کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب میلاد حمیدی
چهارشنبه 19 تیر 1392  10:19
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

این روز ها تا صحبت از حجاب زنان و دختران می شود جیغ یک عده فمینیست در می آید که حجاب فقط مخصوص زنان نیست و مخصوص مردان هم  است. کاریکاتور زیر از دو منظر قابل نگرش است.
1- حجاب مردان را نشان می دهد.
2- از آنجایی که بسیاری از زنان و دختران امروزی مردواره شدن و انجام کارهای مردانه را مایه عزت و افتخار خود می بینند و زنانگی را مایه تحقیر و تبعیض ، به هر حال این حجاب مردانه می تواند برای آنها نیز مفید و کارساز واقع شود.

حجاب برای مردان
حجاب برای مردان


نظرات()   
   

زن خائن و برادر زاده

زن جوانی برادرزاده خود را برای قتل اجیر کرد. در بهمن ماه سال جاری از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110، وقوع یک فقره قتل در میدان معلم ـ شهرک صالحین ـ پارک کوثر، به کلانتری 131 شهرری اعلام شد .

به گزارش مردم سالاری، با تأیید خبر از سوی کلانتری، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی اعلام و با حضور تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی در محل و انجام بررسی‌های اولیه مشخص شد فردی به هویت «محمد . الف» ( 37 ساله )، بر اثر اصابت ضربات چاقو به سینه و گردن، توسط قاتل یا قاتلین به قتل رسیده است .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور قاضی دانشور، بازپرس شعبه هفتم دادسرای شهرری، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

در تحقیق از همسر مقتول به هویت «مریم» (‌30 ساله )، وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: «در ساعت 5:30 روز شانزدهم بهمن 91، طبق روال هر روز همسرم جهت خرید نان از منزل خارج شد که با توجه به طولانی شدن مراجعت وی در ساعت 6:30 برای پیدا کردنش به سمت نانوایی رفتم؛ ناگهان در داخل پارک کوثر مشاهده کردم فردی داخل فضای سبز افتاده؛ وقتی جلوتر رفتم مشاهده کردم که همسرم، در حالیکه خون زیادی از او رفته در داخل فضای سبز افتاده که بلافاصله موضوع را به اورژانس و مرکز 110، پدر و مادرم و خانواده ی همسرم اطلاع دادم».

در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان به تحقیقات محلی پرداخته و اطلاع پیدا کردند که مقتول با همسر خود اختلاف داشته است . در ادامه مشخص شد که انگیزه اختلاف مقتول و همسرش بر سر موضوع انتقال سند منزل به نام مقتول بوده؛ با مشخص شدن این موضوع، کارآگاهان بار دیگر به تحقیق از همسر مقتول پرداختند؛ وی در این خصوص به کارآگاهان گفت: « در اوایل ازدواجم با مقتول، سند منزل به نام من انتقال داده شد اما بعد از گذشت چند سال همسرم اصرار بر انتقال سند خانه بنام خود داشت و همین موضوع زمینه‌ای برای ایجاد اختلافات بعدی در میان ما شد».

با توجه به تحقیقات فنی کارآگاهان و همچنین تناقضات بدست آمده از اظهارات همسر مقتول و دیگر اقدامات پلیسی انجام شده، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت توسط برادزاده خود اعتراف کرد . متهمه در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « با توجه به مشکلات روحی و روانی زیادی که طی این مدت همسرم برای من ایجاد کرده بود تصمیم به متارکه با وی داشتم اما خانواده ام، به خاطر داشتن دو فرزند اصرار بر ادامه زندگی من با او داشتند؛ حتی یک بار هم اقدام به خودکشی کردم که به بیمارستان منقل شدم تا اینکه موضوع را با برادرزاده‌ام به نام علیرضا ( 19 ساله ) که روابط خانواگی نزدیکی با او دارم، در میان گذاشتم؛ او نیز در روز حادثه اقدام به زدن همسرم با چاقو کرد.»

با توجه به اعترافات متهمه، بلافاصله برادرزاده وی در روز 24 اسفند 91 دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد؛ علیرضا در اظهارات اولیه مدعی شد که قتل توسط دو نفر انجام شده که آنها را برای اینکار اجیر کرده اما در ادامه، به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد؛ متهم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « مقتول هر روز صبح جهت خرید نان از منزل خارج می شد؛ من به محل رفته و با تحت نظر قرار دادن او، زمانیکه وی نان خرید و قصد رفتن به خانه را داشت در مسیر بازگشت به منزل و در داخل کوچه ی خلوت نزدیک پارک از پشت سر با چاقویی که همراه داشتم ضربه ای به گردن او زدم که برگشت و مرا شناسایی کرد؛ من نیز از ترس دوباره چند ضربه ی دیگر به گردن و سینه او وارد کرده و متواری شدم؛ مقتول در حالی که مجروح بود، کشان کشان خود را به داخل پارک رساند و من نیز پس از انداختن چاقو در داخل سطل زباله از محل متواری شدم».

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «با توجه به اعترافات صریح متهمان، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و هر دو متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته‌اند».

 


نظرات()   
   

در قرآن در خصوص نکوهش زنان زیاده خواه آیات زیادی وجود دارد که در این مقاله به برخی از  آنها اشاره می شود.

آیاتی خطاب به پیامبر آمده تا تکلیفش را با زنان زیاده خواه روشن کند. عده ای مثل نعیمه اشراقی نوه ی امام خمینی (ره) در خصوص این قبیل آیات و برخی از آیات حجاب که در قرآن آمده است معتقدند که این آیات تنها برای زنان پیامبر است و ربطی به زنان دیگر ندارد. برای اینکه اشتباه این قبیل افراد روشن شود این را می گوییم که  ما در آیاتی از قرآن می بینیم که رسول خدا اسوه ی حسنه  و الگوی تمام جهانیان معرفی شده است. مثل آیه 21 سوه ی احزاب « لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً.»

قبل از این که آیه را ترجمه کنم و دربارة آن توضیحی بدهم، توجه شما را به مقدمة کوتاهی جلب می‎کنم؛ هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی‎کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی‎دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده‎اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و در میان هنردوستان، هنرمند محبوب و نمونه و در میان شهروندان، افراد سرشناس و در میان گروههای سیاسی، لیدرها رهبران احزاب و در میان رجال سیاسی، رییس جمهور و صاحبان قدرت و در بین مسجدی‎ها و نمازگزاران، امام جماعت و در میان حزب اللهی‎ها، مقام رهبری و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده‎اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی‎کند.

قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می‎کند و می‎فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه‎ها به دو دستة حسنه و سیئه تقسیم می‎شوند. اسوة قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند اسوه است. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می‎گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند.

و لذا اگر خداوند امری را بر پیامبر ابلاغ می کند مثل حجاب و یا امور دیگر بر حاکمان و عامه مردم فرض می شود که باید رعایت کنند. و  این به دلیل اسوه بودن پیامبر است که بسیاری از آیات در قرآن به آن اشاره شده است.

نکوهش زنان زیاده خواه

فمینیست های زیاده خواه و خانمان بر انداز

امروزه ما شاهد زیاده خواهی های فراوانی از سوی زنان هستیم. ادعاهایی که از یک زن خانه دار از باب مال اموال و پول از شوهر است تا ادعاهای پست و مقام های کلان از سوی به اصطلاح کارشناسان نابخرد امور زنان و فعالین سیاسی و فرهنگی حقوق زنان که پس از پیروزی انقلاب زنان را به طمع واداشته است.

شأن نزول آیه های ۲۸ تا ۳۱ سوره احزاب
پیروزیهای رزمندگان ، غنیمتهای سرشاری را نصیب مسلمانان کرد و به زندگی فقیرانه آنان سامان داد. زنان مدینه از این غنیمتها ، در تأمین لوازم مورد نیاز زندگی و آذین بندی منازل و از طلا و جواهراتی که سهم شوهرانشان می شد، برای زینت خود استفاده می کردند. کم کم چشم و هم چشمی در میان زنان مدینه رواج یافت و به زنان پیامبر نیز سرایت کرد. آنان خواسته های خود را با پیامبر در میان گذاشتند و بر آنها پافشاری کردند. هر کس تقاضائی کرد. ام سلمه که خود را از کار افتاده می دید، تقاضای کنیزی کرد که مددکار او باشد. «میمونه» ، همسر دیگر پیامبر از پارچه زیبائی سخن می گفت که بر اندام یکی از زنان دیده و به آن دل بسته بود. «زینب» همسر جوان پیامبر می خواست که پارچه ای از یمن سفارش دهد. «حفصه» پیراهنی بسیار گران قیمت از مصر را خواستار شد. «جویریه» نیز لباس گران قیمت قبیله خودش را می خواست و «سوده» هم از فرش گران بهائی که بافته یهودیان خیبر بود، سخن می گفت.
پیامبر اکرم (ص) به همه خواسته های زنان خود گوش فرا داد، ولی سکوت اختیار کرد و هیچ نگفت. آنان بدون در نظر گرفتن مقام نبوت ، هم چنان بر خواسته هاشان پافشاری کردند. پیامبر می دانست پذیرش این خواسته ها چه پی آمدهایی دارد و این خواسته های زنانه ، معمولاً پایانی ندارد و از سوی دیگر، شایسته خانه پیامبر نیز نبود. بنابراین ، حضرت از برآوردن این خواسته ها ، سرباز زد و برای اینکه آنان به اشتباه خود پی ببرند و خواسته هایشان را کاهش دهند،یک ماه تمام از آنان دور شد. تا این که آیه های زیر نازل شد و با بیانی محکم، همراه با مهربانی و رحمت به آنان هشدار داد که اگر مانند زنان دیگر خواهان زندگی پرزرق و برق دنیا هستید، می توانند جدا شوند هر کجا که بخواهند بروند، وی اگر به خدا و زندگی با رسول خدا دل بسته اند ، باید با دیدگاه دیگری به زندگی بنگرند و از خواسته های خود بکاهند و به زندگی ساده و افتخار آمیز در خانه پیامبر قانع باشند تا از پاداشهای بزرگ پروردگار بهره مند شوند. آنان نمی توانند از یک سو ام المؤمنین ، ولی از سوی دیگر در اندیشه زرق و برق دنیا باشند و سهمی از غنیمتهای جنگی بخواهند، در حالی که عده ای در نهایت فقر و بیچارگی روزگار می گذرانند و بی شک زنان پیامبر باید سرمشق دیگر زنان باشند و آیه های زیر در پاسخ به همسران زیاده خواه پیامبر نازل شده است :
ای پیامبر، به همسرانت بگو : اگر خواهان زندگی دنیا و زینتند ، بیایید تا مَهرتان را بدهم و خوش و خرم شما را رها کنم. ﴿۲۸﴾ و اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتید، پس به راستی، خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی آماده گردانیده است. ﴿۲۹﴾ ای همسران پیامبر! هر کس از شما به کار زشت آشکاری دست زند، به عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است. ﴿۳۰﴾ هر کس از شما خدا و فرستاده اش را فرمان برد و کار شایسته کند، پاداشش را دو چندان می دهیم و برایش روزی نیکو فراهم خواهیم ساخت. ﴿۳۱﴾


نظرات()   
   

خیانت روی پشت بام

در جلسه محاکمه این متهم بعد از اینکه یازرلو، نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند و درخواست صدور حکم قانونی داد، حامد پسر نوجوان مقتول در جایگاه حاضر شد.او در توضیح ماجرا گفت: پدرم – سعید – معلم بود . شب حادثه برای خرید مواد بیرون رفت. نیمه‌شب بود که مادرم من را بیدار کرد و گفت پدرت هنوز نیامده ‌است. نگرانش نشدم و گفتم حتما تا صبح برمی‌گردد. وقتی صبح بیدار شدم و دیدم نیست به فامیل خبر دادم و چند نفری برای جست‌وجو بیرون رفتیم و جسد پدرم را ته دره‌ای پیدا کردیم. مدتی بعد وقتی پلیس کشف کرد پدرم در پی رابطه هوشنگ با مادرم به قتل رسیده و عامل قتل هوشنگ است، تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده ‌است. من از مادرم هیچ شکایتی ندارم اما از هوشنگ شکایت دارم و می‌خواهم او قصاص شود. در ادامه هوشنگ متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد.

او گفت: سال ۸۵ بود که با نسرین آشنا شدم. من گیم‌نت داشتم و دو پسر نسرین که آن‌موقع خیلی کوچک بودند به مغازه من می‌آمدند. چندباری نسرین آمد تا بچه‌هایش را ببرد و این‌طور بود که با هم آشنا شدیم. یک روز با من تماس گرفت و گفت بچه‌هایش نیستند و از من خواست به خانه‌اش بروم. اولین‌بار بود که با او رابطه‌ای جدی برقرار می‌کردم. از آن به بعد رابطه ما خیلی جدی‌تر شد. شب‌ها که بچه‌ها خواب بودند با من تماس می‌گرفت و با هم به پشت‌بام می‌رفتیم و رابطه برقرار می‌کردیم.

تا اینکه شب حادثه دوباره با من تماس گرفت و خواست به پشت‌بام بروم. وقتی رسیدم تلفن همراه نسرین زنگ خورد و او با مردی صحبت کرد. من خیلی عصبانی شدم و با نسرین دعوا کردم یکدفعه مردی به پشت‌بام آمد و من توانستم خیلی سریع خودم را مخفی کنم و نسرین با آن مرد پایین رفت چند دقیقه بعد دوباره بالا آمد و تازه آن موقع بود که متوجه شدم نسرین شوهر دارد و این موضوع را از من مخفی کرده‌ است. خیلی ناراحت شدم و دوباره با نسرین جروبحث کردم. شوهر نسرین دوباره به پشت‌بام آمد و من خودم را مخفی کردم. این‌بار نسرین نرفت و از من خواست کمکش کنم .

شوهر نسرین من را دید و ما باهم درگیر شدیم. من آن مرد را زدم و به زمین انداختم. نسرین با چادرش روی دهان او را پوشاند و بعد من خفه‌اش کردم. جسد را به طبقه پایین بردیم که از خانه دورش کنیم. قرار بود آن را با ماشین مقتول منتقل کنیم. ماشین با سیم روشن می‌شد. نسرین به خانه رفت و آن سیم را از پسرش که منکر اطلاع از رابطه من و مادرش می‌شود گرفت و بعد با هم جسد را به ماشین منتقل کردیم و به سمت دره رفتیم و آنجا انداختیم.

متهم ادامه داد: برای مدتی من و نسرین از هم جدا شدیم. او به من پول داد و کمکم کرد از کشور خارج شوم. از ایران که رفتم عضو گروهک پ‌ک‌ک شدم و برای آنها کار می‌کردم. مدتی بعد دوباره برگشتم به امید اینکه بتوانم در اینجا زندگی کنم. این‌بار به اتهام جاسوسی بازداشت شدم و دادگاه انقلاب من را به اعدام محکوم کرد.

متهم در مورد اینکه چرا بعد از اینکه فهمید نسرین شوهر دارد به ارتباطش پایان نداد، گفت: آن‌قدر آلوده این رابطه شده ‌بودم که دیگر نمی‌توانستم خودم را بیرون بکشم. نسرین کاری کرده‌ بود که نتوانم رهایش کنم و به هیچ‌ زنی به‌جز او فکر نمی‌کردم.

در این هنگام قاضی عزیزمحمدی – رییس دادگاه- از متهم خواست تا واقعیت را بگوید. متهم گفت: دروغ گفتن من فایده‌ای ندارد چون در پرونده‌ای دیگر محکوم به اعدام هستم آنچه گفتم عین واقعیت است نسرین و پسرش هر دو در جریان قتل بودند.

در ادامه نسرین متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد.

او همه اتهامات را رد کرد و گفت: من و هوشنگ فقط ارتباط تلفنی باهم داشتیم و من هیچ‌کدام از اعترافات او را در مورد رابطه‌ جنسی قبول ندارم. شوهرم معتاد بود و من فکر می‌کردم برای خرید مواد بیرون رفته و کشته‌ شده‌ است شاید اصلا هوشنگ قاتل نباشد. بعد از مرگ شوهرم من ازدواج کردم و حالا فرزند ۱۰ماهه‌ای از او دارم. می‌خواهم به زندگی آرامی که دارم ادامه دهم و درخواست تبرئه دارم.

بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات تحقیقات در مورد نسرین را ناقص دانستند و پرونده را برای تکمیل نواقص به دادسرای نهاوند بازگرداندند.

منبع: مشرق


نظرات()   
   

مرد مقتول

جلسه رسیدگی به پرونده زنی که با همدستی شوهرخواهر شوهرش، همسر خود را به قتل رسانده است به زودی برگزار می‌شود.  به گزارش خبرنگار ما، زن جوان که «ژیلا» نام دارد متهم است تیر 84 با همدستی قاسم شوهرخواهر، شوهرش دست به این قتل زده‌است.

این پرونده با شکایت ژیلا به جریان افتاد. زن جوان در شکایت خود گفت: شوهرم روز گذشته از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت، نمی‌دانم کجا رفته ‌است، فکر می‌کردم شاید پیش پسرش رفته تا به او سر بزند حتی با همسر اول شوهرم هم تماس گرفتم اما او هم خبر نداشت. پلیس با اطلاع از موضوع، تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن مرد مفقودی که سعید نام داشت، آغاز کرد. ماموران یک روز بعد از این شکایت، جسد سعید را در بیابان‌های اطراف اسلامشهر پیدا کردند و جنازه را برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستادند. آثار ضرب‌وجرح روی سر سعید پیدا بود و حلقه‌ای کبود نیز دور گردنش دیده‌ می‌شد و این نشان می‌داد او به قتل رسیده‌ ‌است.

چند روز بعد پزشکی قانونی هم نتیجه کالبدشکافی را اعلام کرد. در این نظریه آمده ‌بود سعید به دلیل خفگی با جسم نرم به قتل رسیده‌است البته آثار برجای مانده روی بدنش نشان می‌دهد ابتدا او را با جسمی سخت زخمی کرده‌اند و ضربات به ناحیه سرش برخورد کرده و احتمالا ضارب قصد بیهوش کردن او را داشته ‌است. اما نکته مهم این است که او بعد از بیهوشی خفه شده و جانش را به طور کامل از دست داده‌است. زمان قتل نیز 24 ساعت قبل از پیدا شدن جسد بوده ‌است. 

متخصصان بررسی صحنه جرم نیز گزارش خود را اعلام و تاکید کردند سعید در محل دیگری از پا درآمده و سپس جنازه او را به بیابان منتقل کرده‌اند.

پلیس متوجه شد ژیلا همسر سعید با شوهرخواهر شوهرش رابطه بسیار نزدیکی دارد و آنها به صورت پنهانی با هم رفت‌وآمد دارند، بنابراین ظن پلیس نسبت به این دو نفر بیشتر و ژیلا برای تحقیقات بازداشت شد و در تحقیقات به همدستی در قتل شوهرش اعتراف کرد.

او گفت: من و قاسم چندین‌سال بود که با هم رابطه داشتیم نه قاسم زنش را دوست داشت و نه من شوهرم را. به همین دلیل خیلی به هم نزدیک شدیم، اما راهی برای اینکه با هم زندگی کنیم وجود نداشت. سعید مهم‌ترین مانع بود. من می‌دانستم حتی اگر از او جدا شوم بعد از طلاق اذیتم می‌کند به همین دلیل هم نقشه قتل را طراحی و موضوع را با قاسم مطرح کردم و قرار شد با هم نقشه را اجرا کنیم. شب حادثه چون همسایه طبقه پایین نبود و کلید خانه‌اش دست من بود قاسم را به آنجا بردم. شب که شوهرم آمد از او خواستم به خانه همسایه سری بزند، وقتی وارد خانه شدم قاسم ابتدا دو ضربه به سرش زد و او را بیهوش کرد و بعد با شالی که به او دادم خفه‌اش کرد. هنوز صبح نشده ‌بود که جسد را به بیابان‌های اطراف بردیم و رها کردیم.  قاسم هم گفته‌های ژیلا را تایید کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته قرار بود محاکمه در شعبه 74 برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو فرزند مقتول و ناقص بودن مدارک اولیای‌دم، جلسه رسیدگی به بعد موکول شد.

منبع: عبرت


نظرات()   
   

 

فعالین حقوق زنان

اگر به گفته ها و مطالبات فعالین حقوق زنان در ایران بنگریم که در سیستم های اجرایی و قانون گذاری کشور در حال فعالیت هستند، دوگانگی و عدم ثبات را مشاهده میکنیم.

این دوگانگی موجب می شود تا شک در راستین بودن آنان تشدید شود  و نگاه اعتقادی مصلحت بینانه آنها بیشتر زیر سوال رود و خیلی چیزها بیشتر روشن شود!

اینها یک ویژگی را به ذهن متبادر می کند. ویژگی نداشتن موضع و اعتقاد محکم و هم جهت بودن با باد موافق.

گفتنیست با بروز فتنه 88 و هنرنمایی یک نماینده زن مجلس به نام فریبا داوودی مهاجر و عده ای چند از فعالین حقوق زنان در ایران،تا حد زیادی زنان فعال سیاسی منزوی شده و به حاشیه رفتند.

فریبا داوودی مهاجر

اما پس از اینکه دکتر محمود احمدی نژاد مجددا از زنان دستگیری کرد و آنها را مورد حمایت قرار داد و دوباره مطرح شدند و قدرت یافتند ،احمدی نژاد  بسیار مورد تجلیل خیلی از این رجاله های سیاسی قرار گرفت اما بعد از تغییر جهت باد موافق و زمانی که دیگر حمایت از وی به ضررشان بود الفاظ خیلی تغییر کرد.

این جا ما به مواردی از آنها اشاره می کنیم زیرا که برای بر شمردن همه آنها طوماری ناتمام و یک کلاف سر در گم ایجاد می شود.

- فاطمه رهبر:

عکس فاطمه رهبر

فاطمه رهبر از حامیان سرسخت آقای احمدی نژاد در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود. وی کسی بود که در ایام تبلیغات انتخاباتی در سال ۸۸ گفته بود: منتظر رای ۲۴ میلیونی احمدی نژاد باشید. با توجه به شور و هیجانی که در شهرهای مختلف درخصوص انتخابات ایجاد شده، بیش از ۳۵ میلیون از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد که حدود ۷۰ درصد آرا متعلق به آقای احمدی نژاد خواهد بود.

اما اکنون این نماینده اصولگرای مجلس در گفتگو با پویش و در مورد جلسه یکشنبه مجلس گفته است: شرایط در صبح روز جلسه به خوبی پیش می رفت اما متاسفانه صحبت های آقای احمدی نژاد درشان رئیس قوه مجریه نبود. پخش کردن آن نوار در جلسه استیضاح خلاف قانون بود و از همه بد تر ضربه ای بود که به حیثیت نظام زده شد.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه ادامه داد: فرضا اگر هم این نوار و مکالمه صحت داشت، آیا باید از این طریق پخش می شد؟ آقای فاضل لاریجانی هم مطالب آقای احمدی نژاد را انکار کرده و دو وکیل هم برای اعاده حیثیت خودشان گرفته اند. کارهای آقای احمدی نژاد در مجلس همبستگی ملی را خدشه دار کرد. این حرکت مصداق فرمایش مقام معظم رهبری است که فرموده اند هر کس تا انتخابات اختلاف را به بین مردم بکشاند، به مردم خیانت کرده است. این اقدام باعث ایجاد جنجال و برهم زدن امنیت روانی جامعه شد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تاکید کرد: این مساله به هر شکل جرم محسوب می شود و پیگیری آن با مراجع قضایی است. رو کردن ایرادات طرف مقابل تحت عنوان «بگم، بگم» شیوه غیر اخلاقی آقای احمدی نژاد است و متاسفانه قبلا هم سابقه داشته است. هر شخصی ممکن است از جناح مقابلش اطلاعات زیادی داشته باشد اما اخلاق اسلامی و اصول کار سیاسی اینگونه رفتار ها را اشتباه می داند. حتی در اروپا و آمریکا هم این اتفاقات رایج نیست.

گفتنیست اولین باری که روش «بگم بگم» توسط آقای احمدی نژاد مورد استفاده قرار گرفت در مناظرات انتخاباتی سال ۸۸ بود. فاطمه رهبر بعد از آن مناظره معروف،   روز ۱۳/۳/۸۸ و طی گفتگویی با خبرگزاری فارس و در مورد به اصطلاح افشاگری آقای احمدی نژاد گفته بود: "مطالبی را که احمدی نژاد مطرح کرد، مردم تا حدی از آن خبر داشتند ولی اینکه وی این مطالب و اطلاعات را با مردم در میان گذاشت در اثر انتخابات بود و البته هرکس که وارد این عرصه هم بشود باید بداند که خیس هم خواهد شد."

اما اکنون که شیوه «بگم بگم» آقای احمدی نژاد متوجه خود اصولگرایان و مصداقا رئیس مجلس اصولگرا شده است، خانم فاطمه رهبر اعتقاد پیدا کرده اند که این شیوه غیر اخلاقی است.

قابل توجه است که این تغییر موضع آشکار طی فقط چند سال رخ داده است. حمایت های گذشته ی اصولگرایان از آقای احمدی نژاد در آرشیو مطبوعات کاغذی و اینترنتی قابل مطالعه هستند.

برخی از جملات خانم فاطمه رهبر در حمایت از آقای احمدی نژاد را در ادامه می خوانید:

* عملکرد دولت نهم در عرض چهار سال، موجب افزایش امیدواری مردم نسبت به نظام و خدمت گذاری مسئولان شد.

* احمدی نژاد کاندیدای اولی اصولگرایان است

* آحاد مختلف مردم به دلیل توجهات ویژه احمدی نژاد به مناطق دورافتاده، از عملکرد رئیس جمهور راضی هستند

* حق مسلم احمدی نژاد است که به ادامه برنامه ‏های خود بپردازد و کارهای زیربنایی ‏ای را که آغاز کرده است، به پایان برساند.

- لاله افتخاری:

 عکس لاله افتخاری

و اما سخنان متناقض لاله افتخاری در مورد لایحه خروج دختران و تغییر موضع وی:

 لاله افتخاری در گفتگو با خبرنگار مهرخانه در این خصوص گفت: " این لایحه از سوی دولت به مجلس ارسال شده است و به معنای ایجاد ممنوعیت برای خارج شدن بانوان مجرد از کشور نیست؛ چراکه آنها به راحتی می‌توانند با داشتن اجازه ولی قهری درخواست صدورگذرنامه را داشته باشند، حتی اگر ولی نیز این مجوز را نداد می‌توانند از طریق دادگاه صالحه اقدامات لازم را برای صدور گذرنامه انجام دهند.
 
وی با بیان اینکه هدف اصلی این طرح جلوگیری از قاچاق دختران است، ادامه داد: با رایزنی هایی که فراکسیون زنان با کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی انجام داد، مقرر شده است که تبعیضی در این زمینه صورت نگیرد؛ چرا که ما در حال حاضر فرصت های خوبی را به زنان جامعه داده ایم "
 
سخنگوی فراکسیون زنان تصریح کرد: "در این لایحه محدودیتی برای خروج دخترانی که جهت ادامه تحصیل، شرکت در مسابقات بین المللی، دیدار از اقوام و پاره ای از مسایل دیگر به خارج از کشور سفر می کنند، وجود ندارد."

* اما پس از موضع گیری گروه های فعال حقوق زن و تغییر جهت وزش باد که البته نقش تبلیغات ماهواره و شبکه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا را هم نمی توان در آنها نادیده گرفت؛

لاله افتخاری در این خصوص در گفتگو با خبرنگار مهرخانه گفت:

" اعضای فراکسیون زنان در بررسی این لایحه به این نتیجه رسیدند که بحث اصلاح قانون گذرنامه و ممنوعیت خروج دختران از کشور مغایر با ماده 20 و 21 قانون اساسی و ماده 1012 قانون مدنی است و باعث تبعیض بین زنان و مردان می شود."

منابع: مهرخانه،ایران زنان،سیمرغ


نظرات()   
   
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392  17:17
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

 

1.مدل تحصیلکرده اهل زندگی:

 خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه تحصیل کرده و توانمند هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی دنبال زندگی و خانواده اند.

 2.مدل ناز نازی :

این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.

3.مدل اجتماعی :

 این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

4.مدل اهل زندگی :

این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و خانه داری و فرزند آوری اند (به علت کمیاب بودن این مدل نتونستیم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنیم).

5.مدل مامانم اینا :

این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.

 6.مدل ضد مرد :

این مدل  همه فکر و ذکرشون اینه که یه آقا رو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن. خیلی هم رابطشون با فمینیست ها خوبه ولی خوب خیلی از حرفهای فمینیست ها براشون فهم و درکش سخته. فقط می فهمن حرف فمینیست ها اینه که تمام منابع مردها قطع بشه تا برن زیر بیرق اونا. از این بابت با اونا موافقن!

 7.مدل خرخون :

این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن

8.مدل روشن فکر :

 این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تا مدیتیشن و روابط آزاد و ...

 9.مدل سرگردون :


خانومایهایی که جزو هیچکدوم نبودند/ شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستند که به مدل سرگردون معروفه!


نظرات()   
   

به نقل از تبیان بخش خانواده ایرانی


 تجاوز به حقوق مردان

رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.


یکی از مسائلی که در مورد لزوم رعایت حجاب و پوشش مناسب مطرح است ، لزوم رعایت حقوق دیگران در مناسبات اجتماعی است.انسان های نخستین زمانی که برای راحتی زندگی تصمیم گرفتند در کنار هم زندگی کنند و اجتماع را تشکیل دهند ، دریافتند برای راحتی خودشان قوانینی وضع کنند و همچنین در وضع این قوانین حدود و اختیاراتی را برای همه ی افراد جامعه قائل شوند. حدود و اختیارات هر کس تا مرز از بین بردن آزادی دیگری معنا پیدا کرد بدین معنی که یک فرد نمی تواند زمانی که در کنار دیگران زندگی می کند ، به بهانه ی آزادی خود ،رفتاری را نشان دهد که آزادی را از دیگری سلب کند. 

برای مثال فردی را تصور کنید که از امکانات شهری بدون رعایت مصالح دیگران استفاده کند . بدون ایستادن در صف وارد اتوبوس شود و یا بدون گرفتن نوبت از متصدی بانک توقع داشته باشد که کار او را انجام دهد و یا به وسایل عمومی لطمه بزند.در هیچ جای دنیا چنین رفتاری تایید نمی شود و چون این رفتارها و تاثیر محدود کننده ی حقوق دیگران در آن،قابل مشاهده و عینی است و برای همه مسجل است که آزاد بودن در رفتار در شرایطی که حقوق دیگران سلب شود ، اشتباه است و هر کسی باید مراقب رفتارش باشد تا وارد حدود دیگران نشود ، غلط بودن چنین رفتارهایی خیلی واضح است اما در برخی مواقع بحث ما بر روی رفتارهایی است که تاثیرش بر حقوق دیگران اینقدر عینی نبوده و یا در طول زمان مشخص می شود و یا نیاز به دقت بیشتری دارد تا حقی که از فرد دیگر زایل شده ، مشخصص گردد.

 رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.همین فطرت که به جای خود لازم است و بهانه ای است برای تشکیل خانواده و فرزند آوری ، اگر هر کدام از طرفین نسبت به این فطرت رفتار مناسبی نداشته باشند در حقیقت ،آزادی دیگری را سلب کرده اند.

 خانمی که با لباس نامناسب و بدن نما و آرایش محرک وارد جامعه می شود در حقیقت گروه دیگری از افراد که آقایان هستند را در معرض فشار روحی و جسمی قرار می دهد. شما کلاس دانشگاهی را تصور کنید که در آن عده ای پسر و دختر جوان در حال تحصیل اند و پسرها در سنی هستند که غریزه شان بسیار قوی است و از طرفی امکان ازدواج ندارند و در همین کلاس دخترهایی در حال درس خواندند  که هر روز با لباس های محرک ، آرایش و استعمال عطرهای تند حضور دارند .دلیل دخترها برای این وضعیت ظاهری ، داشتن آزادی است در حالی که این آزادی فشار روحی و جسمی زیادی به همشاگرد های مردشان وارد می کند.

 * اگر انسان براساس غریزه به چیزی نیازمند باشد ولی از دستیابی به آن منع شود ، نسبت به آن حریص می شود. در بسیاری از موارد هم می توان شدت این نیازمندی را افزایش داد که در اینصورت حرص و ولع هم برای دستیابی به آن افزایش خواهد یافت.

حال در نظر بگیرید کسی که نیاز به غذا خوردن دارد را به محلی ببرند که انواع و اقسام غذاهای خوشمزه و خوش عطر وجود داشته باشد و افرادی در حال خوردن از آن غذاها باشند. او در آنجا حضور داشته باشد ، غذاها را ببیند ، بوی غذا را استشمام کند ولی به او بگویند تو نمی توانی از این غذاها بخوری. چقدر تحت فشار خواهد بود. اما اگر در محیطی باشد که غذایی  موجود نباشد ، آنوقت تحمل گرسنگی برایش خیلی راحت تر است زیرا تحریک نشده.

ممکن است این سوال مطرح شود که پس اگر مردی متاهل بود و همسر داشت ، می توان در مقابل او آزادانه لباس پوشید و رفتار کرد. اما این حرف نیز با فطرت انسانی مخالف است زیرا هر کس خصوصیاتی دارد که در جای خود جذاب و محرک است.در اینجا که عدم رعایت پوشش می تواند به قیمت از هم پاشیده شدن یک زندگی باشد.  

نگاه تحریک آمیز اوباما و حتی عدم تحمل روشنفکر ترین مردان دنیا

 در ضمن با توجه به اینکه میزان حرص و اشتیاق در غریزه جنسی برای کامجویی، بستگی بسیار زیادی دارد به میزان تحریک کردن غریزه ، عدم رعایت حجاب و تحریک در اجتماع باعث زیاد شدن ناامنی می شود زیرا عده ای از آقایان با توجه به محرک های زیاد ، خویشتن داری کرده و غریزه شان را کنترل می کنند اما عده ای دیگر که به ارضای آن به اشکال مختلف می پردازند ، باعث می شوند آسیب های زیادی در جامعه بوجد آید ، اخبار مختلفی که از تجاوز به عنف می شنویم یکی از این آسیب هاست. پس چه بهتر است که با رعایت پوشش مناسب هم آزادی دیگران در اجتماع را سلب نکنیم و باعث از بین رفتن امنیت در اجتماع برای خودمان نشویم.

تصویر بی حجابی

میلاد حمیدی :

عده ای از فعالان حقوق زنان و یرخی قلم به مزدان و افسون شدگان فمینیسم و افراد سکولار و روشنفکر نان و نمک خورده ی فمینیست ها، این جمله معروف را می گویند و می نویسند: " با زور مشکل بد حجابی حل نمی شود.حجاب مقوله فرهنگی اجتماعی و تربیتی است."

در پاسخ به این قبیل افراد 3 مطلب را متذکر می شویم:

1- بهتر است بگویید مشکل بد حجابی تنها با زور حل نمی شود!
بلکه کار فرهنگی هم در کنار آن لازم است.
اگر بخش فرهنگی خوب کار نمی کند دلیل نمی شود نیروی انتظامی با اوباش بد حجاب برخورد نکند!
وقتی بد حجاب شدند و در زمره ی اوباش شدند حسابشان با نیروی انتظامی است.
باید برخورد با زور در کنار امر به معروف و کار فرهنگی باشد.
کما اینکه استفاده از زور در مواردی که کار فرد خاطی مصلحت جامعه مسلمین را هم تهدید کند خود مرتبه ای از امر به معروف و نهی از منکر است.
مثل کسی که کشتی را سوراخ می کند و هر چه می گویند نکن به کارش ادامه می دهد. چون بقیه هم از این کار متضرر می شوند بنابراین تنها راه باقیمانده متوسل شدن به زور است.
اینجا دیگر هیچ کس نمیگوید رهایش کنید و با او برخورد نکنید باید قبلا کار فرهنگی می شد و او درست تربیت می شد تا شعورش را داشته باشد کشتی را سوراخ نکند!
مثل این بدحجابان هم همین است. اینها کشتی اجتماع و اخلاق را سوراخ می کنند و همه را غرق می کنند.
متاسفانه تعصب جنسیتی شما زنان نمی گذارد واقع بین باشید.
الان اگر نیروی انتظامی بگوید با مردان شرور و مزاحمین نوامیس مبارزه می کند همگی کف می زنید چون از ناحیه آنها احساس خطر می کنید و از برخورد با آنها خشنود شده و احساس آرامش می کنید!

و اگر گوینده و یا نویسنده اش زن باشد باید به او گفت:
اما هرگز این شرارت و خشونت زنانه (خشونت نرم) را برای مردان درک نمی کنید و تا زندگی خودتان و شوهر و یا برادر و یا پسر و یا پدر خودتان هم درگیر نکند و یا زندگیتان را تهدید نکند و تا تجاوزهای جنسی و جنون شهوت مردان را به حد مخاطره نیندازد و تا ایمان رااز همگان نگیرداحساس خطر نمی کنیدو متوجه اهمیت این مطلب نمی شوید.

2- آیا می توان گفت با دزدان به جای برخورد انتظامی برخورد فرهنگی کرد؟
آیا به کسانی که خشونت می ورزند و زندگی مردم را تهدید می کنند می شود صبر کرد تا برخورد فرهنگی شود؟
آیا در این صورت امنیت مردم و زندگی شان تهدید نشده و به تاراج نمی رود؟

اینها خشونت های فیزیکی است. خشونت دیگری که وجود دارد بی حجابی است.
دل و جان و عفت جامعه را می دزدد و میل جنسی جوانان و مخصوصا مجرد ها را تشدید می کند و یک سرکوب جنسی و خشونت قلمداد می شود.
ضمن اینکه خلاف قانون است.
نیروی انتظامی مکلف به برخورد با ناقضین قانون است. کار فرهنگی برای دستگاه های دیگر است.
با همین تعمیم اگر بگوییم با دزدان برخورد انتظامی نشود و موکول و موقوف شود به کار فرهنگی یعنی نسبت به تاراج اموال مردم بی تفاوت باشیم تا با کار فرهنگی دزدان خودشان دیگر دزدی نکنند.
بی حجاب ها هم دزدان عفت و حیا در جامعه هستند. اگر نیروی انتطامی کارش را متوقف کند آنگاه عفت و حیای جامعه به تاراج می رود!!!

3- شما هایی که به نیروی انتطامی انتقاد می کنید کجا به نهادهای فرهنگی از این بی حجابی ها انتقاد کرده اید و اگر انتقاد کرده اید نتیجه کار شما چه بوده است؟ در ازای این چه کار فرهنگی موفق و یا چشمگیری از نهاد های فرهنگی دیده شده است؟ اصلا نتیجه کار فرهنگی چه بوده است؟


بنابراین دو نتیجه می شود گرفت اول اینکه کار فرهنگی به تنهایی نتیجه نمی دهد دوم اینکه اغماض و کم کاری و یا بیکاری نهادهای فرهنگی که در اینجا صراحتا ضرورت کار نیروی انتطامی را پر رنگ تر میکند.

در ادامه مطلب شعر زیبایی در مورد حجاب(قسمت هایلایت شده خطاب به عده ای از مسئولین است).

 


نظرات()       
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392  15:12
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

لازم هست که به ورزش بانوان ما بیشتر توجه بشه. علیرغم تمام کمبودهای موجود بانوان ما این ورزش را با حداقل امکانات به شکل حرفه ای انجام میدن.

فعالین حقوق زنان در ایران هم این روزها توجه و اهتمام بر روی ورزش حرفه ای بانوان را لازم و ضروری میدانند و رادیو و تلوزیون هم پیوسته بر این امر دارد تاکید میکند.

برای اینکه ما هم نقشی داشته باشیم توجه بینندگان گرامی را به پرتاب دیسک آن هم در سطح حرفه ای و البته با امکانات کاملا ناچیز و ابتدایی جلب میکنیم!

عکس پرتاب دیسک بانوان ایرانی


نظرات()   
   

این مقاله را انتخاب کردم چون واقعیت امروز جامعه ماست که توسط مراکز و جوامع زنان که بودجه های میلیاردی از نهاد ها و ارگان ها می گیرند و با نام اسلام اندیشه های عقده ای گونه و التقاطیشان را ترویج می دهند ایجاد شده است. اینان زیر چادر با ظاهری مذهبی با نفوذ در پست های مختلف سیاسی ، اجرایی و قانون گذاری ، از خواب بودن مردان و مسئولین استفاده می کنند و به دین و زندگی و جامعه صدمه می زنند.

اشتغال و خودمحوری زنان و تخریب خانواده و دور کردن زن از خانواده  از اهداف اساسی آنهاست. بسته های تشویقی برای اشتغال زنان من جمله کمک هزنیه مهد کودک برای زنان شاغل، امتیازات تخفیف های باشگاه های ورزشی و دادن امکانات به زنان شاغل، صندوق ها و بانک های ویژه زنان و دختران (تفکیک جنسیتی در بانکها و منابع مالی)،تفکیک جنسیتی حتی در موزه شهدا ! ،مخالفت با تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و محل های کاری،تشکیل کارگروهای ویژه اشتغالزایی و  تبعیض مثبت سهم اشتغال برای فارغ التحصیلان دختر بدون توجه به بیکاری مفرط در جامعه برای مردان و بدون توجه به مسئولیت های شرعی و قانونی که در این شرایط بحرانی برای مردان وجود دارد و ضرباتی که می تواند به خانواده و ازدواج جوانان و از هم پاشیدن خانواده ها وارد کند و رشد جمعیت را منفی تر کند و ... در این راستا صورت می گیرد!

البته  دادن آمارهای مغرضانه و غیر کارشناسی مثل دوبرابر شدن بیکاری زنان برای باجگیری از کاندیداهای ریاست جمهوری یا مجلس و جوسازی سیاسی و فرهنگی از طریق سایت های زنان و باجگیری سیاسی از نامزدهای انتخاباتی را برای امتیاز گیری در دولت هم اضافه نمایید.

اثرات و ضربات مهلک این موجودات پلید به خوبی روی نمودارهای جمعیت ، آمار طلاق که از مجلس ششم به این طرف رشد لگاریتمی داشته ، آمار فساد ، لوایح فمینیستی و تصویب قوانین فمینیستی و اقدامات فمینیستی و... به خوبی مبرهن و مشهود است.

این فمینیسم به مراتب خطر و شدت بیشتری نسبت به فمینیسم غربی دارد. زیرا شعار فمینیسم غربی بر تساوی حقوق و وظایف با هم است(که البته شعار است و واقعی نیست چون با فطرت زنان و مردان همخوانی ندارد و طرفدار سقط جنین، چند شوهری و شبه مرد شدن زنان است که باعث نابودی خانواده ها و بروز اختلافات و رشد طلاقها و کاهش نسل شده است) . اما فمینیست های ایران حتی به تساوی حقوق  هم فکر نمی کنند و حتی به تبعیض مثبت در حقوق و شانه خالی کردن از وظایف فکر میکنند. پر واضح است که این شکل از فمینیسم به مراتب از فمینیسم غربی مخرب تر است...

لذا وقتی می بینیم رئیس فلان قسمت زنان از ایران به رئیس حقوق بشر سازمان ملل (بانکیمون) نامه می دهد که باید ویژگی های قومی و مذهبی اقوام دیده شود و تساوی به هیچ عنوان ملاک نیست ، معنی اش این نیست که این گروه به حقوق مردان پایبند است و اسلام را پاس می دارد. بلکه بدین معناست که به مسیری دست یافته است که فمینیست های غربی به خواب هم نمی توانستند ببینند. چیزهایی مثل سهمیه حضور در پارلمان دارای حد مینی مم بدون حد ماکزی مم(در حالی که حداکثر تعداد زنان در پارلمانهای اکثر کشورهای غربی حامی فمینیسم زیر 16 درصد است و بیشتر از آن مجاز نیست و حتما باید زیر این مقدار باشد )، مهریه و نفقه و ده ها حق دیگر برای زن منهای هیچ گونه وظیفه قانونی بر ای زن و عدم حق شوهر در اذن خروج از منزل و اشتغال زن و عدم  تضمین قانونی برای تمکین زن، ماده 30 لایحه مصوب حمایت از خانواده (نفی اشتراک اقتصادی زن در زندگی مشترک) و...

امروز خطر فمینیسم قوی و جدی است و اگر جلوی آن گرفته نشود در جنگ نرم ما را به سمت شکست خواهد برد. که البته تا حد زیادی برده است و این بخاطر غفلت مسئولین و علما و باج دادن یک عده به ابرفمینیست ها در ایران است.

ماهیت ضد خانواده فمینیسم بر هیچ کس در دنیای امروز پوشیده نیست. این را از رشد روز افزون طلاق و فساد در کشور می توان فهمید.

اثرات مخرب این فمینیست ها روی اسلام و خانواده و ثبات جامعه ، از اثرات ماهواره و برنامه های مستهجن ماهواره ها و تبلیغات غرب به مراتب بیشتر و خطرناکتر است و برای ریشه کن کردن آن نیاز به یک عزم جدی وجود دارد. نیاز به ایستادگی در مقابل یاوه گویی های حقوق بشر مضحک و مسخره ضد دین دارد که از گوشه و کنار جهان بروز می کند.

در اثبات این مدعا همین بس که امپریالیسم جهانی مستقیم و غیر مستقیم حامی آنهاست.

لذا این مقاله به عنوان یک پست و در این وبگاه قرار می گیرد که از پایگاه راسخون می باشد.

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید.


نظرات()       

در حالی که حامد بهداد از بازیگران فعال کشور در مصاحبه صمیمی و خودمانی با نشریه ای در خارج از کشور، واقعیاتی از جامعه ایرانی و شیوع فمینیسم و زن سالاری را بیان داشته بود، گفته های او با واکنش تند سایت های فمینیستی و رسانه های همفکر، مواجه شد.

نکته قابل توجه در سایت های انتشار دهنده این خبر این است که لوگوی فمینیسم در زیر تصویر منتشر شده در این سایت ها که داعیه اصولگرایی و دفاع از ارزش های اسلامی دارند دیده می شود که به خوبی بیانگر همگرایی چنین سایت هایی با سایت فمینیستی انتشار دهنده این مطلب، برای سرکوب انتقادات مردانه -هر چند شوخی- است.

اما اصل خبر چه بوده است؟
انتخاب نوشت: حامد بهداد، بازیگر سینمای ایران اخیرا در مصاحبه ای با یکی از نشریات فارسی زبان خارج از کشور در پاسخ به اینکه چرا زن ایرانی نمی گیرد، گفت: زن های ایرانی خیلی خشن هستند، تازه وقتی کتکشان می زنی شکایت می کنند و در مورد حقوق زنان حرف می زنند، به جای اینکه مثل زنان مالزی بعد کتک خوردن دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید، تهدید می کنند که مهریه ام را به اجرا می گذارم و پدرت را در می آورم! با آن مادر حسودت! بعد هم بچه را با خودشان می برند و تو را می اندازند زندان! (خنده)

تیتر های مصاحبه حامد بهداد که مورد هجمه فمینیسم ملعون قرار گرفت!


در این مصاحبه چند نکته قابل توجه است:
1. این مصاحبه در گفتگو با یک نشریه فارسی زبان خارجی انجام شده است و به همین دلیل، آقای بهداد بدون توجه به فضای مسموم و بسته داخلی و با خیالی آسوده و به اصطلاح خودمانی، نظرات خودشان را ابراز داشته اند.
2. در انتهای پاراگراف، واژه «(خنده)» به خوبی بیانگر شوخی بودن چنین حرفی است. لیکن هیچ یک از سایت های انتشار دهنده این خبر، به شوخی بودن چنین نظری اشاره نداشته اند.

آیا نظر حامد بهداد نادرست بود یا درست؟
نگارنده فارغ از این خبر، بر اثر تجارب میدانی خود و مطالعات و تجارب دوستان به این نتیجه رسیده بودم که نحوه برخورد و رفتار زنان ایرانی، نسبت به مردان خشن تر و تندخوتر است. البته این به معنای این نیست که زنان ایرانی، تندخو و خشن هستند، بلکه منظور از زنان ایرانی، جامعه و درصدی از کل زنان است که رفتار و برخوردهای سختگیرانه و لجوجانه تری از خود نشان می دهند. البته این تندخویی و بداخلاقی، بر خلاف مردان ایرانی که عمدتا به شکل درگیری های فیزیکی و خشونت هایی با تراز خطر بالایی بروز میکند در زنان به شکل حالات عصبی گونه صورت، خشونت های کلامی و طرز تفکر نادرست روانی دیده می شود. البته نگارنده، قبل از اینکه آقای حامد بهداد به عنوان یکی از بازیگرهای شناخته شده و معروف سینما، چنین نظری را ابراز نمایند به این نتیجه رسیده بودم. البته من در کنار این دو، عقیده دارم، زنان و دختران (نه همه زنان) نسبت به مردان، بسیار خود پرست و خودخواه و مغرور تر هستند و اینها در نوع ایرانی اش، نمود و جلوه بیشتری دارد.

مهریه بالا، جلوه ای از خودخواهی و خشونت روانی زن ایرانی نسبت به مرد ایرانی
مثالی می زنم که برای عموم مردان ایرانی اتفاق افتاده باشد. نگاهی به مراسم خواستگاری و آداب و رسوم های فمینیستی موجود در خانواده های ایرانی بیاندازیم. پسری به خواستگاری می رود. مادر عروس با شلوغ کاری های زنانه اش و با تکبر و غرور فراوان از دخترش تعریف می کند و مراقب است که مرتکب خطایی نشود تا آبروریزی نشود. موقع بله و برون که می رسد، مقدار پایه مهریه را چنان بالا تعیین می کنند که اگر پسر بیچاره، عمر نوح هم داشته باشد نتواند آن را پرداخت کند. از همین جا پایه یک خانواده زن سالار پدید می آید که زن خود را جنس برتر می بیند و پسر را به استناد قوانین سرزمینی و شرعی، نوکر خودش قلمداد می کند.

من با شماری از مردهایی که ازدواج موفقی داشته اند صحبت کرده ام. وجه مشترک صحبت همه شان این بود که:
1. مراقب باش خودت را مفت نفروشی و به فشار بزرگترها خر نشوی!
2. بیشتر از 14 سکه مهریه را قبول نکن!

از همین جاست که تخم کینه در دل پسرها کاشته می شود که مگر دخترها چه ویژگی متمایزی نسبت به پسرها دارند که باید اینقدر حق و حقوق و امتیاز داشته باشند؟ و چرا در زمانه ای که بانوان، همتای مردان و حتی جلوتر از آنها در همه عرصه ها حضور دارند باید متقبل هزینه های مراسم عروسی، خانه و ماشین، شیربها، مهریه، نفقه و اجرت المثل شد؟

برخورد تند زنان با مردان در جامعه به نسبت مردان با زنان
شاید قبل از اینکه خودتان تجربه نمایید این را قبول نکنید که زنان در ارتباط با مردان و دختران در ارتباط با پسران، تندخوتر، پر روتر و بعضا بی حیاتر هستند.

من بارها و در جاهای مختلف، این را به عینه دیده ام که مثلا زنان در قبال برخورد نرم یا رسمی مردان، با تندخویی و طلب کارانه برخورد می کنند. یا بارها دیده ام که زنی، مرد محترمی را به باد فحش و ناسزا گرفته است در حالی که آن مرد، حتی یک ناسزا به خانم نیز نگفته(شاید هم چنین حقی برای خودش قائل نبوده است) و حیا پیشه کرده است. البته چنین رفتارهایی، ریشه در بافت سنتی خانواده ها دارد و در خانم های سنتی و خودپرست(فمینیسم) بیشتر دیده می شود.

دوستی می گفت، بعضی ها فکر می کنند چون حالا زن هستند، باید همه مردها در جلویشان زانو بزنند. بعضی ها از همین زن های چادری فکر می کنند که حالا که چادری شده اند، جایشان در بهشت است و اجازه هر رفتار و فکر نادرستی را به خود می دهند.

تبعیض پدر و مادر ها در تربیت دخترها و پسرها
نوع دیگری از خشونت را می توانیم در تبعیضی که در تربیت فرزندان دختر و پسر توسط مادرها اعمال می شود ببینیم. مثلا بسیاری از مادرها از کودکی، بیشتر هوای دخترشان را دارند و به فکر جهیزیه و درس و مشقشان هستند تا با روحیه شادتر و اعتماد به نفس بیشتری بار بیاید و هر چه زودتر و در سنین جوانی شوهرشان بدهند. ولی به فرزند پسرشان بی توجه هستند و او را به صرف اینکه پسر است به حال خود وا می گذارند تا از همان بچگی، زیر مشت و لگدها بار بیاید و مثل خیلی از جوان ها، از 18 سالگی مجبور می شود دستش در جیب خودش باشد و هزینه هایش را خودش تامین کند. آرام آرام سن پسر بالا می رود و افسردگی و تنهایی او را می گیرد که چرا پدر و مادرهایش به فکرش نیستند و همه فکر و ذهنشان درگیر مجرد ماندن و به عبارتی پیر شدن صورت دخترشان است!

مسلما چنین انتظاری نیست که که زنان و دختران ایرانی بگذارند شوهرانشان به آنها بی احترامی کنند و آنها نیز «مثل زنان مالزی بعد از کتک خوردن، دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید»، اما زنان و دختران بسیاری هستند که آداب و شعور ابتدایی و مقدماتی شوهر داری و فرزند داری و اخلاق خانه داری را نیز بلد نیستند. این زنان همان ها هستند که در ذهنشان پر است از مفاهیمی همچون «حقوق زنان و مهریه» و انگاره های بد و زشتی از «شوهر و خانواده اش» و هر ناکامی در زندگی را تقصیر شوهرشان میاندازند!

برای من همیشه سوال بوده که اگر پسرها نیز همچون دخترها فکر می کردند و می اندیشیدند و برای خودشان حقوق و ارزش و بهایی قائل می شدند، آمار ازدواج چقدر کاهش می یافت؟ و درگیری های خانوادگی و اجتماعی چقدر افزایش می یافت؟

تاسف بارتر این است که سایت های اصولگرا به این موج دامن می زنند. چند نمونه از سایت های انتشار دهنده این مطلب:
جهان نیوز: http://jahannews.com/vdcfe1d01w6deja.igiw.html
برترین ها: http://www.bartarinha.ir/fa/news/47118/توهین-زشت-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
ایسنا: http://isna.ir/fa/news/92011502816/اظهارات-عجیب-حامد-بهداد-درباره-زنان-ایرانی
بولتن: http://www.bultannews.com/fa/news/133603/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
فردا: http://www.fardanews.com/fa/news/255140/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
مشرق: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/204356/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
جام: http://jamnews.ir/detail/News/164983
بیباک: http://www.bibaknews.com/fa/news/187928/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-تصویر
تعامل: http://www.taamolnews.ir/fa/news/34384/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
شفاف: http://www.shafaf.ir/fa/news/176660/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانیعکس
افکار: http://www.afkarnews.ir/vdchiqnix23nv-d.tft2.html
پانصد و نود و هشت: http://www.598.ir/fa/news/122937/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی!-+عکس
بهدخت: http://behdokht.ir/1392/01/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی/
باراک اوباما: http://www.barackobama.ir/en/news/13437/توهین-حامد-بهداد-به-زنان-ایرانی-عکس
جوان: http://www.javanonline.ir/vdce7o8nwjh8z7i.b9bj.html

و در گوگل: http://www.google.com/search?client=opera&q=%22%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86+%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF+%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AF+%D8%A8%D9%87+%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%22&sourceid=opera&ie=utf-8&oe=utf-8&channel=suggest

جالب این است که فعالین حقوق زنان، توهین های به مراتب زشت تری به مردان می نمایند که با هیچ واکنشی مواجه نمی شود و هیچ یک از این سایت های مدعی اخلاق، نسبت به آنها واکنش نمی دهند. و یا این سایت ها درباره مظلومیت مردان ایرانی که قربانی زنان شیاد و زرپرست شده اند چیزی نمی نویسند! کافی است به آمار درخواست های طلاقی که در دادگاه ها از جانب زنان داده می شود و مردان بسیاری را راهی زندان می کند نگاهی بیافکنیم. کافی است که به نرخ بالای مردان معتاد که در خیابان ها ثانیه شمار مرگ خود هستند نگاهی بیاندازیم. ای کاش رسانه ای پیدا می شد و از درد و مظلومیت مردان در جامعه مدرن و زن سالار امروز سخن می گفت.

به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی (مهندس هاشمی)


نظرات()   
   

به گزارش ظهور به نقل از مهر، ساعت ۶ و ۴۰ دقیقه صبح ۱۲ اسفند سال گذشته مأموران کلانتری ۱۸ قرچک ورامین از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ در جریان کشف جسدی در خیابان شهید رجایی قرار گرفتند.

با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که جسد متعلق به مردی حدودا ۳۰ ساله با شلوار مشکی ، تی شرت قرمز و کاپشن قهوه ای است که در داخل یک دستگاه خودرو وانت، در حالیکه تمامی درهای خودرو باز بوده ، کشف شده است .

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

با تأیید خبر از سوی کلانتری ، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی شهرستان ورامین و قاضی کشیک دادگاه عمومی بخش قرچک اعلام و با حضور تیم جنایی پلیس آگاهی و قاضی فتاحی ، رئیس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی بخش قرچک ، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت  .

با انتقال جسد به پزشکی قانونی و اعلام نظریه معاینه جسد ، وجود آثار ناشی از اصابت ضربه جسم سخت به ناحیه سر و همچنین انسداد مجاری تنفسی تأیید و پرونده در ادامه رسیدگی ، با موضوع “قتل عمد” در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت .

در ادامه و با شناسایی مقتول به نام بهمن ۳۱ ساله ، برادر وی به پلیس آگاهی ورامین مراجعه و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت : “صبح روز ۱۲ اسفند وقتی به محل کار خود رسیدم ، همسر برادرم با من تماس گرفت و عنوان داشت که بهمن از دیشب برای بردن بار از خانه خارج شده اما هنوز برنگشته است. من هم بلافاصله با گوشی تلفن همراه برادرم تماس گرفته ولی خاموش بود تا اینکه برادر بزرگترم با من تماس گرفت و عنوان داشت که از پلیس آگاهی ورامین با او تماس گرفته اند .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه به تحقیق از همسر مقتول به نام “طاهره . ت” ۳۰ ساله پرداختند . وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت : ۱۱ اسفند همراه همسرم در منطقه بازار تهران بودم که متوجه شدم که بهمن به صورت تلفنی در حال صحبت کردن با شخصی است و قصد دارد تا برای او، باری را جابجا کند. ساعت ۹ شب ، بهمن با خودرو پیکان وانتش که با آن کار می کرد ، از خانه خارج شد و دیگر به خانه بازنگشت . حدود ساعت دو بامداد با تلفن همراهش تماس گرفتم اما گوشی خاموش بود تا سرانجام فردای آن روز به من خبر دادند که جسدش در ورامین کشف شده است .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه اطلاع پیدا کردند که مقتول با هیچ فردی مشکل شخصی و یا دشمنی نداشته و اعضای خانواده اش نیز قادر به معرفی فرد مشخصی نیستند . در ادامه تحقیقات پلیسی به بررسی اظهارات اعضای خانواده مقتول پرداخته و در طول تحقیقات خود متوجه برخی اظهارات ضد و نقیض از سوی همسر وی شدند .

با به دست آمدن برخی شواهد و دلایل که نشان از وجود تناقضات در اظهارات اولیه همسر مقتول داشت ، بلافاصله تحقیقات فنی از همسر مقتول در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت و او نیز به ناچار لب به اعتراف گشود و در اولین اظهارات خود به کارآگاهان گفت : روز اول که در پلیس آگاهی حاضر شدم دروغ گفتم که همسرم برای باربری به خارج از منزل رفته ، در صورتیکه بهمن در خانه بود .

طاهره در ادامه اعترافات خود با معرفی پسر عمویش به عنوان عامل جنایت به کارآگاهان گفت :  از حدود یک سال پیش ، من با پسرعمویم به نام حسام به صورت تلفنی در ارتباط هستم و قصد داشتم تا با جدا شدن از همسرم با او ازدواج کنم. ابتدا همه چیز با پیامک های تلفنی شروع شد و کم کم پیامک ها زیاد شد و به تماس های تلفنی رسید . به مرور زمان علاقه ای بین ما ایجاد و زیاد شد ، بگونه ای که به همدیگر وابسته شدیم . حدودا ۵ الی ۶ ماه پیش ، من و حسام تصمیم گرفتیم تا بهمن را از زندگی خود خارج کنیم تا سرانجام ۱۱ اسفنداقدام به کشتن بهمن کردیم .

زن جوان در خصوص نحوه قتل همسرش به کارآگاهان گفت: موقع شام من یک بسته قرص خواب آور داخل دوغ ریخته و به بهمن دادم و او نیز پس از خوردن شام خوابید . منتظر حسام ماندم تا او نیز به خانه آمد . حسام گفت که یک وسیله سنگین برایش بیاورم و من نیز یک کاسه مسی به او دادم و او نیز چند ضربه به سر بهمن زد . ناگهان شوهرم از خواب بیدار شد که در همین زمان حسام بر رویس سینه اش افتاد و با دو دستش او را خفه کرد . نزدیکی های صبح بود که جسد بهمن را به داخل آسانسور برده و با کمک یکدیگر ، جسد را در پشت وانت پیکان همسرم گذاشته و به خارج از تهران منتقل کردیم . جسد را در کنار یک انبار در نزدیکی پلیس راه قرچک ورامین به همراه ماشین رها کرده و با ماشین کرایه به خانه بازگشتیم .

با توجه به اعترافات طاهره ، محل سکونت حسام  نیز در شهرستان نور شناسایی شد و کارآگاهان کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین با نیابت قضایی به این شهرستان اعزام و ۲۱ اسفند موفق به دستگیری حسام ۱۹ ساله شدند . حسام نیز پس از انتقال به پلیس آگاهی ورامین به ارتکاب جنایت اعتراف کرد .

سرهنگ کارآگاه آریا  حاجی زاده  ، معاون مبارزه با جرایم جنایی  پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام خبر کشف این پرونده از سوی کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین گفت : با توجه به اعترافات صریح متهم در خصوص ارتکاب جنایت در محل سکونت مقتول واقع در خیابان فدائیان اسلام ، پرونده به همراه متهمان در اختیار دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفتند و به دستور قاضی قریشی زاده ، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی هر دو متهم با قرار بازداشت موقت و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته اند .

به نقل از ظهور


نظرات()   
   
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392  10:58
نوع مطلب: (مقالات ،) توسط: میلاد حمیدی

زن خیانتکار

سایت های زنان اغلب مواقع با متهم کردن مردان در زمینه خیانت ها و چند همسری و مزاحمت برای نوامیس و انحرافات اخلاقی یاد می کنند. زنان را تبرئه میکنند. حتی برای عناد ورزان بی دین و بدحجاب و زنان منحرف مصونیت کامل قضایی و قانونی می خواهند و خواستار برداشتن هر گونه مجازات برای بی حجابی و بدحجابی و حتی زنای محصنه هستند. از سوی دیگر دقیقا با دیدی دوگانه و یک بوم و دو هوا سعی می کنند قوانین خشونت علیه زنان را به تصویب برسانند.

برای اینکه کمتر ضایع شوند پسوند قانونشان را بعد از زنان کودکان و یا خانواده می گذارند و خودشان را پشت این عناوین مخفی میکنند! در حالی که از مصادیق اصلی خشونت علیه مردان تحریک جنسی آنها با پوشیدن لباسها و آرایش های تحریک کننده و سرکوب میل جنسی آنهاست!

همیشه پای زن در میان است! جای هیچ بحث و جدلی نیست. زیرا اگر زنان عفیف باشند بی قید ترین مردان هم نمی توانند کاری بکنند. در مقابل تقاضای مردان هوسباز همیشه یک پذیرشی وجود دارد.

این پذیرش از سوی زنان وجود دارد که فساد رخ می دهد. و اغلب متقاضیان روابط خائنانه خود زنان هستند.

زن خیانتکار این روزها واقعیتی ننگین در جامعه است!  اگر فمینیست ها طرفدار دیدگاه تساوی گرایانه هستند که نیستند، پس باید دیدگاه یکسانی در مجازات ها و نگرش ها نسبت به زنان و مردان داشته باشند. حتی دیدگاه مساوی در وظایف. نه اینکه پای مسئولیت و مجازات که برسد بگویند ما زنیم و پای حق و حقوق که برسد بگویند ما انسانیم. از همین جا دروغ و حماقت فمینیست ها آشکار می شود و از آنها جاهل تر و احمق تر آنهایی که تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان به شکل سکولار و غیر شرعی و بعضا برای خود شیرینی قدرت و امکانات و تریبون ها را با نامهای جعلی زنان و خانواده و یا زنان و کودکان  ، در اختیار فمینیست های کذاب و دروغگو قرار می دهند!

این دیدگاه که زنان پاک و معصوم هستند باید در جامعه شکسته شود. لااقل در جامعه ای که تریبونهایش آلوده به فمینیسم و زن زدگی شده است و گرفتن حقوق از مردان و دادن آنها به زنان یک افتخار و نشانه پیشرفت قلمداد می شود. این را در تمام عرصه ها و شئون می توان دید. متاسفانه جامعه و فضای سیاسی به شدت مسموم زنگرایی و زن سالاری و زن زدگیست.

بحث ما بحث کشمکش نیست. بحث حقوق مرد است تا با این حقوق بتواند دامان زن و خانواده اش را حفظ کند.

 


نظرات()   
   

«نهضت فمینیسم با معرفی خانواده به عنوان جایگاه اصلی پابرجایی ستم بر زنان و مهم‌ترین عامل فرودستی زنان، منجر به تضعیف این نهاد مهم اجتماعی و سست شدن روابط خانوادگی در جوامع غربی شده و این مسئله تا آنجا پیش رفته است که امروز از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام‌های لیبرال‌دمکراسی، از هم پاشیدن خانواده اعلام شده است».

فمینیسم

راحله دهقان‌پور؛
طی سالیان گذشته، رویکرد فمینیسم نیز همچون بسیاری از مؤلفه‌های دیگر، همانند حقوق بشر، دمکراسی دینی و… به جد در کانون توجه قرار گرفته است و گاه جهت بهبود وضعیت زنان در ایران توصیه می‌شود. مسئله‌ی اساسی در این بین آن است که آیا زن غربی با این رویکرد به واقع به حقوق خود دست یافته است؟
فمینیسم به عنوان نهضتی که خواهان دفاع از حقوق زنان است در دهه‌ی ۱۸۴۰ در آمریکا آغاز شد و در قالب سه موج (سه دوره‌ی زمانی) مطالبات خود را مطرح کرد. فمینیسم در غرب گرچه پیامدهای مثبتی را نیز برای زنان به همراه داشت، اما با بررسی دقیق‌تر می‌توان با قاطعیت اعلام کرد که آثار منفی آن به مراتب بیشتر بوده است. در این جریان، هرچند زنان به کسب برخی موقعیت‌های برابر در اجتماع نائل شده‌اند، اما وضعیت فرودستی آن‌ها که نوع رایج آن استثمار جنسی و ابزاری بودن آن است، ادامه یافته و شاید هم بدتر شده‌ است. اتخاذ مواضع انحرافی یا افراطی از سوی فمینیست‌ها، در کنار عوامل دیگر، موجب انحطاط اخلاقی جوامع، خاصه در غرب و اشاعه‌ی پدیده‌ی هم‌جنس‌گرایی، سستی بنیان خانواده و بروز مشکلات عدیده‌ی روحی و عاطفی در کودکان و نوجوانان شده است.

دیویدسن دستاوردهای فمینیسم را برای آینده بی‌فایده می‌داند و معتقد است فمینیسم، موضع «شغل‌محور» را جایگزین وضعیت «خانه‌محور» در دهه‌ی ۱۹۵۰ کرده و ارزش خانه‌داری و روابط سالم زن و مرد را از بین برده است.

روت سیدل نیز ضمن برشمردن آثار مثبت جنبش زنان در غرب که دسترسی به آموزش و مشاغل اقتصادی، پذیرش زنان در رسانه‌ها و از سوی سیاست‌مداران، کنترل بیش از پیش زنان بر جسم خود و قابلیت باروری و اعتمادبه‌نفس بیشتر به جای حس وابستگی است، از سوء‌استفاده‌ از زنان در تبلیغات، مد و فیلم‌ها و از فقر بیشتر زنان به عنوان مواردی که هنوز لاینحل باقی مانده است یاد می‌کند (حسنی‌فر، ۱۳۸۲، ص ۹۹).

به عقیده‌ی پل روز‌نبزگ، برخی از آنچه به نام فمینیسم و توانمندسازی اجرا شده نتایج وارونه‌ای به همراه داشته است.
بنابراین اگر همه‌ی آثار ذکرشده را از پیامدهای مثبت حرکت فمینیسم بدانیم، باید دید که این نهضت برای دستیابی به این نتایج چه بهایی پرداخته است. از پیامدهای منفی این نهضت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱٫ فروپاشی نهاد خانواده، ازدواج‌های غیررسمی و نامشروع، طلاق‌های مکرر و تولد فرزندان نامشروع، نقش خانواده را به عنوان یک پایگاه مطمئن برای آرامش روحی و روانی از بین برده است و حتی تأثیرات آن بر جامعه نیز آشکار شده است. وجود فرزندان تک‌‌والد، زایمان در سنین بالا، فناوری تولید مثل یا پدیده‌ی مادران میانجی (مادرانی که با پذیرش نطفه‌ی دیگران به عنوان ظرف جنین، زحمت اجاره را متحمل می‌شوند و در قبال آن پول دریافت می‌کنند)، کودکان سرراهی و پرورش نسلی آسیب‌پذیر، خشونت‌گرا، غیراخلاقی و نابهنجار، همگی از جمله پیامدهای منفی فمینیسم است.

۲٫ایجاد تقابل بین زن و مرد و توجه نکردن به نقش مکمل و متفاوت این دو جنس موجب شده است که فمینیست‌ها تصویری خشن و سلطه‌گر از جنس مردانه ارائه دهند و در صدد مقابله و ستیز برای بازستاندن حقوق تاریخی ازدست‌رفته برآیند و در مقابل مردها هم به حرکت‌های مشابه متوسل شوند. آمار نشان می‌دهد که خشونت در خانواده‌ها از دهه‌ی ۱۹۷۰ به بعد، به ‌طور وحشتناکی افزایش یافته است. حدود دو تا سه میلیون زن فرانسوی هر سال توسط شریک زندگی خود کتک می‌خورند و برخی از آن‌ها تا سر حد مرگ مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند؛ به گونه‌ای که حدود ۵۰۰ تن از آنان برای چنین خشونت‌هایی جان خود را از دست می‌دهند.

۳٫ تغییر نقش زنان و مردان و ارزش‌های آنان از دیگر پیامدهای فمینیسم است؛ به ‌طوری که هر روز تعداد بیشتری از زنان به الگوهای رفتاری تهاجم و خشونت‌ که الگوهایی خاص مردان به شمار می‌روند، جذب می‌شوند. در عین حال، میان مردان جوان نیز تمایلی به سوی «زنانگی»، با بذل علاقه به مسائلی از قبیل مد و رسیدگی به جسم و تن، مشاهده می‌شود. زنان جوان نیز به دنبال وارد شدن به حیطه‌های مخصوص مردان هستند و از آن به عنوان خطر کردن و کام‌جویی یاد می‌کنند.

۴٫ اروپا شاهد تغییرات شدیدی در حوزه‌ی ازدواج و خانواده است. بنا بر تحقیقی در دانشگاه روتگرز نیوجرزی، که در سال ۱۹۹۹ انجام شده است، نرخ طلاق از سال ۱۹۷۰ تا آن سال ۳۰ درصد افزایش یافته، در حالی که نرخ ازدواج با سرعت بیشتری کاهش پیدا کرده است و امروزه فقط ۳۸ درصد از آمریکاییان ازدواج خود را موفق می‌دانند که در مقایسه با ۲۵ سال قبل، ۵۳ درصد کاهش دارد. امروز ۵۱ درصد از کل ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. در انگلستان نیز نرخ ازدواج اول از سال ۱۸۸۹ تا امروز به پایین‌ترین حد خود رسیده و بین سال ۱۹۶۱م تا ۱۹۹۱، نرخ طلاق شش برابر شده و هزینه‌ی طلاق نیز برای جامعه‌ی انگلستان، سالانه چهار میلیارد پوند است.

در حال حاضر، به شمار زنان اروپایی که بدون پیوند زناشویی دارای فرزند می‌شوند افزوده می‌شود. در دانمارک پدران و مادران مجرد، اکثر اوقات نزد هم در یک خانه زندگی می‌کنند و اداره‌ی آمار آنان را به منزله‌ی پدران و مادران ازدواج‌کرده به شمار می‌آورد. در ایرلند، وجود مادران ازدواج‌نکرده بیش از مادران متأهل عمومیت دارد و حتی در انگلستان، به مادران مجرد سرپرست خانوار، امکانات و محل اقامت داده شده است.

نهضت فمینیسم با معرفی خانواده به عنوان جایگاه اصلی پابرجایی ستم بر زنان و مهم‌ترین عامل فرودستی زنان، منجر به تضعیف این نهاد مهم اجتماعی و سست شدن روابط خانوادگی در جوامع غربی شده و این مسئله تا آنجا پیش رفته است که امروز از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام‌های لیبرال‌دمکراسی، از هم پاشیدن خانواده اعلام شده است.

۵٫ تحقیر نقش مادری، آسیب‌پذیری نهاد خانواده و پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و اقتصادی از سوی زنان باعث کاهش نرخ رشد جمعیت در بسیاری از کشورهای غربی شده و بسیاری از کشورها را با بحران کاهش جمعیت روبه‌رو کرده است؛ تا جایی که برای افزایش جمعیت تمهیداتی اندیشیده شده است؛ از جمله باروری مصنوعی، تجارت اینترنتی اسپرم، تجارت کودکان از طریق مادران باردار و قاچاق کودکان از کشورهای دیگر و غیره (مکنون، ۱۳۸۲، ص ۲۴۴).

۶٫ رسیدن به استقلال اقتصادی و کسب موقعیت‌های برتر شغلی از مهم‌ترین اهداف جنبش‌های زنانه در غرب است، ولی امروزه بر اساس آمارهای سازمان‌های بین‌المللی، زنان فقیرترین افراد جامعه‌ی بشری هستند که از سویی امکان دسترسی به سرمایه را ندارند و از سوی دیگر، با از دست دادن کانون خانواده، از امتیاز حمایت‌های خانواده نیز محروم‌اند.

۷٫ پرداختن یک‌سویه و شتاب‌‌زده به برخی از ارزش‌های ازدست‌رفته‌ی زنان، نظیر حق مالکیت، حق رأی و مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، موجب شده است که بسیاری از ارزش‌های دیگر زنان، همچون نقش همسری و مادری، مورد غفلت یا حمله قرار گیرد.

۸٫ تجاوزهای جنسی در حقیقت هجومی وحشت‌آور و توهین‌آمیز است که ساختار امنیت زن را منهدم می‌کند و به مفهوم وجودی او ضربه می‌زند که گاهی حتی از افشای این عمل عاجز می‌ماند. برآورد شده است که در روآندا، از آوریل ۱۹۹۴ تا آوریل ۱۹۹۵، تعداد زنان و دخترانی که مورد تجاوز واقع‌ شده‌اند، بیش از ۱۵۷۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر را شامل می‌شوند. همچنین در سال‌های اخیر، اسناد ارائه‌شده، تجاوزهای دسته‌جمعی در یوگسلاوی سابق، لیبریا، سومالی، کامبوج، اوگاندا و… را تأیید می‌کنند.

در واقع اعطای حق خودداری از تمکین جنسی به زنان در مقابل همسر، همراه با نارسایی‌های موجود در خانه و اجتماع، موجب شده است که تجاوزهای جنسی، به ویژه از سوی محارم، به شدت افزایش یابد. اداره‌ی بررسی ملی جنایات در آمریکا اعلام کرده که تعداد تجاوزهای واقعی دو برابر تجاوزهایی است که گزارش شده است، زیرا زن‌ها مایل نیستند تجاوزی را که از سوی نزدیکان و محارم اتفاق افتاده است گزارش دهند.

۹٫ در جهان معاصر، نوعی جدید از برده‌داری و بهره‌کشی از زنان جایگزین برده‌داری و ستم‌ شده است. در نظام سرمایه‌داری، زن ابزار توسعه‌ی اقتصادی و جذب سرمایه است. جهانگردی سکس به عنوان یک استراتژی توسعه، تایلند، کره‌ی جنوبی و فیلیپین را به مراکز قانونی این نوع جهانگردی تبدیل کرده است. «عروس‌های سفارشی» یا «زنان مکاتبه‌ای» زنان و دختران کشورهای در حال توسعه هستند که توسط مؤسسات همسریابی برای مردان ثروتمند دول صنعتی و توسعه‌یافته تهیه می‌شوند و به دلیل عدم فهم زبان محلی و عدم‌ آشنایی با قوانین و فرهنگ محلی، غالباً در مراکز فحشای غیرقانونی زندگی می‌کنند و در معرض انواع خشونت و سوء‌استفاده‌های جنسی، جسمی و روانی قرار می‌گیرند.

به گفته‌ی مطبوعات مادرید، در حال حاضر «تجارت برده‌کشی نوین» (روسپی‌گری) با درآمد سالانه هفت میلیارد دلار، بعد از قاچاق اسلحه، دومین تجارت جنایت‌کارانه و پررونق جهان است. همچنین کنفرانس سازمان همکاری امنیت در اروپا، در مورد قاچاق انسان‌ها که در وین برگزار شده بود اعلام کرد: سالانه حدود ۲۰۰ هزار زن و دختر در اروپا به خودفروشی و… کشیده می‌شوند و در حال‌ حاضر، قاچاق انسان در قالب روسپی‌گری، کار اجباری و فرزندخواندگی غیرقانونی، گریبان‌گیر تمامی ۵۴ کشور عضو این کنفرانس است.

در جهان معاصر، نوعی جدید از برده‌داری و بهره‌کشی از زنان، جایگزین برده‌داری و ستم‌ شده است. در نظام سرمایه‌داری، زن ابزار توسعه‌ی اقتصادی و جذب سرمایه است.

۱۰٫ هرچند از جمله شعارهای فمینیسم، رهایی زنان از قیدوبند کارهای مربوط به خانه‌داری، شوهرداری و بچه‌داری و کسب استقلال و اشتغال زنان بوده است؛ اما امروزه زنان فقیر که معمولاً در جوامع غربی حجم بالایی از جمعیت را تشکیل می‌دهند، برای کسب استقلال اقتصادی از سوی خانواده‌های ثروتمند، برای حضانت فرزندان آن‌ها به استخدام درمی‌آیند و مجدداً در عمل، آنان به تربیت فرزند و خانه‌داری روی آورده‌اند.

و سرانجام آنکه امروزه تبعیض جنسی و شعار دفاع از حقوق زنان، به حربه‌ای سیاسی تبدیل شده است و کشورهای استعمارگر، به بهانه‌ی اسکات رقبای خود، آن‌ها را به نادیده گرفتن حقوق زنان و نقض دمکراسی متهم می‌کنند (فولادی، ۱۳۷۸، صص ۶۴ و ۶۵). با پیامدهایی که فمینیسم برای زنان در غرب به بار آورده است، آیا می‌توان آن را نسخه‌ی مناسبی برای احقاق حقوق زنان دانست؟(*)

پی‌نوشت‌ها:
- عبدالرحمن حسنی‌فر، «اسلام و ایران»، مجموعه مقالات اسلام و فمینیسم، دفتر نشر معارف، جلد دوم، ۱۳۸۲٫
- ثریا مکنون، «جنسیت و تحول در روابط زن و مرد»، مجله‌ی فرهنگ، ۱۳۸۲، ش ۴۸، صص ۲۳۷ تا ۲۷۰٫
ـ محمد فولادی، «فمینیسم»، مجله‌ی معرفت، ۱۳۷۸، ش ۲۲، صص ۵۸ تا ۶۵٫

*راحله دهقان‌پور؛ کارشناس فرهنگی و عضو هیئت تحربربه‌ی برهان

+به نقل از سامانه فرهنگی مذهبی دانشجویان (نگار)


نظرات()   
   

مقاله زیر به خوبی نشان می دهد اغلب فعالین حقوق زن در ایران که افکارشان را از شیرین عبادی و قماش وی به عاریه گرفته اند دنباله رو چه خط فکری هستند و چگونه از سوی صهیونیسم ابزار نابودی اسلام و شیعه گشته اند!

عکس شیرین عبادی ملعون

 

فمینیست های چادری

 

شوالیه اناث(پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی)
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایر
ان بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.


"شوالیه اناث، پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی" نام اثری است از آقای «سید حسین علوی آزاد»، كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی در پاییز 1390 به چاپ رسیده است. این كتاب 320 صفحه ای به كریمه آل الله؛ فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) تقدیم گردیده، بانویی كه صادق آل محمد (ص) در وصف تقربش فرمود:
« آنگاه كه قدم در صحرای محشر نهد، به شفاعتش شیعیان ما از عذاب، خلاصی یابند. »
بانویی كه زن مسلمان ایرانی چون راه او در پیش گرفت، سراب متعفن فمینیسم را كه منادیان آن خائنان و سلطنت طلبان و غربزدگان بریده از ملت بودند، به مزبله تاریخ سپرد و دامان خویش را معراج گاه شهیدان ساخت.
نویسنده اثر در پیشگفتار تا حدودی مسأله فمینیسم را مورد بحث و بررسی قرار داده و به برخی از دلایل نوشتن این اثر پرداخته است. در ابتدای مقدمه سخنی از مقام معظم رهبری (مد ظله العالی ) جای داده شده است و جناب آقای علوی نویسنده محترم به بیان علل موضوعات مختلف مرتبط با موضوع بحث پرداخته كه عبارتند از: چرا درباره شیرین عبادی تحقیق كرده و چرا این گونه شخصیت وی را نشان داد ه است؟ چرا این قدر دیر به نگارش این كتاب پرداخته و چرا دیرتر اقدام به چاپ آن كرده است؟ در آخر مقدمه، نویسنده در بخشی تحت عنوان سپاس گزاری از افرادی كه وی را در تهیه اثر مزبور یاری داده اند تشكر كرده است.
كتاب " شوالیه اناث " مشتمل بر چهار فصل می باشد. فصل اول آن با عنوان « خون ماسونی » در بخش های شش گانه اش عناوین زیر را مورد بررسی قرار داده است:
در محفل فراماسونرها، مكتب خانه بهاییان، كلوپ دانشگاه، ترقی؛ دستمزد چاكری، باند اشرف، از چاكری تا جانبازی
در ابتدای فصل به بیان تاریخ تولد شیرین در 31 خرداد ماه 1326 در همدان اشاره شده و به بررسی اوضاع و احوال خانوادگی وی پرداخته شده است. در ادامه به معرفی اجمالی از وضعیت « محمد علی عبادی » پدر شیرین و « مینو » مادر شیرین و ارتباط آنان با رژیم پهلوی صهیونیست ها و جنبش فراماسونری پرداخته و نگاهی كوتاه به دوران كودكی و دبستان شیرین دارد.
« در محفل فراماسونرها » اولین بخش فصل اول، به نقش بسزای دبیرستان« انوشیروان دادگر » در تربیت شیرین عبادی ها طی دهه سی شمسی اشاره می كند. در این بخش محمد علی فروغی كه از اعضای كلیدی لژ فراماسونری همایون به حساب می آمد، ستون تثبیت پایه های سست حاكمیت رضاشاه و پسر ارشدش معرفی شده و این نكته مطرح می شود كه تك تك آموزه های دبیرستان شیرین، مطابق مرام زرتشتیان بوده و فضای مدرسه نیز پر بوده از پنداشته های دنیای مدرن كه نتیجه آن می شود نسلی كه « از فرق سر تا نوك پا فرنگی » بار می آید.
« مكتب خانه بهاییان » نام دومین بخش فصل می باشد. در آستانه دهه چهل، شیرین راهی دبیرستان جدیدی با نام دبیرستان دخترانه « رضاشاه كبیر » شد، مكتب خانه ای كه آموزه های بهاییت، فراماسونری ساواك بر اركان آن حاكم بود.
در بخش بعدی كه « كلوپ دانشگاه » نام گرفته اسامی تنی چند از اعضای رسمی لژهای فراماسونری و كلوپ های روتاری برده شده است كه از آن جمله عبارتند از:
محمد علی هدایتی، رییس دانشكده حقوق و عضو لژهای فراماسونری مهر و همایون.
محسن سیاح، رییس دانشكده دندان پزشكی و عضو لژ فراماسونری نور.
منوچهر افضل، رییس دانشكده روان پزشكی و علوم تربیتی و عضو لژهای فراماسونری كسری و كوروش... .
در بخش « ترقی؛ دستمزد چاكری » به ارتباط خوب میان شیرین و دولت پهلوی و دستاوردهای خدمات یا به قولی چاكری شیرین و خانواده اش به دربار پهلوی پرداخته شده است.
بخش بعدی فصل اول با نام « باند اشرف » به فعالیت های سوء و چشمگیر خواهر دو قلوی شاه می پردازد و به رقابت های وی با فرح دیبا بانوی نخست دربار و اقدامات این دو اشاراتی دارد. در آخرین بخش یعنی « از چاكری تا جانبازی » به از جان گذشتگی هایی كه شخص شیرین عبادی برای حفظ و بقای رژیم ملعون پهلوی داشته پرداخته شده است.
عنوان دومین فصل كتاب « از فراماسونری به مثابه سازمان تا فراماسونری به مثابه مرام » می باشد كه در دو بخش این موضوع را مورد مطالعه قرار داده است. بخش نخست « از انقلاب اسلامی تا خواب زمستانی » به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 اشاره كرده و این نكته را مورد بحث قرار داده كه چگونه برخی از عناصر وابسته به دستگاه سلطنتی یا دولت های آمریكا، انگلیس و اسراییل كه از قلم افتاده و مجازات نشده بودند چگونه پس از سال ها از خواب عمیق زمستانی خود برخاسته و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اقداماتی انجام داده اند.
بخش دوم از فصل دوم همنام با فصل دوم می باشد و به تغییر نام، تغییر رویه و تغییر چهره كلی لژهای فراماسونری و فالیت های مخفیانه و سری این گروه ها در داخل و خارج از ایران می پردازد و در ادامه سه موضوع مرتبط با شیرین عبادی را مورد مطالعه قرار داده است كه از این قرار هستند: سفر به خانه پدری، روزگار وصل، كنگره جهانی نویسندگان جاسوس.
فصل سوم كتاب " شوایه اناث " با نام « رد پای سیا » شامل شش بخش می باشد كه عبارتند از:
- مرده ها به قتل می رسند!
- از كوی دانشگاه تا پروژه نوار سازان
- وكالت عوامل سازمان سیا
- یك پرده از نفاق
- عبادی در برابر عبادی!
- توپخانه ای علیه اسلام
این فصل پس از اشاره به اتفاقات مربوط به انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در ایران در سال 1376 و پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات و اتفاقات پس از آن می پردازد و موضوعات مطرح شده در بالا را مورد مطالعه قرار می دهد و نقش عوامل بیگانه علی الخصوص سازمان سیای آمریكا در این وقایع و رخدادها و نقشه ها و طرح های آنان علیه ایران را بررسی می كند.
فصل چهارم آخرین و طولانی ترین فصل كتاب مزبور می باشد كه با نام « آخرین مأموریت » در اثر گنجانده شده است. اولین موضوع مطروحه در این فصل « روز استقبال » نام دارد كه به اهداء جایزه جهانی نوبل به شیرین عبادی در مورخ 18/7/1382 (10 اكتبر 2003) اشاره می كند. در بخش بعدی از اهداء این جایزه با این تعبیر یاد می شود: « صلح با چاشنی دینامیت ».
بخش سوم فصل « پارلمان هم جنس بازان » نام گرفته و به ماجرای رسمیت بخشیدن به قضیه هم جنس بازی و قانونی شدن آن اشاره می كند.
در بخش بعد تحت عنوان « به سیاهی نوبل » سابقه فعالیت های اشخاصی كه طی سالیان متمادی دریافت كننده جایزه نوبل بوده اند را زیر ذره بین گذاشته و ارتباط موجود میان آنان را مورد مداقه قرار داده است.
بخش های بعدی این فصل از این قرار می باشند: رد پای موصاد، زوزه گرگ ها، جشن منافقین، دولت و مجلس اصلاحات، محمد علی ابطحی ( معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور )، تمامیت اردوگاه اصلاح طلبان، هاشم آقاجری ( عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب )؛ كه به تناسب عنوان بخش، موضوعات طرح شده مورد مظالعه قرار گرفته است.
شایان ذكر است در پایان هر فصل بخشی با نام پی نوشت ها ضمیمه شده است كه توضیحات مختص همان فصل در آن گنجانده شده است.
در پایان فصل چهارم نیز بخشی جای داده شده است تحت عنوان ضمیمه فصل چهارم، در انتهای كتاب هم بخش های اسناد و مدارك و نمایه قرار گرفته است.

برشهایی از كتاب:
در صفحه 36 از كتاب می خوانیم:
دبیرستان رضا شاه كبیر همواره به عنوان یكی از كانون های اصلی توجه سردمداران ایدئولوژیك حاكمیت پهلوی ها مورد عنایت ویژه قرار داشت. چه اینكه بنا بر آن بود تا از میانه حیاط فراخ این مدرسه كارگزاران آینده رژیم، فارغ التحصیل شوند. از این رو در گزینش دانش آموزان ورودی، كمال دقت به عمل می آمد. اما مهم تر از دانش آموزان، دبیران و صد البته مدیران آن بودند.
در فصل دوم، صفحه 88 آمده است:
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایران بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.
در صفحه 196 از كتاب آمده است:
اشتغال عبادی به شغلی كه مطابق نصوص اسلام برای زنان حرام بوده در زمان دیكتاتوری پهلوی، یكی از مهم ترین دل مشغولی های بنیاد نوبل است. به نحوی كه با تأكیدی ویژه در بیانیه مربوط به جایزه عبادی بدان اشاره شده است.


نظرات()   
   

 ورود سامانه اتوبوس های تندرو حمل و نقل، موسوم به بی آر تی (Bus Rapid Transit) به شرکت واحد اتوبوسرانی (به عنوان یکی از شرکت های زیر مجموعه شهرداری تهران)، تغییراتی در شیوه حمل و نقل مسافرین ایجاد شده است که نسبت به گذشته، آن را متفاوت نموده است.

در این مقاله خواهیم کوشید به چند نمونه از تغییرات و تاثیرات آنها بر جامعه و نکاتی در باب آن بپردازیم.

 

سامانه بی آر تی

بی آر تی - عکس


1. طول مساوی بخش مردان با زنان در اتوبوس های BRT 
در طرح جدید شهرداری تهران درباره اتوبوس های BRT، طول هر دو قسمت خانم ها و آقایان با هم برابر شده است و اگر از انتهای اتوبوس تا مانع تفکیک کننده دو قسمت، و از همان مانع تفکیک کننده تا محل کناری راننده را اندازه بگیریم متوجه برابر بودن طول دو بخش خواهیم شد. البته تعداد صندلی های قسمت آقایان با 20 عدد، دو عدد بیشتر از قسمت خانم ها با 18 عدد است که با توجه به برابر بودن طول هر دو قسمت، متوجه تنگ تر و محدودتر بودن قسمت آقایان اتوبوس های BRT نسبت به قسمت خانم ها می شویم. *(در این بررسی، اتوبوس های جدید BRT خط 5 اتوبوس های تندرو تهران، مسیر پایانه بیهقی-پایانه علم و صنعت مد نظر قرار گرفته است).

2. سر و صدای فراوان قسمت عقب اتوبوس های BRT به دلیل فعالیت مداوم موتور
نشستن در عقب اتوبوس به علت قرارگیری موتور قدرتمند نسل جدید اتوبوس ها، با سر و صدای فراوانی همراه است. با توجه به اینکه در محیط های اجتماعی عمدتا کارهای سنگین به آقایان سپرده می شود و امور آسان و اداری به خانم ها واگذار می شود، انتظار می رفت تا قسمت جلو به آقایان و قسمت عقب به خانم ها تعلق گیرد تا مردان ایرانی که مسئولیت های فراوانی بر دوش خود دارند، با آرامش خاطر بیشتری از خانه به محیط کار و از محل کار به منزل رفت و آمد داشته باشند. لیکن گویا، اینجا نیز کفه ترازو به نفع زنان سنگینی می کند! تا آنجا که یکی از رانندگان با تبسمی تلخ، در پاسخ به چرایی این تقسیم بندی گفت:"خانم ها مقدم تر هستند!".

3. یک درب برای آقایان و دو درب برای زنان
در کنار محدودیت جا برای آقایان که عمدتا در ساعات پایانی روز در سرویس های رفت و برگشت اتوبوس های BRT به شدت مشاهده می شود، مسئله یک دربه بودن قسمت آقایان است. عمدتا ساعات ازدحام قسمت خانم ها در پایان ساعات اداری (از 15:30 الی 19) است ولی در تمامی اوقات، بلا استثنا قسمت آقایان شلوغ تر از قسمت خانم هاست و این موضوع جای تعجب بسیاری دارد که چرا با وجود آنکه تردد مردان در اتوبوس های BRT در طول شبانه روز بیشتر از زنان است، دو درب به قسمت زنان و یک درب به قسمت مردان اختصاص داده شده که این موضوع نیز در کنار دیگر پارامتر های بیان شده، مشکوک به نظر می رسد.

4. نشستن زنان در قسمت مردان بلا اشکال، ولی نشستن مردان در قسمت زنان گناه کبیره است!
موضوع دیگری که عمدتا در بین خانم ها دیده می شود این است که اگر پسری به خاطر کمبود جا برای ایستادن و نشستن به قسمت زنان اتوبوس بیاید، جیغ و داد آنها (و متعاقب آن راننده) در می آید ولی همین زن ها به خودشان اجازه می دهند به قسمت محدود آقایان تعدی و تجاوز کنند و صندلی هایی که قرار است، مسافرین مرد در ایستگاه های بعدی روی آنها بنشینند، بدون هیچ شرم و حیایی، و با پررویی اشغال می کنند.

5. ارادت ویژه رانندگان و پرسنل مرد شرکت واحد اتوبوسرانی به مسافرین زن
موضوع تاسف برانگیز دیگری که نگارنده به کرات مشاهده کرده ام، تبعیض در مواجهه متولیان با هم نوعان مرد نسبت به جنس مونث است. مثلا به عینه دیده شده است که وقتی مردی به رانندگان یا مسئولین خط های BRT به خاطر نبود اتوبوس یا اهمال نظارت در حرکت منظم اتوبوس ها شکایت می کند با زنان با آرامش و علاقه بیشتری برخورد می کنند ولی در مقابل مردان، بسیار جدی و اخم آلود برخورد می کنند و حتی در هنگام فحاشی، در مقابل زنان سکوت می کنند ولی در مقابل مردان شروع به بد و بیراه گفتن زشت تری می کنند.
جالب این است که اگر زن ها مسئول شوند، کمتر دیده می شود که برخورد نرم و محبت آمیزی با جنس مخالفشان داشته باشند ولی متاسفانه مردان ایرانی، فریب ظواهر فریبنده و میل شهوانی درونی خودشان را می خوردند و در مقابل زنان، کوتاه می آیند و خم و راست می شوند.

نتیجه گیری:
آنچه نگارنده به عنوان یک شهروند تهرانی درک کرده ام، این است که در دوران فعلی شهرداری تهران، رویکرد ویژه ای نسبت به زنان می بینیم که اگر در کنار توجه ویژه به جنس مرد در جامعه ما قرار داشت، منطقی و ارزشمند به نظر می رسید، ولی واقعیت این است که هر جا زنان و دختران ایرانی به کام و نوایی رسیده اند به بهای قربانی شدن مردان و پسران بوده است و از این جهت مذموم است. نمونه عینی آن را می توان در اتوبوس های BRT شهر تهران دید که تحولی وسیع در حمل و نقل درون شهری پایتخت ایجاد نموده است ولی نگاه زن سالارانه در آن به خوبی دیده می شود که در آن نگاه تکریم آمیز به جنس زن و تحقیر آمیز به مردان جامعه دارد.

منبع :

دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)+

میلاد حمیدی:

ضمن  مطلب فوق الذکر بنده اینجا به امتیازات ویژه با رانندگان بی آر تی زن که تصاویر بسیار زشت و زننده ای را ایجاد می کند و زن را بر سر کار مردانه قرار داده و متاسفانه این کار را مایه افتخار می داند در حالی که باید مایه سر افکندگی باشد نیز اشاره دارم! این در حالی است که کلی پسر و جوان جویای کار برای معیشت و تشکیل زندگی آرزوی این شغلها و حتی کرسی های ادارات و مراکز مختلف شهرداری و سایر ادارت دولتی و وزارتخانه ها را می کشند! کرسی هایی که اگر توسط زنان و دختران که در قانون ما فاقد مسئولیت مالی هستند اشغال نمی شد خیلی از پسران و مردان با این مسئولیت های مالی که شرع و قانون بر گردنشان نهاده است  از آن محروم نبودند و در بیکاری و یا جایگاه های نامتناسب و تجرد به سر نمی برند!  این مصداق عینی خشونت علیه مردان است!

راننده زن بی آر تی (1)

راننده زن بی آر تی

راننده بی آر تی (3)


نظرات()   
   

 

زن ذلیلی

نابه‌سامانی عاطفی در روابط خانوادگی

از مهم‌ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
«در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.»5
هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجنزاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.10 آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.11

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»12

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»15
در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است. حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.

شیخ ذبیح الله محلاتی در کتاب «کشف الغرور یا مفاسد سفور» ذیل بحث از «اخبار در شرارت و فجور زنان آخر الزمان» اقدام به درج چهارده روایت در این باره کرده است. نخستین آنها همین روایت «کاشفات عاریات کاسیات متبرجات»‌ است. اما یکی از آن روایات، حدیث دهم است که حضرت رسول (ص) فرمودند:
اذا رأیت الفسق قد ظهر و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و علت الفروج علی السروج [سوار اسب شدن زنان] و رأیت النساء یتخذن المجالس کما یتخذها الرجال و یتکلمون فی حقوق النساء. زنان هم مانند مردان مجالسی تشکیل داده در باره حقوق زن بحث می‌کنند. [کشف الغرور، ص 294]. 23

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:
«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... .17 همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.18 و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.»19

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:
«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.21 در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»22

پی‌نوشت‌ها:
1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارة الاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.

23. کشف الغرور، ص 294

منابع: مفید نیوز، خبر آنلاین، وبلاگ پسران و دختران مجرد


نظرات()   
   

حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهرخانه با اعلام این خبر اظهار داشت:" از ابتدای سال جاری این دفتر با نام «مرکز تحقیقات زن و خانواده» فعالیت می کند و این تغییر مصوب شده است و از امروز در سربرگ ها و پیامک ها لحاظ گردیده و مراحل اداری را طی کرده است."

این در حالی است که قبلا فراکسیون زنان مجلس نیز عنوان خود را به فراکسیون زنان و خانواده تغییر داده بود. همین تغییر نام در مرکز زنان ریاست جمهوری هم شکل گرفته بود که نام خود را به مرکز زنان و خانواده تغییر داده بود!

اما دریغ از ذره ای تفکر و فعالیت در زمینه خانواده. به نظر میرسد این تغییر نام در مرکز مطالعات زنان هم از همین جنس باشد!

آنچه که مسلم است پاشنه آشیل این سازمانها و مراکز زن و زن سالاری است  و این گونه تغییر نام ها تنها تغییر در نام است و بیانگر تغییر ماهیت نیست.

در اثبات این مدعا نحوره یرخورد فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری را در سالهای اخیر شاهدیم که روز به روز تهاجمات آنها بر محکمات حقوق مرد در اسلام افزوده می شود و روز به روز خانواده ها را سکولارتر و از هم گسیخته تر میکند!

این گونه تغییر نام ها به منظور جلوگیری از امکان تشکیل مراکز مدافع حقوق مرد در مقابل اقدامات زن سالارانه آنها شکل میگیرد تا قوانین و آمارهای زن سالارانه و اقدامات زن محور و مرد ستیز و ضد خانواده بتواند بدون هیچ مانعی با سرعت و قوت به مسیر خود ادامه دهد!

چرا که نقطه آغاز این سازمان ها نباید چنین نامی می داشت و اگر ریگی به کفشهایشان نبود نمی بایست با نام زنان ثبت می شد و یا پیشوند زنان را به یدک می کشید!

 گذاشتن پسوند خانواده در انتهای آنها تنها ظاهر فریبی و بازی با الفاظ است و به نوعی فرار از انتقادات و قرار دادن خود در حاشیه امن و مخفی شدن پشت عنوان و یا به قول معروف نوعی استتار است!
مثل سازمان ملل که تحت لقای حقوق بشر دارد اهداف سکولاریسم و امپریالیسم را عملی می کند!

اکنون که این پست را می نویسیم در ایام فاطمیه و سوگواری دخت نبی اکرم زهرای مرضیه (س) هستیم. همین زهرای اطهری که فمینیست ها و فعالین حقوق زن و بسیاری از حقوقدانان گمراه با تعمیم های غلط و مغالطه گری با سوء استفاده از نام آن حضرت به خصوص در این ایام شهادت و ولادت ایشان برنامه ها اجرا می کنند و افکار پلیدشان را به خورد زنان و دختران ما می دهند! و فاطمه را آن گونه که دوست دارند تعریف می کنند نه آنگونه که هست!!!

بیایید در این ایام دعا کنیم خداوند مسئولین را بیدار کند و ریشه این فتنه ها و مراکز را بخشکاند تا زندگی و نشاط به خانواده های ایران اسلامی باز گردد.

در پایان از خوانندگان محترم این خبر تقاضا می شود نمونه های فعالیت های ضد مرد و فمینیستی در ایران و جهان را در قالب لینک یا مقاله برای بازنشر در این پایگاه معرفی نمایند.

انجمن حمایت از حقوق مردان از سایر عزیزان خواهشمند است برای نجات خانواده ها از شر فمینیسم ، از تمام ظرفیت و توان خود استفاده کرده و با ما همکاری نمایند.

یا زهرا (س)


نظرات()   
   

بزرگنمایی هایی که در حوزه زنان می شود!

در سالهای اخیر به خصوص در دوره دوم ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد که مریم مجتهد زاده بر ریاست مرکز ناعادلانه زنان و خانواده ریاست جمهوری نشسته است شاهد جوسازی ها و بزرگنمایی های زیادی در حوزه زنان هستیم.
از برزگنمایی ظلم و خشونت علیه زنان تا بزرگنمایی نقش زنان در عرصه های اجتماعی!
تمامی این موج بزرگ تبلیغات توسط بودجه های کلانی که در برنامه بودجه برای آنها در نظر گرفته شده انجام می گردد. خبرها حاکی از آن است که یک درصد  از بودجه کل وزارتخانه ها باید به این مرکز تعلق یابد که فوق العاده هنگفت بوده و تقریبا می شود گفت معادل بودجه یک ارگان تمام عیار نظامی نظیر سپاه و نیروی انتظامی است!
و هم چنان این مرکز با همیاری فراکسیون زنان مجلس بدون وجود مرکزی به نام امور مردان ریاست جمهوری و یا فراکسیون مردان مجلس و بدون وجود هیچ مرکز مردم نهاد یا دولتی که حامی حقوق مورد هجوم قرار گرفته و در حال نابودی مرد باشد، یکه تازی می کند و جلوداری ندارد.
حرکت های نابودگرانه حقوق مرد بوسیله فعالین حقوق زن  که از اوایل انقلاب حالتی خزنده و خاموش داشت امروز به صوت علنی و با حمایت های کلان و  در سطح گسترده حال انجام است و خیلی مواقع به دروغ و با نام دین و با برداشت های سطحی و جزئی از بیانات سانسور شده مقام معظم به خورد مردم و مسئولین داده می شود!
اینکار با تهیه لوایح و طرح های مرکز زنان ریاست جمهوری و فراکسیون زنان مجلس و ان جی او ها و سازمان های مردم نهادی که به گفته خود مریم مجتهد زاده قرار است در سالهای آینده توسط مرکز زنان ریاست جمهوری از آنها حمایت های مادی و معنوی بیشتری شود در حال انجام است.
از کوچکترین آثار آن را می توان به ظهور و بروز فیلم های فمینیستی در سینمای کشور که اظهر من الشمس است و سریالهای اخیر صدا و سیما نام برد.
موج این تبلیغات و قبضه کردن فضای فکری سیاسی و اجتماعی که ناشی از تبلیغات فرهنگی گسترده توسط مراکز و سازمان های مختلف زنان است به حدی است که حتی نخبگان سیاسی کشور و بزرگان زیادی را فریفته و مسموم خود کرده است که از بیانات و اقدامات آنها کاملا مشخص است. و حتی در برخی موارد ظن این می رود که افراد تحت فشار و یا تحت یک جریان خاص و به شکل سازماندهی شده  و هماهنگ این سمت و سو ها را می گیرند!
یکی از هزاران موجی که فمینیسم در ایران به راه انداخته و دنبال می کند بزرگنمایی در خصوص زنان شهیده است.
شاید در سالهای قبل به جز چند سال اخیر در برنامه های دهه فجر و یا دفاع مقدسی که ساخته و پخش می شد این همه زنان در فعالیت های سیاسی و جنگ تحمیلی به چشم نمی آمدند. و شاید عکس و بولتن زیر را بر میادین و چهار راه های شهر نمی دیدیم!

عکس معروف در چهار راه ها


به نظر شما چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
 ضمن احترام به خون پاک این شهیدان و سایر شهدای انقلاب و اسلام و به رسمیت شناختن راه شهیدان، ما اینجا تحلیلی کوتاه ترتیب می دهیم. این تحلیل به معنای نادیده گرفتن این شهیدان و یا نقض آنها نیست و تنها برای بر ملا کردن استفاده های ابزاری است که فعالین حقوق زن در ایران برای توجیه حضور اجتماعی و سیاسی زنان به شکل لجام گسیخته و قدرت طلبی خود ترتیب می دهند  تا از این حربه ها به عنوان ابزار تبلیغات و نشر فکری مخرب خود بهره ببرند که  تا جامعه و تفکر زنان و مردمان این مملکت به سمت و سویی که آنها می خواهند پیش برود و ضمنا خود و هم کیشانشان سوار بر موج مخرب به راه افتاده به قدرت و عقده گشایی عقده های خود برسند!
نمود این قدرت طلبی و عقده گشایی را در مقالات و بیانیه ها می توان یافت. بعنوان مثال بخشی از مقاله توران ولی مراد رئیس ائتلاف به اصطلاح اسلامی زنان در زیر آورده شده از سایت ویستا تحت عنوان ‘  روز ملی دختران با کدام الگو؟ ‘ که البته به گونه ای ماهرانه و با سیاستی عجیب این جملات را در بین متنی نسبتا طولانی و در بین مشتی دردل و دل جوانان و بیشتر دختران با حالتی ماهرانه که معمولا زنها در این کار تبحر خاصی دارند عنوان کرده است. که البته ناگفته نماند این درد دل های دختران امروزی هم  که می بینیم بیشتر ناشی از تبلیغات و سیاهنمایی های این چنینی است که از طریق رسانه ها و سایت های زنان و اینطور مقالات و نوشته ها به مغز دختران معصوم این سرزمین ترزیق شده است.
توران ولی مراد مانند سایر افاضه کنندگان فضل در فعالین حقوق زن این کار خود را به شکلی ماهرانه و با تبحر و زبان ریختن های زنانه انجام داده به شکلی که مخاطب با خواندن این مطلب تحت تاثیر قرار می گیرد و در نهایت تیر اصلی خودش را با جملات زیر به هدف می زند و عقده ی قدرت طلبی خود و هم کیشانش را برون می ریزد!
توران ولی مراد می نویسد:
"زنانی که در این جامعه مردانه غریب مانده اند و دست جامعه هم از آنان کوتاه. جامعه ای مردانه، کشوری مردانه، صندلی ها همه مردانه، بلندگوها مردانه، همه امکانات در اختیار مردان و زنانی را هم اگر راه دهند مردانه راه میدهند تا آن ها مردانه بگویند و مردانه بمانند و سخن گفتنشان هم برای مردان در قدرت باشد. در این کویر خشک قحطی زده مردانه الگوی رفتاری دختران چه گونه معرفی می شود؟ چگونه است که آسمان سیاست و اقتصاد و اجتماع جامعه ما، خورشیدی از زنان به زنان و دختران نشان نمی دهد؟ خورشیدی که از وجودش گرما و انرژی هدیه شود؟"

و سوالی که پیش می آید این است که:

جامعه مردانه است و یا زنانه ؟ در شرایطی که؛ 
*  ما فراکسیون مردان در مجلس نداریم که برای مردان طرح بدهد و یا از حقوقشان دفاع کند و از تصویب لوایح ضد مردی که تصویب می شود جلوگیری کند!
* ما در مقابل ده ها و شاید صدها ان جی اوی زنان و سازمان های مردم نهادی که حامی زنان و سکولاریسم هستند هیچ سازمان یا ان جی اوی مردان نداریم!
* ما مرکز مردان ریاست جمهوری نداریم که برای ما مردان هم لایحه بدهد و ان جی او های نداشته ی مردان را تغذیه کند و برنامه ها را برای رفرم فرهنگی مورد نظر به کار گیرد!
* ما مرکز  امور مردان در وزارتخانه ها، مراکز  و شرکت های دولتی، شهرداری ها و... نداریم  و مرکز مطالعات مردان نداریم که برای ما مطالعات و طرح های هدفمند و با چشم انداز های خاص انجام دهد و از مصیبت های ما آماری را منتشر کند!
* بیش از  60  درصد دانشگاه ها را دختران و زنان پر کرده اند و با حضور نابجایشان در رشته ها و شغل هایی نامتناسب موجب بیکاری مردان  (که طبق قانون مدنی و شرع ، پول و مخارج زندگی از آنها مطالبه می شود) ،از هم پاشیدن خانواده ها، شیوع فساد و فحشا و کاهش ازدواج، بالا رفتن آمار خیانت های زنان به مردان و طلاق و... شده اند.
* ده ها سایت در زمینه زنان و حقوق زنان فعالیت می کنند در حالی برای مردان چنین امکاناتی نیست
* صدا و سیما دربست در اختیار افکار سکولار و فمینیستی است که با هماهنگی کامل  قوانین ضد مرد و ضد خانواده را با اطمینان کامل از تصویب شدن در حالی که هنوز در پروسه مراحل تصویب است تبلیغ می کند و نشان می دهد! (سریال زمانه و...)

البته چندی پیش ما مقاله ای داشتیم در بیانات دکتر فیاض که از گسترش زنانگی در جامعه سخن می گفت و عامل فروپاشی نظام خانوادگی و اجتماعی را زنانگی و حضور نابجا و بیش از حد زنان در عرصه ها می دانست!{گسترش زنانگی و کاهش غیرت}
باید به خانم ولی مراد گفت خانم ولی مراد ، خورشید شما ولایت فقیه است، خورشید ما و شما اگر به اسلام اعتقاد دارید مولایمان صاحب الزمان است که در پس ابر است. الگوی زنانه جامعه ما حضرت زهرا است که به دلیل نپرداختن به ابعاد شخصیت ایشان امثال شما زن را در جامعه جستجو میکنید نه در خانواده الگوی زنی که عصمت و علم خاص داشت و لقب محدثه گرفته بود اما فعالیت سیاسی و اقتصادی نمی کرد و به دنبال قدرت طلبی نبود و تا زمانیکه ضرورت ایجاب نکرده بود تا از ولایت دفاع کند کسی ایشان را بیرون از خانه ندیده بود اما شما به دنبال الگویی هستید که مردانه باشد ولی در ظاهر دم از زنانگی بزند الگویی که فعالیت اقتصادی و اجتماعی کند و در خانه نباشد زنی که رانندگی تریلی کند ولی مادری نکند و با تمام تاکید مقام معظم رهبری بر سبک زندگی ایرانی اسلامی شاهد عقده گشایی هایی هستیم که زن را زباله اجتماع میخواهند نه ستون خانه.
البته این سیاست های بزرگنمایانه و با تعمیم های غلط از مریم بهروزی رئیس از دنیا رفته ی جامعه الزینب به ارث رسیده است و خیلی عجیب است که کسی جلودار آنها نیست و به فعالین حقوق زن انتقادی نمی کند!
مثلا حضور حضرت زینب (س) یا حضرت زهرا(س) در ماجراهای محدود به زمان و مکان در وقایع تاریخی را موید تعمیم بر حضور بی حد و حصر زنان در هر عرصه ای می بینند. در حالی که این حضرات با شرایط خاصی که قرار گرفتند و آن هم در محدوده زمانی محدودی از عمر گرانبهایشان مثلا در ماجرای فدک و یا واقعه کربلا چند خطبه خوانده اند و بس.

گفتیم یکی از مظاهر بزرگنمایی های زنان که برای قدرت طلبی و توجیه حضور نابجا و بیش از حد زنان در هر عرصه ای است همین بهره برداری ابزاری از آمار و راه زنان شهیده است.
که در بسیاری از موارد به جای ترویج فرهنگ زینب گونه (در پرستاری و پشتیبانی عاطفی از رزمندگان) ، حضور مردانه و لجام گسیخته زنان را نمایش می دهند که نه زیباست و نه توسط هیچ امام و معصومی هم اگر انتقاد و نکوهش نشده باشد لیکن تایید و ترویج هم نشده است.
حضرت زهرا(س) امام نشد، نجنگید،شهید هم شد.
خداوند متعال کدام پست سیاسی و پیامبری را به زنان داد؟ کدام پیامبر و یا امام زن بود؟
مولا علی (ع) که سنت شکن قرن خودش بود و رسومی را شکست که بسیار از دادن پست سیاسی به زنان در آن زمان سخت تر بود ، چرا در زمان خلافتش هیچ زنی را حاکم و مامور نکرد؟
در حالی که شواهد تاریخی نشان می دهد در همان زمان هم زنان توانمندی بودند که می توانستند تصدی گر پست های مختلف سیاسی در زمان خلافت این بزرگوار باشند!
حتی زنانی بودند که شمشیر زن و سوارکار قهار بودند. اما توسط حضرت نه به کار نظامی و نه به کار سیاسی و هیچ یک گماشته نشده اند!
مثلا حضرت زنیب و یا فاطمه زهرا (س) را که الگو و موید حضور زنان در نظر می گیرند و مغالطه می کنند اولا حضورشان محدود بوده و نه طولانی و در پی قدرت و پست و مقام ، ثانیا کجا دیدیم که زینب کبری و یا صدیغه کبری شمشیر و خنجر به دست بگیرند و به کارزار بروند؟

اما متاسفانه این امر شدیدا دارد در سایت های زنان تبلیغ می شود و بدیهی است که غلط است.
بحث دیگر بر سر بزرگنمایی آمار این شهیدان است. که چند روز پیش بزرگداشت و تجلیل از 7000 شهیده بود!!!
معلوم نیست که مراکز زنان با چه ضرب و زوری که شده برای بزرگنمایی این آمار را جور کرده اند؟ 

 102 شهید زن در رژیم شاه،4363 شهید زن در جنگ تحمیلی و 165 شهید در خارج کشور و 19 شهید سایر(احتمالا سربازان گمنام امام زمان (ع)) و 121 نفر توسط ضد انقلاب شهید شده اند.
این آمار توسط سایت اندیشه قم  تهیه شده. بیشتر این زنان در شهرهای مرزی و محل روستا و سکونت خود و یا در جریان انقلاب در کنار شوهران خود و یا بواسطه فعالیت های سیاسی خانواده های انقلابی در تیر رس قرار گرفته و شهید شده اند!
حال می بنیم این آمار به هر ضرب و زوری بوده و معلوم نیست با آمار تصادفی ها و ... چگونه به 7000 نفر رسیده به ما مربوط نیست. آنچه مربوط است تلاش در جهت بزرگتر کردن عدد برای استفاده ابزاری و الگو برداری غلط است.
در خصوص شهدای رژیم شاه هم که احتمالا هر زنی توسط رژیم کشته شده و یا در جریانات ضد انقلاب کشته شده  است را فعال سیاسی و شهیده محسوب کرده اند. حالا این وسط چه عده ای بنا به دلایل دیگر اعدام و کشته شده اند مغفول است!
این در حالی است که شهدای مرد در جنگ تحمیلی خود به تنهایی آمار 188005 نفره دارد! منهای شهدای ترور شده در جریان انقلاب و شهدای ترور توسط ضد انقلاب و یا سربازان گمنام امام زمان(ع).
از آماری که برای زنان ارائه دادیم بدیهی است که این آمار باید با آمار مردان دارای تناسب باشد. یعنی اگر با شهدای گمنام و مفقودینی که به این آمار اضافه می گردد نسبت ها حفظ گردد می توان به درصد نسبی شهدای زن در مقابل شهدای مرد رسید!
4363 شهید زن و 188005 شهید مرد در جنگ تحمیلی که این زنان اغلب پرستار و یا پزشک و یا خانه دار بوده اند!
یعنی 192368 شهید زن و مرد که درصد زنان می شود 2 درصد. و  98 درصد مرد!
ببینید چگونه آمارهایشان را در بوق و کرنا می کنند؟
ببینید چه استفاده های ابزاری می کنند؟
با وجود این همه شهید مرد که داریم با آمار 98 درصدی اینقدر در بوق و کرنا نشده است!
و حالا ما می گویم باشد این آمار زنان درست.
آیا آمار 102 نفره شهیدان زن در رژیم شاه در مقابل تعداد شهدای مرد در همین دوره تا این حد بالاست که در سریالهای سالهای اخیر دهه فجر در هر سریالی چندین فعال سیاسی زن که بر ضد شاه بوده اند نشان داده شود؟!!!!!
آیا شهدای زن در دفاع مقدس آنقدر بوده  که در فیلم های سینمایی اخیر دفاع مقدس نمایش داده می شود و یا در سریالهای تلوزیون به چشم می خورد؟
اخیرا هم که مد شده که طنز به مقوله دفاع مقدس راه یافته و در فیلم ها و سریالهای اخیر به تبع سایر تولیدات صدا و سیما زنان در جبهه ها خیلی جدی و دقیق و شجاع و در خط مقدم  و مردان خیلی ترسو و مدام در کف و در پی زنان و تحت الامر آنها و منت کش آنها جلوه داده می شوند!
چه کسی به این چیزها دقت می کند؟ چه کسی از این تحریف ها انتقاد می کند؟ چه دلیلی دارد اینها؟ آخر این راه به کجاست؟ چرا؟


نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اسفند 1391  09:13

چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۰۰
به گزارش خبرنگار ما، كاكلی، نماینده دادستان تهران در دفاع از كیفرخواست به هیئت قضایی شعبه ۷۱ دادگاه كیفری استان تهران گفت: صبح روز هفدهم تیرماه سال ۸۹، مأموران پلیس از كشف جسد مردی اطراف منطقه تهرانپارس باخبر شدند. بررسی‌های تیم جنایی نشان داد جسد متعلق به كارمند بانكی به نام محمد است كه بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش فوت شده است. بعد از شناسایی جسد، مأموران پلیس از همسر او كه فرزانه نام داشت، تحقیق كردند. او گفت: شوهرم امروز مثل همیشه از خانه بیرون رفت تا به محل كارش در بانك برود اما از مرگ او با خبر شدم. مأموران سپس به ردیابی تماس‌های فرزانه پرداختند و متوجه شدند وی با مرد ۳۷ساله‌ای به نام بهرام رابطه دارد. بنابراین فرزانه دوباره مورد بازجویی قرار گرفت و گفت چند سال است كه با بهرام رابطه دارم. او به من پیشنهاد داد تا شوهرم را از سر راه برداریم. من اول مخالفت كردم اما سرانجام قبول كردم و با كمك بهرام برای قتل شوهرم دو آدمكش به نام‌های محسن - ۳۶ساله و احمد - ۲۶ساله كه هر دو معتاد هستند، اجیر كردم و قرار شد بعد از قتل شوهرم ۱۰۰ میلیون به آنها پرداخت كنیم. آنها هم قبول كردند و شوهرم را به قتل رساندند اما من پولی نداشتم كه به آنها بدهم.
بعد از اقرارهای فرزانه، بهرام، محسن و احمد بازداشت شدند و در بازجویی‌ها حرف‌های فرزانه را تأیید كردند. نماینده دادستان گفت: برای محسن و احمد به اتهام مباشرت در قتل و برای بهرام و فرزانه به عنوان معاونت در قتل درخواست مجازات دارم. سپس پدر، مادر و دختر مقتول به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و درخواست قصاص كردند. دختر مقتول گفت: پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند اما من نمی‌دانستم كه مادرم با بهرام رابطه دارد.
قاضی عزیزمحمدی سپس احمد را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: من نمی‌دانستم كه بهرام و فرزانه با هم رابطه دارند. آنها به من گفته بودند كه مسئله‌شان ناموسی است، به خاطر همین من قبول كردم تا محمد را به قتل برسانم. محمد مرد قوی هیكلی بود و من به تنهایی نمی‌توانستم مرتكب قتل شوم، به خاطر همین موضوع را با محسن در میان گذاشتم و قرار شد به صورت شراكتی محمد را به قتل برسانیم. متهم ادامه داد: روز حادثه مطابق نقشه‌ای كه فرزانه طراحی كرده بود، با ماشین منتظر محمد ایستادیم و او را كه در حال رفتن به سر كار بود، به عنوان مسافر سوار كردیم. در بین راه ناگهان به او حمله كردیم و طنابی به دور گردنش انداختیم. یك سر طناب را من گرفتم و یك سر آن را محسن گرفت و آن‌قدر فشار دادیم تا اینكه فوت شد. متهم گفت: حالا از كاری كه كرده‌ام پشیمان هستم. بعد از حادثه، فرزانه و بهرام به وعده خودشان عمل نكردند. او یك بار ۳۸ هزار تومان و یك بار هم ۱۵ هزار تومان به من پول داد.
سپس محسن در جایگاه حاضر شد و اتهام خودش را قبول كرد. او گفت: من قبول دارم كه به احمد كمك كرده‌ام اما وقتی من سر طناب را كشیدم، محمد فوت شده بود.
فرزانه هم اتهام خودش را قبول كرد و گفت من ۱۰ سال بود كه با بهرام رابطه داشتم. البته من شوهرم را دوست نداشتم، چون او همیشه مرا اذیت می‌كرد اما مستحق مرگ نبود. متهم ادامه داد: بهرام مرا فریب داد و مجبورم كرد تا دست به قتل شوهرم بزنم. بهرام هم به دادگاه گفت: بعد از اینكه با فرزانه آشنا شدم، به من گفت كه شوهرش او را اذیت می‌كند. او دروغ می‌گوید كه من او را مجبور كردم، چون خودش به مرگ شوهرش راضی بود.


میلاد حمیدی:

باز هم زن خیانتکار، زنان خیانتکار زمان آن رسیده که جامعه بدانند زنان آنطور که در اذهان جا افتاده مظلوم نیستند!

خیانت و قتل...

منع: روزنامه جوان


نظرات()   
   

اخیرا مشاهده می کنیم با توجه به ترویج جو فمینیستی شدید که با حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی تشدید شده و دارای حامیان قوی در سایر قوای کشور می باشند و تمام اینترنت و سایت ها و رسانه های عمومی و خصوصی را تحت سیطره و قبضه خود در آورده اند، قیل و قال های فمینیستی در داخل و خارج از کشور به راه افتاده است و هر کس تریبونی اختیار کرده و قبیح سرایی می کند.
در این میان خیل مردان سبک مغزی که برای امروز مردان بیچاره خودسرانه  نسخه می پیچند و فمینیست زده هستند به چشم می خورد. این مردان از زمان جا مانده، غالبا به روز نشده و با ذهنیت وضعیت زنان 50 سال پیش و بی اطلاع از وضعیت قوانین به شدت زن سالارانه سالهای اخیر، هنوز هم جنسان خود را محکوم می کنند و تمامی حقوق را به زنانی می دهند که زشتی وضعیت آنها از حجاب گرفته تا حیای اجتماعی و مسئولیت پذیری در زندگی بر کسی پوشیده نیست!
اما زنانی هستند که در این میان بیشترین حنجره گشایی ها را کرده اند. مجال نام بردن از همه آنها نیست. اما می شود به یک ویژگی مشترک همه آنها اشاره کرد.
این زنان نسبت به زنان دیگر از آزادی بیشتری برخوردارند! فعالیت سیاسی دارند و بعضا در کسوت مراکز و فراکسیون زنان و از قماش فعالین حقوق زن هستند!
بیشترین فعالیت های اجتماعی را دارند. شغل های خوبی دارند. به راحتی از کشور خارج می شوند. هر چه بخواهند می نویسند و هر چه بخواهند می گویند.
و شوهری بر آنها نظارت نمی کند. یا شوهرشان مفقود و ربوده شده است، یا در قید حیات نیست و یا به آنها و اعمالشان اهمیتی نمی دهد.
اینان مصداق کامل نقض آیه 34 سوره نساء هستند. بخاطر همین است که در بیانات و خواسته های فعالین حقوق زن هیچ ارزشی و هیچ حقی برای مردی که این همه بار مالی و مسئولیت را بر سرش می ریزند وجود ندارد.
رفته رفته دارند اختیارات و حقوق مرد را بر همسرش محدودتر و نابود تر می کنند.
از جمله آزاد ترین زنان به جز فعالین حقوق زن ، به قولی هنرمندان و بازیگران هستند! البته اینجا قصد نداریم به همه این جماعت چیزی را وصله کنیم. بلکه اینجا به مواردی اشاره می کنیم تا ثابت کنیم زن هر چه آزاد تر فمینیست تر!

معتمد آریا:

سیمین (فاطمه) معتمد آریا بارها و بارها در جشنواره های جهانی بدون حجاب ظاهر شده است. موج تصاویر بی‌حجاب وی در سطح فضای اینترنت گواه این مدعاست و نقطه اوج رفتار غیر اسلامی این بازیگر، حضور بی‌حجاب در جشنواره برلین بود. ( این مراسم همزمان با ماه محرم بود.)
معتمد آریا چند سال پیش در مصاحبه ای عجیب با " رادیو فردا " اعلام کرده بود: «در سال های بعد از انقلاب، پیدایش سبک جدیدی در فیلم‌‎سازی که با حذف سه عامل" سکس، خشونت و شراب" همراه بود، عملاً سینمای ایران را از مهم‌ترین وجوه جاذبه در سینما محروم کرد».
وی که گویا فراموش کرده از دل سینمای بعد از انقلاب بیرون آمده و اگر موفقیتی کسب کرده آن را مدیون این سینما است در سال های اخیر از هیچ کوششی علیه کشور دریغ نکرده و همیشه سعی کرده تا با مصاحبه با رسانه های بیگانه علیه کشور مطالب ساختارشکنانه بیان کند.
مصاحبه با نشریه ایتالیایی "ایل مانیفستو"، و پاسخ وی به سوال این نشریه شاهدی بر این مدعاست؛ معتمد آریا در پاسخ به این سؤال که آیا با سانسور مخالف است، می گوید: «مسلماً! اما من موفق شدم که کلک بزنم. من در گیلانه، نقش مادری را بازی می کنم که پسرش را بغل می کند و می بوسد و لمس می کند. اما این کارها طبق قانون، ممنوع است و هیچ برخورد فیزیکی نباید بین زن و مرد صورت گیرد.»
همچنین وی در فیلم تبلیغاتی موسوی، سر یک میز، همراه با زهرا رهنورد و معصومه ابتکار درباره حقوق از دست رفته زنان ایرانی مطالبی عنوان کرد و بخش عمده گلایه وی این بود که "من اگر بخواهم تنهایی به شهرستان بروم، اجازه رفتن به هتل ندارم مگر اینکه یک مرد همراه من باشد! (تفکرات فمینیستی)!!!
گفتنی است پس از وقایع انتخابات سال ۸۸ معتمد آریا با دستبند سبز و ظاهری بی حجاب و زننده در جشنواره کن ظاهر شد تا ضمن نشان دادن بی اعتقادی به مقوله حجاب حمایت خود را از جریان فتنه اعلام کند.
برعهده گرفتن داوری جشنواره ضد ایرانی ابوظبی از دیگر فعالیت های معاندانه این بازیگر سینمای ایران به حساب می آید. جشنواره بین المللی فیلم ابوظبی در اقدامی مشابه جشنواره فیلم بیروت علیه ایران، از بهمن قبادی به عنوان داور بخش «افق های نو» و از «فاطمه معتمدآریا» به عنوان داور بخش کم اهمیت «نت پک» دعوت به عمل آورده بود.
آخرین شاهکار معتمد آریا حضور در مراسم اعطای جایزه «هانری لانگ لوا» فرانسه و بوسه دادن به مجری مرد مراسم در مقابل دیدگان جمعیت حاضر و در تیررس دوربین ها می باشد که تصاویری از این مراسم را به همراه تصاویری از حضور معتمد آریا در جشنواره تائور مینا، جشنواره کن و . . . در ادامه خواهید دید.

معتمد آریا 1

معتمد آریا و زهرا رهنورد در انتخابات 88 در مبحث حقوق زنان و حمایت از فمینیسم

معتمد آریا 2

معتمد آریا 3

معتمد آریا و ماچی که داد

خانم معتمد آریا و بوس دادن به اجنبی!

میلانی:

تهمینه میلانی


به گزارش حزب الله نیوز ،خانم میلانی در یادداشت خود در تایید و درست بودن فیلم آرگو نوشته :
«آرگو» که توانست جایزه بهترین کارگردانی را بگیرد، از نظر معیارهای فیلمسازی فیلم خوبی است اما درخشان نیست. من تصور می کنم امسال فیلم های درخشان زیادی در اسکار وجود نداشت به همین دلیل آرگو به دلیل موضوع ملتهبی که داشت، شانس بیشتری برای مطرح شدن داشت. من برخلاف عده ای که فکر می کنند این فیلم علیه سیاستمداران ایرانی ساخته شده و ایران ستیز است، چنین تصوری ندارم و فکر می کنم اگر سیاستی پشت ساخت این فیلم باشد، جهت عادی کردن روابط میان دو کشور است چراکه اگر هالیوود با قدرت تکنیکی و تخصصی که می شناسیم، بخواهد فیلم سیاسی علیه ایران بسازد، به سادگی می تواند این کار را انجام دهد. فیلم «آرگو» شاخصه های این نقطه نظر را ندارد و به جز دو صحنه غیرواقعی یعنی صحنه اعدام در خیابان و چند صحنه دیگر، فضای ملتهب آن روزها را ملایم نشان داده است. برای همین سیاسی کردن این جایزه ما را به واقعیت نمی رساند. برای قضاوت صحیح اول باید تمام فیلم های اسکار را دید. من بخش مهمی از این فیلم ها را دیده ام و آنها را نسبت به فیلم «آرگو» درخشان نیافتم. شاید فیلم «تارانتینو» شایستگی بیشتری به لحاظ سینمایی برای جایزه بهترین فیلم و کارگردانی داشت، اما باقی فیلم های رقیب، بهتر از «آرگو» نبودند.
به گزارش جوان نیوز آخرین ساخته فمینیستی میلانی با نام «فری کثیف» ، هنوز وضعیف ساختش مشخص نشده است. تهمینه میلانی نویسنده و کارگردان کژ فکر زن سالار، این زن  بدبین سیاهنمای فمینیست نگر، یک سالی است از سینما و ساخت فیلم دور شده است.
تهمینه میلانی  در پاسخ به این سوال که چرا از سینما و فیلم سازی دور شده اید، گفت: «جواب این سوال کاملا مشخص است و دوست ندارم در مورد آن صحبت کنم.»
او در پاسخ به این سوال که چرا دوست ندارید در مورد آن صحبت کنید، افزود: «دلایل من قابل چاپ شدن نیستند. دلم خیلی پر است و صفحه ها برای چاپ صحبت های من لازم است. اصلا دوست ندارم در این شرایط فیلم بسازم.»
 تهمینه میلانی نویسنده و کارگردان زن سینمای ایران، اولین ساخته فمینیستی سینمایی اش با نام «بچه ها طلاق» توانست، جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فیلم فجر ازان خود کند. میلانی فیلم های بسیاری را ساخت. از جمله فیلم های فمینیستی او می توان به «نیمه پنهان»، «دو زن»، «آتش بس» و «زندان زنان» اشاره کرد که در آن روابط همجنس بازی زنان در زندان با وقاحت نشان داده می شد.
تهمینه میلانی اخیرا مقاله ای تحت عنوان "زن که باشی" را نوشته بود که به شدت فمینیستی بوده و کاملا خارج از عقل و منطق است.
مثلا در یکجا گفته است خشونت نگاه هوس آلود مردی است که به بدن زن خیره می شود و او را دید می زند. در جای دیگر از همین نوشته گفته خشونت نگاه غضب آلود برادری است که به پسر همسایه که از پنجره روبرویی خواهرش را نگاه می کند را نگاه می کند و آنها را از عشق محروم می کند.
ببینید ما قصد نداریم کل آن نوشته مضحک فمینیسیتی را نقد کنیم که سراسر پر از هرزنگاری و تناقض است!
مثلا تناقضی که در همین جملات بالا به چشم می خورد این است که آیا نگاه پسر همسایه به خواهر کسی از پنجره احیانا همان نگاه هوس آلود مردی نیست که خود خشونت بود؟
جالب اینجاست که این مقالات و من جمله فیلم هیس دختران فریاد نمی زنند به عنوان پس زمینه ای است برای لایحه هشتاد و چند ماده ی پیشگیری از خشونت بر علیه زنان و کودکان در حال پاسکاری و دل و قلوه دادن بین فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری و گرفتن مشاوره از حقوقدانان فمینیست است!

بقیه:


می توانید موارد زیادی را نام ببرید که اگر بخواهیم نام ببریم در این مجال نمی گنجد! کافی است بیوگرافی و زندگینامه آنها را ببینید تا به این اشتراکات بین آنها پی ببرید. که چیزی که همه آنها در آن مشترکند و بی برو برگرد شامل همه می شود همین آزادی کامل و بدون نظارت و اختیار مرد است!

 


نظرات()   
   

زنی كه بعد از خیانت به همسرش نقشه قتل او را طراحی كرده و با كمك مردی به اجرا درآورده ‌بود بعد از هشت ماه به همراه همدستش بازداشت شد.

زن جوان وقتی فهمید شوهرش به رابطه پنهانی او پی برده ‌است نقشه قتل وی را طراحی كرد.

افشای رابطه پنهانی

این پرونده زمانی تشكیل شد كه ماموران پلیس شیراز در جریان قتل مردی قرار گرفتند كه در خانه‌اش كشته شده ‌بود. وقتی پلیس به محل رسید متوجه شد این مرد با شلیك گلوله از پا درآمده است. همسر مقتول به ماموران گفت: با شوهرم در خانه بودم كه دو مرد آمدند و گفتند با او كار دارند. وقتی آنها را به خانه راه دادم به سمت شوهرم حمله كردند و او را كتك زدند و بعد هم كشتند. او گفت: من نمی‌دانم آنها چه كسانی هستند و برای چه وارد خانه ما شدند.

بررسی‌هایی كه روی جسد انجام شد پلیس را به این نتیجه رساند كه این قتل با كینه انجام گرفته‌ است و با توجه به اینكه قاتلان به زور وارد خانه نشده‌اند بنابراین آشنا بودند و همسر مقتول موضوعی را مخفی می‌كند.

بنابراین زن جوان مورد بازجویی قرار گرفت اما او ادعا كرد همه آن چیزی را كه می‌دانست به ماموران گفته‌ است. كارآگاهان نیز از آنجایی كه مدركی علیه او نداشتند زن جوان را آزاد كردند اما به دستور بازپرس پرونده وی به صورت نامحسوس تحت نظر قرار گرفت. بعد از مدتی مشخص شد زن جوان با مردی رابطه پنهانی دارد اما آن مرد در شیراز نبود و پلیس منتظر شد تا او به شیراز بیاید.

پلیس هشت ماه بعد از قتل متوجه شد مردی كه با همسر مقتول رابطه دارد به شیراز آمده است بنابراین مخفیگاه او را شناسایی و مرد جوان را بازداشت كرد. این مرد كه در ابتدا منكر همه چیز بود در بازجویی‌های فنی اعتراف كرد و گفت: مدتی بود كه مریم را می‌شناختم. او می‌گفت شوهرش مرد بداخلاقی است و همیشه او را كتك می‌زند. من زیاد به حرف‌هایش اهمیت نمی‌دادم اما بعد از مدتی دیگر نتوانستم در برابر اصرارهایش مقاومت كنم و قبول كردم شوهرش را بكشم.

روز حادثه با هماهنگی‌ای كه انجام داده ‌بودیم وارد خانه مریم شدم و شوهرش را به قتل رساندم و بعد هم خانه را ترك كردم. نقشه را مریم طراحی كرده ‌بود و من فقط مجری آن بودم. پلیس با توجه به این مدارك مریم را بازداشت كرد. او همچنان منكر شركت در قتل شوهرش بود و می‌گفت نمی‌دانست این مرد قاتل شوهرش است اما وقتی مدارك ماموران را دید لب‌به اعتراف گشود. او گفت: مدتی بود كه با مردی جوان رابطه برقرار كرده‌ بودم. این رابطه پنهانی بود و كسی نمی‌دانست اما شوهرم به من شك كرد و بعد هم متوجه شد من با چه كسی رابطه دارم. این موضوع باعث اختلاف شدید بین ما شد و او من را به شدت كتك می‌زد. بدرفتاری‌هایش بیشتر شد و همین هم باعث شد تصمیم بگیرم شوهرم را بكشم. چون خودم نمی‌توانستم این كار را بكنم بهترین كار این بود از مردی كه با او رابطه داشتم كمك بگیرم.

با مشخص شدن این موضوع متهمان با قرار بازداشت راهی زندان شدند.

منبع: مشرق نیوز 16 اردیبهشت 1391


نظرات()   
   
یکشنبه 6 اسفند 1391  09:45
نوع مطلب: (مقالات ،) توسط: میلاد حمیدی

به نام خدا

چند ماه پیش لایحه جدید گذرنامه از سوی دولت تحویل مجلس شد. علت این امر ناکارآمد بودن قانون قبلی با شرایط روز بیان شد.

مثل همیشه لایحه مورد بررسی کمیسیون های مختلف مجلس قرار گرفت. اصلی ترین کمیسیونی که این لایحه با آن تناسب داشت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بود.

 با توجه به رشد روز افزون پدیده شوم، غیر شرعی و ضد خانواده فمینیسم که مخصوصا از سوی فعالین حقوق زن در ایران ترویج و تبلیغ می شود و ارتباط تنگاتنگ آن با سکولاریست های غرب و صهیونیسم و نهضت های فراماسونری با آنها  که به شدت در حال تغییرات فکری و بدبین کردن زنان این مرز و بوم به مرجعیت می باشند و تهدیدی که در حال حاضر و آینده در ربودن، اغفال و سوء استفاده های مفسده انگیز از زنان این مرز و بوم موجود می باشد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس برای دفع این تهدید از اسلام و زنان و دختران سرزمین اسلامی تبصره ای را به این لایحه افزود مبنی بر محدودیت سن 40 سال (که همان حدود سن رشیده شدن زن در ایران می باشد) برای زنان و دختران مجرد که با اذن ولی و یا حاکم شرع از کشور خارج شوند.

فمینیسم چادری شیطان است

 به محض عنوان شدن این مطلب حمله شدید فمینیست های خارج از کشور و منافقین و گروه های فعال حقوق زن در ایران آغاز شد.

سپس کمیسیون امنیت ملی تحت فشارهای فراکسیون زنان مجلس شرط سن را حذف کرد و قرار شد کلیه اناث این کشور برای خروج از کشور از اذن ولی خود استفاده کنند تا قدر قابل توجهی از عواقب منفی خروج دختران از کشور کاسته شود.
اما فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری و گروه های فعال حقوق زن در کشور دست به مخالفت، صدور بیانیه ها و شلوغکاری های تبلیغاتی و فشار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس زدند و حتی سید باقر حسینی نماینده مجلس که از مدافعین این تبصره بود بارها مورد فشار فراکسیون زنان قرار گرفت و در چندین سایت و خبرگزاری زنان مواخذه شد.

دایره فعالیت های شوم فراکسیون زنان که گوشه ای از کوچکترین اهدافش حتی از بین بردن حق مرد برای اجازه خروج همسرش از کشور ، حق طلاق و سایر حقوق فقهی و شرعی مرد می باشد، به اینجا ختم نشد و درخواست جلسه با کمیسیون امنیت ملی و تقویت فشارها با مساعدت و معاونت آقای لاریجانی ریاست مجلس را داد و نتیجه جلسه حذف این تبصره و خارج شدن آن از دستور کار مجلس شد که طی نامه ای به آقای لاریجانی رسیده است.
قبلا بر سر تعداد اندک نمایندگان زن در مجلس رایزنی هایی با آقای لاریجانی از سوی فراکسیون زنان صورت گرفته بود که متاسفانه آقای لاریجانی بطور ناباورانه همچنان با زنان همکاری می کند و قوانین زیادی با مساعدت ایشان در مجلس تصویب می شود از جمله قانون جدید فرزند خواندگی که به دختران مجرد حق حضانت فرزند را می دهد و دارای عواقب شوم و متعددی در آینده خواهد شد که امیدواریم در شورای نگهبان تصویب نشود.

نکته جالب اینجاست که آقای لاریجانی با اینکه نماینده مردم قم هستند بیشترین مساعدت را با گروه های سکولار فمنیستی دارند نمونه دیگر این هماهنگی زمانی بود که لایحه ازدواج مجدد مرد که اذن زن را برای ازدواج منتفی می کرد و به جای آن اثبات عدالت به دادگاه را جایگزین می کرد در صحن علنی رای آورد و ایشان ناگهان بعد از رای آوردن این بند از قانون حمایت از خانواده را از دستور خارج و به کمیسیون ارجاع کرد! و نتیجه این شد که قانون حمایت از خانواده سال 53 که امام فرموده بودند هرکس طبق این قانون طلاق بگیرد حرام است و در صورت ازدواج مجدد مرتکب زنا شده به قوه خود باقی ماند و محدودیت جدید اثبات عدالت در دادگاه نیز به آن افزوده شد تا سنگ دیگری در راه ازدواج مجدد و احکام شرع انداخته شود و راه برای گسترش فساد به جای چند همسری باز تر شود.


در هر صورت بحث روز همین تبصره خروج دختران از کشور است و حذف این ماده با حمایت دکتر لاریجانی در حالی است که در دهه 70، قاچاق زنان و اغفال شدن دختران ایرانی و ناموس شیعه توسط باندهای مافیایی مخوفی که برای زنان و دختران ما دام پهن کرده بودند  و با آموزه های فمینیسم غربی و فمینیسم مشتق غربی (فمینیسم اسلامی) که توسط فعالین حقوق زن در ایران ترویج می شود به معضلی ملی تبدیل شده بود اما امروز فاطمه رهبر از نمایندگان مجلس ادعا میکند که با بررسی های ایشان تنها 76 نفر از دخترانیکه از کشور خارج شده اند سوئ رفتار داشته اند!!!
و سایت های زنان که عمده خبرهایش بیانات و فعالیت های فعالین حقوق زنان در ایران است نسبت به تفکیک جنسیتی دانشگاه ها که خواست مراجع محترم  تقلید و روحانیون گرام بود ابراز مخالفت می کنند و از سوی دیگر با تبصره خروج دختران از کشور که برای جلوگیری از ناموس فروشی وضع شده بود مخالفت می کنند و در کنار آن در نشریات و سایت هایشان تیترمی نویسند "مهاجرت دختران از کشور به دلیل شرایط نابرابر تحصیل و محرومیت از برخی رشته های تحصیلی و جلوگیری از استخدام زنان در برخی زمینه های شغلی"
تا بدینوسیله با ترساندن مسئولین هم دختران را بی اذن و هرزه وار روانه خارج از کشور کنند تا مورد استفاده اجنبی ها قرار گیرند و هم تفکیک جنسیتی را از بین ببرند و ضعیف کنند تا مفاسدش گسترش یابد و هم حضور لجام گسیخته زنان در عرصه های شغلی و اجتماعی را تقویت کنند که منجر به بر هم خوردن توازن بازار کار و بیکاری مردان و فقر و فساد و شیوع فحشا در جامعه شده است و ...


در چنین شرایطی آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس بطور غیر منتظره با زنان مجلس مذاکراتی ترتیب داده اند و ضمن همکاری برای حذف تبصره خروج دختران از کشور به زنان قول هایی برای استفاده کامل زنان از امکانات مرکز پژوهشها را میدهند تا با پول بیت المال فمنیسم گسترش یابد این در حالی است که چندی پیش فاطمه رهبر و سایر زنان مجلس طرخی را برای اینکه 30 درصد مجلس به زنان اختصاص یابد را به جریان انداخته بودند که در آن زنان با رای کم و مقبولیت اندک میتوانستند نماینده مجلس شوند و مردان لایق با مقبولیت بیشتر پشت دربهای مجلس می ماندند و این یعنی جنسیت سالاری به جای شایسته سالاری؟!!
چرا باید به صرف جنسیت برای یک عده سهمیه قائل شوند و به خاطر سهمیه عده ای از خدمت به مردم محروم شوند تا تعداد یک جنسیت خاص در مجلس به حدی که یک عده دوست دارند برسد؟
و به آقای لاریجانی می گوییم برادر گرامی شما قبل از اینکه رئیس آن مجلس باشید خدمتگذار مردم و ولی فقیه هستید. شما خدمتگذار مشتی فعال حقوق زن نیستید.

آیا مشکلات عدیده ای که همین تعداد اندک زن ایجاد کرده اند و حقوقی که از مرد ضایع کرده اند و طی سالهای فعالیتشان زمینه ساز طلاق و نابودی بنیان خانواده  گشته اند کم بوده است؟

و وای به روزی که تعدادشان بیشتر هم بشود!


اینکه هیچ توجهی به سخن مراجع از سوی فعالین حقوق زن صورت نمی گیرد و تنها به صورت نمادین به شکل گزینشی با دین و فقه برخورد کنند و هر آنچه که باب میلشان نبود را با سفسطه و مغالطه مطرود کرده و نادیده بگیرند مبین چه چیزی است؟
نمایندگان گرامی مجلس، ریاست محترم مجلس و سایر مسئولین سه قوه، عاجزانه و دلسوزانه از شما عزیزان خواهشمندیم کودکانه فریب نیرنگ های زنان و خدعه های آنها را نخورید و به فتنه های آنان دامن نزنید.
به خدا خانواده و جامعه و سیستم های کشور در نتیجه فعالیت های مخرب زنان در حال نابودی و فروپاشی است. شما را به خدا بیدار شوید و فتنه های زنان را دفع کنید تا به مرز نابودی کامل همه  و همه چیز نرسیده است.
شما را به خطبه 79 نهج ابلاغه توصیه می کنیم که حضرت فرمود حتی از خوبان زنان هم پیروی نکنید تا شما را به کارهای ناروا امر نکنند و طمع نورزند!
بخدا قسم این فعالیت ها و این حرکات که از جانب زنان صورت می گیرد و حمایت هایی که توسط برخی مسئولین از آنها می شود  دو چیز را زیر سوال می برد!


1- جهان شمول و زمان شمول بودن دین اسلام و احكام آن
2- عدالت علما و مراجع عالیقدر دین از زمان معصومین تا علمای حاضر

 

این مطلب باز نشر شد در {خبرگزاری حیات (سایت ایثار و شهادت)}


نظرات()   
   

بحث تبصره خروج دختران از کشور با اذن  ولی ، به محض تصویب شدن از طرف گروه ها و سازمان های به اصلاح مردم نهاد و دولتی و غیر دولتی زنان به طریق فمینیستی و شلوغکاری تبلیغاتی شدیدا بمباران مخالفت ها قرار گرفته است.

قانونی که می تواند قدرت قیم یا پدر را در حفظ ناموسش افزایش دهد و تا حد زیادی از فرار و اغفال شدن دختران توسط باندهای سیاسی و قاچاق زنان جلوگیری کند!

و به شکل تیز بینانه آینده نگری  کرده است  و منافاتی با شرع ندارد. پدر بیچاره ای که نفقه این دختر را می دهد و مسئولیت های او را تقبل میکند هیچ  اختیاری روی دخترش نمی تواند داشته باشد.

این جاست که می گوییم فمینیسم حتی بر امنیت ملی رجحان می یابد!

این در حالی است که در مقابل مسلم ترین حقوق مرد تمام مواد قانونی و اختیارات شرعی و عقلی پیوسته مورد تهاجم است و هیچ نهاد  و سازمانی حامی مردان در مقابل این خشونت نیست!

و تازه خیلی از مردان هم متاسفانه زن پرست شده و حامی این ظلم به خود و خیانت به نوامیس  می گردند!

جامعه ای که به این راحتی پدر و مرد را نادیده می گیرند و هیچ ارزشی برایش قائل نمی شوند و تا می توانند با وضع قوانین دستش را در زندگی می بندند! و با وضع قوانین بار بیشتر بر دوشش می گذارند و از او یک حمال بی مواجب می سازند راهش به ترکستان خواهد بود!

مرد در اوج حقارت  و بی ارزشی ...

جیغ جیغ های زنان

بدیهی است که مراکز زنان که از اهدافشان از بین بردن حق مرد برای اجازه خروج همسرش از کشور است یک گام به عقب حرکت نکرده و با این تبصره ها مخالفت کرده و چنگ و دندان نشان خواهند داد!

لیستی از آنها را در زیر می بینید  که با دادن بیانیه ها و اظهارت و امضای یک بیانیه به این قانون اعتراض کردند!

فقط خواهش می کنیم در مقابل این لیست عریض و طویل که تنها بخشی از خیل است تنها و تنها یک نهاد حامی حقوق مرد که جلوی فتنه های فعالین حقوق زن را بگیرد معرفی نمایید!

مرکز زنان ریاست جمهوری، امور زنان تمام نهادهای دولتی،فراکسیون زنان مجلس جامعه الفلان های زنان مختلف، حقوقدانان زن، سایت های زنان ، مؤسسه میثاق منتظران ،مؤسسه یاران مهدی، مؤسسه رهپویان فرهنگ و هنر، کانون مشکات اندیشه، مؤسسه نورآتی ،انجمن بانوان نعیما ، انجمن بیان ،تندیس هنر ،موسسه بنت الهدی ، موسسه تکامل ، انجمن اهل قلم  پروین ، موسسه قرآن یاوران ، انجمن ترنم هستی ، موسسه سفیران مهر قزوین ، موسسه هفت گوهر زنجان ، کانون فرهنگی محاق انتظار ، کانون فرهنگی اجتماعی بارقه مهر ، کانون فرهنگی مذهبی بانوان استان لرستان ، وفاگستران مسلمان ، موسسه عروه الوثقی ، مجله اینترنتی دختیران ، انجمن مردم نهاد ترنم اندیشه ، پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه ، موسسه عصر روشنایی ، موسسه علمی پژوهشی مصباح ، موسسه بانوان سفیران کوثر ، مرکز فرهنگی پژوهشی زنان‎ ، پایگاه خبری- تحلیلی زنان پرس ، پایگاه تخصصی دختران و زنان بهدخت ، سیبستان خرد و ...

تا کنون فمینیست ها با این روند ها به خوبی توانسته اند اختیارات شرعی و قانونی مرد را که منجر به تحکیم زندگی و حفظ زن و خانواده می شد از بین ببرند و ضمانت اجرایی بسیاری از قوانین مثل جلوگیری از اشتغال زوجه و... را از بین ببرند، اما هیچ سازمان دولتی، مردم نهاد  و حقوقی این چنین جیغ جیغ به راه نینداخته و روز به روز اوضاء بدتر هم میشود.

از تصویب لوایح حمایت از خانواده گرفته تا قانون جدید مجازات اسلامی و قانون فرزند خواندگی و...

آیا هر که جیغش بیش حقش بیشتر؟

 


نظرات()   
   

عاقبت تصویب لوایح فمینستی اخیر و سیر صعودی تصویب این لوایح

لایحه فرزند خواندگی

چندی پیش لایحه جدید فرزند خواندگی که به دختران و زنان مجرد حق حضانت فرزند را می داد در مجلس تصویب شد و تقدیم شورای نگهبان شد.

متاسفانه نمایندگان بدون توجه به این تبعیض آشکار و عواقب ضد خانواده و فمینیستی این لایحه توجهی نکرده و آن را تقدیم شوارای نگهبان کردند!

لایحه جدید گذرنامه که با رای کمیسیون امنیت ملی مجلس برای زنان و دختران خروج آنها از کشور را منوط به اجازه ولی یا قیم می کند به شدت توسط فراکسیون غیرعادلانه زنان در مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری و گروه های فمینیست داخل و خارج به باد اهانت و مورد رگبار انتقاد زن پرستان قرار گرفته است! و اینهایی که تبعیض برای زنان را می بینند خیلی عجیب است که آن رابرای مردان نمی بینند و لب بر این تبعیض آشکار بسته اند و در سایت های زنان که معلوم نیست پشتشان به کجا گرم است  لایحه فرزند خواندگی و حضانت فرزند توسط دختران و زنان مجرد را تشویق می کنند!

این سایت ها دارای نفوذ در دانشگاه ها و فراکسیون های مجلس بوده و داری دفتر و دستک هایی هستند که نمایندگان مجلس را به دفاتری دعوت کرده و آنها را استیضاح و محاکمه میکنند و معلوم نیست بودجه مورد نیاز را از کجا تامین می کنند و چه کسانی حامی آنها هستند و چرا؟!!!!

محاکمه سید باقر حسینی (نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس)

 در سایت های زنان توسط برخی حقوقدانان زن

 (زمانی که فمینیسم بر امنیت ملی رجحان می یابد!!!)

 

این قضیه بو دار است که آنچه حق اضافی برای زن و محدود کردن حقوق شرعی مرد است مورد انتقاد واقع نمی شود و هزاران دلیل سکولار و غیر شرعی با اسم شرعی و با موجه سازی غیر موجه و غیر موجه سازی موجه توجیه می شود.

اما آنچه محدود سازی زنان، آن هم برای مصلحت جامعه و کاملا سازگار با دین و مذهب و فرهنگ است  به ادله واهی مورد انتقاد قرار می گیرد و هنوز مکتوب نشده در نطفه خفه می شود. اما چنین لوایح و طرح هایی اینچنین سیر صعودی پیدا می کنند و به عواقب منفی آن اندیشیده نمی شود!

و در حالی که ما با ایمان به شواری نگهبان و تیزبینی فقها و حقوقدانان آن چشم امید داشتیم و تا حد زیادی معتقد بودیم بر حضانت فرزندان توسط دختران و زنان مجرد ایراد وارد شود، در کمال ناباوری این مورد در بین هیچ یک از ایراداتی که این شورا اشاره کرد به چشم نخورد.

از جمله عواقب منفی ناشی از این لایحه را می توان به افزایش فساد و فحشا، ترویج همجنسگرایی ،سوء استفاده از فرزندان مورد حضانت و بهره بری جنسی از آنها ، کاهش ازدواج و افز ایش طلاق، تایید شدن فرزندان نامشروع و ارزشمند شدن تجرد گرایی و از هم پاشیدن خانواده هاست.

پر واضح است که فرزندانی که از زیر دست چنین زنانی پرورش یابند تربیت صحیحی نخواهند داشت. آموزش تجرد گرایی و همجنسگرایی خواهند دید و تمایلی به ازدواج نخواهند داشت. عقده ای خواهند شد و برای سایر مجردهای جامعه الگوی خوبی نخواهند بود و جامعه و خانواده را به سمت فنا و نابودی خواهند برد!

مهارت های زندگی مشترک را نخواهند آموخت و به تدریج پدیده ازدواج مانند غرب بی ارزرش شده و از جامعه رخت بر خواهد بست!

این فرزندان مرد ستیز و کینه توز بار خواهند آمد و دچار فساد و بحران و سوء رفتار های عدیده ای خواهند شد!

این لایحه سوای ظلم به خود این کودکان معصوم ، ظلم به کشور و جامعه و بشریت است.

شاید تصویب این لایحه در مجلس و نادیده گرفتن این بند در شواری نگهبان ناشی از همان تفکر اشتباه معصوم دانستن زنان باشد که با اندکی توجه به وضعیت جامعه می توان خلاف آن را صراحتا ثابت کرد.

این لایحه پس از اصلاح مجدد در راه شواری نگهبان است.

چشم امید داریم شواری نگهبان فریب فمینست ها و تبلیغات سکولار آنها را نخورده و با این بند از این لایحه بطور قطعی مخالفت نماید.

چندی پیش حجت الاسلام رهبر نماینده مجلس هشتم و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از این لایحه نسبت به بندی که به حضانت فرزند توسط دختران مجرد اشاره می کرد انقاد فرمودند.

"حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر" در گفتگو با خبرنگار حقوقی قضایی باشگاه خبرنگاران، در واکنش به اعطای فرزند به دختران مجرد، اظهار داشت: انجام این کار از ابتدا اشتباه بوده چرا که خانواده متشکل از مادر و پدر است و اعطای فرزند بی سرپرست به یک عضو خانواده مطلوب نیست.

 وی ادامه داد: طرح فرزند خواندگی و اعطای فرزند به یکی از اعضای خانواده حتی مرد هم مجاز نیست، چرا که زنان و مردان شاغل در پی کسب و کار بوده و به فعالیت مشغول هستند پس تربیت فرزند از عهده آنها خارج می‌شود و این در حالی است که فرزند نیاز به هر دو عضو خانواده دارد.
حجت‌الاسلام رهبر با بیان اینکه اعطای فرزند به دختران آثار و تبعات سوء اجتماعی خواهد داشت، تصریح کرد: این امر باعث جلوگیری از ازدواج دختران مجرد می‌شود که قطعا پدیده‌های مخرب اجتماعی را به بار خواهد آورد.

این عضو کمیسیون حقوقی مجلس هشتم خاطرنشان کرد:‌ فرزند بدون سرپرست هم از لخاظ عاطفی و هم از لحاظ اقتصادی نیاز به وجود پدر و مادر در کنار هم داشته که در غیر اینصورت مراکز بهزیستی برای آنان بهتر خواهد بود.

لایحه حمایت از خانواده:

این لایحه نیز در مجموع لایحه خوبی به نظر نمی رسد. که بدترین بند آن ماده 30 ام این لایحه است. که برای زنان در صورتی که از کیسه خودشان در زندگی مرد پولی را خرج کنند می توانند در هر زمان به مراجعه به دادگاه آن را مطالبه کرده و با مهریه و سایر حقوق خود یکجا بگیرند!!!

شواری نگهبان به این ماده ایراد وارد کرده و خواسته است که فرض بر تبرع زن باشد یعنی زن خودش خواسته پول را خرج کند و به دستور مرد و یا اجبار او این کار را نکرده!

اما با فشار فعالین حقوق زن این لایحه دقیقا برعکس گفته فرض بر عدم تبرع زن باشد و پیشفرض قانون مجرم بودن مرد باشد و فرض بر این باشد که زن به امر مرد این پول را در زندگی خرج کرده است. و به این صورت تغییر کرده که اگر زن این حق را مطالبه کرد مرد بدبخت باید ثابت کند که این پول به دستور وی خرج نشده است و زن خودش خواسته خرج کند. که اگر نتواند ثایت کند محکوم به پرداخت مهریه ، نفقه معوقه و سایر مطالبات زن خواهد شد و دودمانش بر باد خواهد رفت.

این است مودت و مهر همسری که فعالین حقوق زن در حال پیگیری آن هستند و با اسم تحکیم بنیان خانواده این چنین زمینه های طرح دعاوی و فتنه و نزاع و بی اطمینانی را در زندگی افزایش می دهند و تیشه به ریشه خانواده می زنند!

و تازه هم برای این همه بی مسئولیتی که برای زن قائلند معتقدند زن به <دلیل کمک در مخارج زندگی> در حالی که هیچ یک از بند های قانون مدنی زن را موظف به مسئولیت مالی در زندگی نمی کند و زن فقط در نقش طلبکار است ، باید با تبعیض مثبت دارای آزادی های بیشتری هم بشود و مرد از تمام حقوق و اختیاراتش بر زن خلع ید شده و به قول معروف مرد بشود برای زن ، ماجرای "عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی دلم رو یک روز خریدی فرداش آوردی پس دادی"!!!!!!!

به امید اینکه شورای نگهبان فریب این تغییر ماهرانه را که در ماده 30 ام ایجاد شده و صرف مرد بودن ، مرد را مجرم تلقی کرده را متوجه شود و با این بند مخالفت نماید.

البته یک لایحه 93 ماده ای در خصوص خشونت علیه زنان و کودکان هم در حال پیگیری توسط مرکز زنان است. ما که هنوز از جزئیات آن خبر نداریم و بنابراین اظهار نظر قطعی نمی کنیم.

تا همین جا که خشونت را فقط علیه زنان دیده و فکر خشونت علیه مردان را نکرده است و مثل همیشه مرد را مجرم دانسته و قانونی را مطالبه می کند که در آن مردان در وضعیت مشابه نادیده گرفته شده اند خود مورد انتقاد است.

اما آنطور که از شواهد معلوم است گویا حاوی فتنه هایی دیگر است.

 البته قبلا این لایحه 88 ماده ای بوده و تا کنون به 93 ماده رسیده و هر روز در تبادل نظر بین فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری به ماده های آن اضافه هم میشود.

کاش یک مرکز مردان هم در ریاست جمهوری بود و یک فراکسیون مردان هم در مجلس داشتیم تا از ما مردان هم در مقابل این تبعیض ها و خشونت ها حمایت کند!!!

لذا خواهشمندیم اگر بنا بر تصویب است سریعتر تصویب شود تا  لااقل تعداد ماده های آن بیش از این افزایش نیابد!!!!

البته بعید نیست مثل همیشه این لایحه را نیز به اسم خانواده تمام کنند و با بازی با الفاظ ،اسم و چند ماده از این لایحه را عوض کنند و اسمش را مثلا بگذارند " لایحه حمایت از خانواده در مقابل خشونت" و بعد بگویند کل خانواده را مورد پوشش قرار دادیم. سپس یکی دو بند خنده دار از این 93 ماده را هم تازه شاید و شاید برای مردان قرار دهند تا ضمانت تصویب بگیرند (دقیقا نظیر لایحه حمایت از خانواده)!!!

 

خداوند به ملت ایران در مقابل لوایح اخیر رحم کند!

 


نظرات()   
   
پنجشنبه 26 بهمن 1391  09:05
نوع مطلب: (اخبار ،) توسط: میلاد حمیدی

در اولین محاكمه مردی به نام رضا كه متهم است ۲۴ مردادماه دو سال قبل همسرش را در ورامین به قتل رسانده در شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران حادثه را شرح داد.
ابتدای جلسه نماینده دادستان تهران از كیفرخواست دفاع كرد و گفت: روز حادثه پیكر بی‌جان زنی را به یكی از بیمارستان‌های ورامین منتقل كردند. پزشكان بعد از معاینه او گفتند كه زن جوان به دلیل اصابت ضربات شدیدی كه به بدن او وارد شده، دچار خونریزی داخلی و فوت شده است. مأموران پلیس هم كه با تماس پزشكان در جریان حادثه قرار گرفته بودند، به بیمارستان آمدند و شوهر مریم را بازداشت كردند. او در اولین بازجویی‌ها گفت: چند روز قبل وقتی به خانه آمدم، فهمیدم مریم زخمی شده است. او به من گفت وقتی من در خانه نبودم چند غریبه به خانه ریختند و بعد از اینكه به او تعرض كردند، او را كتك زدند. امروز هم حالش بد شد و او را به بیمارستان منتقل كردم. مأموران پلیس ادعای رضا را قبول نكردند و دوباره از او بازجویی كردند و او اتهام قتل را قبول كرد و گفت: همسرم با چند مرد غریبه رابطه داشت به خاطر همین من او را به قتل رساندم. نماینده دادستان متهم را گناهكار دانست و گفت: تنها وارث متهم، دختری یك ساله است و رئیس قوه قضایی به عنوان ولی قهری از سوی كودك خردسال درخواست قصاص كرده است.
متهم در دفاع از خودش به قضات دادگاه گفت: من در بازجویی‌ها به قتل همسرم اقرار كردم اما اتهام خودم را قبول ندارم. همسرم با چند مرد غریبه رابطه داشت و آنها او را به قتل رسانده‌اند.
رضا در توضیح ماجرا گفت: وقتی با مریم آشنا شدم، باردار بود. البته او شوهر نكرده بود و گفت مردی كه با او بوده، حالا تركش كرده و از او خبر ندارد. مریم دنبال پزشكی می‌گشت تا بچه را سقط كند. من او را به خانه‌ام بردم و پناهش دادم. دلم به حالش سوخت و با او ازدواج كردم. بعد هم با هم نزد پزشك رفتیم تا بچه را سقط كند. پزشك بعد از معاینه گفت روح در بچه دمیده شده و اگر سقط شود، قتل محسوب می‌شود. به مریم اصرار كردم بچه را نگه دارد و بعد از تولدش با هم او را بزرگ می‌كنیم. او هم قبول كرد و زمانی كه دخترش متولد شد، زندگی خوبی داشتیم.
متهم ادامه داد: من و مریم هر دو مصرف‌كننده مواد بودیم. او یك روز به خانه آمد و گفت می‌خواهد بچه را به بهای ۳۵میلیون تومان به پزشكی كه ۱۷ سال قبل ازدواج كرده و بچه‌دار نمی‌شود، بفروشد. من هم نتوانستم مانع خواسته‌اش بشوم، چون هیچ حقی نسبت به بچه او نداشتم. تا اینكه یك روز وقتی به خانه آمدم، دیدم همسرم وضعیت خیلی بدی دارد. همسرم گفت مردی به نام محسن همراه چند نفر دیگر به خانه آمده و به او تعرض كرده‌اند. من به پلیس خبر دادم و از محسن و دوستانش شكایت كردیم. مأموران هم متهمان را بازداشت كردند. روز دادگاه همسرم خواست از محسن اعلام رضایت كند. مریم به قاضی گفت كه محسن مرد شروری است و از او می‌ترسد. چند روز بعد محسن در زندان با زندانیان درگیر و كشته شد.
متهم در ادامه به قضات گفت: چند روز بعد از آن ماجرا، همسرم ناپدید شد. من هر جا را كه می‌شناختم به دنبالش رفتم اما او را پیدا نكردم تا اینكه پدرم او را در حالی كه وضع بعدی داشت، كنار خیابان پیدا كرده و به خانه آورده بود. مریم گفت همراه چند مرد به تفریح رفته بود كه آنها به او تعرض كرده بودند. من هم عصبانی شدم و او را كتك زدم. بعد هم به آشپزخانه رفتم و مشغول درست كردن شام شدم. همان موقع بچه شروع به گریه كرد. من هم رفتم تا بچه را آرام كنم اما دیدم كه مریم غش كرده است و از دهانش كف خارج می‌شود. بعد هم او را به بیمارستان منتقل كردم.
قاضی همت‌یار از متهم سؤال كرد: پزشكی قانونی زمان مرگ را دو روز قبل از انتقال به بیمارستان اعلام كرده است. متهم گفت: من از اعلام نظر پزشكی قانونی چیزی درك نمی‌كنم و نمی‌دانم آنها برای چه این نظر را اعلام كرده‌اند. هیئت قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهم وارد شور شدند.

 

منبع: روزنامه جوان 26 دی 1391


نظرات()   
   

متن زیر می تواند راهنمای دختران و بانوانی باشد که دوست دارند از فرق سر تا نوک پا امروزی شوند. اکثر این اصول به صورت تصویری در شبکه های ماهواره ای آموزش داده می شود اما از آنجا که با آمدن این آنتن های دیجیتال کمی کار و کاسبی این شبکه ها کساد شده است بد ندیدیم که این اصول را به صورت دسته بندی شده تقدیم کنیم. بدیهی است هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمی گیرد؛ بنابراین کسانی که دسترسی دارند شخصا از خانم پونه قدوسی نکات اصلی (بلکه نکته اصلی!) پیشرفت در این مسیر را بپرسند!
 
مدرک بگیرید

یکی از الزامات پیشرفت در مسیر امروزی شدن مدرک گرفتن به هر روشی و در هر رشته ای است. مهم نیست که در کدام دانشگاه درس می خوانید. همین که کلاسور را یه وری دستتان گرفتید و صبح به صبح زدید بیرون یعنی اولین گام های امروزی شدن را برداشته اید. به رشته دانشگاهی هم فکر نکنید. کاردان فنی تعمیر ماشین های حفاری، مترجمی زبان مالایی به سانسکریت، کارشناسی پرورش گراز وحشی خال‌دار آفریقایی و... همه گزینه های مناسبی هستند که شما می توانید با اتکا به آنها این گام اول را بردارید. هر وقت کم آوردید به دختر وسطی منیژه خانم، همسایه روبرویی خاله سوسن فکر کنید که ایکبیری به صورت مجازی داره آبیاری گیاهان دریایی می خونه اما به اندازه یه هیئت علمی افاده داره! آهان انگیزه گرفتید؟ پس به تحصیلتون ادامه بدید!
 در منزل کار نکنید

در منزل دست به سیاه و سفید نزنید. حتی اگر هیچ ظرف تمیزی برای غذا خوردن نمانده بود، تخم مرغ ها را کف دستتان نیمرو کنید اما ظرف نشویید. ببینم اصلا مگر شما قرار است غذا بپزید که به فکر ظرف تمیز هستید؟ تخم مرغ ها را خام خام بخورید اما حاضر نشوید که شخصیتتان پای اجاق گاز خرد شود و بسوزد. زنده باد خام خواری، زنده باد غار!
 
در بیرون کار بکنید

همانقدر که باید در خانه کار نکنید باید در بیرون از خانه کار کنید. باز هم حواستان باشد که مبادا سوال هایی مثل «کدام کار؟» مانع از پیشرفتتان بشود. مگر ندیدید همین چند وقت پیش کارواشی در تبریز افتتاح شد که تمام کارکنان آن زن بودند. چقدر با شکوه بود؛ چقدر عزتمندانه بود، چقدر شخصیت از سر و روی زن ها می بارید وقتی که راننده های مرد ایستاده بودند و کاگران زن کارواش جلوی آنها ماشینشان را می شستند!
پس شما هم فقط به این فکر کنید یک کاری بیرون از خانه برای خودتان جور کنید. راننده بولدوزر تو تونل مترو نشد، کارگری کارخانه سیمان بالای برج تقطیر! دیده بانی بالای دکل اکتشاف نفت در سی کیلومتری ساحل، وسط خلیج فارس نشد، ریخته گری کنار کوره ذوب. هیچ کدان از اینها نشد، منشی گری را که نگرفته اند. تا دلتان بخواهد شرکت خصوصی ریخته است. ضمنا با کار کردن در این شرکت ها چند تا گام را با هم بر می‌دارید!
 
آرایش کنید
خب شما بالاخره کار کنید که دوزار پول گیرتان می آید دیگر؛ بهترین راه برای خرج کردن آن خریدن لوازم آرایشی است. یک وقت به این حرف ها گوش ندهید که بعضی ها می گویند در خود کشورهای امروزی زنان سالمشان خیلی آرایش نمی کنندها! این ها همه اش حرف مفت است، برای تشویش اذهان شماست. اصلا خود عروس سلطنتی انگلیس هم که در عروسی به آن بزرگی آنقدر کم آرایش کرده بود سردسته تشویش کن هاست!
خلاصه تا جا دارد آرایش کنید. انقدر آرایش کنید که حتی دیگر خودتان هم خودتان را نشناسید و گزارش گم شدن خودتان را به پلیس بدهید! شنیده اید می گویند کلی از این لوازم آرایش از جنین های مرده درست شده یا چه می دانم تقلبی است و مشکل پوستی پیدا می کند. این هم حرف مفت است. این حرف ها را هم یک دکتری در آورده است که مثل آن عروس سلطنتی اهل تشویش کردن است. اصلا این دوتا قرار بوده با هم ازدواج کنند اما سر اینکه کدامشان بهتر تشویش می کنند دعوایشان شده و زده اند به تیپ هم. بعد هم دختره رفته با نوه ملکه انگلیس ازدواج کرده تا لج این بابا رو در بیاره. آره خواهر، جونم برات بگه که اصل قضیه اینه که دختره...!
 
ظواهر را حفظ کنید

یک زن پیشرفته باید اول ظاهرش پیشرفته باشد. مثلا باید آنقدر مانتوهایتان کوتاه باشد که در کمد لباس ها نتوانید بین آنها و پیرهن فرق قائل شوید. عرض شال سرتان نباید از دو بند انگشت تجاوز کند. قدتان بدون پوشیدن کفش پاشنه بلند باید نصف وقتی باشد که آن کفش ها را می پوشید! دماغتان را جوری عمل کنید و چنان قوس رو به بالایی به آن بدهید که تا دو روز بعد از بارندگی هنوز روی دماغتان آب باران جمع شده و مانده باشد! جوری گونه بکارید که انگار همیشه در حال بازی نگه داشتن آب در دهان هستید! از بطری آب معدنی غفلت نکنید. نمی دانید چه کلاسی دارد یک بطری 250 سی‌سی آب معدنی دستتان باشد. در خیابان بلند بلند با دوستتان حرف بزنید و بخندید. سه بسته آدامس را یکجا بجوید، به درد دهنتان اعتنا نکنید؛ به این فکر کنید که دارید پیشرفت می کنید.
خلاصه جوری رفتار کنید و عشوه بریزید که وقتی در اجتماع قدم می گذارید قبل از انسان بودن، زن بودنتان به چشم بیاید. آخه بخاطر فمینیسم دیگر توی روحیاتتان که از زنانگی چیزی نمانده لا اقل ظاهرتان به زن بیاید ! این جمله طلایی پیشرفت در مسیر امروزی شدن است. این دوبیت قدیمی را همیشه زمزمه کنید:

آنسان شدن چه آسون
بشین برو خراسون
ماده شدن چه مشکل
باید بشی تو خوشگل!

 

برگرفته  از مهرخانه



نظرات()   
   

خبر قتل مردی 37 ساله به نام کیوان در 17 تیر دو سال قبل به ماموران اداره آگاهی داده شد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد کیوان قربانی یک سرقت شده و تلفن همراه و عابر بانک و ساعتش به سرقت رفته‌است. در اولین گمانه‌زنی ماموران پرونده را به تصور اینکه کیوان به عنوان مسافر سوار بر ماشین شده تا به محل کارش برود و گرفتار چند سارق شده‌است، مورد بررسی قرار دادند اما تحقیقات بیشتر نشان داد مینا همسر کیوان از سال‌ها قبل با مردی به نام نیما رابطه دارد. بنابراین قتل باانگیزه رقابت عشقی مورد بررسی ماموران قرار گرفت.

قتل شوهر

فرضیه مطرح شده از سوی ماموران مینا را عامل اصلی این جنایت معرفی می‌کرد و با بررسی بیشتر روابط این زن، او بازداشت شد و اعتراف کرد با همدستی نیما دو آدمکش اجیر کرد تا شوهرش را بکشد. از طریق دو متهم بازداشت شده عاملان اصلی قتل که مهدی و احمد نام دارند شناسایی و دستگیر شدند. آنها به قتل اعتراف کردند و گفتند در قبال دریافت پول حاضر شدند این قتل را انجام دهند. پرونده با توجه به مدارک موجود و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

چهار متهم روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از خود دفاع کردند و در ابتدای جلسه محاکمه، کاکولی نماینده دادستان با توجه به مدارک موجود در پرونده و اقاریر صریح متهمان برای احمد و مهدی به اتهام مشارکت در قتل و مینا و نیما به اتهام معاونت در قتل درخواست صدور حکم قانونی کرد. در ادامه اولیای‌دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهمان درخواست صدور حکم قصاص کردند.

سپس به دستور قاضی تنها دختر مقتول در جایگاه حاضر شد تا در مورد رابطه پدر و مادرش صحبت کند. او گفت: نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی بین پدر و مادرم می‌افتاد چون آنها هیچ وقت در مورد مشکلاتشان با من صحبت نمی‌کردند اما بارها شاهد کتک‌کاری آنها بودم. چند روز قبل از حادثه هم پدرم، مادرم را کتک زد. بیشتر اوقات این درگیری‌ها در اتاقشان اتفاق می‌افتاد اما هیچ‌کدام در مورد اینکه از هم جدا شوند چیزی نمی‌گفتند. دختر نوجوان ادامه داد: من در جریان رابطه مادرم با نیما نبودم، البته می‌دانستم با کسی صحبت می‌کند و برای او هدیه می‌فرستد اما نمی‌دانستم این فرد کیست.

من خودم هم با پدرم اختلافاتی داشتم اما بیشتر اختلاف سلیقه بود و ما مشکل خاصی باهم نداشتیم تا اینکه باخبر شدم پدرم کشته شده‌است و حالا هم درخواست صدور حکم قصاص برای عاملان قتل را دارم. در ادامه احمد در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهامم را قبول دارم، من و مهدی هر دو معتاد بودیم، هشت ماه قبل از حادثه بود که مهدی به من پیشنهاد قتل را داد و گفت مساله ناموسی است، بیا کار را تمام کنیم و پول، طلا و ماشین بگیریم، من هم قبول کردم.

چند بار نقشه برای قتل عوض شد تا اینکه روز حادثه کیوان را به عنوان مسافر سوار کردیم، من روی صندلی عقب نشسته‌بودم و کیوان در صندلی جلو. طناب را از پشت دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. قوی هیکل بود زورم به او نمی‌رسید، مهدی ترمز کرد و یکسر طناب را کشید، ما هر دو با هم طناب را کشیدیم و او کشته شد.

احمد گفت از کرده‌اش پشیمان است و ادامه داد: اگر مینا نبود ما هرگز دست به این قتل نمی‌زدیم. او بود که ما را به این کار تحریک کرد. سپس مهدی متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او اتهامش را رد کرد و گفت: زمانی طناب را کشیدم که مقتول مرده بود. متهم گفت: چند سال قبل از حادثه بود که با مینا آشنا شدم، من در یک پیک‌موتوری کار می‌کردم و او گاهی برای نیما با پیک غذا یا هدیه می‌فرستاد.

شماره‌ام را به او دادم تا بعد از این با خودم تماس بگیرد و به پیک خبر ندهد تا سود بیشتری ببرم. نیما موبایل فروش بود و کم‌کم با این مرد هم آشنا شدم. بعد از مدتی رابطه من با مینا قطع و تلفنم هم عوض شد. تا اینکه مینا دوباره با من تماس گرفت و متوجه شدم شماره‌ام را نیما به او داده‌است. من اصلا نمی‌دانستم مینا شوهر دارد. او گفت مردی مزاحمش می‌شود. پول خوبی برای قتل پیشنهاد داد و من هم قبول کردم. یک‌سالی طول کشید تا نقشه را اجرا کنیم. مینا به من ‌گفت نقشه را چطور اجرا کنیم.

اول گفت او را با چاقو بزنید و بعد هم گفت در خانه برادرش بکشیدش، بعد هم که قرار شد وارد خانه‌اش شویم که هیچ کدام از این نقشه‌ها عملی نشد تا نقشه آخر که قرار شد به صورت مسافر او را سوار ماشین کنیم، البته من اصلا نمی‌خواستم کیوان را بکشم. در لحظه آخر چون احمد زورش نرسید، یکطرف طناب را گرفتم و کشیدم.

در آن زمان کیوان مرده‌بود. مینا نیز اتهام معاونت در قتل را قبول کرد و گفت: 15 ساله بودم که ازدواج کردم، از دوسال بعد از آن در حالی‌که دختر داشتم متوجه شدم کیوان مردی نیست که می‌خواستم.
25 ساله بودم که با نیما آشنا شدم. او از آشنایان پدرم بود و به خانه ویرفت و آمد داشتم. نیما خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد، البته قبل از 25 سالگی هم نیما را می‌شناختم اما رابطه‌ام با او از آن موقع شروع شد.
در ادامه نیما در جایگاه حاضر شد و در برابر اتهام معاونت در قتل از خود دفاع کرد. در پایان هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

 

میلاد حمیدی:

روابط نامشروع و هوسبازی در بین زنان امروزی بسیار شایع شده است. برخلاف تحلیل های فمینیستی سایت های زنان و فعالین حقوق زن، محدودیت برای زنان عامل این اوباشگری نیست!

بلکه حقوق بیش از حد و عدم پایبندی به زندگی که نتیجه فعالیت سایت های فمینیستی و فعالین حقوق زنان و همکاری و همگامی رسانه ها و دستگاه ها با آنهاست که عامل این هرزگی هاست!


 


نظرات()   
   

صادق كیوانفر امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: در پی قتل فردی در شهرستان خمین و اطلاع مردمی به مركز فوریت‌های پلیسی 110 بلافاصله ماموران انتظامی و پلیس آگاهی در محل حاضر شدند. وی اظهار داشت: در ابتدا پرونده مقدماتی تحویل پلیس آگاهی این شهر شد و تحقیقات گسترده‌ای پیرامون آن از سوی ماموران آغاز شد. فرمانده انتظامی شهرستان خمین ادامه داد: با توجه به بررسی ماموران در صحنه‌ قتل (منزل مقتول) نخستین مظنون این پرونده یعنی همسر او مورد بازجویی و تحقیقات ماموران قرار گرفت. كیوانفر با بیان اینكه كه ابتدا همسر مقتول كاملا خود را بی‌اطلاع از قضیه می‌دانست گفت: در نهایت بعد از چندین ساعت بازجویی و استفاده از شگرد‌های خاص پلیسی، متهم لب به سخن گشود و بیان داشت: به علت مشكلات و اختلاف خانوادگی با شوهرم با شخصی ارتباط دوستی برقرار و با همدستی او تصمیم به قتل همسرم گرفتیم. وی گفت: با اعتراف متهم سریعا اكیپی از كارآگاهان تشكیل و همدست متهم كه جوان 20 ساله‌ای است شناسایی و دستگیر شد و پس از بازجوئی‌، نامبرده اعتراف كرد كه با اتفاق همسر مقتول اقدام به قتل همسر وی كرده است. وی افزود: متهمان با تشكیل پرونده تحویل مقامات قضایی شدند. شایان ذكر است مقتول 26 سال داشته كه به وسیله همسر 22 ساله و همدستش جوان 20 ساله با ضربات چوب به قتل رسیده است.

قتل شوهر بوسیله زن خیانت کار

 

میلاد حمیدی:

شاهد هستیم قانون همچنان زنان را مظلوم و عصوم فرض میکند!

اگر برای مجازات و کنترل این زنان قوانین قوی ای وجود داشته باشد و مرد بتواند با حمایت قانون نقش واقعی خود را در اداره کردن زن ایفا کند، هرگز شاهد این ماجراها و تراژدی های زنانه نخواهیم بود. 

 

به نقل از خبرگزرای فارس 18 بهمن 1391


نظرات()   
   

رابطه پنهانیرابطه پنهانی و غیر اخلاقی منجر به قتل شوهر شد

به گزارش خبرنگار روزنامه جوان ، شامگاه چهارم مهرماه سال گذشته مأموران پلیس پاكدشت از كشف جسد مرد جوانی داخل یك وانت پیكان در حاشیه شهر با خبر شدند. بررسی‌ها نشان داد، راننده وانت در حالی كه پشت فرمان نشسته بود بر اثر اصابت یك ضربه چاقو به گردنش فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بررسی‌های بیشتر نشان داد جسد متعلق به مردی به نام نایب است. همسر او- شیوا- بعد از شناسایی جسد شوهرش گفت: نایب میوه فروش بود و با وانت در اطراف شهر میوه‌فروشی می‌كرد. عصر روز حادثه از خانه بیرون رفت و تا هنگام كشف جسد از او خبری نداشتم.
در شاخه دیگری از تجسس‌های جنایی، شماره تلفن‌همراه همسر مقتول ردیابی شد تا اینكه مأموران به پیامك‌های عاشقانه كه از سوی پسر جوانی به نام همت برایش ارسال شده بود، مظنون شدند. بنابراین شیوا برای دومین بار مورد بازجویی قرار گرفت. او به مأموران گفت: مدتی قبل با همت آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدتی با هم رابطه پنهانی داشتیم. مدتی كه گذشت، همت از من خواست شوهرم را به قتل برسانیم و بعد با هم ازدواج كنیم. شب حادثه بعد از اینكه شوهرم با وانت از خانه خارج شد، همت در مسیر به بهانه‌ای سوار ماشین او شد و شوهرم را به قتل رساند.
بعد از اقرار‌های شیوا، مأموران همت را دستگیر كردند. او در اولین بازجویی‌ها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: بعد از اینكه با شیوا آشنا شدم به او علاقه پیدا كردم. ما چند بار با هم رابطه داشتیم و برای رسیدن به او تصمیم به قتل شوهرش گرفتم تا اینكه شب حادثه مطابق نقشه او را به قتل رساندم. بعد از انجام تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه شریفی، نماینده دادستان تهران گفت: برای همت به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و برای شیوا به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع درخواست مجازات قانونی دارم.
بعد از اینكه اولیای دم خواسته خودشان را قصاص عنوان كردند، قاضی محمدسلطان همت یار متهم را به جایگاه دعوت كرد. همت گفت: من اتهام‌های خودم را قبول ندارم. اما قبول دارم كه شیوا را می‌شناختم و بعد از اینكه شماره تلفن همراهش را به دست آوردم با او رابطه تلفنی داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم. متهم ادامه داد: من در اولین بازجویی‌ها تحت فشار پلیس اقرار به قتل كردم به طوری كه پایم مجروح شد. قاضی همت یار گفت: شما به كمیسیون ویژه پزشكی قانونی معرفی شده‌اید. پزشكان بعد از معاینه شما اعلام كرده‌اند كه درد پایتان به خاطر بیماری می‌باشد و ضربه‌ای به آن وارد نشده است.
متهم در توضیح شب حادثه گفت: آن شب من داشتم از محل عبور می‌كردم. دیدم كه وانت پیكانی به طور مرموزی كنار جاده پارك شده است. وقتی به آن نزدیك شدم دیدم راننده كنار ماشین افتاده و زخمی شده است. با زحمت او را سوار ماشینش كردم و خودم پشت فرمان نشستم تا او را به بیمارستان ببرم. هرچه تلاش كردم، ماشین او روشن نشد و حال وی هم بدتر شد. به خاطر همین ترسیدم و فرار كردم.
قاضی سؤال كرد: بعد از اینكه شما را بازداشت كردند جراحتی روی دست شما كشف شده كه نشان می‌دهد هنگام درگیری روی داده است. متهم گفت: من هنگام كار كردن دستم زخم شده بود. قاضی سؤال كرد: اگر مرتكب قتل نشدی چرا صحنه جرم را بازسازی كردی؟ متهم جواب داد: قبول دارم كه در صحنه بازسازی به قتل اقرار كرده‌ام. آنجا گفتم كه با چاقو یك ضربه به مقتول زدم اما حالا حرف خودم را پس می‌گیرم. در ادامه قاضی شیوا را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع با همت را انكار كرد. شیوا گفت من قبول دارم كه با همت به صورت تلفنی رابطه داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم اما برای قتل شوهرم توطئه نچیدم.
قاضی همت یار بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وكلای آنها، ختم جلسه را اعلام كرد و با اعضای دادگاه- رستمی، قاسمی، عرب و قادری- وارد شور شد.

 

منبع: روزنامه جوان پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic