کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب سید

شهیندخت مولاوردی (مسئول معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت حسن روحانی) در پست اینستاگرام خود نوشت:
Image
sh.molaverdi : در هفته کارافرینی قرار داریم و این بهانه ای شد که به نقش کارافرینی در ارتقای مشارکت اقتصادی زنان بپردازم . شاید بتوان گفت با وجود حدود بیست میلیون زن خانه‌دار که یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، می‌توان دریافت که بخشی از این عدم پویایی در اقتصاد و مشکلات ناشی از همین خانه‌نشینی و نداشتن جایگاه اجتماعی مشخص است. بیمه زنان خانه‌دار می‌تواند بخشی از این مشکل را برطرف کند اما این همه مسأله اقتصادی زنان و دختران جامعه ما نیست. از ابتدای دهه هشتاد که میزان ورودی دختران به دانشگاه‌ها افزایش یافت باید به این موضوع هم می‌اندیشیدیم که این دختران فارغ‌التحصیل چه موقعیتی در جامعه خواهند داشت. نگاهی به اطلس جامع وضعیت زنان کشور نشان می‌دهد که ما در ده استان کشور با بیکاری زنان و دختران جوان فارغ‌التحصیل مواجهیم.استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، کردستان، لرستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، قم و بوشهر بیشترین بیکاری زنان و دختران فارغ‌التحصیل را به خود اختصاص داده‌اند.
حال پرسش این است که چگونه می‌توان در سریع‌ترین زمان ممکن راهی پیش پای دختران و زنان جوان قرار داد. از سوی دیگر نمی‌توان فقط منتظر منابع و طرح‌های دولتی بود. شاید به همین دلیل تکیه بر مقوله کارآفرینی و تقویت کارآفرینان بتواند به این نیاز پاسخ سریع‌تری بدهد. حمایت و هدایت کارآفرینان با تکیه بر شرایطی که از وضعیت اطلس جامع زنان می‌توان استخراج کرد ما را قادر خواهد کرد تا سریعتر برای دختران و زنان جوان فارغ‌التحصیل طرحی بریزیم.گر با این نگاه بتوانیم دختران و زنان جوان‌مان را از یک سو و سرمایه‌گذاران و کارآفرینانمان را از سوی دیگر به سمت روش‌های خلاقانه سوق دهیم در کوتاه‌مدت می‌توانیم فضای کسب و کار برای خانم‌ها را تغییر داده و بهبود ببخشیم. نکته دیگر استفاده از تکنولوژی‌های نوین و تکیه بر خلاقیت‌ها این است که دیگر نیازی در کار به زور بازو نیست که مثل دوره‌های گذشته کار را با مولفه‌های جنسیتی در برابر خانم‌ها و آقایان قرار دهد. در عرصه تکنولوژی خانم و آقا بسته به تخصص و هوشمندی که از خود به خرج دهند می‌تواند کسب و کاری را ایجاد و اداره کنند.
به همین دلیل با تکیه بر تکنولوژی می‌توانیم در کوتاه‌مدت از یک‌سو نابرابری جنسیتی در فضای کسب و کار را تعدیل کنیم و از سوی دیگر در سریعترین زمان ممکن برای دختران و زنان جوانمان برنامه‌هایی را به اجرا درآوریم.

نکات:  
- همانطور که در متن خواندید، با وجود خیل عظیم مردان و پسران بیکار در جامعه ایرانی که بخش عمده ای از آنها تحصیل کرده هستند و حتی 2 سال از جوانی خود را نیز در سربازی از دست داده اند و امروز بیکار مانده اند، مولاوردی از اشتغال زنان به عنوان عاملی برای پویایی اقتصاد نام برده است. به عبارت بهتر، مولاوردی نه نیروی کار ارزان خارجی و نه نیروی انسانی جوان و بیکار فراوان ایرانی را به عنوان عوامل رونق اقتصادی به شمار نیاورده و فقط بر روی اشتغال زنان خانه دار متمرکز شده است. این بخوبی نشان از برنامه ها و سیاست های پشت پرده دولت و معاونت زنان آن برای جامعه و خانواده ایرانی دارد.  و همچنین نشان می دهد که ادله این افراد برای ربط دادن این مسئله به رونق اقتصادی کاملا بی ربط است.
- نکته حائز اهمیتی که می توان از لابلای سخنان مولاوردی به عنوان یکی از زنان فعال جنبش فمینیسم ایرانی نام برد این است که وی به شیوایی و رسایی از ارتباط «اشتغال زنان» با «نظام اقتصادی سرمایه داری» سخن به میان آورده است. به عبارت بهتر فمینیسم و جنبش فمینیسم که مظهر آن در اشتغال و حضور گسترده زنان در اجتماع جلوه گر است هدفی جز تشکیل نظام سرمایه داری غربی ندارد.
- نکته حائز اهمیت دیگری که از لابلای سخنان مولاوردی می توان استنتاج کرد این است که تفکرات و القائات فمینیستی رسانه ها بر روی استان ها و مناطقی از کشور که جمعیت غیر شیعه در آن زیاد است به شدت کم بوده است. به عبارت بهتر در شهرهایی که برادران اهل سنت، اکثریت یا جمعیت زیادی به خود اختصاص می دهند شاهد حضور کمرنگ زنان در مشاغل و حضور آنها در خانه و امر مقدس خانه داری هستیم. این یعنی متاسفانه جامعه شیعی ما به شدت از القائات فمینیستی رسانه ها در دوران جمهوری اسلامی تاثیر پذیرفته که نشانه های آن را می توان در آمار بالای طلاق و کاهش جمعیت شیعیان و افزایش روز افزون مفاسد اجتماعی مشاهده کرد.
- طرح جدید معاونت زنان، ایجاد وفاق و انسجام در بین کارفرمایان با بکارگیری راه حل ها و ایده های نوین برای پیوند زدن آنها با معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری است. بعبارت بهتر در این وانفسای اقتصادی که رکود و بیکاری بیداد می کند معاونت زنان به فکر اختصاص مشاغل جدید و تازه به زنان و دختران است. لیکن با وجود رئیس جمهور و وزرای مذکر در بدنه دولت، هیچ کس دغدغه مشکلات پسران و مردان را ندارد و شاهد مردستیزی گسترده در سیاست ها، برنامه ها، مصوبات و موضع گیری های دولتی هستیم.
- چیز دیگری که از سخنان مولاوردی مشخص است ارتباط دادن حضور دانشگاه به اشتغال است. با وجودی که دولت هیچگاه تضمین اشتغال به فارغ التحصیلان نداده است با این وجود مرتب شاهد مصاحبه و گفتگوی شخصیت های روشنفکر اعم از مسئول و مدیر و خبرنگار و نویسنده و شخصیت های دانشگاهی درباره ارتباط دادن حضور زنان در دانشگاه و لزوم اشتغال آنها هستیم. مطمئنا چنین رویکردی با هدف دامن زدن به مطالبات جنسیتی زنان صورت می پذیرد.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 18 بهمن 1394
نظرات()   
   
جمعه 16 بهمن 1394  19:04
نوع مطلب: (اقدامات انجمن ،) توسط: سید

با سلام 
دوستان و همراهان عزیزبه لطف خدا و همراهی شما، پس از چند ماه تلاش موفق شدیم نسخه جدید سایت خانه مردان را راه اندازی نماییم.بر خلاف نسخه قبلی که بخش عمده ای از مطالب به مطالب درجه دو اختصاص داشت در مدل جدید طوری هدف گذاری کردیم که سایت به بهترین سایت مردانه وب تبدیل شود. بر همین اساس فقط مطالب درجه یک را در سایت پوشش دادیم و بقیه مطالب را به تارنماهای دیگر منتقل کردیم.

Image


چیزی که برای ما اهمیت دارد نظر شما دوستان برای ارتقای کیفیت و استراتژی مطلب گذاری در این سایت است. این برای ما خیلی مهم است که راهبرد غلطی را اتخاذ نکنیم. چیزی که در مدل قبلی رعایت نکردیم و منجر به شکست طرح قبلی شد. لذا در طرح جدید دنبال انتقادات و پیشنهادات شما دوستان هستیم تا سایت خانه مردان به مرجع فکری ضد فمینیسم تبدیل شود.


منتظر نظرات تان هستیم. 
برای مشاهده سایت خانه مردان می توانید اینــــــــــــــــــــــــجا را کلیک کنید.


  • آخرین ویرایش:جمعه 16 بهمن 1394
نظرات()   
   

 ارزیابی سیاست های سایت های حامی فمینیسم در تعامل با کاربران و بازنشر نظرات آنها برای ما می تواند آموزنده باشد. نگاهی به چند نمونه و نکات آن می اندازیم:
Image
یکی از فروم های سایت «هم میهن» که مدت زیادی است که تبلیغات آن بر سر سایت الف خودنمایی می کند نشان می دهد اختصاص دارد به مطلبی با عنوان « انجمن ضد فمینیست ها(ورود فمینیست ممنوع)». در این انجمن، مدیر آن پیغامی را مرتب در بطن پست ها تکرار کرده است که بیانگر رویکرد کلی راه اندازی این بخش می باشد. وی در عبارت خود آورده است: «اقا این تاپیک تاپیک ضد فمینیست یعنی ضد جنسیت موءنث ... شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست ... در ضمن هر کس ثبت نام کرد باید توی امضاش این عبارت رو بتایپه: THE.ANTI.FIMINIST.GROUP».

در ذیل این مطلب در تالار گفتمان هم میهن کوشیده شده است که هر کسی که به فمینیسم انتقاد دارد و در زمینه حمایت از حقوق مردان و حفظ بنیان خانواده و مخالفت با مدرنیته اظهار نظر می کند را به عنوان «ضد جنسیت مونث» معرفی کند.

این مطلب را در زیر بخوانید:
ضد فمینیسم یعنی ضد جنسیت مونث!!!
http://forum.hammihan.com/thread9385-20.html 

این اقدام چند نکته مهم در بردارد:
- فمینیسم به معنای زن سالاری است (برخی آن را «اصالت زن» می نامند که در اینجا اصالت به معنای حق به جانب بودن و سالار است). لذا ابدا ضد فمینیست بودن به معنای ضد زن بودن نیست بلکه به معنای ضد زن سالاری است.
- طراحان اینگونه مطالب در صدد هستند با لوث کردن اقدامات و فعالیت های انجمن گونه فعالان حقوق مرد در فضای سایبر، حرکت آن ها را لوث و تمسخرآلود جلوه دهند.
- نویسنده و مدیر این تالار که خود مشخص است که فمینیست است (از این عبارت می شود به خوبی فهمید "در شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست") یک نمونه از فمینیست هایی است که می کوشند پسران و مردان را علیه دختران و زنان بشورانند. این رویه باعث می شود دو جنس از یکدیگر متنفر شوند و این باعث رونق جنبش های جنسیتی زنانه می شود. 
- فمینیست ها از اظهار تنفر پسران و مردان برای تقویت فعالیت های فمینیستی زنان و دختران جوان استفاده می کنند. با توجه به اینکه فمینیست ها از جانب رسانه های روشنفکر و قدرتمندان فاسد و سرمایه داران کثیف در کشور ما حمایت کامل می شوند، دامن زدن به ضدیت بین زن و مرد به طور کامل به نفع فمینیست ها تمام می شود.
- همچنین می توان به سرقت کلیدواژه های ضد فمینیسم برای بالا قرار گرفتن در نتایج نمایش داده در جستجوی گوگل نیز می توان اشاره کرد. به عبارت بهتر فعالان حقیقی ضد فمینیسم نیز می توانند تارنمایی زده و فمینیسم را مورد تمسخر قرار دهند تا در نتایج گوگل در رتبه های بالا نمایش داده شود.

Image
دامن زدن به جنگ و جدال های فمینیستی و عدم انتشار نظرات پرمحتوا در بخش نظرات سایت الف 
در نمونه ای دیگر، سایت الف که یدی طولانی در انتشار مطالب فمینیستی دارد مطلبی را با عنوان زیر در لینک زیر منتشر کرده است:
زن خبانتکار با همدستی یک جوان، شوهرش را به ته دره پرت کرد
http://alef.ir/vdcf1mdmtw6d0va.igiw.html?323695

در ذیل این مطلب شاهد هستید که برخی نظرات که حامل رویکرد های فمینیستی می باشد نمایش داده شده اند. تاریخ انتشار این نظرات نیز قابل توجه است. انتشار خبر در ساعت 7:40 و درج نظر مربوطه در ساعت 8:53. زمان انتشار نظرات که همه نظرات اولی به یکباره نمایش داده شده اند. نکته حائز اهمیت این است که نظر اولی اختصاص دارد به یک نظر تند مبنی بر اعدام زن خائن. در نظر دوم که همزمان با نظر اول منتشر شده است نویسنده از دریچه نگاه منطقی به توجیه جنایت و خیانت آن زن پرداخته است. 

ما بلافاصله با مشاهده این خبر این نظر را در ذیل این مطلب نوشتیم ولی این نظر پس از انتشار نظراتی که برخی از آن ها یک روز دیرتر از نظر ما درج شده بودند و پس از چند روز که این خبر به طور کامل از صفحه اول سایت الف حذف شده بود از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر می شود. متن کامل نظر ما را در زیر بخوانید: 

"اینکه یک زن دست به خیانت می زند به این دلیل نیست که حق طلاق ندارد بلکه به این دلیل است که زن خائن، آدم هوسبازی بوده. راهی که دین اسلام برای برخورد با این دسته از زن های خائن و مردهای احمق در نظر گرفته است سنگسار در ملا عام است. سنگسار حکم خشنی بوده که در ملا عام، ترس و وحشت را در دل زنان و مردان می اندازد تا دست به این اقدام نزنند. دادن حق طلاق به زنان در کنار حقوق دیگر مثل مهریه و نفقه و اجرت المثل و نحله و هبه باعث فروپاشی خانواده می شود. چون دیگر هیچ مرد عاقلی ازدواج نخواهد کرد. ضمن اینکه هیچ دادگاهی چنین طلاقی را به رسمیت نمی شناسد. شما فکر کردی اگر فردا زنی دست به خیانت بزند و برود به دادگاه بگوید طلاق می خواهم مسئله حل خواهد شد. این ایده شما، برسمیت شناختن خیانت زنان و هوسبازی آنهاست.
همچنین خاطر نشان می سازم همینک خیلی از زنان هستند که به شوهرشان خیانت می کنند ولی شوهرشان می گوید بیا طلاقت دهم ولی زن می گوید مهریه و نفقه اش را می خواهد تا طلاق بگیرد. اگر قرار باشد حق طلاق به زنان داده شود باید خیلی از قوانین تغییر کند و تغییر قوانین الهی و اسلامی منجر به نتایج دیگری در جامعه می شود که مطمئنا اثرات سوء آن را در پی خواهد داشت."

نکته:
- نتیجه آنکه دست اندرکاران سایت الف می کوشند تا افراد سنتی را افراطی و بی منطق جلوه دهند و از سوی دیگر سعی می کنند با ابزار رسانه، فمینیست ها را افرادی منطقی جلوه دهند. بر همین اساس، اگر شما یک مسلمان باشید و بخواهید با ابزار منطق و مطالعات تان مطالب این سایت را نقد کنید از جانب دست اندرکاران این رسانه ها منتشر نخواهد شد مگر پس از حذف مطلب از صفحه اول.

Image
همچنین همین سایت در مطلبی دیگر ضمن مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان بر معضل بیکاری مردان به واسطه دامن زدن به اشتغال زنان دامن زده است. در ذیل این مطلب شاهد هستید که به صورت کاملا هدفمند، برخی در زیر این مطلب از جانب افراد مثلا متدین اقدام به نظرات توهین آمیز گذاشته و با لحنی زشت و زننده، زنان خانه دار را تحقیر کرده اند و جالب تر آنکه این نظرات توهین آمیز از جانب سایت الف نیز به طور کامل در بخش های مختلف نظرات منتشر شده است. برخی از افراد ساده لوح نیز فکر می کنند این نظرات مردم است در حالی که واقعیت این نیست و این نظرات تایید شده که حاوی توهین است بیانگر سیاست های پشت پرده تایید کنندگان این نظرات در سایت الف است. 

مطلب سایت الف:
زنان بیکارترند یا مردان؟
http://alef.ir/vdcjv8etiuqe8hz.fsfu.html?322915 

نکته:
- فمینیست ها سعی می کنند از جانب افراد ضد فمینیست به شکل های مختلف اظهار نظر کنند تا این جبهه را تخریب کنند. بعید نیست در آینده افراد و شخصیت هایی را به عنوان ضد فمینیسم در رسانه هایشان مطرح کنند تا این جریان را لوث کنند.
- فمینیست ها سعی می کنند با نظرات توهین آمیز در بخش نظرات سایت های خبری، افراد متدین و سنتی را شخصیت های سرکوبگر و پرخاشگر نشان دهند و از سوی دیگر افراد غربزده و فمینیست را شخصیت های منطقی و عالم و دانشمند نشان دهند.

ما در این سایت نظر زیر را قرار دادیم ولی با کمال تاسف از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر نشد زیرا این خلاف رویه سیاست های پشت پرده دست اندرکاران سایت الف است. این نظر را ما دو بار به سایت الف در دو زمان متفاوت ارسال کردیم ولی هیچگاه نمایش داده نشد:

"آمارهایی که نهادهای دولتی منتشر می کنند تابع سیاست های کشور بوده و به همین دلیل سیاسی است لذا نمی تواند معتبر باشد. یکی از این دست از آمارها نرخ بیکاری زنان و مردان است. همواره از مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان سخن به میان می آید که این اقدام زشتی است که مرتب از سوی خبرگزاری های داخلی و سایت های خبری تکرار می شود بدون آنکه کسی این عمل زشت را نقد کند. رسالت زن در جامعه اسلامی تربیت انسان است و تربیت انسان مقدس ترین و بزرگ ترین و زیباترین هنر و کاری است که در دنیا وجود دارد و فقط در حیطه توانایی زنان تعریف شده است. همراهی شوهر و دیگری تربیت و پرورش فرزندان که نیاز به آرامش روحی روانی، دقت ، صبر، خوش خلفی و لطافت ذهنی زن دارد. اما وقتی به زنان، نقش مردانه می دهیم و آنها را به بیرون از خانه سوق می دهیم در جهت تخریب این باور دینی گام بر می داریم. لذا تبلیع و ترویج اشتغال زنان اقدامی نادرست و درجهت سیاست های سکولار و برنامه های فراماسونری «توسعه انسانی» سازمان ملل انجام می پذیرد. در کنار این مسئله، نرخ بیکاری زنان و مردان در جامعه ما با کمال تعجب تعریف یکسانی دارد در حالی که وظایف مالی این دو جنس با هم از زمین تا آسمان متفاوت است. زن هیچ مسئولیت اقتصادی و قانونی تعریف شده در قبال خانواده ندارد و به عنوان نمونه حق حضانت فرزند تا 7 سالگی علارغم نظر دین اسلام و موثرتر بودن تربیت پدر بر شکل گیری شخصیت فرزند به عنوان یک امتیاز به زن (مادر) داده شده ولی در عین حال نفقه او و فرزند بر عهده همان پدری است که طی طلاق از فرزند خویش جدا شده است. لذا یکسان بودن تعریف بیکاری مرد با زن (پسر با دختر) اقدامی نادرست است. همچنین با وجودی که تعریف نرخ بیکاری مردان با زنان یکی است ولی نتایجی که از آن منتج می شود غیر مستند است. به عنوان نمونه سربازان وظیفه که حقوق متوسط 60 هزار تومان می گیرند شاغل به حساب می آیند ولی زنان خانه دار که طبق قانون مشمول حداقل نفقه 250 هزار تومانی در ماه هستند بیکار حساب می شوند و بر همین اساس، نرخ بیکاری دستخوش تغییر می شود. لذا به دلایل فوق نمی توان به این آمارها اعتماد کرد و این آمارها با رویکرد های سیاسی (ضد مرد و فمینیستی) تولید می شوند. همچنین در انتها خاطر نشان می سازیم که ما نباید آنچه را به واقع می بینیم را تکذیب کنیم و آنچه در سایت ها و روزنامه ها می خوانیم تایید کنیم. واقعیت این است که اکثریت پرسنل ادارات دولتی، بانک ها، شهرداری ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، دستگاه ها، خبرگزاری ها، نشریات، انجمن ها، شرکت ها و شرکت های خصوصی و کارگاه ها را زنان تشکیل داده اند. از سوی دیگر، نیروی کار افغانی نیز مشاغل سطح پایین بسیاری را گرفته و جوانان ایرانی بسیاری نیز در نتیجه سیاست اشتغال اتباع بیگانه و زنان بیکار شده اند. لذا بنده به جد معتقدم که این آمارها نادرست و خلاف واقع می باشند."


اسکرین شات مطالب:
- سایت هم میهن: http://s7.picofile.com/file/8234931776/325_1p.jpeg 
- سایت الف: http://s7.picofile.com/file/8234932100/325_2p.jpeg 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 7 بهمن 1394
نظرات()   
   

فمینیست ها پیاده نظام ارتش فراماسونری و دجال هستند. آنها بودجه های کلانی از دولت های خارجی می گیرند و ایده های جنسیت گرای خویش را دنبال می کنند. سال ها پیش که تعداد دانشجویان پسر از دانشجویان دختر دانشگاه ها بیشتر بود، طرحی را در مجلس تصویب کردند که مقدار کفی برای ورود زنان و دختران در دانشگاه ها و رشته های دانشگاه های دولتی اختصاص یابد. بر همین اساس، حتی اگر پسرها باهوش تر نیز باشندحداقل تعداد مشخصی دختر به کلاس های درس راه خواهند یافت. حالا فمینیست ها با حمایت فمینیست های دولتی طرح جدیدی پیاده سازی کرده اند. آنها با الگوگیری از تجربه موفق تبعیض جنسیتی مثبت در پذیرش دختران در کنکور سراسری که در نهایت باعث اختصاص 60 تا 90 درصد کرسی های دانشگاه های دولتی به زنان و دختران شد درصدد هستند تا با ایجاد یک تبعیض جنسیتی دیگر، این مدل را در مجلس شورای اسلامی پیاده کنند. آنها امید دارند تا با این رویکرد، افرادی که علیه ارزش های دینی و سنت رسول خدا(ص) قیام کرده اند را با ظاهر موجه (با چادر برای زنان و با عبا و عمامه برای مردان) به مجلس راهی کنند تا جامعه را منطبق اهداف شیطانی خویش مدرن سازی و دین زدایی کنند.  

فمینیست ها پیاده نظام جریان ضد انقلاب هستند. آنها از سوی تمام رسانه های ضد انقلاب و ضد اسلام حمایت رسانه ای می شوند. جریان های اصلاح طلبی و اصولگرایی که دو جریان فاسد در کشور ما برای مشغول کردن مردم به جنگ زرگری و انتخاباتی است نیز با این موج همراهی کرده اند و هیچ یک از رسانه های اصولگرا در برابر فمینیست ها و طرح جدیدشان موضع گیری نکرده اند. این به خوبی نشان می دهد که درد رسانه های کشور -اصولگرا و اصلاح طلب- درد و غم قدرت است و نه درد دین و ارزش های دینی.

در حالی که در کشورهای پیشرفته دنیا و آمریکا که مهد و مادر فمینیسم و صادر کننده آن به کشورهای دیگر است، زنان حضور بسیار ناچیزی در کابینه دارند فمینیست های ایرانی، اینبار افغانستان را الگوی خویش قرار داده اند و با الگوگیری شیوه اجرا شده در افغانستان در صدد سوق دادن زنان و دختران به مجلس هستند. نگاهی به اتحادیه اروپا نشان می دهد که اکثر اعضای آن را مردان تشکیل می دهند و زنان حضور ناچیزی در مسند قدرت کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا دارند. با این وجود فمینیست های بی دین و خائن ایرانی که هدفی جز استحاله فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی را ندارند هر ازگاهی ایده جدیدی را مطرح می کنند.

اخیرا این جریان، طی برگزاری جلسه ای بیانیه ای صادر کرده که اسامی خبرنگاران و روزنامه نگاران روشنفکر زیادی در آن خودنمایی می کند. افرادی که در روزنامه های متصل به افراد ثروتمند و صاحب قدرت در کشور هستند و ابدا دغدغه آرمان های اسلامی و انقلابی کشور اسلامی مان را ندارند.    

فعالیت گسترده فمینیست ها برای نفوذ به کرسی های بالای کشور در حالی صورت می گیرد که با حمایت کامل جریان فراماسونری در بین مسئولین همراه است. با این وجود رسانه هایی همچون خبرگزاری فارس و خبرگزاری مهر و خبرگزاری های صدا و سیما (باشگاه خبرنگاران جوان و روزنامه جام جم) ابدا در برابر این تبعیض جنسیتی جدید موضع گیری و روشنگری نکرده و نمی کنند. زیرا بدنه زنان حاضر در تحریریه این رسانه ها افرادی هستند که روشنفکر بوده ابدا دغدغه دین و انقلاب ندارند و احساسات و مکر زنانه شان بر تعقل و خردمندی و فهم اسلامی و انقلابی غلبه دارد. با این وجود شخصیت های مرد جریان های اصولگرا و اصلاح طلب، همگرا با این جریان سازی، هیچ ایده و طرحی برای مقابله و خنثی سازی طرح های پلید فمینیست ها مطرح نکرده و نمی کنند. آنها در موارد متعددی با خواست این جریان ها همراهی می کنند. همین مسئله به خوبی نشان می دهد جریان های سیاسی کشور ها تشنه قدرت هستند و اگر در مسائل سیاسی دم از انقلاب و ولایت می زنند فقط برای عوام فریبی است و در باطن سیاست «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» را پیگیری و پیروی می کنند.

این همه در حالی است که زنان دولتی از جناح روشنفکر، کارنامه ضعیفی از خود به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن در افرادی مثل خانم مولاوردی (عدم توجه به خانواده و زنان خانه دار و افزایش جمعیت) و خانم ابتکار (آلودگی هوا، منقرض شدن نسل حیوانات، از بین رفتن جنگل ها) مشهود است. 

دروغگویی در ذات فمینیست هاست. فمینیسم یک فرقه ضاله است که بر مبنای دروغگویی استوار شده است. بررسی مطالب ذکر شده توسط پژوهشگران فمینیست نشان می دهد که آنها از هر موضوعی به نفع جنسیت خویش بهره برداری می کنند. ما به چند مورد از مغلطه های آنها در زیر اشاره کرده و پاسخ داده ایم:


1. آیا حضور زنان باعث فساد کمتر می شود؟   
بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که پشت هر مرد کلاهبردار، خبیث، ثروتمند و فاسدی یک زن همگرا با وی نیز وجود دارد. آنچه در کشورهای اروپایی باعث کاهش فساد شده است اصلاح مدل های اقتصادی و قوانین سخت گیرانه علیه فساد بوده است. ولی فمینیست ها می خواهند چیزهای بی ربطی را به هم ربط دهند و نتیجه دلخواه خودشان را بگیرند. امروز افغاستان که بخش عمده ای از نمایندگان مجلس آن را زنان تشکیل می دهند دچار مفاسد بزرگ دولتی است و جالب این است که فمینیست ها، طرح افزایش حضور زنان در مجلس را از این کشور عقب افتاده درگیر فساد الگوبرداری کرده اند.     

2. دولت تعهد داده که حداقل نمایندگان زن مجلس 30 درصد باشد!    
یکی دیگر از مغلطه های فمینیست ها اشاره تفاهم نامه ای است که در دولت روشنفکر آقای خاتمی با سازمان ملل عقد شده است. بر اساس این تفاهم نامه که به هیچ عنوان تعهد آور نیست از کشورها خواسته شده که 30 درصد مجلس خودشان را به زنان اختصاص دهند. در اینکه برنامه های سازمان ملل فمینیستی و غیر اسلامی و صهیونیستی است شکی نیست. ولی چیزی که اینجا جالب است استدلال فمینیست هاست که به عنوان وکیل مدافع و سرباز پیاده سازمان ملل صهیونیستی ظاهر شده اند. از نظر فمینیست ها، تمام قطعنامه های سازمان ملل نیز باید اجرا شود چون ایران عضو آن است! این حرف فمینیست ها، به نوعی همگرایی و همنوایی آنها با سازمان ملل و ارگان های صهیونیستی را نشان می دهد.

3. اگر زنان روی کار بیایند 50 درصد خشونت ها کم می شود!    
یکی از فمینیست ها ادعای جالبی مطرح کرده است. از نظر وی، اگر زنان در مجلس و دولت روی کار بیایند از خشونت ها کاسته می شود. کافی است در این عبارت اندیشه کنید. آیا کشور و حکومت ما خشونت گرا است؟ مطمئنا چنین نیست! آیا کشور و حکومت ما جنگ گراست؟ مطمئنا چنین نیست. پس منظور فمینیست ها چیست؟ بلی. منظور فمینیست ها حذف مقاومت نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در برابر اسرائیل، آمریکا و دولت های شیطانی است. آنها می خواهند تا کشور ما به یک کشور سرسپرده و تسلیم تبدیل شود. هر جا آنها حرفی از خشونت زنند منظورشان مقاومت مردم مومن بر آرمان هایشان است و هدف آنها دور کردن مردم از آرمان های حسینی و عاشورایی شیعیان ایران است. همچنین می توان به جرئت گفت که از زمانی که فمینیسم در کشور ما شیوع پیدا کرده است روز بروز بر آمار خشونت های خانوادگی افزوده شده است. لذا فمینسم خود مروج خشونت است نه کاهش دهنده آن.

4. زنان شایستگی دارند!     
عبارت مضحک دیگری که بارها از سوی فمینیست ها عنوان شده مطلب شایستگی زنان است. آنها با اشاره به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه ها می خواهند این ادعا را بیان کنند که زنان شایسته هستند. این در حالی است که وجود قوانین سخت گیرانه مثل سربازی برای پسران باعث شده که بسیاری از آنها نتوانند به دانشگاه راه یابند. همچنین وجود دانشگاه ها و رشته های کاملا زنانه (مثل راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی دخترانه در هر استان) نمونه هایی از تبعیض بر علیه پسران است که باعث حضور بیشتر دختران در دانشگاه ها شده است. ضمن اینکه ادعا شده که هم اکنون وزارت علوم، برای پسران تبعیض مثبت در نظر می گیرد که کاملا دروغ بوده و مصداق توهین و ضدیت با پسران است. چون اگر ادعا شده که این قانون وجود دارد پس چرا بین 60 تا 90 درصد رشته های مختلط دانشگاه های روزانه را دختران گرفته اند؟ و اگر چنین نیست چرا چنین رویکردی نسبت به پسران و مردان دارند و به دنبال ارتقای سطح علمی مردان با تصویب قوانین مشابه (مثل همین طرح 50 نماینده زن برای مجلس) نبوده و نیستند و در برابر آن موضع گیری می کنند؟ در جامعه ایرانی، بر دوش پسران، مسئولیت های مالی و قانونی تعریف شده که همین محدودیت ها مانع از تحصیل و فراغت وقت پسران و مردان برای تحصیل در دانشگاه می گردد ولی دختران هیچ یک از این دغدغه ها را ندارند و بدون دغدغه خاصی بارها در کنکور شرکت می کنند و به خرخوانی می پردازند. از طرف دیگر این سوال وجود دارد که اگر زنان شایستگی دارند چرا نتوانسته اند در طول تاریخ پادشاه یا وزیر شوند؟ چرا نتوانسته اند امروز بخش عمده کاندیداها را شامل شوند و به دنبال ایجاد و تصویب قوانین تبعیض آلود هستند؟ چرا نتوانسته اند در بین مصلحین و بزرگان هر جامعه ای حضور داشته باشند و امروز نیز که فعالانه در جامعه حضور دارند به دنبال خودخواهی های جنسیتی خودشان هستند؟

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
در زیر، متن کامل بیانیه فمینیست ها را که از سایت ها و رسانه هایشان گرفته شده است ذکر نموده ایم تا پژوهشگران ضد فمینیسم با طرح ها و برنامه های این جریان آشنا باشند:    
نکته قابل توجه در این نشست این است که اکثر شرکت کنندگان زن و دختر این برنامه، پیرزن یا دخترانی پژمرده هستند که به دلیل نداشتن ظاهر جذاب برای بینندگان از یک مجری زیبا چهره و آرایش کرده که بخش عمده ای از موهای خود را نیز بیرون ریخته است استفاده شده است تا اندکی نگاه بینندگان را به این افراد بهبود بخشد! ما نیز برای پیشگیری از حواس پرسی مخاطبان، تصویر این منشی را در همه تصاویر -به جز تصویر اول- محو کردیم.   


Image
در جهان امروز، خواهرانِ ما در بسیاری از کشورهای جهان، یک‌پنجم (۲۰ درصد) صندلی‌های مجلس‌ را در اختیار دارند، اما برای افزایش این تعداد و کسب یک‌دوم (۵۰ درصد) صندلی‌های مجلس بی‌وقفه تلاش می‌کنند. خواست زن‌ها فقط اشغال صندلی‌ها و استفاده از مزایای نمایندگی مجلس نیست بلکه هدف آن‌ها نظارت بر روند قانونگذاری است. زیرا هیچ قانونی نباید به صورت یک‌طرفه، بدون توجه به حقوق انسانی و اجتماعی زنان، به تصویب برسد. زنان در بسیاری از کشورهای جهان برای حقوق برابر و انسانی خود می‌کوشند و هر روز تعدادشان در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری افزایش می‌یابد.
اما ترکیب فعلی مجلس شورای اسلامی به گونه‌ای است که فقط ۳ درصد نمایندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند. یعنی؛ مجلس تقریباً در انحصار مردان است. پس جای تعجب نیست که در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور ما پیوسته نوای ناساز با حقوق برابر و انسانی زنان به گوش می‌رسد و ما با انفعال شاهد تصویب قوانینی هستیم که به جای توانمند کردن زنان،روزبه‌روز آنان را ناتوان‌تر می‌کند. زنان نیمی از جمعیت‌ کشورند و ترکیب مجلس باید به گونه‌ای باشد که بتواند قشرهای مختلف جامعه را نمایندگی کند. مجلس نباید در انجصار مردان باشد.
از این پس باید نمایندگانی را راهی مجلس کنیم که با حقوق انسانی و برابر برای زنان و همۀ شهروندان موافق‌اند. از همین روست که «کمپین پیش به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس» را به راه انداخته‌ایم تا خواست «حداقل ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» در مجلس دهم را در میان افکار عمومی مطرح کنیم. زنان مسئولیت‌های مهمی را در همۀ سطوح جامعه از خانواده گرفته تا عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برعهده دارند. اکنون زمان آن است که جایگاه زنان در قوانین، با توجه به میزان مسئولیت‌هایشان، تغییر کند.
افزایش مشارکت در قانون‌گذاری و مدیریت سیاسی، مطالبۀ بر حقی است که در اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح شده و در آن آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
از سوی دیگر یکی از اهداف «توسعه هزاره» که سند آن را در سال ۱۳۷۹ سران کشورها امضا کردند (و در سال ۱۳۸۴ نیز با حضور رئیس جمهوری ایران در اجلاس سران، بار دیگر دولت ایران بر آن مهر تأیید زد) برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است؛ اهداف سند توسعۀ هزاره باید تا سال ۱۳۹۴ توسط کشورهایی که آن را امضاء کرده‌اند محقق شود. در «نقشۀ راه» این سند که «کوفی عنان» دبیر کل وقت سازمان ملل آن را پیشنهاد داده، به صراحت آمده است که همۀ کشورهای امضاءکنندۀ‌ سند هزاره ـ از جمله ایران ـ باید تا سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۳۰ درصد کرسی‌های مجالس‌ خود را به زنان اختصاص دهند. پس چگونه است که دولت‌مردان ایران نسبت به سندی که آن را امضاء کرده اند، پایبندی نشان نمی‌دهند؟
 
پیش به سوی حضور فعال زنان در مجلس دهم   
ما به پشتوانۀ تجربۀ بیش از یکصد سال تاریخ مبارزات زنان در ایران برای دستیابی به حقوق اجتماعی و قانونی خود و سایر شهروندان، می‌خواهیم از طریق پیشبرد اهداف این کمپین مسئولان را واداریم که نه فقط به لایه‌های رأس هرم قدرت، بلکه به گروه‌های مردمی و اقشار حاشیه‌ای نیز پاسخگو باشند و اگر در صدد جلب آرای زنان‌ هستند باید آنان را در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری نیز سهیم کنند.
ما می‌خواهیم بگوییم که:
– در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان امید به تغییر داشت.
– در همه حال، می‌توان شهروندی تأثیرگذار و مثبت بود.
– و فضای عبوس و مردانۀ سیاست را می‌توان فضایی با طراوت و چندصدایی کرد.
تحقق این اهداف، بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه بتوانیم از حداکثر ظرفیت، هوشیاری و جسارت آزمودن راه‌های گوناگون بهره ببریم. تجربه نشان داده است که هر فضا و روزنه‌ای که زنان واگذاشته‌اند، بلافاصله با حضور «زن ستیزان» فتح شده و در نتیجه زندگی یکایک زنان کشور را بیش از پیش دستخوش تبعیض‌ها، محدودیت‌ها و رفتارهای خشونت‌بار کرده است.
پیروزی و شکست این حرکت، به یکایک ما زنان در هر کنارگوشه این کشور بستگی دارد. به زنانی بستگی دارد که با همه وجودشان معتقدند: « ما با هم می‌توانیم، اگر بخواهیم.»
از این‌رو، برای پیشبرد اهداف این کمپین، سه کمیتۀ زیر تشکیل خواهد شد: ۱ – «من کاندیدا می‌شوم.» ۲ – «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» ۳ – «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»   
۱ – «کمیتۀ من کاندیدا می‌شوم»: حق انتخاب کردن کافی نیست، حق انتخاب شدن می‌خواهیم
محور فعالیت این کمیته «حق انتخاب شدن» است. زیرا، با توجه به موانع عظیم و بی‌شماری که در برابر زنان قرار دارد، برای ورود حداقل ۵۰ زن برابری‌طلب به مجلس، باید هزاران زن که به عدالت و برابری حقوقی میان زن و مرد باور دارند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کنند.   
اعضای این کمیته دو هدف دارند: تشویق زنان هموطن برای نامزد شدن در انتخابات و پشتیبانی از نامزدهای برابری‌خواه. فعالیت‌های این کمیته به شرح زیر خواهد بود:
ـ شناسایی زنان توانمند از درون جامعه و از میان اصناف گوناگون و تشویق و حمایت از آنان برای نامزد شدن در انتخابات مجلس.
– یاری جستن از کلیۀ تشکل‌های غیردولتی برای معرفی زنان توانمند به این کمپین
ـ برگزاری کارگاه‌هایی در بارۀ حقوق زنان و عرف پارلمانی برای نامزدهای داوطلب.
ـ نگارش لوایحی برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود به کمک وکلا و حقوقدانانی که با این کمیته همراهی می‌کنند، تا در صورتی‌که زنان برابری‌طلب به مجلس راه یافتند، بتوانند با سرعت بیشتری فعالیت خود را برای پیشبرد منافع زنان آغاز کنند.
ـ تشویق و مذاکره با احزاب و جمعیت‌های مؤثر در انتخابات برای آنکه تعداد کاندیداهای زن را در فهرست‌‌های انتخاباتی خود افزایش دهند.
ـ برگزاری برنامه‌های هنری و فعالیت‌های فرهنگی-تبلیغاتی برای معرفی و شناساندن نامزدهای زن به افکار عمومی.
۲ – «کمیتۀ ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب»
ما کمیتۀ «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» را برای «تغییرچهرۀ مردانه مجلس» تشکیل می‌دهیم. محور فعالیت این کمیته تبلیغ ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس دهم در میان افکار عمومی است. آنان که خواستار کرسی‌های بیشتری برای زنان برابری‌طلب‌اند، می توانند این خواست را در جامعه رواج دهند. در این کمیته طرح‌های مختلفی سازمان داده خواهد شد، از جمله:
– اجرای طرح آیا باید مرد باشم که به مجلس بروم؟»
– اجرای طرح «صندوق خواسته‌های زنان از مجلس».
– اجرای طرح «هر زن ایرانی برابری‌طلب، یک ستاد»
– تهیۀ فیلم و کلیپ تبلیغاتی برای ترویج خواست ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس.
– برگزاری مسابقۀ طراحی پوسترهای تبلیغاتی برای تبلیغ به نفع ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب     

۳ – «کمیتۀ کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»: به کاندیداهای زن ستیز رأی نمی‌دهیم
در کمیتۀ «کارت قرمز»، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را برای افکار عمومی تشریح خواهیم کرد تا رای‌دهندگان بدانند چه کسانی را باید به مجلس بفرستند. به منظور پیشبرد اهداف این کمیته، تلاش خواهیم کرد که زندگی و سخنان تک‌تک کاندیداهای مجلس را بررسی و سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان را رصد کنیم و به افکار عمومی گزارش‌های هفتگی بدهیم. همچنین می‌کوشیم که طرح‌های زیر را در این کمیته به اجرا درآوریم:
– پرسش از کلیۀ کاندیداها دربارۀ مسائل زنان و طرح‌‌هایی که در مجلس قبل در مورد زنان به تصویب رسیده است.
– مصاحبه با همسران یا دختران کاندیداهای مرد     
پیش به سوی مجلسی مدافع حقوق زنان
در آخر اینکه در چهارماه آینده و تا زمان تعیین صلاحیت کاندیداها، همراه با کسانی که به این کمپین می‌پیوندند، تمام تلاش‌مان را برای پیشبرد اهداف این کمپین انجام خواهیم داد. امیدواریم نظارت استصوابی سد راه نامزدهای زن و مرد برابری‌طلب نشود.    
جمعی از فعالان جامعه مدنی زنان
Image
امضاء کنندگان اولیه کمپین(به ترتیب حروف الفبا):
آمنه رضایی / آدینه مرادعلی بیگی / آیدین طوافی / اکرم نقابى / الهه صدری / اطهر هادیان / بنفشه جمالی / بهناز زینالى / پردیس عامری / پریسا ابن یامینی / پویا فیاض / تینا آزموده / تینا سپاس / ثریا عزیزپناه / حمیده ابراهیمی / حوری خانپور / خدیجه اصغری / ریحانه فرزانه / زهرا ربانی املشی / زهرا رحیمی / زهرا عزتی / زهرا محمدی / زهره اکرمی / زهره معینی / ژاله شادی طلب / ژیلا مکوند / ژیلا موحد شریعت پناهی / ژینوس سبحانی / سارا افتخاری / سارا باقری / سعادت پیرانی / سها مرتضایی / سیمین بهادری / سیمین کاظمی / شهلا اعزازی / شهلا فروزانفر / شهلا لاهیجی / شهناز اکملی / شیما قوشه / شیوا نظرآهاری / صبا شعردوست / صدیقه کنعانی / صغرا کریم الدینی / طاهره احمدی دستجردی / طاهره نقی ئی / عالیه مطلب زاده / عسل صابر وحید / فاطمه خرمی / فاطمه میمندی / فاطمه نیلی / فتانه عبدالحسینی / فرزانه جلالی / کبری پارساجو / کیمیا اخوان / کیمیا موسویان / گلاله بهرامی / گیتی اسداللهی / لی لی ارشد / محبوبه کوهستانی / مرضیه وفامهر / مریم الیاتی / مریم جوادی / مریم خلیل نژاد / مریم نورائی نژاد / مژان فدایی / مستانه سید نژاد / معصومه دهقان / منیژه رئیسی / منیژه موذن / مهتاب نوری / مهدیه گلرو / مهناز محمدی / مهین اربابی / ناهید توسلی / ندا مستقیمی / ندا ناجی / نوشین احمدی خراسانی / نیره توکلی / هلن دافین / هما اسداللهی
Image
یازده آبان ماه ۱۳۹۴: اسامی ۳۰۰ تن از کسانی که در هفته اول آغاز به کار کمپین “تغییر چهره مردانه مجلس” به آن پیوستند (به ترتیب حروف الفبا)

آذر برکه / آذر نجفی / آذین رضاییان / آرامه خواجوند / آرزو بهاروند / آرزو قلی نژاد / آزاده دواچی / آسو جواهری / ابراهیم اصغرزاده / احمد فشخورانی / اعطو السادات هاشمی / اعظم خاتم / افسر موموندی کاظمی / النا تبریزی / الناز محمدی / الهام دیندار / الهام ملک زاده / الهام میرزاده / الهام وحیدی / الهه ایمانیان / الهه قلی زاده / امیر فارسیجانی / اندیشه جعفری / انسیه باروتی / انیس ناصری / ایمان معماریان / باربد بهروان / بلال مرادویسی / بنفشه رنجی / بهار داعی / بهار مفخم / بهرام چهاردهی / بهرام رشیدیان / پارمیدا عطاری / پرستو اله یاری / پرستو فخاریان / پرنیان رحیمی / پرهام میثاقیان / پروین ضرابی / پریسا اکبرزاده / پوران پنبه چی / پیروز کلانتری / ترانه امیرتیموری / توحید خاوردوست / ثمین رشیدبیگی / جواد موسوی خوزستانی/ جواد نیازی / حجت نارنجی / حسن اکبری نیا / حسن یوسفی اشکوری / حسنیه نجفی / حسین ترکاشوند / حسین سربندی / حسین صفری / حمید دیانی / حمیده رجب زاده / حمیرا فرمانی / خجسته جعفری / راضیه (پری) نشاط / راضیه بیرونی کاشانی / ﺭﺑﺎﺑﻪ ﻣﻮﺳﻮﻱ ﺭاﺩ / رحمان جوانمردی / رخشان بنی اعتماد / رقیه ساروقی فراهانی / روژان مظفری / روژیار حسینی / رویا پاکزاد / ریحانه حسینی / زارا امجدیان / زهرا حکمتیان / زهرا دل پیشه / زهرا رستگارنیا / زهرا رضایی / زهرا ریخته گران / زهرا زارع / زهرا زرگرزاده / زهرا محمدزالی / زهرا محمدی / زهرا نوعی / زهرااسلامی / زهرا زارع / زهرامعینی / زهره طراوتی / زهره علینورى / زهره میرسپاسی / زویا نیک / زیبا میرحسینى / زینب راهداری / سائده سعیدی فرد / سارا آرین مهر / سارا بهشتی لنگرودی / سارا پویان فرد / سارا خسروآبادی / ساری نورمحمدی / سپیده جدیری / سپیده رحمانیان / سحر خسروانی / سحر دیناروند / سحر مرانلو / سحر مفخم / سحر موسوی / سعیده رجامند / سعیده اسلامی / سعیده منتظری / سمانه خادمی / سمانه مرتضوی گازار / سمانه موسوی / سمیرا حسن زاده / سمیرا مصطفوی مندی / سمیه احمدوند / سمیه بهادری / سمیه رشیدی / سمیه شهریسوند / سمیه کریمیان / سهیلاصمدی / سوده رضاقلی / سولماز کریمی / سونیا مرزآرا / سید مرتضی علم الهدی / سیده شیرین وفاییان / سیامک فرید / سیاوش رضایی / سید رضا حسینی / سید مهدی حسینی / سیده عاطفه حسینی / سیده نسرین حسین پور / سیما باقرپور / سیما رحیمیان / شاهین باقری / شراره عبدالحسین زاده / شعله بهاری نژاد / شمیم شرافت / شهپر بامداد / شهناز رمارم / شیرین فامیلی / شیما تدریسی / شیما صیدی / شیرین برق نورد / شیرین سلدوزی / شیرین کریمی / شیلا عادل احمدیان / صبا جهانبخش / صدف چمنی / صفورا مدرس / طاها وفائی نژاد / طاهره جوهرچی / عاطفه جامیری / عالیه روحی / عباس ملکی / عشرت السادات رضوی / عفت السادات کوچکی / على طالبى / علی پیروی کیا / علی فتوتی / علی فردی / علی کلائی / علیرضا علی پور / غزال بزرگمهر / غزال مرادی / غزل حضرتى / غزل معصوم شاهی / فائزه حاج حسینی / فائزه منقش / فاطمه ثابتی / فاطمه جعفری / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه فریدونی / فاطمه قربانی / فاطمه محمدیان / فاطمه همدانیان / فتانه صادقی / فرانک قهرمان پور / فرح توکلی / فرح ناز فروهر / فرحناز محمدی / فرشاد اسود / فرناز دزفولی / فرناز کمالی / فرنگیس بیات / فروغ رضایی / فریده حمیدی / فریده خسروشاهی / فریبا جعفری / فریبامطلب زاده / فریبرز سبحانی جید / فرید نادری / فهیمه میرى / فهیمه رضایی / فهیمه سلطانی / فواد شمس / فیروزه فیروز / قدسی السادات امیرکیایی / کبوتر ارشدی / کاوه رضائی شیراز / کبری پارساجو / گلاله وطن دوست / گلتا حسین پور اصفهانی / گندم احتشام / لیلا اسدی / لیلا کرمی / مانیا محقق / متیژه خانگلدی / مجید دری / محبوبه کرمی / محبوبه رحیم پور / محمد بازافکن / محمد ثنائی / محمد هادی ملکیان / محمدرضا حاجى على گل / مرتضی اسماعیل پور / مرجان افشار / مرضیه لهراسبی / مرضیه نشاط / مریم جعفریه / مریم اکبری / مریم سادات شمشیری / مریم سروش / مریم صابری / مریم فتاحی / مریم مقدم / مریم میلانی / مسعود فرحزاد / مصطفی کریمخان زند / مصطفی نیلی / معصومه علیمرادی / ملکه ابراهیمی / ملوک عزیززاده / منصوره شجاعی / منوچهر ایلخانی / منیژه فتحی / مهدی فرشی / مهدیس پویا / مهدیه معین / مهرناز زعفرانچی / مهسا اسدالله نژاد / مهسا صباغی / مهساجزینی / مهسا یدالهی / مهناز بزرگیان / مهناز علیپور / مهنوش حسینی / مهنوش صمدی / مونا میری / مینا بیگدلی / مینا تراب زادگان / میترا پریدار / میترا سخامهر / میترامعدنی / میم پیشوایی / مینا اورنگ / مینا سخامهر / مینا کشاورز / مینو اسدی / مینو حیدری کایدان(کیامان) / میهن فرهنگیان / نادیا ذابحی / نادیا فرهادی / ناهید خیرابی / ناهید کوه شکاف / ناهید نوروزی / نجمه شهبازی / نرگس شفیعیان / نرگس غروبی / نسترن اسدی / نسرین ناصری / نسرین حسین‌زاده / نسرین مقدم / نسیم حسینی / نصرت انصاری / نفیسه محمدپور / نوشین عرجونی / نوشین رضایی / نوشین محمدزاده / نیلوفر هاشمی / نیلوفرجعفری / هادی ابراهیمی سنائی / هدی رمضان نیا / هنگامه هویدا / یاسمن امیرکیائی / یاسمن آرنگ / یاسمین حسینی / یاشار تاج محمدی / یاشار کاظمی / یزدانیان فردوس

کمپین “زنان به زنان رای میدهند” که در مشهد تشکیل شده نیز به جمع امضا کنندگان کمپین تغییر چهره مردانه مجلس پیوست.   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
Image
گزارش سایت مدرسه فمینیستی از جلسه «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس»:   

کانون شهروندی زنان: روز گذشته پنجم آبان 94 جمعی از فعالان مدنی و زنان در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، نشست مطبوعاتی برای رونمایی از طرحی برای انتخابات مجلس آینده «با محوریت زنان» برگزار کردند. در این مراسم که از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» رو نمایی شد، شیما قوشه، وکیل دادگستری و عضو کانون شهروندی زنان، مجری برنامه بود و خانم ها شهلا لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، پژوهشگر مسائل زنان)، شیوا نظرآهاری (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، دکتر ژاله شادی طلب (جامعه شناس، و مدیر گروه پیشین مطالعات زنان دانشگاه تهران)، ثریا عزیزپناه (فعال حقوق کودکان و کاندیدای پیشین در مجلس ششم)، زهرا ربانی املشی (قرآن پژوه و فعال مدنی)، مهدیه گلرو (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، مهندس ژیلا شریعت پناهی (قرآن پژوه و پژوهشگر حوزه زنان)، دکتر ناهید توسلی (سردبیر مجله نافه و پژوهشگر حوزه زنان)، پردیس عامری (دانشجوی دکترای مطالعات زنان و پژوهشگر حوزه زنان)، فرزانه جلالی (کارشناس مردم شناسی و فعال حقوق زنان) و اطهر هادیان (نماینده بخش دانشجویی کمپین) سخنرانی کردند. در این برنامه علاوه بر سخنرانان و مدعوین، حدود هشتاد نفر از امضاکنندگان اولیه «کمپین تغییر چهره مجلس» که از طیف های گوناگون جامعه مدنی زنان هستند نیز حضور داشتند.
Image
رئیس جمهور قول داده که حافظ آراء مردم باشد
در ابتدای مراسم «شهلا لاهیجی»، به عنوان میزبان نشست با اشاره به این که در طول پنجاه سالی که روی مسائل زنان کار کرده ام، همواره این دغدغه را داشته ام که چرا مساله زنان مهم است، اظهار کرد: ایران امسال طبق تعهداتی که داده، باید تعداد نمایندگان زن در مجلس را به «سی درصد» نمایندگان مجلس برساند. وی ادامه داد: ما زنان نمی توانیم کاری را پیش ببریم اگر که دانش و آگاهی خود را بالا نبریم و ندانیم که چه می خواهیم و خواسته هایمان را چگونه پیش ببریم. باید بدانیم که مشکل ما زنان، مردان ما نیستند. بنابراین باید ریشه های اصلی را در رفتار و فرهنگ مان پیدا کنیم.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: «جان لاک» کشیش، فیلسوف و نویسندۀ آزادی خواه و پرآوازه قرن شانزدهم انگلستان، در مهم ترین اثر خود «در باره دولت» در مورد وضعیت جنگی و وضعیت صلح، می نویسد: «حتا در اجتماع نیز زمانی که امکان دسترسی به داور قانونی فراهم باشد اما بی عدالتی و فساد دستگاه عدالت باعث بازماندگی شخص از استیفای حق اش شده باشد، مشکل است که تصور کرد وضعیت موجود غیر از وضعیت «جنگی» است. یعنی زور و ستم از سوی هر کسی باشد، به هر حال زور و تجاوز محسوب می شود. خواه این ستم از سوی یک متجاوز خارجی باشد، خواه از سوی کسانی که منصوب به اجرای عدالت اند. طبعاً در چنین وضعیتی، مثل این است که به آن کسی که به او ظلم شده، اعلان جنگ داده شده است، آغاز اعلام جنگی راستین به ستمدیدگان است.»

لاهیجی ادامه داد که: با گذشت زمان و در پی تجارب و آزمون و خطای بسیار، سرانجام انسان دریافت که نمی تواند به تنهایی و در قالب زندگی سخت قانون طبیعت، به حیات فردی و جمعی خود ادامه دهد و حتا ممکن است از صحنه گیتی حذف شود یا اگر حذف هم نشود، به هیچ پیشرفتی در مسیر زندگی نایل نخواهد شد. زیرا یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین کارها، دفاع از جان و مال خویش و خانواده و بستگان اش بود. از این رو تصمیم گرفت کسانی را به عنوان وکیل انتخاب کند و با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به آنان، به مجلس بفرستد تا با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به این وکلا، از آنان بخواهد به جای او، از گروه و خانواده اش دادخواهی کنند. یعنی نمایندگان با تکیه به جوهره قانون و برای حفاظت از منافع موکلان خود، گرد هم آمدند. بر همین اساس بود که سبب شد متفکران، قانونی به نفع مردم بنویسند و این مکانی که این افراد جمع شدند از ابتدا «خانه ملت» نام گرفت. و خانه ملت یعنی خانه زنان و هم خانه مردان. این شکل از دموکراسی کهن نیز به نوعی در آفریقا و خاورمیانه هم دیده شده است.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: زنان ما باید و باید نمایندگان راستین خود را به آنجا که نام اش «خانه ملت» است بفرستند و از هیج چیز نترسند. باید زنان بسیاری خود را شایسته نمایندگی مردان و زنان این سرزمین بدانند تا دیگر هیچ کس با جعل نام نماینده قوه مقننه نتواند کلامی بر ضد منافع زنان بگوید و یا با قلدری و فحاشی به خیال خودش ترس در دل زنان ایجاد کند... دشمنان زنان، آن به اصطلاح نمایندگان «به فرموده»ای هستند که از حضور زنان توانا در جامعه وحشت دارند... آینده این سرزمین کهن جز با حرکت دوشادوش زنان و مردان، آن هم در فضایی آکنده از بوی خوش آزادی، به ثمر و برکت نمی نشیند.... لاهیجی در انتها گفت: رئیس قوه مجریه قول داده است در انتخابات پیش رو حافظ آرا و حقوق مردم باشد.
Image
پیش به سوی تغییر جهره مردانه مجلس
«شیوا نظرآهاری»، کنشگر حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان هم در توضیح کمپین تغییر چهره مردانه مجلس گفت: مشارکت زنان می‌تواند هم به صورت کاندیداشدن برای نمایندگی مجلس باشد و هم به این صورت که دقت کنند تا به کاندیداهایی که ذهنیت زن ستیز دارند رأی ندهند. ما زنان نباید اجازه دهیم افرادی وارد مجلس شوند که با حقوق برابر و عادلانه برای زنان مخالفند. بنابراین باید در ابتدا کاری کنیم که زنان جامعه مان از انفعال خارج شوند و این اعتماد به نفس را به دست آورند که قدم پیش گذارند و کاندیدای نمایندگی در مجلس شوند. ما زنان در جامعه مان می توانیم به جای هزار کاندیدا، ده هزار کاندیدای زن داشته باشیم. چرا که برای راه‌یابی حداقل پنجاه زن به مجلس باید هزاران نفر خودشان را کاندیدای نمایندگی کنند. این مشارکت گسترده خودش حامل یک پیام روشن است که زن ها می‌خواهند وارد عرصه سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری شوند. ما در این کمپین به پیشبرد این هدف کمک می‌کنیم.

شیوا نظرآهاری یادآوری کرد: کمپین سه کمیته اجرایی دارد. در کمیته «من کاندید می‌شوم» ما بر حق انتخاب شدن زنان تأکید می‌کنیم. شناسایی زنان توانمند از اصناف و اقشار گوناگون و تشویق آنان برای کاندیدا شدن، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و نگارش لوایح برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود از جمله کارهایی است که در این کمیته انجام می‌دهیم. بلند شدن صدای زنان و افزایش فشار جامعه مدنی، طبعاً احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف را وا می دارد که زنان بیشتری را در لیست‌های انتخاباتی‌شان قرار دهند.

او در ادامه تشریح کمیته های کاری کمپین، گفت: در وهله دوم و در کمیته « 50 کرسی برای زنان برابری‌طلب»، ما باید بتوانیم این بحث را در سطح گسترده میان افکار عمومی مطرح کنیم. مردم باید بدانند که چرا افزایش حضور زنان در مجلس مهم است؟ خواسته ها و مطالبات زنان از مجلس چیست؟ چرا و چطور حضور تعداد بیشتر زنان برابری طلب در مجلس می تواند به بهبود وضعیت زنان جامعه کند. در واقع این کمیته راه ارتباطی کمپین با مردم است و از آنها می خواهد که در این طرح فعالانه مشارکت کنند.
Image
همین طور در کمیته " کارت قرمز به نمایندگان زن‌ستیز"، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را بررسی و به قضاوت افکار عمومی می‌گذاریم. مردم حق دارند که از پیشینه و عملکرد کسانی که می خواهند بهشان رأی بدهند آگاه شوند. به خصوص زنان باید بدانند که رأی دادن فقط یک مهر توی شناسنامه‌شان نیست، همان رأیی که می‌دهند ممکن است باعث شود که توی خیابان مأموران گشت ارشاد را روی سرشان بریزد. همان رأیی که می‌دهند ممکن است اسید شود و توی صورت شان پاشیده شود. آنها باید بدانند چطور مجلس می تواند با تصویب قوانین، کاری کند که زنان بیشتر و بیشتر خانه نشین شوند. چطور هیچ نماینده ای در مجلس اعتراض نمی کند به وضعیت اشتغال زنان، وضعیت زنان خودسرپرست و بیمه آنها. بنابراین ما با دقت کلیه سخنرانی ها و مواضع کاندیداهای مجلس را رصد می کنیم و آنها را به قضاوت افکار عمومی عرضه می کنیم.   

شیوا نظرآهاری با توضیح اهداف کمپین خاطرنشان کرد: در نهایت تمام هدف کمپین این است که به زنها بگوید که اگر خواستار تغییر در وضع قوانین و یا مناسبات حاکم در مجامع قانونگذاری در کشور هستند، می بایست خودشان آستین بالا بزنند و وارد این مجالس شوند، وگرنه انتظار توجه جدی به مطالبات زنان و حقوق برابر، از مجلسی که اکثریت نمایندگان اش را مردان تشکیل می دهند، طبعاً انتظار بیهوده ای است.    
Image
عرصه مشارکت سیاسی در ایران به شدت مردانه است

دکتر «ژاله شادی طلب»، جامعه شناس و استاد دانشگاه در ادامه برنامه به عنوان یکی از سخنرانان درباره فرصت های زنان در ایران اظهار کرد: قانون اساسی ما در فصل حقوق ملت فصل هایی دارد که به ما اجازه می دهد متقاضی ورود به مجلس و انتخاب نمایندگان باشیم. اصل 19، 20 و 21 که به حقوق زنان تأکید دارد. او در ادامه با اشاره به این که ما در کشورمان قوانینی داریم که به ما زنان کمک می کند، اظهار کرد: مردانه بودن جامعه سیاسی در همه دنیا وجود دارد البته در بعضی کشورها بیشتر و برخی کمتر. او ادامه داد: یک بین المجالس جهانی و یک بین المجالس قاره ای وجود دارد. در سایت بین المجالس جهانی جدولی وجود دارد که وقتی من دیدم متوجه شدم جامعه سیاسی همه کشورها مردانه است. با این حال در رواندا 64 درصد اعضای مجلس قانون گذاری اش زن هستند و این کشوری است که خیلی از ما ندیده ایم. بلیوی 53 و کوبا 49 درصد زن در مجلس دارند. این آمار جالبی است. بین این کشورها اگر کشورهای توسعه یافته را نگاه کنیم نروژ 40 و هلند 37 درصد زن در مجالس شان دارند. حالا ایران در مقایسه با کشورهای دیگر معلوم می شود که جامعه سیاسی ما زیادی مردانه است. ما جزو آخرین کشورهای هستیم که در بین 190 کشور دنیا رتبه 137 را داریم. در کشورهای مسلمان مثل مالزی 10 درصد نمایندگان اش در پارلمان زن هستند و مراکش هم 17 درصد. عربستان هم 19.9 درصد زن در پارلمان دارند اما ایران فقط 3 درصد زن در پارلمان دارد. البته کشورهای پایین تر از ما هم هستند مثل عمان. او ادامه داد: در کل دنیا حدود 23 درصد مجالس کل دنیا زن هستند. آسیا 19 درصد. جالب است که در سال 1945 بیست و شش پارلمان در دنیا وجود داشته است که در این پارلمان ها 3 درصد نمایندگان، زن بودند و امروز تعداد پارلمان ها به 190 رسیده و 22 درصد زنان هستند. اما این کنفرانس بین المجالس در سایتش می گوید که فرآیندی که ما طی کرده ایم تا به این بیست درصد رسیده ایم چه

متن کامل را در من پرس فارسی بخوانید.

 


نظرات()   
   

Imageدر بررسی مصاحبه ها و سخنان سه کارگردان و نویسنده که اقدام به تولید آثار سینمایی فمینیستی و ضد مرد کرده اند متوجه شدیم که این سه نفر، یک دلیل مشترک به مردم و رسانه ها ارائه داده اند و چیزی از پشت پرده سیاست مشترک شان عنوان نکرده اند. هر سه این کارگردان ها و نویسنده ها از طبقه ثروتمند و رو به بالای جامعه می باشند ولی وجه مشترک آنها این است که هر سه دست روی بافت پایین و طبقه مستضعف جامعه گذاشته اند و فقط به مسائلی تمرکز کرده اند که ضد خانواده بوده و در جهت تضعیف بنیان خانواده گام برداشته اند. در حالی که طبقه مستضعف جامعه با مسائلی همچون بیکاری و عدم آشنایی با سبک زندگی صحیح اسلامی رنج می برد این دسته از کارگردان ها فقط اقدام به تولید آثاری کرده اند که تفکری منفی را در جامعه نسبت به شاکله های تشکیل دهنده خانواده ایجاد می کند. در آثار این افراد، همه چارچوب های اخلاقی دینی به چالش کشیده شده و دلیل تولید کنندگان این آثار فقط این بوده که خواسته اند به گوشه ای از چیزهایی که در جامعه اتفاق افتاده است پرداخته باشند. حال ممکن است چنین اتفاقی هیچگاه در جامعه ما نیفتاده باشد و یا خیلی کم باشد ولی با نگاه و توجهی که این دسته از سینماگران به آن کرده اند آن را به یک موضوع فراگیر و رایج در جامعه ایرانی تعمیم داده اند.
حقیقت تولیدات رسانه ای این سینما گران نه از سر دلسوزی برای جامعه است بلکه تنها به خاطر اهداف پلید فرهنگی برای فاسد کردن جامعه ایرانی است. این نظریه در جهان پذیرفته شده است که هر قدر بر روی مسائل مثبت کار فرهنگی صورت گیرد آن ارزش ها بیشتر می شود  و هر قدر بر مسائل فرهنگی منفی توجه شود، آن مسائل بیشتر شیوع پیدا می کند. این نظریه در کتاب راز (Secret) به خوبی تشریح و اثبات شده است. مطمئنا راهبرد رسانه ای روشنفکران در ارائه نمایشی سیاه از جامعه و خانواده سنتی که باعث ایجاد انقلاب اسلامی ایران شده است در این جهت است.

بررسی های ما از مصاحبه های این دسته از کارگران نشان می دهد که آنها هیچ چیزی درباره اهداف پشت پرده شان در تولید آثار ضد خانواده و فمینیستی بیان نکرده اند و فقط خود را موظف به بیان نقاط تاریک و سیاه طبقه پایین جامعه دانسته اند! لیستی از نظرات راست و دروغ این کارگردان ها تهیه کرده ایم که می توانید در زیر مطالعه نمایید. بدیهی است که انتشار این نظرات به معنای درست بودن آنها نیست بلکه هدف، اشنایی با تاکتیک ها و شیوه هایی است که این افراد برای همراه کردن جامعه با خود استفاده می کنند.
Image
منیژه حکمت از کارگران های فمینیستی است که فیلم های وی بیش از آنکه ارائه دهنده مفاهیم مثبت و ارزشی باشد نشان دهنده تصویری سیاه از جامعه ایرانی است. منیژه حکمت متولد ١٣٤١ اراک است. وی فعالیت سینمایی را سال ١٣٧٢ به عنوان دستیاری کارگردان فیلم «دلاوران کوچه دلگشا» به کارگردانی حسن هدایت آغاز کرد. او در کارنامه سینمایی خود تجربه کارگردانی: سه زن (۱۳۸۵) زندان زنان (۱۳۷۹) / نویسندگی (زندان زنان) / مشاور فیلمنامه (سه زن) / بازیگری (آپارتمان شماره ١٣) و همچنین برنامه‌ریزی (۷ مورد) / دستیار کارگردانی (۴مورد) / منشی صحنه (۳ مورد) / / تهیه‌کننده (۸ مورد) / مدیر تولید (۳ مورد) / سرمایه‌گذار (۲ مورد) / جانشین مدیر تولید (یک مورد) / طراح صحنه (یک مورد) و مسوول لباس (یک مورد) دارد. وی در مصاحبه ای با سایت های خبری در پاسخ به اینکه چرا فقط روی نقاط منفی و زشت دست گذاشته است و فیلم های ضد فرهنگی می سازد گفته است:

1. منیژه حکمت: لالایی‌ها نخستین درددل مادران است. هرچه این لالایی‌ها بتوانند صلح‌آفرین باشند تاثیر بیشتری می‌گذارند. کودکانی پرورش می‌یابند که علیه خشونتند و هیچ‌گاه با خشونت همسو نمی‌شوند. در این پروژه ما به دنبال لالایی‌های منطقه بودیم و از این رو ایران را گرفتیم، افغانستان رفتیم، تاجیکستان رفتیم و لالایی‌های عربی را نیز گرفتیم. مستند لالایی همه‌اش تصویر و لالایی است. دیالوگ اصلا ندارد... لالایی‌ها به هم وصل می‌شود و کنسرتی به وجود می‌آورد... کنسرتی برای همه کودکان و مادران جنگ‌دیده است که آسیب‌پذیرترین قشر خشونت‌ورزی‌ها و جنگ‌طلبی‌ها هستند و با فریادشان صلح و آرامش برای تمام کودکان دنیا را طلب می‌کنند.

2. سوال مصاحبه کننده: این اظهارنظر شما برای من جالب است. شما هیچ‌وقت علنا و به طور شعاری ادعا نکردید که یک فیلمساز یا سینماگر فمینیست هستید ولی به صورت عملی همواره رفتار و حرکات حرفه‌ای‌‌تان درباره زنان بوده است. این حرف شما نشان‌دهنده این است که برای‌تان مساله جنبش زنان در ایران دغدغه است. آیا این طور است؟  

پاسخ منیژه حکمت: معلوم است دغدغه است. زنان نیمی از انسان‌های کشور من هستند. هرچه این نیمه پیشروتر و آگاه‌تر باشد حداقلش این می‌شود که کوچک‌ترین رکن یک جامعه یعنی خانواده بارورتر می‌شود، از دامن این زنان کودکانی پرورش می‌یابند که آینده کشور من هستند. هرچه این زنان آگاه‌تر باشند آینده کشور من درست‌تر رقم می‌خورد. من خودم یک زن و یک مادرم. مگر می‌تواند مساله زنان دغدغه من نباشد. یک نمونه برای‌تان مثال می‌آورم: آمار سینماگران زن‌مان را نگاه کنید! در عرصه کارگردانی، پشت صحنه، انیمیشن، فیلم کوتاه، فیلم مستند، برابری می‌کنیم با آمار تمام کشورهای خاورمیانه، این دیگر دم‌دست‌ترین آمار است که از آن آگاهم. کشورهای دیگر منطقه یک درصد شرایط ما را هم ندارند. نمی‌گویم مشکلات فرهنگی نداریم. ما مشکلات فرهنگی داریم، مشکلات اجتماعی داریم، تمام اینها را داریم ولی حرکت رو به جلویی که زنان کشور من از انقلاب تا الان آغاز کرده‌اند را نمی‌توانیم و اجازه نداریم نادیده بگیریم. زن ایرانی از خانه بیرون آمده و به دنبال مطالباتش است. در این حرکتش به دنبال برابری است. به نظر من زن ایرانی در حرکت غیررادیکالش، حرکتی که بسیار آگاهانه و هوشمندانه است، مطالباتش را یکی‌یکی دارد پیگیری می‌کند و به دست می‌آورد. اینها شعور و آگاهی زنان ایرانی است و حالا بیایند در جدول مقایسه زنان کشورها، کشور مرا بگذارند پایین جدول کشورهای خاورمیانه! این نامردی نیست؟ از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بهترین شرایط را در منطقه زن ایرانی دارد؛ از حضور در دانشگاه بگیریم تا حضور زنان در معدن تا زنان پزشک و استاد دانشگاه و نویسنده و... شما روزنامه‌نگارید می‌توانید بروید آمار بگیرید... خب انکار اینها به من برمی‌خورد.

3. سوال مصاحبه کننده: اما وقتی شما ١٤ سال پیش زندان زنان را ساختید به شما انگ سیاه‌نمایی از چهره زن ایرانی زده شد...  

پاسخ منیژه حکمت: ببینید، من آشغال‌هایم را زیر فرش نمی‌دهم! من هیچ چیز را قایم نمی‌کنم. هر ناهنجاری که در کشور من است، وظیفه من و تعهد من است که بحثش را در جامعه پیش بکشم تا کارشناسان بیایند آسیب‌شناسی کنند و راه‌حل برایش پیدا کنند. وظیفه ما است که وقتی در جامعه ناهنجاری‌ای سیر صعودی پیدا می‌کند مطرحش کنیم تا برایش راه‌حل پیدا کنیم. ما نمی‌توانیم مدام قایم کنیم. در جامعه ما الان خشونت، اعتیاد، ایدز، رشوه، فساد و... آمار صعودی دارد. وظیفه من به عنوان شهروندی از میان ٧٠ و خرده‌ای میلیون نفر چیست؟ من در قبال تک‌تک اینها مسوول هستم، هر جوان ایرانی که به سمت خشونت می‌رود، هر جوان ایرانی که معتاد می‌شود من مسوول هستم. من و ٧٠ میلیون دیگر مسوول هستیم. این‌بار را از دوش‌مان برنداریم. این رسالت ما است. وظیفه ما نسبت به کشورمان است.

4. یقینا، بدیهی است که خوشحالم آدمی مثل جنتی وزیرم است، شخصی مانند ایوبی معاونت سینمایی را برعهده دارد. چون ما به هر حال مجبوریم کلیت را ببینیم و کلیت سینما و هنر ایران به نفعش است که جنتی وزیرش باشد و ایوبی معاونش! به هرحال اینها ادبیاتی دارند که این ادبیات می‌تواند کمک‌کننده باشد، به جای آنکه بازدارنده باشد و این اتفاق خیلی خوبی است.

5. اگر بخواهم خیلی واقع‌بینانه صحبت کنم باید اعتراف کنم که ما سینماگر مستقل صرف نداریم، چون هر فیلمی بسازیم باید ارشاد پروانه ساخت بدهد، بعد پروانه نمایش بدهد، همه‌چیز ما را برای تبلیغات باید مهر و امضا کند و البته ممیزی هم که وجود دارد. سینمای مستقل از نظر من در این شرایط تعریفش این است که با بودجه‌ای که خودش به دست می‌آورد هر فیلمی را که دوست دارد بسازد. اما ما مدام قرار است خودمان را ثابت کنیم، سینماگرانی هستیم که سعی می‌کنیم سینمای‌مان را صنعت تعریف کنیم و بودجه‌های‌مان را از بخش خصوصی یا از جیب خودمان تامین کنیم و در میان این رانت‌های بسیار زیادی که وجود دارد حضور نداریم و نمی‌خواهیم هم از رانتی استفاده کنیم و البته آنها هم ما را نمی‌پذیرند که به ما رانتی بدهند بنابراین یک جوری مجبوریم با بودجه‌هایی که خودمان تامین می‌کنیم فیلم‌مان را بسازیم.

6. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما خانه سینما دست آنهاست یا دست شماست؟  

پاسخ منیژه حکمت: من ورود به خانه سینما نمی‌کنم چون پیچیدگی‌هایی دارد که تا شفاف نشود نمی‌توانم راجع‌ به آن صحبت کنم. از دوره شمقدری اتفاقاتی که افتاده تا الان باید شفاف شود.

7. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما هنوز هم خانه سینما شعبه دوم وزارت ارشاد است؟ آیا همیشه همینطور بوده؟  

پاسخ منیژه حکمت: گفتم که تشکیلات و صنف را باید تعریف کنیم. البته که همیشه این طوری نبوده. یک مقطع‌هایی خانه سینما مستقل‌تر بوده. ولی مشخصا الان شعبه دوم وزارت ارشاد است. خب من می‌روم مشکلاتم را با خود وزارت ارشاد حل می‌کنم چرا بروم سراغ شعبه‌اش؟ اینکه یک حلقه ١٠ نفره مدام در همه جشن‌های خانه سینما هستند، همان‌ها جایزه می‌دهند، همان‌ها برگزار می‌کنند و هر اشکالی که داشته باشی تو حق اعتراض نداشته باشی دیگر صنف معنی نمی‌دهد. نخستین مطالبه، نخستین تعریف یک صنف این است که بچه‌ها بتوانند منتقدش باشند نه اینکه هر کسی منتقد بود باید حذف و از این دایره کنار گذاشته شود. این صنف نیست. یک صنف باید دغدغه اعضای پنج هزار نفری را داشته باشد نه اینکه یک حلقه‌ای دور هم جمع شوند برای خانه سینما خودشان تصمیم بگیرند، مدام هم از هم تشکر کنند.

سوال مصاحبه کننده: این حلقه چه کسانی هستند؟ از رانت‌بگیرهای قدیم هستند؟    

پاسخ منیژه حکمت: نه، این حلقه همیشه بودند. به نظر من مطبوعات باید رصد کنند چه کسانی هستند.

سوال مصاحبه کننده: یعنی در تمام دولت‌ها این حلقه فرق نکرده؟  

پاسخ منیژه حکمت: نه، رصد کنید، کاری ندارد. این وظیفه مطبوعات است، می‌شود رصد کرد. جشن‌ها را ببینید، عکس‌ها را ببینید، مهمانی‌ها را ببینید. اشکالی هم ندارد سینما را مایملک خود و حق طبیعی خود می‌دانند. انقلاب را از خودشان می‌دانند و برای مردم و مطبوعات عادی شده است.  

8. مگر من فیلم نساختم مگر من بالا نرفتم مگر کسی از من حمایت کرد... ما کارمان را می‌کنیم. ما دغدغه‌مان و مساله‌مان این است که نگرانیم که آدم‌ها نتوانند امیدوارتر باشند، حرکت باید رو به جلو باشد. تلاش‌مان را می‌کنیم و فکر می‌کنیم این درست است. شاید هم ما اشتباه می‌کنیم نمی‌دانم. ما چشم به مدیریت نمی‌دوزیم. ما در عرصه کاری خودمان بر اساس عقلانیت و اندیشه‌مان عمل می‌کنیم. دوران شمقدری از لحاظ تهیه‌کنندگی پرکارترین دوران من بوده. حس می‌کردم نیاز جامعه الان این فیلم‌هاست... من کارم را می‌کردم. اصلا مهم نبود اسم من باشد یا نباشد. وظیفه من اثرگذاری و جریان‌سازی است.

http://rahva.ir/index.php/dialog/751-1394-09-23-09-18-23

Image
همچنین شهرام شاه حسینی که علی الظاهر یک مرد است ولی اقدام به تولید یک فیلم سینمایی سیاه و فمینیستی کرده است. وی در مصاحبه به رسانه علت سیاه نمایی و تمرکز بر زشتی ها و بدی ها که تصویر نادرستی از فرهنگ با محبت و زیبای جامعه ایرانی به جوانان و جامعه می دهد گفته است:

1. شهرام شاه حسینی کارگردان «خانه دختر» در نشست رسانه ای این فیلم گفت: خانه دختر داستان تلخی در جامعهٔ ماست که کمتر کسی جرات رسوایی آن را دارد و همین تابو بودن در موضوع برای من بسیار جذاب بود.  

2. محمد شایسته تهیه کننده فیلم خانه دختر در ادامه جلسه در مورد انتخاب این فیلم نامه گفت: من این فیلم نامه را روی میز برادرم دیدم که پرویز شهبازی آن را به او داده بود که بخواند اما متاسفانه به دلیل مشغله‌ای که داشت فرصت این کار را نکرده بود من به طور اتفاقی فیلم نامه را برداشتم و خواندم و بعد از ۴۰ دقیقه به شهرام شاه حسینی زنگ زدم و گفتم این فیلم نامه از طرف من تایید شده است و تقریبا بعد از ۲ ماه با جمع شدن عوامل ما کار را خیلی سریع کلید زدیم.

3. وی در ادامه گفت: من از اینکه این چنین موضوعی را انتخاب کرده‌ام که تقریبا برای خیلی هنوز خط قرمز است اما در زندگی روزانه مردم جریان دارد خرسند هستم و فکر می‌کنم با استقبالی که از این فیلم شده است در مورد انتخابم اشتباه نکرده‌ام.

4. در ادامه تیموریان بازیگر فیلم در مورد منفی یا مثبت بودن فیلم از دید مردم و منتقدین گفت: منفی یا مثبت بودن در نقش نکته‌ای نیست که من در انتخاب نقش به آن اهمیت دهم بلکه چیزی که در انتخاب‌ها برای من مهم است سناریو قوی و گروه حرفه‌ای است که خوشبختانه در این فیلم هر دو مورد حضور داشتند.
همچنین در ادامه حامد بهداد با بیان اینکه سینما درحال حاضر با فقر سناریوی خوب روبه رو است گفت: متاسفانه سینمایی که در حال حاضر وجود دارد سینمایی فقیر از لحاظ موضوع، سناریو و حتی مالی است و امید است در آینده ما کمتر شاهد چنین بحران‌هایی باشیم که در حال حاضر دامن گیر سینمای ایران شده است.
در ادامه آزادی فر بازیگر فیلم از اینکه در چنین فیلمی بازی کرده است بسیار ابراز خوشحالی کرد و گفت: من خودم تا به امروز که اکران فیلم بوده است نسخهٔ نهایی آن را ندیده‌ بودم اما از اینکه چنین نقشی را ایفا کرده‌ام بسیار خوشحالم و یکی از افتخارات من در کارنامهٔ سینمایی‌ام خواهد بود.

http://cinemapress.ir/news/60160

Image
همچنین تهمینه میلانی نیز از کارگردانان فمینیستی است که فیلم های سیاه زیادی از وضعیت زنان ایرانی ساخته است که بسیاری از آنها مجوز نگرفته است و بسیاری نیز مجوز گرفته است. وی در مصاحبه با رسانه ها به نکاتی اشاره کرده است که قابل توجه است:

1. این، حرف بسیار بزرگی است؛ اگر موفق شده باشم بیانیه ای سیاسی در فیلم هایم ارائه دهم فردی قدرتمند هستم. اما خودم این حرف را قبول ندارم. البته اولویت من در سینما مطرح کردن مسائل زنان است؛ زنانی از طبقه متوسط که کمتر به آنها پرداخت می شود ، احساس می کنم شناخت خوبی از ایشان و مسائلشان دارم. بنابراین در فصلی از فعالیت هنری ام فیلم هایی مثل «دو زن»، «نیمه پنهان»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» را ساختم؛ فیلم هایی با رویکرد مسائل زنان. و مسأله من در این فیلم ها خیانت (زن زیادی)، حضانت (واکنش پنجم)، هویت فردی (دو زن) و ... بود. بعد از این دوره، در فصلی جدید از کارهایم متأسفانه با زدن برچسب فمینیستی به سینمایی که درباره مسائل زنان فعال بود، از ساختن این قبیل فیلم ها ممانعت به عمل آمد. من چندین فیلمنامه با محوریت مسأله زنان به ارشاد فرستادم که رد شد. بنابراین به علایق ثانویه ام روی آوردم؛ «سوپراستار» یکی از آنهاست. فکر می کنم «سوپراستار» ادامه «افسانه آه» است و «تسویه حساب» ادامه «دو زن». تسویه حساب 4 سال پیش ساخته شد و به مدت 3 سال توقیف ماند که این نشانه یی از اخطار بود. بنابراین من «سوپراستار» و بعد از آن «یکی از ما دو نفر» را ساختم. فیلم «یکی از ما دو نفر» به طور مستقیم به مسأله زن نمی پردازد و اصلاً مسأله آن، حقوق زن و مسائل مربوط به آن نیست. اما قهرمان آن زن است. زنی را تصویر کردم که می خواهد در جامعه و در زندگی فردی و اجتماعی اش «انسان» باشد و تلاش من نشان دادن این واقعیت بود که انسان ماندن چقدر در جامعه ی امروز ایران دشوار است. متاسفانه دروغ و ریا، حسادت و تنگ نظری و نگاه جنسیتی به زنان روز به روز در جامعه بیشتر می شود. همانطور که در فیلم می بینید سارا زن جوانی است که با بسیاری از مشکلات در جامعه روبروست، اما چون در خانواده ای بزرگ شده که به او درست رفتارکردن را یاد داده اند، می تواند در برابر مشکلات ایستادگی کند و برخلاف ظاهر ظریف و شکننده اش (اشاره به دیالوگی از شخصیت زن فیلم) از درون قوی است و برای حفظ اصول و اعتقادش مقاومت می کند. آنچه در این فیلم بیان می شود، مستقیماً مسأله حقوق زنان نیست اما بهر حال یکی از مسائل زنان در جامعه ی امروز ایران است .

2. سینمانگار: من به عنوان مخاطب مرد فیلم های شما، درزمان تماشای فیلم به خصوص آثار اخیرتان احساس می کنم، نگاهی یک سویه به جامعه مردها دارید. گاهاً دیده شده که مردها را به یک شکل ترسیم کرده اید و آن ها را در یک دسته جای داده اید.  

تهمینه میلانی: فکر می کنم اشتباه می کنید. باید دید که در آن فیلم مفهوم مورد نظر من چه بوده است. در فیلمی که راوی مسأله حضانت است در یک سو پدربزرگ یا عموی بچه است و در سوی دیگر زنی که شوهرش را از دست داده است. در این قصه دیگر جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد؛ چرا که مرد اصلی فیلم یک سوی دعواست. در واقع اگر مشکل به این صورت مطرح نشود، درامی شکل نمی گیرد. یا مثلاً برای ساخت فیلمی مثل «دو زن» یک سوی ماجرا مردی است با نگاه و نظراتی ویژه درباره زن و در سوی دیگر زنی قرار دارد که آن نظرات را قبول ندارد. در این قصه جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد. شما به عنوان مخاطب فیلم باید بر این متمرکز شوید که مسأله من در این فیلم چیست. مثلاٌ «آتش بس» را در نظر بگیرید. «آتش بس» مستقیماً به مسأله حقوق زنان نمی پردازد. مرد و زنی در فیلم هستند که هر دو به یک میزان با کودک درون خود بیگانه اند، هر دو زیبا، تحصیلکرده و خانواده دار هستند و هر دو طنز کلامی و رفتاری دارند، دوست داشتنی اند و نمی توان یکی از دو سمت داستان را مهمتر دید. چون مسأله فیلم کودک درون است. در این فیلم نقد شخصیت مرد قصه در حد همان کودک درون است. بنده بارها هم گفته ام، که من در مورد روابط مرد سالاری و مردان قابل نقد فیلم می سازم وگرنه چه بسیار مردان خوبی در اطراف ما که قابل نقد نیستند و طبعاً جایی در فیلم های من ندارند. خوشبختانه در زندگی خصوصی من اغلب مردان قابل تقدیر بوده اند. من پدر بسیار فهمیده، برادرهای خوب و همسر بی نظیری دارم. مردهای اطراف من آنقدر خوب هستند که من سعی می کنم دیگر مردان را هم به سمت و سوی فکری آنها بکشانم . فکر می کنم می توانم رفتار غلط اجتماعی بسیاری از انسانها را نقد کنم. چرا که خوبی ها را دیده ام، می دانم که رابطه زن و شوهر می تواند مثلاً شبیه رابطه ای باشد که من با همسرم دارم. بنابراین برای درک بهتر فیلم های من باید محتوای کلی فیلم را در نظر بگیرید نه اینکه آن را به تمام انسانها تعمیم بدهید. اینکه از دیدن پزشکی بد در فیلم نتیجه بگیریم همه پزشکان بد هستند به واقع معقول نیست؛ زیرا ما در حال بررسی یک مورد یا یک گروه هستیم و نه همه جامعه. تلاش من این است که با نشان دادن کاستی ها مثل فیلم «زن زیادی» آینه ایی در پیش چشم مردی بگذارم که به زنش خیانت می کند، او فقط در پی ایجاد رابطه با زنی دیگر نیست، او در واقع به همسرش صدمه می زند، و این رفتار قابل نقد است. طبیعی است که مردی که به زنش خیانت کرده، فیلم را نمی پسندد.

سینمانگار: بنابراین، قاطعانه برچسب فمینیستی را که به شما زده شده، نفی می کنید؟    

تهمینه میلانی: من فمینیسم را تا جایی قبول دارم که با پرداختن به کاستی ها به تعادل نزدیک شود. تا نقدی صورت نگیرد اثرگذاری هم وجود نخواهد داشت. خاصیت فیلم های من اساساً همین است که در سطح اجتماع چالش ایجاد می کند. حتی کسی که با نقد تند با فیلم من برخورد می کند کمک می کند تا فکر من بازتر شود؛ باعث می شود که من فکر کنم چه چیزی در پس افکار من بوده که به مذاق او خوش نیامده است. وگرنه با ساخت فیلمی خنثی که همه بگویند خوب است و به کسی هم برنخورد، کاری اجتماعی که هدف من است انجام نمی شود.  

3. گفتید «دو زن» را بهترین فیلم من می دانید، جالب است که بدانید برخورد منتقدین بااین فیلم بسیار تند و گاه کوبنده بود. اعتراض آنها به شخصیت احمد (آتیلا پسیانی) که به زعم من با او همذات پنداری می کردند، بسیار تند بود. حال آنکه احمد فیلم «دوزن» اصلاً مرد بد به معنی متداول در جامعه نبود. آدمی معمولی بود که اعتیاد، دست بزن، دوست ناباب و ... نداشت؛ مرد خانواده بود و برای زن و بچه هایش هم زندگی خوبی فراهم کرده بود. او فقط در پی کنترل زنش و تغییر شخصیت او بود و در واقع تلاش می کرد هویت فردی زنش را از او بگیرد، شخصاً عقیده دارم کسانی که خود را احمدی دیگر می دیدند، برایشان نقد این شخصیت دردآور بود. با این حال به اعتقاد برخی ها نیمه پنهان و گروهی دیگر مثل خودم معتقدند «افسانه آه» بهترین فیلم من است. من «افسانه آه» را بیشتر از همه فیلم هایم دوست دارم و امیدوارم روزی دوباره آن را بسازم. من در زمان ساخت این فیلم در سن 27 سالگی پختگی لازم را نداشتم. اگر بخواهم دوباره افسانه آه را بسازم قصه را تغییر نخواهم داد، تنها ساختار را با تجربه هایی که کسب کرده ام پر بار خواهم کرد.

4. بعضی از منتقدین سعی دارند با گروه گرایی و باند بازی ارتزاق کنند. عده ای دیگر هم واقعاً سواد سینمایی ندارند و برخی هم می خواهند با حمله به کارگردانان مطرح، خود را مطرح کنند.  

5. سینمانگار: طرح مسائل زنان در فیلم هایتان از کجا شکل گرفت و ریشه مسائل زنان در فیلم های شما چیست؟  

تهمینه میلانی: از دیدن و تجربه کردن. از دیدن آدمهای اطرافم – از دیدن همکلاسیهای دبیرستان که با فشار خانواده قبل از گرفتن دیپلم به زور شوهر داده می شدند .. از دیدن زنانی که سالها در دادگاههای خانواده برای حضانت فرزند یا طلاق خودشان سرگردانند و ... وگرنه خود من در یک خانواده متوسط رو به بالا بزرگ شده ام ، غم نان نداشتم . پدرم سختگیر نبود و ...

6. افتخار من این است که برای تماشاگر ایرانی، طبقه متوسط مردم فیلم می سازم و همین فیلم در جشنواره های جهانی هم جایزه می گیرد. در حالیکه به فقر و بدبختی هم نمی پردازد، این ها فیلم هایی سروشکل دار و شیک هستند که زندگی مردم قشر متوسط جامعه را روایت می کند.

7. فیلم های من گیشه پسند است و در فروش موفق عمل می کند. فیلم اولم بچه های طلاق هم در گیشه بسیار موفق بود. در «دیگه چه خبر» بدلیل تمایلم به مطرح کردن بحث سنت و مدرنیته به قالب کمیک روی آوردم، که جواب بسیار خوبی داد.

8. ر آن زمان سه خانم بودیم که فیلم سازی می کردیم (رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده). فیلم ها را که دید با من تماس گرفت که چرا «افسانه آه» را به جشنواره من (لوکارنو) نفرستادید. فیلم را به جشنواره دعوت کرد و همان سال فیلم در جشنواره دیده شد. در آنجا ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن با من مصاحبه کرد و بعدها در یک مصاحبه گفت که هدیه من در جشنواره امسال لوکارنو تماشای فیلم «افسانه آه» از یک بانوی جوان ایرانی بود. بعد از آن جشنواره بود که نمایش های بین المللی فیلم شروع شد. و در این دوره بود که من دیگه چه خبر را ساختم. بعدتر که «افسانه آه» از تلویزیون پخش شد سه نفری که هیئت انتخاب فیلم جشنواره فجر بودند با من تماس گرفتند و گفتند که فیلم در نیمه شب برای آنها نمایش داده شده بود و آن را ندیده بودند. یعنی آن فیلم من قربانی نادیده گرفتن شده بود. شخصاً افسانه آه را زیباترین فیلمم می دانم که از سایر فیلم هایم به من نزدیک تر است.

9. اگر فیلمی بسازید و آن فیلم بیننده نداشته باشد، شکست خورده اید. بنابراین از فاکتورهای مختلفی برای جذب تماشاگر استفاده می کنم. بازیگران حرفه ای و محبوب، مدیر فیلمبرداری حرفه یی، طراحی صحنه، دکور مناسب و صد البته قصه ی جذاب و ریتم تند. فرض را بر این می گیریم که عده یی به خاطر علاقه به کارگردان به سینما می آیند و عده یی برای دیدن بازیگر محبوبشان . وقتی عوامل فیلم از فیلم بردار تا صدابردار و تدوینگر و... کاربلد هستند، فیلم دیده می شود. اگر موضوع فیلم هم تماشاگر را درگیر کند همه این ها با هم در خدمت جذب مخاطب فیلم عمل می کند. نکته ای که اهمیت دارد احترام به شعور مخاطب است، اینکه باور کنیم تماشاگر می فهمد، خیلی خوب می فهمد!

10. من فکر می کنم ما در شرایط ویژه ای هستیم که زنان ما حرف های زیادی برای گفتن دارند. در عرصه های دیگر هم ثابت شده که همین طور است. قبولی 60% زنان در کنکور نمی تواند اتفاقی قلمداد شود. فشارهایی که در جامعه بر زنان است او را وادار می کند تا از دریچه هایی وجود خود را ابراز کند. شاید در آن جوامع آنقدر فیلم های خوب زنانه از سوی مردان ساخته می شود که احساس نیازی نکنند. و شاید به دلایل دیگری که من و شما نمی دانیم... من زن های سرزمینم را باهوش، قوی و خوش فکر می دانم.

11. سینمانگار: در مورد فیلمسازان زن که در کشورمان فعالیت می کنند چه نظری دارید؟  

تهمینه میلانی: فیلم هایشان را دنبال می کنم. اخیراً فیلم مونا زندی(عصر جمعه) را دیدم و به نظرم فیلم خوب و تأثیرگذاری بود. «بانوی اردیبهشت» بنی اعتماد را دوست دارم و نوع کار تجربی که در «خون بازی» اجرا کرد برایم جالب توجه بود. از فیلم های درخشنده «رابطه» را بیش تر از همه دوست دارم.

12. من آدمی مستقل هستم و از جایی حمایت نمی شوم. وقتی فیلم توقیف می شود، کاری از دست من ساخته نیست.

http://www.cinemanegar.com/articleview.php?id=1672
Image
همچنین سایت سیمرغ گزارشی از نظرات وی درباره نگاه وی به فمینیسم و نگاه ضد زن سنتی وی منتشر کرده است که نکات قابل توجهی دارد:

1. فیلم هایی که تهمینه میلانی ساخته یک تفاوت عمده با سایر فیلمسازان زن دارد; میلانی تمام تلاش خود را می کند تا در فیلم هایش از حقوق پایمال شده زنان دفاع کند. مساله ای که به گفته خودش همیشه اصلی ترین دغدغه وی بوده است. تسویه حساب شاید کامل ترین بیانیه میلانی دربرابر پدیده مردسالاری است. سنگ بنای این فیلم تقابل حقوق زنان دربرابر مردان در جامعه سنتی است. جایی که حقوق مردها بیش از آنچه درباره زنان تصور می رود; مورد احترام است.  

2. میلانی در پاسخ به این سوال که عده بسیاری از منتقدان و مخاطبان; شما را به عنوان یک فمنیست می شناسند، خودتان هم این مطلب را قبول دارید; می گوید: شاید حق با آنها باشد اما باید از ایشان پرسید که وقتی می گویید فمینیست منظورتان کدام تعریف از این ایسم است. چراکه فمینیست دارای مفاهیم متفاوتی است و بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و صدالبته جغرافیایی تغییر می کند. همانند کمونیسم، لیبرالیسم و .... من همیشه گفته ام اگر مفهوم فمینیسم آن است که ما درمورد مشکلات روانی، اقتصادی و اجتماعی زنان فعالیت کنیم تا با رفع این مشکلات جامعه را به تعادل و سلامت ببریم با این تعریف بله من یک فمینیست ایرانی هستم.

3. حق حضانت، درس خواندن دخترها، خیانت مرد به همسرش، هویت فردی زنان. مطرح شدن هریک از این موضوعات می تواند ما را در حل مسئله کمک کرده و به تعادل اجتماعی کمک کند برای همین طرح آنها برای جامعه مفید است. میلانی در این راه تلاش می کند تا به دیگران نیز کمک کند. می گوید: اگر کاری از دستم برآید، به اتفاق همسرم آن را انجام می دهم. متاسفانه فیلم های ضدزن بسیاری در سینما ساخته می شود که به نفع جامعه نیست. کافی نگاه کنیم که چند فیلم در سال علیه زنان تحصیل کرده و مدرن ساخته می شود تا نقش زن سنتی و مطیع در جامعه برجسته شود. درست به همین دلیل هم هست که فیلم های علیه زنان و حقوق آنها یا آثاری با تشویق چندهمسری مرتب ساخته می شود.  

4. تعدای از مخاطبان آثار میلانی معتقدند; وی علت بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های جامعه را در عملکرد مردان بد می داند درحالی که همزمان به نقش زنان در این ناهنجاری ها توجه ندارد، اما میلانی که این مطلب را قبول ندارد; می گوید: متاسفانه بیشتر افراد جامعه ما به زنان نگاه جنسیتی دارند یعنی قبل از آنکه او را انسان ببینند او را ماده می بینند. من در فیلم تسویه حساب مردانی را به تصویر می کشم که باوجود داشتن خانواده، برای خود زنگ تفریحی قائل هستند که آن را در وقت گذرانی با زنان خیابانی می دانند. در تسویه حساب توجه من به زنان قربانی است نه زنانی که برای تفریح به سراغ مردان هوس باز می روند.  

5. نگاهی به کارنامه فیلمسازی تهمینه میلانی نشان می دهد که گاه تغییراتی در دیدگاه ها و مسیرهای او ایجاد شده است. درواقع کارنامه فیلمسازی میلانی را می توان به سه دوره تقسیم کرد: زمانی میلانی فیلم هایی همچون آفسانه آه، بچه های طلاق و دیگه چه خبر را کارگردانی می کند و زمانی به ساخت آثاری همچون دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی دست می زند و زمانی فیلم هایی همچون آتش بس و سوپر استار را کارگردانی می کند.
کارگردان نیمه پنهان این تغییر مسیر را طبیعی و ناشی از سیاست های روز جامعه می داند و می گوید: تغییر و سیاست های روز در فیلمسازی ایران بسیار تاثیرگذار است و این تاثیر آنقدر آشکار است که می توان آن را بررسی و ارزیابی کرد. در یک دوره که فضا بازتر بود; فیلم های زنانه تری ساختم، دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی محصول این دوران است اما در دوره ای که با ساخت فیلم هایی با موضوعاتی در محوریت زنان مخالفت می شد من به سمت ساخت آتش بس و سوپراستار رفتم. هرچند او منکر نمی شود که ترس از توقیف نیز در این تغییر مسیر نقش داشته است و می گوید: برای من مخاطب مهم است. من فیلم می سازم که مخاطب آن را ببینند نه اینکه توقیف شود برای من توقیف فیلم ارزش نیست. و ادامه می دهد: حتی توقیف تسویه حساب در ساخت سوپراستار تاثیر داشت و اگر تسویه حساب توقیف نمی شد فیلم بعدی ام را در همان زمینه حقوق و مشکلات زنان می ساختم. اما این بدان معنا نیست که فیلم سوپراستار را دوست نداشته باشم.

http://seemorgh.com/culture/culture-news/57308-57308   

منبع: من پرس فارسی 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 دی 1394
  • برچسب ها:سینما ،
نظرات()   
   

Imageپایگاه خبری تحلیلی رجانیوز - همانطور که واضح و مبرهن است روز ۲۵ نوامبر روز نه به خشونت علیه زنان است. به همین مناسبت همراه شدیم با یک فعال جنسیتی(!) در ایران تا گزارشی از یک روز کاری وی تهیه کنیم. سر کار خانم «منیژه مردجو» رییس انجمن «تف تو تبعیض» هستند که بیش از بیست سال سابقه مبارزه با تبعیض علیه زنان را در کارنامه دارند. از خانم مردجو تا کنون مقالاتی چون «تبعیض؛ چرا و چگونه»، «زن-مرد؛ دو گانه‌ای رو به افول»، «طرح سربازی زنان خیانت است»، «لزوم کاهش ساعات کاری زنان»، «افزایش مرخصی زایمان به هفت سال» و... در مجلات تخصصی چون «من و ساناز جون»، «ماهنامه تخصصی کیک و کلوچه» و «افق زنان» منتشر شده است.

با خانم مردجو از اولین ساعات صبح همراه شدیم و تا ساعات پایانی روز که ایشان در نشست هم اندیشی «زن هم برای خودش مردی است» سخنرانی داشتند همراه ایشان بودیم. بعنوان یک مرد که خبرنگار حوزه زنان است از همراهی با اسطوره ضد تبعیض جنسیتی در پوست خودم نمیگنجیدم. گزارش این همراهی را در ادامه بخوانید:

ساعت هشت صبح زنگ خانه خانم مردجو را زدم. پاسخ ندادند. تلفنشان هم خاموش بود. تا ساعت ۱ ظهر جلوی در منتظر ماندم. ساعت ۱ آمدند پایین. گفتند واقعا انتظار داشتی ساعت هشت من پایین باشم؟ مگه من مردم که کله سحر پا شم؟ سحرخیزی برای پوستم ضرر داره، زن باید تا ظهر بخوابه!

سوار ماشین ایشان شدم و با هم راه افتادیم. قرار گذاشتیم که من فقط یک تماشاچی باشم و برای هرچه واقعی‌تر شدن گزارش کوچکترین دخالتی در اتفاقات نداشته باشم. سر کوچه ایشان یک کار بانکی داشتند. جلوی عابر بانک شلوغ بود. پنج نفر مرد در صف بودند. ایشان همه را جلو زدند و رفتند سر صف ایستادند. یکی از مردها اعتراض کرد. خانم مردجو گفت مگه مردونه زنونه نیست صفش؟ مرد گفت مگه نونواییه؟ خانم مردجو گفت مادر خودت هم باشه راضی میشی وایسه پشت شما پنج تا لندهور؟!

خانم مردجو خارج از صف پول را گرفت و رفتیم. ایشان کاری در مرکز شهر داشتند. خواستیم وارد طرح ترافیک شویم که افسری جلوی ماشین را گرفت. مدارک را گرفت و خواست جریمه کند که خانم مردجو گفت: جناب سروان کمتر بنویس، یه تفاوتی بین خانمها و آقایون بزارید دیگه؟ افسر فقط جریمه همراه نداشتن مدارک را نوشت!

کمی جلوتر ترافیک بود! خانم مردجو دیرش شده بود. ماشین را یک گوشه پارک کردیم و رفتیم سمت ایستگاه مترو. خیلی شلوغ بود. به خانم مردجو گفتم اگر راحت تر هستید شما بروید سوار واگنهای مخصوص بانوان بشوید. نگاه غضبناکی به من انداخت و گفت تا کی میخواهی به این دوگانه‌های مزخرف آقا و بانو پایبند باشی؟ رفتیم و سوار واگن‌های عادی شدیم. خیلی شلوغ بود. مردها با بدبختی خودشان را به هم فشرده میکردند تا جا برای ما باز شود. ایستگاه بعد که در باز شد مسافرها هجوم آوردند داخل. یکدفعه خانم مردجو داد زد: برو گمشو بیشششور! مگه خودت خواهر مادر نداری؟ نمیفهمی اینجا یه خانم وایساده؟ چند نفر از مردها پیاده شدند تا جا باز شود! یک پیرمرد هفتاد و هشت ساله جایش را داد به خانم مردجو. خانم مردجو بدون اینکه تشکر کند نشست!

از مترو که بیرون آمدیم باید یک کورس تاکسی سوار میشدیم. رفتیم سراغ ماشینی که نوبتش بود. یک آقا جلو نشسته بود. خانم مردجو به راننده گفت به آن آقا بگو بیاید عقب من بروم جلو بنشینم! قبل از اینکه راننده چیزی بگوید، خود مردی که جلو نشسته بود تا خانم مردجو را دید پیاده شد و جایش را داد به ایشان!

ساعت چهار رسیدیم به محل نشست. خانم مردجو سخنرانی کوبنده ای کرد که این مقدارش یادم مانده است:

تا کی ما زنها را تافته جدا بافته‌ای می‌خواهید ببنید؟ تا کی وقتی ما به مکانی وارد میشویم میخواهید رفتارتان را تغییر دهید؟ تا کی تبعیض... تا کی تفاوت قائل شدن... تا کی با یک چشم دیگر دیدن...

بعد از مراسم همه دور خانم مردجو حلقه زدند و به ایشان تبریک گفتند. بعد از نیم ساعت تبریک و تشویق یک آقایی آمد جلو و بعد از تشکر و تبریک گفت یک انتقاد کوچکی داشتم. خانم مردجو گفت بفرمایید. آن آقا گفت: یک کم یک طرفه نرفتید؟ خانم مردجو هیچ نگفت؛ سرخ شد و ناگهان زد زیر گریه! هق هق میکرد! برایش آب قند آوردند. بادش زدند. شانه هایش را مالیدند. حالش که جا آمد گفت: واقعا متاسفم برای شما که هنوز نمی‌دانید از یک خانم با روح لطیفی که دارد چطور باید انتقاد کرد!

ساعت شش شده بود. خیلی‌ها راه افتادند بروند. خانم مردجو به مسئول نشست گفت: لطفا برایم یک آزانس بگیرید، درست نیست یک خانم این وقت شب با تاکسی و اتوبوس برود بیرون!


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]