کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

بی حجاب
⛔هر روز شالهایتان عقب ‌تر
⛔مانتوهایتان چسبان ‌تر
⛔ ساپورتتان تنگ‌ تر
⛔رژ لبتان پررنگ‌تر میشود
⛔بنده‌ی کدام خداییید؟
⛔دل چند نفر را لرزانده‌اید؟
⛔کدام مرد را از همسر خود دلسرد کرده‌اید؟
⛔چند پسربچه را به سمت پنهانی دیدن عکس و فیلم مستهجن سوق داده‌اید؟
⛔چند جوان را به سمت خودارضایی و زنا سوق داده اید؟
⛔اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟
⛔چند دختر بچه را تشویق کرده‌اید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟
⛔چند زن را به فکرانداخته‌اید که از قافله مد عقب نمانند؟
⛔آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کرده‌اید؟
⛔پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟
⛔باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟
⛔چند زوج را بهم بی اعتماد کرده‌اید؟
⛔ نگاه‌های یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟
⛔نگاه های هوس آلود چند رهگذر و...
⛔چطور؟
⛔بازهم میگویی، دلم پاک است!
⛔چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟
⛔بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندندنگاه نکنند؟
⛔جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست❗
⛔ من اگر گوشه ای از این کشتی را سوراخ کنم، همه غرق میشوند.
⛔میتوانم گاز سمی اسپری کنم و
بعد بگویم،شما نفس نکشید؟
⛔چرا انقدر در حق خودت و دیگران ظلم میکنی؟⛔
⛔مشکل شما این است که اصلا نمیدانید برای چه به دنیا آمده اید⛔
✨استاد پناهیان


نظرات()   
   
دوشنبه 12 مرداد 1394  05:01

روابط زن سالارانه و حتی زن محورانه نسبت به روابط  مرد محورانه (مرد محوری با مرد سالاری تفاوت دارد و مرد سالاری هدف این پست نیست زیرا مرد سالاری خود مولد فمینیسم هم است) دارای افراط در میل جنسی و لجام گسیختگی جنسی است. مسلما در روابط زن سالارانه، شهوت گرایی افراط گونه و جنون آمیز نام رابطه به خود می گیرد اما رابطه مرد محورانه به تعدیل میل افراط گونه جنسی می انجامد. بسیار قابل تجسم است که تسلط زن خود به خود باعث شهوت گرایی افراطی و جنون آمیز می شود، چیزی که امروزه سادومازوخسیم نامیده می شود. در اصل زن سالاری به معنای شهوت پرستی و نفس پرستی مرد(زن در اصل تجلی یافته همان نفس مرد است) میباشد و برای همین به جنون جنسی می انجامد که دین آن را رد می کند. در این رابطه زن طی یک مدت کوتاهی پرستش شده و بعد مورد تنفر شدید قرار می گیرد که هم مرد را تبدیل به موجودی بی ارزش می کند و هم عملا زن را تبدیل به یک روسپی می کند.

شاید این سوال مطرح شود که در مباحث پیشین گفته میشد که از عواقب زن محوری اختگی است و این موضوع با جمله بالا تضاد دارد. مسلما پس از هر افراط جنون آمیز، تفریطی دیوانه وار هست. وقتی انسانها، معنوی ترین رابطه خود را به طور کامل در شهوت فیزیولوژیکی حل کنند، از آنجایی که انسان موجودی بی نهایت گرا و خداگراست لذا به سرعت در همان شهوت به اشباع رسیده و دچار یکی از بدترین عذابهای این دنیا یعنی اختگی روانی علیرغم عدم اختگی فیزیولوژیک می شوند. یعنی فرد از لحاظ فیزیولوژیک و جسمانی اخته نیست اما از لحاظ روانی اخته می شود. لذا بین نیاز درون خود و پاسخی که محیط به وی داده تضاد شدید می بیند(محیطی که وی را به اختگی روانی دچار کرده است) و عذاب دردناک پوچ و بی معنا بودن زندگی را می چشد و به قحطی وجود میی افتد. این قحطی وجود را عده ای ممکن است که با همجنسگرایی و دنبال تاییدیه گرفتن از دیگران تا مدتی بخواهند دور بزنند اما بعد از امتحان راه و حل های احمقانه شان، دوباره به طور شدید تر به این عذاب دچار می شوند و نیستی واقعی را می چشند. شاید عذاب فیزیکی مثل طوفان و سیل و ... برای رفع این عذاب پیوسته و همیشگی و بدون راه و حل خود نعمتی باشد و این بر سر بعضی اقوام فرود آمده است . اما انسان مدرن هیچ راه خلاصی از عذاب خود ندارد زیرا حجت خدا با پیامبر خاتم بر انسان تمام شده است.


نظرات()   
   

زنان و مردان شاغل

چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

منبع: وبلاگ ایلیا


نظرات()   
   

شوهر کشی

زن جنایتکار وقتی دید مزاحمت مرد آشنا وی را به دردسر انداخته است وی را به قتل رساند.


به گزارش ایران، 28 شهریور ماه سال 92 مأموران پلیس پاکدشت در جریان جنایتی خونین در یکی از کوچه پس کوچه‌های این شهر قرار گرفتند.

پلیس هنگام ورود به محل با پیکر بی‌جان مرد جوانی روبه رو شد که با ضربه‌های چاقوی تیز از پا درآمده بود.

بررسی‌های اولیه نشان داد که قربانی محمد نام دارد و ساعتی پیش وی را با یک زن جوان دیده‌اند.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد قربانی به پزشکی قانونی انتقال یافت و تیمی از کارآگاهان برای افشای راز این جنایت وارد عمل شد.

کارآگاهان پی بردند که قربانی با زنی به نام صغری مدت‌هاست رابطه پنهانی دارد. با افشای این موضوع صغری بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت.

زن جنایتکار در بازجویی‌ها پرده از راز این جنایت برداشت و گفت: مدت‌ها بود که با محمد ارتباط پنهانی داشتم اما همیشه می‌ترسیدم که همسرم از رابطه پنهانی‌ام باخبر شود. چند بار از محمد خواستم که از زندگیم بیرون برود اما بی‌فایده بود. کار به جایی کشید که وی حتی به خانه‌ام نیز آمد. نمی‌دانستم چکار کنم تا اینکه روز حادثه به خانه‌مان آمد و مرا با خود بیرون برد در بین مسیر از وی خواستم که ارتباطش را با من قطع کند اما وی تهدید کرد که آبروی مرا نزد همسایه‌ها خواهد برد و ماجرا را به شوهرم اطلاع می‌دهد.

از آنجا که به ستوه آمده بودم و نمی‌دانستم چکار کنم چاقویی را که همراهم بود از کیف بیرون آوردم و از پشت‌سر چند ضربه به وی زدم و پا به فرار گذاشتم. صبح دیروز این زن قرار بود در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک تحت محاکمه قرار بگیرد اما به دلیل اینکه خانواده قربانی شناسایی نشده‌اند قاضی عبداللهی رئیس شعبه 4 کیفری و دو قاضی مستشار از ریاست محترم قوه قضائیه تقاضا کردند طبق ماده 356 قانون مجازات اسلامی، تقاضای خود را به عنوان ولی دم مطرح کند.


نظرات()   
   

طلاق مهریه

رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران گفت: در قانون‌گذاری قاعده در کف قرار می‌گیرد، اما سیستم قانون‌گذاری ما هرم معکوس است که باعث اختلافات و سوءاستفاده از مواد قانونی شده است. ابهام قانون، کسر و اضافه‌کردن قوانین به شکل تجربه ناپخته، وجود گریزگاه در قانون و تدوین غیرماهرانه قانون، موجب تنش‌های شدید خانوادگی شده است و زنان و مردان در برزخ وظایف و منافع قرار دارند.
در این نشست، حجت‌الاسلام جعفر ساوالان‌پوراردبیلی؛ مدیرعامل مؤسسه فرهنگی خانواده امین و رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران، سخنانی با موضوع «تأثیر نظام حقوقی خانواده در ایران بر کاهش ازدواج و افزایش طلاق» ارایه کرد. وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سیر قوانین خانواده در صد سال اخیر ایران بیان داشت: از سال 1314 قانون مدون خانواده در ایران را داشتیم که این قانون استوار بر مبنای شریعت بود. البته، باید بگویم که شریعت نظر یک مجتهد است که مجتهد دیگر می‌تواند آن را ابطال کند و یک امر ثابت نیست. در واقع، شریعت قطعی نیست و خدا مبانی‌ای دارد که ما از آن مبانی برداشت می‌کنیم.

وی گفت: مهرانگیز دولتشاهی در سال 1348 لایحه حمایت از خانواده را ارایه داد که سال 53 این لایحه تکمیل شد. شیرازه این لایحه و مواد اصلی آن هم عبارت بود از دادن حق طلاق در مواردی به زن، داشتن حق حضانت برای زنان، تعیین سن ازدواج برای دختران 18 و برای پسران 20 سال، تأسیس دادگاه خانواده، محدودکردن چندهمسری و طلاق توافقی. پس از انقلاب و در تاریخ 7 اسفند سال 57 این قانون به دلیل مخالفت با شریعت ملغی شد و ما به قانون سال 1314 بازگشتیم.

وجود 12 میلیون پرونده درباره خانواده و طلاق
اردبیلی افزود: در سال 1391 با ده سال چالش؛ یعنی از سال 81 تا 91 دوباره به همان لایحه حمایت از خانواده سال 48 برگشتیم و با ذکر عنوان عسروحرج، حق طلاق در مواردی به زن بازگشت. در قانون سال 91 به حق حضانت برای زنان هم اشاره شده است، همچنین محدودکردن سن ازدواج دختران هم آمده که البته این سن 13 سال ذکر شده است. محدودکردن چندهمسری به شرط پذیرش دادگاه و طلاق توافقی هم جزو لوایح اخیر است. این رفتار حقوقی و رفت و بازگشت، یک شوک برای جامعه است؛ تاجایی‌که اعلام شده است حدود 12 میلیون پرونده درباره خانواده و طلاق داریم.

نگاه غیرکارشناسانه در تدوین قوانین
مدیر مؤسسه خانواده امین در خصوص تضادهای قانونی بیان داشت: نظام جامعه ما در گذشته سنتی و عرفی بود، اما وارد جامعه مدرن شدیم. از سوی دیگر، رفت و برگشت‌ها به قوانین شریعت در کشور و برخی از قوانین که مطابق اسلام نیست، بلکه مطابق با مصلحت تنظیم شده، آسیب قانونی و اجتماعی ایجاد کرده است. اکنون دولت به‌عنوان دستگاه اجرایی یک نظام، مکلف بی‌تکلیف است و مسئولی برای نظام خانواده و ازدواج وجود ندارد، اما همه راجع به آن حرف می‌زنند. البته، تلاش‌هایی هم صورت می‌گیرد، اما بی تکلیف هستند؛ چون قانون این مسئله را پیش‌بینی نکرده است. از سوی دیگر، حمایت‌های غیرلازم و نمادینی مانند وام‌دادن یا برگزاری جشن‌های ازدواج صورت می‌گیرد؛ درحالی‌که باید به مردم راهکار ارایه دهیم. در تدوین قوانین و طرح‌های مختلف نیز نگاه غیرکارشناسانه‌ای حاکم است. به دلیل روشن‌نبودن مسایل اجتماعی نیز قانون‌گذار در تدوین قانون بلاتکلیف است.

واردکردن نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله در دیون عام، واضح‌ترین خیانت بود
وی ضمن بیان این مطلب که واردکردن نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله در دیون عام، واضح‌ترین خیانت بود، خاطرنشان کرد: کسی که چک بلامحل می‌کشد را دستگیر و زندانی می‌کنند، اما آیا با نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله هم باید همین‌گونه برخورد شود؟ قرارگرفتن این موارد جزو دیون عام این بلا را بر سر جامعه آورده است. با قوانین فعلی، زن می‌تواند به راحتی استشهادیه‌ای به دروغ جمع کند و مرد را به دلیل عدم پرداخت نفقه دستگیر کند. از آن سو، مرد هم می‌تواند درحالی‌که همسر او در یک خانه زندگی می‌کند، خانه دیگری اجاره کند و دادخواست عدم تمکین بدهد. ابلاغیه هم به خانه دوم می‌رود و چون زن آن‌جا نیست، رأی عدم تمکین صادر می‌شود. با این قوانین، درگیری زن و شوهر که براساس عاطفه در کنار هم هستند، به سمت درگیری‌هایی شبیه درگیری‌های بازار می‌رود.

830 هزار نفر ورود و خروج به زندان برای مهریه داریم
اردبیلی اظهار داشت: ماده 53 لایحه اخیر حمایت از خانواده می‌گوید که اگر مرد نفقه همسر، فرزندان یا پدر و مادرش را پرداخت نکند، آن‌ها می‌توانند از او شکایت کنند و سه مجازات برای او در نظر گرفته شده است. مجازات اول بازداشت است، مجازات دوم این است که حق طلاق برای زوجه ثبت می‌شود و مجازات سوم این است که حق برداشت از اموال مرد پیدا می‌شود. آیا به نظر شما زندگی زن و مردی که مرد بازداشت و اموال او ضبط می‌شود، سامان پیدا می‌کند؟ 830 هزار نفر ورود و خروج به زندان برای مهریه داریم که اینها مبلغی علیه ازدواج و زنان می‌شوند و مردان دیگری که تجربه آن‌ها را می‌بینند از ازدواج پرهیز می‌کنند.

طبق آمار قوه قضاییه 2044 نفر به دلیل ندادن مهریه در زندان هستند
رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران گفت: طبق ماده 22 لایحه حمایت از خانواده مهریه تا 110 سکه مشمول دیون و عام و در صورت عدم پرداخت شامل مجازات می‌شود. ماده 1085 قانون مدنی می‌گوید زن می‌تواند تا مهریه نگیرد تمکین ندهد و مرد هم باید مهریه و نفقه را قانوناً بدهد. طبق آمار قوه قضاییه 2044 نفر به دلیل ندادن مهریه در زندان هستند. چرا این اتفاق افتاده است؟

هرم معکوس قوانین در ایران
وی با اشاره به هرم معکوس قوانین در ایران عنوان داشت: در قانون‌گذاری قاعده در کف قرار می‌گیرد، اما سیستم قانون‌گذاری ما هرم معکوس است که باعث اختلافات و سوءاستفاده از مواد قانونی شده است. ابهام قانون، کسر و اضافه‌کردن قوانین به شکل تجربه ناپخته، وجود گریزگاه در قانون و تدوین غیرماهرانه قانون موجب تنش‌های شدید خانوادگی شده است و زنان و مردان در برزخ وظایف و منافع قرار دارند. در حال حاضر مشخص نیست که زنان، کارمند یا شریک زندگی هستند. شریک مفهوم غربی است، اما اسلام می‌گوید زن کارمند است و مهریه و نفقه می‌گیرد، اما باید تمکین کند و اجازه خروج ندارد. قانون ابهام دارد. زنان هم جایی که لازم است خود را شریک و جایی که لازم است خود را کارمند می‌بینند.

مدیرعامل مؤسسه خانواده امین با اشاره به مسئولیت دولت و حاکمیت تصریح کرد: یک زن اول شهروند یک کشور و بعد فرزند پدرش است، اما دولت از مسئولیت‌های خود جا خالی می‌دهد و زن را شهروند نمی‌داند. زن اگر بداند بعد از طلاق زندگی او نرمال است و بیمه، کار و خانه دارد، نیازی ندارد که شوهر خود را زندانی کند. دولت نمی‌تواند نقش عرضی داشته باشد، دولت باید در فرهنگ و سیاست‌گذاری کلی وارد شود و حق ورود به مسایل جزیی را ندارد. دولت باید به صورت کلان کار کند، نه این‌که در جزییات مردم را متوقع کند.

سطح تعهدات حقوقی بین همسران برابر نیست
رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران خاطرنشان کرد: سطح تعهدات حقوقی بین همسران برابر نیست و همه تعهدات مالی برعهده مرد است و زن تنها تعهد اخلافی دارد. درواقع، بی‌تعهدی در برابر تعهدخواهی کار غلطی است.‌ سطح کیفرهای قضایی هم برابر نیست. مرد اگر نفقه ندهد دستگیر می‌شود، اما زن برای ترک خانه دستگیر نمی‌شود. جدایی و طلاق نتیجه همین تضادهاست و قوانین به دلیل ضعفی که دارند، بخش عمده‌ای از طلاق‌ها را هدایت می‌کنند.

وی در جمع‌بندی صحبت‌های خود گفت: نبود سازمان متکفل امور خانواده، فقدان قانون کارا و هوشمند، اخذ تعهدات قانونی خارج از توان زوج، کیفرهای نابرابر در تعهدات قانونی، تحمیل عرفی مقدمات ازدواج بر زوجین، فقدان مشاوران و مراکز کارآمد در امر ازدواج و طلاق، فقدان مهارت‌های زندگی و سوءاستفاده از قانون، بهادادن به رفتارهای نمادین بدون درست کردن اصول باعث افزایش طلاق شده است و زنان تنها و مردان رها، محصول این اتفاقات هستند. این آسیب‌ها باید از آموزش‌های مدرسه و تربیت و انتخاب همسر درست شود. 


نظرات()   
   


کاپتان عادلی


کاپیتان

خاطره ماندگار و به یاد موندنیِ خلبانِ فقیدِ زنِ نیروی دریایی آمریکا، کارا هولتگرین جمعی ناو هواپیمابر آبراهام لینکن...

سال ۱۹۹۱ در جنگ اول خلیج فارس درگیری در اوج خودش بود که دستور ماموریت برام صادر شد، خیلی سریع با کابین دومم سرگرد توماس مسئول رادار هواپیما به سمت هواپیمای خودمون روی عرشه رفتیم و اف ۱۴ دی به شماره ۳۲۶۵ (سرگرد هولتگرین خلبانِ زنِ فقید، بعدها در همین هواپیما کشته شد) رفتیم.
سریع تیک آف کردیم به سمت بصره هدایت شدیم و بعد از یک درگیری مختصر به سمت ناو برمی گشتیم که صدای آژیرهای اخطارِ هیدرولیک هواپیمای تامکتمون بلندشد؛ دقایق زیادی با مهندسان و کارشناسان مستقر در ناو به رایزنی از پشت بیسیم و در ارتفاع ۱۲۰۰۰ پایی پرداختیم؛ هر یک از اونها سعی خودشون رو دادن راهکار برای برطرف کردن نقص فنی هواپیما کردند ولی ما همچنان بدون نتیجه و مستاصل به حر فهای مختلف روی فرکانس اورژانسی بیسیم گوش می دادیم. حتی خلبان های قدیمی مستقر در پایگاه عربستان که تجربه ای در پرواز با تامکت داشتن با نگرانی انواع راهنمایی های ناکارآمد رو کردند ولی با دیدن عقربه سوخت و نداشتن هیدرولیک، جهت نزدیک شدن به تانکر آماده بودیم که دستور اجکت رو در یک منطقه امن بِهِمون بدن. صداها یکی یکی قطع شد اما در همین حین صدایی آرام و متین با لهجه تگزاسی!!به من وقت به خیرگفت. جناب سرگرد، خلبانِ تامکت به گوشی؟
گفتم بله.
خیلی آرام گفت حواست رو به من جمع کن؛ چه قدر سوخت داری؟
گفتم حدودا تا ۱۱ دقیقه.
گفت دو موتور در حالت آوانسن و... تک تک چک لیست رو مرور کرد و در آخر حرف عجیبی زد که در هیچ کتابی نوشته نشده بود. اون گفت چرخ هات رو باز کن و موتورهات رو روی ساسات کامل بذار.
من و توماس این پیشنهاد برامون عجیب بود ولی چون چاره ای نداشتیم و دیگه هواپیما رو از دست رفته می دونستیم مو به مو بهش گوش دادیم. رادار ناو هم که صدامون رو می شنید منتظر بود که این تلاش هم تموم بشه و دستور ترک هواپیما رو بده...
دوباره اون صدای آروم گفت: حالا با توکل به خدا با حداکثر سرعت به پایین شیرجه بزن!!!
من که در حال اجرای فرمان بودم باهاش شمردم یک دو سه چهار ارتفاع ۱۰، ۹، ۸ و در ارتفاع ۴۰۰۰ پایی ناگهان گفت به حالت ایستا و مانور دکا کج بشو... کردم، بعد آروم گفت عقربه هیدرولیکت رو نگاه کن.
سرگرد!!! خدای من!!! روی حداکثر توان بود!!! انگاراین هواپیما هیچ مشکلی نداشت.
سریعا با ناباوری به رادار ناو گفتم من میام برای نشستن و اونم درحیرت گفت راجرررر... و نشستم.
خدمه همگی دورم جمع شدن... بعد از لختی آرامش به مسئول هدایت عملیات گفتم اون مهندس یاخلبان جادوگری که من روهدایت کرد کیه؟ الان کجاست؟ در عربستانه یا ناو خودمون یا از مرکز (آمریکا) هدایتم کرد؟
سرهنگ برایان با خیره شدن به زمین و صدای لرزان به شمال و افق دریا اشاره کرد و گفت نمیتونی ازش تشکرکنی!!!
من بجات ازش تشکر کردم؛ چون اون الان اونجاست!!!
من به شمال خلیج فارس در امتداد انگشت اشاره سرهنگ نگاه کردم و گفتم کجا؟!؟ و سرهنگ گفت ایران!!!
من که هنوز متوجه منظور سرهنگ نشده بودم، دوباره گفتم اون تو ایران چکار می کنه؟ اون کیه؟ و سرهنگ نفسی کشید و گفت آخه ایرانیه!!!
او خلبان تامکته که صدای بیسیم تو رو شنید و اومد روی خط تا کمکت کنه!!!
دوباره با ناباوری پرسیدم آخه لهجه اش تگزاسی بود!!!
گفت آره، ۲۱ سال قبل در پایگاه آموزش تگزاس با هم بودیم؛ اسمش اسدالله عادلیه. کاپیتان خلبان، اسداله عادلی و من با صدای لرزان تکرار کردم کاپتان عادلی...
چند روز بعد نیروی دریایی ایالات متحده به صورت غیررسمی از نیروی هوایی ایران و سرهنگ شجاع خلبان و قهرمان جنگ ایران و عراق، تیمسار عادلی فعلی، مراتب تشکر و قدردانیش رو اعلام کرد.
اما امریکایی ها هیچ وقت عیب تامکت ۳۲۶۵ رو که عادلی در هوا و از فاصله ۴۰۰ میلی تشخیص داده بود، اون هم فقط با شنود بیسیم، نفهمیدند، تا نهایتاً در یک ﮔردﺵ مرگبار به چپ، موجب مرگ خانم سرگرد شد.
درحال حاضر تیمسار عادلی در کانادا زندگی می کنه و مادر خانم خلبان کارا هولتگرین، سال ۲۰۱۱، چندین سال پس از مرگ دخترش به دیدار عادلی رفت و از قول دخترش کارا به عادلی گفت: کاپتان! دخترم می گفت زیباترین، زندگی بخش ترین، مطمئن ترین صدای عمرم رو تو اون چند دقیقه ای که با اون خلبان دلاور ایرانی حرف می زدم، شنیدم. ای کاش روزی بشه حتی به صورت غیررسمی باهاش پروازکنم !!!؟!



به افتخار مردان غیور ایرانی..
.


نظرات()   
   

این مطلب از سایت آثارنامه آورده شده است اما با توجه به طولانی بودن مطلب این سایت، در پست های گوناگون کلیه مطالب این سایت به صورت سریالی مورد نقد قرار می گیرد. امیدوارم بینندگان کلیه استدلالهای رایج را که همگی در این سایت بیان شدند را بخوانند و جواب های قانع کننده تمام مطالب انحرافی را دیده و در تمام مکان ها و موقعیت ها بیان نمایند.

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

در تقویم جمهوری اسلامی ایران ، 20 جمادی الثانی روز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرانقدر نبی مکرم اسلام به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است.
لذا به مناسبت نزدیک شدن به این مناسبت مهم مجله اینترنتی اسرارنامه در سطرهای پیش رو از دیدگاه شخصی خود ، به انجام بررسی و ارائه تحلیلی مختصر از وضعیت زنان ایرانی در طول تاریخ پرداخته است.
در این نوشته وضعیت زنان ایرانی در دوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته و در این میان توجه ویژه ای نیز به وضعیت اجتماعی زنان در دارالمومنین سبزوار ، ریشه فرهنگی خراسان ، معطوف شده است.

چند نکته مطرح شده در این متن:

1- در این میان هر چند هریک از دو گروه مردان و زنان همواره نقش و جایگاه با اهمیت و غیرقابل انکار خود را دارند ، اما زنان تا همین چند دهه قبل شاید در نتیجه وجود فرهنگ دیرینه مردسالاری مطلق در اکثر مناطق جهان ، کمتر فرصت می یافتند که توانمندی های خود را به اثبات برسانند و هرچند همواره از نیروی زنان در همه زمینه های پرورش و تربیت فرزندان ، کارهای اقتصادی ، هنری ، فرهنگی و حتی گاهی اوقات سیاسی و نظامی بهره گرفته می شد ، اما شعور عمومی جامعه کمتر به نقش مهم زنان در پدیدآمدن نظام های حاکم اجتماعی ، واقف بود.

پاسخ: آن چیزی که در این مطلب دیده می شود، توهین به جوامع انسانی در گذشته و غرور و تکبر نسبت به انسانهای امروزی است که اغلب منحرف اند.  اگر واقعا زنان باید به اندازه مردان به قول نویسنده،  توانمند نمایی کنند چرا مسئولیت ها در اسلام برای امرار معاش بر عهده مرد گذاشته شده است؟ چرا در قرآن مطرح نشده که زن و مرد هر دو توامند بوده و هر کدام که توامند تر بود و لایق تر، مسئولیت مالی خانواده و قوامیت خانواده بر عهده اوست؟ مگر قرآن کلام خدا نیست و مگر خدا خود مرد و زن را نیافریده است؟

2-
به طوری که هم اکنون در سرتاسر جهان زنان زیادی را می توان مشاهده کرد که در بسیاری از فعالیت های اجتماعی دوشادوش مردان حضور فعال دارند و البته در کنار آن از وظیفه همسری و مادری خود نیز غافل نشده اند.


به ویژه در یک قرن اخیر در اکثر کشورها ، زنان زیادی به جهان معرفی شدند ، که توانستند در زمینه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی ، هنری ، صنعتی و اقتصادی و حتی سیاسی به بالاترین سطوح ممکن در مملکت خود برسند. مشاهده شمار زیادی از زنان رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ... همه نشان از آن دارد که دیگر نمی توان ، توانمندی و استعدادهای زنان را نادیده گرفت و انکار کرد.

پاسخ: اگر واقعا از مسئولیت همسری و مادری خود غافل نشده اند پس چرا در تمام این کشورها که نویسنده بدان اشاره کرده است در طی اتفاقا همین یک قرن اخیر خانواده فروپاشی شده است؟ زنان می خواهند خود را به کی اثبات کنند؟ این چه تقاضای سخیفی است که مدام در این سایت از آن صحبت شده است؟ تمام خصوصیات انسان از خداست و جایی برای اثبات کس خاصی نیست زیرا هیچ کس هیچ چیز از خود ندارد و این تلاش مذبوحانه اثبات کسی برای دیگری چیزی جز کفر نیست. متاسفانه تمام جنبش حقوق زنان در دوران مدرن به فکر حقوق زنان نیست بلکه تنها برای همین تلاش مذبوحانه است. خدا خودش مسئولیتی را به مردان داده و این مسئولیت تامین امرار معاش خانواده که بر عهده مردان است خود زاینده رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ...شدن است. و اینها همه زیر مجموعه مسئولیت تامین امرار معاش خانواده هستند و به خودی خود ارزشی ندارند و اتفاقا زمانی که این چیزها برای خودش ارزش پیدا کرد (هر چیزی برای خودش) نشان دهنده ظهور جهل در بشر بود. چرا باید این ها ملاک قرار بگیرند و حتی اگر هم قرار بگیرند چه کسی از خدا اگاه تر است که مسئولیت زاینده تمام موارد گفته شده را بر عهده مردان گذاشته است؟ 

3- اما پس از ظهور دین مقدس اسلام که منابع تاریخی فراوان برای پژوهش در دسترس است ، به نظر می رسد با وجود آنکه درچند قرن ابتدایی ظهور این دین آسمانی ، دوره های با شکوهی از رونق و توسعه همه جانبه سرزمین های اسلامی مشاهده شد ، زنان هنوز در اکثر جوامع نتوانسته بودند به نقش و جایگاه شایسته خود دست یابند. حتی امروز هم در بسیاری ازکشورهای اسلامی نقش و توانمندی های زنان در جامعه ناشناخته باقی مانده است.


این ایرادی است که بی شک ریشه آن را نه در ماهیت دین اسلام بلکه باید در اجرای ناصحیح تعالیم این دین آسمانی توسط حکام و سلاطین ناعادلی جستجو کرد که علی رغم ظواهر دینی ، رفتارو کردارشان در عمل نشان می داد و نشان می داد که روح تعالیم اسلام را درنیافته اند و بیشتر تلاش و جدیتشان بر سر جنگ قدرت بود تا بر سر اجرای صحیح تعالیم دینی در سرزمین های تحت فرمان خود.


در واقع با وجود پذیرفته شدن دین اسلام توسط عموم مردم و حضور همیشگی عالمان دینی آگاه و مبارز در اکثر مناطق ، حاکمان فاسد در سلسله های پادشاهی با خفقانی که در جامعه ایجاد می کردند ، مانع از آن می شدند که تعالیم دینی به درستی در میان مردم رواج یابد و اجرا شود.


جهل و کم سوادی توده های مردم نیز علت دیگری بود برای مهجور ماندن بخش های مهمی از تعالیم دین مقدس اسلام از جمله آن بخش هایی که در رابطه با نقش و جایگاه زن در جامعه بود.

پاسخ: نقش زنان در اسلام و قرآن چیست؟ مشابه بودن در تعداد وزیر و پست مدیریتی؟ کجای قرآن این تفکر سخیف را قلمداد می کند و تمام این ها همانطور که در مورد 2 هم گفته شد، با تقسیم وظایف قرآن بین زنان و مردان در تضاد است. از طرفی چرا تقاضا در جهت برابر سازی در پست ها و ... می شود وقتی که اغلب مشاغل سخت و خطرناک بر عهده مردان است و کسی در صدد برابر سازی در این حوزه نیست.(حتی اگر فرض غلط نویسند را بپذیریم)

4- امروز برای عموم زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی ترین سطوح ممکن وجود ندارد حتی حضور دختران و زنان در دانشگاه ها از مردان بیشتر شده است .


در ایران امروز اکثر زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن بسیار پایین و در عالم بی خبری با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند.


امروز زنان ایرانی به راحتی از حقوقی نظیر حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی برخوردارند.


در ایران زنان همچنین در برخی رشته های ورزشی حضور فعال دارند و نیز حق رانندگی اتومبیل برای زنان کاملاً پذیرفته شده است . علاوه برآن برای حضور زنان به شرط رعایت حجاب اسلامی در برنامه های صدا و سیما به عنوان مجری ، میهمان یا کارشناس و ایفای نقش در سریال های تلویزیونی ، فیلم های سینمایی و تئاتر به عنوان بازیگران نقش های اول یا دیگر نقش ها ، هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد.

پاسخ: تحصیل تا مقاطع بالا را در ایران اجبار کرده اید و نه آزاد!!! ، به دلیل بیکاری و عدم مدیریت درست، به جای اینکه کار به جوانان بدهید، مرتب آنها را بدون هیچ هدفی و نیازی وارد دانشگاهها کردید و تنها سن ازدواج آنها را بالا بردید که باعث ایجاد این همه فساد حتی نسبت به زمان قبل از انقلاب شد. بسیاری از دختران در حالی که در عالی ترین سطح آموزشی هستند که دیگر دختر نیستند و عفافت خود را از دست داده اند و انگاه این افتخاری است برای شما و یا اسلام؟

اگر به قول نویسنده این مطلب،  زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن پایین و در عالم بی خبری و با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند دلیل عمده اش عدم خواستگار برای انان است که این هم از برکات نویسنده هایی این چنینی است. در این متن نویسنده با کمال بی ادبی به خانواده های ایرانی در طی قرن ها توهین کرده است در صورتی که خانواده دلسوز ترین نهاد برای دختران خود است و حداقل از نویسنده مذکور دلسوز تر است. اجازه پدر برای عقد دختر را تصمیم مستبدانه نامیده است. و به طور پنهان روابط نامشروع را تبلیغ کرده است. زیرا چگونه دختری می تواند مختار برای انتخاب همسر باشد؟ چگونه شناخت پیدا کند؟ زن و دختر دارای میل جنسی ثانویه هستند و در رابطه می توانند علاقه مند شوند و نه مانند مردان با نگاه. زیرا اگر بخواهند مختار همسر خود را انتخاب کنند باید در ارتباط خارج از ازدواج با فرد باشند. نویسنده حتی به طور پنهان به پیامبر هم توهین کرده است زیرا پیامبر فرموده:«مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ لَا تَحِیضَ‏ ابْنَتُهُ‏ فِی بَیْتِه» از سعادت مرد آن است که دخترش در منزل وی خون حیض نبیند. اما ایشان کاملا بر خلاف پیامبر بالا رفتن سن ازدواج را سعادت دانستند. از نظر ایشان بالا رفتن سن ازدواج دختران و افزایش فساد ناشی از ان دستاورد است.

نویسنده بیان کرده که زنان حقوق حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی را دارند. اما از حقوق ابتدایی و فطری شان محروم شده اند. باید اغلب تمام اوقات خود را تنها باشند یا زناکار شوند. 

5-

البته بعضی از موضوعات دیگر نظیر اجبار حجاب ، سهم کمتر زنان در ارثیه نسبت به مردان ، حق طلاق در زندگی زناشویی و تعدادی دیگر از مسائل از این دست ، پیرامون حقوق زنان ایرانی هنوز در داخل و خارج از کشور مورد مناقشه است که در اینجا اسرارنامه بازهم بدون ورود به این موضوعات که هریک جای بحث مفصلی دارند ، به یک نتیجه گیری کلی از وضعیت زنان ایرانی می پردازد.


در واقع با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، با اطمینان بیشتری به این نتیجه می رسیم که زنان ایرانی در دهه های اخیر در مسیر رشد و بازپس گیری شمار زیادی از حقوق از دست رفته خود قرار گرفته اند. در همین مدت قدرت و منزلت زن ایرانی تا بدان حد رسیده است که نه تنها زنان در انتخابات های مختلف حق رأی دارند ، بلکه حتی حق انتخاب شدن نیز برای آنان وجود دارد. به طوری که در اکثر دوره های مجلس شورای اسلامی و یا شورای اسلامی شهر و روستا نام تعدادی از زنان در لیست نامزدهای تأیید صلاحیت شده انتخاباتی به چشم می خورد.برخی از این زنان حتی در یک یا چند دوره ، رأی اعتماد مردم را جلب کرده اند.

پاسخ: عملا حتی حجاب و ... را قصد دارد تا زیر سوال ببرد و هیچ اشاره ای به نفی مواردی که کاملا بر خلاف قرآن است نکرده است.

عملا دشمنی این افراد که با نام دین از حقوق زنان دفاع می کنند با اسلام و قرآن و پیامبر و حضرت علی، طبق موارد اشاره شده مشهود است. اینان دشمن حضرت علی اند. اینان از ابن ملجم مرادی بسیار بدتر و خطرناک تر اند.



نظرات()   
   


از میان 30 نفر برگزیده 3 رشته اصلی کنکور 94 تعداد 21 نفر مرد و 9 نفر زن هستند ، در شرایطی که برای مدارس دخترانه انواع برنامه های کمک درسی تدارک دیده می شود و تبلیغ فراوانی برای وارد کردن دختران در دانشگاهها انجام می شود آمار زیر نشان دهنده این است که مرد برای چنین فعالیتهایی ساخته شده تا بار  علم و عمل را به دوش کشد و زن نیز باید به حوزه اصلی فعالیت خود یعنی همسری و مادری رسیدگی کرده از پیگیری اهداف مردانه مانند اشتغال و کسب درآمد خودداری کند.



نظرات()   
   

1394/04/29 دانش‌آموزان ایرانی با کسب یک مدال طلا، دو نقره و یک برنز مقام پنجمی بیست و ششمین المپیاد جهانی زیست‌شناسی را از آن خود کردند.به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ در این مسابقات که با حضور دانش آموزان63 کشور در دانمارک برگزار شد آقای محمد امین صادقی مدال طلا، آقایان سید محمد نوید عطایی و نیما مسیبی مدال نقره و خانم دینا موسوی اصل مدال برنز را کسب کردند.در این دوره از المپیاد زیست شناسی کشورهای آمریکا، سنگاپور و کره جنوبی به ترتیب مقام های اول تا سوم جهان را از آن خود کردند.با کسب این مدال ها جایگاه ایران با پنج پله صعود از مقام دهم جهان به مقام پنجم ارتقاء یافت.اعضای تیم ملی دانش‌آموزی المپیاد زیست شناسی ایران صبح امروز به کشور بازگشتند.جمهوری اسلامی ایران در سال 2018 میلادی میزبان بیست و نهمین المپیاد جهانی زیست شناسی در شهر شیراز است.
انجمن حمایت از حقوق مردان:
همانطور که میبینید میزان و کیفیت مدال آوری ها نشاندهنده برتری ذاتی و لیاقت عقلانی مردان برای اداره جامعه و خانواده است ضمن اینکه اگر این پسران در کنکور شرکت میکردند و به دلیل المپیادی بودن بدون کنکور وارد دانشگاه نمیشدند ، تعداد دختران موجود در 10 نفر برتر رشته تجربی از این هم کمتر میبود


نظرات()   
   

تا قبل از شکل گیری تمدن مدرن تنها مال می توانست عاملی برای هویت کافران باشد. انسان تنها می تواند از طریق ذاتش که از خداوند نشئت گرفته هویت یابد و از هر طریق دیگری که بخواهد به خود هویت ببخشد، دچار شرک و گمراهی عظیم شده است و دقیقا به همین علت است که پیامبران و امامان به حداقل زندگی مادی اکتفا می کردند تا گرفتار هویت یابی از طریق اشیا نشوند. چون مال و زندگی مادی در نهایت به اشیا منجر می شود و یکی از نماد های هویت یافتگی از طریق اشیا همان پرستیدن مجسمه های ساخته دست بشر بوده است. امروزه انسانها دنبال هویت یافتگی از طریق شغل هستند و این از مردان شروع شد و به زنان فمینیسم را القا کرد و فمینیسم از این جا اغاز شد. اگر تمرکز خوبی روی فمینیسم صورت گیرد، این مطلب استنتاج می شود که فمینیسم دنبال حقوق زن نیست بلکه دعوی سر هویت یافتن از طریق شغل و رقابت در این مسیر با مردان است و برای همین آشکارا به جنگ با خدا و انکار رسالت مرد از سوی خدا(که رسالت تامین امرار معاش را دارد) رسیده است. در واقع چون شغل وسیله امرار معاش هم هست و امروزه هویت پیدا کرده است و یکی از شریکان ذات خداوند برای هویت یافتگی(یا همان پرستش) شده است لذا خود به خود با این مسئولیت مردان مبارزه شده و مسئولیت امرار معاش خانواده تبدیل به حقی برای زن می شود. تا دهه های پیش شغل هویت نبود و لذا زنی مبارزه ای نداشت که چرا شوهرش کار می کتد و اصلا کاملا از او انتظار داشت که کار کند و امرار معاش خانواده را انجام دهد و رقابتی سر این مسئله با شوهرش نداشت. اما امروزه به دلیل شریک شدن شغل به جای ذات خداوند برای ابراز هویت، لذا زن امروز کار کردن شوهر را حق خود کرده است و این مسئله را البته پدران او نیز به او القا کرده اند. زیرا پدران او نیز قبل از وی دچار این شرک شده بودند و هویت خود را شغل خود معرفی کرده بودند و این گونه به دختران خود القا کردند که شغل هویت است و انسانها بر مبنای شغل شان(نه به میزان تقوایشان) مورد ملاک و معیار قرار می گیرند لذا خانه داری و شوهر داری و بچه داری پست قلمداد شد. طبق همین رویه است که جای زن و مرد به شدت در حال تغییر است.





نظرات()   
   
شنبه 20 تیر 1394  05:17
نوع مطلب: (آرشیو فمنیسم ،) توسط: احسان سلطانی

فمنیست همانطور که گفته شده نه یک مکتب برخاسته از تفکر حمایت از مظلوم در برابر ظالم بلکه ناشی از توهمات مشتی زن سلیطه با تفکرات الحادی و پست است. زنانی که بسیاری از آنها دچار عقده های حقارت بوده و این عقده را در رفتارها و عملکردشان بارها اثبات کرده اند. اینکه چرا با وجود توانایی کم و خفت بارشان، فمنیسم همچنان پابرجاست را می توان در سود منفعت طلبان و قدرت مداران جستجو کرد و همچنین آنرا دست مایه صهوینیست ها برای مقاصد پلیدشان دانست. فمنیسم که در ابتدا یک نهال کوچک بود با حمایت مالی سردمداران کفر به یکی از ابزار سیطره کفر بر حقانیت تبدیل شده است.

اما هر تفکر حاصل از توهمات که با ثروت و تبلیغات سوء بنیان گذاشته شده باشد، اساس نداشته و خواه از طریق خود سرمایه دارانی که آنرا علم کرده اند، خواه توسط جامعه حق طلب و پرسش گرا، سرانجامی جز نابودی و انحطاط نداشته و ندارد.

 


اگر در رفتار فمنیست های امروزی دقیق شویم مشاهده خواهیم کرد که هیچ اصول و برنامه رفتاری مشخصی در بین آنها وجود ندارد. نوعی سرگشتگی و انحطاط و البته کمی دیوانگی در بین آنها به وضوح قابل مشاهده است. ممکن است هر کدام از شما در محیط اطراف خود در جامعه با چنین اشخاصی ارتباط برقرار کنید و اگر رفتارشان را زیر نظر بگیرید پی خواهید برد که سرگشتگی آنها و انحطاط فکریشان تا چه اندازه عمیق و ویرانگر است. بسیاری از زنان فمنیست ( البته بنده از بکار بردن لغت مقدس زن برای چنین شیاطین زن نمایی عذر خواهی می کنم) اصولا در خانواده های منحرف و نابسامان بزرگ شده اند و این مکتب را مکانی برای ارضای عقده های حقارت خود می یابند (چیزی که اساس و تاریخچه فمنیسم را تشکیل می دهد). برای نمونه بسیاری از پیروان مکتب فمنیسم، زنانی با انحرافات گوناگون مانند همجنس بازان و یا زنانی که تمایل به برقراری رابطه جنسی با حیوانات دارند را تشکیل می دهند. درست مانند محله های زاغه نشینی که افراد ولگرد ساکن آن به گروه های جنایتکار سازمان یافته روی آورده و خشم و اعتراض خود را از طریق جنایت، به جامعه اعلام  می کنند. اما هر گروه خلافکاری روزی نابود خواهد شد. این نابودی یا از طریق نیروی قهریه جامعه (همچون نیروی انتظامی) ویا از طریق اختلاف بین اعضا (که امری شایع بین گروه های خلاف کار است) رخ میدهد، و جالب است بدانید از این منظر فمنیست ها بسیار شبیه  چنین گروه هایی هستند. اختلاف بین فمنیست ها بسیار گسترده است. فمنیست ها در بسیاری از واکنش ها و عقاید،  نه تنها متفاوت بلکه متضاد یکدیگرند. برای مثال در این چند دهه اخیرانواع فمنیسم بوجود آمده نظیر فمنیست لیبرال، فمنیست مارکسیستی، فمنیست رادیکال،  فمنیست سوسیالیستی و ....

گویی هر کدام از فمنیست ها، به دیگری به مثابه یک دشمن خونی می نگرد که قصد جان وی را دارد. از این رهیافت درک میکنیم که فمنیسم در هر جامعه، در هر فرهنگ ، در هر طبقه اجتماعی  و در هر خانواده فمنیستی، به شکلی متفاوت خود را بروز داده است و تنها دلیل این همه تمایز و تفاوت تنها در این نهفته است که ویژگی های حقارت هر شخص با دیگری متفاوت و راه نمایش آن  نیز متفاوت  خواهد بود.

نکته دیگر اینکه، وابستگی فمنیسم به سرمایه سود جویان بسیار شدید است، و هرزمان فمنیسم موفق نشود اهداف آنان را محقق سازد، به مانند صدام به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

از طرفی دیگر نتیجه زیاده روی های بیش از حد فمنیسم در تبلیغات ضد مرد، سرانجام دامن خود آنها را خواهد گرفت. خشونت امروزه در بسیاری از نقاط دنیا علیه زنان گویای چنین مطلبی است. جبر تاریخ اثبات کرده است در مواردی که طرز تفکر خاصی بر جامعه چیره شود و عده ای خسران ببینند، گروه مورد تعرض با خشونتی چندین برابر به انتقام روی آورده و مجازاتی سخت بر پیروان مکتب ظلم اعمال می کنند. برای مثال شیطان پرستی نوعی رفتار انتقام جویانه برای دوره قرون وسطی می باشد که در آن کلیسا ستم های زیادی بر مردم روا داشت.

بنا بر دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگری که در این مجال نمی گنجد، نابودی فمنیسم سناریویی است که از پیش قطعی تصور می شود، و این سرانجامی است بر مکتب های منحرف و الحادی که با کینه ای تاریخی به مبارزه با حقانیت روی می آورند. 


نظرات()   
   


نظرات()   
   

سخنرانی بسیار جالب و کوتاه دکتر عباسی در خصوص حکومت یهود بر هنرپیشه های دنیا و اثرات حضور اجتماعی زنان

برای دانلود اینجا را کلیک کنید


نظرات()   
   

FIVB

مدیر کل اجرایی”FIVB” در حاشیه سفر به تهران با ابراز اشتیاق برای ملاقات آری گراسا با رئیس جمهور ایران گفت: پیدا کردن درک بهتر از آن چه در والیبال ایران می گذرد، کیفیت برگزاری بازی‌های لیگ جهانی والیبال، نحوه انجام وظایفی که فدراسیون ایران در حال انجام است و دورنمایی که فدراسیون ایران برای آن فعالیت می کند و تساوی بین جنسیت ها و حضور زن و مرد در محیط مسابقات والیبال چهار هدفم در سفر به ایران است.

به گزارش ایسنا، “فابیو ازودو”، مدیر کل اجرایی و برزیلی فدراسیون جهانی والیبال در نشست خبری پیش از آخرین مسابقه ایران در لیگ جهانی والیبال اظهار کرد: (به زبان فارسی: سلام خوش آمدید) عذر خواهی می‌کنم که زبان فارسی را بلد نیستم. من مدیر کل فدراسیون جهانی والیبال هستم. ۲۵ سال است که در والیبال مشغول هستم. ۲۲ سال هم در سمت‌های مختلف فدراسیون برزیل کار می کنم.

وی افزود: در ابتدای کار می‌خواهم بدانید که هدفم از سفر به ایران این بود که به دعوت فدراسیون ایران به تهران آمدم و چهار هدف اصلی داشتم. پیدا کردن درک بهتر از آن چه در والیبال ایران می گذرد، کیفیت برگزاری بازی های لیگ جهانی والیبال، نحوه انجام وظایفی که فدراسیون ایران در حال انجام است و دورنمایی که فدراسیون ایران برای آن فعالیت می کند، تساوی بین جنسیت ها و حضور زن و مرد در محیط مسابقات والیبال ، چهار هدفم در سفر به ایران است.

فابیو ازودو تاکید کرد: هدف اصلی که برای فدراسیون جهانی ترسیم شده است ، دورنمایی است که والیبال به عنوان ورزش اول خانوداگی تبیین شود. یکی از موارد مهم حضور خانواده ها در زمان برگزاری مسابقات در سالن است. با تجربه ای که دیروز داشتم و مسابقه را دیدم باید بگویم هر گز در ۲۵ سال گذشته هر گز چنین حضوری و اشتیاقی را از تماشاگران والیبال ندیده بودم. تنها دو موردی که می توانم بگویم و مثال بزنم لهستان و برزیل هستند که قدرت های مطرحی در جهان به شمار می آید. والیبال در ایران کاملا موفق است. باید به فدراسیون والیبال ایران تبریک بگویم به دلیل تمام زحماتی که در این زمینه کشیده است. خیلی از فدراسیون ایرام متشکرم برای ارزش گذاری هایی که در راستای اهداف فدراسیون جهانی انجام داد

وی ادامه داد: والیبال به بخشی از زندگی مردم ایران تبدیل شد. والیبال ورزشی تقریحی و سرگرم کننده خانوادگی است . حضور خانواده ها در استادیوم برای تماشای والیبال حیاتی است. فدراسیون جهانی مشتاق است که ببیند سه نسل از مردم همزمان در سالن بازی را می بینند. پدر بزرگ و مادر بزرگ به همراه نوه هایشان بازی را تماشا کنند. ایران فرصت بسیار نادری را برای ادامه این راه دارد. ایران می تواند یک نمونه بارز در تمام سطح جهان برای یگانگی تساوی بین جنسیت باشد. اگر چنین اتفاقی بیافتد ایران می تواند یکی از مطرح ترین میزبان ها برای رویدادهای بین المللی باشد.

مدیرکل اجرایی فدراسیون جهانی خاطرنشان کرد: فدراسیون جهانی در راستای هرم المپیک فعالیت می کند. سه مبحث گفته شده باید شامل زن و مرد باشد. باید جو مناسب در تمام استادیم ها حاکم شود. می توانیم آینده روشنی را برای ایران ببینیم.

وی در پاسخ به پرسشی درباره ممنوعیت ورود تماشاگران خانم به سالن گفت: در حال حاضر هدف به صورت مشخصی وجود ندارد اما فدراسیون جهانی تاکید می کند که حضور خانواده ها در سالن های والیبال تضمین شود. ما نمی توانیم مانع برگزاری رویدادهای بینم المللی در ایران شویم زیرا با چنین تصمیمی عقب گرد خواهیم داشت. اما برای رسیدن به این هدف باید در قالب همکاری دو طرفه به اهداف فدراسیون جهانی نزدیک شویم. یک روش این است که به ایران بگوییم اگر این کار را نکینید محروم می شوید که خودم به این کار اعتقادی ندارم راه دیگر این است که راه را برای ایران فرآهم کنیم تا مشکل حل شود. نمی خواهیم برخورد دیگری داشته باشیم.

فابیو ازودو درباره دلایل پس گرفتن میربانی مسابقات نوجوانان جهان و ارتباط این موضوع با ممنوعیت ورود زنان گفت: به هیچ وجه پس گرفتن میزبانی در کار نبود. چندین کشور تقاضا داده بودند و ما بررسی کردیم و از میان همه آرژانتین را انتخاب کردیم. فدراسیون ایران هیچ تاییدی برای دریافت میزبانی از فدراسیون جهانی نگرفته است. ما تصمیم گرفتیم مسابقات نوجوانان جهان را به آرژانتین بدهیم.

مدیرکل اجرایی فدراسیون جهانی همچنین در پاسخ به این پرسش که دلیل مسئولان ایران برای ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه چیست، گفت: در بحث هایی که با فدرایون ایران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که فدراسیون ایران می خواهد فعالیت های خود را طبق نظر فدراسیون جهانی انجام دهد و به دنبال این است که طرز تفکر ها تغییر پیدا کند.

وی درباره درخواست جلسه با رئیس جمهوری ایران نیز گفت: ما هنوز برنامه مشخصی برای این ملاقات نداریم و همه رایزنی ها در حد نامه نگاری است و هنوز تایید نشده که ملاقاتی وجود داشته باشد. گراسا (رئیس فدراسیون جهانی) منتظر این لحظه است که با اشتیاق با روحانی جلسه داشته باشد. باز هم می گویم تنها راه مد نظر ما گفت و گو و همکاری دو جانبه با فدراسیون ایران است.

نکته:
چندی پیش جمع زیادی از فمینیست های خائن وطنی در نامه ای به رئیس فدراسیون جهانی والیبال، از وی خواسته بودند تا در صورت استنکاف ایران از ورود زنان به ورزشگاه های مردان، ایران را از میزبانی جهانی محروم کند.



FIVB
برابری جنسیتی
فدراسیون والیبال حضور زنان در ورزشگاه
میزبانی جهانی ایران
مسابقات والیبال ایران
سعید معروف والیبال ایران
میرزاجانپور والیبال ایران


نظرات()   
   

همیشه در اسلام رهبانیت رد شده است. اما امروزه رهبانیت با شیوه جدیدی وارد دین اسلام شده است و همانطور که مشخص است رهبانیت در تمامی مذاهب نتیجه ای جز فساد و ریا نداشته است. اما رهبانیت امروزی چیزی جز بالا رفتن سن ازدواج دختران و عدم ازدواج دختران به دلیل مشابه شدن با مرد نیست. از طرفی می گویند مرد مناسب ازدواج و یا شوهر وجود ندارد اما این بی شوهری بازتاب عمل سخیف خودشان و خانواده هایشان است. بعد از مدتی که متوجه می شوند عدم ازدواج آنها قطعی است، شروع به فحاشی به مردان و ترویج راهبگی می کنند و می گویند برای تکامل نیازی به مرد نیست. حضرت معصومه هم مجرد بود و ...، متاسفانه راهبگی خصمانه در میان دختران مجرد چادری بسیار رایج شده است.
این مسئله در سایتهای خبری فمنیستی چون تابناک ترویج می شود. چندی پیش جای خوشحالی وجود داشت که طی مسئله اسید پاشی و سوء استفاده سایت تابناک و ...، نویسندگان بی تعهد این سایت و سایتهای مشابه از سوی برخی در رسانه ملی مزدور خوانده شدند اما به سرعت مزدور بودن این نویسندگان فراموش شد. لفظ مزدور امیدی بود تا با این نویسندگان پلید برخورد قاطع صورت گیرد. هر چند که این شیاطین نویسنده تنها از ریاکاری یسیاری از افراد این سرزمین استفاده می کنند. اگر تمام افراد پاک بودند هرگز چنین سخنان سخیفی تا این حد در هیچ فردی اثر نداشت و از آن حمایت نمی شد. رهبانیت ادعای دوری از دنیا و ... را دارد اما دلیل این ها برای درست کردن راهبه های چادری و یا با آرایش دارکوبی که همگی ترشیده هستند چیزی جز مرد شدن و تجاوز به طبیعت نیست. تمام این حمایت ها از این سایت سخیف نشان دهنده گمراهی و شقاوت تعداد زیادی از افراد این زمانه است. اگر تمام مردم غیور بودند به کمتر از مجازات و انحلال بسیاری از این سایت ها راضی نبودند. نویسندگان سبک مغزی که دغدغه آنان عدم حضور زنان در ورزشگاه مردان است. این سایت مرتب از جانب زنان حرف می زند بدون که نمایندگی از تمام آنها داشته باشد و نوعی قیومیت به زنان احساس می کند ، قصد همه گیر کردن تفکرات سخیف خود را دارد و درست مانند شیطان زنان را وسوسه  میکند تا به مطالبات واهی بپردازند و از زن بودن خود فاصله بگیرند و فکر میکنید چرا روی چنین سایتهایی نظارت نمی شود؟


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 تیر 1394  05:52
نوع مطلب: (اقدامات انجمن ،) توسط: محمد مهدی

بعد از پیگیری های متعدد و اخ مجوزات لازم سرانجام فروشگاه مردان افتتاح گردید
بدینوسیله ضمن تبریک به کاربران انجمن ، آمادگی فروشگاه انجمن برای همکاری با اعضاء را اعلام میداریم. چنانچه اعضاء فعال انجمن کالایی برای فروش داشته باشند میتوانند با قرار دادن آن در فروشگاه انجمن و فروش آن ، خود را از زحمات دریافت مجوز سایت فروشگاهی نجات دهند.
همچنین از خوانندگان محترم دعوت میگردد تا با خرید از فروشگاه مردان از انجمن حمایت نمایند.


نظرات()   
   

خشونت علیه مردان

به دلیل ترس از قضاوت اطرافیان، مردان معمولا در مقابل خشونت های خانگی و یا بیرون از خانه که بر آنها اعمال می شود سکوت اختیار کرده و به محاکم قضایی مراجعه نمی کنند.
فعالان حقوق زن نیز از این موقعیت سو استفاده کرده و با چسباندن خود به کودکان و با انتشار آمار های خشونت علیه زنان و مانور آماری و جوی سازی های رسانه ای، خواستار تصویب قوانینی جهت منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند و طرح ها و لوایح با بند های زیادی برای این موضوع در دست بررسی است  بی آنکه سخنی از خشونت های علیه مردان در میان باشد و کسی اصلا مردان را به حساب آورد!
معاونتی که نام آن معاونت زنان و خانواده است، چگونه می تواند تنها به زنان بپردازد؟ چرا باید این قانون فقط برای منع خشونت علیه زنان باشد؟ آیا با آن چیزی که حداقل از نام این معاونت بر می آید نباید این باشد که مردان هم بعنوان نیمی از خانواده مورد توجه آن قرار گیرند؟
چرا نباید این قانون تحت عنوان کلی قانون منع خشونت باشد تا همه افراد جامعه را در برگیرد؟!!!


سال گذشته، پزشکی قانونی کشور به پرونده بیش از هزار و500  مرد رسیدگی کرده است که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.

به گزارش ایران، شواهد نشان می‌دهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری می‌کنند.

هر از گاهی صدایشان می‌آید، فرقی نمی‌کند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع می‌شود و چند دقیقه بعد صدای مرد در می‌آید که انگار حال و حوصله‌ای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر می‌گیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر می‌رود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که می‌خواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش می‌اندازد: «خوب کاری می‌کنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».

آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانه‌های نوساز هم آنقدر نازک شده‌اند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را می‌شنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان می‌آید.

دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمی‌ها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش می‌گذرد و خیلی شور می‌شود. دکترها هم هرروز می‌گویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود می‌آورد حالا چه فرقی می‌کند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!

از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند می‌کرد حرف‌ها و نگاه‌های تند مردم او را سخت پشیمان می‌کرد، قدیمی‌ها مثل‌های خوبی داشتند و می‌گفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.

حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایه‌شان رابرایم تعریف می‌کند، انگار دارد صحنه‌هایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران می‌کند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک می‌خورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور می‌کنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور می‌تواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را می‌گرفت و روی هوا می‌چرخاند و به گوشه‌ای پرت می‌کرد. خنده دار است به‌خدا.

همکارم می‌گوید که شب‌ها صدای مشاجره‌های‌شان را می‌شنود، صدای شکسته شدن ظرف‌های شیشه‌ای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده می‌شود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر می‌دهد از خانه بیرون می‌زند و پیش از رفتن فریاد می‌زند «برمی گردم، خانه نباشی ها».

 تفاوت واکنش‌های مردانه و زنانه

عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعه‌مان رخ می‌دهد و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی می‌افتد که کتک کاری در محیط خانه رخ می‌دهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.

دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران می‌گوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلوم‌نمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان می‌دهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفته‌تر می‌شود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار می‌بخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونه‌ای توهین به خود تلقی می‌شود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان می‌شوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمی‌کنند.

دکتر غفاری عقیده دارد که  خشم، ترس، غم و شادی از هیجان‌های طبیعی هر انسانی است و هر کسی می‌تواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبه‌رو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان می‌دهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده می‌شود که یک رفتار پرخاشگرانه که می‌توان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکل‌آفرین می‌شود.

او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسران‌شان می‌شوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند، توضیح می‌دهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب می‌شود. آنها می‌گویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح می‌دهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونت‌های خانوادگی ترجیح می‌دهند، همه خشونت همسران‌شان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی می‌رود اما این برای یک مرد افت بشمار می‌رود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب می‌شود.

«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز می‌کند.»


 آمارها چه می‌گویند

آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمی‌خواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی می‌شوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پرونده‌های مفتوحه است.
این منبع در ادامه می‌افزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار می‌گیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر می‌کنند البته عده‌ای هم هستند که به دلیل اینکه می‌ترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری می‌کنند.»

این پزشک متخصص در تشریح یکی از پرونده‌هایش در این زمینه می‌گوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار می‌دهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانواده‌اش او را دچار ناراحتی‌های روحی و روانی کرده است.»


 تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت

چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد می‌خواست به زندگی 40ساله‌اش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سال‌ها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهین‌ها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پرونده‌اش تعریف کرده بود. نمی‌دانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.

البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 ساله‌اش را به زندگی تزریق کرده و حق خود می‌دانسته که برای زندگی و همسرش تصمیم‌گیری کند.

دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقش‌ها نیز تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی می‌دهد. در چنین شرایطی، ترس‌های خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.

فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز می‌کند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشم‌شان را نشان می‌دهند اما امروز با تغییر الگو‌های جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت می‌دهد، زن‌ها نقش‌های مردانه را بر عهده می‌گیرند و حتی گاهی اوقات این نقش‌ها به خاطر نقش زنانه تقویت می‌شود که البته جامعه هم این نقش‌ها را تحسین می‌کند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام می‌دهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر می‌گذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود می‌گیرد.»


به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاه‌شان از نوعی مکانیسم جبران استفاده می‌کنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان می‌دهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونت‌های جسمی و روانی همسران‌شان می‌شوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوت‌ها است. (آمار مراجعه بخاطر غرور مردانه و خجالت کمتر است نه اینکه تعداد آن کمتر باشد)

 افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر

باید اشاره‌ای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمان‌های مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونت‌های خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزاینده‌ای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایت‌های مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کرده‌اند و این در حالی است که برخی از دادگاه‌های این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری می‌کنند و اجازه این کار را به آنان نمی‌دهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه این‌طور به نظر می‌رسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونت‌های خانگی پررنگ‌تر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.



نظرات()   
   

در یکی از برنامه های ماه عسل امسال ضمن دعوت از چند زن با کار مردانه و تشویق و ترویج آن و بیان بهتر بودن زنان در انجام مشاغل، نتیجه گیری شد که کار کردن زن و مرد ندارد و هر کس بهتر بتواند کار کند باید کار کند که با تقسیم وظایف بین زن و مرد در خانواده توسط قرآن تضاد آشکاری دارد. اگر واقعا چنین بود قرآن باید اعلام می کرد که هر یک از زن و مرد چنانچه بهتر کار کنند باید مسئول امرار معاش خانواده باشند. تفکرات مسموم این برنامه باعث از بین رفتن مسئولیت پذیری مردان و تردید در وظیفه الهی آنان می شود و نیز عملا زنان و مردان را کاملا مشابه معرفی می کند که مصداق حقیقی شرک است.


نکته دیگری که در این برنامه توسط زنان دعوت شده مطرح میشد نوعی رقابت طلبی متکبرانه بود که باز با سخنان قرآن در باب تکبر تضاد بزرگی داشت. در این برنامه زنان اعلام می کردند ما را دست کم نگیرید. خوب این تقاضا چه معنایی دارد جز اثبات مذبوحانه یک زن برای مرد که هیچ سود و عقل و منطقی ندارد. چه لزومی دارد که انسانی خود را برای انسانهای دیگر اثبات کند؟، جز این است که انسانهای دیگر را شریکی برای خدا بداند؟ مشکل اصلی بشر در طول تاریخ همین تفکر مسموم بوده است. اثبات عده ای از انسانها برای عده ای دیگر که اصلا هیچ ربطی به مسئله حقوق ندارد و تنها بوی تکبر می دهد. حقوق زن مقوله ایست که می تواند خیلی درست بدان پرداخته شود، اما طبق نظر اکثر جامعه شناسان، فمینیسم جدا از حقوق زن است. بحث و مجادله و اثبات احمقانه زنان برای مردان در انجام وظایف مردان ( و نه حقوق مردان) هیچ ارتباطی با حقوق زن ندارد و تنها آن را بدتر و مختل تر و پیچیده تر می کند و همانطور که پیش از این نیز گفته شد پیچیده سازی موثر ترین راه و حل برای انحراف انسان از مسیر هدایت و حتی مسیر مورد نظر خودش است. این رویه تنها منجر به تردید مردان در انجام وظایف خود شده و مردان و پسران را بی مسئولیت و هوسران و زنان را مردوار می سازد و در نهایت سرنوشت قوم لوط را برای بشر فراهم می کند.


نظرات()   
   

http://images.khabaronline.ir/images/2015/6/position50/15-6-11-0538_mg_0423.jpg

به نقل از خبرآنلاین :  یک روانپزشک و مشاور خانواده تاکید کرد: مشاورانی ‌که در مطب شخصی همسان گزینی انجام می دهند یک کارغیرعلمی و غیر اخلاقی می‌کنند و باید جلوی آن را گرفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ حامد محمدی کنگرانی روان پزشک و مشاور خانواده در میزگرد "همسان گزینی" که چندی پیش در کافه خبر برگزار شد، گفت: آمارها نشان می دهد چقدر تعداد ازدواج پایین و طلاق بالا است. در گذشته موضوع ازدواج آسان و شیوه هایی برای ازدواج مطرح شد که نشان داد چندان موفق نبود، اما اگر این طرح همسان گزینی به ازدواج درست یک نفر هم کمک کند طرح خوبی است اما اگر به ده نفر صدمه برساند اصلا مناسب نیست. من نگران این هستم که این طرح چقدر می تواند مشکل ازدواج را حل کند؟ یعنی وضعیت را بدتر از این نکند و سواستفاده شود؟

او گفت: من در بررسی گوگل، یک سایتی به همین نام پیدا کردم که ادعا می کرد اولین کسانی در تمام دنیا هستند که این ایده را دارند. اما من به طور کلی با موضوع همسان گزینی مشکل دارم و آن را علمی نمی دانم. زمانی‌که کارم را در تهران شروع کردم برخی مراجعه کنندگان سوال می کردند که شما همسان گزینی هم دارید و من واقعا نمی دانستم یعنی چی. بعد از یک مدت متوجه شدم که برخی پزشکان و مشاوران این کار را انجام می دهند.

این روانپزشک گفت: واقعا این کار ما نیست. چون کسانیکه این مسئولیت را قبول می کنند یا نمی دانند چه کاری انجام می دهند یا شاید درآمد دارند. گاهی هم برای ارضای درونی است.

محمدی کنگرانی همچنین گفت: موضوع زیریک سقف رفتن داستان جدایی است. من همیشه یک مثال می زنم کشور سوئد یکی از پیشرفته ترین کشورها از نظر مشاوره پیش از ازدواج است اما آمار طلاق هم در این کشور بالاست. اگر مشاوره خوب است چرا آمار طلاق بالا است؟ به هرحال مشاوره هم خوب است و باید انجام داد اما تضمین کننده ادامه زندگی نیست. من کسانی را می شناسم که در ازدواج اول موفق نبودند و دیگر حاضر به ازدواج نیستند این مسائل فرهنگی هستند که قشر متدین و مومن جامعه را هدف قرار داده است که مثلا با مهریه سنگین و کلی امکانات سرانجام طلاق می گیرند. برای همین چون ضمانتی در ازدواج نیست خیلی به دنبال ازدواج سفید می روند تا اگر بعدا جدا شدند انگ مطلقه نخورند.

او در بخش دیگری از حرفهایش گفت: کسانی‌که در سایت ثبت نام می کنند معمولا به دنبال ایده‌آل‌ها هستند، مثلا پسران دنبال دختر قد بلند، مو بور و زیبا هستند و دختران به دنبال مردان خوش تیپ و پولدار.


نظرات()   
   

https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT_JzF2CH1sojH8XpUzEdB5KGWihlZsCIGXt2AlES2BFWYiyGcM

در پست حرص و ترس و فمینیسم (1) به ریشه توهم و به عینیت یافتن آن و عذابهای ناشی از آن اشاره شد. اما دنیای توهم زای امروز که به این راحتی تسلیم نمی شود. او امروزه تا حدی رسوا شده اما مجبور می شود که باز ریاکار تر و منافق تر به بقای خود ادامه دهد. نمونه اش  در پست "محیط زیست با خواهش های نفسانی همخوانی ندارد" بیان شد.مثلا امروزه به خاطر نیازهای کاذب و توهمی نفس اماره انسان، طبیعت به خشم آمده و وضع به این روزیست که هست. اما سردمداران این جهان ریا، می گویند تمایلات نفسانی خود را حفظ کنید و ما در کنار ارضای تمایلات نفسانی خود سعی می کنیم طبیعت را راضی کنیم تا با تمایلات کاذب ما کنار بیاید و به عبارت دیگر سعی می کنیم او را فریب دهیم. لذا رشته محیط زیست که کاملا ریا وار است تاسیس می شود. سازمان آن فمینیستی است و زنهای زیادی هم در این رشته تحصیل می کنند و هم تمام این سازمان منافق و توهمی را اشغال می کنند و استقلال توهمی نفس وار بدست می اورند. و بعد به ازای این استقلا غصبی و توهم وار، مثلا خانواده از همی فرو می پاشد و مشکل کاهش رشد جمعیت و پیری جمعیت برای حفظ نژاد ( نژاد خود یک تعبیر از همان شجره ممنوعه آدم و حواست و عمال اصلی توهم و راه باطل انسان است) اتفاق می افتد. برای حل این مشکل باز راه و حل های منافقانه تر صورت می گیرد. مثلا برای حفظ خانواده مشاوره خانوادگی تبلیغ می شود. مشاوره ای که بشر امروز تا کنون هیچ نیازی بدان نداشته اما طوری بازیگری می کند که گویی بدون مشاور اصلا نمی شود زندگی کرد و دوباره این مشاوره ها نیز در دست زنان فمینیست می افتد تا از این طریق هم بتوانند یک استقلال توهمی و جعلی برای خود درست کنند. شما به پیوستگی این زنجیر باط خوب دقت نمایید. سراغ ترس می رویم. ترس به گفته پیامبر، مادر تمام گناهان است. اما بشر امروز هراسان تر از همیشه است. اصولا طبیعت هم که نشان ه ای از نشانه های خداست از انسان ترسو بیزار است و برای همین اگر مثلا از سگی که از گله نگهداری می کند بترسید و بدوید این سگ بیشتر به دنبال شما می دود  و پاچه شما را می گیرد و اصولا هر حیوانی با دویدن ما که ناشی از ترس است، به دنبالمان می آید. چون ترس ما نمادی از تسلیم شدن ما در برابر تفس اماره است. نفس اماره، پیوسته در حال ترس است. زیرا نفسی منیت گراست و از عالم حق جدا شده است و دستاویز محیط بیرون خود جز خدای درون می شود تا هویت یابد. درست مثل کاری که بت پرست ها می کردند. خوب محیط بیرون هم که اعتباری بدان نیست و هر لحظه ممکن است نابود شود و لذا نفس اماره پیوسته در حال ترس از نابودی است. مثلا هر ادم پولداری ممکن است ورشکسته شود لذا در استرس است. هر آدمی که به هوش و ذکاوت و علم به سبک اروپایی خود بنازد، ممکن است با یک تصادف ضربه مغزی شود و یا حافظه اش کاملا پاک شود. هر نوازنده زبر دستی ممکن است دست خود را از دست دهد. لذا استرس دارد و با از دست دادن آن چیز هویتش نقش بر آب می شود زیرا به چیزی خارج از خود پناه برده است و جاودانگی خود را فراموش کرده است (در اصل بت پرست شده و  به اشیا متوسل شده است). انسانیت خود را که باعث شده تمام فرشتگان بر او سجده کنند را فراموش کرده است. علم لدنی خود را فدای علم بلغی خود کرده و از علم تنها برای منیت بخشی خود و روزمه پرستی استفاده می کند و مسلم است که با علم لدنی نمیشود این کارها را کرد لذا در اصل جاهل است و علمی توهمی را برای خود به وجود اورده است تا به وسیله آن هویت بگیرد و نفس اماره خود را توجیه و متقاعد کند زیرا مطیع نفس اماره است. امروزه بشر ترسو از طبیعت می ترسد، اما طبیعت از ترس بشر متنفر است چون می داند ترس او از خودخواهی است. چون می داند ترس او از بت پرستی و مطیع بودن در برابر نفس اماره است. لذا دنبالش می افتد و دست از سر او بر نمی دارد، درست مثل سگی در گله. انسان امروز از طبیعت می ترسد چون طبیعت از او متنفر است لذا پیوسته دنبال بیمه کردن خود است. چرا بشر در هیچ دوره زمانی در تاریخ خود تا این حد بیمه پرست نبوده است؟ همین بیمه پرستی است که زن امروز را از لحاظ امرار معاش می ترساند و به سمت استقلال جعلی و مهریه های نجومی می کشاند چون ترسو است. باز وکیل خانواده و ... از این ترس و نفس اماره حمایت می کند و چون این وکیلان اکثرا زن هستند  و لذا باز از این طریق دنبال استقلال جعلی برای خود است. بیمه زنان خانه دار و ... هم از این ترس است و ترس مردان مدرن در اعمال قوامیت قهریه خود بر علیه طغیان زنانه نیز ناشی از منیت خواهی است که مبادا مهر تحجر به منیت خورده شود اما اگر تعداد زیادی از مردان و یا حتی تعداد نه چندان زیاد مردان این ترس را که از ترسویی القا شده نفس اماره آنها نشئت می گیرد دور بیندازند به سرعت برچسب تحجر محو می شود و تبدیل به آزداگی آرامش بخش می شود و آزادگی اصولا همین رهایی از ترس های نفس اماره است. مرتب نزد پزشک رفتن هم از ترس است. و پزشک کلاه بردار و پول پرست هم هم که در اصل یک تروریست است که از طریق اعمال وحشت و ترس در مردم، پول در می آورد. لذا خوب می تواند منیت خود را پررنگ کند چون می بیند که انسانها با ترس و وحشت به او احساس نیاز شدیدی پیدا می کنند و البته پول هم خوب می دهند و پول هم وسیله ایست برای تکمیل روند منیت خواهی و جهانخواری. بنابراین مسلم است در جهان سرشار از توهم که مردان در تولید آن نقش زیادی داشتند، مکاتب توهمی سریع رواج کرده و بشر را به ناکجا آباد می برد. تنها راه عملی مبارزه با این روند عذاب آور و مهلک توجه نکردن به نیازهای کاذب و توهمی است. اصلا مقصود ریاضت و قناعت افراطی و ... نیست بلکه تنها تن ندادن به نیازهای توهمی است زیرا انسان اصلا این نیازها را ندارد و اگر به آنها توجه کند در اصل از نیاز حقیقی اش جا می ماند و ریاضت حقیقی را تجربه می کند. خودتان را دست کسانی ندهید که سعی در ایجاد نیاز کاذب در شما دارند، حالا چه با پیشنهاد و زبان خوش این کار را بکنند و یا چه با ایجاد رعب و وحشت در شما. لذا مانند ترسی که مواد مخدر در خماری معتاد در فرد معتاد ایجاد می کند بر شما ترس ایجاد می کنند و به شدت شما را به صورت توهمی و دروغین وابسته می کنند و اصولا مواد مخدر چکیده تمدن توهمی امروز است.


نظرات()   
   

شیطان


بسیاری از مکاتب انحرافی دوران مدرن از جمله فمینیسم، یک گونه تبادل بین نیازهای توهمی و نیازهای حقیقی است و در اصل پیروزی باطل بر حق است. حقیقت از حق می آید. نقطه مقابل حقیقت توهم است و لذا نوهم همان باطل است و هر جا در زندگیتان، اثری از توهم دیدید بدانید که پای باطل در میان بوده است. توهم خود از حرص و ترس نشئت می گیرد و مادر باطل حرص و ترس اند. امروز روز چرا داریم در این وضعیت اسف بار زندگی می کنیم؟ چرا فمینیسم به وجود آمد و عملی شد، زیرا فمینیسم تنها یک ایسم نیست بلکه روش زندگی است که تمام کشورهای جهان، از جمله کشورهای مسلمان را در بر گرفته است. خیلی ها خود را فمینیست نمی نامند اما فمینیستی زندگی می کنند و لذا نام این مکتب مهم نیست بلکه مهم این است که کل افراد جهان دارند با این سیستم زندگی می کنند و رذائل خود را روز به روز بیشتر می پرورانند و نسل بشر را در حال نابود کردن هستند.حتی افرادی که خود را مذهبی می نامند. در گذشته فمینیسم و زن سالاری مثل امروز نبود و طی تغییر و تحولاتی که روز به روز رخ می دهد، این روند در حال به وجود آمدن است. جاهایی که پیشگامان این روندند یعنی غرب، این مسئله زودتر برایشان پیشامد کرد و بعد جوامع شهری کشورهای مسلمان و شرق و بعد روستاهای شرقی و ...، مشخص است روال طوریست که دارد با نیازهای فطری و حقیقی که از حق و عالم حق و خداوند نشئت می گیرند می جنگد. برای این مهم به فعالیتهای روزمره زندگی خودمان نگاه کنیم و نیز به چیزهایی که در حال مصرف کردن آن هستیم. چند روز دقت کنید که به چند چیز نیاز حقیقی داریم و به چند چیز نیاز توهمی؟، به هر چیزی که می خوریم و یا می آشامیم سریع فکر کنیم که آیا من به این نیازمند هستم؟ آیا اجداد من هم با اینها زندگی کردند یا خیر و اگر نکردند چگونه پس زنده ماندند؟ کارهایی که می کنیم را خوب دقت کنیم. آیا این کاری که من می کنم واقعا در چه راستایی است؟ چه نیازی را برطرف می کند؟ آیا در این کار من سود حاصل می شود و یا زیان؟ اگر سود است به چه کسی و چگونه سود می رساند؟ آیا از کارهایی که می کنم لذت می برم؟ چرا به فکر تعطیلی آخر هفته و فرار از کار هستیم، مگر حضرت علی نگفته که بهترین تفریح کار است؟ آیا این کاری که من می کنم همانی است که مقصود امام علی بوده؟ اگر از کار فرار می کنم و دوست دارم تمام شود پس مسلما با سخن امام علی تضاد دارد و مقصود ایشان از کار، با کاری که من می کنم متفاوت است. خوب اصلا کاری که من می کنم چیست؟ با آن کار احساس هویت می کنم؟ این احساس هویت چیست؟ این احساس هویت برای کیست؟ این احساس هویت از جانب نفس اماره من است، زیرا نفس اماره من، مرا به کارهایی می کشاند که منیت خود را پرنگ کنم. پررنگ تر کردن منیت یعنی خودم که مرا از اتصال با غیر قطع می کند. لذا این منیت ها مرا از اتصال با حق و عالم حق دور می کند. انسان از زمان آفرینش خود در حال پرنگ کردن منیت خود است چرا؟ مگر انسانهای اولیه اسم و فامیل داشتند؟ انسانهای زمانهای قدیم که بتوانیم بگوییم زمانهای بعد از انسان اولیه، تنها اشرافشان شجره نامه و شناسنامه ای شبیه به فرم امروزی ما داشتند و مردم عامی نداشتند. اما در دهه های اخیر همه شناسنامه دارند. و امروز مدارک و رزومه ها و ... پس روال پررنگ شدن منیت بسیار مشهود است ( همین روال زندگی قومی و سپس قبیله ای . سپس قومی و سپس زندگی خواهر و برادران در خانه پدری در کنار هم و سپس روابط بین خواهر و برادر و عمو خال و در نهایت خانواده را از هم پاشاند) و چون بشر این روال را با پیشرفت در زندگی دنیایی خود ادامه داده لذا بعید نیست که برای همین مهم به این دنیا نزول پیدا کرده باشد و بعید نیست که شجره ممنوعه آدم و حوا همین بوده باشد. تعاریف مختلفی از شجره ممنوعه شده است. یکی می گوید مقصود نژاد و ... است، یکی می گوید معرفت و ... و مقصود از معرفت، معرفتی است که انسانها روال ان را در تاریخ طی کردند که تنها به پررنگ تر شدن من انجامید. و شجره و نژاد هم که کاملا با منیت گرایی افراطی رابطه مستقیم دارد. در حقیقت این منیت گرایی بسیار با تعاریف مختلف از شجره ارتباط تنگاتنگ دارد و رابط تمام تعاریف از شجره ممنوعه است. فمینیسم مگر غیر از این است که زن می گوید من مادر همسر نیستم، من خودم هستم. خوب مسلما فمینیسم در جریان منیت گرایی افراطی بشر حاصل شده است و همین امر او را مرتب از حق دورتر می کند و نازل می سازد. برای همین بشر هر چه جلوتر می رود، خودخواه تر و نازل تر از لحاظ اخلاقی می شود و البته توهم زده تر. بچه های امروزی را نگاه کنید. این بچه ها از مثلا بچه های دهه شصت و یا پنجاو جهل و سی و ... شناسنامه وار ترند. کاملا روال خودخواهانه در انها مشخص است زیرا در محیطی بزرگ می شوند که تنها به منیت آنها فکر می کند و ان را پرورش می دهد. تمام آموزشها برای پررنگ کردن منیت او هستند. و برای همین نسل به نسل جهانخوار تر می شویم. تمام علوم و آموزشهایی که در تمام موسسات می بینیم برای پررنگ کردن منیت ماست. برای همین آموزشهای امروز ذات پولکی دارند و هر چه بیشتر پول بدهی بیشتر برایت شناسنامه و مدرک و رزومه درست می کنند. این منیت گرایی از جانب نفس اماره انسان است. نفس اماره تشنه هویت خواهی اختصاصی است و از اتصال به عالم حق بیزار است. بشر را به وحشت می اندازد و نیازهای کاذب برای بشر درست می کند و البته چیزهای کاذب نیز برای بشر درست می کند تا بشر به واسطه انها هویت یابد. هویت یافتن به واسطه توهم. امروز روز بسیاری از چیزهایی که می خوریم، اصلا نیاز به آنها نداریم که هیچ بلکه مضر هم هستند اما  نفس ما می گوید بخور. نفس به ما استرس وارد می کند که اگر همرنگ جماعت نشوی رسوا خواهی شد پس مثل آنها باش و از حقیقت فرار کن. بیشتر از حد نیازت بخور، در حین خوردن تجسماتی برای ما به وجود می آورد که اشتهایمان را به طور کاذب بالا ببرد. در زندگیمان تجسماتی را به ما می دهد که ما را از خود راضی می کند. تجسماتی را در ما به وجود می اورد که ما نزد دیگرا فردی مهم، یا زیبا و یا ... هستیم. در صورتی که همگی توهم است. اصلا چرا راه دور برویم، مواد مخدر چیزی جز القای نیاز کاذب با ایجاد استرس و وحشت نیست. خماری یعنی وحشت از این که مواد به تو نرسد نابود می شوی. متاسفانه روال زندگی ما مخدر وار شده است و برای همین فمینیسم چیزی جز اینها را نمی گوید. زن باید خودش باشد نه مادر و همسر، زن باید مهم باشد و برای همین باید وزیر و رییس جمهور بشود که مبادا در مقابل مرد کم نیاورد. نفس اماره زن فمینیست این گونه می گوید: مگر تو زن نیستی؟ خوب اگر زنها مهم باشند تو هم مهم خواهی بود و منیت ات که تمام هویت من نفس اماره است پررنگ تر می شود، لذا برو به نام طرفداری از حقوق زن، زنان را مهم جلوه بده تا خودت مهم جلوه داده بشی. نفس اماره به مرد فمینیست می گوید، مگر تو مرا دوست نداری و نمی پرستی؟ پس زن را باید پرستید، چون زن همان تجلی یافته من است.  لذا زن امروز تجلی نفس اماره مرد شده تا نفس مطمئنه لذا زنی توهمی و دوزخی است.  زن یا حوری بهشی اما نفس مطمئنه مرد است و برای مردی است که تابع نفس اماره خود نیست بلکه با نفس مطمئنه خود ارتباط دارد و خود را به توهم نفروخته است. اگر زنان امروز می خواهند مهم شوند چون طی چند صد سال در اروپا، مردان خواستند با شهرت و پول و استعمار و جهانخواری مهم جلوه کنند و از این طریق توهمی احساس وجود و هویت کنند. حرص و ترس انسان را به منیت اسم گرایی کشاند تا توهم شهرت را برای او رقم بزند. شهرت یعنی باقی ماندن نام در تاریخ، نامی که خود حقیقت ندارد. یعنی هر کسی می تواند چندین نام برای خود بگذارد و با هر کدام از آن نامها در تاریخ معروف شود اما حتی کسی نفهمد که تمام این نامها منسوب به یکنفر بودند. و توهم دیگر نام نیز به این نکته بر می گردد که نام ما تنها برای افراد بعد از ما باقی می ماند و نه قبل از ما. پس انسانهای آخرزمانی که بعد از آنها کسی نیست همان کسانی هستند که نام و نشان توهمی در تاریخ از خود ندارند و یکی از دلایل برتری آنها بر پسیامبران سلفی است. توهم نام خیلی را برانداشته که مثلا بگردند که ذوالقرنینی که در قرآن آمده کورش است یا فلانی ؟ خوب این مطالعه خود نشان دهنده جهل مطلق و نام پرستی است. درست مثل کسانی که قرآن آنها را در پی یافتن تعداد اصحاب کهف، در پی امور بیهوده می خواند. مثلا فرض شود ذوالقرنین همان کورش است که چی؟ ما که نه کوروش را می شناسیم و نه ذوالقرنین را، فرضا بفهمیم که ذوالقرنین کورش بوده، می گوییم، راستی ذوالقرنین همان کورش خودمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  حالا خود کورش کیست؟  خود کوروش را نمی دانیم، کتیبه اش را دیدیم!!!! نام را با نام می خواهیم بشناسیم!!!!، بسیاری از نیازهای کاذب امروزی این سنخی هستند که گفته شد. یعنی از سنخ همان دانستن تعداد اصحاب کهفی است که در قرآن آمده. تمام نام و نام خانوادگی ها، در اصل مشخصات توهمی نفس اماره هستند نه ما، که برای گول زدن خود درست کرده است. بانکهای امروز چه می کنند؟ جز اینکه دنبال راه رو ترس و حرص بنی اسرائیل هستند که ربا را پدید آوردند؟ ترس و حرص آنها نیز توهمی بود. آنها وقتی خداوند روزی آنها را فراهم کرد و زود سیرشان می کرد، دچار ترس و بیزاری القا شده نفس خود از حقیقت و حق شدند. با خود گفتند این حق ما نیست و ما نباید با غذا انقدر زود سیر شویم لذا غذا باید چاشنی و ... داشته باشد و زود سیر نشویم تا در اصل لذت توهمی ببریم. مثل سسی که ما به سالاد می زنیم تا اشتهای کاذب و توهمی در ما ایجاد کند. این سس را چه کسی می سازد؟ کارخانه، کارخانه با کمک که این سس را می سازد؟ به کمک یک متخصص صنایع غذایی و تعدادی کارگر و ... که زنان امروزه با فمینیسم می خواهند جای آن متخصص تغذیه را بگیرند. لذا ریشه توهم فمینیسم همان توهم اشتهایی خود ماست. در اصل توهم، توهم می آورد. متخصص تغذیه کجا تربیت می شود؟ دانشگاه، همان مکانی که دختران آن را پر کردند و به خاطر تحصیل در آن که منیت نفسانی و هویت توهمی نفس اماره آنها را برآورده می سازد، ازدواج را رها می کنند. همه اینها برای تامین نیازهای توهمی و کاذب ماست. لذا ریشه باطل توهماتی است که از خود ما نشئت می گیرد و جلوی خود ما بروز می کند و در نهایت نیاز حقیقی (مثل ازدواج و عدم تشابه زن و مرد و قرار گیری هر یک از زن و مرد درجای خود) را از ما می گیرد و نیاز کاذب را جایگزین آن می کند و ما را به عذاب می اندازد. در واقع هم سس هم ما را بیمار می کند و مثلا به انواع سرطانها و ... که در گذشته نبودند و یا کمیاب بودند، مبتلا می کنند و هم روال زندگی را پر از عذاب می کنند. از عذاب به عذاب، از ترس و حرص نخوردن سس به ترس ابتلا به سرطان. از توهم به توهم، جهنم یک همچنین حالتهایی را دارد که در ان اعمال ما و افکار باطل ما نمایان می شوند.


نظرات()   
   



لینک دانلود ویدیو

با دیدن این فیلم به خوبی مشخص می شود که قهرمانان واقعی زنان و کدبانوان خانه دار هستند یا زنان ورزشکار  و مدال آور و یا مسئولین زن:

دو دختر ورزشکار در یکی از برنامه های آشپزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی حاضر می شوند. مجری از آنها به «قهرمان» یاد می کند و از آنها می پرسد که آیا دستپخت یکدیگر را خورده اند که این دو دختر خطاب به هم می گویند که خدا نکند! این دو دختر در رشته مبارزه ووشو توانستند در مسابقات ورزشی عنوان طلای زنان کسب کنند. نکته جالب توجه اینکه هر دو نفر اینها در پاسخ به مجری که می پرسد که آشپزی بلد هستند یا خیر می گویند بلد نیستیم! معلوم نیست که اگر اینها بخواهند ازدواج کنند، وقتی مهارت های اولیه خانه داری را نیز بلد نیستند در پاسخ به نیاز های خانواده و شوهر برای خانه داری و وظایف همسری، آیا می خواهند از مهارت های یاد گرفته در رسته مبارزه ووشو استفاده کنند یا خیر؟! نکته دیگر این است که رمز موفقیت این دو نفر هم گویا در دوری از سبک زندگی سنتی (و دل ندادن به مهارت های زنانه) بوده است که توانسته اند در مسابقات ملی و جهانی، رتبه کسب کنند. جالب اینکه در حین تخم مرغ هم زدن،مچ یکی از این «قهرمانان» می گیرد! طرز همزدن تخم مرغ ها نیز اسباب طنز و تمسخر مجری را نیز فراهم آورده است!



فمینیست ها در مورد ورزشکاران زن دو نکته ورد زبانشان است اول اینکه زنان با پوشش اسلامی ظاهر می شوند که در این رابطه خواستار حضور مردان در مسابقات زنان نیستند و این با اسلامی بودن پوشش زمانی به تناقض می خورد که همین زنان پست و بی ایمان فمینیست فعال حقوق زن خواستار حضور زنان در مسابفات ورزشی مردان من جمله والیبال هستند!
دومین چیزی که ورد زبانشان است که می شود مسئول بود و شاغل بود و ورزشکار حرفه ای بود و در عین حال در کار و امور خانه هم هیچ کم و کاستی نداشت که چنین چیزی به لحاظ منطقی اصلا امکان پذیر نیست مگر در موارد بسیار بسیار نادر و استثنایی با شغل های کاملا زنانه و پاره وقت یا دورکاری و کار در منزل که نیازمند استرس شغلی بسیار و گذران ساعات طولانی کاری یا ماموریتی در خارج از منزل نباشد.
البته میزان توانمندی و ظرفیت افراد مختلف متفاوت است و ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشد اما چیزی که واضح است این است که القای الزامی بودن حضور اجتماعی زنان و تحقیر زنان خانه دار توسط فعالان حقوق زن از طرق مختلف رسانه ای و سیاستگذاری های کلان، سبب ناهنجار شدن بسیاری از زندگی های مشترک شده است و برای اکثریت و قریب به اتفاق زنان چالش ها و کاستی های زیادی را در ایفای نقش خانوادگیشان بوجود آورده است و آنان را به شدت دچار تزلزل فکری کرده و بر سر دوراهی قرار داده است.
در این بین تاکید فراوان فمینیست ها بر اینکه کار خانه وظیفه زن نیست و اسلام چنین گفته و چنان گفته است، سبب همپوشانی نقش های زن و مرد شده و در جای دیگر خلا و کاستی نقش را ایجاد کرده است.
ذکر این نکته هم لازم است که تاکید فمینیست ها بر مشارکت در کار خانه داری این مشابه سازی نقش های زن و مرد را بیشتر کرده که قطعا به مرور سبب دلزدگی و خستگی بیشتر طرفین از همدیگر می گردد.
البته کمک کردن مرد به زن در امور خانه اصلا چیز بدی نیست و مرد می تواند برای زن خانه دار خود هم چنین کمک هایی را بکند، اما یکسان دیدن و برابر دیدن زن و مرد دیدگاه مخربی است که بخصوص در دراز مدت همراه با مشکلات عدیده ای خواهد بود.

این در حالی است که به فرموده مقام معظم رهبری کار خانه و شوهرداری در هیچ صورتی نباید خدشه دار شود و در صورت خدشه دار نشدن این امور زن با اجازه شوهر حق دارد به حضور اجتماعی و اشتغال بپردازد.

چند ماه پیش صدا و سیما در برنامه های زنانه ای که از مدتها قبل و بعد از روز مادر در جریان بود از خانم دستجردی وزیر سابق بهداشت دعوت کرد و در یک کلیپ ساختگی وی را در حال آشپزی در خانه نشان می داد که بیشتر شبیه یک شو بود چون از نحوه آشپزی ایشان مشخص بود چندان هم در کار خانه زبده نیستند و همچنین رسالتی مثل وزرات با آن پست های طولانی و تمام وقت و زمان بر و سنگینی که داشته قطعا امور خانه داری ایشان را مختل می کرده و ذکر این نکته هم مهم است که بنا به اظهارات همین خانم تصدی پست وزارت به هیچ عنوان مورد رضایت شوهر ایشان نبوده است و این به لحاظ شرعی هم برای یک زن محجبه و مسلمان نمی تواند صحیح باشد!



نظرات()   
   

در قرآن آیه ای وجود دارد که به انسانها توصیه می کند که از ترس عدم وجود روزی برای فرزندان، جلوی فرزندآوری را نگیرید. خوب این مطلبی است که این روزها بنا به غرض های عمدتا باطل، مرتب گفته می شود. در آیه ای دیگر به افرادی که امکان ازدواج ندارند تقوا سفارش شده تا به اذن خدا بی نیاز شوند و عمدتا افرادی که ادعای صاحب نظر بودن در تفسیر قرآن را دارند می گویند این آیه مربوط به کسانی است که در فقر هستند. اما این تفسیر کاملا با سفارش قرآن به عدم ترس از فقر برای فرزندآوری تضاد دارد، یعنی با پذیرش این تفسیر و گفته قرآن به این نتیجه می رسیم که: برای ازدواج کردن از عدم وجود روزی بترسیم و بعد از ازدواج برای فرزندآوری دیگر از عدم وجود روزی نترسیم!!!


بهتر است کمی دقیق تر به مسئله ازدواج به ویژه در زمان خودمان وارد شویم. امروزه در این که فقر بیداد می کند شکی نیست هر چند که این فقر واقعی نیست بلکه به شکلی توهمی و ترس فقر است که در پست های پیشین دلیل آن فدا شدن نیازهای فطری به دلیل نیازهای کاذب است. یعنی نیازهای کاذب در انسان احساس فقر به وجود می آورند درست مثل احساس ناامنی و وحشت یک معتاد به دلیل عدم دسترسی به ماده مخدر، از طرفی با وجود تعداد زیاد دختران و پسران فقیر آیا می توان با عدم ازدواج جلوی فقر را گرفت؟ حتی اگر به توصیه قرآن توجه نکنیم و ترس از عدم روزی برای فرزندآوری داشته باشیم و به دلیل این ترس بچه دار نشویم باز معقول تر است تا از ترس فقر دختر و پسر فقیری که در حال تجرد هم نمی توانند از فقر فرار کنند، از ازدواج جلوگیری کنیم. اصولا دختر و پسر فقیر در حال تجرد هم باید فکری به حال سیر شدن شکمشان بکنند و لذا این کار را دوتایی کنار هم بدون بچه بکنند صورت مسئله فرقی که نمی کند بلکه تا حدی بهتر است زیرا با توجه به سخت بودن کسب روزی برای هر دو، به طور گروهی راحت تر می توانند از پس مشکلات فقر خود برآیند و اگر اعتقاد هم به قرآن ندارند می توانند بنا به مصلحت خود به دلیل فقر از بچه دار شدن جلوگیری کنند.(در اصل اتفاقا دختران و پسران فقیر به تنها نبودن محتاج ترند زیرا در تنهایی مشکلات بیشتر آنها را می شکند) لذا عدم امکان ازدواج به علت فقر نمی تواند مقصود این آیه باشد زیرا اگر چنین بود باید برای بچه دار شدن هم این استدلال  مطرح می شد  که کاملا منطقی تر و به جا تر از عدم ازدواج به علت فقر است که قرآن آن را نفی کرده است.

با توجه به شرایط امروز که بیکاری بسیار زیاد است(این بیکاری ها تنها به دلیل از بین بردن شرایط زندگی طبیعی و امکان ارضای نیازها و حقوق ابتدایی و فطری توسط تمدن ماشینی امروز است)، لذا فقر دارد عمومی می شود، یعنی جامعه کم کم دارد به سمتی می رود که فقر عموم جامعه را فرا گرفته که از ارضای ابتدایی ترین حقوق خود محرومند و عده ای کمی اشراف باقی می مانند که با مال حرام و حق خوری زندگی می کنند و طبق تفسیر فوق به این افراد توصیه ازدواج و فرزندآوری بالا می شود و پیوسته با نادیده گرفتن بخش زیادی از جوانان تنها رسانه ها به این قشر توجه دارد که فرزند بیشتری بیاورید و یکبار نمی گوید جوانان مجرد ازدواج کنند و تنها به فکر فرزندآوری افرادی است که به طور کاذب و دروغین امکان ازدواج را دارند تا منافع دولت را با فرزندآوری تامین کنند. بی خبر از این که اتفاقا دختران و پسران مرفه کمتر نیاز به ازدواج دارند و راحت تر می توانند با تنهایی کنار آیند  و اتفاقا کانون زندگی مشترکشان سردتر و شکننده تر است.

از بحث اختلاف طبقاتی و  ... بگذریم و  به بحث اصلی باز گردیم که مقصود قرآن از عدم امکان ازدواج چیست؟ عقلا بنا به دلایل گفته شده فقر نمی تواند باشد  اما چه چیز مومن را از ازدواج باز داشته و امکان ازدواج را از وی می گیرد؟ زمانی که ازدواج دجالی شده و حالت مسجد ضرار را به خود گیرد که امروزه این روند در حال رخ دادن است. امروزه ازدواج و خانواده شکلی کاملا ضد فطری به خود گرفته که از تمدن امروزی نشئت گرفته است و بزرگترین مصداقش تشابه کامل زن و مرد است. این چیزیست که فطرت هر انسانی را از ازدواج می ترساند. اکنون که ما در دوران آخر زمان و در عصر غیبت به سر می بریم باید توجه داشته باشیم که قران و تمام سوره های آن برای ما نوشته شده است زیرا قرآن کتاب آخرزمانی است و با آن نبوت ختم شده است. باید حواسمان به تک تک آیات آن به صورت عملی در زندگی خود باشد و به تفسیرهای تئوری که کاربردی در زندگی امروز ما ندارند اکتفا نکرده و مرتب کاربرد آیات قرآن را در زندگی خودمان جستجو کنیم.


نظرات()   
   

شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فیسبوک به ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه واکنش نشان داد.

به گزارش تابناک؛ متن یادداشت شهین‌دخت مولاوردی چنین است؛

امشب پیروزی غرورآفرین تیم ملی کشورمان در برابر تیم آمریکا در لیگ جهانی والیبال کاممان را شیرین کرد. بالاخره بعد از ماهها اما و اگر برای حضور زنان در ورزشگاه این مسابقات به میزبانی ایران برگزار شد.

ضمن ادای احترام به رأی و نظر مراجع عظام، در این مدت تمام تلاشمان بر این بود و هست تا این موضوع به مسئله و هزینه‌ای برای کشور تبدیل نشود و با رعایت تمامی جوانب و ملاحظات شرعی و عرفی و قانونی ضمن احترام و توجه به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های بخشی از جامعه، به خواسته و مطالبه مشروع بخشی دیگر از جامعه هم پاسخ داده شود. بدیهی است این تلاشها معطوف به حضور بی‌قید و شرط و به هر بهایی آن هم در همه رشته‌های ورزشی نیست، این در حالی است که تمام این قیل‌وقال‌ها نه برای تماشای ورزش فوتبال و شنا و بوکس و کشتی بلکه برای تماشای ورزش والیبال است که تا دو سال پیش منع خاصی نداشت و امری عادی تلقی می‌شده است.

سؤال این است آیا در این دو سال شرایط و اوضاع و احوال تماشای این بازی‌ها تغییر اساسی پیدا کرده که حکم آن نیز باید مشمول تغییر شود؟ آیا با این اوصاف کشور خود را ناتوان از مدیریت و کنترل این موضوع ساده و تعبیه سازوکارها و ایجاد زیرساخت‌های لازم معرفی نمی‌کنیم؟ مگر در همین کشور طرح سالم‌سازی دریا پیاده نشده است؟ در همین سفرهای استانی و در سخنرانی‌های عمومی رییس‌جمهور یا در اماکن مذهبی با اتخاذ تدابیر لازم زن و مرد در کنار هم حضور دارند چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا عده‌ای هنرشان پیچیده کردن مسایل و دشوار کردن حل آن است تا گرهی که با دست باز می‌شود را با دندان هم نتوان باز کرد؟ و با تبدیل یک مسئله ساده به مسئله چندمجهولی بدین ترتیب تمام بار اسلامیت نظام بر دوش زنان گذاشته شود.

بویژه در آستانه سالگرد انتخابات ۲۴ مرداد ۹۲ که همه اعضای دولت بشدت درگیر ارائه گزارش و برنامه‌های متعدد برای گرامیداشت این حماسه سیاسی هستند، طوری وانمود شد انگار هم و غم ما جز این نیست و تمام فعالیت‌های خود را تعطیل کرده‌ایم و شبانه‌روزی در تکاپوی تحقق این موضوعیم. البته این سناریو از ماهها پیش کلید خورده بود، همان زمان که سعی کردند به دروغ از قول من این موضوع را در صدر مطالبات زنان قرار دهند و بر اساس آن چه تحلیل‌ها که ارائه ندادند.

بالاخره این موضوع در صدر منکرات جای گرفت، غافل از آنکه به راحتی از کنار منکرات بزرگ‌تر عبور می‌کنیم و سرمان را یواشکی برمی‌گردانیم تا مبادا خطی بر وجدانمان بیافتد: زندگی ۵۰۰۰ زن کارتن خواب در تهران، آمار ۹ درصدی معتادان زن از کل معتادان که در ۵ سال اخیر دو برابر شده است، آمار ۳۲ درصدی مرگ‌ومیر زنان ناشی از اعتیاد، رواج افسردگی و رسیدن سن اعتیاد به ۱۳ سال در بین دختران و تغییر الگوی مصرف آنها از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان که منجر به لذت و هیجان و شادی کاذب می‌شود، وجود دو میلیون کودک کار در کشور و... قله‌ای از کوه یخی است. همزمان خبر تجاوز گروهی ۶ مرد معتاد زیر پلی به دختر ۱۱ ساله‌ای که کودک کار است هم منتشر شد. خبری که در هیاهوهای اخیر گم شد و دریغ از واکنشی کوچک به این عمل شنیع و غیر انسانی که به فرموده مولای متقیان از شنیدن آن انسان اگر بمیرد رواست.

در چند هفته اخیر شدیدترین هجمه‌ها و حملات را از جانب کسانی که اکثریت واجدین شرایط دو سال پیش در چنین روزهایی بر روش‌ها و رویکردها و رویه‌های آنان خط بطلان کشیدند تحمل کردیم، کسانی که ۸ سال در غار کهف خود خزیده بودند در این دو سال از هیچ کوششی برای پاشیدن بذر ناامیدی و دلسردی در میان مردم دریغ نورزیده‌اند.

جماعت مقدس‌نما و مدعی دیانتی که با صدور اطلاعیه پشت اطلاعیه و خط‌ و نشان کشیدن‌های پی‌درپی از زلزله به پا کردن در روز مسابقه و برخورد خونین تا قبیح‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها و توهین‌ها که لایق خودشان بود، زنان و دختران پاکدامن و عفیف این سرزمین را خطاب قرار دادند. کسانی که نام یاران خدا را بر خود نهاده‌اند به رغم توصیه دیگران به حیا، برای نهی از یک منکر ده‌ها منکر دیگر مرتکب شدند، الفاظی که قلم از یادآوری و نوشتن آن شرمسار است و مصداق بارز چندین عنوان مجرمانه در قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

اگر روزی زنان و دختران عزیزمان این جماعت را ببخشند بی‌تردید فراموششان نخواهند کرد و در حافظه تاریخی خود این روزها را به یاد خواهند سپرد.


چند نکته درباره اظهار نظر مولاوردی:
۱- خانم مولاوردی هیچ توضیحی درباره اقدام حضور چند زن در سالن مسابقات مردان و دهن کجی نظرات مخالف مراجع تقلید نسبت به حضور زنان در ورزشگاه ها نداده است. مخالفت مراجع تقلید با حضور زنان منحصر به این دولت نبوده و در دولت احمدی نژاد نیز صریحا به این مسئله واکنش نشان دادند. ولی تلاش خانم مولاوردی برای سیاسی جلوه دادن این مسئله را باید کاری نادرست برشمرد. 
۲- خانم مولاوردی در نوشته خود، به این مسئله اشاره نکرده است که چرا مسئله «حضور زنان در ورزشگاه های مردان» است؟ چرا وی تلاش نمی کند که زنان در ورزشگاه های زنان حضور یابند و ورزشکاران زن را تشویق کنند و این مسئله را به کلی نادیده گرفته است؟
۳- شهیندخت مولاوردی در بخشی از نوشته خود به ارائه آمارهایی از وضعیت زنان داده است که مستقیم و غیر مستقیم نتیجه سیاست های فمینیستی و لیبرالی جناح همفکر وی در بدنه دولت در طی سال های گذشته است. چند برابر این آمار ها برای مردان جامعه وجود دارد ولی هیچ مسئولی آنرا فریاد نمی زند. و هیچ سازمانی وجود ندارد که آنها را مطرح سازد.
۴- مولاوردی که خود را ملزم به پیگیری این طرح می داند، به این مسئله اشاره نکرده که در جامعه ای که حضور مردان در بسیاری از اماکن و جاهای زنانه با محدودیت مواجه است و مردان حق ورود به بسیاری از جاها (مثل ورزشگاه های زنان) را ندارند آیا این کار وی نوعی خشونت و ایجاد تبعیض علیه مردان هست یا خیر؟ ) و آیا مگر زنان با پوشش اسلامی به مسابقات ورزشی نمی پردازند پس چرا مردان از فرسنگ ها دورتر حق نزدیک شدن به ورزشگاه های آنها را ندارند؟
 ۵- مولاوردی توضیح نداده است که از ایجاد تبعیض جنسیتی علیه مردان در مسئله حضور زنان در ورزشگاه های مردان، چه هدفی را دنبال می کند؟
۶- با وجود کاهش جمعیت شیعیان و مسئولیت مهم معاونت زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، مولاوردی نگفته است که با وجود چنین مسائل مهمی، چه تلاشی برای حل این مشکل کرده است؟ آیا تلاش وی برای حضور در ورزشگاه های مردان، خلاف سیاست های کلان کشور در صیانت از فرهنگی سنتی ایرانی و حفظ بنیان خانواده و رواج بی بند و باری به شمار نمی رود؟

لازم به ذکر است که علارغم مخالفت مراجع عظام تقلید، جماعت روشنفکر و رسانه هایشان، موضوع ورود زنان به ورزشگاه های مردان را مطرح ساختند که در نوشته ها و مطالب متعدد به این مسئله اشاره کردیم که نوعی توهین و تبعیض علیه مردان است.  





نظرات()   
   

مرد ۵۰ ساله‌ای که از یک بیماری سخت جسمانی رنج می‌برد و از عهده کارهای ساده شخصی‌اش برنمی‌آمد از طریق شرکتی خصوصی پرستار جوانی را استخدام کرد. زن ۳۰ ساله که ظاهراً دلسوزانه از وی مراقبت می‌کرد، در زمان حضورش در خانه مرد بیمار با ابراز محبت‌های بی‌اندازه به صاحبکارش زودتر از حد تصور توانست اعتماد او را جلب کند و خیلی زود هم‌صحبت تنهایی‌های مرد شود. او در این صحبت‌ها متوجه اسراری از اموال صاحبکارش شد که در نهایت مصمم شد نقشه‌ای برای به جیب زدن ثروت مرد بیمار را اجرا کند.

یک هفته از حضور زن جوان در خانه مرد بیمار نگذشته بود که هر دو تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند و هنوز یک ماه از تصمیم زن و مرد نگذشته بود که عاقد به خانه بیمار آمد و پرستار خانگی را به صورت رسمی به عقد مرد بیمار درآورد.

روزهای بعد از عقد دیگر خبری از مهربانی پرستار نبود! زن برای انجام کارها مدام به شوهرش غر می‌زد و با بی‌اعتنایی به التماس‌های او برای رسیدگی به وضعیتش پول‌های همسرش را صرف خوشگذرانی می‌کرد. گذشت روزها بیماری مرد را وخیم‌تر کردو چون پرستاری برای نگهداری او نبود کارش به بیمارستان کشید.

افشای کلاهبرداری

با بستری شدن مرد در بیمارستان دیگر هیچ کس از عروس جوان خبری نداشت. پرستار فریبکار نه تنها سری به همسرش نمی‌زد که حتی تماسی نیز با او نداشت. روند درمانی مرد طبق روال طی شد و پزشکان پس از دو ماه اجازه ترخیص او را صادر کردند. مرد بیمار که توان ایستادن روی پاهای خود را هم نداشت با کمک خانواده‌اش به خانه‌اش رفت و در کمال ناباوری متوجه شد هیچ کلیدی قفل در را باز نمی‌کند! دیگر جای هیچ شکی نبود. مرد بیمار که بشدت از نظر جسمانی ضعیف بود به خانه یکی از اقوام رفت و چند روز بعد با طرح شکایتی در دادسرای شرق تهران به دستور بازپرس حکم ورود به خانه‌اش را گرفت. با باز شدن در خانه واقعیت هولناک‌تری فاش شد: همه اثاثیه خانه تخلیه شده بود و حتی داروهای مرد نیز سرجایش نبودند.

وصیتنامه جعلی

مرد فریب‌خورده در شوک سرقتِ دار و ندارش بود که تماسی از سوی یک ناشناس پرونده این زندگی کوتاه زناشویی را وارد مرحله تازه‌ای کرد. یک ناشناس که مدعی بود مدارک و اسناد اموال مرد را در کیفی زنانه در کنار خیابان پیدا کرده است، با گرفتن نشانی، آن‌ها را برای مرد فرستاد. همه اسناد، املاک و حساب‌های بانکی گمشده مرد درون کیف بود. مرد در حال بررسی اسناد به وصیتنامه‌ای رسید که با اثر انگشت خودش تأیید شده و در آن همه اموال را به زن جوان بخشیده بود. با این مدرک، مرد فریب‌خورده که می‌دانست بیماری بزودی جانش را می‌گیرد، به خیانت همسرش مطمئن شد و برای شکایت از زن کلاهبردار و تقاضای طلاق به دادسرا رفت تا در این زمینه پرونده‌ای تشکیل دهد.

اصرار به بیگناهی

با آغاز تحقیقات به دستور بازپرس پرونده، پرستار فریبکار بازداشت شد. او که اصرار بر بیگناهی داشت و مدام گریه می‌کرد در برابر اتهام جعل وصیتنامه و سرقت اموال مرد گفت: «شوهرم از بیماری سختی رنج می‌برد و از آنجا که در این مدت کوتاه علاقه زیادی به هم پیدا کرده بودیم، تصمیم داشت پیش از مرگش همه اموالش را به من بدهد، به همین دلیل نیز این وصیتنامه را تنظیم کرد و پای آن انگشت زد.»

این زن درباره پیدا شدن اموال در کنار خیابان نیز به دادگاه گفت: «روزی که می‌خواستم مدارک را برای انتقال اسناد به محضر ببرم یک جوان موتورسوار کیفم را قاپید و همه اسناد گم شد.»

این ادعا از سوی زن در حالی بیان می‌شد که در همه جلسات، مرد بیمار بر بی‌اطلاعی‌اش از این وصیتنامه تأکید داشت و چون همیشه تحت تأثیر دارو بی‌حال و در خواب بود احتمال می‌داد زن جوانش همان زمان از او اثر انگشت گرفته باشد. با گذشت چند جلسه ابتدایی این پرونده کلاهبرداری -که همزمان با دادخواست طلاق مرد پیش می‌رفت- مرد ۵۰ ساله به علت شدت بیماری درگذشت و از آنجا که نتوانست اتهامات وارده را ثابت کند این پرونده با تبرئه زن جوان بسته شد.

با مرگ این مرد، از آنجا که هنوز دادخواست طلاق به جایی نرسیده بود، زن جوان به عنوان همسر قانونی وی بخش‌عمده‌ای از اموال را به جای مهریه و دیگر حقوق زناشویی کوتاه‌مدتش دریافت کرد اما در حالی که قصد داشت با ادامه کلاهبرداری‌های خود، سهم وراث دیگر را نیز مال خود کند، با هشیاری بازپرس پرونده تلاشش در این مورد ناکام ماند. (ایران)


نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   

صبح  جمعه 22 خرداد امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.  به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

به نقل از فتن، صبح امروز (جمعه 22 خرداد) امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.

 به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

  به گفته افراد حاضر در محل برگزاری  آزمون واقع در شاهد 28 شهر یاسوج این اقدام برای اولین بار است که در کشور انجام گرفته است و  نارضایتی های شدیدی را به همراه داشته است. این در حالی است که داوطلبان زیادی چادر های خود را  پشت درب امتحان گذاشتند و وارد جلسه شدند.

 تصاویر چادر های پشت درب سالن امتحان کنکور سراسری تجربی در یاسوج را در زیر مشاهده نمایید.

کشف حجاب دختران یاسوج





نظرات()   
   

غیرالزامی شدن «نام پدر» و جایگزین شدن «نام مادر» در سامانه مشخصات کارت ملی

نظر قابل توجه یک کاربر در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان:

سوره احزاب آیات ۴ و ۵: قرآن کریم

…و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است این گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقیقت را مى‏گوید و او[ست که] به راه راست هدایت مى‏کن

آنان را به [نام] پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند”

حالا شما نگاه کنید سازمان ثبت احوال، این قانون الهی را هنگام ثبت نام برای کارت ملی هوشمند چگونه اجرا می کند…
از نظر اینان، نام مادر الزامی است، اما نام پدر، الزامی نیست…


برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کیک کنید. (قسمت های که با حاشیه قرمز مشخص کرده ایم ببینید)


کارت ملی هوشمند


نظرات()   
   


متاسفانه اخیرا تفاسیری در این مورد می شنویم که مردان را در برابر سرکشی زنان دعوت به نصیحت و سپس طلاق می کند. شما خودتان تجسم کنید که که اگر تمام زنان دنیا طغیان کنند که امروزه اکثر آنها این کار را می کنند و مردان به محض طغیان یک نصیحت کنند و سپس طلاق بگیرند چه می شود؟ خوب امروزه روز هم چیزی شبیه به همین در دنیا به وجود آمده است که ناشی از زیر مسئولیت در رفتن مردان از مسئولیت خطیر خود یعنی قوامیت بر زن است. متاسفانه این کفر آشکار قالب دینی هم به خود گرفته است.امروزه قوامیت مرد بر زن که مسئولیت حیاتی یک مرد است که اگر آن را رها کند با هیچ چیز دیگری نمی تواند از کفر در بیایید و تمام عبادات و ... او هم جانماز اب کشی حساب می شود، توسط شیاطین شکل بدی به خود گرفته است. شیاطین انجام این مسئولیت را ظلم به زن قلمداد می کنند و عده ای زیادی از انسانهای احمق هم این حرف را قبول کردند. ملاکها و معیارهای امروزی را مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که زنان نفقه گرفتن را در شان خود ندانسته و مردان نیز نفقه دادن و مسئولیت داشتن را درشان خود نمی دانند و هر دوی این ها از غرور است و غرور هم از جهل و توهم بشر، ناشی می شود. انسانهای امروز تنها در جهت نام شناسنامه ای خود یا هویت توهمی خود تلاش کردند و می کنند لذا از تاهل در برابر دیگران گریزان اند و آن را در شان خود نمی دانند. انسان مغرور هیچ گاه نمی تواند به عالم حق ملحق شود زیرا این الحاق را در شان خود نمی داند و نمی خواهد نفس خود را رها سازد و به جمعی چون عالم حق بپیوندد زیرا قصد تسلط و تجاوز کردن را دارد. برای همین است که انسان امروز مدام به حق تجاوز می کند زیرا نفس پرست است که البته نفس پرستی او هم ریشه در جهلش دارد. عدم پذیرش قوامیت مرد بر زن، جز هلاکت برای نوع بشر، چیزی را به ارمغان نمی اورد. در اصل مرد با رها کردن قوامیت خود بر زن، باعث می شوند که هر دو به حیوانیت خود بازگردند. مرد وظیفه روح دادن به زن را دارد و اگر این را که از طریق قوامیت تحقق می یابد را رها کند، هم زن بی روح می شود و هم خود روح خود را از دست می دهد و مسخ می شود.






روش های افزایش سایز


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو