کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان


افزایش سن و تغیرات دستگاه تناسلی در مردان
با روندی که در پیش است، سن ازدواج هر روز افزایش می یابد. همانگونه که سابق طبق ملاکهایی که در زندگی مدرن شکل گرفته بود، کم کم مدرسه و شیوه ای خاص از زندگی همه گیر و ضروری شد کم کم آموزشهای لازم برای سازگاری با فوت و فن ها و مدلهای ساختگی بشر چنان افزایش می یابد که شاید هر فردی لازم باشد تا 50 سالگی آموزش ببیند تا فقط امرار معاش کند. از طرفی زن و مرد هم در این روال کاملا مشابه با هم در نظر گرفته شده و بسیاری از فوت و فن ها همان تاثیر را بر روی زنان دارند که گوشت زیاد روی روحیه افراد دارند ( زاینده این مدلها و فوت و فن ها مرداند لذا نوعی خوراک مردانه به زنان داده شده که در هویت طبیعی وی اثر جدی دارد) از طرفی بالا رفتن سن ازدواج به شدت در کاهش میل جنسی و انگیزه ازدواج موثر است. در سنین بالا فرد متوجه می شود که انرژی سابق را ندارد و دیدی که به جنس مخالف را داشته را از دست داده است. لذا کم کم متوجه می شود که خللی در تکامل جنسی اش رخ داده و وی نتوانسته آنطور که باید این میل را در جهت تکامل خود به کار برد و همین امر انگیزه ازدواج در سن بالا را به شدت کم می کند که بر حق است. طبیعت روند خود را دارد و هیچ گاه سازکار با توهمات انسان نمی شود و لذا تکامل میل جنسی متناسب با طبیعت انسان پیش می رود و در سن خاصی بهار خود را دارد و در سنی پا به پاییز می گذارد و بهار و پاییز این میل اعتنایی به شیوه خلاف طبیعت انسان ندارد. لذا نیازهای طبیعی و حقیقی فدای نیازهای توهمی و دروغین می شوند. تضادی اساسی بین این روند کسب علم با کسب علم توصیه شده توسط بزرگان اسلام وجود دارد. علم ایجاد نیازهای کاذب و تلاش در جهت ارضای این نیازهای کاذب نتیجه ای جز هلاکت بشر نداشته و هیچ سازگاری با علم توصیه شده در دین ندارد.  باید حواسمان باشد که از ابتدایی ترین نیازهای خودمان محروم شده ایم و بعد بر سر ما منت گذاشته می شود که امکاناتمان بیشتر است!!!!!، از سیر تکاملی انسانیت خود محروم شده ایم. ما ازدواج می کنیم تا رابطه آدم و حوایی خود را از حالت صرفا شهوانی و حیوانی تبدیل به عروج معنوی کنیم و اصولا تفاوت ازدواج با زنا همین است، اما امروزه چه تعریفی از ازدواج می شود؟ چیزی جز نزولی پر شتابان تر از حتی زنا در انسان تعریف می شود؟ زنا که اسلام به شدت آن را نهی کرده چیزی نیست جز اختلال در تکامل معنوی انسان و نگه داشتن انسان در مرحله حیوانی و ازدواج انتقال انسان از مرحله حیوانی به عروج معنویست.
 


نظرات()   
   

زن کلاهبردار

جرم و جنایت، کلاهبرداری، تجاوز و خشونت اجتماعی تنها مختص به مردان نیست...

به نقل از تابناک زن میان‌سالی که بیش از ٦٠٠ شاکی دارد و رقمی حدود هفت میلیارد تومان کلاهبرداری کرده است، دستگیر شد.

این زن که توسط پلیس آگاهی استان قم بازداشت شده، از اوایل سال ٩٠، فعالیت مجرمانه خود را آغاز و ابتدا با جلب اعتماد طعمه‌هایش، راه را برای رسیدن به هدف نهایی خود که کلاهبرداری میلیاردی بود، هموار کرد.

یکی از شاکیان این پرونده به شرق گفت: «سال ٩١ از طریق اقوام متوجه شدیم زنی که نسبت فامیلی دور با او داریم، مدعی است با قیمت‌های مناسبی اقوام را با تور به کربلا و سوریه برده است. این زن که ٤٥ سال دارد، افراد را با مبالغ ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار تومان به کربلا و سوریه برده و مسافران از محل اقامت و خدماتی که در طول سفر به آنها داده شده بود، بسیار راضی بودند. به همین دلیل، ما هم برای سفر کربلا ثبت‌نام کردیم و سال ٩١ به کربلا رفتیم.

وقتی برگشتیم، این زن به ما پیشنهاد داد چند بلیت تور از او بخریم و با قیمت بالاتر به دوستان و آشنایان بفروشیم تا سود کنیم همین کار را هم کردیم. بعد از اینکه چندبار این کار را انجام دادیم، تورهای کربلا به تور مالزی، ترکیه و اروپا تبدیل شد و او در اواسط سال ٩٢، گفت برای رفتن به مکه هم می‌توانیم ثبت‌نام کنیم. ما هم با توجه به سابقه خوبی که از او دیده بودیم، این کار را انجام دادیم، اما وعده‌اش عملی نشد».

این شاکی ادامه داد: «متهم که بعدها فهمیدیم همه کارهایش نقشه‌ای برای جلب‌نظر ما بود، به ما گفت در آژانسی که او کار می‌کند، امکان خرید ارز با قیمت دولتی وجود دارد و او می‌تواند برای ما هر مقدار که بخواهیم، دلار دولتی بگیرد. ما هم چندبار این کار را کردیم و مشکلی پیش نیامد، بعد از آن، هر بار مقدار بیشتری دلار سفارش می‌دادیم و در آخرین مرحله که دلار به او سفارش دادیم، قرار بود دلارها را اسفند سال گذشته تحویل دهد، اما دیگر از او خبری نداشتیم.

با توجه به اینکه کلاهبردار از اقوام دور بود و ما شناخت کمی از او داشتیم، به خانه‌اش رفتیم، ولی پدر و مادرش هم از او بی‌اطلاع بودند. سپس سراغ آژانس مسافرتی رفتیم اما رئیس آژانس گفت اصلا این خانم اینجا کار نمی‌کرد و وقتی اصرار ما و بلیت‌ها را دید، گفت این زن تورهای کربلا و سوریه را به قیمت یک‌میلیون‌و صد تومان می‌خرید، اما آنها را با قیمت ٣٠٠ یا ٤٠٠ هزار تومان به مردم می‌داد تا حرف‌هایش را باور کنند و بعد از آن بتواند به هدف اصلی‌اش برسد.

همچنین به سازمان حج و زیارت مراجعه کردیم و پی ‌بردیم اصلا چیزی به اسم تور مکه وجود خارجی ندارد و او همه پول‌های ما را در جیب خودش گذاشته است. با پیگیری‌هایی که انجام دادیم، فهمیده‌ایم حدود هزار نفر برای سفر مکه ثبت‌نام کرده‌اند».

این شاکی همچنین گفت: «پس از اینکه موضوع کلاهبرداری را همه مال‌باختگان فهمیدند، عد‌ه‌ای در تهران و عده‌ای هم در قم شکایت کردند و درنهایت پلیس قم با پیداکردن مخفیگاه این زن، او را در تهران دستگیر کرد».

بنابر این گزارش، درحال‌حاضر متهم در اداره آگاهی قم در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد این در حالی است که اخبار اولیه حکایت از آن دارد که بیش از ٦٠٠ نفر از این زن شکایت کرده‌اند و مبلغ کلاهبرداری‌شده به بیش از هفت میلیارد تومان می‌رسد.



نظرات()   
   

سخنگوی نیروی انتظامی

به گزارش عصر ایران : {+ـــ...ـ} (هفده خرداد 1394)

سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به پرسشی مبنی رفع ممنوعیت حضور زنان در استادیوم های ورزشی گفت: هیچ گونه ابلاغی مبنی بر حضور بانوان در استادیوم ها بویژه سالن های والیبال ابلاغ نشده چرا که مرکز اصلی صدور مجوز در این زمینه وزارت کشور است.

لازم به ذکر است رسانه های زیادی در کشور به نقل از مولاودری به انتشار خبر تایید شدن حضور غیرشرعی زنان در استادیوم های ورزشی مردان را منتشر کرده بودند. { لینک مطلب مرتبط در این سایت}


نظرات()   
   


متاسفانه فعالان فمینیست و بی ایمان حقوق زن در ایران مدام بر طبل غربی شدن می کوبند و در مغایرت کامل با نظر امام راحل و فقها ، از اختلاط زن و مرد با هم در ورزشگاه ها و سایر اماکن صحبت میکنند. این رفتار اینها در واقع دهن کجی به مراجع عظام و رهبر کبیر انقلاب محسوب می شود!

به نقل از خبرگزاری فارس آیت الله مکارم شیرازی با اشاره  به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها  افزود: این کار لزومی ندارد و در عین حال به وجود آورنده مشکلات و مفاسدی هم هست؛ ضمن اینکه نباید هر کاری که غربی‌ها انجام می‌دهند عیناً توسط ما هم تکرار شود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه خطوط قرمزی داریم که ملزم به رعایت آنها هستیم، گفت: حضور بانوان در ورزشگاه‌ها ضرورتی ندارد و با توجه به مفاسدی که در پی خواهد داشت، زنان می‌توانند مسابقات را از طریق تلویزیون تماشا کنند.

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر پرهیز از اصرار برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، توضیح داد: نباید مرعوب فرهنگ غربی شویم بلکه حفظ استقلال دینی، اخلاقی و مذهبی امری ضروری است.


و حالا شما را به دیدن ویدیوی زیر دعوت می کنیم!!!!!!!!!!!





نظرات()   
   
چهارشنبه 13 خرداد 1394  05:07


نظرات()   
   

جانشین انتظامی استان کرمانشاه از وقوع حادثه اسیدپاشی در کرمانشاه خبر داد و گفت: در جریان این حادثه مرد جوان 27 ساله ای مصدوم و هم اکنون در بیمارستان طالقانی کرمانشاه تحت مداوا قرار دارد.به گزارش ایرنا، سرهنگ کیومرث عزیزی در گفت‌وگو با ایرنا اظهار کرد: حادثه اسید پاشی روز گذشته (شنبه) در یکی از محلات کرمانشاه رخ داد و طی آن خانمی 45 ساله بر صورت و بدن پسری 27 ساله اسید پاشید.وی ادامه داد: در تحقیقات بعمل آمده مشخص شد که این خانم و آقا از گذشته با یکدیگر اختلاف داشته اند و حتی در مراجع قضایی نیز پرونده ای به خواست آن ها تشکیل شده است.سرهنگ عزیزی یادآور شد: روز گذشته خانم مورد نظر در خودرو مرد جوان یکدیگر را ملاقات می کنند اما ظاهرا برای حل اختلافات به نتیجه ای نمی رسند و خانم 45 ساله نیز که از قبل اسید تهیه کرده بود پس از مشاجره ای که با مرد جوان داشته آن را روی بدن وی می ریزد.جانشین انتظامی استان کرمانشاه گفت: پس از وقوع این حادثه مرد جوان که از ناحیه صورت، سینه، شکم و پا دچار سوختگی شده بود خود را به بیمارستان طالقانی منتقل و تحت مداوا و درمان قرار می گیرد و خانم اسید پاش نیز که از ناحیه دست دچار آسیب شده بود به اتفاق یکی دیگر از آشنایانش به بیمارستان مراجعه می کند.وی گفت: پس از کسب اطلاع از این حادثه عوامل انتظامی به بیمارستان مورد نظر مراجعه و ضمن بازجویی از فرد آسیب دیده مشخصات آن خانم را که اقدام به اسیدپاشی کرده گرفته و متهمه را دستگیر کردند.عزیزی در پایان گفت: این پرونده برای رسیدگی بیشتر و صدور حکم مناسب در اختیار مقامات قضایی قرار دارد.


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/tYB3N]

جوانا فراتسیس نویسنده آمریکایی است که نامه بسیار جالبی را خطاب به زنان مسلمان لبنان منتشر کرده بود و پیش از این متن کامل نامه در انجمن منتشر شده بود ، هم اکنون ویدیو دوبله شده این نامه جهت بازدید شما آماده گردیده است


نظرات()   
   

فمینیست ابتکار

این روزها شاهد تجمع کارکنان سازمان محیط زیست بودیم و اینکه انتقادات زیادی از عملکرد معصومه ابتکار شکل گرفته است. مثل همیشه معصومه ابتکار خودش را به مظلومنمایی و معصومیت زده و خطاب به منتقدان می گوید " خدایی هم هست"

این در حالی است که فعالیت های وی بیشتر از اینکه محیط زیستی باشد فمینیستی و ضد حقوق مرد بوده و در جهت شادی روح فمینیست های به درک واصل شده و فمینیست های غربی و حامیان آن ها در ایران بوده است!
زمانی که هر هفته شاهد از بین رفتن حیوانات کمیابی مانند پلنگ ایرانی هستیم، خانم ابتکار در اقدامی خنده دار در تجمع اعتراض به سگ کشی با اسید شرکت میکند!!!
سوال ما این است که خانم ابتکار، وقتی شما اغلب مدیران و کارمندان سازمان خود را پر از زنان و دختران مجرد با حقوق های میلیونی کردید که با غرور تمام با ماشین های لوکس و شاسی بلند خود به مردان بیکار دهن کجی میکنند و مردان محیط بانی با کمترین حقوق و مزایا شهید و جانباز می شوند، وقتی با نفوذ خود در شهرداری و دولت بی توجه به مردان بیکاری که زندگیشان وابسته به یک شغل است مشغول بیکار کردن مردان و در نتیجه تشکیل دادن زنان و دختران سرپرست خانوار هستید، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که گماشته های شما در مجلس و تریبون ها به انصار حزب الله اهانت میکنند، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که حتی اقدامات شما فریاد مردان کشورهای همسایه را هم بلند کرده است که سبب مستعد شدن مردم آن کشورها برای تجمع مقابل سفارت کشورمان می گردد باز هم خدایی وجود ندارد!؟




نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در زندگی زناشویی بارها شاهد زنانی هستیم که قادر به تفکیک دنیای مجازی از واقعیت نیستند و در بهترین حالت که استفاده آنها از این فضا باعث فساد نشود زنانی را شاهد خواهیم بود که فرزند و شوهر را نادیده گرفته با صرف کردن وقت خود در شبکه های اجتماعی و رد و بدل کرد حرف های پوچ باعث نابودی خانواده می شوند.

تصور کنید مادری را که کودک 3 ساله و شوهرش ساعت 1 بامداد هنوز منتظر هستند تا ایشان چت کردن را تمام کند و به رختخواب برود ، پدر بیچاره هرچه میکند تا کودک را بخواباند نمیشود و کودک بهانه نبودن مادر را میگیرد از طرفی مرد نگران صبح است که باید ساعت 6 از خانه بیرون برود  برای همین به زن تذکر میدهد که بس کند اما زن هربار با جمله الان می آیم برای خود وقت می خرد . مرد بالاخره به تنگ امده اینترنت را قطع میکند ، زن با داد و فریاد به جان مرد میافتد که مگر من زندانی تو هستم به چه حقی اینترنت را قطع کرده ای و....

توصیه تخصصی ما این است که کوچکترین حقوق خود در خانه را واگذار نکنید حتی پسورد اینترنت را.

 

به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس، همایش «نقش ما در تحول فضای مجازی» امروز با همت مجمع زنان انقلاب اسلامی در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این همایش روح الله مؤمن نسب این کارشناس فضای مجازی با اشاره به آسیب‌های شبکه‌ةای اجتماعی و وابستگی آن به رژیم اشغالگر صهیونیستی گفت: دلیل ماندگاری جهل، وهم است و شبکه‌های اجتماعی وهم را در بین مردم گسترش می‌دهد.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها با وهم می‌خواهند ما را از هم جدا کنند و هم اکنون شاهد هستیم اعضای خانواده در کنار هم نشسته اند اما هیچکدام حواسشان به دیگری نیست و همه با موبایل‌های خود سرگرم هستند.

این کارشناس فضای مجازی تصریح کرد: هویت در شبکه‌های اجتماعی گم شده است و هر فردی به راحتی خود را به عنوان فرد دیگری معرفی می‌کند این شاید در جامعه آمریکایی مهم نباشد اما برای ما که یک فرهنگ غنی و اصیل داریم به عنوان یک چالش جدی است.

مؤمن نسب خاطرنشان کرد: خود شبکه‌های اجتماعی می‌گویند ما آمده ام تا افکار مردم را تسخیر کنیم و پس از آن باعث تغییر رفتار افراد شویم، بعد از آنکه قدرت تفکر از افراد گرفته شود رفتار آنها نیز تغییر خواهد کرد، متأسفانه امروزه اگر اعضای خانواده‌ ساعت‌ها صدای یکدیگر را نشوند احساس کمبود نمی‌کنند اما اگر تنها یک ساعت شارژ گوشی همراه آنها تمام شود گویی از دنیا عقب مانده‌اند.

وی افزود: نظام رسانه‌ای غرب می‌گوید مهم این نیست که یک حرف را چند نفر می‌زنند بلکه مهم این است که یک حرف را چند نفر می‌شنوند، مگر ممکن است اسرائیلی که کودکان را در قنداق سلاخی می‌کند ابزاری در اختیار ما قرار دهد که با آن بتوانیم اسلام را گسترش دهیم.

این کارشناس فضای مجازی گفت: اینکه گفته می‌شود دنیا بدون مرز شده است یک دروغ است باید دقت کنیم که امروزه شبکه‌های اجتماعی با عنوان سرویس به مردم ارائه می‌شود و معنی لغوی سرویس در لغت نامه فارسی نوکری است، آیا این قابل قبول است که اوباما و آمریکا و اسرائیل با ارائه این به اصطلاح سرویس‌ها می‌خواهند نوکری ما را بکنند؟

مؤمن نسب اظهار داشت: یکی از فعالان در عرصه فضای مجازی خدمت آیت الله بهجت رسید و خدمت ایشان عرض کرد، من در فضای مجازی و اینترنت فعالیت می‌کنم، ایشان به آن فرد هشدار داند و گفتند: «مراقب باشید در یک ظرف نجس غذا می‌خورید».

وی افزود: شورای عالی فضای مجازی تشکیل شد تا این ظرف نجس را پاک کند و شبکه ملی اطلاعات را راه اندازی کند تا اینترنت سالم، سریع و ارزان در خدمت مردم قرار گیرد اما هم اکنون دقت کنیم که اینترنت و استفاده از آن هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ از طریق بازدیدها و جست و جوهای ما چه منابع مالی برای غرب و شرکت‌های تولید کننده این نرم افزارها تولید می‌شود؟

مؤمن نسب اظهار داشت: در یک پژوهش مشخص شد که 68 درصد از طلاق‌ها به دلیل ارتباطی رخ داده است که یکی از زوجین با یک جنس مخالف در این شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرده است و این یعنی اگر این شبکه‌های اجتماعی نبودند 70 درصد از طلاق‌ها کاهش پیدا می‌کرد.

وی افزود: متأسفانه برخی از بازی‌ها و CD های بازی که با قیمت‌های بسیار نازل در اختیار کودکان ما قرار می‌گیرد خرید و فروش آنها در آمریکا جرم است، ما هم اکنون 12 میلیون و 500 هزار نفر کاربر اینترنت داریم که سن این افراد زیر 18 سال هستند و این افراد در معرض خطرات و آسیب‌های اجتماعی زیادی قرار دارند.

این کارشناس فضای مجازی گفت: غرب با راه اندازی این شبکه‌های اجتماعی از سیاست قورباغه پخته استفاده کرده است به این معنی که آنها معتقدند اگر یک قورباغه را در یک ظرف آب جوش بیندازید فرار می‌کند و می‌رود اما اگر آن را داخل یک ظرف آب سرد بگذارید شنا می‌کند و اگر در زیر ظرف شعله کوچکی روشن شود آب به مرور گرم و قورباغه به مرور عصب‌های خود را از دست می‌دهد و پخته می‌شود، امروز در استفاده کردن از شبکه‌های اجتماعی نیز این سیاست را در پیش گرفته اند.

مؤمن نسب گفت: حتی اگر یک گوسفند را بخواهند وارد کشور کنند آن را قرنطینه و آزمایش می‌کنند که بیماری خاصی را وارد کشور نکند اما گوشی‌های تلفن همراه کیلویی وارد کشور می‌شود و متأسفانه در این موارد هیچ برنامه ریزی صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: پیوست فرهنگی از سوی مسئولان جدی گرفته نشده است و همه آن را به گردن دیگری می‌اندازند و نکته جالب اینجاست که اوباما می‌گوید من به دخترانم اجازه نمی‌دهم عضو فیس بوک شوند و در پیامی برای دانش آموزان نیز گفته است: جوانان به دنبال آینده خود باشید و همه رفتارهای شما کنترل می‌شود.

این کارشناس فضای مجازی ادامه داد: امروزه همسران، زنان و مردان برای گوشی‌های خود رمز می‌گذارند و این سوء ظن و تردید را در بین اعضای خانواده ایجاد می‌کند و تردیدها مقدمه‌ای برای آشفتگی خانواده‌ها، دوری اعضای خانواده از هم و طلاق می‌شود به عبارت دیگر شبکه‌های اجتماعی افراد را از دوستان و آشنایان و به عبارتی خودی‌ها دور و به غریبه‌ها نزدیک می‌کند.

مؤمن نسب ادامه داد: بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای در 17 یا 18 قسمت نحوه انجام جرائم را به کودکان آموزش می‌دهند و خانواده‌ها باید خطر این بازی‌ها را جدی بگیرند و آنها را در اختیار کودکان قرار ندهند.

در ادامه این همایش حجت الاسلام کهوند گفت: نکته مهم در استفاده از فضای مجازی این است که آن را به صورت منظومه‌ای نگاه کنیم امروز با نصب یک برنامه در گوشی‌های تلفن همراه امکان دسترسی به 600 کانال ماهواره ای وجود دارد که حدود 180 کانال آن دوزبانه و یا زیرنویس فارسی دارد.

وی ادامه داد: باید دقت کرد که خروجی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای ما چه بوده است؟ اینترنت آمده بود که در خدمت علم، اقتصاد و فناوری باشد اما هم اکنون چند درصد استفاده از اینترنت در این فضا انجام می‌شود؟

حجت الاسلام کهوند ادامه داد: ما در یک شوره زار صهیونیستی با عنوان شبکه‌های اجتماعی وارد شده‌ایم، عده‌ای آن را چاقو یا تیغ دو لبه می‌دانند و می‌گویند مهم این است از این ابزار چگونه استفاده شود اما دقت نمی‌کنند که دسته این چاقو در دست چه کسی است؟

وی ادامه داد: کارشناسان و پژوهشگران کشورهای غربی گفته اند اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی از اعتیاد به مواد افیونی بیشتر است و در اینصورت تصور کنید که آیا ممکن است آنها برای خدمت به ما این ابزارها را به رایگان در اختیار ما گذاشته باشند.

کهوند اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده اند که اهمیت فضای مجاری مانند اهمیت انقلاب اسلامی است پس باید آن را جدی گرفت.

همچنین نیلچی زاده کارشناس امور خانواده نیز با بیان اینکه متأسفانه ما و مسئولان در مورد فضای مجازی و آسیب‌های آن ترس جدی نداریم گفت: ندانستن و نگفتن در مورد بسیاری از ترس‌ها به مراتب ضررهای زیادتری را به دنبال خواهد داشت.

وی اظهار داشت: فضای مجازی روح و عاطفه افراد را زخمی می‌کند و سپس تیر خلاص را به افکار فرد می‌زند.

مؤمن نسب استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی و کمک به ترویج آنها را راهکاری برای مقابله با خطرات شبکه‌های اجتماعی غربی دانست و گفت: خانواده‌ها هوشیار باشد چه امکاناتی را در اختیار فرزندان خود قرار می دهند و از آنها در چه مسیری استفاده می‌شود.


نظرات()   
   

مقاله ای که میخوانید توسط آقای کنعانی گرد آوری گردیده ، امید است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال‌هاست که می شنویم "دختر من از برگ گل پاک‌تر است". سال‌هاست که حلال الله را رها کرده، به حرام او متوسل می‌شویم. وقاحت و جسارت تا حدی که یک به ظاهر مسلمان، علنا در جامعه اسلامی، حکم الله تعالی را با عقل ناقص خود سنجیده، از صدا و سیما تا دانشگاه، از مجلس و شورای نگهبان (همه چیز غیر از اسلام)، بی پروا، می نویسند و می گویند که " ای عقب مانده‌ها، ای بی فرهنگ‌ها، چند همسری و تعدد زوجات بد است؛ اصلاً ظلم است" و ...

با خود می اندیشم که آیا حقیقتاً اسلام یعنی این؟!

اگر تا کنون، مسلمانان به دو فرقه‌ی مسلمان و شیعه تقسیم می‌شدند، من بعد سه فرقه داریم، شیعه، سنی و فمنیسم.

این که یک مسیحی آمریکایی، قرآن را به آتش می‌کشد؛ این که یک کاریکاتوریست، حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله وسلم) را به باد استهزاء می‌گیرد؛ چه جای ملامت؛ که اینان متصف به جهل هستند. امّا وقتی فمنیسم اسلامی و ایادی آن، حکم صریح قرآن کریم را استهزاء کرده و عاملین آن را عقب مانده و بی فرهنگ و بی تمدن معرفی می کنند متصف به عناد و تکذیب آیات اللهی می‌شود.

اکنون، به یکی از این احکام اللهی می‌پردازیم. "تعدد زوجات یا چند همسری"

آیات و روایات بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ از جمله آنها أیات  3 و 129 سوره نساء، آیات 1 و 3 و 5 از سوره تحریم، آیات 6، 28، 30، 32 و 50 از سوره مبارکه احزاب.

امّا قصد نداریم در مورد این آیات به بحث بنشینیم. هدف این است که بدانیم منکرین این حکم اللهی، طبق قوانین شرع مقدس اسلام، در چه جرگه و گروهی قرار می‌گیرند و رفتار سایر مسلمین با این گروه باید چگونه باشد؟ آیا باید کوفه‌وار سکوت کرد؟ آیا این افراد همان "دختران پاک تر از برگ گل هستند؟"

از آنجا که فمنیسم، ید طولایی در انواع و اقسام استدلال‌های تهی دارد، نظر یکی از مراجع تقلید را در این باره جویا شدیم.

متن استفتاء:

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب و خسته نباشید. 1- آنچان که این سراپا تقصیر، مطلع هستم، اسلام، یعنی تسلیم محض بودن در برابر الله و پیامبر او. آنچنان که قرآن کریم می فرماید: " یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..." یعنی ملاک ایمان را اطاعت از فرامین الله و نبی اکرم می داند. نکته مهم این است که این اطاعت باید از روی قلب باشد. نه به صورت ریا، نفاق و یا اجبار. همچنان که فرمود: " لا اکراه فی الدین" قرآن کریم، تماما دستورات الله است. بنابراین اگر کسی، عمداً و با فهم و شعور، هر کدام از دستورات و آیات قرآن را از روی قلب نه اجبار، قبول نداشته باشد و حتی به زبان نیز بیان کند که مثلا من با فلان مسئله کاملا مخالفم (در حالی که موضع قرآن در این مسئله، کاملا خلاف نظر این شخص است) و حتی دیگران را نیز تشویق به انجام کاری که خلاف نص صریح قرآن است تشویق می کند، چه حکمی دارد؟ به طور مختصر، آیا کسی که قلبا یکی از آیات قرآن را قبول ندارد و این نظر خود را بیان می کند، مسلمان هست یا خیر؟ 2- می دانیم که در سوره نساء، خداوند به مردان مسلمان با شرط رعایت عدالت، اجازه داده است که همزمان با دو، سه یا چهار زن، به صورت دائمی، ازدواج کند. اگر یک زن مسلمان، ازدواج مجدد و همزمان مرد را امری نکوهیده بداند، با توجه به توضیحات فوق، مسلمان هست یا خیر. معذرت می خواهم سوالم طولانی شد.

 

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی:

کد رهگیری: 9312230260

بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

پاسخ: 

1- تحقیق در دین و اعتقاد به یکی از مذاهب، غیر از تظاهر به آن است توضیح این که: بر همه واجب است در اصول دین به اندازه توانایی خود تحقیق کنند، و اگر واقعاً بعد از تحقیق کامل و کمک گرفتن از آگاهان، به آیینی غیر از آیین اسلام معتقد شوند، معذور هستند؛ زیرا وظیفه عقلی و شرعی خود را انجام داده، ولی به خطا رفته ‏اند منتها عقل می‏گوید: «احتیاط را در عمل به واجبات و ترک محرّمات، ترک نکند».امّا کسی که قبلًا مسلمان بوده، و به عللی دین جدید اختیار کرده، اگر تظاهر کند محکوم به احکام مرتد است؛ و احکام مرتد در واقع از جمله احکام سیاسی اسلام، برای جلوگیری از نفوذ دشمنان در محیط اسلام، و اغفال و اغوای مردم است.

2- کسی که ضروری دین اسلام یعنی چیزی را که همه مسلمانان می‏ دانند (مانند معاد روز قیامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منکر شود، چنانچه ضروری بودن آن را بداند، کافر است به خاطر اینکه این انکار به انکار خداوند متعال و پیامبر اسلام  (صلی الله علیه وآله) باز می گردد.

توجه داشته باشید تعدد زوجات وسیله هوسبازی نیست، بلکه مربوط به ضرورتهاست و با شرائط سنگین و در حدود معینی مجاز شمرده شده، و فلسفه روشنی دارد، که اگر مطابق احکام اسلامی صورت پذیرد فواید آن به جامعه زنان باز می گردد.

شرح بیشتر این مطلب را در تفسیر نمونه، جلد سوم، ذیل آیه سوم سوره نساء مطالعه فرمائید.

لینک تصویر پاسخ معظم له: http://yon.ir/MlwT

 

این موضع اسلام در مورد این گونه افراد بود از دیدگاه یک مرجع تقلید شیعه. 

اکنون با هم نظرات برخی از چهره‌های شناخته شده کشورمان را در مورد تعدد زوجات می‌خوانیم.

فائزه هاشمی رفسنجانی:

به گزارش پارسینه، فائره هاشمی رفسنجانی در جدیدترین اظهارنظر خود با حمله شدید به قانون حمایت از خانواده و موازین فقهی مربوطه ادعا کرد: بسیاری از اصولگرایان نه تنها مخالف این دو بند لایحه (اجازه همسر دوم) هستند؛ بلکه برای عدم تصویب آن هم به جدیت تلاش می کنند.

فائزه هاشمی که بعد از حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری سکوت پیشه کرده بود در گفتگو با یک سایت فیلتر شده مربوط به جریان فمینیستی(مدرسه فمینیستی) "تعدد زوجات" را غیر انسانی توصیف کرد و گفت: به نظر نمی رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسران شان دارند؟ پس چه طور میشودانتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند!

لینك سخنان ایشان:

http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=19603

 

 

 

 

 

 

 

  

شهیندخت مولاوردی:

مولاوردی با بیان این که انتظار ما این است که قانونی که نوشته می‌شود، جمیع جهات را ببیند و راه تفسیر، دوپهلو بودن یا مبهم بودن را ببندد و مشکلی از مشکلات جامعه را برطرف کند اظهار کرد: در جهان اسلام این مسئله مطرح است که چرا مسلمان‌ها بخش اول آیه 2 سوره نسا را متوجه شدند که مرد می‌تواند 4 تا زن بگیرد و به آن صورت رسمی، قانونی و حقوقی بخشیدند و بخش بعدی آیه را واقعاً مورد توجه قرار نداده‌اند و برایشان محلی از اعراب ندارد. برای مسلمان‌ها در سوره 129 سوره نسا بحث کلمه لن مطرح می‌شود که به معنی هرگز در واقع نفی ابد هست. یعنی هرگز نمی‌توانید میان زنانی که متعدد هستند به عدالت رفتار کنید هرچند که راغب و حریص باشید به عدل و راستی. نهایتآً قرآن در اینجا می‌گوید که اگر سازش و پرهیز کنید همانا خداوند بخشنده و مهربان است و توصیه به پرهیزکاری می‌کند.

http://www.khabaronline.ir/detail/107262/society/family

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

چنانچه در دهه پنجاه و یا شصت متولد شده باشید و به پدربزرگ ها و مادربزرگ های خود نگاه کرده خوب دقت کنید دو تفاوت عمده را بین آنها می بینید.

