لذا به دلایل فوق نمی توان به این آمارها اعتماد کرد و این آمارها با رویکرد های سیاسی (ضد مرد و فمینیستی) تولید می شوند. همچنین در انتها خاطر نشان می سازیم که ما نباید آنچه را به واقع می بینیم را تکذیب کنیم و آنچه در سایت ها و روزنامه ها می خوانیم تایید کنیم. واقعیت این است که اکثریت پرسنل ادارات دولتی، بانک ها، شهرداری ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، دستگاه ها، خبرگزاری ها، نشریات، انجمن ها، شرکت ها و شرکت های خصوصی و کارگاه ها را زنان تشکیل داده اند. از سوی دیگر، نیروی کار افغانی نیز مشاغل سطح پایین بسیاری را گرفته و جوانان ایرانی بسیاری نیز در نتیجه سیاست اشتغال اتباع بیگانه و زنان بیکار شده اند. لذا بنده به جد معتقدم که این آمارها نادرست و خلاف واقع می باشند."


اسکرین شات مطالب:
- سایت هم میهن: http://s7.picofile.com/file/8234931776/325_1p.jpeg 
- سایت الف: http://s7.picofile.com/file/8234932100/325_2p.jpeg 


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

                                 مدیریت زنان

این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.


نظرات()   
   

Image خبرگزاری فارس، گروه سینما - دشمن افسانه است؛ ما سنت‌هایی داریم که دلایل وجودی‌شان از بین رفته است، فیلم سیاه وجود ندارد، مگر خارجی‌ها بیکارند الکی به ما جایزه بدهند، نباید اینقدر دشمن دشمن کنیم، تجاوز فرهنگ غرب افسانه است و... شاید باورش سخت باشد اما همه این جملات را یک ایرانی آن هم در یک برنامه‌ زنده تلویزیونی بر زبان رانده است.

ملاک از دعوت برخی از افراد به رسانه ملی و دادن آنتن زنده تلویزیون هنوز هم ناشناخته است و این موضوع در برنامه سینمایی هفت ناشناخته‌تر جلوه می‌کند. ظاهرا هر فردی که فیلمی در اکران داشته باشد می تواند جزو میهمانان این برنامه شبانگاهی باشد و لابد آنها هم فکر می‌کند چون برنامه در ساعاتی بین شامگاه و صبح‌گاه پخش می‌شود می توانند هر هذیانی که به ذهنشان می‌رسد را بر روی آنتن زنده و به نمایندگی از میلیون‌ها ایرانی بر زبان جاری کنند.

مصداق بارز حکایت بالا حضور تهمینه میلانی کارگردان فمنیست سینمای ایران در برنامه «هفت» است. هذیان‌گویی دوباره این کارگردان نشان دادن که تلویزیون سیاست مشخصی از در اختیار دادن آنتن خود به افراد ندارد. میلانی اگر به جای دوربین «هفت» مقابل دوربین بی‌سی‌سی فارسی و صدای آمریکا هم قرار می‌گرفت همین حرف‌ها را (شاید وقیحانه‌تر) بر زبان جاری می کرد با همین شدت و غلظت از هذیان‌گویی و ناشناختگی از جامعه متدین ایرانی؛ اما جای سوال از مسئولان تلویزیون است که اصلا چرا به چنین افرادی مجال حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی را می‌دهید تا هرچه دلشان خواست را در باب مسایل ارزشی جامعه ایرانی از زبان جاری کنند؟!

در شرایطی که حتی افرادی با کم‌ترین درجه هوشی نیز می‌دانند این روزها ایران در یک جنگ نابرابر گسترده قرار دارد؛ «افسانه خواندن» دشمن و منکر شدن دشمن، حرف ساده لوحانه ای بود که خانم کارگردان با اعتماد به نفسی عجیب در رسانه ملی از آن سخن گفت و دست و پا زدن های مجری در توضیح و توجیه حرف های وقیحانه او راه به جایی نبرد.  

البته شاید برای خانم میلانی که اهل اقامت‌های مکرر در کشور دوست و برادر آمریکا (!) است؛ دشمن موجودیت خارجی نداشته باشد. چرا که ایشان هر وقت از تحریم‌ها به تنگ آمد و اصلا هر وقت فیلشان هوای ینگه دنیا کرد بار سفر می‌بندد و همراه با جناب مهندس روزگار را دور از این مردم فلاکت زده و در میان دوستان مردن شان سپری می‌کنند. لابد موانعی مثل تحریم‌ها و تهاجم فرهنگی و مشکلات متفاوتی که برای مردم سرزمین ما بوجود آمده نیز از طریق دشمن فرضی ایجاد شده است!!    

اما شاید بهتر باشد بخشی از آنچه تهمینه میلانی در برنامه هفت گفت را یکبار دیگر مرور کنیم تا متوجه عمق فاجعه بشویم. فیلمسازی که نه تنها اعتقادی به دشمن ندارد، بلکه نظرات عجیب او درباره بخش اعظمی از جامعه ایرانی که خانواده‌های متدین را تشکیل می‌دهد نیز قابل تامل است.   

او با حضور در برنامه جمعه شب 9 آبان «هفت» با تحقیر از حیای زن مسلمان ایرانی و پرهیز ذاتی او از اختلاط در جمع مردان نامحرم، رفتار جامعه متدین را یک جمود در برابر مدرنیته معنا کرده و می‌ گوید: «ما سنت هایی داریم که دلایل وجودی شان از بین رفته است. اینکه زن را مخفی می‌کنند. خیلی از خانواده ها در خیلی از شهرستان ها یا حتی در همین تهران هم این کار را میکنند. اینها هیچ کدام نمیدانند دلیل اینکه زن مخفی می شده چه بوده است. دلایلش خیلی علمی و درست بوده است. زمانی بوده که تاتار، مغول و قوم های دیگر حمله میکردند و آذوقه را می بردند. زن را می بردند برای کنیزی بچه های را می بردند برای غلامی. بیشتر ساختمان های ما بخصوص در زنجان اگر تشریف ببرید می بینید که دیوارهای دو پوسته وجود دارد. و موقع حمله زن و بچه و آذوقه را در میان دیوار می گذاشتند تا بتوانند یک سال دیگر با آن زندگی کنند. این شکل شیوه جنگ عوض شد. الان بمب می اندازند روی سر مردم ولی هنوز آن شیوه ادامه پیدا کرد. یعنی خیلی ها هنوز زن و بچه شان را مخفی میکنند. دلایل وجودی اش از بین رفت ولی خود این هنوز مانده است.»   

بله؛ خانم میلانی ظاهرا در هیچ کتاب معتبر یا از هیچ استاد فاضلی در فضایل الگوی زن مسلمان ایرانی و سرور زنان جهان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چیزی نخوانده و نشنیده است. او هیچ وقت نشنیده که حضرت شان در برابر مرد نابینا هم حجاب کرد تا حتی به قدر لحظه ای از کتم عصمت بیرون نباشد. آیا این پنهان کردن و حجاب داشتن معنایش پنهان کردن زن در دوره حمله مغولان است؟   

این کارگردان در بخش‌ دیگری از سخنانش خطاب به مردم مسلمان ایران که به زعم ایشان همچنان در بی خبری و جهل مرکب زندگی می کنند اظهار داشت: «امروز این سنت‌های غلط باید از بین برود. فیلم سیاه وجود ندارد، مگر خارجی ها بیکارند الکی به ما جایزه بدهند. نباید اینقدر دشمن دشمن کنیم. تجاوز فرهنگ غرب افسانه است».   

بخش جالب دیگر سخنان خانم کارگردان نظرات عجیب او در باره فیلم‌های سیاه‌نما است تا از این طریق میزان و شدت روشنفکرنمایی خود را در یک برنامه زنده فریاد بزند:«فیلم سیاه بی معنی است. من فیلمسازم و کار خودم را دارم می کنم. فیلم سازی هست که میخواهد فیلم اجتماعی سیاه بسازد. بگذارید بسازد. چرا فکر میکنید فستیوال ها از ما استفاده یا سوء استفاده میکنند. من اصلا با این حرف کاملا مخالفم. مگر بیکارند که به ما توجه کنند. برای چی اینقدر دشمن می پرورانیم. من با این کلمه دشمن مشکل بسیار جدی دارم. شما میدونید بیس اینکه ما اینقدر دشمن خیالی میسازیم چیه؟ ما دائما در رسانه میگوییم فرهنگ غربی به ما حمله کرد. دشمن منتظر است از ما آتو بگیرد و اینها. حالا اگر دشمن بفهمد ما چند تا ایدزی داریم در جامعه چه استفاده ای از این میکند؟... بعد می گویند غربیها نمی گذارند ما درست زدگی بکنیم. آیا غربی ها به شما میگویند شما با خانم تان درست صحبت نکنید؟ میگویند دندان تان را مسواک نزنید؟ می گویند حمام نکنید؟ میگویند زبان آلمانی یاد نگیرید؟ می گویند در شغل تان رشد نکنید؟ ببینید اینها همه افسانه است. من نمیدانم چرا دائما این نگرش را در جامعه باب میکنند.... من مشکل جدی با کلمه آبرو دارم. آبرو روزگار ما را سیاه کرده است».    

شنیدن این حرف‌ها از زبان تهمینه میلانی و این میزان از کج‌فهمی درباره مسایل استراتژیک، غفلت در دشمن شناسی و توهم دانستن وجود دشمن، نگاه تحقیرآمیز به خانواده‌های متدین و مذهبی و... اصلا تازگی ندارد. او قبلا نیز بارها این حرف‌ها را گفته است و موضع گیری در برابر این حرف‌ها شاید احساس قهرمان بودن به کارگردان انتولکتوئل سینمای ایران بدهد که اتفاقا با ژستی قهرمانانه که انگار رسانه ملی را فتح کرده است در برنامه «هفت» حاضر شد؛ اما جای سوال از مسولان رسانه ملی است که آیا هیچکس از تفکرات چنین فردی آگاه نبود که آنتن زنده تلویزیون را خرج بیان تفکراتش کردید؟ آیا حاضرید در همین برنامه هفت از آن بخش جامعه که خانم مدعی العموم در سخنانش به آنها توهین کرد عذرخواهی کنید؟ و در آخر اینکه تا چه زمانی قرار است جذابیت یک برنامه و جذب مخاطب بیشتر فدای پاسداری از ارزش‌ها شود؟!
منبع: من پرس فارسی


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

منظور فعالان منفور حقوق زن از ناکافی بودن حقوق مدنی زنان و ناکارآمد بودن آن چیست؟
بارها دیده ایم که فعالان حقوق زن شروط مکتوب در عقدنامه را " من جمله حق طلاق زن در صورت اثبات اعتیاد مرد" نا کارآمد توصیف کرده و خواستار برابری در حق طلاق و شروط بیشتری برای آنها هستند.
این در حالی است که سو استفاده از همین حقوق مکتوب و ناعادلانه که بر ضد مردان است تبعات منفی و وحشتناکی را رقم زده است.
یک نمونه کوچک آن را می توانید در زیر ببینید:

آموزش های فمینیستی در گردهم آیی های زنان

زن جوانی که با همدستی اعضای یک کمپ ترک اعتیاد همسرش را ربوده و در کمپ مخفی کرده بود تا بتواند از او طلاق بگیرد با شکایت همسرش به اتهام آدم ربایی دستگیر شد.

اواخر خرداد امسال مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی از همسرش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مردی ۴۳ ساله در شکایت خود به بازپرس پرونده گفت: چند ماهی است که همسرم سر ناسازگاری دارد و هر بار به بهانه ای از خانه قهر می‌کند.

مرد میانسال ادامه داد: رزیتا، همسرم دو بار از من برای گرفتن طلاق و نفقه شکایت کرده که هردو شکایت او به نتیجه نرسید. ششم خرداد در حالی که تازه از سرکار آمده بودم و قصد استراحت داشتم، زنگ خانه به صدا در آمد و همسرم ادعا کرد با من کار دارند. وقتی به بالکن رفتم تا ببینم چه کسی با من کار دارد، سه مرد قوی هیکل وارد خانه شدند و با بستن دست و پایم مرا داخل خودرو انداختند.

ساعتی در خیابان‌های شهر چرخیدیم و سپس مرا به یک کمپ غیر مجاز ترک اعتیاد در غرب تهران بردند. ۴ روز در اسارت آدم رباها در کمپ بودم تا این که توانستم با پرداخت ۲میلیون تومان به یکی از اعضای کمپ با خانواده ام تماس بگیرم.

بعد از ۱۷ روز از کمپ ترخیص شدم. باور کنید من معتاد نیستم و همسرم برای اینکه بتواند از من طلاق بگیرد و پول پیش خانه و خودروام را بالا بکشد، دست به اجرای این سناریوی آدم ربایی زدند.

با شکایت این مرد میانسال و انجام تحقیقات تخصصی از پزشک کمپ، مشخص شد، مراد به زور به کمپ منتقل شده و تست اعتیادش در زمان پذیرش منفی بود. با به دست آمدن این سرنخ، امروز، رزیتا به دادسرای امور جنایی احضار و تحقیقات از او آغاز شد.

زن ۳۴ ساله با رد ادعاهای همسرش گفت: مراد در چند ماه گذشته تریاک مصرف می‌کرد و من با توجه به وضعیت ظاهرش فکر می‌کنم در این اواخر معتاد به شیشه شده به همین خاطر او را به کمپ فرستادم تا فرزندانم از داشتن پدر معتاد سرافکنده نباشند.

وقتی همسرم را به کمپ فرستادم، مسئولان آنجا ادعا کردند،تست اعتیاد مراد مثبت است. به همین خاطر، ساعاتی بعد من پول درمان را به حساب مدیر کمپ واریز کردم. درست است که من قصد داشتم از همسرم جدا شوم اما باور کنید او معتاد است.

با اظهارات زن جوان با دستور محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی با قرار وثیقه ۱میلیارد ریالی به اتهام مشارکت در آدم ربایی بازداشت شد.


نظرات()   
   

فمینیست ها پیاده نظام ارتش فراماسونری و دجال هستند. آنها بودجه های کلانی از دولت های خارجی می گیرند و ایده های جنسیت گرای خویش را دنبال می کنند. سال ها پیش که تعداد دانشجویان پسر از دانشجویان دختر دانشگاه ها بیشتر بود، طرحی را در مجلس تصویب کردند که مقدار کفی برای ورود زنان و دختران در دانشگاه ها و رشته های دانشگاه های دولتی اختصاص یابد. بر همین اساس، حتی اگر پسرها باهوش تر نیز باشندحداقل تعداد مشخصی دختر به کلاس های درس راه خواهند یافت. حالا فمینیست ها با حمایت فمینیست های دولتی طرح جدیدی پیاده سازی کرده اند. آنها با الگوگیری از تجربه موفق تبعیض جنسیتی مثبت در پذیرش دختران در کنکور سراسری که در نهایت باعث اختصاص 60 تا 90 درصد کرسی های دانشگاه های دولتی به زنان و دختران شد درصدد هستند تا با ایجاد یک تبعیض جنسیتی دیگر، این مدل را در مجلس شورای اسلامی پیاده کنند. آنها امید دارند تا با این رویکرد، افرادی که علیه ارزش های دینی و سنت رسول خدا(ص) قیام کرده اند را با ظاهر موجه (با چادر برای زنان و با عبا و عمامه برای مردان) به مجلس راهی کنند تا جامعه را منطبق اهداف شیطانی خویش مدرن سازی و دین زدایی کنند.  

فمینیست ها پیاده نظام جریان ضد انقلاب هستند. آنها از سوی تمام رسانه های ضد انقلاب و ضد اسلام حمایت رسانه ای می شوند. جریان های اصلاح طلبی و اصولگرایی که دو جریان فاسد در کشور ما برای مشغول کردن مردم به جنگ زرگری و انتخاباتی است نیز با این موج همراهی کرده اند و هیچ یک از رسانه های اصولگرا در برابر فمینیست ها و طرح جدیدشان موضع گیری نکرده اند. این به خوبی نشان می دهد که درد رسانه های کشور -اصولگرا و اصلاح طلب- درد و غم قدرت است و نه درد دین و ارزش های دینی.

در حالی که در کشورهای پیشرفته دنیا و آمریکا که مهد و مادر فمینیسم و صادر کننده آن به کشورهای دیگر است، زنان حضور بسیار ناچیزی در کابینه دارند فمینیست های ایرانی، اینبار افغانستان را الگوی خویش قرار داده اند و با الگوگیری شیوه اجرا شده در افغانستان در صدد سوق دادن زنان و دختران به مجلس هستند. نگاهی به اتحادیه اروپا نشان می دهد که اکثر اعضای آن را مردان تشکیل می دهند و زنان حضور ناچیزی در مسند قدرت کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا دارند. با این وجود فمینیست های بی دین و خائن ایرانی که هدفی جز استحاله فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی را ندارند هر ازگاهی ایده جدیدی را مطرح می کنند.

اخیرا این جریان، طی برگزاری جلسه ای بیانیه ای صادر کرده که اسامی خبرنگاران و روزنامه نگاران روشنفکر زیادی در آن خودنمایی می کند. افرادی که در روزنامه های متصل به افراد ثروتمند و صاحب قدرت در کشور هستند و ابدا دغدغه آرمان های اسلامی و انقلابی کشور اسلامی مان را ندارند.    

فعالیت گسترده فمینیست ها برای نفوذ به کرسی های بالای کشور در حالی صورت می گیرد که با حمایت کامل جریان فراماسونری در بین مسئولین همراه است. با این وجود رسانه هایی همچون خبرگزاری فارس و خبرگزاری مهر و خبرگزاری های صدا و سیما (باشگاه خبرنگاران جوان و روزنامه جام جم) ابدا در برابر این تبعیض جنسیتی جدید موضع گیری و روشنگری نکرده و نمی کنند. زیرا بدنه زنان حاضر در تحریریه این رسانه ها افرادی هستند که روشنفکر بوده ابدا دغدغه دین و انقلاب ندارند و احساسات و مکر زنانه شان بر تعقل و خردمندی و فهم اسلامی و انقلابی غلبه دارد. با این وجود شخصیت های مرد جریان های اصولگرا و اصلاح طلب، همگرا با این جریان سازی، هیچ ایده و طرحی برای مقابله و خنثی سازی طرح های پلید فمینیست ها مطرح نکرده و نمی کنند. آنها در موارد متعددی با خواست این جریان ها همراهی می کنند. همین مسئله به خوبی نشان می دهد جریان های سیاسی کشور ها تشنه قدرت هستند و اگر در مسائل سیاسی دم از انقلاب و ولایت می زنند فقط برای عوام فریبی است و در باطن سیاست «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» را پیگیری و پیروی می کنند.

این همه در حالی است که زنان دولتی از جناح روشنفکر، کارنامه ضعیفی از خود به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن در افرادی مثل خانم مولاوردی (عدم توجه به خانواده و زنان خانه دار و افزایش جمعیت) و خانم ابتکار (آلودگی هوا، منقرض شدن نسل حیوانات، از بین رفتن جنگل ها) مشهود است. 

دروغگویی در ذات فمینیست هاست. فمینیسم یک فرقه ضاله است که بر مبنای دروغگویی استوار شده است. بررسی مطالب ذکر شده توسط پژوهشگران فمینیست نشان می دهد که آنها از هر موضوعی به نفع جنسیت خویش بهره برداری می کنند. ما به چند مورد از مغلطه های آنها در زیر اشاره کرده و پاسخ داده ایم:


1. آیا حضور زنان باعث فساد کمتر می شود؟   
بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که پشت هر مرد کلاهبردار، خبیث، ثروتمند و فاسدی یک زن همگرا با وی نیز وجود دارد. آنچه در کشورهای اروپایی باعث کاهش فساد شده است اصلاح مدل های اقتصادی و قوانین سخت گیرانه علیه فساد بوده است. ولی فمینیست ها می خواهند چیزهای بی ربطی را به هم ربط دهند و نتیجه دلخواه خودشان را بگیرند. امروز افغاستان که بخش عمده ای از نمایندگان مجلس آن را زنان تشکیل می دهند دچار مفاسد بزرگ دولتی است و جالب این است که فمینیست ها، طرح افزایش حضور زنان در مجلس را از این کشور عقب افتاده درگیر فساد الگوبرداری کرده اند.     

2. دولت تعهد داده که حداقل نمایندگان زن مجلس 30 درصد باشد!    
یکی دیگر از مغلطه های فمینیست ها اشاره تفاهم نامه ای است که در دولت روشنفکر آقای خاتمی با سازمان ملل عقد شده است. بر اساس این تفاهم نامه که به هیچ عنوان تعهد آور نیست از کشورها خواسته شده که 30 درصد مجلس خودشان را به زنان اختصاص دهند. در اینکه برنامه های سازمان ملل فمینیستی و غیر اسلامی و صهیونیستی است شکی نیست. ولی چیزی که اینجا جالب است استدلال فمینیست هاست که به عنوان وکیل مدافع و سرباز پیاده سازمان ملل صهیونیستی ظاهر شده اند. از نظر فمینیست ها، تمام قطعنامه های سازمان ملل نیز باید اجرا شود چون ایران عضو آن است! این حرف فمینیست ها، به نوعی همگرایی و همنوایی آنها با سازمان ملل و ارگان های صهیونیستی را نشان می دهد.

3. اگر زنان روی کار بیایند 50 درصد خشونت ها کم می شود!    
یکی از فمینیست ها ادعای جالبی مطرح کرده است. از نظر وی، اگر زنان در مجلس و دولت روی کار بیایند از خشونت ها کاسته می شود. کافی است در این عبارت اندیشه کنید. آیا کشور و حکومت ما خشونت گرا است؟ مطمئنا چنین نیست! آیا کشور و حکومت ما جنگ گراست؟ مطمئنا چنین نیست. پس منظور فمینیست ها چیست؟ بلی. منظور فمینیست ها حذف مقاومت نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در برابر اسرائیل، آمریکا و دولت های شیطانی است. آنها می خواهند تا کشور ما به یک کشور سرسپرده و تسلیم تبدیل شود. هر جا آنها حرفی از خشونت زنند منظورشان مقاومت مردم مومن بر آرمان هایشان است و هدف آنها دور کردن مردم از آرمان های حسینی و عاشورایی شیعیان ایران است. همچنین می توان به جرئت گفت که از زمانی که فمینیسم در کشور ما شیوع پیدا کرده است روز بروز بر آمار خشونت های خانوادگی افزوده شده است. لذا فمینسم خود مروج خشونت است نه کاهش دهنده آن.

4. زنان شایستگی دارند!     
عبارت مضحک دیگری که بارها از سوی فمینیست ها عنوان شده مطلب شایستگی زنان است. آنها با اشاره به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه ها می خواهند این ادعا را بیان کنند که زنان شایسته هستند. این در حالی است که وجود قوانین سخت گیرانه مثل سربازی برای پسران باعث شده که بسیاری از آنها نتوانند به دانشگاه راه یابند. همچنین وجود دانشگاه ها و رشته های کاملا زنانه (مثل راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی دخترانه در هر استان) نمونه هایی از تبعیض بر علیه پسران است که باعث حضور بیشتر دختران در دانشگاه ها شده است. ضمن اینکه ادعا شده که هم اکنون وزارت علوم، برای پسران تبعیض مثبت در نظر می گیرد که کاملا دروغ بوده و مصداق توهین و ضدیت با پسران است. چون اگر ادعا شده که این قانون وجود دارد پس چرا بین 60 تا 90 درصد رشته های مختلط دانشگاه های روزانه را دختران گرفته اند؟ و اگر چنین نیست چرا چنین رویکردی نسبت به پسران و مردان دارند و به دنبال ارتقای سطح علمی مردان با تصویب قوانین مشابه (مثل همین طرح 50 نماینده زن برای مجلس) نبوده و نیستند و در برابر آن موضع گیری می کنند؟ در جامعه ایرانی، بر دوش پسران، مسئولیت های مالی و قانونی تعریف شده که همین محدودیت ها مانع از تحصیل و فراغت وقت پسران و مردان برای تحصیل در دانشگاه می گردد ولی دختران هیچ یک از این دغدغه ها را ندارند و بدون دغدغه خاصی بارها در کنکور شرکت می کنند و به خرخوانی می پردازند. از طرف دیگر این سوال وجود دارد که اگر زنان شایستگی دارند چرا نتوانسته اند در طول تاریخ پادشاه یا وزیر شوند؟ چرا نتوانسته اند امروز بخش عمده کاندیداها را شامل شوند و به دنبال ایجاد و تصویب قوانین تبعیض آلود هستند؟ چرا نتوانسته اند در بین مصلحین و بزرگان هر جامعه ای حضور داشته باشند و امروز نیز که فعالانه در جامعه حضور دارند به دنبال خودخواهی های جنسیتی خودشان هستند؟

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
در زیر، متن کامل بیانیه فمینیست ها را که از سایت ها و رسانه هایشان گرفته شده است ذکر نموده ایم تا پژوهشگران ضد فمینیسم با طرح ها و برنامه های این جریان آشنا باشند:    
نکته قابل توجه در این نشست این است که اکثر شرکت کنندگان زن و دختر این برنامه، پیرزن یا دخترانی پژمرده هستند که به دلیل نداشتن ظاهر جذاب برای بینندگان از یک مجری زیبا چهره و آرایش کرده که بخش عمده ای از موهای خود را نیز بیرون ریخته است استفاده شده است تا اندکی نگاه بینندگان را به این افراد بهبود بخشد! ما نیز برای پیشگیری از حواس پرسی مخاطبان، تصویر این منشی را در همه تصاویر -به جز تصویر اول- محو کردیم.   


Image
در جهان امروز، خواهرانِ ما در بسیاری از کشورهای جهان، یک‌پنجم (۲۰ درصد) صندلی‌های مجلس‌ را در اختیار دارند، اما برای افزایش این تعداد و کسب یک‌دوم (۵۰ درصد) صندلی‌های مجلس بی‌وقفه تلاش می‌کنند. خواست زن‌ها فقط اشغال صندلی‌ها و استفاده از مزایای نمایندگی مجلس نیست بلکه هدف آن‌ها نظارت بر روند قانونگذاری است. زیرا هیچ قانونی نباید به صورت یک‌طرفه، بدون توجه به حقوق انسانی و اجتماعی زنان، به تصویب برسد. زنان در بسیاری از کشورهای جهان برای حقوق برابر و انسانی خود می‌کوشند و هر روز تعدادشان در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری افزایش می‌یابد.
اما ترکیب فعلی مجلس شورای اسلامی به گونه‌ای است که فقط ۳ درصد نمایندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند. یعنی؛ مجلس تقریباً در انحصار مردان است. پس جای تعجب نیست که در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور ما پیوسته نوای ناساز با حقوق برابر و انسانی زنان به گوش می‌رسد و ما با انفعال شاهد تصویب قوانینی هستیم که به جای توانمند کردن زنان،روزبه‌روز آنان را ناتوان‌تر می‌کند. زنان نیمی از جمعیت‌ کشورند و ترکیب مجلس باید به گونه‌ای باشد که بتواند قشرهای مختلف جامعه را نمایندگی کند. مجلس نباید در انجصار مردان باشد.
از این پس باید نمایندگانی را راهی مجلس کنیم که با حقوق انسانی و برابر برای زنان و همۀ شهروندان موافق‌اند. از همین روست که «کمپین پیش به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس» را به راه انداخته‌ایم تا خواست «حداقل ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» در مجلس دهم را در میان افکار عمومی مطرح کنیم. زنان مسئولیت‌های مهمی را در همۀ سطوح جامعه از خانواده گرفته تا عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برعهده دارند. اکنون زمان آن است که جایگاه زنان در قوانین، با توجه به میزان مسئولیت‌هایشان، تغییر کند.
افزایش مشارکت در قانون‌گذاری و مدیریت سیاسی، مطالبۀ بر حقی است که در اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح شده و در آن آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
از سوی دیگر یکی از اهداف «توسعه هزاره» که سند آن را در سال ۱۳۷۹ سران کشورها امضا کردند (و در سال ۱۳۸۴ نیز با حضور رئیس جمهوری ایران در اجلاس سران، بار دیگر دولت ایران بر آن مهر تأیید زد) برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است؛ اهداف سند توسعۀ هزاره باید تا سال ۱۳۹۴ توسط کشورهایی که آن را امضاء کرده‌اند محقق شود. در «نقشۀ راه» این سند که «کوفی عنان» دبیر کل وقت سازمان ملل آن را پیشنهاد داده، به صراحت آمده است که همۀ کشورهای امضاءکنندۀ‌ سند هزاره ـ از جمله ایران ـ باید تا سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۳۰ درصد کرسی‌های مجالس‌ خود را به زنان اختصاص دهند. پس چگونه است که دولت‌مردان ایران نسبت به سندی که آن را امضاء کرده اند، پایبندی نشان نمی‌دهند؟
 
پیش به سوی حضور فعال زنان در مجلس دهم   
ما به پشتوانۀ تجربۀ بیش از یکصد سال تاریخ مبارزات زنان در ایران برای دستیابی به حقوق اجتماعی و قانونی خود و سایر شهروندان، می‌خواهیم از طریق پیشبرد اهداف این کمپین مسئولان را واداریم که نه فقط به لایه‌های رأس هرم قدرت، بلکه به گروه‌های مردمی و اقشار حاشیه‌ای نیز پاسخگو باشند و اگر در صدد جلب آرای زنان‌ هستند باید آنان را در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری نیز سهیم کنند.
ما می‌خواهیم بگوییم که:
– در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان امید به تغییر داشت.
– در همه حال، می‌توان شهروندی تأثیرگذار و مثبت بود.
– و فضای عبوس و مردانۀ سیاست را می‌توان فضایی با طراوت و چندصدایی کرد.
تحقق این اهداف، بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه بتوانیم از حداکثر ظرفیت، هوشیاری و جسارت آزمودن راه‌های گوناگون بهره ببریم. تجربه نشان داده است که هر فضا و روزنه‌ای که زنان واگذاشته‌اند، بلافاصله با حضور «زن ستیزان» فتح شده و در نتیجه زندگی یکایک زنان کشور را بیش از پیش دستخوش تبعیض‌ها، محدودیت‌ها و رفتارهای خشونت‌بار کرده است.
پیروزی و شکست این حرکت، به یکایک ما زنان در هر کنارگوشه این کشور بستگی دارد. به زنانی بستگی دارد که با همه وجودشان معتقدند: « ما با هم می‌توانیم، اگر بخواهیم.»
از این‌رو، برای پیشبرد اهداف این کمپین، سه کمیتۀ زیر تشکیل خواهد شد: ۱ – «من کاندیدا می‌شوم.» ۲ – «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» ۳ – «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»   
۱ – «کمیتۀ من کاندیدا می‌شوم»: حق انتخاب کردن کافی نیست، حق انتخاب شدن می‌خواهیم
محور فعالیت این کمیته «حق انتخاب شدن» است. زیرا، با توجه به موانع عظیم و بی‌شماری که در برابر زنان قرار دارد، برای ورود حداقل ۵۰ زن برابری‌طلب به مجلس، باید هزاران زن که به عدالت و برابری حقوقی میان زن و مرد باور دارند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کنند.   
اعضای این کمیته دو هدف دارند: تشویق زنان هموطن برای نامزد شدن در انتخابات و پشتیبانی از نامزدهای برابری‌خواه. فعالیت‌های این کمیته به شرح زیر خواهد بود:
ـ شناسایی زنان توانمند از درون جامعه و از میان اصناف گوناگون و تشویق و حمایت از آنان برای نامزد شدن در انتخابات مجلس.
– یاری جستن از کلیۀ تشکل‌های غیردولتی برای معرفی زنان توانمند به این کمپین
ـ برگزاری کارگاه‌هایی در بارۀ حقوق زنان و عرف پارلمانی برای نامزدهای داوطلب.
ـ نگارش لوایحی برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود به کمک وکلا و حقوقدانانی که با این کمیته همراهی می‌کنند، تا در صورتی‌که زنان برابری‌طلب به مجلس راه یافتند، بتوانند با سرعت بیشتری فعالیت خود را برای پیشبرد منافع زنان آغاز کنند.
ـ تشویق و مذاکره با احزاب و جمعیت‌های مؤثر در انتخابات برای آنکه تعداد کاندیداهای زن را در فهرست‌‌های انتخاباتی خود افزایش دهند.
ـ برگزاری برنامه‌های هنری و فعالیت‌های فرهنگی-تبلیغاتی برای معرفی و شناساندن نامزدهای زن به افکار عمومی.
۲ – «کمیتۀ ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب»
ما کمیتۀ «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» را برای «تغییرچهرۀ مردانه مجلس» تشکیل می‌دهیم. محور فعالیت این کمیته تبلیغ ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس دهم در میان افکار عمومی است. آنان که خواستار کرسی‌های بیشتری برای زنان برابری‌طلب‌اند، می توانند این خواست را در جامعه رواج دهند. در این کمیته طرح‌های مختلفی سازمان داده خواهد شد، از جمله:
– اجرای طرح آیا باید مرد باشم که به مجلس بروم؟»
– اجرای طرح «صندوق خواسته‌های زنان از مجلس».
– اجرای طرح «هر زن ایرانی برابری‌طلب، یک ستاد»
– تهیۀ فیلم و کلیپ تبلیغاتی برای ترویج خواست ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس.
– برگزاری مسابقۀ طراحی پوسترهای تبلیغاتی برای تبلیغ به نفع ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب     

۳ – «کمیتۀ کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»: به کاندیداهای زن ستیز رأی نمی‌دهیم
در کمیتۀ «کارت قرمز»، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را برای افکار عمومی تشریح خواهیم کرد تا رای‌دهندگان بدانند چه کسانی را باید به مجلس بفرستند. به منظور پیشبرد اهداف این کمیته، تلاش خواهیم کرد که زندگی و سخنان تک‌تک کاندیداهای مجلس را بررسی و سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان را رصد کنیم و به افکار عمومی گزارش‌های هفتگی بدهیم. همچنین می‌کوشیم که طرح‌های زیر را در این کمیته به اجرا درآوریم:
– پرسش از کلیۀ کاندیداها دربارۀ مسائل زنان و طرح‌‌هایی که در مجلس قبل در مورد زنان به تصویب رسیده است.
– مصاحبه با همسران یا دختران کاندیداهای مرد     
پیش به سوی مجلسی مدافع حقوق زنان
در آخر اینکه در چهارماه آینده و تا زمان تعیین صلاحیت کاندیداها، همراه با کسانی که به این کمپین می‌پیوندند، تمام تلاش‌مان را برای پیشبرد اهداف این کمپین انجام خواهیم داد. امیدواریم نظارت استصوابی سد راه نامزدهای زن و مرد برابری‌طلب نشود.    
جمعی از فعالان جامعه مدنی زنان
Image
امضاء کنندگان اولیه کمپین(به ترتیب حروف الفبا):
آمنه رضایی / آدینه مرادعلی بیگی / آیدین طوافی / اکرم نقابى / الهه صدری / اطهر هادیان / بنفشه جمالی / بهناز زینالى / پردیس عامری / پریسا ابن یامینی / پویا فیاض / تینا آزموده / تینا سپاس / ثریا عزیزپناه / حمیده ابراهیمی / حوری خانپور / خدیجه اصغری / ریحانه فرزانه / زهرا ربانی املشی / زهرا رحیمی / زهرا عزتی / زهرا محمدی / زهره اکرمی / زهره معینی / ژاله شادی طلب / ژیلا مکوند / ژیلا موحد شریعت پناهی / ژینوس سبحانی / سارا افتخاری / سارا باقری / سعادت پیرانی / سها مرتضایی / سیمین بهادری / سیمین کاظمی / شهلا اعزازی / شهلا فروزانفر / شهلا لاهیجی / شهناز اکملی / شیما قوشه / شیوا نظرآهاری / صبا شعردوست / صدیقه کنعانی / صغرا کریم الدینی / طاهره احمدی دستجردی / طاهره نقی ئی / عالیه مطلب زاده / عسل صابر وحید / فاطمه خرمی / فاطمه میمندی / فاطمه نیلی / فتانه عبدالحسینی / فرزانه جلالی / کبری پارساجو / کیمیا اخوان / کیمیا موسویان / گلاله بهرامی / گیتی اسداللهی / لی لی ارشد / محبوبه کوهستانی / مرضیه وفامهر / مریم الیاتی / مریم جوادی / مریم خلیل نژاد / مریم نورائی نژاد / مژان فدایی / مستانه سید نژاد / معصومه دهقان / منیژه رئیسی / منیژه موذن / مهتاب نوری / مهدیه گلرو / مهناز محمدی / مهین اربابی / ناهید توسلی / ندا مستقیمی / ندا ناجی / نوشین احمدی خراسانی / نیره توکلی / هلن دافین / هما اسداللهی
Image
یازده آبان ماه ۱۳۹۴: اسامی ۳۰۰ تن از کسانی که در هفته اول آغاز به کار کمپین “تغییر چهره مردانه مجلس” به آن پیوستند (به ترتیب حروف الفبا)

آذر برکه / آذر نجفی / آذین رضاییان / آرامه خواجوند / آرزو بهاروند / آرزو قلی نژاد / آزاده دواچی / آسو جواهری / ابراهیم اصغرزاده / احمد فشخورانی / اعطو السادات هاشمی / اعظم خاتم / افسر موموندی کاظمی / النا تبریزی / الناز محمدی / الهام دیندار / الهام ملک زاده / الهام میرزاده / الهام وحیدی / الهه ایمانیان / الهه قلی زاده / امیر فارسیجانی / اندیشه جعفری / انسیه باروتی / انیس ناصری / ایمان معماریان / باربد بهروان / بلال مرادویسی / بنفشه رنجی / بهار داعی / بهار مفخم / بهرام چهاردهی / بهرام رشیدیان / پارمیدا عطاری / پرستو اله یاری / پرستو فخاریان / پرنیان رحیمی / پرهام میثاقیان / پروین ضرابی / پریسا اکبرزاده / پوران پنبه چی / پیروز کلانتری / ترانه امیرتیموری / توحید خاوردوست / ثمین رشیدبیگی / جواد موسوی خوزستانی/ جواد نیازی / حجت نارنجی / حسن اکبری نیا / حسن یوسفی اشکوری / حسنیه نجفی / حسین ترکاشوند / حسین سربندی / حسین صفری / حمید دیانی / حمیده رجب زاده / حمیرا فرمانی / خجسته جعفری / راضیه (پری) نشاط / راضیه بیرونی کاشانی / ﺭﺑﺎﺑﻪ ﻣﻮﺳﻮﻱ ﺭاﺩ / رحمان جوانمردی / رخشان بنی اعتماد / رقیه ساروقی فراهانی / روژان مظفری / روژیار حسینی / رویا پاکزاد / ریحانه حسینی / زارا امجدیان / زهرا حکمتیان / زهرا دل پیشه / زهرا رستگارنیا / زهرا رضایی / زهرا ریخته گران / زهرا زارع / زهرا زرگرزاده / زهرا محمدزالی / زهرا محمدی / زهرا نوعی / زهرااسلامی / زهرا زارع / زهرامعینی / زهره طراوتی / زهره علینورى / زهره میرسپاسی / زویا نیک / زیبا میرحسینى / زینب راهداری / سائده سعیدی فرد / سارا آرین مهر / سارا بهشتی لنگرودی / سارا پویان فرد / سارا خسروآبادی / ساری نورمحمدی / سپیده جدیری / سپیده رحمانیان / سحر خسروانی / سحر دیناروند / سحر مرانلو / سحر مفخم / سحر موسوی / سعیده رجامند / سعیده اسلامی / سعیده منتظری / سمانه خادمی / سمانه مرتضوی گازار / سمانه موسوی / سمیرا حسن زاده / سمیرا مصطفوی مندی / سمیه احمدوند / سمیه بهادری / سمیه رشیدی / سمیه شهریسوند / سمیه کریمیان / سهیلاصمدی / سوده رضاقلی / سولماز کریمی / سونیا مرزآرا / سید مرتضی علم الهدی / سیده شیرین وفاییان / سیامک فرید / سیاوش رضایی / سید رضا حسینی / سید مهدی حسینی / سیده عاطفه حسینی / سیده نسرین حسین پور / سیما باقرپور / سیما رحیمیان / شاهین باقری / شراره عبدالحسین زاده / شعله بهاری نژاد / شمیم شرافت / شهپر بامداد / شهناز رمارم / شیرین فامیلی / شیما تدریسی / شیما صیدی / شیرین برق نورد / شیرین سلدوزی / شیرین کریمی / شیلا عادل احمدیان / صبا جهانبخش / صدف چمنی / صفورا مدرس / طاها وفائی نژاد / طاهره جوهرچی / عاطفه جامیری / عالیه روحی / عباس ملکی / عشرت السادات رضوی / عفت السادات کوچکی / على طالبى / علی پیروی کیا / علی فتوتی / علی فردی / علی کلائی / علیرضا علی پور / غزال بزرگمهر / غزال مرادی / غزل حضرتى / غزل معصوم شاهی / فائزه حاج حسینی / فائزه منقش / فاطمه ثابتی / فاطمه جعفری / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه فریدونی / فاطمه قربانی / فاطمه محمدیان / فاطمه همدانیان / فتانه صادقی / فرانک قهرمان پور / فرح توکلی / فرح ناز فروهر / فرحناز محمدی / فرشاد اسود / فرناز دزفولی / فرناز کمالی / فرنگیس بیات / فروغ رضایی / فریده حمیدی / فریده خسروشاهی / فریبا جعفری / فریبامطلب زاده / فریبرز سبحانی جید / فرید نادری / فهیمه میرى / فهیمه رضایی / فهیمه سلطانی / فواد شمس / فیروزه فیروز / قدسی السادات امیرکیایی / کبوتر ارشدی / کاوه رضائی شیراز / کبری پارساجو / گلاله وطن دوست / گلتا حسین پور اصفهانی / گندم احتشام / لیلا اسدی / لیلا کرمی / مانیا محقق / متیژه خانگلدی / مجید دری / محبوبه کرمی / محبوبه رحیم پور / محمد بازافکن / محمد ثنائی / محمد هادی ملکیان / محمدرضا حاجى على گل / مرتضی اسماعیل پور / مرجان افشار / مرضیه لهراسبی / مرضیه نشاط / مریم جعفریه / مریم اکبری / مریم سادات شمشیری / مریم سروش / مریم صابری / مریم فتاحی / مریم مقدم / مریم میلانی / مسعود فرحزاد / مصطفی کریمخان زند / مصطفی نیلی / معصومه علیمرادی / ملکه ابراهیمی / ملوک عزیززاده / منصوره شجاعی / منوچهر ایلخانی / منیژه فتحی / مهدی فرشی / مهدیس پویا / مهدیه معین / مهرناز زعفرانچی / مهسا اسدالله نژاد / مهسا صباغی / مهساجزینی / مهسا یدالهی / مهناز بزرگیان / مهناز علیپور / مهنوش حسینی / مهنوش صمدی / مونا میری / مینا بیگدلی / مینا تراب زادگان / میترا پریدار / میترا سخامهر / میترامعدنی / میم پیشوایی / مینا اورنگ / مینا سخامهر / مینا کشاورز / مینو اسدی / مینو حیدری کایدان(کیامان) / میهن فرهنگیان / نادیا ذابحی / نادیا فرهادی / ناهید خیرابی / ناهید کوه شکاف / ناهید نوروزی / نجمه شهبازی / نرگس شفیعیان / نرگس غروبی / نسترن اسدی / نسرین ناصری / نسرین حسین‌زاده / نسرین مقدم / نسیم حسینی / نصرت انصاری / نفیسه محمدپور / نوشین عرجونی / نوشین رضایی / نوشین محمدزاده / نیلوفر هاشمی / نیلوفرجعفری / هادی ابراهیمی سنائی / هدی رمضان نیا / هنگامه هویدا / یاسمن امیرکیائی / یاسمن آرنگ / یاسمین حسینی / یاشار تاج محمدی / یاشار کاظمی / یزدانیان فردوس

کمپین “زنان به زنان رای میدهند” که در مشهد تشکیل شده نیز به جمع امضا کنندگان کمپین تغییر چهره مردانه مجلس پیوست.   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
Image
گزارش سایت مدرسه فمینیستی از جلسه «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس»:   

کانون شهروندی زنان: روز گذشته پنجم آبان 94 جمعی از فعالان مدنی و زنان در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، نشست مطبوعاتی برای رونمایی از طرحی برای انتخابات مجلس آینده «با محوریت زنان» برگزار کردند. در این مراسم که از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» رو نمایی شد، شیما قوشه، وکیل دادگستری و عضو کانون شهروندی زنان، مجری برنامه بود و خانم ها شهلا لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، پژوهشگر مسائل زنان)، شیوا نظرآهاری (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، دکتر ژاله شادی طلب (جامعه شناس، و مدیر گروه پیشین مطالعات زنان دانشگاه تهران)، ثریا عزیزپناه (فعال حقوق کودکان و کاندیدای پیشین در مجلس ششم)، زهرا ربانی املشی (قرآن پژوه و فعال مدنی)، مهدیه گلرو (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، مهندس ژیلا شریعت پناهی (قرآن پژوه و پژوهشگر حوزه زنان)، دکتر ناهید توسلی (سردبیر مجله نافه و پژوهشگر حوزه زنان)، پردیس عامری (دانشجوی دکترای مطالعات زنان و پژوهشگر حوزه زنان)، فرزانه جلالی (کارشناس مردم شناسی و فعال حقوق زنان) و اطهر هادیان (نماینده بخش دانشجویی کمپین) سخنرانی کردند. در این برنامه علاوه بر سخنرانان و مدعوین، حدود هشتاد نفر از امضاکنندگان اولیه «کمپین تغییر چهره مجلس» که از طیف های گوناگون جامعه مدنی زنان هستند نیز حضور داشتند.
Image
رئیس جمهور قول داده که حافظ آراء مردم باشد
در ابتدای مراسم «شهلا لاهیجی»، به عنوان میزبان نشست با اشاره به این که در طول پنجاه سالی که روی مسائل زنان کار کرده ام، همواره این دغدغه را داشته ام که چرا مساله زنان مهم است، اظهار کرد: ایران امسال طبق تعهداتی که داده، باید تعداد نمایندگان زن در مجلس را به «سی درصد» نمایندگان مجلس برساند. وی ادامه داد: ما زنان نمی توانیم کاری را پیش ببریم اگر که دانش و آگاهی خود را بالا نبریم و ندانیم که چه می خواهیم و خواسته هایمان را چگونه پیش ببریم. باید بدانیم که مشکل ما زنان، مردان ما نیستند. بنابراین باید ریشه های اصلی را در رفتار و فرهنگ مان پیدا کنیم.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: «جان لاک» کشیش، فیلسوف و نویسندۀ آزادی خواه و پرآوازه قرن شانزدهم انگلستان، در مهم ترین اثر خود «در باره دولت» در مورد وضعیت جنگی و وضعیت صلح، می نویسد: «حتا در اجتماع نیز زمانی که امکان دسترسی به داور قانونی فراهم باشد اما بی عدالتی و فساد دستگاه عدالت باعث بازماندگی شخص از استیفای حق اش شده باشد، مشکل است که تصور کرد وضعیت موجود غیر از وضعیت «جنگی» است. یعنی زور و ستم از سوی هر کسی باشد، به هر حال زور و تجاوز محسوب می شود. خواه این ستم از سوی یک متجاوز خارجی باشد، خواه از سوی کسانی که منصوب به اجرای عدالت اند. طبعاً در چنین وضعیتی، مثل این است که به آن کسی که به او ظلم شده، اعلان جنگ داده شده است، آغاز اعلام جنگی راستین به ستمدیدگان است.»

لاهیجی ادامه داد که: با گذشت زمان و در پی تجارب و آزمون و خطای بسیار، سرانجام انسان دریافت که نمی تواند به تنهایی و در قالب زندگی سخت قانون طبیعت، به حیات فردی و جمعی خود ادامه دهد و حتا ممکن است از صحنه گیتی حذف شود یا اگر حذف هم نشود، به هیچ پیشرفتی در مسیر زندگی نایل نخواهد شد. زیرا یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین کارها، دفاع از جان و مال خویش و خانواده و بستگان اش بود. از این رو تصمیم گرفت کسانی را به عنوان وکیل انتخاب کند و با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به آنان، به مجلس بفرستد تا با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به این وکلا، از آنان بخواهد به جای او، از گروه و خانواده اش دادخواهی کنند. یعنی نمایندگان با تکیه به جوهره قانون و برای حفاظت از منافع موکلان خود، گرد هم آمدند. بر همین اساس بود که سبب شد متفکران، قانونی به نفع مردم بنویسند و این مکانی که این افراد جمع شدند از ابتدا «خانه ملت» نام گرفت. و خانه ملت یعنی خانه زنان و هم خانه مردان. این شکل از دموکراسی کهن نیز به نوعی در آفریقا و خاورمیانه هم دیده شده است.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: زنان ما باید و باید نمایندگان راستین خود را به آنجا که نام اش «خانه ملت» است بفرستند و از هیج چیز نترسند. باید زنان بسیاری خود را شایسته نمایندگی مردان و زنان این سرزمین بدانند تا دیگر هیچ کس با جعل نام نماینده قوه مقننه نتواند کلامی بر ضد منافع زنان بگوید و یا با قلدری و فحاشی به خیال خودش ترس در دل زنان ایجاد کند... دشمنان زنان، آن به اصطلاح نمایندگان «به فرموده»ای هستند که از حضور زنان توانا در جامعه وحشت دارند... آینده این سرزمین کهن جز با حرکت دوشادوش زنان و مردان، آن هم در فضایی آکنده از بوی خوش آزادی، به ثمر و برکت نمی نشیند.... لاهیجی در انتها گفت: رئیس قوه مجریه قول داده است در انتخابات پیش رو حافظ آرا و حقوق مردم باشد.
Image
پیش به سوی تغییر جهره مردانه مجلس
«شیوا نظرآهاری»، کنشگر حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان هم در توضیح کمپین تغییر چهره مردانه مجلس گفت: مشارکت زنان می‌تواند هم به صورت کاندیداشدن برای نمایندگی مجلس باشد و هم به این صورت که دقت کنند تا به کاندیداهایی که ذهنیت زن ستیز دارند رأی ندهند. ما زنان نباید اجازه دهیم افرادی وارد مجلس شوند که با حقوق برابر و عادلانه برای زنان مخالفند. بنابراین باید در ابتدا کاری کنیم که زنان جامعه مان از انفعال خارج شوند و این اعتماد به نفس را به دست آورند که قدم پیش گذارند و کاندیدای نمایندگی در مجلس شوند. ما زنان در جامعه مان می توانیم به جای هزار کاندیدا، ده هزار کاندیدای زن داشته باشیم. چرا که برای راه‌یابی حداقل پنجاه زن به مجلس باید هزاران نفر خودشان را کاندیدای نمایندگی کنند. این مشارکت گسترده خودش حامل یک پیام روشن است که زن ها می‌خواهند وارد عرصه سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری شوند. ما در این کمپین به پیشبرد این هدف کمک می‌کنیم.

شیوا نظرآهاری یادآوری کرد: کمپین سه کمیته اجرایی دارد. در کمیته «من کاندید می‌شوم» ما بر حق انتخاب شدن زنان تأکید می‌کنیم. شناسایی زنان توانمند از اصناف و اقشار گوناگون و تشویق آنان برای کاندیدا شدن، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و نگارش لوایح برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود از جمله کارهایی است که در این کمیته انجام می‌دهیم. بلند شدن صدای زنان و افزایش فشار جامعه مدنی، طبعاً احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف را وا می دارد که زنان بیشتری را در لیست‌های انتخاباتی‌شان قرار دهند.

او در ادامه تشریح کمیته های کاری کمپین، گفت: در وهله دوم و در کمیته « 50 کرسی برای زنان برابری‌طلب»، ما باید بتوانیم این بحث را در سطح گسترده میان افکار عمومی مطرح کنیم. مردم باید بدانند که چرا افزایش حضور زنان در مجلس مهم است؟ خواسته ها و مطالبات زنان از مجلس چیست؟ چرا و چطور حضور تعداد بیشتر زنان برابری طلب در مجلس می تواند به بهبود وضعیت زنان جامعه کند. در واقع این کمیته راه ارتباطی کمپین با مردم است و از آنها می خواهد که در این طرح فعالانه مشارکت کنند.
Image
همین طور در کمیته " کارت قرمز به نمایندگان زن‌ستیز"، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را بررسی و به قضاوت افکار عمومی می‌گذاریم. مردم حق دارند که از پیشینه و عملکرد کسانی که می خواهند بهشان رأی بدهند آگاه شوند. به خصوص زنان باید بدانند که رأی دادن فقط یک مهر توی شناسنامه‌شان نیست، همان رأیی که می‌دهند ممکن است باعث شود که توی خیابان مأموران گشت ارشاد را روی سرشان بریزد. همان رأیی که می‌دهند ممکن است اسید شود و توی صورت شان پاشیده شود. آنها باید بدانند چطور مجلس می تواند با تصویب قوانین، کاری کند که زنان بیشتر و بیشتر خانه نشین شوند. چطور هیچ نماینده ای در مجلس اعتراض نمی کند به وضعیت اشتغال زنان، وضعیت زنان خودسرپرست و بیمه آنها. بنابراین ما با دقت کلیه سخنرانی ها و مواضع کاندیداهای مجلس را رصد می کنیم و آنها را به قضاوت افکار عمومی عرضه می کنیم.   

شیوا نظرآهاری با توضیح اهداف کمپین خاطرنشان کرد: در نهایت تمام هدف کمپین این است که به زنها بگوید که اگر خواستار تغییر در وضع قوانین و یا مناسبات حاکم در مجامع قانونگذاری در کشور هستند، می بایست خودشان آستین بالا بزنند و وارد این مجالس شوند، وگرنه انتظار توجه جدی به مطالبات زنان و حقوق برابر، از مجلسی که اکثریت نمایندگان اش را مردان تشکیل می دهند، طبعاً انتظار بیهوده ای است.    
Image
عرصه مشارکت سیاسی در ایران به شدت مردانه است

دکتر «ژاله شادی طلب»، جامعه شناس و استاد دانشگاه در ادامه برنامه به عنوان یکی از سخنرانان درباره فرصت های زنان در ایران اظهار کرد: قانون اساسی ما در فصل حقوق ملت فصل هایی دارد که به ما اجازه می دهد متقاضی ورود به مجلس و انتخاب نمایندگان باشیم. اصل 19، 20 و 21 که به حقوق زنان تأکید دارد. او در ادامه با اشاره به این که ما در کشورمان قوانینی داریم که به ما زنان کمک می کند، اظهار کرد: مردانه بودن جامعه سیاسی در همه دنیا وجود دارد البته در بعضی کشورها بیشتر و برخی کمتر. او ادامه داد: یک بین المجالس جهانی و یک بین المجالس قاره ای وجود دارد. در سایت بین المجالس جهانی جدولی وجود دارد که وقتی من دیدم متوجه شدم جامعه سیاسی همه کشورها مردانه است. با این حال در رواندا 64 درصد اعضای مجلس قانون گذاری اش زن هستند و این کشوری است که خیلی از ما ندیده ایم. بلیوی 53 و کوبا 49 درصد زن در مجلس دارند. این آمار جالبی است. بین این کشورها اگر کشورهای توسعه یافته را نگاه کنیم نروژ 40 و هلند 37 درصد زن در مجالس شان دارند. حالا ایران در مقایسه با کشورهای دیگر معلوم می شود که جامعه سیاسی ما زیادی مردانه است. ما جزو آخرین کشورهای هستیم که در بین 190 کشور دنیا رتبه 137 را داریم. در کشورهای مسلمان مثل مالزی 10 درصد نمایندگان اش در پارلمان زن هستند و مراکش هم 17 درصد. عربستان هم 19.9 درصد زن در پارلمان دارند اما ایران فقط 3 درصد زن در پارلمان دارد. البته کشورهای پایین تر از ما هم هستند مثل عمان. او ادامه داد: در کل دنیا حدود 23 درصد مجالس کل دنیا زن هستند. آسیا 19 درصد. جالب است که در سال 1945 بیست و شش پارلمان در دنیا وجود داشته است که در این پارلمان ها 3 درصد نمایندگان، زن بودند و امروز تعداد پارلمان ها به 190 رسیده و 22 درصد زنان هستند. اما این کنفرانس بین المجالس در سایتش می گوید که فرآیندی که ما طی کرده ایم تا به این بیست درصد رسیده ایم چه

متن کامل را در من پرس فارسی بخوانید.

 


نظرات()   
   

Imageدر بررسی مصاحبه ها و سخنان سه کارگردان و نویسنده که اقدام به تولید آثار سینمایی فمینیستی و ضد مرد کرده اند متوجه شدیم که این سه نفر، یک دلیل مشترک به مردم و رسانه ها ارائه داده اند و چیزی از پشت پرده سیاست مشترک شان عنوان نکرده اند. هر سه این کارگردان ها و نویسنده ها از طبقه ثروتمند و رو به بالای جامعه می باشند ولی وجه مشترک آنها این است که هر سه دست روی بافت پایین و طبقه مستضعف جامعه گذاشته اند و فقط به مسائلی تمرکز کرده اند که ضد خانواده بوده و در جهت تضعیف بنیان خانواده گام برداشته اند. در حالی که طبقه مستضعف جامعه با مسائلی همچون بیکاری و عدم آشنایی با سبک زندگی صحیح اسلامی رنج می برد این دسته از کارگردان ها فقط اقدام به تولید آثاری کرده اند که تفکری منفی را در جامعه نسبت به شاکله های تشکیل دهنده خانواده ایجاد می کند. در آثار این افراد، همه چارچوب های اخلاقی دینی به چالش کشیده شده و دلیل تولید کنندگان این آثار فقط این بوده که خواسته اند به گوشه ای از چیزهایی که در جامعه اتفاق افتاده است پرداخته باشند. حال ممکن است چنین اتفاقی هیچگاه در جامعه ما نیفتاده باشد و یا خیلی کم باشد ولی با نگاه و توجهی که این دسته از سینماگران به آن کرده اند آن را به یک موضوع فراگیر و رایج در جامعه ایرانی تعمیم داده اند.
حقیقت تولیدات رسانه ای این سینما گران نه از سر دلسوزی برای جامعه است بلکه تنها به خاطر اهداف پلید فرهنگی برای فاسد کردن جامعه ایرانی است. این نظریه در جهان پذیرفته شده است که هر قدر بر روی مسائل مثبت کار فرهنگی صورت گیرد آن ارزش ها بیشتر می شود  و هر قدر بر مسائل فرهنگی منفی توجه شود، آن مسائل بیشتر شیوع پیدا می کند. این نظریه در کتاب راز (Secret) به خوبی تشریح و اثبات شده است. مطمئنا راهبرد رسانه ای روشنفکران در ارائه نمایشی سیاه از جامعه و خانواده سنتی که باعث ایجاد انقلاب اسلامی ایران شده است در این جهت است.

بررسی های ما از مصاحبه های این دسته از کارگران نشان می دهد که آنها هیچ چیزی درباره اهداف پشت پرده شان در تولید آثار ضد خانواده و فمینیستی بیان نکرده اند و فقط خود را موظف به بیان نقاط تاریک و سیاه طبقه پایین جامعه دانسته اند! لیستی از نظرات راست و دروغ این کارگردان ها تهیه کرده ایم که می توانید در زیر مطالعه نمایید. بدیهی است که انتشار این نظرات به معنای درست بودن آنها نیست بلکه هدف، اشنایی با تاکتیک ها و شیوه هایی است که این افراد برای همراه کردن جامعه با خود استفاده می کنند.
Image
منیژه حکمت از کارگران های فمینیستی است که فیلم های وی بیش از آنکه ارائه دهنده مفاهیم مثبت و ارزشی باشد نشان دهنده تصویری سیاه از جامعه ایرانی است. منیژه حکمت متولد ١٣٤١ اراک است. وی فعالیت سینمایی را سال ١٣٧٢ به عنوان دستیاری کارگردان فیلم «دلاوران کوچه دلگشا» به کارگردانی حسن هدایت آغاز کرد. او در کارنامه سینمایی خود تجربه کارگردانی: سه زن (۱۳۸۵) زندان زنان (۱۳۷۹) / نویسندگی (زندان زنان) / مشاور فیلمنامه (سه زن) / بازیگری (آپارتمان شماره ١٣) و همچنین برنامه‌ریزی (۷ مورد) / دستیار کارگردانی (۴مورد) / منشی صحنه (۳ مورد) / / تهیه‌کننده (۸ مورد) / مدیر تولید (۳ مورد) / سرمایه‌گذار (۲ مورد) / جانشین مدیر تولید (یک مورد) / طراح صحنه (یک مورد) و مسوول لباس (یک مورد) دارد. وی در مصاحبه ای با سایت های خبری در پاسخ به اینکه چرا فقط روی نقاط منفی و زشت دست گذاشته است و فیلم های ضد فرهنگی می سازد گفته است:

1. منیژه حکمت: لالایی‌ها نخستین درددل مادران است. هرچه این لالایی‌ها بتوانند صلح‌آفرین باشند تاثیر بیشتری می‌گذارند. کودکانی پرورش می‌یابند که علیه خشونتند و هیچ‌گاه با خشونت همسو نمی‌شوند. در این پروژه ما به دنبال لالایی‌های منطقه بودیم و از این رو ایران را گرفتیم، افغانستان رفتیم، تاجیکستان رفتیم و لالایی‌های عربی را نیز گرفتیم. مستند لالایی همه‌اش تصویر و لالایی است. دیالوگ اصلا ندارد... لالایی‌ها به هم وصل می‌شود و کنسرتی به وجود می‌آورد... کنسرتی برای همه کودکان و مادران جنگ‌دیده است که آسیب‌پذیرترین قشر خشونت‌ورزی‌ها و جنگ‌طلبی‌ها هستند و با فریادشان صلح و آرامش برای تمام کودکان دنیا را طلب می‌کنند.

2. سوال مصاحبه کننده: این اظهارنظر شما برای من جالب است. شما هیچ‌وقت علنا و به طور شعاری ادعا نکردید که یک فیلمساز یا سینماگر فمینیست هستید ولی به صورت عملی همواره رفتار و حرکات حرفه‌ای‌‌تان درباره زنان بوده است. این حرف شما نشان‌دهنده این است که برای‌تان مساله جنبش زنان در ایران دغدغه است. آیا این طور است؟  

پاسخ منیژه حکمت: معلوم است دغدغه است. زنان نیمی از انسان‌های کشور من هستند. هرچه این نیمه پیشروتر و آگاه‌تر باشد حداقلش این می‌شود که کوچک‌ترین رکن یک جامعه یعنی خانواده بارورتر می‌شود، از دامن این زنان کودکانی پرورش می‌یابند که آینده کشور من هستند. هرچه این زنان آگاه‌تر باشند آینده کشور من درست‌تر رقم می‌خورد. من خودم یک زن و یک مادرم. مگر می‌تواند مساله زنان دغدغه من نباشد. یک نمونه برای‌تان مثال می‌آورم: آمار سینماگران زن‌مان را نگاه کنید! در عرصه کارگردانی، پشت صحنه، انیمیشن، فیلم کوتاه، فیلم مستند، برابری می‌کنیم با آمار تمام کشورهای خاورمیانه، این دیگر دم‌دست‌ترین آمار است که از آن آگاهم. کشورهای دیگر منطقه یک درصد شرایط ما را هم ندارند. نمی‌گویم مشکلات فرهنگی نداریم. ما مشکلات فرهنگی داریم، مشکلات اجتماعی داریم، تمام اینها را داریم ولی حرکت رو به جلویی که زنان کشور من از انقلاب تا الان آغاز کرده‌اند را نمی‌توانیم و اجازه نداریم نادیده بگیریم. زن ایرانی از خانه بیرون آمده و به دنبال مطالباتش است. در این حرکتش به دنبال برابری است. به نظر من زن ایرانی در حرکت غیررادیکالش، حرکتی که بسیار آگاهانه و هوشمندانه است، مطالباتش را یکی‌یکی دارد پیگیری می‌کند و به دست می‌آورد. اینها شعور و آگاهی زنان ایرانی است و حالا بیایند در جدول مقایسه زنان کشورها، کشور مرا بگذارند پایین جدول کشورهای خاورمیانه! این نامردی نیست؟ از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بهترین شرایط را در منطقه زن ایرانی دارد؛ از حضور در دانشگاه بگیریم تا حضور زنان در معدن تا زنان پزشک و استاد دانشگاه و نویسنده و... شما روزنامه‌نگارید می‌توانید بروید آمار بگیرید... خب انکار اینها به من برمی‌خورد.

3. سوال مصاحبه کننده: اما وقتی شما ١٤ سال پیش زندان زنان را ساختید به شما انگ سیاه‌نمایی از چهره زن ایرانی زده شد...  

پاسخ منیژه حکمت: ببینید، من آشغال‌هایم را زیر فرش نمی‌دهم! من هیچ چیز را قایم نمی‌کنم. هر ناهنجاری که در کشور من است، وظیفه من و تعهد من است که بحثش را در جامعه پیش بکشم تا کارشناسان بیایند آسیب‌شناسی کنند و راه‌حل برایش پیدا کنند. وظیفه ما است که وقتی در جامعه ناهنجاری‌ای سیر صعودی پیدا می‌کند مطرحش کنیم تا برایش راه‌حل پیدا کنیم. ما نمی‌توانیم مدام قایم کنیم. در جامعه ما الان خشونت، اعتیاد، ایدز، رشوه، فساد و... آمار صعودی دارد. وظیفه من به عنوان شهروندی از میان ٧٠ و خرده‌ای میلیون نفر چیست؟ من در قبال تک‌تک اینها مسوول هستم، هر جوان ایرانی که به سمت خشونت می‌رود، هر جوان ایرانی که معتاد می‌شود من مسوول هستم. من و ٧٠ میلیون دیگر مسوول هستیم. این‌بار را از دوش‌مان برنداریم. این رسالت ما است. وظیفه ما نسبت به کشورمان است.

4. یقینا، بدیهی است که خوشحالم آدمی مثل جنتی وزیرم است، شخصی مانند ایوبی معاونت سینمایی را برعهده دارد. چون ما به هر حال مجبوریم کلیت را ببینیم و کلیت سینما و هنر ایران به نفعش است که جنتی وزیرش باشد و ایوبی معاونش! به هرحال اینها ادبیاتی دارند که این ادبیات می‌تواند کمک‌کننده باشد، به جای آنکه بازدارنده باشد و این اتفاق خیلی خوبی است.

5. اگر بخواهم خیلی واقع‌بینانه صحبت کنم باید اعتراف کنم که ما سینماگر مستقل صرف نداریم، چون هر فیلمی بسازیم باید ارشاد پروانه ساخت بدهد، بعد پروانه نمایش بدهد، همه‌چیز ما را برای تبلیغات باید مهر و امضا کند و البته ممیزی هم که وجود دارد. سینمای مستقل از نظر من در این شرایط تعریفش این است که با بودجه‌ای که خودش به دست می‌آورد هر فیلمی را که دوست دارد بسازد. اما ما مدام قرار است خودمان را ثابت کنیم، سینماگرانی هستیم که سعی می‌کنیم سینمای‌مان را صنعت تعریف کنیم و بودجه‌های‌مان را از بخش خصوصی یا از جیب خودمان تامین کنیم و در میان این رانت‌های بسیار زیادی که وجود دارد حضور نداریم و نمی‌خواهیم هم از رانتی استفاده کنیم و البته آنها هم ما را نمی‌پذیرند که به ما رانتی بدهند بنابراین یک جوری مجبوریم با بودجه‌هایی که خودمان تامین می‌کنیم فیلم‌مان را بسازیم.

6. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما خانه سینما دست آنهاست یا دست شماست؟  

پاسخ منیژه حکمت: من ورود به خانه سینما نمی‌کنم چون پیچیدگی‌هایی دارد که تا شفاف نشود نمی‌توانم راجع‌ به آن صحبت کنم. از دوره شمقدری اتفاقاتی که افتاده تا الان باید شفاف شود.

7. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما هنوز هم خانه سینما شعبه دوم وزارت ارشاد است؟ آیا همیشه همینطور بوده؟  

پاسخ منیژه حکمت: گفتم که تشکیلات و صنف را باید تعریف کنیم. البته که همیشه این طوری نبوده. یک مقطع‌هایی خانه سینما مستقل‌تر بوده. ولی مشخصا الان شعبه دوم وزارت ارشاد است. خب من می‌روم مشکلاتم را با خود وزارت ارشاد حل می‌کنم چرا بروم سراغ شعبه‌اش؟ اینکه یک حلقه ١٠ نفره مدام در همه جشن‌های خانه سینما هستند، همان‌ها جایزه می‌دهند، همان‌ها برگزار می‌کنند و هر اشکالی که داشته باشی تو حق اعتراض نداشته باشی دیگر صنف معنی نمی‌دهد. نخستین مطالبه، نخستین تعریف یک صنف این است که بچه‌ها بتوانند منتقدش باشند نه اینکه هر کسی منتقد بود باید حذف و از این دایره کنار گذاشته شود. این صنف نیست. یک صنف باید دغدغه اعضای پنج هزار نفری را داشته باشد نه اینکه یک حلقه‌ای دور هم جمع شوند برای خانه سینما خودشان تصمیم بگیرند، مدام هم از هم تشکر کنند.

سوال مصاحبه کننده: این حلقه چه کسانی هستند؟ از رانت‌بگیرهای قدیم هستند؟    

پاسخ منیژه حکمت: نه، این حلقه همیشه بودند. به نظر من مطبوعات باید رصد کنند چه کسانی هستند.

سوال مصاحبه کننده: یعنی در تمام دولت‌ها این حلقه فرق نکرده؟  

پاسخ منیژه حکمت: نه، رصد کنید، کاری ندارد. این وظیفه مطبوعات است، می‌شود رصد کرد. جشن‌ها را ببینید، عکس‌ها را ببینید، مهمانی‌ها را ببینید. اشکالی هم ندارد سینما را مایملک خود و حق طبیعی خود می‌دانند. انقلاب را از خودشان می‌دانند و برای مردم و مطبوعات عادی شده است.  

8. مگر من فیلم نساختم مگر من بالا نرفتم مگر کسی از من حمایت کرد... ما کارمان را می‌کنیم. ما دغدغه‌مان و مساله‌مان این است که نگرانیم که آدم‌ها نتوانند امیدوارتر باشند، حرکت باید رو به جلو باشد. تلاش‌مان را می‌کنیم و فکر می‌کنیم این درست است. شاید هم ما اشتباه می‌کنیم نمی‌دانم. ما چشم به مدیریت نمی‌دوزیم. ما در عرصه کاری خودمان بر اساس عقلانیت و اندیشه‌مان عمل می‌کنیم. دوران شمقدری از لحاظ تهیه‌کنندگی پرکارترین دوران من بوده. حس می‌کردم نیاز جامعه الان این فیلم‌هاست... من کارم را می‌کردم. اصلا مهم نبود اسم من باشد یا نباشد. وظیفه من اثرگذاری و جریان‌سازی است.

http://rahva.ir/index.php/dialog/751-1394-09-23-09-18-23

Image
همچنین شهرام شاه حسینی که علی الظاهر یک مرد است ولی اقدام به تولید یک فیلم سینمایی سیاه و فمینیستی کرده است. وی در مصاحبه به رسانه علت سیاه نمایی و تمرکز بر زشتی ها و بدی ها که تصویر نادرستی از فرهنگ با محبت و زیبای جامعه ایرانی به جوانان و جامعه می دهد گفته است:

1. شهرام شاه حسینی کارگردان «خانه دختر» در نشست رسانه ای این فیلم گفت: خانه دختر داستان تلخی در جامعهٔ ماست که کمتر کسی جرات رسوایی آن را دارد و همین تابو بودن در موضوع برای من بسیار جذاب بود.  

2. محمد شایسته تهیه کننده فیلم خانه دختر در ادامه جلسه در مورد انتخاب این فیلم نامه گفت: من این فیلم نامه را روی میز برادرم دیدم که پرویز شهبازی آن را به او داده بود که بخواند اما متاسفانه به دلیل مشغله‌ای که داشت فرصت این کار را نکرده بود من به طور اتفاقی فیلم نامه را برداشتم و خواندم و بعد از ۴۰ دقیقه به شهرام شاه حسینی زنگ زدم و گفتم این فیلم نامه از طرف من تایید شده است و تقریبا بعد از ۲ ماه با جمع شدن عوامل ما کار را خیلی سریع کلید زدیم.

3. وی در ادامه گفت: من از اینکه این چنین موضوعی را انتخاب کرده‌ام که تقریبا برای خیلی هنوز خط قرمز است اما در زندگی روزانه مردم جریان دارد خرسند هستم و فکر می‌کنم با استقبالی که از این فیلم شده است در مورد انتخابم اشتباه نکرده‌ام.

4. در ادامه تیموریان بازیگر فیلم در مورد منفی یا مثبت بودن فیلم از دید مردم و منتقدین گفت: منفی یا مثبت بودن در نقش نکته‌ای نیست که من در انتخاب نقش به آن اهمیت دهم بلکه چیزی که در انتخاب‌ها برای من مهم است سناریو قوی و گروه حرفه‌ای است که خوشبختانه در این فیلم هر دو مورد حضور داشتند.
همچنین در ادامه حامد بهداد با بیان اینکه سینما درحال حاضر با فقر سناریوی خوب روبه رو است گفت: متاسفانه سینمایی که در حال حاضر وجود دارد سینمایی فقیر از لحاظ موضوع، سناریو و حتی مالی است و امید است در آینده ما کمتر شاهد چنین بحران‌هایی باشیم که در حال حاضر دامن گیر سینمای ایران شده است.
در ادامه آزادی فر بازیگر فیلم از اینکه در چنین فیلمی بازی کرده است بسیار ابراز خوشحالی کرد و گفت: من خودم تا به امروز که اکران فیلم بوده است نسخهٔ نهایی آن را ندیده‌ بودم اما از اینکه چنین نقشی را ایفا کرده‌ام بسیار خوشحالم و یکی از افتخارات من در کارنامهٔ سینمایی‌ام خواهد بود.

http://cinemapress.ir/news/60160

Image
همچنین تهمینه میلانی نیز از کارگردانان فمینیستی است که فیلم های سیاه زیادی از وضعیت زنان ایرانی ساخته است که بسیاری از آنها مجوز نگرفته است و بسیاری نیز مجوز گرفته است. وی در مصاحبه با رسانه ها به نکاتی اشاره کرده است که قابل توجه است:

1. این، حرف بسیار بزرگی است؛ اگر موفق شده باشم بیانیه ای سیاسی در فیلم هایم ارائه دهم فردی قدرتمند هستم. اما خودم این حرف را قبول ندارم. البته اولویت من در سینما مطرح کردن مسائل زنان است؛ زنانی از طبقه متوسط که کمتر به آنها پرداخت می شود ، احساس می کنم شناخت خوبی از ایشان و مسائلشان دارم. بنابراین در فصلی از فعالیت هنری ام فیلم هایی مثل «دو زن»، «نیمه پنهان»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» را ساختم؛ فیلم هایی با رویکرد مسائل زنان. و مسأله من در این فیلم ها خیانت (زن زیادی)، حضانت (واکنش پنجم)، هویت فردی (دو زن) و ... بود. بعد از این دوره، در فصلی جدید از کارهایم متأسفانه با زدن برچسب فمینیستی به سینمایی که درباره مسائل زنان فعال بود، از ساختن این قبیل فیلم ها ممانعت به عمل آمد. من چندین فیلمنامه با محوریت مسأله زنان به ارشاد فرستادم که رد شد. بنابراین به علایق ثانویه ام روی آوردم؛ «سوپراستار» یکی از آنهاست. فکر می کنم «سوپراستار» ادامه «افسانه آه» است و «تسویه حساب» ادامه «دو زن». تسویه حساب 4 سال پیش ساخته شد و به مدت 3 سال توقیف ماند که این نشانه یی از اخطار بود. بنابراین من «سوپراستار» و بعد از آن «یکی از ما دو نفر» را ساختم. فیلم «یکی از ما دو نفر» به طور مستقیم به مسأله زن نمی پردازد و اصلاً مسأله آن، حقوق زن و مسائل مربوط به آن نیست. اما قهرمان آن زن است. زنی را تصویر کردم که می خواهد در جامعه و در زندگی فردی و اجتماعی اش «انسان» باشد و تلاش من نشان دادن این واقعیت بود که انسان ماندن چقدر در جامعه ی امروز ایران دشوار است. متاسفانه دروغ و ریا، حسادت و تنگ نظری و نگاه جنسیتی به زنان روز به روز در جامعه بیشتر می شود. همانطور که در فیلم می بینید سارا زن جوانی است که با بسیاری از مشکلات در جامعه روبروست، اما چون در خانواده ای بزرگ شده که به او درست رفتارکردن را یاد داده اند، می تواند در برابر مشکلات ایستادگی کند و برخلاف ظاهر ظریف و شکننده اش (اشاره به دیالوگی از شخصیت زن فیلم) از درون قوی است و برای حفظ اصول و اعتقادش مقاومت می کند. آنچه در این فیلم بیان می شود، مستقیماً مسأله حقوق زنان نیست اما بهر حال یکی از مسائل زنان در جامعه ی امروز ایران است .

2. سینمانگار: من به عنوان مخاطب مرد فیلم های شما، درزمان تماشای فیلم به خصوص آثار اخیرتان احساس می کنم، نگاهی یک سویه به جامعه مردها دارید. گاهاً دیده شده که مردها را به یک شکل ترسیم کرده اید و آن ها را در یک دسته جای داده اید.  

تهمینه میلانی: فکر می کنم اشتباه می کنید. باید دید که در آن فیلم مفهوم مورد نظر من چه بوده است. در فیلمی که راوی مسأله حضانت است در یک سو پدربزرگ یا عموی بچه است و در سوی دیگر زنی که شوهرش را از دست داده است. در این قصه دیگر جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد؛ چرا که مرد اصلی فیلم یک سوی دعواست. در واقع اگر مشکل به این صورت مطرح نشود، درامی شکل نمی گیرد. یا مثلاً برای ساخت فیلمی مثل «دو زن» یک سوی ماجرا مردی است با نگاه و نظراتی ویژه درباره زن و در سوی دیگر زنی قرار دارد که آن نظرات را قبول ندارد. در این قصه جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد. شما به عنوان مخاطب فیلم باید بر این متمرکز شوید که مسأله من در این فیلم چیست. مثلاٌ «آتش بس» را در نظر بگیرید. «آتش بس» مستقیماً به مسأله حقوق زنان نمی پردازد. مرد و زنی در فیلم هستند که هر دو به یک میزان با کودک درون خود بیگانه اند، هر دو زیبا، تحصیلکرده و خانواده دار هستند و هر دو طنز کلامی و رفتاری دارند، دوست داشتنی اند و نمی توان یکی از دو سمت داستان را مهمتر دید. چون مسأله فیلم کودک درون است. در این فیلم نقد شخصیت مرد قصه در حد همان کودک درون است. بنده بارها هم گفته ام، که من در مورد روابط مرد سالاری و مردان قابل نقد فیلم می سازم وگرنه چه بسیار مردان خوبی در اطراف ما که قابل نقد نیستند و طبعاً جایی در فیلم های من ندارند. خوشبختانه در زندگی خصوصی من اغلب مردان قابل تقدیر بوده اند. من پدر بسیار فهمیده، برادرهای خوب و همسر بی نظیری دارم. مردهای اطراف من آنقدر خوب هستند که من سعی می کنم دیگر مردان را هم به سمت و سوی فکری آنها بکشانم . فکر می کنم می توانم رفتار غلط اجتماعی بسیاری از انسانها را نقد کنم. چرا که خوبی ها را دیده ام، می دانم که رابطه زن و شوهر می تواند مثلاً شبیه رابطه ای باشد که من با همسرم دارم. بنابراین برای درک بهتر فیلم های من باید محتوای کلی فیلم را در نظر بگیرید نه اینکه آن را به تمام انسانها تعمیم بدهید. اینکه از دیدن پزشکی بد در فیلم نتیجه بگیریم همه پزشکان بد هستند به واقع معقول نیست؛ زیرا ما در حال بررسی یک مورد یا یک گروه هستیم و نه همه جامعه. تلاش من این است که با نشان دادن کاستی ها مثل فیلم «زن زیادی» آینه ایی در پیش چشم مردی بگذارم که به زنش خیانت می کند، او فقط در پی ایجاد رابطه با زنی دیگر نیست، او در واقع به همسرش صدمه می زند، و این رفتار قابل نقد است. طبیعی است که مردی که به زنش خیانت کرده، فیلم را نمی پسندد.

سینمانگار: بنابراین، قاطعانه برچسب فمینیستی را که به شما زده شده، نفی می کنید؟    

تهمینه میلانی: من فمینیسم را تا جایی قبول دارم که با پرداختن به کاستی ها به تعادل نزدیک شود. تا نقدی صورت نگیرد اثرگذاری هم وجود نخواهد داشت. خاصیت فیلم های من اساساً همین است که در سطح اجتماع چالش ایجاد می کند. حتی کسی که با نقد تند با فیلم من برخورد می کند کمک می کند تا فکر من بازتر شود؛ باعث می شود که من فکر کنم چه چیزی در پس افکار من بوده که به مذاق او خوش نیامده است. وگرنه با ساخت فیلمی خنثی که همه بگویند خوب است و به کسی هم برنخورد، کاری اجتماعی که هدف من است انجام نمی شود.  

3. گفتید «دو زن» را بهترین فیلم من می دانید، جالب است که بدانید برخورد منتقدین بااین فیلم بسیار تند و گاه کوبنده بود. اعتراض آنها به شخصیت احمد (آتیلا پسیانی) که به زعم من با او همذات پنداری می کردند، بسیار تند بود. حال آنکه احمد فیلم «دوزن» اصلاً مرد بد به معنی متداول در جامعه نبود. آدمی معمولی بود که اعتیاد، دست بزن، دوست ناباب و ... نداشت؛ مرد خانواده بود و برای زن و بچه هایش هم زندگی خوبی فراهم کرده بود. او فقط در پی کنترل زنش و تغییر شخصیت او بود و در واقع تلاش می کرد هویت فردی زنش را از او بگیرد، شخصاً عقیده دارم کسانی که خود را احمدی دیگر می دیدند، برایشان نقد این شخصیت دردآور بود. با این حال به اعتقاد برخی ها نیمه پنهان و گروهی دیگر مثل خودم معتقدند «افسانه آه» بهترین فیلم من است. من «افسانه آه» را بیشتر از همه فیلم هایم دوست دارم و امیدوارم روزی دوباره آن را بسازم. من در زمان ساخت این فیلم در سن 27 سالگی پختگی لازم را نداشتم. اگر بخواهم دوباره افسانه آه را بسازم قصه را تغییر نخواهم داد، تنها ساختار را با تجربه هایی که کسب کرده ام پر بار خواهم کرد.

4. بعضی از منتقدین سعی دارند با گروه گرایی و باند بازی ارتزاق کنند. عده ای دیگر هم واقعاً سواد سینمایی ندارند و برخی هم می خواهند با حمله به کارگردانان مطرح، خود را مطرح کنند.  

5. سینمانگار: طرح مسائل زنان در فیلم هایتان از کجا شکل گرفت و ریشه مسائل زنان در فیلم های شما چیست؟  

تهمینه میلانی: از دیدن و تجربه کردن. از دیدن آدمهای اطرافم – از دیدن همکلاسیهای دبیرستان که با فشار خانواده قبل از گرفتن دیپلم به زور شوهر داده می شدند .. از دیدن زنانی که سالها در دادگاههای خانواده برای حضانت فرزند یا طلاق خودشان سرگردانند و ... وگرنه خود من در یک خانواده متوسط رو به بالا بزرگ شده ام ، غم نان نداشتم . پدرم سختگیر نبود و ...

6. افتخار من این است که برای تماشاگر ایرانی، طبقه متوسط مردم فیلم می سازم و همین فیلم در جشنواره های جهانی هم جایزه می گیرد. در حالیکه به فقر و بدبختی هم نمی پردازد، این ها فیلم هایی سروشکل دار و شیک هستند که زندگی مردم قشر متوسط جامعه را روایت می کند.

7. فیلم های من گیشه پسند است و در فروش موفق عمل می کند. فیلم اولم بچه های طلاق هم در گیشه بسیار موفق بود. در «دیگه چه خبر» بدلیل تمایلم به مطرح کردن بحث سنت و مدرنیته به قالب کمیک روی آوردم، که جواب بسیار خوبی داد.

8. ر آن زمان سه خانم بودیم که فیلم سازی می کردیم (رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده). فیلم ها را که دید با من تماس گرفت که چرا «افسانه آه» را به جشنواره من (لوکارنو) نفرستادید. فیلم را به جشنواره دعوت کرد و همان سال فیلم در جشنواره دیده شد. در آنجا ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن با من مصاحبه کرد و بعدها در یک مصاحبه گفت که هدیه من در جشنواره امسال لوکارنو تماشای فیلم «افسانه آه» از یک بانوی جوان ایرانی بود. بعد از آن جشنواره بود که نمایش های بین المللی فیلم شروع شد. و در این دوره بود که من دیگه چه خبر را ساختم. بعدتر که «افسانه آه» از تلویزیون پخش شد سه نفری که هیئت انتخاب فیلم جشنواره فجر بودند با من تماس گرفتند و گفتند که فیلم در نیمه شب برای آنها نمایش داده شده بود و آن را ندیده بودند. یعنی آن فیلم من قربانی نادیده گرفتن شده بود. شخصاً افسانه آه را زیباترین فیلمم می دانم که از سایر فیلم هایم به من نزدیک تر است.

9. اگر فیلمی بسازید و آن فیلم بیننده نداشته باشد، شکست خورده اید. بنابراین از فاکتورهای مختلفی برای جذب تماشاگر استفاده می کنم. بازیگران حرفه ای و محبوب، مدیر فیلمبرداری حرفه یی، طراحی صحنه، دکور مناسب و صد البته قصه ی جذاب و ریتم تند. فرض را بر این می گیریم که عده یی به خاطر علاقه به کارگردان به سینما می آیند و عده یی برای دیدن بازیگر محبوبشان . وقتی عوامل فیلم از فیلم بردار تا صدابردار و تدوینگر و... کاربلد هستند، فیلم دیده می شود. اگر موضوع فیلم هم تماشاگر را درگیر کند همه این ها با هم در خدمت جذب مخاطب فیلم عمل می کند. نکته ای که اهمیت دارد احترام به شعور مخاطب است، اینکه باور کنیم تماشاگر می فهمد، خیلی خوب می فهمد!

10. من فکر می کنم ما در شرایط ویژه ای هستیم که زنان ما حرف های زیادی برای گفتن دارند. در عرصه های دیگر هم ثابت شده که همین طور است. قبولی 60% زنان در کنکور نمی تواند اتفاقی قلمداد شود. فشارهایی که در جامعه بر زنان است او را وادار می کند تا از دریچه هایی وجود خود را ابراز کند. شاید در آن جوامع آنقدر فیلم های خوب زنانه از سوی مردان ساخته می شود که احساس نیازی نکنند. و شاید به دلایل دیگری که من و شما نمی دانیم... من زن های سرزمینم را باهوش، قوی و خوش فکر می دانم.

11. سینمانگار: در مورد فیلمسازان زن که در کشورمان فعالیت می کنند چه نظری دارید؟  

تهمینه میلانی: فیلم هایشان را دنبال می کنم. اخیراً فیلم مونا زندی(عصر جمعه) را دیدم و به نظرم فیلم خوب و تأثیرگذاری بود. «بانوی اردیبهشت» بنی اعتماد را دوست دارم و نوع کار تجربی که در «خون بازی» اجرا کرد برایم جالب توجه بود. از فیلم های درخشنده «رابطه» را بیش تر از همه دوست دارم.

12. من آدمی مستقل هستم و از جایی حمایت نمی شوم. وقتی فیلم توقیف می شود، کاری از دست من ساخته نیست.

http://www.cinemanegar.com/articleview.php?id=1672
Image
همچنین سایت سیمرغ گزارشی از نظرات وی درباره نگاه وی به فمینیسم و نگاه ضد زن سنتی وی منتشر کرده است که نکات قابل توجهی دارد:

1. فیلم هایی که تهمینه میلانی ساخته یک تفاوت عمده با سایر فیلمسازان زن دارد; میلانی تمام تلاش خود را می کند تا در فیلم هایش از حقوق پایمال شده زنان دفاع کند. مساله ای که به گفته خودش همیشه اصلی ترین دغدغه وی بوده است. تسویه حساب شاید کامل ترین بیانیه میلانی دربرابر پدیده مردسالاری است. سنگ بنای این فیلم تقابل حقوق زنان دربرابر مردان در جامعه سنتی است. جایی که حقوق مردها بیش از آنچه درباره زنان تصور می رود; مورد احترام است.  

2. میلانی در پاسخ به این سوال که عده بسیاری از منتقدان و مخاطبان; شما را به عنوان یک فمنیست می شناسند، خودتان هم این مطلب را قبول دارید; می گوید: شاید حق با آنها باشد اما باید از ایشان پرسید که وقتی می گویید فمینیست منظورتان کدام تعریف از این ایسم است. چراکه فمینیست دارای مفاهیم متفاوتی است و بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و صدالبته جغرافیایی تغییر می کند. همانند کمونیسم، لیبرالیسم و .... من همیشه گفته ام اگر مفهوم فمینیسم آن است که ما درمورد مشکلات روانی، اقتصادی و اجتماعی زنان فعالیت کنیم تا با رفع این مشکلات جامعه را به تعادل و سلامت ببریم با این تعریف بله من یک فمینیست ایرانی هستم.

3. حق حضانت، درس خواندن دخترها، خیانت مرد به همسرش، هویت فردی زنان. مطرح شدن هریک از این موضوعات می تواند ما را در حل مسئله کمک کرده و به تعادل اجتماعی کمک کند برای همین طرح آنها برای جامعه مفید است. میلانی در این راه تلاش می کند تا به دیگران نیز کمک کند. می گوید: اگر کاری از دستم برآید، به اتفاق همسرم آن را انجام می دهم. متاسفانه فیلم های ضدزن بسیاری در سینما ساخته می شود که به نفع جامعه نیست. کافی نگاه کنیم که چند فیلم در سال علیه زنان تحصیل کرده و مدرن ساخته می شود تا نقش زن سنتی و مطیع در جامعه برجسته شود. درست به همین دلیل هم هست که فیلم های علیه زنان و حقوق آنها یا آثاری با تشویق چندهمسری مرتب ساخته می شود.  

4. تعدای از مخاطبان آثار میلانی معتقدند; وی علت بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های جامعه را در عملکرد مردان بد می داند درحالی که همزمان به نقش زنان در این ناهنجاری ها توجه ندارد، اما میلانی که این مطلب را قبول ندارد; می گوید: متاسفانه بیشتر افراد جامعه ما به زنان نگاه جنسیتی دارند یعنی قبل از آنکه او را انسان ببینند او را ماده می بینند. من در فیلم تسویه حساب مردانی را به تصویر می کشم که باوجود داشتن خانواده، برای خود زنگ تفریحی قائل هستند که آن را در وقت گذرانی با زنان خیابانی می دانند. در تسویه حساب توجه من به زنان قربانی است نه زنانی که برای تفریح به سراغ مردان هوس باز می روند.  

5. نگاهی به کارنامه فیلمسازی تهمینه میلانی نشان می دهد که گاه تغییراتی در دیدگاه ها و مسیرهای او ایجاد شده است. درواقع کارنامه فیلمسازی میلانی را می توان به سه دوره تقسیم کرد: زمانی میلانی فیلم هایی همچون آفسانه آه، بچه های طلاق و دیگه چه خبر را کارگردانی می کند و زمانی به ساخت آثاری همچون دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی دست می زند و زمانی فیلم هایی همچون آتش بس و سوپر استار را کارگردانی می کند.
کارگردان نیمه پنهان این تغییر مسیر را طبیعی و ناشی از سیاست های روز جامعه می داند و می گوید: تغییر و سیاست های روز در فیلمسازی ایران بسیار تاثیرگذار است و این تاثیر آنقدر آشکار است که می توان آن را بررسی و ارزیابی کرد. در یک دوره که فضا بازتر بود; فیلم های زنانه تری ساختم، دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی محصول این دوران است اما در دوره ای که با ساخت فیلم هایی با موضوعاتی در محوریت زنان مخالفت می شد من به سمت ساخت آتش بس و سوپراستار رفتم. هرچند او منکر نمی شود که ترس از توقیف نیز در این تغییر مسیر نقش داشته است و می گوید: برای من مخاطب مهم است. من فیلم می سازم که مخاطب آن را ببینند نه اینکه توقیف شود برای من توقیف فیلم ارزش نیست. و ادامه می دهد: حتی توقیف تسویه حساب در ساخت سوپراستار تاثیر داشت و اگر تسویه حساب توقیف نمی شد فیلم بعدی ام را در همان زمینه حقوق و مشکلات زنان می ساختم. اما این بدان معنا نیست که فیلم سوپراستار را دوست نداشته باشم.

http://seemorgh.com/culture/culture-news/57308-57308   

منبع: من پرس فارسی 


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
  • برچسب ها:سینما ،
نظرات()   
   

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نسبت به مطلب اخیر هفته‌نامه «یالثارات» - ارگان انصار حزب‌الله - واکنش نشان داد. شهیندخت مولاوردی در کانال تلگرامی خود با اشاره به اینکه بیم داشته است که واکنش به نوشته های یالثارات، بها دادن به نشریه‌ای تلقی شود که خوانندگان آن به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد، نوشت: «اما این بار قلم را به الفاظ شنیعی آلوده کرده‌اند که حتی در تاریخ روزنامه‌نگاری قبل از انقلاب هم بی‌سابقه است». مولاوردی در این یادداشت با انتقاد از این توهین ها تاکید کرد: «تأسف‌بارتر آنکه این مطلب تحت لوای «از ولایت تا ظهور» و با هزینه‌کردن از این مفاهیم ارزشی مجال نشر یافته است». او در ادامه می نویسد: «حتما و لابد با این روش‌ها و این نحوه دفاع از حجاب و امر به معروف و نهی از منکر انتظار هم می‌رود که جوانان و نسل جدید فوج فوج به سمت دین و ایمان گرایش پیدا کنند، در حالی که با این دفاع بد که به مراتب بدتر از حمله است با دست خودشان بندگان خدا را فوج فوج از دین خدا خارج می‌کنند و باید روزی در دادگاه عدل الهی پاسخگوی بردن رونق مسلمانی باشند».
مولاوردی فمینیست
گفتنی است در مطلب یالثارات آمده است: «از دیدگاه لیبرالی رئیس‌جمهور فعلی، قبیح‌ترین و نارواترین کار آن است که عده‌ای امر به معروف را علیه زنان لاابالی و بی‌حیا و بی‌حجاب به کار گیرند و حرف ثابت او همان است که اخیرا آن زن فمینیست عضو ارشد تشکیلات برانداز و منحل‌شده مشارکت ابراز داشت: دولت با برخورد با زنان (ولو با عریانی کامل آشکار شوند) مخالف است. البته این زن کذایی در ادعای خود صادق است و مگر آن زن مفلوک، همپالگی سابق همین شخص نبود که شب‌هنگام لخت و عریان در محله‌های لندن ظاهر شد و مورد تجاوز سه تن از اوباش انگلیسی قرار گرفت و هم‌اینک روحانی، همپالگی همان «بدتر از فاحشه معروفه در دنیا» را می‌خواهد بر گردن زنان ما مسلط کند به نام خانم معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده».


نظرات()   
   

 هرگاه دو ملت با هم تفاهم و معاملات و رفت و آمد و تبادل اقتصادی یا سیاسی داشته باشند فرقی هم نمی کند که همسایه باشند یا با فاصله جغرافیایی از یکدیگر قرار داشته باشند، تبادل فرهنگی هم به جریان خواهد افتاد. نمونه آن را می توان در نفوذ فرهنگ ایرانی در کشورهایی که در زمان های قدیم جزو قلمرو ایران بوده اند مشاهده کرد. حتی هنوز بعضی کلمات فارسی در هند و پاکستان و مانند آنها استفاده می شود. در پی تبادلات مختلف، ازدواج بین اتباع این کشورها هم گریز ناپذیر است. مثل تاجرانی که عاشق یک نفر از کشوری دیگر می شوند یا ازدواج های سیاسی یا دانشجویی. به هر حال اول باید یک رویارویی و آشنایی صورت پذیرد و یکی از دو طرف زبان دیگری را تا حدودی بلد باشد تا زمینه ازدواج فراهم شود.ملت ایران و لبنان از دیرباز با یکدیگر رابطه دارند. رابطه سیاسی ایران بعد انقلاب با لبنان، رابطه اقتصادی بین این دو کشور، رابطه توریستی و زیارتی، رابطه حمایتی ایران از شیعیان لبنان (همانطور که دیگر طوایف لبنان حامی خارجی دارند) و رابطه عاطفی بین دو ملت.از جهتی قبل از بررسی زمینه های ازدواج بین اتباع دو کشور باید هر کدام را جداگانه بررسی نمود و فرهنگ و آداب و رسوم مردم و طوایفشان را مد نظر داشت. با فرض آشنایی خوانندگان عزیز به بررسی فرهنگی و قوم شناختی ایرانیان، نیم نگاهی به وضعیت لبنان می اندازیم.لبنان کشوری است که بعد از سقوط دولت عثمانی از قسمت‌های جنوبی عثمانی و جبل لبنان و قسمت‌هایی از سوریه تشکیل شد. دولت فرانسه مدتی سرپرستی این کشور نوپا را به عهده داشت و بعد از انقلاب لبنان و اعلام استقلال آن از فرانسه، لبنان کشوری شد متشکل از ادیان اسلام و مسیحیت و درزی ها. البته هر کدام از ادیان هم به چند بخش تقسیم می شوند مثل شیعه و سنی و علوی، کاتولیک و ارتودکس و مارونی و ارامنه و...لبنان کشوری آزاد است که طبق قانون اساسی آن، این آزادی در تمام بخش های جامعه و حکومت سرایت کرده است. مثلا حق تعلیم آزاد است و هر طایفه ای اجازه دارد برای خودش مدرسه داشته باشد. با توجه به این مساله می توان قبل از مشاهده میدانی ، دریافت که آداب و رسوم و فرهنگ و عادات مردم باید بسیار گسترده باشد و هر کسی به نوعی بیاندیشد و زندگی کند.وجود اقوام مختلفی که هر کدام در داخل خود فرقه های مختلف دارند و هر فرقه هم مردمش تفاوت های فرهنگی و اجتماعی دارند باعث می شود که نتوان در هیچ مساله ای حکم تام صادر کرد. یعنی نمی توان گفت تمام لبنانی ها از ازدواج با خارجی ها گریزانند. شاید این مثال کمی وضع را روشن تر کند. در میان شیعیان لبنان افرادی هستند که به واسطه حضور در ایران و تحصیلات حوزه یا دانشگاه معارف و فرهنگی را کسب کرده اند که در بین لبنانی ها جدید است. حجاب و نشست و برخاست آنها با دیگران فرق دارد، خصوصا روحانی های تحصیل کرده در ایران. مجالس فامیلی یا خانوادگی آنها غیر مختلط است و حتی برادر شان را با همسرشان سر یک سفره نمی نشانند. بقیه مردم اینطور نیستند و گعده های مختلط دارند و بساط قلیان و سیگار هم همیشه به راه است. جوانانی از شیعه هستند که حتی شراب می خورند و مست می شوند اما هیچ وقت گردن‌بند یا علی از گردنشان باز نمی شود (نشانه شیعه بودن را شاید فقط همین می دانند!) و روز عاشورا هم مراسم قمه زنی شان ترک نمی شود.گروهی از دختران شیعه چادر لبنانی میپوشند و گروهی مانتو بلند لبنانی و روسری بزرگی که به شیوه خاصی بر سر می کنند. گروهی هم کت و دامن بلند و گروهی پیراهن و شلوار را ضمن پوشاندن سرشان بر تن می کنند. گروهی هم اصلا حجاب سرشان نمی کنند.پس دیدیم که فقط در طایفه شیعه چقدر تفاوت وجود دارد و طیف گسترده ای از گزینه ها مطرح است.لبنان به جهت آنکه از دیرباز کشوری توریستی بوده و محل تجارت تاجران خارجی، ازدواج با اجانب در آن بیشتر از دیگر کشورهاست. بخصوص که قیافه لبنانی ها مانند دیگر اعراب نیست و طالب و هواخواه زیاد دارند.دلایل ازدواج های ایرانیان و لبنانی ها گوناگون است.- شاید بعضی از ایرانی ها دختران لبنانی را به خاطر قیافه بپسندند. (البته شاید در ایران خوب نگشته باشند!)- بعضی ها دختر لبنانی می خواهند چون فکر می کنند دیندارترند. عامل بوجود آمدن چنین ذهنیتی به نظر من، جو غالب جامعه ی امروز ایران و فرهنگ مصرف گرایی و تجمل و ظاهر گرایی است. هرچند خانواده های مومن بسیار خوبی در ایران فراوانند اما بسیاری از خانواده های مذهبی در تجملات و مهریه های بالا گوی سبقت را از دیگران ربوده اند! به همین واسطه بعضی جوانان به دنبال دختر لبنانی هستند که ازدواج بسیار آسانی داشته باشند، غافل از آنکه اولا باید خودشان جهاز خانه را بدهند و دوم اینکه جهاز به سلیقه دختر باشد و سوم آنکه هزینه های لبنان گرانتر از ایران است. البته اغلب خانواده های لبنانی ازدواج های آسان و ساده و کم دردسری دارند و لازم نیست داماد ، خانه ای مملو از لوازم مختلف چیده باشد تا عروسی کند. همین که گاز و یخچال و ماشین لباسشویی و چند قطعه لازم را تهیه کرد می تواند مراسم بگیرد و دختر را به خانه اش ببرد. لازم به ذکر است که در لبنان هم سنت های قدیمی رو به کمرنگ شدن است و دختران امروزی دیگر مانند قبل نیستند و خواسته های بیشتری دارند.- بعضی، دختران لبنانی را از آن جهت می پسندند که اصرار به کار خارج از خانه ندارند و برعکس، پایبند به خانه و تربیت فرزندان هستند و در تعداد فرزندان و زمان فرزند دار شدن مانند دختران ایرانی سخت گیر نیستند. بدین معنی که در لبنان انتظار می رود عروس حداکثر بعد یکسال باردار شود وگرنه فکر می کنند مشکلی دارد. ضمن آنکه داشتن اقلا سه بچه بسیار عادی و رایج است. از جهت اینکه در توجه و تربیت فرزند، مانند مادران ایرانی نیستند و به خودشان زحمت فوق العاده نمی دهند و به قول عامیانه خودشان را نمی کشند، فرزندان بیشتری به دنیا می آورند.- بعضی ها شاید دختر لبنانی بخواهند چرا که مهریه اش کمتر است و یا مهریه به صورت معجل و مؤجل گرفته می شود. معجل یعنی مثلا یک قرآن مهرش است که هر زمان خواست باید داده شود، اما مؤجل مهریه اصلی است که مثلا 100 سکه ایرانی یا انگلیسی بعد از 30 سال پرداخت شود و دختر تا قبل 30 سال نمی تواند آن را طلب کند.- بعضی فکر می کنند چون ایران پول زیادی در لبنان خرج می کند پس لبنانی ها باید خیلی ما را دوست داشته باشند و زحمات ما را همه جوره جبران کنند.در طرف مقابل دختران لبنانی هستند که برخی دلایلشان برای ازدواج با ایرانی که در نظر لبنانی ها شایع است را ذکر می کنم:-  قیافه مردانه برخی ایرانی ها (چشم و ابرو و موهای مشکی)- طلبه های ایرانی مومن و معارف و فرهنگ شیعی عمیق آنها.- مردان ایرانی در کار منزل به همسرشان کمک می کنند و مانند لبنانی ها نیستند که زنشان برای کار منزل و بچه آوردن باشد. ضمن آنکه در لبنان معروف شده مردان ایرانی زن ذلیل هستند و زنان در خانواده تصمیم می گیرند.برخی دختران از شنیدن ازدواج با ایرانی هم فرار می کنند. دلایل این افراد:- ایرانی ها بخیل هستند (مثلا به جای اینکه گوشت بیشتری بخورند برنج یا نان بیشتری می خورند، لباسهایشان را هفته به هفته عوض نمی کنند حال آنکه یک لبنانی هر روز لباسش را عوض می کند (نه برای تمیزی، بلکه برای ظاهر) یک دستمال کاغذی بر می دارند و شش بار در آن فین می کنند! برعکس یک لبنانی که شش دستمال بر می دارد و یک فین در آن می کند! و....)- ایرانی ها تمیز نیستند! یک لباس را یک هفته به تن می کنند و هفته به هفته حمام نمی روند!- ایرانی ها اصرار دارند بچه هایشان در خانه فارسی حرف بزنند و این به مذاق برخی لبنانی ها خوش نمی آید.- ایرانی بالاخره به وطنش بازخواهد گشت و در زمان پیری دوست دارد کنار خانواده اصلی خود باشد.- ایرانی عربی بلد نیست و نمی توان ارتباط برقرار کرد. (فکر کنید حرفهای خصوصی زن و شوهر را بخواهید با ایما و اشاره به هم بگویید!)دو مورد اخیر مهم ترین دلایل فرار از ازدواج با ایرانی محسوب می شود.در مقابل عده ای از پسران لبنانی به ازدواج با دختر ایرانی علاقه دارند:- دختران ایرانی برای خودشان شخصیت قائلند و به دنبال مسائل اجتماعی و سیاسی هستند. نه اینکه فقط حرف لباس و آرایش و زیورآلات و غیره بزنند. می توان با آنها مثل یک همکار و دوست حرف زد. و گفتگوی مشترک با دختر ایرانی محدود به خرید منزل و تغییر دکور و غیره نیست.- دختران ایرانی جهاز می دهند.- دختران ایرانی زیبا هستند و زود خام مرد خارجی می شوند. (دختر لبنانی اگر هزار بار هم با مردی که ادعای ازدواج با او را دارد بیرون برود و کلی مرد بیچاره را سرکیسه کند یک ماچ هم نمی دهد!)در پایان خاطرنشان می کنم دلایلی که ذکر کردم نظرات جوانان است و هرکسی به اندازه آشنایی و تجربه اش به چنین عقایدی دست پیدا کرده است. خیلی از لبنانی ها فقط با قم آشنا هستند و فکر می کنند همه ی مردم ایران در تمام مسائل مانند مردم قم هستند. خیلی از ایرانی ها فکر می کنند بیشتر لبنانی ها حزب الله هستند و عاشق ما ایرانی ها! خیلی ها فکر می کنند لبنان یک جایی است بهتر از دبی برای خوشگذرانی! توصیه میکنم مطالب قبلی پیرامون لبنان و مردم آن را مطالعه کنید تا اطلاعات کامل تری بدست آورید و دید بهتری نسبت به قضیه پیدا کنید. و در آخر باید دانست که برای موفقیت در ازدواج حرف اول را دینداری می زند و اینکه همسرتان را به خاطر خدا دوست بدارید نه به خاطر زیبایی ظاهری اش یا بذله گویی و شور و نشاطش یا جیب مبارک پدرش!

انجمن حمایتکاز حقوق مردان:
با خواندن تجربیات این ایرانی مقیم لبنان در میابیم که در لبنان نیز مانند ایران نمیتوان حکمی کلی برای همه صادر کرد و تفاوت دیدگاه از خانواده به خانواده وجود دارد و بدتر اینکه ایرانی ها کاری کرده اند که آوازه زن ذلیلی آنها حتی تا آنجا هم پیچیده و فراموش نکنید که شبکه ifilm نیز در حال پخش سریالهای خانمان برانداز ایرانی به زبان عربی است که این خود باعث تهاجم فرهنگی ما به اعراب شده و آنها نیز روز به روز به از هم پاشیدگی خانواده ها نزدیک می شوند زیرا یکی از مکانیسم های غرب ، افسار گسیخته کردن زنان برای نابودی خانواده های جوامع سنتی است و هم اکنون که این مدل در ایران پیاده شده است ما با هزینه خودمان و بدون اینکه دشمن زحمتی بکشد در حال گسترش فرهنگ منحط آنها به کشورهای دیگر هستیم.


نظرات()   
   

فرارو - آمارها از افزایش ازدواج مردی ایرانی با زنی غیر ایرانی حکایت دارد. زنانی که اکثرا عرب، افغانستانی، پاکستانی و تبعه کشورهای همسایه‌ هستند. هرچند تعداد چنین ازدواج‌هایی زیاد نبوده، اما در چندسال اخیر روندی تصاعدی داشته است. برخی، هزینه‌های سرسام‌آور و سنت‌های دست و پا گیر ازدواج در ایران را یكی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران می‌دانند.به گزارش فرارو، بنابر آماری که علی‌اکبر محزون –مدیر کل دفتر اطلاعات آمار و جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور- ارائه کرده در سال 1392، 660 مورد ازدواج مرد ایرانی با زنی از اتباع بیگانه به ثبت رسیده است. این تعداد در سال 93 با افزایش روبرو بوده؛ چنان‌چه در 9 ماه اول سال 93، 560 مورد ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی ثبت شد، در حالی که در زمان مشابه سال 92 این نوع ازدواج در 452 مورد رخ داد. این آمار رشدی 23.6 درصدی را در ازدواج مردان ایرانی با اتباع خارجی نشان می‌دهد.همچنین با توجه به حضور بیشتر اتباع سایر کشورها در شهرها و استان‌های مرزی ازدواج با یک غیرایرانی در این شهرها بیشتر است. به جز تهران که به دلیل جمعیت بالا، آمار این ازدواج‌ها را نیز در خود افزایش داد، خوزستان، خراسان رضوی، قم و آذربایجان غربی نیز بیشترین آمارها در این زمینه را دارند. ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی از قانون سفت و سختی تبعیت نمی‌کند. طبق ماده 976 قانون مدنی، زن غیر ایرانی که همسر ایرانی اختیار کند به تابعیت ایران در می‌آید و مانند تابعیت اکتسابی از حقوق و تکالیف مرتبط با اتباع برخوردار می‌شود. همچنین بند 9 این ماده می‌گوید هر زن تبعه خارجی که شوهری ایرانی اختیار کرده باشد ایرانی محسوب می‌شود، حتی اگر شوهر او از تابعیت ایران خارج شده و یا فوت شود، او همچنان در تابعیت ایران باقی خواهد ماند. این در حالی است که ازدواج یک زن ایرانی با مرد غیرایرانی مراحل و پیچیدگی‌های قانونی زیادی دارد. طبق ماده 1060 قانون مدنی ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی موکول به اجازه مخصوص دولت است. علی موسوی‌نسب –مدیرکل اتباع و امور خارجی استاندار تهران- نیز درباره وضعیت قانونی ازدواج زن ایرانی با مرد غیرایرانی می‌گوید: "چنین ازدواجی تنها به صورت شرعی صحیح است و از نظر قانونی حتما باید با اجازه وزارت کشور و دولت صورت پذیرد". با این وجود تعداد زنان ایرانی که با اتباع غیرایرانی ازدواج می‌کنند نسبت به تعداد مردان که با این اتباع ازدواج می‌کنند بیش‌تر و در سال 1392، 749 ازدواج میان زن ایرانی با مرد غیر ایرانی به ثبت رسیده است.دلیل ازدواج با اتباع غیرایرانی چیست؟دلایل مختلفی می‌توانند ازدواج با تبعه غیرایرانی را توجیه کنند. کارشناسان معتقدند یکی از دلایل ازدواج با فرد غیرایرانی توسط برخی افراد ریشه در مسائل و مشکلات فرهنگی-اجتماعی دارد. در گزارشی در روزنامه شهروند درباره مشکلات ازدواج در ایران به این امر اشاره شده که هزینه‌های سرسام‌آور مراسم عروسی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران است که مشکلاتی را نیز در پی خواهد داشت. تعیین مهریه‌های سنگین، یکی دیگر از دلایل استقبال جوانان ایرانی به ازدواج با مهاجران و خارجی‌ها است.دکتر افسرافشارنادری –جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران- نیز درباره دلایل و تبعات ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی در گفتگو با فرارو گفت: سخت شدن ازدواج در ایران در ازدواج‌ با اتباع کشورهای دیگر تاثیرگذار است. سنگینی مهریه، برخی سنت‌های دست‌وپاگیر، مراسم پر هزینه ازدواج؛ از جواهرات سنگین گرفته تا حواشی یک ازدواج و... همگی می‌توانند یک پسر یا مرد ایرانی را برای ازدواج با یک غیرایرانی تشویق کنند.وی در ادامه درباره تبعات ازدواج با یک غیرایرانی تصریح کرد: هرچند این ازدواج ممکن است در ابتدا به نظر خوب و موفقیت‌آمیز بیاید، اما در واقعیت به دلیل تفاوت‌های موجود میان دو فرد در موارد زیادی به جدایی منجر خواهد شد. زبان و ملیت دو امر مهم در ارتباط میان دو نفر هستند. ممکن است میان دو فرد گفتگو صورت بگیرد، اما این گفتگو لزوما معنادار و با ریشه‌های فرهنگی نیست و به طور عمده تفاوت فرهنگی و تاریخی دو فرد از دو ملیت متفاوت پس از ادواج می‌تواند در قالب مشکلاتی بروز پیدا کند. هرچند که نمی‌توان این را یک امر کلی در نظر گرفت، چرا که در این زوج‌هایی نیز بوده‌اند که زندگی موفقی داشته‌اند، اما در اکثریت این زوج‌ها مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. این استاد دانشگاه در مورد نتیجه منفی دیگر ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی توضیح داد: در بعد دیگر قضیه ما در جامعه خود دختران زیادی داریم که با وجود قرارگیری در سن ازدواج، هنوز ازدواج نکرده‌اند و اگر قرار باشد تعداد مردانی که با اتباع دیگر ازدواج می‌کنند افزایش پیدا کند، این دختران نیز ممکن است به ازدواج با اتباع دیگر که برایشان سخت نیز خواهد بود تن می‌دهند


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic