تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، داشتن چند زن تا سال ۱۳۴۶ که نخستین قانون حمایت خانواده  توسط مجلس شورای ملی تصویب شد صرفا تابع قواعد شرعی بود و اصولا قانون مصوبی در این باره وجود نداشت؛ از این رو هر مردی (چه فقیر بود،  چه غنی) می‌توانست در حدود شرعی و بدون ایفا عدالت حداکثر چهار زن دائم در قباله نکاح دائم خود داشته باشد و بطور نامحدود  ازدواج موقت بکند بدون اینکه، اجازه همسر نخست لازم باشد اما قوانین ایران پس از این سال به این موضوع سر و سامان دادند.

در ادامه در گفت‌و‌گو با دكتر «امید آریانا» وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم.

اشاره ضمنی به موضوع

این مشاور حقوقی با بیان این‌كه با استفاده از موادی، چون ۹۰۰، ۹۰۱، ۹۴۱، ۱۰۴۹ قانون مدنی می‌توان گفت، قانون مدنی تلویحا تعدد زوجات را به رسمیت شناخته اما به طور اختصاصی ‏اشاره صریحی  نکرده است به «حمایت» می‌گوید: در سال ۱۳۵۳ قانون حمایت خانواده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. با تصویب قانون اخیر قانون حمایت پیشین (۱۳۴۶) لغو و قانون‏ جدید از تاریخ ‏۱۵ مهر1392 لازم‏اجرا شد.

قانون ‏اخیر در خصوص ‏اجازه ‏زناشویی ‏مرد به طور همزمان ‏با چند زن ‏اشاره ‏صریحی نکرده همچنین در ماده ‏۵۸ قانون مذكور ‏به ‏قوانین ‏منسوخ ‏ماقبل‏ خود اشاره ‏داشته و ‏از قانون ‏حمایت ‏خانواده ‏مصوب‏ سال ۱۳۵۳به عنوان‏ قانون‏ منسوخ‏ نامی ‏‌‌برده ‏نشده ‏است. با این ‏وصف ‏در خصوص ‏قانون‏ حاکم ‏بر ازدواج‏ مجدد می‌‏توان‏گفت‏ که گذشته‏ از قواعد شرعی ‏و قانون‏ مدنی ‏‏و قانون‏ ‏حمایت ‏از خانواده ‏مصوب ۱۳۹۱، قانون ‏حمایت ‏خانواده‏ مصوب۱۳۵۳‏نیز حاکم ‏و ‏قابلیت ‏اجرایی‏دارد.
 
لزوم رعایت عرف

این مشاور حقوقی با بیان اینكه این گونه قوانین باید با عرف جامعه نیز هماهنگ باشد می‌گوید به موجب ‏مواد ۱۶و ۱۷‏قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ علاوه بر شرایط شرعی لازم  زناشویی مجدد را محدود به ۹ مورد کرده است، همچنین ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زنا شویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه، و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

وی می‌افزاید: هیچیک از قوانین مربوطه به زناشویی و قانون ‏حمایت ‏خانواده ‏مصوب‏1/12/91 راجع به، استیفای عدد یعنی حداکثر تعداد زنانی که مرد می‌تواند در حباله نکاح خود داشته باشد اشاره صریحی نکرده‌اند.

از این رو به لحاظ کامل و صریح نبودن قانون مزبور به استناد ماده ۳ قانون آیین دادرسی مدنی باید به عرف و عادت مسلم مراجعه کرد و عرف منظور این ماده عرفی است که ریشه‌های مذهبی دارد؛ در شرع مقدس اسلام نیز به استناد آیه ۳سوره ‏نسا جواز زناشویی حداکثر با چهار زن استنباط می‌شود اما در مورد دائم یا منقطع بودن این زناشویی‏‌ها بحثی به میان نیامده است. ولی ‏مشهور فقها همسر موقت را نیز داخل در شمار چهار نکاح مباح دانسته‏است.
 
شرطی با عنوان توانایی مالی

آریانا با اشاره به این كه امروزه یكی از مهم‌ترین شرایط برای رفاه افراد شرایط مالی فرد است، ادامه‌ می‌دهد: تمکن مالی یا توانایی مالی یعنی داشتن امکانات مالی لازم برای اداره کردن دو یا چند خانواده که شرط مزبور بایستی بر دادگاه احراز شود. بر این اساس دادگاه زمانی به مرد اجازه اختیار همسر دوم‏ خواهد داد که از لحاظ مالی بتواند از عهده، مخارج زندگی دو خانواده یا بیشتر بر آید و این امر بر دادگاه احراز شود.

وی ادامه می‌دهد: به موجب ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۷، شرایط لازم برای زناشویی مجدد عبارتند از: تسلیم تقاضانامه، توانایی مالی مرد، اجرای عدالت، اجازه دادگاه و رضایت همسر نخست. برابر با صدر ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۷ که مقرر می‌دارد: «متقاضی باید تقاضانامه‌ای در دو نسخه به دادگاه تسلیم و علل و دلایل تقاضای خود را در آن قید نماید...». عدم تسلیم تقاضانامه مزبور و تحصیل ‏اجازه ‏دادگاه ‏برای ‏ازدواج ‏مجدد، مستند به ‏ماده۵۶قانون ‏جدید حمایت‏ خانواده، موجب عدم ثبت ازدواج مجدد در دفا‌تر رسمی ثبت، نکاح و طلاق خواهد شد.

رضایت همسر نخست

این وکیل دادگستری با اشاره به   ماده ۱۶ قانون‏ حمایت خانواده مصوب ۵۳ كه تصریح کرده است که مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر با رضایت همسر اول می‌گوید: در این ماده واژه همسر بطور اطلاق بکار رفته است، بنابراین فرقی بین زن موقت و دایم ‏نیست.

وی ادامه می‌دهد: مواد قانونی که مرد به موجب آنها می‌تواند زن دوم بگیرد در‏ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده ۵۳ به‏آنها اشاره‏ شد مواردی‏که‏ در این قانون احصا شده جنبه حصری داشته و غیر آن به هیچ وجه مرد مجاز به اختیار همسر دیگری نخواهد بود.
 
محکومیت زن مجوز ازدواج شوهر

این حقوقدان با اشاره به بند ۸ ماده ۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳می‌گوید: به موجب این بند چنانچه محکوم مرد باشد، زن می‌تواند تقاضای طلاق کند و در صورتی که محکوم زن باشد مرد می‌تواند بدون تحصیل اجازه او مجددا زناشویی کند، همچنین هر‌گاه زن به حکم قطعی به مجازات حداقل پنج سال حبس محکوم شده باشد و این حکم در حال اجرا باشد شوهر می‌تواند همسر دوم اختیار کند؛ اما اگر اجرای حکم پایان یافته باشد شوهر مجاز به زناشویی مجدد نخواهد بود چه دیگر مانعی در راه زناشویی او نیست.
 
اگر زن معتاد باشد

آریانا یكی دیگر از شرایطی را كه می‌تواند از عوامل چند زنی باشد ابتلاء به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی زناشویی را غیر ممکن کند می‌داند و می‌گوید: اعتیاد زن در صورتی مجوز اختیار زن جدید خواهد بود، که شرایطی داشته باشد. یعنی باید این اعتیاد مضر باشد، یعنی عادت‌ها و اعتیادهایی که انسان را به نابودی می‌کشاند و زیان‌های آشکاری دارد مجوز اختیار همسر برای مرد می‌شود. مثل اعتیاد به تریاک، مرفین، هروئین، والکل و…. همچنین به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد یعنی باعث از هم‌پاشیدگی نظام خانواده و مانع از انجام تکالیف زناشویی زن شود.

وی نتیجه می‌گیرد: هر‌گاه تمام این شرایط وجود داشته باشد، مرد می‌تواند از دادگاه تقاضای صدور اجازه زناشویی مجدد کند؛ بدیهی است دادگاه نیز پس از احراز تمام شرایط، اجازه اختیار زن جدید را صادر می‌کند.
 
زن‌هایی که خانه را ترک می‌کنند

این مدرس دانشگاه ترک زندگی خانوادگی از طرف زن را نیز از دیگر مواردی می‌داند که مجوز ازدواج مجدد را به مرد می‌دهد و می‌گوید: در قانون اشاره‌ای به مدت غیبت زن برای احراز ترک زندگی خانوادگی نشده است، اما از ظاهر، ماده می‌توان استنباط کرد که چندان مدت در ترک زندگی خانوادگی مؤثر نیست بلکه همین قدر که، ترک زندگی خانوادگی زن مبین بی‌میلی و بی‌علاقه‌گی او به شوهر و فرزندانش باشد کفایت می‌کند.

وی ادامه می‌دهد: در هر حال تشخیص این امر به عهده دادرس است و دادرس هر‌گاه تشخیص دهد زن زندگی خانوادگی‌اش را ترک کرده است به شوهر اجازه زناشویی مجدد خواهد داد مشروط به اینکه ترک زندگی خانوادگی زن هنگام، صدور جواز زناشویی مجدد فعلیت داشته باشد.

آریانا عقیم بودن زن را نیز دلیل محکمه‌پسند دیگری برای ازدواج مرد می‌داند و می‌گوید: اگر زن قادر به تولید بچه نباشد یا غایب مفقودالااثر شود، مرد می‌تواند دوباره ازدواج کند.
 
حقوق زن در زناشویی مجدد شوهر

در نتیجه ‏ازدواج ‏مجدد شوهر، دو حق‏ برای زن ایجاد می‌شود که اجرای‏ عدالت ‏و حق ‏طلاق است. آریانا در این باره می‌گوید: شوهر باید آنچنان رفتاری با زنان خود داشته باشد که هیچ یک از زنان نسبت به دیگری احساس بر‌تری نکنند، یعنی باید شوهر در خوراک، پوشاک و مسکن بین زنان خود مساوات را رعایت کند. نکته دیگر اینکه شوهر باید در معاشرت با زنان خود نیز عدالت داشته باشد.

البته دادگاه‌ها عملا اجرای عدالت را صرفا از باب تمکن مالی مورد توجه قرار می‌دهند و صرف بی‌عدالتی و تبعیض بین زنان نمی‌تواند موجب طلاق به درخواست زن باشد بلکه عسر و حرج ناشی از این بی‌عدالتی و تبعیض است که مبنای حق در خواست طلاق برای زن می‌شود و این عسروحرج باید به دادگاه ثابت شود.


نظرات()   
   

مطلب زیر برگرفته از وبلاگ یکی از کاربران با نام (دختر ، خانه) میباشد

شیرین اینقدر ها هم شیرین نبود ! اما فرهاد به هوایش کوه کند ... ولی حالا

شیرین ترین شیرین هم که باشه همین که فرهادت هوایی نشود انگار کوه کنده!

واقعا چرا؟؟!!

دخترا از نظر قیافه دارن شیرین و شیرین تر میشن اما اخلاقشون یعنی صبرشون مهربونیشون وفاداریشون قانع بودنشون بی ادعا بودنشون داره هر روز کم تر از قبل میشه و از این نظر دارن تلخ تر و تلخ تر میشن ...

 

البته قبول دارم پسرا هم الان اکثرا دنبال ناز ترین صورتن و سیرت واسشون اولویت بعدیه و اگه یه دختری فرشته خو هم باشه کمتر شرایطی پیش میاد که مردش جذب جذابیت یه زن زیباتر نشه و در کل مردا هم فرهاد دهن سوزی نیستن!..

اما کی اونا رو این جوری کرد؟؟ جز خود بی فکرمون!

دختری که خوشگل بود واسه انتخاب شدن بین مردا واسه دیده شدن زیباییش حجاب و عفتشو کمتر و کمتر کرد

جوری که دخترای دیگه رو به رقابت واداشت که خوشگلا خودشونو نشون بدن و بیان تو میدون و بگن که اون دختر قبلب که مردا دیده بودن همچین مالی هم نبوده و خودشون زیبا ترن ...

اون دخترایی که نمیتونستن وارد رقابت بشن علاوه بر این که حجابشونو کمرنگ تر میکردن عفتشونم نادیده گرفتن که نشون بدن جذابیت چهره زیادم مهم نیس مهم تر جذابیت رفتاره و تبدیل شدن به دخترای لوندی که صدای خنده ی ظریفشون نگاهای ناز و عشوه ایشون حرفای قشنگ و مهربونشون یه کاری حتی بد تر از کارای دخترای دیگه می کرد که فقط حجاب ظاهرشون کمرنگ تره!!

دسته ی دیگه ای که دیدن با حجاب ظاهری و باطنی کمتر هم نمیتونن با دخترای دیگه رقابت کنن به هر دلیلی تبدیل شدن به دخترای خود زشت پنداری که همیشه از دخترای جذاب تر از خودشون بدشون میاد و اونا رو نفرین میکنن یا هم شبا با گریه می خوابن و وقتی به آینه نگا میکنن دلشون میخواد آینه رو بشکونن تا چهره ی خودشونو نبینن ...

البته این اول کاره به زودی رقابت بین دخترا شدید تر هم شد و الان هر بار تعداد کمتری قیافه واقعا جذاب به چشم میان چون

اولا چشم مردا عادت میکنه

دوما روش های جدید آرایش و عمل های جراحی باعث میشه اون دسته از دخترایی که پول و مهارت بیشتری دارن تو زیبا نشون دادن صورتشون برن بالاتر و جوری که دختری که بینیش معمولی بود میره جز دسته ی زشتا و دختری که بینیش یا هر جز دیگه از بدنش زشت تر بود با پرداخت پول میره جز دسته ی خوشگلا ...

خیلی ها تو این رقابت تبدیل با آدمای کینه ای میشن خیلی ها تبدیل به آدمای خودخواه و مغرور میشن خیلی ها از قیافشون حالشون به هم میخوره و آرزوی مرگ میکنن ...

در حالی که از اون طرف پسرا لجن تر و بی غیرت تر و شهوت پرست تر میشن ...

مردایی پیدا میشن که خیلی راحت نسبت به زنشون بی احساس میشن و شاید تو این راه بهش خیانت کنن و شاید هم از زندگی خودش بدش بیاد و حسرت مردای دیگه رو بکشه که با فلان زنی رابطه دارن.. البته خیانت میتونه یه فکر یه نگاه یه حرف یا هر چیز کوچیک دیگه باشه که الان انقد خیانت ها بزرگ و نامردونه شدن که اینا دیگه اصلا به حساب نمیان...

پسرایی پیدا میشن که به خاطر سن خاصشون که اوج نیازشونه عاشق و شیفته ی دخترایی میشن که هر مردی عاشق و شیداش میشه و حاضره هر چی بخواد به پاش بریزه .. دخترایی که طرف دار زیاد دارن سخت گیرانه تر هم تصمیم میگیرن اما این سخت گیری معمولا وارد حوزه ی شخصیت آدما یا ایمان و اخلاق و خونواده ی درستکار طرف مقابل نمیشه بلکه فقط در مورد پول و قدرت و شهرت و قیافه و قد و صدای مرد سخت گیری انجام میشه ... پسر هیچی ندار 18 ساله اولین و تنها عشقشو رو آهن پرست میبینه و میره به سمت همین اهن حالا هرجوری که به دست بیاد هم مهم نیس براش ...

جامعه به سمت علم نمیره به سمت کمالات اخلاقی نمیره به سمت همکاری نمیره

هدف از درس خوندن تو دبیرستان میشه قبولی تو یه رشته ی پولساز و عرف پسند مث دندون پزشکی یا پزشکی و غیره و هدف از درس خوندن تو دانشگاه میشه مدرک محض! و البته پیدا کردن شوهر با به لجن کشیدن محیط مثلا علمی دانشگاه و هدف از کار میشه کسب پول و قدرت واسه فلان ماشین خارجی یا فلان عمل زیبایی

و در آخر تنها چیزی که به جامعه حکمرانی میکنه چیزی غیر از شهوت و پول نمیشه ...

این وسط یه تعداد دختر هم هستن که نمیخوان آرایش کنن و مانتوی تنگ و نازک یا براق و کلا تحریک کننده بپوشن

چون دلشون به حال پسرایی که نمیتونن ازدواج کنن میسوزه

چون دلشون به حال مردای زن دار که نمیتونن از زنشون با هر مدلی که هست چاق زشت کم مو صدای نه اونقد نازک لذت واقعی رو ببرن میسوزه

چون دلشون به حال دخترای کم بضاعت که نمیتونن واسه زیبا نشون دادن خودشون میلیون ها تومن هزینه کنن میسوزه اخه فکر میکنه این حق هر دختریه که به خاطر سیرتش انتخاب بشه و ازدواج کنه و طعم خوشبختی رو بچشه

چون دلشون به حال زن های شوهر دار میسوزه که شوهر داری کردن چقد واسشون سخ میشه

این تعداد دخترا حجاب صورت و بدنشونو سفت و سخت تر میگیرن با پسرا و مردا ی نامحرم با غرور و تکبر و تحکم حرف میزنن این تعداد دخترا چه ازدواج کنن چه ازدواج نکنن مایه ی آرامش آدمای شهرن کسی از نامردی اونا گله نمیکنه

با این که خودشونم به عنوان یه زن نیاز به دیده شدن تحسین شدن و خیلی چیزای دیگه مردونه از حق هر انسانی واسه لذت بردن از یه زندگی پاک دفاع میکنن ...

خیلی از مردا بهشون طعنه میزنن بقچه پیچ و امل و عقب افتاده و زشت و خیلی چیزای دیگه رو از اونا میشنون و دل شکستشونو هر شب که نه هر لحظه خدا برمیداره و تیکه هاشو چسب میزنه وبا مهربونی میذاره سر جاش ...

بعضی از دخترای دیگه هم رفتارشون تیغ میزنه به دل این دسته از دخترا چون فکر میکنن با این مظلوم نمایی ها! میخوان مردمو فریب بدن که پاک تر و بهترن در حالی که هر چی فساده زیر همین چادراعه زیر همین حجابای ساختگی ...

این دسته از دخترا مقبولیت زیادی ندارن مخصوصا تو شهرای بزرگ و وقتی میبینن مردی یا زنی به حجابشون بی توجهه و با اونا عادی رفتار میکنن واسشون دعای خیر میکنن که اونا رو به خاطر حجابشون طعنه نمیزنن ...

این تعداد دخترا هر روز واسشون سخت میگذره بماند که بعضی از اون ها خسته میشن و مثل بقیه وارد گرداب رقابت میشن ...

نمیگم فقط چادری خوبه و بقیه بد... چادر آخرین حده حجاب ظاهره و خیلی از مانتویی ها بهتر از خیلی از چادری ها هستن اما من دارم راجع به دخترایی میگم که علاوه بر حجاب ظاهرشون تونستن عفافشونم در مقابل نامحرم حفظ کنن ... این تعداد دخترا واسه من مقدسن ... یه الگو ان...

من هنوز کامل اون چیزی نشدم که باید بشم ولی هدفم دختراییه که دارن به تنهایی منو یاد عاشورا میندازن ... تنهاییشون .. تحقیر و فشاری که از سمت جامعه واسه برداشتن حجاب روشونه ... تو نگاهشون میتونم بخونم که..

ماییم و نوای بی نوایی بسم اله اگر حریف مایی...

خواهش میکنم اگه یکی از این جور دخترا داره وبلاگمو میخونه این حرفمو همیشه یادش بمونه و بهش نیروی تحمل بده..

پیامبرمون(ص) از نادونی مردمش خیلی سختی کشیدن خیلی هم مسخرشون کردن اما باعث نشد حس مهربونی و مسئولیتش نسبت بهشون تو وجود مبارکشون کمتر شه همیشه واسشون دعای عاقبت به خیری میکردن و دلسوزشون بودن...

مردم شهر هم الان نمیدونن دارن کجا میرن ... من میدونم که هرچی تعداد بیشتری انسان به یه مسیر هجوم بیارن برخلافش رفتن سخت تر میشه به خاطر همین خیلی دوستون دارم و واسم یه الگوئین...

همین.


نظرات()   
   

 

تضاد فمنیسم با اسلام (قسمت اول)

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

ای مردم ،زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند.اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم،ارث آنها نصف ارث مردان می باشد.پس از زنهای بد پرهیز کنیدو از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.

فمنسیت نزدیک به حدودا یک قرن است که فعالیت می کند. اولین سنگ بنای این گروه برابری کامل حقوق زن و مرد نه تنها در خانواده بلکه در کل جامعه می باشد. اولین خواسته گروه های فمنیست در تاریخ این جنبش مربوط می شود به گرفتن حق رای برای زنان که در اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست. با ورود زنان بیشتر در این جنبش، نهضت آنان در طول تاریخ از نظر محتوا قویتر و از نظر سیاسی پرنفوذتر شد. در سال های اخیر شاهد روندی هستیم که در آن فمنیست که با موانعی همچون اعتقادات مذهبی به خصوص از ناحیه مسلمانان روبرو شده، تلاش دارد با ظاهرسازی در بین مسلمین نفوذ کرده و اعتقادات آنان را در جهت منافع خود تغییر دهد. همچون شیطان که در ظاهر مار حوا را فریب داد تا از طریق آن آدم را از بهشت بیرون کند، اکنون نیز قصد داد در ظاهر فمنیست (که همچون ماری خوش خط و خال می ماند) از طریق زنان، مردان جامعه مسلمین را به انحراف از دین کشانده و به هدف شوم خود که همانا شریک شدن در عذاب الهی  با فرزندان آدم است دست یابد.

اما اسلام و فمنیست همانطور که بارها خاطر نشان کردم دو مقوله کاملا متضاد با یکدیگرند. در این مقاله مولف  سعی در نشان دادن بعضی از این بیشمار تضادها دارد تا کور سوی امیدی باشد به سوی آگاهی امت اسلام.

تمام شیعیان جهان علی (ع)  را هم سنگ پیامبر (ص) قلمداد می کنند. او را در معصومیت و تقدس یکتای عالم می دانند که هر عملش در راه رضای الهی است. تمامی اعمال او در تاریخ شاهدی قوی بر این مدعاست. خلوص نیت او تا بدان حد رسیده که حتی بعضی از گروه های افراطی او را همچون خدا پرستش می کنند که صد البته رفتاری مورد تایید از سوی بزرگان دین، عقل کمال جوی انسان و خود علی (ع) نیست. حتی گروه های غیر شیعه که در ظاهر با علی (ع) مخالف اند (مانند اهل تسنن) هم بر پاکی و صداقت بی مانند او اعتراف دارند. با این اوصاف نظر علی (ع) در مورد هر موضوعی می تواند حجت را بر شکاکان تمام کند و سخن او حایل میان انسان و حقیقت را از بین برد. معرفتی  که حتی پیامبر(ص) در وصف آن می فرماید: من شهر علمم و علی دروازه آن است.

با مراجعه به نهج البلاغه متوجه نظر ایشان درباره زنان و حضور اجتماعی آنان می شویم. و چه تضاد عظیمی بین نظر فمنیست ها از حضور زنان در جامعه و نظر علی (ع) وجود دارد!!!! نظراتی کاملا مخالف که حتی یک نقطه مشترک بین آن دو یافت نمی شود. و شگفتا که در فمنیسم اسلامی با حیله های فراوان، توجیه های غیر منطقی، سفسطه های لجوجانه و اهدافی شوم، از خود بیانات حضرت در جهت فمنیست نشان دادن ایشان استفاده شده است. در زیر نمونه ای از این سفسطه کاریها نشان داده می شود:

در نهج البلاغه درحکمت 230 آمده است :همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او

و این تنها نمونه ای کوچک از بیانات فراوان مولای متقیان علی (ع) در مورد زنان است. بسیاری از فمنسیت های ظاهرا مسلمان با تمامی قوا سعی می کنند بیانات این بزرگوار را دستخوش تخریف کنند. برای مثال گفته های حضرت علی را به یک شخص خاص در زمان خاص نسبت می دهند که ناشی از شرایط سیاسی آن روزگار بوده است در حالیکه هیچ شکی نیست که در بسیاری از سخنان و روایات کلمه النّساء آورده شده که شامل کلیه زنان در تمامی زمان ها و مکان ها می شود.

نمونه بارزتر دمورد توطئه فمنیسم مربوط می شود به خطبه 80 در نهج البلاغه که بسیاری از فمنیست های خونخوار سعی می کنند منظور امام علی را متوجه عایشه نشان دهند در حالیکه هرگز این چنین نیست. همه زنان مطابق قوانین اسلامی ارثی نصف مردان دارند نه فقط عایشه،معادل بودن شهادت یک مرد با دو زن در مورد همه زنان صادق است و گذشته از این تمام زنان چه مسلمان و چه غیر مسلمان چند روزی از ماه را عادت ماهانه هستند.از طرفی علی(ع) آنجا که در مورد عایشه صحبت می کند از لفظ عام النساء استفاده نمی کند و دقیقا او را مورد خطاب قرار می دهد. در خطبه 13 و 155 نهج البلاغه این امر به خوبی نمایان شده است.

موارد گفته شده فاصله طرز فکر یکی از بزرگان دین امام علی (ع) و اندیشه های رایج را نشان می دهد و اینکه چه تلاش نفرت انگیزی برای تغییر دین از سوی فمنیست ها و صهیونیست ها در حال انجام است. خطری بزرگ که بدون مشارکت مسلمانان معتقد به اصل ولایت می تواند به پیکره اسلام آسیب وارد کند.


نظرات()   
   

آیا در اسلام کتک زدن زنان مجاز است؟

 

رسول خدا (ص) می فرمایند: «بدترین چیزها در عالم هستی، زنان ناسازگارند

اما زنان ناسازگار چه کسانی هستند؟

امروز این گروه کسانی هستند که با ادعای برابری حقوق زن و مرد کانون خانواده ها را به آتش کشیده اند. زنانی که با بی توجهی کامل به نیاز های همسر، مقدمات نابودی خانواده و کل اجتماع را فراهم می کنند. زنانی که با عقده خودبرتربینی، مال اندوزی و جاه طلبی بی حد سعی می کنند زندگی را برای خود و دیگران به جام زهر تبدیل کنند.  کسانی که نه فقط زندگی خود بلکه زندگی دیگران را هم به مرکز زد و خورد بین همسران تبدیل کرده اند. زنانی که در یک کلام فمنیسم خوانده می شوند.

 برای برخورد با چنین زنانی چه راهی باید در پیش گرفت که به افراط و تفریط گرفتار نشویم و این گروه مرتد نیز سربراه شده و راه صلاح را در پیش گیرند؟ خداوند در سوره النساء (زنان) آیه ۳۴ راهی متعادل و مناسب برای حل این مشکل پیشنهاد می کند.

سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

... وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا.

... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است. 

به آیه بالا توجه کنید! قرآن در بعضی موارد اجازه تنبیه بدنی برای زنان را مجاز شمره است که البته با توضیحاتی که در ذیل می دهیم مشخص خواهد شد که این توصیه به هیچ عنوان نوعی ظلم به زن محسوب نمی شود.

اگر دقت کنیم متوجه می شویم که در ابتدا قرآن، راهی ملایم برای بر خورد با چنین زنانی در پیش می گیرد، در مرحله بعدی سعی می کند که مجازاتی قاطعانه تر در نظر گرفته و ترک بستر را به شوهر را پیشنهاد می کند و اگر هیچکدام از راه های قبل جوابگو نبود در آن صورت توصیه به تنبیه بدنی می کند که حتی در این مرحله نیز قرآن با توجه به نیاز های روحی و روانی هر دو جنس چنین راهکاری را توصیه می کند.

این نوع تنبیه بدنی توصیه شده توسط قرآن دقیقا آن نوع خشونتی نیست که مد نظر بسیاری از افراد اجتماع است. در حدیثی از پیامبر آمده که "زنان را با ریحانه (گیاهی نرم) بزنید" که در اثر این زدن دردی برای زن متصور نیست و حتی قرمزی از آن حاصل نمی شود چرا که در اینصورت مرد باید دیه بپردازد بلکه فقط جنبه تنبیهی آن مد نظر است. مانند پدری که پشت دست فرزندش می زند تا او را از کار بدی باز دارد و در این عمل جنبه تنبیهی مورد نظر است نه ایجاد درد و رنج برای کودک.

همانطور که میدانیم دین اسلام کاملترین دین دنیاست، دینی که دارای ابعاد مختلف بوده و از هر جهت توسط شارع مقدس  مطابق با سرشت انسان تدوین شده است. پس اگر بعضی از قوانین در ظاهر خشن جلوه می کنند، به هیچ عنوان نشانه ظلم و بیداد نیست بلکه راهی است به سوی اعتدال و حفظ نظم در جامعه، همچون قانون اعدام که اگرچه عمل خشنی تبلیغ می شود ولی برای حفظ حیات و تعادل جامعه یک قانون نجات بخش محسوب می شود.

افراد بسیاری ممکن است با دیدن این واقعیت در قرآن دچار ناراحتی و اغتشاش شوند و البته بسیاری از دشمنان اسلام نیز با استناد به این آیات، آنرا دینی ضد زن معرفی کنند، که البته این تلقی نادرست به دلیل ناقص بودن خرد، کم بودن ایمان و در برخی موارد به علت پلیدی افکار آنهاست. انسان هرچقدر هم دانا و توانمند در استفاده از قوانین طبیعت باشد، قطعا در مقابل خداوند بنده ای خطا کاری بیش نخواهد بود. احکام خداوند در بسیاری موارد قابل درک برای عقل ناقص بشر نیستند و تنها با پیشرفت علوم در زمینه های مختلف، تنها قسمتی از درستی آنها برای انسان آشکار می شود.

 قرآن، بزرگ ترین روان شناس دنیاست و قوانین را به گونه ای تنظیم می کند که با شرایط روحی و روانی زن و مرد تطبیق پیدا کرده و هم ثبات خانواده و هم جامعه به خوبی درآن رعایت شود. پس همانطور که در ورای ظاهر خشن حکم اعدام، دروازه ای به روی حفظ نظم و سعادت جامعه وجود دارد، در ورای این حکم خدا هم قطعا سعادت بشر گنجانده شده است. با کمی مطالعه در روان شناسی زنان و مردان می توان به خوبی پی به راهکار خردمندانه قرآن برد. تمامی دستاوردهای روان شتاسی جدید در این زمینه در مورد خواسته ها و تمایلات مردان و زنان با دستورات اسلام سازگاری کامل دارد و تنها کسانی که به عمد قصد آسیب زدن به جامعه را دارند تلاش می کنند قرآن را ضد زن معرفی کنند.

با اینکه قرآن بیش از 1400 سال پیش نازل شده است ولی تمامی جنبه های روحی زوجین را در نظر گرفته و در حالیکه آنان را از خودشان بهتر می شناسد قادر است قوانینی وضع کند که ورای عقلانیت مادی آنها باشد. پس بجاست بجای موضع گیری های بیهوده و  احتمالا آلوده به مصالح سیاسی و استعماری تمامی آیات و دستورات آنرا سر لوحه کار خود قرار دهیم و از پیش داوری بپرهیزیم.

بدیهی است که این حکم برای زنان خاطی است و زنانیکه اطاعت امر شوهر میکنند هرگز مورد خطاب آن قرار نمیگیرند و نباید ناراحت باشند همانطور که ما از زندانی شدن دزدان و اعدام قاتلان ناراحت نیستیم چون در جرگه این افراد گناهکار نیستیم و وقتی کناهکاری مجازات می شود بی گناهان با او احساس همدردی نمیکنند

دوش آن صنم چه خوش گفت  در  مجلس  مـغانم       با  كــافــران چه  كارت گر بــت  نمـی  ‌پرســتی
سلطـــان مـــن خدا را زلفـــت شكســــت ما را        تا كـی كنـد ســیــاهی چنـــــدین دراز دســتی

 


نظرات()   
   

آیا می‌دانید چه چیزهایی شعله جنسی شوهران را خاموش می‌کند؟ آیا می‌دانید بخش زیادی از خیانتهای برخی مردان به زندگی زناشویی خود به سبب راضی نبودن از رابطه زناشویی با همسرانشان است که آن‌ها را متمایل به زنان دیگر می‌کند؟ در این نوشتار فهرستی از مهم‌ترین و متداول‌ترین رفتارهایی را گرد آورده‌ایم که تمایلات جنسی شوهران را کم یا حتی متوقف می‌کند و احتمال تمایل آن‌ها را به خیانت بیشتر می‌سازد.

جام جم سرا: اگر دوستدار زندگی خود هستید، بهتر است ببینید کدام یک از رفتارهایی را که در پی آمده در خودتان می بینید و از اصلاح هر چه سریعتر آن رفتار برای محکم کردن رشته پیوند خود و همسرتان غافل نشوید:

امرو نهی کردن‌های زیاد

امر و نهی کردن در این زمینه مختص زنهایی است که حین عمل جنسی از مردشان مرتب می‌خواهند کاری را انجام دهد یا انجام ندهد که دخلی به خوشایند بودن روابط ندارد (البته این مختص زنان نیست و مردان هم در این زمینه باید مراقب باشند). تحقیقات نشان می‌دهد مرد‌ها واقعاً از چنین رفتاری متنفرند. ابراز احساستان درمورد رابطه جنسی با اینکه مثل یک پلیس ترافیک دستور بدهید، خیلی فرق می‌کند.

بی‌تحرکی در بستر

خیلی از زن‌ها هستند که مثل یک چوب رفتار می‌کنند، این رفتار برای هیچ مردی قابل قبول نیست. مرد‌ها دوست دارند همسرشان به آن‌ها واکنش نشان دهد. این مهم‌ترین شکایتی است که مرد‌ها از خانم‌هایشان دارند.

زن‌هایی که به خودشان نمی‌رسند

بیشتر خانم‌های متاهل بعد از ازدواج دیگر آنچنان که هنگام مجردی به خودشان می‌رسیدند نیستند و گویی خودشان را رها میکنند. چند نفر از شما تا به حال این جمله به ذهنتان خطور کرده که «الان دیگر زنش هستم لازم نیست تحت تاثیرش بگذارم»؟ مطمئن باشید نظر مرد‌ها چیز دیگری است. در تحقیقات انجام شده، مشخص شده که مرد‌ها از زنهایی که خودشان را ول کرده و دیگر رسیدگی‌های لازم را به خودشان نمی‌کنند، گله مندند. مثلاً اصلاح نکردن بدن، درست نکردن مو‌ها، پوشیدن لباسهای نامرتب یا کهنه، بوی بد دهان، رسیدگی نکردن به ناخن‌ها و از این قبیل. کمی برای خودتان وقت بگذارید و همیشه خودتان را مرتب و سرحال نگه دارید.

زنهایی که مدام از جسمشان ناراضی‌اند

باید یاد بگیرید که جسمتان را دوست داشته باشید. شوهرهای زیادی هستند که میگویند از اینکه همسرشان بخواهد مدام در مورد نواقص و اشکالات خود غر بزند خسته می‌شوند.

زنهایی که از خواستگارهای قبلی خود حرف می زنند

این مسئله برای مرد‌ها بسیار ناراحت کننده است و کاملا هم حق دارند. تاریخچه خواستگاران قبلی خود را برای خودتان نگه دارید. اگر شما هم جای او بودید، مطمئناً دوست نداشتید بایستید تا او از کسانی که قبل از شما گزینه‌هایش بوده‌اند، برایتان تعریف کند.

زنهایی که لباس زیبا نمی‌پوشند

مرد‌ها اصلاً شبیه هم نیستند و سلیقه آن‌ها در لباس هم شبیه به هم نیست. همه چیز به سلیقه شخصی شوهر شما بستگی دارد. برای پایبند کردن شوهرتان به روابط با خود، فقط با خود او در این باره صحبت کنید و ببینید او چه دوست دارد. طبق تحقیقات، لباس نقش بسیار مهمی در تحریک مرد‌ها دارد.

زنهایی که تظاهر می‌کنند

همه زن و شوهرها یکی دو بار هم که شده این کار را انجام داده‌اند. در برخی از مراحل زندگی برای اینکه مردمان فکر نکند اشکالی در کار هست، مجبور شده ایم نقش بازی کنیم. اما برای او بهتر است که حقیقت را بگویید. اگر گاهی (و نه همیشه) حوصله ندارید، فقط کافی است که بگویید فعلاً حال و حوصله رابطه جنسی ندارید. این گفته خیلی بهتر از این است که بخواهید تظاهر کنید. خیلی اوقات زن‌ها آنقدر فکر و خیال در سرشان است که نمی‌توانند روی آن موضوع تمرکز کنند و حوصله رابطه جنسی ندارند. اکثر مرد‌ها می‌توانند این مشکل را بپذیرند و موقتاً با آن کنار بیایند. پس دفعه بعدی که حوصله رابطه جنسی نداشتید، به جای نقش بازی کردن حقیقت را به همسرتان بگویید.

زنهایی که هیچوقت شروع کننده نیستند

این رفتار هم از جمله رفتارهایی است که در گذشته کاملاً طبیعی بوده و متأسفانه تاکنون هم ادامه داشته است. قدیم این مرد‌ها بودند که همیشه باید رابطه جنسی را شروع می‌کردند و اولین حرکات را انجام می‌دادند، اما در این دنیای جدید، همه چیز فرق کرده است. مردهای امروزی دوست دارند که گاهی هم خانمشان شروع کننده باشد. این کار برای خیلی از خانم‌ها سخت است چون از اول تصورشان این بوده که نباید پیشقدم شوند. اما باید بدانید بااین کار نه تنها خودتان را کوچک نمی‌کنید، بلکه همسرتان را هم به ادامه زندگی با خودتان بیشتر پایبند میکنید و شوق رابطه را نیز در او باعث می‌شوید.

آنچه خواندید، در شمار متداولترین رفتارها بود، با این حال، همان طور که قبلاً اشاره شد، مرد‌ها خیلی با هم تفاوت دارند. این شما هستید که باید روحیات آن‌ها را شناخته و ببینید کدام یک از این خصوصیات شعله جنسی آن‌ها را خاموش می‌کند. یادتان باشد معنای خاموشی جنسی در مردان، مرگ جنسی نیست. ممکن است درست جایی که نمیتوانید ریشه یابی کنید چرا خیانت یا تمایل به دیگری در او شکل گرفته، ناگهان همه تصوراتتان درباره خاموش شدن جنسی مردان در هم ریزد. پس در این زمینه ها با خود او حرف بزنید و از جوابی که ممکن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشوید و بر عکس، سعی کنید خودتان را اصلاح کنید تا رابطه‌تان بهتر و پایدارتر شود.


نظرات()   
   

متاسفانه یکی از فرهنگ های غلط و رایج جا افتاده در بین ایرانی ها روش کوچک کردن خود برای بزرگ کردن دیگری است. در حالی که در بیان بزرگان و علمای دین هم تاکید بسیار شده است که راه بزرگ کردن امامان و کسانی که دوستشان داریم این است که آنها را همانطوری که هستند تعبیر و تفسیر کنیم نه با کوچک کردن خود و تحقیر خود!
با تحقیر خود ما نه تنها ایشان را بالا نبرده ایم و آنها را در جایگاه حقیقی خود قرار نداده ایم بلکه به جای اینکه او را بالا ببریم خود را پایین آورده ایم و حتی در حق آن شخص بزرگوار هم خیانت بزرگی کرده ایم و او را نیز با خود پایین کشیده ایم!
بعنوان مثال می بینیم برخی افراد در مراسم های مذهبی می گویند "  انا کلب الحسین" یعنی شخص از قول خودش می گوید که " من سگ حسین هستم".
این تحقیری بزرگ است. آرزوی امامان و بزرگواران درگاه الهی افزایش درجات انسان ها بوده است. اگر ما خودمان برای خودمان ارزش قائل باشیم و سعی کنیم در زندگی در رفتار با اطرافیان،فامیل،خانواده و همسرمان فردی خوش برخورد،متدین،به موقع سربه زیر و به موقع سرکش،شجاع و خدا ترس باشیم و سیره ائمه را در زندگی پیاده کنیم یعنی به خود ارزش داده ایم.
هم به خداوند مقرب شده ایم. هم دل ائمه را شاد کرده ایم و هم سایر مردم دنیا با دیدن ابهت ما به ابهت ائمه که الگوی ما هستند پی می برند.
تحقیر هیچ کس هیچ گاه خواسته ائمه نبوده است.
یک چیز باید اینجا گوشزد شود. هر کس شما را به سجده و یا تعظیم بر غیر خداوند امر کند خودش بزرگترین دشمن خداست.
یزد لعنت الله علیه همیشه مردم را به خود فرا می خواند. اما علی (ع) همیشه می گفت به سمت من بیایید تا شما را به خداوند هدایت کنم. ائمه و اهل بیت و پیامبران الهی همه این گونه بودند!
ببینید عزیزان شما را به خدا تفاوت احترام گذاشتن و محترم شمردن را با رکوع و سجود بدانید!
متاسفانه در زمینه زنان هم سالهایی چنین اشتباهاتی صورت گرفت. آنقدر گفتند زن کرامت دارد زن کرامت دارد که دیگر هر سایت زنانی میرفتی می آمدند و خدا و پیغمبر را از اول تا آخر فمینیست می کردند!
کار به جایی می رسید که می گفتند پیامبر نعوذ بالله بر فاطمه سجده می کرد. حرف ها و حدیث هایی درست شد که نگو و نپرس!
زن ستایی های عجیب و غریبی که کوچکترین مخالفتی با قول و بیان یک زن یا برداشت آن زن از دین و قرآن صورت می گرفت انگ بی دینی بر پیشانی فرد می چسباند!
مخالفت با گفته زنانی که مقاله نویس سایت های خبری بودند توهین به زنان و در نتیجه توهین به خدا قلمداد میشد!
کاربرانی که چند باری در سایت های زنان نظرات مخالف ولو با دلیل و برهان محکم دینی، نظرات مخالف با تفاسیر به رای آن زنان می دادند سریعا یا متحجر خوانده می شدند یا پشت کوهی یا وهابی و طالبانی  و گاهی مورد لطف قرار گرفته و کافر می شدند!
تا صحبت هم می کردی می گفتند پیامبر به زهرا س احترام می گذاشت شما چطور به زنان توهین می کنید؟!!!!
معلوم نیست این زنانی که نه در ظاهر،نه در کردار، نه در جمیع جهات هیچ گونه شباهتی به آن بزرگوار نداشتند چگونه به صرف زن بودن باید چنین کرامتی پیدا می کردند که کوچکترین مخالفتی با آنها فرد مخالف را شایسته اعدام شدن می کرد؟!!!
مثل اینکه ما بیاییم به هنده جگر خوار و زنان بدنام تاریخ هم به صرف زن بودنشان قداست بدهیم و آنها را تکریم کنیم!
پر واضح است که هر درجه و احترامی که انسان بدست می آورد باید یا اعمال و کردار خود او شکل بگیرد. چیزهایی است که اکتسابی است نه انتصابی!
البته اشتباه است که از فعل در زمان گذشته استفاده می کنم چرا که این جو متاسفانه هنوز هم ادامه دارد!

اما ریشه یابی این اشتباه در چیست؟

برای یافتن پاسخ بر گردید به همان ابتدای این مطلب و توضیحاتی که داده شد. در واقع بطور خلاصه می توان گفت عده ای از متدینین که دیدند جامعه مورد تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته و ماهواره ها مدام از حقوق غربی زن صحبت می کنند، برای اینکه در این زمینه از غربی ها کم نیاورند تلاش کردن تا اسلام را با آب و تاب بیشتری مطابق منافع و مطامع زنان معرفی کنند. دست گذاشتند روی بالا بردن زن از دید اسلام. با این کار نه تنها اسلام نزد مخاطبان عزیز نشد! و نه تنها بخاطر زیاده روی و سوء تعبیر زیر سوال رفت بلکه به یک باره در زمانی کوتاه کل فضای اینترنت،سایت های خبری،مطبوعات،تلوزیون،رادیو و فضای جامعه پر شد از زن ستایی ها و کار تا جایی پیش رفت که مرد به موجودی حقیر تبدیل شد! به یکباره اتفاق عجیبی افتاد. اسلامی که تا همین 30 سال پیش هنوز نو و تازه بود در عرض چند سال به یکباره قدیمی و 1400 ساله شد!
و ان اکرمکم عند الله اتقیکم گم شد!

بعد شبهاتی در زمینه حقوق زن و مرد بوجود آمد. سوال این شد که اگر زن اینقدر با کرامت است چرا باید اجازه اش دست شوهرش باشد؟ این مرد که اینقدر خاک بر سر و حمال است و وظیفه اش پول دادن و حمالی برای من است چرا باید اجازه ام دست او باشد؟
اینجا بود که فمینیست ها دست به کار شدند و شبهه روی شبهه گذاشتند. با سپردن امور خانواده در دولت و مجلس به عقل زنان، آرام آرام تمامی حقوق و کرامت های مردان لگد مال شد و دیگر پدر حق نداشت برای خروج دخترش از کشور حقی داشته باشد! و خیلی چیزهای دیگر نظیر این!
ریاست مردان در خانواده که در آیات متعدد قرآن اشاره شده، تبدیل شد به یک قانون عقب مانده پشت کوهی و 1400 ساله و قدیمی اما مهریه هر چند مال همان 1400 سال پیش بود ولی از آنجایی که زن کرامت داشت دو چندان ارزش پیدا کرد!

افتضاح پشت افتضاح و همین طور ادامه پیدا کرد. آرام آرام مسئولیت های زنان همه از نماد های تحجر شد و بدون تضامین قانونی رها شد تا به دست فراموشی سپرده شود!
باور کنید تا چند سال دیگر با این وضعیت کسی یادش هم نخواهد بود که دختر مجرد برای خروج از کشور نیاز به اجازه پدر داشته باشد و زن از شوهرش برای این مورد اجازه لازم داشته باشد! همین طور که برای اشتغال زنان این اتفاق افتاد!

یکی دیگر از بحث هایی که امروز در جامعه جریان دارد بحث عفاف و حجاب است. عزیزان نابغه دینی برای مطرح کردن قداست چادر باز هم ابتکار جدیدی به خرج ندادند. بلکه از شیوه قدیمی و سوخته تحقیر خود استفاده کردند! که تصویر آن را در زیر می بینید!
البته اینها اشتباهاتی است که صورت می گیرد و خدای نکرده ما قصد نداریم که آنها را به این متهم کنیم که عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند!

حجاب و تحقیر مردان
تصویر بوسه زدن برادران بسیجی بر چادر خواهران و تعظیم در مقابل آنها

به نظر شما چرا باید برای بالا بردن ارزش زن و حجاب از تحقیر مردان استفاده کرد؟
آیا اینها مادر این پسران هستند؟ یا به صرف زن بودن باید در مقابلشان زانو زده شود
و این مردان اینگونه تحقیر شوند؟
آیا راه بهتری برای حفظ کرامت انسانی زن و ارزش گذاری برای حجاب به جز تحقیر مردان
وجود ندارد؟ و آیا با این شیوه نباید شاهد حقارت بیشتر مردان و حتی زیر سوال رفتن خود حجاب و زن با توجه به توضیحات فوق شویم؟

-------
زن زدگی و تحقیر مردان


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
آخرین پست ها
html] [/html]