کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان
شنبه 15 فروردین 1394  05:36

شیطان فمینیسم

یکی از اهدافی که در پست های این سایت دنبال می شود، اشاعه بحث هایی در برابر برچسب تحجر که فمنیسم مدام از آن استفاده میکند است. همه انسانها بت پرستی را مربوط به دوران تحجر می دانند اما امروزه ریشه مکتب ضاله فمینیسم را همین بت پرستی تشکیل میدهد.
افکارو عقاید خرافی که توسط فمنست ها به بت تبدیل گردیده و هرکس با آن مخالفت کند به او برچسب تحجر زده می شود.
 اولین بت پرست خود شیطان بود که شروع به تجسم خدای توهمی در کنار خدای واقعی کرد و در واقع یکتا پرستی را کنار گذاشت. زمانی که خداوند به وی گفت که در برابر انسان سجده کن ، امتناع کرد و گفت که من فقط در برابر خدا سجده می کنم. کدام خدا؟ خدای ذهن و ایده خودش. خدای توهمی خودش، زیرا خدای واقعی که یکتاست خودش امر به سجده در برابر انسان کرده بود. در اصل کار او تنها عدم فرمانبری از خداوند نبود بلکه وی ادعا می کرد که من تنها خدای خود را می پرستم و در برابر او سجده می کنم و چنین خدایی را خود ساخته بود زیرا خدای واقعی آن را نمی خواست. ریشه بت پرستی نیز طبق قرآن، خدای ذهنی انسانهاست.
 طبق فرموده قرآن، کافران خدای ذهن خود را می پرستند که در پست های قبلی بدان اشاره شد. همین خدای یکتا زنان را امر به اطاعت از مردان کرده و مردان را قوام بر زنان دانسته است اما بسیاری از فمینیستهای اسلامی امروز این استدلال را مطرح می کنند که زن هم خدای خودش را دارد و مرد هم خدای خودش را دارد و نیاز به اطاعت و تمکین از مرد نیست و در تمام زمینه ها از مادی و معنوی فقط باید از خدا اطاعت کرد و اطاعت از مرد حتی  مومن ، نیز کفر محسوب می شود. مسلما در راه کفر زن مجبور به اطاعت از مرد نیست لبکه این اطاعت در امور مادی و دنیوی و بعضا معنوی از مرد  مومن است. اما همین نیز از سوی این فمینیستها رد می شود و تمام تلاشهایشان در راستای عمل نکردن به این مهم است.
 برای انجام ندادن دستور خداوند در این زمینه کم کم نیاز زن به مرد انکار می شود چنانچه می گویند، چون نیازی به مرد نیست پس تمکین و اطاعت در امور مادی و معنوی معنا ندارد. اصلا هدف از کار و تحصیل و ایجاد جو آن در میان دختران تنها برای رسیدن به این مرحله است. اصولا انکار نیاز به جنس مخالف، انکار نیازهایی است که خدا در انسان نهادینه کرده است لذا به انکار خود خدا هم می انجامد. برای همین است که عده ای از کافران، بهشت توصیف شده در قرآن را بهشتی کاملا خسته کننده و مربوط به زیر شکم و شکم انسان می دانند. در اصل چون آنها نیازهای خود را انکار کردند لذا وقتی حرفی از نیازهای انسان در قرآن (که توسط خدا در انسان نهادینه شده) و رفع آنها به نحو احسنت در بهشت می شود ، آن را پیش پا افتاده و مسخره می خوانند و خدا را منکر می شوند.
حال آنکه این افراد در همین دنیا برای ارضای اموری که پیش پا فتاده میخوانند انواع دروغ و دغل را مرتکب می شوند از روابط نا مشروع گرفته تا خوردن پول های حرامی مانند مهریه های نجومی که با فریب و کلاهبرداری بدست می آورند .
در اصل امروزه انسانها بتهای زیادی را می پرستند و بت اعظم ، نفس پرستی و ثروت دوستی است ، بت دنیا که انسانها را برده خود ساخته و با نام مدرنیته به رجعت به سنتهای انسان غار نشین و بیابانگرد کشانده است.


نظرات()   
   

به قلم مهندس هاشمی:

تقریبا دو سه سالی می شود که خبر جنایت های داعش علیه شیعیان و دیگر مسلمانان به تیتر یک رسانه های جهان تبدیل شده است و بالتبع نیز مورد توجه مردم جهان قرار گرفته است. اما برخی گروه ها هستند که در اطراف ما زندگی می کنند و تلاش زیادی برای اهداف خود می نمایند و در همه جا نیز حضور دارند. برخی از آنها اینک در خانه های ما، محل کار ما، در کوچه و خیابان همنشین ما هستند و ما هر روز چهره آرایش شده و یا ساده متکبرانه شان را می بینیم. ولی چون بصیرت نداریم نمی توانیم صورت برزخی آنها و اعمال و کردارشان را ببینیم.  
فمینیسم تفکری است که با انقلاب اسلامی گستردگی عظیمی پیدا کرد. فمینیست ها با پشتوانه مردهای فراماسونر و مردهای نادان، قدم قدم جلو آمدند و زندگی و دنیا را متناسب با گفتمان فریبنده و شیطانی خویش تغییر دادند و مردها را به جنس دوم تبدیل کردند. اینک در جامعه ما، مردان 10 درصد شوکتی که پدرانشان در خانواده های سنتی قدیمی داشتند را ندارند. البته فمینیسم فقط مردان را قربانی نکرد بلکه با روش های ضد الهی و خلاف فطرت انسانی، زنان را از زندگی زیبا دور ساخت و آنها را نیز تباه کرد. 
امروز فمینیسم و روشنفکران فمینیست، متهم ردیف اول بالا رفتن سن ازدواج، آمار طلاق، زندگی مجردی جوانان، ازدیاد زنا و لواط و فحشا در جامعه و بسیاری از مصائبی هستند که ما در جامعه امروز با آنها درگیر هستیم ولی علت شکل گیری و ایجاد آنها را نمی دانیم. آنها مشکلات را ایجاد می کنند، با مشاوره های روشنفکرانه خویش، به بهانه حل مشکلات آنها را پیچیده تر و بیشتر می کنند و همزمان در نقش اپوزیسیون ظاهر می شوند و برای دار و دسته ی خود NGO می سازند و احزاب شخصی شان را سازماندهی می کنند و مردم را علیه حکومتی می شورانند که خودشان باعث و بانی ایجاد و افزایش مشکلاتش بودند.
در این مقاله بر آن شدیم تا با مقایسه ای منطقی و مستدل و واقعی "فمینیسم و فمینیست ها" با "وهابیسم و تکفیری ها" حقایقی را برای خوانندگان روشن سازیم تا بهتر با عمق جنایات فمینیست ها آشنا شوند.
گفتنی است شش ماه قبل از نگارش این مطلب، یکی از تحریریه های سایت جوان آنلاین اقدام به نوشتن مطلب مشابهی نموده است که پیوند آن در زیر قرار داده شده است. پیشنهاد می کنم نوشته زیر را هم بخوانید:
http://javanonline.ir/fa/news/661273/فمینیست-و-داعش-دو-روی-یک-سکه 
اهداف:

Image1. هدف: کاهش جمعیت شیعه             
راهکار تکفیری های داعش:     
- ایجاد جنگ مستقیم و قتل عام و نسل کشی شیعیان، 
- دامن زدن به اختلافات شیعیان و اهل سنت و ایجاد جنگ داخلی بین آنها
راهکار فمینیست های داخل:    
- دامن زدن به تحصیلات و اشتغال زنان که باعث بالا رفتن سن ازدواج و در نتیجه کاهش جمعیت شیعیان می شود، 
- دامن زدن به مسئله پیشگیری از بارداری و دادن حق بارداری و کورتاژ به زنان که باعث افزایش روز افزون آمار سقط جنین می شود، 
- دامن زدن به حقوق زنان که موجب از دست رفتن حقوق مردان شده و قوامیت و حق ازدیاد نسل را از آنها گرفته و در عمل به زنان داده است، 
- تلاش برای عقب نگه داشتن مردان و بی توجهی به آموزش و حقوق مردان که منجر به فروپاشی خانواده و سوق یافتن جوانان به زندگی مجردی می گردد.
اسناد:   
- کشتار شیعیان در عراق و بی توجهی رسانه های داخلی به آن:
http://shiata.ir/?p=794 
- روزی هزار سقط غیرقانونی در ایران: 
http://khordadnews.ir/news/125737 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image2. هدف: از بین بردن مردان
راهکار تکفیری های داعش: 
- کشتن و گردن بریدن مردان.
فمینیست های داخل:    
- بی توجهی به جنس مرد. 
- تضییع حقوق مرد.
- دامن زدن به بیکاری مردان با حضور افسار گسیخته زنان و دختران در مشاغل.
- بی توجهی به آموزش مردان و پسران و تجویز آموزش های فمینیستی به مردان که باعث رواج اعتیاد و رفتارهای خطرناک در مردان گشته است.
اسناد:     
- کشتار مردان شیعه توسط داعش + تصاویر:
http://faslejavan.ir/9833/کشتار-خونین-670-شیعه-در-جدیدترین-نسل-کشی-د 
- 95 درصد قربانیان اعتیاد را مردان جوان تشکیل می دهند:
http://ahangerahaayi.org/?p=819 
- با وجود 3.5 میلیون مرد بیکار، 80 درصد زنان ایرانی شاغل هستند:
http://hoshdarnews.ir/detail/News/14877 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image3. هدف:استفاده جنسی از زنان و ازدیاد فرزندان حرام زاده در جامعه هدف          
راهکار تکفیری های داعش:     
- جهاد نکاح
راهکار فمینیست های داخل:       
- موجه دانستن ارتباط جنسی دختران از سنین نوجوانی و ممنوع کردن ازدواج دختران در همین سنین! 
- بیرون کشاندن زن از خانه و خانواده  (با بهانه هایی نظیر اینکه «زن، نوکر و کنیز شوهر نیست) و در اختیار سرمایه داران و ثروتمندان قرار دادن.
- ترویج عملی روابط دوست دختری - پسری (چند شوهری دختران).
*نکته: بخش عمده ای دشمنان اهل بیت(ع) و دین را «حرام زاده ها» تشکیل داده اند.
اسناد:      
ازدواج اجباری زنان “زیبا” با سرکردگان داعش: 
http://fergheha.ir/1393/05/ازدواج-اجباری-زنان-زیبا-با-سرکردگان-د/ 
جهاد نکاح داعش:
http://www.shia-leaders.com/جهاد-نکاح-برای-زنان-چیست-؟/ 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image


نظرات()   
   

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام در عوض راننده خوبی شده ام! حسابدار خبره، مأمور خرید زرنگ، مدیر توانمند، باربر قوی، استراتژیست با هوشی شده ام. اما دیگر خودم نیستم، مدت زیادی است که در خودم گم شده ام! چه کسی مرا به عرصه های مردانه کشاند؟ در حالی که شانه هایم، بازوانم و زانوهایم هنوز زنانه اند، هنوز برای مرد شدن ساخته نشده ام! افسوس که ناآگاهانه مدتهاست به مرد بودنم افتخار میکنم. فراموش کرده ام که زن بودن اوج افتخار است. صبرم، عواطفم، هنرم ارزشمندتر از چیزهایی است که به دست آورده ام.
دلم برای نوه هایم می سوزد، چه کسی میخواهد به دخترانم مادر بودن را بیاموزد!
خانه ها بی مادر شده اند، مردان دیگر نگران هزینه های زندگی نیستند، نگران خرید، دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و... نیستند! به لطف مرد شدن ما آنها فرصت زیادی برای سرگرمی پیدا کرده اند.
بهشت زیر پایمان بود! ولی اکنون در جهنم دوگانگی می سوزیم. دلم خیلی برای زن بودنم تنگ شده است.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

شبکه های سیما

رسانه ملی با ماهواره رقابت می کند. این جمله آشکارا از زبان بسیاری از عوامل این رسانه بیان شده است. این رسانه در سالهای اخیر در ترویج مسائل غیراخلاقی و ترویج فمینیسم و اختلاط زن و مرد، به شکل فاحش  با رسانه های ماهواره ای رقابت می کند و موفقیت های چشمگیری را در این زمینه کسب کرده است. در تبلیغ برنامه های نوروز، دختر و پسر به شکل زننده در کنار هم قرار می گیرند و هر استانی در این تصویر زننده یک نماینده دارد . مرتب از سرزمین مادری( همه جا صحبت از مادری است و هیچ جا به پدری اشاره نمی شود) گفته می شود و چند صباحی است که مانند رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، همدیگر را با اسم کوچک صدا می زنند و حتی افراطی تر از آنها چون خیلی از آنها با اسم مستعار همدیگر را صدا می زنند و یا با اسم و فامیل کامل،  اما در رسانه ملی در ساعات صبح در شبکه 6 زنی چادری سایر مردان را با اسم کوچک صدا می زند، کاری که زنان این مرز و بوم در گذشته نه چندان دور با شوهران خود نمی کردند و حتی مردان هم با الفاظی مانند بی بی و ... زنان خود را صدا می زنند و این یعنی حیای بین زن و مرد. حیایی که اگر شکسته شود به جنون زن و مرد می انجامد و آنها را دیوانه می کند. در توجیه اختلاط زن و مرد، برخی احادیث قلابی خوانده می شوند و حدیث خود حضرت زهرا در این زمینه نقض شده و دروغ خوانده می شود.  احادیث جدیدی که تا کنون به عقل جن نرسیده بودند پیدایشان می شود. 
دلیل عدم اجازه رسانه خصوصی در این کشور چیستوقتی خود صدا و سیما نتایج اسف باری را برای اخلاق جامعه در پی دارد. وقتی در جلو تلویزیون برخی زنان چادری تا این حد بی ادب و حرمت شکن ظاهر می شوند چیز عجیبی نیست زیرا آنقدر در پشت دوربین حیای خود و مردان اطراف خود را شکسته اند که جلوی دوربین و به ویژه در برنامه های زنده خود را لو می دهند. عمدتا این دختران بی حیای چادری متعلق به نسل جوانی هستند که پس از انقلاب تربیت یافتند و نه زنانی که دوران تربیت انها به پیش از انقلاب می رسد. 



رسانه ملی حتی در مقابل گناه و فسق آشکار از خود مقاومت نشان نمیدهد و افراد مختلف با صورت های تراشیده شده با تیغ به جلوی دوربین آورده می شوند و از آنها الگو سازی می شود.
در پایان سوالی که ذهن من را درگیر میکند این است : که آیا انقلاب کردیم که از مولفه های فرهنگی زمان ظاغوت و ماهواره استفاده کنیم و با آنها رقابت کنیم؟


نظرات()   
   

یکی از مفاهیم غلطی که فمینیست های ایرانی به تقلید از غرب در سایتهای تحلیلی و خبری مکررا بیان می کنند بحث توانمند سازی زنان است.
البته اینها برای اینکه مقامات کشوری را در خصوص این موضوع اغفال کنند بحث توانمند سازی زنان روستایی و تبدیل محصولات آنها به سرمایه و کارآفرینی و اشتغالزایی را مطرح میکنند و لیکن درعمل این توانمند سازی تنها پوشش و پوسته ای است به فعالیت ها مخوف و زیرزمینی آنها.
در واقع اغلب این بودجه ها و سرمایه های مربوط به این برنامه ها صرف مرد سازی زنان می شود. این پروسه بعنوان مکمل طرح برابر دانستن زنان و اختصاص فرصت های برابر شغلی و تحصیلی به زنان است.
هر فرد عاقلی می داند که تصدی پست های مدیریتی با کسب تجربه میسر است. منظور از تجربه صرفا تجربه مدیریتی نیست. بلکه تجربه عملی و میدانی در امور مربوطه است. بعنوان مثال یک مدیر خوب مدیری است که مدت قابل توجهی از عمر کاری اش را در سایت یا در درگیری رودر رو با کار مربوطه گذرانده باشد و با تمامی ریز و درشت مفاهیم و جزئیات کار از نزدیک آشنا باشد. چنین مدیری با دید تجربی و قوی ای که دارد و با شناخت عینی که دارد می تواند ارتباط درستی با عناصر و نیروهای خود برقرار کند.
در واقع در هیچ کجای دنیا اینطور نیست که یک مدیرصرفا تجربه مدیریت کردن را داشته باشد و با کار آشنایی لازم را نداشته باشد. اما از آنجایی که در کشور ما متاسفانه اغلب مدیران از روی لیاقت و تجربه انتخاب نمی شوند و منصوب شدن مدیران غالبا با انتصاب و رابطه صورت می گیرد لذا جا برای حضور زنان در مدیریت های کاملا مردانه ایجاد می شود.
ممکن است بتوان مفاهیم مدیریتی را در یک دوره فشرده به شخص خاصی آموزش داد لیکن قطعا نمی توان تجربیات کار سایتی و میدانی را  که یک مدیر طی سالها کار و سر و کله زدن در محیط های کارگری بدست آورده در یک دوره فشرده منتقل کرد.
البته مفهوم برابری که در غرب مطرح می شود  از این رو که یکسان دیدن زن و مرد در غرب سبب شده که زنان بخصوص در مشاغل کارگری و سخت و زیان آور مشغول شوند و اگر معدود زنانی در سیستم های آنها به مدیریت برسند واقعا تمام مراحل سخت را پشت سر گذاشته اند. سوای اینکه در همان سیستم ها هم باز زنان با پارتی و رانت و لابی گری های فمینیستی در برخی جاها به شکل نمایشی و یا برای انجام ماموریتی خاص گماشته می شوند و در پس همه آنها مردان سرمایه دار تصمیم ساز هستند که تمامی جزئیات را دیکته می کنند.
اینجاست که با توجه به محدودیت های جسمی زنان و ویژگی های فیزیولوژیکی و روحیات خاص زنانه که نامتناسب با اغلب پست های شغلی و همچنین با آموزه های دینی ماست که اختلاط زنان و مردان را مجاز نمی داند ، نمی توان زنان را به زور به پست های شغلی و مدیریتی تزریق کرد. که اگر این اتفاق افتاد نشان از فساد سیستم و یا معیوب بودن ساختارها به شکلی است که بالاتر توضیح داده شد.
مطالب بالا پاسخی است بر اظهارات مسئول سابق مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری خانم زهرا شجاعی که طی مصاحبه ای در سایت تابناک که لینک مطلب و بخشی از آن در کادر زیر درج شده است .
پیش از درج  این مطلب خاطر نشان می سازد که مشخصا این تزریق مدیران زن در سیستم های دولتی و نیمه دولتی یک کار باندی و سازماندهی شده و یک توطئه آشکار و در واقع یک عمل مصنوعی و یا مبارزه با طبیعت (تغییر و دخالت در طبیعت) است که در ادامه بحث بعد از کادر به مفهوم آن اشاره خواهد شد:

 با گذشتن سال‌ها از انقلاب، چقدر دولت در زمینه تربیت زنان و ایجاد کادر سازمانی موفق بوده است؟

در دوره اصلاحات ما ٥٤٠جایگاه سازمانی ایجاد کردیم و متاسفانه این ٥٤٠پست و جایگاه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در دولت بعدی متلاشی شد. شورای توسعه استان منحل شد. کارگروه‌ها تعطیل شدند. علاوه بر این جایگاهی که ایجاد کردیم، طرحی هم داشتیم که ٣٠٠مدیر زن را تربیت کردیم.

 تجربه تربیت ٣٠٠مدیر زن چطور بود و آیا امکان فعالیت و مشارکت آنها که در این دوره حضور پیدا کرده بودند، مهیا شد؟

برگزاری این طرح برای خارج‌شدن از دور باطلی بود که در مورد مدیریت زنان تکرار می‌شد. ما به آقایان می‌گفتیم چرا از مدیر زن استفاده نمی‌کنید و آنها می‌گفتند زنان تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ چون مدیر نبوده‌اند. برای اینکه از این دور باطل خارج شویم ٣٠٠نفر را تربیت کردیم تا در بخش دولتی مشغول شوند. به آنها آموزش لازم ارایه شد تا دیگر در مورد مدیریت زنان این حرف تکرار نشود.

دوره‌ دیگری هم تحت‌عنوان «ملیکا» برگزار کردیم. چون این طرح در نیمه‌شعبان اجرا شد نام این طرح ملیکا گذاشته شد. دوره ملیکا، آموزش مهارت‌های زنان برای حضور در مجامع بین‌المللی بود. این طرح در چهاردوره برای تربیت مدیران بین‌المللی اجرا شد.

لینک مطلب در تابناک {+}




برای توضیح تناقض و سیستم مصنوعی که قبل از کادر به آن اشاره شد بر میگردیم به همان بحث توانمند سازی زنان:
یکی از مفاهیمی که فمینیست ها زیاد روی آن مانور می دهند این است که نخست باید زنان را توانمند کرد ( به شکل مصنوعی آنها را از شکل خودشان خارج و به شکل دیگری تبدیل کرد و یا در طبیعت آنها دخالت کرد)
نکته اول این است که توانمند سازی یعنی توانمند ساختن کسی یا چیزی که توانمندی یا استعداد انجام چیزی را ندارد و ما آن را عوض می کنیم تا خلاف طبیعت واقعی اش باشد (چون همانطور که می دانیم نوع زن از ابتدای خلقت فطرتا و ذاتا کارهای متفاوت و توانمندی های متفاوت از مردان را داشته است. این چیزی سوای آموزش و توانمند سازی معتادان یا فرزندان خانواده ای فقیر است)
نکته دوم این است که فمینیست ها پس از این مرحله فرصت های برابر را طلب می کنند. یعنی اول ما زنان را تغییر می دهیم و بعد می خواهیم که آنها را به جای مردان قرار دهیم!
و اینکه انتصاب باید بر اساس صلاحیت و توانمندی های فرد باشد نه جنسیت وی!
در اینجا اصلا نمی خواهیم به وظایف شرعی و قانونی مردان و ماهیت فطری آنها (استحقاق بیشتر آنها برای تصدی شغل و مدیریت )اشاره کنیم چون این را بارها گفته ایم و این خود دلیلی محکم بر رد نظر فمینیست هاست.
ما میخواهیم با عقاید خودشان جواب خودشان را بدهیم:
آنها می گویند به زنان ظلم تاریخی شده و زنان از کار و تحصیل محروم شده اند. ما می گوییم اگر توانمندی داشته اند چگونه محروم شده اند؟
1-    در واقع چرا از ابتدای خلقت زنان مردان را از کار و تحصیل محروم نکرده اند آیا این خود دلیلی بر توانمند نبودن زنان در عرصه های مردانه نبوده است؟
2-    خود بحث توانمند کردن زنان سندی است بر عدم توانایی عادی و فطری آنها درانجام امور مردانه. چون شخصی که توانمند نباشد را توانمند می کنند.
3-    مانور روی توانمند بودن زنان و اینکه حال که زنان توانمند شده اند ( به شیوه مصنوعی به چیزی دیگر تبدیل شده اند) چه ارزشی را بر زنان می افزاید و چه افتخاری را به آنها می دهد وقتی که امروزه حتی حیوانات هم با دستکاری کافرانه بشر قابلیت و استعداد انجام کارهای انسانی را پیدا می کنند؟ آیا واقعا توانمند سازی زنان به شیوه مصنوعی و یا فرو کردن آنها در میان مردان کار خاصی است وقتی که  با آموزش و تغییر ماهیت ، حتی یک حیوان هم می تواند کارهای یک انسان را تقلید کند؟
4-    با این رویه بعید نیست که در سالهای آینده سازمان های حیوانات از ظلم تاریخی بر آنها و محرومیت آنها از کارهای انسانی صحبت کنند و حیوانات هم خواستار فرصت های برابر با انسانها شوند؟!!!

بیان مقال بالا به هیچ عنوان در جهت توهین به زنان نیست. نگارنده این مطلب هدف از بیان این موضوعات را نجات جامعه از شرایط بدی که در آن گرفتار شده است می داند و معتقد است تعمیم گفتمان غلط فمینیستی به هر چیزی حتی موضوع حیوانات می تواند چه عواقبی را ایجاد کند.
مفاهیمی مثل تربیت زنان، یاد آور تربیت حیوانات است برای بدست آوردن توانمندی های انسان. چون حیوانات فطرتا و ذاتا کار انسان را انجام نمی دهند.
اگر کسی متهم به توهین به زنان باشد، فمینیست ها در ردیف اول این اتهام هستند. این منطق آنهاست.
بخوبی واضح است که دنباله روی از غربی که تا بالای سر در باتلاق اشتباهات اجتماعی فرو رفته است چه آینده تاریکی را برای ما رقم خواهد زد.

تا صد سال پیش کسی فکر نمی کرد روزی چنین شعارهایی در مورد زنان مطرح شود. شاید در آینده هم کسی از امروز تصور نکند که سگها هم هزا ران سال محرومیت از کار و تحصیل را ظلم ما بر خودشان بدانند و به دنبال تزریق خود و در نظر گرفتن تبعیضات مثبت برای خودشان و تصدی برخی کرسی ها مانند وزارت و نمایندگی مجلس و مدیریت ها باشند!

تصویر زیر یک سگ آموزش دیده (اشاره به بیانات داخل کادر خانم شجاعی)  را نشان می دهد که در یک فروشگاه تمام کارهای یک فروشنده را انجام می دهد.

سگ های آموزش دیده که کار انسان را انجام می دهند


نظرات()   
   

محیط زیست از زمانی از بین رفت که انسان محیط زیست را برای ارضای هواهای توهمی نفسانی خود کافی ندانست. و زمانی که فاجعه نابودی محیط زیست برای انسان جاهل و نفس پرست امروز مشخص شد سعی کرد تا کلاهی بزرگ بر سر خود بگذارد و گام دیگری در نمایان کردن بت پرستی و نفاق درونش بردارد. فعالان محیط زیست و سازمانهای محیط زیست که مانیفستشان این است که هواهای نفسانی خودمان را به اجبار نگه داریم و اشتهاهای کاذب نفسانی خودمان را که کمپانی ها برای سود خود در ما درست کردند را حفظ کنیم اما محیط زیست را هم حفظ کنیم. بسیاری از راهکارهایی که این جماعت بیان کردند تنها به نابود کردن بیشتر محیط زیست منجر شد.( مانند استفاده از پلاستیکها و ... که امروزه ضررهای فراوان آنها درک شده است) محیط زیست هم جلوه و نشانه ای از خداست و نمی توان خدا را فریب داد. نمی توان خدا را دور زد و به هواهای سخیف نفسانی ادامه داد زیرا روح هواهای نفسانی ما با محیط زیست همخوانی ندارد و در اصل انسان به واسطه هواهای نفسانی خود با محیط زیست در جنگ هست. در ایران محیط زیست و فمنیسم که مکتب ضاله و کاملا نفسانی است گره خورده است. همانطور که در جاهای دیگر جهان نیز الفاظی مانند اکو فمینیسم مطرح شده و تنها کارشان انحراف بشر است. مطیع کردن فرد در برابر نفس اش است که نمونه نمایان آن مطیع بودن مرد در برابر نفس تجلی یافته خود یعنی زن است.

Image result for ‫آرم سازمان محیط زیست‬‎
چندی پیش رییس سازمان محیط زیست به برنامه شناسنامه آمد و در مورد محیط زیست و البته مسائل زنان صحبت کرد. متاسفانه هر دو فعالیت محیط زیست و فعالیت برای حقوق زنان که در اصل فمینیستی است، هر دو از ریاکارترین اعمال بشر است و هر دو یک هدف را دنبال می کنند: اطاعت از نفس و نابودی انسان با پیروی کردن از نفس. صحبت های ایشان در مورد محیط زیست اینجا مطرح نمی شود اما ایشان بحث روابط همکارانه زن و مرد را مطرح کرد و آن را مجاز و موجه جلوه داد. باید دید واقعا روابط همکارانه زن و مرد چیست و چه عواقبی دارد. همانطور که در پست های پیش نیز گفته شد همکاری زن و مرد که در قالب اختلاط امروزی صورت می گیرد دو پیامد عمده دارد که اولی امکان ایجاد فساد است و دومی امکان ایجاد اختگی در مرد و زن است. این نوع اختگی درست مثل همان اختگی است که براداران و خواهران نسبت به هم دارند. این نوع اختگی در اصل ناشی از مشابه شدن زن و مرد در مراحل زندگی است که دل هر دو را نسبت به هم متنفر می کند و دو جنس را نسبت به هم سرد می کند و نوعی اختگی ایجاد می کند. اشتراکات عامل اصلی اختگی جنسی در این زمانه است. درست مثل اشتراکی که برادر و خواهر نسبت به هم دارند و آنها را نسبت به هم اخته می کند و چه بسا دختران و پسرانی که حتی اشتراک خونی نسبت به هم ندارند اما با اسم خواهر و برادر در کنار هم بزرگ شوند، در نهایت نسبت به هم اخته شوند. لذا بعد غیر بیولوژیک این مسئله حتی ضعیف تر از بعد روانی آن است. افزایش اشتراکات زن و مرد و حتی توهم این اشتراکات می تواند اختگی در هر دو جنس ایجاد کند. لذا این مورد باعث توجیه شدن همجنسگرایی می شود، همانطور که در غرب توجیه شد. ( زیرا در غرب هم دردهه های پیش که زن و مرد به این حد از اشتراکات نرسیده بودند، مسئله همجنسگرایی قابل قبول نبود و دولتی و قانونی نشده بود اما در سالهای اخیر به دلیل اشتراکات فراوان زن و مرد و شبیه سازی بیش از اندازه آنان، این مسئله توجیه شد و در اغلب کشورهای غربی قانونی شد) لذا عرضه ایجاد اختگی در دو جنس، بسیار مهلک تر از عارضه اولی آن یعنی ایجاد فساد در جامعه است. اما بهتر است در مورد ایجاد فساد در جامعه به وسیله اختلاط نیز صحبت شود. فساد تنها روابط فیزیکی بین زن و مرد نیست بلکه تجسم زن و مرد از همکاران نامحرم خود است. این تجسم ممکن است که موقع ارتباط فیزیکی با همسر، رخ دهد و یا در مواقع ....،  آخرین عارضه اختلاط زیاد زن و مرد ارتباط فیزیکی زن و مرد نامحرم با هم است که روز به روز در حال افزایش است و حتی خود دولت و افراد پرنفوذ نیز آن را تصدیق کردند. اما هدف محیط زیست در واقع حفظ همین فسادهاست و حفظ تمایلات نفسانی و اجرای آنان است. اینان نمی خواهند که از قهر طبیعت که جلوه ای از قهر خداوند است درس بگیرند بلکه می خواهند خدا و طبیعت را دور بزنند و به هواهای نفسانی خود ادامه دهند. لذا ظلم را توجیه می کنند. ظلم های بزرگ یعنی تشابه کامل زن و مرد، تشابه کامل نژادها و اقوام، از بین رفتن استعدادهای واقعی انواع قوم ها و جنسیت ها و فدا کردن تمام آن استعدادها برای برآورده شدن نیازهای کاذب نفسانی که ماشین آنها را تامین می کند ( این استعداد کشی از طریق شبیه سازی افراطی تمام انسانها صورت می گیرد) . ظلم نقطه مقابل عدل است که هر چیزی در جای خود قرار می گیرد و تشابه افراطی انسانها در عدل وجود ندارد. با توجه به فرورفتن جهان در ظلم های ساخته شده توسط دجالان و شیاطین از جنس جن و انس، زمینه برای عدل نهایی جهان  فراهم می شود اما این مسئله زمانی باید رخ دهد که مردم خود را شناخته و بدانند که چه نیازهایی از آنان حقیقی است و چه نیازهایی توهمی است که دجالان آنان را به وسیله نفس انسان، به انسان دیکته کردند. بزرگترین این دجالان همین نهادهای محیط زیستی اند. هر چند که دجال های فراونی در قالب پزشکی و هنری و صنعتی و حتی دینی در جامعه امروز بیداد می کنند.
در پاره ای از مصاحبه رییس سازمان محیط زیست در برنامه شناسنامه، به موروثی بودن محیط زیستی بودن خانواده وی اشاره ای شد. متاسفانه این نیز نماد شرک و بت پرستی است که برخی خدمت را تنها در ریاست ( چون هدف فعالیتهای اینان عمدتا ریاست است و خدمت را تنها با ریاست و قدرت طلبی نفسانی می خواهند و جستجو می کنند و حتی آن را موروثی می کنند، مگر اینکه توبه کنند). مصداق دیگر شرک نیز ایجاد خداهای متفاوت برای محیط زیست و هواهای نفسانی است و پرستش هر دو با هم است. این تازه نمونه کوچکی از شرک در دنیای امورز ماست و امروزه آنقدر خدا توسط انسانها ساخته شده که بیش از تعداد خدایان تمام انسانها در طول تاریخ است. عمده هدف این بت پرستیها، قشری گرایی و طبقه بندی(دکتر شریعتی نیز در کتاب میعاد با ابراهیم به این هدف از شرک اشاره نموده است) و هوسرانی است. هر دو هم کاملا مشهود است. تنها راه برای بخشش محیط زیست و خدا، توبه از روال امروزی است. سازمانهای محیط زیستی که روال منافقانه را پیش گرفتند می بایست حتما توبه کنند و فرصت برای آنها هست و اینجا مکانی برای غیبت و سرزنش نیست و فقط مکانی برای اطلاع رسانی به مردم و حتی مکانی برای به خود آمدن افراد محیط زیستی است.


نظرات()   
   

امروزه سخنانی که از سوی زنان دولتی مطرح می شود کاملا با قرآن و آموزه های آن تضاد و حتی دشمنی دارند. آنها زن و مرد را در عرصه های اجتماعی برابر می دانند و خواسته های در این راستا را طلب می کنند. فعالیت اجتماعی در واقع همان فعالیت اقتصادی و کسب قدرت مادی است و نه فعالیت اجتماعی از نوع به قول خودشان زینبی. در چارچوب خانواده هم می خواهند وظیفه تمکین را یا رد کنند و یا بین زن و مرد مشابه کنند و حتی مرد را مطیع زن سازند که عاقبت قوم لوط نصیب مردم شود. امروزه دختران تا سن بالا مجرد می مانند و دلیل مجرد ماندنشان تنها تبلیغات رسانه ها و دولت برای فعالیت اقتصادی دختران است. خوب مسلم است که اسلام با بالا رفتن سن ازدواج و تعویق ازدواج که در نهایت به عدم ازدواج می انجامد، آشکارا مخالفت کرده است. حتی عقل سلیم هم این موضوع را تایید می کند و به ویژه دختران که سن ازدواجشان گذشت دیگر گذشت و نمی توان با تبلیغ ازدواج پسران با زنان سالخورده این موضوع را خاتمه داد. اصولا زنانی که به دنبال آن هستند که سن ازدواجشان بالا برود ، بهتر است ازدواج نکنند. زیرا عمر جنسی زنان دارای بهار و پاییز است. اگر بهار از دست رفت، هرگز تجربه ازدواج خوب به دست نمی آید. در اصل زندگی خوب را به بهای اندک آرزوهای قلابی فمینیستی می فروشند و یا به خاطر چشم و هم چشمی در سنت جاهلانه زمانه از یکدیگر. متاسفانه امروزه این تعویق ازدواج از سوی دختران به یک امر منطقی تبدیل شده و یک منطق کافرانه و ضد منطق برای آن درست کردند.



حضور زنان مانند برخی زنان صدر اسلام نیست. زیرا طبق احادیث بسیار مطمئن زنان مومنه صدر اسلام همگی خانه دار بودند و اصلا چنین سنت جاهلانه ای در آن زمان وجود نداشت. هیچکدام از ابزارها و مشاغلی که زنان را ازخانه  بیرون بکشد در آن زمان وجود نداشت که بخواهند به زور و با جعل و تحریف، برای دختران تیره بخت و گمراه امروزی الگوسازی نمایند. متاسفانه از درس خواندن در دانشگاهها تعبیر به عبادت می کنند در صورتی که همه می دانند این درس خواندن ها تنها برای کسب پول و اصلا فن پول در آوردن است. پول در آوردنی که وظیفه مسلم مرد طبق اسلام است. خوب این تضاد آشکار است. حتی توجیه شان هم متضاد با اسلام است. یعنی ازدواج را فدای عبادت کردن که همان رهبانیت است که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. متاسفانه شبیه سازی مسیر زندگی زن و مرد باعث شده که ازدواج های همسن افزایش یابد که بسیار زیان بار است. در سریال های تلویزیونی نیز مدام ازدواج دانشجویی که ازدواج همسن است تشویق می شود. اختلاف سنی مرد و زن می تواند ده سال باشد. به گونه ای که پسر 30 ساله با دختر 20 ساله ازدواج کند زیرا این موضوع در سنین بالا اهمیتش مشخص می شود. اما متاسفانه وقتی مسیر زندگی زن و مرد بر خلاف اسلام مشابه قلمداد می شود لذا دختر هم می گوید من هم تا سن 30 سالگی کار دارم و باید کارهایم را کنم مگر در خانه شوهر با هزینه شوهر این کارها را ادامه دهم. لذا این باعث می شود که پسران قید ازدواج با دختران سن پایین تر را زده و همسن گزینی رخ دهد. اگر پسر تا سن خاصی کاری دارد که نمی تواند ازدواج کند به علت مسئولیت هایی است که طبق اسلام دارد اما دختر این بهانه را ندارد. در ارتباط با تبلیغ پایین رفتن سن ازدواج نباید اختلاف سن زن و مرد موقع ازدواج فراموش شود. یعنی طوری نشود که پسر و دختر هر دو موقع ازدواج 20 سال داشته باشند.


نظرات()   
   

نیروی جنسی

بسیاری از تحریکات جنسی در جامعه ما، از نقل قول ها و الفاظی صورت می گیرد که در اصل یک اثر مخرب روانی و شیطانی  است. به عنوان مثال از اعضای خاص بدن جوکهای زیادی ساخته شده است و تنها عامل جک شناخته شدن آن جوکها، وجود کلمات فارسی مربوط به اعضای خاصی از بدن است. اما وقتی از کلمات فرانسوی برای اعضای بدن استفاده می کنیم هیچ گاه تحریک نشده و یا نمی خندیم. همین خندیدن به لغات فارسی اعضای خاص بدن، تحریک کننده است. چرا هر گاه بخواهیم جدی از اعضای بدن خاص صحبت کنیم که خنده و تحریکی در کار نباشد، معادل فرانسوی آن را به کار می بریم؟ چه اتفاقی می افتد؟ آیا از عضو دیگری صحبت می کنیم؟ خیر، عضو همان عضو است. اما تحریکات روانی ناشی از فرهنگ غلط باعث می شود دو کلمه متفاوت از یک مفهوم، تا این حد مختلف جلوه کنند. هر کسی می بایست این کلمات را به طور جدی برای خود و در ذهن خود تکرار کند و مدتی که این کار را انجام دهد، تا دیگر با این کلمات احساس خنده و تحریک(چون در اصل همین خنده ها به تحریک تبدیل می شود) نمی کند. لذا استانه تحریک جنسی خود را بالا برده است. وقتی تحریک نسبت به کلمه از بین رود، کم کم، همین روش را می توان برای تصورات نادرست جسمانی که داریم به کار بریم. همه ما در ذهنمان تصاویر و جمله هایی است که ما را در خلوت تحریک می کند. باید با تمام این تصورات سنگین برخورد کنیم، درست مانند معادل فرانسوی برخی اعضای خاص بدن. با این کار تقوای جنسی بالا می رود.
توضیحات بالا اصلا بدین معنی نیست که مثلا زنان بی حجاب باشند و ... و ما آستانه تحریک خود را بالا ببریم. بلکه تنها محدود به تصورات و لغات و جمله ها و اشیاست. حجاب زن و از آن مهم تر اختلاط زن و مرد باعث نابودی و اختلال میل جنسی است. اختلال زن و مرد از بی حجابی هم بسیار بدتر است و نمی توان با توجیه حجاب زن، اختلاط دائم زن و مرد را توجیه کرد. زیرا اگر حجاب زن تنها برای عدم تحریک مرد کافی بود، لذا هیچ زن محجبه ای نباید خواستگار می داشت. مردان عمدتا با چهره زن و لحن و حرکات وی تحریک می شوند تا با دیدن مثلا موی او.  از طرفی اختلاط لجام گسیخته زن و مرد به شکل امروز که با نام حضور فعال زنان در جامعه صورت می گیرد، باعث اختگی طرفین نیز می شود. همانطور که خواهر و بردار نسبت به هم اخته هستند که در اصل ناشی از اختلاط دائم آنهاست. برای همین است که اگر دختر و پسری که واقعا خواهر و برادر نباشند اما به دروغ به آنها گفته شود که خواهر و برادرند و  با هم بزرگ شوند و رابطه غیر جنسی که همان رابطه کلامی و ... است را به طور مستمر با هم داشته باشند باز نسبت به هم اخته می شوند.


نظرات()   
   
جمعه 15 اسفند 1393  06:38

از جایی که زن به مثابه نفس اماره  برای مرد تجلی یافته است، لذا اطاعت از او تنها کار مرد هوسران و کثیف و ناجوانمرد و قسی القلب می تواند باشد.
 چنانکه زن طبق تورات از دل مرد برون انداخته شده باشد و یا حتی اگر چنین نباشد، باز کاملا مشخص است که زن نقش نفس مادی و تجلی یافته مرد را دارد و در واقع مرد و زن به هیچ وجه از هم بیگانه نیستند در حالی که کاملا متفاوت اند. به همین دلیل است که اطاعت مرد از زن از سوی پیامبران نهی شده است. چه در ادیان ابراهیمی و حتی در ادیان هندی و... و در کتب مقدس زنان موظف به اطاعت از مردان شدند. زن، به عنوان نفس مرد تنها از راه تواضع می تواند سعادت خود و مرد را تامین کند و مرد باید نفس خود را مهار کند تا در نهایت هم خود و هم نفسش را پاک یا تهذیب نفس نماید. امروزه هر چه که به سمت زن سالاری می رویم، دین کمرنگ تر و عاطفه در حال از بین رفتن و گناه در حال تجلی پیدا کردن است.
اطاعت زن از مرد به هیچ وجه معادل با ظلم به زن نیست. در واقع اطاعت زن مومنه از مرد مومن کاملا طبیعی است و تنها در صورت کفر هر یک از دو دیگر این اطاعت منطقی جلوه نمی کند .طبق تعریف امام علی، عدل به معنی  قرار داشتن هر چیزی در جای خود است و چنانچه یک چیز از سر جای خود برداشته شود، نا خود آگاه بقیه چیزها نیز از سر جای خود برداشته می شوند و ظلم جایگزین عدل می شود. مسلم است که کفر زن و مرد، قاعده تمکین زن از مرد را از جای خود بر می دارد. از طرفی برداشته شدن تمکین زن از مرد گناهان و جنایات دیگری را سبب می شود. عکس این قضیه نیز درست است. یعنی برداشته شدن قاعده تواضع زن نسبت به مرد، ایمان را از سر جای خود برداشته و کفر را به اجبار به ارمغان می آورد. چنانچه به قوم لوط و تعاریف قرآن از قوم لوط نگاه کنیم، متوجه می شویم که زن لوط مطیع لوط نبوده است. لوط مردی مومن بود و لذا زن مومنه جز تواضع در برابر این مرد راهی برای ادای دین خود ندارد. اما این زن اطاعت نمی کرد و تحت تاثیر قوم لوط بود. از طرفی لوط پیامبر متعلق به قوم لوط نبود و تنها برای راهنمایی به سوی آن قوم رفته بود تا رسالت خود را انجام دهد، لذا زن لوط که تحت تاثیر آن قوم  بود از مرد خود که مومن هم بود اطاعت نمی کرد. زیرا وی جذب این فرهنگ  گردیده بود. لذا زنان قوم لوط در زمره اولین فمینیست های جهان محسوب می شوند. فرهنگ فمینیستی در قوم لوط بسیار ریشه دار بوده که به امری بدیهی تبدیل شده بود و زنان بیگانه را هم تا حدی تحت تاثیر خود قرار می داد. همین فمینیسم و فرهنگ تعویض زن و مرد، باعث هلاکت این قوم شد. شکی نیست که با تعویض زن و مرد در هر قوم، کم کم تمایلات جنسی نیز انحراف می یابد و اول مردها هستند که تمایلات جنسی خود را اشکار می کنند. مردان قوم لوط خود اعتراف کردند که دست خودشان نیست و تمایلی به زن ندارند. لذا این خود عذابی برای انان بوده است. همانطور که عده ای که امروزه خود را همجنسگرا می نامند می گویند دست ما نیست و ما را همین گونه که هستیم بپذیرید. کاملا مشخص است که فمینیسم امروزی هدفی جز تعویض زن و مرد  ندارد و اصولا ربطی به حقوق واقعی زن ندارد. لذا هلاکت بشر را فراهم می کند. مردانی که در صدد هستند تا اطاعت مرد از زن و یا برابری اطاعت پذیری زن و مرد از یکدیگر را در جامعه به راه بیندازند در اصل می خواهند محبت و عاطفه واقعی را از بین ببرند و آن را تبدیل به عاطفه موهوم و وابسته به شهوت سازند.
در جامعه ای که اصل بر اطاعت زن مومنه از مرد مومن است، تازه محبت معنا پیدا می کند محیتی که بر پایه انسانیت است نه شهوت . در این جامعه هم زن عفیفه و پاکدامن و محبوب می شود و هم مرد جوانمرد و عادل. زنان در چنین جامعه ای در امنیت کامل به سر برده و به جای شهرت ، محبوبیت را کسب می کنند. شاید بعضی بگویند هیچ گاه در تاریخ این گونه نبوده است و تا کنون این فرهنگ تنها حالت منافقانه داشته است و لذا سر از اینحا در آورده است! اما نکته در این است که رعایت ظاهری نقش ها در گذشته برخی ها را آرام می کرد و محبت را بیشتر از امروز در جامعه پخش می کرد زیرا در اصل ارزش و ضد ارزش سر جای خود بود اما برخی ته دل خود به آن ایمان نداشتند بگذریم از این نکته که رعایت ظاهر اغلب میتواند به اصلاح باطن ختم شود.


نظرات()   
   
چهارشنبه 13 اسفند 1393  05:30
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،) توسط: محمد مهدی

[http://www.aparat.com/v/0w5JB]


نظرات()   
   

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

هلاکت بشر در جاهیلیت مدرن

روند امروزه به طرز کاملا واضح به هلاکت انسان می رسد. هر گونه انکار در این روند هلاکت بار خود به هلاکت سریعتر انسان کمک می کند. دو دلیل عمده جهت هلاکت مردان و زنان مدرن وجود دارد:


نفس پرستی زن و مرد مدرن
نمونه بارز نفس پرستی زن و مرد مدرن مسئله هوسرانی مردان مدرن و اشتغال پول پرسنی زنان مدرن است. بر همگان معلوم است که زنان هیچ گاه در طول تاریخ بیکار نبودند که بتوان واژه اشتغال را تنها به امروز روز نسبت داد. امروز آنچه که اشتغال نامیده می شود به گونه ای جنبه تفاخر جویی پیدا کرده است و با اظهار تفاخرجویی ، دیگران نیز در ازای آن اشتغال به هلاکت می رسند. زیرا هر اشتغالی که با تفاخرجویی همراه باشد و یا با نیت تفاخر جویانه باشد قطعا تمام افرادی را که با آن شاغل سر و کار دارند به هلاکت خواهد رساند. در گذشته طی زندگی روستایی اشتغال زنان مشهود بود. هیچ زنی از مرگ شوهر خود به علت نیاز مالی نمی مرد. بر خلاف زنان امروز که در بقای زندگی خود تردید دارند و پیوسته در پی انواع و اقسام بیمه ها برای ادامه زندگی خود هستند، زنان قدیم حتی زنان شهر نشین گذشته به فکر بیمه نبوده و احتیاج چندانی به آن نداشتند. اشتغال زنان روستایی دیروز که اکثر جمعیت زنان را تشکیل می دادند هم اشتغال بود و وسیله ای برای امرار معاش انها و کمک به امرار معاش خانواده، اما چون جنبه فردگرایانه مطلق و تفاخرجویانه نداشت لذا مثل امروز فریادهای فمینیستی انحراف گونه و جنون وار را سر نمی داد. امروزه رشته هایی که ساخته و پرداخته مردان هستند را به خورد زنان دادند و آنها را در بازی مردانه وارد کرده و  آنها را تشویق میکنند. با با تزریق رشته و فنون مردانه به زنان مسلما آنان را مردوار و مردخوار خواهند کرد درست مثل کسی که بر اثر زیاد خوردن گوشت، خشن شده باشد. البته این خوراندن ، با تفاخر و چشم و هم چشمی زنانه مخلوط گردیده که نماد نفس پرستی زن امروز است. نفس پرستی مرد امروز هم در هوسرانی و شهوت پرستی است که عمدتا قشر مردان مرفه را شامل می شود. اصولا فمینیسم را قشر مرفه مردان نگه داشته اند و اکثر زنان و مردان را به هلاکت کشانده اند.
امروزه زندگی زنان و مردان مثل هم شده و مو نمی زند. اگر در تاریخ به دقت نگریسته شود، مشهود است که دنیای مدرن امروز کاری کرده است کاملا این دو را به هم شبیه به هم کرده است و مسیر زندگی هر دو را یکسان و همسان ساخته و این کاملا بر خلاف حقیقت فطرت انسان بوده و موجبات هلاکت بشر را فراهم می اورد. حقیقت فطرت انسان را خدا می داند و در قرانی که از سوی اوست بر تفاوت کامل زن و مرد تاکید گردیده است. لذا شرایط زندگی امروز کاملا بر خلاف بیانی است که قرآن از فطرت انسان دارد زیرا قرآن تنها از فطرت انسان سخن گفته است و برای فطرت انسان امده است. کودکان دختر و پسر امروزی درست یک روال تربیتی را در زندگی طی می کنند که بر خلاف آن چیزی است که فطرت آنها طلب می کند لذا نیازهای درونی آنها در بیرون از آنها پاسخی ندارد و همین امر عامل جدایی این دو  ، چه در قالب طلاق و چه در قالب تجرد و در صورت انحراف در قالب همجنسگرایی است. مسلم است که طلاق و تجرد زیاد قطعا به انحراف بزرگ همجنسگرایی می انجامد و همجنسگرایی نماد هلاکت انسان است.


نظرات()   
   
شنبه 9 اسفند 1393  12:47
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،حدیث ،) توسط: محمد مهدی

انجام دادن فسق علنی باعث می شود تا صحبت کردن در مورد این موضوع غیبت نباشد از این جمله میتوان به بد حجاب اشاره نمود

دانلود فایل صوتی


نظرات()   
   

در نشست خبری هفته سلامت مردان که روز چهارشنبه با حضور سه عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران در محل این انجمن برپا شد، موضوعات مختلفی در ارتباط با وضعیت سلامت مردان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در ابتدا دکتر سید جلیل حسینی رئیس انجمن اوروژلوژی آسیا با اعلام اینکه روز سلامت مردان از سال ۱۹۹۴ در کانادا و آمریکا و از سال ۲۰۰۱ در چین برگزار می شود، گفت: در ایران نیز، این روز از سال ۸۵ به همت انجمن اورولوژی ایران کلید خورد و تا سال ۹۰، اولین پنج شنبه اسفند به عنوان روز سلامت مردان نامگذاری شد. اما از سال ۹۱، وزارت بهداشت تصمیم گرفت که هفته سلامت مردان را برپا کند.

عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران با عنوان این مطلب که مردان به خاطر مشغله و مسئولیت های سنگین زندگی، کمتر به سلامت خودشان توجه می کنند، افزود: استمدادطلبی خانم ها بیشتر از آقایان است.

حسینی ادامه داد: متاسفانه اغلب مردان مواقعی به پزشک مراجعه می کنند که ممکن است برای درمان دیر شده باشد.

وی با تاکید بر انجام فعالیت های منظم ورزشی، عدم مصرف مواد دخانی و کنترل چربی، قندخون و فشارخون برای جلوگیری از بروز بیماری ها، تصریح کرد: وقتی پدر سالم باشد، مراقب خانواده خواهد بود. در واقع، جامعه سالم، نیازمند سلامت مردان است.

در ادامه دکتر عباس بصیری دبیر انجمن اورولوژی ایران نیز با عنوان این مطلب که استقبال آقایان از حوادث بیشتر است، گفت: مردان در معرض انواع آسیب های شغلی، اجتماعی و... قرار دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی هشید بهشتی افزود: به طور عموم، اکثر مردان در معرض بیماری های سخت تر و مرگ و میر بیشتری قرار دارند.

بصیری با اعلام اینکه در تمام دنیا امید به زندگی خانم ها بیشتر از آقایان است، گفت: بیماری های همچون سنگ کلیه در مردان ۲.۵ برابر زنان است. سرطان مثانه در مردان ۲.۵ تا ۳ برابر بیشتر از زنان است. همچنین، سرطان های پیشرفته که منجر به برداشتن مثانه می شود، در آقایان ۴.۵ برابر زنان است.

وی تاکید کرد: در بیماری های مشترک، حس خودمراقبتی زنان بیشتر از مردان است.

بصیری در ادامه به بیماری خاص مردان اشاره کرد و افزود: غده پرستات یکی از اعضای حیاتی بدن است که اگر نبود، هرگز نسل بشر ادامه پیدا نمی کرد. اما، همین پروستات در سنین جوانی به علت ورود میکروب و باکتری، منجر به عفونت می شود. به طوریکه ۱۰ درصد جوانان مبتلا به عفونت و التهاب پروستات می شوند که بیماری کلافه کننده است.

این جراح کلیه با اعلام اینکه پروستات در ۵۰ سالگی به بالا به علت بزرگ شدن می تواند مشکل ایجاد کند، گفت: متاسفانه سرطان پروستات به دلیل اینکه در نواحی خارجی پروستات ایجاد می شود، ممکن است خودش را نشان ندهد.

دکتر محمدرضا نوروزی مسئول برگزار هفته سلامت مردان نیز در ادامه این نشست خبری به ارائه آماری از بیماری های که سلامت مردان را تهدید می کند، اشاره کرد و افزود: روزانه در حدود ۳۰۰ نفر بر اثر بیماری های قلب و عروق در کشور فوت می کنند که ۵۵ تا ۶۰ درصد آنها را مردان تشکیل می دهند.

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران با اعلام اینکه سرطان مثانه در مردان ۴.۵ برابر زنان است، گفت: سالانه ۳۵۰۰ مورد جدید سرطان پروستات در کشور شناسایی می شود. در حالی که در دنیا موارد پیشرفته این بیماری ۲ تا ۳ درصد است اما این آمار در ایران بین ۵ تا ۱۰ درصد، پیش بینی می شود.

نوروزی به سرطان بیضه در مردان اشاره کرد و افزود: سرطان بیضه یکی از شایع ترین سرطان های سنین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است که به دلیل اینکه علامت ندارد و بدون درد است، بسیاری از پسران در موارد پیشرفته به پزشک مراجعه می کنند.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   
سه شنبه 5 اسفند 1393  05:39
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،حدیث ،) توسط: محمد مهدی


رادیو معارف

کارشناس رادیو معارف حاج آقا محمدی در مورد این میگوید که وصی و ادامه دهنده راه امام حسین حضرت سجاد بودند

دانلود فایل صوتی


نظرات()   
   

ترضیحات کارشناس رادیو در مورد منع اشتغال زنان از دیدگاه اسلام

[http://www.aparat.com/v/bI3zB]


نظرات()   
   


خدای ماشینی


از دیدگاه اسلام کافر کسی است که خدای ظن خود را می پرستد. این خدا می تواند صفات خدا را داشته باشد و یا خدایی خارج از این حیطه و محدوده هستی و در خارج از کائنات باشد. قرآن ، خدا را  از رگ گردن به انسان نزدیکتر می داند لذا خدا از اعضای بدن انسان به انسان نزدیکتر است و در وجود همه انسانها قرار دارد. همین امر منجر به این می شود که هر فردی مسئول تمام اعمال خود باشد.
 در پست های تحریف فمنیستی ادیان،  روالی از تغییر بسیار شدید در آراء برخی علما در طی مدت زمان بسیار اندک نشان داده شد . این پست ها کاملا هدفمند بود تا در مورد این ناپایداری و تغییر بسیار فاحش در این زمان کوتاه بحث شود. به راستی ریشه این تغییر فکر فاحش در حوزه زنان چیست؟ در این سالها چه اتفاقی افتاده است جز اینکه بسیاری از دین نماها جزای کفر ناشی از پرستش خدای ظن خود را در این سالها می بینند و هر روز ناچارند با تغییرات تکنولوژی فکر جدید و تفسیر جدیدی از خود ارائه کنند که به مذاق مخاطب خوش بیاید و در نهایت آن چنان از اعتبار بیفتنند که محو شوند! .مسلم است که نپذیرفتن جایگاه خداوند در درون انسان و قرار دادن جایگاه وی در خارج از کائنات و هستی و عملا در نیستی که به اعتقاد عدم وجود خدا می انجامد سبب می شود تا درستی و نادرستی و احکام زندگی سعادتمندانه انسان را زندگی ماشینی امروز تعریف کند. 
 تنها تغییر در این مدت زمان کوتاه سیطره بیشتر صنعت و ماشین در زندگی بوده و ماشین جای خدا مصلحت انسان را تعیین می کند. از آنجایی که ماشینها هر روز آپدیت می شوند و از بین می روند لذا پیوسته خدای انسان امروز می میرد و زنده می شود . در هیچ زمانی انسان به این اندازه خداهای رنگ وارنگ نداشته و تا اینو حد مشرک نبوده است. انسانی که ملاک اخلاق و حتی فطرت خود را به محیط بیرون واگذار کرده است و شرایط هر چه شد  متناسب با آن فطرت خود را تغییر می دهد و البته که نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط خود را مسخره و تحقیر می کند مانند کلاغی که راه رفتن خودش را هم یادش می رود.
در قرآن گفته شده که اگر از کافران بپرسند زمین و آسمان را که آفریده، می گویند البته که خدا!!! پس مسلم است از دید قرآن و اسلام کافر فقط کسی نیست که بگوید خدایی نیست و کسی که خدا را در عمل به هیچ انگاشته نیز چنین است.
این که زن مسلمان امروز درست مانند زن فمنیست غربی عمل می کند اما نمی داند فمنیسم چیست تنها ناشی از شرایط محیطی است که به وجود آمده است. این زن مسلمان بین زندگی خود و احکام قرآن تضاد آشکار می بیند لذا سعی در اعتراض دارد و برخی مراجع هم احساس خطر کرده و سریع تفسیری مطابق با میل جمع و مطابق با محیط از آیات قرآن می کنند. همه می دانند که بت پرستی امری نکوهیده است و بت موجودی است در خارج از وجود انسان که انسان برای آرامش و ثبات بدان متوسل می شود و خود را به واسطه آن نسخ می کند. خوب این تناسخ امروزه کاملا آشکار شده است . خدایی که احکام و آیات قرآنی جدیدی می اورد و هر روز آپدیت می شود و انسانها را در تناسخی وارد می کند که مدام در ان می میرد و زنده می شود و این درست مثل توصیف خدا از جهنم در سوره ابراهیم است که می فرماید جهنمیان مدام و از هر سو به مرگ می رسند اما نمی میرند. فرض کنید در اینده به واسطه علوم و فنون اروپایی حیوانات متمدن شوند و و بگویند در اسلام جایی گفته نشده که انسان اشرف مخلوقات است بلکه اینکه گفتند انسان اشرف مخلوقات است به این معناست که انسان اشرف مخلوقات نیست!
.


نظرات()   
   

متاسفانه امروزه عدالت در جامعه ما همان مفهوم عدالت مارکسیستی و غربی را دارد که ریشه در برابری مطلق دارد. بارها در قرآن برابری مطلق برابر با کفر معرفی شده است. حضرت علی نیز در رابطه با عدالت تعریفی کاملا متفاوت با مفهوم عدالت در جامعه امروز ما دارد. وی عدالت را به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود معرفی می کند. مفهوم مقابل عدالت ظلم نام دارد که در صدد نگذاشتن هر چیز در سر جای اصلی خود است. این مفاهیم در فمینیسم به خوبی قابل درک است. فمینیسم ریشه در غرور کاذب در برخی اقشار زنان دارد که آن نیز ریشه در افکار پست و غلطی دارد که در محیط های آموزشی کافرانه در مغز آنان فرو رفته است. مادری و همسری برای یک زن هویت محسوب می شود اما این دو برای مرد هویت محسوب نمی شود. این امر حتی در فیزیولوژیک متفاوت این دو به راحتی ملموس است. اما غرور ناشی از تفکرات جاهلانه دجالی امروز کاملا در صدد انکار هویت های غیرفردگرایانه (در واقع نفس گرایانه) است. افکار سخیف فمینیستی جدا از سبک زندگی کافرانه امروزی نیست که از علوم و فنون وارونه شده سرچشمه می گیرد. مسلم است که در قلمروی که جنگ با فطرت و وجود دارد، جایی برای فطرت و وجود باقی نمی ماند و تنها افکار پوچ و توهمانه که غرور کاذب ایجاد می کنند باقی می مانند که نتیجه ای جز ظلم که نقطه مقابل عدل است باقی نمی ماند.
متاسفانه امروزه جابجایی زن و مرد علیه تقسیم وظایف قرآنی و نیز تقسیم کار بین حضرت علی و حضرت فاطمه کاملا مشهود است و حتی بدان افتخار می شود. این در واقع یک راه جنگ با خداوند است. امروزه به عنوان مثال از دختری مجردی که شهردار شده است تقدیر می گردد و این هم با وظایف تقسیم شده بین زن و مرد در قرآن تضاد دارد و هم با توصیه قرآن به ازدواج. طبق گفته پیامبر در دین اسلام رهبانیت وجود ندارد. رهبانیت به عدم ازدواج به قصد پیشرفت معنوی تاکید دارد. اما امروزه عدم ازدواج به قصد پیشرفت مادی تشویق می شود. خوب کاملا قابل قضاوت است که انحراف از اسلام تا چه حد زیادی رخ داده است.
 تمام این جابجایی ها ریشه در سبک زندگی امروزی دارد که ریشه خوشبختی انسان را در خارج از انسان معرفی می کند اما در عمل انسان را بسیار بدبخت تر و افسرده تر می کند. خارج کردن ریشه شادی در خارج از انسان، این گونه امروزه جای زن و مرد را تعویض کرده است و ظلم بزرگی را پدید آورده است. در گذشته عدم عدالت واضح و علنی بود اما امروزه بسیار مرموز و مخفی و پیچیده است و این ظلم دستاورد تمدن ماشینی امروز است که همه چیز را مشابه کرده تا بی عدالتی مشاهده نشود. لذا امروزه بسیاری از زنها و مردها عذاب می کشند و احساس می کنند مرتب به آنها ظلم می شود اما نمی دانند ریشه ناراحتی و عذاب و مظلومیتشان چیست و درمانهایی باز ناعادلانه برای خود انتخاب می کنند که مثل آب داغ جهنمی برای تشنگان جهنمی است. اگر ظلم علیه زنان در دیروز اشکار بود امروزه بسیار مخوف تر و مخفی است زیرا فمینیسم ظلمی با ظاهر عدل است که یکی از ریشه های عذاب تمدن ماشینی امروز بر همگان است که علت آن را نمی فهمند.


نظرات()   
   

زن شکاک


همسرم با غم تنهایی خود ، خو می کرد
موقع بحث "هوو" ، لیک هیاهو می کرد !

بس که با فکر و خیالات عبث می خوابید
نصف شب ، در شکم آن زنه چاقو می کرد !

وقتی از رائحه ی عشق سخن می گفتم
زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد !

طفلکی مادر من آش که می پخت ، زنم
معتقد بود ، در آن جنبل و جادو می کرد !

بهر او فاخته می دادم و می دیدم شب
داخل تابه ، به آن سس زده و کوکو می کرد !

آخر برج که هشتم گرو نه می شد
باز از من طلب ، ماهی و میگو می کرد !

فیش دریافتی مرا می زد و ظرف یک روز
خرج مانیکور و میزامپلی مو می کرد !

گر نمی دادم ؛ با اشک سر مژگانش
آب می زد به ته جیبم ، و جارو می کرد !

زندگی خواهر خود را می خورد
که او به مچ تا سر آرنج ، النگو می کرد !

نظر مادرش از هر نظری حجت بود
هرچه می کرد ، فقط با نظر او می کرد !

برخلافش اگر آن دم نظری می دادم
لنگه کفشی نثار من هالو می کرد !

کاشکی "دست بزن" داشتم ؛ اما چه کنم ؟!
که خدا قسمت او ، شوهر مظلومی کرد !

برگرفته از سایت www.namnak.com




نظرات()   
   
چهارشنبه 22 بهمن 1393  05:40

متاسفانه تا یک مرد اسید پاشی کند همه می گویند باید بلافاصله اعدام شود اما وقتی یک زن این کار را می کند اصلا کسی صدایش در نیامده و گویا زنان در این کشور مجاز به قتل و سرقت و اسید پاشی و شوهر کشی هستند و طبق حقوق بشر هیچ زنی نباید مجازات شود.

مردمی که در شهریور ماه  سال 1393در پارک مرکزی شهر دهدشت حضور داشتند، شاهد یک اسید پاشی در ملا‌عام بودند منتها این بار یک زن به صورت ۳ دختر جوان اسید پاشید.
 سه دختر جوان که عصر امروز در پارک مرکزی شهر دهدشت از توابع استان کهگیویه و بویراحمد نشسته بودند، با زن میانسالی مواجه می‌شوند که بعد از سلام و احوالپرسی با سه دختر جوان،  بطری اسید را بیرون می‌آورد و به صورت یکی از این دختران می‌باشد.

به گزارش آفتاب به نقل از خبرگزای آنا، آنطور که منابع آگاه در اوراژانس شهر دهدشت به آنا گفته‌اند؛ «شیوا. الف » 25 ساله با 80 درصد سوختگی آسیب جدی در ناحیه صورت دیده اما به دلیل کمبود امکانات پزشکی در حال حاضر (همزمان با تنظیم خبر) در انتظار اعزام به یک مرکز درمانی سوختگی پیشرفته تر در شهرهای همجوار است.

شاهدان عینی می‌گویند: دو دختر دیگر دچار سوختگی جزئی شده‌اند و هم‌اینک تحت درمان هستند اما زن اسید پاش از محل حادثه گریخته است.

گفته می‌شود این حادثه بر اثر یک مشکل خانوادگی رخ داده است.


نظرات()   
   

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (4)

مخالفت آیت الله بروجردی با شرکت زنان در انتخابات

در قسمت قبل به نطق پیش از دستور سید باقر جلالی موسوی در روز 11 دی ماه 1331 در مخالفت مردم و علما با شرکت زنان در انتخابات اشاره شد.

بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه 1331 جلالی موسوی که نتوانسته بود در نطق پیش گفته روز قبل، متن نامه های حضرت آیت الله بروجردی، آیت الله صدر و آیت الله حجت را قرائت کند، متن آن ها را روزنامه در صفحه هفتم روز مذکور درج کرده است:

 نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:

خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.

به عرض عالی می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. تلواً تصدیع می‌دهد با آن که در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیراً از طرف جناب نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحاً اجازه مداخله در انتخابات به زنها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می‌باشد، ولی چون اخیراً زمزمه‌هایی از بعض اطراف شنیده می‌شود و مطالبی در بعضی جرائد نشر می‌گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبتها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد، زیرا این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

به دنبال آن نامه کوتاه آیت الله بروجردی و همین طور آیت الله حجت آمده و در انتها از قول آقای بهبهانی آمده است:

به طوری که ملاحظه می‌شود شرح فوق را به حقیر مرقوم و صریحا عدم جواز شرکت زنان را در انتخابات اعم از وکیل نمودن و وکیل شدن حکم فرموده‌اند. حقیر هم بالصراحه به اطلاع اولیاء امور رسانیده. (روزنامه اطلاعات، پانزدهم دی ماه 1331، ش 7993، ص 7)

بحث شرکت و عدم شرکت زنان آن زمان داغ بوده و نمونه‌ای از آن را می‌توان در  روزنامه اطلاعات هفتم دی ماه 1331، و دهم دی ماه همان سال ملاحظه کرد. خلاصه مقاله حاج سراج انصاری در شماره اخیر یعنی روز دهم دی ماه 1331 درج شده و وی به عنوان مخالف در این باره سخن گفته است. همانجا آمده است: دو نامه طومار مانند نیز درباره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسیده که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته‌اند:

«ما ملت مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام می‌نماییم».

اتحادیه بازرگانان و پیشه‌وران تهران نیز در این باره اطلاعیه‌ای داده و تأکید کردند که:

« حاضرند ثابت کنند که عدم دخالت نسوان در انتخابات به نفع کشور است».

ماجرای اصلاح قانون انتخابات دردولت مصدق منتفی شد، اما بحث در حول و حوش این موضوع تا مدتی در شماری از مطبوعات دینی دنبال شد.


نظرات()   
   

در ادامه ماجرای فتواهای مراجع در مدت زمان کوتاه تاریخ امروز که در طی این چند دهه رخ داده است متن زیر در ادامه پست های تحریف فمنیستی ادیان آورده شده است تا متوجه تغییر و تحول مشکوک و بسیار گسترده باشیم. امروز همه افراد باید بدانند که بسیاری از مطالبی که امروزه به عنوان حق زن شناخته می شود تا تنها چند دهه پیش هرگز وجود نداشته است و این روند هولناک بسیار تامل برانگیز است. مطلب زیر نیز از وبلاگ شجاعانه برای وطنم گذاشته شده، که نقش بسیار زیادی در آگاهی این جامعه دارد.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (3)

جدی‌ترین تحوّل در این زمینه در جریان رویدادهای سال 1331 ش طرح گردید، زمانی که دولت دکتر مصدق در صدد بود تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. در اینجا بود که شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه‌ها و طومارها، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق‌های پیش از دستور مطرح شود. در این زمینه مفصل‌ترین مطلب را سید باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز 11 دی ماه 1331 مطرح کرد. این سخنان نشان می‌دهد که در جریان قانون انتخابات جدید که دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد، کسانی به دنبال طرح بحث حق رأی زنان بوده و حتی تظاهراتی نیز در بهارستان برگزار کردند. در این باره مقالاتی هم در روزنامه‌ها انتشار یافت. در این سخنرانی اشاره به صدور برخی از فتاوا نیز  شده است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. به هر حال، این نطق، گوشه‌ای از مسائل مطرح شده در این باره را در مجلس هفدهم نشان می‌دهد.

«... مطابق قانون اختیاراتى كه ازطرف مجلس شوراى ملى بجناب آقاى دكترمصدق داده شده است چند روزپیش قانون جدید انتخابات تدوین و براى اظهارنظرعمومى منتشرشده است و مسأله جدیدى كه در اثر انتشار آن بوجود آمده و از چند جهت واجد اهمیت است بحث درباره حقوق بانوان وحق انتخاب به آنان است، چون این بحث به مجلس شوراى ملى نیز كشیده شده است و حتى استناد به اصل دوم وهشتم قانون اساسى ومتمم آن بعمل آمده است لازم می‌دانم توضیحاتى دراین باره بعرض برسانم:

اوّلا آن طوری كه من استنباط می‌كنم منظور قانونگذار از جمله «قاطبه اهالى» كه در اصل دوم قانون اساسى مندرج است و مى‌گوید مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملكت ایران است كه در امور معاشى و سیاسى كشورخود دخالت دارند، كلمه رابط فیما بین جملتین كاملا روشن است، زیرا در زمان تدوین این قانون بلكه تاكنون هیچگاه از زنان ایران در امور سیاسى كشورخود دخالت نداشته‌اند تا بتوانند در امور انتخاباتى مداخله نمایند، مضافاً به اینكه فرمان مشروطیت كه مبناى مشروطیت ما و قانون اساسى است صراحتا بیان مى نماید كه منتخبین باید از طبقه مردان باشند. ثانیا اصل هشتم قانون اساسى نباید براى كسى سوء تفاهم ایجاد نماید، زیرا مقصود از این اصل تساوى حقوق اهالى مملكت در مقابل قوانین دولتى از قوانین حقوقى و جزایى مى باشد كه تاكنون معتبر و مجرى است و ناظر به انتخابات نخواهد بود و بهترین دلیل بر صحّت این مدعى عمل وسیره، ادوار قانونگذارى بوده كه از بدو تدوین قانون اساسى تاكنون جز مردان دخالت در امر انتخابات نداشتند و این تفسیر عملى كه از دوره واضعین قانون اساسى باقیمانده است كاشف از منظور قانون گذارمى باشد، و بعلاوه لااقل اگر در فهم اصل دوم قانون اساسى و اصل هشتم قانون متمم آن ابهام و تردیدى ایجاد شود، باید مقررات موضوعه اصل دوم متمم قانون اساسى رفع ابهام نماید، یعنى در چنین مواقعى كه مسائل پیچیده و غامضى از نظر مذهب در مجلس مطرح مى‌شود، نظر پنج نفر مجتهد طراز اول قاطع بوده و ابهام و تردید را مرتفع سازد، ولى متأسفانه این چنین اصل اساسى، سالها است كه متروك و تعطیل شده است. حال كه این اصل برخلاف منطوق صریح اصل هفتم متمم قانون اساسى كه می‌گوید مشروطیت كلا و جزءاً تعطیل بردار نیست، تعطیل شده است، از نظراصول حكومت كشور ایران در مسائل مذهبى باید منتظر فرامین مراجع تقلید صاحب نظر بود، چنانچه دراین زمینه فتاوى داده‌اند و بزودى در دسترس عمومى قرار خواهد گرفت.

آقایان نمایندگان محترم! در چنین موقعیت خطیرى چرا ما نباید بفكر چاره و درمان هزاران بدبختى و بیكارى و بیمارى و فلاكت مردم این مملكت اسلامى باشیم و وارد یك مسئله پر جنجال كه مسلما طرح آن بصلاح كشور نیست و ملت از آن طرفى نمى‌بندد بشویم (صفایى رونوشت فتاوى آقایان را دادم خدمتتان خواهش میكنم بخوانید) بسیارخوب، امروز روزى نیست كه در مقابل مسئله پر اهمیتى كه با حیات جامعه ومملكت ما بستگى دارد به موضوع تشنّج آورى بپردازیم. این صحنه‌ای ‌كه روزپنجشنبه در جلوى بهارستان نمودارگردیده، ناقوس خطر بود و مسلما اگر این هیاهو و جنجال ادامه یابد بعید نیست، دامنه آن توسعه پیداكند و می‌توانم به جرأت قسم بخورم كه استعمارگران انگلستان فقط ازاین هیاهو و جنجال وتشنّج بهره مند مى‌شوند (صفایى صحیح است).

ورود زن در انتخابات، نه تنها بارى از دوش جامعه ما بر نمى دارد بلكه بر مشكلات ما با مخالفتى كه اكثریت قریب باتفاق ملت ایران با آن دارند ، خواهد افزود .بنده در عین حالى كه به پیروى از دیانت اسلام كه مبناى آن برفطرت بشرى قراردارد، كمال احترام را به مقام بزرگ مادرى دارم و درعین حالی كه زنان را مربى و معلم اخلاق فرزندان یعنى مراحل اولیه رشد و زندگى دختران و پسران می‌دانم، در عین حالی كه عزّت و شوكت جامعه اسلام را در گرو آسایش زنان می‌دانم، باید بگویم كه دین اسلام ضامن و حافظ حقوق بانوان به بهترین صورت ممكن مى باشد و با این حال طرح مسأله شركت بانوان را در انتخابات عامل تشنّج و آشوب مى‌شناسم و آن را مضرّ به حال وحدت جامعه و بالنتیجه مخل به پیروزى می‌دانم ... چرا به نام حقوق زن در مملكتى كه هنوز مردم آن با هیولاى استعمار سینه به سینه ایستاده و نبرد مى‌كنند، هیجان و عصبانیت و عصیان تولید مى‌نماییم؟ اگر به دنبال حقوق زن قدم بر می‌داریم و راهنماى ما جز صداقت و راستى چیز دیگر نیست، پس چرا به فكر هزاران زن دیگر كه در منجلاب سقوط و بدنامى و در گرداب عفن عفت فروشى دست پا مى‌زنند نیستیم (صفایى صحیح است). در همین تهران هزاران زن به صورت موهنى كه هر ایرانى متعصّب و مسلمان را مى لرزاند ارتزاق می‌كنند. مگراینها زنان اجتماع نیستند و حق زندگى آبرومندانه ندارند. مگر دام راه آنان جز فقر و فساد و بیچارگى و نظامات غلط اجتماعاى چیز دیگرى بوده است؛ و باید گفت بهتراست بیش از هركارى در صدد از بین بردن این عوامل شویم، یعنى بیكارى و فقر و بی‌عدالتى برآییم».



نظرات()   
   

با سلام خدمت دوستان و کاربران گرامی

به استحضار می رساند که وبلاگ پسران و دختران مجرد که بر روی پرشین بلاگ از جانب بنده مدیریت میشد به آدرس:


mojarada.persianblog.ir

 بنا به تنگ نظری و حسادت عده ای جنود شیطان و زن تنگ نظر بدون وجود هیچگونه انحراف و حتی بدون اینکه کمیته تشخیص مصادیق مجرمانه دستوری بدهد از جانب پرشین بلاگ فعلا مسدود گردیده است.
 محتوای وبلاگ مذکور کاملا در راستای اهداف دینی و با موضوعات روزمره اجتماعی بوده است و مطالب آن در جهت ولایتمداری و مذهبی قرار گرفته است و حتی تعدادی از سایت های خبرگزاری اقدام به درج مطالب آن می نمودند.
به هر حال  امکان بازگشت وبلاگ مذکور وجود دارد.
لیکن بنا به کژکاری سایت پرشین بلاگ در ماه های اخیر و ناپدید شدن عکس های آپلود شده و ناقص شدن برخی مطالب وبلاگ ، بازدید وبلاگ تا یک چهارم تقلیل پیداکرد که عجیب بود.
لیکن متاسفانه امروز یک پیام عجیب بنده را کاملا شوکه کرد و متاسفانه با پیام مسدود شدن وبلاگ روبرو شدم.
این از نمونه های ناحقی ها و استفاده وافر از زنان و تصدی پست ها و موقعیت های مختلف شغلی توسط آنهاست.
بنابراین حتی در صورت باز شدن مجدد وبلاگ با بازیابی برخی مطالب آن به امید خدا از این پس  وبلاگ جدید بنده تحت عنوان مردان ایران به آدرس زیر فعالیت قوی تر و حساب شده تری خواهد داشت.

آدرس وبلاگ جدید که بر پایه سری وبلاگ های بیان می باشد از قرار ذیل است که دوستداران را به آن دعوت می نمایم.
همچنین از مردان ایران زمین که دلسوز  حقوق مردان و خانواده هستند خواهشمندیم حداقل تشکیل یک وبلاگ دهند تا با ایجاد یک شبکه منسجم در دفاع از دین و حقوق شرعی مردان گام برداریم تا حداقل برای نسل های آینده مردان تمهیداتی اندیشیده شود و خلاء های حقوقی و اجتماعی آنها جبران گردد.

iranmens.blog.ir



نظرات()   
   

به دنبال این که در سالهای اخیر تفسیر عجیب و غریب و واژه های تازه از جمله دوش با دوش مورد نظر تحریف کنندگان فمنیستی ادیان در راستای به فساد کشاندن دین و جامعه مورد نظر واقع شده است، لازم است در مورد جمله" زنان دوش با دوش مردان" یا "زنان شانه به شانه با مردان" که نتیجه ای جز اختگی و از بین رفتن تدریجی حیا و رواج فساد و زنانه شدن مردان و مردانه شدن زنان، ندارد بحث شود. در متن زیر که از کتاب مهدی نصیری گرفته شده است در مورد نظر اصلی اسلام در رابطه با اختلاط زنان و مردان صحبت شده است. قابل توجه است که ایشان سالها شاگرد مقام معظم رهبری بوده است.
در این جا به ذکر پاره ای از آیات و روایاتی بیش از روایات فوق در دوبخش می پردازیم. بخش اول در مورد مطلوبیت و بلکه ضرورت اجتناب زنان از همدوشی و اختلاط با مردان است که به تبع آن می توان ممنوعیت حضور زن در عرصه هایی را نتیجه گرفت که مستلزم اختلاط غیر ضروری و حرام است.  بخش دوم شامل آیات و روایاتی است که تصدی اموری چون وکالت، قضاوت، وزارت وتصدی مسئولیتهای اجرایی را ممنوع و غیر مجاز اعلام می دارد.
بخش اول
الف‌) آیات‌
1. الرَّجال‌ُ قوّامُون‌َ عَلَی‌ النَّساء بما فَضِّل‌َ اللهُ بَعْضَهُم‌ عَلی‌ بَعْض‌ٍ....
مردان‌ باید بر زنان‌ مسلط‌ باشند، چرا كه‌ خداوند بعضی‌ (مردان‌) را بر بعضی‌ دیگر (زنان‌) برتری‌ بخشیده‌ است‌.
مفسران‌ با توجه‌ به‌ سیاق‌ آیه‌ و روایات‌ معصومین‌:، قوّامیّت‌ مطلق‌ مرد را بر زن‌ ـ اعم‌ از قوامیّت‌ شوهر بر زن‌ در خانواده‌ و قوّامیّت‌ مردان‌ بر زنان‌ در اجتماع‌ ـ استفاده‌ می‌كنند.
علامه طباطبایی‌ (ره) در این‌ باره‌ می‌نویسد:
«آیه «الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ النّساء...» منحصر به‌ همسران‌ نیست‌ كه‌ فقط‌ مرد بر همسرش‌ تسلّط‌ داشته‌ باشد بلكه‌ این‌ حكم‌ در مورد قوّامیّت‌ صنف‌ مردان‌ بر صنف‌ زنان‌ در همه امور مربوط‌ به‌ زندگی‌ این‌ دو، می‌باشد. آیه‌ واجد اطلاق‌ تام‌ّ است‌.» 
آیةالله سید محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌ (ره) می‌نویسد:
«احتمال‌ انحصار مقصود آیه‌ به‌ محیط‌ خانواده‌ و این‌كه‌ مردان‌ تنها بر همسرانشان‌ قیمومیّت‌ دارند، به‌ دلیل‌ اطلاق‌ آیه‌ و عدم‌ قید آن‌ به‌ خانه‌ و همسران‌، مردود است‌ و اگر چنین‌ بود باید گفته‌ می‌شد: الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ نسائهم‌. علاوه‌ بر این‌، اگر این‌ انحصار را بپذیریم‌ جا دارد از خداوند متعال‌ بپرسیم‌ چگونه‌ در حالی‌ كه‌ زن‌ را سرپرست‌ خانه‌اش‌ ـ كه‌ به‌ امور جزئی‌ و محدود می‌پردازد ـ قرار نداده‌ است‌، به‌ او اجازه قیمومیّت‌ و ولایت‌ بر همه خانه‌های‌ امّت‌ و دولت‌ اسلامی‌ را داده‌ است‌؟ آیا سرپرستی‌ حكومت‌ كه‌ مساوی‌ با سرپرستی‌ عموم‌ جامعه‌ است‌، مهم‌تر از سرپرستی‌ خانه‌ نیست‌؟ آیا ممكن‌ است‌ مسلمانی‌ بپذیرد كه‌ خداوند زن‌ را سرپرست‌ و مسلّط‌ بر میلیون‌ها مرد و زن‌ قرار دهد امّا او را مسلّط‌ بر شوهرش‌ و بلكه‌ او را هم‌درجه او نیز قرار ندهد؟
2. وَ قَرْن‌َ فی‌ بُیُوتكُن‌ِّ....
و در خانه‌هایتان‌ بمانید
تصدی‌ مشاغل‌ و مناصب‌ و حضور گسترده اجتماعی‌ زن‌ با توصیه‌ مطلق‌ آن‌ها به‌ استقرار در خانه‌ منافات‌ دارد و جز موارد محدود و خاصّی‌ كه‌ شرع‌، خروج‌ از خانه‌ را برای‌ زن‌ مباح‌، مستحب‌ و یا واجب‌ می‌داند، نمی‌تواند این‌ آیه‌ را مقیّد نماید.
ب‌) روایات‌
در ماجرای‌ تاریخی‌ جمل‌ و جنگ‌ عایشه‌ با امام‌ علی علیه السلام، عایشه‌ قبل‌ و بیش‌ از آن‌كه‌ به‌ خاطر رودررویی‌ با امام علیه السلام و حاكم‌ مسلمین‌، عتاب‌ و سرزنش‌ شود، به‌ خاطر سرپیچی‌ از سفارش‌ قرآن‌ مبنی‌ بر لزوم‌ استقرار زنان‌ در خانه‌ و عدم‌ خروج‌ غیرضروری‌ از آن‌ و رهبری‌ كردن‌ ناكثین‌، مورد اعتراض‌ قرار می‌گیرد.
امام‌ علی علیه السلام طی‌ نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ عایشه‌:
1. امّا بعد فانّك‌ خَرَجْت‌ غاضبَةً للّه‌ و لرَسُوله‌، تَطْلُبین‌َ اَمْراً كان‌ عنك‌ موضوعاً، ما بال‌ النساء و الحرب‌ و الاصلاح‌ بین‌ الناس‌؟ تَطْلُبین‌َ بدَم‌ عثمان‌؟ وَلَعمری‌ لَمن‌ عرِّضَك‌ للبلاء وحَمَلَك‌ علی‌ المعصیة اَعظم‌ُ الیك‌ ذنباً من‌ْ قَتَلَة عثمان‌... فَاتِّقی‌ الله وارْجعی‌ الی‌ بیتك‌.
تو در حالی‌ كه‌ خدا و رسولش‌ را به‌ خشم‌ وا داشتی‌ خروج‌ كردی‌ و به‌ انجام‌ عملی‌ مبادرت‌ كردی‌ كه‌ خداوند آن‌ را از تو نخواسته‌ است‌. زنان‌ را با جنگ‌ و اصلاح‌ بین‌ مردم‌ چه‌ كار؟ خون‌خواهی‌ عثمان‌ را می‌كنی‌؟ قسم‌ به‌ جان‌ خودم‌ آن‌كه‌ تو را در معرض‌ این‌ بلا قرار داد و بر نافرمانی‌ خداوند وادارت‌ كرد، گناهش‌ باید نزد تو بزرگ‌تر از گناه‌ قاتلان‌ عثمان‌ باشد، پس‌ از خداوند بترس‌ و به‌ خانه‌ات‌ برگرد.
امام علیه السلام، همچنین‌ بعد از پایان‌ جنگ‌ جمل‌ به‌ سراغ‌ عایشه‌ آمد و با چوبی‌ بر كجاوه‌ او زد و فرمود:
2. یا حمیراء! رسول‌ُالله اَمَرَك‌ بهذا؟ اَلَم‌ یأمُرك‌ اَن‌ْ تَقَرّی‌ فی‌ بیتك‌؟ والله ما اَنْصَفَك‌َ الّذین‌ اَخْرَجُوك‌ اذْ صانُوا عَقائلَهُم‌ وَاَبْرَزُوك‌.
حمیرا! آیا پیامبر صلی الله علیه و آله تو را به‌ این‌ كار سفارش‌ كرده‌ بود؟ آیا به‌ تو فرمان‌ نداده‌ بود كه‌ در خانه‌ات‌ بمانی‌؟ به‌ خدا قسم‌ آن‌ها كه‌ تو را از خانه‌ بیرون‌ كشیدند، در حق‌ تو بی‌انصافی‌ كردند؛ چراكه‌ از زنان‌ خود صیانت‌ كردند و تو را در معرض‌ دید قرار دادند.
زید بن‌ صرحان‌ در پاسخ‌ به‌ دعوت‌ عایشه‌ كه‌ از او خواسته‌ بود از علی علیه السلام جدا شود و به‌ یاری‌ او بیاید، نامه‌ای‌ چنین‌ به‌ وی‌ نوشت‌:
سلام‌ٌ علیك‌، تو [زن‌] وظیفه‌ای‌ داری‌ و ما [مردان] وظیفه‌ای‌ دیگر، وظیفه تو آن‌ است‌ كه‌ در خانه‌ات‌ بنشینی‌ و وظیفه ما آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ [دشمنان] بجنگیم‌ تا فتنه‌ای‌ نباشد. اكنون‌ تو وظیفه‌ات‌ را رها كرده‌ای‌ و از ما می‌خواهی‌ كه‌ دست‌ از وظیفه‌مان‌ برداریم‌. والسّلام‌. 
اُم ‌ّسلمه‌ همسر مؤمن‌ و فهیم‌ پیامبر صلی الله علیه و آله نیز طی‌ نامه‌ای‌ به‌ عایشه‌ او را چنین‌ مورد عتاب‌ قرار داد:
ان‌ِّ عمودَ الاسلام‌ لن‌ یثاب‌َ بالنساء ان‌ مال‌ و لن‌ یُرأب‌َ بهن‌ِّ ان‌ْ صُدع‌َ، حُمادَیات‌ُ النساء غَض‌ُّ الاطراف‌ و خَفْض‌ الاصوات‌ و  ....
ستون‌ دین‌ اگر كج‌ شود، به‌ وسیله‌ زنان‌ مستقیم‌ نگردد و اگر شكاف‌ بردارد، با زنان‌ اصلاح‌ نشود. از زنان‌ پسندیده‌ آن‌ است‌ كه‌ چشم‌ خود فرو بندند و صدا كوتاه‌ سازند.
علاوه‌ بر روایات‌ فوق‌، روایاتی‌ نیز صریحاً با نهی‌ از اطاعت‌ زنان‌؛ ولایت‌، سرپرستی‌ و مدیریّت‌ آنان‌ را در امور جامعه‌ رد می‌كند:
قال‌ رسول‌ الله صلی الله علیه و آله:
3. طاعَةُ المرأة ندامَة.
فرمانبری‌ از زن‌ مایه‌ پشیمانی‌ است‌.
هلكت‌ الرجال‌ حین‌ اَطاعت‌ النساء. 
مردان‌ آن‌گاه‌ كه‌ از زنان‌ فرمانبری‌ نمودند، هلاك‌ شدند.
قال‌ علی علیه السلام:
4. ثلاث‌ٌ مُهلكات‌: طاعة النساء.... 
سه‌ چیز هلاك‌كننده‌ است‌: فرمانبری‌ از زنان‌....
5. كل‌ّ امری‌ٍ تُدَبَّره‌ُ امْرَأَةٌ فَهُو ملعون‌. 
هر كس‌ زمام‌ امور خود را به‌دست‌ زنی‌ بسپارد، ملعون‌ است‌.
دسته‌ای‌ دیگر از روایات‌، مستقیماً از تولّی‌ امور اجتماعی‌ توسط‌ زنان‌ نهی‌ می‌كنند:
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
6. لیس‌ علی‌ النساء ... وَلاتَوَلِّی‌ القضاء. 
زنان‌ نباید متصدّی‌ قضاوت‌ شوند.
7. لایُفْلَح‌ُ قَوم‌ٌ وَلیَتْهُم‌ُ امْرَأَةٌ. 
مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروایشان‌ باشد، سعادتمند نمی‌شوند.
8. لایُقَدَّس‌ُ اللهُ اُمِّةً قادَتْهُم‌ْ امْرَأةٌ. 
خداوند امتی‌ را كه‌ زن‌ رهبری‌شان‌ كند، تقدیس‌ نخواهد كرد.
9. لایُفْلح‌ُ قَوم‌ٌ وَلِّوْا اَمْرَهُم‌ْ امْرَأةً. 
مردمی‌ كه‌ زمام‌ امورشان‌ را به‌دست‌ زن‌ بسپارند، سعادتمند نمی‌شوند.
10. لَن‌ْ یُفْلَح‌َ قوم‌ٌ تُدَبَّرُ اَمْرَهُم‌ امْرَأَةٌ. 
مردمی‌ كه‌ زن‌ تدبیر امور آنان‌ را برعهده‌ بگیرد، هرگز سعادتمند نمی‌شوند.
قال‌ علی علیه السلام:
11. لاتُمَلَّك‌ المرأةَ ماجاوَزَ نَفْسَها فان‌ِّ المرأة ریحانَةٌ ولیست‌ بقَهْرمانَة. 
كاری‌ را كه‌ فراتر از توان‌ زن‌ است‌ به‌ او مسپار؛ زیرا زن‌ ریحانه‌ (موجودی‌ ظریف‌) است‌ و متصدّی‌ و حاكم‌ بر امور نمی تواند باشد.
قال‌ الباقر علیه السلام:
12. لاتَوَلّی‌ الْمَرْأةُ القَضاءَ وَلاتَوَلّی‌ الامارة. 
زن‌، نباید قاضی‌ و امیر شود.
قضاوت‌ زنان‌ از نگاه‌ فقها
عدم‌ صلاحیّت‌ زن‌ برای‌ قضاوت‌، بین‌ فقهای‌ شیعه‌ (و اغلب‌ فقهای‌ سنّی‌) اجماعی‌ است‌. شهید ثانی‌ در مسالك‌ می‌نویسد:
«امّا شرط‌ مرد بودن‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ مناسب‌ نبودن‌ زن‌ برای‌ این‌ منصب‌ می‌باشد؛ زیرا همنشینی‌ و اختلاط‌ با مردان‌ و بلند حرف‌ زدن‌ در بین‌ آن‌ها كه‌ از لوازم‌ منصب‌ قضاوت‌ است‌، برای‌ زن‌ سزاوار و جایز نیست‌. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌ است‌: مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد.»  
صاحب‌ جواهر می‌نویسد:
«اما شرط‌ مردی‌ برای‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ اجماع‌ و سخن‌ پیامبر صلی الله علیه و آله است‌ كه‌ فرمود: مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد و در حدیثی‌ دیگر كه‌ فرموده‌ است‌: زن‌ متولّی‌ قضاوت‌ نمی‌شود... و این‌ تأیید می‌شود با ناتوانی‌ زن‌ از اداره این‌ منصب‌ و این‌كه‌ همنشینی‌ با مردان‌ و بلند سخن‌ گفتن‌ در میان‌ آنان‌ برای‌ او روا نیست‌. هم‌چنین‌ نصوصی‌ كه‌ در مورد نصب‌ قاضی‌ در زمان‌ غیبت‌ است‌، ظهور در غیر زن‌ دارد و بلكه‌ در بعضی‌ از روایات‌ به‌ مرد  تصریح‌ شده‌ است‌.» 
علامه‌ طباطبایی‌ می‌نویسد:
«ممنوعیت‌ زنان‌ از حضور در جهاد مانند ممنوعیت‌ از تصدی‌ قضاوت‌ و ولایت‌، سنت‌ مسلمی‌ در اسلام‌ است‌.» 
گروهی‌ دیگر از روایات‌، از مشورت‌ با زنان‌ نهی‌ كرده‌اند كه‌ مؤیّد ناتوانی‌ زنان‌ در تصدّی‌ امور اجتماعی‌ و حكومتی‌ است‌:
قال‌ علی علیه السلام:
13. ایّاك‌ ومشاوَرَةَ النساء الاّ مَن‌ْ جَرِّبْت‌َ بكمال‌ عقل‌ٍ فَان‌ِّ رأیَهن‌ُّ الی‌ اَفْن‌ٍ وعَزْمَهُن‌ِّ الی‌ وَهْن‌ٍ.  
از رأی‌ زدن‌ با زنان‌ بپرهیز؛ زیرا ایشان‌ را رأیی‌ كم‌مایه‌ و عزمی‌ ناتوان‌ است‌. مگر زنی‌ كه‌ رشد عقلی‌ او را آزموده‌ باشی‌.
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
14. اربَعَة مُفْسدَة للقلوب‌ ... وَالاخذ برأیهن‌ِّ. 
چهار چیز تباه‌كننده دل‌ها است‌: ... و عمل‌ به‌ رأی‌ زنان‌.
قال‌ الصادق علیه السلام:
15. ایّاكم‌ و مشاورةَ النساء فان‌ِّ فیهن‌ِّ الضعف‌ و الوهن‌ و العجز.
از رایزنی‌ با زنان‌ بپرهیزید؛ زیرا در آن‌ها ضعف‌ و سستی‌ و ناتوانی‌ است‌.
روایاتی‌ نیز درباره وضعیت‌ زنان‌ در آخرالزمان‌ است‌ كه‌ به‌ بیانی‌ دیگر مؤیّد مدّعا است‌. پیش‌ از ذكر این‌ روایات‌ باید به‌ این‌ نكته‌ اشاره‌ كنیم‌ كه‌ آن‌چه‌ درباره نشانه‌های‌ آخرالزمان‌ در احادیث‌ آمده‌ است‌، اغلب‌ ـ جز در مواردی‌ خاص‌ ـ پدیده‌هایی‌ مذموم‌ به‌ شمار می‌روند و لحن‌ روایات‌ به‌ خوبی‌ این‌ امر را نشان‌ می‌دهد:
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
16. اذ استُعْمل‌َ السُّفها وَشاوَرُوا النساء. 
[آخرالزمان] آن‌گاه‌ است كه‌ نابخردان‌ به ‌كار گرفته‌ شوند و زنان‌ مورد مشورت‌ قرار گیرند.
17. اذا رَفَعُوا البنیان‌ وشاوَرُوا النسوان‌ ویَكْثُرُ الاختلاط‌. 
آن‌گاه‌ كه‌ ساختمان‌ها مرتفع‌ می‌گردد، با زنان‌ رایزنی‌ می‌شود و اختلاط‌ زن‌ و مرد فراوان‌ می‌شود.
18. عندها امارَةُ النساء. 
در آن‌ هنگام [آخرالزمان]، زنان‌ حكومت‌ می‌كنند.
قال‌ علی علیه السلام:
19. و ذلك‌ اذا تَسلِّطَت‌ النساءُ وَسَلِّطْن‌َ الاماء واُمَّرَت‌ الصبیان‌. 
و آن‌ [آخرالزمان‌] هنگامی‌ است‌ كه‌ زن‌ها و كنیزان‌ حكمروایی‌ می‌كنند و از كودكان‌ فرمان‌ برده‌ می‌شود.
20. واذا غَلَبَت‌ النساءُ عَلی‌ الملك‌ وَغلَبْن‌َ كُل‌ِّ امْری‌ٍ فلایُؤتی‌ الاّ ما لَهُن‌ِّ فیه‌ هوی‌. 
و آخرالزمان آن‌گاه‌ است كه‌ زنان‌ بر حكومت‌ و بر هر مردی‌ چیره‌ شدند و هیچ‌ عملی‌ جز با تأمین‌ خواست‌ آنان‌ انجام‌ نشود.
سیره مسلمین‌
علاوه‌ بر ادلّه قرآنی‌ و روایی‌، می‌توان‌ به‌ سیره مسلمین‌ و اهل‌ شریعت‌ نیز بر ردّ ولایت‌، قضاوت‌ و مدیریت‌ اجتماعی‌ زنان‌ استدلال‌ كرد.
از آغاز ظهور اسلام‌ و بلكه‌ از آغاز خلقت‌ آدم‌ و ظهور شرایع‌ الهی‌ تاكنون‌، خداوند، انبیا، اوصیا و مردم‌ متشرّع‌، تدبیر امور اجتماعی‌ را به‌دست‌ زنان‌ نمی‌سپرده‌اند و به‌ همین‌ خاطر در تاریخ‌، زنی‌ را به‌ عنوان‌ پیامبر، امام‌، وصی‌ّ، حاكم‌ مشروع‌، قاضی‌، رئیس‌ قوم‌ و قبیله‌ و گروه‌، كدخدای‌ ده‌، فرماندار شهر و... سراغ‌ نداریم‌. این‌ در حالی‌ بوده‌ است‌ كه‌ پیوسته‌ زنانی‌ مؤمن‌ و صالح‌ و حتی‌ بعضاً توانمند بر انجام‌ برخی‌ مسئولیت‌های‌ اجتماعی‌ حضور داشته‌اند امّا به‌ دلیل‌ آن‌كه‌ شرایع‌ و ادیان‌ آسمانی‌ تصدّی‌ چنین‌ نقش‌هایی‌ را برای‌ صنف‌ زنان‌ مشروع‌ نمی‌دانسته‌اند، از نصب‌ آنان‌ به‌ این‌ مناصب‌ خودداری‌ می‌كردند.
آیت الله سیّدمحمّدحسین‌ حسینی‌ تهرانی‌ (ره) در این‌ مورد با عنوان‌  «سیره عملی‌ پایدار» می‌نویسد:
«[یكی‌ از دلایل‌ عدم‌ جواز حكومت‌ و قضاوت‌ زنان‌] سیره‌ است‌ كه‌ بدون‌ شك‌ در این‌ مورد محقّق‌ است‌ و معنای‌ سیره‌ این‌ است‌ كه‌ فقها، علما و حاكمان‌ مسلمان‌ اعم‌ از شیعه‌ و سنّی‌ از زمان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمان‌ ما زن‌ را متصدّی‌ امارت‌ و قضاوت‌ نمی‌كرده‌اند با وجود آن‌كه‌ گروهی‌ از زنان‌ صاحب‌ دانش‌ و درایت‌ و ارزش‌های‌ اخلاقی‌ در همه اعصار و دوره‌ به‌ دوره‌ وجود داشته‌اند. وقتی‌ ما آرا و دیدگاه‌های‌ فقها و علما و حكام‌ را در كتاب‌های‌ سیره‌ و تاریخ‌ ملاحظه‌ می‌كنیم‌، در می‌یابیم‌ كه‌ دلیل‌ خودداری‌ آن‌ها از نصب‌ زنان‌ به‌ امارت‌ و قضاوت‌، امری‌ اتفاقی‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ مستند به‌ سنّت‌ شارع‌ مقدّس‌ و رسول‌ مكرم صلی الله علیه و آله و پیروی‌ از سنّت‌ استوار و راه‌ مستقیم‌ شریعت‌ بوده‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ برای‌ آن‌ها امكان‌ تجاوز و تخطّی‌ از آن‌ وجود نداشته‌ است‌. این‌ سیره عملی‌ مثل‌ شهرت‌ قولی‌ [فقها] است‌ كه‌ برای‌ استناد حرمت‌ قضاوت‌ و حكومت‌ زنان‌ كفایت‌ می‌كند.»


نظرات()   
   

تراژدی دسیسه عروس جنایتکار برای قتل شوهر نقاش در دادگاه جنایی تهران تحت رسیدگی قرار گرفت.

به گزارش ایران، روز 31 خردادماه سال‌جاری مأموران پلیس ملارد در جریان پیدا شدن جسد خون‌آلود جوانی در منطقه «سه بانده» ملارد قرار گرفتند و بلافاصله تیمی از پلیس جنایی خود را بالای سر جسد رساندند.

تحقیقات ابتدایی نشان می‌داد قربانی جنایت سرنوشت شومی داشته است. کارآگاهان در گام نخست و در تحقیقات میدانی پی بردند جسد متعلق به نقاش ساختمان به نام «ابراهیم» است.

زن مرد نقاش که 21 سال دارد در تحقیقات ابتدایی گفت: شب گذشته ابراهیم برای تماشای فوتبال به خانه پدرش رفت و بعد از فوتبال زنگ زد و گفت مسافری برای اشتهارد دارد و به همین خاطر دیروقت می‌آید. پدر ابراهیم نیز به مأموران گفت: پسرم بعد از دیدن فوتبال به خانه‌اش رفت و از رساندن مسافر به اشتهارد حرفی نزد و نمی‌دانم چطور این حادثه رخ داده است و عروسم چرا چنین ادعایی دارد. بدین ترتیب کارآگاهان که به ادعاهای زن جوان مرموز شده بودند شماره تلفن وی را تحت کنترل قرار دادند و متوجه تماس‌های زیادی با شماره یک ناشناس در ساعتی که جنایت رخ داده بود، شدند. همین سرنخ کافی بود تا مأموران بار دیگر عروس خانواده را تحت بازجویی‌های فنی قرار دهند و «افسانه» وقتی خود را در تناقض‌گویی‌هایش گرفتار دید پرده از راز یک دسیسه زنانه در قتل شوهرش برداشت.

افسانه به مأموران گفت: سه ماه پیش با «احمد» که سوپرمارکت دارد آشنا شدم و با گذر زمان به هم علاقه‌مند شدیم تا اینکه احمد خواست از شوهرم جدا شوم تا با هم ازدواج کنیم. وی افزود: به خاطر پسر دو ساله‌ام شرایط سختی داشتم و تصمیم به کشتن و حذف ابراهیم گرفتیم و با نقشه قتل احمد دست به این قتل زدیم.

کارآگاهان که احتمال می‌دادند عامل جنایت با اطلاع از دستگیری افسانه فراری می‌شود با راهنمایی عروس جنایتکار با احمد تماس گرفتند و وی را سر قرار صوری کشاندند.

احمد که نمی‌دانست پلیس وی را تحت نظر دارد برای دیدن افسانه در محل قرار حاضر و در عملیات غافلگیرانه پلیس زمینگیر شد. وی به مأموران گفت: پیشنهاد دوستی با افسانه از طرف من بود و پس از مدتی که همدیگر را دیدیم افسانه ادعا کرد علاقه‌ای به شوهرش ندارد و قادر به جدایی از ابراهیم نیست و به همین خاطر نقشه قتل را طراحی کرد.

در دادگاه

ساعت 11 صبح دیروز چهار بهمن‌ماه سال‌جاری جلسه رسیدگی به پرونده دستور به قتل شوهر از سوی زن جوان در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری برگزار شد. ابتدا پدر قربانی جنایت پیش روی پنج قاضی عالیرتبه ایستاد و گفت: پسرم به صورت هولناکی به قتل رسیده و خواستار قصاص عامل جنایت و مجازات برای عروس جوانم هستم.

سپس احمد پشت تریبون دفاع قرار گرفت و گفت: قبول دارم ابراهیم را کشته‌ام اما هنوز نمی‌دانم چرا دست به این جنایت زده‌ام.

 وی افزود: روزهای پایانی سال 92 بود که افسانه برای خرید به مغازه‌مان آمد و من با دادن شماره تلفنم پیشنهاد دوستی را مطرح کردم که افسانه پذیرفت.

عامل جنایت ادامه داد: بعد از تعطیلات عید با افسانه قرار ملاقات گذاشتم و علاقه ما از همین دیدار شروع شد و افسانه می‌گفت که  از سوی شوهرش کتک می‌خورد و نمی‌تواند از وی جدا شود.

وی افزود: سه ماه از این ارتباط گذشت و افسانه پیشنهاد کشتن ابراهیم را داد و من در این مدت فکر می‌کردم که افسانه با دادن این سناریو قصد دارد از دوست داشتن و علاقه واقعی‌ام با اطلاع شود و اصلاً احتمال نمی‌دادم نقشه‌اش واقعی باشد.

احمد گفت: شب حادثه افسانه با من تماس گرفت و گفت که به بهانه سفارش دادن کار سوار خودروی ابراهیم شوم و زمانی که وارد کوچه شدم ابراهیم را پیش روی خودم دیدم و گفتم یک خانه سراغ دارم که می‌خواهند رنگ بزنند.

وی گفت بعد از تماشای فوتبال سراغم می‌آید، سپس به خانه رفتم و شیشه کشیدم و افسانه زنگ زد که به در خانه‌شان بروم.

وقتی جلوی در خانه رسیدم ابراهیم خواست سوار خودرویش شوم و با هم به ساختمان برای رنگ کاری برویم.

وی ادامه داد: سوار خودرو شدم و در منطقه سه بانده ملارد بودیم که دوباره افسانه به من زنگ زد و در این لحظه ابراهیم به من نگاه کرد. ترسیدم که از رابطه من و زنش باخبر شود که چاقویی به پهلویش زدم و درگیری ما به بیرون خودرو کشیده شد که توانستم او را به قتل برسانم. پس از جنایت افسانه زنگ زد به خانه‌اش بروم تا لباس‌هایم را عوض کنم اما به خانه خودمان رفتم و پس از حمام کردن تازه متوجه شدم که چه کاری کردم.

وی گفت: به پشت‌بام خانه رفتم و قصد خودکشی داشتم که افسانه زنگ زد و ادعا کرد نگران نباشم چون به مأموران و خانواده‌اش می‌گوید که برای رساندن مسافر به اشتهارد شب به خانه نیامده و در صورت شناسایی من نیز رضایت می‌دهد.

سپس افسانه در ادعایی عجیب افزود: به اصرار و تهدیدهای احمد تن به این دوستی دادم و فکر می‌‌کردم با گذر زمان این مرد بی‌خیال می‌شود اما دست‌بردار نبود و خواست از همسرم جدا شوم. این زن جوان گفت: وقتی احمد درباره نقشه قتل شوهرم حرف می‌زد فکر می‌کردم برای تهدید این حرف‌ها را می‌زند و هنوز باور ندارم که چطور این حادثه رخ داده است.

این ادعاها در حالی است که افسانه روزهای نخست و پیش از دستگیری عامل جنایت پرده از راز این جنایت برداشته بود.

بنابر این گزارش، قاضی باقری و چهار قاضی مستشار پس از اظهارات دو متهم پرونده وارد شور شدند تا حکم نهایی را اعلام کنند.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

مثل همیشه این زن خیانت کار به جرم معاونت در قتل چند سالی زندان می ماند و بدون هیچ مجازاتی بابت خیانت به زندگی خود ادامه می دهد.
این مرد نادان و فریب خورده هم اعدام می شود و همزمان دو مرد فدای هوسهای یک زن می شوند...


نظرات()   
   
یکشنبه 12 بهمن 1393  10:55
نوع مطلب: (فیلم و صوت ،) توسط: میلاد حمیدی

[http://www.aparat.com/v/zEsZm]



لینک دانلود


نظرات()   
   

قضات دیوان عالی کشور حکم زندان زن جوانی که به اتهام معاونت در قتل شوهرش دستگیر شده بود را رد کرده و او را مستحق قصاص دانستند.

به گزارش جام جم، پنجم مرداد سال 87 مرد جوانی با مراجعه به کلانتری 11 نهاوند ماموران را در جریان ناپدید شدن برادر میانسالش قرار داد. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این خصوص آغاز شد.

با کشف جسدی در کنار جاده و در داخل یک پرتگاه مشخص شد که جسد متعلق به مردی میانسال است که بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. با شروع تحقیقات مشخص شد که جسد متعلق به همان برادر مردی است که به کلانتری رفته و ناپدید شدن برادرش را اعلام کرده بود بنابراین تحقیقات در این خصوص آغاز شد.

همسر مقتول در تجسس ها به ماموران گفت: شوهرم اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و گاهی اوقات اصلا به خانه نمی آمد. برای همین تصور می کنم او تصادف کرده باشد و یا از سوی دوستانش کشته شده باشد.

در ادامه مشخص شد که همسر مقتول با مردی ارتباط پنهانی داشته است. با این اطلاعات همسر مقتول به عنوان مظنون تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به قتل همسرش با همدستی مرد جوان اعتراف کرد.

وی گفت: شوهرم از من خیلی بزرگتر بود و اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و همیشه مرا اذیت می کرد. من هم چند وقتی می شد با مردی به اسم «هرمز» آشنا شده بودم و ارتباط داشتم. روز حادثه شوهرم ما را با هم دید.«هرمز» هم او را خفه کرد و من هم با چادرم جلوی دهن او را گرفتم.

با این اعترافات، مرد جوان نیز دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. پس از آن پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.

متهمان در این شعبه محاکمه شدند و در پایان نیز هیات قضایی به «هرمز»، قصاص و به زن جوان نیز حکم زندان صادر کردند.

با اعتراض اولیای دم مبنی بر اینکه زن جوان نیز در قتل شوهرش مشارکت داشته است پرونده به شعبه 16 دیوان عالی کشور ارجاع شد.

قضات این شعبه نیز پس از بررسی پرونده، حکم قصاص «هرمز» را تایید کرده ولی حکم زندان زن جوان را رد کردند.

آنها اعتراض اولیای دم را وارد دانسته و هردو متهم را مستحق قصاص دانستند بنابراین پرونده برای رسیدگی به جرم زن جوان بار دیگر به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.


نظرات()   
   

متاسفانه کشور ما هم مثل بسیاری از کشورهای دیگر تنها به فکر افزایش جمعیت افتاده و در پی ایجاد تشویق و تبلیغ برای ایجاد فرزند است. اما از یک موضوع فطری که مرز و جغرافیا نمی شناسد غافل مانده است. موضوعی که تمام جهان را در بر گرفته که البته خود نشان دهنده فطری بودن مسئله است. زیرا فطرت مرز ندارد  و محدود به زمان و مکان نیست که بگوییم با مدرنیته فطرت و ماهیت وجودی انسان عوض می شود.

همچنین فرزندآوری به هر قیمتی مناسب نیست. مانند کشورهای غربی که خیلی از فرزندان اصلا پدر مشخصی ندارند. یا اینکه فرزندانی عقده ای و بی بنیان هستند و از کمبود عاطفه و محبت رنج می برند.

 

دلیل اصلی عدم تمایل  ازدواج مردان (زیرا مردان پیشنهاد ازدواج را می دهند) در دهه های اخیر به علت پوچ دیدن این امر در رفع نیازهای فطری شان است. در اصل فلسفه وجودی زن که طبق قرآن آرامش دهی است از بین رفته و همین امر فلسفه وجودی زن را خدشه دار کرده است که جامعه را به سمت فساد و نابودی می کشاند. البته مردان هم خود در این روند بی تقصیر نبودند اما به هر حال مسئله این است. مسئله ای که راه و حل مشخصی نیز ندارد و نمی توان با راه و حل های مقطعی آن را حل نمود. از انجایی که زن و مرد شبیه به هم در حال جلوه کردن اند لذا این امر خلاف فطرت خود به خود انسان و بخصوص مرد را نسبت به جنس مخالف سرد کرده است و تنها عده ای از مردان از روی شهوت به جنس مخالف رجوع می کنند. باید دانست که اگر آرامش دهی زن از بین رود قطعا جامعه دست به گریبان انواع فساد و مخدرات و انحرافات است که همین امر در جهان با سرعت زیادی در حال رخ دادن است تا انسان را نابود کند. باید یادآور شد که اصولا اشتراکات و افزایش اشتراکات بین زن و مرد و نیز تببین سیستمی که در قصد افزایش اشتراکات زن و مرد را دارد و در صدد مخفی کردن تفاوت زن و مرد باشد کاملا متضاد با فطرت بوده و انزجار و عذاب روحی را به هر دو جنس وارد می کند. از آنجایی که مردان از زنان خواستگاری می کنند و شروع کننده ازدواج مردان هستند، لذا رد پای فطرت را که مرز جغرافیایی ندارد، می توان به ویژه در کشورهای فمنیستی دید.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic