کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

آیا اگر جلوی شما قرار داد یکطرفه ای را بگذارند و بدون هیچ تضمینی بخواهند که بدون بهره مندی از هیچ حق و هیچ سودی زیر بار کلی تعهد بروید،واکنش شما چیست؟ آیا می پذیرید؟

آیا این طور نیست که قانونگذار با رویکردی فمینیستی مردان را در این دریای متلاطم زندگی امروزی با این دخترهای غیر قابل اطمینان تنها گذارده است و مسئولیت های سنگین بدون هیچ اختیاری را بر گردن آنها نهاده؟ آیا این روح شما را آزرده نمیکند و همیشه احساس پوچی و بدبختی نمی کنید؟

آیا قبول دارید که با این مهریه های مرسوم عملا حق طلاق بعنوان یک اهرم فشار جزء حقوق شما مردان نیست و بیهوده بابت چیز نداشته باید سرکوب شوید؟

آیا می دانید که زن تنها وظیفه ای که به سبب ازدواج بر گردنش می افتد تمکین است و در صورت انجام ندادن آن  اثبات عدم تمکین برای مرد به بسیار مشکل است و قانون گذار هیچ گونه ضمانت اجرایی برای آن در نظر نگرفته است و دست زن برای خیانت و نشوز کاملا باز است؟

آیا می دانید که زوجه خیلی راحت می تواند هوسبازی کرده و با ارتباط با غیر و خیانت به شما حتی شما را بکشد و پس از چند سال زندان بابت معاونت در قتل به زندگی عادی خود برگردد؟

 

آیا می دانید که مجازات سنگسار برای گناه زنا از قانون مجازات حذف شده است و عملا اثبات نشدنی است؟ و بعلاوه مجازاتی که برای زنا در نظر گرفته شده صرفا حد شرعی است و هیچ مجازاتی برای خیانت مرد یا زن خیانتکار وجود ندارد؟

در بسیاری از کشورهای اروپایی خیانت زوجین مساوی با سالها زندان، محرومیت از حقوق مدنی و قانونی مانند نصف اموال، ممنوعیت در استخدام دولتی،آبروریزی و هزاران پیامد دیگر است؟

آیا می دانستید برابری حقوقی که بین زن و مرد در اروپا و غرب وجود دارد تنها محدود به برابری حقوق نبوده و برابری در وظایف را نیز شامل می شود و یک زن اروپایی در موقع طلاق باید نصف دارایی اش را به شوهرش بدهد و در مخارج زندگی سهیم است؟

 حال آنکه قانون در کشور ما چنین چیزی را برای زنان شاغل پیش بینی نکرده است و هر پولی هم که زن خرج کند قانونا می تواند همراه با مهریه و نفقه و اجرالمثل و ... در دادگاه از شوهرش بازستاند؟

 

آیا می دانید به محض جاری شدن عقد زوجه مالک مهریه است و می تواند آن را طلب کند و تا زمانی که باکره است می تواند تا زمانی که آخرین دینار مهریه او را نپرداخته اید از آمدن به خانه شما سرباز زند و همین تمکین بدون ضمانت اجرایی هم از گردن وی ساقط است؟


نظرات()   
   

متاسفانه دولت اصلاحات مبتکر طرح بسیار مخرب مرکز زنان ریاست جمهوری بود. دولت احمدی نژاد این طرح نامیمون را قوت بخشید و آن را تا یک معاونت ارتقا داد. دولت کنونی نیز در حال تمکین از همین روشی است که مخرب بودن آن بر هیچکس پوشیده نیست و بعید نیست دولت بعدی آن را تا یک وزارتخانه ارتقا دهد!

امروزه در غرب تظاهرات و مخالفت های بسیاری در مواجهه با دخالت های دولت در زمینه خانواده و سلیقه های فمنیستی از جانب مردم و مراکز مردم نهاد صورت می گیرد. لیکن متاسفانه در کشور ما بیش از بیست سال است که روز به روز وضعیت خانواده با سپردن زمام امور به دست معاونت زنان، اسفبارتر می شود.

دخالت دولت در خانواده

برای هدایت خانواده همین طور که بارها در این انجمن گفتیم، راهکار اصلی قطع ید مداخله کنندگان در امور خانواده و انحلال معاونت زنان است.

در زمینه سفر خانم مولاوردی که  اما و اگر های زیادی را در پی داشته است و البته انتقادات بسیار به جا و صحیح:

خلاصه می توان گفت از باب جمعیت کشورهایی مانند سوئد و فنلاند و کشورهای اروپایی مشابه که بسیار در مقابل جمعیت ما ناچیز است و همچنین ماهیت بی دینی کشورهای یاد شده، طرح هایی که از جانب آنها ارایه شود نتیجه ای جز نابودی کشور ما در پی نخواهد داشت و البته در هر طرح مخربی نتیجه اش بیست سال بعد نمایان می شود. همانطور که نتیجه طرح های بیست سال پیش را اکنون مشاهده می کنیم که نیازی به توضیح ندارد و همه می دانند!

ذکر این تکته فوق العاده کلیدی و ضروری است که فنلاند در نتیجه سیاست های فمینیستی به افول جمعیت دچار شد و در نتیجه برای جبران مافات وارد این سیاست های جمعیتی شد. لیکن در کشور ما باید با جلوگیری از سیاست های فمینیستی از رسیدن به وضعیت فنلاند جلوگیری کرد. چرا که با توجه به پهنه وسیع کشور و پایه جمعیتی بالاتر ایران با توجه به اینکه دولت در زمینه یارانه هم دچار مشکل است بعید است بتواند برای این جمعیت الگوی فنلاند را پیاده کند.

اما معاونت زنان می تواند با مقدمه چینی برای این سیاست در آینده مشکل ساز شود. مثل دادن الگوی افزایش مدیران زن(مشوق زنان به تحصیلات افراطی و تصدی پست های مدیریتی و سوزندان بخش زیادی از عمر)،الگوی اشتغال و توانمند سازی زنان (زنان شاغل فرزندان کمتری به دنیا می آورند و فرزند خود را به مهدکودک های تمام وقت می سپارند و در نتیجه جمعیت کمتر و سرخورده ای را تحویل جامعه می دهند)، سیاست های رفرم فرهنگی برای مردواره کردن زنان و ...


اگر بگوییم این زن (نوعی) و دوستانش با کارهای ناشایست و حرف های مخرب و زننده ، کلنگ آخر را بر تخریب خانواده ایرانی می زنند حرف بی ربطی نگفته ایم و البته سفر به فنلاند و طرح های مرتبط با آن تنها بخش کوچکی از اقدامات مخرب این معاونت است.

مقاله کیهان در این زمینه


فاز دوم جنگ جمعیتی غرب چگونه کلید خورد؟

ایران، کشور عزیز ما، پس از ده سال تلاش برای تغییر سیاست‌های جهانی دیکته شده از سوی نهادهای بین‌المللی در حوزه جمعیت کماکان به برنامه نهادهای ضد ملی مورد هدایت و حمایت دشمنان قسم خورده مسلمانان عمل می‌کند و آنچه به جایی نمی‌رسد، صدای متخصصین و روشنفکران است!


آنها که از منظر علمی درخصوص اهمیت تصحیح سیاست‌های جمعیتی کشور توجیه به نظر می‌رسند هنوز گمان می‌کنند کشور در مسیر «افزایش جمعیت» نیازمند اختراعات و ابداعات عجیب و غریب و دوره‌های مطالعاتی پرهزینه در بازه زمانی بیش از ده سال است! حال آن که بیش از بیست سال است که در کشورهای توسعه یافته برنامه‌ای متفاوت از چارچوب مشهور «تنظیم خانواده»، با هدف افزایش جمعیت با مولفه‌های واضح و دنبال کردنی در حال اجراست. اما آنچه موجب شده برخی کشورهای اروپایی، پس از وضع قوانین حمایتی عریض و طویل سیاست فرزندآوری و افزایش جمعیت بعضا کم توفیق باشند، تغییرات حوزه سبک زندگی است که خود برآمده از روش منحوس زندگی به شیوه غربی با انگیزش‌هایی همچون «لذت‌گرایی و رفاه حداکثری» توام با فردگرایی بدون مرز است. پس علاوه بر الزامات تغییر برنامه‌های قبلی کشور در حوزه مشهور به «تنظیم خانواده»، رصد پروژه‌های جدید دشمنان جمعیت ایرانیان در حوزه سبک زندگی با تاکید بر تغییر جایگاه و نقش زنان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در یادداشت امروز تلاش می‌کنیم حرکت خزنده برخی نهادهای بین‌المللی در حوزه سبک زندگی جمعیتی ایرانیان را جست و جو کنیم:

کارشکنی یا دلسوزی؟

این چندمین شماره صفحه اجتماعی کیهان است که به افشای برنامه‌های نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی در رد سیاست‌های کلی ابلاغی در حوزه جمعیت اختصاص می‌یابد. میدان مبارزه با برنامه‌های دشمنان مسلمانان در حوزه جمعیت بسیار گسترده شده و به واسطه بروز اشکالات متنوع در حوزه سبک زندگی، حتی در صورت همراهی کامل دولت و مجلس و نهادهای اجرایی و قانونی در حوزه افزایش جمعیت نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم. در شرایطی که آمار میزان ازدواج و طلاق و سن تاهل و نرخ فرزندآوری در کشورمان به علت تهاجمات فرهنگی چندان امیدوار کننده نیست، دست و پنجه نرم کردن با مجریان برنامه های قدیمی «تنظیم خانواده جهانی» که آشکارا در کشور به کارشکنی در حوزه استراتژیک جمعیت اشتغال دارند، حقیقتا نویدبخش آینده‌ای روشن نیست.
در آخرین برنامه اجرا شده، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری، با ارائه گزاره‌هایی قابل تامل، پروسه همکاری با کشور فنلاند به منظور پیشبرد سیاست‌های جمعیتی و سبک زندگی، را کلید زده است.

جمعیت و معاونت زنان

هر چند مولاوردی در دیدار با سفیر فنلاند پس‌از بازگشت تیم تحقیقاتی مورد حمایت وی از این کشور، از اهمیت «بحران جمعیتی کشور» می‌گوید، اما تاکید وی بر استفاده از تجربیات موفق این کشور در حل و فصل بحران مذکور قابل تامل است.
مولاوردی با اشاره به سفر اخیر گروه ایرانی از زیرمجموعه معاونت زنان به کشور فنلاند گفته است: «توجه به مساله مادران و کودکان یکی از اهداف سفر این گروه مطالعاتی بوده است زیرا بررسی ها نشان می دهد فنلاند از کشورهایی است که بیشترین تسهیلات و حمایت ها را برای این سیاست ها در نظر گرفته است.» وی تاکید دارد که «فنلاند یک کشور اروپایی است که بیشترین موفقیت را در زمینه سیاست افزایش جمعیت داشته است(!)»
چنان که از مجموع صحبت‌های خانم مولاوردی بر می آید قرار است معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد و در همین راستا هیئتی از ایران به فنلاند سفر کرده است. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که ایران اسلامی چرا باید برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد؟ اوضاع جمعیتی فنلاند چگونه است و آیا این کشور توفیقی در اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت داشته است؟

فلاکت جمعیتی فنلاند!

نرخ باروری فنلاند در چهل و پنج سال گذشته زیر سطح جانشینی بوده و سعی مسئولان این کشور برای افزایش نرخ باروری و فرار از مصیبت سالخوردگی جمعیت، هیچگونه موفقیتی را به دنبال نداشته است! چنانکه میانگین سنی مردم در این کشور قریب به 42 سال است و فنلاندی‌ها بر کرسی رتبه هفتم پیرترین کشورهای دنیا تکیه زده اند!
 در اروپا که به قاره سالمندان معروف است تنها چهار کشور از لحاظ سالخوردگی از فنلاند شرایط بدتری دارند. فنلاند کمترین تراکم جمعیت را در اتحادیه اروپا داراست و مرکز آمار این کشور در سال 2014   اعلام کرد که تعداد آمار تولد نوزادان در این کشور  در حال حاضر برای سومین سال پیاپی کاهش قابل ملاحظه ای داشته است و  تنها در یک سال گذشته پنج صدم از نرخ باروری این کشور کاسته شده است. همچنین در سال 2012 رتبه  فنلاند بر اساس نرخ باروری 166 در جهان بوده که این رتبه با جایگاه ایران در پله  144 فاصله زیادی دارد!
 تمام این موارد به خوبی نشانگر این موضوع است که وضع جمعیتی فنلاند حتی از کشور ما نیز بدتر است و کمک این کشور به ایران در زمینه بحران جمعیت اگر حکایت کور و عصاکشی نباشد حکایت کل است و طبابت برای سایرین! پس علت تاکید مکرر معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده برای همکاری با این کشور و دید و بازدید هیئت‌های دو کشور چیست؟

رمزگشایی از الگوی فنلاندی

هفته گذشته هیئت بلندپایه‌ای از فنلاند در بازی «دید و بازدید» هیئات ایرانی- فنلاندی به کشورمان سفر کردند. وزیر بهداشت اسبق فنلاند در نشستی با معاونت امور زنان ریاست جمهوری، با ابراز خوشحالی از ارتباط‌گیری با برخی مجموعه‌های مدیریتی داخلی، از اجرای «برنامه تنظیم خانواده» در ایران اظهار خرسندی کرد!
از آنجایی که مراکز مطالعاتی غربی با اهداف گوناگون به رصد دقیق فعل و انفعالات ساختارهای بهداشتی و درمانی کشورهای خاورمیانه و به خصوص ایران می‌پردازند، آشنایی و ارتباط متخصصان آنها با شرایط حاکم بر کشورمان عجیب نیست و به همین خاطر است که«واپوتی تایسپل»، وزیر سابق بهداشت فنلاند خطاب به مولاوردی می‌گوید: «این سفر اولین دیدار من از ایران است اما این بدین معنا نیست که در گذشته هیچ ارتباطی با این کشور نداشته‌ام.»
طی دهه‌ هفتاد میلادی، رشته‌ دانشگاهی «ارتباطات سلامت عمومی» در دانشگاه جان‌هاپکینز تأسیس شد که هدف آن ارائه‌ یک برنامه‌ هماهنگ جهانی برای کاهش جمعیت کشورهای کمتر توسعه‌یافته بود. این برنامه با پشتوانه‌ آمریکا و با همکاری بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، با عناوینی زیبا و جذاب چون «تنظیم خانواده» در این کشورها ترویج و عملیاتی شده است. اولین هدف برنامه‌ تنظیم خانواده، جمعیت‌های غیرسفیدپوست و جهان‌سومی ساکن در آمریکا و اولین قربانیان آن، سرخ‌پوست‌های بومی آمریکا بودند که بعدها نوک پیکان این برنامه، کشورهای آفریقا و خاورمیانه را نشانه گرفت و از قضا با همت بلند مسئولان کشورمان در دهه ۷۰ بسیار موفقیت‌آمیز اجرا شد!
پس تا اینجای کار متوجه شدیم که هیئت ایرانی در دیدارهای انجام شده در فنلاند موفق به توجیه مسئولان این کشور درخصوص تغییر سیاست های جمعیتی کشورمان از شکل جهانی مشهور به نام «تنظیم خانواده» با هدف «کاهش شدید رشد جمعیت» نشده اند و علت حضورشان در این کشور اروپایی را به صراحت بیان نکرده اند!
نکته مهم برنامه ضد جمعیتی فنلاندی‌ها برای ایران را می‌توان در ادامه صحبت‌های وزیر سابق بهداشت فنلاند در گفتگو با مولاوردی مشاهده کرد: «در فنلاند به برابری زنان و مردان بسیار اهمیت داده می‌شود و ما برای این امر بسیار جنگیده‌ایم و باید گفت، گفت‌وگو با کشورهای گوناگون برای ما بسیار الهام‌بخش بوده و می‌توان راه‌های خوبی را برای همکاری در امور گوناگون در این دیدارها یافت.»

واحد  سبک زندگی فنلاندی

در حالی که کشوری همچون فنلاند در مباحث خانواده و جمعیت با بحران مواجه است به طوری‌که به گفته خودشان با معضل پیری جمعیت دست و پنجه نرم می‌کنند، در حوزه «سبک زندگی غربی» پیشتازند!
آمار «زندگی غیر شرعی زوجین» در فنلاند  5 میلیون نفری بیش از 40 درصد است و دست کم 20 درصد مردم این کشور «بی خدا» هستند. آمار ازدواج و فرزندآوری فنلاندی‌ها نیز بسیار پایین است. یعنی همانطور که وزیر بهداشت سابق این کشور تاکید کرد فنلاندی‌ها بیش از آن که مشتاق ترویج سیاست فرزندآوری در ایران باشند از تدوین برنامه‌ای با هدف تامین «برابری جنسیتی» و مولفه‌های سبک زندگی غربی ایرانیان استقبال می‌کنند!
در ایران اسلامی کمتر از پانزده درصد آمار شاغلین کشور اختصاص به زنان دارد ولی در کشورهای غربی از جمله فنلاند زن و مرد تقریبا به یک اندازه شاغل هستند. بر اساس اصول برنامه جهانی «هزاره» که اجرای بند مرتبط با موضوعاتی جمعیتی آن تاکنون فاجعه بار بوده، برابری آمار اشتغال زنان و مردان از مولفه‌های «برابری جنسیتی» است. موضوعی که به هیچ عنوان با سبک زندگی ایرانی- اسلامی قابل جمع نیست.

زن، کلید تغییر سبک زندگی

بر اساس شاخص‌های تهیه شده در نظامات فمینیستی لیبرال سرمایه‌داری که از عوامل قطعی «فروپاشی خانواده» در غرب به شمار می رود، ایران از منظر «برابری جنسیتی» به شکل غربی، در رده 137 قرار دارد.
جالب توجه است که معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در اسفند 92 نیز با حضور در نیویورک در اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل با موضوع «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» شرکت کرد! معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارش فیس بوکی سفر خود نوشت: «در اهداف توسعه هزاره - که به سند MDGs معروف است- دولت‌ها مسئولیت جمعی خود را در رابطه با تضمین حفظ و احترام به کرامت انسانی، برابری و عدالت در سطح جهانی به رسمیت شناخته‌اند. ارتقای توسعه و ریشه کن کردن فقر، تحقق و ارتقای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان از جمله عوامل مؤثر برای تحقق حقوق بشر در عرصه جهانی دانسته شده است(!)»
تعریف و تمجید معاون رئیس جمهور از «تبادل تجربیات» در حوزه زنان در حاشیه «کنفرانس ضد زن» مذکور در حالی صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب درخصوص تز «برابری جنسیتی غرب» گفته است: «اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.»
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب دانسته و افزودند: «برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل». با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می‌کند؟» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن معتقدند: «در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه‌های مشترک، منطقاً عرصه‌های متفاوتی را نیز به همراه می‌آورد.»
رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیون های جهانی با صراحت گفته است: «اصرار غربی‌ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می‌کند، به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.»

رفع تبعیض یا هدم خانواده؟!

علی‌رغم معین و مشخص بودن سیاست‌های کلی نظام در حوزه زنان، در آذر سال 93 جزئیات انعقاد توافقنامه تعهدآور معاون امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل بدون جلب موافقت مجلس شورای اسلامی با موضوعات مشابه خبرساز شد!
فاطمه رهبر، عضو کمیسیون اصل 90 مجلس درخصوص رسالت صندوق جمعیت سازمان ملل می گوید: « در طی دوره‌های گذشته مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگانی در اجلاس‌های دوره‌ای و منطقه‌ای این صندوق شرکت می‌کردند. دو ماه گذشته نیز اجلاسی در فیلیپین برگزار شد که بنده و یکی دیگر از نمایندگان در آن اجلاس شرکت کردیم و نکته قابل توجه این است که موضوع تمام این همایش‌ها «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» است!»
وی افزود: «در حقیقت این صندوق مجری «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که امسال بیستمین سالگرد تصویب آن کنوانسیون است. ایران در زمان تصویب آن نیز به کنوانسیون مذکور پیوست؛ اما به دلیل بیست ایرادی که شورای نگهبان بر آن وارد کرد با تأیید نظر شورای نگهبان آن مصوبه ملغی شد، چرا که معتقد هستیم دیدگاه ایران با دیدگاه سکولار غربی در مورد زنان و جایگاه زنان متفاوت است.»

صندوق جمعیت در ایران

براساس سندی كه نمایندگی صندوق بین‌المللی جمعیت در ایران منتشر ساخته، همكاری صندوق جمعیت سازمان ملل متحد با ایران از سال۱۹۷۰ بر مبنایی پروژه‌ای و از سال ۱۹۹۰ بر مبنای برنامه‌های ۵ ساله كشوری شروع شد. برنامه ۵ ساله كشوری كنونی، چهارمین برنامه از سال ۱۹۹۰ در سال ۲۰۰۵ بر محور «چارچوب کمک های توسعه‌ای سازمان ملل متحد» آغاز گردیده است.
بر اساس متن این سند پشتیبانی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نتایجی محسوس در ایران به بار آورده كه در شاخص‌های جمعیت و بهداشت باروری به خوبی آشكار است. این گزارش یكی از این شاخص‌های محسوس را نسبت استفاده از تمامی روشهای پیشگیری از بارداری می‌داند كه «از۶۴ درصد به ۷۹ درصد افزایش یافته است»! این گزارش سه زمینه اصلی فعالیت‌های صندوق را بهداشت باروری (بخوانید تحدید نسل)، برابری جنسیتی و استراتژی های جمعیت و توسعه معرفی می كند كه بطور تفکیک ناپذیری باهم ارتباط دارند(!)
صندوق جمعیت و سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل بر اساس آمارهای رسمی سالیانه منتشر شده تاکنون
بیش از یک میلیارد دلار در مراحل مختلف برنامه «تنظیم خانواده ایران» با هدف کاهش نرخ فرزندآوری و جمعیت ایرانیان، هزینه کرده‌اند. میزان موفقیت برنامه جمعیتی سازمان‌های مذکور در ایران بیش‌از برآوردهای طرح اولیه بوده به نحوی که در دهه اول قرن
بیست و یک، ایران بر پله نخست بالاترین نرخ کاهش رشد جمعیت در جهان برای چندمین سال پیاپی تکیه زد و همین موضوع جوایز زیادی برای برخی از مسئولین وزارت بهداشت کشورمان در مجامع بین‌المللی به ارمغان آورده است!

فاز دوم جنگ جمعیتی غرب

تلاش برای تغییر نگرش زنان و سبک زندگی خانواده ایرانی، آخرین مرحله از اجرای طرح تثبیت سالمندی جمعیت ایرانیان است. به نحوی که در صورت اجرای طرح‌هایی همچون «برابری جنسیتی» مبتنی بر استراتژی جمعیتی پیشرفته در ایران، همچون برخی کشورهای غربی، مشابه فنلاند، حتی در صورت وضع قوانین و مشوق‌های جمعیتی نیز به علت بی‌انگیزگی جوانان در تشکیل خانواده و ممانعت زنان از فرزندآوری به بهانه ارتقاء شغلی و افزایش استرس زندگی مکانیزه به سبک لیبرال سرمایه‌داری، نرخ رشد جمعیت اصلاح نخواهد شد. چرا که نگاه جامعه به فرزند، از عطیه ای الهی و نماد خانواده سالم به موجودی «مصرف کننده» با خصوصیت تضعیف موقعیت‌های شغلی و رتبه اقتصادی تغییر خواهد کرد.
متاسفانه روندی که دولت در حوزه سبک زندگی و سیاست‌های کلی جمعیت در پیش گرفته هیچ امیدی به اصلاح وضعیت فعلی با حرکت پرشتاب به سمت «جامعه سالمند ایرانی» وجود ندارد. شاید لازم باشد به جای تاکید بر اجرای «سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب در موضوع جمعیت» وقت بیشتری در توجیه دولتمردان و نهادهای مسئول در مذمت عمل به نقشه‌های دشمن و اجرای طرح‌های مغایر با چارچوب‌های دینی خانواده سالم، صرف کنیم! چرا که در حال حاضر فاصله زیادی میان مدیران جامعه ایرانی با مجریان آینده‌نگر و آگاه به تاثیرات پیروی از سبک زندگی غربی، وجود دارد!
باید از دولت بخواهیم اگر در مناصب مرتبط با موضوع جمعیت از بکارگیری افراد دلسوز و معتقد به سیاست‌های جمعیتی نظام پرهیز می‌کند دست کم کرسی‌های مدیریتی را به «دشمنان داخلی جوان ماندن ایران» نسپارد!
باید از دولت بخواهیم سمینار پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان را با همکاری سفارت سوئیس و صندوق جمعیت برگزار نکند، تا همکاران سوئیسی صهیونیست‌های پلید فرصت سفر به ایران را نیافته و برایمان نسخه نپیچند که نرخ باروری را از این هم کمتر کنیم!
باید از دولت بخواهیم همایش رویکردهای جدید جمعیتی را برگزار نکند تا معلوم نشود معاون وزارت بهداشت فرق عزا و عروسی جمعیتی را نمی‌فهمد و نفهمی خود را با پرداختن به گزاره خجالت‌آور «ارائه آمار غلط به رهبر انقلاب» فریاد نزند!
باید از دولت بخواهیم با تغییر نام برنامه «تنظیم خانواده» به «باروری سالم»، طرح کاهش رشد جمعیت را در دستگاه بهداشتی کشور ادامه ندهد!
باید از دولت بخواهیم برای بهبود وضع جمعیت از سفارت فنلاند و سوئیس و پارلمان آلمان کمک نخواهد و از اروپا الگو نگیرد!باید از دولت بخواهیم به دنبال اجرایی کردن برخی تعهدات بین‌المللی در زمینه جمعیت، نباشد. باید از دولت بخواهیم از فریاد زدن واقعیت آشکار شدن نقش غرب در اجرای فاز دوم جنگ جمعیتی با موضوع تغییر مولفه‌های سبک زندگی ایرانی- اسلامی، هراس نداشته باشد و خود مجری آن نباشد!


نظرات()   
   

خانه داریخانه داری 2

سایت های مجوز دار زنان معمولا توسط چند زن چادر به سر متظاهر با مجوعه ای از دختران فمینیستی که بخاطر روحیاتی که دارند ترشیده اند و یا زنان فعال حقوق زن بدسیرتی که روح ضد دین و مرد ستیز دارند تشکیل می شود.
تفاوت این سایت ها با سایت های فمینیستی غرب در این است که اینها پیوسته در حال فمنیزه کردن اسلام هستند و همان حرفهای فمینیست های غربی و شاید بدتر از آنها را مطرح می کنند لیکن با استفاده از حدیث های ضعیف و یا آیات تفسیر به رای شده و یا  گزارش گیری از روحانی نما های مازوخیست و ضد دین و دقیقا 90 درصد سایتشان پر از این مطالب است. بخش دیگر سایت هایشان پر از مطالب کذب از مصاحبه با زنان فمینیست یا مسئولان زن است که ادعا می کنند هم به کار خانه می رسند و هم به کار تمام وقت بیرون از منزل که مصادیق زیادی از این اکاذیب وجود دارد که در این سایت ها منتشر شده و خیلی هایش هم البته منتشر نشده است.
این سایت ها معمولا زیر نظر ان جی او های فمینیستی که مورد حمایت مستقیم دولت هستند و برای آنها ردیف بودجه ای تصویب می شود حمایت و هدایت می شوند.
اما از آنجایی که خداوند همیشه دشمنان اسلام را خنگ می کند، همیشه در نوشته های آنها تناقضات آشکار به چشم می خورد به طوری که گویی خودشان خودشان را ضایع می کنند.

اینها پیوسته می گویند اسلام خانه داری را وظیفه زن ندانسته است. اما خودشان چنین احادیثی را در سایت هایشان ثبت می کنند:
روایت زیر را بنده در یکی از گروه ای فمینیستی وایبری به نام ورود آقایان ممنوع دیدم و البته یکی از سایت های زنان دقیقا مبادرت به درج همین روایت کرد.
و آن عبارت از متن ذیل است:

" روزی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله وسلّم، بر ما در منزل وارد شد. فاطمه نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می‌کردم. آن حضرت اظهار داشتند: شنو از من که جز آنچه را که پروردگارم امر کرده نمی‌گویم! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند، مگر این‌که پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد، ثواب یک سال عبادتی است که روزهایش را روزه گرفته و شب‌هایش را شب‌زنده‌داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می‌بخشد که به صابرین و داوود نبی و یعقوب و عیسی بخشیده باشد. "

خود این حدیث نشان می دهد که کار خانه باید وظیفه ی زن بوده باشد که کمک آن توسط شوهر ثواب قلمداد شود.
دسته ای از کارها وظیفه مرد است مثل تامین مخارج زندگی که اینجا زن عامل به آن نیست که مرد در این زمینه به زن کمک کند و البته روایاتی هم در باب ثواب و اجر کار برای تامین مایحتاج زندگی و ثواب مجاهد فی سبیل الله در باب آن وجود دارد.
اما وقتی صحبت از "کمک کردن" مطرح می شود یعنی کاری که مربوط به دیگری است و توسط اشخاص دیگر مورد حمایت و همکاری قرار می گیرد!


نظرات()   
   

درود بر خداوندی که هر چیز را به بهترین شکل ممکن خلق کرد و نقصان عقل زن نسبت به عقل مرد به معنی نقص در خلقت او نیست. بلکه بهترین شکل برای خلقت زن همین عقل و تدبیر کمتر او نسبت به مرد است تا او را بهترین و دوست داشتنی ترین موجود برای مرد قرار دهد.
خطبه 79 نهج البلاغه:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْیمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ،
اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث
نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ایمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ
و عقل ناقصند. اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه
وَالصِّیامِ فى اَیّامِ حَیْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ
در ایام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اینكه سهم ارث آنان
عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواریثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ
نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اینكه شهادت دو زن

امْرَاَتَیْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ
برابر شهادت با یك مرد است. از بَدان زنان بترسید، و از خوبانشان
خِیارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطیعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لایَطْمَعْنَ
بر حذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع
فِى الْمُنْكَـرِ.
پیروى نداشته باشند.


این خطبه از جنجالی ترین و کوبنده ترین خطبه های نهج البلاغه است که بدجوری فمینیست ها را سوزانده است و البته بسیاری از روحانی نماهای زن ذلیل و خدانشناس که اسم آنها را اینجا نمی بریم ، مثل برخی که حتی خودشان را به امام خمینی هم منتصب می کنند سعی کرده اند یا آن را رد کنند یا اینکه بگویند منظور حضرت همه زنان نبوده است بلکه چون پس از جنگ جمل بوده منظور عایشه یا عده معدودی از زنان بوده است.

لذا ما همینجا به دهان آنها می کوبیم و می گوییم:

آیا فقط عایشه بوده که پریود می شده است؟

آیا فقط عایشه ارثش نصف بوده است؟

آیا فقط شهادت عایشه و گروه خاصی از زنان نصف شهادت یک مرد بوده است؟

----------------------------------------------------------------------

یکی از عواقب عمل نکردن به توصیه معصومین و استفاده از زنان در سمت های مشاوره ای و حتی مدیریتی و استخدام زنان، همین شیوع ایمان ناقص و از بین رفتن عقل در بستر جامعه و در نتیجه زوال آن است.

نمونه هایی از ایمان ناقص و دید تک بعدی زنانه را در احادیث و بنر های مترو می توان دید که اجمالا به توضیح آنها می پردازیم:





حجاب

حدیث گرانقدر مورد اشاره به هیچ وجه رد نمی شود. اما آیا این حدیث را در سرتاسر مترو ندیده اید؟ آیا نباید روی حجاب کار شود؟ هر چقدر هم چشم ها را از نامحرم بگیریم آیا بدون اینکه آنها حجاب را رعایت کنند می شود به جایی رسید؟
آیا چشمان شما خسته نمی شود اگر در یک محیط کاری ولو با حجاب زنان از مقابل چشمان شما عبور کنند و با حرکات و صدایشان برای شما مزاحمت ایجاد کنند؟ واقعا چقدر و از چند زاویه می توان چشم ها را گرفت؟
آیا بنا نبوده سازمان ها و مسئولین در زمینه حجاب و احیای آن فعالیت کنند؟
آیا ما برای حجاب کم حدیث و سخن داریم؟
اینها نتیجه مشورت گرفتن از زنان است که سبب این ایمان ناقص است که همه چیز را نصفه می بینند و از دین فقط نصف آن را قبول دارند.

حدیث

لطفا به این آیه شریفه توجه فرمایید؟ می توانید برای دیدن بهتر تصویر روی آن کلیک کنید.

جالب اینجاست که در انتهای متن سمت راست این تصویر در سطر آخر خودش نوشته است آیه حجاب!
در حالی که آیه حجاب درست آیه بعد از این آیه است که آیه 31 سوره نور است که خطاب به زنان فرموده که خود را از نامحرم بپوشانند!

اما ایمان ناقص منجر به این می شود که حقایق نصفه بیان شود!

من با یکی از فمینیست ها مناظره می کردم. وی گفت که خداوند اول در آیه 30 گفته مردان چشمان خود را بپوشانند و سپس به زنان گفته است که حجاب بگیرند.
پس کار مردان ارجح تر است که چشم بگیرند.

من هم گفتم نخست اگر در قرآن بنگرید می بینید که همیشه خطاب قرآن ابتدا به مردان است مثل  "یتوب الله على المومنین و المومنات و كان الله غفورا رحیما"

همیشه مردان اول خطاب شده اند. یکی اینکه مردان طبق آیه 34 سوره نساء رئیس و سرپرست زنان هستند که همین آیه هم به شدت مورد تهاجمات فمینیستی و سوء تعبیر واقع شده است.
در ثانی این یک قاعده کلی در قرآن است که نوعی احترام ویژه به مقام مردان است و قرآن یک قاعده پیوسته و کلی را رعایت کرده است.
بنابراین در آیه های متوالی 30 و  31 سوره نور هم همین قاعده رعایت شده است و لذا چشم گرفتن مردان از نامحرم مسقط وظایف زنان در امر حجاب و پوشاندن خود از دید نامحرم نیست!

بعلاوه تکلیف شرعی وظیفه ی واجب هر شخص است و اول و دوم ندارد و مکمل همدیگر است.

حدیث

این هم از نمونه های توهین آشکار به مردان در مترو است.
حتی در ویدیو ها و انیمیشن های مترو همیشه همه احمق ها مرد هستند. همه مجرمین مرد هستند. خلافکاران مرد هستند. ابلهان مرد هستند!

حتی در تصویر، فرد چادری یک پیر زن است و زنان جوان همه مانتویی هستند که این مشخص کننده عملیات روانی و جامعه شناسی حساب شده برای قدیمی و از تاریخ گذشته نشان دادن چادر است که بصورت ناخودآگاه این پیام را به مخاطب منتقل می کند.

متاسفانه چنین رویکردهایی نه تنها در متروی تهران بلکه بطور کل به دلیل استفاده وافر و بی حد و اندازه از زنان در شهرداری تهران و حتی سایر شهرداری ها و فرمانداریها در سراسر کشور حاکم است و با این روند عاقبت خوشی برای این جامعه و این کشور نمی توان متصور بود!

همین امر در صدا و سیما و سایر سازمانها هم به عینه نمود دارد.
مثلا در یکی از سریال ها در یک دیالوگ گفته شده بود که اول از خدا اطاعت کن دوم از مادر! کدام حدیث و کدام آیه به چنین چیزی اشاره می کند؟
یا در شبکه مستند برنامه ای را دیدم که یک معدن سرب در چین را نشان می داد. کارگران معدن بطور 24 ساعته مشغول کار بودند. لذا چادر زده بودند و با زن و فرزندشان در آنجا زندگی هم می کردند تا هزینه کمتر و راندمان بیشتر شود.
جالب اینجا بود که زنان در چادر خوابیده بودند و مردان در معدن مشغول کار بودند. به یکدفعه یک دیالوگ عجیب وسط صحبت های راوی شنیده شد که کاملا مشخص بود که یک زنی متن را دیده و در متن دخالت کرده و اینکار قطعا توسط مشاوران زن سیما انجام شده است.
دیالوگ دقیقا این بود "
در اینجا همه کارها توسط مردان انجام می شود و مردسالاری عجیبی حاکم است اما زنان همیشه سعی می کنند حضور داشته باشند "
این در حالی بود که تصاویر گذرا زنان را در چادر در حال استراحت و لم دادن نشان میداد و مردان در معدن به سختی کار می کردند و تمام سر و صورتشان کثیف شده بود!

خداوند همه را هدایت کند. مخصوصا مسئولینی را که برای پیدا کردن وجهه و جلب توجه زنان از هر بی دینی ای دریغ نمی کنند!


نظرات()       

متن زیر سخنان رحیم پور ازغدی  در دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی است. با اینکه این ایراد وارد است که مجمع مردان انقلاب اسلامی کجاست؟ و وجود مجمع های جنسیتی خود مظهری از فمینیسم است ، لیکن بنا به همراستا بودن سخنان ایشان با اهداف انجمن ، آن را از طریق این وبگاه منتشر می کنیم:



حسن رحیم‌پور ازغدی در سلسله نشست های نقش ما در ترویج سبک زندگی اسلامی (دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی)، با بیان سخن امام خمینی (ره) که دراین‌باره فرموده‌اند: خود را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید، گفت: ما نقش زن را به دست افراط‌ و تفریط سپرده‌ایم. عده‌ای آن را تنها به زایمان و شوهرداری محدود کرده و عده دیگر فقط به علم‌آموزی در دانشگاه و کار خارج از منزل. این موضوع تا بدان‌جا پیش رفت که امروز، حدود 70درصد دانشجویان کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند.
 وی بابیان این‌که درآمد بسیاری از کشورهای جهان از راه کنیز فروشی و خریدوفروش انسان‌هاست که اغلب این افراد را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند، عنوان کرد: این کار برای آن کشور‌ها بیش از هر کار دیگری درآمد دارد. این امر موجب می‌شود که سبک‌زندگی آنان فقط به سمت استفاده جنسی برود.  کشور ما نیز اگر بخواهد سبک زندگی غربی را مانند آنان در پیش بگیرد، ظرف 50 سال آینده، مانند آنان خواهد شد. این مسئله در ادامه، فروپاشی خانواده را در پی خواهد داشت.

رحیم‌پور ازغدی افزود: برای مثال می‌توان به این نکته توجه داشت که امروز، حدود یک‌چهارم ازدواج‌ها در کشورمان، در شهری مذهبی مانند قم به طلاق منجر می‌شود. امروزه در برخی کشورهای غربی حتی تا 70-80 درصد ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. اگر در کشوری بنیان خانواده از هم گسست، دیگر نمی‌توان آن را درست کرد. مثلاً نمی‌توانیم بگوییم عیبی ندارد، دو نسل، بدون خانواده باشیم، بعد اگر نشد، دوباره درست می‌کنیم! خانواده خودش ظرف است؛ نه مظروف. یعنی اگر ظرف بشکند، مظروف هم از بین می‌رود، لذا دیگر جایگزین ندارد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: بسیاری ازآن‌چه امروزه در خانواده‌ها به‌عنوان سبک زندگی مطرح می شود، ریشه در اسلام حقیقی ندارد. بسیاری از چیزهایی که زوجین از هم طلب می‌کنند، اسلامی نیست؛ بلکه سبک‌زندگی غربی است. آیا صحیح است که با غربی‌ها در غربی‌شدن مسابقه بگذاریم؟! این موضوع، موجب به وجود آمدن دو موج افراطی و تفریطی شده است. موج افراطی کسانی هستند که نمی‌گذارند حتی فرزندانشان درس بخوانند و دخترانشان به مدرسه بروند! آنان با این توجیه که سیستم آلوده است خود را از بسیاری از امور روزمره زندگی منع کرده‌اند. این نتیجه‌گیری نادرست است.

وی اظهار داشت: موج دیگری که در این فضا وجود دارد افرادی‌اند که می‌گویند زن و مرد باید هردو، کار کنند و خود را با فضای زندگی مدرن کاملاً یکی کنند. این نیز درست نیست؛ چراکه در این صورت زن و مرد در هنگام شب در حالی به منزل برمی‌گردند که هیچ‌کدام حوصله دیگری را ندارد. زن باید تکیه‌گاه عاطفی مرد باشد و مرد نیز تکیه‌گاه اجتماعی زن به شمار می‌رود. اما با این سبک‌زندگی، این تعادل کاملاً به‌هم می‌خورد.

در ادامه رحیم پور با اشاره به آیه «الرّجال قوّامون علی النساء» تأکید کرد: این آیه تفسیر گسترده‌ای دارد. اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت که این آیه بدان معنا نیست که مرد، برتری ارزشی نسبت به زن دارد. قوام به معنای تکیه‌گاه است. دراین‌باره، تکیه‌گاه در عرصه اقتصادی مطرح است؛ چراکه بعدازآن بلافاصله موضوع نفقه مطرح می‌شود. لذا معنای آن، نیرو در کار اقتصادی است.

این استاد دانشگاه گفت: زن به کمک مرد ازلحاظ اقتصادی اتکا دارد و در مقابل مرد، ازنظر روحی به او وابسته است. لذا تکلیف اصلی زن همین آرامش بخشیدن به مرد است. قرآن نیز دراین‌باره تعبیر «لتسکنوا الیها» را به کار می‌برد. این امر موجب می‌شود که مردان برای کار کردن هم حتی انگیزه را از زنانشان دریافت کنند. در غیر این صورت ممکن است دچار یأس شده و ارتباط خود را بازندگی قطع کند. از سوی دیگر فشار جنسی، موجب به وجود آمدن انحرافات جنسی و فساد اجتماعی می‌شود.

راه‌حلی که رحیم پور‌ازغدی برای گریز از این دو جریان افراطی و تفریطی پیشنهاد داد، سبک‌زندگی دینی و اسلامی است. وی گفت: زندگی در دنیای امروز بایستی در حد میانه و معتدل باشد. تعبیر قرآن کریم نیز دراین‌باره، امت وسط یا میانه‌رو است. دراین‌باره بایستی برای جلوگیری از بدفهمی، کلیه آیات و روایات را باهم دید و معنا کرد؛ نه این‌که هر جزء را به‌تنهایی برداشت کرد. موضوعات دینی در قرآن کریم و روایات بایستی باعقل، معنا شده و پیرامون آن تفکر شود. با فقه بایستی در فضای اجتماعی به حل‌وفصل معضلات پرداخت. لذا دو راه اصلی برای نجات از وضع موجود این است که اولاً "تعادل در نظر" داشت و روش استنباط درست دین را دریافت و ثانیاً "تعادل در عمل" داشت و در زندگی حقیقی بتوان با مشکلات به‌طور معقولی روبه‌رو شد.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: اگر در زندگی بتوان اولویت‌ها را تشخیص داد و هرلحظه دید که چه اولویتی درخطر است، می‌توان امیدوار بود که در این راه قدم برمی‌داریم. برای مثال، در اسلام، اشتغال زن در بیرون از منزل هیچ مانعی ندارد. زن حقوق اقتصادی دارد اما تکلیف اقتصادی ندارد. این بدان معناست که در محیط سالم و به‌دوراز اختلاط زن و مرد می‌تواند کار کند؛ اما اگر به زندگی زناشویی وی لطمه می‌خورد و خانواد‌ه‌اش دچار مشکل می‌شوند، می‌تواند کار نکند. لذا اگر در یک مورد دو راه حق باهم مزاحم پیدا کرد، باید دید که عقل چه می‌گوید. باید تمام آثار عمل را در نظر گرفت و نیز منافع خود را نیز در نظر داشت. لذا اگر با محاسبه، خطرهای احتمالی را دریافتی، می‌توانی درست تصمیم بگیری.

وی در ادامه با اشاره به خطاب برخی روایات به مردان و خطاب برخی دیگر به زنان، افزود: آن دسته از روایات که خطاب به مردان است باید توسط خود آنان عمل شود و اسباب سوءاستفاده قرا نگیرد. از طرف دیگر اگر روایتی خطاب به زن است، فقط زن باید بدان عمل کند و مردان نباید آن را ابزار منافع خود سازند.

رحیم پور ازغدی با بیان این که سبک‌زندگی دینی، حقوقی را برای طرفین دارد که در ادامه عمل به آن ایجاد می‌شود، اظهار داشتند: باید پس از عمل در راه تعادل، وظایفی که بر انسان محول می‌شود را پذیرفت و در مقابل، حقوقی که برای فرد مقابل ایجاد می‌شود را نیز قبول کرد. مثلاً دلیل این‌که حرمت و کرامت بدن زن از مرد بیشتر است این است که مجرای ورود انسان به عالم، بدن زن است و لذا این مجرا باید پاکیزه باشد. این بدن نباید مورد خریدوفروش و یا موضوعی برای ارضای جنسی افراد سودجو قرار گیرد. لذا از این کرامت خاص باید مراقبت ویژه به عمل آورد.

وی در ادامه بابیان این‌که غربی‌ها راه اسلام‌ستیزی را در پیش‌گرفته‌اند و به خود اجازه می‌دهند که هرگونه اهانتی به مسلمانان وارد کنند، افزود: غرب امروز، نام آزادی توهین را می‌گذارد آزادی بیان. اشغال کشورها را دموکراسی و شکنجه بی‌گناهان را حقوق‌بشر نام می نهد. حال همین افراد به نام آزادی زنان موضوع فمینیسم را مطرح کردند که باهدف به‌کارگیری زنان در عرصه‌های اقتصادی و شغلی، لایحه اشتغال زن در کارخانه‌ها را توسط کارخانه‌داران بزرگ آن روز به ثبت رساندند. آنان با این رویکرد که زنان قابل مدیریت‌تر بوده و پرخاشگر نیستند و نیز دستمزد کمتری دریافت می‌کنند، از زنان سوءاستفاده‌های دیگری هم کرده و نام آن را آزادی و استقلال زن گذاشتند. در مقابل، دین مبین اسلام، استقلال اقتصادی را با منافع بیشتری برای زن به وی داده؛ اما اجازه رقابت اقتصادی با مرد را به وی نداده چراکه مرد، وظیفه اقتصادی دارد اما زن خیر. حتی مردان در قبال این وظیفه حق توهین و یا منت را ندارند. لذا اگر ما مسلمانانه زندگی کنیم و سبک‌زندگی اسلامی را وارد همه ابعاد زندگی کنیم و تنها به ابعاد ظاهری دین بسنده نکنیم، موفق خواهیم بود. این سبک زندگی باید به تمام امور اعم از شغل و همسرداری و اقتصادی و اجتماعی تعمیم داده شود تا یک جامعه اسلامی شکل گیرد.

رحیم‌پور ادامه داد: ویل دورانت، فیلسوف و تاریخ‌نگار مشهور غربی، در باب اسلام و سبک‌زندگی اسلامی معتقد است: «اسلام در سبک‌زندگی با کمترین تلفات، انقلابی بزرگ به پا کرد و این خودش بزرگ‌ترین هنر است. اسلام زن را مستقل کرد اما خانه براندازی نکرد. انقلابی آرام و بی‌خطر. انقلابی که صدمه‌اش ناچیز و فایده اش بی‌شمار بود. اما غرب، زن را به اسم این‌که تو آزادی و باید آزادباشی، گرفتار جان کندن و بردگی در صنعت و جامعه کرد. اما اسلام، زن را از هردو بردگی نجات داد: هم بردگی مرد در خانه و هم بردگی برای مردان در خارج از خانه.» اسلام، غرور و جمال و زیبایی زنانه زن را حفظ کرد و درعین‌حال، به وی اطمینان خاطر داد. اسلام حتی در باب ریزترین مسائل زناشویی هم‌نظر داده و حتی تکالیف زن در باب تمکین را با روانشناسی دقیق وی بیان کرده است. در سبک‌زندگی اسلامی می‌توانیم شاهد باشیم که خطاب به مرد، منافع مرد و حقوق زنان بیان‌شده و خطاب به زن، منافع زنان و حقوق مردان آمده است. در اسلام، مردسالاری و یا زن‌سالاری نداریم؛ بلکه حق سالاری داریم.

وی با اشاره به موضوعاتی مانند دیه مرد و زن، نفقه، ارث و مانند آن و بیشتر بودن دیه و ارث مرد نسبت به زن بیان کرد: این‌ها برای مرد، مسئولیت‌ساز است؛ نه حق‌ساز! چراکه دیه مرد را به زن می‌دهند. زن خودش اختیار ارث خودش را دارد اما مرد باید آن را برای همسر و فرزندانش خرج کند.

رحیم‌پور در پایان با اشاره به میثاق محکم ازدواج و خانواده، گفت: خانواده و ازدواج، بیش از هفت میثاق است که مسائل جنسی، تنها یکی از آن‌هاست. حتی دراین‌باره هم اسلام معتقد است که مناسبات جنسی بایستی عادلانه و اخلاق‌مدارانه باشد. نمی‌شود یک‌طرفه لذت برد و لذت نرساند! حتی اگر نگاه صرف مادی داشته باشیم، حقوق‌جنسی، تعهدات جنسی ایجاد می‌کند؛ تعهداتی که در اثر ازدواج ایجاد می‌شود. لذا افراد بایستی جوابگوی تمام هزینه‌های مادی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی، انسانی و معنوی کارهای خود باشند. بنابراین لیبرالیسم جنسی و اخلاقی، همگی موجب فساد هستند. همچنین از دیگر میثاق‌های خانواده، وفاداری و امانت‌داری طرفین است. ازطرفی می‌توان به میثاق‌اقتصادی، عشقی، عاطفی و برخی موارد دیگر اشاره کرد. در حقیقت حقوق و وظایف طرفین، عین هم هستند اما در نوع خود متفاوت‌اند. برداشت‌های منفی و خصومت‌آمیز، در اثر بدفهمی خانواده شکل می‌گیرد.


نظرات()   
   


با رویت لینک زیر در مورد تعداد مدیران  زن در یکی از مردانه ترین مکان های دولت اطلاع پیدا کنید و تخمین بزنید در جاهای دیگر وضع به چه منوال است و متاسفانه پیوسته شعار تشویق زنان به مدیریت و یا حتی زورگویی به افزایش تعداد مدیران زن در جریان است، چنانچه نسل های گذشته را کنار بگذارید متوجه خواهید شد که تعداد شاغلین و مدیران زن در نسل های جوان تا چه حد بالاتر از مردان است:




متاسفانه با تشویق رسانه ملی و دولت و تمام ارگانهای این کشور به اشتغال زنان، همه چیز با هم به تضاد رسیده است. به گونه ای که زنان تمام ادرات و همه محل های کار را پر کردند و در انتظار شوهرند و مردان همه بی زن، بیکارند و کسی به آنها زن نمی دهد. زنانی که شعار برتری در انجام مسئولیت می دهند اما با این حال باز از مرد بی مسئولیت گریزان اند و به وی انگ می زنند. اگر واقعا خود را در انجام مسئولیت های جامعه و خانه برتر از مردان می بینید پس دیگر چه انتظاری از مردان دارید؟ تن فروشی بسیار برتر از فطرت فروشی و روح فروشی و دین فروشی است. تن خود را فروختن بهتر از روح خود را فروختن به تمایلات سخیف نفس در راستای غرور فمنیستی است. جنایت به معنای تن کشی یک فرد دیگر برتر از این است که فطرت تعداد زیادی انسان را کشتن و به بازیچه گرفتن. در این جامعه بیمار که احکام دین به تضاد رسیده و تفاسیر کاملا متناقض از احکام دین می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در تمام تاریخ بشر، تمدن بشری با تمام فراز و نشیب هایش مدیون خانواده بوده است و امروزه با اشتغال بی رویه زنان و بیکاری مردان و تعویض کافرانه زن و مرد آن هم به نام دین عملا قلمرو تمدن به سر رسیده است. اگر دقت نمایید اغلب زنان دارای پست چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار بد هیبت و مردوار هستند، به گونه ای که هر مردی در مواجهه با آنها نمی داند چه نقشی باید بازی کند؟ مسلما تنها راه منطقی برای مردی که زندگی با  این گونه زنان را برگزیده  است این است که خود را زن کند. خوب مسلم است در چنین وضعیتی عملا تمدن به اتمام می رسد زیرا مسیر چنان بر خلاف فطرت است که امکان بقا ندارد. بالعکس زنان در مقابل مردان زن صفت چگونه می توانند رفتار کنند؟

متاسفانه یکی از اموری که این روزها بسیار رایج شده است، توصیف چهره فمنیستی از حضرت فاطمه است. همانطور که همه می دانیم پیامبر کارهای خانه را به فاطمه و کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و اتفاقا حضرت فاطمه از این تقسیم بندی بسیار خشنود و راضی شد. طبق عملکرد پیامبر الگویی که بسیاری از افراد در راستای اشتغال زنان از پیامبر گرفتند چیست؟ این چه الگویی است که با اصل ماجرا چنین تضاد دارد؟ همه ماجرای تقسیم وظایف حضرت فاطمه و علی را توسط پیامبر شنیده ایم و همه از حدود سن ازدواج و شهادت حضرت فاطمه  و نیز تعداد فرزندان ایشان و ماجرای پینه بستن و ... اطلاع داریم. کدامیک از این ویژگی ها با شرایط و ایده هایی که امروزه تبلیغ می شود همخوانی دارد؟


نظرات()   
   

زن عربستانی

عربستان کشوری است که احکام اسلامی را خیلی درست تر و بهتر از ما اجرا می کند. به همین دلیل اغلب رسانه های سکولار ما آن را به عنوان کشوری متحجر می شناسند. این روزها باب شده است که تا حرفی از قرآن زده شود ،می گویند تو متحجری. این تحجر البته در باب حقوق مرد و آیات و روایاتی که وظایف یا محدودیت هایی  برای زن قایل باشد می شود! و صد البته روحانی نما های مازوخیست در حال منقضی کردن بسیاری از آیات قرآن و تفاسیر به رای آن در جهت اهداف فمینیستی هستند.
با وجود رواج چند همسری در عربستان سعودی لیکن شمار دختران مجرد بالای 30 سال آنها به حدود دو میلیون نفر رسیده است و حال عمق فاجعه را در ایران ببنید که روحانیون و حاکمیت با دلایل مختلف از عوامل بازدارنده و غیر ممکن کننده برای این مسیل استفاده می کنند و حتی رسانه ملی در حال از بین بردن این سنت اسلامی و حق الهی مردان است!

لیکن افزایش آمار دختران مجرد در عربستان ناشی از چیست؟
این چیزی نیست جز پاسخ مردان عربستان به دخترانی که مهریه های بالا طلب می کنند.

ای کاش این انسجام و دینداری در بین مردان ایرانی هم وجود داشت!

همانطور که در آمار ها مشهود است زنان ایرانی با حقارت تمام به ازدواج با اتباع خارجی روی می آورند،
مردان ایرانی بدانند که هیچ محدودیتی برای آنها جهت ازدواج با اتباع خارجی وجود ندارد.
کشورهایی مانند افغانستان ، عراق،ترکیه،آذربایجان، تونس،چین، امارات، روسیه قبرس، لبنان، سوریه و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین می توانند تامین کننده گزینه برای ازدواج شما باشند.
بعنوان مثال اغلب زنان تونسی هیچ شرطی برای ازدواج با مردان ندارند و حتی با چند همسری مردان مخالف نیستند و تسلیم خواسته مرد هستند و تنها شرطشان این است که در صورتی که مرد خواست آنها را طلاق بدهد، فرزندانش را از وی نگیرد! آنها حتی مهریه های ناچیزی را طلب می کنند.
حال این را مقایسه کنید با زنان ایرانی با 13 شرط مکتوب در عقدنامه که قانون گذار از درج شروط مشابهی که زنان را به زندگی پایبند کند خودداری کرده است! و این سوای برخی از زنان می باشد که شروط اضافه تری را هم به همراه مهریه های قابل توجه در عقدنامه قید می کنند!
خواهید دید که مردان ایرانی بسیار بیشتر از زنان زیاده خواه ایرانی طالب دارند. تا زمانی که انسجام و یک خواسته عمومی در مردان ایرانی شکل نگیرد و مردان بیدار نشوند وضع روز به روز از این بدتر خواهد شد.
امروزه مردان در دنیا آگاه شده اند و با زنان زیاده خواه ازدواج نمی کنند. حتی برای کشورهای غربی با آن موج برابری خواهی که وجود دارد ، سازمان های و ان جی او های حمایت از حقوق مردان به موازات آنها در حال ایجاد مسئولیت برای زنان در مقابل حقوقی هستند که توسط فعالان حقوق زن مطالبه می شود.


افزایش تعداد زنان ازدواج نکرده در عربستان سعودی، نگرانی‌هایی را در این کشور ایجاد کرده و انجمن‌ها و موسسات فعال در عرصه خانواده و سلامت اجتماعی را وادار کرده از دولت بخواهند برای حل این معضل، اقداماتی اساسی انجام دهد.

به گزارش شفقنا به نقل از گلف نیوز، در آخرین مورد از این هشدارها، انجمن مراقبت‌های خانوادگی «ویام» اعلام کرده که حدود 5 /1 میلیون زن سعودی بالای 30 سال، ازدواج نکرده‌اند. این آمار، نمایانگر 4 /33 درصد از کل جمعیت زنان در عربستان سعودی است.

محمد آل عبدالقادر، مدیر انجمن «ویام» گفته است: «ما باید برای 10 سال آینده، روی دیدگاه و بینش جدیدخانواده‌های سعودی کار کنیم. ما راهکارهایی داریم که مبتنی بر حفظ ارزش‌های خانوادگی، حفظ انسجام خانواده و مقابله با معضلی مثل تجرد زنها باشد.»

فعالان اجتماعی می‌گویند آمار زنان ازدواج نکرده در این کشور، حدود 2 میلیون نفر است. کارشناسان اجتماعی می‌گویند یکی از دلایل «تجرد زنها» یا در خانه ماندن آنها در عربستان سعودی، این است که بعضی خانواده‌ها، خواستار مهریه‌های سنگین هستند. این مساله به همراه هزینه‌های بالای مراسم ازدواج، گاه باعث می‌شود مردهای سعودی به ازدواج با زنان خارجی تمایل بیشتری نشان دهند.


نظرات()   
   

به دنبال بحث اساسی تحریف فمنیستی در ادیان، لازم شد تا سیر این تحریف ها  در طول تاریخ معاصر ایران و در دین مبین اسلام بررسی شود. تغییر 180در جه ای موضع  در حوزه زنان، طی 50 سال  بسیار تامل برانگیز است و کاملا رد پای تفسیر به رای های شیطانی را می توان حس کرد و البته نتایج این تفسیر به رای ها را در جامعه به وضوح می توان دید. مطالب زیر از وبلاگ شجاعانه برای وطنم ذکر شده است.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (1)

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. . بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند حیرت انگیز باشد .


مرحوم مدرس

 

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست


مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان :

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوّامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».



نظرات()   
   

زن شیاد


مردی با مراجعه به پلیس مدعی شد همسرش با انجام کارهای فریب کارانه و برنامه ریزی دقیق که با خواستگار قبلی اش داشته مبالغ کلانی را از وی کلاهبرداری کرده است.
فرمانده انتظامی شهرستان «راور» استان کرمان از دستگیری یک زن که به بهانه سرطان، 20 میلیارد ریال از همسرش کلاهبرداری کرده بود، خبر داد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سرهنگ علی نمازیان گفت: یکی از شهروندان با ارائه مرجوعه قضایی به این پلیس مدعی شد که همسرش با انجام کارهای فریب کارانه و برنامه دقیق که با خواستگار قبلی اش داشته و با سوء استفاده و جلب اعتماد مبالغ هنگفتی را از وی کلاهبرداری کرده است.

این مقام انتظامی افزود: شاکی در اظهارات خود بیان داشته که همسر وی در ابتدا اعلام کرده که به بیماری سرطان مبتلاست و جهت درمان به استان تهران عزیمت می کرده و بنا به تشخیص دکتر باید جهت درمان به خارج از کشور عزیمت کند و پس از مدتی بیان می دارد که از کشور خارج شده و در کشور آلمان در حال معالجه می باشد.

سرهنگ نمازیان گفت: زن شاکی جهت صحت موضوع و شک نکردن همسرش با شماره های ماهواره ای تماس حاصل می نموده و طی شگردهای خاص مجرمانه مکاتبه ای از طریق فکس به منزل مسکونی مالباخته انجام داده مبنی بر اینکه از بیمارستان آلمان ارسال می شود.

وی افزود: مالباخته با توجه به اعتماد بیش از حدی که به همسرش داشته اقدام به واریز مبالغ هنگفتی طی چندین مرحله به مبلغ 2 میلیارد تومان به حساب وی کرده است.

فرمانده انتظامی شهرستان «راور» با بیان اینکه پس از مدتی شاکی به متهم مشکوک و طی تماس تلفنی جهت عیادت او آدرس بیمارستان محل درمان او را خواستار شده، که متهم با دلایل مختلف از دادن آدرس خودداری و سپس تلفن مورد نظر را خاموش کرده که این امر باعث طرح شکایت می شود.

این مقام انتظامی گفت: با تشکیل پرونده در پلیس آگاهی، مأموران اقدامات تخصصی و فنی خود را آغاز کردند تا اینکه در نهایت متهم که پس از مدتی برای دیدار فرزندانش به شهرستان بازگشته بود را شناسایی و دستگیر کردند.

سرهنگ نمازیان افزود: متهم علاوه بر کلاهبرداری 2 میلیارد تومانی از همسرش، تعدادی سند املاک نیز از مالباخته کلاهبرداری کرده است در نهایت متهم در اجرای نیابت ارسالی جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی تحویل داده شد.


نظرات()   
   

اگر به عقدنامه های جدید نگاهی انداخته باشید، حتما مشاهده نموده اید که 13 شرط ضمن عقد به نفع زنان در آن درج شده که عاقد محضرخانه در هنگام برگزاری مراسم عقد، آن را جلوی داماد عاشق گذاشته تا امضا کند. داماد جاهل نیز بی خبر از قوانین و مقررات کشور وقتی برای اولین بار به شروط ضمن عقد برمی خورد مجبور می شود آنها را امضا کند. بی خبر از آنکه هر یک از شروطی که امضا نموده، می تواند توسط همسرش بر علیه وی استفاده شود.

نکته جالب توجه در شروط ضمن عقد آن است که در پایین هر شرط، بخشی خالی گذاشته شده است تا زوجه بتواند بعدا موارد جدیدی نیز اضافه کند. و جالب تر آنکه این مسئله آنقدر برای قانونگذار مهم بوده است که حاضر نشده که کل شروط را در یک صفحه طراحی کرده و در انتها یک امضا از داماد و عروس بگیرد. بلکه هر شرط به صورت مستقل در یک صفحه به طور کامل (یا بخشی از صفحه عقدنامه) ذکر گردیده است و عروس و داماد مجبور هستند چند برابر وقتی که برای خطبه خواندن و امضای سند ازدواج وقت گذاشته اند، صرف امضا و اثر انگشت شروط ضمن عقد نمایند.

فعالان حقوق زن چه از زنان و چه از مردان، علت این مصوبه را حمایت از زنان عنوان کرده اند و معتقد هستند که زنان به دلیل «ضعیف بودنشان» می بایست مورد حمایت قرار گیرند. لذا علارغم آنکه در قانون، لحاظ کردن شروط ضمن عقد پذیرفته شده است ولی مقنن خود وارد این مسئله شده و تصمیم می گیرد شروطی را در سندهای ازدواج لحاظ کند.

اینکه تصمیم مقنن از سوی کدام جریان فکری به قوه قضائیه و دولت ارائه شده و با فشار یا لابی چه جریان فرهنگی-فکری طراحی و اجرایی شده است مسائلی است که می توان با رصد اخبار و فعالیت های گروه های فمینیستی که بسیاری از آنها با بودجه دولتی و بسیاری دیگر با حمایت کشورهای خارجی فعالیت می نمایند تحلیل کرد و به ارزیابی درستی از علل و چرایی پشت پرده این مصوبه دست یافت.

امروز به لطف سیاست های فمینیستی که طی سی سال گذشته در حاکمیت جمهوری اسلامی با فشار جبهه اصلاح طلب و انفعال کامل جریان اصولگرا در جریان بوده است شاهد سست شدن بیش از پیش بنیان خانواده در جامعه ایرانی و افزایش جرائم، آمار طلاق، خودکشی، جنایت، دزدی و به طور کلی حرکت جامعه به سمت و سوی بی دینی هستیم. امروز در شهر تهران حداقل از هر 3 ازدواج یکی به طلاق می رسد و یکی نیز به طلاق عاطفی دچار می شود. بنا به اخبار منتشره، بین 70 تا 90 درصد درخواست های طلاق از سوی زنان است و باور چنین چیزی که حق طلاق در اختیار مرد است یک اشتباه محض است. 80 درصد طلاق ها نیز با عنایت به محرز شدن شروط ضمن عقد رخ می دهد(1). امروز در شهر های کشور، روز بروز بر تعداد جوانانی که به زندگی مجردی روی می آورند افزوده می شود و کشور در حال تجربه رکورد بی سابقه دختران و زنان مجرد و بیوه است. اینها همه نتیجه سیاست های فمینیستی ای است که کشور را طی دهه های اخیر به چالش کشیده است. سیاست هایی که نه از جانب اسرائیل و آمریکا، بلکه با همراهی مسئولان تراز بالای کشور همراه بوده است. یکی از این طرح ها که منجر به باج دهی بی سابقه به زنان شده است مصوبه لحاظ شدن شروط ضمن عقد در سندهای ازدواج است.

Image


نظرات()   
   

نقشه زن شیطان صفت
زن جوان پس از جدایی از همسر ثروتمندش برای سرقت اموال او نقشه هولناکی طراحی کرد.

به گزارش همشهری، این زن با همدستی شوهر دومش مرد ثروتمند را به قتل رساند اما پیش از اینكه بتواند اموال او را تصاحب كند، راز جنایت از سوی پلیس فاش شد.مدت‌ها پیش بود كه نسرین به‌خاطر اختلافاتی كه با همسر ثروتمندش داشت از او جدا شد. زن 37ساله 16سال با شوهرش اختلاف سنی داشت و اختلافات آنها به حدی بود كه به‌رغم داشتن پسری نوجوان تصمیم گرفت به این زندگی مشترك پایان دهد. او مدتی پس از جدایی با مردی كه 6سال از خودش كوچك‌تر بود ازدواج كرد اما زندگی آنها به‌خاطر مشكلات مالی كه داشتند، خوب پیش نرفت.

همین مشكلات مالی بود كه نسرین را وسوسه كرد تا نقشه هولناكی طراحی كند. او می‌دانست كه شوهر سابقش همیشه در حساب عابربانكش مبلغ زیادی پول دارد و تصور می‌كرد كه با كشتن او می‌تواند پول‌هایش را سرقت كند. وقتی نقشه‌اش را با شوهر جوانش در میان گذاشت، او نیز موافقت كرد و به این ترتیب 18دی‌ماه، آنها تصمیم گرفتند این نقشه را عملی كنند. آن روز نسرین به بهانه حرف‌زدن به خانه شوهر سابقش رفت.

او در فرصتی مناسب به آشپزخانه رفت و پس از تهیه شربت مسموم، یك لیوان به شوهر سابقش داد. مرد میانسال دقایقی پس از اینكه لیوان را سركشید، حالش بد شد و روی زمین افتاد. نسرین پس از این ماجرا مرحله‌ بعدی نقشه‌اش را به اجرا گذاشت. او به بهانه اینكه می‌خواهد شوهرش را به درمانگاه ببرد به آژانس زنگ زد اما در واقع شماره‌ای كه گرفته بود، متعلق به شوهر جوانش به نام جعفر بود. دقایقی بعد جعفر كه نقش راننده آژانس را بازی می‌كرد مقابل خانه مرد ثروتمند توقف كرد. او سپس با همدستی نسرین، مرد میانسال را به‌خودرواش منتقل كرد و پس از آن به جای درمانگاه، راه جنگل‌های اطراف شهر را در پیش گرفت. آنها وقتی به محلی خلوت رسیدند، با استفاده از یك روسری، مرد میانسال را خفه كردند و با رها كردن جسدش در حاشیه شهر، محل را ترك كردند.

ساعاتی بعد، با پیدا شدن جسد مرد میانسال، تحقیقات پلیس شهرستان رضوانشهر در استان گیلان برای كشف راز این جنایت شروع شد. مأموران در بازرسی لباس‌های مقتول مداركی به‌دست آوردند كه هویت او را فاش می‌كرد. آنها در ادامه راهی خانه این مرد شدند و پس از تحقیق از همسایه و آشنایان مقتول دریافتند كه نسرین آخرین كسی بوده كه همراه مقتول دیده شده است. این زن دستگیر شد و در بازجویی‌ها ادعای بی‌گناهی كرد اما سرانجام چاره‌ای جز اعتراف به جنایت ندید. پس از اعترافات نسرین مشخص شد كه شوهر جوان او به شهرستان اردبیل گریخته است.

سرهنگ خیرخواه، معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان گیلان با بیان این خبر به همشهری گفت: مأموران با دریافت نیابت قضایی راهی اردبیل شدند و در آنجا دومین متهم را نیز دستگیر كردند. این زن و شوهر اعتراف كردند كه به قصد سرقت اموال مقتول دست به جنایت زده بودند و كارت عابربانك مقتول، بی‌آنكه آنها فرصت استفاده از آن را پیدا كنند، از این افراد كشف شد. به گفته وی، برای هر دو متهم قرار قانونی صادر شده و تحقیقات تكمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.


نظرات()   
   

نتیجه اخلاقی این ماجرا:

 دلتان به حال هیچ جنس مونثی نسوزد و سعی نکنید نقش پترس قهرمان را بازی کنید .

دختر جوان که با همدستی برادرش نقشه اخاذی 600 میلیون تومانی از مدیر یک شرکت بازرگانی را اجرا کرده بود، با ردیابی کارشناسان پلیس فتا دستگیر شد.

به گزارش جام جم، هفته گذشته مردی با حضور درپلیس فتای استان خراسان رضوی از دختر جوانی به اتهام اخاذی شکایت کرد و گفت: مدیر یک شرکت بازرگانی هستم. چندی پیش به عضویت یک گروه وایبری در آمدم و از این طریق با یکی از اعضای گروه که زن جوانی بود، آشنا شدم. او عنوان کرد نامزدش در تصادف کشته شده و حال و روز خوبی ندارد و تصمیم به خودکشی گرفته است. با اطلاع از ماجرای زندگی اش، دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم او را از این کار منصرف کنم.

وی افزود: یک روز با او در یکی از کافی شاپ های شهر قرار گذاشتم تا حضوری درباره مشکلش صحبت کنیم. حتی تصمیم داشتم او را در شرکتم استخدام کنم تا شاید اوضاع روحی اش بهتر شود. اما او اصرار می کرد بزودی دست به خودکشی می زند. مرد جوان ادامه داد: چند هفته ای تلفنی با او حرف زدم تا از شرایطی که در آن گرفتار شده بود، خلاص شود و پس از آن تلفنش خاموش شد و دیگر خبری از او نداشتم. تا این که یک روز بسته ای از طریق پیک موتوری به دستم رسید که محتوی تصاویر من و آن زن جوان در کافی شاپ بود و خیلی حرفه ای بازسازی شده بود. در نامه ای کنار عکس ها نوشته شده بود، اگرمی خواهید این تصاویر در سطح شهر بخش نشود یا به دست همسرتان نرسد، باید مبلغی را که بزودی اعلام می شود، پرداخت کنید. اوایل این گفته ها را باور نمی کردم تا این که هر چند روز یک بار همان تصاویر برایم ارسال می شد.

وی یادآور شد: تصمیم گرفتم برای خلاصی از فرد مزاحم پول های درخواستی را به حسابش واریز کنم. اطمینان داشتم فرد اخاذ همان زن جوان است، خواستم از وی شکایت کنم که با ارسال پیام هایی تهدیدآمیز به پست الکترونیکی ام پول بیشتری می خواست و تهدید کرد اگر پول درخواستی را واریز نکنم جان خود و خانواده ام به خطر می افتد.

برای این که به خانواده ام آسیبی نرسد طی چند ماه پول کلانی به زن اخاذ پرداختم. او در ادامه تهدیدهایش از من خواست تا سند املاک و شرکتم را به نام وی به ثبت برسانم که پس از این درخواست تصمیم گرفتم از او شکایت کنم.

با تشکیل پرونده و با دستور قضایی، تحقیقات پلیس فتا برای دستگیری زن اخاذ آغاز شد تا این که دو روز پیش کارآگاهان موفق به شناسایی مخفیگاه وی شده و او را دستگیر کردند.

زن اخاذ به نام مینا، پس از انتقال به پلیس فتا در بازجویی ها اظهارات متناقضی را بیان کرد و مدعی شد شاکی را نمی شناسد و تاکنون از وی اخاذی نکرده و گفته های این مرد صحت ندارد. در ادامه تحقیقات، ماموران شاکی را به مرکز پلیس فراخواندند که او به محض مشاهده متهم عنوان کرد او همان زن اخاذ است که با ترفندهای مختلف از من 600 میلیون تومان پول گرفته است. متهم زمانی که راهی برای فرار پیدا نکرد، بناچار اعتراف کرد به اخاذی از شاکی دست زده و در این کار برادرش او را همراهی کرده است.

زن اخاذ در اظهاراتش گفت: زمانی که به بهانه یافتن کار به شرکت شاکی رفته بودم، متوجه شدم او وضع مالی خوبی دارد و همین موضوع وسوسه ام کرد تا نقشه اخاذی از او را طراحی کنم. بنابراین موضوع را با برادرم در میان گذاشتم که او پذیرفت در این کار به من کمک کند. بنابراین من با نصب نرم افزاری درگوشی ام متوجه شدم او در گروه های اینترنتی عضویت دارد. بنابراین از فرصت استفاده کردم و توانستم او را فریب بدهم و در یکی از گروه ها عضو شوم.

متهم ادامه داد: زمانی که اعتماد شاکی جلب شد، نقشه ام را به کمک برادرم عملی کردم. او در ملاقاتی که من و شاکی با هم داشتیم تصاویری تهیه کرد تا با ارسال همین تصاویر به وی و تهدیدهای بعدی از او اخاذی کنیم و تاکنون 600 میلیون تومان از وی اخاذی کردیم. بخشی از پول های به دست آمده را سرمایه گذاری و بخشی را صرف خوشگذرانی و سفر کردیم.

رئیس پلیس فتای استان خراسان رضوی در این رابطه به جام جم گفت: با اعتراف متهم، برادرش نیز شناسایی و دستگیر شد. او با انتقال به پلیس فتا به همدستی با خواهرش در رابطه با این اخاذی اعتراف کرد. این دو نفر روانه زندان شدند تا تحقیقات تکمیلی از آنها انجام شود


نظرات()   
   

عامل اصلی از بین رفتن دین در جهان تفاسیر و تحریف ادیان به دست اسانهای مغرض و شیطان صفت است. ادیانی که با فرستاده شدن این همه پیامبر آمدند ، همگی در زمان نه چندان طولانی توسط انسانهای نادان و هوسران از بین رفتند و انسان جاهل از میان 124000 پیامبر و یک شیطان, راه شیطان را رفت. واضح است که چرا قرآن  برای اکثریت انسانها واژه هایی چون غافل ، ناسپاس و کافر را به کار برده است.

متاسفانه در تمام فضای اینترنت نمونه واضح تفسیر به رای های نادرست و سخیف فمنیستی از احادیث و روایات دینی و حتی قرآن دیده می شود و حتی می توان گفت که این تفسیر به رای ها تمام فضای مجازی را اشغال کرده و چیزی جز دین دجالی در اذهان عموم باقی نمانده است. متاسفانه بیشتر این تفسیر ها در سالهای اخیر در فضای مجازی رشد چشمگیر داشته اند . در اینجا مقصود کوبیدن مفسران راستین قرآن نیست بلکه موضوع مواردی است که این روزها به چشم می خورد و جای تامل دارد. در اینجا در صدد آن هستیم تا بخشی از این تحریف ها و رد پای جاهلانه عمل کردن عده ای در تفاسیر نادرست را بیان کنیم.

 احادیثی که از نظر عقاید فمنیستی بد قلمداد می شوند عموما به این شکل بیان می شوند: این حدیث اعتبار ندارد و جعلی است و البته مقصود از این کلمه در این حدیث این است و ... توجه شود که ابتدا حدیث به طور کلی رد می شود و بعد تفسیر آن بیان می شود. این موارد حتی در آثار منتشر شده هم وجود دارد. مثلا حدیثی از پیامبر که در مورد تعداد زیاد زنان در جهنم است این گونه بیان می شود: این حدیث اعتبار ندارد و تنها در کتب اهل سنت آمده است. مقصود جهنم در این حدیث, جهنم موقت است(توجه به واژه ها شود) و تعداد زنان در جهنم موقت بیش از مردان است اما در جهنم دائم مردان بسیار بیش از زنان اند!!!!!
حدیث های حضرت علی در مورد زنان که کاملا یا رد شده و یا چنان تفسیر عجیب و غریبی از آن شنیده می شود که هر انسانی را متحیر می کند. بسیاری از احادیث پیامبر که مشهور هستند با تعدادی حدیث گمنام رد می شود!!!!

در مورد تفسیر به رای عجیب از قرآن: خوب مشهور ترین آیه, آیه 34 سوره نساء است. مقصود از زدن در این آیه ترک کردن زن است. یعنی با هر عدم تمکینی ، مرد خانه زن را ترک کند!!! خودتان تجسم کنید یک جامعه اسلامی را با این وضعیت!!! این روال بی قیدی را خیلی بیشتر از بی بند و بار ترین کشورهای اروپایی می کند. مردی که قوام  و قیم زن معرفی شده, با هر عدم تمکینی بعد از یک نصیحت زن و خانواده را ترک کند!!! می گویند مقصود از زدن, زدن با مسواک است. زنی که ناشزه است و طغیان کرده باشد آیا با خوردن یک ضربه از نشوز خود دست بر می دارد؟

نمونه دیگر:متاسفانه در بسیاری از سایت های دینی بیماری های روانی را دارای دو ریشه می دانند. ریشه اول ریشه پزشکی دارند که توسط پزشکان و امور پزشکان قابل درمان هست و دومی به شیطان و جن زدگی بر می گردد. توجه کنید که دو عامل پزشکی و به اصطلاح معنوی کاملا از هم جدا شده اند. خوب این چه معنایی دارد؟ مسلم است که کسی که در دانشگاهها علوم روان درمانی را می خواند همه امور را پزشکی می داند و اگر هم برخی بیماریها علاج پزشکی ندارند در سعی آن هست که علاجی برای آنها بیابد. مثلا ممکن هست امروزه علت یک بیماری روانی از نظر پزشکی نامعلوم باشداما 20 سال بعد قرصی برای تسکین آن بیماری ساخته شود. پس در عرض 20 سال بیمار از جن زدگی در آمد و نامش شد بیمار ....فرنی!!! یا یست!!!! نکند پیامبران هم اسکیزوفرنی داشتند؟؟؟؟؟؟؟، متاسفانه مثال مطرح شده نشان دهنده تسلیم محض در برابر علومی است که ریشه آن در غرب است. و پذیرفتن نوع نگاهی است که به انسان به عنوان یک ماشین نگاه می کند و البته دردناک این که در این دیدگاه که بسیار شایع هم هست روح از جسم مجزا فرض می شود.

متاسفانه  هر چه که به سمت جلو می رویم دینمان بیشتر تبدیل به ایدئولوژی های ضاله غربی می شود. معیار درستی و غلط بودن همه چیز به ملاکهای غرب بر می گردد. غربی که به واسطه حرام خواری استعمار دیروز و امروز به وضعیت سخیفی افتاده است.

با این روال می بایست در چند سال بعد شاهد تفاسیری از قرآن در حمایت از حقوق همجنسگرایان باشیم که فمنیسم مولد آن است. بسیار آسان است, می توان گفت قوم لوط در اصل به علت همجنسگرا بودن هلاک نشدند بلکه به علت زیاده روی در اعمال نادرست و قلمداد غلط از همجنسگرایی هلاک شدند و فلان حدیث هم احتمالا یا جعلی است و یا طوری تفسیرش می کنیم که مطابق با میل شما باشد. شما بگویید چه میل دارید تا احادیث را مطابق با میل شما تفسیر نماییم!!!! خوب مسلم است که با این روال دین امام زمان دین عجیب و تازه ای به نظر  رسد.

اگر کمی دقت کنید تعداد زیادی از استدلالهای نادرست از دین به سمت استدلال شیطان در سجده نکردن به انسان پیش می رود. متاسفانه در عصر مالیخولیایی امروز عقل بشر از کار افتاده است و همه چیز در چهارچوبی شیطانی معنای حق را می دهد. عدالت طبق استدلال شیطان بیان می شود. برابری همان برابری شیطانی است. دین همان دین شیطانی است. همه چیز بوی غرور شیطانی را می دهد.


نظرات()   
   
جمعه 19 دی 1393  12:24

حضرت فاطمه زهرا:
"نزدیک ترین حالات زن به خداوند متعال زمانی است که در منز ل می ماند.
مستدرک الوسایل: ج 14: ص 183


نظرات()   
   

در اسلام تامین نفقه و هزینه خانواده به عهده مرد است. و مطلب دیگر اینکه متاسفانه بسیاری از زنان فمنیست از این شکایت می کنند که دلیل عدم وجود دانشمند زن و ... این بوده که توقع از مردان برای دانشمند و مشاهیر شدن بیشتر بوده است. خوب این توقع عیننا همان وظیفه مرد در چارچوب قوام بودن و نیز تامین خانواده خویش است زیرا بسیاری از اقدامات مردان در همین راستا بوده است و در اصل این یک رسالتی بوده که مرد آن را انجام داده است و یک وظیفه هست و نه حق. مسلم هست که هر زنی مردی با خصوصیات مبتکرانه را دوست دارد. آیا می شود زنان به نام حقوق زن بگویند که مردان ما نباید هیچ می کردند برای خانواده های خود. خوب مسلم هست بسیاری از زنان امروز به دلیل این تفکرات مسموم از دل مرد رانده شدند. همانطور که شیطان به دلیل تفکرات مسموم خویش از جانب خدا رانده شد. به همین طریق زنان نیز  تنها وسیله لهو و لهب مردان شدند.

این تفکرات لیاقت تشکیل خانواده و مادر شدن را می گیرد و اگر مادری هم بماند قطعا نامشروع است و زندگی آنها کاملا بدون برکت و شوم و نامبارک است. این که بر خلاف نظر قرآن بسیاری از  زنان امروز سعی در دور کردن مرد از وظایفی که خدا بر گردن آنها نهاده هستند، دقیقا همان کار عبثی است که شیطان در تمام دوران حیات خود در حال انجام است. شیطان در تمام مدت حیات در پی اثبات برتری توهمی خود به خالق خود است و با نام خدا با خدا می جنگد. کسی تا کنون خود را جای شیطان نگذاشته است. اگر کمی به ماجرای شیطان فکر کنیم، متوجه می شویم که شیطان حتی موجه تر از زنان فمنیست عمل کرده است. گر چه مسیر هر دو باطل و پوچ است اما انحراف امروز از انحراف شیطان حاد تر است.

مسلم است که تفکر مسموم فرصت زن در عصر امروز چیزی جز اخراج مرد از وظیفه و رسالت اش نیست. ادعا می کنند که زنان در قرون گذشته فرصت نداشتند که فلان کار را بکنند. خوب آیا امروز چه فرصتی دارند؟ فرصت انجام رسالت مرد را؟ آیا اینان تا کنون از خود نپرسیدند که دنبال چه هستند و چه فرصتی را دنبال می کنند؟ واقعا فلسفه این سرکشی متوهمانه چیست؟ کفران نعمت به این شکل که امتیازات در نظر گرفته شده توسط خداوند برای زنان پست قلمداد شوند به اسم این که زنان به مردان نیاز ندارند!!! نفقه و مهریه و ... ،همه به خاطر توهم و غرور و ناسپاسی و ناشکری توسط افکار پست و سخیف فمنیستی بد جلوه داده می شوند. افکاری که در نهایت چند زن را مدیر و وزیر می کند و بقیه زنان را به فلاکت و بدبختی می کشاند و جامعه را رو به انحطاط و فساد و بدبختی و زوال می برد. امروز مرتب می گویند فقر در دنیا در حال زنانه شدن است و سهم زنان از ثروت های مملکت کم است گویی اینکه ثروت مردان جز برای زن و فرزند خرج می شود و آیا هیچ مردی ثروتش را با خود به گور می برد! همین ها مدام می گویند سهم زنان ازمدیریت کم است در حالی که بخاطر مردان بی تدبیر این سهم شیطانی پیوسته در حال افزایش است. (نمونه ای از این خزعبلات را می توان در لینک مقابل دید ...... لینک......) اما این سهم زنان در مدیریت پیوسته در حال افزایش است. این خود مبین دستاورد مذکور است. محله های بدنام قدیم در ایران هم همین گونه بود. مدیریت با چند زن با هزاران روسپی زیر دست که تمام درآمدشان در جیب چند خانم رییس می رفت.

متاسفانه بسیاری از مفسران اسلامی، چهره کاملا واِژگون به روی اسلام به دلیل غربزدگی خودشان پوشاندند که گویی در اسلام وظایف زن و مرد کاملا غلط تعریف شده بوده و اکنون وظایف این دو تغییر یافته است. چه کسی مرد بودن را فرصت قلمداد کرده و یا انجام وظیفه مرد را فرصت برای زنان معرفی کرده است؟ آیا هدفی جز نابودی بشر داشته است؟ مسلم است که این تفکر مهلک تر از هر سلاح کشتار جمعی است.


نظرات()   
   


وحوش فمینیست
به نقل از تابناک :

یک کارشناس حقوقی از افزایش موارد تعرض زنان به مردان در مغرب در سال‌های اخیر خبر داد.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، عبدالفتاح بهجاجی رئیس شبکه دفاع از حقوق مردان در مغرب تأکید کرد، بیش از 12 هزار مورد تعرض زنان به حقوق مردان در سال 2014 گزارش شده است.

وی در گزارش سالانه این مرکز اعلام کرد: بیست درصد از این موارد مربوط به ضرب و جرح مردان توسط زنان و بقیه موارد مربوط به قطع رابطه زن با خانواده مرد، اجبار مرد به پرداخت نفقه، توهین به مرد و تصاحب خانه یا خودروی مرد و اجبار مردان به روابط غیراخلاقی می شود.

بهجاجی افزود: تعدادی از مردانی که در شرکت ها، کارخانجات و دیگر مراکز به عنوان کارمند، کارگر یا راننده کار می کنند، با درخواست نامشروع زنان کارفرما مواجه می شوند و اگر به خواسته صاحبکاران زن خود تن ندهند، اخراج می شوند یا تهمت سرقت به آنها وارد می شود.

به گفته وی، این ارقام نسبی است و تنها بخشی از مشکل را منعکس می کند، چرا که این مرکز در مقر خود، از مردان شهرهای دیگر هم شکایت های متعددی دریافت می کند.

"شبکه دفاع از حقوق مردان" در مغرب، تنها مرکز حمایت از حقوق مردان این کشور است و مقر آن در شهر دار البیضاء (کازابلانکا) می باشد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

نام دیگر کشور مغرب، مراکش است. فمینیسم اسلامی بخصوص در این کشور توسط زنان معروفی مانند فاطمه مرنیسی رواج یافته است. سبک فاطمه مرنیسی مراکشی دقیقا سبکی است که فعالان حقوق زن در ایران دارند از آن تبعیت می کنند.
با این تفاوت که فاطمه مرنیسی تکیه اش به دلیل سنی بودنش روی شخصیت عایشه متمرکز شده است و فمینیست های چادر به سر ایرانی از آنجایی که نمی توانند زیاد روی دروغ بافی بر پایه شخصیت عایشه همسر پیامبر اسلام تمرکز نمایند این دروغ ها را متمرکز بر شخصیت حضرت زینب و حضرت فاطمه س با الگوسازی های غلط نموده اند و حتی بسیار دیده می شود که از منابع ضعیف و نامعتبر تاریخی شواهدی ساختگی برای حضور نامیمون زنان در میان شاگردان و یاران ائمه اطهار می سازند تا بر فمینیسم اسلامی دامن بزنند و کشور ما را به سرنوشت کشور های مشابه مراکش مبتلا کنند!


نظرات()   
   


سه شنبه 25 آذر 1393 - 20:00:22

دیدار با آیت الله جوادی آملی:

معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده به تدوین برنامه ششم توسعه کشور، اشاره کرد و گفت: در این برنامه به دنبال مساله محوری و اثربخشی برنامه ها هستیم تا بتوانیم مسائل مربوط به زنان را شناسایی و مورد بررسی و آسیب شناسی قرار دهیم.


در این دیدار آیت الله جوادی آملی با تاکید براینکه تا شخصیت زنان جامعه به خوبی ساخته نشوند جامعه سالم نخواهیم داشت، گفت: نقش زنان در اسلام، مدیریت خانواده است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه عظمت زن به علم و تقوای اوست گفت: مرد در اسلام وظیفه تامین زندگی و مسکن را دارد و زن آرامش را به خانه می آورد.

آیت الله جوادی آملی گفت: زنان مجرای فیض الهی بوده و این فیض را به فرزندان در رحم هم منتقل می‌کنند ولی این مقام و جایگاه رفیعی که زنان از آن برخوردارند در دنیای غرب به صنعت و فناوری تقدیم شده است.

این مرجع تقلید گفت: اینکه زنی برود و در میدان ورزشی خود را نشان دهد افتخاری برای ما نیست و ما باید سعی کنیم که زن را در مدار حقیقی آن بررسی کنیم نه اینکه غربی ها چه می کنند و ما هم همان کار را بکنیم.

آیت الله جوادی آملی بیان کرد: مودت و محبت به عنوان اصول محوری تشکیل خانواده سالم در اسلام است؛ زن و مرد باید با محبت با هم برخورد کنند و این محبت باعث رفع همه مشکلات آنها خواهد شد.

وی گفت: اگر ملت ما امروز آقاست به مدد فرهنگ اهل بیت(ع) بوده است و باید این آقایی را به جهانیان و امثال جان کری که با ما مذاکره می‌کنند نشان دهیم. ملت ایران نه به بیراهه رفته‌است و نه کسی را به بیراهه برده است؛ ملاک عمل ما اسلام است نه فرهنگ وارداتی؛ دلبستگی به مال دنیا عامل بسیاری از مشکلات است که برگرفته از فرهنگ غربی است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه دستاورد دنیای غرب برای بشریت، کشتار 70میلیون نفر در دو جنگ جهانی بودن است، افزود: اسلام است که در اربعین 20میلیون جمعیت را در حول محور امامت جمع می می کند این میدان میدان الهی بود زیرا این کار با نیت خدایی انجام شد.

آیت الله جوادی آملی بیان کرد: نکته خنده دار عالم این است که مدعیان دموکراسی دست‌هایشان را بر روی ماشه بمب اتم گذاشته‌اند و حاضرند دنیا را به خاطر منافعشان به آتش بکشند. اسلام جایگاه بسیار والایی برای زنان در نظر گرفته است؛ ما باید با معیار دینی، جایگاه زنان را ترسیم کنیم نه اینکه ببینیم غربی چه می پسندند و بعد از آن همان کار را انجام دهیم.

وی با ذکر این مطلب که امروز در کشوری که دانش هسته‌ای دارد موش و سایر موجودات را هم می‌پرستند، اظهارکرد: به همین دلیل است که بیان می کنیم سپردن اختیار جهان به این جریان های بین المللی سودی ندارد.

دیدار با آیت الله امینی


به گزارش ایرنا؛ مولاوردی همچنین در دیدار با آیت الله ابراهیم امینی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از اساتید برجسته حوزه علمیه قم با اشاره به برنامه های اجرایی حوزه زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: اجرای برنامه ها و سند چشم انداز 20 ساله نظام در این حوزه با ارتباط با مراجع و راهکارهای آنها عملیاتی می شود.

به گفته او طی 15 ماه گذشته اقداماتی در عرصه های مختلف از جمله تقویت خانواده، وضعیت زنان خانوار، زنان بهبود یافته اعتیاد و وضعیت زنان در سکونت گاههای غیررسمی و حاشیه نشین صورت گرفته است.

مولاوردی گفت: همچنین در زمینه افزایش نرخ طلاق، کاهش ازدواج، بالارفتن سن ازدواج، گرایش به مصرف مواد مخدر از سنتی به محرک و صنعتی و ایدز که مبتلابه جامعه می باشد نیز آسیب شناسی انجام شده است.

معاون رییس جمهوری، اجرای برنامه ها در حوزه زنان و خانواده ریاست جمهوری را نیازمند عزم ملی دانست و ابراز امیدواری کرد: با منابعی که در اختیار داریم و همکاری سایر افراد و دستگاهها بتوانیم برنامه ها در این حوزه را تحقق بخشیم.

او همچنین گفت: افزایش فرزندآوری در خانواده ها به جد در دولت یازدهم دنبال می شود.

به گزارش ایسنا؛ در این دیدار آیت الله ابراهیم امینی گفت: باید گروهی از متخصصان و دانشمندان مباحث فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی گرد هم آیند تا تمام این مشکلات را رصد کرده و راه های برون رفت از بحران ها را نیز ارائه کنند. در این زمینه می توان از مشاوره علما حوزوی که تخصصی در این زمینه دارند بهره گرفت.

وی با تاکید بر حل مشکلات جوانان برای تشکیل زندگی مشترک و خانواده، اظهارکرد: مشکلات خانواده ها باید ریشه یابی شود آیا امروز برنامه ای برای ریشه کردن مشکلات داریم، آیا صرف وام ازدواج می توان مشکلات جوانان را حل کرد؟

آیت الله امینی با طرح این سوال که چرا برنامه ای برای ازدواج سربازان نداریم و آنها در تامین زندگی خود دچار مشکل می شوند مقصر کیست؟، گفت: باید به این مشکلات باید پاسخ داد و به صورت ریشه ای و عمقی درصدد حل انها اقدام کرد.

وی گفت قانون اساسی ما براساس شرع مقدس، بنیان اساسی جامعه را خانواده معرفی می کند، گفت: بسیاری از برنامه های اسلام در راستای حفظ کیان خانواده و رشد و سعادت جامعه تنها با تشکیل خانواده اجرا می شود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه اینکه امروز دختران ما در رشته ای تحصیل می کنند که به هیچ وجه مناسب زن نیست، مقصر کیست؟، اظهار کرد: کسی مخالف تحصیل بانوان نیست اما با برنامه ریزی درست در نظام تحصیلی بانوان می توان نقش پررنگی در کاهش سن ازدواج، عدم هدررفت منابع و حفظ نظام و کانون خانواده ایفاءکرد.

آیت الله امینی بیان کرد: اینکه امروز فرزندان ما یا از ازدواج طفره می روند در حالی که نیاز به ازدواج دارند و یا از به دنیا آمدن فرزند بیشتر خودداری می کنند در حالی که تبلیغات کشور بر این مهم متمرکز شده، نیازمند آسیب شناسی است .

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تاکید براینکه امروز بانوان باید در دنیا تاثیرگذار باشند، گفت: باید به گونه ای برنامه ریزی کرد تا بتوان این مهم را در جامعه محقق کرد.

امینی در پایان، لزوم ارایه آموزش های خانواده برای دانش آموزان و دانشجویان را مورد توجه قرار داد و گفت: بسیاری از مشکلات در خانواده ها و افزایش طلاق و آسیب های اجتماعی، به دلیل عدم آشنایی جوانان با اصول همسرداری است، از این رو باید در سال های آخر دبیرستان و در دانشگاه آموزش های لازم به جوانان دختر و پسر ارایه شود

 

دیدار با نماینده آیت الله سیستانی

حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی، نماینده آیت الله سیستانی درایران روز سه شنبه در دیدار با معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده درقم گفت: باید از ظرفیت رسانه های جمعی در تبیین دیدگاه اسلام نسبت به زن به جهانیان استفاده شود.


ملاوردی


فهم خانم مولاوردی از بیانات حضرات آیات:

شهیندخت مولاوردی نیز در این دیدار ضمن ابلاغ سلام رییس جمهوری، با بیان اینکه باید الگوی عملی از زن از دیدگاه اسلام تهیه شود گفت: در راستای تهیه و عملیاتی نمودن این مهم نیازمند کمک همگان هستیم.

وی با اشاره به ایفای نقش های چندگانه بانوان در جامعه گفت: با مهیا شدن شرایط، بانوان در جامعه اسلامی می توانند با حفظ توازن و تعادل که شعار دولت تدبیر و امید نیز می باشد در زندگی و کار به توسعه و اعتلای کشور بپردازد.

-------------------------------------------------------------
شنبه 13 دی 1393 - 16:12:15

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ شهیندخت مولاوردی در صفحه فیس بوک خود نوشت:

دیروز با خانم اودیسه نورهیم سفیر نروژ در ایران دیدار داشتم که تجربه سفارت در بیروت و داکا را هم در کارنامه خودشان دارند.
در این دیدار علاوه بر طرح موضوعات مورد علاقه طرفین و محورهای معمول مذاکرات بحث به تبادل اطلاعات و تجارب در حوزه زنان و خانواده در دو کشور کشید، از جمله تسهیلات زنان شاغل و سیاستهای مربوط به افزایش نرخ باروری.

ایشان اشاره داشتند که در نروژ مرخصی زایمان ۱۲ ماه است که بین پدر و مادر تقسیم می‌شود و ۶ماه اول مادر و ۶ماه دوم پدر به مرخصی می‌روند و برای ۹ ماه صددرصد حقوق و برای ۳ ماه بعد ۸۰ در صد حقوق دریافت می‌شود و در این مدت فرصت و موقعیت شغلی افراد کاملا حفظ و تضمین می‌شود، که حکایت از نگاه جامع و همه‌جانبه به موضوع دارد، نکته‌ای که ما غالباً از آن غافلیم و در برنامه‌ریزیها و سیاست‌گذاریها یک بعد قضیه را مورد توجه قرار می‌دهیم، آن هم اختیاری و به صورت مجاز و بدون در نظر گرفتن مشوقهای لازم برای کارفرما و تضمینات کافی دیگر و انتظار هم داریم این قوانین ناقص‌الخلقله به حیات خود ادامه دهند و تأثیرگذار هم باشند!


موضوع دیگری که مورد اشاره قرار گرفت سهم زنان از جایگاههای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در دو کشور بود که مطرح شد ۴۲ درصد پارلمان و ۵۰ درصد دولت نروژ در اختیار زنان است که با توجه به وضعیت موجود این دو شاخص در ایران موضوع بحث را عوض کردم!

خانم سفیر به نگرانی خود در زمان اعزام به عنوان اولین سفیر زن در جمهوری اسلامی ایران و استقبال گرمی که از ایشان شده است هم اشاره کرد و آشنایی از نزدیک با واقعیات زندگی و توانمندی زنان ایرانی، از جمله دانش‌آموختگی و کارآفرینی‌شان را از رهاوردهای حضور در ایران برشمرد و اظهار امیدواری کرد که کشورهای دیگر هم سفرای زن به ایران اعزام نمایند.


----------------------------------------------------------
انجمن حمایت از حقوق مردان:

قضاوت در خصوص میزان فهم و ادارک ایشان را از این بیانات با سفر به منظور مشاوره خانوادگی ایشان به فنلاند که شکست خورده ترین و رو به زوال ترین خانواده و از هم پاشیده ترین جامعه انسانی را داراست و موجبات اعتراضات حتی فعالان حقوق زن را هم برانگیخت کنار هم بگذارید!

قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار می کنیم!


نظرات()   
   

موش
ما همیشه در این سایت می نالیم از اینکه فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!


پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.

البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یكی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌كُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌كُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
كین خَلَل در گندم است از مكرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش كن
وآنگهان در جمع گندم جوش كن

برگرفته از كتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیكلسون؛ به تحقیق كریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامك 1387.


نظرات()   
   

زن زیبا

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮐﻪ ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩ
ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ
ﻏﺒﻄﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻧﺪ
مدتی بعد ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ . ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻭﻣﺶ
ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﭼﻬﺮﻩﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﻓﻀﻮﻝ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ : ﻓﮑﺮ
ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﻗﺒﻠﯽﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﻮﺩ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻫﺪ : ﻧﻪ ! ﺍﺻﻼً !
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﺩ، ﺧﯿﻠﯽ
ﻭﺣﺸﯽ ﻭ ﺯﺷﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﮐﻨﻮﻧﯽﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ : ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ
ﺯﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ .
ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺷﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ
ﺳﮓﻫﺎ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺷﺎﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺍﺳﮑﯿﻤﻮﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺁﻻﺳﮑﺎ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﻢ
ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ
ﺯﯾﺮﺍ “ ﺣﺲ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﯾﺪﻥ ” ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در حالیکه برخی تعداد بالای دختران در دانشگاه را ملاک برتری آنان نسبت به مردان میدانند و به این نکته توجه نمیکنند که بسیاری از پسران برتر بدون کنکور از طریق المپیاد وارد دانشگاه می شوند و به همین دلیل در بعضی سالها دختران موفق به کسب رتبه اول می شوند تعداد ناچیز برندگان دختر در جشنواره دانشجویی خوارزمی بیان کننده چند نکته است:

1.دختر ها در زمینه تحصیلی عقب تر از پسران هستند و این موضوع سندی بر کارکرد بهتر مغز مردان است که توسط تحقیقات پزشکی نیز ثابت شده است.

2.با وجود ورودی 70 درصدص دانشگاه ها تنها یک دختر از میان این 70 درصد موفق به دریافت این جایزه گردیده و اینجاست که باید بگوییم "سیاهی لشکر نیاید به کار" چون این 70 درصد سیاهی لشکر هستند و در واقع تنها 4 درصد از این دختر ها واقعا در راه علم و هنر قدمی برداشته اند.

بنابر این از این پس با افتتاح آرشیو اسناد برتری مردان سعی خواهیم کرد تا کاربران را برای مبارزه با این دروغ که مغز و عقل مرد و زن یکسان است و تنها در ظاهر تفاوت وحود دارد یاری کنیم.

اسامی طرح های برگزیده بخش دانشجویی

سید اسماعیل حسینی رمقانی/ طراحی و ساخت تقویت کننده توان فوق پهن باند ماکروویو

حامد معیری کاشانی/ طراحی دستگاه بارگیری مکانیزه کشتی

مجتبی پاکباز میاب/ پمپ جدید انژکتور با توان مصرفی کم

سعید شیرازیان/ توسعه مدل های انتقال جرم حاکم بر فرآیند جداسازی غشایی

مهدی بیات/ مطالعات تئوری بر واکنش های تراکمی میان تعدادی از پلی‌آمین ها و دی‌کتون‌ها

یاسر مهدی زاده/ طراحی و ساخت  Coldheadتک مرحله ای

محمد فرهادی کنگرلو/ جبران سازی نوسانات ولتاژ

حمزه بیرانوند/ طراحی یک سوئیچ تمام نوری برای انتقال داده های چند رسانه ای در شبکه فیبر نوری

ایمان شعبانی/ طراحی و ساخت انواع جدیدی از پیل سوختی و ماهیچه مصنوعی با کارایی بالا

اسماعیل گنجه/ طراحی و ساخت کوره آزمایشگاهی مادون قرمز با نرخ گرمایشی بالا

امین ترک زاده/ طراحی بال هواپیمای فوق سبک با مکانیزم ایرفویل متغیر

علیرضا مهدی زاده ساری/ طراحی و ساخت سرمته ویژه برای دیوارهای آجری

حاتم قضایی/ ماشین دانه کار در سینه نشاع

مرضیه اتفاقی داریان/ تصویرسازی هفت خوان رستم

احسان سلجوقی/ بهبود فرآیند ساخت غشاهای پلیمری

محمدرضا رحمن آبادی/ طراحی برینگ در قالب های اکستروژن مستقیم آلیاژهای با استحکام بالای آلومینیومی

محمدرضا خسروی بخت/ بررسی و تولید رادیو ایزوتوپ تراژئودینیوم- 142

رسول نظری مقدم/ طراحی و ساخت دستگاه اندازه گیری ضریب نفوذ گاز در سیالات

حسین ضبیحی خیبری/ ربات با چرخ توپی

محمدایمان مخلص پوراصفهانی/ سیستم پوشیدنی اندازه گیری حرکت سه بعدی کمر انسانی توسط تکنولوژی سنسورهای پارچه ای

سیدمیعاد صالحی/ ارتقاء عمر چرخ قطار

محمدمهدی ناصری مجرب/ چاپگر دفاتر اسناد رسمی

فرهاد گچلو/ تریلر سواری کش دوکاره برای حمل خودرو و بار سنگین کفی

اسماعیل سلطانی پیرانی/ سامانه تبدیل دور هیدرولیکی

جواد حاجی زاده رینه/ آنژئوکت هشداردهنده برای جلوگیری از خطای تزریق داخل شریانی


نظرات()   
   

قطعا نمی توان تمام تقصیرها را گردن این حزب یا آن حذب انداخت و قطعا سوء استفاده های سیاسی از رواج فمنیسم وجود دارد. زیرا متاسفانه چه نماینده های فعلی و چه نماینده های دوره های پیشین و چه مرکز امور زنان در تمام دوره ها (چه در دوره اصولگرا و چه در دوره اصلاح طلب) در شیوع فمنیسم در ایران نقش داشتند که تجرد قطعی دختران  و به دنبال آن فساد و خودارضایی را رقم زد  که  برای یک جامعه اسلامی اسف بار است. اما خالی از لطف نیست که انتقادهای این خانم را بخوانید. هر چند اطرافیان این مصاحبه شونده هم که نام آنها در لابه لای حرفهایشان آمده نیز در رواج تفکرات سخیف فمنیستی بی تقصیر نبودند و اراده خداوند در رسوا کردن افراد شیوع دهنده وضعیت نابسامان امروز است. وضعیتی که فساد و بی بند و باری و تنهایی جوانان را رقم زده است. اما به هر حال  مطالبی جالبی در لا به لای آن دیده می شود.

یکی از علل تجرد دختران، سیاستهای فمینیستی معاونت زنان دولت اصلاحات است که همچنان دنبال میشود گفتگو با  زهره طبیب زاده

یکی از علل تجرد دختران، سیاستهای فمینیستی معاونت زنان دولت اصلاحات است که همچنان دنبال میشود

مرکز امور زنان و خانواده در زمان دولت اصلاحات رویکردی کاملا فمینیستی با لعاب اسلامی داشت، با توجه به اینکه خانم مولاوردی (معاون فعلی رییس جمهور) در مرکز امور زنان و خانواده درآن دوران نیز مسئولیت معاونت بین الملل مرکز را به عهده داشته و به لحاظ مشی سیاسی اصلاح طلب هستند، در حال حاضر نیز در مرکز امور زنان و خانواده همان مشی درحال ادامه است.

به گزارش جم خبر،چندی قبل دکتر زهره طبیب زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی شهید بهشتی  میهمان رجانیوز بود و به سوالات ما پاسخ داد.

او که از دانشجویان انقلابی در سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه 60 است، در دولت نهم نیز مدتی ریاست مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری را برعهده داشت و اکنون نیز عضو کمیسیون آموزش مجلس نهم است.

روز یکشنبه بخش اول این گفتگو با محوریت استیضاح فرجی دانا و وحدت اصولگرایان بر مبنای «اصول» برای انتخابات آینده منتشر شد و در حال حاضر نیز بخش دوم این گفتگو را که به طور تفصیلی به آسیب شناسی عملکرد معاونت امور زنان و خانواده دولت یازدهم پرداخته شده است از نظر می گذرانید:

نظر شما درباره ی رویکرد فعلی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری چیست؟ با توجه به سابقه ای که در دولت نهم در این منصب داشتید، رویکرد دولت یازدهم  را چگونه ارزیابی می کنید؟

مرکز امور زنان و خانواده در زمان دولت اصلاحات رویکردی کاملا فمینیستی با لعاب اسلامی  داشت، با توجه به اینکه خانم  مولاوردی (معاون فعلی رییس جمهور) در مرکز امور زنان و خانواده درآن دوران نیز مسئولیت معاونت بین الملل  مرکز را به عهده داشته و به لحاظ مشی سیاسی اصلاح طلب هستند، در حال حاضر نیز در مرکز امور زنان و خانواده همان مشی درحال ادامه است.
 
متاسفانه در دولت اصلاحات پای آژانس های بین المللی به مرکز امور زنان و خانواده باز شد. من  در مصاحبه ای که چند سال قبل  با رجانیوز داشتم، به طور مفصل مطرح کردم که طبقه ی ششم این مجموعه عملا مرکز فعالیت  آژانس های بین المللی  در حوزه زنان شده بود، مرکز در بسیاری از وزارتخانه ها سیاست های دیکته شده ی صندوق جمعیت را در ایران اجرایی و اعمال میکرد، اگر رشته ی مطالعات زنان ایجاد شد، اگر آموزش های حقوقی  به زنان نسبت به آموزش های اخلاقی در خانواده  در اولویت  قرار گرفت ، اگر گرایشات جنسیتی تقویت شد و بحث  رفع تبعیض جنسیتی  به عنوان یک شعار مطرح شد، اگر بحث افزایش تعداد دختران دانشجو تشویق شد و اگر بحث اشتغال زنان به عنوان یک اولویت مهم و اول توسط  زنان در دولت اصلاحات شعار داده شد، اینها همه اعمالی بود که برای تغییر ساختار خانواده و فرهنگ زنان در جمهوری اسلامی توسط آژانس های بین المللی با رویکردهای  فمینیستی  بدست این مرکز در دولت اصلاحات در ایران  اجرا گردید. 
 
من به هیچ وجه منتقد  افزایش تعداد دختران در آموزش عالی نیستم.  آموزش حق آحاد افراد اعم از زن و مرد در جمهوری اسلامی است و بحث اشتغال زنان در بعضی مشاغل مورد نیاز آنان ضرورت اجتناب ناپذیر جامعه  اسلامی است  اما وقتی از بحث  اشتغال به صورت عام و افراطی دفاع می شود که این امر قوام خانواده را تحت الشعاع  قرار میدهد  و یا تداوم آموزشهای علمی دختران به قیمت ازدست دادن فرصت ازدواج و ایجاد تجرد قطعی برای دختران و تحدید نسل و خانواده نخبگان در آینده میشود، این امور مورد نقد است.
 
بنابراین احساس میکنم تاکیدی که بر روی اشتغال و آموزش زنان در سطوح بالای علمی شد اینها از سر حمایت اعتقادی نبود که نیاز های زنان در جامعه اسلامی حل شود و یا ارضاء تمایلات رشد علمی دختران هدف باشد، بلکه هدف اصلی رسیدن به آموزش بالاتر جهت اشتغال بهتر بر اساس  دیدگاه های فمینیستی بود و طبعا به ضرر  تشکیل خانواده خواهد بود. شما نتایج سیاست های آن  دهه را امروز در افزایش تجرد قطعی دختران و کاهش رشد جمعیت میبینید.
 
البته نمیخواهم بگویم  کاهش رشد جمعیت تنها بوسیله اقدامات مرکز امور زنان در دولت اصلاحات انجام شد، این امر توسط وزارت بهداشت خیلی زودتر از دولت اصلاحات شروع شده بود ولی این سیاست ها آن را «تشدید» کرد.
 
 
شما آمار تجدد قطعی دختران را ملاحظه کنید، بسیاری از دختران تحصیل کرده که دوران تحصیلاتشان طول کشیده  یا فرد هم طراز خودشان را نتوانسته اند پیدا کنند هنوز ازدواج نکرده اند.  برخی از دختران  با تخصص بالا  مجبور شدند با کسانی ازدواج کنند که بعدا به دلایل اختلاف مدرک، اختلاف درآمد و اختلاف  تحصیلات زندگیشان دچار فروپاشی شده است. نمیخواهم بگویم این امر برای همه زنان متخصص اتفاق افتاده است ولی آن سیاست ها این روند را تشدید کرده است.
 
اخیرا ریاست این مرکز  گزارش عملکرد سالانه خود را ارائه کرد. متاسفانه متوجه شدم پای صندوق جمعیت  دوباره به این مرکز با پروژه ای با عنوان «خانواده سالم» باز شده است و با رویکردی که از این صندوق سراغ دارم قطعا این پروژه کاملا جهت دار است.
 
خاطرم هست وقتی مسئولیت این مرکز را در دولت نهم به عهده داشتم روزی با مسئولین این صندوق  که به شدت اظهار تمایل به همکاری میکردند، جلسه گذاشتم. برای اجرای پروژه توانمند سازی زنان سرپرست خانوار یا شاید هم غربالگری سرطان های زنان  سرپرست خانوار ، من عمدا این قبیل  پروژه ها را که فرهنگی نبود مطرح کردم و گفتم ما برنامه  عملیاتی در حال اجرا  به صورت محدود در حال انجام داریم،  چنانچه شما  مایل به همکاری باشید کمک مالی بدهید ما در محدوده گسترده تری عمل میکنیم. خودتان هم نظارت کنید نتایج عملکرد را ببینید که منابع  مالی شما درست مصرف شده است یا خیر؟ 
 
نماینده  این جمعیت خندید و گفت یعنی شما فکر می کنید ما بدون اینکه نقشی  در آموزشهای شما داشته باشیم فقط بودجه دراختیار شما قرار می دهیم؟ این فرد رفت و دیگر باز نگشت. اینها درگذشته در دولت اصلاحات بودجه برای برنامه های آموزشی خاص با اهداف  فرهنگی خاص میدادند که عملا کانون خانواده و تحکیم  آن را هدف میگرفت و برخی آموزش های شان  به زنان این بود که اگر  در زندگی با همسر تان دچار اختلاف شدید، یک چمدان آماده در دست داشته باشید که هر زمان لازم شد با فلان شماره تماس بگیرید از کشور خارج شوید، پناهنده شوید به کشور های دیگر! حتی تا این مرز پیش رفته بودند، دوستان ما گزارش آموزشهای حقوقی آنها را دیده بودند.
 
 در دوره ای که بنده مسئول این مرکز بودم  آموزش خانواده با رویکرد اولویت اخلاق بر حقوق  را شروع کردیم هم برای خانم ها وهم برای آقایان و به هر دو طرف تکالیف و مسئولیتهای شان آموزش داده میشد چون به اعتقاد من آموزشهای یک جانبه حقوقی باعث متلاشی شدن خانواده میشود و باید آموزشهای اخلاقی و حقوقی توامان برای هر دو جنس باشد. لذا امروز هم بنده در یکی از برنامه های اعلام شده از سوی این مرکز آموزش خانواده را با  همکاری صندوق جمعیت دیدم و با شناخت از دیدگاه های ایشان  و صندوق جمعیت به هیچ عنوان خوشبین نیستم.
 
 در مورد سایر قرار داد ها هم باید از موضع تردید نگاه کرد. صرفا عنوان قرارداد مهم نیست، محتوای آن مهم است. به عنوان مثال، در دولت اصلاحات در این مرکز با وزارت آموزش و پرورش  پروژه جلوگیری از شیوع ایدز در مدارس مطرح شده بود. جالب اینکه جزوه های آموزش جنسی امن برای دانش آموزان تهیه شده بود در این بروشور اصل داشتن روابط نامشروع در این دوران به رسمیت شمرده شده و تنها آموزش داده شده بود از چه وسیله ای استفاده کنید که ایدز نگیرید! اسم پروژه آموزش جلوگیری از ایدز در مدارس بود که ظاهرش بسیار خوب و مثبت است اما در باطن چیز دیگری بود.  یا پروژه بهداشت باروری که  با صندوق جمعیت در این مرکز در دوره اصلاحات انجام شد، دقیقا در راستای کاهش و کنترل جمعیت بود. لذا صرفا از ظاهر عنوان نمیشود بر روی محتوای برنامه قضاوت کرد.
 
 
مثال دیگری هم به خاطر دارید؟
 
بله. مورد دیگر قرارداد با وزارت جهاد کشاورزی بود. شاید شما فکر  کنید با وزارت جهاد کشاورزی اینها چه طرح منفی میتوانند اجرا کنند؟ آموزش توانمند سازی دختران روستایی را با نگاه فمینیستی!
 
دختر روستایی به شهر بزرگ مجاور می آمد، آموزش اینترنت می دید، آموزش بهسازی کشاورزی می دید، بتدریج تفاوت فرهنگی بروز میکرد و دیگر آن دختر حاضر نمیشد نزد خانواده اش به امکانات کم روستا برگردد و با آنها زندگی کند، لذا تلاش میکرد برای زندگی به شهر بیاید.
 
خانواده متعصب اجازه نمیداد دختر تنها به شهر برود، لذا پدر و مادر هم به خاطر دختر به شهر مهاجرت کرده و حاشیه نشین می شدند. ظاهر این آموزش ها به سازی کشاورزی و روستایی و توانمند کردن دختران روستایی برای ایجاد خود اشتغالی بود ولی در بطنش آموزش هایی داده میشود همراه با یک رویکرد فرهنگی خاص. در حالی که ما در دولت نهم بدون ارتباط با سازمان های بین المللی، همان آموزش ها را در روستاها دادیم  اما در مسجد روستا.
 
نباید دختر را از خانواده اش و از بافت روستا جدا کرد. عرض من این است که  شرایط روستا باید به سازی شود که مردم در روستا ماندگار شوند ، ظاهرش آموزش است ولی باطنش خالی شدن روستا ها را به دنبال دارد، من میخواهم عرض کنم به دلایل آنچه که در دولت اصلاحات دیدم نسبت به این نوع آموزش ها آن هم با سازمان  های بین المللی در دولت فعلی نیز به شدت با تردید نگاه میکنم.
 
مورد دیگر گزارش هایی است که مرکز در راستای موافقت نامه ی پکن  و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان  هر ساله به اجلاس مقام زن میدهد. گزارش هایی که قبلا در دولت اصلاحات  به این اجلاس داده شده بود، در بسیاری از موارد مورد استفاده کمیسیون حقوق بشر قرار گرفت و علیه ایران استفاده شد.
 
در دولت نهم ما هم گزارش می دادیم ولی رویکرد ما کاملا متفاوت بود. در دولت اصلاحات توسط وزارت کشور  طرح ملی بررسی وضعیت خشونت  علیه زنان در ایران اجرا شد،  علی رغم اینکه در مواد و روش ها ی تحقیق اشکالات بسیاری وجود داشت، نتیجه گیری شده بود که در ایران  آمار خشونت در خانواده علیه زنان بالا است. این نتیجه مورد تمایل سازمان های حقوق بشری بود و به دنبال دادن این گزارش رسمی به دست خودمان، کمیسر مربوطه گزارشی مبنی بر محکومیت ایران در این مورد صادر کرد.
 
رئیس مرکز در گزارش عملکرد خود می گوید گزارش های سالانه به این اجلاس داده است ولی نمی گوید محتوای گزارش چیست؟ اشکالی که به دولت اصلاحات وارد بود همین بود که خود مسئولین دولت اصلاحات در حوزه زنان علیه نظام و به نفع جریانهای حقوق بشری در مورد وجود تبعیض جنسیتی در آموزش  و اشتغال نسبت  به زنان در ایران، به آنها گزارش می دادند. من باتوجه به رویکرد دولت اصلاحات  و اینکه خانم مولاوردی معاون بین الملل این مرکز بوده و بسیاری از این گزارشات توسط ایشان به اجلاس های بین المللی ارسال می شده ،  نظر مثبتی نسبت به عملکرد  این مجموعه  ندارم.
 
برای مقابله با این خطرات، مجلس و نمایندگان چه اقدامی انجام خواهند داد؟
 
چون پست ایشان معاونت ریاست جمهور است امکان استیضاح وجود ندارد ولی کمیسیون فرهنگی مجلس میتواند درباره سوال از عملکرد مرکز ایشان را به  کمیسیون فرهنگی  فرا بخواند و از ایشان توضیح بخواهد. لذا تصور می کنم تنها زن کمیسیون فرهنگی خانم دکتر افتخاری به عنوان یک فرد متعهد، در این زمینه اقدام لازم را نشان خواهند داد. البته یک امکان  دیگر نیز بحث تحقیق و تفحص است، همان کاری که در مجلس هفتم برای دولت اصلاحات انجام شد و امروز نیز فراکسیون زنان مجلس و شورای فرهنگی اجتماعی زنان میتوانند  درمورد عملکرد مرکز، ایشان را وادار به پاسخگویی کنند.
 
خانم طبیب زاده از اینکه وقتتان را در اختیار ما و مخاطبان رجانیوز قرار دادید، متشکریم.
 
من هم از شما و خوانندگان بزرگوار تشکر می کنم.
 


نظرات()       

بازپرس دادسرای امور جنایی تهران بعد از ۵‌ ماه تحقیق درخصوص پرونده‌ای که در آن زنی با همدستی ۲ دخترش، پدر خانواده را به قتل رسانده بود، آنها را مجرم شناخت.

به گزارش همشهری، راز این جنایت هولناك 23تیرماه امسال با تماسی تلفنی برملا شد. در این روز پسر جوانی با پلیس تماس گرفت و گفت زن عمو و دخترعموهایش، عموی او را در خانه به قتل رسانده‌اند. او گفت: ساعتی قبل یكی از دختر عموهایم تماس گرفت و گفت یك روز قبل با همدستی مادر و خواهرش، پدرش را به قتل رسانده است. ابتدا فكر می‌كردم او شوخی می‌كند اما حرف‌هایش كاملا جدی بود.

به‌دنبال این خبر گروهی از مأموران كلانتری 108نواب خود را به محل حادثه رساندند و با جسد مثله شده پدر خانواده روبه‌رو شدند. بررسی‌های اولیه حاكی از آن بود یك روز از قتل این مرد می‌گذرد و عاملان این جنایت كه همسر و 2دختر 17و 24ساله او هستند برای جلوی‌گیری از انتشار بوی تعفن اسپند دود كرده‌اند.

لحظاتی از برملا شدن این جنایت می‌گذشت كه حسین‌پور، بازپرس كشیك دادسرای امور جنایی خود را به محل حادثه رساند و بازجویی از متهمان را آغاز كرد. دختر بزرگ خانواده در این‌باره گفت: سناریوی قتل پدرم را از چند‌ماه قبل طراحی كردم و آن را با مادر و خواهرم در میان گذاشتم. پدرم با ما بدرفتاری می‌كرد و كتك‌مان می‌زد. به همین دلیل شب حادثه تصمیم گرفتیم نقشه‌ای را كه كشیده بودیم اجرا كنیم. ابتدا به او آبمیوه مسموم خوراندیم و بی‌هوش شد. سپس او را خفه و جسدش را مثله كردیم. قرار بود درباره كاری كه انجام داده‌ایم با هیچ‌كس حرفی نزنیم اما یك روز بعد وقتی می‌خواستیم جسد را از خانه بیرون ببریم فهمیدم خواهرم این ماجرا را برای پسرعمویم بازگو كرده است.

همسر مقتول نیز در اعترافاتش دست داشتن در این جنایت را پذیرفت و در ادامه نوبت به دختر كوچك‌تر خانواده رسید تا ماجرا را توضیح دهد. او گفت: من در ماجرای قتل پدرم نقشی نداشتم. وقتی فهمیدم مادر و خواهرم مرتكب قتل شده‌اند، ترس و وحشت به سراغم آمد. به همین دلیل با پسرعمویم تماس گرفتم و همه‌‌چیز را برایش بازگو كردم.

اینها پایان تحقیقات نبود؛ چرا كه بازپرس پرونده تجسس‌های خود را برای برملا شدن زوایای پنهان این جنایت ادامه داد تا اینكه سرانجام بعد از گذشت 5ماه، با تكمیل تحقیقات برای 3متهم قرار مجرمیت صادر كرد. براساس این گزارش قرار است با صدور كیفرخواست برای متهمان، پرونده این جنایت به دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شود تا این زن و 2دخترش محاكمه شوند.


نظرات()   
   

مهریه ای سنگین! نابودی یک خانواده! جوانی که تمام امال و آرزوهایش با بالهوسی یک موجود مونث بر باد رفته.. اینها تنها نمونه ای کوچک از پیامدهای اجتماعی مهریه های سنگینی است که بر گردن مردان جوان جامعه سایه افکنده است.

در شریعت و سنت مهریه را نشانه ای از محبت زوج به زوجه دانسته اند، حال آنکه اینروزها به لطف نفوذ فمنیسم این اسباب محبت تبدیل به اسباب شیادی شده است.

هنگامیکه احساسی لطیف بین دو انسان بوجود می آید دادن هدیه راهی برای نشان دادن این علاقه درونی می باشد که به هیچ عنوان بستگی به نژاد، فرهنگ، قومیت و رنگ پوست ندارد. مهریه در تمام دنیا با عناوین مختلف وجود دارد و نه فقط در بین انسان ها که در دنیای حیوانات هم رفتارهای مشابهی وجود دارد.

اما نکته اینجاست که اندازه، جنس و قیمت هدیه مهم نیست، بلکه ذات هدیه دادن مهم است و همانطور که از قدیم گفتند " دندان اسب پیشکشی را نمیشمارند

اما متاسفانه از آنجاکه شیطان فمنیسم در جامعه ما رخنه کرده و ارزش را به ضد ارزش تبدیل می کند، در این حوزه اجتماعی خانوادگی هم اثر خود را نهاده و اسباب فریب کاری و شیادی را در جامعه توسعه داده است. فقط کافی است نگاهی اجمالی به صحبت های رسانه های خارجی در تبلیغ به اصطلاح حقوق بشر داشته باشیم. در تمامی این برنامه با اینکه سو استفاده از مهریه یکی از کثیف ترین راه های زیر پا نهادن حقوق بشر و اخلاق است، ولی به علت مسائل فمنیستی هیچگاه به مساله مهریه به عنوان یک معضل اجتماعی نگریسته نشده است.

هر چند در داخل کشور تلاش هایی در زمینه فرهنگ سازی و ریشه کن کردن مهریه های سنگین برداشته شده ولی هنوز هستند کسانی که قربانی این نیرنگ فمنیستی شده و زندگی خود را تباه ساخته اند.

در مطلب زیر دو نمونه از هزاران فرد زندانی مهریه معرفی می شوند که برخلاف هم بندیهایشان، انسان های بسیار پاک و شریفی هستند، افرادی که فریب خورده و اکنون بهترین سال های زندگیشان را باید در زندان بگذرانند:

نمونه ای از زندانیان مهریه فردی به نام علی است. شخصی که تنها بعد از 2 ماه زندگی با همسرش، کارش به زندان کشیده و در همین زندان با مطالعه فراوان در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پذیرفته شده است! و اکنون در بین هم بندیهایش در حال درس خواندن می باشد. او تنها به جرم اینکه توانایی مالی لازم برای پرداخت 1300 سکه مهریه همسرش را ندارد باید در زندان بهترین سال های عمرش را سپری کند.

نمونه ای دیگر مربوط  به فردی است که بیش از یک میلیار تومان باید بابت مهریه بپردازد و به علت عدم استطاعت مالی اکنون در زندان است و با این حال بعد از یافتن 38 میلیون تومان آنرا به صاحبش برگرداند. او می گوید همسرش با استفاده از امضای محضری که برای رفتن به مکه داده بود، به اسپانیا مهاجرت کرده و در حال حاضر هیچ نشانی از او ندارد و همین زن حاضر شده در ازای  گرفتن خانه و ماشین، از حضانت فرزند  خود دست بردارد. به هرحال موجودیت چنین افرادی در نتیجه اخلاق و نفوذ فمنیسم در جامعه می باشد و همین فمنیسم در کتب و متون درسی و نهاد های فرهنگی مانند سینما باعث می شود تا زنانی گرگ و مردانی گوسفند تربیت شوند ، زنانی که منتظرند تا شوهر خود را بدرند و مردانی که سرشان را زیر برف کرده اند و فکر میکنند زندگی مشترک تفاهم و عشق و محبت است.

نمونه های چنین افرادی در جامعه کم نیستند. موارد بالا تنها گوشه ای از جنایات فمنیست ها و زنان سلیطه ای است که اگر به همین منوال به پیش روند و فرصت را غنیمت شمرند بسیار کثیف تر از گروه های تکفیری همچون داعش، جامعه را رو به ویرانی خواهند برد.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در حالیکه فمنیستهای ایرانی و نهاد های مختلفی که با پول بیت المال به خیانت علیه کشور و خانواده مشغول هستند چنین اخباری نشان دهنده وضعیت مطلوب برای فمنیسم است که آنها قصد رسیدن به آن را دارند. مهمترین راه برای قوی کردن هر گروهی در جامعه ، سرازیر کردن منابع مالی به سوی آن گروه است اما از آنجایی که منابع دولتی محدود هستند و طمع زنها بیش از این مبالغ است ، بهترین راه تصویب قانونهایی است که پول مرد و حاصل سالها زحمت او را به جیب زنان مفت خوری سرازیر کنند که حاضر به انجام وظایف خود در برابر شوهر نیستند و برای همین طلاق می خواهند . با این روش اولا پول به جیب زنان ریخته شده و به قول خودشان توانمند سازی می شوند دوما مردان ضعیف سازی شده و سوما پول دولت دست نخورده میماند تا فمنیست های حکومتی از آن برای بر انداختن بیشتر بنیان خانواده استفاده کنند.

یک دادگاه بریتانیایی با صدور حکمی، گران‌ترین طلاق در تاریخ قضایی این کشور را رقم زد.

به گزارش عصرایران به نقل از العربیه، این دادگاه به «کریس هوهن» یک سرمایه گذار بریتانیایی دستور داد تا به همسر پیشین خود ۳۳۷ میلیون پوند از سرمایه اش بپردازد.

«هوهن» شهروند ۴۸ ساله بریتانیایی و «جامیی کوپر» همسر ۴۹ ساله سابق آمریکایی وی پس از آنکه در تسویه حساب پس از طلاق به توافق نرسیدند، پرونده را تابستان گذشته به دادگاه ارجاع دادند. دادگاه هم حکم داد که ۳۸ درصد سرمایه مرد به همسر سابق هوهن پرداخته شود. سرمایه کل این زوج جمعا حدود یک میلیارد پوند بریتانیایی است.

این زوج به عنوان یک زوج خیر و سخاوتمند شناخته می‌شدند که بخشی از در آمدهای خود را به کودکان کشورهای در حال توسعه اهدا می‌کردند.

آن‌ها ۱۵ سال با هم زندگی کرده بودند. خانم کوپر در صدد است که علیه حکم دادگاه فرجام خواهی کند چون او خواهان نیمی از این سرمایه مشترک بود. «هوهن» آماده بود پیش از آنکه پرونده به دادگاه برود، یک چهارم سرمایه را به همسر سابق خود تقدیم کند اما او نپذیرفت و خواهان نصف سرمایه بود. دادگاه حکم داد که ۳۸درصد سرمایه به زن تعلق گیرد.

وکلای همسر سابق این سرمایه گذار در حال ارزیابی شکایت از این حکم دادگاه هستند. آن‌ها معتقدند که ۳۳۷ میلیون پوند کم است.

«جنیفر روبرتس» قاضی این پرونده آقای «هوهن» را یک نابغه بازار مالی و مغز پشت سر این سرمایه معرفی کرد.

این سرمایه گذار در سال ۲۰۰۳ یک صندوق سرمایه گذاری به نام «صندوق سرمایه گذاری کودکان» پایه گذاری کرد که بخشی از درآمدهای آن را برای رسیدگی به کودکان کشورهای در حال توسعه و فقیر اهدا می‌کرد.


نظرات()   
   

اخیراً در اقدامی بی‌سابقه و بدون اطلاع و هماهنگی با مراکز قانون‌گذار و برخلاف اصول 77 و 125 قانون اساسی در حوزه زنان و خانواده به بهانه تحقق برنامه پنجم توسعه با تفاهم نامه‌ای با صندوق جمعیت سازمان ملل در ایران به امضا رسیده است که مفاد پذیرفته شده با گذشت پنج ماه به اطلاع افکار عمومی نرسیده است.

در همین راستا و به منظور تشریح مفاد این تفاهم نامه و همچنین آگاهی از شرایط قانونی این اتفاق، مصاحبه ای را با خانم دکتر فاطمه رهبر، نماینده مجلس و همچنین رئیس فراکسیون زنان مجلس نهم ترتیب داده ایم که مشروح آن در ادامه خواهد آمد:

با توجه به نقش نظارتی و کنترلی مجلس، در رابطه با تفاهمنامه اخیر معاونت امور زنان و خانواده ورود کردیم

فرهنگ نیوز: در رابطه با تفاهم‌نامه اخیر معاونت امور زنان و خانواده، خانم مولاوردی مصاحبه ای با رسانه‌ها داشتند که با آنچه در صحن علنی مجلس مطرح گردید تناقضاتی داشت. لطفا در مورد ابهام و ایراداتی که مورد سوال نمایندگان مجلس است توضیحی بفرمایید؟

من در این رابطه نطق در مجلس داشتم و از رئیس‌جمهور درخواست کردم تا نسبت به این توافقات توضیحات لازم را به نمایندگان مردم ارائه کنند. اینجا بنده تذکری ندادم، و سرکار خانم آلیا تذکر دادند. اما به نظر می‌آید معاونت امور زنان و خانواده منفعلانه به  این موضوع ورود پیدا کردند و حالت تهاجمی پیش آمد.
برای شفاف‌سازی اتفاقاتی که در کشور می‌افتد مجلس نقش نظارتی دارد. ما هم از بُعد نظارتی وارد شدیم، نسبت به این تفاهم‌نامه سؤالات و ابهاماتی مطرح است که باید توضیح داده شود.

بنده به عنوان نایب‌ اول رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی به همراه جناب آقای دکتر پور مختار رئیس کمیسیون اصل نود در این خصوص مکاتبه ای داشتیم و درخواست متن اصل تفاهم‌نامه، عملکرد معاونت امور زنان و خانواده در خصوص اجرای این تفاهم‌نامه و همچنین توضیحات لازم خانم مولاوردی به کمیسیون اصل 90 را به‌صورت کتبی مطرح نمودیم تا کمیسیون دراین‌باره تحقیقات لازم و کارشناسی به عمل آورد.

از طرفی هم، همان‌طور که می‌دانید صندوق توسعه جمعیت که در اخبار به اسم صندوق جمعیت سازمان ملل مطرح می‌شود، در کلیه جلسات خود نمایندگان مجلس را دعوت می‌کند چون این صندوق یک نهاد غیردولتی است. نماینده صندوق جناب آقای هولکی اوز است که مدیر دفتر صندوق در ایران هستند و دبیر کل پارلمان ایران آقای دکتر آشوری است که نماینده بندرعباس اند و بنده نایب‌رئیس ایشان در مجلس هستم. "ما از جایگاه همین نهاد در مجلس و همچنین جناب آقای آشوری نامه ای را تنظیم کردند و به آقای هولکی اوز دادند که اسناد را از طرف دفتر این سازمان در ایران بگیریم."

فرهنگ نیوز: هدف از ارسال این نامه ها به نماینده صندوق جمعیت در ایران، دریافت رونوشت متن تفاهم‌نامه است یا به این وسیله تصمیم دارید اسناد محرمانه تسلیم شده به آنها را بازپس بگیرید؟

هر دو. مجلس از دو طریق، یکی نامه کمیسیون اصل نود به خانم مولاوردی و دیگری از طرف جناب آقای آشوری که دبیر کل صندوق در مجلس هستند هم نامه زدند تا رونوشتی از اسناد و عملکرد این صندوق در ایران داشته باشیم که بعد نظارتی این مسئله هم مشخص شود.

فرهنگ نیوز: هویت این اسناد مشخص هستند؟

بله، اصل تفاهم‌نامه و کلیه اقداماتی که طی این 5 ماه انجام‌شده است مشخص است. بنابراین فکر نمی‌کنم موضوع پیچیده و سختی باشد. بارها و بارها مجلس در خصوص تحقیق و تفحص موضوعات مختلف ورود پیداکرده، در این موضوع قصد تحقیق و تفحص نداریم، تنها بحث نظارت بر موضوع مطرح است.

فرهنگ نیوز: خانم مولاوردی بیان کردند که این یک توافق‌نامه و تعهدنامه نیست بلکه یک همکاری دوطرفه است  و در قالب قوانین توافقنامه‌ها نمی گنجد، آیا تفاوتی بین این موارد وجود دارد؟

سرکار خانم مولاوردی فرمودند احتیاج نیست تفاهم‌نامه‌ها به تصویب مجلس برسد. درصورتی که طبق قانون نمایندگان مجلس بر همه امور می‌توانند نظارت داشته باشند، مخصوصاً در زمینه‌هایی که یک طرف همکاری یا تفاهم‌نامه یا توافقنامه، "یک طرف خارجی با سیاست‌های تعریف‌شده خود" باشد.

ما نمی‌خواهیم دعوایی راه بیندازیم یا چیزهایی را پنهان یا بزرگ‌نمایی کنیم.اصل موضوع یک تفاهم‌نامه ای بوده که به امضای طرفین رسیده و تعهداتی را ایجاد کرده است. متن این تفاهم‌نامه وجود دارد. در این متن هم معاونت امور زنان و خانواده به‌عنوان نماینده ایران تعهداتی را به عهده گرفته است و هم نماینده صندوق جمعیت به‌عنوان نماینده سازمان ملل تعهداتی داده است.

نگاه سکولار سازمان ملل به موضوع زن و خانواده در تضاد کامل با شئونات جامعه اسلامی ماست.

نگاه سازمان ملل به موضوع زن و خانواده کاملاً مشخص است و بر کسی پوشیده نیست. آن‌ها در ظاهر بحث برابری جنسیتی، بحث عدم خشونت علیه زنان، مقابله با بعضی از بیماری ها و ... را مطرح می کنند. اما همان‌طور که مقام معظم رهبری هم در فرمایشاتشان این موضوع را مطرح کردند که در ظاهر بسیار زیباست.  اما در باطن خائنانه عمل می‌کنند.بحث برابری جنسیتی که توجهی به خانواده نمی‌شود چیزی است که در این تفاهم‌نامه یادشده است. ما سؤال مان این بود که خانواده سالم ازنظر صندوق جمعیت سازمان ملل یعنی چه؟ بر کسی پوشیده نیست که نگاه آن‌ها، نگاه سکولار است. در نشست‌های مختلف برابری جنسیتی و آزادی‌های جنسی افراد را بدون قید و شرط مطرح می‌کنند این فرهنگ کاملاً غربی است و با شئونات جامعه اسلامی ایران کاملاً در تضاد است.

آموزش خانواده سالم در یکی از پایگاه‌های فمینیستی جهان!

اخیراً هم طبق صحبت های خانم مولاوردی، گروهی متشکل از سه نفر کارشناس و مسئولین دفتر معاونت امور زنان و سه نفر از NGO های دیگر به فنلاند اعزام شدند، فنلاند یکی از کشورهایی است که پایگاه فمینیست‌های جهان است و نگاه کاملاً غربی سکولار نسبت به همه موضوعات ازجمله خانواده و زن دارند.این‌ها برای آموزش‌های خانواده رفتند و این آموزش‌ها را می‌خواهند بین خانواده‌های ایرانی پیاده کنند. یکی از مفاد این تفاهم‌نامه حمایت از دوره‌های آموزشی برای کارمندان سازمان‌های دولتی و نیروهای پلیس و ... است!

نگاه سکولار با آوردن لفظ "بومی سازی" اسلامی نمیشود/ ما متخصصان زبده دینی در زمینه خانواده کم نداریم

فرهنگ نیوز: سؤال جدی که اینجا مطرح می شود این است که  آیا ضمانتی بر بومی سازی این دوره‌های آموزشی وجود دارد؟

خیلی خوش‌بینانه است که ما فکر کنیم نگاه سکولار آن‌ها را در این آموزش‌ها می‌توانیم تبدیل به نگاه اسلامی کنیم. آیا چنین چیزی امکان دارد؟

ما خود مبانی دینی و اسلامی داریم. آیا مراکز تحقیقاتی و کارشناسان ارشد و خبره دینی و اسلامی ما توانایی برگزاری این دوره‌ها و محتواهای آموزشی را ندارند؟ دریکی از بندها آمده واردکردن مباحث خانواده سالم به محتوای آموزشی کلاس‌ها، یعنی ما محتوا آموزشی را از آن‌ها بگیریم؟

این تفاهم‌نامه سراسر ایراد و اشکال است. خیلی ساده انگارانه است که با آوردن یک کلمه بومی در بند، خیال خود را راحت کنیم. بعضی از این مبانی باید ۱۸۰ درجه تغییر کند.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

متاسفانه فعالیت های فمینیستی و مردواره کردن زنان با رشد سرسام آوری در کشور همراه است که علاوه بر رسانه های بیگانه نباید نقش بی بدیل حمایت های دولتی و بودجه های سرسام آور را در آنها نادیده گرفت.
با وجود این پول های مفت و باد آورده و نفوذ زیاد فمینیست ها در سازمان های دولتی و خصوصی و مردم نهاد و کمک های مالی و معنوی اسرائیل و غرب از حرکات آنها دیگر نباید به دیده تعجب به وضعیت اسفبار طلاق و فساد در جامعه و مردواره شدن زنان نگریست!
و این بودجه ها با وجود اشراف به وضع افتضاح موجود و کسری بودجه شدید ،توسط خود مردان تامین و تصویب می شود.
لذا باید مقصر اصلی این افتضاحات را خود مردان دانست.

خیلی از موارد در جدول زیر به ظاهر زیبا و فریبنده هستند. اما در پس آنها هدایت ها و برنامه های غرب نهفته است. و خیلی آنها رسما و علنا در جهت رفرم زنانگی و تغییر آن به شکل مردواره شدن و از بین بردن خانواده است.
مثل آموزش های حقوقی و طلاق، مشاوره هایی برای جلوگیری از ازدواج و هدایت به طلاق،هدایت به ایستادگی و قد علم کردن مقابل شوهر و پدر،ترویج اشتغال، ترویج ورزش ها و تفریحاتی که هر چه بیشتر زنان را ازخانه و خانواده دور کند، ایجاد پتانسیل های قوی شلوغکاری رسانه ای برای ترویج و رشد افکار فمینیستی، انتشار کتب و آموزشهای مخرب برای زنان و جوانان و ایجاد رفرم فرهنگی، انتشار تفاسیر فمینیستی و تغییر در دین و آموزه های دینی ، حمایت از ساخت فیلم ها و سریال ها با محتوای فمینیستی تاکید بر اینکه برداشت از دین از پیامبر تا به امروز اشتباه بوده و علما اشتباه کرده و میکنند و زنان با مردان برابرند و باید مدیر و رئیس جمهور و رهبر شوند و ... از جمله مواردی است که باید منتظر آن بود تا در سال 94 تشدید شود.

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، جدول زیر مقایسه اعتبارات در نظر گرفته‌شده برای نهادهای متولی امور زنان و خانواده شامل معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، و نیز اعتبارات مربوط به ارتقای توانمندی زنان و تحکیم خانواده، حمایت از تشکل‌ها و مشارکت اجتماعی زنان و جوانان، حمایت از خانواده و فرزندان، بیمه زنان خانه‌دار و... در بودجه سال 94 به نسبت بودجه سال 93 را نشان می‌دهد؛

عنوان

اعتبار در لایحه بودجه 93

اعتبار در لایحه بودجه 94

درصد رشد

معاونت امور زنان و خانواده

79.919 میلیارد ریال

150.150 میلیارد ریال

87.87

شورای فرهنگی اجتماعی زنان

12.731 میلیارد ریال

170. 15میلیارد ریال

19.15

ارتقای توانمندسازی زنان و تحکیم بنیان خانوده

64.919 میلیارد ریال

100 میلیارد ریال

54.03

حمایت از تشکل‌ها و مشارکت اجتماعی جوانان و زنان

36.734 میلیارد ریال

46 میلیارد ریال

25.22

برنامه حمایت از خانواده و فرزندان

741.427 میلیارد ریال

349.220 میلیارد ریال

52.89 -

شورای سیاستگذاری حوزه علمیه خواهران

1.202.825 میلیارد ریال

1.527.425 میلیارد ریال

26.98

حق بیمه زنان خانه‌دار

150 میلیارد ریال

150 میلیارد ریال

-


بر اساس تبصره 19 بند ط : «معاونت‌های امور زنان و خانواده و علمی و فناوری رییس‌جمهور مجازند تا فعالیت‌های اجرایی خود را در راستای تحقق اهداف و سیاست‌های مورد نظر از طریق دستگاه‌های اجرایی در چارچوب تفاهم‌نامه فی‌مابین، از محل اعتبارات پیش‌بینی‌شده مربوط به خود در این قانون به انجام رسانند.»

بر اساس جدول فوق در تمامی ‌عناوین به جز برنامه حمایت از خانواده و فرزندان اعتبارات بودجه سال 94 به نسبت سال 93 رشد داشته است. بر این اساس علی‌رغم افزایش 87.87 درصدی بودجه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ب

علاوه بر عناوین کلی بودجه، در پیوست‌های لایحه بودجه 94 در قسمت با کاهش 52 درصدی بودجه برنامه‌های حمایت از خانواده و فرزندان نسبت به سال گذشته مواجه هستیم.رآورد اعتبارات دستگاه‌های اجرایی ملی اعتبارات، توجه خاصی به حوزه زنان، خانواده و ازدواج جوانان صورت گرفته است. این اعتبارات به صورت زیر است:

 

عنوان

اعتبار در لایحه بودجه 94

ارتقای مهارت‌های شغلی زنان

20 میلیارد ریال

ارتقای وضعیت بهداشت روانیو سلامت جسمانی زنان وخانواده

20 میلیارد ریال

تحقیق، مطالعه، مشاوره وترجمه در خصوص مسائل زنان

20 میلیارد ریال

تشویق زنان ایثارگر، هنرمند،محقق، نویسنده، کارآفرین ونخبه

20 میلیارد ریال

برگزاری مراسم روز زن و روزملی خانواده

2 میلیارد ریال

حمایت از تعاونی‌ها وتشکل‌های بانوان

44 میلیارد ریال

حمایت از بانک‌های اطلاعاتیدر حوزه زنان و خانواده

4 میلیارد ریال

توسعه مشارکت اجتماعیفرهنگی زنان و ساماندهیامور جوانان

5 میلیارد ریال

کمک به شبکه زنان دانشمندجهان اسلام

10 میلیارد ریال

سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزیمشارکت زنان در آموزش وپرورش

5,200 میلیارد ریال

آموزش زنان باردار و شیرده درزمینه تغذیه سالم

9،865 میلیارد ریال

پرداخت سرمایه کار و آمادهسازی شغلی زنان سرپرستخانوار

22 میلیارد ریال

تأمین ودیعه مسکن زنانسرپرست خانوار

15 میلیارد ریال

تقویت و توسعه گروه‌های همیار زنان

28,750 میلیارد ریال

سلامت جسمی و روانی زنانخانواده‌های نیازمند

18 میلیارد ریال

پوشش بیمه اجتماعی زنانسرپرست خانوار روستایی

5 میلیارد ریال

پوشش بیمه اجتماعی زنانسرپرست خانوار شهری

393,975 میلیارد ریال

کمک به تأمین سرمایه کارزنان سرپرست خانوار

60 میلیارد ریال

آموزش تعاونی‌ها و تشکل‌هایزنان روستایی

22،078 میلیارد ریال

فعالیت‌های آموزشی وفرهنگی تربیتی خانواده‌ها

349،220 میلیارد ریال

حمایت از ایجاد مراکز مشاورهازدواج و تحکیم خانواده

10،750 میلیارد ریال

حمایت از برنامه مشاوره وتحکیم خانواده

21.500 میلیارد ریال

حمایت از تولیدات فرهنگیهنری در موضوع ازدواج جوانان

20،750 میلیارد ریال

کمک به تغذیه کودکانخانواده‌های دارای فرزندچندقلو

20 میلیارد ریال

توانبخشی مبتنی بر خانواده

124 میلیارد ریال

کمک به تأمین شهریهمهدکودک‌های خانواده‌های کمدرآمد

72،013 میلیارد ریال

کمک به نگهداری کودکان ونوجوانان در خانواده

385،00 میلیارد ریال

پرداخت کمک‌هزینه ازدواج وفوت

447،200 میلیارد ریال

اجرای طرح ملی ازدواجدانشجویی

109،146 میلیارد ریال

برگزاری همایش‌ها،نمایشگاه‌ها و جشنواره امورجوانان در امر ازدواج

24,320 میلیارد ریال

حمایت از تولیدات فرهنگیهنری در موضوع ازدواج جوانان

20،750 میلیارد ریال

کمک به ازدواج نیازمندان

1،680،00 میلیارد ریال

کمک‌هزینه ازدواج ایثارگران

150 میلیارد ریال

حمایت از فعالیت‌هایساماندهی مد و لباس درجهت گسترش عفاف و حجاب

28،800 میلیارد ریال

حمایت از آموزش طلاب علومدینی(خواهران)

864,147 میلیارد ریال

حمایت از فعالیت‌هایفرهنگی، تبلیغی و پژوهشیعلوم دینی (خواهران)

390,778 میلیارد ریال

فعالیت تقریبی برای بانوانجهان اسلام

15 میلیارد ریال

برنامه گسترش ورزش بانوان

142 میلیارد ریال

تجلیل از قهرمانان ورزش بانوان

38 میلیارد ریال

لازم به ذکر است در تعرفه‌های درآمدهای متفرقه لایحه بودجه 94 نیز تعرفه صدور شناسنامه برای فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی230 میلیارد ریال و برای درآمد حاصل از ارائه سایر خدمات موضوع ردیف 140120 سایر خدمات - صدور پروانه ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی و بالعکس و تعیین تکلیف فرزندان طلاق100 میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.


نظرات()   
   

متن زیر خلاصه سخنان فاطمه آلیا و عده ای دیگر از زنان است درباره حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان در خردادماه زمان برگزاری مسابقات والیبال. زمانی که عده معدودی از زنان معلوم الحال و فارغ از یک زندگی واقعی (به همراه سختی و شادی های آن)، تا چندین روز افکار عمومی و حتی رسانه خارجی را همراه خود کرده بودند و دائما از اشک و آه و شیون خود از منع حضورشان در ورزشگاه ها میگفتند.

کار به جایی رسید که این به ظاهر وطنی ها برای رسیدن به چیزی که فقط خودشان حق خود میدانستند، باعث شدند ایران بارها و بارها نمره منفی (very poor) از فدراسیون جهانی والیبال دریافت کند تا جایی که در آخرین نشست مدیران این فدراسیون، حق ایران و قول و تعهدی که آن فدراسیون برای میزبانی والیبال نوجوانان به ایران داده بود لغو و کنسل شد. مدیر فدراسیون جهانی در آن جلسه به یکباره حرکتی زد و نامه ای از بازرسان فدراسیون را مانند علم عثمان از جیب درآورد. وی به  تنهایی و پس از جلب نظر تعدادی از شرکت کنندگان مبنی بر لغو میزبانی ایران توانست برگزاری این مسابقات جهانی در ایران را از ما بگیرد.

حال سوالمان این است، آیا اینگونه زنان را باید وطنی خواند یا چیز دیگر؟

فاطمه آلیا: کار زن شوهرداری است نه والیبال دیدن!

فاطمه آلیا، نماینده مجلس، در گفتگویی از عدم حضور زنان در استادیوم حمایت کرد و گفت: کار زن بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال. یک عده ای می خواهند هر طور شده به زن نقش هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است. زنی که دغدغه اصلی اش رفتن به ورزشگاه و شاغل شدن و این دست مسایل باشد که دیگر به وظایف اصلی خود نمی رسد.

بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری هجوم فرهنگی غرب می خواهد زنان را «مرد واره» کند. این حرکت ها همه برنامه ریزی غرب است، بروید از همان هایی که می خواهند بروند والیبال ببینند بپرسید که چند نفرشان ازدواج کرده اند، از میان آنها که ازدواج کرده اند چند نفرشان بچه دار شده اند و اگر هم بچه دار هستند چطور بچه خود را تربیت می کنند. اینها را که بپرسید می دانید که این حرکت ها در راستای کدام فرهنگ است.

ما در کشورمان مسابقات ورزشی زنان را داریم و اگر خانم ها خیلی مشتاق هستند، بروند و آن مسابقات را از نزدیک ببینند. دلیل ندارد جایی که چند هزار نفر مرد جمع می شوند، طوری که یک عده ای از آنها هم نیمه برهنه باید بازی کنند، عده ای هم از زنان بروند. اینها زمینه بی حرمتی و تجاوز در جامعه است.

خانم آلیا توضیح نداد که اگر واقعاً فکر می کند کار زن بچه داری است، پس خودش بجای انجام وظایف خانه داری و بچه داری در مجلس شورای اسلامی چه میکند؟!

پیش از این نیز دبیر فدراسیون والیبال گفته بود بهتر است خانم‌ها در خانه بنشینند و برای تیم خود دعا کنند.

«نیره اخوان بی طرف»، نماینده اصفهان و عضو دیگر این فراکسیون هم این خواسته زنان را «بهره برداری سیاسی» علیه زنان توصیف کرد و گفت:« زنان ایران مسایل حل نشده بسیار زیادی دارند، حالا یک سری از زنان و دختران آمده اند و حاشیه درست کرده اند و دارند به کمک رسانه ها آن را بزرگ می کنند که نباید ما را فریب بدهد. این‌ها را منِ شخصا نماینده زنان ایران نمی دانم. این مسایل هیچ اولویتی ندارند، نه از نظر شرعی و نه اجتماعی. این‌هایی که به مسابقه والیبال آمدند، اصلا در مقابل جامعه زنان ایرانی عددی نیستند که بخواهند آن‌ها را نمایندگی کنند. به نظر من، مساله راه ندادن زنان به ورزشگاه ها اصلا موضوع مهمی نیست. »

انجمن حمایت از حقوق مردان:

ما هم براین اعتقادیم که سبک زندگی غربی و غیر اسلامی باعث رخنه ها و آسیب های زیادی در جامعه شده است. اما سوال اینجاست، دوستانی که اینگونه همه چیز را توهم آلود و دسیسه های دشمنان می دانند، چرا خود به عنوان زن، نقش هایی خارج از این چارچوب های تعریفی برگزیده اند و شغل هایی مانند نمایندگی و دبیری فدراسیون و ... برگزیده اند؟

بهتر نیست که به وظیفه اصلی خود که همان تربیت فرزند و شوهرداری است بپردازند و این مشاغل به قول خودشان مردانه را به مردان بسپارند و به زنانی "مردواره" تبدیل نشوند؟!

البته تجربه نشان داده این نمایندگان زن ، گل آفتابگردان هستند و سابقا در انجمن از قول ایشان نظرات فمنیستی نیز درج شده است ، مهم این است که باد از کدام طرف بوزد گاهی بر علیه فمنیسم و گاهی در راستای آن.


نظرات()   
   

خلاصه

یکی از مراجع تقلید شیعیان گفتند: به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

ایشان ادامه دادند: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر ، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است.

الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است. همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشیده، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

ایشان ابراز کردند: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته، فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

این تعداد پرونده هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است.

ایشان بیان کردند: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کردند: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است. الان این عاطفه و ملات گرفته شده، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

ایشان ابراز کردند: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است.

لازم به ذکر است این مقاله خلاصه شده است.


نظرات()   
   

فمینیسم، همان ایدئولوژی برتری جنس زن است و فمینیست ها کسانی هستند که معتقدند زنان موقعیت فرودست و تحت ستمی دارند و این بخاطر زن بودن آنهاست. مقصر دانستن حوا در رانده شدن از بهشت، باورهای موج اول فمینیسم است. به تدریج در جوامع مدرن، زنانی که تشویق به خانه داری می شدند، به آنها احساس ضرر و عدم کفایت به خاطر این خانه داری القا می گردید.

این جنبش های سازمان یافته موقعیت زنان در خانواده، نهاد ازدواج، رابطه قانونی با نقش همسری، کار خانگی و نقش مادری به چالش کشیده شد و نظریه پدر سالاری به میان آمد و به دنبال رفع تبعیض ها و ظلم و ستم های خانگی علیه زنان برآمدند… فمنیست ها موج دوم معقدند خانواده اولین جایگاه ستم بر زنان است. خانواده در درون خود زنان را به مردان وابسته می کند و بنابراین باید برای رهایی و خروج زنان خانه دار از این ستم خانگی، به آنها آموزش داد.  این جنبش های به اصطلاح آزادی زنان، برای رساندن زنان به این آزادی، شعار Aprocacy به معنای حمایت یا دفاع را علم می کنند.

[http://www.aparat.com/v/7QC41]

 

پیشنهاد میکنم فیلم «واکنش پنجم» رو هم حتما ببینید. ساخته تهمینه میلانی سال ۸۲

به نظرم من از اوایل دهه ۸۰ (سال های ۷۰ به بعد) شروع استفاده از زنان برای تیشه زنی به نظام ایران بود همچنانی که توی مستند فمینیسم و فیلم واکنش پنجم اینو میبینیم.

کارگردان، نویسنده و حامیان مالی فیلم واکنش پنجم رو  ببینید.



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic