تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مرداد 1395

«خبرجنوب» نوشت: رئیس پلیس فتا استان از کشف پرونده انتشار تصاویر شخصی افراد در شبکه اجتماعی تلفن همراه توسط یک نوجوان 15 ساله شیرازی خبر داد.

سرهنگ سید موسی حسینی گفت: یك بانوی شیرازی با حضور در پلیس فتا استان فارس اظهار كرد چندی پیش متوجه تغییر در رفتار پسر 15 ساله اش شده است و وی به طور مشکوکی تا نیمه های شب مشغول کار کردن با تلفن همراه خود می باشد.

وی ادامه داد: مادر این پسر پس از زیر نظر گرفتن فرزند نوجوانش و صحبت با وی متوجه می شود که او با دختری 25 ساله در یکی از کافی نت های شهر آشنا شده و دختر با صحبت های اغوا کننده پسر را اغفال و با دادن شماره تلفن به پسر رابطه آنها در شبکه اجتماعی واتساپ ادامه پیدا کرده و در نهایت با جلب رضایت پسر (ارسال عکس دختر) چندین عکس شخصی از طرف پسر برای این خانم ارسال شده است و بعد از چند روز دختر، پسر را تهدید می کند اگر مبلغ 2 میلیون تومان برایش واریز نکند عکس هایش را برای خانواده اش و در اینترنت پخش می کند. 

رئیس پلیس فتا استان فارس اظهار كرد: با تلاش کارشناسان فنی پلیس فتا برای یافتن متهم و جلوگیری از انتشار تصاویر این نوجوان، بعد از دو روز مشخص شد پرونده این متهم تنها به جریان پسر نوجوان 15 ساله ختم نمی شود و او شاکیان مشابه دیگری نیز دارد.

سرهنگ حسینی بیان كرد: متهم طی یک عملیات اطلاعاتی شناسایی، دستگیر و پس از آنكه به جرم خود اقرار كرد با تشكیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شد.

وی به خانواده ها توصیه كرد: همان گونه که فرزندان خود را از مزایای شبکه های اجتماعی آگاه می سازید و اجازه استفاده از این گونه شبکه ها را به آنها می دهید از مشکلات این گونه شبکه ها نیز آنها را مطلع كنید تا چنین اتفاقاتی دامنگیر زندگیشان نشود و این که به راحتی به اشخاص اعتماد نکرده و عکس های شخصی خود را که یک دنیا ارزش و آبرو پشت سر دارد، با اراده خود و به راحتی در اختیار افراد به ظاهر دوست قرار ندهند.

*********************
سریال سایبر و رویکرد فمینیستی صدا و سیما:

چندی پیش سریالی پلیسی در صدا و سیما پخش میشد تحت عنوان سایبر. در حالی که بخش اعظمی از تخلفات سایبری و حتی حقیقی در جامعه امروز ایران توسط زنان صورت می گیرد و تبهکاری های زنان همچون سایر آمار های پیشرفت های زنان در حال پیشی گرفتن از مردان است، اما در این سریال در کل قسمت هایی که پخش شد فقط تبهکاران سایبری مرد به تصویر کشیده می شدند و در این سریال نیز مانند سایر سریال های سیما مقدس سازی زنان و گرگ نشان دادن مردان بود که دیده میشد.
در این سریال همیشه زنان نقش قربانی را داشتند و در آخرین بخش از سریال تنها زن خلافکار این مجموعه بر عملش ماله کشی شده و کار او به دلیل تنگنا و حس مادری توجیه شده و در نهایت عاقبت خوبی نصیب این زن نیز می شود (ازدواج با یک آقای مهندس پولدار رئیس شرکت ساختمانی)!
چیزی که از این سریال القا می شد این بود که زنان معصومند و مردان گرگ هستند و زنان تنها برای مادری یا ظلمی که به آنها می شود دست به اعمال شنیع یا هر کار زشتی که فکرش را بکنید می زنند.
همان کلیشه همیشگی که زنان معصومند و اگر هم گناهی مرتکب شوند حتما مقصر آن مردان هستند!

خبر بالا مشتی از نمونه خربار های اعمال مجرمانه زنان در فضای مجازی و فضای حقیقی است که مانند سایر آمار ها با تلاش های فمینیست های لعین و عوامل سر سپرده غرب در کشور ما سانسور و فیلتر می شود و چنین القا می شود که صفت پاک و منزه بودن خدا از زنان به عاریه گرفته شده است و اصلا بعید نیست روزی به این نتیجه برسیم که نعوذ بالله خداوند را یک زن زاییده است آن هم بدون عاملی مانند اسپرم و وجود یک مرد.
این مصداق کامل کفر و شرک است.
"

ذلکم الله ربکم لا اله الاهو خالق کل شئ فاعبدوه و هو علی کل شئ وکیل(129)؛ این الله پروردگار شماست ، جز او که آفریننده هر چیز است خدایی نیست . پس او را عبادت کنید ؛ زیرا او بر هر چیزی وکالت دارد .

هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء والارض لا اله الا هو فانی تؤفکون(130)؛ آیا آفریدگاری غیر از خدا هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد ؟ خدایی جز او نیست ، پس به کجا می روید ؟

ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله فانی یؤفکون(131)؛ و اگر از آنان [مشرکان] بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر کرده است ، همانا خواهند گفت : الله ؛ پس به کجا می روند ؟

هذا خلق الله فارونی ماذا خلق الذین من دونه بل الظالمون فی ضلال مبین(132)؛ این آفرینش خداست ، پس به من بنمایید که دیگران چه خلق کرده اند ؛ آری ستم گران در گمراهی آشکارند .

ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا ولو اجتمعوا له و ان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب ...(133)؛ آنانی که غیر از خدامی خوانیدشان هرگز پشه ای نخواهند آفرید ، هر چند برای آفریدن آن گرد هم آیند ، و اگر پشه ای چیزی را از آنان برباید ، از او پس نخواهند گرفت . چه ضعیف است جوینده و هم جست و جو شده ."


نکات زیر در باب نوشته فوق مهم است:
1- در این انجمن هیچ کس از تکریم زن بعنوان یک انسان ناراحت نیست لیکن در صورتی که این تکریم با تقبیح   و تحقیر مردان همراه نباشد که متاسفانه در جامعه ما مرسوم و مد شده است.
2- تکریم یک جانبه زنان و نادیده گرفتن مردان سبب نادیده گرفتن ویژگی های منفی زنان و آسیب پذیری مردان و جامعه در مقابل زنان می شود.
3- ایجاد دید وحشیانه و خطرناک از مردان و مظلوم انگاری زنان ( که خود از مصادیق بارز خشونت علیه مردان می باشد ) سبب بی عدالتی در تصویب قوانین به ضرر مردان می شود که عاقبت دود آن با خشونت و شدت بیشتر به چشم خود زنان هم خواهد رفت.


نظرات()   
   

شرق نوشت:دو سال قبل همسایه‌های زنی در غرب تهران خبر دادند درگیری بین او که رعنا نام داشت و مردی که به خانه‌اش رفت‌وآمد می‌کرد، باعث مرگ زن شده‌ است.

فردی که با مأموران تماس گرفته ‌بود، گفت: رعنا چندماهی می‌شد که به این آپارتمان آمده ‌بود و مردی هم به خانه‌اش رفت‌و‌آمد می‌کرد. امروز صبح (روز حادثه) آنها با هم درگیر شدند و رعنا به قتل رسید. زمانی که مأموران به محل رسیدند، جسد رعنا را مشاهده کردند که خفه شده‌ و مردی جوان به نام کریم هم بالای سر او ایستاده بود. کریم به دستور بازپرس بازداشت شد و جسد رعنا نیز به پزشکی قانونی انتقال یافت. کریم در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت: رعنا با مرد دیگری رابطه داشت و این موضوع من را اذیت می‌کرد. روز حادثه وقتی دیدم رعنا همچنان به کارش ادامه می‌دهد عصبانی شدم و او را به قتل رساندم.

با توجه به اعتراف متهم و تکمیل پرونده، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته جلسه رسیدگی به پرونده این متهم برگزار شد. در ابتدای جلسه رسیدگی با توجه به اینکه نماینده دادستان حضور نداشت، منشی جلسه کیفرخواست را خواند و سپس اولیای‌ دم در جایگاه حاضر شدند. مادر مقتول که به‌عنوان یکی از اولیای‌ دم در جایگاه حاضر شده ‌بود، درخواست قصاص کرد و گفت: من یک نوه دارم که ١٠ساله است. وقتی دخترم از شوهرش جدا شد، پسرش با او زندگی می‌کرد، بعد از قتل دخترم، نوه‌ام با پدرش زندگی می‌کرد و ما با هم ارتباط داشتیم اما یک سال قبل داماد سابقم فوت کرد و این‌طور بود که ارتباط ما به طور کامل قطع شد و من هرچه تلاش کردم نوه‌ام را پیدا کنم موفق نشدم. اما از طرف خودم درخواست قصاص دارم. من پولی ندارم که تفاضل دیه و سهم صغیر را بدهم بااین‌حال از قصاص هم گذشت نمی‌کنم.

وقتی نوبت به متهم رسید، او در جایگاه حاضر شد؛ اتهام قتل و رابطه را قبول کرد و گفت: من از طریق پسر صاحبکارم با رعنا آشنا شدم، او به من گفت چند زن در یک خانه زندگی می‌کنند و یکی از آنها زنی زیبا و جوان است که مشکلات مالی زیادی دارد و اگر دوست داشته ‌باشم می‌توانم به دیدنش بروم. من یک ‌بار به آن خانه رفتم و رعنا را دیدم. او زن دوست‌داشتنی و زیبایی بود. ما با هم رابطه داشتیم. عاشق رعنا شدم و به او گفتم، اگر دوست داشته‌ باشد، ما می‌توانیم با هم زندگی خوبی داشته ‌باشیم.

او را از خانه‌ای که بود بیرون آوردم و در غرب تهران برایش خانه اجاره کردم. زندگی آرامی هم داشتیم، من سر کار می‌رفتم و هرچه می‌خواست می‌خریدم و با هم رابطه خوبی داشتیم. من او را به صورت صیغه‌ای عقد کردم و دیگر زن و شوهر شده‌ بودیم. تا اینکه یک شب قبل از حادثه صاحبکارم با من تماس گرفت و گفت بتون‌ریزی داریم و باید سر کار بروم. من هم رفتم و فردای آن روز برگشتم. صبح زود بود، زنگ در را زدم، رعنا در را باز نکرد، فکر کردم خوابیده‌ است؛ به تلفنش زنگ زدم، باز هم جواب نداد. یکی از همسایه‌ها که من را می‌شناخت در را باز کرد و من وارد خانه شدم.

در واحد باز بود، به محض اینکه وارد شدم، مردی جوان با تیزی به من حمله کرد، جاخالی دادم و به سمت آشپزخانه رفتم که چاقو بردارم که آن مرد فرار کرد. بعد با رعنا جروبحث کردم، کمی که آرام شدیم به او گفتم اگر می‌خواهد به این کارهایش ادامه دهد، به من بگوید که بروم و او هم به زندگی‌اش ادامه دهد اما او حرف زشتی به من زد. من دوباره عصبانی شدم. به سمت رعنا حمله کردم و دستم را دور گلویش حلقه کردم و فشار دادم تا اینکه فوت شد. متهم درباره اینکه چرا قبلا دراین‌باره حرفی نزده ‌بود و رابطه نامشروع را هم پذیرفته ‌است، گفت: من قبلا هم گفتم او را صیغه کرده ‌بودم. ما افغان‌ها بدون اینکه کسی را عقد کنیم، با او رابطه برقرار نمی‌کنیم؛ من معنی حرفی که گفتید را نفهمیدم و اتهام را قبول کردم.

او درباره اینکه آیا در افغانستان زن و فرزند و خانواده دارد، گفت: زنم در جنگ کشته‌ شد، خودم هم در آن جنگ بودم اما سالم ماندم. بچه‌هایم حالا در آنجا زندگی می‌کنند اما پدر و مادر و خواهرم در افغانستان هستند؛ اتفاقا آنها رعنا را دیده و پسندیده‌اند؛ قبل از عقد من عکسی از رعنا برای آنها فرستادم و موافقتشان را گرفتم. هیأت قضات بعد از دفاعیات متهم و وکیل‌مدافعش برای تصمیم‌گیری درباره این پرونده وارد شور شدند.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]