کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب سیدمحمدعلی رادمنش

بنده در این نوشته قصد دارم مواردی را که در این یکی دو سال حضور در انجمن دستگیرم شده با دوستان خودم مطرح کنم تا به امید خدا بتوانیم به صورت موثرتری در این زمینه قدم برداریم.

نکته نخست که متاسفانه هرچه پیش می رویم در حال پررنگ تر شدن است مربوط به نحوه برخورد دوستان با زمینه های تبعیض علیه مردان و نوع گزینش مطالب است. به نظر می رسد کار ما دارد بیشتر به سمت انعکاس خبر از افراد دارای گرایشات فمینیستی و سپس واکنش به آن تبدیل می شود که در اغلب موارد این واکنش ها همراه با هیجان و بعضا سخنان تند و خشم آلود همراه است. یعنی ما با این کار داریم در لاک دفاعی آنهم در برخی اوقات همراه با احساس فرو میرویم که هدف و غایت صد درصدی فمینیسم و جریانات همراه آن است چرا که وقتی این عکس العمل های تند ازما سرمیزند آنها می توانند به مخاطب بقبولانند که ما نگران از دست دادن سلطه خود بر روی زنان هستیم و در واقع ما با این کار ناخواسته نقش کاتالیزور را برای این جریانات ایفا می کنیم. در واقع وقتی ما عصبانی می شویم به جریانات فمینیستی ناخواسته داریم این پیام را می دهیم که دچار استیصال شده ایم و این یعنی موجه شدن حرف های این جریانات و پیشبرد بهتر خواسته های آنها!!!

رویکرد موثر برای خروج از این حالت و جلوگیری از تبدیل شدن آن به بحران به نظر این جانب در درجه نخست در شناخت واقعی نیازها و مشکلات امروزی مردان و ارائه ی راه حل برای آنها نهفته است. میسر شدن این مهم در گرو این است که ما همانگونه که تا به حال بیشتر روی فمنیسم متمرکز شده ایم و در تقابل با آن سخن گفته ایم، حال بیاییم و در زمینه جنبش حقوق مردان نیز مطالعاتی داشته باشیم و ببینیم حرف این جنبش چیست. چون باید بپذیریم که ریشه واقعی جنبش زنان از غرب است که به کشورهای جهان سوم رسیده است و بنابراین ما برای تعامل با این جنبش از یک سو و همچنین درک بحران های پیش روی مردان در این جهان هرچه بیشتر در حال زنانه شدن از سوی دیگرعمیقا نیاز داریم که جنبش حقوق مردان را نیز که ریشه غربی دارد بشناسیم تا بتوانیم در زمینه هویت مردانه و مردانگی نظریه پردازی کرده تا از حالت انفعال و صرفا جوابگویی به انگاره های فمینیستی خارج شویم. برای شروع پیشنهاد من به کسانی دغدغه ی احقاق حقوق مردان را دارند این است که عبارت Men’s Rights Movement   را در اینترنت جستجو کرده و صفحه ویکی پدیا پیدا شده را مطالعه کنند. با مطالعه ی حوزه های فعالیت جنبش مردان متوجه می شویم که این موارد چقدر به موارد حاکم در کشور ما شبیه است و می شود گفت که تقریبا یکسان است و تنها ممکن است نحوه ی درگیری مردان با این مسائل از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد. بعد از مطالعه ی مطالبی از این دست قطعا ما به دید بهتر و جامع تری از زمینه های نقض حقوق مردان دست پیدا می کنیم. زیرا که ابتدای امر ما باید بدانیم حوزه های تبعیض علیه ما کجاست تا بتوانیم روی آنها متمرکز شویم.

 

نکته دیگری که به نظر من باید بیشر به آن توجه کنیم این است که سعی کنیم تا حد ممکن در مورد مطلب و مرتبط با آن نظر بگزاریم چرا که در حقیقت ارائه نظرات اگر به صورت اصولی و راجه به مطلب ارائه شده باشد در پربار نمودن آن و ارتقای سطح آگاهی راجع به آن مساله تاثیر بسزایی دارد. ولی متاسفانه برخی موارد مشاهده می شود که بخش نظرات به مکانی برای مشاجره تبدیل می شود که علاوه بر گم شدن موضوع اصلی به اعتبار کار نیز آسیب جدی می زند.

 

نکته آخری که لازم می دانم با دوستان مطرح کنم مربوط به پدیده شناسی فمینیسم و ملاحظات لازم در مواجه شدن با آن است. می توان گفت که همه متفق القول هستیم که امروزه آنچه که تحت عنوان فمینیسم و رجحان دادن به جنس مونث در کشورمان شاهد هستیم، چیزی به مراتب فراتر از صرفا چند نفر زن و مرد است که به نفع زنان سخن گفته و عمل می کنند. این رویکرد تبعیض آمیز امروزه دارای رسانه های قوی، لابی های قوی و پشتوانه های قوی در بسیاری از نهادها است که به کمک آنها کار خود را پیش می برد. بنابراین چه بخواهیم چه نخواهیم ابزار در دست این جریان به مراتب از ما اثرگذارتر و نیرومندتراست. اجازه بدهید من در اینجا به ذکر یکی از مواردی که هر روز در حال جریان است بپردازم. فرضا می بینیم که یک فعال فمینیست در مورد یک موضوع مربوط به حقوق زنان با استفاده از رسانه ی ملی یا هر ابزار قدرتمند دیگری می آید و با زبان خیلی در ظاهر موجه و ملایم سخن می گوید. سخنان این فرد در سطح کشور توسط مردم شنیده می شود و چون پیش زمینه فکری در مورد مظلومیت زنان در جامعه وجود دارد، این سخنان به سرعت مخاطب خود را پیدا کرده و آن فرد دارای محبوبیت می شود. حال نحوه ی واکنش فعالان حقوق مردان اغلب تاثربرانگیز، شتاب زده و نشان دهنده ی کمبود بلوغ سیاسی است. در خیلی موارد دیده می شود که دوستان خبر مربوط به سخنان این فرد را بعضا با کلمات رکیک منعکس می کنند. عزیزان این کار نتیجه ای جز دوچندان شدن محبوبیت این فرد در جامعه ببار نمی آورد!!!!! ما باید خیلی روی نحوه عکس العمل خود به این جریان و ادبیات خود کار کنیم، زیرا متوجه باشیم که ما این سخنان را برای خود نمی گوییم (خودمان از نیت واقعی فرد مذکور آگاهی داریم)، بلکه این بیانات برای مخاطبی است که شاید کمتر نسبت به این خطرات واقف است و این مخاطب که باید بپذیریم احتمالا ذهنش تا حدودی تحت تاثیر فمینیسم شکل گرفته است، اگر با این ادبیات مواجه شود فورا گریزان شده و به جمع فمینیست ها می پیوندد. اصلا همه ی دغدغه ما برای همین آگاهی بخشی است که دورهم جمع شده ایم و گرنه اگر ما بخواهیم این حرف ها را فقط به خودمان انتقال دهیم، پس چرا اصلا آنها را مطرح می کنیم چون همه ما آنها را می دانیم !!!!! ما امروز با جریانی مواجه هستیم که به واقع از نظر مظلوم نمایی و تاثیرگذاری استاد است. بهترین کار ممکن اینست که در حالت عصبانیت جبهه نگیریم و سعی کنیم با دلایل محکم و منطقی جواب بدهیم زیرا که مخاطب نظاره گر است.

به امید اینکه در آینده این تغییرات را در عمل ببینیم.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 5 شهریور 1392
نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]