کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان

این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج...

قطعا ازدواج موقت و صیغه یکی از تابوهای جامعه ماست، تابویی که گاه پر رنگ شده و حرکت هایی برای قبح زدایی آن شده.

این مصاحبه با مردی سی ساله است که اکنون متأهل است و در این مصاحبه با صراحت، دیدگاه‌ها و تجربیاتش را در اختیار سایرین قرار داده است. کسی که نکته‌ها و دغدغه‌هایی درباره ازدواج موقت دارد و به بیان آن‌ها می‌پردازد.


ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

در حقیقت برای حل مشکل خانمی وارد ماجرا شدم و بعد از اینکه مشکل ایشون رو حل کردم یک رابطه عاطفی شکل گرفت و از اونجا که مشکل اون خانم روحی بود از طرف ایشون هم احساس خلاء عاطفی از قبل وجود داشت، خب از اونجایی هم که ما دوتامون در خانواده مذهبی بزرگ شده بودیم این راه حلال و شرعی برای ما بود و از اون استفاده کردیم.

ـ چند نمونه تجربه داشتید؟
نمونه به اون معنا که یک رابطه کامل و بلند مدت باشه یک مورد، به مدت سه سال با تمام جزئیات روابط و خودمون عقد رو خوندیم. که الان دوسال از اتمام عقد ما میگذرد.

خب البته موارد معدود دیگه هم بوده که فقط به قصد ترویج این مسئله عقد کردیم. که حتی بعضا طرف رو نه دیدم و نه رابطه ای ایجاد شد. یک بار محرم شدیم تا در حقیقت تجربه شده باشه. البته بعد ازساعتها بحث راجع به این موضوع بود. ایشون مخالف سرسخت بودند، اینقدر مباحثه کردیم تا ایشون راضی شد و بعد از تجربه واقعا راضی بود از این رابطه.

ـ چطور شد که به این نتیجه رسیدید که کسی را به عقد موقت خودتان دربیاورید؟ برایتان سخت نبود؟

سوال رو شاید خوب مطرح نکردید، مثل اینه که بپرسید چطور شد که غذا خوردید، یا آب نوشیدید؟ خب انسان که تشنه میشه آب مینوشه و گشنه که میشه غذا میخوره، مهم اینه که بهترین و کم ضررترین نوشیدنی و خوراکی رو انتخاب کنید.
ـ هدف‌تان و علت ازدواج موقت چی بود؟

ببینید میشه گفت هدف همه کسانی که ازدواج موقت انجام میدن یا حتی ازدواج دوم میکنن نیاز هست، این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج موقت رو انجام میدن. اما عمدتا جامعه ما نیاز داره. متاسفانه اینقدر در مورد متعه بد تبلیغ شده و خیلیها اون رو بد انجام دادند که تصور عام مردم از متعه یک رابطه جنسی دو ساعته و تولد یک بچه بی سرپرست هست و وجه‌ی اون متاسفانه برای خیلیها از عمل منکر زنا بدتره.
ـ نگران نگاه دیگران نبودید؟

نگاه دیگران یا نگاه خدا؟ اینقدر به نگاه دیگران اهمیت دادیم که خیلی از مستحبات و بعضا واجبات رو کنار گذاشتیم. کافیه دودوتا چهارتا کنیم ببینیم که نتیجه توجه به نگاه و حرف مردم برای ما سودمند هست یا نگاه و توجه خدا؟

ـ فکر می‌کنید تجربه‌ی متعه، راضی کننده ا‌ست؟ یعنی کسانی که به سمت‌ش می‌روند راضی هستند و ناراحتی‌هایی برایشان ایجاد نمی‌شود؟

خب بستگی به نوع فکر و نگاه شما به این قضیه داره. برای من راضی کننده بود. به این خاطر که مورد خوبی رو پیدا کردم. شخصی که قصدش آزار و اذیت و صدمه زدن به من نبود، در حقیقت وجود ما برای همدیگه همچون مکملی بود در برهه‌ای از زندگی. در مورد این مسئله مطالعه لازم رو انجام داده بودیم. و من به عنوان یک مرد متأهل تمام تلاشم رو کردم که همسرم احساس کمبودی در اون زمانی که من متعه دارم نکنه.

حضرت امیر در این زمینه می‌فرمایند: «ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفة» یعنی حرکت بدون بصیرت در موضوعات متعدد منع گردیده که اولاً حکم «متعه» از این دستور العمل کلی خارج نیست، ثانیاً نفس این موضوع و چگونگی طرح آن و لزوم معرفت نسبت به جایگاه آن برای مرد و زن در متون روایی صراحتاً آمده است
ـ متعه را به کسی پیش‌نهاد می‌کنید؟

برای این جواب فقط به این سفارش امام صادق علیه السلام اکتفا می‌کنم: «المتعة لاتحل الا لمن عرفها و هی حرام علی من جهلها» متعه حلال نیست مگر بر کسی که شناخت دقیق نسبت به آن دارد و حرام است بر کسی که جاهل به [احکام و شرایط] آن است.

و یا این در کلام دیگری از محمد بن عیص آمده که از امام صادق (ع) سوال کردم از متعه، امام (ع) فرمود: «نعم اذا کانت عارفة، قلنا: فان لم تکن عارفة. قال فاعرض علیها….» که در این روایت امام (ع) اهمیت دانش زن را نسبت به این موضوع تبیین می‌فرماید و توجه به این مسأله که اگر زن آگاهانه این امر را پذیرفت، او دیگر نسبت به این امر و عواقب آن مغبون به شمار نمی‌آید.

ـ فکر می‌کنید چه خانم‌ها و آقایانی و با چه شرایطی می‌توانند به متعه فکر کنند؟ اگر تفاوتی میان شرایط زن و مرد هست بیان کنید.

ببینید سوال‌ها نباید اینقدر کلی باشه. هر کسی بنا بر نیاز و شرایط باید برای این مسئله اقدام کنه. باید مطالعه کرد. یک سری دستورالعمل‌های پایه‌ای نسبت به این قضیه داده شده. هر عملی رو باید با دستور العمل انجام داد تا نتیجه مثبت گرفت و طبیعتا اگه بد عمل کنیم نتیجه بد می‌گیریم.

ـ نگاه خانواده‌تان به این ماجرا چطور بود؟ نگران نبودید که اگر متوجه شوند برای‌تان دردسر درست شود؟

نگاه عمده افراد به این مسئله متاسفانه منفی‌ست. به نظر من هم به خاطر کم‌کاری جامعه مذهبی نسبت به تبلیغ این مسئله است. البته نمی‌شه گله‌مند بود. شما می‌بینید بعضا یک طلبه حوزه علمیه با این امر کاملا مخالفت می‌کنه و سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی عواقب این کار را همچون گناهی کبیره به تصویر می‌کشند. خب عواقب تبلیغ بد هم کاملا مشخصه.

ـ تصور خودتان نسبت به این موضوع قبلا چطور بود و در حال حاضر چه طور است؟

اغراق نمی‌کنم اگر بگم که تغییری نکرده. اما خب به نکات ظریف مثبتی پی بردم که مطمئنا اگه تجربه نکرده بودم همیشه مغفول باقی می‌موند.

ـ متعه، برای مرد هم نکات منفی‌ئی دارد؟
تنها نکته منفی برای من که شخصا این مسئله رو تجربه کردم وابستگی به طرف مقابلم بوده و دلتنگی‌های که عود می‌کنه و خاطراتی که مرور می‌شه. اما اعتقاد شخصی بنده اینه که کاری رو که انجام می‌دید و رضای خدا در اون هست خود خدا برای سهل شدن و ختم به خیر شدن اون ماجرا به شما کمک می‌کنه.

ـ برای دیدن و ارتباط با همسرتان با مشکل مواجه نبودید؟

شکر خدا نه. توی اون دوره الحمدلله مشکلی پیش نیومد و راحت با هم مرتبط بودیم

ـ مهریه‌ را چه چیزی در نظر گرفتید؟ مهریه را به هم‌سرتان دادید؟
مهریه ها بخاطر اینکه متعه هدف مادی به دنبالش نبود معمولا هدایای همچون کتاب، سی دی و یا ختم قرآن و هدیه ثواب اون به حضرت صاحب الامر بوده. که همه پرداخت شده و یا بخشیده شده.

ـ احساس‌تان نسبت به کسی که روزی همسرتان بوده؟ بعد از جدا شدن حس وابستگی به آن شخص نداشتید؟

اگر عمل رو خوب انجام بدید نگران این مسائل نباشید. قطعا احساس خوبی هست. کسی که یک مدت محدود برای شما یک دوست، همزبان، همدل و یار خوبی بوده قطعا برای نبودنش دلتنگی خواهید کرد. و وابستگی هم بوده اما همینطور هم که قبلا اشاره کردم کاری کردیم که رضای خدا در اون بوده و این مشکلات رو هم خود خدا برامون حل کرده.

ـ در زمان عقد موقت از نظر وظایف همسری سعی‌تان این بود که کامل رفتار کنید؟ یا چون عقدتان موقت بود برای‌تان اهمیت نداشت؟

راستش نگاه من به عقد موقت همچون عقد دائم هست. وظیفه خودم می‌دونستم که تمام توان خودم رو به کار ببرم که ایشون احساس کمبودی نکنه. چه از نظر مالی و چه معنوی.

ـ پیش از عقد موقت کاملا با قوانین آن آشنا شده بوده و از آن خبر داشتید؟

بله، از طریق مطالعه منابع و سوال متشرعین.

ـ خیلی از خانم‌ها معمولا با متعه مخالف هستند. تا به حال شده که با این افراد صحبت کنید و سعی کنید نظرشان را عوض کنید؟

بله موارد بسیاری بوده و الحمدلله به لطف خدا موفق بوده‌ام. ببینید حکم خدا منطقی‌ست و جایی برای مخالفت نداره. اون‌هایی که خودشون رو به خواب زدند هیچ وقت بیدار نخواهند شد.

ـ نگران نبودید که در این مدت صاحب فرزند شوید و برای‌تان مشکلاتی به وجود بیاید؟
دسته دیگری از روایات است که توجه مردان را در نهی از اولاد به سبب «متعه» بیان می‌نماید. مثلاً امام صادق(ع) روایتی را از پدر گرامی‌اش و سپس از رسول خدا(ص) بیان می‌نماید که پیامبر(ص) فرمود: «ان الله اخذ میثاق علی سایر المومنین ان لاتعلق منه فرج من متعه» خداوند متعال پیمان گرفت بر سایر اهل ایمان که هرگز رحم زنی از او به جهت متعه تعلقی پیدا نکند و بارور نگردد. و در ادامه آن می‌فرماید: «این امتحان سختی است که به سبب آن ایمان مومن از کفرش در تعلق رحم و باروری همسر متعه‌ای پدیدار می‌گردد. سپس امام(ع) فرمود: «و قال رسول الله (ص) ولد المتعه حرام» که این حرمت همان شدت در کراهت و منع از این نوع باروری است. چون شریعت توجه تامی به حفظ حیثیت زن و مرد مسلمان دارد، لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید:« اتقوا مواضع التهمة» از جمله مواضع تهمت موضع متعه است که در روایات بدان اشاره شده است. و این مواضع تهمت رو می‌شه با راهکارهای جلوگیری انجامش داد.

ـ بعضی افراد در مخالفت با متعه نظرشان این است که برخلاف حقوق زنان است و فقط در آن لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده. نظرتان در این باره چیست؟

این مسئله رو اگر برید از خانم‌های صاحب تجربه راجع به این سوال بپرسید قطعا جوابی خلاف آن دریافت خواهید داشت. یعنی شما باور می‌کنید که از بین تمام کسانی که متعه می‌کنند فقط مردها لذت میبرند؟ پس زن برای چه هدفی متعه می‌کنه؟ اگر بگویند که خب از سر نیاز مالی و اینطور مسائل من نمی‌تونم این رو باور کنم. هم خلافش رو دیدم و هم به جامعه متدین و متفکر مسلمون ایمان دارم.

ـ به نظرتان متعه باعث فروپاشی خانواده‌ها نمی‌شود؟ با توجه به اینکه اغلب مردان متاهل برای متعه اقدام می‌کنند؟

متعه برای متأهل شرعا مشکلی نداره و اگر درست عمل بشه حتی باعث ثبات بیشتر خانواده نیز می‌شود. به این خاطر که متعه خلأهایی رو از مرد پر می‌کنه که متاسفانه زن‌های امروزی خیلی مایل و جاهد به پر کردن اون خلأها نیستند. و به نظرم حتی توانایی این مسئله رو ندارند. اونهم به خاطر عدم آموزش مناسب و عدم اختصاص وقت به این مسائل هست.

ـ نگران نبودید که بعد از تمام شدن مدت متعه دچار بیماری شوید؟ با توجه به گسترش بیماری‌هایی مثل ایدز.
فکر می‌کنم شما هم بدونید که علم اینقدر پیشرفت کرده که این نگرانی دیگه وجود نداشته باشه.

ـ نظرتان درباره ترویج ازدواج موقت چیست؟ آن را برای جامعه لازم می‌دانید یا غیرضروری؟

به نظر من این امر ضروری هست. چون قلبا ایمان دارم که اگر متعه گسترش پیدا کنه، سطح فساد در جامعه به صورت چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه و ثبات خانواده‌ها بیشتر می‌شه. این رو می‌شه از حاصل روایات ائمه معصومین علیهم السلام درک کرد.

ـ نظرتان درباره سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که برای ترویج متعه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده چیست؟

راستش اون قضیه آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر قطعا مضراتش بیشتر از سودش هست. به خاطر عدم تجربه و آفاتی که در رابطه‌های مجازی وجود داره. اما خب اگر سایت‌هایی باشه که هست و فیلتر شده متاسفانه، به نظرم در ترویج احکام، فوائد و احیانا مضرات این مسئله به روشنگری خوبی می‌رسیم.

ـ وظیفه‌ حاکمیت در قبال متعه چیست؟
راستش مسئله رو سیاسی نکنید. (لبخند می‌زند) به نظر بنده حاکمیت اون ضربه‌ای رو که به این مسئله زده، خیلی بهتر از برخی‌ها در صدر اسلام زده (با خنده فراوان). توی صدا و سیمای ملی که علنا مخالفت می‌کنن و اون رو به مثابه یک غول ویرانگر نشون میدن. حاکمیت وظیفه خودش رو می‌تونه از رفتار و توصیه ائمه معصومین علیهم السلام به این مسئله الگو بگیره. که ما صدا و سیما رو در این امر به پیروی از دشمنان حضرت امیر علیه السلام متهم نکنیم.

ـ رسانه‌های مکتوب و رسانه‌هایی مثل تلویزیون و سینما چه تصویری از متعه ارائه می‌دهند و آیا این تصویر درست و واقعی‌ست؟ چه وظیفه‌ای این رسانه‌ها نسبت به متعه بر عهده دارند؟
راستش خیلی رسانه‌های مکتوب رو پیگیری نمی‌کنم، اما خب توصیه ام این هست که ایشان نیز پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام باشند که مسیر آن‌ها حق است و مطمئن باشند که از ترویج درست و صحیح این مسئله ضرر نخواهیم کرد.


 


نظرات()   
   

اظهارات مضحک و احساساتی معاون زنان ریاست جمهوری ادامه دارد و معمولا به هر مناسبتی با ابراز این بیانیه ها موجبات خنده و تمسخر افراد را فراهم می آورد.
یکی از این اظهارات که چند روز پیش مطرح شده بود این بود که " زنان اولین قربانیان جنگ ها هستند"
از شما مخاطب گرامی خواهش میکنم صرفا به این سوال پاسخ دهید که آیا قربانی شدن در جنگ اول و دوم دارد؟ آیا بیشترین کشته شدگان جنگ ها زنان هستند یا مردان؟ نمونه اش جنگ تحمیلی خودمان. اسرای جنگ، جانبازان و رزمندگان.
یا همین جنگ عراق ، داعش کشتن زنها را سبب رفتن به جهنم می داند و حتی در کوبانی از کشتن زنان تا سر حد امکان امتناع می کرد و با آنها مگر در ناچاری وارد جنگ نمیشد.
یا در همان واقعه کربلا، چگونه حکوکت یزید که تا این حد خشن بود و امام حسین و یارانش را با آن وضع فجیع به شهادت رساند در مقابل بیانات و اقدامات براندازانه زینب(س) ساکت بود؟ 
آیا این دلیلی بر مصونیت زنان در همه ادوار تاریخ نبوده است؟
بعلاوه بعد از انقلاب آنقدر در قضیه عاشورا زینب زینب شد که دیگر امام حسین (ع) و حتی امام سجاد (ع) به محاق رفت.
این در حالی است که حضرت زینب جزو معصومین نبوده و  از امام سجاد (ع) تبعیت می کرده است. اما متاسفانه در کشور شیعه نشین ایران از امام سجاد هیچ حرف و سخنی نیست. امام سجادی که حتی طبق برخی روایات مادر او یک زن ایرانی به نام بی بی شهر بانو بوده است.
در واقع این ها اثرات موج فمنیزه کردن اسلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که حضرت زینبی را که در طول عمرش کسی رویش را ندیده بود و در مقطعی خاض بنا به قاعده ضرورت فعالیتهایی را انجام داده بود و آن هم به دلیل نبود مردان خاندان ، به عنوان الگوی زن اجتماعی معرفی کنند و مدام این موضوع را تبلیغ کنند ، گویی در مورد زن امروز غربی صحبت میکنند.
البته این دست بیانات مضحک زیاد است و اینها صرفا از باب استحضار مخاطبان محترم عنوان می گردد.
روز جهانی خشونت علیه زنان توسط استکبار جهانی و غرب نامگذاری شده و به رسمیت شناختن این روزها یعنی گردن نهادن به نظریه های فمینیستی که در واقع نوک پیکان آن جریان ضد اسلامی است.
در روز جهانی خشونت علیه زنان مولاوردی اظهارات خنده داری را مطرح کرد که حتی خود زنان هم با دیدن آن از خنده به حالت انفجار در می آمدند.
مولاوردی اظهاراتی را در این راستا بیان می کرد که خشونت علیه زنان در ایران به شکل ضرب و شتم و اینها نیست. بلکه به صورت فریب زنان و اغفال آنهاست. یعنی مرد با عزیزم عزیزم سر زن کلاه می گذارد و او را تابع خود میکند!!!
وی می گوید خشونت علیه زنان تا حدی مخفی است که خود زنان هم متوجه آن نمی شوند.
این قسمتش را داشته باشید " خود زنان هم متوجه آن نمی شوند"
سپس وی در مورد اینکه اسلام نگاه تبعیض به زن را نمی پذیرد اظهاراتی را بیان کرد که اسلام را فمینیستی و موافق با برابری زن و مرد نشان میداد!
در واقع اینها اگر می توانستند ، بحث خشونت خداوند علیه زنان را مطرح می کردند و می گفتند خشونت خدا بر علیه زنان این است که همه انسانها را از یک جنس خلق نکرد و این تبعیض خدا در حق زنان است.
و چون مردها بیست و یک انگشت دارند و زنان بیست انگشت، پس جامعه جهانی و همه مردان  و زنان باید این ظلم خدا در حق زنان را جبران کنند!
مخاطبین گرامی را به قرآن کریم ارجاع میدهیم تا یک تو دهنی از جانب قرآن نثار این زنان فمنیست کنند.


نظرات()   
   

یک نگاهی و مقایسه ای بین زنان در امروز و زنان در سالهای گذشته بیندازید به عمق فاجعه پی می برید. وقتی صبح موقع رفتن به سرکار به ترکیب جمعیتی که عازم به محل کار هستند نگاه کنید متوجه می شوید بیش از نیمی از شاغلین زنان بی نیاز و سلیطه راکب خودرو های شخصی و تاکسی ها و اتوبوس ها یا پراید و تیبا ها هستند.
صبح ساعت 7 از خانه بیرون بزنید و به سر و وضع ها نگاه کنید. به عجله و حرص و ولع آنها توجه کنید. آنوقت پسرهای بیکار و آرزو به دل کنار خیابانها را ببینید!
شب هر ساعتی که برمیگردی ، حتی آخرین ساعات 10 شب. می بینی هنوز ول خیابان هستند. با خودت می گویی دارند چه غلطی میکنند اینها؟!!!
و بارها بر باعث و بانی اش و ابا و اجداد کسانی که مهیا کننده این بسترها هستند لعن و نفرین می فرستی!

یادش بخیر


نظرات()   
   

رضا شفیعی جم

رضا شفیعی جم در تازه ترین فیلم از سری "شام ایرانی" با ذکر نکاتی از زندگی خصوصیش به صراحت اعلام کرد که برای پرداخت مهریه همسر سابقش مجبور شده خانه اش را بفروشد.

در اولین قسمت از فصل تازه "شام ایرانی" شفیعی جم میهمان محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند و محمدرضا شریفی نیا است.
شفیعی جم در بخشی از این فیلم با بیان اینکه دوست ندارد به دروغ درباره زندگی مشترکش حرف بزند گفت: پول زحمت 20 ساله ام را برای 6 ماه زندگی از دست دادم!
او ادامه داد: جدایی من و همسرم خورد به ماجرای افزایش ناگهانی قیمت طلا و مرتب قیمت طلا بالا رفت و من نیز مجبور شدم برای پرداخت مهریه همسرم خانه ام را بفروشم.
شفیعی جم گفت: البته این را هم بگویم که خانواده ما هم تقریبا از طیف خانواده های سنتی است یعنی خانواده ای که طلاق واقعا در آن کم بود اما به هر حال این اتفاق افتاد.

این بازیگر طنز که همچنان به واسطه ایفای کاراکتر "بامشاد" در سری "نقطه چین" شناخته میشود با مخاطب قرار دادن جوانترها گفت: اینکه 400سکه یا 500 سکه مهریه تعیین میکنید بدون اینکه فکر کنید به روزی که باید آن را به همسرتان پرداخت کنید زیاد کار درستی نیست.

میزان شفیعی جم در قسمت اول فصل دوم "شام ایرانی" خورشت بادنجان را به عنوان غذای اصلی به مهمانان خود ارائه کرد. جالب اینجاست که وی حوصله دِسِر درست کردن نداشت و فقط تعدادی کیک را از قنادی خریده و با گرم کردن آنها در مایکروویو آن را برای مهمانان خود سرو کرد.
او در قسمتی از این فیلم به اصرار مهمانان آواز معروف "بی وفایی" مربوط به سریال "نقطه چین" را نیز برای مهمانانش اجرا کرد و البته خنده آنها را موجب شد.

یک نکته جالب دیگر در "شام ایرانی" صحبتهایی بود که محمدرضا شریفی نیا درباره شایعاتی که پیرامون ازدواج دوم وی وجود دارد مطرح کرد. شریفی نیا با بیان اینکه چون او زیاد نقش مردان دوزنه را بازی کرده مخاطبان فکر میکنند وی در زندگی واقعیش هم دوزنه است گفت: من یک بار بیشتر ازدواج نکردم که آن هم بعد از سالها به اتمام رسید.
او با اشاره به ریشه های هنر تصویر در تعزیه ادامه داد: در تعزیه هم این طور بود که هر کس که نقش شمر را میخواند مخاطبان او را آدمی سنگدل می پنداشتند و تا جاداشت به او کنایه می زدند.

شریفی نیا گفت: برای همین است که هر کسی در سینما نقش مرد دوزنه را بازی میکند مخاطبان فکر میکنند واقعا خودش هم دو زن دارد.
این مسئول انتخاب بازیگر در سینما گفت: با تمام حرف و حدیثهایی که وجود دارد تا زمانی که مردان دوزنه از چندهمسری دست برندارند چنین نقشهایی را ایفا خواهم کرد!
سری تازه "شام ایرانی" به کارگردانی محمد شایسته تولید شده است و بناست بعد از پخش کامل از شبکه خانگی در شبکه نسیم هم روی آنتن برود.


نظرات()   
   

زمانی که از تحصیل فارغ می شویم تازه زمان رفتن به خدمت سربازی است. از خدمت کردن به وطن و دفاع از دین و ناموس ناراحت نیستیم.
تمام سختی و خستگی اش را به جان می خریم.
اما...
قضیه وقتی سخت می شود که تمام این دوران را خواب باشیم وقتی که:

فمینیست های ملعون دارند تمام ادارات را پر از دخترهای فیس و افاده ای و بی نیازی میکنند که وقتی از خدمت فارغ شدیم ببینیم جایی برای ما نیست.
هزار گونه باید عرق سرد بزنیم در پی یافتن کار و چشم بر دختری که دوستش داریم ببندیم بخاطر بیکاری و چشم بدوزیم به سلیطه هایی که بیش از 50 درصد از کرسی ها و موقعیت های شغلی را اشغال کرده اند.
با هزار بدبختی  اگر بتوانیم کاری پیدا کنیم،باید خرج ازدواج و زندگی را تامین کنیم. اگر در تهیه کمک به جهیزیه خواهرمان به پدرمان کمک نکنیم و اگر موفق شدیم دختری سالم برای ازدواج پیدا کنیم  خیلی شانس آورده ایم.
اگر بدهکار مهریه نشویم خیلی  شانس آورده ایم.
صبح به صبح دختران شاغل با غرور تمام در خودروهای شخصی خود مشغول عازم شدن به کار هستند. 
و من در حسرت دو چیزم:

1- دخترانی غیر از این دختران
2- شغلی که مرا  در رسیدن به  کسی که دوست دارم و زندگی که میخواهم بسازم یاری کند و اگر یک دختر بی نیاز دماغ عمل کرده لاک زده شش من آرایش کرده و یا چادر به سر متظاهر آن را اشغال نکرده باشد.

سرباز بیچاره


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

بارها در انجمن اخباری اینچنین را برای شما به نمایش گذاشته ایم اما این اخبار به چه درد مخاطب میخورد؟ هدف ما از انتشار این خبر ها این بود که خوانندگان با دیدن فراوانی این موارد به فکر فرو روند و خود را مستثنی از چنین رخداد هایی نبینند و با اتخاذ تدابیری از چنین رخداد هایی جلوگیری کنند. مسایل جنسی مانند گردابی میماند که با نزدیک شدن به آن ، انسان را درون خود میکشد وبرای همین است که قرآن در باره زنا میفرماید لا تقرب الزنا یعنی اصلا نزدیک به آن نشوید نه اینکه آن را انجام ندهید بلکه در محدوده آن هم نروید زیرا اگر وارد شدید دیگر خروج از آن دست خودتان نیست. در این راستا به خوانندگان توصیه میکنیم عبارات و دروغ های رسانه ای غرب را که در اینجا هم رواج یافته کنار بگذارید و با فکر زندگی کنید ، در این راستا چند نکته عملی را یادآور می شویم:

1- اعتماد به همسر بدون آزمایش معنی ندارد ، بطور دوره ای همسر خود را آزمایش کنید و رفتار او را زیر نظر بگیرید تا از وفاداری او مطمئن شوید.

2-موبایل همسرتان حریم خصوصی نیست بطور محسوس و غیر محسوس آن را کنترل کنید.

3- اجازه ندهید زن شما در محیطی که نا محرم در آن است رفت و آمد کند خصوصا اگر تنها باشد و خصوصا اگر فرد نا محرم ، قردی ثابت باشد مانند فروشنده مغازه یا فامیل ، زیرا این رفت و آمد احتمال و زمینه نا مناسب را فراهم میکند.

4-از راه دادن دوست های خود که متاهل نیستند و تعهد اسلامی و اخلاقی ندارند در زندگی خصوصیتان خود داری کنید ، این افراد میتوانند به عنوان دوست برای شما باشند اما کسی که میخواهد وارد خانه شما شود باید لیاقت ورود به آن را داشته باشد.

5- از نشاندان زنها و مردها بر سر یک سفره در میهمانی ها خود داری کنید

به طور کلی باید از رابطه غیر ضروری همسرتان با نامحرم جلوگیری کنید مهم نیست این نا محرم برادرتان باشد یا دوست نزدیک ، اگر همسر و زندگیتان برایتان ارزش دارد باید آن را در معرض دید و استفاده دیگران قرار ندهید زیرا هر چیز ارزشمند در خطر دزدیده شدن است و انسان کالاهای ارزشمند خود را برای جلوگیری از دستبرد سارقین در گاوصندوق و مکان های امن نگاه میدارد حال چطور می شود زن انسان که بسیار بالاتر از کالا برای انسان ارزش دارد را به راحتی در معرض دید و دسترس دیگران قرار دهیم؟

به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، خاطره یکی از افسران پلیس آگاهی که در شهرستان شهرکرد خدمت می‌کند،‌ گزارش امشب را رقم زد، این ستوان که بیش از 12 سال در پلیس آگاهی خدمت می‌کند،‌ یاد آور داستانی واقعی شد که در آن برادری قربانی خیانت همسر و هوسرانی برادر کوچکترش شده بود.
 
خاطره کارآگاه پلیس آگاهی شهرکرد، برمی‌گردد،‌ به نیمه دوم سال 90 در یک شب سرد زمستانی که خانواده‌ای با اضطراب و دلهره به پلیس‌ آگاهی مراجعه کردند و خبر از مفقود شدن یکی از اعضای خانواده‌‌شان به نام مرتضی را دادند.
 
2 بردار مرد فقدانی در اظهاراتشان به کارآگاهان گفتند: مرتضی متاهل است و یک فرزند دارد، ‌به خاطر همین موضوع هیچ وقت سابقه نداشت که دیر به خانه بیاید ولی امروز از صبح که به محل کارش در بیمارستان رفته دیگر به خانه بازنگشته است.
 
پلیس در بررسی اولیه متوجه شد که جریان فقدانی درست است و مرتضی ناپدید شده و سپس در گام بعدی شروع به جمع آوری اطلاعات برای علت ناپدید شدن مرتضی کرد که با فرضیه‌های مختلفی برخورد کردند و مهم ترین آن حضور مرتضی در یکی از شرکت‌های هرمی در تهران بود، چراکه قبلا نیز سابقه حضور در اینگونه فعالیت ها را داشت که ماموران پس اعزام به تهران این فرضیه را رد کردند.
 
در بین تحقیقات پلیس،‌ ماموران دریافتند که مرتضی با همسرش در عین حال که وضعیت مالی خوبی داشتند، رابطه صیمیمی نداشتند و زندگی‌شان بسیار سرد و خشک سپری می‌شد،‌ لذا تحقیقات را از همسر مرتضی به نام سارا که تنها 20 سال بیشتر نداشت، شروع کردند.
 
سارا در صحبت‌های اولیه با گریه و زاری قصد داشت ماموران را فریب دهد ولی هر چه او بیشتر سعی می‌کرد، ظن ماموران به سارا بیشتر می‌شد، از طرفی ماموران با استفاده از اطلاعات مخبرین متوجه شدند برادر کوچکتر مرتضی به نام هاشم چندین مرتبه پس از مفقود شدن مرتضی به صورت مخفیانه وارد خانه برادرش شده است.
 
این مدارک پلیس در کشف و بر ملا کردن راز پرونده بسیار به ماموران کمک کرد و در ذهن کارآگاهان فرضیه یک جنایت هولناک نقش بست و سپس با مجوز قضایی دو مظنون پرونده(همسر و برادر مرتضی) بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند.
 
هاشم در ابتدای بازجویی شروع کرد به تهدید کردن ماموران که از آنان شکایت می‌کند و می‌گفت: من برادرم را خیلی دوست داشتم چگونه می‌توانم او را به قتل برسانم، اما دروغ‌های برادر کوچکتر کاری از پیش نبرد و سرانجام مجبور به اعتراف شد و راز جنایتی را فاش کرد.
 
قاتل در جزئیات این جنایت گفت: من و زن مرتضی از مدت‌ها پیش یعنی پس از به دنیا آمدن فرزند مرتضی با یکدیگر رابطه جنسی داشتیم و این رابطه هر روز بیشتر می‌شد و ما بیشتر در باتلاق فرو می‌رفتیم، حتی یکی از برادرانم نیز به این موضوع شک کرده بود، هر وقت چشمم به مرتضی می‌افتاد، شرمنده می‌شدم، اوایل رابطه‌ام با سارا، خواستم چندین بار خودکشی کنم ولی جراتش را پیدا نکردم و بازهم به این رابطه ادامه دادم، نبود طولانی برادرم و جوان بودن سارا ما را به ایجاد عمل بی‌شرمانه بیشتر از پیش وسوسه می‌کرد.
 
قاتل بی‌رحم افزود: این ماجرا ادامه داشت تا اینکه زندگی مرتضی با سارا هر روز خشک تر و سرد تر شد و دیگر هیچگونه محبتی بین آنان حکفرمایی نمی‌کرد، آنجا بود که سارا به من پیشنهاد داد تا با کشتن مرتضی زندگی جدیدی را با یکدیگر آغاز کنیم، ابتدا مخالف این کار بودم ولی بعد به رسوایی رابطه‌مان فکر کردم و پذیرفتم.
 
هاشم درباره چگونگی کشتن برادرش گفت: مقداری داروی بیهوش کننده، خریدم و به سارا دادم ، او هم شب حادثه او را در لیوان چای مرتضی ریخت و پس از بیهوش شدن مرتضی با من تماس گرفت و من بالای سر برادرم آمدم و در حالی که چشمانش می‌دید و آرام می‌گفت: برادر حالم خوب نیست، ‌کمکم کن، او را با ضربات پتک که از قبل آماده کرده بودم،‌ از پای در آوردم، اما هنوز مرتضی نفس می‌کشید، به خاطر همین مجبور شدم، چندین آمپول جوهر نمک و هوا به او تزریق کنم که این باعث شد مرتضی مرگ دردناکی را تجربه کند،‌ مرتضی در حین دست و پا زدن بود که با دستمال جلوی دهان و بینی‌اش را بستم و سعی کردم زندگی اور را زودتر پایان دهم که سرانجام پس از 20 دقیقه مرتضی فوت کرد.
 
برادر بی‌رحم یادآور شد: پس از کشتن مرتضی، جسد او را با خودروی برادرم که قرض گرفته بودم به كوه‌های حوالی روستای آقبلاغ بردم و در گودالی كه روز قبل به ارتفاع حدود یك متر حفر كرده بودم؛ دفن کردم؛ و سپس به خانه برادرم  برگشتم و با كمك همسرش كلیه آثار و مدارك موجود از جمله رد خون‌ها را از بین بردیم و بعداً برای گمراه کردن ماموران و خانواده‌هایمان اقدام به اعلام مفقود شدن او كردیم.
 
پس از پایان یافتن صحبت‌های هاشم ماموران به محل دفن جسد رفته و پس از کشف، جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند و سپس با تایید صحبت‌های هاشم توسط سارا، این پرونده بسته شد و هر دو متهم روانه زندان شدند.


نظرات()   
   

ورزش زنان ایرانی

ورزشکار زن ایرانی.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

مدت‌ها بود قصد داشتم درباره وضعیت حجاب و عفاف در ورزش قهرمانی بانوان مطلبی را بنویسم، هربار اما منتظر می‌شدم شاید نمایندگان محترم مجلس و رسانه‌های دلسوز و بزرگان دینی تذكری بدهند، یا نهی از منكری كنند، و از وضعیت نامناسبی كه در حجاب بعضی از ورزشكاران زن ایرانی دیده می‌شود و روزبه‌روز بیشتر شاهد آن هستیم كاسته شود؛ اما نه تنها خبری نشد بلكه حتی برخی از مجامع بانوان نیز از ورزشكاران زن تقدیر كردند چون به نظرشان این زنان موفق شده‌اند با حفظ حجاب به عنوان یك زن مسلمان در عرصه ورزشی هم بدرخشند!
الف - چندی پیش در بازی‌های آسیایی 2014 اینچئون هم این مسأله بسیار پررنگ دیده می‌شد كه حجاب و حرمتی كه زن مسلمان در برابر نامحرم باید رعایت كند نه تنها رعایت نمی‌شود بلكه كمتر از قبل شده بود، ولی جامعه بانوان و گروه‌های مختلف بی‌آنكه اصل فیلم‌ها وتصاویر بازی‌ها را دیده باشند مدال‌آوری زنان را (كه باعث بهبود تعداد مدال‌های تیم ایران شد) به همدیگر تبریك گفتند!!
البته تأكید می‌كنم این موضوع شامل تمامی ورزشكاران زن نیست و بسیاری از آنان متین و شایسته حجاب را رعایت كرده و حتی چند نفری نیز حجاب اصلیشان چادر است كه بارها موردتقدیر قرار گرفته‌اند و حق هم همین است. اما حتی اگر این منكر گسترده هم نباشد باید برای جلوگیری از فرداهای بدتر به آن پرداخت و به مسئولین مربوطه هشدار و تذكر داد.
ب - در مورد ورزش بانوان بحث‌های گوناگونی مطرح است از جمله اینكه در كدام ورزش‌های قهرمانی شركت كنند و شركت در كدام میادین بین‌المللی كه بیشتر تماشاگرانش را نیز مردان تشكیل می‌دهند، شایسته یك زن مسلمان شیعه نیست؟ به عنوان مثال آیا ورزش كبدی حتی اگر با حفظ حجاب ظاهری باشد شرعی است؟ آیا واقعاً تعریف حجاب در پوشاندن مو خلاصه شده است؟ آیا اینكه یك زن ایرانی توسط تیم مقابل روسریش كشیده شده و داور مرد كره‌ای كتش را روی سر او بیندازد تا موهایش دیده نشود افتخار دارد؟ (اتفاقی كه در بازی‌های آسیایی رخ داد).
آیا نمایندگان محترم مجلس كه در برهه‌ای نگران ساپورت‌پوشان شدند!! تا به حال فیلم مسابقات بانوان را كه در حضور نامحرمان در كشورهای مختلف و در رشته‌های كاراته و دوومیدانی و قایقرانی و فوتبال و والیبال و... مسابقه می‌دهند، مشاهده كرده‌اند؟ آیا صحنه‌های جیغ و فریاد و نوع شادی‌های زنان شیعه، كه نماینده رسمی جمهوری اسلامی هستند را دیده‌اند و شنیده‌اید؟
آیا ورزشكار تیم تیراندازی كه مدال طلای مسابقات آسیایی را كسب كرده و بعد در كنار ورزشكاران مرد ایرانی كه شلوارك به پا دارند عكس‌های یادگاری می‌اندازد، و یا با بدحجابی در فروشگاه‌ها و بازار كره جنوبی می‌چرخد و به محض اینكه به شهرش برمی‌گردد با حجاب كامل مدالش را اهدا می‌كند و مورد تقدیر هم قرار می‌گیرد می‌تواند الگو باشد؟ با این اوصاف و نمونه‌های فراوان پس دختران نوجوان جامعه ما چگونه باید حد حجاب را بدانند؟ چگونه محدوده رابطه با نامحرمان را درك كنند؟ آیا احساس نمی‌كنند صرف ورزشكار بودن و مدال آوردن محدوده و حریم بین زن و مرد را كاهش داده است؟!
ج- باز هم هیچ‌كدام از اینها را علنی نمی‌گفتم كه به تلخ كردن قهرمانی‌ها متهم نشوم! و دلخوش می‌كردم كه شاید در نهان تذكراتی داده شده است... اما اخیرا در سایت‌های خارجی و خبرگزاری‌ها عكس‌های تیم بانوان ایران در یكی از رشته‌های مسابقات كاراته جهانی آلمان كه اواسط آبان ماه برگزار شد را دیدم كه به حدی خجالت‌آور و ناراحت‌كننده بود كه قابل بیان نیست... و دیدم دیگر جای سكوت و مسامحه نیست (پوشش‌ها طوری بود كه در آن نه گردن پوشیده بود و نه حد شرعی پوشاندن دست و پای ورزشكاران خانم رعایت شده بود).
جالب است بدانید كه همین تیم سال قبل به علت رعایت پوشش اسلامی از مسابقات كشورهای اسلامی!! حذف شده بود و ظاهرا مسئولین محترم این مشكل را با عدم رعایت حجاب اسلامی حل كرده اند!! نكته آن كه بعضی از تیم‌های بانوان ایران در داخل كشور و هم‌چنین در هنگام قرار گرفتن در سكوی كسب مدال در مسابقات خارجی از حجاب كامل استفاده كرده و همان تصاویر در رسانه‌های كشور منتشر می‌شود اما در هنگام مسابقه با پوشش ناقص و نامناسب ظاهر می‌شوند كه مستندات آن هم موجود است.
همین جا باید بگویم كه همه ما می‌دانیم گناهان بسیاری در جامعه رخ می‌دهد و بعضی به اصطلاح روشنفكران نفرمایند كه وقتی این همه غیبت و اختلاس و مفاسد دیگر هست چطور به فكر 4 عدد تار مو هستید و فلان و بهمان! كه اولاً هر منكری جای خود را دارد و كوچك شمردن گناهان مذموم است، و ثانیاً این خانم‌ها نماینده و سفیر جمهوری اسلامی هستند و كوچك‌ترین كوتاهی در این زمینه پذیرفتنی نیست و رفتارشان به نام یك كشور انقلابی و شیعه نوشته می‌شود. تاسف‌‌آورتر اینكه این مسأله در ایام عزاداری امام حسین (علیه السلام) رخ داده است. امید است همگان پیام حجاب و حیای عمه سادات را درك كرده و بدانند كه زشت‌ترین جنایت تاریخ هم باعث نشد حتی دختران كوچك اهل بیت عصمت و طهارت لحظه‌ای از حجاب و عفاف خود غافل شده باشند...
فعلا به همین اندك بسنده كرده و منتظر توضیحات مسئولین و پیگیری نمایندگان محترم مجلس می‌مانم. در ضمن ترجیح می‌دهم فیلم‌های مربوط به مسابقات را برای مراجع عظام تقلید و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بفرستم تا اینكه در سایت‌ها قرار دهم كه بدون شك نشر آن در فضای مجازی به هر دلیلی هم كه باشد خود گناه است. در پایان امیدوارم مسئولان محترم نفرمایند چرا افتخارآفرینی بانوان و كسب مدال برنز مسابقات جهانی كاراته را به كامشان تلخ می‌كنیم!!! كه این افتخار همراه با گناه كمترین ارزشی ندارد و منكری است نابخشودنی و به نظرم جا دارد كه تسلیت بگوییم نه تبریك!!


نظرات()   
   

نوزاد مرده
اعتماد نوشت:

اواخر تیرماه كادر پزشكی بیمارستان شهید مطهری مرودشت با فریادهای بی‌رمق زنی جوان روبه‌رو شدند كه نوزادی چند روزه را در آغوش خود داشت. مادر جوان هراسان بود و اضطراب وجود او را رها نمی‌كرد. پیكر بی‌جان نوزاد در حالی كه خون از دهانش روی پیراهن سوخته‌اش سرازیر شده بود صحنه‌یی دلخراش را به تصویر می‌كشاند.
شرایط اضطراری بود و شانس نوزاد برای ادامه حیات اندك. پرستاران به سرعت نوزاد را از دستان زن جوان گرفتند تا برای انجام عملیات احیا آماده كنند اما مادر لحظه‌یی تردید نكرد و بلافاصله از بیمارستان گریخت.
با این حال تلاش كادر پزشكی برای نجات جان كودك نتیجه نداد و مرگ نوزاد تنها بعد از ١١ روز زندگی فرا رسید.
مرگ مشكوك نوزاد باعث شد تا كادر پزشكی بیمارستان شهید مطهری مرودشت به سرعت با فوریت‌های پلیسی ١١٠ تماس بگیرد و پلیس را در جریان حادثه قرار دهد. تماسی كه به سرعت تیمی از كارآگاهان را برای انجام تحقیقات اولیه راهی بیمارستان كرد.

در تحقیقات اولیه كارآگاهان و به گفته كادر پزشكی بیمارستان مشخص شد نوزاد بر اثر مسمومیت شدید جان خود را از دست داده است. این در حالی بود كه آثار سوختگی و جراحت روی بدن كودك نیز دیده می‌شد.
شواهدی كه ثابت می‌كرد مادر جوان در حالت عادی نبوده و احتمال اعتیاد او به مواد مخدر دور از انتظار نیست. احتمالی كه با انتقال جنازه نوزاد به پزشكی قانونی رنگ واقعیت گرفت و مرگ با مسمومیت ماده مخدر شیشه را تایید كرد. به این ترتیب پرونده برای شناسایی و دستگیری مادر فراری در اولویت كاری پلیس قرار گرفت.
سرهنگ علی شیبانیان، فرمانده انتظامی مرودشت در تشریح روند رسیدگی به پرونده گفت: در تحقیقات اولیه كارآگاهان و با در نظر گرفتن گزارش پزشكی قانونی مشخص شد نوزاد بر اثر مسمومیت با ماده مخدر شیشه جان خود را از دست داده است. سرنخی كه پلیس با پیگیری آن موفق به چهره زنی از مادر نوزاد شد. پرونده به دستگیری مادر فراری نزدیك می‌شد. با مشخص شدن هویت مادر نوزاد از طریق چهره‌نگاری تحقیقات میدانی و استعلام كارآگاهان از محل زندگی او آغاز شد. با این حال اثری از متهم به قتل نبود و به نظر می‌رسید تحقیقات پلیس با بن بست مواجه شده است.
با این حال تحقیقات ماموران همچنان ادامه یافت تا سرانجام مادر نوزاد پس از گذشت چهار ماه، شناسایی و در اقدامی غافلگیرانه در یكی از محله‌های مرودشت دستگیر و برای انجام بازجویی‌ها به پلیس آگاهی منتقل شد.
سرهنگ شیبانیان در تشریح روند بازجویی‌ها گفت: در حالی كه قتل نوزاد ١١ روزه از سوی مادرش، فرضیه اصلی كارآگاهان بود بازجویی‌ها از متهم آغاز شد كه در جریان آن، مادر به قتل نوزاد اعتراف كرد. به گفته سرهنگ شیبانی مادر ٢٠ ساله كه شدیدا به مواد مخدر شیشه اعتیاد داشت در جریان بازجویی‌ها به پلیس گفت در روز حادثه و به دلیل خماری از اعتیاد شدید به ماده مخدر، حالت عادی نداشته و با خوراندن آبی مسموم به شیشه به نوزاد، باعث خونریزی شدید معده او شده است.
اقدامی هولناك كه مرگ نوزاد ١١ روزه را رقم زد و از مادر ٢٠ ساله قاتل ساخت. به گفته سرهنگ شیبانی متهم به دلیل اعتیاد شدید به مواد مخدر در روز حادثه دستان فرزندش را با چاقو زخم كرده و پاهایش را با سیگار سوزانده بود.


نظرات()   
   

30 تن از فعالان حوزه زنان طی نامه‏ای رسمی نسبت به اظهارات مسئول جدید مرکز زنان و خانواده ابراز نگرانی و تعجب کردند.
 
به گزارش رجانیوز موضوع این نامه سخنانی است که چندی پیش خانم شهیندخت مولاوردی در مراسم معارفه‏ی خود به عنوان مسئول جدید مرکز امور زنان و خانواده در خصوص مادری، جایگاه زنان و نسبت زنان ایرانی با جریان بین‏المللی دفاع از حقوق زنان بیان کرد.
 
 
تحولات اخیر در دولت که با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، آغاز شد، اسباب نگرانی‏های مختلفی در کشور شده است. مهمترین نگرانی‏ها در حوزه تغییر سیاست‏های کلی و بازگشت به سیاست‏های زمان اصلاحات و سازندگی است. آنچه در مسئله زنان موجب نگرانی است، بازگشت از نگاه افتخارآمیز دینی نسبت به زن و رجوع به نگاه منفعلانه‏ در برابر غرب است. نویسندگان نامه معتقدند اظهارات رئیس جدید مرکز زنان و خانواده نوعی رجعت به نگاه غلط گذشته است.
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار رجانیوز قرار گرفته بدین شرح است:
 
سرکار خانم مولاوردی! خبر معارفه جنابعالی توسط رئیس دولت تدبیر و امید را در مسئولیت مرکز امور زنان و خانواده شنیدیم و برایتان در این مسئولیت خطیر آرزوی موفقیت داریم. اما بنا بر آنچه که خود در صحبتهای اخیر فرمودید و دست یاریتان را به سوی همه زنان دراز کردید، در آغاز کارِ جنابعالی، چند نکته را متذکر می‏شویم:
 
1)صحبت‏های آغازین شما تعجب ما را برانگیخت، فرمودید که افزایش مرخصی زایمان زنان به ضرر حضور اجتماعی و اشتغال آنان در طولانی‏مدت است. اما آنچه که بیشتر ما را نگران کرد اطرافیان شما و خوشحالی آنان از انتصاب شماست.
 
فرمودید: «جریان بین‌المللی برای دفاع از حقوق زنان با پشتوانه عمومی در دنیا شکل گرفته و زنان جهان اسلام نیز از وضعیت زنان در سایر جوامع مستثنی نیست.» لازم است متذکر شویم اسلام در دفاع از حقوق زنان 14 قرن پیش قدم گذاشته و ما امروز در این مسئله سالها از غرب جلوتریم. آیا لازم است از ستم جوامع غربی به زن و خانواده برایتان بگوییم؟ مگر نه این است که آنها در یک دوره انسانیت زن را فراموش کردند و او را جنس دوم نامیدند و پس از آن، طغیان علیه آنچه که بر زن روا داشتند، نوزاد نامبارک دیگری به نام فمینیسم را متولد کرد؟
 
ظلم مضاعف علیه زن، ظاهرِ متمدن به خود گرفت؛ زن چهره یک کالای تبلیغاتی شد و دیگر نه جسم او بلکه روحش به ورطه نابودی کشیده شد. بلندگوهای تبلیغاتی، دفاع از حقوق از دست رفته او را فریاد می‏زدند اما پشت این صداهای بلند که از حنجره کسانی چون شیرین عبادی شنیده می‏شد کلام تو خالی‏ای بود که نه تنها به نفع زن نبود بلکه بیشتر به نفع سیاستمداران و سرمایه‏دارانی بود که همیشه دست‏هایشان پشت بیانیه‏ها و قطعنامه‏ها و کنوانسیون‏ها پنهان است. نتیجه ماجرا بحرانی است که امروز در غرب جلوه می‏کند. زنان فریب‏خورده‏ای که به اسم آزادی دست‏مایه سوء‏استفاده جنسی دیگران، و کالاهای تبلیغاتی آنان شده‏اند و هویت انسانی آنان نیز مخدوش شده است. چه جنین‏هایی که قربانی کنوانسیون‏های این‏ها شده‏اند و فریادهای خاموششان وجدان هر انسانی را به درد می‏آورد!
 
آیا مقصود شما این است که ما "از این جریان" مستثنی نیستیم؟!
 
2) آیا نباید به آنچه آنها امروز به عنوان دستاوردهای خود ارائه می‏دهند، حمله کنیم؟ موضع ما در مقابل آنچه در مورد زنان در غرب تا به حال روی داده است فقط و فقط تهاجمی است. اسلام از همه مکاتب بشری در دفاع از حقوق زن جلوتر است. ما هر جا که از فرامین اسلام پیروی کردیم، یک قدم در دفاع از حقوق زن برداشته‏ایم و هرجا با اسلام فاصله گرفتیم به او ظلم کرده‏ایم. این نوشتار ادعا نخواهد کرد که امروز در جامعه ما هیچ ستمی علیه زنان روا نمی‏شود اما این کجا و آنچه در غرب جریان دارد کجا؟! در دولت‏های گذشته عده‏ای غافل و ناآگاه پرچم دفاع از حقوق زن را به نام فمینیسم اسلامی بلند کردند و ژست دموکراسی و دفاع از حقوق‏بشر به خود گرفتند. فمینیسم اسلامی همان عبارت متناقض!
 
چرا که اسلام کاملترین دستور برای زندگی بشر است و هیچ نقصی بر آن مترتب نخواهد بود. همان‏هایی که زیر علم این عبارت سینه زدند، همان‏هایی نبودند که بعد‏ها در انتخابات 88 نه تنها حقوق مردان و زنانی را که در سراسر کشور رای خود را به صندوق انداختند زیر پا له کردند و بزرگترین دروغ را که تقلب در نظام جمهوری اسلامی بود با بیانیه‏ها و مصاحبه‏های خود در گوش دشمنان نظام و رسانه‏ها و اجیر شدگان آنها زمزمه کردند؟!  به اطراف خود نگاه بیندازید و از نزدیک زیارتشان کنید. آنها نمایندگان زنان مسلمان ایران نیستند چرا که کینه‏های فروخفته خود از نظام را زیر شعارهای به ظاهر قشنگ پنهان کرده‏اند. در صحبت‏های خود از حضور زنان در نشست‏های بین‏المللی و معرفی زنان ایرانی به دنیا سخن راندید منظورتان همین زنان هستند؟ همین‏هایی که همیشه دهانشان پر از دروغ‏های زیباست؟
 
3) ما امروز نیازمند معرفی دیدگاه مکتبی خود نسبت به زنان به دنیا هستیم. ما امروز برای دنیا حرف‏های جدیدی خواهیم داشت و این حرفها مشتریان خود را در دنیا پیدا کرده است. ما نه تنها به ظلمی که غرب در این رابطه در طول سالیان مرتکب شده است می‏تازیم بلکه برای آن جایگزینی ارائه خواهیم کرد. امروز ایران اسلامی مملو از زنان فرهیخته و دانشمندی است که در کنار موفقیت در زندگی خانوادگی خود و رسیدگی به وظایف مهم از جمله مادری و همسری، حضوری مثمر ثمر و پررنگ در پیشرفت کشور دارند. امروز هیچ‏کس نخواهد توانست زنان را از جامعه حذف کند چرا که همگان اذعان دارند بخشی از پیشرفت کشور به دوش زنان است. زنان ما به این مهم، خود نیز رسیده‏اند. بدون تردید، امروز نمایندگان و ستاره‏های درخشان زنان ما مادران شهدا هستند. آنها که با تربیت فرزندان یگانه در دامان خود، بالاترین حضور اجتماعی را در جامعه به نمایش گذاشتند. آیا حاضرید آنها را با خود به نشست‏های دفاع از حقوق زنان در عرصه بین‏الملل ببرید و آیا جرأت معرفی آنان را دارید؟
 
4) ما برای رسیدن به جامعه آرمانی که هیچ ستمی علیه زنان روا نشود تا نقطه مطلوب فاصله داریم. هنوز نمی‏توان گفت در همه ارکان و نهادها شایسته‏سالاری حکمفرماست و نه نگاه جنسیتی! اما در مورد نگاه نقادانه شما به تفکیک جنسیتی، ما هم نظرهای خود را داریم. شاید برابری و عدم وجود نگاه جنسیتی که مطلوب شماست به بهترین شکل در حرفه بازیگری و سینمای ما به چشم می‏خورد. چندی پیش نقل قول خانم پرستو صالحی به گوش‏تان خورد که نشان از نگاه جنسی یک تهیه کننده در عرصه حرفه‏ای مثل بازیگری داشت!؟ مشت نمونه خروار است. این همان دستاورد شعارهای غربی است که از زبان دوستان شما در دوره اصلاحات شنیده شد. آنها که خیال می‏کردند آزادی زن به معنای دوچرخه‏سواری او در ملأ عام و یا حضور در استادیوم آزادی است(!!)، غلط فهمیدند چرا که این همان اسارت زن است. همین‏ها مدعی دفاع از حقوق زن شدند که ما نتوانستیم به خوبی به مساله زنان در جامعه بپردازیم. و امروز نیز اگر قرار است همین‏هایی که در اطراف شما هستند مسائل زنان را پیگیری کنند به خاطر کژفهمی‏شان قدم از قدم بر نخواهیم برداشت.
 
در دولت قبل این مرکزی که شما امروز متصدی آن هستید- با هوشیاری- به نام مرکز امور زنان و خانواده تغییر کرد چرا که  مساله زنان از مساله خانواده جدا نخواهد بود. زن همان آفریده سرشار از محبتی است که خداوند حکیم امر تربیت را به دوش او گزارده است. در دنیای ارتباطات و رسانه امروز نیز، مادر هنوز هم نقش کلیدی خود را در امر تربیت حفظ کرده است. از خانواده غافل نشویم که هر طرح و برنامه‏ای که نام دفاع از حقوق زن را دارد و خانواده را ندید بگیرد به ضرر زن خواهد بود.
 
امیدواریم نگاه عدالت‏گرایانه بر همه طرح‏ها و برنامه‏های شما و تیم‏تان حکمفرما باشد تا بتوانیم هر چه بیشتر مسائل زنان را در جامعه پیش ببریم. بر خود لازم دانستیم با توجه به تقاضای همکاری شما از همه بانوان، این نکات را در ابتدای امر، دوستانه بیان کنیم و ان شالله گوش شنوایی برای آن نیز وجود خواهد داشت.
در پایان برای شما در این امر مهم آرزوی موفقیت داریم و همنوا با شما این دعا را زمزمه می‏کنیم:
«اللّهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل عواقب امورنا خیرا»
 
 
اسامی امضاکنندگان نامه:
 
1.        سمیه احمدی کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
2.        اسماء ظیغمی کارشناسی زیست
 
3.        آتنا بهادری دکتری الهیات
 
4.        شهیده جهانیان دکتری بهداشت باروری
 
5.        فاطمه حسین زاده طلبه سطح 2
 
6.        منصوره خوش نیت طلبه سطح 3
 
7.        زهره دلجو دکتری نانو تکنولوژی
 
8.        مستوره سکادفکر کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم وتربیت
 
9.        پریسا شاهچراغیان کارشناسی ارشد مطالعات زنان
 
10.     ساناز شکراللهی کارشناسی گیاه پزشکی
 
11.     سمانه شمس کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
12.     زهرا صابری کارشناسی ارشد اقتصاد
 
13.     طاهره رضازاده کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
 
14.     فاطمه حسینی کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی
 
15.     محدثه نوذری کارشناسی ارشد الهیات
 
16.     مریم محسنی کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
17.     حاجیه محمدعلی زاده کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
18.     پریسا محمدی کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت
 
19.     مریم نجیمی کارشناسی ارشد زبان شناسی
 
20.     ریحانه نادری نژاد کارشناسی ارشد جامعه شناسی رفاه
 
21.     آمنه نصیری کارشناسی روانشناسی
 
22.     هاجر اخشیک کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
23.     هدی تاجیک کارشناسی ارشد فلسفه
 
24.     نصیبه مربوبی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی
 
25.     زینب اعلمی کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
26.     سوسن سالاری کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
27.     نسیبه اقتداری طلبه سطح 2
 
28.     عفت علی حسینی کارشناسی روانشناسی
 
29.     گیتی پیروزه کارشناسی حسابداری
 
30.     هانیه خدادادی کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب


نظرات()   
   

27 بهمن ماه سال گذشته خواهر شهید لاجوردی پس از برگزاری کلاس و مراسم مذهبی در خانه‌شان به طرز مرموزی ناپدید شد.وقتی فرزند این زن 70 ساله به آپارتمان مادرش رفت، متوجه شد خبری از او نیست. همه دلنگران شده بودند، چرا که سابقه نداشت وی بی‌خبر خانه را ترک کند و اطلاعی ندهد.مرد جوان در حالی که از گم شدن مادرش شوکه بود، راهی پلیس آگاهی تهران شد و گفت: بعد از پایان مراسم مذهبی، مادرم گم شده است نگران حالش هستم و می‌ترسم بلایی سرش آمده باشد. به هر کجا که فکر می‌کردیم سر زدیم و سراغش را گرفتیم اما اثری از او نیست و حتی دوستانش هم از وی اطلاعی ندارند.
با ادعاهای این پسر، تجسس‌های پلیسی برای ردیابی خواهر شهید لاجوردی آغاز شد و از آنجایی که این زن از نظر اجتماعی موقعیت خوبی داشت و بیشتر اوقات در خانه‌اش در شرق تهران کلاس‌های مختلف دینی و مذهبی برگزار می‌کرد، پلیس در برابر یک معمای عجیب قرار گرفت.

جسدی در دماوند
در حالی که تجسس‌های میدانی پلیس برای یافتن ردی از مادر گمشده آغاز شده بود، روز 28 بهمن ماه رهگذری در دماوند با پلیس تماس گرفت و از پیدا شدن جسد یک زن 70 ساله در دماوند خبر داد.
دقایقی بعد کارآگاهان به محل حادثه رسیدند و با جسد زنی روبه‌رو شدند. با پیدا شدن این جسد، تیمی از کارشناسان به بررسی این حادثه پرداختند و همزمان به خانواده مادر گمشده اطلاع داده شد، چرا که بررسی کارشناسان حاکی از آن بود که جسد متعلق به خواهر شهید لاجوردی است.
مأموران پلیس برای بازگشایی از این قتل به تحقیقات گسترده‌ای دست زدند. از همان ابتدای گم شدن این زن، شایعاتی در خصوص سیاسی بودن قتل خواهر شهید لاجوردی مطرح شد اما کارآگاهان خیلی زود توانستند راز قتل را فاش کنند. مأموران اداره ویژه قتل با تحقیقات به سرنخ‌های ویژه‌ای رسیدند. آنها دریافتند این زن در بیرون از خانه با کسی اختلافی نداشته است اما مدتی می‌شد با یکی از اعضای خانواده‌اش بر سر ازدواج درگیر بود.تجسس‌ها نشان می‌داد یکی از پسران این زن با دختری ازدواج کرده که مورد تأیید خانواده‌اش نبوده و از سوی دیگر نیز آثار لکه‌های خون در راه‌پله‌های خانه قربانی جنایت نشان می‌داد این زن نگون‌بخت از سوی یک آشنا به قتل رسیده است.

اعتراف عروس کینه‌جو
مأموران که به عروس جوان مشکوک شده بودند، وی را دستگیر کردند.«فرشته» 34 ساله در بازجویی‌ها ابتدا قصد داشت مسیر تحقیقات را به بیراهه بکشاند اما وقتی با مدارک پلیس روبه‌رو شد، سرانجام لب به اعتراف گشود و به قتل مادرشوهرش اعتراف کرد.
با اعترافات این زن، قرار بازداشت وی صادر شد و پرونده‌ای برای رسیدگی بیشتر پیش‌روی بازپرس «سپیدنامه» از شعبه دهم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت. وی در بازجویی‌ها گفت: از همان ابتدای آشنایی با مادرشوهرم اختلاف داشتم و با هم درگیر بودیم. من و شوهرم حدود هفت ماه پیش به صورت ناگهانی ازدواج کردیم و مادرشوهرم مخالف این جریان بود. من و همسرم در یکی از طبقات خانه مقتول زندگی می‌کردیم و روز حادثه بعد از پایان مراسم مذهبی بار دیگر بر سر مسائل گذشته بحثمان شد. من که از وی کینه به دل داشتم، در یک لحظه عصبانی شدم و اختیارم را از دست دادم و با میله آهنی که با آن قالی می‌بافتم، به سر و صورت او زدم.
وی در ادامه گفت: بعد از جنایت با اجیر کردن یک مرد ناشناس از او خواستم در ازای پول در انتقال جسد به من کمک کند. بدین ترتیب وی پذیرفت، بعد از اینکه جسد را لای پتو و پلاستیک پیچیدیم، وی آن را با یک نیسان به جاده دماوند برد و در بیابان رها کرد.
عروس جنایتکار در حالی با قرار قانونی در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت که ادعا می‌کرد مرد اجیر شده را نمی‌شناسد و بازپرس سپیدنامه دستور داده بود کارآگاهان از این ابهام رازگشایی کنند.

ردپای یک وکیل
در حالی که پلیس به ردیابی همدست عروس جنایتکار می‌پرداخت، سرانجام پس از 9 ماه اواسط آبان ماه سال جاری، فرشته همدستش را معرفی کرد. وی با ادعای عجیبی به بازپرس جنایی گفت: همدست من یک وکیل به نام «بهمن» است که در انتقال جسد به من کمک کرد. من نمی‌خواستم موقعیت شغلی وی به خطر بیفتد، به همین دلیل سعی کردم او را معرفی نکنم.
با ادعاهای عروس کینه‌جو، این وکیل شناسایی و از سوی پلیس دستگیر شد.بنا بر این گزارش، بررسی‌های پلیسی برای آشکار شدن زوایای پنهان این پرونده همچنان در دستور کار کارآگاهان قرار دارد.

 


نظرات()   
   

دعوای زنان

با حضور اجتماعی زنان پساپس حسادت های زنانه،خاله زنک بازی های عرصه های سیاسی و مدیریتی، انواع و اقسام فسادهای اجتماعی و نابودی زندگی های خانوادگی پشت سر هم بلاهایی خانمان سوز را متوجه جامعه ما کرد و متاسفانه مسئولین ما هنوز از بیان این واقعیت ها واهمه دارند و از اذعان به اشتباه فاحشی که دارند سرباز می زنند!

اعترافات تلخ دختری که همکار نوعروسش را کشت این است :" چون پروژه بدنام کردنش موفق نشد او را کشتم"

 روزنامه اعتماد نوشت:

15 مهرماه امسال پس از تماس‌های محلی، ماموران كلانتری شهرستان رودسر در جریان وقوع یك فقره قتل در یكی از مجتمع‌های تحت نظارت بهزیستی در منطقه رحیم‌آباد این شهرستان قرار گرفتند و به سرعت خود را به محل حادثه رساندند.

ماموران با حضور در محل جنایت با جسد دختری جوان مواجه شدند و به دلیل حساسیت موضوع مراتب را به پلیس آگاهی استان گیلان اطلاع دادند كه به این ترتیب تیمی از كارآگاهان در محل حادثه حاضر شدند. در بررسی‌های اولیه پلیس از جسد مقتول، نشانه‌های ضربات متعدد با جسم سخت روی سر به وضوح دیده می‌شد؛ آثاری كه ذهن كارآگاهان را بر فرضیه قتل متمركز كرد. به گفته كارمندان اداره بهزیستی، مقتول مرضیه 26 ساله از كارمندان همان اداره است كه قرار بود همزمان با عید غدیر خود را در لباس عروسی ببیند اما اكنون این قطرات خون اوست كه به‌جای جوهر بر كارت‌های عروسی او نشسته است.

همزمان با انتقال جسد به پزشكی قانونی بررسی صحنه جرم از سوی كارآگاهان آغاز شد. در بازرسی‌های اولیه از صحنه جنایت، تناقضات آشكاری دیده می‌شد كه نشان می‌داد قاتل از همكاران مرضیه بوده و با نقشه قبلی او را به قتل رسانده است. به گفته سرهنگ فلاح كریمی، رییس پلیس آگاهی استان گیلان، پرونده یكی از مراجعه‌كنندگان كه روز قبل با مرضیه درگیری لفظی داشت روی میز غرق خون مقتول دیده می‌شد؛ تناقضی آشكار كه از ساختگی بودن صحنه جرم خبر می‌داد چرا كه جز همكاران مقتول هیچ فرد دیگری به پرونده‌های اداره دسترسی نداشت. به این ترتیب فرضیه قتل از سوی كارمندان اداره ثابت شد. با محدود شدن گستره متهمان به همكاران مقتول، به تدریج پرونده وارد مسیر تازه‌یی شد.

در این میان گزارش پزشكی قانونی نیز سرنخ‌های مهم دیگری در اختیار ماموران گذاشت. در گزارش پزشكی قانونی ضربات پی در پی و مهلك جسم سخت بر سر مقتول به عنوان عامل اصلی مرگ عنوان شده بود كه كارآگاهان با در نظر گرفتن آن به تحقیقات خود مسیر روشن‌تری دادند. سرهنگ كریمی در تشریح روند تحقیقات پلیس به «اعتماد» گفت: در تحقیقات اولیه از صحنه جرم وسایل شخصی مقتول كشف نشد در حالی كه در روز حادثه چندین پیامك از شماره موبایل مقتول با این محتوا كه «من برای ماموریت به رشت می‌روم پس نگران نباشید» به خانواده‌اش فرستاده شده بود؛ شواهدی كه نشان می‌داد قاتل نقشه قتل را از پیش طراحی كرده بود و قصد داشت تا در روز نخست كسی از حادثه خبردار نشود. بنابراین و با آغاز تحقیقات كارآگاهان از همكاران مرضیه، انتظار می‌رفت كه به زودی پرده از راز این جنایت برداشته شود. در حالی كه بازجویی‌ها از كارمندان اداره بهزیستی رودسر ادامه داشت نقطه مشتركی در تمامی اظهارنظرها دیده می‌شد؛ راضیه، یكی از همكاران مقتول مدت‌ها با او درگیری لفظی شدیدی داشته است.

به این ترتیب كارآگاهان با جمع‌بندی اطلاعات به دست آمده و با كسب مجوز از مراجع قانونی، راضیه را به عنوان متهم اصلی قتل دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل كردند.

به گفته سرهنگ كریمی وقتی راضیه در جریان بازجویی‌ها با مدارك پلیس روبه‌رو شد از انكار حقیقت چشم‌پوشی و راز قتل نوعروس رودسری را فاش كرد و گفت: «من از مدت‌ها قبل با مرضیه اختلاف داشتم و آب‌مان با هم در یك جو نمی‌رفت. وقتی فهمیدم كه او می‌خواهد ازدواج كند تصمیم گرفتم كه او را بدنام كنم بنابراین به یكی از همكارانم 200هزارتومان دادم و او را اجیر كردم كه مرضیه را زنی خراب جلوه دهد و خواستگار او را منصرف كند.» اقدامی كه به شكست انجامید اما مقدمه نقشه‌یی هولناك‌تر شد.

سرهنگ كریمی با اشاره به دستگیری مرد جوان كه قصد بدنام كردن مرضیه را داشت، گفت: «این مرد هیچ نقشی در قتل نداشت و راضیه با توهمات خود و به تنهایی در روز حادثه نقشه قتل را عملی كرد»؛ توهماتی كه به تدریج رنگ واقعیت گرفت و از راضیه قاتلی بی‌رحم ساخت. راضیه در ادامه اعترافاتش گفت: «وقتی دیدم نقشه بدنام كردن مرضیه به خوبی پیش نمی‌رود تصمیم گرفتم كه او را به قتل برسانم. بنابراین در روز حادثه یك آچار همراه خودم به محل كارم بردم تا با آن نقشه قتل مرضیه را عملی كنم. وقتی در اتاق او را دیدم دوباره درگیری لفظی بین ما شروع شد و من كه از قبل نقشه قتل او را كشیده بودم بعد از مطمئن شدن از اینكه هیچ كسی در اداره نیست، به آرامی به پشت میز كامپیوترش رفتم و چند ضربه محكم با آچار به سر او زدم. بعد از آن برای اینكه ذهن ماموران را منحرف كنم یكی از پرونده‌های مراجعه‌كنندگان را كه در آن روز با مرضیه درگیری لفظی داشت روی میزش گذاشتم تا قتل را گردن او بیندازم.»هرچه اعترافات راضیه پیش می‌رفت جزییات این حادثه هولناك بیشتر روشن می‌شد.

به گفته سرهنگ كریمی راضیه كه به فرستادن پیامك‌ها نیز اعتراف كرده بود حتی روز بعد از جنایت نخستین نفر به محل كار خود رفت و شخصا با پلیس 110 تماس گرفت تا ذهن ماموران را منحرف كند؛ نقشه‌یی كه در روند تحقیقات شكست خورد و ثابت كرد كه راضیه، به دلیل اختلافات شخصی و توهمات خود، مرضیه را به قتل رسانده است.

به گفته سرهنگ كریمی در بازرسی از منزل قاتل، آلت قتاله كشف و همزمان وسایل شخصی مرضیه نیز در مركز بازیافت زباله پیدا شد. به این ترتیب پرونده با تكمیل جزییات مختومه و راضیه به عنوان قاتل نوعروس رودسری به مراجع قضایی تحویل داده شد.


نظرات()   
   

آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ به استفتایی نظر خود را درباره پخش مسابقات بانوان ایرانی از صدا و سیما بیان کرد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، متن پرسش و پاسخ این مرجع تقلید به شرح زیر است:

«پرسش:

نظر حضرتعالی در مورد پخش مسابقات بانوان ایرانی در رشته‌های مختلف از جمله تکواندو، کاراته و امثالهم از صدا و سیما چیست؟ ضمن اینکه بعضا ممکن است صحنه‌هایی اتفاق بیفتد که فاقد ضوابط شرعی است؟ و آیا تفاوتی در مقدار حجاب هنگام مسابقات و غیر آن وجود دارد؟

پاسخ:

اصل پخش این کار از سوی صدا و سیما کار نادرستی است و پخش صحنه‌هایی که ضوابط شرعی در آن مراعات نمی‌شود جایز نیست و در پوشش شرعی تفاوتی بین مسابقات و غیر آن وجود ندارد.»


نظرات()   
   

صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند….

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.
صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و در با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون مایکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV می‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چای خوردن با همسر.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: …
جدید: در حال مشاهده ماهواره  ، لطفاً مزاحم نشوید


نظرات()   
   

خراسان نوشت:

موتورسواران نقابداری که جوان مزداسواری را در بولوار توس مشهد و با شلیک گلوله به قتل رسانده بودند، در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و با صدور دستورات ویژه ای از سوی مقام قضایی دستگیر شدند و به ارتکاب قتل اعتراف کردند.

به گزارش خراسان، ساعت ۲۰ آخرین روزهای شهریور، ۳ جوان نقابدار که سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت بودند و جوان مزداسواری را تعقیب می کردند، وارد توس ۹۱ شدند. ناگهان یکی از سرنشینان موتورسیکلت سلاح کلت کمری را بیرون کشید و در حال حرکت چند گلوله به سمت راننده ۲۵ساله شلیک کرد. راننده مزدا ۱۶۰۰تک کابین که وحشت زده به حرکت خود ادامه می داد، دستش را روی سرش گرفت که گلوله ای به دستش اصابت کرد اما سرنشین موتورسیکلت که دیگر کنار خودرو قرار گرفته بود، با شلیک های متعدد، توان حرکت را از او گرفت و کنترل فرمان از دست راننده خارج شد. راننده مذکور که گلوله ای نیز به قفسه سینه اش اصابت کرده بود، خون آلود روی فرمان افتاد و خودروی او نیز به دیوار مدرسه دخترانه برخورد کرد.

سرنشین موتورسیکلت به آرامی و با خونسردی تمام و در حالی که چشمان حیرت زده شهروندان به او خیره شده بود، از موتورسیکلت پیاده شد. او در خودرو را گشود و پس از آن که نگاهی به پیکر بی جان راننده جوان کرد سوار بر موتورسیکلت شد و به همراه همدستانش از صحنه حادثه گریخت.

دقایقی بعد با اطلاع شهروندان، خودروهای پلیس آژیرکشان به محل حادثه رسیدند و با دیدن جسد مقتول، ماجرا را به قاضی ویژه قتل عمد اعلام کردند.

این گزارش حاکی است، با حضور قاضی سیدجواد حسینی و عوامل بررسی صحنه جرم در توس ۹۱، بررسی های قضایی در این باره آغاز شد اما عاملان جنایت مسلحانه با طراحی یک نقشه حساب شده هیچ سرنخی از خود بر جای نگذاشته بودند، بنابراین به دستور بازپرس شعبه ۸۱۱ مجتمع قضایی شهیدقدوسی مشهد پوکه های به جا مانده از شلیک گلوله و دیگر آثار در حالی جمع آوری شد که شیشه های خودرو نیز بر اثر اصابت گلوله شکسته بود. هنوز ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که اعضای خانواده مقتول به صحنه حادثه رسیدند و بدین ترتیب هویت مقتول که «ع» نام داشت، شناسایی شد.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره چگونگی کشف راز این جنایت هولناک به خراسان گفت: پس از آن که پرونده به دستور قاضی ویژه قتل عمد، برای دستگیری عاملان قتل به پلیس آگاهی ارسال شد، این پرونده در اختیار یکی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت و از همان لحظات اولیه، تحقیقات با شیوه فنی و تخصصی ادامه یافت.

سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی افزود: ساعاتی بعد از ماجرای قتل، کارآگاهان به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد راننده یک دستگاه خودروی سمند در حالی که بسیار مضطرب بود برای تعمیر خودرو به یک تعمیرگاه در اطراف محل جنایت مراجعه کرده است و رهگذران اسلحه کلتی را که در حالت اضطراب از کمر وی روی زمین افتاده، مشاهده کرده اند.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی تصریح کرد: پیگیری شبانه همین سرنخ مشخص کرد که راننده خودرو نسبتی نیز با مقتول دارد.

بنابراین راننده با توجه به مشخصات خودروی سمند که به طور امانت در دست او بود، به همراه برادرش دستگیر و برای انجام بازجویی به پلیس آگاهی هدایت شد.

این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: در بازجویی های پلیسی مشخص شد که آنان در جنایت مسلحانه نقش داشته اند و در ادامه تحقیقات نیز عامل اصلی قتل که در شمال کشور به سر می برد در حالی با شگردهای تخصصی دستگیرشد که همسر او نیز با صدور دستوراتی از سوی قاضی حسینی بازداشت شده بود.

سرهنگ بیدمشکی با اشاره به اعترافات متهمان گفت: عامل اصلی قتل که جوان ۲۸ساله ای به نام «م» است و در حضور مقام قضایی به تناقض گویی پرداخته بود، در بازجویی ها ادعا کرد: «ع» (مقتول) در یک مجلس عروسی فامیلی با همسرم که از بستگانش می باشد به طور تلفنی ارتباط برقرار کرده بود که مدتی بعد من پی به ارتباط نامشروع آنان بردم و موضوع را به برادران همسرم گفتم اما وقتی آن ها این ماجرا را باور نکردند پرینت تلفن همسرم را که به نام خودم بود، گرفتم و به آن ها نشان دادم و بدین ترتیب نقشه قتل «ع» را کشیدیم.

چند روز قبل از وقوع جنایت، منزل اجاره ای ام واقع در بولوار توس را تخلیه کردم و سپس از همسرم خواستم تا با دادن یک پیامک عاشقانه او را به منزل مذکور بکشاند. وقتی «م» با پیامک همسرم به محل آمد و ما را دید سوار خودرواش شد و فرار کرد. ما هم ۳نفری سوار موتورسیکلت شدیم و او را تعقیب کردیم که در نهایت من با شلیک گلوله وی را به قتل رساندم.

گزارش خراسان حاکی است، در پی اعترافات صریح آنان، مقام قضایی با صدور قرار بازداشت موقت عامل اصلی قتل را به اتهام مشارکت و متهمان دیگر را به اتهام معاونت در جنایت مسلحانه در حالی روانه زندان کرد که اتهام رابطه نامشروع نیز به همسر متهم به قتل تفهیم شده است.


نظرات()   
   

زندان

به نقل از روزنامه ایران،یک مرد که 177 روز پشت میله‌های سلول برای آزادی‌اش ثانیه‌شماری می‌کرد، می‌گوید با دسیسه همسرش بی‌گناه به زندان افتاده است.چهار سال طول کشید تا بی‌گناهی این مرد ثابت شود و حالا اصرار دارد تا همسرش تاوان این توطئه‌چینی‌هایش را بدهد و با همین انگیزه راهی دادسرای سید‌خندان تهران شد، غافل از اینکه دستانش خالی خواهد ماند. قاسم محمدصالحی وقتی پیش روی دادیار شعبه چهارم دادسرا ایستاد، گفت: چهار سال پیش اختلاف شدیدی بین من و همسر سابقم پیش آمد.

هر روز به بهانه‌های مختلف همسرم با من بحث و جدل داشت. این اختلاف به خانواده‌هایمان نیز کشیده شده بود و خیلی زود این ناراحتی و استرس‌ها باعث بیماری‌ام شد و مجبورم کرد در بیمارستان کسرای تهران عمل باز قلب انجام دهم. همزمان با جراحی قلب، همسر سابقم از من شکایتی را مطرح کرد و بی‌آنکه من اطلاعی داشته باشم، احضاریه و ابلاغیه‌های قضایی به نشانی‌های دروغین ارسال می‌شد تا اینکه یک روز همسرم با مأموری سراغم آمد و با ادعای اینکه من وی را کتک زده و دستش را شکسته‌ام، دستگیرم کردند.
وی ابتدا 7 میلیون تومان دیه، سپس 11 میلیون تومان دیه خواست. این در حالی بود که من اصلاً با همسر سابقم درگیری فیزیکی نداشتم، چه برسد به آن که دستش را بشکنم. حتی همسرم با ترفند و دروغ توانست حکم طلاق غیابی بگیرد. با این حال تهمت‌ها و دروغ‌ها از سوی وی هر روز بیشتر می‌شد تا اینکه من به زندان افتادم. هر روز به خاطر اینکه با گناهی ناکرده پشت میله‌ها هستم، عذاب می‌کشیدم و آنچنان تحت فشار قرار گرفتم که ناراحتی قلبی‌ام بیشتر شد و وقتی وضعیت جسمانی‌ام وخیم‌تر شد، با سپردن کفالت از زندان مرخصی گرفتم و این تنها فرصتی بود تا بتوانم بی‌گناهی‌ام را ثابت کنم. پس از روشن شدن چند نکته پرابهام در پرونده، سرانجام دیوان‌عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی پرونده موافقت و پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه هم‌عرض ارجاع شد و وقتی دروغ‌ها و توطئه‌های این زن نقش بر آب شد، قضات پرونده را در چند مرحله رسیدگی کردند و در آخر نیز قضات دادگاه عمومی دادگاه‌های تجدید‌نظر استان تهران حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کردند. حالا آمده‌ام تا با شکایتی بخواهم همسر سابقم به خاطر این ظلمی که بر من روا داشته تاوان بدهد و خواستار مجازات وی و پرداخت خسارات جانی و معنوی هستم.
قاسم محمدصالحی در این خصوص به شوک گفت: وقتی این شکایت را مطرح کردم، مطمئن بودم دادیار پرونده حکم به تعقیب همسر سابقم خواهد داد، اما در کمال تعجب متوجه شدم وی با وجود اینکه همه قضات حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کرده بودند و 6 ماه بی‌دلیل و بی‌گناه زندانی شده بودم، حکم بر منع تعقیب برای همسر سابقم صادر کرده است.
وی ادامه داد: نمی‌دانم پس از چهار سال پیگیری و اثبات دروغ‌ها و تهمت‌های همسر سابقم که برای همگان روشن شده است. چرا به شکایتم بی‌اعتنایی می‌شود.
وی افزود: دیوان عالی کشور، قاضی پرونده و قضات دادگاه تجدید‌نظر وقتی متوجه شدند داستان‌های همسر سابقم دروغ است، چرا که مأمور کلانتری و شاهدان در برابر آنان ایستادند و گفتند روزی که این زن به شرکتم مراجعه کرده بود، هیچ درگیری‌ای صورت نگرفته است و آن روز من به همراه یکی از همکارانم در سفر بودیم و اصلاً آن روز در تهران نبودم که درگیری فیزیکی رخ دهد و نکته مهم‌تر از آن، اینکه دو برادر همسر سابقم در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند که خواهرشان هنگام بازگشت از عیادت پدرشان در محوطه بیمارستان زمین خورده و آنجا دستش شکسته است که قاضی پرونده نیز متعجب شد!
وی خاطرنشان کرد: پس از اثبات بر بی‌گناهی‌ام در مراجع قضایی، تصمیم گرفتم علیه همسر سابقم شکایت کنم. من در طول 177 روز زندانی‌ام زجر می‌کشیدم و آبروی چند ساله و اعتبارم از دست رفت. با این حال دروغ‌های پی‌در‌پی و نقشه‌های شوم این زن همچنان ادامه دارد و جای تعجب است که دادیار حکم بر قرار منع تعقیب برای وی صادر کرده است. من اعتراض خواهم کرد و از مراجع قضایی درخواست پیگیری ویژه دارم تا نسبت به این پرونده رسیدگی عادلانه داشته باشند.
وی در پایان یادآور شد: همسر سابقم با این ترفند، خانه، خودرو و حتی شرکتم و همه دارایی‌ام را که به وی اعتماد کرده و به نامش زده بودم، از من گرفته است. حتی دو فرزندم و چند خانواده قربانی این اختلاف خانمانسوز شده‌اند و این موضوع طمع و فریب این زن را ثابت می‌کند، پس جای هیچ شبهه و ابهامی باقی نمانده و امیدوارم مراجع قضایی بالاتر اجازه ندهند حق من از بین برود.


نظرات()   
   
سه شنبه 6 آبان 1393  14:46
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

پیر زن
نقل است که عده ای  راهزن به یک کاروان از زنان حمله کردند و رئیس راهزنان گفت : به همه آنها تجاوز کنید. در بین زنها یک پیرزنی بود. یکی از راهزنان گفت این بنده خدا پیر است به این یکی رحم کنید و به او تجاوز نکنید. 
در حالی که همه زنان داشتند جیغ می کشیدند ، پیر زن فریاد زد : به تو چه بی شعور ،مگر رئیس تو هستی؟!!!!!


نظرات()   
   

مطلب ذیل از لینکدانی یا مجیر انتخاب و نقل می گردد:

سوال – هفته ی پیش شما فرمودید که خانم ها کارگردان هستند و پشت صحنه کار را می گردانند و لازم نیست که روی صحنه بیایند . آقای نقویان این حرفها و کلک ها قدیمی شده است . شما مردها برای اینکه ما زنها را در خانه حبس کنید ، هر روز کلمات جدیدی اختراع می کنید . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – اگر این خواهر گرامی این تصور را دارند ما دیگر حرفی برای گفتن نداریم . ما باید خیلی از ادبیات ها را هم جمع بکنیم . مثلا شعر خانم پروین اعتصامی و حافظ و سعدی که دقیقا همین نقش را به زن می دهند . پروین اعتصامی می گوید : زن نکو نه با نور خانه تنها بود ، طبیب بود و پرستار و شحنه و دربان . می گوید که شما خیال نکن که در خانه فقط خانه داری می کنی ، تو هم پزشک ، هم پرستار ، هم قاضی و هم پاسبان هستی . چه شغلی بالاتر از این . امروز اگر مردی موفق می شود ، آیا می شود گفت که خانمش کمک کارش نبوده است ؟ و این زن نیست که در موفقیت او سهم بالایی داشته است ؟ برعکس مردی که شکست می خورد و خراب می کند حتما خانمش دراین خرابکاری موثر بوده است . من شک ندارم . هر چند این مرد بد بوده و دیکتاتور بوده ولی باز زن هم در این خرابی نقش داشته است . فقط استثناهایی در تاریخ است . فقط فرعون است که در خرابی های او آسیه دخیل نیست . علامه طباطبایی وقتی صحبت می کرد می فرمود : در همسر من در ثواب تفسیر المیزان شریک است . او فضای آرام خانه را برای من جوری آماده می کرد که من خیال راحتی می توانستم بنشینم و گاهی بیش از ده ساعت من سر نوشتن کتاب بودم . برنامه ای در تلویزیون پخش شد که از خانم خوش چهره ی مجری سوال می شد که چه شد شما مجری شدید ؟ در آن موقع شب معلوم نیست که همسر و بچه های خانم کجاهستند ؟ آیا واقعا این خانم با همان ظاهری که در صحنه حاضر می شود در خانه اش هم ظاهر می شود . یا اینکه خستگی ها و نگرانی ها نصیب خانه و افراد خانه می شود . گفته اند که اگر خانمی در خانه یک لیوان جابجا کند ثواب های آنچنانی خدا به او می دهد . اگر خانم هفت ساعت در بیرون خانه وقت بگذارد دیگر نمی تواند هفت ساعت هم در منزل با همان توان و روحیه وقت بگذارد . خانم ها درسی بخوانند که مربوط به حفظ محیط خانه بشود . چه کسی گفته که خانه داری شغل نیست ؟ خانه داری خودش یک شغل مهم است . من پیشنهاد دادم که آقای رئیس جمهور برای خانمهای خانه دار یک درآمد بگذارد البته با شرایطی که زن همسر داری ، تربیت فرزند و کدبانوگری های خانه را یاد بگیرد که این همه آمار طلاق بالا نرود . یکی از قضات دادگستری نامه ای به من نوشته است و گفته که در منطقه ی یک تهران آمار طلاق به 55 درصد رسیده است . طلاق فقط به خاطر پول نیست . شمال شهریها که همه پولدار هستند . ما چنین خبری داریم که زن های خانه دار ، دارند دچار انحراف می شوند . وقتی خانم خانه دار در خانه بیکار باشد شیطان به سراغش می آید . زن باید در خانه تولید فکر ، اندیشه و تولید کار بکند . تازه الان به این فکر رسیده اند که دورکاری راه بیندازند. یک خانم تایپیست در خانه کارش را بکند . یک خانم منشی می تواند در خانه با تلفن کار منشیگری اش را انجام بدهد و لازم نیست که از خانه بیرون برود . اما آیا شوهرداری هم دورکاری می شود ؟ آیا تربیت فرزند هم با دورکاری می شود ؟ غذا را می توان در زودپز وپلوپز پخت و جارو را با جارو برقی انجام داد ولی در شوهر داری و بچه داری مباشرت لازم است . اینجا مستقیم بودن می خواهد . خانمی به من نامه نوشته که من کارمند بانک هستم و درآمد خوبی دارم ولی وقتی از سرکار خانه می آیم ،افسردگی بچه هایم را می بینم . خود من هم دیگر تحمل بازی کردن با آنها و شوخی کردن با آنها را ندارم . تصمیم گرفته ا م که از این حقوق بگذرم با اینکه مبلغش به اندازه ی درآمد شوهرم است . دوست دارم که در خانه باشم و بچه هایم را در آغوش بگیرم و وقتی همسرم می آید با یک روحیه شاداب و با طراوت با او برخورد کنم . من اینها را ترجیح می دهم . خیلی ها به من می گویند که تو دیوانه هستی . شغل به این خوبی داری و مردم همه دوست دارند که آبدارچی بانک باشند . ولی من نمی خواهم به این حرفها گوش کنم . من گفتم که اگر این کار را بکنی مورد آماج حرفهای افراد بی عقل قرار خواهی گرفت ، تحمل کن . بعد که بچه هایت رشد کردند و به ثمر رسیدند ، شیرینی آن تلخی ها را خواهی چشید . این روزها متعلق به حضرت فاطمه است . حضرت محمد پس از چند روز که از ازدواج حضرت علی و فاطمه گذشته بود به منزل آنها رفت . گفت : علی جان آمده ام که برای شما تقسیم کار بکنم . فرمود : فاطمه کارهای خانه با تو و کارهای بیرون از خانه برای علی . حضرت فاطمه فرمود : از این تقسیم کار بسیار خوشحال شدم و به تعبیری اگر دنیا را به من می دادند این قدر خوشحال نمی شدم که از این تقسیم کار خوشحال شدم . من این سوال را از زنان تحصیل کرده و فرهیخته مسلمان ایرانی دارم که چرا حضرت زهرا در مقابل این تقسیم کار اعتراض نکرد که پدر جان من با این همه اطلاعات و کمالات و دانشی که دارم در خانه بمانم . یک پست اجتماعی یا مشاور امور بانوان به من بده ؟ هیچ کس در صداقت فاطمه شک ندارد ؟ چرا ایشان این تقسیم کار را پذیرفت ؟ امروزه ما حوادث تلخ زیادی از اصطکاک زن و مرد در خانه داریم . خدا نکند که روزی این آمارها رو بشود . خدا کند که نجابت و پاکی که در جامعه های قدیمی بود دوباره برگردد . امروز تافلر در کتابش می گوید که به خانه برمی گردیم . غربی ها هم فهمیده اند که باید خانواده را تحکیم کنند . حالا چند تا خانم لیسانس و فوق لیسانس ما فکر می کنند که اگر چند پست اجتماعی را به آنها بدهند چه اتفاقی می افتد . من مخالف توانمندی های زنان نیستم . حرف من این است که این توان در کجا مصرف بشود . تا جامعه سود بیشتری ببرد . و آمار پلیس و ستون حوادث و قوه ی قضائیه ی ما پایین بیاید .


نظرات()   
   
یکشنبه 27 مهر 1393  13:20
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی


شیطان : امان از مکر زنان

زنی دچار بیماری کلیوی شد, بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد, هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش برای عیادتش می امدند در جواب همه انها که بیماری اش را میپرسیدند میگفت ایدز دارد. این امر توجه فرزندانش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از او پرسیدند مادر جان چرا به انها میگویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگری ست؟؟ مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا میرسد,این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم نقشه ی ازدواج با پدرتان را نکشد!!!گویند شیطان در گوشه ی مجلس به خودزنی,گریه و استغفار مشغول شد... 

و داستانی دیگر:

زنی به شوهرش گفت:
وقتی من مردم، چند وقت
بعد زن میگیری؟
مرد گفت: وقتی خاک قبرت خشک شد!
زن گفت: آیا وعده میدهی؟
مرد گفت: بله قول میدهم!
بعد از اینکه زنش فوت کرد،
هر روز مرد میرفت سر قبر تا ببیند خاکش خشک شده یا نه،
تا یکسال دید که خشک نمیشود
تا اینکه یک روز عصر رفت دید
که برادر زنش دارد روی قبر
آب میریزد!
سؤال كرد چرا این کار میکنی؟
برادر زنش گفت: 
وصیت خواهرم را اجرا میکنم 
که هر دو روز بر روی قبرش آب بریزم!!!
اینست مکر زنان...
زنده بلا، مرده ش هم بلاست..

اصلا روایت داریم اندی گفته: بلا ای بلا دختر مردم...


نظرات()   
   

رییس مرکز تحقیقات ایدز نسبت به روند رو به رشد شیوع ایدز در زنان هشدار داد.

دکتر مینو محرز در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه روند شیوع ایدز در میان زنان رو به افزایش است، گفت: طبق آمار تجمعی که وزارت بهداشت در گذشته اعلام کرده به دلیل تعداد بیشتر مردان در اعتیاد،‌ میزان ابتلا به ایدز در آنها بیشتر و حدود 92 درصد و در بین زنان حدود هشت درصد بوده است.

وی افزود: اما در حال حاضر در میان جامعه مبتلایان به ایدز کشور حدود 65 درصد مردان و 35 درصد را زنان تشکیل می‌دهند. نزدیک شدن آمار زنان به مردان نشان دهنده افزایش ابتلا به ایدز میان زنان است.

محرز درباره شیوه‌های ابتلا به این بیماری در زنان، ضمن اشاره به بیشتر بودن خطر ابتلا به دلیل روابط جنسی محافظت نشده در زنان، گفت: ابتلا به ایدز میان زنان بیشتر از طریق روابط جنسی محافظت نشده و بعد از آن از طریق اعتیاد است.

وی همچنین نسبت به مصرف موادی تحت عنوان داروهای لاغری در برخی سالن‌های ورزشی و آرایشگاه‌های زنانه هشدار داد و افزود: این داروها محرک عصبی هستند و افزایش رفتارهای پرخطر مانند برقراری روابط جنسی محافظت نشده را به دنبال داشته و نهایتا نیز خطر ابتلا به ایدز را افزایش می‌دهد.

رییس مرکز تحقیقات ایدز تاکید کرد: این مواد محرک عصبی بوده و در حال حاضر بسیار مشکل‌ساز هستند.


نظرات()   
   

یکی از کارهایی که سازمان محیط زیست به اسم حفاظت از محیط زیست انجام می دهد ممنوعیت شکار در برخی مناطق است که فی نفسه کار بدی هم نیست. اما وقتی با بی ملاحضگی صورت گیرد و با کل نگری و جامع اندیشی همراه نباشد دارای عواقب به شدت بدی خواهد بود که مواردی از آن را اشاره می کنیم:

1- بیکاری شکارچیان

شکارچیان سالهاست از این طریق معاش خود و خانواده خود را کسب می کنند که با ممنوعیت شکار  دچار فقر و بیکاری می شوند.

2- خونریزی

قاعدتا شکارچیان برای تامین هزینه های زندگی خانواده های خود از ممنوعیت شکار سرپیچی می کنند و این را یک دستور زور می دانند و در نتیجه درگیری و خونریزی اتفاق خواهد افتاد.
در این درگیری ها و نزاع ها محیط بانان بیچاره ای که شاید یک دهم در آمد مدیران ارشد سازمان محیط زیست و معاونان آن که همگی از بد ماجرا از بین زنان انتخاب شده اند در آمد نداشته باشند مضروب، زخمی، شهید و یا جانباز می شوند و دادگاه و قصاص و هزاران مساله دیگر خانواده های آنها و شکارچیان را تهدید خواهد کرد.

3- افزایش شرارت و اعتیاد

عده زیادی از شکارچیان که بیکار شوند از طرف خانواده و بستگان سرزنش خواهند شد که افسردگی و حس پوچی از پیامدهای آن خواهد بود. در ادامه ماجرا عده زیادی از آنها از طرف خانواده ها سرزنش خواهند شد و به شرارت و اعتیاد یا سرقت ، قاچاق  و  یا جرایم دیگر روی خواهند آورد.


4- ایجاد زنان سرپرست خانوار و بد سرپرست

زنان سرپرست خانوار

اینجا دیگر سیکل فمینیسم تکمیل می شود. در نتیجه عوامل بالا ،طلاق ، انواع فساد اخلاقی در بین خانواده های اهالی آن مناطق ریشه خواهد دواند و خانواده های آنها از هم خواهد پاشید. بنابراین چیزی که زیاد می شود شمار زنان سرپرست خانوار است. زنانی که پاشنه آشیل تحرکات فمینیستی و بوق و کرنای فمینیست ها خواهند بود و بهترین شاهراه ها برای سرازیر شدن سرمایه برای اعمال فمینیستی تحت عنوان کمک به این زنان، تغییر قوانین مدنی برای سهم خواهی های بیشتر و دادن حقوق نامشروع بیشتر به زنان، بیکاری بیشتر مردان و ... خواهد بود.

نکته : البته این تنها یکی از زمینه های تشکیل زنان سرپرست خانوار است. سیاست های مشابه دیگری در سطح کشور سبب ناتوانی مردان و تشکیل زنان خودسرپرست و بدسرپرست می شود.


راهکار:

راهکار این است که قبل از هر گونه درگیری و اعمال قهر آمیز در مناطقی که میخواهیم قطع گیاهان یا شکار یا هر کار دیگری را ممنوع کنیم به فکر آموزش و توانمند سازی مردان آن مناطق برای شغل های جایگزین باشیم یا در خود سازمان محیط زیست برای آنها منبع درآمد ایجاد کنیم و از ظرفیت های آنها استفاده کنیم.

در سطح دیگر محیط بانان را آموزش دهیم و از آنها حمایت های مالی کنیم به جای اینکه سازمان محیط زیست را به پایگاه فمینیست ها تبدیل کنیم و دوربر ریاست سازمان محیط زیست و موسسه استاندارد پر از زنان و دختران بی نیاز از اشتغال باشد که معلوم نیست با کدام صلاحیت و توانمندی نداشته ای به این جایگاه ها رسیده اند.

در سطح کلان تر و در سطح ملی راهکار توانمند سازی مردان است ( نه توانمند سازی زنان) چرا که مردان باید مخارج زندگی را تامین کنند. مردان باید سرپرست زنان باشند. اگر مردان آموزش داده شوند و پولهایی که خرج توانمند سازی زنان می شود صرف توانمند سازی مردان شود دیگر زنان بدسرپرست و خودسرپرست ایجاد نمی شوند.
پیشگیری بهتر از درمان است. اما متاسفانه می بینیم که سیکل معیوب سبب تشکیل شدن زن سرپرست خانوار می شود و سپس چندین برابر بودجه صرف توانمند سازی این زنان می شود!
قوانین معیوبی که تحت عنوان اسناد بالادستی تهیه شده است وحی منزل نیستند و بهتر است اصلاح شوند.
مضافا ازدواج مجدد و چند همسری هم با توانمند سازی مردان میسر می شود که با هزینه ای به مراتب کمتر و نتایج پایدارتر و بهتر، زنان و کودکان بیشتری را سر و  سامان خواهد.

متن زیر از محمد علی ایلانلو می باشد که نامه ی سرگشاده وی  خانم ابتکار است:

محمد علی ایلانلو

"دلم نمی خواست که این نامه رسانه ای شود. بلکه می خواستم که خصوصی به دست شما برسد اما می دانم که حاجبان و پرده داران شما نخواهند گذاشت. به اجبار از این طریق حرفم را به گوش شما می رسانم. هرچند که می دانم از سوی جوانان احساساتی مورد هجوم قرار خواهم گرفت.

سرکار خانم دکتر ابتکار! شما رییس انجمن حمایت از حیوانات نیستید، شما رییس دولتی طبیعت ایرانید. بنابراین برای تصمیم گیری های دشوار باید از جنس همین طبیعت باشید، به موقع مانند طبیعت نرم و مهربان و به موقع مثل ذات طبیعت خشن و بی رحم اما منطقی.

مدیریت طبیعت احساسات رقیق برنمی تابد، هر تصمیم احساسی تبعاتی ناخواسته و خشن دارد.

خانم دکتر ابتکار! لطفا یک بار محض امتحان، پیش داوری و احساسات و مشاوره های نخ نمای همیشگی را کنار بگذارید و به حرف کسی که عمری را با آگاهی و مطالعه کامل در طبیعت گذرانده و براساس تجربه بسیار می داند که چه می گوید گوش کنید، ضرر نمی کنید؛

شما حرکت صیادان فریدونکنار را نه تنها نباید سرکوب کنید، بلکه باید از آن حمایت کنید، الان به دلیل فوریت خلاصه می گویم. اگر نیاز باشد بیشتر خواهم گفت.

در مورد فریدونکنار بی تردید باید دست نگه دارید، شتابزده و احساسی عمل نکنید، شما به عنوان یک مدیر دولتی انسان اندیشمندی هستید و به تبعات هر عملی می اندیشید، شک نداشته باشید که اگر به هر صورت صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید قضیه از جاهای دیگر سر برخواهد آورد.

مطلب «بوی خون می آید» را دوباره بخوانید، اهالی شمال ایران طبیعت خاص خود را دارند و بر اساس همین طبیعت قرن هاست که معیشت خاص خود را برنامه ریزی کرده اند، خداوند از هزاران سال پیش بخشی از روزی آنها را در آسمان قرار داده است، پرندگان مهاجری که هر ساله از آسمان می آیند و طبق نص صریح خداوندی جزو روزی انسانند بخشی از رزق این مردم را تشکیل می دهند.

شما نمی توانید و نخواهید توانست که مانع بهره برداری از این رزق خدادادی شوید، این صیادان آنچنان که گفته می شود، عده ای سودجو، کلاش و قاتل نیستند، اینها روستاییانی هستند که قرن هاست بخشی از اقتصاد خانوادگی خود را از راه صید به دست می آورند.

من متاسفم که گاهی در فضای رسانه ای ناآگاهانه این روستاییان را افرادی غارتگر می نامند، اینها اگر مردمی غارتگر و قاتل بودند تنها درنای سفید شمال به نام «امید» سال ها با امنیت کامل و با آرامش در میان این مردم نمی زیست.

خانم ابتکار عزیز، شما نه تنها نباید کار صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید، بلکه باید از آنها به عنوان الگو و نمونه اقتصاد روستایی حمایت کرده، آنها را تشویق کنید و جاهای دیگر را نیز با شرایط مشابه تشویق به این کار پر درآمد و اشتغال زا بکنید. به خصوص در این زمانی که بیکاری و عدم درآمد جوانان روستایی ما را با سرعتی وحشتناک به سوی اعتیاد می برد.

خانم دکتر ابتکار، امروزه زمان ارتباطات است، لطفا ساعتی در اتاقتان را ببندید و به سایت های گوناگون آلمان، فرانسه، لوکزامبورگ و سایر جاهایی که طبیعتشان به طبیعت شمال می خورد، سر بزنید.

دولت های آنان کشاورزان را تشویق می کنند که در وقت مقرر در زمین هایشان محصولاتی نظیر برنج بکارند و در پاییز و زمستان که وقت محصول نیست زمین هایشان را به صورت شکارگاه های اختصاصی درآورند، پرندگان مهاجر میلیونی می آیند چند هزارشان شکار می شوند و از این طریق به اقتصاد خانواده روستایی صاحب زمین کمک می کنند. باقی آنها به خاطر اقامت طولانی در زمین های کشاورزی از خود کودی مغذی برای محصولات به جای می گذارند که تا سال دیگر محصول بهتری بدهد، درآمد بیشتری داشته باشد و در پاییز پرندگان بیشتری برای استفاده از باقیمانده محصول به آنجا بیایند.

خانم دکتر ابتکار دست نگه دارید! صید صیادان فریدونکنار نه تنها سودجویی و غارتگری نیست بلکه نمونه ای است باستانی و هوشمندانه برای اقتصاد خانوار روستایی و بهره برداری مضاعف از یک قطعه محدود زمین کشاورزی، بنابراین لطفا به جای تهدید و سرکوب با آنها صحبت کنید شاید که راه روستایی آنها بهتر از راه علمی و آکادمیک مشاوران شما باشد."


نظرات()   
   

بر اساس تحقیقات جدید، حسادت موجب افزایش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود.

به گزارش ایسنا، بر اساس تحقیقی 40 ساله مشخص شد در زنان میانسالی که مضطرب و یا ترشرو هستند، احتمال ابتلا به مشکلات عصبی در آینده افزایش خواهد یافت.

دکتر لنا جانسون، سرپرست این تحقیق از دانشگاه گوتنبرگ سوئد اظهار کرد: بیشتر تحقیقات در مورد آلزایمر به تحصیلات، قلب و عوامل خطر خونی، آسیب‌های وارده به سر، سابقه خانوادگی و ژنتیک اختصاص دارند، اما شخصیت افراد، رفتار، واکنش به استرس و سبک زندگی نیز بر خطر ابتلا به زوال عقل تاثیر دارند.

در این تحقیق محققان، 800 زن را که در اوایل 46 سالگی بودند مورد بررسی قرار دادند. محققان از شرکت‌کنندگان تقاضا کردند آزمون‌های شخصیتی را کامل کنند تا میزان روان رنجوری، درونگرایی، برونگرایی آنان مشخص شود. همچنین به همراه این موارد آزمون‌های گوناگون حافظه نیز انجام شد. از این افراد در مورد میزان استرس، زودرنجی، ترس، تنش، ناآرامی، اختلالات خواب و دیگر موارد اخلاقی سوال شد و به این افراد نمره صفر تا پنج داده شد.

نتایج نشان داد افرادی که بیشترین نمره روان رنجوری را کسب کردند دو برابر افرادی که نمره کمتری داشتند در معرض خطر ابتلا به زوال عقل بودند.

نتایج این تحقیق در نشریه نورولوژی منتشر شده است. 
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
 
در چنین شرایطی که در ایران حسادت و رفتارهای سوء زنانه به رسمیت شناخته می شوند و دستگاهها برای ارضای حسادت زنان قوانین خدا را از بین می برند ، تا نکند زنی به زن دوم شوهرش حسادت کند ،باید تحقیقات خارجی ها آنچه را که خود داریم به یادمان بیاورد.


نظرات()   
   

در راستای سوء استفاده های زنانه و فمنیستی از قدرت اینک در مصاحبه ای معاون زنان رئیس جمهور خبر از آماده شدن جنبش های فمنیستی برای انتخابات خبر داد که شرح آن در زیر آمده است . در بین این مصاحبه میتوانید انحرافات و سوء نیت های موجود را مشاهده کنید.

زنان ایرانی در این روزها خوشحال‌تر از همیشه هستند چون نمایندگانش در عرصه ورزش افتخارات زیادی آفریدند و مهم‌تر از آن ثابت کردند به گفته معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده اگر زمینه فراهم باشد قابلیت‌های خودشان را به رخ می‌کشند. آنچه امسال زنان و دختران در عرصه ورزش صورت دادند، نتیجه سال‌ها تلاش و فعالیت بود اما چرا تاکنون اینچنین ظهور و بروز نداشته را شاید بتوان به فضایی دانست که متاثر از دولت‌های هر دوره است. دکتر حسن روحانی در وعده‌های انتخاباتی و پس از آن در برنامه‌ریزی‌های دولت یازدهم بارها بر اهمیت نقش زنان تاکید و دوران مردسالاری را خاتمه یافته اعلام کرد. اکنون ظاهرا برنامه‌ای برای پررنگ کردن حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی برنامه‌ریزی شده است و شهیندخت مولاوردی این نوید را به زنان می‌دهد که نقششان در دولت پررنگ‌تر می‌شود. معاون رئیس‌جمهور البته در برابر کمرنگ بودن فعالیت‌های سیاسی زنان هم به انتخابات مجلس دهم اشاره دارد و آن را محلی مشخص شدن فعالیت‌های سیاسی زنان عنوان می‌کند.

شهیندخت مولاوردی در این موضوعات با آرمان به گفت‌وگو پرداخت که در ادامه می‌خوانید: 

 اکنون که زنان و دختران کشورمان در مسابقات ورزشی موفقیت‌های چشمگیری کسب کرده‌اند باید این موفقیت‌ها را مرهون عملکرد دولت یازدهم دانست یا متعلق به دوره‌های قبل است که  بروز و ظهوری نداشته است؟

طبیعی است که موفقیت یک‌شبه به دست نمی‌آید و نتیجه و حاصل تلاش‌های فوق‌العاده دختران و زنان کشور است که در این عرصه‌ها فعال هستند که الان این تلاش‌ها، جواب می‌گیرد پس برنامه بلندمدتی بوده که اکنون شاهد حاصل آن هستیم. نمی‌توان گفت این موفقیت‌ها نتیجه یک ماه و یک سال فعالیت ورزشکاران و مدیران است. در واقع موفقیت‌های ورزشی که این روزها در صدر اخبار قرار گرفته نتیجه سال‌ها تلاش و فعالیت زنان ماست که امروز نتیجه آن را همه می‌بینند.

 اما این موفقیت‌ها در این مقطع بیش از گذشته پررنگ و نمایان شده است. فضای فراهم‌آمده از سوی دولت یازدهم تا چه اندازه در این امر موثر بوده است؟

واقعیت این است که من به این جنبه از موضوع فکر نکرده بودم اما شاید بتوان اینگونه پاسخ داد که در هر جا زمینه فراهم بوده و فرصت برابر و عادلانه در اختیار خانم‌ها قرار گرفته، آنها توانایی و قابلیت‌های خودشان را به رخ کشیده‌اند و ما شاهد موفقیت آنان بوده‌ایم؛ زنان و دختران در چنین فضایی نشان دادند، می‌توانند توانمندی‌های بالقوه خود را بالفعل کنند. حالا شاید به گفته شما زمینه اکنون برای فعالیت زنان بازتر و بهتر شده باشد. 

  تفاوت فعالیت‌های زنان و موفقیت آنها را در مقایسه با دولت قبل چطور ارزیابی می‌کنید؟

من تا کنون به‌طور جدی به مقایسه موفقیت زنان در دولت قبل و این دولت نپرداخته‌ام. قبل از اینکه بخواهیم موفقیت زنان را به پای یک دولت یا یک فدراسیون یا یک ورزشکار بنویسیم باید ببینیم که نسبت به مسابقات دور قبل مدال‌ها در چه رشته‌هایی بهتر شده و عوامل این موفقیت یا شکست‌های احتمالی چه بوده و بعد از یک جمع‌بندی بیاییم و از عوامل موفقیت صحبت کنیم.

 با توجه به سمتی که دارید و به‌طور مستقیم در حوزه بانوان فعال هستید، چه فرصتی برای ظهور و بروز دختران و زنان در عرصه‌های مختلف فراهم کردید؟

یکی از برنامه‌هایی که واقعا مورد توجه ما قرار دارد، توجه به اوقات فراغت، ورزش، بهداشت و سلامت بوده و آنها را در اولویت قرار دادیم و تا جایی که توانستیم و تا آنجا که در حوزه اختیارات ما بوده و امکانات اجازه می‌داده سعی کردیم وضعیت زنان را بهبود ببخشیم البته هنوز نتیجه ملموسی که قابل ارائه باشد، نگرفته‌ایم چون اولا بررسی‌ها زمان برده و ثانیا با تشکیل کارگروه اوقات فراغت و ورزش و همچنین انتصاب مشاور در امور ورزش دختران و زنان، اراده خود را در این حوزه نشان دادیم و حتی در کارگروه بهداشت و سلامت هم به یکی از مسائلی که بسیار تاکید می‌شود، همین مساله اوقات فراغت است چرا که نیاز جدی غنی‌سازی اوقات فراغت در دختران بسیار جدی است و آسیب‌هایی که امروز متوجه دختران و به‌طور کلی خانواده‌ها شده است، این ضرورت را ایجاد می‌کند که ما بیشتر از قبل به این بحث بپردازیم و بتوانیم فرصت‌ها و زمینه‌های عادلانه و برابر را در اختیار بانوان قرار دهیم تا ان‌شاا... بتوانند استعدادها و توانمندی‌های بالقوه خود را بالفعل کنند که در این مرحله توانستیم برنامه‌ریزی‌ها را داشته باشیم و هر کجا هم لازم بود پیامی برای این مدال‌هایی که کسب می‌شود و افتخاراتی که زنان و دختران در میادین بین‌المللی به‌دست آوردند، صادر کردیم. به سهم خودمان سعی کردیم آن حساسیت لازم را در جامعه و نگاه مسئولان به این مساله مهم جلب کنیم. به همین شکل در بحث حضور خانم‌ها در استادیوم‌ها برای ورزش‌هایی که منع و محدودیتی وجود ندارد، ورود پیدا کردیم و توانستیم تاثیرگذار باشیم که البته منتظر نتیجه بررسی‌ها در کمیته مشترکی هستیم که با وزارت ورزش تشکیل شده است.

 در ابتدای حضور خود در این جایگاه بارها از سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی‌ها انتقاد کردید. اکنون اوضاع به چه شکلی است و هنوز این روند ادامه دارد؟ 

این روند طبیعی است و به هر حال همیشه افرادی هستند که با هر تغییری مخالفت می‌کنند و با رایی که دولت تدبیر و امید از اکثریت شرکت‌کنندگان در انتخابات دریافت کردند انتظار وجود دارد که برنامه‌ها، وعده‌ها و شعارهای رئیس‌جمهور منتخب به اجرا دربیاید و ما هم تمام تلاش خود را برای تحقق آنچه در اسناد بالادستی و آنچه در برنامه رئیس‌جمهور آمده است، به کار می‌بندیم. این واکنش‌ها هم طبیعی است امیدوار هستیم از حد و مرز نقد خارج نشود و جنبه تخریب به خود نگیرد. ما از نقدها و ارائه پیشنهادها و راهکارها برای پیشبرد امور زنان و خانواده استفاده می‌کنیم و آنها را سازنده می‌دانیم.

 صدا و سیما هم این‌بار رویکرد خوبی به ورزش بانوان پرداخت و مسابقات بیشتری را پوشش داد. فکر می‌کنید این تغییر هم متاثر از فضایی است که دولت تدبیر و امید فراهم کرده است؟

به هر شکل بی‌تاثیر نیست اما به نظر می‌رسد این موضوع، واقعیت‌های جامعه است که بازتاب پیدا می‌کند بنابراین باید باید پا‌به‌پای تحولات و تغیراتی که در جامعه که به صورت عینی و ذهنی به وجود آمده، حرکت کنیم چون در غیر این صورت، این موج تغییرات و تحولات است که همه را با خود خواهد برد.

 بانوان که در دولت اصلاحات فعالیت سیاسی زیادی داشتند، در هشت سال دولتی که آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور بود این فعالیت‌ها کمرنگ شد. از 24 خرداد 92 این امیدواری وجود داشت که فضای فعالیت سیاسی برای زنان بهبود پیدا کرده و بار دیگر آنها در این عرصه حضور پررنگی داشته باشند اما تا به امروز برخی بانوان معتقدند این موضوع محقق نشده است. آیا موافق این نقد هستید؟

اکنون حضور زنان در عرصه‌های سیاسی خود را نشان می‌دهد. فعالیت زنان در عرصه سیاسی زمانی بهتر نمایان است که انتخاباتی در پیش باشد و آنجاست که می‌بینیم فعالیت سیاسی زنان پررنگ است. در آستانه برگزاری انتخابات مجلس که قرار بگیریم، حضور زنان پررنگ‌تر خود را نشان می‌دهد البته تا آنجایی که من خبر دارم، خانم‌هایی که قبلا فعالیت سیاسی داشتند مشغول هستند و برنامه‌های خودشان را دارند و ان‌شاا... زمینه فراهم شود که زنان بیشتر بتوانند در قالب تشکل‌های سیاسی سازماندهی شوند و بتوانند برای انتخابات مجلس خودشان را آماده کنند و ان‌شاا... که در مجلس آینده هم این حضور پررنگ‌تر از همیشه باشد. 

 یکی از نقدهایی که از سوی زنان به دولت وارد می‌شود، استفاده محدود از آنها در پست‌های مدیریتی است. پاسخی برای این نقد دارید؟

قرار است در مدیریت‌ها هم از زنان بیشتر استفاده شود که مشغول برنامه‌ریزی در این موضوع هستیم پس در این زمینه هم ما تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داده‌ایم.

 یعنی هنوز هم دولت برنامه‌ای برای دادن کرسی‌های مدیریتی به بانوان دارد؟ 

برنامه دولت، حضور پررنگ زنان در بدنه دولت است و آقای رئیس‌جمهور هم بر این موضوع تاکید دارد و ما درحال نهایی کردن برنامه هستیم  که ان‌شاا... این موضوع محقق شود.

 یعنی می‌توانیم اکنون این نوید را به زنان و دختران بدهیم که حضورشان در پست‌های مدیریتی دولت تدبیر و امید پررنگ‌تر خواهد شد؟

قطعا! اگر خاطرتان باشد رئیس‌جمهور در دیداری از وزارت نیرو داشتند، در جمع مدیران آن وزارتخانه تاکید کردند که در شرایط فعلی داخلی و بین‌المللی، ما باید دوران مدیریت مردسالارانه را پایان یافته تلقی کنیم. مفهومش این است که وعده‌ای که آقای دکتر روحانی داشت و برنامه‌ای که به‌نام شایسته‌سالاری مطرح کردند باید جای خودش را در برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها  باز کند.

 یکی از مولفه‌های پیشرفت در بخش زنان همسویی آنهاست. برای نزیک کردن زنان اصلاح‌طلب و اصولگرا به یکدیگر برنامه‌ای دارید و جلساتی برگزار کردید؟

برنامه‌ای برای اینکه دو طیف سیاسی را به آن شکل به هم نزدیک کنیم، نداشتیم اما از هر دو گروه در برنامه‌ریزی استفاده می‌کنیم و سعی ما این است که همگرایی لازم در چارچوب شعار اعتدال دولت بوجود بیاید تا به آن هم افزایی که مورد نظر است برسیم و مطمئن هستیم که بدون این اتفاق، نمی‌توانیم کاری را پیش ببریم. حتما باید همه نگاه‌ها، گرایش‌ها و تفکرات سیاسی را داشته باشیم تا بتوانیم یک برنامه همه‌جانبه در چارچوب مشی اعتدال را پیش ببریم؛ تدبیر و خردجمعی هم غیر از این ما نمی‌خواهد.


نظرات()   
   
سه شنبه 15 مهر 1393  05:32

مقاله زیر ترجمه شده از زبان انگلیسی میباشد جهت دانلود اصل مقاله اینجا را کلیک کنید

یک روز از زندگی یک پسر مشابه یک کتاب داستان تصویری (کومیک استریپ) می باشد، پر از شجاعت و پهلوانی هر پسری یک قهرمانی است. اما اگر از اغلب پسرها پرسیده شود آنها اعتراف خواهند کرد که دانش زندگی مخاطره آمیز را به خواندن داستان مخاطره آمیز ترجیح می دهند.

این شرح حال تعداد بسیار زیادی از پسرهایی است که به اندازۀ کافی مطالعه نمی کنند و بیان کننده دلیل این باور نادرست که «پسرها پسر خواهند ماند».

مارک دوود یک پسربچه 10 ساله است. بزرگترین علاقه او بازی game boy است. او ساعت ها صرف این بازی کرده و قادر است تمام خصوصیات و رفتار شخصیتی ملی بازی را برایتان بگوید.

او می گویند: poke mon اولین بود. سپس دیجیمون آمد که پُک مُن  را از میان برد و پُک مُن تمام شد. سپس یو ـ جی اوه. دیجیمون را نابود کرد. احتمالاً یو ـ جی اوه قاتل آن ها است.

اما اگر یک کتاب جلوی مارک باشد، مطالب کتاب را فراموی می کند.

مارک سال ها همه را فریب داده است، او می گوید: ابتدا سعی کردم وانمود کنم که شما با حرکت چشمانم دارم خط به خط را مطلاعه می کنم . به نظر رسید که این وانمود کردن کارساز بود. بنابراین به کارم ادامه دادم و نهایتاً وقتی آموزگارم از من خواست که از روی متنی بخوانم ... بسیار تعجب کرد و ناراحت شد!

هیچ راهی کارساز نبود. والدین مارک سعی کردن همراه با او بخوانند. آنها کتاب هایی را خریداری کردند که بدون استفاده ماندند و خاک گرفتند. سو و آلبرت دوور (والدین مارک) احساس شکست کردند.

خانم سو می گوید: مارک  هفت سالش بود و من می گفتم او هنوز نمی خواند، هشت و نه ساله شد، باز هم نمی خواند و اکنون او 10 ساله است و هنوز چیزی درست نشده است.

آلبرت اضافه می کند: «بدترین قسمت آن است که من فکر می کنم که شکست خورده ام. منظورم این است که من هر کاری را که فکر می کردم باید انجام بدم، انجام داده ام.

اما مارک اغلب زوتایش رو دوست دارد، او ترجیج می دهد به توپ ضربه بزند (توپ بازی می کند). تلویزیون تماشا کند و حتی بخوابد. او می گوید: من فکر می کنم کتاب ها بی استفاده اند.

در سن 10 سالگی، مارک یکی از افراد یک آمار نگران کننده شد: طبق این آمار، پسرها بیشتر از دخترها از خواندن و نوشتن رنج می بردند.

مارک می گوید: «اکثر دخترها در کلاس از خواندن لذت می برند. اما پسری عادت به خواندن ندارد.»

مارک می دانست که والدین چه صحبت هایی را دربارۀ این موضوع طی سالیان متمادی کرده اند. بسیاری از پسرها در خواندن و نوشتن از دخترها عقب می مانند. اما ما به هر طریقی وانمود کردیم که آنها این عقب ماندگی را با تلاش بیشتر جبران می کنند.

اکنون شواهد نشان می دهد که این چنین نیست. در حال حاضر آموزگاران می گویند، برخی پسرها در خواندن و نوشتن عقب تر می افتند. این عقب ماندگی جنسیتی در خواندن و نوشتن قابل ملاحظه است؛  این عقب افتادگی رشد کرده و ادامه می یابد و برخی پسرها ممکن است هرگز تنواند آن را جبران کنند.

وزارت آموزش و پرورش کانادا به این آمار دست یافت.

پاول کَپون، رئیس کل وزارت خانه اظهار داشت، «ما طی هشت، نه سال قبل دیده ایم که با وجود اینکه دخترها اختلافشان با پسرها رات از نظر عقب ماندن در ریاضیات و علوم بسیار کم کرده اند، ولی پسرها اختلاف و جدایی با دخترها را در خواندن و نوشتن از بین نبرده اند. در حقیقت عقب افتادگی پسرها در خواندن نسبت به نه تا ده سال قبل، اندکی بیشتر شده است.»

این حقیقت در مورد پسرها اکنون در کانادا و سایر کشورها پیشرفته وجود دارد: حقیقتی که برای والدینی مانند والدین مارک آشکار کند که توانایی خواندن جنسیتی است.

آلبرت می گوید: «ظاهراً کارهایی وجود دارد برای انجام دادن با یک جنس خاص. و من هرگز در مورد این چیزها در ارتباط با آن موضوع «خواندن فکر نکرده بودم.»

سو می گوید: من هم این را می شنوم من با دوستان و انجمن ها صحبت می کنم، چون شما که می دونید پسر من در مقطع دبیرستان است ولی او هرگز نمی خواند، او هرگز کتابی را به دست نمی گیرد. در حالیکه دخترها می خوانند. دخترها حتی شبها از خواب بلند می شوند و با چراغ مطالعه زیر پتو شروع به خواندن می کنند. در حدود 10 سال قبل ما اغلب نگران دخترها بودیم که در علوم و ریاضیات از پسرها عقب می ماندند.

با استراتژی های صعنت خانگی (گسترش کارهای صنعتی حتی در خانه افزیشی ارتباطات رایانه ای)، فعالیت معلمان و زنان رشد یافت. کلاس های فیزیک، ریاضیات و کار گروه های علمی دخترانه، و به طور کلی فعالیت های جنسی مونث در جهت کم کردن فاصله با پسرها نفش مهمی را ایفا کرد. در حالی که تفاوت و عقب ماندگی علمی و ریاضیانی دختران با پسران، تنها نیمی از فاصله و عقب ماندگی امروزه پسرها از دخترها در مسئله خواندن است.

تلاش ها برای جبران عقب ماندگی دخترها کارساز بود امروز 20% از دانشجویان مهندسی در دانشگاه های کشور کانادا، بانوان جوان هستند. زنان بیشتر از مردان در مدارس پزشکی فعالیت می کنند. آمارها به سرعت در حال تغییر هستند. 15 سال گذشته این نسبت میان زنان و مردان نصف به نصف (50% ـ50%) بود.

آقای کاپون می گوید: در حال حاضر ما شاهد هستیم که تنها 44% دانشجویان دانشگاه مرد هستند و تنها 40% فارغ التحصیلان مذکراند. که ای بدین معنی است که 60% فارغ التحصیلان را بانوان تشکل می دهند.

این تغییر بمعنا صفحه یک جنسیت تغییر بزرگی محسوب می شود.

«من نمی توان به شما بگویم که در میان جهان پیشرفته، کشورهای مختلف که در این مورد بسیار نزدیک به هم به نظر می رسند. تلاش می کنند تا راه کارهایی را کشف کنند و سیاست هایی را ابداع کنند تا بتوانند کاری برای پسرها انجام دهند.

شما نباید داگ تریمبل را متقاعد کنید. او به مدت 25 سال در هملیتون مدیر بوده است. در ماه سپتامبر امسال، در دبستانی سیسل، او استراتژی خودش با نام پسرها را آغاز کرد.

تریمبل می گوید: اینکه ما برای دخترها چه کاری انجام داده ایم مهم است، اما برای پسرها کارهایی را که نیاز بود برایشان در مدرسه انجام دهیم را انجام نمی دهیم.

 


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

     بسم الله الرحمن الرحیم

فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة ذالک ادنی الا تعولوانسا 3

ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة

وان تصلحوا و تتقوا فان الله کان غفورا رحیما نسا 120


                                  بنام خداوندبخشنده مهربان

با زنان پاک ازدواج کنیدبا دو یا سه یا چهار زن و اگر می ترسید عدالت را میان آنان رعایت نکنیدتنها یک زن بگیرید

این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می کند نسا 3

شما هرگز نمی توانید در میان زنان عدالت برقرار کنید هر چند تلاش کنید ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده در آورید

واگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیریدخداوند آمرزنده و مهربان است نسا129


                         حلقه ازدواج

    سفر برای تحصیل دانش

هشام بن حکم مردی با تقوا و از شاگردان ممتاز امام صادق علیه السلام بود او بعنوان پژوهشگر شیعی سعی میکرد تاپرسشهای خود را با امام صادق علیه السلام درمیان بگذارد

داستان زیر بر این سخن گواهی می دهد

 

روزی ابن ابی العوجا از دانشمندان مخالف اسلام درباب تعدد زوجات از هشام پرسشی کرد او می گفت:

از سویی قرآن در آیه سوم نساء می گوید با زنان پاک مسلمان ازدواج کنید با دو یا سه یا چهار زن واگرمی ترسید عدالت را میان آنها رعایت نکنید تنها یک زن بگیرد

و از سویی دیگر در آیه 129 همین سوره می گوید شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت برقرار کنید هرچند تلاش کنید

با ضمیمه کردن آیه ی دوم به آیه اول درمی یابیم که تعدد زوجات در اسلام ممنوع است زیرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نیست پس در نتیجه تعدد زوجات در اسلام حرام است

هشام از پاسخ باز ماند و برای پاسخ ، از ابن ابی العوجا فرصت خواست. هشام برای پاسخ به سوی امام صادق علیه السلام به مدینه شتافت و سخن ابن ابی العوجا را برای حضرت بیان کرد

امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمودند : منظور از عدالت در آیه سوم سوره  نساء عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسری وطرز رفتار و کردار است و منظور از عدالت در آیه 129 نساء عدالت درتمایلات قلبی است

بنابراین تعددزوجات باشرایطی در اسلام جایز و حلال است

هشام ازمدینه برمی گردد و پاسخ امام صادق علیه السلام را در اختیار ابن ابی العوجا می گذارد او قسم می خورد این پاسخ تو (یعنی هشام) نیست     منتهی الامال ج2ص251


نظرات()   
   
سه شنبه 8 مهر 1393  05:03

سه جوان تبهکار که با طعمه قرار دادن دختر جوان به بهانه دوستی با پسران پولدار از آنان اخاذی و زورگیری می‌کردند دستگیر شدند.

به گزارش ایران، مردادماه سال جاری مرد جوانی با مراجعه به کلانتری شهر قدس از  یک زن و سه مرد که وی را تحت زورگیری قرار داده بودند شکایت کرد.

وی به پلیس گفت: مدتی پیش با دختر جوانی به نام «یاسمن» آشنا شدم، وی به بهانه‌های مختلف با من تماس می گرفت و با چرب زبانی مرا به خود علاقه‌مند کرد تا اینکه روز گذشته از من خواست تا با هم به گردش برویم، وقتی وی را سوار کردم و به بیرون شهر رفتیم خودرویی با 3سرنشین  راهم را سد کرد و راننده به همراه 2جوان دیگر با عنوان اینکه مزاحم خواهرش شده‌ام مرا به باد کتک گرفتند و پول و موبایل و ساعت گرانقیمتم را دزدیدند و گریختند.

با ادعای مرد و با دستور سرهنگ «حجت‌الله کرمی‌زند» رئیس پلیس شهر قدس تیمی از پلیس آگاهی مأموریت یافت با تجسس‌های میدانی سرنخی از دزدان به دست آورد که بدین ترتیب مأموران با انجام چهره‌نگاری و مطابقت آن با  عکس تبهکاران قدیمی موفق به شناسایی سرکرده باند زورگیران شدند.

در ادامه کارآگاهان با شناسایی مخفیگاه جوان تبهکار موفق شدند وی را همراه همدستانش دریک عملیات غافلگیرانه دستگیر کنند.

سرهنگ حجت‌الله کرمی‌زند رئیس پلیس شهر قدس در مصاحبه اختصاصی با شوک گفت: با به دست آمدن اخبار و اطلاعاتی از زورگیری چند شهروند به بهانه دوستی توسط دختر جوان و همدستانش، بررسی ماجرا در دستور کار پلیس قرار گرفت. 

سرهنگ کرمی زند افزود: با راهنمایی طعمه‌های این باند و به دست آمدن مشخصات ظاهری دزدان، مأموران موفق شدند در کمتر از 12 ساعت پس از شناسایی مخفیگاه آنان در یکی از شهرک‌های شهر قدس همگی شان را دستگیر کنند.

وی گفت: سرکرده باند در بازجویی‌ها عنوان داشت که با طعمه قراردادن دختر جوان و ایجاد رابطه دوستی از سوی وی با پسران جوان پولدار، طعمه‌ها را به بهانه اینکه عده‌ای برای وی مزاحمت ایجاد می‌کنند به بیرون از شهر کشیده و به سرقت پول، گوشی تلفن، ساعت و... آنان به کمک همدستانشان دست زده و سپس از صحنه فرار می‌کردند.

سرهنگ کرمی‌زند در پایان گفت: زن جوان و سه همدستش در بازجویی‌ها به چند سرقت دیگر با استفاده از این روش اعتراف کردند و با توجه به احتمال سرقت‌های دیگر از سوی آنان رسیدگی به پرونده از سوی کارآگاهان ادامه دارد.


نظرات()   
   

به نقل از پایگاه خبری پلیس؛ سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، در حاشیه همایش ملی پلیس و پیشگیری اجتماعی از جرم در جمع خبرنگاران، گام اول در پیشگیری اجتماعی از جرم را مسئول سازی دستگاه ها دانست و گفت: ضعف عملکرد، کج کارکردی و کم توجهی به حوزه های اجتماعی موجب بروز بسترهای ناهنجاری می شود و باید این مورد را در پیشگیری اجتماعی از جرم مد نظر قرار داد.

وی ، گام دوم در پیشگیری از جرم را مشارکت مردم دانست و گفت: در گام سوم، باید سعی کنیم افرادی که به مرحله ناهنجاری پا گذاشته اند به جرگه جرم کشیده نشوند و اگر چنین شد بتوانیم آنها را احیاء کنیم.

به گفته فرمانده ناجا، اقدامات انتظامی و برخورد گام دیگر نیروی انتظامی و دستگاه قضا است؛ افزایش قدرت، سرعت کشف و صدور احکام متناسب و سریع می تواند موجب بازدارندگی شود.

سردار احمدی مقدم


فرمانده نیروی انتظامی در بخش دیگری از سخنانش در همایش ملی پیشگیری از جرم به واژه مدرنیسم پرداخت و گفت: مدرنیسم امروز واژه‌ای مترادف با روش زندگی غربی است یعنی تلاش برای تحول زندگی جوامع بشری به سمت یکسان‌سازی با فرهنگ غربی در دستور کار است.

فرمانده نیروی انتظامی تصریح کرد: غربی‌ها تلاش می‌کنند با هجوم رسانه‌ای افکار را مغموم کنند و هر کشوری تنها با تبعیت از فرهنگ غرب به خود احساس فخر کند و در چنین فضایی از پوشیدن لباس تا چیدمان مبلمان و روش آموزش تربیت و حتی لذت‌جویی نیز پیش رفته‌اند تا تابع قواعد و هنجارهای غربی باشد که خود همین امر موجب نشر و انتشار جرایم است.

این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: امروز نگاه فمینیستی موجب شده که کانون‌های حمایت از زنان به وجود آید و این کانونها در ادامه ازدواج‌گریزی را به دنبال داشته باشند در حالی که زاد و ولد وجود دارد و نتیجه آن همزیستی فرزندان تک والدین با مادر است که باعث ناهنجاری‌های اخلاقی و نسلی شده است.

سردار احمدی‌مقدم ادامه داد: امروز الحمدلله گفتمان‌سازی شده و خطرات گوشزد شده است.

وی تصریح کرد: یکی از عواقب رفتارهای غیراخلاقی و جنسی ممانعت از ازدواج و کاهش زاد و ولد، جلوگیری از فرزندآوری و اشتغال به لهو و لعب و اعتیاد است که در نتیجه کمتر به رشد کشور توجه می‌شود.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات