کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب میلاد حمیدی

موش
ما همیشه در این سایت می نالیم از اینکه فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!


پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.

البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یكی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌كُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌كُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
كین خَلَل در گندم است از مكرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش كن
وآنگهان در جمع گندم جوش كن

برگرفته از كتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیكلسون؛ به تحقیق كریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامك 1387.


نظرات()   
   

زن زیبا

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮐﻪ ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩ
ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ
ﻏﺒﻄﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻧﺪ
مدتی بعد ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ . ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻭﻣﺶ
ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﭼﻬﺮﻩﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﻓﻀﻮﻝ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ : ﻓﮑﺮ
ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﻗﺒﻠﯽﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﻮﺩ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻫﺪ : ﻧﻪ ! ﺍﺻﻼً !
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﺩ، ﺧﯿﻠﯽ
ﻭﺣﺸﯽ ﻭ ﺯﺷﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﮐﻨﻮﻧﯽﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ : ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ
ﺯﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ .
ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺷﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ
ﺳﮓﻫﺎ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺷﺎﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺍﺳﮑﯿﻤﻮﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺁﻻﺳﮑﺎ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﻢ
ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ
ﺯﯾﺮﺍ “ ﺣﺲ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﯾﺪﻥ ” ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...


نظرات()   
   
سه شنبه 6 آبان 1393  14:46
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

پیر زن
نقل است که عده ای  راهزن به یک کاروان از زنان حمله کردند و رئیس راهزنان گفت : به همه آنها تجاوز کنید. در بین زنها یک پیرزنی بود. یکی از راهزنان گفت این بنده خدا پیر است به این یکی رحم کنید و به او تجاوز نکنید. 
در حالی که همه زنان داشتند جیغ می کشیدند ، پیر زن فریاد زد : به تو چه بی شعور ،مگر رئیس تو هستی؟!!!!!


نظرات()   
   
یکشنبه 27 مهر 1393  13:20
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی


شیطان : امان از مکر زنان

زنی دچار بیماری کلیوی شد, بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد, هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش برای عیادتش می امدند در جواب همه انها که بیماری اش را میپرسیدند میگفت ایدز دارد. این امر توجه فرزندانش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از او پرسیدند مادر جان چرا به انها میگویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگری ست؟؟ مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا میرسد,این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم نقشه ی ازدواج با پدرتان را نکشد!!!گویند شیطان در گوشه ی مجلس به خودزنی,گریه و استغفار مشغول شد... 

و داستانی دیگر:

زنی به شوهرش گفت:
وقتی من مردم، چند وقت
بعد زن میگیری؟
مرد گفت: وقتی خاک قبرت خشک شد!
زن گفت: آیا وعده میدهی؟
مرد گفت: بله قول میدهم!
بعد از اینکه زنش فوت کرد،
هر روز مرد میرفت سر قبر تا ببیند خاکش خشک شده یا نه،
تا یکسال دید که خشک نمیشود
تا اینکه یک روز عصر رفت دید
که برادر زنش دارد روی قبر
آب میریزد!
سؤال كرد چرا این کار میکنی؟
برادر زنش گفت: 
وصیت خواهرم را اجرا میکنم 
که هر دو روز بر روی قبرش آب بریزم!!!
اینست مکر زنان...
زنده بلا، مرده ش هم بلاست..

اصلا روایت داریم اندی گفته: بلا ای بلا دختر مردم...


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

شاهد هستیم که بسیاری از دختران دبیرستانی تمایل به ازدواج دارند، اما متاسفانه بخاطر ارزش های غلط و فمینستی رایج شده در جامعه تحقیر و سرکوب می شوند و فشارهای خانواده و اجتماع آنها را وادار به تحصیلات میکند.

آنها برای فرار از حس تحقیر میل به ازدواج را در خود سرکوب می کنند و وارد دانشگاه می شوند.

در دانشگاه و محیط آلوده جامعه اغفال می شوند و فریب می خورند. گروه های فمینیست ذهن آنها را خراب می کنند.

در نتیجه سالها تحصیل ، اکثر آنها حاضر نخواهند بود که خانه دار باشند. پس کار و ادامه تحصیل را بر همه چیز ترجیح می دهند.

مردها هم ذاتا و خلقتا دوست دارند زن های آرام و مهربان و خانه دار داشته باشند. حتی اگر بخواهند با زن شاغل ازدواج کنند اشتغال زنان را برای زمان موقت می پذیرند(نه همیشگی و دایمی) که این هم با عدم رضایت قلبی صورت می گیرد.

همین ها باعث بوجود آمدن تنش و تنفر در زندگی مشترک  و رشد طلاق و بروز روابط خارج از چهارچوب خانواده می گردد.

متن زیر خبری است که در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1393 در خبرگزاری نسیم آمده است که به دلیل اهمیت و همراستا بودن با مطالب این سایت ، در این وبگاه قرار می گیرد:

حجت‌الاسلام محسن قرائتی بعدازظهر امروز در دوره آموزشی اندیشه‌های آسمانی ویژه بانوان در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد تصریح کرد: هر کس تأثیر بیشتری بر مردم دارد باید امر به معروف را به‌عنوان یک وظیفه انجام دهد. این موضوع یکی از مهمترین مبانی دینی است که باید مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گیرد.

وی ادامه داد: جوانان هفته‌ای دو کتاب ارزشمند و مفید را مطالعه کنند و به اعتقاد من بهترین کتاب‌ها مربوط به آثار شهید مطهری است. قرآن به‌عنوان کتاب آسمانی و کلام وحی، حلال تمامی مشکلات است و اگر اکنون مشکل ازدواج را در جامعه داریم باید به سراغ قرآن برویم، زیرا همه راه‌حل‌ها در آن آمده است.

حجت‌الاسلام قرائتی گفت: ازدواج سومین نیاز بشر است و باید در اولویت امور جامعه قرار گیرد. بنده با تأخیر در ازدواج جوانان مخالفت دارم و مخالف ازدواج دانشجویی و موافق ازدواج دبیرستانی هستم. نباید ازدواج را به تاخیر انداخت، مدرک تحصیلی دلیل تفاهم زوجین نیست؛ قرآن می‌گوید همه باسوادها با هم بیش از ذره‌ای سواد ندارند. خود جوانان هم می‌گویند مگر با چهار سال درس‌خواندن می‌توان فرهیخته شد.

رئیس ستاد اقامه نماز افزود: ما باید بدانیم انسان‌شناسی مهم است و نباید برای مسائلی چون مدرک‌گرایی در ازدواج تأخیر انداخت. مگر این مدارک چه قدر اهمیت دارد. یک شعار غلط در ایران داریم که می‌گوید «هرچه بدانی بهتر از آن است که ندانی»، این شعار باید حذف شود.

وی با اشاره به لزوم فرهنگسازی پیرامون نماز اظهار داشت: وزارت ارشاد اگر هنر دارد باید وظیفه‌اش در قبال نماز را انجام دهد و کتاب «اسرار نماز» که حق تألیف هم ندارد را با تیراژ بالا چاپ کند و در بین مردم قرار دهد. آدم هر کاری انجام می‌دهد چه واجب و چه مستحب باید حلال مشکل فرد یا جمعه باشد، در غیر این صورت بیهوده است.


نظرات()   
   

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

شهیندخت


به نوشته یکی از سایت های زنان ، شهیندخت مولاوردی در یک برنامه رادیویی اظهار داشت که 19 میلیون زن در ایران نقش پدری را ایفا می کنند. وی در این برنامه رادیویی اظهاراتی فمینیستی را مطرح کرده و در این راستا خواستار بودجه ها و حمایت هایی شد که باید در این خصوص صورت گیرد.
سپس طبق معمول از اصطلاح مضحک زنانه شدن فقر در سخنانش استفاده کرد!
سوای اینکه این آمار به نظر درست نمی رسد. چرا که طبق آمارهایی که پیش تر از این مهندس علیرضا زاهدیان، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار گفته بود : " سرشماری سال 90 از 21 میلیون خانوار موجود در کشور، 2 میلیون و پانصد خانوار زن- سرپرست هستند، افزود: به عبارت دیگر در سال 90 سهم خانواده‌های زن- سرپرست نسبت به سال 85 از 9.5 درصد به 12.5 درصد افزایش یافته است. "

حال اگر ما فرض کنیم از سال 90 تا به امروز این آمار 3 برابر نیز شده باشد یا حتی با فرض محال  5 برابر شدن آن باز هم به 19 میلیون نفر نمی رسیم!
بعلاوه با وجود 21 میلیون خانوار در کشور پس مردان کجا رفته اند که 19 میلیون آن را زنان سرپرستی کنند؟

پاسخ میلاد حمیدی:

زنانه شدن فقر یک اصطلاح احمقانه و کوته فکرانه است. اگر راجع به خانواده صحبت می شود، که این معاونت منحوس نامش معاونت زنان و خانواده است، پس باید همه چیز کل نگرانه و خانوادگی دیده شود.
فقر مشمول خانواده است نه فرد. زنانه شدن فقر اصلا دارای معنای خارجی نیست. دارای معنای موهومی است.
بارها هم من گفتم. کاش به جای این افراد کم خرد و بی فکر عده ای عاقل و دلسوز برای خانواده بودند تا به جای اتخاذ مواضع فمینیستی و غیر ممکن به راه های عملی برای رفع مشکلات جامعه و خانواده می اندیشیدند.
این همه بودجه مستقیم و غیر مستقیم که صرف معاونت زنان و خانواده می شود و این همه هزینه که صرف ان جی او های زنان می شود. این همه هزینه که برای استخدام زنان به شکل نمایشی از جیب دولت برداشته می شود. این همه هزینه اضافی که نظام باید برای امنیت زنانی که در محیط های مردانه حضور دارند پرداخت کند. هزینه های درمانی اضافی که حضور اجتماعی زنان روی دست سیستم می گذارد. این همه بودجه که صرف امور بانوان وزارتخانه ها و شرکت ها می شود، اگر همه اینها جمع شود عین این ۱۹ میلیون دروغینی هم که نام برده شده همه حتی دیگر لازم نیست کار کنند.

سوای اینکه خیلی بیشتر از اینها دخترهای بی نیاز در شرکت های خصوصی و دولتی استخدام شده اند و جای یک زن سرپرست خانوار و یا مرد خانواده دار را اشغال کرده اند و حتی جلوی ازدواج پسران مجرد را گرفته اند.
اکثرشان یا طلاق گرفته هستند و یا مجرد و بدون خواستگار. حتی پسران شاغل در اطراف آنها هم حاضر نیستند با آنها ازدواج کنند و با بالارفتن آمار طلاق و سرکش شدن زنان شاغل و بی جنبگی آنها و نیاز مردان به  زن واقعی پسران تمایل دارند با دختران خانه دار ازدواج کنند.
بعلاوه باید دید که طبق آمارها و مصاحبه های مطبوعاتی مقامات قضایی و کارشناسان و محققان عامل نخست افزایش زنان سرپرست خانوار را طلاق اعلام کرده اند.
که الحق و الانصاف نباید نقش بی بدیل سیاست های زنانه و تمکین مسئولین از این سیاست های طاغوت مآبانه را  در رشد این آمارهای زشت  و نا امید کننده از نظر دور داشت!
این سیستم معیوب فمینیستی است که بخاطر اتخاذ سیاست های پلید مرکز یا معاونت زنان و تشکل های زنان و دخالت آنها در سیاست ایجاد شده است .
چرا که تا قبل از ظهور و بروز پلید آنها این معضلات و آشفتگی تا این حد نبود.


نظرات()   
   

امروزه بعضی ها معتقدند منع حضور اجتماعی زنها به معنی از دست رفتن 50 درصد از ظرفیت و استعدادهای جامعه است!

در متن محاوره ای زیر با دید منطقی به این دروغ و دسیسه آشکار پاسخ داده شده است.

**********

اگر حساب زنهای بی سرپرست و بدسرپرست رو جدا کنید. حساب اون 50 درصد زنها رو از نوابغشون و اون شغل هایی که حتما لازمه زن توش شاغل باشه مثل مامایی و غیره رو هم جدا کنید. فوقش 1 درصدشون نابغه هستن. 49 درصد دیگه که نیستن!

بعضی ها معتقدند کار کردن زنها در اروپا بعد از رنسانس هست که سبب پیشرفت اروپا شده!

اما اگر کسی اروپا رفته باشه می بینه خیلی از این محصولات اروپایی رو خود اروپایی ها مصرف نمی کنن! خودشون محرومند. صبح تا شب سگ دو میزنن باز هم در زندگی پیشرفت ندارن!

تمام پیشرفتی که اونها ازش حرف میزنن یک سری عدد و رقم هست که رشد سرمایه یک مشت سرمایه دار هست که بخاطر استثمار نیروی ارزان قیمت و قابل سوء استفاده زنان و پایین آوردن دستمزد و استخدام مردان بوجود آمده!

در واقع اون پیشرفت چیزی به جز پیشرفت در  بزرگ تر شدن شکم یک مشت سرمایه دار یهودی و صهیون نبوده!

بعضی ها هم میگن تخصص میگیریم و میشیم مدیر و مهندس و وزیر و احیانا رئیس جمهور!

خیلی خوب بیاید منطقی فکر کنیم. کلا چند درصد جامعه میتونن وارد این عرصه ها بشن؟

فوقش بیست درصد. بقیه هم میشن کارگر زحمت کش و بیکار. این یک امر بدیهیه! بنابراین در ایده آل ترین حالت ممکن از این بیست درصد 10 درصدش هم به زنها برسه، یعنی نصف،پس  بقیه باید کاگر و یا بیکار بشن!

البته این خیلی ایده آل هست چون در اروپا و غرب  که اینقدر دم از حقوق زن میزنن باز هم نصف فرصت های مدیریتی به زنها نرسیده و نخواهد رسید و بیشتر زنها کارگر هستند.

پس بهتره بیخودی با چیزهای مسخره ای مثل حذف تفکیک جنسیتی و حذف سهمیه بندی جنسیتی و تشویق دخترها به کار و تحصیل و وعده های الکی اونها رو گول نزنیم تا جیب دانشگاه آزاد و موسسات آموزشی غیر انتفاعی و کلاس کنکور ها رو پر کنیم.بهتره بهشون حقیقت رو بگیم!

اسلام عزیز ما اقتصادی ترین راه رو معرفی کرده. مرد کار میکنه! زن نفقه میگیره و از دستاوردهای مرد امانت داری میکنه  و به جای شکم ثروتمندان بچه ها رو بزرگ می کنه تا زندگیشون به پیش بره!

اما وقتی زنها بیرون میان و میخوان آقای خودشون بشن، بخاطر آسیب پذیری باید دولت کلی بودجه برای امنیت زنها خرج کنه! این اصلا اقتصادی نیست. در اروپا و غرب چون قدرت دست سرمایه دارهاست دولت بودجه این زور اضافی و این هزینه تامین امنیت زنها و جبران رشد منفی جمعیت رو برای بیرون کشیدنشون از خونه از مالیات هایی که از خود مردم میگیره بدست میاره و سودش میره تو جیب ثروتمندها! چون عملا هیچ کس به جز اونها از این ماجرا سودی نمیبره! یعنی داره از خود مردم پول میگیره! پول حقوق های کمی که با کار و تلاش بسیار بدست آوردن و برای ثرومتمندان کار کردند! یعنی مردم رو به اسم آزادی های زنان و برابری زن و مرد گول میزنه!

در واقع هم سرمایه وجودی زن از خونه و خانواده  گرفته شده، هم هزینه تامین امنیتش سوای ناموفق بودن تامین امنیتش از جیب خود مردم گرفته شده و هم تمام این سود یک راست به جیب ثروتمندها رفته!

توانمندی باید در جهت احیای بشریت باشه! در غیر این صورت مفهومی نداره!
وقتی حضور زنها سبب افول اخلاقی میشه! وقتی رشد منفی جمعیت میاره! وقتی زنها بخاطر کار و قدرت یافتن بچه نمیارن یا سقطش می کنن! وقتی کودکی مادرش رو از صبح تا شب که برمیگرده نمی بینه! وقتی یک مرد خسته میرسه خونه قیافه خسته زن خودش رو می بینه! این یعنی این زن به معنای واقعی از بروز استعداد واقعی خودش که زندگی داری و شوهر داری و تحویل یک مرد مقتدر و با نشاط به جامعست محروم شده! یعنی جامعه از تولد یک انسان سالمی که از دل اون زن بیرون میاد و میتونه باعث پیشرفت جامعه و کشور بشه و یک نابغه بشه محروم شده!

می دونید امروزه چقدر نابغه سقط میشن؟ چقدر نابغه بخاطر طلاق اصلا متولد نمیشن؟ چقدر نابغه بخاطر کمبود عاطفی از نبود مادر و زن و حتی بیکاری که یک زن جاشونو گرفته دارن معتاد و مریض میشن و از دست میزن؟
وقتی خانواده از نشاط می افته! می بینی مضراتش از منافعش بیشتر بوده!
بعلاوه زنها کاری رو اضافه تر از مردها انجام نمیدن! ضمنا خلاء اونها در خانه احساس میشه بنابراین پایگاه خانه و خانواده سست میشه!
ای خانمی که حرص کار و تحصیل افراطی و حضور اجتماعی رو میزنی ، همون بچه ای که تو واسه کارکردن و اثبات خودت تنهاش گذاشتی یا بردیش به مهد کودک ،فردا که بزرگ شد میبردت خانه سالمندان! یا اینکه میره پی کار خودش و تو مجبور میشی مثل پیر زنها و پیرمردهای اروپایی با یک سگ در بغل اشک بریزی و روزی صد بار به خودت لعنت بفرستی که ایکاش فرزندانی داشتم! ای کاش دور و برم پر از نوه و بچه بود! ای کاش جای این سگ الان نوه ام توی بغلم بود!ای کاش سالهای طراوت و جوانی خودمو خرج شوهر و زندگی میکردم و از جوانمیون لذت می بردیم. ای کاش اون ناز و عشوه ها رو برای شوهرم میکردم نه همکارها و رئیسم، ای کاش به جای کنج سالمندان الان توی خونه پیش دخترم و یا عروس و نوه هام بودم! نه اینکه دخترم خودشم وقت برای خودش نداره! چون باید بره بیرون توانمندی هاش رو اثبات کنه!
صد سال سیاه لازم نکرده توانمندی خودش رو اثبات کنه! توانمندی که مردها رو بیکار کنه! دل ها رو بشکونه! و جلوی خلاقیت و توانمندی بقیه رو بگیره و یک نسل عقده ای بوجود بیاره که قطعا این نسل کمبود دار و عقده ای فاقد کارامدی لازم خواهند بود!


نظرات()   
   
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393  06:17

حیای زنان، دیروز امروز


حیای زن

حیای زنان دیروز،حیای زنان امروز،حیای زنان در قدیم،بی حیایی زنان امروزی، بی حیا شدن زنها، بی حیایی


نظرات()   
   

بابا آب داد

یادش بخیر، چه حس نوستالژیکی با دیدن این تصویر از کتاب درسیمان برایمان ایجاد می شود!
چه زود دیو فمینیسم بابا را از کتاب های درسی بیرون کرد!
حالا فمینیسم می خواهد بابا اصلا نباشد!
بابا از خانواده هم می ورد!
بابا از دنیا هم می رود!
بابا دیگر نه نان می دهد نه آب!
بابا دیگر بابا نخواهد بود!
و اگر این روند ادامه پیدا کند، باید مانند غرب شاهد کودکان بی بابا بود!
کودکانی که فمینیسم سند یتیمیشان را از قبل امضا کرده است!
حتی برخی کودکان اصلا مجوز تولد نخواهند داشت تا دنبال بابایشان بگردند!
بابا به تاریخ می پیوندد!
مثل همین کتاب درسی...


نظرات()   
   