1- پسرپرستی که دلیل آن نژادپرستی است در بین مادربزرگ ها مشهود تر است که امروزه به آلت پرستی فمینیسم تبدیل شده است. اصولا نژادپرستی به پرستش خصوصیات فیزیولوژیک باز می گردد، ائم از رنگ پوست و چشم و قد و و آی کیو و در نهایت آلت تناسلی، فمینیسم مکتبی است که از پرستش خصوصیات فیزیولوژیک سر درآورده است درست مثل فاشیسم. شما دقت کنید فمینیست ها دنبال حقوق زن نیستند بلکه دنبال هویت یافتن از ویژگی های فیزیولوژیک هستند و از آنها استفاده می کنند تا مثلا بر مردها سلطه یابند و یا قوامیت آنها را داشته باشند (البته مفهوم قوامیت با سلطه متفاوت است) که بر خلاف تمام ادیان و مذاهب است. چون ولایت زن بر مرد و یا قوامیت آن تنها برای پرستش توهمی و شهوانی زن صورت می گیرد اما قوامیت مرد بر زن به کمال این دو کمک می کند زیرا زن در اصل نفس مرد است و هر انسانی از مطیع شدن در برابر نفس خویش به فلاکت می افتد.

 البته اگر مرد از نفس اماره خود تبعیت نکند زن نیز به صورت نفس مطمئنه تجلی می کند که مانند نفس اماره امر و نهی نمی کند و متواضع است. اما چون عمده مردان امروزی (حتی به شکل خفیف تر با متفاوت تر از مردان دیروزی) عمدتا مطیع نفس اماره خود هستند لذا زن نیز که تجلی نفس مرد است، به صورت نفس اماره در می آید. زن امروز بسیار گستاخ تر و روسپی تر شده است و کاملا برهنه و بی حیا است حتی اگر چادری باشد.

 روسپیگری نیز بصورت  عذابی برای زنانی است که در صدد پرستیده شدن از سوی مرد بر می آیند. امروزه این پرستیده شدن از سوی مرد، زنان کافر را بر آن داشته تا قدرت و پست و مقام بگیرند تا بیشتر پرستیده شوند اما در نهایت به اوج روسپیگری و عذاب می افتند چنانچه در آمار ها تمام زنان ارتش آمریکا بارها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند که در حوزه سیاست هم چنین است.

 مرد دیروز هم تا حد اندکی زن را به صورت نفس اماره در آورده بود اما نه به حد امروز. مثلا نژادپرستی های دیروز و برده داری به شکل نژاد پرستانه و یا حتی زنده به گور کردن دختران تا حد زیادی توسط زنان صورت می گرفت و آنها خود طراح اصلی این مسائل بودند. زیرا از طریق نژاد خود هویت می گرفتند و هویت خود را در نژاد خود که یک امر کاملا فیزیولوژیک است جستجو می کردند. مرد هم همینطور بوده و زن چون تجلی یافته نفسی است که مرد از آن پیروی می کند، نقشی عظیم در این مسائل تاریخی داشته است و امروزه آن را به صورت پتک بر مرد می کوبد تا به طریق دیگر و بدتر و جنون آمیزتری هویت خود را از فیزیولوژیک میرا و توهمی خود جستجو کند.

خود پرستی از اسم شروع شد ، بعد نام خانوادگی و بعد فرزند فلان و بعد شجره و بعد مدرک و بعد رزومه و ... که همه برای ارضای نفس اماره است که در اصل هیچ حقیقت ندارند. لذا تمایل به شهرت انسانها در واقع ناشی از این است که نمی فهمند اینهایی که برای شهرت بدان مراجعه می کنند اصلا وجود ندارند و هر لحظه در حال از بین رفتن هستند. در روز قیامت همه انسانها همدیگر را می شناسند اما نه به این صورت که او نامش این بود و کد ملی اش این و رنگ چشمش فلان، این ها نشانه های ما نیست بلکه توهمات نفس است که از فیزیولوژیک توهمی ما به وجود آمده است و ما پس از مرگ از این توهمات جدا شده و اگرچه نامی از انسان در این زمین باقی بماند به ما هیچ ارتباطی ندارد چون ما او نبوده ایم و تنها اعمال و آثار اعمال ماست که می تواند به ما دسترسی داشته باشد و نه حتی ذکر خیر نام ما.

 این فیزیولوژیک پرستی از دیرباز در زنان کافر موجود بوده که همان پسر پرستی است زیرا از این طریق می توانستند به فیزیولوژیک خود برسند و آن را بپرستند، اما امروزه با کامل تر شدن روند شناسنامه ای توهمی، این مسئله به صورت فمینیسم بروز کرده است. یعنی دیگر برای پرستش فیزیولوژیک خود نیاز به پسر ندارد و به شناسنامه ها و رزومه های خود نیاز دارد و سر همین مسئله خانواده را از هم می پاشاند و فرزند را به مهد کودک و ... می سپارد. خانواده ای که تا همین دیروز این نیازهای توهمی را به او می داد حالا مانع است و باید از بین رود. این چیزی است که نفس اماره می خواهد. سوء تفاهم نشود که این مطلب ضد زن نیست بلکه این متن ضد زن کافر امروز و منافق دیروز است. این زن کافر و منافق البته توسط مرد به وجود آمده و در اصل آینه وی است.

 انجام اعمال دینی به صورت دقیق اما بدون هیچ محتوایی که به جانماز آب کشی معروف است در بین مادربزرگ ها مرسوم تر بود. چون زنان آینه مرد اند لذا ایرادات مرد را برجسته تر نشان می دهند .

امروزه هم زنان در انجام ظواهر بدون محتوا از مردان جلوتر هستند که نمونه بارز آن درس خواندن و انجام تکالیف مدرسه ای و دانشگاهی است. جالب است بدانید این خصوصیت در بین بنی اسراییل هم خیلی پر رنگ است که نتایج اعمالشان از جنایات امروزی شان در فلسطین و جهان مشخص است. خوب این نیز به نژادپرستی باز می گردد. یعنی به فیزیولوژک پرستی که نمونه بارز آن جنسیت پرستی است همانطور که بت پرستی انسان را برای یافتن هویت دست به دامان اشیاء می کند و پست ترین این اشیاء همان خصوصیات فیزیولوژیکی هستند زیرا به شدت در معرض نابودی قرار دارند. زیبایی با پیری و یا یک سانحه مثل سوختگی از بین می رود. هوش و حافظه هم همینطور که با آلزایمر و یا یک تصادف از بین می روند. لذا این افراد پیوسته در استرس هستند زیرا مبنای هویتی آنها مرتب در خطر نابودی است. امروزه هم تعداد بت ها و هم تقدس آن ها از هر زمان دیگری بیشتر است و مردمان امروز از تمام مردمان تاریخ بت پرست ترند. بسیاری از دختران امروزی که مانند گذشته همرنگ جماعت شدند و خود را فمینیست می نامند ، در جامعه  هفت قلم آرایش می کنند و گاهی نیز در خلوت خود  میخواهند خدا را هم مانند مردان بفریبند غافل از اینکه حداوند خیرالماکرین است. اینان نفس خود را میپرستند و اگر خدا را به دروغ صدا میزنند برای برآورده شدن امیال نفسانیشان است همانطور که اگر درختی را به آنها نشان دهند و بگویند شهواتت را برآورده میکند به پرستش آن میپردازند.

 امروزه تقدس نمایی و نفاق در قالب متمدن و متجدد بودن بروز میکند . اینان همان جماعت منافقی هستند که به امامان ایراد می گیرند که چرا فلان تعداد زن یا کنیز داشته اند  اما خودشان تا خرخره در کثافت فرو رفته و از سنین کودکی دوستی با جنس مخالف برای ارضای حیوانیت خود را شروع میکنند و بدون محدودیت با صدها و هزاران نفر رابطه میگیرند. 



  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

سخنرانی دکتر عباسی در مورد اصول بنیادی فمنیسم برای نابودی حیا در جوامع.
نکته جالب اینجاست که امروزه حیا با الفاظی مانند اجتماعی نبودن و یا خجالتی بودن مورد هجوم قرار گرفته و سر و زبان داشتن و بی حیا بودن مورد ستایش است.
[http://www.aparat.com/v/VK3W5]


نظرات()   
   

به گزارش «تابناک»، با اینکه مدت زیادی از افتتاح «پل طبیعت» در تهران نمی‌گذرد، آوازه این بنا آنقدر همه جا پیچیده که کمتر کسی را می‌توان یافت که درباره‌اش نشنیده باشد، به ویژه آنکه به تازگی نام یک بانوی جوان ایرانی‌ طراح آن معرفی شده و گفته می‌شود، ‌سازه فلزی پل از نظر طراحی توانسته حائز چند عنوان بر‌تر بین‌المللی در طراحی شود. 

این در حالی است که به تازگی مستنداتی در اختیار «تابناک» قرار گرفته که حکایت از اتفاقاتی عجیب و غریب در پس پرده اجرای این ایده دارد و به نوعی ثابت می‌کند ‌ایده طراحی و اجرای این پروژه، از فردی دریافت شده که هیچ سهمی در انجام پروژه نبرده و پرداخت نشدن حق و حقوقش، موجب شده که راه قضایی را برای احقاق حقوق خود پی بگیرد. 

ماجرا از آنجا آغاز شده که یکی از کار‌شناسان کنسولی وزارت خارجه وقتی از مأموریت در یکی از کشورهای اروپایی به کشور باز‌می‌گردد، در عبور و مرور روزمره از بزرگراه‌های پایتخت ایده‌ای به ذهنش خطور می‌کند که می‌تواند در عین نو بودن، هم بر جاذبه‌های شهر بیفزاید و هم سودآوری داشته باشد و از این روی تصمیم می‌گیرد که ایده‌اش را با شهرداری تهران در میان بگذارد و مقدمات اجرایش را فراهم آورد.

افشای پشت پرده طراحی و ساخت «پل طبیعت» در تهران! +مستنداتمحمود اسدی درباره ایده‌اش اینچنین توضیح می‌دهد: اوایل سال ۸۵ و بعد از بازگشت از مأموریت کاری در اتریش، از آنجایی که در سفر به ایالت اینسبروک (در غرب اتریش) با پلی زیبا مواجه شده بودم که دو طرف دره را به هم متصل کرده و در عین کوتاه کردن مسیر، زیبایی خاصی به منطقه بخشیده و جاذبه‌ای جدید برای گردشگرانی که از این بخش از کوهستان آلپ عبور می‌کردند، فراهم آورده بود، این ایده به ذهنم رسید که دو سمت اتوبان مدرس در محدوده عباس آباد را به وسیله پلی در چند طبقه به هم متصل کرده و فضایی تفریحی و جذاب پدید آوریم که با اختصاص یک طبقه آن به رستوران، هزینه‌های اجرای پل هم درآید و توجیه اقتصادی داشته باشد.

آن گونه که وی توضیح داده و برای توضیحات، مستنداتی ارائه می‌دهد، این پل قرار بوده در چهار طبقه به اجرا در‌آید که یکی از طبقات برای پیاده‌روی و عبور دوچرخه سواران، یکی برای ارائه خدمات ویژه (VIP)، بعدی برای رستورانی با دیوارهای شیشه‌ای و میزهای گردان و در طبقه آخر تراسی برای بازدید عمومی طراحی و ساخته شود. بدین ترتیب دست به کار شده و طرحش را به صورت مکتوب درآورده و به شهرداری ‌می‌دهد.

این ایده به قدری ناب و جذاب به نظر می‌رسد که در زمانی کوتاه، مسئولان شهرداری وی را فراخوانده و برای تکمیل طرح، ارزیابی و اجرا، به سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری سوقش می‌دهند. از اینجا به بعد، فرایند به صورت جدی‌تر پیگیری شده و مدیران سازمان مشارکت‌های مردمی از وی درخواست می‌کنند که پروژه «پل رستوران» را طراحی کرده و نقشه‌های فنی پروژه را در اختیارشان بگذارد که این موضوع اسدی را بر آن می‌دارد که با یکی از شرکت‌های مطرح در عرصه طراحی سازه‌های شهری تماس گرفته و طی قراردادی، طراحی پروژه را به ایشان واگذار نماید.

آن گونه که طراحی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد، طراحی مقدماتی پروژه در واپسین ماه‌های سال ۸۵ به پایان رسیده و در اختیار شهرداری قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، بحث بر سر موضوعات فنی در کمیسیون‌ها و جلسات مختلف پی گرفته می‌شود تا ‌‌نهایت امر، در آخرین روزهای بهار سال بعد (‌پنجمین روز خرداد ۸۶)، سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهر تهران، موافقت کلی خود با طرح را مکتوب اعلام و اجرایش را منوط به مکان‌یابی مناسب و بررسی برخی ضوابط و مقررات می‌کند. 
البته به موازات این اتفاق، اینقدر ایده ارائه شده به مذاق مدیران شهرداری خوش می‌آید که سعی می‌کنند بسطش داده و به جای ساخت یک پل رستوران، ده‌ها پل رستوران برپا کنند و به این منظور، پروپوزالی تهیه می‌کنند که بر اساس آن قرار است در ۲۶ نقطه کلیدی در بزرگراه‌های تهران، پل رستوران ساخته شود. 
جالب اینکه تاریخ درج شده ذیل این پروپوزال، حکایت از آن دارد که بعد از موافقت اصولی با طرح ارائه شده توسط اسدی، به رشته تحریر در‌آمده است؛ البته در مقدمه این پروپوزال هم به صراحت اشاره شده که پروژه رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگراهی (همان پل رستوران) توسط «محمود اسدی» ارائه شده و موافقت با کلیات طرح پیشتر صورت گرفته و حتی در تصاویر مندرج‌ در پروپوزال، محدوده‌ای که امروزه پل طبیعت در آن ساخته شده و مورد تأکید ایده‌پرداز پروژه بوده نیز درج شده است. 
از اینجا به بعد مذاکرات اسدی با سازمان اراضی عباس آباد برای اجرای نخستین پل رستوران پایتخت آغاز می‌شود، ولی مسئولان شهرداری هر بار به دلایل و بهانه‌های مختلف، اجرای طرح را منوط به برخی بررسی‌ها کرده و به تعویق می‌اندازند و طراح پروژه که وقت و توان مالی زیادی را صرف پی گرفتن اجرای پروژه‌اش کرده، چاره ندارد جز صبر کردن؛ صبری که هرچقدر طولانی هم می‌شود، به ثمر نمی‌نشیند. 

اسدی در این باره به خبرنگار «تابناک» می‌گوید: هنوز هیچ پاسخی از مسئولان شهرداری دریافت نکرده بودم که در مهرماه سال ۸۷ برای مأموریت کاری راهی ‌اردن شدم. این مأموریت البته طولانی شد و چهار سال بعد، زمانی که به تهران بازگشتم، متوجه شدم که پروژه‌ام با نام جعلی «پل طبیعت» در دست اجراست و البته تغییراتی در آن ایجاد کرده‌اند که کمی متفاوت باشد، ولی مشخصاتی مانند مختصات اجرای آن، همانی بود که در طراحی‌های بنده دیده شده بود.
اما هرچه رعایت نشدن حقوق این طراح و ایده‌پرداز در این پروژه، با توجه به مستنداتی که اسدی ارائه می‌دهد، مسجل به نظر می‌رسد و ناراحت کننده است، ماجرا زمانی برای وی رنگ و بوی دیگر پیدا می‌کند که مجبور به استخدام وکیل برای پیگیری حقوق خود در این پروژه می‌شود و در مقابل می‌بیند که به ناگهان، نام یک خانم به عنوان طراح این پل به عموم معرفی می‌شود تا ادعاهای اسدی درباره طراحی پروژه، کمرنگ‌تر جلوه کند! 
وی در این باره می‌گوید: این خانم هموطن بنده است و منکر زحمات وی در طراحی سازه این پل نیستم، ولی طراحی این پل را ایشان انجام نداده و علاوه بر آن، ایده اصلی این پروژه نیز متعلق به ایشان نبوده است. البته اگر قرار بود طرحم را خودم به اجرا درآورم، برای اجرایش فکرهای بهتری در سر داشتم و هنوز هم اگر آقایان اشتباهشان را قبول کنند و مکان دیگری را برای اجرای طرحم در اختیارم بگذارند، از پیگیری قضایی ماجرا صرف نظر می‌کنم و تلاش خواهم داشت ایده‌ای را که برای معرفی و تأییدش انرژی زیادی صرف کرده‌ام، ‌به اجرا درآورم. 

اسدی در پایان می‌گوید: هنوز باورم نمی‌شود که چگونه از آن همه استقبال از طرحم و افق توسعه‌ای که مسئولان برایش ترسیم کردند، به اینجا رسیدیم که پروژه توسط دیگران به اجرا درآمد و نام پل طبیعت به خود گرفت و حالا طراح هم برایش معرفی می‌شود، در حالی که همه مستندات ارائه این طرح توسط بنده از چندین سال پیش موجود است و برخی مدیران شهرداری هم که با طرحم موافقت کرده بودند، هنوز در این نهاد سمت دارند؛ امیدوارم که اشتباهات تصحیح شود و ایده من به نام دیگران نوشته نشود! 

گفتنی است، «تابناک» آمادگی دارد پاسخ مسئولان شهرداری در ابن باره را جهت روشن شدن دیگر ابعاد ماجرا و آگاهی عموم منتشر نماید.


نظرات()   
   
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394  23:33

در حالیکه زنان دولتی ، امروزه به دروغ الگوی خود را حضرت زهرا یا حضرت زینب معرفی میکنند و در عمل به سیاست عایشه دامن میزنند که همان رواج برادر کشی و به نابودی کشاندن جامعه اسلامی است ، میتوانید در این ویدیو با گوشه ای از واقعیت زندگی این زنان بزرگ به دور از تحریفات فمنیسم آشنا شوید

[http://www.aparat.com/v/Bptsl]


نظرات()   
   
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394  14:17



در نشریات و سایت های خبری از فعالان حقوق زن مدام می شنویم " مردسالاری" اما کو؟ تا دیدیم زحمت کشیدن های پدر، نگرانی او برای زن و فرزندش، جان کندن او برای یک لقمه نان. در حالی که زنان پیوسته هر روز ضد مرد تر می شوند خیلی از مردان اصلا بی اطلاع از این جو فقط فکر لقمه نان برای زن و فرزندند! نمی دانم چطور دلشان می آید اینقدر نسبت به پدران و مردان خشن باشند!؟
مدام می گویند کارها دست مردان است و در آمدها دست مردان است!
آیا او جز برای زن و فرزندش می خواهد؟ آیا هیچ مردی اموالش را با خود به گور برده است؟

 پدر دوستت دارم


نظرات()   
   
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394  03:03

چه کسی میداند در پس این چهره مهربان خستگیت را

پدرم دوستت دارم . . .

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

اس ام اس های روز مرد:

امروز روز مرد است روز مردان آنجلس که حاضر شدند با خود سگ ببرند

ولی زن نبرند. روز مرد مبارک

 

انواع روش های خودکشی:
مرگ موش، طناب دار، قرص خواب، پرش از بلندی، رفتن ریز قطار!
اما همه ما زن گرفتن را انتخاب کردیم!
مرگی آرام، مطمئن، تضمینی، تدریجی!
روز مرد بر شیر مردان مبارک ! :)

اعتراضیه روز مرد
مرد، دستگاه خودپرداز پول نیست!
لطفا برای خرید کادو، خودش را تحت فشار نگذارید!
روز مرد بر همه فرشته های سیبیلو مبارک


آدما ممکنه زن باشن ولی زنها ممکن نیست آدم باشن!
بزن دست قشنگرو!
پیشاپیش روز خوردمون، روز مرد مبارک

زن یعنی:

یک جهان بیچارگی، یک بلای خانگی.
سایه پر درد سر، یک هیولای دو سر.
یک کویر بی گیاه، زندگی با او تباه.
آسمانی بی فروغ، هر چه میگوید دروغ.
شوره زاری بی علف، عمر ما با او تلف ...

روز مرد مبارک

 

مرد یعنی کار و کار و کار و کار/یکسره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه/روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته، یعنی سی سی یو/ختم مطلب، مرد یعنی جان نثار

خلقتش اصلا به این علت بُود/تا درآرد روزگار از وی دمار
روز مرد مبارک

امروز به نام پدران نام گرفت/  زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت
هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب، لباس زیر یا مام گرفت!


روز مرد,  روز اشرف مخلوفات بر همه مردان
و همینطور بر جامعه ذلیل نامردان مبارک باد.

باشد که بیش از پیش  شاهد آقایی و سروری مردان باشیم!

شکسپیر: در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر می خواهند و از شوهر به این درماندگی کل دنیا را.




نظرات()   
   

نشریه زنان امروز


هیأت نظارت بر مطبوعات نشریه «زنان امروز » را توقیف کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس، هیأت نظارت بر مطبوعات، نشریه «زنان امروز» به مدیر مسئولی شهلا شرکت را توقیف کرد.

عدم رعایت حقوق زنان، پافشاری و اصرار بر طرح موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها و پرداختن به ازدواج سفید، دلیل توقیف این نشریه بوده است.

شهلا شرکت، صاحب امتیاز نشریه «زنان» بوده است که 28 بهمن 86 این نشریه لغو مجوز شد و در پی درخواست دیگری در اردیبهشت 87 از سوی مدیرمسئول، هیأت نظارت بر مطبوعات 18 آذر 92 با انتشار دومین نشریه شرکت، با عنوان «زنان امروز» موافقت کرد.


نظرات()   
   

اشتغال زنان

رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان از افزایش میزان نرخ ناباروری در کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا دکتر حبیب‌الله موسوی بهار روز یکشنبه ششم اردیبهشت در همایش ایمنی و سلامت غذای استان، با بیان اینکه تغذیه ناسالم تاثیر زیادی در ناباروری داشته، افزود: تغذیه ناسالم زندگی انسان را مختل می‌کند و باعث بروز انواع سرطان‌ها می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه انسان‌ها دشمنی بالاتر از خود ندارند، گفت: حتی حیوانات نیز ظلم‌هایی که یک انسان در حق خود کرده را انجام نمی‌دهند.

موسوی بهار ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه انسان در انواع دارو و منابع غذایی با هدف سودجویی، سلامت جامعه بشریت را به خطر انداخته که متولیان امر باید هماهنگی‌های لازم را برای رفع نیازهای روزمره مردم انجام دهند تا بتوانیم نسل آینده سالمی داشته باشیم.

وی با بیان اینکه بهداشت و درمان تنها متولی 30 درصد بخش سلامت است، اظهار کرد: 70 درصد سلامت مربوط به دستگاه‌ها و حوزه‌هایی از جمله نهادهای دولتی و غیردولتی بوده که وظایفی در راستای ارتقاء سلامت در جامعه دارند.
***********
با توجه به اشتغال روز افزون زنان و تاکید سیستم های دولتی و فعالان حقوق زن بر موضوع اشتغال زنان، به تبع افزایش مصرف غذاهای فست فودی و کنسروی را شاهد خواهیم بود چرا که با تقلید از سبک غربی زندگی و فرصت کمتر زنان برای طبخ غذا، قاعدتا سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.
نکته تاسف بار این است که امروز خود زنان به مصرف کنندگان بزرگ فست فود ها و غذاهای کنسروی تبدیل شده اند!
مشکلات عاطفی ناشی از اشتغال زنان و مساله عدم سازش آنها در زندگی مشترک که منتج از اشتغال زنان است خود مزید بر علت است که خانواده ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
 
از آنجایی که سلامت جنسی خانواده و بخصوص مردان به ساپورت عاطفی از جانب زن و حفظ جایگاه و ریاست مرد در خانواده بستگی دارد و رابطه مستقیمی با تغذیه سالم دارد، قطعا مشکلات جنسی و ناباروری، ناتوانی های جنسی مانند اختلال نعوظ و زود انزالی و بیماری هایی مانند ضعف سیستم ایمنی و سرطان و افسردگی... با این سبک غلط زندگی به اوج خود می رسد.


نظرات()   
   

گناهان کبیره

به سایتهای مذهبی که رجوع کنیم از اعمالی مثل خودارضایی، همجنس گرایی، زنا و ... بعنوان معصیت یاد می شود و این اعمال حرام دانسته می شود. خوب این دقیقا درست است اما آیا غیر از این است  که این اعمال ناشایست  تنها در نتیجه افکار ، شرایط  و محیط اجتماعی مشرکانه امروز پدید آمده است؟
 متاسفانه سبک زندگی انحرافی که تشدبد کننده و دلیل اصلی این گونه اعمال است خیلی خوب قلمداد می شود ولیکن تنها به خود این اعمال بدون در نظر گرفتن علل ارتکاب آن، بسنده می شود. این جاست که باید دجال امروز را شناخت. دجالی که علم را ضد علم و دین را ضد دین می کند و این دجال در اصل زاییده نفس اماره است. امروزه مشخص است که نفاق به طرز پیچیده ای ایجاد شده است و شما شعار مردمان منافق امروز را مینید که اظهار تمایل به کمک به دیگران و بشر دوستی می کنند، مثل زنانی که حضور در جامعه خود را به عنوان خدمت به خلق و جامعه قلمداد می کنند.  این گونه افراد این گونه به دیگران کمک می کنند: ابتدا دیگران را له می کنند و حق آنها را به خاطر حرص های توهمی خود می خورند و بعد به آنها به ظاهر صدقه می دهند لذا به علت صدقه دادن، خود را مستحق قداردانی می دانند. 
این روال، اساس بسیاری از موسسات و افراد به ظاهر متمدن، و قدرت های بزرگ دنیاست. اما همین افراد از عدالت حقیقی اولیه که انسانها برخوردار بودند بسیار وحشت زده اند زیرا دیگر در این عدالت نمی توانند به واسطه صدقه دادن ریاکارانه، خودشان را نزد دیگران خوب جلوه دهند تا بدین وسیله هویت یابند. این اساس نزول پیوسته انسانها در طول تاریخ از زمان آدم و حوا تا امروز است. در پاسخ به اظهارات سخیف این فسم از انسانها باید گفت که احتیاجی به خدمت و کمک دروغین نیست بلکه اگر شما دست از تمایلات نفسانی خود بردارید، آنگاه کسی نیاز به کمک و خدمت شما ندارد. اکثر این برابری ها شامل همین موضوع هستند نکته جالب این است که گاهی این سوء استفاده در موضوعات دینی و با تحریف واقعیات گنجانده  می شو.

بهتر است چند مثال در باب خدمتهای دروغین و توهمی که هدفی جز شهرت طلبی نفسانی و توهمی ندارد آورده شود. مثال سس و صنایع غذایی در پستی آورده شد که مثلا زنی در رشته های مربوطه درس می خواند و خانه و خانواده را سرد و تنها می گذارد و یا کلا از هم می پاشاند تا مثلا در کارخانه های تولید مواد غذایی صنعتی کار کند و خیلی ها را هم بابت همین غذاهای صنعتی به سرطان و ... مبتلا می کند و نامش را خدمت به جامعه می گذارد. حالا این سرطانی ها باید به پزشکان تاجر مراجعه کنند تا آن پزشکان هم به اصطلاح خودشان خدمت کنند. اینجاست که خدمت کردن دروغین و ریاکارانه با بدبخت کردن مردم تبرایبا هدف  ایجاد هویتی برای نفس پلید، مشخص می شود. در دنیای به اصطلاح علم که همان علم اروپایی است از این موارد کم نیست. مثلا هروئین برای ترک تریاک اختراع می شود و اسمش در ان زمان خدمت می شود که باید از آن قدردانی کرد. این رسوایی را با این جمله معروف که همیشه در علم اشتباه و خطا است توجیه می کنند. اما چطور است که این اشتباهات هیچ گاه با اهداف مقدس نمی خواند؟ یعنی امکان ندارد کسی با هدف مقدس، کاری کند که ضربه مهلک به بشریت وارد نماید. نمونه اش پیامبران و امامان هستند. نیت این چرخه مهلک تمدن تنها ارضای نفس و دادن هویت به نفس اماره با خدمت ریاکارانه به خلق است. نمونه هایی از این دست بسیارند که اختراع رادیو اکتیویته و ... هم جزئی از آنان است. امروزه با وجود تشابه کامل زن و مرد که کاملا روندی بر خلاف روند توصیه شده ادیان دارد، چطور می شود توقع داشت همجنسگرایی نباید شایع شود؟ و یا این که سن ازدواج تا این حد بالا رفته و تشویق هم می شود، چرا  توقع داریم خودارضایی شایع نشود؟ چون خودارضایی باعث می شود که ازدواج نکنیم؟ یعنی باعث می شود که ازدواج به سبک فمینیستی امروزی نکنیم و میل بدان را از دست بدهیم. انجام ندادن خود این اعمال ناپسند به تنهایی کفایت نمیکند زیرا بعضی تفکراتی را در قالب دین رواج می دهند کاملا نتیجه آن گسترش این اعمال خواهد بود. به عنوان مثال، همجنسگرایی و لواط از تفکرات مهلکی سرچشمه می گیرد که در نهایت هم به هلاکت بشر می انجامد. مسلما در جامعه با شباهت کامل بین زن و مرد، همجنسگرایی ترویج می شود و برای همین هم در غرب همجنسگرایی چنان گسترش یافته که خیلی از سیاستمداران و روسای کمپانی هایی که کالاهای آن را ما به علت نیازهای کاذب و توهمی و جعلی خود مصرف می کنیم، علننا اعلام همجنسگرا بودن خود را کردند. در اصل زشتی این عمل به خاطر همان شیوه و منش و تفکر مهلک آنست .
کار پیامبران این بود که به مردم گوشزد نمایند که درست زندگی کنید و درست فکر کنید. مطابق با فطرت انسانی خود زندگی کنید. این مهم ترین موضوع است و اگر کسی زندگی مخالف فطرت را برگزید و تنها ظاهر برخی اعمال را حرام دانست، نه تنها از ظاهر آن اعمال نمی تواند فرار کند بلکه منافقانه و هلاکت بار زندگی می کند.


نظرات()   
   

شبکه آموزش فمینیسم
شبکه آموزش و آموزش فمینیسم

در روز جمعه، آقایی طی برنامه ای در شبکه آموزش اظهارات جالبی در مورد بکار بردن دین و ... کرد که کاملا مرتبط با موضوعات مربوط به فمینیسم است زیرا در این حوزه نیز در این برنامه صحبت شد. وی در این برنامه، دین را حوزه تخصصی خواند و اظهار کرد که وبلاگ ها صلاحیت لازم در مورد اظهار نظر در مورد دین و احادیث و و تایید آن ندارند. خوشبختانه در این وبسایت، ادعایی مبنا بر تخصص در دین و یا اظهار نظر در مورد آن نیست بلکه بیان مشکلات خودمان، جامعه، و استفاده از احادیثی است که بارها همین متخصصان برای ما در صدا و سیما و وبلاگهایشان و کتابهای درسی مان گفته اند. حداقل برای برخی نویسندگان این وبسایت که هیچ ادعایی در تخصص در دین ندارند و همین جا هم گفته می شود که منبع چندانی جز همین حرفهای متخصصان ندارند، این سوال پیش می آید که آیا به کار بردن احادیثی که در کتابهای درسی مان ذکر شده بود نیز باید مورد تایید باشد؟ مگر جز این بود که در همین کتابهای دینی مدرسه گفته شده بود تساوی زن و مرد با تشابه زن و مرد فرق دارد؟ تشابه زن و مرد با عدالت بین زن و مرد در تضاد است. ما این مطالب را خوانده ایم و همان مطالبی است که شما به ما داده اید و با آنها دچار تضاد جدی شده ایم!! حدیثی از خود اختراع نکردیم. شان نزول حدیث تعیین نکردیم مگر جز انچه که همین متخصصان به ما گفته اند. نظردهی را آزاد گذاشته ایم تا انتقاد سازنده را بپذیریم چون مشتاق حقیقت بودن فقط ویژه عده ای نیست که خود را متخصص بدانند. تخصص کلمه ای است از اختصاص. اما دین امری اختصاصی و طبقاتی نیست و حداقل تاریخ پیامبران و امامان که باز خود شما برای ما نوشته اید گواه بر این ادعاست که خیلی از پیامبران تا قبل از پیغمبری مطلقا در محیط دینی رشد نکرده اند از جمله حضرت موسی و ابراهیم و اصلا حضرت ابراهیم نزد عمویش بت سازی می کرد. کسانی دنبال کشتن حضرت عیسی بودند که ادعای تخصص در دین خود داشتند و اصلا حضرت عیسی برای نجات یهودیان آمده بود اما چه شد؟ آیا برای امام زمان هم باید با همان شیوه پیش رفت؟ راه دوری نمی رویم. بهتر است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همین متخصصان در عرصه قانون گذاری و ... نقش پررنگی داشته اند را نگاه بیندازیم. چرا در زمان طاغوت چیزی به نام ازدواج سپید نبود اما امروزه با وجود این قوانین تخصصی و مورد تایید متخصصان، کارایی این قوانین نزد جوانان تا این حد پایین آمده تا از ثبت ازدواج دوری کنند، حتی برخی از آنها مذهبی هستند و مراسم عقد و ... را خودشان به جا می آورند اما ازدواجشان را ثبت نمی کنند؟، در همین برنامه در مورد تقسیم کار بین حضرت فاطمه و حضرت علی بحث شده که این تقسیم کار متناسب با شرایط آن روز بوده و این به اصطلاح متخصص فرمودند این تقسیم کار بسته به شرایط زمان تغییر می یابد، اما اگر واقعا شرایط امروز برای این تقسیم کار تغییر یافته چرا در قوانین کوچکترین نمودی ندارد؟ این قوانین مگر از زیر دست همین متخصصان رد نمی شوند؟ در ضمن امروزه که عصر تکنولوژیکی است، شرایط به سرعت در حال تغییر یافتن است و هر روز شرایط عوض می شود، از کجا بدانیم سال بعد چه تقسیم بندی باید بکنیم که برنامه ریزی کنیم؟  در سالهای آینده ممکن است شرایط جامعه طوری شود که مردان بروند خانه و کار خانه کنند و زنان به جامعه زنانه بروند آنگاه تکلیف فعالیتهای امروز ما چه می شود و تکلیف فطرتمان چه می شود، مگر فطرت با شرایط جامعه مدرن و متغیر امروز تغییر می یابد؟ یعنی هیچ وجه اشتراکی بین ما و حضرت علی و فاطمه از حیث فطرت نیست و با تغییر شرایط جامعه باید کاملا عوض شد؟ هیچ چیز درونی وجود ندارد که پایدار باشد و تنها شرایط جامعه تعیین کننده عملکرد انسان است؟ تا حال کسی پرسیده که شرایط همین جامعه ناشی از چیست؟  از طرفی حرف بسیاری از همین متخصصین با هم در تضاد است و ماهم که به قول خودتان تخصص نداریم که بفهمیم که چه کسی دارد راست می گوید!!! مرتب کتابهای درسی را تغییر می دهید، محتوای کتابهای دینی بچه ها هر سال تغییر می کند، کسی هم نمی داند آن یکی چی خوانده!!! آیا واقعا این سیستم کاراست؟ حدیثی هم از قول خودتان (نه از قول خودمان) در کتب درسی زمان ما نوشته بودید که در آخرزمان از اسلام جز نام باقی نمی ماند، از طرفی شما وظیفه حفظ اسلام را در آخر زمان به عهده متخصصان دینی انداختید و به قول خودتان باید با تخصص در دین وارد شد و مردم عادی که از نظر شما یک مشت بی سر و پایی هستند که در وبلاگشان هزیان می گویند هیچ اعتبار ندارند و عملا هم در طول تاریخ، دین در دست همین متخصصان بوده و هست، اما چرا قرار است چیزی جز نام از دین باقی نماند؟ مگر دین در دست شما نیست و نبوده و نخواهد بود؟ در طول تاریخ که پیوسته دین دست شما بوده و امروزه هم هست و فردا هم با توجه به گریزان شدن مردم از دین که از امروز هم کاملا هویداست، کسی رقیب شما نخواهد بود، پس این جز نام نماندن از دین طبق حرفی که خودتان به ما زده اید بر عهده خودتان هست. منبع ما هم در این ادعا خودتان هستید. برای شناختن این به اصطلاح متخصصان، نگاهی به تاریخی که خود همین به اصطلاح متخصصان برای ما می گویند، کافی است. هر یازده امام به مرگ طبیعی نمردند و کشته شدند و به شهادت رسید اند. یک نگاه انداخته شود که توسط که و چگونه کشته شده اند و البته منبع هم همین کتب به اصطلاح متخصصان هست. در منابع خودشان نوشته شده که امامان توسط مردم عادی کشته شده اند یا متخصصین. اما برای باز کردن مفهوم تخصص، تخصص از اختصاص و خاص می آید. چه کسی می تواند تخصص در همین علوم دینی بگیرد؟ مستضعفی که روز و شب باید کار کند تا خرج خود و ... را در آورد فرصت تخصص یافتن در این امور را ندارد. اما کسی که از لحاظ مالی خیالش راحت است می تواند خیلی خوب تخصص بگیرد و اتقاقا مورد مشکوک همین است که با چه مالی افراد متخصص متخصص می شوند؟ (چون این متخصص به شدت به حلال و حرام بودن مال تاکید دارد) در زمان تحصیل همین متخصصان در حوزه دینی خرجشان از کجا می آید و این خرج آیا با اولویت در جیب این جماعت می رود که عده ای زیاد گرسنه اند؟ اما آن گرسنگان فرصت تخصص یافتن ندارند چون توسط عده ای زیادی از همین متخصصین ضعیف شده اند و مستضعف شده اند. قرآن هم وارثان زمین را مستضعفین معرفی می کند و نه متخصصین. البته قصد این نیست که گفته شود که همه افراد در یک قشر بد هستند زیرا این گونه به نوعی قشری گرایی مبتلا می شویم اما به آسانی می توان یافت که عده ای کمی از این قشر واقعا مومن اند که پیوسته به تخصص و ... خود ننازند و آنها را تنها در جهت فهم حقیقت برای خود و برای همه به کار برند و خود را بالاتر از کسی نبینند و دچار غرور نشوند و طوری نشود که حرف حق را از کسی که نه تخصص دیده و نه فرصت و امکان آن را داشته است نشنوند به این دلیل که شان خود را بالا بدانند(البته حقیقت در لا به لای علوم مختلف موجود در دانشگاهها و حوزه ها خیلی لطیف و ظریف پنهان و گم می شود و فرد با وجدان در میان افرادی که ماهیت این علوم را فهمیده اند و سالها در آن تحصیل کرده اند این است که پنهان سازی ها و تحریفات لطیف در این سیستم را آشکار کنند و علوم ضد علم را مشخص سازند). اگر امام زمان هم بیاید تنها از طریق دل شناخته می شود و نه از طریق تخصص و ... زیرا وی خود را ابتدا به متخصصین معرفی نمی کند که از ایشان تاییدیه بگیرد، وی خود را به همه مردم معرفی می کند. همه ما نتایج تخصص چه در حوزه دینی و چه در حوزه علمی و تکنولوژی را در زندگی خود دیده ایم و می دانیم چقدر توانسته اند ما را به آرامش برسانند.


نظرات()   
   

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   
شنبه 29 فروردین 1394  05:38

[http://www.aparat.com/v/TmNUQ]

مهران رجبی به بیان خاطره ای در مورد برابری زن و مرد میپردازد


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/1z4Ed]
مرضیه ذباغ به بیان خاطره ای پرداخته و در آن گریزی به ذات هوس پرستانه خود می زند و بیان میکند من گفتم اگر امام فلان کار را کند ما ایشان را به عنوان رهبر قبول نداریم(مبنای تشخیص اسلام ما هستیم نه امام)


نظرات()   
   

زن و مرد

بارها استدلال احمقانه " مگر مردان می گویند که من پدر و همسر هستم و بدان اکتفا می کنند که زنان تنها به مادری و همسری خود اکتفا کنند و ..."، این استدلال از تشابه زن و مرد نشئت می گیرد و می گوید چون زن با مرد مشابه است و زن مادر هست و مرد پدر، لذا پدر و مادر هم با هم مشابه اند. در واقع کاملا کامپیوتر وار عمل کرده است و گویا اطلاعاتش از انسان در حد اطلاعات یک ماشین از انسان است. و البته این استدلال از زبان کسانی در می اید که یا هیچ اطلاعاتی از دین ندارند و یا خود را به شدت به آن راه زده اند.  گویا نمی دانند هویت پدری چیزی جز نان آوری و در نهایت شغل اقتصادی اش نیست و می آیند هویت پدری توهمی از خود اختراع می کنند. گویا اصلا نمی دانند پدریت چیست و مرد قرار است با پدری خود چه کند؟ لاید زایمان کند و بچه شیر دهد و عاطفه مادری نسبت به فرزند داشته باشد؟ واقعا نزد این افراد هویت پدری و مادری چیست؟ پدری بدون کار بیرون چگونه اصلا می تواند پدری کند و مادری با کار تمام وقت بیرون اصلا چگونه می تواند مادری کند؟ این دو یعنی مادری و پدری که در عمل در تضاداند و چگونه می توانند مشابه شوند و با هم مقایسه شوند؟  این استدلال نهایت کفر و انکار است. هم دین و هم فطرت و هم تاریخ و حتی فیزویولوژی را منکر می شود. اگر قرار باشد این استدلال حق باشد لذا مرد و زن هر دو باید باهم حامله می شدند و با هم شیر می دادند و با هم ضعف جسمانی ناشی از ذخیره شدن شیر در بدن را تحمل می کردند و با هم باید جهاد می کردند اما جهاد زن و مرد با هم متفاوت بوده است و تمام احادیث و قرآن و ... گواهی این مدعاست. اما می خواهند همه چیز و همه کس را به صورت توهمی و جنون وار مشابه کنند. جالب است این برابری خواهی تشابه وار، از زمانی آغاز شد که نابرابری بشر به حد بحرانی رسید و به شدت فاصله انسانها زیاد شد و با تشابه زن و مرد این روند مهلک و نفس پرستانه بدتر هم شد. در این سیستم زندگی امروزی، هر کس دنبال تسلط بر دیگران است و تشابه زن و مرد هم در این روند به شدت تاثیر گذار است زیرا چیزی جر منیت خواهی تسلط گرایانه نیست.


نظرات()   
   
دوشنبه 24 فروردین 1394  05:32
نوع مطلب: (شعر و نثر ،) توسط: محمد مهدی

دختر ترشیده گریان

دختری با مادرش در رختخواب/درد دل میکرد با چشمی پراب!

گفت مادر حالم اصلا خوب نیست!/زندگی از بهر من مطلوب نیست!
گو چه خاکی را بریزم بر سرم/روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست و شش افزون شد/دل میان سینه غرق خون شد!
هیچکس مجنون این لیلا نشد!/شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته/بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت/خنده بر لب امدش اهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا میشود/غنچه ی عشقت شکوفا میشود!
غصه ها را از وجودت دور کن/اینهمه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من/ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها/من بدم می اید از این کارها!
در خیابان یا میان کوچه ها/سربه زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی میکنم بر یک پسر/مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از ان روزی که گشتم همسفر/با سعید و یاسر و ایضا صفر!
با سه تاشان رفته بودم سینما/بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم!/او خرم کرد اخرش عاشق شدم
 یک دوماهی یار من بود و پرید!/قلب من از عشق او خیری ندید!
مصطفای حاج علی اصغر شله!/یک زمانی عاشق من شد بله!
بعد جعفر یار من عباس بود!/البته وسواسی و حساس بود!
بعد از ان وسواسی پر ادعا/شد رفیقم خان داداشه المیرا!
بعد او هم عاشق مانی شدم/بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم/بعد نادر عاشق ناصر شدم!!!
مادرش امد میان حرف او/گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو!!!
گرچه من هم درزمان دختری/روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز انکه تورا باشد پدر/دل نمیدادم به هرکس اینقدر!!!
خاک عالم بر سرت خیلی بدی/واقعا که پوز مادر را زدی...!!


نظرات()   
   

فکر میکنید اگر معاونت امور زنان میخواست درباره تجاوز به 2 پسر ایرانی توسط ماموران سعودی موضعی بگیرد چه می گفت؟

 


نظرات()   
   

این روزها در صدا وسیما، بسیار از دیکتاتوری شاهان حرف زده می شود، و حتی صحبت از دیکتاتوری شدید آنها قبل از پهلوی می شود، اما وقتی منصفانه قضاوت کنیم می فهمیمیم که در زمان شاهان قاجار و قبل از آن، یک شاه کمتر می توانست دیکتاتور باشد زیرا دخالتی در زندگی روزمره مردم نداشت. 
امروزه که لفظ ساختگی دموکراسی در جهان ایجاد شده و در کشور خودمان نیز تجسم احمقانه آن ترویج می شود. در این شرایط آیا دخالتهای دولت امروز در زندگی مردم بیشتر است یا شاهان گذشته؟ به عنوان مثال ناصرالدین شاه را دیکتاتور می نامند، در صورتیکه بسیاری از مردم آن روز نه ناصرالدین شاه را می دیدند و نه می شناختند و نه او مردم را می شناخت و تنها از طریق مالیات یا تصمیمات اقتصادی با مردم در ارتباط بود و چون مردم عمدتا روستایی  و خودکفا بودند ، دیوی به نام دولت نبود که همه مردم را برده خود سازد. سیستم خانواده سالاری بود، اما امروزه مکاتب انحرافی همچون فمینیسم که ادعای استقلال زنان را دارند اما در اصل قصد خارج کردن زنان از دامان خانواده و غرق کردن آنها در باتلاقی وحشتناک را دارند که دولت متولی آن شده است. 
همین دولت امروزه در شخصی ترین مسائل مردم مثل ازدواج دخالت می کند و همیشه به جای کارکرد سازنده اثراتی مخرب از خود بر جای میگذارد  همانطور که ازدواج سپید در اثر دخالتهای بی رویه و گستاخانه دولت در زمینه ازدواج رواج یافت.
 جوانان را به جرم انجام سنت پیامبر به زندان انداختن،و به خاک سیاه نشاندن از زورگویی های سیستم دولتی مدرن امروز است که در زمینه خانواده بسیار مخرب تر از شاهان گذشته عمل کرده است. دولتی که 2 سال از پسران بیگاری میکشد و رئیس جمهور با افتخار میگوید در دولت من اولیت اشتغال با زنان است!!! زنانی که جز زبان درازی برای این کشور هیچ نکرده اند و در در 2 سالی که پسران مشغول خدمت به کشورند ، طلبکارانه مشول اشغال کردن جایگاه انها هستند. 
باید گفت دولت از مهمترین عوامل تغییر شیوه زندگی مردم است و در صدد جابجایی جایگاه مرد و زن با یکدیگر معالانه مشغول تخریب بنیان خانواده است. کودکان را از آغوش پدر و مادران در آورده و در سیستم کثیف بوروکراسی حل کرده است و با رواج یتیم خانه های مدرن ، کوکانی را برای آینده کشور به بار خواهد آورد که نه در دامان پر مهر پدر و مادر بلکه در مهد های کودک و با انواع عقده ها و بی توجهی ها بزرگ شده اند. 
سیستم دنیا پرستانه امروز در حال برده داری و سوء استفاده از مردم و گسترش این رویه ها در کل دنیاست اما متاسفانه به دلیل طراحی ماهرانه این سیستم ، دیگر کسی متوجه آن نیست تا مانند زمان شاهنشاهان با ظلم آنها مبارزه کند و مردم با داشتن توهم آزادی ، برده سبک زندگی و خواست زورمندان و ثروتمندانند.


جامعه اسلامی که در آن سنت پیامبر جرم است


جامعه کثیفی که کسی برای کسی نیست. هر کس در اختیار نفس اماره خویش است و تمام اعضای خانواده همین گونه از کودکی تربیت می شوند.


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

همانطور که قرآن سفارش کرده است، مردان وظیفه تامین مادی زنان را بر عهده دارند. لذا در طول تاریخ اغلب زنان به مال شوهر و مردان به زیبایی زن توجه داشته اند مگر مردان و زنان با ایمان که همیشه تعدادشان  اندک است.
 امروزه که بسیاری از زنان خود صاحب درآمد شده اند طغیان کرده ، خواهان پرستیده شدن از سوی مردان هستند. لذا شرک امروز بسیاری از مردان را گرفتار می کند و کم کم پس از پرستش، نفرت به وجود آمده و ریشه خانواده و اخلاقیات را می خشکاند . فرزندان پسر که در خانه ای بزرگ می شوند که زن در آن خانه پرستیده می شود دچار نفرت از زن شده و به انواع انحرافات دچار می شوند.
همچنین انگیزه اصلی مرد در زندگی ایثار و از خود گذشتگی است زمانیکه زنان احتیاجی برای امرار معاش به مردان نداشته باشند ، مرد انگیزه ای برای زندگی پیدا نخواهد کرد و به قول نویسنده کتاب مردان مریخی زنان ونوسی در این شرایط مرد دچار مرگ تدریجی خواهد شد.
 تمنای زنان به پرستیده شدن توسط فعالان فمینیست کاملا آشکار شده است. متاسفانه بسیاری از روزنامه نگاران زن امروز چنین تقاضای کثیفی را در ابتدای تاسیس وبلاگستان فارسی به نمایش گذاشتند و باطن کثیف خود را کاملا نشان دادند. بی دلیل نیست که بسیاری از سایتهای خبری امروزه مطالبی را می نویسند که بوی شرک از آنها می آید و در وبلاگستان فارسی، کاملا پرده حیا پاره شد و مطالبی به شدت سخیف و دور از شرم نوشته شد که متاسفانه درصد بالایی از نویسندگان آن را همین روزنامه نگاران زن تشکیل می دادند.
 مقصود این نیست که همه روزنامه نگاران بد هستند زیرا در همین انجمن بارها مقالاتی ضد فمینیسم از سوی زنان منتشر شده است بلکه مقصود تبلیغ جریان های انحرافی و پست در جامعه توسط یک زنجیره به هم پیوسته است. متاسفانه این زنجیره در دولت و سایر نهادهای قدرت نفوذ زیادی پیدا کرده است که باید با آن مبارزه کرد.
 در سایت های رسمی خبری و روزنامه های رایج که امکان بروز و ظهور بی پرده انحرافات نیست (هر چند برخی اوقات نیز چنین می شود)با ترجمه و یا استفاده از تحقیقات دستکاری شده و منسوخ کشورهای توسعه یافته سعی می شود تا انحرافات فمنیستی به خورد مخاطب داده شود. این تضادی بزرگ در رسانه های فرهنگی این کشور است.
 از طرفی بحث مبارزه با استکبار جهانی و الگو نگرفتن از دشمن است و از طرفی دنباله روی کور کورانه چنین افرادی برای رسیدن به خواستهای خود. 
ما با چه چیز استکبار جهانی جنگ داریم و اصلا چرا استکبار جهانی، استکبار جهانی است؟ آیا این کشورها همه چیزشان خوب است و فقط کمی بداخلاق اند؟ اگر ما باید از آنها الگو بگیریم چرا با آنها جنگ داریم؟ گویی مبارزه با ظالم یعنی این که از خود ظالم الگو بگیریم و بگوییم چرا فقط یک نفر باید ظلم کند بلکه ظلم باید بین همه تقسیم شود و همه به نوبه خود بتوانند ظلم ( که در مقابل عدل است) کنند. لذا استدلالشان هم کاملا متضاد با استدلالهای اوائل انقلاب است.
نکته جالب این است که تمام جنگ بین ما و غرب در 3 نهاد خلاصه می شود 1.دستگاه فرهنگی کشور شامل رسانه های مکتوب ، دیداری و شنیداری 2.سیستم آموزشی کشور از مقدماتی تا دانشگاهی 3.سیستم قضاوت کشور که باید احکام اسلام را اجرایی کند
حال خود قضاوت کنید که این بخشها در نظام ما تا چقدر کارکرد ایرانی اسلامی دارند . آیا اگر این 3 نهاد قرار باشد مانند غرب کار کنند چیزی می ماند که نقطه تفاوت بین ما و دشمن باشد؟


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic