تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان

موش
ما همیشه در این سایت می نالیم از اینکه فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!


پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.

البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یكی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌كُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌كُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
كین خَلَل در گندم است از مكرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش كن
وآنگهان در جمع گندم جوش كن

برگرفته از كتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیكلسون؛ به تحقیق كریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامك 1387.


نظرات()   
   

این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج...

قطعا ازدواج موقت و صیغه یکی از تابوهای جامعه ماست، تابویی که گاه پر رنگ شده و حرکت هایی برای قبح زدایی آن شده.

این مصاحبه با مردی سی ساله است که اکنون متأهل است و در این مصاحبه با صراحت، دیدگاه‌ها و تجربیاتش را در اختیار سایرین قرار داده است. کسی که نکته‌ها و دغدغه‌هایی درباره ازدواج موقت دارد و به بیان آن‌ها می‌پردازد.


ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

در حقیقت برای حل مشکل خانمی وارد ماجرا شدم و بعد از اینکه مشکل ایشون رو حل کردم یک رابطه عاطفی شکل گرفت و از اونجا که مشکل اون خانم روحی بود از طرف ایشون هم احساس خلاء عاطفی از قبل وجود داشت، خب از اونجایی هم که ما دوتامون در خانواده مذهبی بزرگ شده بودیم این راه حلال و شرعی برای ما بود و از اون استفاده کردیم.

ـ چند نمونه تجربه داشتید؟
نمونه به اون معنا که یک رابطه کامل و بلند مدت باشه یک مورد، به مدت سه سال با تمام جزئیات روابط و خودمون عقد رو خوندیم. که الان دوسال از اتمام عقد ما میگذرد.

خب البته موارد معدود دیگه هم بوده که فقط به قصد ترویج این مسئله عقد کردیم. که حتی بعضا طرف رو نه دیدم و نه رابطه ای ایجاد شد. یک بار محرم شدیم تا در حقیقت تجربه شده باشه. البته بعد ازساعتها بحث راجع به این موضوع بود. ایشون مخالف سرسخت بودند، اینقدر مباحثه کردیم تا ایشون راضی شد و بعد از تجربه واقعا راضی بود از این رابطه.

ـ چطور شد که به این نتیجه رسیدید که کسی را به عقد موقت خودتان دربیاورید؟ برایتان سخت نبود؟

سوال رو شاید خوب مطرح نکردید، مثل اینه که بپرسید چطور شد که غذا خوردید، یا آب نوشیدید؟ خب انسان که تشنه میشه آب مینوشه و گشنه که میشه غذا میخوره، مهم اینه که بهترین و کم ضررترین نوشیدنی و خوراکی رو انتخاب کنید.
ـ هدف‌تان و علت ازدواج موقت چی بود؟

ببینید میشه گفت هدف همه کسانی که ازدواج موقت انجام میدن یا حتی ازدواج دوم میکنن نیاز هست، این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج موقت رو انجام میدن. اما عمدتا جامعه ما نیاز داره. متاسفانه اینقدر در مورد متعه بد تبلیغ شده و خیلیها اون رو بد انجام دادند که تصور عام مردم از متعه یک رابطه جنسی دو ساعته و تولد یک بچه بی سرپرست هست و وجه‌ی اون متاسفانه برای خیلیها از عمل منکر زنا بدتره.
ـ نگران نگاه دیگران نبودید؟

نگاه دیگران یا نگاه خدا؟ اینقدر به نگاه دیگران اهمیت دادیم که خیلی از مستحبات و بعضا واجبات رو کنار گذاشتیم. کافیه دودوتا چهارتا کنیم ببینیم که نتیجه توجه به نگاه و حرف مردم برای ما سودمند هست یا نگاه و توجه خدا؟

ـ فکر می‌کنید تجربه‌ی متعه، راضی کننده ا‌ست؟ یعنی کسانی که به سمت‌ش می‌روند راضی هستند و ناراحتی‌هایی برایشان ایجاد نمی‌شود؟

خب بستگی به نوع فکر و نگاه شما به این قضیه داره. برای من راضی کننده بود. به این خاطر که مورد خوبی رو پیدا کردم. شخصی که قصدش آزار و اذیت و صدمه زدن به من نبود، در حقیقت وجود ما برای همدیگه همچون مکملی بود در برهه‌ای از زندگی. در مورد این مسئله مطالعه لازم رو انجام داده بودیم. و من به عنوان یک مرد متأهل تمام تلاشم رو کردم که همسرم احساس کمبودی در اون زمانی که من متعه دارم نکنه.

حضرت امیر در این زمینه می‌فرمایند: «ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفة» یعنی حرکت بدون بصیرت در موضوعات متعدد منع گردیده که اولاً حکم «متعه» از این دستور العمل کلی خارج نیست، ثانیاً نفس این موضوع و چگونگی طرح آن و لزوم معرفت نسبت به جایگاه آن برای مرد و زن در متون روایی صراحتاً آمده است
ـ متعه را به کسی پیش‌نهاد می‌کنید؟

برای این جواب فقط به این سفارش امام صادق علیه السلام اکتفا می‌کنم: «المتعة لاتحل الا لمن عرفها و هی حرام علی من جهلها» متعه حلال نیست مگر بر کسی که شناخت دقیق نسبت به آن دارد و حرام است بر کسی که جاهل به [احکام و شرایط] آن است.

و یا این در کلام دیگری از محمد بن عیص آمده که از امام صادق (ع) سوال کردم از متعه، امام (ع) فرمود: «نعم اذا کانت عارفة، قلنا: فان لم تکن عارفة. قال فاعرض علیها….» که در این روایت امام (ع) اهمیت دانش زن را نسبت به این موضوع تبیین می‌فرماید و توجه به این مسأله که اگر زن آگاهانه این امر را پذیرفت، او دیگر نسبت به این امر و عواقب آن مغبون به شمار نمی‌آید.

ـ فکر می‌کنید چه خانم‌ها و آقایانی و با چه شرایطی می‌توانند به متعه فکر کنند؟ اگر تفاوتی میان شرایط زن و مرد هست بیان کنید.

ببینید سوال‌ها نباید اینقدر کلی باشه. هر کسی بنا بر نیاز و شرایط باید برای این مسئله اقدام کنه. باید مطالعه کرد. یک سری دستورالعمل‌های پایه‌ای نسبت به این قضیه داده شده. هر عملی رو باید با دستور العمل انجام داد تا نتیجه مثبت گرفت و طبیعتا اگه بد عمل کنیم نتیجه بد می‌گیریم.

ـ نگاه خانواده‌تان به این ماجرا چطور بود؟ نگران نبودید که اگر متوجه شوند برای‌تان دردسر درست شود؟

نگاه عمده افراد به این مسئله متاسفانه منفی‌ست. به نظر من هم به خاطر کم‌کاری جامعه مذهبی نسبت به تبلیغ این مسئله است. البته نمی‌شه گله‌مند بود. شما می‌بینید بعضا یک طلبه حوزه علمیه با این امر کاملا مخالفت می‌کنه و سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی عواقب این کار را همچون گناهی کبیره به تصویر می‌کشند. خب عواقب تبلیغ بد هم کاملا مشخصه.

ـ تصور خودتان نسبت به این موضوع قبلا چطور بود و در حال حاضر چه طور است؟

اغراق نمی‌کنم اگر بگم که تغییری نکرده. اما خب به نکات ظریف مثبتی پی بردم که مطمئنا اگه تجربه نکرده بودم همیشه مغفول باقی می‌موند.

ـ متعه، برای مرد هم نکات منفی‌ئی دارد؟
تنها نکته منفی برای من که شخصا این مسئله رو تجربه کردم وابستگی به طرف مقابلم بوده و دلتنگی‌های که عود می‌کنه و خاطراتی که مرور می‌شه. اما اعتقاد شخصی بنده اینه که کاری رو که انجام می‌دید و رضای خدا در اون هست خود خدا برای سهل شدن و ختم به خیر شدن اون ماجرا به شما کمک می‌کنه.

ـ برای دیدن و ارتباط با همسرتان با مشکل مواجه نبودید؟

شکر خدا نه. توی اون دوره الحمدلله مشکلی پیش نیومد و راحت با هم مرتبط بودیم

ـ مهریه‌ را چه چیزی در نظر گرفتید؟ مهریه را به هم‌سرتان دادید؟
مهریه ها بخاطر اینکه متعه هدف مادی به دنبالش نبود معمولا هدایای همچون کتاب، سی دی و یا ختم قرآن و هدیه ثواب اون به حضرت صاحب الامر بوده. که همه پرداخت شده و یا بخشیده شده.

ـ احساس‌تان نسبت به کسی که روزی همسرتان بوده؟ بعد از جدا شدن حس وابستگی به آن شخص نداشتید؟

اگر عمل رو خوب انجام بدید نگران این مسائل نباشید. قطعا احساس خوبی هست. کسی که یک مدت محدود برای شما یک دوست، همزبان، همدل و یار خوبی بوده قطعا برای نبودنش دلتنگی خواهید کرد. و وابستگی هم بوده اما همینطور هم که قبلا اشاره کردم کاری کردیم که رضای خدا در اون بوده و این مشکلات رو هم خود خدا برامون حل کرده.

ـ در زمان عقد موقت از نظر وظایف همسری سعی‌تان این بود که کامل رفتار کنید؟ یا چون عقدتان موقت بود برای‌تان اهمیت نداشت؟

راستش نگاه من به عقد موقت همچون عقد دائم هست. وظیفه خودم می‌دونستم که تمام توان خودم رو به کار ببرم که ایشون احساس کمبودی نکنه. چه از نظر مالی و چه معنوی.

ـ پیش از عقد موقت کاملا با قوانین آن آشنا شده بوده و از آن خبر داشتید؟

بله، از طریق مطالعه منابع و سوال متشرعین.

ـ خیلی از خانم‌ها معمولا با متعه مخالف هستند. تا به حال شده که با این افراد صحبت کنید و سعی کنید نظرشان را عوض کنید؟

بله موارد بسیاری بوده و الحمدلله به لطف خدا موفق بوده‌ام. ببینید حکم خدا منطقی‌ست و جایی برای مخالفت نداره. اون‌هایی که خودشون رو به خواب زدند هیچ وقت بیدار نخواهند شد.

ـ نگران نبودید که در این مدت صاحب فرزند شوید و برای‌تان مشکلاتی به وجود بیاید؟
دسته دیگری از روایات است که توجه مردان را در نهی از اولاد به سبب «متعه» بیان می‌نماید. مثلاً امام صادق(ع) روایتی را از پدر گرامی‌اش و سپس از رسول خدا(ص) بیان می‌نماید که پیامبر(ص) فرمود: «ان الله اخذ میثاق علی سایر المومنین ان لاتعلق منه فرج من متعه» خداوند متعال پیمان گرفت بر سایر اهل ایمان که هرگز رحم زنی از او به جهت متعه تعلقی پیدا نکند و بارور نگردد. و در ادامه آن می‌فرماید: «این امتحان سختی است که به سبب آن ایمان مومن از کفرش در تعلق رحم و باروری همسر متعه‌ای پدیدار می‌گردد. سپس امام(ع) فرمود: «و قال رسول الله (ص) ولد المتعه حرام» که این حرمت همان شدت در کراهت و منع از این نوع باروری است. چون شریعت توجه تامی به حفظ حیثیت زن و مرد مسلمان دارد، لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید:« اتقوا مواضع التهمة» از جمله مواضع تهمت موضع متعه است که در روایات بدان اشاره شده است. و این مواضع تهمت رو می‌شه با راهکارهای جلوگیری انجامش داد.

ـ بعضی افراد در مخالفت با متعه نظرشان این است که برخلاف حقوق زنان است و فقط در آن لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده. نظرتان در این باره چیست؟

این مسئله رو اگر برید از خانم‌های صاحب تجربه راجع به این سوال بپرسید قطعا جوابی خلاف آن دریافت خواهید داشت. یعنی شما باور می‌کنید که از بین تمام کسانی که متعه می‌کنند فقط مردها لذت میبرند؟ پس زن برای چه هدفی متعه می‌کنه؟ اگر بگویند که خب از سر نیاز مالی و اینطور مسائل من نمی‌تونم این رو باور کنم. هم خلافش رو دیدم و هم به جامعه متدین و متفکر مسلمون ایمان دارم.

ـ به نظرتان متعه باعث فروپاشی خانواده‌ها نمی‌شود؟ با توجه به اینکه اغلب مردان متاهل برای متعه اقدام می‌کنند؟

متعه برای متأهل شرعا مشکلی نداره و اگر درست عمل بشه حتی باعث ثبات بیشتر خانواده نیز می‌شود. به این خاطر که متعه خلأهایی رو از مرد پر می‌کنه که متاسفانه زن‌های امروزی خیلی مایل و جاهد به پر کردن اون خلأها نیستند. و به نظرم حتی توانایی این مسئله رو ندارند. اونهم به خاطر عدم آموزش مناسب و عدم اختصاص وقت به این مسائل هست.

ـ نگران نبودید که بعد از تمام شدن مدت متعه دچار بیماری شوید؟ با توجه به گسترش بیماری‌هایی مثل ایدز.
فکر می‌کنم شما هم بدونید که علم اینقدر پیشرفت کرده که این نگرانی دیگه وجود نداشته باشه.

ـ نظرتان درباره ترویج ازدواج موقت چیست؟ آن را برای جامعه لازم می‌دانید یا غیرضروری؟

به نظر من این امر ضروری هست. چون قلبا ایمان دارم که اگر متعه گسترش پیدا کنه، سطح فساد در جامعه به صورت چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه و ثبات خانواده‌ها بیشتر می‌شه. این رو می‌شه از حاصل روایات ائمه معصومین علیهم السلام درک کرد.

ـ نظرتان درباره سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که برای ترویج متعه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده چیست؟

راستش اون قضیه آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر قطعا مضراتش بیشتر از سودش هست. به خاطر عدم تجربه و آفاتی که در رابطه‌های مجازی وجود داره. اما خب اگر سایت‌هایی باشه که هست و فیلتر شده متاسفانه، به نظرم در ترویج احکام، فوائد و احیانا مضرات این مسئله به روشنگری خوبی می‌رسیم.

ـ وظیفه‌ حاکمیت در قبال متعه چیست؟
راستش مسئله رو سیاسی نکنید. (لبخند می‌زند) به نظر بنده حاکمیت اون ضربه‌ای رو که به این مسئله زده، خیلی بهتر از برخی‌ها در صدر اسلام زده (با خنده فراوان). توی صدا و سیمای ملی که علنا مخالفت می‌کنن و اون رو به مثابه یک غول ویرانگر نشون میدن. حاکمیت وظیفه خودش رو می‌تونه از رفتار و توصیه ائمه معصومین علیهم السلام به این مسئله الگو بگیره. که ما صدا و سیما رو در این امر به پیروی از دشمنان حضرت امیر علیه السلام متهم نکنیم.

ـ رسانه‌های مکتوب و رسانه‌هایی مثل تلویزیون و سینما چه تصویری از متعه ارائه می‌دهند و آیا این تصویر درست و واقعی‌ست؟ چه وظیفه‌ای این رسانه‌ها نسبت به متعه بر عهده دارند؟
راستش خیلی رسانه‌های مکتوب رو پیگیری نمی‌کنم، اما خب توصیه ام این هست که ایشان نیز پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام باشند که مسیر آن‌ها حق است و مطمئن باشند که از ترویج درست و صحیح این مسئله ضرر نخواهیم کرد.


 


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

بارها در انجمن اخباری اینچنین را برای شما به نمایش گذاشته ایم اما این اخبار به چه درد مخاطب میخورد؟ هدف ما از انتشار این خبر ها این بود که خوانندگان با دیدن فراوانی این موارد به فکر فرو روند و خود را مستثنی از چنین رخداد هایی نبینند و با اتخاذ تدابیری از چنین رخداد هایی جلوگیری کنند. مسایل جنسی مانند گردابی میماند که با نزدیک شدن به آن ، انسان را درون خود میکشد وبرای همین است که قرآن در باره زنا میفرماید لا تقرب الزنا یعنی اصلا نزدیک به آن نشوید نه اینکه آن را انجام ندهید بلکه در محدوده آن هم نروید زیرا اگر وارد شدید دیگر خروج از آن دست خودتان نیست. در این راستا به خوانندگان توصیه میکنیم عبارات و دروغ های رسانه ای غرب را که در اینجا هم رواج یافته کنار بگذارید و با فکر زندگی کنید ، در این راستا چند نکته عملی را یادآور می شویم:

1- اعتماد به همسر بدون آزمایش معنی ندارد ، بطور دوره ای همسر خود را آزمایش کنید و رفتار او را زیر نظر بگیرید تا از وفاداری او مطمئن شوید.

2-موبایل همسرتان حریم خصوصی نیست بطور محسوس و غیر محسوس آن را کنترل کنید.

3- اجازه ندهید زن شما در محیطی که نا محرم در آن است رفت و آمد کند خصوصا اگر تنها باشد و خصوصا اگر فرد نا محرم ، قردی ثابت باشد مانند فروشنده مغازه یا فامیل ، زیرا این رفت و آمد احتمال و زمینه نا مناسب را فراهم میکند.

4-از راه دادن دوست های خود که متاهل نیستند و تعهد اسلامی و اخلاقی ندارند در زندگی خصوصیتان خود داری کنید ، این افراد میتوانند به عنوان دوست برای شما باشند اما کسی که میخواهد وارد خانه شما شود باید لیاقت ورود به آن را داشته باشد.

5- از نشاندان زنها و مردها بر سر یک سفره در میهمانی ها خود داری کنید

به طور کلی باید از رابطه غیر ضروری همسرتان با نامحرم جلوگیری کنید مهم نیست این نا محرم برادرتان باشد یا دوست نزدیک ، اگر همسر و زندگیتان برایتان ارزش دارد باید آن را در معرض دید و استفاده دیگران قرار ندهید زیرا هر چیز ارزشمند در خطر دزدیده شدن است و انسان کالاهای ارزشمند خود را برای جلوگیری از دستبرد سارقین در گاوصندوق و مکان های امن نگاه میدارد حال چطور می شود زن انسان که بسیار بالاتر از کالا برای انسان ارزش دارد را به راحتی در معرض دید و دسترس دیگران قرار دهیم؟

به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، خاطره یکی از افسران پلیس آگاهی که در شهرستان شهرکرد خدمت می‌کند،‌ گزارش امشب را رقم زد، این ستوان که بیش از 12 سال در پلیس آگاهی خدمت می‌کند،‌ یاد آور داستانی واقعی شد که در آن برادری قربانی خیانت همسر و هوسرانی برادر کوچکترش شده بود.
 
خاطره کارآگاه پلیس آگاهی شهرکرد، برمی‌گردد،‌ به نیمه دوم سال 90 در یک شب سرد زمستانی که خانواده‌ای با اضطراب و دلهره به پلیس‌ آگاهی مراجعه کردند و خبر از مفقود شدن یکی از اعضای خانواده‌‌شان به نام مرتضی را دادند.
 
2 بردار مرد فقدانی در اظهاراتشان به کارآگاهان گفتند: مرتضی متاهل است و یک فرزند دارد، ‌به خاطر همین موضوع هیچ وقت سابقه نداشت که دیر به خانه بیاید ولی امروز از صبح که به محل کارش در بیمارستان رفته دیگر به خانه بازنگشته است.
 
پلیس در بررسی اولیه متوجه شد که جریان فقدانی درست است و مرتضی ناپدید شده و سپس در گام بعدی شروع به جمع آوری اطلاعات برای علت ناپدید شدن مرتضی کرد که با فرضیه‌های مختلفی برخورد کردند و مهم ترین آن حضور مرتضی در یکی از شرکت‌های هرمی در تهران بود، چراکه قبلا نیز سابقه حضور در اینگونه فعالیت ها را داشت که ماموران پس اعزام به تهران این فرضیه را رد کردند.
 
در بین تحقیقات پلیس،‌ ماموران دریافتند که مرتضی با همسرش در عین حال که وضعیت مالی خوبی داشتند، رابطه صیمیمی نداشتند و زندگی‌شان بسیار سرد و خشک سپری می‌شد،‌ لذا تحقیقات را از همسر مرتضی به نام سارا که تنها 20 سال بیشتر نداشت، شروع کردند.
 
سارا در صحبت‌های اولیه با گریه و زاری قصد داشت ماموران را فریب دهد ولی هر چه او بیشتر سعی می‌کرد، ظن ماموران به سارا بیشتر می‌شد، از طرفی ماموران با استفاده از اطلاعات مخبرین متوجه شدند برادر کوچکتر مرتضی به نام هاشم چندین مرتبه پس از مفقود شدن مرتضی به صورت مخفیانه وارد خانه برادرش شده است.
 
این مدارک پلیس در کشف و بر ملا کردن راز پرونده بسیار به ماموران کمک کرد و در ذهن کارآگاهان فرضیه یک جنایت هولناک نقش بست و سپس با مجوز قضایی دو مظنون پرونده(همسر و برادر مرتضی) بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند.
 
هاشم در ابتدای بازجویی شروع کرد به تهدید کردن ماموران که از آنان شکایت می‌کند و می‌گفت: من برادرم را خیلی دوست داشتم چگونه می‌توانم او را به قتل برسانم، اما دروغ‌های برادر کوچکتر کاری از پیش نبرد و سرانجام مجبور به اعتراف شد و راز جنایتی را فاش کرد.
 
قاتل در جزئیات این جنایت گفت: من و زن مرتضی از مدت‌ها پیش یعنی پس از به دنیا آمدن فرزند مرتضی با یکدیگر رابطه جنسی داشتیم و این رابطه هر روز بیشتر می‌شد و ما بیشتر در باتلاق فرو می‌رفتیم، حتی یکی از برادرانم نیز به این موضوع شک کرده بود، هر وقت چشمم به مرتضی می‌افتاد، شرمنده می‌شدم، اوایل رابطه‌ام با سارا، خواستم چندین بار خودکشی کنم ولی جراتش را پیدا نکردم و بازهم به این رابطه ادامه دادم، نبود طولانی برادرم و جوان بودن سارا ما را به ایجاد عمل بی‌شرمانه بیشتر از پیش وسوسه می‌کرد.
 
قاتل بی‌رحم افزود: این ماجرا ادامه داشت تا اینکه زندگی مرتضی با سارا هر روز خشک تر و سرد تر شد و دیگر هیچگونه محبتی بین آنان حکفرمایی نمی‌کرد، آنجا بود که سارا به من پیشنهاد داد تا با کشتن مرتضی زندگی جدیدی را با یکدیگر آغاز کنیم، ابتدا مخالف این کار بودم ولی بعد به رسوایی رابطه‌مان فکر کردم و پذیرفتم.
 
هاشم درباره چگونگی کشتن برادرش گفت: مقداری داروی بیهوش کننده، خریدم و به سارا دادم ، او هم شب حادثه او را در لیوان چای مرتضی ریخت و پس از بیهوش شدن مرتضی با من تماس گرفت و من بالای سر برادرم آمدم و در حالی که چشمانش می‌دید و آرام می‌گفت: برادر حالم خوب نیست، ‌کمکم کن، او را با ضربات پتک که از قبل آماده کرده بودم،‌ از پای در آوردم، اما هنوز مرتضی نفس می‌کشید، به خاطر همین مجبور شدم، چندین آمپول جوهر نمک و هوا به او تزریق کنم که این باعث شد مرتضی مرگ دردناکی را تجربه کند،‌ مرتضی در حین دست و پا زدن بود که با دستمال جلوی دهان و بینی‌اش را بستم و سعی کردم زندگی اور را زودتر پایان دهم که سرانجام پس از 20 دقیقه مرتضی فوت کرد.
 
برادر بی‌رحم یادآور شد: پس از کشتن مرتضی، جسد او را با خودروی برادرم که قرض گرفته بودم به كوه‌های حوالی روستای آقبلاغ بردم و در گودالی كه روز قبل به ارتفاع حدود یك متر حفر كرده بودم؛ دفن کردم؛ و سپس به خانه برادرم  برگشتم و با كمك همسرش كلیه آثار و مدارك موجود از جمله رد خون‌ها را از بین بردیم و بعداً برای گمراه کردن ماموران و خانواده‌هایمان اقدام به اعلام مفقود شدن او كردیم.
 
پس از پایان یافتن صحبت‌های هاشم ماموران به محل دفن جسد رفته و پس از کشف، جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند و سپس با تایید صحبت‌های هاشم توسط سارا، این پرونده بسته شد و هر دو متهم روانه زندان شدند.


نظرات()   
   

     بسم الله الرحمن الرحیم

فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة ذالک ادنی الا تعولوانسا 3

ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة

وان تصلحوا و تتقوا فان الله کان غفورا رحیما نسا 120


                                  بنام خداوندبخشنده مهربان

با زنان پاک ازدواج کنیدبا دو یا سه یا چهار زن و اگر می ترسید عدالت را میان آنان رعایت نکنیدتنها یک زن بگیرید

این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می کند نسا 3

شما هرگز نمی توانید در میان زنان عدالت برقرار کنید هر چند تلاش کنید ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده در آورید

واگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیریدخداوند آمرزنده و مهربان است نسا129


                         حلقه ازدواج

    سفر برای تحصیل دانش

هشام بن حکم مردی با تقوا و از شاگردان ممتاز امام صادق علیه السلام بود او بعنوان پژوهشگر شیعی سعی میکرد تاپرسشهای خود را با امام صادق علیه السلام درمیان بگذارد

داستان زیر بر این سخن گواهی می دهد

 

روزی ابن ابی العوجا از دانشمندان مخالف اسلام درباب تعدد زوجات از هشام پرسشی کرد او می گفت:

از سویی قرآن در آیه سوم نساء می گوید با زنان پاک مسلمان ازدواج کنید با دو یا سه یا چهار زن واگرمی ترسید عدالت را میان آنها رعایت نکنید تنها یک زن بگیرد

و از سویی دیگر در آیه 129 همین سوره می گوید شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت برقرار کنید هرچند تلاش کنید

با ضمیمه کردن آیه ی دوم به آیه اول درمی یابیم که تعدد زوجات در اسلام ممنوع است زیرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نیست پس در نتیجه تعدد زوجات در اسلام حرام است

هشام از پاسخ باز ماند و برای پاسخ ، از ابن ابی العوجا فرصت خواست. هشام برای پاسخ به سوی امام صادق علیه السلام به مدینه شتافت و سخن ابن ابی العوجا را برای حضرت بیان کرد

امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمودند : منظور از عدالت در آیه سوم سوره  نساء عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسری وطرز رفتار و کردار است و منظور از عدالت در آیه 129 نساء عدالت درتمایلات قلبی است

بنابراین تعددزوجات باشرایطی در اسلام جایز و حلال است

هشام ازمدینه برمی گردد و پاسخ امام صادق علیه السلام را در اختیار ابن ابی العوجا می گذارد او قسم می خورد این پاسخ تو (یعنی هشام) نیست     منتهی الامال ج2ص251


نظرات()   
   

حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد چند همسری آفریده شده،تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.

ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن که شرحی درباره آشفتگیهای اخلاقی امروز از نظر امور جنسی می‏دهد،می‏گوید:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه‏«اصلاح ناپذیری‏»است که به تنوع داریم و طبیعت‏به یک زن بسنده نمی‏کند.»

هم او می‏گوید:

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می‏تواند تک همسری را به او تحمیل کند.»

در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان‏«آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟»نوشته است:

«پروفسور اشمید آلمانی گفته است:...در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله ‏رو خیانت.حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض می‏کردند و 50 درصد از مردان زن دار به همسرانشان خیانت می‏ورزیدند.رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش-که به کینزی راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از پشت‏بسته‏اند...کینزی در قسمت دیگر گزارشش آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی‏آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می‏کند،آسان از راه بدر می‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام‏»بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام‏»بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول‏«اسپرم‏»تولید می‏شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی‏کند.صرف نظر از فرضیه کینزی،بد نیست از خودمان بپرسیم:آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟

هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن برای مرد مشکل نیست‏بلکه غیر ممکن است.یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها.مرد اگر به تاریکی می‏پرد و به زنش خیانت می‏کند تقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.»

در شماره 120 همین مجله تحت عنوان‏«عشق و ازدواج به سبک فرانسوی‏» چنین می‏نویسد:«زن و شوهر فرانسوی مساله بی‏وفایی را بین خودشان حل کرده و برای آن قاعده و قانون و حد و حدودی قائل شده‏اند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکی‏اش بی‏اهمیت است.آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگی زناشویی می‏تواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.اما در مورد زنان تا اندازه‏ای تفاوت می‏کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت‏شود زنش احساس نارضایی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود،زیرا به خودش دلداری می‏دهد:او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»

در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست ‏شناس به نام دکتر راسل لی در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتی مورد بحث و گفتگوی نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دکتر راسل لی قناعت مرد به یک زن خیانت‏به نسل است،نه از نظر کمیت‏ بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می‏کند.نسل در چند همسری قوی و نیرومند می‏گردد.
 البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست‏شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند.بر عکس،معتقدیم زیست‏شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه‏های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است; چند شوهری بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.اما مرد طبعا تک همسر نیست،به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.

اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم.ما منکر این نظر هستیم که می‏گوید علاقه مرد به تنوع‏«اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها.

به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می‏آورد نه خلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعی است.عوامل خیانت را محیطی به وجود می‏آورد که از یک طرف زن را تشویق می‏کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد،هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می‏کند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع می‏سازد.

در مشرق اسلامی پیش از آن که آداب و رسوم غربی رایج گردد 90 درصد مردان، تک همسر واقعی بودند;نه بیش از یک زن شرعی داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده‏های اسلامی حکمفرما بود.

چند همسری،عامل نجات تک همسری
تعجب می‏کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تک همسری بود.بلی،مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسری است،به این معنی که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا می‏شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونی می‏گیرد،اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت‏شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و مالی و جسمی هستند اجازه چند همسری داده نشود،رفیقه بازی و معشوقه گیری ریشه تک همسری واقعی را می‏خشکاند.

در مشرق اسلامی از طرفی تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود.لهذا تک همسری واقعی بر اکثریت‏خانواده‏ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازی مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسری است و تک همسری برای مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممکن است‏بپرسید:بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت،مرد را چند همسری می‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم می‏کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه می‏شود؟

تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است:مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش می‏خواهد مانعی ندارد.به عقیده این آقایان رفیقه‏گیری و معشوقه‏بازی حق طبیعی و مسلم و مشروع مرد است!و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی‏«نامردی‏»است.

چهره واقعی بحث
گمان می‏کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله‏ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست.مساله این نیست که آیا تک همسری بهتر است‏یا چند همسری مسئله این است که آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چند همسری کدامیک را انتخاب کند.مساله‏ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی،مخصوصا فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج ، بر مردان نیازمند،تک همسری مطلق عملا در خطر افتاده است.تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده‏ها بشود افسانه‏ای بیش نیست.یکی از دو راه در پیش است:یا رسمیت‏یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متاهل-که حتما از 10 درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی‏شوهر،و یا باز گذاشتن راه معشوقه‏بازی. و چون در صورت دوم هر معشوقه‏ای می‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود.

آری،این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری.اما مبلغان شیوه‏های غربی حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند،حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند.آنها واقعا مدافع معشوقه‏گیری هستند،زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم می‏دانند و یکی‏اش را هم زیاد می‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن،لذت را در آزادی از قیود ازدواج می‏شناسند،اما در گفته‏های خود برای ساده‏دلان چنین وانمود می‏کنند که ما مدافع تک همسری هستیم،با لحنی معصومانه می‏گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بی‏وفا!

نیرنگ مرد قرن بیستم
مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهای قشنگ تساوی و آزادی،زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت‏به او بکاهد و بر کامگیریهای بی‏حساب خود بیفزاید.اما در کمتر مساله‏ای به اندازه تعدد زوجات،از این جهت موفقیت داشته است.

راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهایی می‏بینم که دچار تردید می‏شوم،نمی‏دانم ساده‏ دلی است‏یا اغفال؟

یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است:

«در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان(دائم یا منقطع)از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»

من نمی‏دانم این گونه اشخاص تصور واقعی‏شان از این مساله همین است ‏یا نعل وارونه می‏زنند؟!آیا اینها واقعا نمی‏دانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینی می‏کند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تاکنون برای این مشکل پیدا نشده است؟آیا اینها نمی‏دانند که چشمها را روی هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد«زنده‏باد تک همسری و مرگ بر چند همسری‏»دردی دوا نمی‏کند؟آیا اینها نمی‏دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

مضحک این است که می‏گویند:«تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»گذشته از اینکه مقایسه غلطی است،شاید نمی‏دانند که دنیای امروز-که این آقایان هر پدیده‏ای را به این نام جذب می‏کنند و هیچ تردیدی را در صحت رویدادهای آن روا نمی‏دارند-مرتبا از مرد می‏خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.دنیای امروز این‏«نابردباریها»را به نام حسادت،تعصب، فناتیسم و غیره محکوم می‏کند.ای کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتی که از این لحاظ در مغرب زمین می‏گذرد اندکی آگاهی داشتند.

اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است‏باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد،و الا منع قانونی تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگری ندارد.

بحران ناشی از محرومیت زنان بی‏شوهر
در این شرایط منع تعدد زوجات خیانت‏به بشریت است،زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست.اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده‏ای از زنان ختم می‏شد باز قابل تحمل بود.بحرانی که از این راه عارض اجتماع می‏شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است،همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدس تر است.

زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم می‏ماند یک موجود زنده است‏با همه عکس العمل‏هایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان می‏دهد،یک انسان است‏با همه عوارض روانی و عقده‏های روحی در زمینه ناکامیها،زن است‏با همه نیرنگهای زنانه، دختر حواست‏با قدرت کامل‏«آدم فریبی‏».

او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای‏«روز مبادا»ذخیره کنند،خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند. بلی، او یک موجود زنده است،یک انسان است،یک زن است;نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد.او خواهد گفت:

سخن درست‏بگویم نمی‏توانم دید که می‏خورند حریفان و من نظاره کنم

همین‏«نمی‏توانم دید»کارها خواهد کرد،خانه‏ها و خانواده‏ها ویران خواهد ساخت، عقده‏ها و کینه‏ها به وجود خواهد آورد.وای به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست‏به دست هم بدهند.

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را برای اغوای مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد،و بدیهی است که‏«چو گل بسیار شد پیلان بلغزند»و متاسفانه از این‏«گل‏»مقدار کمی هم برای لغزیدن این پیل کافی است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا می‏کند؟خیر،نوبت‏به زنان خانه‏دار می‏رسد. زنانی که شوهران خود را در حال خیانت می‏بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت می‏افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد می‏شوند.نتیجه نهایی چه خواهد بود؟

نتیجه نهایی در گزارشی که به‏«کینزی راپورت‏»مشهور شده،ضمن یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از شت‏بسته‏اند».

ملاحظه می‏فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمی‏یابد،شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه‏دار را هم می‏گیرد.

عکس العمل‏های مختلف در زمینه پدیده فزونی زن
پدیده فزونی نسبی زن همیشه در زندگی بشر وجود داشته.چیزی که هست عکس العمل‏ها در برابر این پدیده-که مشکله‏ای برای اجتماع به وجود می‏آوردیکسان نبوده است. ملتهایی که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشتری داشته،به رهبری ادیان بزرگ آسمانی این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده‏اند و ملتهایی که تقوا و عفاف چندان با روحیه‏شان سازگار نبوده،این پدیده را وسیله‏ای برای فحشاء قرار داده‏اند.

نه تعدد زوجات در مشرق ناشی از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است،زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقی آن را مجاز کرده بودند،و در اصل دین مسیح هم نصی بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح.

ملتهایی که در مسیر فحشاء قرار گرفته‏اند بیش از ملتهایی که تعدد زوجات را تجویز کرده‏اند به تک همسری ضربه زده‏اند.

دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانی محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات می‏گوید:

«این آیات اکتفا به یک زن را بهتر می‏شمارد و می‏گوید:اگر می‏ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید.ضمنا تاکید می‏کند که نمی‏توانید به عدالت رفتار کنید.اما در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش آید که تعدد زنان را ایجاب می‏کند،بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم در اثنای جنگهای مسلمانان که گروهی از آنان کشته می‏شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند،بدین طریق رفتار کرد.واقعا آیا می‏توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومی و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف می‏شوند و عده زیادی زنان بی‏شوهر می‏مانند،اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟آیا مردم مغرب زمین می‏توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانی قانون اکتفا به یک زن همان طور که وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»


نظرات()   
   

انسان اعم از زن و مرد، می‌تواند به هنگام ازدواج امور جایز مورد نظر خود را در ضمن عقد شرط نماید. در این صورت بر شخصی که شرط بر علیه او می‌باشد، لازم و واجب است به شرطی که متعهد شده و آن را پذیرفته است وفا نموده و بدان پایبند باشد.

همان‌گونه که گفتیم شرط ضمن عقد باید از نظر شرعی سائغ و جایز باشد، به همین جهت است که امام خمینی (س) در تحریرالوسیله، ج 2، ص: 287 تصریح فرموده‌اند:

مسألة 2 - إذا شرط فی عقد النکاح ما یخالف المشروع مثل أن لایمنعها من الخروج من المنزل متى شاءت‌ و إلى أین شاءت، أو لایعطی حق ضرتها من المضاجعة و نحوها، و کذا لو شرط أن لایتزوج علیها أو لایتسرى بطل الشرط و صح العقد و المهر و إن قلنا بأن الشرط الفاسد یفسد العقد.

معنی عبارت عربی بالا بصورت تحت الفظی و با توضیحات اضافی چنین است:

اگر کسی در عقد ازدواج چیزى که مخالف شرع است را شرط نماید‌ مثل این‌‌که زن شرط کند شوهر او را از بیرون رفتن منزل- هر وقت و هر جا که بخواهد منع نکند، یا حق همخوابگى هووى او را رعایت ننماید و یا اینکه در عقد دائم شرط کند تا حق داشته باشد با شوهر خود هم خوابگی ننماید، این شروط بر خلاف ذات عقد بوده و در نتیجه  باطل است. و همچنین است اگر شرط کند که روى او زن نگیرد که در این صورت شرط باطل است ولی عقد و مهر صحیح است؛ اگر چه قائل باشیم به این‌که شرط فاسد عقد را فاسد مى‌کند.

از اموری که جواز و عدم جواز شرط آن در ضمن عقد، محل بحث بوده و در این سؤال آمده است، شرط نمودن "حق طلاق برای زن" است. با این توضیح که چون به حکم شارع مقدس حق طلاق با مرد است،  آیا زن می‌تواند هنگام ازدواج حق طلاق برای خود را شرط نموده و به موجب این شرط حق طلاق داشته باشد یا خیر؟

با دقت در جواب بالا در می یابیم که حقوقی که طبق شرع با خواندن عقد بر گردن زوج و زوجه قرار میگیرند قابل زائل و باطل شدن نیستند و اینها حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و فرع نمیتواند بر خلاف اصل باشد زیرا در این صورت اصل را خدشه دار میکند و فتوای ایشان بر این موضوع تاکید دارد که چنین شرطی باطل است تا از اصل محافظت گردد و عقد دچار نقصان و یا ابطال نگردد.

در چنین شرایطی عقل بشر به کار می افتد و راهی را برای دور زدن شرع مقدس پیدا می کند مانند نمونه امروزی آن که برابر شدن دیه از طریق بیمه بود و اینجا وکالت طلاق به جای حق طلاق است که امام نیز آن را باطل ندانستند و  شرط بصورت کنونی در دفترچه ها ثبت گردید تا در صورتیکه مرد ازدواج مجدد کرد زن میتواند وکالتا خود را طلاق دهد.

«س 55‌ - آیا دختر مى‌تواند حین عقد ازدواج شرط نماید که أوّلا شوهرش حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد؟ و ثانیا زن حقّ طلاق داشته باشد؟ مستدعى‌ است بفرمائید این شرطها شرعى است یا نه؟

ج‌ - شرط نمودن اینکه شوهر حقّ ازدواج با غیر را نداشته باشد یا ازدواج با غیر نکند و همچنین شرط اینکه زن حقّ طلاق داشته باشد باطل است.

«س 64‌ - زن و مردى را مى‌خواستند به عقد یکدیگر در آورند، زن شرط نمود در محضر بنویسید که من نیز حقّ طلاق دارم، مرد نیز قبول کرد، أمّا‌ محضردار پس از خواندن عقد شرط مزبور را ننوشت.

اوّلا: آیا محضردار حقّ دارد که شرط مزبور را ننویسد؟

ثانیا: طرفین با این شرط به زن و شوهر شدن رضایت داده بودند، حال که شرط مزبور را محضردار ننوشته و نارضایتى پیدا شده آیا این عقد از نظر إسلام درست است؟

ج‌- در هر صورت عقد صحیح است، و اگر به این نحو شرط شده که زن حقّ طلاق داشته باشد شرط باطل است

(استفتاءات، امام خمینى؛ ج‌3، ص: 101 و 103)

اما باطل بودن این شرط نه تنها از وجه کلاه شرعی بودن قابل بررسی است بلکه از این وجه نیز مورد بحث است که این شروط با زور و اجبار امضا می شوند و مردان حقی در رد آنها ندارند زیرا به طور چاپی در دفترچه ها قرار گرفته اند و کسی که آنها را امضا نکند مثل کسی است که قصد سوء دارد پس چگونه میتوان این شرط را الزام آور دانست؟

در هر صورت آنچه واضح است این است که شروطی مانند حق مسکن و طلاق یا ازدواج مجدد حقوقی هستند که در ذات عقد نهفته هستند و نمیتوان اجزای عقد را تشریح کرد و یکی یکی آنها را دور انداخت زیرا در این صورت دیگر درون این ظرف چیزی باقی نمی ماند و از محتوا تهی خواهد شد پس به رنان و مردان توصیه میکنم در صورت امکان از امضای شروط  دفترچه خود داری کرده و هیچگونه شرط اضافه ای را نپذیرند.

مرد در ازدواج همان اندازه ریسک می کند که زن به اضافه اینکه مرد در صورت طلاق مال و اموالی را از دست می دهد که زن از دست نمیدهد پس دلیلی وجود ندارد تا از حقوق خود بگذرد و به زن تضمین بدهد  همانطور که زنها حاضر نیستند از کوچکترین حق خود بگذرند شما هم نباید چنین باشید. اگر به زنی گفته شود که رضایت دهد تا شرایط چاپی امضا نشود قبول نخواهد کرد زیرا این شروط را هم حق خود میداند در حالیکه قرار بوده اینها در صورت امضا شدن حق او باشند پس چرا مردان حاضر می شوند انواع شرایط اضافی را بر خود تحمیل کرده و حق حاکمیت خود بر خانه و خانواده را از بین ببرند و همین موضوع فردا باعث ایجاد طلاق خواهد شد ، طلاقی که چیزی از آنها باقی نخواهد گذاشت و با وجود ضربه عاطفی و مالی ای که میخورند باید تاوان مهریه و زندان را هم بدهند.


  • آخرین ویرایش:جمعه 10 مرداد 1393
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
آخرین پست ها
html] [/html]