اگر کمی به دور و اطرافمان نگاه کنیم و تیترهای سایت های تحلیلی و خبری را بخوانیم یا درمیان تیتر های روزنامه های جناح های مختلف سیاسی نگاهی بیندازیم می بینیم هر روز و هر هفته یکی دو فعال حقوق زن به سیاهنمایی جو موجود و دعوت زنان دیگر به سلیطگی همچون خودشان می پردازند و حتی  زنان را به تصدی پست های سنگین مانند شهردار،استاندار و حتی وزرات و ریاست جمهوری دعوت می کنند.
این زنان که اغلب در پست های تمام وقت و یا سنگین در حال فعالیت هستند در حالی  که خودشان در پست و مقام و بی قیدی کامل به سر می برند هیچ گونه اطاعت پذیری ازشوهر ندارند و در حالی که چادر بر سر کشیده اند و با این کارشان اسلام را به گند کشیده اند به مسلم ترین اعتقاد یک زن مسلمان که همانا پرهیز از سلیطگی و راضی نگاه داشتن شوهر است به هیچ عنوان اعتقاد ندارند ونه تنها خودشان به بهانه های واهی از آن سر باز می زنند بلکه به طرق مختلف زنان را به کارهای مشابه خودشان دعوت می کنند.
اکثر آنها یا شوهری بالای سرشان نیست و یا طلاق گرفته اند و یا در زندگی اصلا کاری به شوهرشان ندارند و زن و شوهر هر کدام سوی کارخودشان هستند. این ها صرفا به دلیل حفظ آبرو از نمایش وضعیت اسفبار زندگی شخصی اشان ابا می کنند و سعی می کنند حتی با رسانه ای سازی و اجرای شوهای سیاسی زندگی خودشان را بسیار ایده آل نشان دهند تا زنان دیگر ازآنها الگو برداری کنند و ننگ و سیاهی در جامعه فراگیر شود.
بعضی از آنها ممکن است همسران اشخاص سیاسی باشند مانند همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری یا نماینده مجلس و برخی از هنرمندان زن . البته این نکته را اینجا اضافه می کنم بعضی از این افراد این گونه هستند نه همه آنها و خدای نکرده امیدوارم بیان این موضوع حمل بر توهین بر تمام این افراد نگردد. تصور کنید اگر همه زنان جامعه و یا اکثریت آنها می خواستند به این کارهای سنگین  و تمام وقت که نابود کننده زیبایی ها و  لطافت های زنانه است مشغول شوند چقدر زندگی ها باید زشت و ترسناک می شد و چقدر زندگی ها ازهم می پاشید! کما اینکه در زندگی بسیاری از افراد نامبرده بنا به دلیل وقت نداشتن برای وظایف خانوادگی و بی توجهی و بی قیدی نسبت به خانواده و عدم پایبندی به مسایل اخلاقی بنا به اقتضای فرقه ای که برای تصدی این کارها باید عضو آن شوند طلاق و ازدواج های قاطی پاتی و ازدواج مصلحتی زیاد است و تنها چیزی که وجود ندارد عشق است.
اما متاسفانه اینها چون تریبون ها و رسانه ها و سازندگان هنری را در اختیار و نفوذ خود دارند اغلب سعی می کنند با ساختن برنامه های دروغین ویا مصاحبه های مطبوعاتی یک واقعیت را معکوس نشان دهند و بر عکس سعی می کنند با موفق نشان دادن زندگی هایشان یک الگو سازی غلط برای افراد جامعه بوجود آورند.
نمونه های زیادی در دنیا برای آن وجود دارد. مثلا مصاحبه هایی که با برخی فعالان حقوق زن انجام می دهند و یا مثلا وزیر دفاع جدید آلمان که نشریات فمینیست گرای داخلی به خوبی آن را پوشش دادند در حالی که عکس هایی از او را نشان می دادند که چندین فرزند داشت و در کنار آنها لبخند می زد و در اثر کار و فعالیت زیاد توانسته بود تا به این پست برسد!
اما آیا مرحله به مرحله زندگی خشک و بی روح اینها را هم نشان می دهد؟ فساد های اخلاقی آنها،دوری از شوهر و فرزندان و اختلافات خانوادگی و آنچه در دل شوهر بیچاره اش می گذرد را هم نشان می دهند؟
آیا همه زنهای جامعه آنقدر پول دارند بدهند تا برای بچه ها دایه بگیرند و خودشان هم برای رسیدن به پست و مقام با مردان دیگر لاس بزنند و همخوابی کنند؟
اینکه زنانی مثل مرکل و اشتون در اروپا  و غرب بر افراشته می شوند تا مایه شوی سیاسی و نیزنگ برای خاورمیانه باشند و این دست نشانده ها از خود قدرت و جسارت تصمیم گیری ندارند و مردانی تصمیم ساز هستند و اینها همه نمایش است چیزی نیست که بر مردم دنیا پوشیده باشد. چیزی که نگران کننده و ناراحت کننده است بازی خوردن وفریب دیدن زنان سیاسی کشور ما تحت لقای فعالان حقوق زن است و این است که دقیقا همین الگوهای لیبرال ساخته غرب را در چشم زنان ما بزک و دوزک می کنند!
اینها در نقاط مختلف جهان برای نابودی نسل انسانها وتسلط بر مردم جهان از فمینیست ها حمایت می کنند و تازه برای همدیگر  سوژه خبری جور می کنند (مثل وزیر دفاع جدید آلمان که یک زن بود) و حتی به همدیگر کادو هم می دهند مثل آن بنیادی که جایزه بانوی محیط زیست را به معصومه ابتکار داد که از کره جنوبی بود. البته این جایزه برای حفاظت این زن از محیط زیست نبود زیرا که ناتوانی و کم توجهی ایشان به محیط زیست دیگر بر همه ثابت شده است.
همان طور که می دانیم کره جنوبی در تسلط کامل اسرائیل و سیسیتم لیبرال و سرمایه داری آمریکاست و کره شمالی در تسط روسیه است.
این بنیاد که به معصومه ابتکار جایزه داد برای محیط زیست این جایزه را نداد بلکه بیشتر برای خاطر اعمال فمینیستی و ضد خانواده مثل تشکیل مراکز مردم نهاد با گسترش فرهنگ ضد مرد وضد خانواده و شراکت در نوشتن کتاب فمینیستی بین المللی که در خصوص به قدرت رسیدن زنان بوده و یکی از نویسندگان این کتاب در جمع برترین فمینیست های دنیا معصومه ابتکار بوده است!
همان طور که گفتیم از اهداف سازمان ملل و حقوق بشر و شعار برابری فرصت ها برای زن و مرد که مطرح می شود شیوع فمینیسم و نابودی خانواده است.
اینها حتی شعورشان نمی رسد که پست های سنگین و کارهای تمام وقت یک وظیفه است نه یک حق. اما اینها عدم تصدی این پست ها توسط زنان را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. عدم اشتغال را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. در حالی که اشتغال یک وظیفه است نه یک حق. مرد اشتغال را برای تامین معاش خانواده می خواهد اما یک زن برای چه می خواهد؟ اگر ما زنان بی سرپرست را و یا زنانی را که شوهرشان در تامین معیشت خانواده دچار مشکل هستند جدا کنیم واقعا باقی زنان اشتغال را برای چه می خواهند در حالی که این همه پسر بیکار داریم که اشتغال وظیفه آنهاست؟ حتی اگر آن دسته از زنانی که درآمد شوهرشان پایین است قانع باشند به جای آنها می تواند یک مرد استخدام شود تا از انجام وظیفه مردانه اش بازنماند و از حجم بیکاری کاسته شود. یک پسر مجرد اگر شاغل شود مطمئنا ازدواج می کند. اما می بینیم سیل زنان در بازار کار دولتی و خصوصی هم سطح درآمد مردان را کاهش داده است و هم باعث بیکاری بیشتر مردان شده است و هم ازدواج را کاهش و طلاق را افزایش داده است!
بیایید از بحث خارج نشویم. بحث اصلی دعوت فمینیست ها از زنان برای تصدی پست های مدیریتی توسط زنان بود که اساسا با عقل و شرع در تضاد است.
برای اثبات این موضوع بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند هیچ زنی را به پیامبری مبعوث نکرد؟ آیا می توان گفت که خداوند با این کار در حق زنان تبعیض قائل شده است و حقوق زنان را ضایع کرده است؟
چرا هیچ امامی از میان زنان انتخاب نشد؟
خود فمینیست های اسلامی خدیجه و عایشه را از زنان باهوش و توانمند می دانند. هر چند میان این دو زن و درجات الهی آنها تفاوت از زمین تا آسمان است. اما لطفا به این سوال پاسخ دهید که چرا پیامبر در میان مسئولینی که منصوب کردند از ایشان استفاده نکردند؟
چرا مولا علی (ع) در زمان خلافت از هیچ زنی برای تصدی پست های مختلف استفاده نکردند؟ در حالی که  تغییراتی که ایشان ایجاد کردند مخالفان زیادی را بر علیه ایشان برانگیخت؟ بنابر این ایشان از بابت مخافت ها و جو موجود هیچ هراسی نداشتند و کارهایی را کردند که به مراتب در جو آن زمان سخت تر از به قدرت رساندن زنان بود.
هیچ امامی زنان را به تحصیلات زیاد و مدیریت  و زمامداری امور دعوت نکرد.
فمینیست های ایران برای رد این نظریات از بهانه مدرنیته و زمان استفاده می کنند و می گویند شرایط آن زمان مساعد این امر نبوده است در حالی که در زمان جاهلیت هم زنانی مثل خدیجه بودند که تجارت می کردند و حتی دارای مقام هایی بودند.
حتی در ایران باستان هم زنانی بودند که برای مدت کوتاهی زمام هایی را به دست گرفتند و مقام هایی را کسب کردند. پس به راحتی این نظریه که این مورد به زمان نسبت داده شود رد می شود.
لذا اگر مدل قدرتمند شدن زنان پدیده موفق و قابل ادامه ای بود توسط پیشوایان ما توصیه می شد و یا حتی نمونه ای از آن پیدا می کردیم و ادامه پیدا می کرد. پس وقتی ادامه پیدا نکرد و توصیه هم نشد نشان می دهد بعنوان حق مطرح شدن آن انحراف و بدعت است.
اما در واقع اسلام آمد و زن را از این کارها معاف کرد و تامین معیشت خانواده را به گردن مرد نهاد و طبق آیه 34 سوره نساء مردان را سرپرست زنان قرار داد. تا زن بتواند در محیط امنی که مرد از طریق انجام وظیفه اش( مراقبت از زن و اشتغال) بوجود می آورد، به تربیت نسل سالم مشغول شود و شوهر خسته اش را التیام روحی و آرامش بدهد و همزیستی اسلامی برای دوام و بقای خانواده با مشکل مواجه نشود.
کما اینکه در قرآن در سوره یوسف و نحل و سوره واقعه  بیان شده که ما پیامبران را از میان مردان انتخاب کردیم. از چند نفر از مراجع هم در خصوص اینکه چرا از میان زنان پیامبری انتخاب نشد سوال شد و پاسخ این بود که خداوند نمی خواست مسئولیت سنگین بر دوش زنان بیفتد . لذا با همین تعبیر دادن پست های سیاسی به زنان به دلیل سنگینی مسئولیت و عدم تناسب با روحیه لطیف و ظریف زنانه کاری نادرست است.
چندین بار در سایت های زنان چشمم به اظهارات شهیندخت مولاوردی معاون زنان ریاست جمهوری و چند تن از فعالان حقوق زن خورد که از امام چیزهایی را نقل می کردند که امام در اوایل انقلاب چندین ماموریت به زنان مختلفی داد و آنها را به پست هایی منصوب کرد. در پاسخ دندان شکن به این اظهارات باید گفت اولا این به صورت حکم حکومتی و مصلحت آن زمان بوده و به تعداد انگشت شمار بوده و برای مقاطع زمانی محدود و نه روندی ادامه دار. اینها طوری این مسایل را عنوان می کنند که هر کس ندادند فکر می کند امام تمام کابینه و نظام را پر از زنان کرده بود! که امروز اینها توقع دارند همه جا از زنان پر شود و اصلا به عاقبت ننگین این خواسته شان فکر نمی کنند.در ثانی اگر این طور که اینها سیاهنمایی میکنند که زنان محدودیت دارند چطور خودشان سر و کله شان درچنین پستی پیدا شده تا خیلی راحت با فرهنگ سازی های مخربشان زندگی مردم بیچاره را به آتش بکشند و نگاه جنسیتی داشته باشند؟ و خیلی راحت در فیسبوک و سایت های زنان و از بودجه های بیت المال استفاده کنند  تا اظهارات شخصی و ضد دین و ضد فرهنگ اصیل ایرانی را بیان کنند و هیچ کس با آنها کاری نداشته باشد؟ و آزادانه به بیان مخرباتشان بپردازند؟

مرکز زنان ریاست جمهوری بنای بدی بودکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گذاشته شد و در زمان آقای احمدی نژاد بدتر اندر بدتر شد و به معاونت تبدیل شد و ای کاش آقای روحانی ریشه آن را می زد و با این کار خدمتی ارزنده به خانواده ایرانی اسلامی و میهن عزیزمان انجام می داد و خانواده و کشور را از نابودی حتمی نجات می داد.
مقام معظم رهبری هم در جمع بانوان فرهیخته در سال گذشته عنوان کردند" نباید به تعداد بالای مسئولین زن افتخار کرد و نباید رسیدن زنان به قدرت را افتخار دانست که این خوب نیست و انفعال در مقابل غرب است."
پس بنابر این دیگر جایی برای یاوه گویی های فعالان حقوق زن در این زمینه باقی نمی ماند


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 اسفند 1392  07:43
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

ازدواج اینترنتی و حالا طلاق اینترنتی ...
به دنبال بالا رفتن آمار طلاق و مراجعات بی شمار برای طلاق به دفترخانه ها و دادگاه های خانواده در راستای احیای دولت الکترونیک و به منظور تسهیل طلاق گیرندگان محترم  و جلوگیری از اتلاف وقت آنها و تو دهنی به متاهلین و ازدواج کنندگان مرده شور برده که دل فمینیست های ما را خون کرده اند صورت می گیرد:


طلاق اینترنتی
ازدواج اینترنتی
طلاق اینترنتی
ازدواج و طلاق
ثبت آنلاین طلاق
وکالت اینترنتی
اینترنت و طلاق
طلاق


نظرات()   
   

در حالی که تفکر معصوم نگریستن به زنان در دنیا به اتمام رسیده است. اما این تفکر اشتباه همچنان در میان مردم ایران رواج دارد. متاسفانه این تفکر سبب نگرش اجتماعی منفی نسبت به مردان و تصویب قوانین با این پیشفرض ها شده است.
در خبر زیر ما خبری را می بینیم که شاید برای بیش از صدمین یا هزارمین بار باشد که چنین خبری را می شنویم. اما چون این خبرها مربوط به غرب یا کشورهای خارجی است همزاد پنداری نمی کنیم و ساده از کنار آن ها می گذریم.
اما اگر یک لحظه به این موضوع فکر کنیم که آیا زنان آمریکایی یا غربی هم فطرتا و از سالیان سال این کارها را می کرده اند؟
پاسخ منفیست.
آنها این کارها را نمی کرده اند.
در ادامه این سوال را بپرسید که چه چیزی باعث شده وضعیت جامعه غرب به این حد برسد؟ و عاقبت جامعه ما چه خواهد بود؟
واضح است که چیزهایی که بسیاری از فمینیست های امروزی رسیدن زنان ایران به آن حقوق را از مصادیق امروزی شدن و نیاز روز جامعه زنان می دانند جامعه را به این حد میرساند! کما اینکه تا حد زیادی هم رسانده است و البته در بسیاری از مصادیق آن از غرب هم فجیع تر شده است.
بنابراین یا باید مقید به سبک زندگی ایرانی و اسلامی بود و اصول اساسی را حفظ کرد. یا اینکه اگر بنا باشد با فقه پویااااااااااااااا پیش برویم باید از وضع قوانین یک طرفه ای که فرض می کند فقط مردان مجرم هستند جلوگیری کنیم و در تصویب قوانین دقت بیشتری نماییم.
 
و اما خبر:

زن متجاوز

این آخرین مورد تجاوزات جنسی تکان دهنده است که در آمریکا گزارش شده. ناتالی دشان جانسون ۳۲ ساله، متهم به هدف قرار دادن پسربچه ۱۳ ساله با پیام های متنی، قبل از دعوت وی به آپارتمانش در دیبال تگزاس برای برقراری رابطه جنسی است. دومین متهم، منویل ۲۷ ساله، معلم مدرسه جردن لین است که گفته با یک دانش آموز ۱۴ ساله، رابطه عاشقانه برقرار کرده است.

جانسون، به بلند کردن پسربچه ۱۳ ساله از پدربزرگ و مادربزرگش و کشاندن آن به خانه خود و برقراری رابطه جنسی با وی متهم شده است. اما زمانی که وی به این نوجوان اجازه داد تا شب را در خانه اش بماند، والدین این پسربچه مشکوک شدند و این زن گرفتار شد. به گفته پلیس، ثبت سوابق گفت و شنود تلفن، حاکی از آن است که جانسون با معشوقه نوجوان خود بیش از ۱۵۰۰ مورد مکالمه و پیام متنی داشته است.
 
این عشق ممنوع زمانی فاش شد که پسر نوجوان، تمام طول شب را با جانسون گذراند و به خانه پدربزرگش مراجعت نکرد.زمانی که این پسربچه از سوی والدینش مورد بازخواست قرار گرفت، وی اعتراف کرد در آپارتمان جانسون بوده و با وی رابطه جنسی داشته است.این پسربچه اعتراف کرد، چهار بار در آپارتمان و یک بار در یک پارک محلی با جانسون رابطه جنسی داشته است. دونالد کارول، بازپرس دفتر کلانتری آنجلینا کانتی گفت:تنها با شنیدن حرف های این مرد جوان، متوجه خواهید شد این حوادث چقدر وی را متاثر ساخته است. وی به امید آنکه بتواند این دوران را فراموش کند، قصد دارد تحت مشاوره قرار گیرد.

جانسون به اتهام اقدام به کودک آزاری شدید، بازداشت شد.ماموران تحقیق گفتند عجیب است که یک زن، جذب یک پسربچه شده است. دونالد کارول، بازپرس دفتر کلانتری آنجلینا کانتی گفت: رابطه جنسی بین یک مرد و بچه به شدت نفرت انگیز است، اما نه به اندازه برقراری رابطه جنسی بین یک زن و یک بچه.

کارول گفت این نوجوان خیلی گیج و آشفته شده بود. در هانی گراو، معلم متاهل مدرسه جردن لین نیز، بعد از خوابیدن با یک دانش آموز ۱۴ ساله، به تجاوز متهم شد.

مارک جانسون، رییس پلیس هانی گراو به خبرگزاری KXII گفت: خیلی سخت است که احساس کنید وقتی فرزند خودتان را به مدرسه می فرستید، به شما خیانت می شود.به گفته منابع آگاه، لین عضو یک خانواده سرشناس محلی است و با یکی از همکارانش ازدواج کرده است.گمان نمی رود این رابطه جنسی در مدرسه رخ داده باشد.لین با اتهام برقراری ارتباط نامناسب با یک دانش آموز روبروست و نیز ممکن است به اتهام تجاوز شدید جنسی علیه یک کودک محکوم شود.


نظرات()   
   

متاسفانه یکی از فرهنگ های غلط و رایج جا افتاده در بین ایرانی ها روش کوچک کردن خود برای بزرگ کردن دیگری است. در حالی که در بیان بزرگان و علمای دین هم تاکید بسیار شده است که راه بزرگ کردن امامان و کسانی که دوستشان داریم این است که آنها را همانطوری که هستند تعبیر و تفسیر کنیم نه با کوچک کردن خود و تحقیر خود!
با تحقیر خود ما نه تنها ایشان را بالا نبرده ایم و آنها را در جایگاه حقیقی خود قرار نداده ایم بلکه به جای اینکه او را بالا ببریم خود را پایین آورده ایم و حتی در حق آن شخص بزرگوار هم خیانت بزرگی کرده ایم و او را نیز با خود پایین کشیده ایم!
بعنوان مثال می بینیم برخی افراد در مراسم های مذهبی می گویند "  انا کلب الحسین" یعنی شخص از قول خودش می گوید که " من سگ حسین هستم".
این تحقیری بزرگ است. آرزوی امامان و بزرگواران درگاه الهی افزایش درجات انسان ها بوده است. اگر ما خودمان برای خودمان ارزش قائل باشیم و سعی کنیم در زندگی در رفتار با اطرافیان،فامیل،خانواده و همسرمان فردی خوش برخورد،متدین،به موقع سربه زیر و به موقع سرکش،شجاع و خدا ترس باشیم و سیره ائمه را در زندگی پیاده کنیم یعنی به خود ارزش داده ایم.
هم به خداوند مقرب شده ایم. هم دل ائمه را شاد کرده ایم و هم سایر مردم دنیا با دیدن ابهت ما به ابهت ائمه که الگوی ما هستند پی می برند.
تحقیر هیچ کس هیچ گاه خواسته ائمه نبوده است.
یک چیز باید اینجا گوشزد شود. هر کس شما را به سجده و یا تعظیم بر غیر خداوند امر کند خودش بزرگترین دشمن خداست.
یزد لعنت الله علیه همیشه مردم را به خود فرا می خواند. اما علی (ع) همیشه می گفت به سمت من بیایید تا شما را به خداوند هدایت کنم. ائمه و اهل بیت و پیامبران الهی همه این گونه بودند!
ببینید عزیزان شما را به خدا تفاوت احترام گذاشتن و محترم شمردن را با رکوع و سجود بدانید!
متاسفانه در زمینه زنان هم سالهایی چنین اشتباهاتی صورت گرفت. آنقدر گفتند زن کرامت دارد زن کرامت دارد که دیگر هر سایت زنانی میرفتی می آمدند و خدا و پیغمبر را از اول تا آخر فمینیست می کردند!
کار به جایی می رسید که می گفتند پیامبر نعوذ بالله بر فاطمه سجده می کرد. حرف ها و حدیث هایی درست شد که نگو و نپرس!
زن ستایی های عجیب و غریبی که کوچکترین مخالفتی با قول و بیان یک زن یا برداشت آن زن از دین و قرآن صورت می گرفت انگ بی دینی بر پیشانی فرد می چسباند!
مخالفت با گفته زنانی که مقاله نویس سایت های خبری بودند توهین به زنان و در نتیجه توهین به خدا قلمداد میشد!
کاربرانی که چند باری در سایت های زنان نظرات مخالف ولو با دلیل و برهان محکم دینی، نظرات مخالف با تفاسیر به رای آن زنان می دادند سریعا یا متحجر خوانده می شدند یا پشت کوهی یا وهابی و طالبانی  و گاهی مورد لطف قرار گرفته و کافر می شدند!
تا صحبت هم می کردی می گفتند پیامبر به زهرا س احترام می گذاشت شما چطور به زنان توهین می کنید؟!!!!
معلوم نیست این زنانی که نه در ظاهر،نه در کردار، نه در جمیع جهات هیچ گونه شباهتی به آن بزرگوار نداشتند چگونه به صرف زن بودن باید چنین کرامتی پیدا می کردند که کوچکترین مخالفتی با آنها فرد مخالف را شایسته اعدام شدن می کرد؟!!!
مثل اینکه ما بیاییم به هنده جگر خوار و زنان بدنام تاریخ هم به صرف زن بودنشان قداست بدهیم و آنها را تکریم کنیم!
پر واضح است که هر درجه و احترامی که انسان بدست می آورد باید یا اعمال و کردار خود او شکل بگیرد. چیزهایی است که اکتسابی است نه انتصابی!
البته اشتباه است که از فعل در زمان گذشته استفاده می کنم چرا که این جو متاسفانه هنوز هم ادامه دارد!

اما ریشه یابی این اشتباه در چیست؟

برای یافتن پاسخ بر گردید به همان ابتدای این مطلب و توضیحاتی که داده شد. در واقع بطور خلاصه می توان گفت عده ای از متدینین که دیدند جامعه مورد تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته و ماهواره ها مدام از حقوق غربی زن صحبت می کنند، برای اینکه در این زمینه از غربی ها کم نیاورند تلاش کردن تا اسلام را با آب و تاب بیشتری مطابق منافع و مطامع زنان معرفی کنند. دست گذاشتند روی بالا بردن زن از دید اسلام. با این کار نه تنها اسلام نزد مخاطبان عزیز نشد! و نه تنها بخاطر زیاده روی و سوء تعبیر زیر سوال رفت بلکه به یک باره در زمانی کوتاه کل فضای اینترنت،سایت های خبری،مطبوعات،تلوزیون،رادیو و فضای جامعه پر شد از زن ستایی ها و کار تا جایی پیش رفت که مرد به موجودی حقیر تبدیل شد! به یکباره اتفاق عجیبی افتاد. اسلامی که تا همین 30 سال پیش هنوز نو و تازه بود در عرض چند سال به یکباره قدیمی و 1400 ساله شد!
و ان اکرمکم عند الله اتقیکم گم شد!

بعد شبهاتی در زمینه حقوق زن و مرد بوجود آمد. سوال این شد که اگر زن اینقدر با کرامت است چرا باید اجازه اش دست شوهرش باشد؟ این مرد که اینقدر خاک بر سر و حمال است و وظیفه اش پول دادن و حمالی برای من است چرا باید اجازه ام دست او باشد؟
اینجا بود که فمینیست ها دست به کار شدند و شبهه روی شبهه گذاشتند. با سپردن امور خانواده در دولت و مجلس به عقل زنان، آرام آرام تمامی حقوق و کرامت های مردان لگد مال شد و دیگر پدر حق نداشت برای خروج دخترش از کشور حقی داشته باشد! و خیلی چیزهای دیگر نظیر این!
ریاست مردان در خانواده که در آیات متعدد قرآن اشاره شده، تبدیل شد به یک قانون عقب مانده پشت کوهی و 1400 ساله و قدیمی اما مهریه هر چند مال همان 1400 سال پیش بود ولی از آنجایی که زن کرامت داشت دو چندان ارزش پیدا کرد!

افتضاح پشت افتضاح و همین طور ادامه پیدا کرد. آرام آرام مسئولیت های زنان همه از نماد های تحجر شد و بدون تضامین قانونی رها شد تا به دست فراموشی سپرده شود!
باور کنید تا چند سال دیگر با این وضعیت کسی یادش هم نخواهد بود که دختر مجرد برای خروج از کشور نیاز به اجازه پدر داشته باشد و زن از شوهرش برای این مورد اجازه لازم داشته باشد! همین طور که برای اشتغال زنان این اتفاق افتاد!

یکی دیگر از بحث هایی که امروز در جامعه جریان دارد بحث عفاف و حجاب است. عزیزان نابغه دینی برای مطرح کردن قداست چادر باز هم ابتکار جدیدی به خرج ندادند. بلکه از شیوه قدیمی و سوخته تحقیر خود استفاده کردند! که تصویر آن را در زیر می بینید!
البته اینها اشتباهاتی است که صورت می گیرد و خدای نکرده ما قصد نداریم که آنها را به این متهم کنیم که عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند!

حجاب و تحقیر مردان
تصویر بوسه زدن برادران بسیجی بر چادر خواهران و تعظیم در مقابل آنها

به نظر شما چرا باید برای بالا بردن ارزش زن و حجاب از تحقیر مردان استفاده کرد؟
آیا اینها مادر این پسران هستند؟ یا به صرف زن بودن باید در مقابلشان زانو زده شود
و این مردان اینگونه تحقیر شوند؟
آیا راه بهتری برای حفظ کرامت انسانی زن و ارزش گذاری برای حجاب به جز تحقیر مردان
وجود ندارد؟ و آیا با این شیوه نباید شاهد حقارت بیشتر مردان و حتی زیر سوال رفتن خود حجاب و زن با توجه به توضیحات فوق شویم؟

-------
زن زدگی و تحقیر مردان


نظرات()   
   

در جامعه ما اینطور جا افتاده که معمولا مردها مقصرند. مردها خشن اند و زنها فرشته اند. اگر مردی ازدواج مجدد شرعی کند خائن محسوب می شود اما اگر زنی رابطه نامشروع با پسری برقرار کند و به شوهرش خیانت کند و حتی شوهرش را بکشد بخاطر بدرفتاری مرد است. یعنی زن هر کاری بکند برای آن  توجیه ساخته می شود. اما مرد نه تنها از حقوق شرعی خود محروم می شود بلکه مجازات هم می شود. مرد اگر معتاد باشد مقصر است و اگر زنش هم معتاد باشد مرد عامل اعتیاد زن است!
این ها همه از ضعف دیدگاه جامعه ما ناشی می شود که دیدگاه معصوم نگرانه به زنان و مجرم نگرانه به مردان دارد!
اما در دنیا این طور نیست. این حرف که اگر دنیا به دست زنان می افتاد پر از صلح و زیبایی می شد دیگر رنگ باخته است. این روزها زنان با روبط نامشروع،خیانت،فرزندان نامشروع و هزاران جنایت دیگر مانند تجاوز به کودکان و همجنس بازی و تجاوز به هم جنس و حتی تجاوز به مردان دیگر این حرف ها را نخ نما کرده اند.
اما متاسفانه در ایران هنوز این باور از بین نرفته است. همین موضوع باعث شده است که جریان مطالبه حقوق یک طرفه باشد  و بر همین اساس نیز قوانینی تصویب و قضاوت شود و حتی زنان معاونتی در ریاست جمهوری داشته باشند! مهریه های کلان بگیرند،مردان را زندانی کنند،شکنجه روحی کنند،خیانت کنند،بکشند و در هر صورت مرد مقصر باشد!
هر قتلی که زن انجام می دهد و شوهرش را می کشد و یا خیانت می کند وکلایی که برای این زنان گرفته می شود با اهداف سیاسی برای مبارزه با حق طلاق مرد به زن آموزش می دهند که بگوید با شوهرش اختلاف داشته و می خواسته از او جدا شود و برای رهایی از مرد این کار را کرده است!
این ها می خواهند با این حرف ها هم خیانت زن را کم رنگ کنند و هم یک بازی باخته را به یک بازی برد تبدیل کنند. یعنی یک موضوع آبرو بر را با طرفند سیاسی و اجتماعی ، هم تعدیل کنند و هم این ذهنیت را در جامعه و سیستم قانونی و قضایی بوجود بیاورند که به دلیل اینکه زن حق طلاق نداشته است مجبور شده دست به این کار بزند!
این ها نمیخواهند بگویند که این زن هوسباز بوده  و طمع مهریه و حق و حقوق داشته است! این ها می خواهند بگویند حتی زن جنایتکار و قاتل هم از ناچاری این کار را انجام  می دهد! همواره می خواهند هوسبازی زنان را توجیه کنند و با اسلام مبارزه کنند و به هدف خود برسند!
می بینید؟ چگونه حتی از جنایات زنان هم برای اهداف فمینیستی استفاده می شود در حالی که این موضوع باید یک ضربه برای آنها باشد؟!!!
دقیقا ذیل هر مطلب خیانتی که از جنایات و یا خیانت ها و قتل های زنانه در مطبوعات نوشته می شود ، قطعا این جمله هست " با شوهرم اختلاف داشتم،میخواستم از او جدا شوم. شوهرم با من بدرفتاری می کرد و ...."
این جملات تکراری دقیقا جملاتی است که وکلای کانون های مختلف به موکلین خود برای اهداف فمینیستی آموزش می دهند و از آنها میخواهند تا این را بگویند!
متاسفانه اکثر فارغ التحصیلان رشته حقوق در کشور از منابع اروپایی و بخصوص فرانسوی استفاده می کنند!
قانون مدنی ما در واقع همان قانون مدنی فرانسه است که فقط برخی از موارد آن با اسلام تطبیق داده شده. هر جای این قانون که رنگ و بوی اسلامی دارد معمولا مورد هجوم فمینیست هاست و فمینیست ها به خوبی توانسته اند از این ذهنیت اروپایی و غربزده برخی وکلا به نفع خود استفاده کنند. و این چنین شعارهای دروغین و یکجانبه ای در حمایت از حقوق بی قیدانه و منتهی به فحشای زنان شکل می گیرد و اسلام به طور کل نماد تحجر شده است!
در حالی که بخاطر تک صدایی زنان در سیستم خانواده هیچ کدام از حقوق اسلامی مرد به جا نمانده است در حالی که هیچ کس اعتراضی به حقوق اسلامی و غیر اسلامی که زنان توامان دارند نمی کند و فقط انقادها به حقوق مردان وارد است. آن هم حقوق مردی  که شش قفله دسترسی به آن حقوق جرم شناخته شده و مجازات هم دارد. و خود مهریه اهرم فشار بر مرد و حق طلاق زن است. که به دروغ گفته می شود حق طلاق با مرد است!
امروزه بزرگترین جنایات انسانی را زنان انجام می دهند! قتل های وحشتناکی به نام سقط جنین از نمونه های آنهاست!
آیا می دانید بالاترین جنایات انسانی و بالاترین آمار کشتن انسانها همین سقط جنین است و آمار آن از کشته های جنگ ها و خونریزی هایی که در اخبار نمایش داده می شود صدها بار بیشتر است؟
این در حالی است که سقط جنین این روزها از حقوق زنان در دنیا به شمار می رود؟!!!
همین فمینیست های کثیف ایران را اگر بخواهند بیش از این نیز قدرت بدهند شک نداشته باشید که آزادی سقط جنین را هم  در کنار حقوق نامشروع دیگری که مطالبه می کنند با فقه پویای مسخره شان خواستار خواهند شد!
اگر بخواهیم از زنان جنایتکار و خون ریز در تاریخ نام ببریم به لیست بلند بالایی می رسیم که بر اساس تعداد کم زنان به قدرت رسیده در تاریخ با یک آمار درصدی معلوم می شود درصد زنان جنایتکار تاریخ به کل زنان به قدرت رسیده بسیار رقم بزرگتری است از درصد مردان جنایتکار تاریخ به کل مردان به قدرت رسیده!
به دلیل حمایت سیستم امپریالیسم بین الملل و فمینیسم از جنایات زنان همیشه آمارهای جرم و جنایات زنان و خیانت های آنها و فرزندان نامشروع به صورت محرمانه باقی می ماند!
همین الان زنان فعال حقوق زن از انتشار درصد طلاق هایی که زنان در آنها عامل اند جلوگیری می کنند و این آمارها محرمانه می ماند!
همین الان فرزندان نامشروعی که متولد می شوند و بعضا مرد بیچاره از خیانت زنش خبر ندارد محرمانه است!
نمونه زیر یکی از زنان جنایتکار معاصر را نشان می دهد!

فاحشه بلسن
ایرما ایدا ایز گریز
 
کارمندی در اردوگاه های کار اجباری نازی در راونسباک، برگنبرسن و اوشویتز، در دادگاه بلسن به جنایت علیه بشریت محکوم و در سن ۲۲ سالگی اعدام شد. ایرما گریز که از او به عنوان “فاحشه بلسن” یا “حیوان اوشویتز” نیز یاد می شود، اگرچه خیلی جوان بود به رتبه سرپرست ارشد که دومین درجه بالای زنان در اردوگاه اوشویتز بود ارتقاء یافت.

اتهامات اصلی علیه گریز, بدرفتاری و قتل زندانیان اردوگاه بود، مثل قرار دادن سگ روی زندانیان، تیراندازی و شلاق زدن های سادیسمی. ناظران شهادت داده اند که او هم از روش های فیزیکی و هم عاطفی برای شکنجه زندانیان استفاده می کرد و با خونسردی از تیراندازی به زندانیان لذت می برد.آنها همچنین به اعمال سادیسمی ایرما گریز، ضرب و شتم و تیراندازی ساختگی به زندانیان، حملات وحشیانه با سگ های آموزش دیده که گفته می شود نیمه گرسنه بودند و همچنین انتخاب زندانیان توسط او برای اطاق های گاز شهادت داده اند. پس از یک محاکمه ۵۳ روزه او به مرگ محکوم گردید.


نظرات()   
   

توی این سالها  به قول معروف خر فمینیست ها خیلی میره و نابودی خانواده به حدی میرسه که زن و مرد میرن با انواع و اقسام  خود ارضایی ها و همجنس بازی ها و اشیاء جنسی و ... نیازهای خودشونو برطرف میکنن. این وسط اونایی که یکم وضعشون بهتره یا میرن برده جنسی میگیرن و یا میرن بچه ای به حضانت میگیرن و ازش استفاده های جنسی میکنن. بعضی ها هم میرن رباتهای جنسی خریداری می کنن. که این اتفاقها تماما در غرب و شرق افتاده و اتفاقا استقبال زنها هم ازشون خوب بوده.

طنز زیر یک شوهر ربات برنامه ریزی شده رو که داره از زنش فرمان میگیره نشون میده.

شوهر رباتی

دست آخر این ربات هم کم میاره و اونوقت می بینید که چه دیالوگهایی بین این زن و شوهر رد و بدل میشه!

 شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئیست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا سی پی یو تو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer


نظرات()   
   

بلای خانمان سوز فمینیسم و تفکر جایگزینی زن به جای مرد و فرستادن زن به اجتماع به جای خانواده از غرب شروع شد و رفته رفته به شرق رسید. از آنجایی که شرق همیشه جمع کننده زباله های آلوده فرهنگی غرب بوده و بدون اطلاع از دلیل صرفا به تقلید کورکورانه و خودباختگی در مقابل غرب پرداخته عواقب بد اشتباهات انسانی که البته از تفکرات شیطانی نشات می گیرد شکل ذره بینی و بزرگ شده ی آن مصائب را دچار می شود. چنانچه در کشور های شرق آسیا و بعضا ایران و خاورمیانه شکل های بدتری از آن نمود پیدا کرده و شکل های افراطی تر و شدید تری بخود می گیرد که در آنها بحران خانواده و همجنسگرایی و آفات اجتماعی و فروپاشی خانواده اغلب شکل های مخفی تر اما بسیار گسترده تر از غرب را دارد. دلیل آن هم ذکر شد به دلیل ماهیت پنهانی و افراط کورکورانه است.

چونانکه فمینیست های چادر به سر ایرانی با چادر هر تفکر اشتباه غربی را با اسلام می آمیزند و جامعه را به مسیری می برند که عاقبتش بسیار شوم خواهد بود!

اکنون در شرق آسیا وضعیت خود فروشی، مدل شدن زنان، همجنسگرایی در زنان بخصوص ژاپن و چین، ازدواج با همجنس،ازدواج با حیوانات،ازدواج با اموات،ازدواج با کودکان،ازدواج با پدر و مادر، ازدواج برادر و خواهر،ازدواج با اسکلت،ازدواج با مجسمه،ازدواج با حشرات و خزندگان،ازدواج با ربات های جنسی شبه انسان،محصولات جنسی مصنوعی و حتی ازدواج با خود به مراتب از خود غرب بدتر است.

چند نمونه از تصاویر گویای از شرق آسیا که بیانگر عاقبت بیرون رفتن زن از خانه و حضور هجومی او در جامعه و در خدمت قدرتمندان و ثروتمندان بودنش به جای خانواده و همچنین دوری زن و شوهر از هم و خصومت و دشمنی دو جنس نسبت به هم می تواند پدید آورد را می بینید! که منجر به تهیه محصولات احمقانه ای شده است که از قرار دادن برخی از آنها به دلیل مستهجن بودن معذوریم!

شیر خوارگی با سینه مضنوعی

شیر خوردن بچه از گاو

عروسک جنسی1

عروسک جنسی 2

عروسک جنسی3

 


نظرات()   
   

مرد واقعی

مرد واقعی، مرد حقیقی،شناسنامه،تعویض شناسنامه،تعویض سریع شناسنامه،شناسنامه مرد چند همسر،شوهر چند زن،مرد چند زنه


نظرات()   
   

به دلیل روحیه ذاتی و خلقت قدرت طلبانه مرد، ازدواج با دختر بزرگتر و یا زنی که سن بالاتری از مرد دارد منجر به نافرمانی زن می شود که حتی ریاست خانواده را نیز از چنگ مرد در می آورد. با توجه به بلوغ زودتر دختران و پیری زودتر زنان نسبت به مردان هم سن بهتر است که مرد چند سالی از زن بزرگتر باشد تا توازن برقرار باشد.

امروزه متاسفانه بسیاری از دختران هوس باز برای پز دادن و ارضای حس غلط قدرت طلبانه و روحیه مردانه ای که پیدا کرده اند یک پسر ساده و کم سن را فریب داده و به همسری انتخاب می کنند که صد البته در آینده دود آن به چشم خودشان هم خواهد رفت و اجحاف در حق آن پسر نگون بخت نیز خواهد بود.

لازم به ذکر است این ازدواج ها در دنیا بسیار ناچیز است و بر خلاف تصور بعضی از مردم  ، اصلا نشانه پیشرفت قلمداد نمی شود بلکه نهایت بی فرهنگی و استضعاف فرهنگی است که کاری را که پیشینیان حتی با آن سواد کم فهمیده بودند که اشتباه است و انجام ندادند دارند پیشه می کنند.

عده ای دختر شیاد و افراد نادان هم ازدواج پیامبر ص با حضرت خدیجه را مثال می زنند. در حالی که هیچ یک از ویژگی های پیامبر و حضرت خدیجه را ندارند و تنها برای توجیه کار و حرف خودشان این مثل را می آورند!

این در حالی است که اولا چنین ازدواجی که از پیامبر سر زده است امر خداوند و مصلحت اسلام و مصالح سیاسی در آن بوده است و استثنا بوده است. ثانیا هیچ یک از امامان و معصومین ما چنین طریق و ازدواجی را پیشه نکرده اند و این خاص بودن این ماجرا را صحه می گذارد.

ضمنا در احادیث هم ازدواج هایی که زن ار مرد مسن تر بوده باشد مناسب شناخته نشده است.

این به این معنی نیست که تمام ازدواج هایی که زن از مرد بزرگتر باشد اشتباه و محکوم به شکست است اما نباید به عنوان یک فرهنگ نهادینه شود زیرا با توجه به شانس موفقیت کم و آسیب هایی که به خصوص برای مرد و سرخوردگی مرد ایجاد می کند، باید حتی الامکان صورت نگیرد!

به نقل از ایسنا :

یک آسیب‌شناس گفت: از دیدگاه رفتارشناسی، 90 درصد از ازدواج‌هایی که دختر  از پسر بزرگتر است، در پنج سال اول زندگی مشترک منجر به اختلافات و تنش‌های رفتاری می‌شود و همسران از هم جدا می‌شوند.

دکتر مجید ابهری افزود: اگر مردان 10 تا 15 سال از همسر خود بزرگتر باشند، مشکلی ایجاد نمی‌شود اما اگر فاصله سنی زن و شوهر بیش از این باشد، به علت آنکه زنان زایمان می‌کنند و دچار مشکلات جسمی می‌شوند، امکان به وجود آمدن اختلافات زناشویی بیشتر را فراهم می‌کند.

این استاد دانشگاه در ادامه گفت: بر اساس نتایج پژوهش بنیاد صیانت از خانواده که سال گذشته انجام شد،  ازدواج 740 زوج که زن  از شوهر بزرگتر بوده به طلاق انجامیده است.

وی با بیان اینکه در حال حاضر به دو علت دختران پیشنهاد ازدواج با پسران جوان‌تر را می‌پذیرند، اظهار کرد: یکی از این دلایل، توانمندی اقتصادی دختران است که در برخی از موارد دختر، شاغل اما پسر بیکار است.

این رفتارشناس، ترس و وحشت دختران به علت عبور از سن عرفی ازدواج را یکی دیگر از دلایل ازدواج آنان با پسران کوچک‌تر از خود دانست و افزود: ممکن است دختر در سنین پایین‌تر به خواستگارهای مناسب خود جواب منفی داده باشد و پس از گذشت چند سال، سن ازدواج او افزایش یافته باشد و همین امر موجب می‌شود که به درخواست ازدواج پسران کوچک‌تر از خود جواب مثبت دهند.

ابهری در پایان درباره مشکلات رفتاری به وجود آمده بین زوجینیی که اختلاف سنی مناسب ندارند، گفت: معمولا در صورت بزرگتر بودن دختر، او حرف پسر را در زندگی مشترک نمی‌پذیرد؛ چرا که دختران زودتر از پسران به بلوغ می‌رسند.


نظرات()   
   

ماسون ها یا فراماسونر ها (دست نشانده های پنهان صهیونیسم )در کشورهای مختلف جهان بخصوص کشورهای اسلامی ماموریت دارند تا با تشکیل NGO ها و مراکز نیمه دولتی و مردم نهاد تحت عناوین بشر دوستانه و یا دفاع از حقوق زنان و از این قبیل موارد به سکولاریسم(زندگی مدرن منهای دین) و فمینیسم ضد خانواده،آزادی های نامشروع و دین زدایی با استفاده از عناصر تندرو دین ستیزی را دامن بزنند. زیرا آنها به خوبی می دانند برای پوچ کردن و تسلط قهری بری دنیا و مردم جهان لزوم از هم پاشیدن اصلی ترین بنیان یک جامعه و یک کشور یعنی خانواده وجود دارد. خانواده نا سالم که نه مرد در جای خودش است و  نه زن در جای خود هم طراوت و استحکام را از افراد می گیرد و هم برآیند آن که همانا جامعه است را به یک محیط ناسالم و سرخورده و بیمار تبدیل می کند.

صهیونیسم و حقوق زنان

امروزه، در خیلی از کشورها، ماسون‌ها سرگرم تلاش برای نفوذ به جوامع هستند. آنها با مصاحبه‌های مطبوعاتی، سایت‌های اینترنتی، تبلیغات و بیانیه‌های رسانه‌ای خود را به عنوان سازمانی معرفی می‌کنند که صرفاً خود را وقف مصالح جامعه کرده است. حتی، در بعضی کشورها سازمان‌های خیریه و تشکل های مردم نهاد مورد حمایت ماسون‌ها وجود دارد که دولت ها و حکومت ها نادانسته و یا دانسته خود نیز از آنها حمایت های مادی و معنوی می کنند. در ایران عمده این سازمان ها احتمالا همان سازمان های مردم نهاد و جامعه الفلان های زنان و کمیته ها و مراکز مختلف زنان نفوذی هایی از این دست دارند که مشغولیت شستشوی فکری و نشر اندیشه های فمینیسم اسلامی که بدترین شکل فمینیسم می باشد را دارند! سازمان‌های «روتاری و باشگاه لاینز[1]» که انواع غیررسمی ماسونری هستند نیز همین مطالب را می‌گویند. تمام این سازمانها ادعا می‌کنند که برای مصلحت جامعه تلاش می‌کنند. ماسون‌هایی که چنین طرز تفکری دارند کاملاً مخالف فردی هستند که به خدا اعتقاد دارد وکارهایی خیر را برای رضای او انجام می‌دهد. از نظر آنها، همه کارها باید فقط به خاطر انسانیت انجام گیرد هر چند در ایران این تیم ها بنا به اعتقادات مذهبی قوی بین مردم محتاطانه تر عمل می کنند و سعی می کنند این مفاهیم را در هاله ای از ادله دروغین دینی و فقه پویا بیان کنند. به وضوح می توان این طرز فکر را در کتابی که توسط لژ ترکیه منتشر شده مشاهده کرد: «اساس اخلاق ماسونی عشق به انسانیت است. و خوب بودن به خاطر خواسته‌ای در آینده، منفعت، پاداش و بهشت، از روی ترس از دیگری، عرف دینی یا سیاسی، نیروهای ناشناخته ماوراء طبیعی را کاملاً  مردود می‌داند. تنها از خوب بودن به خاطر عشق به  کشور، انسانها و انسانیت (البته در ظاهر)حمایت و تمجید می‌کند که البته در ایران نام خانواده و یا زنان و خانواده را هم برای جلب آفکار عمومی به دوش می کشد. این یکی از مهمترین اهداف تکامل فراماسونری است. عشق به مردم و خوب بودن بدون انتظار پاداش، رسیدن به این سطح، تحول عظیمی است.» [2] ادعاهای موجود در مطالب بالا فوق‌العاده گمراه‌کننده است. بدون انضباط اخلاقی دین، ازخودگذشتگی برای دیگران هیچ مفهومی نمی تواند داشته باشد و وقتی چنین چیزی اتفاق بیفتد، روابط افراد ظاهری و سطحی می‌گردد. یک مثال بارز در تأیید این مطلب، انقلاب بزرگ فرانسه در سال ۱۷۸۹ است. ماسون‌هایی که این انقلاب را به راه انداختند، شعارهای حاوی ایده‌آل‌های اخلاقی «آزادی، برابری، برادری» را فریاد می‌زدند. اما،  ده‌ها هزار فرد بی‌گناه به گیوتین سپرده شدند و کشور به حمام خون بدل گشت. حتی خود رهبران انقلاب هم نتوانستند از این وحشی‌گری بگریزند و یکی پس از دیگری سر برگیوتین نهادند. همان‌طور که می‌دانیم موج‌های اول فمنیسم نیز در دنیا، از همین زمان و با همین شعار آغاز شد و تحولات سرنوشت سازی را برای زنان دنیا رقم زد.
اگر به نوشته‌های ماسونی نگاه کنیم، می‌توان به وضوح دید که هدف این سازمان گسترش فسلفه اومانیستی در کل جهان و ریشه‌کنی ادیان یکتا پرستی ( اسلام مسیحیت، یهودیت) است.[3] تاثیرات این اندیشه‌ها در مسائل زنان و در میان مادران امروزی به خوبی دیده می‌شود. جامعه‌ای به دور از اخلاق و بدون دین و مذهب که همان جامعه مورد نظر صهیونیسم است، از زنان در تمام دنیا مادرانی بی‌عاطفه، بی‌مسئولیت و به دور از گذشت‌ها و ایثارهای گذشته‌شان ساخته است. زنان و مادران امروز بدون‌اینکه لذت و شادمانی همسر و یا مادر بودن را بفهمند، دل خوش‌اند به حضور اجتماعی، درآمدهای بالا، تحصیلات عالی، زندگی‌های لوکس و سرشار از مصرف‌گرایی و مدگرایی و هرآنچه که مدنظر اندیشه‌های اومانیستی است. آمار سقط جنین، کودکان بی‌سرپرست و فرزندانی که به دور از عشق واقعی پدر و مادر خود، در مهد کودک ها نگهداری می‌شوند، همگی موید این نکته است که این دست‌های شیطانی و ناپیدا، کار خود را به خوبی انجام داده‌اند.

فعالان حقوق زن در ایران و دنیا از حقوق کودک و زن بعنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به خواسته ها و رانت های خود استفاده می کنند. که اگر اینگونه نبود در دنیا میلیون ها فرزند بخاطر بانگ های حقوق زن فمینیست ها سقط نمی شدند و یا نامشروع متولد نمی شدند تا از اولین حق خود که حیات ،داشتن والدین و حلال زادگی است محروم شوند!

شاید در تلوزیون و اخبار یا روزنامه ها صحنه ها و درگیری ها و کشتار بی شمار انسان ها در گوشه های مختلف جهان را ببنید و متاثر شوید. شاید از نژاد پرستی های وقیحانه ظالمین در جهان به ستوه آمده باشید.

به نظر شما اندیشه نژاد پرستی شیطانی تر است یا اندیشه جنسیت پرستی فمینیست ها؟

مسلما اندیشه جنسیت پرستانه فمینیست ها زیرا اینها نیمی از جمعیت جهان را به طور کل حذف می کنند در حالی که نژاد پرستان عده کمتری را حذف می کنند. و شاید باور نکنید صدها برابر همین تعداد انسانی که در دنیا به خون خود می غلتند و کشته می شوند توسط فمینیست ها با سقط جنین و اعمال جنسیت پرستانه نابود می شوند. میلیون ها کودک در دنیا به خاطر نزاع خانوادگی و جدایی ناشی از تفرقه های فمینیسم و طلاق بی خانمان و یتیم می شوند و بی شک شمار آنها از شمار قربانیان و بی خانمان شدگان جنگ ها به مراتب بیشتر است. منتها این یکی توسط رسانه های دنیا به نمایش در می آید و آن یکی پنهان تر و مخفی تر است و صدایش در نمی آید!

[1] . Rotary club & lienz
[2] . Dr salami isindage, ucuncu derece rituelinin in celenmesi ( the examination of the third degree ritual), mason dernegi (Masonic society) publication: 4, Istanbul. 1978, p.15 ( emphasis added)
[3] .  Mozi berker , “ gercek masonluk” (real freemasonry), mimar sinan, 1990, no.77, p.23, (emphasis added)


نظرات()   
   
نظرات()   
   

تضییع حقوق مرد

بحث تمکین در برابر نفقه به کار می‌رود و البته اثبات تمکین خاص، توسط مردان در محکمه عملا امکانپذیر نمی‌باشد و در این رابطه تشخیصات پزشکی قانونی به شکل اجمالی کمک کننده است ولی کافی نیست.
عدم اثبات تمکین خاص توسط زوج تا حدودی از موارد، نقص قانونی به حساب می‌آید زیرا قانون در این رابطه مسکوت است و ... طرق متعارفی برای اثبات تمکین پیش‌بینی نشده است. 
بیشتر افراد اعتقاد دارند که در قانون ایران حقوق زنان تا حدودی زیاد، نادیده گرفته شده، ولی به نظر اینجانب در بحث اثبات تمکین، کاملا تضییع شده است.
البته بحث جنجالی حقوق مردان و زنان همچنان ادامه دار است و بیشتر افراد اعتقاد دارند که صرفا حقوق زنان در بعضی جهات در نظر گرفته نشده ولی به نظر اینجانب در این بحث حقوق مردان تضییع شده است. زیرا راهکار قطعی در این خصوص وجود ندارد. 
هدف نهایی حقوق که همان تضمین عدالت می‌باشد در خصوص مردان رعایت نشده است. هرچند که بایستی بین عدالت مطلق و نسبی تفکیک قایل شد و در این رابطه عدالت نسبی حاکم است و خیلی وقتها مصالحه چاره ساز نیست، زیرا با هدف حقوق تطبیق نمی‌کند و می‌توان گفت عدالت به هیچ عنوان در خصوص تمکین زنان رعایت نشده است.

ابتدا لازم است اشاره شود قانون صحیحی در ارتباط با حقوق خانواده در كشور وجود ندارد و شاید مشكل اصلی همین بی قانونی باشد .مباحث خاصی در قانون حمایت خانواده وجود دارد كه مربوط به قبل از انقلاب میشود ، در عین حال تمام سعی قانون مذكور جلوگیری از ازدیاد طلاق و سخت تر كردن مقررات آن بوده است ولی حمایتهای این قانون عموماً ضمانتهای اجرائی ندارد و در واقع یك قانون ناقص است .در حالی كه برای موارد مختلف بعد از انقلاب تلاشهای مختلف شده تا قانون مدون وجود داشته باشد اما در حیطه خانواده این سعی و تلاشها بسیار ناچیز و اندك بوده است .

متاسفانه باید اشاره كنم اگر تلاشهای انجمنهای بانوان سعی داشته كه به حقوق زنان توجه شود و همین تلاشها بهمراه همراهی گروهها و تشكلهای دیگر منجر به تصویب قوانینی مثل حق حضانت و یا مهریه به نرخ روز و اصلاح مقررات طلاق و . . . .  شده در مقابل كمترین اهمیتی به حقوق مردان و خانواده داده نشده است .در این سالها سعی گروههای خاص عموماً در جهت توجه به حقوق زنان بوده و هرگز به حقوق قسمت خیلی مهم جامعه انسانی ایران با عنوان حقوق خانواده توجه نشده است ( بعنوان نمونه ).

ما در كشورمان برای دادرسی اعضای خانواده و در محدوده حقوق خانواده آئین دادرسی خاصی نداریم و آئین دادرسی مدنی بر این امر حاكم است، دادگاههای عمومی در این خصوص فعالیت میكنند و قوانین محدود مربوط به حقوق خانواده را كه در قانون مدنی وجود دارد مورد توجه قرار میدهند .

قوانینی كه در این رابطه مراجعین دادگاهها را به دادگاهها راهنمائی میكنند حقوقی مثل مهریه و نفقه و طلاق و حضانت میباشد كه بصورت دست و پا شكسته كشتی قضاوت قضات را به پیش میبرد . و میتوان گفت دادگاهها اصلاً مجالی برای اصلاح خانواده ها و حل مشكل آنها ندارند .

بعضی از دوستان در سوالات خود میپرسند برای ممانعت از ترك منزل و عدم تمكین زوجه چه كاری میتوان انجام داد و جوابی نداریم كه بدهیم چون در قانون ضمانت اجرائی برای الزام به تمكین وجود ندارد ، اما از طرف دیگر برای عدم پرداخت نفقه ضمانتهای اجرائی حقوقی و كیفری مشخصی در قانون در نظر گرفته شده است به این ترتیب كه از محكومیت مالی تا مجازات كیفری زندان برای این مساله در نظر گرفته شده است و این در حالیست كه نفقه و تمكین حقوق متقابل زوجین نسبت به یكدیگر میباشد ، یكطرف اینقدر سختگیر و سمت دیگر رها شده است .

بدیهیست مردان جامعه ما برای مراجعه به قانون در موارد اختلاف خانوادگی اقبالی نشان نمیدهند و سعی میكنند خوشان قانون باشند و بی عدالتیها و ظلمهایی كه فمینیست ها عنوان می کنند که  به زنان میشود گاهی ریشه در همین قوانین ناقص و ظالمانه نسبت به مردان دارد.

مردان زیادی را دیدیم كه اندكی بعد از عقد و ازدواج بخاطر درخواست مهریه از طرف زوجه آماده روانه شدن به زندان شده اند ، این در شرایطی است كه طبق قانون مدنی ریاست خانواده در حیطه خانواده از خصائص مرد است و یا در ماده قانونی دیگری از قانون مدنی آمده است زن باید در خانه ای كه مرد تهیه میكند سكنی گزیند (آیا با توجه به اینكه زن شوهرش را روانه زندان میكند و محل سكونت مرد زندان است مرد میتواند نسبت به حقوق قانونی خود ادعایی داشته باشد ، بدیهیست با این اتفاق تمام حقوق قانونی خود را نسبت به همسرش از دست میدهد ) .تمام این اتفاقات فقط به دلایل ساده اتفاق می افتد و یكی از آنها مهریه غیر متعارف و سنگین و خارج از توانائی مالی مرد میباشد .

سابق اختیار كردن همسر برای مرد امكانات و وجهه خاصی ایجاد میكرد و یكی از این موارد تمكین و فرمانبرداری زن از شوهر بود تا جائی كه با دیدن بعضی از فیلمهای قدیمی نسبت به وجود آن روابط و اقتدار مرد در خانواده و مظلومیت زنان در خانواده دچار شك و تردید میشویم .

اما آیا دختران و زنان آماده ازدواج امروز جامعه ما هم بسان زنان سابق جامعه ما هستند ؟ .پس چرا مهریه ها اینقدر زیاد شده است؟

البته بایدانصاف داشت و باید توجه داشت كه پسرهای جوان جامعه ما نیز در حال حاضر گاهاً بلحاظ بعضی از رفتار وضعیت بهتری از دختران جامعه ندارند .با این تفاوت كه اصولا ارگان یا گروه و تشكل خاصی از حقوقشان حمایت نمی كند چون آنها مردان! جامعه ما هستند .

چیزی كه انسان را در مواجهه با تضییع حقوق مردان آزار میدهد سكوت و تحمل زائد الوصف و غرور بعضی از آنها میباشد .وقتی مردی را مشاهده میكنی كه بخاطر عدم تمكن مالی برای پرداخت مهریه و یا بخاطر اقساط و پیش قسط سنگین باید به زندان برود فقط در او سكوت و غرور مشاهده میشود و سعی میكند در آینده نزدیك این صدمه حیثیتی و اجتماعی را به زوجه پاسخگو شود در حالی كه گاهاً بعضی از زنها بخاطر اینكه از طرف همسرشان مورد آزار و اذیت واقع شده اند دادگاه را سعی میكنند بر سر قاضی خراب كنند  .

بهتر است اصلا وارد بحث حق حبس و تقاضای مهریه نشوم كه آن خود دیوانی هزار صفحه ایست .

اما در پشت همین سكوت مغرورانه مرد،(در حالی كه اگر نداشته باشد خبری از پرداخت مهریه هم نیست) مقابله به مثل و آزارهای متقابل او نهفته است و حتی بر اساس تجربه زنانی كه بعد از این اتفاق و احیاناً طلاق با او مواجه میشوند دیگر با مرد ساده ای روبرو نبوده و تعدادی از زنهایی كه با او مواجه میشوند اسیر بدبینی این مرد شده و آسیبهای جدی میبینند در حالی كه ممكن است آن زنها از سنخ زنهای صدر الذكر نباشند .

بصورت خیلی ساده اگر از اجرای مهریه یك مرد دچار مشكلات شود این موضوع در بین افراد فامیل و بعضی از افراد دیگر در همسایگی و محل كار و . . . . مورد قضاوت قرار میگیرد و اگر بصورت متوسط افرادی كه بصورت مستقیم و غیر مستقیم با این موضوع درگیر شده اند بین حداقل 50 نفر و حداكثر در یك جمع اجتماعی و خانوادگی بزرگتر 200 نفر باشند و با شیوع این مشكلات ناشی سالانه 1000 نفر درگیر مشكل اجرای مهریه و تهدید به زندان بشوند سالانه بین پنجاه هزار تا دویست هزار نفر از اقدام به ازدواج دلسردتر میشوند چون مستقیماً نتایج قبول ازدواجهای با مهریه سنگین را مشاهده میكنند و در عین حال خانواده ها از توقعات خود كم نمی كنند و هر روز بدتر میشود .در یك بر آورد طولانی مدت تر و در طی 5 سال این تعداد به رقمی بین 250 هزار نفر تا یك میلیون نفر میرسد و این مقدمات بدبینی به ازدواج را فراهم كرده و گرایش جوانان به انحرافات اخلاقی و فساد را تشدید میكند .

هم اكنون خیلی از دختران جامعه ما كه با مهریه 500 سكه ای كه خواسته خانواده ها و یا خودشان است بزور حاضرند پای سفره عقد بنشینند بدون حتی یك سكه با پسرهای جوان ارتباط برقرار میكنند ، ارتباطهائی كه برای آنها هیچ حقوقی در پی ندارد و این قسمتی از وقایع مربوط به بالارفتن سن ازدواج است .

دختر و پسری كه نیازهایشان جدیست ولی میدانند تا 5 و یا 10 سال دیگر خبری از ازدواج نیست چه باید بكنند؟ و عملاً چه میكنند .

لذا بنظر من مهریه سنگین و شرایط سخت ازدواج در یك جامعه نشان دادن چراغ سبز به پرورش جوانان بی قید و بند و بی مسولیت است .

حالا با این تفاسیر فكر میكنید بالا بودن مقدار مهریه خیانت به حقوق مردان است یا زنان؟! .

مساله سكوت در مورد حقوق و مسائل خانواده فقط به قانون و دادگاه خلاصه نمیشود همین مساله در عرصه جامعه و اینتر نت هم مشهود است و عموم مردان ایرانی حاضر نیستند مسائل و مشكلات خانوادگی خود را كه از قانون ناشی شده مورد نقد و انتقاد قرار دهند و به قوانین ناقص اعتراض كنند .

علت اصلی تغییر نكردن مقررات مربوط به خانواده و اصلاح بعضی از قوانین هم همین سكوت طولانی مدت كارشناسان و افرادیست كه حقوقشان در حیطه خانواده دستخوش بی عدالتی بوده است .

با دیدن این مشكلات چون اصولاً در حال حاضر احترامی به حقوق  مردان در خانواده گذاشته نمیشود و هر كدام از اعضاء اصلی خانواده با اندك لجبازی میتوانند بنای خانواده را بر باد دهند و جالب اینجاست كه قانون هم در بعضی موارد ایشان را یاری میكند واقعا احساس انزجار شدیدی بوجود می آید .در حالی كه اگر حقوقی برای خانواده قائل باشیم چیزی فراتر از حقوق زن و مرد باید مورد توجه ما باشد اما در حال حاضر به خود این موارد هم بدرستی رسیدگی نمیشود.

عنوان حقوق خانواده در دفاع از حقوق تضییع شده این ارگان اجتماعی بوده كه كمترین توجهی به آن نشده است و قانون عادلانه ای برای حمایت مردان نیست و قانون موجود به دور از انصاف بوده و هیچ كار آئی مثبتی در حیطه خانواده ندارد و در هر جای جامعه نیاز به انصاف باشد، خانواده از اولویت بالاتری برای این منظور بر خوردار است ولی متاسفانه تا به حال دلسوزی نداشته است .

با توجه به اینکه متولیان این امر در سیستم های قانون گذاری و اجرایی عمدتا زنان هستند و رویکرد آنها فمینیستی است با ادامه این روند آینده تاریک تر و هولناکتری برای خانواده ایرانی دور از انتظار نخواهد بود.

که حال متاسفانه در دادگاه های خانواده هم نادیده گرفتن مردان و رویکرد زن محور روز به روز در حال اوج گیری است و کاش لااقل قوه قضائیه یک نیم نگاهی به این موارد می داشت...


نظرات()   
   

تظاهرات حجاب مردم سوئد

اخیرا در سایت های مختلف خبری و سایت های فمینیستی زنان که تحت پوشش نهادهای به اصطلاح مردمی مورد حمایت بخش های مختلف فعالیت می کنند خبری منتشر شده است با مضمون تظاهرات و رفتار نمادین زنان سوئدی در دفاع از یک زن با حجاب که مورد هجوم یک مرد قرار گرفت.
عده ای از سایت ها بدون دیدن جوانب امر به انتشار این خبر دست زدند و خواستند اقبال جهان نسبت به مساله حجاب را نشان دهند. عده ای دیگر در راستای هدف ننگین سایت های وابسته به صهیونیسم دست به انتشار این خبر زدند. که در واقع نوعی ترویج فمینیسم تحت عنوان جآمعه دموکراتیک و دموکراسی دروغین بی بی سی است و نوعی فریب زنان مسلمان و تزویر برای آنها برای جلب شدن به فمینیسم ضد خانواده است و اکثر نظرات کاربران هم نشان می دهد فریب خورده اند و اتفاقا گویا هدف این سایت ها و  سایت های تحلیلی خبری زنانه از انتشار این خبر نیز همین بوده است که نشانگر اهداف روشن این سایت ها و عزم جدی آنها برای رفرم فرهنگی و برقراری سکولاریسم و سیاست های امپریالیسم است از این رو که نظرات محترمانه و کاملا منطقی کاربران ما در بیان دروغین بودن این فریب رسانه ای نشان داده نشد و هیچ گونه تلاشی مبنی بر روشنگری در جهت دروغین بودن این پیام از جانب آنها صورت نگرفت!

این حرکت زنان در سوئد نه تنها حرکتی در راستای دموکراسی نیست، نه تنها نشان دهنده آزادی بیان نیست، بلکه نشان دهنده جنسیت پرستی و سلیطگی زنان آنهاست که بشریت را در جنسیتشان خلاصه می کنند. و نشان دهنده یک عده مزدور و قلم به مزد است که در راستای آمال و خواسته های دیوثان و بی غیرتان قلم می رانند و به سفارش آنها در مطبوعات دنیا کار می کنند!


متاسفانه سمت گیری اغلب سایت های خبری و تحلیلی ترویج فرهنگ غربی است.
منبع اصلی این خبر BBC بوده است. همان طور که می دانید بی بی سی به دروغگوترین و جو ساز ترین رسانه خبری در دنیا معروف است.
سوئد از جمله فمینیستی ترین کشورهای دنیاست. اگر در این زمینه در مرتبه اول نباشد در دوم هست .حتما در جریان ماجرای گروه فمن که لخت و عور تظاهرات کردند هم که هستید؟
مخالفت گروه فمن با بیداری اسلامی و حجاب زنان بود. بارها و بارها همین زنانی که اتفاقا شخصیت های معروف فمینیست هستند در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد اسلامی و ضد حجاب شرکت داشته اند.
حالا چه شده که اینها نسبت به مخالفین حجاب معترض شده اند؟
اولین پاسخ به این سوال در تبلیغات فمینیستی و مطرح کردن این کشورها بعنوان کشور دموکراتیک و ایده آل مطرح است.
کشورهای غربی و بی بی سی صهیونیستی به دنبال تبلیغ و مثبت کردن وجهه فمینیسم در جهان مسلمان هستند. که هم با موج بیداری اسلامی مقابله کنند و هم بتواند شالوده خانواده اسلامی را به هم بریزند!
پس فریفتن زنان مسلمان و معرفی سوئد بعنوان یک مطالبه و جامعه ایده آلی آنها شد یکی از  موارد!
مورد دوم همانا خود فمینیسم و جنسیت پرستی است. در سوئدی که مردان محدودیت پوشش مردانه دارند و بنا به محدود نبودن پوشش زنانه وادار می شوند تا در فصل گرم برای خنک شدن دامن و تا-پ بپوشند،مردانی که مدام در سوئد بر سر آنها زده می شود. مردانی که در محاق حقوق زنان خفه شده اند و بدترین خشونت ها در آنجا بر آنها روا داشته می شود!
زن زدگی تا جایی که برای مردان جایی در خانواده نیست. در کشوری که حتی وزیر دفاع هم زن است.
تولید نسل منفی و انقراض نسل دولت را وادار به دادن امتیازاتی به زنان کرده است تا تمایل به فرزند آوری پیدا کنند و باز هم فایده ای ندارد.
ازدواج زن با زن و همجنس گرایی زنانه در آن بیداد می کند. مردان هم همجنس گرا شده اندو…
متاسفانه یک چنین جامعه جنسیت پرستی باید بشود الگو برای ما. سیستم نژاد پرستی برتر از سیستم جنسیت پرستی است. زیرا سیستم نژاد پرستی درصدی از مردم دنیا را نادیده می گیرد و له می کند ولی سیستم جنسیت پرست فمینیستی نیمی از مردم دنیا(مردان) را نابود می کند. و بزرگترین دشمن خانواده است…

مطالب از این دست متاسفانه مدت هاست که در سایت های خبرگزاری ها و سایت های وطنی فمینیست گرا جا خوش کرده است و متاسفانه هیچ کس تو دهنی به اینها نمی زند!

ای کاش سایتی پر بازدید تر داشتیم و جواب این هجمه های فمینیستی که نوک پیکان جنگ نرم هستند می ایستادیم.

متاسفانه اینها با این تبلیغات وجوه منفی کشورهایی مثل سوئد را مخفی می کنند و به خواننده یک دید آرمانی و جامعه ایده آل را می دهند. بدینوسیله یک سلسله باورهایی در ذهن مخاطبین میلیونی و یا چند صد هزار نفره خود ایجاد می کنند. به مرور زمان اینها سبب اطمینان و باور جوامع سکولار و پوشالی غربی در نزد مردم می گردد. این منجر به یک سلسله خواسته هایی می شود که متاسفانه آینده خانواده و مطالبات مردم را تغییر می دهد که نه برای دین و دنیای مردم مناسب است و نه برای حاکمیت!


نظرات()   
   

   عدالت با تساوی از دید اسلام دو مفهوم متفاوت است (بر خلاف غرب)

از شکل حقوق اسلامی زن و مرد مشخص است که اسلام قائل به تساوی زن و مرد نیست.
برای مرد در حیطه بیرون از خانه امتیاز بیشتری قائل شده و برای زن در حقوق خانه امتیاز بیشتری داده شده و این نشان می دهد اسلام و معصومین و انبیا بیشتر به دنبال حضور بانوان در امور خانه و نگهداری از دستاوردهای مرد است.
اسلام ب
ه زن حق مهریه ، نفقه و غیره را داد تا از کار بی نیاز شود و امر خانه و رسیدگی به شوهر و فرزندان رها نشود!

فمینیسم اسلامی می گوید زن ضمن بهره مند شدن از این موارد در بیرون از خانه هم حقوق مساوی با مرد داشته باشد.

کاملا بدیهی است که این عدالت نیست!
در اسلام حقوق با وظایف دارای تناسب است ! اما شعارهای امروزه زنان و جوامع زنان خلاف اسلام است و ضد خانواده است. دنبال استقلال زن است که در تضاد کامل با زندگی مشترک و ازدواج است! دنبال شکل غرب با پوسته وظاهر اسلامی است. این تفکر التقاطی و سکولار است.

                           فمینیسم اسلامی

باید این درک شود که عدالت با تساوی دو مفهوم کاملا متفاوت است و فمینیسم اسلامی هیچ گاه به این ادراک نمی رسد!

این فمینیسم معروف است به ابرفمینیسم و شیطانی ترین نوع آن است.
صدر احمد بر فمینیسم غربی که حداقل در آن مسئولیت ها هم مساوی است! (هر چند که اینها شعار و تعریف های ظاهری است  است و هیچ فمینیستی عملا در عرصه فعالیت و قضاوتش روی خط عدالت نیست)

چطور مرد این همه مسئولیت و محرومیت داشته باشد و حقوقش با زن برابر باشد؟

این فمینیسم  از دین تعبیر و تفسیر غلط می کند!

وقتی می گویند
اطلبو العلم من المهد الی الحد چرا این طور تفسیر می کنند که زنها هم باید " لزوما "مثل مردها به کارهای مردانه مشغول شوند؟

در صورتی این یک امر کفایی است و وقتی مردان می توانند این کار را انجام دهند و خانواده از مهر و عطوفت زن بی بهره نماند چرا باید نقش خانه داری که نیاز به لطافت زنانه و مادرانه دارد دچار خدشه شود و زن از این عرصه گریزان شود؟

بعضی ها می گویند اگر زن امروز کار نکند چرخ زندگی نمی چرخد. در جواب می گوییم ، اگر منظور کمک کردن باشد پس در صورت بهبود وضع زدگی باید استعفا کند.

اما چرا وقتی میگویند کار نکن و در خانه بمان می گوید مگر من انسان نیستم و چرا نباید از تخصصم استفاده کنم؟

چرا باید فکر کند با کار در خانه و انسان سازی و شوهر داری انسانیتش زیر سوال می رود؟

جواب ما به این افراد این است:

" کسی نگفت زن انسان نیست. منتها وظیفه اش کار کردن و پول در آوردن نیست. وظیفه اش این نیست که تخصص بگیرد! می توانست نگیرد! چرا باید انقدر دنبال مدرک گرایی باشد؟
مگر شوهر و فرزندان انسان نیستند که باید گیر یک زن خودخواه که فکر تحصیل و کار و پیشرفت خودش هست بیفتند؟ از محبت و وجود زن محروم بشوند؟ زن برود به شخص دیگری جز شوهرش خدمت کند؟! پس دیدید حرفی  که خیلی از خانمها میزنند  مبنی بر کمک به زندگی فقط بهانه و شعار هست برای توجیه کار و فرار از زندگی و مستقل گرایی؟ چرا فکر میکنند انسان بودن زن بستگی دارد به کار کردن و درس خواندن او مثل مرد؟ چه کسی اینها را یادشان داده؟!!!  جز فعالین حقوق زن و یا همان فمینیست ها؟!!!

اگر این طور است  پس چرا هیچ کدام از آنها نمی خواهند که به سربازی بروند مگر انسان نیستند؟ بالاخره تکلیف را روشن کنید یا زنان انسان نیستند یا مردان انسان نیستند. یا اینکه بپذیرید هم مرد انسان است و هم زن منتها با حقوق و وظایف متفاوت..."

حضور مضاعف زن و مرد در یک عرصه و خالی شدن عرصه امور خانه و منزل و شوهر و فرزندان بیشترین ضرر و زیان را متوجه جامعه کرده و مسئولین باید در این زمینه اقدامات اساسی انجام دهند و این فرهنگ فمینیست زده را از این کشور بزدایند.

هر چند میدانم برای کسانی که آلوده به تفکرات التقاطی مدرن امروزی به اسم مدرنیته اسلامی و فمینیسم شده اند همچون نرفتن میخ آهنی در سنگ است و دو نظر ساده بنده در مقابل بودجه های میلیاردی که خرج شده و می شود تا عده ای چنین نظراتی را که مایه ننگ است در قالب مقالات سایت های زنان و خبر گزاری ها  نشر دهند ناچیز است !
فقط بدانید این دسیسه اسرائیل و وهابیون است برای کاهش فرزند آوری نسل شیعه و نشان دادن فساد در مذهب شیعه با فساد و فحشا و طلاقی است که با حضور افراطی زنان در جامعه ناشی می شود!



نظرات()   
   
چهارشنبه 2 مرداد 1392  11:16
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

مرخصیِ تازه‌عروس

فمینیست چادری در مترو

فمینیست چادری در مترو

همسر یکی از فرمانده‌هانِ پاسگاه، که به تازگی ازدواج کرده، و چندین ماه از زندگی‌شان، دور از شهر و بستگان، در منطقه‌ی خدمتِ همسرش می‌گذشت، بدجوری دلتنگِ خانواده‌ی پدری‌اش شده بود.

او چندین بار از شوهرش درخواست می‌کند که برای دیدنِ پدر و مادرش، به شهرشان، به اتفاقِ هم، یا به تنهایی مسافرت کند، ولی شوهرش صلاح نمی دید و فرصت لازم را نیز نداشت.

زن که در این مدت، با چگونه‌گیِ برخوردِ مامورانِ زیر دستِ شوهرش، و مکاتبه‌ی آن‌ها برایِ گرفتنِ مرخصی و سایر امورِ اداری، کم و بیش آشنا شده بود، به فکر می‌افتد که حالا که همسرش به خواسته‌ی وی اهمیت نمی‌دهد، او هم به‌صورتِ مکتوب، و همانندِ سایرِماموران، برای رفتن و دیدار با خانواده‌اش، درخواست مرخصی بکند.

پس دست به کار شده و در کاغذی، درخواستِ کتبی‌ای، به این شرح، خطاب به همسرش می‌نویسد:
جناب .... فرمانده‌ی محترم ...

این‌جانب .......، همسرِ حضرت‌عالی، که مدت چندین ماه است، پس از ازدواج با شما، دور از خانواده و بستگانِ خود هستم، حال که شما به‌دلیلِ مشغله‌ی بیش از حد، فرصتِ سفر و دیدار با بستگان را ندارید، بدین‌وسیله از شما تقاضا دارم که با مرخصیِ این‌جانب، به مدتِ ... روز، برای مسافرت و دیدنِ پدر و مادر واقوام، موافقت فرمایید.
با احترام ..... همسر شما

و نامه را در پوشه‌ی مکاتباتِ همسرش می‌گذارد. چند وقت بعد، جوابِ نامه، به این مضمون، به دست‌اش رسید:

سرکار خانم ...
عطف به درخواستِ مرخصیِ سرکارِ عالی، جهت سفر، برایِ دیدار با اقوام، بدین‌وسیله اعلام می‌دارد، با درخواستِ شما، به‌ شرطِ تعیینِ جانشین ، موافقت می‌شود !!!
فرمانده‌ی پاسگاه


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic