تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب محسن علامه

توصیه می کنم آقایونی که در آستانه ازدواج قرار دارند یا فکر می کنند کسی که انتخاب کردند بهترینه و دیگه بهتر از اون پیدا نمیشه و یا مغرور هستند، حتما این پست رو بخونن.

این پست شرح خاطرات من است.یکی از نویسنده های 
mensright.ir
تمام وبلاگ نویس ها و فعالان در موضوع مرتبط می تونن با ذکر منبع، این پست رو کپی برداری و منتشر کنند و من توصیه می کنم حتما این کار را انجام دهند .

به خاطر داشته باشید هر چیزی درباره این خانم که در این پست میخونید درباره دختریه ظاهرا مذهبی و از نظر اطرافیان بسیار نجیب و مناسب زندگی!!

با خونواده ای وصلت کردیم که به لحاظ فرهنگ اجتماعی تقریبا مثل ما بودن و به لحاظ مالی هم همینطور.در نظر اول،به قول معروف HL مون به هم می خورد.
ما همسایه بودیم.
به هر دلیل اختلافاتمون شروع شد.اولین اختلاف فکر میکنید سر چی بود؟انشگشتر نامزدی!
خانم معترض شده که چرا مامانت انگشتر نامزدی خودشو به من داده؟من باید خودم انتخاب می کردم!به نظر من اهمیت داده نشده!
و  بماند که ما هم اشتباه کردیم و به سازش رقصیدیم!

من تازه درسم تموم شده بود و تازه در یک شرکت مشغول به کار شذه بودم.
به محض اینکه اولین حقوقم که خیلی هم کم بود را گرفتم گفت باید ماهی اینقدر به من بدی پس انداز کنم برای زندگیمون.گفتم الان که هنوز نه زندگی شروع کردیم نه درآمد درست حسابی چه پس اندازی؟ اما رو این موضوع اصرار کرد تا جایی که سر این موضوع کار به مشاور کشید و اصرار داشت که حداقل 10 درصد حقوقم را اول بسم اله بهش بدم و بابت این موضوع قبل از ازدواج (عروسی) تعهد بدم.حتی مشاور هم از این موضوع تعجب کرده بود.

سر تعیین مهریه خوب یادمه.باباش به بابام گفت هر چی مهر دختر خودته مهر دختر منم همونقدر باشه!
همینجا صبر کنید!آخه این چه معیار سنجشیه؟این عقب موندگی نیست؟ اول بسم اله ارزش دختر خودت را داری با مقایسه با دیگران می سنجی؟
اصلا از کجا میدونی مهریه خواهرمن را خانواده ما تعیین کردن؟برای ما را که خانواده داماد تعیین کرد و  میگفت 1000 سکه.که مثلا عروسمون مهریش بالاست.اما ما گفتیم نه 300 تا بس هست.حالا درسته بیای مقایسه کنی؟

بهرحال مهریه هم گذشت و ما از همه جا بی خبر گفتیم 300 تا عرفه دیگه خوبه!
در صورتی که کار اشتباه حتی اگه عرف باشه باید بذاریش کنار!بخصوص اینکه عواقب داشته باشه.

این خونواده بعد از عقد یک ماشین ریش تراش برای بنده خریدن! و بهم کادو دادند و یک ساعت نکشید که زن بنده همون کادو یعنی ریش تراش رو برد گذاشت خونشون!گفتم چرا اینکارو می کنی؟گفت کهنه اش می کنی نگهش میدارم بعد از عروسی! که البته عروسی ای هم در کار نبود!
باز گذشت و من ندید گرفتم! و یادم رفت سالی که نکوست از بهارش پیداست
در طی دوران عقد پدرش شدیدا از ارتباط نزدیک و خوابیدن ما در یک اتاق تنفر داشت و با این کار موافق نبود!
فرهنگ اشتباهی که خیلی از ایرانیها و بعضا خشکه مقدس ها دارن!و ربطی هم به دین نداره!
این موضوع خودش باعث اختلاف میشد.حتی از مسافرت های یک روزه ما هم جلوگیری میکردند!

زمان می گذشت و اختلافات خاله زنکی بیهوده بیشتر میشد!
مثلا چرا فلان روز مامانت برام کادو نیاورد؟
چرا عید فلان نیومدید خونمون برام کادو بیارید؟
شما اصلا به عروستون اهمیت نمیدید!

ازونجا که خونه ما بهم نزدیک بود،ارتباط و آمد و رفت به خانه همدیگر نسبتا زیاد بود و این در زمان عقد خیلی خیلی بده و باید به شدت ازش پرهیز کرد.


نمونه ای از سادیسم:

نامزد عقدی من هر از چند گاهی که برای من چیزی میخرید مثلا تیشرت،لباس،عطر و اتکلن و ... (که دوبرابرشو جور دیگه ای ازم پس میگرفت)،
این لباس یا عطر رو داخل یه جعبه می گذاشت و روی جعبه و لای لباس رو پر از ( تیکه کاغذای خرد شده که به همه چی مچسبند  می کرد.طوری که مجبور باشیم برای درآوردن لباس از جعبه همه اونها رو روی زمین بریزیم و  واقعا جمع کردن اونها از روی فرش کار خیلی سختی بود.
شاید خنده دار باشه و با خودتون بگید یعنی چی جمع کردنش کار خیلی سختی بود؟
اما نکته اینجاست که نامزد من قصدش آزار مادر من بود.می دونید چرا؟چون اصرار داشت که کادو رو هین الان و روی فرش باز کنیم و یهو و بی احتیاط باز کنیم.می گفت اینجوری مزه میده!

شاید مطلب بالا مضحک و مسخره باشه!اما متاسفانه عمق و شدت بیماری و کینه بی دلیل و روح ضخمی نامزد من را میرسونه که تو ریز ترین و بیهوده ترین کارهاش هم برنامه ای برای آزار و کندن پول تدارک می دید!

...............
روز تولد من بود!با هم رفته بودیم قنادی کیک تولد بگیریم!کیک رو گرفتیم و تو راه برگشت اصرار کرد که بریم خونه اونها تولد بگیریم.اما من ازونجا که بیشتر میرفتم خونشون(به اصرار خودش)،گفتم نه این بار بریم خونه ما!این بحث مسخره بالا گرفت و صدای من بالا رفت.(درسته که من هم سر چیز بیهوده اصرار کردم و داد زدم اما نکته اصلی ادامه ماجراست...).با بالا گرفتن بحث از ماشین پیاده شد و خودش رفت خونشون.من از همه جا بی خبر هم اومدم خونه خودمون و گفتم اینطوری شده!مادرم گفت خب میرفتید خونه اونها ! چه اصراری بود؟(توجه کنید که همیشه میخواست حرف حرف خودش باشه).
ما هم تصمیم گرفتیم خانوادگی بریم خونه اونها که این بحث بیهوده رو تبدیل به خوشی کنیم.
اما نامزد من بعد از اومدن ما،دقیقا پشت به ما کرد و شروع به دیدن ماهواره با صدای بلند کرد.
من همش بهش اشاره می کردم و اهمیت نمیداد و خانواده ام میگفتند ولش کن!اشکال نداره!
آخر سر در همین حال ما برگشتیم و خودمون رو به نفهمی زدیم.که اشتباه کردیم.
تا فردا ظهر رسید و دیدم هنوز بهانه گیر و بد اخلاقه!بهش گفتم بس کن دیگه چرا تمومش نمی کنی؟


و روزها  طلبکار موند و کم کم قضیه کم رنگ و به فراموشی سپرده شد!(که اشتباه کردم)

یکی از اخلاق های همیشگیش این بود که همش قهر می کرد و بطور جدی و خیلی سنگین و ادامه دار و طولانی مدت... اونهم به دلایل خیلی مسخره!



مشکلات مختلف پشت سر هم میومد و میرفت که من دوست ندارم خیلی هاشو بازگو کنم و یاد اون زمان سیاه بیافتم!
یک بار دعواهامون بالا گرفته بود و ما داشتیم از پیش مشاور برمیگشتیم.
در راه برگشت تو ماشین بحث بالا گرفت.تا جایی که با بلند شدن صدای من اینبار با پشت دست (من راننده بودم و اون کنار من جلو بود و مادرش عقب بود) محکم زد توی صورتم!
اینجا دیگه ماشینو نگه داشتم و داد و بیداد راه افتاد و اونها پیاده شدن و من هم تنها سوار شدم رفتم.....


مطالبی که تا بحال خوندید شاید خنده دار باشه اما بنظر شما همین اتفاقات و اخلاقای مسخره ممکنه منو به زندان بکشونه؟
با من همراه باشید تا بقیشو بگم.


نظرات()       

به نام خدا

برابری حقوق زن و مرد

Equality of men and women

همه جا حرف از برابری حقوق زن و مرد است. به خصوص در کشورهای جهان سوم از جمله ایران!
می خواهیم در این پست به مبحث برابری حقوق زن و مرد بپردازیم.
کسانی که خواهان برابری حقوق زن و مرد هستند چه می خواهند؟
مسلما جواب برابری است. اما آیا برابری باید به معنای مطلق باشد؟ به چند نمونه از این موارد نگاهی می اندازیم:
زن هم باید حق داشته باشد مثل مرد آزادانه هر کجا کار کند. (چیزی که در قانون به عنوان حق کار یاد می شود)
زن هم باید بتواند مثل مرد محل سکونت خویش را انتخاب کند. (حق مسکن)
چرا زن کارهای خانه را انجام دهد؟ مرد هم باید کارهای خانه را انجام دهد.
آیا ما نباید از خود بپرسیم این برابری که می خواهیم با طبیعت ما سازگار است؟ آیا فطرت بشر با این برابری سازگار است و اصلا آیا این موارد یعنی برابری؟ آیا کار کردن زن به نفع بشریت است؟ آیا کار کردن جزء رسالت های جنس زن است؟ آیا با کار کردن زن کانون خانواده سردتر نمی شود؟ آیا با عدم حضور زن در خانه، حرارت و شور زندگی در آن خانه از بین نمی رود؟ پس این برابری که ما دم از آن می زنیم و به دفاع از آن بر می خیزیم و به بهانه به روز بودن و تمدن خواهان آن هستیم به چه کار بشر می آید؟
این برابری تفکر کودکانه ای صرف است. برای مثال ما هم به خودروی شخصی نیازمندیم هم به خودرو های سنگین و باربر. هیچ کس نمی تواند منکر نقش این دو نوع وسیله نقلیه شود. اختلاف تعداد این دو نوع خودرو هم دلیلی بر برتری بر یکدیگر نیست. خودروی سنگین رسالتی دارد و برای رسالت خویش ساخته شده است و خودروی سبک نیز رسالتی دارد و برای آن ساخته شده است. حال ما بیایم و این دو نوع خودرو را جاندار فرض کنیم و برایشان نهضت برابری راه بیندازیم. چرا خودروی سنگین گازوئیل مصرف می کند و خودروی سبک بنزین؟ این درست نیست. هر دو باید یک نوع سوخت مصرف کنند! باید به کامیون و تریلی هم بنزین بدهیم نه گازوئیل. حال اگر این اتفاق بیفتد چه می شود؟ بر فرض که خودروهای سنگین بتوانند با همان سوخت بنزین حرکت کنند. اما آیا طاقت می آورند؟ آیا به همان میزان مصرف می کنند؟ آیا پس از چندی آسیب نمی بینند؟ البته اگر خودروها هم عقل و احساسات بشر را داشتند حتما این اتفاق می افتاد!
حال موجود جانداری را فرض کنید! آیا درست است که بیاییم بگوییم برابری حقوق حیوانات! پس خرس قطبی هم باید بتواند در جنگل سبز زندگی کند. چرا نسل ها و قرن ها خود را در قطب محصور داشته است؟ و بیاییم این خرس ها را به جنگل های سبز ببریم تا از زندگی بیشتر لذت ببرند! یا جهت دفاع از حقوق آهو بیاییم کلیه ببر ها را به محل دیگری ببریم یا ریشه کن کنیم تا آهوان در آسایش باشند!

هر چیز جای خودش. تفاوت نشانه تبعیض نیست. آیا یک پدر باید به همان اندازه ای که به فرزند دانشجوی خود پول توجیبی می دهد به فرزند مهد کودکیش هم همانقدر بدهد؟ بهتر نیست به خود بیاییم و از طبیعت خویش دور نشویم؟


البته تفاوتی میان این مثال ها و تساوی حقوق زن و مرد است. آن هم این است که هنوز بشر به قطعیت نرسیده است که چه چیزی در طبیعت اوست. یک شیء یا ماشین و یا حیوان نمی تواند فراتر از طبیعت خود عمل کند، ولی یک انسان می تواند. بنابراین به دانش ظاهری خود اتکای زیادی دارد. غافل از اینکه دین در بسیاری موارد راهگشا است و جلوی خطاهای انسانی را می گیرد و آینده ای را می بیند که انسان تا تجربه نکند نمی فهمد.
بنابراین به راحتی نمی توان هر زنی را قانع کرد که تو کانون و حرارت زندگی هستی و به حضورت نیاز است.

کار در طبیعت مرد است. مرد بدون کار دیگر مرد محسوب نمی شود. مرد مسئول تامین خانواده و خرجی است. حال درست است بگوییم چون مرد کار می کند زن هم کارکند؟ پس چرا نمی گوییم چون مرد خرجی می دهد زن هم خرجی بدهد؟ آیا فریاد برابری این است؟ حق انتخاب محل سکونت با مرد است. چون مرد مسئول تامین مسکن است و باید بتواند جایی که در توانش هست انتخاب کند. حال بیاییم به بهانه برابری حق انتخاب محل سکونت را به زن بدهیم. اگر در توان مرد نباشد تا مسکنی که زن می خواهد تهیه کند چه می شود؟ چرا باید اینقدر کودکانه به برابری فکر کنیم؟ سوار بر احساس شده ایم و راه اشتباه رفته دیگران را تکرار می کنیم.

در ضمن کار کردن زن به کلی زیر سوال نیست و در بسیاری از موارد به حضور زن در بسیاری از کارها نیاز است. اما هر شغل، رفتار و حرکتی که باعث دوری انسان (زن و مرد) از طبیعتش شود و باعث کوتاهی در وظایف و رسالت های انسانی، جهانی و اجتماعی اش شود محکوم است. چه برای جنس زن و چه برای جنس مرد.

حال نتیجه این برابری چیست؟ نتیجه این است که مرد خود را در برابر زن ضعیف می بیند و تمام شور و شوقی که برای زندگی مشترک داشت (یعنی میل به خواستنی بودن، حامی بودن، این که دیگران به او نیازمندند و ...) از بین می رود. در عوض زن همین منصب ها را کسب می کند و منصب های اصلی خویش را فراموش می کند. (یعنی میل به یار بودن، همدم بودن، میل به مهربانی و محبت و خیلی احساسی میل به فرشتگی کردن). در نتیجه زن، مرد را از نیازهایش محروم می کند و زن نیز به فرانیازهایی می رسد و نتیجه می شود فروپاشی خانواده و کمبود محبت.

مشکل دیگری در نهضت های برابری وجود دارد و آن این است که سعی می شود یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود که این طبیعتاً برابری محسوب نمی شود. دیگر اینکه یک سری حقوق باید برای یک نفر باشد. برای مثال نمی توان حق مسکن را به هر 2 نفر داد. در ضمن هر حقوقی مسئولیت هایی دارد که که در نهضت های برابری حقوق زن و مرد به آن توجه نشده است. برای مثال حق اشتغال زن طبیعتا حقوقی را از مرد سلب می کند. مرد دیگر نمی تواند به طور کامل تمکین شود و در این امر کوتاهی صورت می گیرد که در نتیجه باعث گسترش فساد و فروپاشی خانواده می شود.
نکته قابل توجه دیگر اینکه نهضت های برابری استاندارد خاصی ندارند و فقط سعی شده یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود و یا اختیارات زن را افزایش دهد بدون توجه به اینکه این حقوق واقعاً به نفع جوامع و یا خود زن هست یا خیر.
یک مسئله بسیار قابل توجه نیز وجود دارد و آن این است که با گرفتن حقوق و دادن آن به این و آن و تغییر قوانین کانون خانواده گرم نمی شود. در بسیاری از کشورها که قبلاً اینکارها را کردند، الان شاهد فروپاشی خانواده هستیم. (و متاسفانه در یک دهه اخیر در ایران). قوانین دقیقاً همانی شده که آرزوی هر زن فطرت گریخته جهان سومی است، اما آیا نتیجه داده است؟!!
ما تازه می خواهیم وارد زمان جنگ جهانی دوم در امریکا و اروپا بشویم.
کافیست کلمات زیر را جستجو کنید: (همان کسانی که به روزند و ما مقلّد بی چون و چرای آنها هستیم الآن به خود آمده اند)
femenism is evil
down with femenism
femenism destroying men
femenism destroyed family
frmenism destroy ...

و حتی واژه های equlity women and men

آیا بهتر نیست ما قبل از اینکه راهی را برویم (آن هم راهی که تجربه شده و شکست خورده) و هزینه های آن را متحمل شویم راه بهتر را انتخاب کنیم؟
متاسفانه ما کشورهای جهان سوم، برای اثبات خود و ادعای پیشرفت، خود را به 100 سال پیش همان کشورهای پیشرفته شبیه می کنیم و ادعای به روز بودن داریم و اصلاً با خود فکر نمی کنیم که کدام غلط است و کدام درست.
جدا از نصایح دین مبین و مبارک اسلام، عقل سلیم و دور اندیش راه دیگری باید انتخاب کند. ترکستان را می بینیم و دقیقا همان راهی را پیش می گیریم که به ترکستان است.

اما سخنی خودمانی دارم و آن این است:
خطاب به مرد:
قدرت مسئولیت دارد، نمی توان با داشتن قدرت دست به ستم آلود.
کار در فطرت توست. مسئولیت در فطرت توست. چرا از کوچکترین مسئولیتی فرار می کنی؟
تو نسبت به جنس زن سنگین تر و ضمخت تر هستی. اما دلت می تواند مهربان باشد.
می توانی زندگی را در چشمان همسرت خلاصه کنی.

خطاب به زن:
مهربانی و محبت به طور نامحدود درون توست. چرا آن را از شوهر و فرزندانت دریغ می کنی؟
دنیا به پاست به خاطر وجود لطیف و ظریف و زیبای تو، مادر اگر زن نبود مادر نمی شد. پس به زن بودن خودت افتخار کن.
تو مانند گل هستی. چرا می خواهی هر جابروی و با هر کسی باشی. گل به خاطر ثبات و آرام بودنش گل است.
خانه به وجود تو بوی زندگی می گیرید و جامعه به وجود تو مدینه فاضله می شود. چرا وجودت را از خانواده دریغ می کنی؟


نظرات()   
   
چهارشنبه 29 دی 1389  12:29
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: محسن علامه

به نام خدا

شما را به خواندن متنی طنز دعوت می کنم، این متن خیالی روایتگر روابط مرد و زن در خانواده، از گذشته تا آینده است. در صورت ادامه روند موجود و عدم آگاهی مردان، بخش مربوط به آینده این طنز دور از واقعیت نخواهد بود!

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دخترهء خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا” اگه نكشمت خودم كشته میشم!

زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!

مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!

(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)

زن: آقا خدا سایهء شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.

نیم قرن بعد، سال 1280 ه.ش:

مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه!

یه بار كه مُردی دیگه جرأت نمیكنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده میگیره ها! شِكر خورد. دیگه از این شكرها نمیخوره. قول میده!

مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش) من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت!

زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!

(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)

زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.

یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330 ه.ش:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!) چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفید حالا میخوای بری دانشسرا؟! میخوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) میكنم!

زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین!

مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!

(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو می بخشه!)

زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.

حوالی سال 1360 ه.ش:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه اینقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!

زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش.

خدا تو رو برای ما حفظ كنه.


همین چند سال پیش، سال 1380 ه.ش:

مرد: كجا؟! میخوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا میكنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! میكشمت! من، تو رو، میكشم!

زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا”)

مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر، لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!

زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!

دو سال بعد، سال  1390 ه.ش:

مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دورهء این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟!

زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمهء ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ!

خدا سایه ت رو فعلا” رو سر ما نگه داره!

چند سال بعد، سال 1400 ه.ش:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم میخوام. میخوای بری بیرون پیاده برو!

زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه! اوه مامی، باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!)

زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی!

دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430 ه.ش:

زن: عزیزم تو كه اینقدر فسیل نبودی! مثلا” بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا” مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟

مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!

زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!

نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایهء تو تا به دنیا آوردن چند تا بچهء دیگه بالای سر ماست؟

آینده ای نه چندان دور ، سال 1450 ه.ش:

چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره… میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست!

- حق با جمشیده… ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!

- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره… خب داشتم می گفتم… اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ……..

در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!

زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اُاُاُی، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایهء لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟!

حوالی سال 1530 ه.ش:

رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء بازمانده از جنس مرد از روی كرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونهء مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود.

این متن در بسیاری از وب ها وجود دارد و معلوم نیست که منبع اصلی آن کجاست.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 17 خرداد 1390
نظرات()   
   

به نام خدا
به نظر شما زنان در ایران چه زمانی به فطرت خویش باز می گردند؟ آیا زنان ایرانی هم باید اوج فمنیسم را مانند کشور های دیگر تجربه کنند و بعد به فطرت خویش برگردند و یا زودتر خود را باز می یابند؟
غرب فمنیسم را گذراند و در حال بازگشت است. آیا ما هم باید همان مسیر را طی کنیم؟

  

بازگشت زنان به خانه، عنوان مقاله‏ ایست در مجله انگلیسى‏ زبان «ملت و جهان»، چاپ هندوستان كه به بررسى تمایل و رویكرد جهانى به بازگشت زنان از محیط كار و مشاغل مختلف به خانه و خانواده و تربیت فرزندان مى‏ پردازد. این مقاله كه توسط خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ایران در دهلى‏ نو تهیه و ارسال شده است، لزوما دیدگاه مجله را بازگو نمى‏ كند اما به خواندن آن مى‏ ارزد. ضمن تشكر از عزیزان خانه فرهنگ بویژه خانم محبوبه پلنگى، توجه شما را به آن جلب مى‏ كنیم.

پیدایش عقیده تساوى زنان با مردان، مسأله ‏اى تصادفى نبود، بلكه ریشه آن را باید در اروپاى مسیحى قرن شانزدهم میلادى جستجو كرد. یعنى هنگامى كه زنان تحت ستم و استثمار بودند و هیچ گونه حقى در جامعه نداشتند، هنگامى كه زنان چیزى به ارث نمى‏ بردند و به آنها اجازه داده نمى‏ شد ازدواج مجدد داشته باشند و به آنان به دیده حقارت و به عنوان موانع رسیدن به معنویت نگریسته مى‏ شد، هر گونه افراطى دیر یا زود با شكست مواجه خواهد شد. در این مورد نیز زنان قیامى علیه كسانى كه بر آنها ستم مى‏ كردند آغاز نمودند و خواستار حقوق مساوى با آنان شدند.

این بیدارى رفته رفته تبدیل به یك نهضت شد و چند قرن بعد اوضاع و شرایط دوران جنگ جهانى دوم سرعت این نهضت را بیشتر كرد.

اما مسأله طرفدارى از حقوق زنان نتوانست راه ‏حل كاملى براى زنان باشد. پس از آزادى و رهایى از قید و بند گذشته، نه تنها مشكلات حل نشده ماند بلكه گرفتاری هایشان بیشتر نیز شده است. زیرا خداوند در نظر نداشت آنها را شبیه مردان بیافریند. جایگاه حقیقى آنها در منزل و وظیفه آنان پرورش و تربیت كودكان است. دنیا اكنون شاهد دومین دور بیدارى و آگاهى زنان است. این بار آنها در حال بازگشت به جایگاه حقیقى خود، یعنى تربیت كودكان و خانه ‏دارى هستند. این موضوع نشان دهنده غلبه غرایز مادى بر ارزشها و نقشهاى غیر طبیعى تحمیلى زنان بر خود است.

مجله جدیدالتأسیس «Out LooK» در شماره سوم آوریل 96 خود مطلب جالبى را در این رابطه نقل مى كند. نویسنده مقاله با چند نفر از زنان شاغل با درآمدهاى بسیار بالا كه اخیرا از شغل هاى خود دست كشیده ‏اند تا به مسئولیتهاى ناشى از ازدواج و پرورش و تربیت بچه‏ هاى خود بپردازند، مصاحبه‏ هایى داشته است. خانم «سوروچى كاپور» مدیر یك مؤسسه مهم بین‏ المللى آگهى‏ هاى تجارتى، كه اخیرا شغل خود را رها كرده است، مى‏ گوید: «خدا را شكر كه دوران ارتجاعى و پر از شكنجه طرفدارى از برابرى زنان به سر آمده است. چرا كه الآن مجبور نیستیم كارهایى را كه مردها انجام مى ‏دهند انجام دهیم تا واجد شرایط زن آزاده بودن شویم.» بیشترین ارزش در نظر وى، هویت زن بودن است.

خانم دیگرى به نام «واگا تادِب» مى‏گوید: «زندگى زنان صرفا به خاطر اشتغالشان ارزش پیدا نمى‏ كند.» وى كه شغلش را رها كرده است تا در منزل كنار دخترش باشد، معتقد است مادر بودن به وى غنا مى‏بخشد. خانم «سورا بهاى بیكچاندانى» و خانم «روچى تریو آمبالا» نیز سرگذشت مشابهى دارند. مشاغلشان را رها كرده‏اند تا به مواظبت از دخترانشان بپردازند. «سورا بهاى» یكى از مدیران شركت «نستله»، و «روچى» مدیر شركت «كلیت پالمولیو» colgatepalmolive بود.

این روند صرفا محدود به هند نمى‏ شود بلكه روندى جهانى شده است. خانم «كاترین حكیم» استاد مدرسه عالى اقتصاد لندن ضمن تحقیقات خود دریافته است كه دو سوم زنان انگلیسى، خانه ‏دار بودن را به اندازه شغل بیرون از خانه مهم و مفید مى‏دانند. «كاترین حكیم» معتقد است اكثر زنان علاقه‏ اى به كار كردن در بیرون از خانه ندارند و اعتقادشان بر این است كه مسئولیت آنها وظایف داخل خانه، و كسب درآمد و روزى، وظیفه مردان است. در ایالات متحده آمریكا، بسیارى از زنانى كه بچه كوچك دارند به دلیل وظیفه خطیر نگهدارى از بچه‏ هایشان مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام ‏وقت تبدیل شده ‏اند. اگر چه این روند هنوز به مثابه یك زمین ‏لرزه عظیم نیست، اما نشانه‏ هایى حاكى از وقوع یك تحول فرهنگى بزرگ در میان این مادران و همچنین تغییر اولویت هاى آنها در حال پیوست به مكتب جدیدى هستند كه «دیوید با لنكن هوان» رئیس «مؤسسه ارزشهاى آمریكا» آن را «مكتب جدید طرفدارى از خانواده» مى ‏نامد.

یك خانم 36 ساله اهل «اوهایو» به نام «ایورا مالدونادو» كه فعالیتهاى بسیارى در بیرون از منزل داشت، پس از بچه‏ دار شدن از این فعالیتها كاست. وى دلیل این كار خود را این گونه ذكر نمود: «ما به كودكان خود در این جامعه خیلى چیزها مى‏ دهیم. اما آنچه به آنها نمى‏ دهیم، ارزشها، سنتها، وقت و از همه مهمتر با مادر بودن است و آن چیزى است كه كودكان امروز تشنه آن هستند

خانواده «میشل گلاس» 35 ساله كه مدیر فروش یك فروشگاه زنجیره‏اى در كالیفرنیاست، دو سال پیش به هنگام تولد دوقلوهایش از شغل خود دست كشید.

خانم «كالى سورن‏من دیكسون» بنیانگذار مؤسسه‏اى حقوقى به نام «حقوقدانان داخل منزل» كه دویست عضو در منطقه واشنگتن دارد، از شغل خود استعفا داد تا بتواند بچه ‏دار شود. وى مى‏ گوید: «من به هر كارى كه دست مى‏ زنم خود را صد در صد در اختیار آن مى‏ گذارم. عاشق مادر شدن شدم و میل نداشتم در دو جهت متضاد كشیده شوم.»

مقاله‏اى در سال 1994 (1363) منتشر شد كه خیلى‏ ها از آن نقل قول كردند. در این مقاله آمده است: «خانواده‏ هاى دو درآمدى رو به كاهش هستند ... بسیارى از خانم هایى كه مى‏ توانند بچه‏ دار شوند در حال بازگشت به خانه هستند. این روند جدید، سازگارى با سنت اسلام دارد. تعالیم اسلام براى توازن امنیت و ثروت، راههاى جدیدى گشوده است. اسلام به زنان حق ازدواج مجدد، ارث بردن، طلاق و دیدن شوهر قبل از ازدواج را اعطا كرده است. نمونه ‏هاى چنین حقوقى درتمام طول تاریخ بى‏ سابقه بود. اسلام به مرد و زن حقوق مساوى داده است. زنان هم، مانند مردان از تمام حقوق برخوردارند، اما تقسیم حقوق و وظایف، متفاوت است. معیار تقسیم حقوق، خصوصیات فیزیكى و جسمى است. خداوند زنان را براى پرورش و تربیت كودكان و مردان را جهت كسب روزى و حفاظت از خانواده آفریده است. در دنیا هر چیزى براى منظور و هدف خاصى آفریده شده است و همه چیز در مكان ثابتى در حال فعالیت و توسعه است. این مسأله شامل حال روابط انسانى نیز مى‏شود. هماهنگى اجتماعى وقتى تحقق مى‏یابد كه مرد و زن به وظایف خود خوب عمل كنند و یقینا لذت هماهنگى، بالاتر از هر لذت دیگرى است. اسلام كار كردن را براى زنان در جهت بهبود وضع اقتصادى خانواده ممنوع نساخته است اما این كار باید وظیفه دوم آنها باشد».


شاعر بزرگ و مشهور «هنرى وَدْ روژت لانگ فِلو» این موضوع را چنین بیان مى‏كند:

در خانه بمان قلب من و استراحت كن

قلب هاى حافظ خانواده، خوشبخت‏ ترینند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]