کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب میلاد حمیدی

امروزه گروه های فمینیستی که معلوم نیست از چه دستگاه ها و قدرت هایی و با کدامین اهداف و برنامه ها حمایت مالی می شوند، از قالب فعالیت زیر زمینی خارج شده اند. این گروه ها علاوه بر بکارگیری رسانه های مختلف نوشتاری، اینترنتی و محصولات چند رسانه ای برای نشر و ترویج افکار زن سالارانه و ضد بنیان خانواده، تقریبا در تمامی سیاست های فرهنگی و سیاسی کشور نیز رسوخ کرده اند.

فعالان فمینیست ایرانی که چاره ای ندارند تا نگرش خود را در لوای دین و عرف جامعه پنهان کنند همواره از کمبودهای تئوری جبهه اصولگرا سوء استفاده کرده اند. نمونه ی تازه آنرا می توان در پروژه «برابری دیه مرد و زن» دید که با جلوداری بانوان اصولگرا و محجبه به سرانجام رسید(1). و جالبتر این است که این پروژه برابر سازی مرد و زن که یکی از آرزوهای جنبش های فمینیستی بود نیز با موافقت و عدم واکنش روحانیت مواجه شد و به تصویب رسید. این در حالی است که به استناد دلایل مطروحه در مقاله یک پژوهشگر، این طرح خلاف دین اسلام به استناد آیات قرآن و روایات است(2).

در کنار این مقوله، یکی از موضوعات جدیدی که اخیرا مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است، بالا رفتن آمار شوهر کشی است. فعالین فمینستی که همیشه زن را مظلوم و مرد را جنسیتی خشن، متجاوز و بی رحم نشان داده اند و با این شعار توانسته اند گام به گام کرسی های مختلف را از مردان بگیرند و مردان را با شعار حقوق زنان از بسیاری از حقوق سابقشان محروم کنند با تغییر رویکری جالب، به رشد آمار شوهر کشی واکنش نشان داده اند.

به عنوان مثال، یک سایت خبری با رویکردی متفاوت به این مقوله پرداخته است و با انتخاب تیتر «زنان شوهرشان را می کشند به این علت که نادان یا ناتوان هستند» بجای آنکه زنان را مجرم گناه قتل معرفی کند، اتهام را روانه شوهرها نموده است و با انتخاب جهت دار تیتر گزارش خود، به توجیه شوهرکشی زنان پرداخته است(3).

پوشش سایت های خبری برای فمینیست ها در توجیه شوهر کشی

نویسنده گزارش در گفتگو با فروزنده صالحی از قول وی نوشته است: "جامعه ایران، مردسالار است و از منظر جامعه‌پذیری جنسیتی می بینیم که دو جنس را به گونه‌ای متفاوت تربیت می‌کند... زنان شوهرانشان را می‌کشند به این دلیل که ناتوان یا نادان هستند و تنها کاری که برای رهایی از آزار شوهرانشان به ذهنشان می‌رسد همین است در حالی که اگر زنان توانمند و آگاه باشند و حمایت‌های قانونی از آنها وجود داشته باشد به دنبال راه‌حل‌های منطقی می‌روند و به سراغ این روش نمی‌روند... برای زنان و مردان الگوهای رفتاری متضادی در حوزه جنسی ساخته می‌شود. مسائل جنسی برای زن در حکم تابو هستند و نباید از آنها عبور کنند در حالی که برای مردان چنین نیست. زن‌های ایرانی زندگی جنسی مناسبی ندارند و بسیاری از طلاق‌هایی که صورت می‌گیرد به این دلیل است".

اما همانطور که در متن گزارش آمده است به نظر می رسد وی رویکردی فمینیستی به موضوع خانواده دارد و بدون در نظر گرفتن خصوصیات خاص هر جنسیت، خواهان یکسان شدن نوع تربیت برای دو جنس است و علت اصلی طلاق ها را عدم حمایت قانونی و توانمند نبودن آنها می داند.

در رد این ادعا به موارد زیر اشاره می کنیم:
1. بررسی پرونده های شوهرکشی نشان می دهد که عدم توانمندی زنان شاید برای خانواده های سنتی و قدیمی قابل قبول باشد ولی تنها علت شوهرکشی ها به حساب نیامده و در موارد و نمونه های متعدد و برای خانواده های جوان و مدرن، شوهرکشی ها با خیانت زنان و استخدام آدم کش توسط زنان رخ می دهد. در بسیاری از حوادث شوهرکشی، مشاهده می شود که زن ها صرفا به این خاطر که از همسرشان دل زده شده اند و هوس مرد جدیدی کرده اند با هماهنگی همان مرد جدید، اقدام به قتل شوهرشان می نمایند(4). پس صرفا نمی توان علت اصلی شوهر کشی ها را با «مظلوم نمایی زنان» توجیه کرد و همین رویکرد نیز فمینیستی است.

2. این استاد دانشگاه و جامعه شناس در بخشی از سخنان خود به تابو بودن مسئله جنسی برای زنان اشاره نموده است و از اینکه زنان نیز همچون مردان چنین وضعیتی ندارند گلایه نموده است. حال سوالی که ایجاد می شود که منظور این خانم جامعه شناس از «مردان»، کدام قشر جامعه است؟ آیا منظور ایشان اراذل و اوباش و دخترباز ها و بی ناموس هایی هستند که هر از گاهی با یک فاحشه، ارتباط جنسی برقرار می کنند؟ اگر منظور خانم دکتر از «مردان»، چنین شخصیت های پست و فرومایه ای است که باید این اظهار نظر را توهین به اکثریت مردان ایرانی دانست و از اینکه خواهان چنین آزادی بی بند و باری برای زنان است نیز برای ایشان افسوس خورد. ولی اگر منظور حقوق اولیه مرد مسلمان در شرع اسلام و قوانین کشور است که مقوله ای دیگر است و به دین اسلام و تفاوت های ذاتی و جنسی مرد و زن برمی گردد. از کجا معلوم، با فوران دختران و زن های بزک کرده در خیابان های شهر و سخت گیرانه شدن قوانین ازدواج و افزایش روز افزون حقوق زنان(که دستاورد همین رویکردهای فمینیستی است) مسئله جنسی برای مردان تابوتر از زنان نباشد؟ تحقیقات علمی نیز نشان می دهد که نیاز جنسی در مردان زودتر از دختران بروز می کند( از سن 18 سالگی در مردان و 27 سالگی در زنان، میل جنسی به اوج می رسد)(5). و البته باید پرسید که هدف خانم فروزنده صالحی از ایراد چنین حرفهایی چیست؟ آیا ایشان انتظار دارند روزی فرا رسد که دختران در پیاده رو بایستند و به پسران تیکه و متلک جنسی بیاندازند و هر ازگاهی با هر کسی دوست داشتند ارتباط جنسی داشته باشند؟ که صد البته این خلاف عفت عمومی و پاکدامنی زن ایرانی است. شاید هم منظور ایشان این است که زن مسلمان، بتواند براحتی ازدواج کند و شوهری برای خود دست و پا کند (که البته در این گفتگو، رویکرد خانواده مدار دیده نمی شود) که چنین چیزی نکوهیده نیست و اصولا امروزه بسیاری از دختران در محیط های مختلط، خودشان پیشگام انتخاب شوهر می شوند. پس منظور این فعال حقوق زنان چه بوده است؟

4. مسئله دیگری که وی مطرح نموده است، آمار بالای طلاق است. بنا به گزارشات رسمی، کارشناسان بین 60 تا 90 درصد درخواست طلاق های ارائه شده در دادگاه ها را از جانب زنان می دانند(6). این موضوع نشان می دهد که زنان ایرانی آنطور که ایشان گفته اند خام و بی سواد نیستند و به تق و توقی که در خانه می افتد راهی دادگاه ها می شوند و درخواست طلاق می دهند و با اهرم مهریه، شوهر بدبخت را به روز سیاه می نشانند. در توانمند و هوشمندی زنان همین بس که حدود 70% دانشگاه های مختلط را دختران تصاحب نموده اند و وزارت علوم در نظر دارد دانشگاه های بیشتری برای دختران بسازد! همچنین در حالی که در جامعه اسلامی باید مردان جامعه پیشگام فعالیت اقتصادی باشند (7) تا بتوانند تشکیل خانواده دهند و متقبل هزینه های آن باشند در کشور ما 2 میلیون و 300 هزار پسر تحصیل کرده بیکار وجود دارد ولی در عوض 970 هزار دختر بیکار دارد! (8) یعنی تعداد بیکاران پسر به مراتب بیشتر از زنان است! پس مانعی برای حضور زنان در جامعه نیست و امروز این پسران و مردان جامعه هستند که در مهجوریت قرار گرفته اند(9) و به دلیل حضور افسار گسیخته دختران و زنان در بیرون خانه، فرصت تحصیل، کار و بالاخره ازدواج با زوج متناسب با خود را از دست داده اند.

5. مسئله دیگری که ایشان مطرح کرده است مرد سالار بودن جامعه ایرانی است که شواهد نشان می دهد که این حرف نیز مثل دیگر سخنان این بانوی عزیز، فمینیستی باشد. من لازم می دانم به این موضوع در مطلبی جدا بپردازم ولی در همین حد اکتفا می کنم که به عقیده بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی، جامعه امروز ایرانی، نه مرد سالار است و نه زن سالار. اگرچه شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد، جامعه ایرانی به سمت زن سالاری حرکت می کند ولی آنچه مورد تایید است این است که جامعه ما در حال گذار است(10). یعنی به سمت جامعه ای حرکت می کند که معلوم نیست آینده اش چه می شود! پس نمی توان گفت جامعه ایرانی مرد سالار است.

همچنین سایت مهرخانه از سایت های فعال در حوزه زنان، با انتخاب تیتر «شوهر کشی، مردان را به وحشت انداخت» (11) عملا به جنگ مرد و زن دامن می زند. جالب اینجاست وقتی اصل خبر ار مطالعه می نماییم متوجه می شویم اصلا این خبر برای ایران نیست و مربوط به یک کشور دورافتاده است. ولی به هر حال، اینگونه تیتر زنی، عقده های روانی دست اندرکاران چنین سایت هایی را رو می کند که آرزو دارند که مردها تحقیر شوند و بجای تقویت روحیه همدلی و یکدلی بین زنان و مردان، به گونه ای قدرت نمایی زنان را به مردان بنمایند که همین بیانگر فمینیستی بودن چنین طرز تفکراتی است.

 

تفکرات فمینیستی در قتل شوهران

 

یا در خبر دیگری با عنوان «زن قاتل: برای رسیدن به حسین راهی به‌جز کشتن شوهرم نداشتم» (12) که یک سایت خبری آن را منتشر نموده است. در این تیتر هم به جای آنکه شاهد محکوم شدن قاتل و طرد عمل منفور و زشت قتل باشیم با تیتری عاشقانه مواجه هستیم! حالا حسین در این خبر کیست؟ شخصیت کثیفی که به زن غریبه کمک کرده تا شوهرش را به قتل برساند!

 

بی تفاوتی فمنیسم در قتل مردان

به نظر می رسد نخبگان و اندیشمندان جامعه که باید پیشگام در ارائه راه حل های صحیح و کامل باشند خود بازیچه فمینیسم و اهداف کلان فراماسونری جهانی شده اند تا بدون توجه به بنیان خانواده و با ایجاد جنگ بین مرد و زن، جامعه را به ابتذال و فروپاشی اخلاقی و خانوادگی سوق دهند که یکی از دستاورد های آن افزایش آمار حوادث شوهرکشی در خانواده های سنتی است.

علت عمده شوهر کشی و همسرکشی ها دوری از سبک زندگی دینی در جامعه ایرانی است که با دامن زدن به سبک زندگی مدرن شکل گرفته است. بر این اساس است که بسیاری از سوئ ظن ها و درگیری های زوجین به اوج می رسد و به جنایت می انجامد.(13).

امروزه ساختار فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جامعه به سمتی حرکت می کند که دیگر پذیرای مدل سنتی خانواده نیست. علارغم تاکید رهبر انقلاب که بر مرد بودن مرد و زن بودن زن تاکید نموده اند(14)، در جامعه، محیط کار و مدرسه و دانشگاه، فرقی بین زن و مرد دیده نمی شود و آنچه در واقع دیده می شود اصول و مبانی فمینیسم است.

برای حل بحران مسائل خانواده لازم است رویکرد کلی کشور نسبت به زنان اصلاح شود و بجای شعار قرار دادن «حضور همپای مردان در همه عرصه ها»، «همسرانی مهربان برای مردان و مادرانی دلسوز برای فرزندان» را سرلوجه برنامه های ویژه زنان قرار داده شود و سپس با توجه ویژه به جنس مذکر، به دنبال تربیت و شکوه مردانی عالم، با اخلاق و مسئولیت پذیر باشیم. لااقل انتظار می رود اگر کلامی در حقوق زنان گفته می شود در کنارش از حقوق مردان نیز سخن به میان آید چه اینکه با وجود بحران اشتغال و موانع پیشرفت پسران جامعه(همچون قانون سربازی اجباری)، امروز به مراتب نیازمند توجه بیشتری به مردان جوان، نسبت به جنس زن احساس می شود. در واقع نیز به عینه دیده می شود که عمدتا پسرها پس از اشتغال، دغدغه ازدواج و تشکیل خانواده دارند ولی دخترخانم ها مستقل بودن و آقا بالاسر نداشتن را در ذهن می پرورانند!

برگرفته از : مهندس هاشمی (دفتر مشق روزهای زندگی)

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آمار قتل زوجین توسط یکدیگر به منابع مراجعه نمایید(15).

منابع:
1. مریم بهروزی دبیر کل جامعه زینب که می توان او را اولین زن اصولگرای مدافع برابری دیه زن و مرد دانست چندی پیش در دیدار با آیت ا... هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشحیص مصلحت نظام خواسته خویش و جمعی از زنان احزاب اصولگرا را مبنی بر برابری دیه زن و مرد مطرح کرده بود او اینک با خشنودی و سپاس از اظهارات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر «برخی مسائلی که در فقه باب احکام زنان وجود دارد سخن آخر نیست» سخن می گوید و معتقد است که اظهارات ایشان می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. بهروزی سخنان رهبری را باعث باز شدن راههای بسته می داند و می گوید: این حرف میدان جدیدی را برای اظهار نظر فقهی، اجتهادی و پویایی در فقه باز می کند.
http://www.iranzanan.ir/news/cat_10/000030.php?q=print
2.
حمیدی میلاد، الف، برابری دیه مرد و زن، طرح فمینیست های چادری و خلاف نص صریح قرآن
http://alef.ir/vdcgx39qyak9ut4.rpra.html?176429
3.
زنان شوهرشان را می کشند به این علت که نادان یا ناتوان هستند
http://www.khabaronline.ir/detail/267893
4.
http://www.khabaronline.ir/Detail/198176
زن قاتل: برای رسیدن به حسین راهی به‌جز کشتن شوهرم نداشتم
http://www.khabaronline.ir/detail/184333/
مرد شیرموز خورد، زن او را کشت
http://isna.ir/fa/news/91092112295/زنی-شوهرش-را-با-شال-خفه-کرد
زنی شوهرش را با شال خفه کرد
5.
http://www.parsine.com/fa/news/62143/تفاوت-های-زن-و-مرد-در-رابطه-جنسی
تفاوت های زن و مرد در رابطه جنسی
http://www.mardoman.net/family/menwslib/
میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان
6.
http://negar.charchoob.com/?p=4124
۸۰% درخواست طلاق ها از طرف خانم هاست
http://www.aftabnews.ir/vdcfx0dy1w6de1a.igiw.html
90 درصد دادخواست‌های طلاق از سوی زنان
7.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ﴿النساء: ٣٤﴾
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند.
8.
http://negar.charchoob.com/?p=4090
بحران اشتغال تحصیل کرده ها در ایران: تعداد مردان بیکار دو برابر زنان!
9.
زنان در ایران به اندازه ای در پست های شغلی فعال هستند که باید برای مردان فکری کرد
http://www.pnu.charchoob.com/index.php/1389-05-12-16-06-45/3371-1391-11-05-18-30-40.html
10.
خانواده ایرانی درمعرض تحول و گذار است یا فروپاشی و زوال؟
http://negar.charchoob.com/?p=3730
11.
http://mehrkhane.com/fa/news/5151/پدیده-شوهرکشی-مردان-را-به-وحشت-انداخت
پدیده «شوهرکشی» مردان را به وحشت انداخت
12.
http://www.khabaronline.ir/Detail/198176
13.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003117288
همسرکشی؛ علل و عوامل وقوع آن
14.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252
15.
http://www.khabaronline.ir/detail/224952/society/events
پلیس آگاهی ناجا اعلام کرد: زن کشی در صدر آمار جنایت ها/ جدول

http://vista.ir/article/329522


نظرات()   
   

به گزارش «جام جم»، اوایل آذرماه زنی با مركز فوریت های پلیسی 110 كرج تماس گرفت و خبر داد كه 2 سارق نقاب پوش به خانه اش حمله كرده و شوهرش را كشته اند.

ماموران با عزیمت به محل حادثه كه باغی در محمدشهر بود، با جسد مردی افغان روبه رو شدند كه در اتاقك سرایداری افتاده بود. با هماهنگی قضایی، جسد جوان افغان به پزشكی قانونی منتقل و با تشكیل پرونده ای در این ارتباط، تحقیق از زن مقتول آغاز شد.

سارقان نقاب پوش، عاملان جنایت هستند

زن جوان به پلیس گفت:  من با خانواده  برادرشوهرم به مهمانی رفته بودم. شب وقتی به خانه برگشتم، 2 مرد نقاب پوش به سمتم حمله ور شدند و پس از كتك زدن، مرا به اتاقك سرایداری منتقل كردند كه جسد شوهرم نیز آنجا بود.مردان نقاب پوش پس از سرقت طلاها و بستن دست و پایم، متواری شدند. به سختی طناب ها را باز كرده و نجات یافتم. ماموران با اطلاعات به دست آمده از زن جوان، تحقیقات برای دستگیری سارقان نقاب پوش ـ عاملان جنایت ـ را آغاز كردند.

اختلاف زن جوان با مقتول راز گشود

در ادامه ماموران متوجه شدند مقتول و همسرش با هم اختلاف داشته اند. بنابر این به همسر مقتول ظنین شدند و دوباره از او بازجویی كردند تا عاقبت زن جوان اعتراف كرد كه مردی به نام بشیر شوهرش را كشته است.

زن متهم به پلیس گفت:  من با شوهرم اختلاف داشتم. چندی پیش در خانه خواهرم بودم كه برادر شوهرش متوجه اختلاف های من و شوهرم شد و پیشنهاد ارتباط پنهانی به من داد.متهم اضافه كرد: به این ترتیب ارتباط پنهانی مان شروع شد. قصد ازدواج با هم را داشتیم ولی شوهرم سد راهمان بود. بنابراین نقشه قتل او را طراحی و عملی كردیم.

وی افزود: شب حادثه من به منزل یكی از اقوام رفتم و بشیر در غیابم وارد خانه شد. متهم اضافه كرد: شب وقتی به خانه برگشتم، بشیر شوهرم را كشته بود. طلاهایم را در اختیارش قرار دادم تا فرار كند و قرار شد چند روز دیگر به او ملحق شوم. درپی اعتراف زن جوان، عامل جنایت تحت تعقیب قرار گرفت و یك هفته بعد از حادثه دستگیر شد.

متهم به قتل در بازجویی پلیسی اعتراف كرد به خاطر رابطه پنهانی با زن جوان، شوهر او را با ضربات چاقو و چوبدستی كشته است. با اعتراف متهمان، قرار قانونی برایشان صادر و هردو روانه زندان شدند.

پرونده زن خیانتكار و عامل جنایت  با صدور كیفرخواست به دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد تا آنها بزودی محاكمه شوند.

میلاد حمیدی:

رسانه ملی مدعی است که حقایق زندگی و جامعه را به تصویر می کشد!

رسانه ملی از همین توجیه برای سرپوش گذاشتن بر محصولات و تولیدات مخربش استفاده می کند!

جالب اینجاست که همه چیز در این رسانه بر مظلوم نمایی زنان به شیوه فمینیستی و خائن نشان دادن مردان استوار است!

آیا واقعیت این است؟

چقدر اعمال مجرمانه علیه مردان؟ چقدر خشونت علیه مردان؟!!!

آیا اینها واقعیت های اجتماع نیست؟

چرا کسی نمی بیند؟

پس چرا رسانه ملی اینها را به تصویر نمی کشد؟

چرا همچنان همه زنان را مظلوم و معصوم می دانند؟

حتی خود مردان هم بخاطر این جو سازی ها باور نمی کنند که زنان هم می توانند خائن و ظالم باشند!

این را باید قانون گذاران بدانند تا قدری هم به وضعیت مردان فکر کنند و دیدشان باز تر شود!

اما دریغا...


 


نظرات()   
   

شنبه- موج اول
آقای مربوطه اصرار دارد که در این بیست سال زندگی مشترک حق ما را خورده است!
می گویم: نخورده اید!
می گوید: خورده ام! اصلا شما می دانید فمنیست یعنی چه؟!
می گویم: خوردنی است؟!
می گوید: دیدید که نمی دانید خانم! در ثانی مگر نشنیده اید که شاعر می فرماید
«زن بود شعر خدا مرد بُود نثر
مرد نثری سره و زن غزلی تر باشد»(1)
می گویم: آقا! زبانتان را گاز بگیرید!
می گوید: انقدر آقا آقا نکنید، مردم می شنوند!
می گویم: بشنوند!

 می گوید: خوبیت ندارد خانم! شما سرور ما هستید.

می گویم: هر چه شما امر کنید!

یک شنبه- شما اطلاعاتتان کم است!
می گوید: خانم شما این شعر را شنیده اید؟!
 می گویم: کدام شعر آقا؟! مگر بچه ها فرصت شعر خوانی برایمان می گذارند.
می گوید:
«خیز از جا پی آزادی خویش/خواهر من زچه رو خاموشی
خیز از جای که باید زین پس/خون مردان ستمگر نوشی»(2)
 می گویم: خون مردان ستمگر؟! دیگر چیز قحط است آقا؟
می گوید: نه خیر! شما اطلاعاتتان کم است!
می گویم: هر چه شما امر کنید!

دوشنبه-موج دوم
آقای مربوطه قبل از رفتن به سر کار لباس ها را شسته، خانه را مرتب و غذا را هم آماده کرده است.
می گویم: پس فمنیست یعنی این؟!
می گوید: تازه کجایش را دیده اید!
می گویم: عجب چیز خوبی است! پس آقا قبل از رفتن صبحانه بچه ها را هم بدهید.
می گوید: هر چه شما امر کنید!

سه شنبه-تا این وقت شب کجا بودید؟!
می گوید: خانم! تا این وقت شب کجا بودید؟!
می گویم: «کن طلب حق خود ای خواهر من/ از کسانی که ضعیفت خوانند
از کسانی که به صد حیله و فن/گوشه خانه ترا بنشانند»(3)
می گوید: صحیح! اما دیر وقت است ها.
می گویم: شما که کوتاه فکر نبودید، در ثانی شام چه داریم آقا؟!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

چهارشنبه-موج سوم
می گوید: خانم! بعد از یک عمر زندگی مشترک اتاق تان را از ما جدا کرده اید؟!
می گویم:
«تا به کی در حرم شهوت مرد/ مایه عشرت و لذت بودن
تا به کی هم چو کنیزی بدبخت/ سر مغرور به پایش سودن»(4)
می گوید: صحیح! اما آن سند ازدواج چه می شود؟!
می گویم: آن مربوط به بیست سال پیش است!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

پنج شنبه-دادگاه خانواده
می گویم:
«باید این ناله خشم آلودت/ بی گمان نعره فریاد شود
باید این بند گران پاره کنی/ تا ترا زندگی آزاد شود»(5)
می گوید: صحیح! اما هنوز دیر نشده ها! از خر شیطان پایین بیایید، لااقل به فکر بچه های طفل معصوم باشید.
می گویم: نه خیر! تازه از خر شیطان پایین آمده ام، اصلا شما در این بیست سال حق مرا خورده اید!
می گوید: «خود کرده را تدبیر نیست»
می گویم: پس امضا کنید آقای خود کرده!
می گوید: هر چه شما امر کنید!

جمعه-«خانه سیاه است! »
می گویم:
«فاتح شدم. خود را به ثبت رساندم»(6)
دیگر کسی نیست که چیزی بگوید،«خانه سیاه است! »

منابع:
1.ملک الشعرای بهار
2و3و4و5.ابیاتی از قطعه ای منسوب به فروغ فرخ زاد در دایرﺓ المعارف قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ دفتر سوم تالیف غلامرضا انصاف پور صفحه 258
6.فروغ فرخ زاد

به نقل از مهرخانه


نظرات()   
   
چهارشنبه 4 بهمن 1391  17:17
نوع مطلب: (درد دلهای مردانه ،) توسط: میلاد حمیدی

این درد دل من است که در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان می نویسم.

اسمش را می گذارم درد دل های یک مرد.خسته شدم. واقعا خسته شدم.

خیلی حرفها برای گفتن داشتم و خیلی ایده ها! اما مشکلات زیاد است و نگرانی بسیار! انگار آب را با هاون می کوبم! هر چه می گوییم گوش کسی بدهکار نیست!

نه حاکمیت و نه بشر دوستان هیچکس صدای ما را نمی شنود! انگار همه مثل سی دی هایی از یک نوار پر شده اند و صدای حقوق زن حقوق زن دارد گوش فلک را کر میکند!

شاهد هستیم به عناوین مختلف از احکام اسلام عبور می شود و با عنوان نو آوری در قوانین بدون نقض احکام اسلام قوانین و لوایح و طرح هایی به مجلس می رود!

سایت های زنان می نویسند و می نویسند!

هر چه از حقوق مرد پایمال می شود کسی گوشش بدهکار نیست!

هر جا حقی از مرد احیا شود به اسم نقض حقوق زن هزاران مقاله از سایت های زنان منتشر می شود! شبهه پراکنی های فمینیستی بیداد می کند!

فقها در زدودن این شبهات لب فرو بسته اند!

چرا این همه سکوت؟ چرا؟

بالاخره این دین چیست؟ اسلام چه حد و مرزی دارد؟ چرا دین اینقدر بازیچه گروه های فمینیستی شده است؟

چرا به شبهاتی که ایجاد می کنند پاسخی داده نمی شود؟

دیگر خسته شدم.

امروز صحبت است از اذن پدر برای خارج رفتن دختران از کشور!

آخر فکرش را بکنید!!!! آنهایی که دم از خانواده و زنان می زنند با چنین قانونی مخالفت می کنند!

حتی به قدر یک اذن برای پدر حق قائل نمی شوند!

هر روز هر روز باید به شبهات تکراری و تکراری پاسخ دهیم که علما در پاسخ دادن به آن قصور می کنند!

نگرانم. لا اقل برای زندگی خودم.

اینکه روزی ستونهای زندگی ام بر اثر شبهاتی که فمنیست ها ایجاد می کنند فرو بریزد!

خدای من به کجا می رویم؟

وقتی می بینم بگویم و نگویم فرقی نمی کند، دیگر چرا بگویم؟ خدایا تو شاهدی که از کار و در آمدم زدم و زمانهایی را اختصاص دادم تا بلکه کمکی کرده باشم! تا شاید موثر باشم!

خدایا زندگی ام را نجات بده از دسیسه های خناس و شیاطین انس!

خدایا فمینیست ها از هر دربی وارد می شوند! ماهواره را دور انداختیم دیدیم از تلوزیون می آیند، از اینترنت می آیند از روزنامه ها می آیند، توی کوچه ها ، مدرسه ها ، دانشگاه ها، سایت های لعنتی زنان، فراکسیون ها مراکز گوناگون!

گرانی  و تورم! فحشاء و منکر!

خدایا باید پول داشته باشم. باید قوی باشم. آنقدر قوی که هیچ کس نتواند زندگی ام را خراب کند!

دیگر برای امر به معروف و نهی از منکر زمانی ندارم. می روم تا بیشتر پول در آورم!

می دانم عاقبت این جامعه با این روندی که پیش گرفته است چیست!

می دانم!

خدایا کمکم کن!

یا صاحب الزمان تو شاهدی! شاهد باش من رو سیاه آنچه در توان داشتم کردم!

آقا جان دیگر توانی برایم نمانده که ادامه دهم! دیگر نمی خواهم این همه غم و غصه را با خودم حمل کنم!

دیگر خسته شدم.

همین که این شبهات را برای همسرم روشن کنم کافیست! همین که همسرم و زندگی ام را از این دسیسه ها و تغییرات پیاپی و مخرب قانون حفظ کنم کافیست!

 

دعای امام زمان (ع) اللهم ارزقنا یوفیق الطاعه و بعد المعصیه

 

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَكْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اكْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ،
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار،و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر كن،و شكمهایمان را از حرام و شبهه پاك فرما،و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاكى و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهى و بر دانش‏آموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت،
وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّكِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و پاكدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى،و بر تنگدستان شكیبایى‏ و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزى،و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما،و حاجیان‏ و زیارت‏كنندگان را در زاد و خرجى بركت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب كردى توفیق اتمام عنایت كن به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.


نظرات()   
   

 

زن جوان وقتی با همدستی جوان مورد علاقه اش همسر خود را به قتل رساند، با صحنه سازی  ادعا کرد سارقان بعد از سرقت طلاهایش، همسر وی را به قتل رسانده اند اما واقعیت این جنایت خیلی زود فاش شد.

«دزدها شوهرم را کشتند»؛ شامگاه یکی از نخستین روزهای آذر ماه گذشته، اهالی منطقه ای در کرج با داد و فریادهای یک زن و درخواست کمک او در جریان وقوع حادثه ای تلخ و خونین قرار گرفتند.در جریان این حادثه سرایدار یکی از باغ های اطراف کرج به طرز وحشیانه ای در رختخوابش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسیده بود.با گزارش این جنایت و حضور بازپرس شعبه 21 دادسرای جنایی کرج و کارآگاهان جنایی در قتلگاه مرد جوان، تحقیقات پلیسی و قضایی برای کشف راز این جنایت کلید خورد.

در بررسی های اولیه، همسر مقتول که ادعا می کرد شاهد وقوع جنایت بوده، تحت بازجویی قرار گرفت و درحالی که به شدت گریه می کرد، گفت: شب حادثه به همراه برادر شوهرم و خانواده اش برای میهمانی به منزل یکی از همسایه ها رفته بودیم اما شوهرم از آمدن با ما امتناع کرد. وقتی نیمه های شب بعد از پایان میهمانی به خانه بازگشتم، ناگهان 2 مرد ناشناس به من حمله ور شده و بعد از بستن دست و پاهایم، طلاهایم را سرقت کرده و فرار کردند. من هم بعد از تقلای زیاد توانستم دست و پایم را باز کنم اما وقتی به سراغ همسرم رفتم، در کمال ناباوری با جسد خونین او روبه رو شدم.

دزدها را ندیدم

درحالی که تنها سرنخی که در اختیار پلیس قرار داشت، اظهارات شاهد پرونده بود، وی ادعا می کرد چهره تبهکاران را ندیده است. این اظهارات در حالی بیان می شد که هیچ گونه شکستگی ای روی قفل در یا شیشه ها وجود نداشت و با وجود اینکه همسر مقتول ادعا می کرد سارقان دست و پای وی را بسته و جواهرات وی را به زور به سرقت برده اند اما آثار ضرب و شتم روی بدن وی وجود نداشت.

با توجه به این سرنخ ها، زن جوان به عنوان یکی از مظنونان اصلی مورد توجه پلیس قرار گرفت و وقتی بررسی ها نشان داد وی از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و با مرد جوانی به نام افشین در ارتباط بوده، شک پلیس درباره دخالت این زن و جوان مورد علاقه اش در این جنایت تقویت شد.

با این اطلاعات بازجویی از همسر مقتول آغاز شد و وی سرانجام در بازجویی های پلیسی اعتراف کرد بعد از آشنایی با افشین تصمیم به قتل همسرش گرفته و شب حادثه نیز با طراحی نقشه ای، به بهانه میهمانی از منزل خارج شده اما بعد از بازگشت به خانه، با قرار قبلی ای که با افشین داشته، مرد جوان وارد خانه آنها شده و با وارد آوردن ضربات مرگبار، شوهرش را در خواب به قتل رسانده و بعد برای آنکه پلیس به راز این جنایت پی نبرد، وی داستان سرقت طلاها را ساخته است. با اعتراف زن جوان، ماموران، افشین را در یک قرار صوری به دام انداخته و دستگیر کردند.

میلاد حمیدی:

باز هم قتل شوهر و زن خیانتکار!!!

آمار سرسام آور خیانت زنان به شوهرانشان سر به فلک می زند.

به راستی این چه زنانی هستند؟


نظرات()   
   

دو مرد که در توطئه ای شیطانی، شوهر زن خیانتکار را در خواب خفه کرده بودند، با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران به مرگ محکوم شدند.

روزنامه ایران در این باره نوشت:

براساس اوراق پرونده، «روح الله» و «مهدی» متهم اند سوم خرداد امسال با همدستی زنی به نام «ناهید»، همسر وی را در جنایتی هولناک به قتل رسانده و پس از صحنه سازی، از محل جنایت متواری شدند.

به دنبال اعلام خبر قتل به پلیس کرج، تیم جنایی دریافتند «ثابت»- مقتول- نیمه شب در خانه اش- حوالی کرج- به دست افراد ناشناس به قتل رسیده است.

همسر مقتول که مدعی بود توسط جنایتکاران در یکی از اتاق های خانه حبس شده، به کارآگاهان گفت: دزدان سیاهپوش پس از قتل شوهرش، جواهرات وی را به سرقت برده اند. اما کارآگاهان پس از بررسی های تخصصی به رابطه پنهانی وی با مردی به نام «روح الله» پی بردند.

با افشای این راز، «ناهید» پرده از راز جنایت برداشت و گفت: شب حادثه در غذای شوهرم داروی خواب آور ریختم و در خانه را نیمه باز گذاشتم تا «روح الله» و دوستش وارد شوند. نیمه های شب «روح الله» پس از ورود ابتدا با چکش ضربه ای به سر شوهرم زد و بعد هم با کمک دوستش او را با طناب خفه کردند.

سه متهم  برای آخرین دفاع در برابر هیأت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست نورالله عزیزمحمدی قرار گرفتند.

«روح الله» سعی کرد با طرح اظهارات متناقض، مسیر تحقیقات را منحرف کند اما پس از دریافت دفاعیات متهمان، هیأت قضایی پرونده وارد شور شده و به اتفاق آرا، «روح الله» و «مهدی» را به اعدام و «ناهید» را به 15 سال زندان محکوم کردند.

میلاد حمیدی:

به نظر می رسد برای چنین زن خیانتکاری 15 سال حبس خیلی مجازات خفیفی است. اینطور نیست؟

باز هم شاهد پایمال شدن خون یک مرد توسط یک زن خائن هستیم.

انصافا جنایت اصلی توسط این زن انجام نشده است؟!


نظرات()   
   
پنجشنبه 28 دی 1391  09:38
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

ورزش بانوان این روزها خیلی پر سر و صدا شده است. چه اشکالی دارد که در برنامه نود هم شاهد باشیم راجب فوتبال بانوان و یا فوتسال بانوان بحث شود؟

در زیر شاهد پرداختن برنامه نود به مسائل ورزش بانوان هستیم...

فوتسال بانوان

 


نظرات()   
   

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۱ روزنامه جوان در بخش اجتماعی خود مطلب زیر را نوشت. نویسنده این مقاله سرکار خانم زهرا چیذری است.


بسمه تعالی

متن مقاله:

فعالیت گروه‌های فمنیستی در قالب كلاس، گروه‌های دوستانه و تورهای گردشگری، گعده‌های تفننی، پارتی‌ها و شوهای زیرزمینی مد و لباس به خصوص در كلانشهرهای كشور وارد فاز جدی عملیاتی شده است.

مادری و همسری اساسی‌ترین نقش‌هایی است كه به ساختار خانواده قوام می‌دهد، این دو نقش هرگز بدل‌پذیر نیستند از همین رو بهترین و كم‌هزینه‌ترین راه برای فروپاشی ساختار خانواده به عنوان شالوده یك نظام اجتماعی، جدا كردن زن از خانواده و گرفتن نقش‌های اصلی او با شعارهای رنگین تساوی و تشابه حقوق زن و مرد است؛ ماجرایی كه فمنیسم مطابق آن پایه‌گذاری شد و امروز نیز این جریان با پرچم حمایت از حقوق زنان از میان آنان قربانی می‌گیرد.

جریان‌های فمنیستی در كشور

جریان فمنیسم هر چند در جوامع سنتی و مذهبی همانند جامعه ما كمتر توانسته است نفوذ یابد اما این جریان‌ها كه پایشان از دوران رضاخان به ایران باز شد و فعالیت‌هایشان در دوران پهلوی دوم به اوج رسید حتی در حال حاضر نیز می‌كوشند تا از میان زنان و دختران ایرانی قربانی بگیرند. كم كردن ارزش مادری و همسری، افزایش زندگی مجردی و به تبع اینها كاهش چشمگیر جمعیت كشور و حتی ترویج خیانت برای فرو پاشی ساختار خانواده، اهدافی است كه فمنیسم در ایران دنبال می‌كند. از آنجایی كه به نظر می‌رسد این جریان سوخته در میان بانوان كشورمان شناخته شده باشد، تزریق تفكرات فمنیستی به جامعه زنان مسلمان ایرانی در پوشش‌های دیگری صورت می‌گیرد.

حتی شاید بتوان رشد آمار طلاق و كاهش ازدواج و حتی كاهش چشمگیر رشد جمعیت را نشانه‌هایی از توفیق نسبی فعالیت جریان‌های فمنیستی در ایران دانست. همچنانكه چندی پیش انتشار گزارش‌هایی از جشن‌های طلاق حكایت از جدی شدن فعالیت این جریان در ایران داشت اما خطر جشن‌های طلاق هنوز هم جدی گرفته نشده است.

كلاس‌های یوگا

برخی كلاس‌های ورزشی از جمله كلاس‌های یوگا از جمله مكان‌های مناسبی است كه گروهك‌های فمنیستی بر سر راه زنان و دختران جوان جامعه دام پهن می‌كنند. گزارش‌های رسیده حكایت از فعالیت این گروه‌ها در چنین كلاس‌هایی دارد.

تورهای گردشگری


این روزها شاید تورهای گردشگری بیشتر پاتوقی برای خوشگذرانی‌های جدا از خانواده باشد تا مكان‌های ارائه خدمات گردشگری به اعضای خانواده. قالب متقاضیان تورهای گردشگری دختران و پسران مجردند. پس این تورها فرصت مناسبی برای شكل‌گیری گروه‌های دوستانه‌ای است كه به بهانه‌هایی نظیر كوهنوردی یا دیگر گردش‌های گروهی دور هم جمع می‌شوند و از خلال آن باورهای فمنیستی را به ذهن دختران تزریق می‌كنند. بدبینی دختران جوان نسبت به تمامی مردان و بالا رفتن سن ازدواج و حتی تجرد قطعی، محصول تفكرات فمنیستی در ذهن دختران جوان جامعه است.

گعده‌های تفننی


طعمه‌های این شاخه اغلب زنان خانه‌داری هستند كه در قالب گعده‌های تفننی دور هم جمع می‌شوند. فال گرفتن یا شنیدن مشاوره پیشگوهایی كه با قهوه و ورق ستاره بخت و اقبال می‌بینند و در زندگی‌های زناشویی به بهانه گره‌گشایی گره می‌اندازند یا پارتی‌های زنانه‌ای كه قرار است نمایشگاهی برای نشان دادن لباس یا جواهرات تازه باشد، اغلب بهانه این گردهمایی‌های زنانه است. كم كردن ارزش‌های مادری و همسری در راستای اجتناب از مادر شدن، تلاش در ایجاد اختلاف میان همسران و تشویق به طلاق اتفاقاتی است كه در پی فعالیت گروه‌های فمنیستی در این گعده‌های تفننی شاهد آن هستیم.

شوهای زیر زمینی

ریشه‌یابی بدحجابی‌های موجود در لایه‌های بیرونی جامعه، ما را به لایه‌های زیرین آن هدایت می‌كند. این بد‌پوششی‌ها همه و همه از شوهای زیر زمینی سر بر می‌آورد و سپس در میان تمامی اعضای جامعه تسری می‌یابد. یكی از دست‌اندركاران برنامه‌ریزی، اجرا و لباس‌های ارائه شده در این شوها، گروه‌های فمنیستی فعال در جامعه ایران هستند.
شوهای زیر زمینی اما در تمامی گروه‌های سنی مخاطب دارد و محل مناسبی برای شناسایی و به دام انداختن دختران و زنان جوان است. این شوها اغلب محلی برای ارائه الگوهایی از یك زن تمام عیار غربی است. لباس‌های به نمایش در آمده در این شوها پوششی را به زنان و دختران جامعه القا می‌كنند كه مفهوم تمام نمایی از عریانی است.

اینترنت و چت روم ها و سایت های زنان

كشور بزرگ و تقریباً بی‌قانون اینترنت بهترین فضا برای فعالیت و تبلیغات گروه‌های فمنیستی است به خصوص چت‌روم‌ها و شبكه‌های اجتماعی همانند فیس‌بوك یا گوگل‌پلاس  و سایت های زنان كه می‌تواند عقاید و تفكرات فمنیستی را در قالب جملات ادبی به همراه قطعات هنری با میلیون‌ها كاربر فضای مجازی به اشتراك گذاشت. فضای مجازی هر روز بیشتر از دیروز شاهد فعالیت‌ها سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی زبانی است كه در كنار شبكه‌های ماهواره‌ای می‌كوشند با تفكرات فمنیستی از میان زنان ایرانی هم قربانی بگیرند.

دانشگاه‌ها و محیط‌های دانشجویی


ذهن خلاق و كنجكاو دانشجویان آماده شنیدن شبهه‌هایی است كه تفكرات فمنیستی در قالب‌های گوناگون در برابرشان علامت سؤال می‌گذارد. از همین رو محیط‌های دانشجویی هم مكان بسیار مناسبی برای یارگیری فمنیست‌هاست.
بی تردید وجود ظرفیت‌هایی نظیر كرسی‌های آزاد اندیشی برای پاسخ به این شبهات می‌تواند فعالیت گروه‌های فمنیستی در دانشگاه‌ها را خنثی كند.

فروپاشی ساختار جامعه و خانواده؛ هدف فمنیسم


به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، مسئله زن و خانواده یكی از مهم‌ترین اولویت‌های كشور است. از سوی دیگر باید توجه داشت نفوذ جریان‌های فمنیستی در جامعه ایران نه فقط از میان زنان جامعه قربانی می‌گیرد بلكه با ترویج طلاق و خیانت و كم كردن ارزش مادری و همسری و تشویق بانوان به نداشتن فرزند یا فرزند كمتر ساختار كلی جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و لازم است تا مسئولان فرهنگی و حتی انتظامی جامعه هرچه سریع‌تر برای پیشگیری از بیشتر شدن فعالیت جریان‌های فمنیستی فكری كنند.


میلاد حمیدی:

بروز چنین مقالاتی حاکی از این است که بانوان بیداری وجود دارند و حاکی از اطلاع جامعه از این فعالیت مخرب در عرصه های سیاسی اجتماعی کشور است.

اما انتقادی که بر این نوشته می توان داشت این است که در آن اشاره شده فمینیسم در بخش های مذهبی رسوخ کمتری داشته که این کاملا اشتباه است.

با نگاهی به حرکات فمینیست های چادری که از درب مذهب وارد شده اند و اتفاقا دارو دسته و افکارشان در مساجد و گروه های مذهبی زنان و فضای سیاسی و نظرات فعالین حقوق زن  هم پیچ و تاب می خورد، پی می بریم که رسوخ فمینیسم به خصوص در مجامع مذهبی شاید هم مخرب تر و کارآمدتر است. و حتی در میان تورهای گردشگری امور بانوان در جاهای مختلف هم به چشم می خورد.

اصولا تورهای گردشگری که مراکز زنان و امور بانوان می گذارند نوعی فردگرایی در زنان ایجاد می کند و می تواند خود محفلی گردد برای ترویج عقاید فمینیسم سکولار یا حتی فمینیسم شیطانی موسوم به فمینیسم اسلامی! که اصلا درست نیست و باید تورهای گردشگری به شکل خانوادگی در شرکت ها ایجاد شود و این فعالیت امور بانوان و مراکز زنان و خانواده مخرب و نابودگر است...

مطلب دیگری که در این مقاله در بخش دانشگاه ها و محیط دانشجویی اشاره شده کرسی های آزاد اندیشی است!

البته احتمالا منظور یک  کرسی آزاد اندیشی است که یک فرد متخصص و عادل در آن شرکت کند نه یک پرفسور لائیک غربی و نه به شکلی که توسط مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری  در چندین هفته پیش برگزار شد و نتیجه معکوس داشت ! {لینک مطلب +}

به هر حال مقاله ارزشمندی است و تصمیم گرفتیم که از آن با ذکر منبع استفاده کنیم.


نظرات()   
   

به گزارش «جام جم»، رسیدگی به این پرونده هنگامی آغاز شد كه كارآگاهان جنایی آگاهی استان خراسان رضوی روز 17 دی سال گذشته با شكایت زنی، در جریان گم شدن شوهرش قرار گرفتند.

زن شاكی در این ارتباط به پلیس گفت: شوهرم پس از خروج از خانه دیگر بازنگشت. تلفن همراهش نیز خاموش بود و جستجوهای من و خانواده ام برای پیدا كردن او بی نتیجه ماند.

كشف جسد سوخته در جاده

در حالی كه جستجو برای پیدا كردن مرد گمشده ادامه داشت، ماموران هنگام گشتزنی در جاده طرقبه، جسد نیمه سوخته مردی را در حاشیه جاده كشف و با هماهنگی قضایی به پزشكی قانونی منتقل كردند. ماموران در ادامه با بررسی پرونده های افراد گمشده در مركز پلیس متوجه شدند مشخصات جسد سوخته با مردی كه همسرش گم شدن او را به پلیس آگاهی استان خراسان رضوی گزارش داده، مطابقت دارد.

ارتباط با غریبه

با مشخص شدن این موضوع، هویت مقتول از سوی زن شاكی شناسایی و به این ترتیب پرونده وارد مرحله جدیدی شد و كارآگاهان جنایی آگاهی استان خراسان رضوی تحقیقات ویژه ای را برای دستگیری قاتل فراری آغاز كردند.

ماموران در ادامه اطلاعاتی به دست آوردند كه نشان می داد مقتول با همسرش اختلاف داشته و همسایگان بارها شاهد دعوای آنها بوده اند. بنابراین رفت و آمدهای زن مقتول را زیر نظر گرفتند تا این كه او را چند بار هنگام ملاقات با مردی غریبه مشاهده كردند. در پی این موضوع، همسر مقتول با هماهنگی قضایی به عنوان تنها مظنون پرونده روز دوشنبه هفته گذشته دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. وی در بازجویی ادعا كرد قاتل شوهرش را نمی شناسد تا این كه چند روز بعد زن متهم اعتراف كرد كه در مرگ شوهرش نقش داشته است.

اعتراف به همدستی با قاتل

زن متهم در این باره گفت: من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم و می خواستم طلاق بگیرم، اما او مخالفت می كرد. در جریان این اختلاف ها، یك روز با مردی غریبه آشنا شدم و ارتباط پنهانی مان شكل گرفت.

متهم یادآور شد: با بالا گرفتن اختلاف میان من و شوهرم، نقشه قتل او را طراحی و با همدستی مرد غریبه عملی كردم.

متهم افزود: شب 16 دی سال گذشته طبق نقشه مرد غریبه به خانه ام آمد. او به محض ورود، با میله آهنی به شوهرم حمله ور شد و او را به قتل رساند.

متهم اضافه كرد: پس از جنایت، جسد شوهرم را درون پارچه ای پیچیده و با خودرو به بیابان های اطراف طرقبه بردیم و همانجا جسد را به آتش كشیده و متواری شدیم.

متهم ادامه داد: قرار بود راز این جنایت را فاش نكنیم تا بعد از چند ماه در شهر دیگری با عامل جنایت ملاقات كنم.

دستگیری قاتل و كشف خودروی دزدی از وی

سرهنگ بیدمشكی، رئیس پلیس آگاهی استان خراسان رضوی در این باره گفت: با اعتراف زن متهم، همدست وی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و 19 فروردین امسال دستگیر شد.

وی افزود: در بازرسی از خانه متهم، خودروی پژوی مسروقه متعلق به مقتول نیز كشف و ضبط شد. متهم به قتل در مواجهه حضوری با زن مقتول اعتراف كرد كه با همدستی وی شوهرش را كشته و جسد را سوزانده است.

سرهنگ بیدمشكی یادآور شد: متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند. تحقیقات تكمیلی از این 2 متهم ادامه دارد تا بزودی آنها صحنه جنایت را بازسازی كنند.

قتل مرد جوان در خیابان

گزارش دیگری هم حاكی است، بعدازظهر پنجشنبه گذشته مردی در تماس با مركز فوریت های پلیسی 110 شهرستان ساوه از درگیری میان 2 جوان در خیابان كارگر این شهر خبر داد.

ماموران به سرعت به محل حادثه عزیمت و مشاهده كردند مردی 26 ساله با ضربه چاقو زخمی شده است.

مرد زخمی به بیمارستان مدرس منتقل شد ولی وی بر اثر شدت خونریزی جان باخت. در پی این حادثه با هماهنگی قضایی جسد مرد جوان به پزشكی قانونی انتقال یافت. ماموران با حضور در محل حادثه و تحقیق از همسایه ها متوجه شدند مقتول با جوانی درگیر و به دست وی كشته شده است. با مشخصاتی كه از قاتل فراری به دست آمد، محل سكونت وی شناسایی شد.

ماموران با عزیمت به خانه متهم فراری، متوجه شدند عامل جنایت پیش از حضور آنها فرار كرده است.

جستجوها در این باره ادامه یافت تا این كه مخفیگاه قاتل فراری در شهرستان قم شناسایی شد.

دستگیری متهم فراری در قم

سرهنگ رفیعی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مركزی در این باره گفت: ماموران با نیابت قضایی به شهرستان قم اعزام شدند و عامل جنایت را در بوستانی دستگیر كردند.

رفیعی افزود: با انتقال متهم به پلیس آگاهی ساوه، وی در بازجویی اعتراف كرد در پی اختلاف های قبلی با مرد جوان، وقتی او را در خیابان دیده، با وی درگیر شده و مرد جوان را با چاقو زخمی و فرار كرده و گمان نمی برده او كشته شده است.

بنابراین گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد.

 

میلاد حمیدی:

همچنان جنایات زنان ادامه دارد و مثل همیشه شاهد بسته شدن چشم ها بر این جنایات هستیم و معصوم دانستن زنان همچنان در اوج زنگرایی ادامه دارد.

هیچ کس باور نکرده که وضع قوانین و حمایت های بیش از حد از زنان ، زمینه را برای ظلم و سوء استفاده های آنها و بیشتر شدن انگیزه های خیانت و نابودی خانواده فراهم می کند و منجر به تضییع حقوق مردان و نابودی خود و زندگی آنان می گردد!

هر روز شاهد زنانی هستیم که بخاطر خود خواهی و هوسبازی خود تقاضای طلاق و مهریه های چند صد میلیونی خود را می کنند و مرد بیچاره به تاوان عشق و دوست داشتن و حفظ زندگی اش باید طعم خیانت و مرگ ,  زندان و یا محرومیت اجتماعی را بچشد!



نظرات()   
   

این عضو خانواده همسر شیرین عبادی ضمن تأیید صفت "مادر فولاد زره" که خانم شادی صدر به شیرین عبادی داده بود اضافه می کند: با صداقت می گویم من هیچ نسبت و ارادتی به جمهوری اسلامی نداشتم، اما همین که می بینم هیولاهایی همچون شیرین عبادی دشمن آن هستند، به این نتیجه می رسم که این حكومت نباید حکومت بدی باشد!

شیرین عبادی


باشگاه خبرنگاران: به دنبال انتشار دو خبر  پیرامون خانم شیرین عبادی توسط باشگاه خبرنگاران (تحت عنوان "برنده نوبل حقوق بشر ، همسرش را به لندن راه نمی دهد" و "لطفاً به همسرم ویزا ندهید") فردی که خود را از بستگان نزدیک آقای جواد توسلیان همسر شیرین عبادی معرفی می کرد طی تماسی با خبرنگارما ابعاد دیگری از چهره ضد حقوق بشری برنده نوبل حقوق بشر را افشا کرد. بخشی از اظهارات فرد یاد شده بدین شرح است:
 
ماجرای ظلم های شیرین عبادی نسبت به همسرش موضوع جدیدی نیست و از بدو زندگی مشترک آنها وجود داشته و داستان ها دارد که اقوام و دوستان این زوج از آنها اطلاع دارند. زورگویی های عبادی چنان بود که همسرش را حتی از ارتباط با مادر و خواهرانش محروم کرده بود و این فشارها و اذیت و آزارها آنقدر ادامه پیدا کرد تا به سکته و مرگ مادر توسلیان انجامید. این موضوع را همه بستگان نزدیک ما می د انند.
از دیگر داستانهای معروف این زوج آن بود که آنها در سال 1354 با هم ازدواج کردند و مهریه خانم شیرین در آن زمان مهریه پایینی بود اما او در سالهای بعد با تحت فشار قرار دادن همسرش مهریه خود را تا هزار سکه افزایش داد. علاو ه بر آن حق حضانت فرزندان ، حق سفر و حق طلاق را رسماً‌ و با گواهی محضری از آقا جواد گرفت!

این فرد مطلع افزود : نه نتها مفاد دو خبری كه اخیرا منتشر شده کاملا درست است بلکه شیرین عبادی برای منصرف نمودن همسرش از سفر اخیر به خارج حتی با شبیه سازی خودکشی سیامک پورزند، صریحاٌ‌ او را تهدید کرده بود که ممکن است سرنوشت مشابهی پیدا کند و ناگهان جسد حلق آویز شده او را در منزلش پیدا کنند! وقتی هم که آقا جواد توجهی به این تهدید ها نکرد و برای دیدن دخترش به بوستن رفت ، شیرین عبادی خود را شتاب زده از لندن به بوستن رساند تا از ملاقات پدر و دختر پیشگیری کند و در نهایت اجازه نداد آقای توسلیان به منزل دخترش برود و ملاقات این پدر و فرزند به دیداری کوتاه آنهم در حضور شیرین و در هتل محل اقامت آقا جواد خلاصه شد!
 
این عضو خانواده توسلیان افزوده است : شیرین خانم چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 با کمک سفارت انگلیس در تهران توانست از کشور فرار کند ( که زمان و واسطه فرار ، خود مقوله بسیار قابل تاملی است). از آنجا که همه اقوام می دانستند که آقا جواد هیچ خیری از زندگی خود با شیرین ندیده ، لذا بلافاصله تعدادی از بستگان همت کردند و همسر دیگری برای ایشان پیدا کرده و وسیله ازدواج مجدد او را فراهم کردند. از آن پس آقا جواد آرامشی پیدا کرد و زندگی خوب و آرامی را با همسر جدیدش در تهران آغاز کرد. 

شیرین عبادی

اما در طرف دیگر ماجرا ، واکنش های هیستریک شیرین خانم هم شدت گرفت . به هر ترفند و تهدیدی متوسل شد تا آقا جواد ، همسر دومش را طلاق دهد ، به تهدید و تطمیع هووی خود پرداخت ، از فرزندانش خواست که با پدر خود قطع رابطه کنند، با همه مطلعین از این ازداوج تماس می گرفت و با پرخاش در خواست می کرد که برای مخدوش نشدن چهره اش نزد فمنیست ها، از انتشار خبر ازدواج همسرش خودداری کنند و بالاخره آنقدر به خودش فشار آورد که به بیماری سرطان بدخیم دچار شد و اکنون هر روز وضعش بدتر می شود.
 
این عضو خانواده همسر شیرین عبادی ضمن تأیید صفت "مادر فولاد زره" که خانم شادی صدر به شیرین عبادی داده بود اضافه می کند: با صداقت می گویم من هیچ نسبت و ارادتی به جمهوری اسلامی نداشتم، اما همین که می بینم هیولاهایی همچون شیرین عبادی دشمن آن هستند، به این نتیجه می رسم که این حكومت نباید حکومت بدی باشد!

پیام فضلی‌نژاد در نشست بانوان جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی با موضوع " جنگ نرم در عرصه فرهنگی " كه عصر چهارشنبه در محل دائمی این جمعیت برگزار شد، به اهمیت شناسایی ریشه فمنیسم در ایران پرداخت و اظهارداشت: غفلتی كه در زمینه فمنیسم در تاریخ‌نگاری واقع شد پیامدهای امنیتی بسیار خطرناكی را به همراه داشت.

وی بر همین اساس جریان فمنیسم سكولار در ایران را یك جریان صددرصد سلطنت‌طلب و هوادار فحشای سیاه خواند و تصریح‌كرد: بازسازی این جریان كه در دوره پهلوی دوم شكل گرفته بود با غفلت و خواب‌آلودگی فعالان سیاسی به ویژه زنان به وجود آمد.

عضو مركز پژوهش‌های موسسه كیهان با بیان اینكه زهرا رهنورد زمانی كه رئیس دانشگاه الزهرا بود این دانشگاه را كه برای تربیت زن متفكر مسلمان تأسیس شده، به محفل فمنیست‌های بهایی تبدیل كرد، یادآور شد: این فمنیست‌های بهایی از بنیاد اشرف پهلوی به ایران آمده بودند.

زهرا رهنورد

فتنه 88

وی بر همین اساس به ژانت آفاری كه یكی از نظریه‌پردازان اصلی فمنیسم ایرانی در دنیا و چهره سرشناس تاریخ‌نگاری كشور بود اشاره كرد كه پایان‌نامه دكترای وی برنده بنیاد مطالعات ایران به ریاست اشرف پهلوی شد كه در زمان ریاست زهرا رهنورد در دانشگاه آزاد برای سخنرانی دعوت ‌شد اما دانشجویان بسیجی به مقابله با وی برخاستند.

فضلی‌نژاد با بیان اینكه باید ریشه‌ها و پس‌زمینه‌های خانوادگی افرادی مثل شیرین عبادی را بررسی كرد، ‌یادآورشد: شخصیت‌های سكولار فاسدی كه در جریان فتنه نقش داشتند ریشه‌های خانوادگی وابسته به كانون‌های صهیونی دارند.

سکوت شیرین عبادی در قبال جنایت غزه در حالی ادامه دارد که وی برنده جایزه نوبل صلح را در سال 2003 دریافت کرد اما در قبال جنایات اخیر صهیونیست ها در غزه کمترین تحرکی از خود بروز نداده است.

عبادی 10 دسامبر 2003، جایزه یک میلیون دلاری صلح نوبل را در اسلو پایتخت نروژ دریافت کرد. شارون، رابین، بگین و پرز رؤسای جمهور و نخست وزیران سابق رژیم صهیونیستی نیز این جایزه را دریافت کرده اند.

اما سکوت معنادار عبادی درخصوص جنایات غزه در حالی است که وی از آنچه که آن را حقوق همجنسگرایان و حق اختیار کردن چند همسر توسط زنان می خواند، همچنان دفاع می کند.

شیرین عبادی با گذشت یک هفته از جنایت صهیونیست ها در غزه تنها در روز اول حمله اسرائیل در مصاحبه ای کوتاه با مردم غزه اعلام همدردی کرد.

از سوی دیگر، اتحادیه اروپا در واکنش به تجمع دانشجویان تهرانی در مقابل دفتر شیرین عبادی اعلام کرد که برای جان این برنده جایزه صلح نوبل شدیداً نگران است.


فضلی نژاد سپس به تبار‌شناسی سیاسی- خانوادگی سران گروهک‌های فمینیستی سلطنت‌طلب در ایران اشاره کرد و گفت: هم محمد علی عبادی (پدر شیرین عبادی) در مورخه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۵ با معرفی غلامحسین امیری قراگوزلو و پرویز یگانگی به عضویت لژ فراماسونری مولوی در تهران درآمد و هم شیرین عبادی از سال ۱۳۵۴ عضو کلوپ روتاری زونتا به عنوان خواهرخوانده کلوپهای روتاری ایران بود. این کلوپ با سازمان زنان ایران به ریاست عالیه اشرف پهلوی ارتباط تشکیلاتی تنگاتنگی داشت و فعالان آن مانند همچنان نیز در حوزه حقوق بشر و زنان فعالیت می‌کنند. این افراد که با عنوان «باند اشرف پهلوی» شناخته می‌شوند، اکنون حلقه مرکزی‌ای هستند که حمایت از زهرا رهنورد را در خارج از کشور برعهده دارند.

 

میلاد حمیدی:

فمینیست های چادری در ایران موجودات بد ذات و پلیدی هستند که جز نابودی خانواده و سرکوب مردان و از بین بردن جایگاه زنان عاقبتی را نمی توان برای کارهایشان متصور بود!

آنها به جریان های مختلف سیاسی رسوخ می کنند تا از قدرت آنها برای اعمال شیطانیشان استفاده کنند!

افکار پلید و سیاهشان را از طریق رسانه  ها ، روزنامه ها ، نشریات و سایت های زنان، صفحات مشاوره و حقوق، سینما و حتی نفوذ به دانشگاه ها، مساجد و اماکن عمومی به خورد زنان و دختران ما می دهند و آنها را مسموم و بیمار می کنند!

همه جا می گویند ما فمینیست نیستیم و از آن استقبال نمی کنیم ، اما نهایت حرفشان همان حرف های شرین عبادی هاست!

قبله و مقصودشان همان شیرین عبادی است. هر چیزی را با قرآن تفسیر میکنند و افکار مخربشان را با توجیهات واهی به اسلام ناب محمدی و منویات رهبر ربط می دهند در حالی که همه اش سفسطه و سوء استفاده است و هیچ ارتباطی با آنها ندارد!

اسلامشان اسلام سکولار (اسلام آمریکایی است)

برابری دیه زن و مرد، و ارث و از بین بردن حقوق مرد که بر علیه نص صریح آیات قرآن و احادیث محکم و فقه اسلامی  است اثبات این مدعاست که امروز از جانب فمینیست های چادری عنوان می شود و این نظریات همان نظریات کتاب جنس دوم نوشته شیرین عبادی است!

زهرا رهنورد ها و فریبا داوودی های مهاجر (نماینده مجلس ششم) ، گرگند در لباس میش! روزی می رسد که خیلی از آنها که اکنون داعیه دار حقوق زن هستند و همچون شیرین عبادی و فریبا داوودی مهاجر دست نشانده اسرائیل و در خدمت این رژیم هستند همچون داوودی مهاجر  و شیرین عبادی چهره واقعی خود را نشان خواهند داد!

هدف آنها به چالش کشیدن اسلام و حقوق اسلامی مردان و زنان و سکولاریته کردن جامعه و فضای سیاسی کشور است.

 

داوودی مهاجر

        فریبا داوودی مهاجر نمانیده مجلس ششم (فعال حقوق زن قبل از فتنه 88)

داوودی مهاجر

   فریبا داوودی مهاجر نمانیده مجلس ششم بعد از فتنه 88

فراخوان تجمع۱۷  اسفند ۱۳۸۹مصادف با ۸مارس توسط افرادی چون شیرین عبادی،مهناز افخمی،فریبا داوودی مهاجر،لادن برومند و شادی صدر انجام شد.این دعوت بر پایه اهداف بیانیه ۳۰ دی۱۳۸۸ صورت گرفت که حمایت از «همجنس بازی»،«قانونی شدن روسپیگری» و «حمایت از تز چند شوهری» به عنوان برخی از این اهداف اعلام گردیده بود.شیرین عبادی یکی از شاخص ترین چهره های حامی بیانیه ۳۰ دی۱۳۸۸و فراخوان تجمع در تهران بود.عبادی که در دی ماه ۱۳۵۶ خود را "جانباز شاهنشاه آریامهر"نامیده بود،از گردانندگان تجمع روز جهانی همجنسگرایان زن(۸مارس)بود.

مهناز افخمی           

 

و حالا ببینید شباهت فمینیسم در ایران را با اربابش اسرائیل و رژیم صهیونیستی ؛

 

 

منابع:

رجانیوز-عصر ایران-فردانیوز-خبرگزاری فارس


نظرات()   
   

بحث فمینیستی برابری دیه زن و مرد متاسفانه با مطرح شدن قانون جدید مجازات اسلامی بسیار داغ است و بالا گرفته! امروز که این مقاله را می نویسم در روزنامه ها تیتر اول این است " دیه زن و مرد برابر می شود"

و متاسفانه سایت های زنان با هزینه های سرسام آوری که دریافت می کنند هر گونه نظر و نوشته ای را به راحتی و بدون هیچ نظارتی به بهانه حقوق زن می نویسند و با توجیهات ساختگی خودشان هر روز بر طبل سکولاریسم و اندیشه اسلام آمریکایی می کوبند و بعضا با دلایل واهی و گاهی با عنوان اسلام ناب محمدی آنها را به خورد مردم می دهند!

در یکی از این سایت ها عباراتی را با مضمون ذیل نوشته بود!

" تفاوت هایی که بین حقوق زنان و مردان در ایران وجود دارد سال‌هاست فعالان حقوق زنان را به واکنش واداشته و باعث شده آنها به روش‌های گوناگون از مسئولین مختلف تقاضای برداشتن گامی برای رفع این تفاوت ها بردارند. نابرابری‌های مالی و به ویژه دیه، یکی از مهمترین مباحث مورد اشاره در این زمینه به شمار می‌رود چرا که بر اساس قانون مجازات اسلامی، دیه نفس زنان، نصف مردان تعیین شده و حتی درباره دیه اعضا و جوارح زنان هم مبلغ دیه کمتر از دیه مردان است. این در حالی است که به عقیده بسیاری از کارشناسان، می‌توان و باید امروزه این مشکل را برطرف کرد و به برابری دیه میان زنان و مردان حکم داد چرا که به نظر می‌رسد تاکنون دلیل نصف بودن دیه زن نسبت به مرد بار اقتصادی‌ عنوان شده بود که طبق قوانین شرعی بر عهده مرد گذارده شده است. اما در زمان کنونی در بسیاری از موارد زن‌ها همانند مردان مسئولیت اقتصادی دارند و زنانی هستند که سرپرست خانوار محسوب می‌شوند بنابراین نصف بودن دیه زنان نمی‌تواند توجیه منطقی داشته باشد. "  ..... منبع مهرخانه

ضمن پاسخ به این نوشته ی قبیح و نظایر آن که در سایت های زنان فوق العاده زیاد به چشم می خورد در ادامه مطلب ، ادله شرعی و قرآنی را برای این امر می آورم تا اثبات مدعایم باشد.

پاسخ به نوشته فوق و نظایر چنین سیاهه گری هایی

1-   در این نوشته گفته شده تفاوت بین حقوق زنان و مردان در ایران سالهاست که فعالان حقوق زن را به واکنش واداشته و باعث شده آنها به روش های گوناگون ازمسئولین تقاضای برداشتن گامی برای این  تفاوت ها را نمایند!!!

پاسخ :  نخست بنگرید این تفاوت ها آیا برگرفته از اسلام و قرآن و فقه شیعه و حتی اهل سنت آن هم مشترک و محکم هست یا خیر!

در ثانی اگر منظور تفاوت ها به معنای مطلق و حقیقی کلمه است پس چرا تفاوت های مثبت به نفع زنان هیچ انتقادی را از جانب این فعالین در پی نداشته و تازه تحسین هم شده است؟

مثلا مهریه ، نفقه ، اجرالمثل که تازه پیگیر تقویت آن نیز هستند ، یا نحله و...

چگونه است که از منظر شما ها رفع این تفاوت ها تنها  با کاستن بیشتر بود حقوق مرد در برخی زمینه ها حل می شود اما با کاستن بیشتر بود حقوق زن در برخی دیگر از زمینه ها مخدوش می شود؟

آیا بهتر نیست خیلی واضح بیان کنید که تنها به دنبال تبعیض مثبت به نفع زنان هستید و تحمل هیچ تبعیض مثبتی را به نفع مردان ندارید؟

2- در این نوشته گفته شده نابرابری مالی بویژه در دیه تنها یکی از مهمترین مباحث مورد اشاره است و بر اساس بسیاری از کارشناسان می توان و باید امروزه این مشکل را برطرف کرد و به برابری دیه زن و مرد حکم داد!

پاسخ : نخست بفرمایید کدام کارشناسان نظرشان این است و این کارشناسان در چه جایگاهی هستند و تا چه اندازه دلیل بر صحت گفته های خود دارند؟ (امیدواریم کارشناسان شما فوق تخصص های فمینیست نباشند!)

اینکه تنها یکی از مطالبات فعالین حقوق زن این است شکی در آن نیست چرا که برابری ارث  و حتی حقوق غیر مادی مرد هم مورد هدف فمینیست های موسوم به فمینیست های اسلامی است!

مثلا حق طلاق ، حق حضانت فرزندان ، حق جلوگیری از اشتغال زوجه  و حق خروج از کشور که البته اینها هم با ماده و تبصره و تغییراتی که ایجاد شده عملا همه اینها را به دست زنها داده و تنها اسم آن به نام مردان است و عملا ابتکار آن در دست زنان است که آمار ها به وضوح نشان می دهند که 90 درصد طلاقها به درخواست و محوریت زنان و به خواست آنان است!

بحث قانون جدید گذرنامه که جیغ بسیاری از فمینسیست ها را در داخل و خارج در آورد و روزی حداقل 4 مقاله در این زمینه در هر یک از ده ها  سایت زنان نوشته می شد و به این بهانه ضمن انتقاد از نیاز به اجازه شوهر برای خروج زنان متاهل از زنان و دختران مجرد هم در مقابل اذن پدر برای خروج از کشور انتقاد شد!

هنوز کسی جواب نداده زنی که طبق شرع اسلام و فقه بدون اذن شوهر حتی نمی تواند از خانه خارج شود چگونه از دید آنها بدون اجازه شوهر می تواند حق خروج از کشور را داشته باشد؟

در انزوا قرار دادن پدر و نادیده گرفتن حق او هم بیداد می کند. پدری که برای ازدواج دختر باید اذن او وجود داشته باشد چگونه برای دور شدن دخترش از کشور و قرار گرفتن میان این همه اجنبی نیازی به اذن او نیست؟

اگر اذن پدر برای خروج از کشور برای دختران در قانون پیش بینی نشده این نقص قوانین است و باید اصلاح شود نه اینکه حق شوهرهم لگد مال شود و خانواده چون غرب بدون قیم بماند و شاهد ضد خانوادگی و از هم پاشیدن خانواده باشیم. چگونه است که نفقه و ده ها حقوق آنها بر گردن مردان و پدران باشد اما آنها برای حفظ زندگی و ناموسشان هیچ ابزاری نداشته باشند؟! آیا این عدالت اسلامی است؟ آیا این انصاف است؟

اینکه گفته شده می توان به برابری دیه حکم داد تنها یک مغالطه است. زیرا  در لایحه جدید مجازات اسلامی به گونه ای کاملا زیرکانه هم دیه زن نصف نیست و هم هست! اما چگونه؟

خیلی ساده استفاده از تاکتیک کهنه و قدیمی کلاه شرعی:

در این لایحه هنوز فرد پرداخت کننده دیه در خصوص دیه جنس مونث محکوم به پرداخت نصف دیه می شود و نصف  مابه‌التفاوت دیه زن و مرد از محل صندوق جبران خسارت‌های بدنی بیمه مرکزی پرداخت خواهد شد.

با این تاکتیک قصد فریب شورای نگهبان را دارند تا این قانون با تایید شورای نگهبان به تصویب برسد!

این در حالی است که صندوق بیمه مرکزی بیت المال محسوب شده و انجام اینکار با توجه به تناقض با دین مبین اسلام و فقه اسلامی به نوعی بی عدالتی و دستبرد به بیت المال محسوب می شود و این اصلا درست نیست که برای جاری شدن یک نظریه پوچ و ضد شرعی مال حرامی مورد استفاده قرار گیرد!

در هر صورت وقتی شرع می گوید دیه زن نصف دیه مرد است هر گونه عدول از این قانون در پرداخت دیه از جیب هر کس و از هر ناحیه ای باشد خروج از احکام اسلام و حرام خواهد بود.

این تعرض به حقوق اسلامی است و نظم و عدالت مالی در اسلام را بر هم می زند و باعث میشود نقطه ای بر انحراف و عدول از احکام الهی آغاز شود!

در سریالهای تلوزیونی هم به طرایق روانی به حقوق مردان و پدران تعرض می شود و با تاکتیک های رسانه ای به سخره گرفته و مورد انتقادهای یکجانبه گرایانه قرار می گیرد و با عملیات روانی روی مخاطب اثر می گذارد که طبق معمول نشان از رسوخ فمینیسم در رسانه ملی دارد.

مثالی می زنم. مورخ 18/10/1391 سریال زمانه که اتفاقا مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است طی چند دیالوگ ارغوان (خانم وکیل) معشوقه ی بهزاد فروزانفر در صحبت با مادرش برای اذن پدر در مورد ازدواجش به گونه ای موذیانه اذن پدر را انتقاد می کند. در جای دیگر از فیلمنامه عمه ی بهزاد فروزانفر هم اتفاقا با چنین مشکلی مواجه شده و ازدواجش سر نگرفته است!

جالب اینجاست که هر دوی آنها مورد این شرایط استثنایی قرار گرفته اند و از ناحیه اذن پدر مورد فشار و لطمه هستند.

کاملا واضح است برای زدودن اذن پدر برای ازدواج دختر در اردوگاه فمینیسم دارد برنامه ریزی می شود و این پروژه ای دیگر از پروژه های آنهاست.

نکته دیگر مراسم خواستگاری است که در دیالوگ ها و حالاتی مثل پیچاندن گوشه روسری به دور انگشت اشاره توسط ارغوان و فشردن انگشتان دست توسط بهزاد در مراسم خواستگاری در حین بگو مگوهای بین دو خانواده نشان می دهد که دو جوان در امر ازدواج کاملا عاقل و بالغ اند و بیخودی مورد فشار خانواده ها قرار گرفته اند و خانواده مانع ازدواج جوانان است.

این دلیلی دیگر بر رسوخ فمینیسم است زیرا که یکی دیگر از اهداف فمینیسم از هم پاشیدگی خانواده ها و کمرنگ و مردود خواندن نقش خانواده ها و والدین است!

خانواده ای که پدر در آن هیچ اختیاری روی همسر و فرزندانش ندارد و دخالت خانواده در امر ازدواج و رابطه جوانان عملا مطرود است. تصور کنید یک چنین خانواده غربی بحران زده و بی درو پیکری را؟!

از دیگر عیب های این سریال عادی و موجه نشان دادن روابط دختر و پسر است. شخصیت های این سریال به راحتی سوار خودروی شخصی افراد نامحرم می شوند. مخصوصا ارغوان ( خانم وکیل) که به راحتی به منزل موکل مرد خود می رود با وی خوش و بش می کند ، غذا می خورد ، خودروی او را به عاریه می گیرد و...

بازی یا پیامک و اس ام اس بازی بین بهزاد و ارغوان خود مزید بر علت است!

متاسفانه در سیما شاهد مجموعه ها و محصولاتی هستیم که ضمن داشتن فیلمنامه های نامتناسب با شرع و فرهنگ اصیل ایرانی به جای مورد انقاد قرار دادن این قبیل رفتار ها ، آنها را در جامعه نهادینه کرده و عادی سازی می کند.

این در حالی است که در دنیای حقیقی رفتار ها با این ایده آلی که در سریالها و فیلمهای سینمایی مشاهده می شود پاک و سانسور شده نخواهد بود و بودن دو نامحرم با هم زیر یک سقف به صورت تنها ، سوار شدن به ماشین فرد نامحرم و پیامک بازی دو دختر و پسر نامحرم قطعا ضمایم و عواقبی خواهد داشت و ما را از جامعه دینی و عفیفانه و زندگی های پاک و وفاداری ها به همسر و عقاید دور خواهد کرد و به ترکستان خواهد برد!

3- نکته دیگر در نوشته مهرخانه این است " اما در زمان کنونی در بسیاری از موارد زن‌ها همانند مردان مسئولیت اقتصادی دارند و زنانی هستند که سرپرست خانوار محسوب می‌شوند بنابراین نصف بودن دیه زنان نمی‌تواند توجیه منطقی داشته باشد."

 

پاسخ : این نوشته نشان می دهد نویسنده به گونه ای احساسی به موضوع پرداخته و آوردن قید توجیه منطقی در آن بسیار مضحک و خنده دار است!

چرا که در هیچ کجا از این نوشته ایشان اثری از منطق دیده نمی شود!

اینکه اشاره شده در زمان کنونی باید پرسید آیا زمان کنونی را چه کسی با دستکاری  و به بیرون کشیدن زنان و محروم کردن خانواده از مهر زنانگی و مادری به این روز نشانده که ضمن بروز فحشا و کاهش نسل و از هم پاشیدن خانواده ها زنان را متوقع و بی مسئولیت و رها در جامعه کرده که صحبت از وضع کنونی می کنید؟

به جای این حرفها این وضع کنونی است که باید خاتمه یابد و زنان به جایگاه اصلی خود باز گردند و خانواده مجددا احیا شود!

با انقلاب صنعتی در اروپا و حضور بی رویه زنان در محیط کار و استقلال آنها بود که بنیان خانواده در اروپا نابود شد و امروز اندیشمندان آنها را به فکر واداشته است!

سایت های زنان ضمن تلاش برای بیرون کشیدن زنان و تضعیف خانواده و تمامی نقش ها در خانواده و تزلزل آن عموما در حال سکولاریته کردن جامعه هستند!

نکته اول اینکه اسلام در دیه زن و مرد استثنا قائل نشده و بر فرض هم که استثنایی باشد و قاضی بخواهد برای زن سرپرست دیه برابر با مرد تعیین کند. این چه ارتباطی دارد به دیه سایر زنان؟

همانطور که میدانیم اکثر زنان سرپرست نیستند و برای استثنائات نباید قضاوت کلی کرد. پس حرف شماست که منطقی نیست!

نکته دوم اینکه در این جملات هست که در زمان کنونی زنان در بسیاری از موارد مانند مردان مسئولیت اقتصادی دارند!

این جمله خنده دار ترین بخش نوشته است چرا که قطعا هیچ کس نمی تواند جواب این سوال را بدهد که به موجب کدام قانون در شرع یا قانون مدنی مسئولیت مالی برای زن تعریف شده است ؟

اگر مسئولیت قانونی وجود ندارد ، چگونه به خود اجازه می دهید مساله دیه و سایر موارد را با قانون گذاری و شیوه قانون حل کنید ولی هیچ تلاشی برای قانونی کردن وظایف مالی زنان انجام نمی دهید؟

ماده 33 قانون حمایت از خانواده را در اینترنت که سرچ کنید می بینید که تازه زن اگر خرجی هم از اموالش در خانه شوهربکند می تواند آن را باز پس ستاند!

فمینیست ها متاسفانه در حالی به حقوق مرد تهاجم می کنند و آن را ریشه کن می کنند که هیچ گونه از حقوق شرعی زن کوتاه نمی آیند!

اصلا قابل توجیه نیست که از اسلام ما هر آنچه که حقوق مرد است منسوخ و قدیمی و با شرایط روز غیر قابل انطباق است و هر آنچه از اسلام ما جزء حقوق زن است کاملا شرعی است و جای هیچ صحبت و بحثی در آن نیست!

و قطعا این نویسنده و هیچ یک از فعالین حقوق زن در ایران نخواهند توانست که توضیح دهند که چگونه است که اقتضای زمان کنونی چگونه طلبکاری و بی مسئولیتی زنان را توجیه می کند؟ چگونه زنی که شاغل است و از شوهر تمکین نمی کند و هیچ مسئولیت مالی در قانون و شرع ندارد دیه و ارث مساوی با مردی داشته باشد که نفقه و مهریه و نحله و اجرالمثل او را از شوهرش طلب می کنند؟

فساد و خیانت های بوجود آمده در جامعه را که با حضور افراطی زنان در جامعه ناشی می شود و این همه اشغال موقعیت های تحصیلی و شغلی توسط زنان را در مقابل بیکاری مردان که بخش زیادی از آن ناشی از همین امر است چگونه توجیه می کنند؟ و چگونه این همه حقوق را از این مرد بیکار و بدون در آمد و کم در آمد مطالبه می کنند؟ و این مسئولیت مالی زنان کجاست که حالا نداشته حقوقش را مطالبه می کنند؟

حال که زنان مجوز پلیس شدن ، راننده شدن، خلبان شدن ، راننده اتوبوس و تریلی شدن ، آتشنشان شدن ، موتورسوار شدن ، راننده رالی شدن ، کار در معادن و ... را دارند چرا نتوانند سربازی بروند و در این امور به کشور خدمت کنند؟

چرا کسی دنبال حق سربازی زنان که ده ها سال است آنها را محروم کرده نیست؟ چرا کسی دنبال قانونی کردن این مورد برای زنان نیست؟

چرا کسی نمی خواهد این مسئولیتهای مالی زنان را قانونی کند  و روی صفحه کاغذ بیاورد؟

چرا ؟ چرا؟ چرا؟

نمی دانیم سکوت فقها و دولتمردان و قانون گذارن و قضات بر این موارد چه دلیلی دارد؟ چرا؟

 

نتیجه گیری :

فمینیست های چادری با این حرفشهایشان دو چیز را زیر سوال می برند:

 

1- جهان شمول و زمان شمول بودن دین اسلام و احكام آن

2- عدالت علما و مراجع عالیقدر دین از زمان معصومین تا علمای حاضر

 

امام صادق (ع) فرمودند:

 

" حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الی یوم القیامة و حرامه حرامٌ ابداً الی یوم القیامة، لا یكون غیره و لا یجی‏ء غیره"

"حلال محمد همیشه تا روز قیامت حلال است و حرام او همیشه تا قیامت حرام است، غیر آن نخواهد بود و غیر او نخواهد آمد."

حدیث معروف ثقلین:

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‏الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‏انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما

 

از این دو حدیث مشخص می شود اهل بیت هم ردیف با قرآن و حلال و حرام آنها ابدی است. هیچ گاه تغییر نمی کنند و عوض نمی شوند. و در روز کوثر همانگونه نزد رسول الله (ص) باز میگردند!

متاسفانه فمینیست ها با ایجاد تغییرات در سبک زندگی و به بیرون کشیدن زنان و گماشتن آنها به کارهای مردانه و زیر سوال بردان جایگاه مردان و زنان و همپوشانی نقش ها و با تسهیم نامتناسب حقوق اسلامی در حال ذره ذره از بین بردن باور ها و اعتقادات مردم و نابودی اسلام هستند و این تنها یکی از دسیسه های آنهاست.

آیا آیات قرآن و احادیث که منطبق بر ذات انسانها و ماهیت و وظایف زن و مرد است تغیییر می کند؟ حرامی حلال و حلالی حرام می شود؟ این طور احکام که ذاتی و در هماهنگی با سایر حقوق زن و مرد هستند چگونه می توانند تغییر کنند؟

آیا این تغییرات نظم و نظام و عدالت مرتبط بین سایر احکام را به هم نمی زند و کفه ترازوی الهی را بر هم نمی زند و ظلم نیست؟

در کتب فقهی بسیاری آمده که از نشانه های ظهور مولا صاحب الزمان (ع) این است که زنان جلساتی در خصوص حقوق خود تشکیل می دهند!

در جای دیگر مولا علی(ع) فرموده روزی می رسد که زنان بر امورتان مسلط می شوند و آن روز بدترین روز امت رسول الله (ص) است!

 

برای دیدن ادله شرعی بر نصف بودن دیه زنان لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید.


نظرات()       

همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

قتل شوهر به شیوه شیطانی

 به نقل از فارس از زرند، خانمی به نام ص-غ به همراه مادر شوهرش با مراجعه به پلیس آگاهی شهرستان زرند از مفقود شدن شوهرش خبر داد و اظهار داشت: همسرم به نام ع - ج گفت، تصمیم دارم با یکی از دوستانم برای انجام کاری به تهران بروم.

 وی افزوده است: مقتول در تاریخ 27 آبان ماه یک پتو از خانه برداشته و حدود ساعت 9 شب یک خودرو دنبالش آمده و از منزل به قصد تهران خارج و صبح روز بعد هر چه با او تماس گرفته شده گوشی‌اش خاموش بوده و حالا نگران شوهرش است. 

از طرفی مادر مقتول نیز به پلیس گفت: چند روز بعد از مفقود شدن فرزندم فردی ناشناس یک مرتبه از سنندج با من تماس گرفته و اعلام کرده که نگران فرزندت نباشید، پیش ما سالم است و تلفن را قطع کرد. در نهایت در ششم آذر ماه در این ارتباط پرونده‌ای تشکیل و با دستور قضایی موضوع تحت بررسی قرار گرفت، این در حالی بود که همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

بنا به اظهارات دایی مقتول نیز ظهر 16 آذر ماه جاری فردی ناشناس از تلفن همگانی شهرستان زرند با وی تماس گرفت و گفت: من می‌خواهم کمکتان کنم، می‌دانم شما خیلی اذیت شدید مگر علی گم نشده است من می‌دانم چه طور شده یکی از دوستان نزدیکش این بلا را به سرش آورده و علی کشته شده و در چاهی در حوالی ملک‌آباد و حمیدیه انداخته شده است.

پس از مراجعه دایی مقتول به پلیس آگاهی، تیم آگاهی و آتش‌نشانی به محل اعلام شده از سوی فرد ناشناس اعزام و پس از چند ساعت جستجو در بیابان‌های اطراف حمدیه  نهایتا در ساعت پنج عصر چاه مورد نظر به دلیل بوی تعفن شناساییی و با توجه به تاریکی هوا روز بعد عملیات بیرون آوردن جسد از چاه را آغاز کردند و نهایتاً پس از شش ساعت تلاش جسد مقتول را از درون چاه در پتو بیرون آوردند.

پس از شناسایی هویت مقتول جسد در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت و با دستور قاضی علی‌اکبر عباس‌تبار توسط تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی شهرستان زرند عملیات شناسایی برای دستگیری قاتل یا قاتلان آغاز که قاتل در کمتر از 15 ساعت شناسایی و دستگیر شد. 

ماموران در بررسی‌های اولیه به همسر علی مظنون شدند و با اظهارات ضد نقیض وی مواجه شدند که پس از چند ساعت بازجویی نهایتا از سوی همسر مقتول راز قتل شوهرش فاش شد و لب به اعتراف گشود.

وی  در بازجویی خود گفت: هشت سال با همسرم زندگی می‌کردم و از دو سال بعد از ازدواج اختلافات بین ما آغاز  شد، وی با دختران و ... دوست بوده و همه چیز را برایم تعریف می‌کرد که از این موضوع بسیار ناراحت بودم و نهایتا تصمیم به طلاق گرفتم که با مخالفت خانواده‌ام مواجه شدم.

چند ماه قبل با پسر جوان 28 ساله‌ای به نام ح - الف از طریق تماس تلفنی آشنا شدم و از او خواستم که کمکم کند تا شوهرم را از سر راهم بردارم که نهایتا تصمیم گرفتیم با قرص خواب‌آور وی را بکشیم. 

همسر مقتول تصریح کرد: تا اینکه در فرصتی مناسب در حالی که شوهرم در تاریخ 27 آبان ماه ساعت 20 به خانه آمد و فقط من و فرزند چهار ساله‌ام در خانه بودیم که شوهرم گفت، خسته‌ام چای برام تهیه کن و بلافاصله چای دم کردم و قرص‌های آرد شده را داخل چای ریختم و کمی هل هم اضافه کردم که طعم آن عوض شود و پس از اینکه چای را صرف کرد به خواب عمیق فرو رفت و همچنین کمی قرص هم به فرزندم دادم که او از خواب بیدار نشود.

وی گفت: بلافاصله با ح - الف تماس گرفتم و گفتم همسرم به خواب رفته، وی آمد و با کمک هم دست و پای او را بستیم و پلاستیکی بر سر او کشیدیم و با  بستن یک شال دور گردنش او را خفه و جسد را داخل پتو انداختیم و در ساعت 23 شب جسد را به چاههای اطراف روستای حمیدیه در فاصله حدود 17 کیلومتری جنوب شهر زرند انتقال دادیم و پس از به آتش زدن ان را به داخل چاه انداختیم و محل را ترک کردیم.

پس از اعتراف همسر مقتول بلافاصله با دستور قاضی تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی زرند اقدامات در زمینه دستگیری قاتل را آغاز و نهایتا موفق شدند قاتل را در منزل پدری‌اش دستگیر کنند. 

ح - الف با اعتراف به قتل، تمام اظهارات همسر قاتل قبول کرد و گفت: من با اصرار ص - غ فریب خوردم و خواستم کمکی به او بکنم که از دست شوهرش ناراحت بود. 

مقتول 28 ساله پنج سال در کارخانه قطران شهرستان زرند مشغول کار بوده و دارای یک فرزند پسر است.

 

میلاد حمیدی :

قابل توجه اینکه در این نوع اخبار به جزئیات روابط پنهانی این قبیل زنان با معشوقشان هیچ اشاره ای نمی شود و در متن خبر هیچ دلیلی بر اثبات حرف این زن مبنی بر رابطه شوهرش با دختران وجود ندارد و حتی در صورت صحت ، شرع چنین اجازه ای را به هیچ زنی نداده است.

و متاسفانه مانند بسیاری از شوهر کشی ها معمولا مردی دیگر قربانی فریب های زن شده و برای یک زن کثیف دو مرد جان می بازند و  در مواقعی هم که زن خودش به تنهایی قتل انجام بدهد در هاله ای از ابهام سالیان سال پرونده به شکل قوی حمایت های خاصی می شود که بارها تجدید نظر و سالیان سال مبهم می ماند و به شکلی ماستمالی می شود!


نظرات()   
   

به گزارش خبرنگار مهر، مرداد سال گذشته ماموران پلیس آگاهی شیراز در جریان تیراندازی به سوی مردی در این شهر قرار گرفتند. تیم پلیسی پس از حضور در بیمارستان متوجه شدند مرد جوان به نام امیر در حال رفتن به خانه بود که از سوی فردی ناشناس هدف گلوله قرار گرفته بود. با تلاش پزشکان امیر از مرگ نجات یافت.

زن خیانتکار

 

در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، یک هفته بعد از این ماجرا کارآگاهان در جریان قتل مردی در خانه اش قرار گرفتند. تیم جنایی پس از حضور در محل دریافتند، مقتول همان مردی است که چندی قبل هدف گلوله قرار گرفته بود. عامل جنایت این بار نیمه های شب وارد خانه شده و او را در خواب با شلیک گلوله به قتل رسانده و از محل فرار کرده بود.

همسر مقتول که شوکه شده بود در جریان تحقیقات به ماموران گفت : پس از مرخص کردن همسرم از بیمارستان او را به خانه آوردیم. شب حادثه حدود ساعت 12 با صدای شلیک گلوله از خواب بیدار شدم. مرد نقابداری را بالای سر خود دیدم که یک اسلحه در دست داشت. او سریع از خانه گریخت. وقتی چراغ را روشن کردم متوجه قتل شوهرم شدم.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران در برابر پرونده قتلی با انگیزه انتقامجویی قرار گرفتند.

کارآگاهان که متوجه تناقض گویی های همسر مقتول به نام لیلا شده بودند، تحقیقات را بر روی او متمرکز کرده و دریافتند او با مردی به نام حبیب ارتباط پنهانی دارد با کشف این سرنخ لیلا دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد. او در بازجویی های اولیه منکر ارتباط با حبیب شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت : شش ماه قبل در آموزشگاه با زنی آشنا شده و یک روز دفترم را به او دادم تا از آن یادداشت بردارد. دو روز بعد برای گرفتن دفترم با آن زن تماس گرفتم که مردی به تلفن پاسخ داد. به تصور اینکه همسر دوستم است برای گرفتن دفتر با او قرار گذاشتم. در محل قرار متوجه شدم که آن روز شماره را اشتباه گرفته ام و آن مرد همسر دوستم نیست. مرد جوان که حبیب نام داشت از آن روز با تلفن و پیامک با من در ارتباط بود و بعد از مدتی به هم علاقه مند شدیم. هر دوی ما متاهل بودیم و با وجود علاقه ای که بهم داشتیم نمی توانستیم با یکدیگر ازدواج کنیم. یک روز حبیب از من خواست از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم اما شوهرم حاضر به طلاق دادنم نبود. حبیب همیشه می گفت این سد را از سر راه زندگیمون بر می دارد. وقتی شوهرم کشته شد تازه متوجه حرفش شدم.

با این اعترافات حبیب دستگیر شد که پس از انتقال به اداره آگاهی شیراز در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد.

با تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی عرفانی زاده برگزار شد نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت : در این پرونده حبیب متهم به مباشرت در قتل عمدی امیر و لیلا متهم به معاونت در قتل هستند. با توجه به تحقیقات صورت گرفته در دادسرا ارتکاب قتل از سوی متهمان محرز بوده و برای آنها تقاضای مجازات قانونی دارم. در ادامه اولیای دم مقتول با حضور در جایگاه خواستار قصاص عامل جنایت شدند.

حبیب وقتی در جایگاه قرار گرفت با قبول اتهاماتش گفت : من به لیلا علاقه مند بودم و می خواستم با او ازدواج کنم. ابتدا در مسیر امیر کمین کردم و او را با گلوله زدم که جان سالم به در برد. بعد هم با کمک لیلا او را در خانه کشتم. شب حادثه لیلا در خانه را برایم باز کرد.

سپس لیلا در جایگاه قرار گرفت و گفت : من از ماجرای قتل بی خبر هستم و نمی دانستم حبیب می خواهد شوهرم را بکشد.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها قاضی عرفانی زاده همراه چهار قاضی مستشار دادگاه - فارسی، رستگاری، مظفر و سجادی نژاد - وارد شور شده و حبیب را به قصاص محکوم کردند. لیلا نیز به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد.

میلاد حمیدی:" سوال این است که تکلیف بحث خیانت این زن چه شد؟!!!"

 

منبع : سیمرغ


نظرات()   
   

این مقاله از سایت مقام معظم رهبری و نوشته سرکار خانم  عظیمی می باشد که نظر به اهمیت این موضوع توسط این جانب در این وبگاه درج می گردد.

با توجه به اینکه در شرایط کنونی کشور ، بسیاری از ارزش های ایرانی اسلامی ما از سوی فمینیست های داخلی و خارجی مورد حمله و تحریف قرار گرفته و در حال نابودی است. توجه عزیزان و مخاطبان گرامی را به مقاله زیر جلب می کنم.

همچنین با کلیک روی تصویر زیر می توانید وارد بخش خانواده ایرانی  سایت مقام معظم رهبری شوید که شامل مطالب و موارد فوق العاده مفید و مناسبی است.

بخش خانواده ایرانی در سایت مقام معظم رهبری

خانواده یكی از اركان مهم جامعه است؛ هر چند مدتی است كه جایگاه اساسی خود را در جوامع غربی از دست داده و كاركردهایی را در خلال شكل‌گیری بعضی از تئوری‌ها تضعیف كرده است. در منظر جامعه‌‌شناسانی همچون دیوید پاپنو و دیگران، ایدئولوژی عمده‌ی فروپاشی خانواده مبتنی بر سكولاریسم، فمینیسم و سوسیالیسم افراطی است و شاید بتوان گفت هر سه‌ی این مكاتب به دلیل آنكه برگرفته‌ی از تفكر اومانیسم هستند، انسان‌محوری را در برابر خداباوری در جوامع ترویج می‌كنند. قبل از آنكه به این تقابل بپردازم، نقش و كاركردهای خانواده در علم جامعه‌شناسی را خدمتتان عرض می‌كنم. در منظر جامعه‌‌شناسان مسلمان، برای خانواده كاركردهایی از قبیل حمایت عاطفی، تنظیم امور مربوط به تمایلات و روابط مشروع جنسی، تولید مثل و تداوم حیات بشری در خانواده، جامعه‌پذیری كودكان، امنیت اقتصادی، تثبیت و تفویض جایگاه و پایگاه اجتماعی كودك از طریق تولد مشروع، محافظت و مراقبت از اعضای خانواده، مطرح می‌شود، كه بنده به دلیل ضیق وقت این را به مشروح نمی‌پردازم؛ چرا كه مفتخر هستم در مجله‌ای كه در خدمت عزیزان حاضر هست، پنج مقاله از حقیر به چاپ رسیده كه مبسوط مقالات را ان‌شاء‌الله مطالعه خواهند فرمود.
اما آنچه مسلم است فمینیسم در دنیای كنونی كاركردهای اصلی خانواده را مورد تهاجم قرار داده و متأسفانه باید بگویم امروز با تفكر خانواده‌ستیزی و خانواده‌گریزی وارد جوامع، به‌ویژه ممالك اسلامی، می‌شود؛ چرا كه جامعه‌پذیری كودكان فرایندی است كه برای آن، فرزندان خانواده به یك زیست در جامعه و آموزش در آن جامعه نیازمند هستند و شخصیت‌شان و تربیت دینی و حق حیات كودك در آن خانواده بایستی لحاظ بشود. اما متأسفانه آنچه در نگاه فمینیسم باید عرض كنم این است كه به مرزهای اخلاقی و اعتقادی جامعه‌ی ما نیز ورود كرده است. باید به عرض‌تان برسانم كه اولین چیزی كه مورد تهاجم آنها است خانواده، نهاد خانواده، اعضای خانواده، قداست خانواده و باورهای خانواده است. اولین تقابل این است كه فمینیست‌ها با ترویج روابط آزاد و هم‌زیستی مشترك هم‌جنس‌گرایی و موافقت با پدیده‌ی پرنو‌گرافی و به تعبیر خودشان انقلاب جنسی، اثرات مخربی را در كاركرد خانواده ایجاد نموده و متأسفانه باید گفته شود موجبات افزایش آمار طلاق در روابط زوجین را فراهم آورده‌اند و در زمینه‌ی كاركرد تولیدمثل و تداوم حیات خانواده استفاده از تكنولوژی‌های جدید و برای تولیدمثل مصنوعی به جای تولیدمثل طبیعی، ترویج و صدور جواز سقط جنین، ترویج و تبلیغ زنان به اشتغال با رویكرد فرزند كمتر، زندگی بهتر و در نهایت ترویج و رسمیت بخشی به پدیده‌ی لیبرالیسم جنسی، در جنگ با استحكام خانواده‌ها صفحه‌آرایی كرده‌اند و همچنین تقابل فمینیسم در كاركرد جامعه‌پذیری كودكان، آنها با ترویج نه‌همسانی نقش‌های زوجین و همان همسانی نقش زن و مرد در خانواده و طلاق بدون علت و طلاق بدون تقصیر، تأثیر بسیار عمیقی را در این كاركرد خانواده گذاشته و آثار منفی را به دنبال داشته است. این تقابل در آموزه‌های فمینیستی با تكیه بر مبانی اومانیسم و اصالت فرد، و اصالت لذّت مبتنی است كه حق حیات، حق تربیت و حق جامعه‌پذیری كودكان را تحت‌الشعاع قرار داده است.


نظرات()       
پنجشنبه 18 آبان 1391  08:12

این مطلب بخش دوم از مقاله اشتغال زنان از وبلاگ دکتر وحید یامین پور می باشد.

 

وحید یامین یامین پور

در سبک زندگی اسلامی-ایرانی

زن پرده نشین نیست؛ ولی شاغل هم نیست.



شماره ی (1) سبک زندگی با عنوان: «اشتغال زنان منافی سبک زندگی ایرانی-اسلامی است» با اعتراض شدید برخی فعالان انقلابی(!) مواجه شد. این اعتراض ها اغلب از یک اشتباه ناشی می شود و آنهم اینکه بانوان غالباً تصور می کنند مفهوم این جمله که «اشتغال زنان نباید اصل باشد» این است که «زن باید پرده نشین باشد» و همینطور «اشتغال» را با «حضور اجتماعی و سیاسی» یکی می دانند؛ درحالیکه اتفاقاً به نظر نویسنده ی این سطور، اشتغال خود مانع حضور اجتماعی و سیاسی موثر و در شأن زنان است.
مساله این است که برخی تصور میکنند صرف «عفیف بودن» زن، سایر ملاحظات حضور اجتماعی و سیاسی زن برداشته می شود. حضور عفیفانه فقط یکی از شروط و ملاحظات است. به عبارت دیگر در این زمینه دو سوال مطرح است:
نخست آنکه واقعاً کدام فضای اشتغال کیفیتی عفیفانه دارد و اصول عاطفی زنانه را نقض نمی کند؟
ثانیاً و صرف نظر از سوال اول آیا در صورت کشف چنین محیط هایی، سایر شرایط حضور اجتماعی زنان فراهم است؟
فقط این نیست که زن و مرد هردو توامان و بطور مشابه در جامعه نقش های مشابه را برعهده میگیرند، با این تفاوت که زن حضورش با پرهیز از اختلاط است. حضور اجتماعی زن شرایط دیگری هم دارد؛ ملاحظات بنیادی سبک زندگی ایرانی-اسلامی از جمله فراهم نمودن محیطی آرامش بخش در خانه، تربیت نسل آینده، حمایت معنوی و عاطفی از همسر و رسیدن به کمال روحی پیش بینی شده برای زن،  از جمله ی این ملاحظات است.
طبعاً منتقدان یادداشت پیشین که خود از صاحب نظران مطالعات اسلامی زنان هستند، بر تفاوت های بنیادین زن و مرد از حیث ابعاد روانی و عاطفی و کمال مختص به آنها اذعان دارند. حال باید به این پرسش پاسخ دهند که حضور اجتماعی زنان با چه کیفیتی هم ابعاد روانی و عاطفی و هم کارویژه های پیش بینی شده برای زنان را نقض نمی کند؟

اشتغال زنان چه با توجه به سابقه ی تاریخی آن و چه با توجه به شرایط قانونی فعلی در هیچ حالتی متناسب با ملاحظات پیش گفته نیست. درحالیکه می توان جامعه ای را تصور کرد که زنان تحصیلکرده و آگاهش در بزنگاه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاضرند و نقشهایی را بر عهده می گیرند بدون اینکه ناچار باشند ضرورت های بی منطق محیط اداری و مقررات متصلب بورورکراتیک را به عنوان شکنجه بر روان خود تحمل کنند و مگر اکنون کدام زن شاغلی است که از خستگی های مداوم اشتغال و اثر آن بر بهداشت روانی خود و همسر و فرزندانش گلایه نداشته باشد.
بنابراین اگر بپذیریم که با وجود همه ی این شرایط، اشتغال زنان بلامانع است در واقع پذیرفته ایم که اشتغال زنان اصالت ندارد و تحت شرایطی قابل توصیه است. مقام معظم رهبری در بیانی به همین مناسبت تاکید می کنند که «اگر روی نقش مادر و حرمت مادر در درون خانواده تکیه می کند، یا روی نقش زن و تاثیر زن و حقوق زن و محدودیت های زن در داخل خانواده تکیه می کند، به هیچ وجه به معنای این نیست که زن را از شرکت در مسایل اجتماعی و دخالت در مبارزات و فعالیت های عمومی مردم منع کند»(5/5/84) هم چنین در  بیان ایشان «اسلام با کار کردن زن موافق است. نه فقط موافق است بلکه کار را تا آنجا که مزاحم با شغل اساسی و مهم ترین شغل او یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم میداند»(25/9/71) لزوم حضور زنان در برخی مشاغل و با توجه به ضرورت های مقطعی و خاص را نیز عقل تایید می کند ولی شروطی که ایشان بیان داشته اند به بیانی اصالت دادن به نقش های اختصاصی زنان و مشروط و تبعی دانستن حضور اجتماعی و اشتغال است. چراکه در سبک زندگی ایرانی اسلامی خانواده بیش و پیش از سایر نظامات اجتماعی اولویت و اولیت دارد.

البته همانطور که پیشتر گفته شد ضرورت هایی وجود دارد که ممکن است اصول اصلی را نقض کند. از جمله مشاغل خاص که طبعاً باید توسط زنان تصدی شود و یا نیاز های فوری مالی که زنان را همپای مردان به کسب درآمد مجبور می کند. در این زمینه چند نکته ضروری است:

اولا اینکه اشتیاق عمده ی دختران جوان برای اشتغال نه از سر نیاز های مالی که نوعی احساس استقلال طلبی و ناشی از تحول ادراک هویتی است. این تحول ادراک هویتی نسبتی مستقیم به اشتیاق بی هدف به تحصیلات دانشگاهی و سپس بالارفتن سن ازدواج دارد.
ثانیاً- غالب فرصت های شغلی زنانه درآمدی ناچیز دارد که بیشتر صرف رفت و آمد، لباس و آرایش های متناسب با کار، هزینه نگه داری از فرزندان درمهدکودک ها(در مادران شاغل) و در دراز مدت صرف هزینه های درمان بیماری ها و عوارض ناشی از اشتغال بر جسم آسیب پذیر و روان حساس زنان شاغل می شود.
ثالثاً- زنان شاغل در بسیاری از فرصت های شغلی درواقع فرصت های درآمد زایی برای کارفرمایانی هستند که بدنبال نیروی کار ارزان، سربه زیر و قابل مدیریت(و حتی در برخی موارد قابل سوءاستفاده) هستند.
رابعاً- حضور زنان در فرصت های شغلی به معنای حذف مردان از آن مشاغل است. مرد بیکار طبعاً ازدواج نخواهد کرد و یا در صورت ازدواج از درآمد پایینی برخوردار است که مجدداً در چرخه ای آسیبش به خود زنان می رسد؛ زنانی که یا اصلاً ازدواج نمی کنند و یا دیرهنگام ازدواج میکنندو در نتیجه امکان مادری را از دست می دهند و یا با زحمت به زندگی خانوادگی شان ادامه می دهند.

این یادداشت را با ذکر بخشی از مقاله ی دوست فاضلم آقای دکتر سوزنچی با پایان می برم:

«بتدریج جوّ روانی‌ای پدید آمده که اشتغال زنان موضوعیت مستقل یافته، به نحوی که اگر زنی شغل و درآمد مستقل نداشته باشد، با نوعی تحقیر غیرمستقیم مواجه می‌شود. با این سبک زندگی، عملا پسران نیز در ازدواج، مساله اشتغال دختر و مشارکت وی در تأمین اقتصاد خانواده را مدنظر قرار می‌دهند. از آنجا که در سبک زندگی مدرن، مهمترین مسیر اشتغال، ورود به دانشگاه قلمداد می‌شود، گرفتن مدرک دانشگاهی از این زاویه نیز برای دختران اهمیت می‌یابد و این امر به نوبه خود موجب بالا رفتن سن آمادگی ازدواج دختران می‌شود؛ و این گونه است که سبک زندگی مدرن، عملا سن ازدواج دختران را به بهانه رفتن به دانشگاه، و سپس به بهانه اتمام تحصیلات، و سپس به بهانه تحصیلات تکمیلی دائما به عقب می‌اندازد. تاثیر این مطلب بر تشدید روحیه فردگرایی، ترویج دوستی‌های بین دختران و پسران مجرد، و شیوع احساس بی‌نیازی نسبت به تشکیل خانواده بر کسی پوشیده نیست؛ و این گونه است که افتادن در دام این سلسله عوامل، دائما به تشدید سبک زندگی غربی و دور شدن از سبک زندگی اسلامی منجر می‌شود.»


نظرات()   
   

به نام خدا

بیکاری پسران با توجه به حضور 70 درصدی دختران در دانشگاه ها و قضیه خدمت و سربازی پسران که برای مدتی آنان را از کار و تحصیل باز می دارد و غالبا انگیزه ادامه تحصیل را از آنان می گیرد، مانعی است که پیش روی پسران است که از دختران عقب بمانند.  در واقع بیکاری مردان ناشی از حضور زنان در اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی است. تمایل شرکت های خصوصی در استخدام دختران به دلیل حقوق کمتری است که دریافت می کنند و البته اغلب شرکت های خصوصی از استخدام خانم های بدحجاب و با آرایش های غلیظ استقبال می کنند و از خانم های با حجاب استخدام به عمل نمی آورند، که این خود مزید بر علت بی حجابی و بدحجابی نیز می شود، و اینها معضلاتی هستند که انکار ناپذیرند!

این حضور افراطی زنان در بازار کار و اشغال کردن موقعیت های شغلی توسط جنسیتی که به لحاظ شرعی و قانونی هیچگونه وظیفه ای در تامین معاش و مخارج زندگی را ندارد و حتی طبق ماده 33 قانون حمایت از خانواده در خصوص امکان بازپس گیری تمام مخارجی که زن شاغل در خانه شوهر انجام داده به انضمام دریافت سایر حقوق مثل نفقه و مهریه از مردی که در نتیجه این اشتغال افراطی زنان حالا بیکار و کم درآمد شده است، بعلاوه بیکاری 30 درصدی مردان  که تبعات منفی این پدیده را شدید تر می کند، خلاصه ای از پیامدهای منفی اشتغال افراطی زنان است.

در این شرایط  خانم مجتهدزاده رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری به راحتی در روزنامه جام جم مصاحبه می کند و وقتی مصاحبه کننده خانه داری و شوهر داری را خانه نشینی قلمداد می کند، با صحّه گذاری بر حرف مصاحبه کننده می گوید: ما داریم برای اشتغال زنان بیرون از خانه حرص می زنیم!!! (+)

اصولاً در چنین شرایطی حرص زدن برای اشتغال زنان با کدام دلیل عقلی و شرعی توجیه می شود؟!!!!

مراکز کاریابی و نشریه های متعدد برای اشتغال زنان در نتیجه همین حرص زدن ها در حالی فعالیت می کنند که ما این همه جمعیت مردان بیکار و کم درآمد را داریم که یا توان تشکیل زندگی و ازدواج را ندارند و یا زندگی آنها در حال از هم پاشیدن است.

مشخص است این خانم حتی به دور کاری و اشتغال خانگی زنان نیز قائل نیست. چون آن را خانه نشینی می داند.

این صراحتاً اهانت به بانوان خانه دار و زنانی است که بخاطر حفظ کیان خانواده از شغل خود صرف نظر کرده و به خانه داری مشغول شده اند. چرا که آنها را خانه نشین می دانند.

افراط در امر اشتغال زنان کار را به جایی رسانده که هیئت دولت تحت فشارهای سازمان زنان و خانواده، لایحه  افزایش مرخصی زنان از 2.5 روز در ماه را به 4 روز در ماه و افزایش مرخصی زایمان را که در راستای سیاست تنظیم خانواده که جهت افزایش موالید و افزایش میل زنان به فرزند آوری بوده است را از دستور کار خارج کند، چرا که این مرکز تشخیص داد که این امر سبب می شود کارفرما ها از استخدام زنان خودداری کنند و این یعنی چشم بستن به روی حقایق و فشار و اصرار به حضور زنان در بازار کار به هر قیمتی و هر خطری که خانواده ها و کشور و وضعیت موالید در کشور را تهدید کند!

بر خلاف احادیث و روایات و بیانات گوهربار در زمینه وظایف ذاتی و اصلی زنان در خانه و خانواده.

فرمایش گوهربار از پیامبر اکرم (ص):   زنان با خانه داری ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند

فرمایش مقام معظم رهبری: شغل اساسی و مهمترین شغل زن تربیت فرزند و حفظ خانواده است. مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد می تواند ایفا کند ، آن نقشی است که او بعنوان یک مادر و یک همسر می تواند ایفا کند . این از همه ی کارهای دیگر او مهمتر است.

کاملا از نام این سازمان که در سال 1384  از عنوان "مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری" به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر نام داد مشخص بود که نخواهد توانست سازمان کارآمدی باشد، چرا که عملکرد آن حتی بسیاری از سایت ها و نشریات زن را هم به انتقاد واداشته است.

از عنوان این مرکز مشخص است که می خواهد فعالیتش را با محوریت زنان انجام دهد و این یعنی تشتّت و تبعیض!!!

طرح های ناکارآمد این سازمان که قابلیت اجرایی ندارند مثل بیمه مهریه و نگاه تبعیض آمیز این نهاد به مقوله زنان و مردان، محکوم به شکست است. زیرا خانواده متشکل از زن و مرد است و محوریت دادن به هریک به جایی نمی رسد.

طرح ساماندهی زنان و خانواده با بودجه 630 هزار میلیارد ریالی یکی از هزینه های هنگفتی است که این قبیل از سازمان ها دریافت می کنند و طرح های تبعیض آمیز و ناکارآمدی می دهند که نه نفعی به حال خانواده دارد و نه زن و نه کشور.

تصور کنید با همین مبلغ به چند زن سرپرست خانوار می شد کمک مالی کرد، یا وام خود اشتغالی داد، یا بیمارستان های مخصوص زنان ایجاد کرد تا خدمه و پرسنل زن نیز در آنها استخدام شود. و اصولا برای انجام یک چنین کارهایی چه نیازی به وجود سازمان زنان و خانواده است؟ تمام اینها می شود با تخصیص بودجه بطور مستقیم از طریق وزراتخانه ها پیگیری شود و در جهت ساخت بیمارستان ها و ورزشگاه ها و امکانات در زمینه زنان استفاده شود.

باز هم تکرار می کنیم ایجاد مرکزی تصمیم ساز با محوریت زنان، برای کمک به خانواده ایرانی، محکوم به شکست است. باید این نهاد منحل شده و یک نهاد و یا سازمان خانواده محور متشکل از متخصصان بی طرف (چه زن و چه مرد) بنا شود و فکری به حال وضعیت اسف بار خانواده ایرانی بنماید.

به امید اینکه در دولت آینده این نقیصه برطرف شود.


نظرات()   
   

به نام خدا

تعریف عمومی فمینسیم:

فمینیسم در تعریف خود به برابری حقوق زن و مرد اشاره می کند و دنبال از بین بردن تبعیضاتی است که در جهان بین زنان و مردان وجود دارد. به انواع مختلفی تقسیم میشود و بسته به مناطق مختلف جهان انواع خاصی از آن بنا به اقتضای آن مکان و زمان فعالیت می کنند.

اما همه اینها دروغ است. زیرا

فمینیسم یک مکتب مخرب ساخته نظام سرمایه داری است و ساخته مردان ثروتمند است برای استثمار بیشتر زنان با شعارهای کادو پیچ شده و پیچیده شده لای زرورق...

چرا فمینیسم بوجود آمد؟

ثرروتمندان دریافتند با دادن شعارهای برابری زن و مرد و استقلال زنان از مردان می توانند با بکار گیری ۵۰ درصد از اقشار جامعه که همانا زنان باشند مقدار پول ثابتی را به عده بیشتری از افراد بعنوان دستمزد پرداخت کنند.
با ورود زنان به دنیای کار نه تنها حقوق افراد بیشتر نمی شود بلکه حقوقی را که یک مرد به تنهایی دریافت می کند بین زن و مرد تقسیم می شود. یعنی سطح مالی خانواده ارتقا پیدا نمی کند(طبق آنچه برنامه ریزی شده است)، اما میزان بهره کشی از نیروی کار دو برابر شده است.
در چنین نظامی وقتی در آمد مرد به دلیل حضور زن در کار، نصف آنچه باید باشد بشود بنابراین خانواده ها مجبور می شوند زن را به بازار کار بفرستند و از زن بهره کشی و سود دهی شود و ثروتمندان سود بیشتری ببرند.

از سوی دیگر با تاکید سازمان های فمینیستی و تبلیغ این سازمان ها مبنی بر زن موجود ضعیف و زن جنس دوم و یا از این قبیل شعارها زنان همواره در سیاهنمایی این تحقیر دروغین به سر می برند و برای فرار از این حس تحقیر به تلاش و تکاپوی بیشتری وادار می شوند و این یعنی سود بیشتر. حالا به هر قیمتی که شده.

هدف اسرائیل و آمریکا از پشتیبانی فمینیسم در ایران:

در کشورهایی مانند ایران نیز که زنان عقده استقلال از مرد را دارند و بعضا هم به دلیل هایی که در فوق که اشاره شد ناچار می شوند کار کنند و معضلات جامعه را می بینیم که ضمن کاهش فرزند آوری و متزلرل شدن نقش خانه داری و شوهر داری و مادری، زنان روحیه زنانه خود را از دست داده اند. و از طرفی هم زن هیچ مسئولیت مالی و حتی خانه داری در سیستم قانونی ندارد و ختی در صورت طلاق می تواند تمام پولی را که در خانه مرد خرج کرده باز پس گیرد.
لذا نهادن این منت که کار زن کمک به زندگی است کاملا منتفی است و تنها برای فرار از خانه داری و اطاعت از شوهر که فرمان قرآن می باشد است و در حقیقت نوعی سرمایه گذاری محسوب می شود تا بتواند در کنار مهریه و نفقه معوقه تمام مخارجی که که برای کمک به زندگی خرج کرده مطالبه کند.
و بدینوسیله این رژیم های امپریالیسم قصد دارند با ایجاد یک بلوک سرکوبگر مرد و نظام خانواده در ایران یک نوع کمونیسم زن سالارانه در این کشور شکل  دهند تا ایران رتبه چهارم طلاق را در دنیا بدست آورد و مهریه و سود جویی و آزادی زن بتواند بهانه خوبی برای ترویج طلاق باشد.
برخی سازمان های زنان و حقوقدانان زن هم بعنوان حامی این موج فمینیستی در واقع عملیات جنگ نرم اسرائیل را تقویت می کنند.
حقوق زن ، حقوق بشر ، حقوق همجنسگرایان و فرقه های شیطانی تمام و تمام از حقوق بشری هستند که این سازمان های امپریالیستی  حقوق بشر و حقوق زنان و ... ، به موازات هم برای تخریب ایران اسلامی و رهبری و نظام خانواده از آن استفاده می کنند و خائنان فمینیسنت بزرگترین حامیان آنها هستند.

پاره ای از شعار هایی که فمینیسم در ایران برای ایجاد حس تحقیر در زنان ترویج داده در ذیل مشاهد می کنید.

شاید بارها شنیده باشید

* مگر زن کلفت است که در خانه کار کند؟

* مردها می خواهند با خانه داری و خانه نشین کردن زنها آنها را مطیع خود کنند و هر  طور دوست دارند با وی رفتار کنند. و زنان بله قربان گوی مرد باشند.

* مردان حس مالکیت و ریاست روی زن دارند و زن بعنوان یک بشر باید مثل یک مرد آزاد باشد.

و...

اما حقیقت این است که درست است که خانه داری و امور منزل وظیفه زن نیست اما خوب وظیفه مرد هم نیست.

اما در زندگی مشترک یک تقسیم مسئولیتی صورت میگیرد.

در نظام اسلام تمام مخارج زن و زندگی بر دوش مرد است و در واقع درآمد مرد برای زن خواهد شد. پس با این تعبیر آیا باید بگوییم زنان مردان را به سر کار می فرستند تا او مثل نوکر برایشان کار کند و حمال آنها باشد؟

ببینید این هم می تواند یک تعبیر مسکیولینیستی و نقطه مقابل فمینیسم باشد.

اما اسلام مردان را قوام بر زنان میداند و مسئولیت مالی بر دوش مرد است. به هر حال این مسئولیت خانواده باید انجام شود. بخشی را مرد بعنوان نان آور خانواده و بخشی را زن بعنوان زن زندگی در شوهر داری و خانه داری. و بنابراین نیازی نیست مثل غرب زن بخواهد نگرانی استقلال و درآمد شخصی را داشته باشد.

با کار زن در بیرون تنها موقعیت کاری زن عوض می شود. آن مسئولیتی را که می خواست در خانه انجام دهد حالا جایش با کار در بیرون و بله قربان گویی برای یک مرد یا کارفرما عوض می شود همین!

به جای اینکه قدرت و توانش را صرف شوهر داری و مودت در زندگی کند با یک حس رقابت با شوهر، می رود و توانش را در ازای دریافت مبلغی تقدیم دیگری می کند. با این توهم که حالا مستقل شده و برابر با مرد است حال به چه قیمتی؟

نیازی به توضیح بیشتر ندارد، واضح است.


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 مرداد 1391  00:41
نوع مطلب: (مقالات ،آرشیو مهریه ،) توسط: میلاد حمیدی

ادامه ....

حالا ما مشاهده می کنیم که نه تنها برای کنترل این مهریه که خلاف شرع و عقل است هیچ اقدامی نمی شود ، بلکه معدود طرح ها و نظراتی که در این زمینه مطرح می گردد فورا با برخورد شدید فراکسیون زنان مجلس مواجه شده و با این توجیه مسخره و دقیقا منافی عقل و شرع که نباید برای مهریه سقف تعیین شود نادیده گرفته می شود که هیچ ، از طرف سازمان ها و مراکز زنان و خانواده برای تحت فشار گذاشتن بیشتر مرد طرح ها و درخواست هایی مطرح می شود که خودسرانه به شکل قانون در می آید و بیش از پیش شرایط را سخت تر و ناعادلانه تر می کند.

تا کی باید این روند ادامه داشته باشد؟ به راستی اینها که هستند که بخواهند برای زندگی مردم تعیین تکلیف کنند؟

الحق که این روندی که از مجلس ششم تا به امروز شدت گرفته و منجر به سوء استفاده های مالی بسیار و زندانی شدن 20000 مرد در طی دوسال گردیده و این همه طمع ورزی زنان را نسبت به اموال مردان و رشد روز افزون طلاق و فساد و قتل در پی مهریه های سنگین چرا نباید متوقف شود و اجازه داده شود این سازمان های امور زنان با این رشد قارچ گونه چنین لقمه هایی را برای زندگی مردم بگیرند و دقیقا هم مشاهده میشود خواستها و مطالبات آنها روز به روز شرایط را سخت تر می کند و هیچ نیرویی هم در مقابل آنان نیست که با این روند مخالفت کند و مملکت و زندگی های مردم را از این فتنه ها و مصیبت های کبری نجات دهد!

چرا باید متولیان امور زنان در مجلس و دولت زن باشند و براستی این دیدگاه تشتت جنسیتی و یک جانبه گرایی از کجا ناشی می شود؟! چرا باید متولیان و مدعیان حقوق بشر در ایران زن باشند؟

چرا نباید نمایندگان زن مجلس بدانند که نماینده کل ملت هستند و تنها نماینده زنان نیستند؟ و چرا نباید بدانند که با این دیدگاه جنسیتی که دارند موجب بی عدالتی، ظلم، تفرقه ، طلاق و فساد می شوند؟!

چطور امکان دارد اسلامی که ما آن را کامل ترین دین می دانیم اینطور در زمینه خانواده که مهمترین عنصر جامعه اسلامی است اینقدر ضعیف و جاهلانه عمل کند؟

چرا باید قانون فرض کند زن هیچ خلافی نمی کند و فقط مردها خائن و کثیفند و بر این اساس قانون تصویب شود؟ در حالی که به روشنی می بینیم زنان امروز در همه زمینه های خیانت با سوء استفاده از همین دیدگاه نادرست قانون ، گوی سبقت را از مردان ربوده اند!

و دقیقا پس از گذشت چند روز انگشت شمار از فرمایش آیت الله لاریجانی مبنی بر آزادی زندانیان معسر فورا رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری طرح بیمه شدن مهریه را مطرح می کند و به سرعت در مطبوعات می پیچد.

اولا همین نام زنان و خانواده یک نام تبعیض آمیز است که دقیقا بیانگر دیدگاه زن سالارانه آن نیز هست و اهداف و آرمان های آن دقیقا از نامش مشخص و مبرهن است.

زنان و خانواده یعنی چه؟ اول زن بعد خانواده ؟ زن اصل و خانواده فرع ؟ زن و خانواده منهای مرد؟ زن تافته جدا بافته از خانواده؟

چرا نشد خانواده و شد زنان و خانواده؟ براستی این چه مفهومی را می رساند؟

ثانیا علیرغم احادیث و روایات مبنی بر آسان گیری و پایین بودن مهریه ، زمانی که صحبت از بیمه مهریه به میان می آید مبین این است که این سازمان به مهریه های پایین اعتقادی ندارد و نظرش روی مهریه های سنگین است ، چرا که چیزهای گران و سنگین را بیمه می کنند نه چیزهای کم را.

ضمن اینکه مرد محکوم می شود به پرداخت اقساطی که دقیقا بحث مودت و بخشش زوجه را منتفی کرده و دریافت مهریه توسط او را حتمی قلمداد می کند و بحث بخشش و مودت بین زوجین کاملا منتفی شده و به جای عندالمطالبه می شود عند الپرداخت که با توجه به مشکلات مالی و سنگین بودن مخارج زندگی که بر دوش مرد است این نیز اهرم سنگین تری برای فشار بر مرد خواهد بود.

واقعا با این شرایط تمایل پسرها به ازدواج کمتر می شود. فضا بیشتر می شود فضای بی اعتمادی و تنفر. دختران به پشتوانه مهریه های کلان تن به ازدواج با هر کسی را می دهند بدون اینکه طرف مقابل را محک بزنند. تنها با تعیین مهریه های کلان می خواهند با هوس و بیمه شده با مهریه وارد زندگی مشترک شوند و ما شاهد این همه طلاق و این همه سوء استفاده مالی از مردان باشیم؟

چرا در این زمینه هیچ گونه آینده نگری صورت نمی گیرد؟ چرا نباید قانون جامع باشد و همه موارد را ببیند؟

چرا نمی توانند تصور کنند که همانگونه که به دروغ پایین بودن مهریه را وسیله نا امنی برای زن می دانید به همان میزان بالا بودن آن وسیله نا امنی برای مرد است؟

چرا نمی توانید تصور کنید یک زن می تواند با به اجرا گذاشتن همین 110 سکه نتیجه سالها زحمت یک مرد را به راحتی بالا بکشد؟

واقعا چه چیزی این زن را مستحق چنین ثروتی می کند؟

واقعا مگر دارد چه عملی انجام می دهد که باید در ازای آن چنین مبلغ کلانی دریافت کند؟

متاسفانه در سالهای اخیر شاهد این بوده ایم که زنان هوسباز مهریه های خود را به اجرا گذاشته و اندک مالی را که مرد اندوخته چپاول کرده و سپس اقدام به هوسرانی و بکار گیری پسران جوان و خوشگذرانی با این ثروت بیهوده و باد آورده ای ای که نصیبشان شده می کنند.

و سیلی از جمعیت مردان آواره و بدبخت را می بینیم که آرزوی مرگ خود را می کنند و به اشتباهی که در پی پذیرش این مهریه زورکی مرتکب شده اند می اندیشید.

واقعا این همه دوندگی نمایندگان زنان برای پایمال کردن حقوق شرعی مرد چطور توجیه می شود؟ چطور می توان ازدواج مجدد مرد را محدود کرد و حق طلاق را با این همه بهانه به زنی داد که چنین مهریه کلان 110 سکه ای یا بالاتر را دارد؟

زنی که استقلال شغلی دارد. استقلال نشوز و ارتباط با هر کس و ناکس را دارد. زنی که حتی اگر خیانت کرد دست مرد به هیچ جا بند نیست. زنی که هیچ لزومی ندارد از درآمدش در مخارج خانه کمک کند. چرا باید چنین حقوق ناحقی داشته باشد؟

کجای دین خدا گفته بخاطر حق طلاقی که مرد دارد مهریه را بالا ببرید؟ کجای دین خدا گفته اگر مرد ازدواج مجدد کرد زن می تواند خودش طلاق بگیرد؟

چطور زن به محض کوچکترین گمان بدی که به مرد پیدا کند بتواند مهریه را وسیله زور قرار دهد اما مرد بیچاره حتی در صورت رویت عدم وفاداری یا اذیت و آزار یک زن تواند خودش را از منجلاب خلاص کند؟

آیا این عدالت است؟

در اروپا که انقدر می گویند زن آزادی دارد آیا جز حق طلاقی است که ثابت شده بخاطر هوس و احساسات زن 90 درصد طلاق های دنیا از سوی زنان و با محوریت آنان انجام می گیرد و اروپا و غرب الان آمار طلاق 60 درصدی را تجربه می کند؟

و چرا برای زنان ایرانی روشن نمی شود تا انقدر روی نصف اموال مرد مانور ندهند چرا که در اروپا زنی که شاغل باشد طبق قانون موظف است نیمی از درآمدش را به مرد پرداخت کند و در صورت طلاق در اروپا این تنها مرد نیست که نصف اموالش را می پردازد بلکه زن نیز نیمی از اموالش به مرد می رسد؟ و در اروپا و غرب جریان سوء استفاده و تلکه مالی تنها از جانب زن نیست و مرد هم می تواند چنین حقی داشته باشد؟

و آیا این موضوع روشن شده که در آنجا قانونی وجود دارد بنام Prenuptial Agreement که بر اساس آن در اروپا زوج و زوجه متعهد می شوند که در صورت طلاق اموال بین آنها نصف نشود و بدینوسیله ضمن اینکه مخارجشان در طول زندگی ، مشترک خواهد بود اما در زمان طلاق هیچ یک نمی تواند نیمی از اموال دیگری را تصاحب کند. و 80 درصد ازدواج ها در غرب امروزه با امضای این شرط ازدواج صورت می گیرد؟

چه آزادی و حق و حقوقی دارند زنان غربی که از آن صحبت می شود؟

و اگر صحبت از اسلام است چرا اینقدر زایل کردن حقوق مرد مثل حق طلاق و حق ازدواج مجدد، و اگر صحبت از غربی شدن است چرا اینقدر پافشاری روی این مهریه های دروغین؟

امور و سازمان های زنان در کشور درحالی در جهت از بین بردان حقوق مردان تلاش می کنند که دنبال آزادی و بی قیدی زنان به شکل اروپایی هم هستند و حال آنکه در پاراگراف های بالاتر به حقوق زنان دراروپا هم اشاره کردیم.

این دو با هم جمع پذیر نیست.

از آن طرف زنان را به تحصیل و کار افراطی و استقلال از مرد تشویق میکنند. از آن طرف به مهریه های بالا و زیاده خواهی سوق می دهند. زنانی که کارهای خشن و مردانه انجام می دهند و روحیه زنانه خود را فراموش کرده اند تشویق می شوند. چرا باید 70 درصد دانشگاه و بسیاری از فرصت های شغلی در اختیار جنسیتی باشد که مسئولیت تامین مخارج زندگی را ندارند. و چرا سازمان های زنان اینقدر زنان را به حضور در بیرون از خانه تشویق می کنند در حالی که هیچ به وظیفه اصلی آنها که امر خانه داری و شوهر داری است اشاره ای نمی شود و کم اهیمت و کوته فکرانه و قدیمی نشان داده می شود؟ و چرا حجاب زنان انقدر بازیچه سیاست شده و حجاب را مانع حضور اجتماعی و فعالیت های اجتماعی می خوانند و دارد شرایط به سمت اروپایی شدن پیش می رود؟

واقعا چرا؟

این همه تلوزیون ازدواج مجدد و خیانت مردان را دست مایه موضوعات قرار داده و مردان را بی عقل یا بی درایت نشان می دهد آیا ذره ای هم به بی وفایی و عدم وفاداری زنان و خیانت های آنان هم اشاره می کند؟

و آیا نشان دادن این شخصیت از مرد دختران را نسبت به مرد و زندگی بدبین نمی کند به بی اعتمادی و مهریه های بالاتر دامن نمی زند؟

این قدر که روی حق طلاق و ازدواج مجدد مردان مانور می دهند و می خواهند آنها را از بین ببرند، واقعا بررسی کنند قدیم که مردان آزادانه تر می توانستند این کارها را انجام دهند واقعا چند درصد از آنها چند همسره بودند واز این حق طلاق با وجود مهریه های کمی که آن زمان بود واقعا چند درصد استفاده کرده اند؟

واقعا ناچیز. ولی چرا سعی می شود با سیاهنمایی اینها را وسیله سوء استفاده مردان معرفی کنند در حالی که سوء استفاده از مهریه به خودی خود اظهر من الشمس است.

به ارث رسیدن مهریه نیز خود سبب سوء استفاده هایی است که زندگی مرد بیچاره را تهدید می کند. چرا که آنچه مرد از روی مهر آن را برای کسی که دوستش داشته پذیرفته ، باید به اغیار برسد و وسیله سوء استفاده را برای وراث فراهم آورد.

آیا این ظلم به مرد نیست؟

پایان

مطالب مرتبط:

عدم اعتبار شرعی و عقلی مهریه های سنگین - 1


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 مرداد 1392
نظرات()   
   

به نام خدا

مهریه و زندان

 

مهریه یا همان صداق. که وقتی معنی آن را جستجو کنیم یک معنی اش می شود جهیزیه. معنی دیگر آن نیز می شود هدیه ای که مرد بعنوان صداقت و عشق خود به زن می دهد و در اصل صدقه ای است که مرد می پردازد تا زن راضی شده و به عقد مرد در آید.

اینجا یک مشکلی وجود دارد، برای اینکه یک عده می گویند باید برای مهریه سقف تعیین شود و یک عده معتقدند که نباید برای مهریه سقف تعیین شود و یا از حالت عندالمطالبه خارج شود چرا که در این صورت خلاف موازین شرعی است.

در مقاله زیر با دلایل عقلی و شرعی ثابت می شود از یک سو نباید برای مهریه سقف تعیین شود (مثل 110 سکه و غیره)، از سوی دیگر باید برای مهریه سقف تعیین شود، البته نه به معنای مصطلح امروزی.

 

در فقه اسلامی یکی از منابع اصلی احکام، عقل است و در تعالیم دینی اسلام هیچ تضادی بین عقل و شرع وجود ندارد.

هر چند این دلیل عقلی اظهر من الشمس است و هر عقل سلیمی آن را می پذیرد و می داند، ولی باز هم بیان می کنیم تا این موضوع برای یک عده فمینیست که خودشان را به آن راه زده  اند و سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اند روشن شود.

هر جا سخن از مهریه است، واژه عندالمطالبه نیز ضمیمه آن است. یعنی درست از لحظه جاری شدن عقد، زن می تواند آن را مطالبه کند.

و وقتی زن بتواند در همان لحظه مهریه را مطالبه کند یعنی مرد باید در همان لحظه و همانجا توان پرداخت مهریه را داشته باشد و اگر نداشته باشد این کاملا نفی کننده عقل است که شخصی زیر بار چیزی برود که تا چند لحظه دیگر توان پرداخت آن را نداشته باشد. مثل اینکه انسان تنها سه میلیون تومان پول یا دارایی داشته باشد و بخواهد با آن ماشین 30 میلیون تومانی معامله کند و  این در حالی که تا چند لحظه دیگر فروشنده ممکن است 30 میلیون تومان را مطالبه کند!

بنابراین تعیین مهریه خارج از توان مرد کاملا از نظر عقلی و در نتیجه شرعی مردود است.

اگر به تاریخ و ازدواج های صدر اسلام که به سنت  پیغمبر (ص) انجام میشده مراجعه شود به این قاعده میرسیم که همواره مهریه به گونه ای تعیین میشده که بخشی از دارایی مرد مثلا ربع ، ثلث یا نیمی از آن بوده. و دقیقا هم اشاره میشده و در خود خطبه عقد هم گفته میشود صداق معلوم. یعنی چیزی که معلوم و مبلغ آن مشخص است نه یک چیز خارج از توان پرداخت یا چیزی که مبلغ آن ثابت نیست و روند تغییر قیمت آن نامعلوم یا کذایی است مثل این سکه های بهار آزادی که امروز تعیین می شود.

دقیقا  باید برای مهریه سقف تعیین شود در عین حال که نمی شود برای مهریه سقف تعیین شود اما چگونه ؟

نباید بطور کل برای مهریه سقف تعیین شود زیرا که توان افراد مختلف در پرداخت مهریه متفاوت است. ممکن است مردی توان پرداخت عندالمطالبه یک میلیارد تومان را داشته باشد و مردی هم توان پرداخت یک هزارتومانی ناقابل را هم نداشته باشد!

تعیین سقف مهریه 110 سکه ای همین قدر برای یک میلیاردر مضحک است که تعیین مهریه هزار تومانی برای یک کارمند حقوق بگیر ماهانه!

مگر همین 110 سکه کم است؟ آیا یک پسر جوان توان پرداخت آن را دارد؟

بنابراین نباید به شکل قانونی برای مهریه سقف تعیین شود چرا که اینکه خانم تصمیم بگیرد با چه شخصی ازدواج کند و توان پرداخت آن شخص چه میزان باشد متفاوت خواهد بود، اما برای یک ازدواج خاص عقلا و قانونا باید سقفی تعیین شود که مردی که قصد ازدواج دارد درست در لحظه عقد توان مالی پرداخت آن را داشته باشد.

مهریه و زندان 

اگر قانون خودش را متولی دریافت مهریه و اجرای آن می داند چطور نباید بنا بر عقل و عدالت خودش را در تعیین مهریه و عقلانی نمودن آن دخیل کند؟

واقعا چند  درصد از مهریه هایی که تعییین می شود توان پرداخته شدن بصورت عندالمطالبه را دارد؟ و آیا اگر مهریه های تعیین در کشور شده را جمع بزنیم ، اصلا کل سرمایه ملی و کل سرمایه های موجود در کشور به آن میزان میرسد؟ بدیهی است که خیر...

این خود گواه بر این است که تعیین این مهریه ها و دریافت آنها نه تنها حق زوجه نیست بلکه حرام است و قانون باید در برابر این بی عدالتی پاسخگو باشد.

ادامه دارد ....


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic