تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب میلاد حمیدی
یکشنبه 27 مهر 1393  13:20
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی


شیطان : امان از مکر زنان

زنی دچار بیماری کلیوی شد, بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد, هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش برای عیادتش می امدند در جواب همه انها که بیماری اش را میپرسیدند میگفت ایدز دارد. این امر توجه فرزندانش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از او پرسیدند مادر جان چرا به انها میگویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگری ست؟؟ مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا میرسد,این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم نقشه ی ازدواج با پدرتان را نکشد!!!گویند شیطان در گوشه ی مجلس به خودزنی,گریه و استغفار مشغول شد... 

و داستانی دیگر:

زنی به شوهرش گفت:
وقتی من مردم، چند وقت
بعد زن میگیری؟
مرد گفت: وقتی خاک قبرت خشک شد!
زن گفت: آیا وعده میدهی؟
مرد گفت: بله قول میدهم!
بعد از اینکه زنش فوت کرد،
هر روز مرد میرفت سر قبر تا ببیند خاکش خشک شده یا نه،
تا یکسال دید که خشک نمیشود
تا اینکه یک روز عصر رفت دید
که برادر زنش دارد روی قبر
آب میریزد!
سؤال كرد چرا این کار میکنی؟
برادر زنش گفت: 
وصیت خواهرم را اجرا میکنم 
که هر دو روز بر روی قبرش آب بریزم!!!
اینست مکر زنان...
زنده بلا، مرده ش هم بلاست..

اصلا روایت داریم اندی گفته: بلا ای بلا دختر مردم...


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

شاهد هستیم که بسیاری از دختران دبیرستانی تمایل به ازدواج دارند، اما متاسفانه بخاطر ارزش های غلط و فمینستی رایج شده در جامعه تحقیر و سرکوب می شوند و فشارهای خانواده و اجتماع آنها را وادار به تحصیلات میکند.

آنها برای فرار از حس تحقیر میل به ازدواج را در خود سرکوب می کنند و وارد دانشگاه می شوند.

در دانشگاه و محیط آلوده جامعه اغفال می شوند و فریب می خورند. گروه های فمینیست ذهن آنها را خراب می کنند.

در نتیجه سالها تحصیل ، اکثر آنها حاضر نخواهند بود که خانه دار باشند. پس کار و ادامه تحصیل را بر همه چیز ترجیح می دهند.

مردها هم ذاتا و خلقتا دوست دارند زن های آرام و مهربان و خانه دار داشته باشند. حتی اگر بخواهند با زن شاغل ازدواج کنند اشتغال زنان را برای زمان موقت می پذیرند(نه همیشگی و دایمی) که این هم با عدم رضایت قلبی صورت می گیرد.

همین ها باعث بوجود آمدن تنش و تنفر در زندگی مشترک  و رشد طلاق و بروز روابط خارج از چهارچوب خانواده می گردد.

متن زیر خبری است که در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1393 در خبرگزاری نسیم آمده است که به دلیل اهمیت و همراستا بودن با مطالب این سایت ، در این وبگاه قرار می گیرد:

حجت‌الاسلام محسن قرائتی بعدازظهر امروز در دوره آموزشی اندیشه‌های آسمانی ویژه بانوان در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد تصریح کرد: هر کس تأثیر بیشتری بر مردم دارد باید امر به معروف را به‌عنوان یک وظیفه انجام دهد. این موضوع یکی از مهمترین مبانی دینی است که باید مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گیرد.

وی ادامه داد: جوانان هفته‌ای دو کتاب ارزشمند و مفید را مطالعه کنند و به اعتقاد من بهترین کتاب‌ها مربوط به آثار شهید مطهری است. قرآن به‌عنوان کتاب آسمانی و کلام وحی، حلال تمامی مشکلات است و اگر اکنون مشکل ازدواج را در جامعه داریم باید به سراغ قرآن برویم، زیرا همه راه‌حل‌ها در آن آمده است.

حجت‌الاسلام قرائتی گفت: ازدواج سومین نیاز بشر است و باید در اولویت امور جامعه قرار گیرد. بنده با تأخیر در ازدواج جوانان مخالفت دارم و مخالف ازدواج دانشجویی و موافق ازدواج دبیرستانی هستم. نباید ازدواج را به تاخیر انداخت، مدرک تحصیلی دلیل تفاهم زوجین نیست؛ قرآن می‌گوید همه باسوادها با هم بیش از ذره‌ای سواد ندارند. خود جوانان هم می‌گویند مگر با چهار سال درس‌خواندن می‌توان فرهیخته شد.

رئیس ستاد اقامه نماز افزود: ما باید بدانیم انسان‌شناسی مهم است و نباید برای مسائلی چون مدرک‌گرایی در ازدواج تأخیر انداخت. مگر این مدارک چه قدر اهمیت دارد. یک شعار غلط در ایران داریم که می‌گوید «هرچه بدانی بهتر از آن است که ندانی»، این شعار باید حذف شود.

وی با اشاره به لزوم فرهنگسازی پیرامون نماز اظهار داشت: وزارت ارشاد اگر هنر دارد باید وظیفه‌اش در قبال نماز را انجام دهد و کتاب «اسرار نماز» که حق تألیف هم ندارد را با تیراژ بالا چاپ کند و در بین مردم قرار دهد. آدم هر کاری انجام می‌دهد چه واجب و چه مستحب باید حلال مشکل فرد یا جمعه باشد، در غیر این صورت بیهوده است.


نظرات()   
   

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

شهیندخت


به نوشته یکی از سایت های زنان ، شهیندخت مولاوردی در یک برنامه رادیویی اظهار داشت که 19 میلیون زن در ایران نقش پدری را ایفا می کنند. وی در این برنامه رادیویی اظهاراتی فمینیستی را مطرح کرده و در این راستا خواستار بودجه ها و حمایت هایی شد که باید در این خصوص صورت گیرد.
سپس طبق معمول از اصطلاح مضحک زنانه شدن فقر در سخنانش استفاده کرد!
سوای اینکه این آمار به نظر درست نمی رسد. چرا که طبق آمارهایی که پیش تر از این مهندس علیرضا زاهدیان، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار گفته بود : " سرشماری سال 90 از 21 میلیون خانوار موجود در کشور، 2 میلیون و پانصد خانوار زن- سرپرست هستند، افزود: به عبارت دیگر در سال 90 سهم خانواده‌های زن- سرپرست نسبت به سال 85 از 9.5 درصد به 12.5 درصد افزایش یافته است. "

حال اگر ما فرض کنیم از سال 90 تا به امروز این آمار 3 برابر نیز شده باشد یا حتی با فرض محال  5 برابر شدن آن باز هم به 19 میلیون نفر نمی رسیم!
بعلاوه با وجود 21 میلیون خانوار در کشور پس مردان کجا رفته اند که 19 میلیون آن را زنان سرپرستی کنند؟

پاسخ میلاد حمیدی:

زنانه شدن فقر یک اصطلاح احمقانه و کوته فکرانه است. اگر راجع به خانواده صحبت می شود، که این معاونت منحوس نامش معاونت زنان و خانواده است، پس باید همه چیز کل نگرانه و خانوادگی دیده شود.
فقر مشمول خانواده است نه فرد. زنانه شدن فقر اصلا دارای معنای خارجی نیست. دارای معنای موهومی است.
بارها هم من گفتم. کاش به جای این افراد کم خرد و بی فکر عده ای عاقل و دلسوز برای خانواده بودند تا به جای اتخاذ مواضع فمینیستی و غیر ممکن به راه های عملی برای رفع مشکلات جامعه و خانواده می اندیشیدند.
این همه بودجه مستقیم و غیر مستقیم که صرف معاونت زنان و خانواده می شود و این همه هزینه که صرف ان جی او های زنان می شود. این همه هزینه که برای استخدام زنان به شکل نمایشی از جیب دولت برداشته می شود. این همه هزینه اضافی که نظام باید برای امنیت زنانی که در محیط های مردانه حضور دارند پرداخت کند. هزینه های درمانی اضافی که حضور اجتماعی زنان روی دست سیستم می گذارد. این همه بودجه که صرف امور بانوان وزارتخانه ها و شرکت ها می شود، اگر همه اینها جمع شود عین این ۱۹ میلیون دروغینی هم که نام برده شده همه حتی دیگر لازم نیست کار کنند.

سوای اینکه خیلی بیشتر از اینها دخترهای بی نیاز در شرکت های خصوصی و دولتی استخدام شده اند و جای یک زن سرپرست خانوار و یا مرد خانواده دار را اشغال کرده اند و حتی جلوی ازدواج پسران مجرد را گرفته اند.
اکثرشان یا طلاق گرفته هستند و یا مجرد و بدون خواستگار. حتی پسران شاغل در اطراف آنها هم حاضر نیستند با آنها ازدواج کنند و با بالارفتن آمار طلاق و سرکش شدن زنان شاغل و بی جنبگی آنها و نیاز مردان به  زن واقعی پسران تمایل دارند با دختران خانه دار ازدواج کنند.
بعلاوه باید دید که طبق آمارها و مصاحبه های مطبوعاتی مقامات قضایی و کارشناسان و محققان عامل نخست افزایش زنان سرپرست خانوار را طلاق اعلام کرده اند.
که الحق و الانصاف نباید نقش بی بدیل سیاست های زنانه و تمکین مسئولین از این سیاست های طاغوت مآبانه را  در رشد این آمارهای زشت  و نا امید کننده از نظر دور داشت!
این سیستم معیوب فمینیستی است که بخاطر اتخاذ سیاست های پلید مرکز یا معاونت زنان و تشکل های زنان و دخالت آنها در سیاست ایجاد شده است .
چرا که تا قبل از ظهور و بروز پلید آنها این معضلات و آشفتگی تا این حد نبود.


نظرات()   
   

امروزه بعضی ها معتقدند منع حضور اجتماعی زنها به معنی از دست رفتن 50 درصد از ظرفیت و استعدادهای جامعه است!

در متن محاوره ای زیر با دید منطقی به این دروغ و دسیسه آشکار پاسخ داده شده است.

**********

اگر حساب زنهای بی سرپرست و بدسرپرست رو جدا کنید. حساب اون 50 درصد زنها رو از نوابغشون و اون شغل هایی که حتما لازمه زن توش شاغل باشه مثل مامایی و غیره رو هم جدا کنید. فوقش 1 درصدشون نابغه هستن. 49 درصد دیگه که نیستن!

بعضی ها معتقدند کار کردن زنها در اروپا بعد از رنسانس هست که سبب پیشرفت اروپا شده!

اما اگر کسی اروپا رفته باشه می بینه خیلی از این محصولات اروپایی رو خود اروپایی ها مصرف نمی کنن! خودشون محرومند. صبح تا شب سگ دو میزنن باز هم در زندگی پیشرفت ندارن!

تمام پیشرفتی که اونها ازش حرف میزنن یک سری عدد و رقم هست که رشد سرمایه یک مشت سرمایه دار هست که بخاطر استثمار نیروی ارزان قیمت و قابل سوء استفاده زنان و پایین آوردن دستمزد و استخدام مردان بوجود آمده!

در واقع اون پیشرفت چیزی به جز پیشرفت در  بزرگ تر شدن شکم یک مشت سرمایه دار یهودی و صهیون نبوده!

بعضی ها هم میگن تخصص میگیریم و میشیم مدیر و مهندس و وزیر و احیانا رئیس جمهور!

خیلی خوب بیاید منطقی فکر کنیم. کلا چند درصد جامعه میتونن وارد این عرصه ها بشن؟

فوقش بیست درصد. بقیه هم میشن کارگر زحمت کش و بیکار. این یک امر بدیهیه! بنابراین در ایده آل ترین حالت ممکن از این بیست درصد 10 درصدش هم به زنها برسه، یعنی نصف،پس  بقیه باید کاگر و یا بیکار بشن!

البته این خیلی ایده آل هست چون در اروپا و غرب  که اینقدر دم از حقوق زن میزنن باز هم نصف فرصت های مدیریتی به زنها نرسیده و نخواهد رسید و بیشتر زنها کارگر هستند.

پس بهتره بیخودی با چیزهای مسخره ای مثل حذف تفکیک جنسیتی و حذف سهمیه بندی جنسیتی و تشویق دخترها به کار و تحصیل و وعده های الکی اونها رو گول نزنیم تا جیب دانشگاه آزاد و موسسات آموزشی غیر انتفاعی و کلاس کنکور ها رو پر کنیم.بهتره بهشون حقیقت رو بگیم!

اسلام عزیز ما اقتصادی ترین راه رو معرفی کرده. مرد کار میکنه! زن نفقه میگیره و از دستاوردهای مرد امانت داری میکنه  و به جای شکم ثروتمندان بچه ها رو بزرگ می کنه تا زندگیشون به پیش بره!

اما وقتی زنها بیرون میان و میخوان آقای خودشون بشن، بخاطر آسیب پذیری باید دولت کلی بودجه برای امنیت زنها خرج کنه! این اصلا اقتصادی نیست. در اروپا و غرب چون قدرت دست سرمایه دارهاست دولت بودجه این زور اضافی و این هزینه تامین امنیت زنها و جبران رشد منفی جمعیت رو برای بیرون کشیدنشون از خونه از مالیات هایی که از خود مردم میگیره بدست میاره و سودش میره تو جیب ثروتمندها! چون عملا هیچ کس به جز اونها از این ماجرا سودی نمیبره! یعنی داره از خود مردم پول میگیره! پول حقوق های کمی که با کار و تلاش بسیار بدست آوردن و برای ثرومتمندان کار کردند! یعنی مردم رو به اسم آزادی های زنان و برابری زن و مرد گول میزنه!

در واقع هم سرمایه وجودی زن از خونه و خانواده  گرفته شده، هم هزینه تامین امنیتش سوای ناموفق بودن تامین امنیتش از جیب خود مردم گرفته شده و هم تمام این سود یک راست به جیب ثروتمندها رفته!

توانمندی باید در جهت احیای بشریت باشه! در غیر این صورت مفهومی نداره!
وقتی حضور زنها سبب افول اخلاقی میشه! وقتی رشد منفی جمعیت میاره! وقتی زنها بخاطر کار و قدرت یافتن بچه نمیارن یا سقطش می کنن! وقتی کودکی مادرش رو از صبح تا شب که برمیگرده نمی بینه! وقتی یک مرد خسته میرسه خونه قیافه خسته زن خودش رو می بینه! این یعنی این زن به معنای واقعی از بروز استعداد واقعی خودش که زندگی داری و شوهر داری و تحویل یک مرد مقتدر و با نشاط به جامعست محروم شده! یعنی جامعه از تولد یک انسان سالمی که از دل اون زن بیرون میاد و میتونه باعث پیشرفت جامعه و کشور بشه و یک نابغه بشه محروم شده!

می دونید امروزه چقدر نابغه سقط میشن؟ چقدر نابغه بخاطر طلاق اصلا متولد نمیشن؟ چقدر نابغه بخاطر کمبود عاطفی از نبود مادر و زن و حتی بیکاری که یک زن جاشونو گرفته دارن معتاد و مریض میشن و از دست میزن؟
وقتی خانواده از نشاط می افته! می بینی مضراتش از منافعش بیشتر بوده!
بعلاوه زنها کاری رو اضافه تر از مردها انجام نمیدن! ضمنا خلاء اونها در خانه احساس میشه بنابراین پایگاه خانه و خانواده سست میشه!
ای خانمی که حرص کار و تحصیل افراطی و حضور اجتماعی رو میزنی ، همون بچه ای که تو واسه کارکردن و اثبات خودت تنهاش گذاشتی یا بردیش به مهد کودک ،فردا که بزرگ شد میبردت خانه سالمندان! یا اینکه میره پی کار خودش و تو مجبور میشی مثل پیر زنها و پیرمردهای اروپایی با یک سگ در بغل اشک بریزی و روزی صد بار به خودت لعنت بفرستی که ایکاش فرزندانی داشتم! ای کاش دور و برم پر از نوه و بچه بود! ای کاش جای این سگ الان نوه ام توی بغلم بود!ای کاش سالهای طراوت و جوانی خودمو خرج شوهر و زندگی میکردم و از جوانمیون لذت می بردیم. ای کاش اون ناز و عشوه ها رو برای شوهرم میکردم نه همکارها و رئیسم، ای کاش به جای کنج سالمندان الان توی خونه پیش دخترم و یا عروس و نوه هام بودم! نه اینکه دخترم خودشم وقت برای خودش نداره! چون باید بره بیرون توانمندی هاش رو اثبات کنه!
صد سال سیاه لازم نکرده توانمندی خودش رو اثبات کنه! توانمندی که مردها رو بیکار کنه! دل ها رو بشکونه! و جلوی خلاقیت و توانمندی بقیه رو بگیره و یک نسل عقده ای بوجود بیاره که قطعا این نسل کمبود دار و عقده ای فاقد کارامدی لازم خواهند بود!


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :19  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]