کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب اقدامات فمنیستی در ایران و جهان

مردان از نظر عاطفی خشونت های بیشتری را تجربه می کنند.از سیستم خانواده گرفته تا کل اجتماع نسبت به خشونت علیه مردان حساس نیست و نتیجه آن اقدام به تصویب قوانینی برای منع خشونت علیه زنان بدون توجه به مردان با پیش فرض مجرم انگاری و مقصر دانستن صرف مردان است. خشونت عاطفی به مراتب از خشونت های جسمی بدتر است و معمولا نشانه ی ظاهری ندارد اما بازخورد آن در اعمال خشونت های فیزیکی علیه زنان موثر است. یکی از ایرادات اساسی قانون منع خشونت علیه زنان  که متاسفانه مورد مطالبه گروه های فعال اجتماعی و حقوقی در مجلس می باشد  نادیده گرفتن خشونت علیه مردان است. در حالی که وقتی یک زن با خشونت  فیزیکی یک مرد مواجه می شود به احتمال خیلی قوی، لحظاتی قبل از آن مرد خود را در فشار روحی و خشونت روحی قرار داده است و او را تحقیر کرده و یا با لجبازی و یا از روی عمد برای گرفتن طلاق و امتیازات دیگر قانونی مرد را به این سمت سوق داده است. یا اگر مردی در جامعه خشونتی از خود علیه زنان بروز می دهد نتیجه و بازتاب خشونت های جامعه علیه اوست که نهادینه شده است  و یا بازخوردی از تحقیرها و کم کاری هایی است که همسر و یا خانواده در قبال او انجام داده است.

بدون در نظر گرفتن این عوامل تصویب هر قانونی برای منع خشونت علیه زنان نه تنها دارای تاثیر مثبت نخواهد بود بلکه در آینده نه چندان دور وضع را بدتر خواهد کرد. زیرا تصویب قوانینی مثل منع خشونت علیه زنان زمینه ساز طلاق و مجازات بیشتری بخصوص در سیستم خانواده خواهد بود و مردی که مجرم شناخته شود و تمام داشته های خود را تمام شده ببیند، چون آب را از سر خود گذشته می داند ممکن است دست به اقدامات خطرناکی بزند و به قول معروف به سیم آخر بزند. و صد البته جامعه مردان در صدد تلافی و پاسخ به این قانون که خود نوعی خشونت علیه مردان می باشد برخواهد آمد.

همچنین تصویب این قانون به دلیل بوجود آوردن امکان صحنه سازی و سند سازی موجب رشد آمار طلاق و از هم پاشیدن زندگی مشترک خواهد شد.

دقیقا مثل جوامع غربی که پیشتاز در تصویب این قوانین بودند.

عاقبت این قوانین در آن کشورها چیزی جز افزایش خشونت ها علیه زنان نبود.

می توانید برای اثبات این مدعا به آمار ها و یا اینفوگرافیک زیر رجوع نمایید.

این موضوع به خوبی نشان می دهد تصویب قوانین سختگیرانه منع خشونت علیه زنان نتیجه معکوس دارد.

تجاوز به زنان

.

.

.

.

 + قتل شهردار زن به همراه دو روزنامه نگار زن در فنلاند

.


نظرات()   
   




سری فیلم های مکس دیوانه از محبوب ترین آثار سینمای اکشن هالیود محسوب می شود. این سری از فیلم ها که در دهه هشتاد توسط جورج میلر ساخته شد و با بازی مل گیبسون بر روی پرده ها رفت، بعد از حدود دو دهه سری جدید مجددا توسط میلر ساخته و در سال 2015 بر روی پرده رفت. بجای مل گیبسون، تام هاردی جایگزین می شود و با بازی چالیز ترون در نقش فیوریوسا  نسخه جدیدی خلق می شود. نسخه ای با کیفیتی کاملا متفاوت از سری های قبلی که به مدد تکنولوژی جدید و تجربه جورج میلر به نسخه ای متفاوت بدل گشته است.

داستان مربوط به آینده است و زمانی که منابع زمین پایان یافته اند و زمین تبدیل به بیابانی برهوت گشته و ظاهرا اثری از تمدن باقی نمانده است. در زمانه ای که شاید در اثر پدیده گرمایش زمین و یا از طریق یک جنگ هسته ای محتمل، زمین نه یک خانه آرام که همچون ساکنین جدید آن خلق و خویی وحشی پیدا کرده و خشم خود را از طریق بیابان های وسیع و گردبادهای سهمگین به رخ می کشد. در این میان گروه هایی که محدود منابع باقی مانده را در اختیار گرفته اند حکمرانی می کنند و سایرین را به زیر سلطه خود کشانده اند. در میان تمامی این گروه ها، جو جاویدان با بازی هیو کیز-بیرن، آب را که در آن بیابان یک گوهر ارزشمند است و در شرایط فعلی ارزشمندترین منبع موجود به شمار می رود در اختیار خود گرفته و ظاهرا از بقیه قدرتمند تر است که ناگهان با قیام فیوریوسا و ملحق شدن تام هاردی، امپراتوری خود را در خطر میبیند.

این فیلم سینمایی حدودا 2 ساعته در بخش اکران بسیار موفق ظاهر می شود و 6 اسکار را فتح می کند. این فیلم همچنین در بخش فروش نزدیک به 400 میلیون دلار کسب می کند و در وب سایت imdb با امتیاز 8.1 در مجموع  178امین فیلم برتر تاریخ سینما لقب میگیرد.

گذشته از تکنیک های بالای فیلم سازی و کارگردانی قوی جورج میلر مسائلی در این فیلم سینمایی مطرح می شود که شاید نیاز است بطور کامل آنرا مورد بررسی قرار داد.

این فیلم مکس دیوانه: جاده خشم نام دارد ولی در حال حاظر بسیاری از NGO های مدافع حقوق مردان در جهان نام آنرا مکس دیوانه: جاده فمنیسم نام نهاده اند و همین مساله گویای این واقعیت است که فیلم با رهیافتی کاملا سیاسی بر روی پرده رفته است.

بحث ها و نشانه های فمنیستی در این فیلم بیداد می کنند. تقریبا به جز مکس و شخصیت ناکس با بازی نیکلاس هولت تمامی شخصیت های منفی فیلم را مردان تشکیل می دهند.ارتش زنان در مقام ارتش خیر و ارتش مردان را تماما افراد شرور شامل می شوند. زنان، شخصیت های نجات بخش و مردان موجوداتی هستند که به گفته یکی از شخصیت های زن فیلم فقط ارزش یک گلوله را دارند. مردان ویرانگر و زنان سازنده هستند.

 داستان فیلم با شورش فیوریوسا آغاز می شود. فیوریوسا که قرار است تانکر حاوی بنزین را به مقصد خود (شهر بنزین) برساند گروهی از زنان حکمران ستمگر جو جاویدان را بطور پنهانی سوار بر تانکر فراری می دهد. زنان با دو نوشته بر روی دیوار از پناهگاه خود می گریزند 1) ما شی نیستیم و 2) اینکه چه کسانی دنیا رو نابود کردند؟ (ظاهرا پاسخ فیلم مردان است) .

معمولا زنان شکایات زیادی میکنند در مورد اینکه چرا از قهرمانان زن در فیلم های سینمایی و بازی های کامپیوتری استفاده نمیشود. زنان با انتقاد قرار دادن فیلم هایی که شخصیت محوری آنان را مردان تشکیل می دهند همواره با نقد و حتی توهین چنین آثاری را جنس گرا قلمداد میکنند و به نظر می رسد جورج میلر سعی کرده است که انقادات در این زمینه را کم کند. به جرات می توان گفت هیچ شخصیت مونث منفی در این فیلم حضور ندارد و تمامی زنان سمبل زندگی، صلح و آزادی هستند. شخصیت اصلی فیلم یعنی فیوریوسا نماد زنی مقاوم است واگرچه توان عضلانی مکس را ندارد ولی فیلم سعی میکند نشان دهد که بسیار توانا و لایق است برای مثال در صحنه ای از فیلم مکس تلاش میکند دو تعقیب کننده از ارتش جو را متوقف کند و ظاهرا در دو شلیک خود ناموفق است. کار نا تمام مکس توسط فیوریوسا و با ذکاوت تمام انجام می شود چرا که برای نشانه روی بهتر از شانه مکس به عنوان پایه استفاده می کند و کار را تمام میکند. به عقیده بنده جورج میلر قصد دارد با این سکانس به مخاطب بفهماند که فیوریوسا باهوش تر و تواناتر از مکس است ، مکس خرد می شود و فیوریوسا قهرمان اصلی جاده خشم لقب میگیرد.

شخصیت قهرمان اصلی چارلیز ترون است و نه تام هاردی! با اینکه در این سری از فیلم ها انتظار می رود شخصیت مکس دیوانه (نام فیلم از آن گرفته شده) شخصیت محوری باشد ولی نقشش در حد یک نقش مکمل کمرنگ می شود. ناتوانی مکس و رهبری فیوریوسا گواه این مساله است که این فیلم اعتقاد دارد رهبری گروه خیر در اختیار یک زن باید باشد.

چیزی که بیش از بقیه موارد به چشم میخورد مربوط به ارتباط دادن زنان به صلح و مردان به جنگ است. این اعتقاد در بیشتر صحنه های فیلم و حتی در ظاهر بازیگران و شخصیت ها خود نمایی می کند. برای مثال در حالی که از زبان زنان فراری ذکر می شود که "چه کسی دنیا را ویران کرد"، همان زنان با لباس سفید ملبس شده اند که رنگی به نشانه صلح طلبی است و در انتها بذری که نمادی از آینده است توسط همان زنان از درگیری نهایی نجات پیدا میکند و در سیتادل (سرزمین موعود) به ثمر مینشیند. ارتش زنان فاتحانه به سیتادل بر میگردند و بازگشت آنان همراه با باز کردن جریان آب برای همه می شود. جریان آب یعنی زندگی و شاید اگر کمی تندروی کنیم این فیلم معتقد است کنترل یک جامعه صالح باید کاملا در اختیار زنان باشد و این ادعایی است که فمنیست ها دارند!!!




نظرات()   
   

پس از بیان چند و چون این لایحه منحوس و ضد خانواده، به تحلیل آن خواهیم پرداخت:

لایحه تامین امنیت زنان

تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در پنج فصل و 81 ماده

زهره الهیان نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، اولین کسی بود که خبر از تدوین لایحه‌ای درخصوص امنیت زنان و کودکان و در دو حوزه خشونت‌های اجتماعی علیه زنان و خشوت‌های خانگی با همکاری مرکز امور زنان و مرکز پژوهش‌های مجلس داد و درست یک ماه پس از آن در اسفند ماه سال 90، نشستی پیرامون پیش‌نویس لایحه تأمین امنیت زنان با حضور تنی چند از اساتید، وکلا و صاحب‌نظران این حوزه در مرکز امور زنان و خانواده وقت برگزار و پیش‌نویس لایحه در قالب 5 فصل و 93 ماده تدوین شد و پس از 6 بار ویرایش در آذر ماه سال 91 در پنج فصل و 81 ماده تقدیم هیأت دولت شد.

لایحه تأمین امنیت زنان شامل چه کسانی می‌شود؟
به گفته دکتر سید علی کاظمی که کار تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را برعهده داشته، برای نگارش این لایحه به سه منبع رجوع شده است که این منابع عبارت‌اند از: فقه، تجارب و اسناد بین‌المللی و ضرورت‌های جامعه و تجارب حقوقی کشور خودمان. براساس ماده 2 لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت، زنان بالاتر از 18 سال و زنان متأهل زیر 13 سال مشمول حمایت این لایحه می‌شوند. البته، زنان متأهل زیر 13 سال، هم مشمول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت قرار می‌گیرند و هم مشمول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان می‌شوند.

تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان
فصل نخست لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت به تعریف کلیات و اصطلاحات پرداخته است. این اصطلاحات شامل انواع خشونت از قبیل خشونت جسمی، روانی، جنسی و اقتصادی و آزار و مزاحمت جنسیتی، جرایم ناموسی، خودآزاری و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه است. در فصل دوم لایحه، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان با عضویت نمایندگان دستگاه‌های مرتبط پیش‌بینی شده است. همچنین، وظایف دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حکومتی در این خصوص به تفکیک احصا شده و ایجاد بانک اطلاعات جامع از قربانیان خشونت برای گردآوری آمار منسجم و نیز نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها لحاظ شده است.

زنان قربانی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند

در فصل سوم لایحه، آیین دادرسی و رسیدگی ویژه، علاوه بر قانون آیین دادرسی کیفری برای موارد مشمول این لایحه در نظر گرفته شده است. از آن جمله، پذیرفتن اعلام شکایت یا گزارش م‍ؤسسه‌های مددکاری و مشاوره و مراکز اورژانس اجتماعی در مواردی که بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، و نیز گزارش‌ها و درخواست‌های مکتوب یا شفاهی که هویت گزارش‌دهندگان و نویسندگان آن‌ها مشخص نیست؛ درصورتی‌که دارای قراین معقول و متعارف باشند، به‌عنوان جهات قانونی شروع به تعقیب، پذیرفته می‌شود. همچنین، مراکز درمانی و پزشکی و مؤسسه‌ها و کلینیک‌های مددکاری و مشاوره مکلف هستند در صورت مواجهه با خشونت علیه زنان، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام کنند و در صورت عدم امکان اعلام یا پیگیری شکایت از سوی زن قربانی، مؤسسه‌های مشاوره و مددکاری و مراکز اورژانس اجتماعی می‌توانند به نمایندگی از او شکایت کنند.

در این لایحه پیش‌بینی شده است تا در هر حوزه قضایی، شعبه یا شعبی از دادگاه‌های کیفری برای رسیدگی تخصصی به موضوعات خشونت علیه زنان اختصاص یابند و همچنین، در هر دادسرا، به تناسب تعداد پرونده، شعبه یا شعب بازپرسی، به‌صورت تخصصی، عهده‌دار رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان گردند و دادگاه‌های ویژه رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان با حضور رییس دادگاه یا دادرس و نیز قاضی مشاور زن تشکیل شود و در صورت لزوم حضور مددکار نیز در جلسه دادگاه فراهم شود. مطابق این لایحه زنان قربانی جرایم موضوع این قانون در تمامی مراحل دادرسی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند.

در فصل چهارم لایحه به جرم‌انگاری در راستای اهداف این لایحه پرداخته شده است. در این فصل، علاوه بر مرتکبین جرایم، برای افراد محرک و ترغیب‌کننده و سایر اشخاصی که در وقوع جرم مداخله دارند نیز جرم‌انگاری شده است. یکی از نکات حائز اهمیت در این فصل، تفکیک جرایم موضوع این قانون به عمومی و خصوصی است. به‌نحوی که جز در چند مورد، تعقیب جرایم منوط به شکایت شاکی خصوصی نیست و در صورت گذشت شاکی خصوصی، تعقیب موقوف نخواهد شد و همچنین در این فصل برای برخی شرایط خاص، مجازات‌های مشدده در نظر گرفته شده است.

در فصل پنجم لایحه، قانون‌گذار به سایر مقررات پرداخته و از آن جمله پیش‌بینی کرده است تا در مواردی که زوج مرتکب تکرار خشونت‌های موضوع این قانون علیه زوجه شود، صدور حکم بر محکومیت او از مصادیق عسر و حرج زوجه جهت درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش خواهد بود. همچنین، مقرر می‌نماید درآمدهای حاصل از وجوه دریافتی و جرایم نقدی موضوع این قانون در اختیار صندوق حمایت از بزه‌دیدگان قرار گیرد.

جرم‌انگاری سطوح مختلف خشونت جنسی

هر یک از فصول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت شامل جزئیاتی می‌شوند. برای نمونه، در این لایحه برای مقابله با خشونت جنسی، علاوه بر تعریفی که از خشونت جنسی مطرح شده، در چهار سطح شامل تجاوز جنسی، تعرض جنسی، آزار جنسی و مزاحمت جنسی جرم‌انگاری صورت گرفته است. در مورد این چهار مؤلفه در قوانین جزایی کشورمان فقط در ماده 619 قانون مجازات اسلامی به بحث تعرض به زنان و اطفال در معابر اشاره شده، اما در این لایحه به طور کامل به این مؤلفه‌‌ها پرداخته شده است.

جرم‌انگاری برای سوءاستفاده‌کنندگان از مشاغل مرتبط با زنان/ توجه به خشونت اقتصادی و نشوز مرد
یکی دیگر از موارد جرم‌انگاری‌شده در لایحه، خشونت روانی است که سعی شده حدود آن مشخص شود. از دیگر مواردی که برای آن جرم‌انگاری شده، سوءاستفاده از آسیب‌پذیری زنان در ارتکاب جرم و سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجتماعی مثل ارتکاب جرائم توسط پزشکان، وکلا و کارشناسان رسمی، اساتید دانشگاه و غیره است که بنا به موقعیت‌های شغلی با زنان جامعه در ارتباط هستند؛ درصورتی‌که این افراد مرتکب رفتارهای مجرمانه مذکور در این لایحه شوند، ضمانت اجراهای کیفری معتنابهی برای این جرایم در نظر گرفته شده است. به‌عنوان مثال، در ماده 22 این لایحه، افرادی که با مجوز رسمی در امور عمومی فعالیت دارند، اگر با سوءاستفاده از موقعیت خود یا وضعیت آسیب‌پذیری دیگران، مرتکب جرایمی شوند که در این لایحه آمده است، علاوه بر مجازات مقرر، حسب مورد به ابطال پروانه و یا ممنوعیت از 1 تا 5 سال از فعالیت مربوطه محکوم می‌شوند.

خودداری از ادای شهادت نیز از موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به شمار می‌‌رود. بدین صورت که اگر کسی شاهد خشونت علیه زنان باشد و از ادای شهادت با توجه به دعوت قبلی خودداری کند، مرتکب جرم شده است. خشونت اقتصادی، افشای اطلاعات و نشوز مرد از دیگر موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به‌شمار می‌رود.

در لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت علاوه بر جرم‌انگاری‌های پیش‌بینی‌شده، به کیفیات و جهات مشدده نیز توجه شده است و مواردی مانند استفاده از سلاح سرد یا گرم، سم یا اسید، تکرار یا استمرار رفتار به‌ویژه در بحث آزار و مزاحمت جنسی، تعدد مرتکبان در بحث مزاحمت جنسی، تعدد بزه‌دیدگان در تجاوز جنسی که حکایت از حالت مجرمانه دارد یا سازمان‌یافتگی جرایم به‌ویژه در مواردی مثل بهره‌کشی و سوءاستفاده از زنان، همگی مشمول کیفیات مشدده جرم می‌شوند. وجود سمت یا منصب قانونی برای فرد مرتکب جرم درصورتی‌که مرتکب از این سمت سوءاستفاده کند، از جهات کیفیات مشدده شخصی محسوب می‌شود.

مراجع درمانی موظف به گزارش جرایم علیه امنیت زنان هستند

نحوخ برخورد با افرادی که مرتکب رفتارهای خشونت‌بار ذکرشده در این لایحه می‌شوند، متفاوت است. اعمال کیفر و مجازات در این لایحه به‌عنوان آخرین مرحله پیش‌بینی شده و در صورت وخامت رفتارها و شدت برخورد‌ها، راه‌کارهایی در نظر گرفته شده است. مطابق این لایحه وقتی بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، از سوی مؤسسه‌های مددکاری یا کلینیک‌های مددکاری، اعلام جرم خواهد شد. همچنین، در مواردی با ملاحظه شأن و کرامت بزه‌دیده، مقرر شده است که بزه‌دیده مکلف به شرح و تشریح جزییات ماجرا نباشد. مراجع درمانی در این‌گونه جرایم علیه امنیت زنان موظف هستند مراتب را به مراجع قضایی اطلاع بدهند.

در نظر گرفتن مأموران زن آموزش‌دیده برای مراحل تحقیقات، محرمانه‌بودن مشخصات بزه‌دیده در زمان تشکیل پرونده تا خاتمه آن، پیش‌بینی نهادهای میانجی‌گر، ترک تعقیب و تعلیق تعقیب و... از جمله نوآوری‌های این لایحه است. تشکیل دادگاه‌های تخصصی، غیرعلنی‌بودن جلسات، حضور قاضی مشاور زن، محرمانه‌بودن مذاکرات و عدم انتشار آن‌ها نیز از دیگر گام‌های این لایحه در جهت تأمین امنیت زنان به‌شمار می‌رود.

توقف لایحه تأمین امنیت زنان در کمیسیون لوایح دولت

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح دولت دهم متوقف ماند؛ زیرا در قسمت تدابیر قانونی این لایحه پیشنهادهایی برای وضع مجازات‌های جدید یا تشدید مجازات مرتکبین شده بود که از دیدگاه اعضای کمیسیون لوایح، این مسأله جنبه قضایی پیدا می‌کرد و طبق تفسیر شورای نگهبان، لوایحی که جنبه قضایی دارند، باید با همکاری قوه قضاییه ارایه شوند. به همین دلیل با نزدیک‌شدن به پایان کار دولت دهم، این لایحه از دستور کار کمیسیون خارج شد و متوقف ماند.

بخشی از ایرادات موجود در این لایحه:

1- مثل همیشه این لایحه مانند سایر لوایح خارج شده از این بخش نامیمون از دولت رویکرد فمینیستی و جنسیتی داشته و جنس مرد را مجرم فرض کرده است
.

2- موارد مطروحه در این لایحه در اغلب موارد خشونت هایی است که جنسیت بر نمی تابد و ممکن است همین خشونت ها حتی شدید تر هم نسبت به مردان اعمال شود خواه از طرف زنان و خواه از طرف جامعه و مرد اصلا بعنوان عضوی از خانواده مورد حمایت این قانون نیست. لذا این لایحه به دلیل حمایت صرف از زنان محکوم به شکست حتمی است.

3- با نگاهی به وضعیت لایحه مشخص می شود که عرصه بیش از حد بر مردان تنگ می شود و دامنه جرم انگاری ها در حدی وسیع است که گویی عبور از کنار زن هم خشونت محسوب گردد و لذا این سبب جریح شدن مردان ، احساس عدم تسلط بر زندگی و در نتیجه خشونت بیشتر را از جانب آنها بر زنان رقم  خواهد زد.
زیرا وقتی قانون محدودیت و سختگیری زیادی اعمال کند نتیجه عکس خواهد داد. یعنی وقتی که یک مرد تحت فشار قرار بگیرد و به سادگی مجرم شناخته شود بدیهی است که وقتی آب را از سر گذشته ببیند دست به اقدامات خطرناکی خواهد زد و این خود آمار جرم و خشونت را بالاخواهد برد و جمیع این موارد سبب کاهش تمایل به ازدواج  خواهد شد.
البته این دقیقا چیزی است که معاونت زنان در صدد آن است زیرا از این طریق موفق خواهند شد تا بودجه بیشتری را برای حمایت از زنان و افزایش زنان سرپرست خانوار و در نتیجه افزایش سهم بودجه برای حمایت از آنها در لوایح بودجه دریافت کنند و بصورت نقسیم سلولی میتوز و میوز به رشد ویرانگر خود ادامه دهند.

4- ایجاد این خود باوری در مرد که تو میتوانی خشونت کنی از دیگر بارهای منفی این لایحه است. یعنی مرد خود را یک مهاجم بالفطره می بیند و این در وجودش نهادینه میشود و این ناشی از نگاه این قانون است.

5- با نگاهی به شمول لایحه می بینیم این لایحه لایحه ای است که در پی گیر انداختن و مجرم انگاری طیف گسترده ای از افراد است و مثلا شهادت ندادن یک فرد را هم مصداق خشونت معرفی می کند.
بدیهی است که این لایحه با افزایش دعاوی خانوادگی، پرونده های بسیار زیاد و بیهوده ای را روانه دستگاه قضایی خواهد کرد و افراد زیادی را درگیر خواهد کرد و این می تواند قوه قضاییه را فلج کند.

و هزاران پیامد منفی دیگر که مجال گفتن آن نیست.


نظرات()   
   


Image
سایت آفتاب - روحانی با اشاره به برابری زن و مرد در نگاه اسلام گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز مقام، منزلت و جایگاه زنان را به عنوان یک اصل مهم اجتماعی، سیاسی و صد البته اعتقادی و دینی مورد توجه داشته است. از نگاه منطق اسلام زن و مرد در رسالت‌های اجتماعی و نقش آفرینی‌ها برابرند. قرآن می‌گوید که هم زن و هم مرد دارای برابری کامل در نتایج تلاش‌های خود هستند. آنچه بهره فعالیت مردان است با بهره فعالیت زنان برابر است.

به گزارش آفتاب، وی با بیان اینکه در قرآن آمده: «قبل از اینکه مردان مایه امنیت، حمایت و شکوه باشند اول این زنان هستند که مایه حمایت، حفاظت، امنیت و شکوه مردان هستند (هنّ لباس الکم)»، افزود: مگر امام در نقش آفرینی زنان در صحنه انقلاب و نظام اسلامی تکرار نکرد که نقش زنان از مردان کمتر نبوده. مگر او نگفت تاریخ اسلام گواه احترامات بی‌حد رسول خدا به این مولود شریف (فاطمه (س)) است تا نشان دهد زن بزرگی ویژه‌ای در جامعه دارد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک افزود: امام فرموده اگر زن برتر نباشد از مرد کمتر نیست. او فرمود در نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و قیام ۱۵ خرداد نقش زنان کمتر از مردان نبوده بلکه شاید بیشتر هم بوده است. امام اعتقاد داشت که زنان باید در فعالیت‌های اجتماعی هم دوش مردان باشند. این بیان انقلاب است که زن و مرد نقش برابر در مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه دارند. رهبر معظم انقلاب هم فرموده‌اند که زن مسلمان باید در درون خانواده ،جامعه و همه فعالیت‌های اجتماعی الگویی از زندگی حضرت فاطمه (س) بردارد.

اگر زنان نقشی برابر در رشد اجتماع و توسعه فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی دارند پس باید دارای حقوق مساوی با مردان باشند. اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست.

وی در ادامه از افزایش مشارکت زنان در مدیریت جامعه گفت و افزود: در برنامه دولت تدبیر و امید آمده است که افزایش رضامندی و تقویت جایگاه زنان و نگاه برابر بر استعدادهای علمی، پژوهشی و سیاسی آنان از محورهای اصلی برنامه فرهنگی – اجتماعی است. امروز زنان باید دارای منزلت برابر با مردان در جامعه باشند پس ارتقای مشارکت زنان در عرصه‌های مدیریت باید یک اصل باشد.
وی گفت: جبران تفاوت فاحش بین نرخ بیکاری زنان و مردان در دولت تدبیر و امید مورد توجه خواهد بود.

وی افزود: برخورداری همه زنان از پوشش بیمه خدمات تأمین اجتماعی باید مورد توجه باشد، این که گفته شود زنان باید به خانه‌داری یا به کار خارج از خانه تشویق شوند از اساس ناپسند است، انتخاب با خود زنان است. این زنان هستند که برای گزینش نقش خود در جامعه نیازی به قیومیت دیگران ندارند.

رئیس کمیسیون سیاسی – اجتماعی مجلس خبرگان رهبری گفت: اینکه در جامعه آماری امروزی مواجه هستیم که در ۵ سال اخیر ۲۳ درصد حضور زنان شاغل کاهش یافته، غیرقابل قبول است.

وی افزود: در دانشگاه‌ها اگر امروز زنان حضور پر رنگ‌تری دارند باید نسبت اشتغال زنان با نسبت اشتغال تحصیل زنان برابری کند. در دولت آینده تلاش خواهد شد تا نسبت زنان شاغل با نسبت زنان تحصیل‌ کرده نزدیک گردد و این اختلاف کاهش یابد.

او با اشاره بر فشارهای اجتماعی و اقتصادی امروز جامعه گفت: فشار اقتصادی برای زنان ما ملموس‌تر از مردان است. مردان فقط فشار اقتصادی را احساس می‌کنند اما زنان فشارهای عاطفی فرزندان خود را هم احساس می‌کنند. اگر اعتقاد داریم که باید در زمینه علمی، فرهنگی و اجتماعی حقوق برابر برای زنان قائل باشیم پس برنامه تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها با چه معیارهایی آغاز شده است؟

روحانی در ادامه به بیام یک پرسش پرداخت و گفت: در کجای قانون اساسی از تفکیک جنسیتی سخن به میان آمده است؟ محروم کردن زنان ا زتحصیل در برخی از رشته‌ها بر مبنای کدام کارشناسی یا برنامه و اسناد مصوب فرهنگی می‌باشد. حتی اخیراً بعضی بحث تفکیک جنسیتی درکتب درسی را هم به میان آورده‌‌اند. اما دولت آینده میان زنان و مردان در کسب موفقیت‌های تحصیلی و شغلی تبعیض قائل نخواهد شد. دولت آینده به زن ایرانی نگاه جنسیتی نخواهد داشت. امنیت اخلاقی و اجتماعی به معنای واقعی کلمه برقرار خواهد شد. ایجاد دلهره و هراس در دل دختران ایرانی شایسته انقلاب و ایران نیست. امروز زنانی که سرپرستی خانواده را به عهده دارند نیاز به حمایت اقتصادی بیشتری دارند. زنان سرپرست خانوار هم باید نیاز عاطفی را تأمین کنند و هم نیاز اقتصادی خانواده را.

رئیس کمیسیون سیاسی امنیتی و دفاع مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه بیمه برای زنانی که سرپرست خانواده هستند ضروری است، ادامه داد: زنانی که از داشتن شوهر محروم هستند نیاز به حمایت جدی دارند، باید مورد بحث قرار گیرد که آیا پس از طلاق زنان سهمی در ثروت همسران سابق ندارند؟

او ابراز امیدواری کرد که دولت تدبیر و امید لوایحی را در حمایت از زنان به مجلس ارائه دهد و افزود: دولت آینده ا زعلمای بزرگ و کارشناسان بزرگ و از حوزه‌های علمیه تقاضا خواهد کرد که به اصل زمان و مکان در اجتهاد مورد توجه ویژه‌ای قرار دهند. در این صورت شاهد شرایط جدیدی در کشور باشیم. نمی‌توان گفت که دختر ۹ ساله در صورت وقوع جرم باید مجازات شود اما پسر ۱۴ ساله نه. در بلوغ عبادی بحثی نداریم ولی در بلوغ سیاسی اجتماعی، اقتصادی و بلوغ کیفری جای بحث دارد.

دکتر روحانی در پایان گفت: به امید روزی که زنان احساس کنند در جامعه با مردان حقوق و فرصت برابر اجتماعی دارند.

نکته ها:
- سایت همگرای آفتاب خبر و سخنان جالب توجهی از حسن روحانی مخابره کرده است که برخی از حرف های بیان شده در آنها جدید و قابل توجه است. این برای ما مهم است که اولین شعارهای و برنامه های دامن زننده به زن سالاری و مرد ستیزی و سخت کردن قوانین و شرایط ازدواج توسط چه افراد و چه جریان فکری زده می شود. همچنین واکنش های رسانه ای به این سخنان نیز برای ما مهم است.

- آقای روحانی در این سخنرانی کم نظیر برای بار اول حرف هایی را مطرح کرده است که قابل توجه است:
الف: فلسفه بافی برای دامن زدن به شعار برابری زن = مرد با تاکید بر برابر کردن جنسیت زن با مرد در همه شئون.
ب: وی در بخشی دیگر از سخنان خود بدون توجه به نقش مردان در جنگ ها و حضور آنها گفته است که این زنان هستند که باعث حفاطت و امنیت مردان هستند!!
ج: وی در ادامه سخنان خود بدون توجه به ردیف های بودجه ای فراوان به زنان در لایحه بودجه سالیانه و تاکید بر برنامه های زن محور در برنامه های کلان و بی توجهی محض به مردان در این برنامه ها گفته است که "اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست". در اینکه این حرف آقای رئیس جمهور با واقعیت در تضاد است شکی نیست ولی کنکاش ما برای شناخت ماهیت و اهداف پنهان چنین سخنانی است.
د: ایشان در بخش دیگری از سخنان خود بدون توجه و تاکید بر نقش موثر زنان بر حفظ محیط خانه و آسیب های اشتغال و نقش اقتصادی بر روح و روان لطیف زن که بالتبع به تزلزل خانواده دچار می شود گفته است که امام خمینی گفته است که زنان باید حضور اجتماعی همدوش مردان نقش ایفا کنند!!
ه: وی در بخش دیگری از سخنان، سریعا این مسئله را متوجه اشتغال کرده است و در بحران بیکاری و رکود اقتصادی که بسیاری از پسران و مردان را نیز بیکار و کم درآمد کرده است گفته است که دولت وی خواهد کوشید که به اشتغال زنان و دختران دامن زند. این در حالی است که در حال حاضر نرخ بیکاری دختران و زنان در بسیاری از شرکت های خصوصی از مردان و پسران به مراتب بیشتر و گاه 100 درصدی است. همچنین در بسیاری از ادارات دولتی و شهرداری ها، نرخ اشتغال زنان و دختران بیشتر از 80 درصد است.
و: علارغم آنکه رئیس جمهور یک «آخوند» است و از سویی از جانب شورای نگهبان به عنوان فردی «صالح» تایید صلاحیت شده است با این وجود علیه سنت اسلامی «خانه داری زنان» که مورد تاکید پیامبر گرامی اسلام(ص) و اهل بیت (ع) می باشد موضع گرفته است و آن را «ناپسند» تلقی کرده است.
ز: وی در ادامه بدون تحلیل این مسئله که چرا حضور زنان در دانشگاه ها کمرنگ تر از مردان است گفته است که همانطور که نرخ تحصیل دختران و زنان در دانشگاه ها بیشتر است می بایست نرخ اشتغال شان نیز بیشتر است. این بخوبی نشان می دهد که برنامه هدفمندی پیش از ورود دختران به دانشگاه ها که با شانتاژ تبلیغاتی صدا و سیما و رسانه ها همراه بود وجود داشته و دارد. همچنین قرار دادن مانع سربازی و سخت گیری های قانونی برای تحصیل پسران با قوانین رضاخانی همچون سربازی نیز کاملا هدفمند طراحی شده است.
ح: وی در ادامه گفته است که تفکیک جنسیتی امری ناپسند است. بدیهی است که این مسئله با ارزش های اسلامی و دینی بطور کامل در تضاد است ولی چیزی که جالب است این است که این حرف ها بطور کامل با برنامه های فراماسونری غربی برای غربزده کردن جوامع و از بین ارزش های دینی در آنها همخوانی و همگرایی دارد. امروز عدم تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها باعث سرد شدن عطش جنسی پسران و دختران شده و ضمن افزایش سن ازدواج، باعث ایجاد رقابت و جنگ بین دو جنس می شود. طبیعی است که اولین نتیجه این برنامه زشت و غیر اخلاقی، سست شدن بنیان خانواده است.
ط: وی در ادامه به بحث تفکیک جنسیتی در کتب درسی که یک خواسته بحق و بجای اندیشمندان مسلمان است واکنش داده و با آن مخالفت کرده است.
ی: وی در ادامه بدون توجه به حقوق متعدد زنان و عدم حقوق مردان در مواردی همچون مهریه، نفقه، اجرت المثل، هبه و اخیرا شرط ضمن عقد تقسیم 50 درصدی اموال مرد پسر از طلاق گفته است که آیا نباید زن (علاوه بر این موارد) از حق سهم بردن از اموال مرد برخوردار باشد؟
ک: وی در ادامه رد مثالی ضد مرد و زن گرایانه از اینکه پسر 14 ساله محاکمه نمی شود ولی دختر 9 ساله می شود گلایه کرده است! چیزی که وجود دارد این است که چنین قانونی در حال حاضر در کشور ما در عمل نیست و مجرمان تا سن 18 سال تمام به جای به زندان فرستاده شدن به اماکن مخصوص تربیت فرستاده می شوند.

- به عبارت بهتر، رئیس جمهور مرد کشور ما در این سخنرانی بطور تمام و کمال به جنسیت زن پرداخته و در این سخنان ابدا به مسائل و مشکلات مردان و پسران نپرداخته است. این مسئله بخوبی ثابت می کند که جریانی هدفمند در کشور ما در حال دامن زدن به بخث ها و مطالبات زن محور هستند تا زن سالاری بر تمام شئون کشور حاکم شود و در نتیجه آن جامعه از یک جامعه سنتی و دینی به یک جامعه منطبق با هدف هایشان تبدیل شود.


نظرات()   
   

Imageدر بررسی مصاحبه ها و سخنان سه کارگردان و نویسنده که اقدام به تولید آثار سینمایی فمینیستی و ضد مرد کرده اند متوجه شدیم که این سه نفر، یک دلیل مشترک به مردم و رسانه ها ارائه داده اند و چیزی از پشت پرده سیاست مشترک شان عنوان نکرده اند. هر سه این کارگردان ها و نویسنده ها از طبقه ثروتمند و رو به بالای جامعه می باشند ولی وجه مشترک آنها این است که هر سه دست روی بافت پایین و طبقه مستضعف جامعه گذاشته اند و فقط به مسائلی تمرکز کرده اند که ضد خانواده بوده و در جهت تضعیف بنیان خانواده گام برداشته اند. در حالی که طبقه مستضعف جامعه با مسائلی همچون بیکاری و عدم آشنایی با سبک زندگی صحیح اسلامی رنج می برد این دسته از کارگردان ها فقط اقدام به تولید آثاری کرده اند که تفکری منفی را در جامعه نسبت به شاکله های تشکیل دهنده خانواده ایجاد می کند. در آثار این افراد، همه چارچوب های اخلاقی دینی به چالش کشیده شده و دلیل تولید کنندگان این آثار فقط این بوده که خواسته اند به گوشه ای از چیزهایی که در جامعه اتفاق افتاده است پرداخته باشند. حال ممکن است چنین اتفاقی هیچگاه در جامعه ما نیفتاده باشد و یا خیلی کم باشد ولی با نگاه و توجهی که این دسته از سینماگران به آن کرده اند آن را به یک موضوع فراگیر و رایج در جامعه ایرانی تعمیم داده اند.
حقیقت تولیدات رسانه ای این سینما گران نه از سر دلسوزی برای جامعه است بلکه تنها به خاطر اهداف پلید فرهنگی برای فاسد کردن جامعه ایرانی است. این نظریه در جهان پذیرفته شده است که هر قدر بر روی مسائل مثبت کار فرهنگی صورت گیرد آن ارزش ها بیشتر می شود  و هر قدر بر مسائل فرهنگی منفی توجه شود، آن مسائل بیشتر شیوع پیدا می کند. این نظریه در کتاب راز (Secret) به خوبی تشریح و اثبات شده است. مطمئنا راهبرد رسانه ای روشنفکران در ارائه نمایشی سیاه از جامعه و خانواده سنتی که باعث ایجاد انقلاب اسلامی ایران شده است در این جهت است.

بررسی های ما از مصاحبه های این دسته از کارگران نشان می دهد که آنها هیچ چیزی درباره اهداف پشت پرده شان در تولید آثار ضد خانواده و فمینیستی بیان نکرده اند و فقط خود را موظف به بیان نقاط تاریک و سیاه طبقه پایین جامعه دانسته اند! لیستی از نظرات راست و دروغ این کارگردان ها تهیه کرده ایم که می توانید در زیر مطالعه نمایید. بدیهی است که انتشار این نظرات به معنای درست بودن آنها نیست بلکه هدف، اشنایی با تاکتیک ها و شیوه هایی است که این افراد برای همراه کردن جامعه با خود استفاده می کنند.
Image
منیژه حکمت از کارگران های فمینیستی است که فیلم های وی بیش از آنکه ارائه دهنده مفاهیم مثبت و ارزشی باشد نشان دهنده تصویری سیاه از جامعه ایرانی است. منیژه حکمت متولد ١٣٤١ اراک است. وی فعالیت سینمایی را سال ١٣٧٢ به عنوان دستیاری کارگردان فیلم «دلاوران کوچه دلگشا» به کارگردانی حسن هدایت آغاز کرد. او در کارنامه سینمایی خود تجربه کارگردانی: سه زن (۱۳۸۵) زندان زنان (۱۳۷۹) / نویسندگی (زندان زنان) / مشاور فیلمنامه (سه زن) / بازیگری (آپارتمان شماره ١٣) و همچنین برنامه‌ریزی (۷ مورد) / دستیار کارگردانی (۴مورد) / منشی صحنه (۳ مورد) / / تهیه‌کننده (۸ مورد) / مدیر تولید (۳ مورد) / سرمایه‌گذار (۲ مورد) / جانشین مدیر تولید (یک مورد) / طراح صحنه (یک مورد) و مسوول لباس (یک مورد) دارد. وی در مصاحبه ای با سایت های خبری در پاسخ به اینکه چرا فقط روی نقاط منفی و زشت دست گذاشته است و فیلم های ضد فرهنگی می سازد گفته است:

1. منیژه حکمت: لالایی‌ها نخستین درددل مادران است. هرچه این لالایی‌ها بتوانند صلح‌آفرین باشند تاثیر بیشتری می‌گذارند. کودکانی پرورش می‌یابند که علیه خشونتند و هیچ‌گاه با خشونت همسو نمی‌شوند. در این پروژه ما به دنبال لالایی‌های منطقه بودیم و از این رو ایران را گرفتیم، افغانستان رفتیم، تاجیکستان رفتیم و لالایی‌های عربی را نیز گرفتیم. مستند لالایی همه‌اش تصویر و لالایی است. دیالوگ اصلا ندارد... لالایی‌ها به هم وصل می‌شود و کنسرتی به وجود می‌آورد... کنسرتی برای همه کودکان و مادران جنگ‌دیده است که آسیب‌پذیرترین قشر خشونت‌ورزی‌ها و جنگ‌طلبی‌ها هستند و با فریادشان صلح و آرامش برای تمام کودکان دنیا را طلب می‌کنند.

2. سوال مصاحبه کننده: این اظهارنظر شما برای من جالب است. شما هیچ‌وقت علنا و به طور شعاری ادعا نکردید که یک فیلمساز یا سینماگر فمینیست هستید ولی به صورت عملی همواره رفتار و حرکات حرفه‌ای‌‌تان درباره زنان بوده است. این حرف شما نشان‌دهنده این است که برای‌تان مساله جنبش زنان در ایران دغدغه است. آیا این طور است؟  

پاسخ منیژه حکمت: معلوم است دغدغه است. زنان نیمی از انسان‌های کشور من هستند. هرچه این نیمه پیشروتر و آگاه‌تر باشد حداقلش این می‌شود که کوچک‌ترین رکن یک جامعه یعنی خانواده بارورتر می‌شود، از دامن این زنان کودکانی پرورش می‌یابند که آینده کشور من هستند. هرچه این زنان آگاه‌تر باشند آینده کشور من درست‌تر رقم می‌خورد. من خودم یک زن و یک مادرم. مگر می‌تواند مساله زنان دغدغه من نباشد. یک نمونه برای‌تان مثال می‌آورم: آمار سینماگران زن‌مان را نگاه کنید! در عرصه کارگردانی، پشت صحنه، انیمیشن، فیلم کوتاه، فیلم مستند، برابری می‌کنیم با آمار تمام کشورهای خاورمیانه، این دیگر دم‌دست‌ترین آمار است که از آن آگاهم. کشورهای دیگر منطقه یک درصد شرایط ما را هم ندارند. نمی‌گویم مشکلات فرهنگی نداریم. ما مشکلات فرهنگی داریم، مشکلات اجتماعی داریم، تمام اینها را داریم ولی حرکت رو به جلویی که زنان کشور من از انقلاب تا الان آغاز کرده‌اند را نمی‌توانیم و اجازه نداریم نادیده بگیریم. زن ایرانی از خانه بیرون آمده و به دنبال مطالباتش است. در این حرکتش به دنبال برابری است. به نظر من زن ایرانی در حرکت غیررادیکالش، حرکتی که بسیار آگاهانه و هوشمندانه است، مطالباتش را یکی‌یکی دارد پیگیری می‌کند و به دست می‌آورد. اینها شعور و آگاهی زنان ایرانی است و حالا بیایند در جدول مقایسه زنان کشورها، کشور مرا بگذارند پایین جدول کشورهای خاورمیانه! این نامردی نیست؟ از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بهترین شرایط را در منطقه زن ایرانی دارد؛ از حضور در دانشگاه بگیریم تا حضور زنان در معدن تا زنان پزشک و استاد دانشگاه و نویسنده و... شما روزنامه‌نگارید می‌توانید بروید آمار بگیرید... خب انکار اینها به من برمی‌خورد.

3. سوال مصاحبه کننده: اما وقتی شما ١٤ سال پیش زندان زنان را ساختید به شما انگ سیاه‌نمایی از چهره زن ایرانی زده شد...  

پاسخ منیژه حکمت: ببینید، من آشغال‌هایم را زیر فرش نمی‌دهم! من هیچ چیز را قایم نمی‌کنم. هر ناهنجاری که در کشور من است، وظیفه من و تعهد من است که بحثش را در جامعه پیش بکشم تا کارشناسان بیایند آسیب‌شناسی کنند و راه‌حل برایش پیدا کنند. وظیفه ما است که وقتی در جامعه ناهنجاری‌ای سیر صعودی پیدا می‌کند مطرحش کنیم تا برایش راه‌حل پیدا کنیم. ما نمی‌توانیم مدام قایم کنیم. در جامعه ما الان خشونت، اعتیاد، ایدز، رشوه، فساد و... آمار صعودی دارد. وظیفه من به عنوان شهروندی از میان ٧٠ و خرده‌ای میلیون نفر چیست؟ من در قبال تک‌تک اینها مسوول هستم، هر جوان ایرانی که به سمت خشونت می‌رود، هر جوان ایرانی که معتاد می‌شود من مسوول هستم. من و ٧٠ میلیون دیگر مسوول هستیم. این‌بار را از دوش‌مان برنداریم. این رسالت ما است. وظیفه ما نسبت به کشورمان است.

4. یقینا، بدیهی است که خوشحالم آدمی مثل جنتی وزیرم است، شخصی مانند ایوبی معاونت سینمایی را برعهده دارد. چون ما به هر حال مجبوریم کلیت را ببینیم و کلیت سینما و هنر ایران به نفعش است که جنتی وزیرش باشد و ایوبی معاونش! به هرحال اینها ادبیاتی دارند که این ادبیات می‌تواند کمک‌کننده باشد، به جای آنکه بازدارنده باشد و این اتفاق خیلی خوبی است.

5. اگر بخواهم خیلی واقع‌بینانه صحبت کنم باید اعتراف کنم که ما سینماگر مستقل صرف نداریم، چون هر فیلمی بسازیم باید ارشاد پروانه ساخت بدهد، بعد پروانه نمایش بدهد، همه‌چیز ما را برای تبلیغات باید مهر و امضا کند و البته ممیزی هم که وجود دارد. سینمای مستقل از نظر من در این شرایط تعریفش این است که با بودجه‌ای که خودش به دست می‌آورد هر فیلمی را که دوست دارد بسازد. اما ما مدام قرار است خودمان را ثابت کنیم، سینماگرانی هستیم که سعی می‌کنیم سینمای‌مان را صنعت تعریف کنیم و بودجه‌های‌مان را از بخش خصوصی یا از جیب خودمان تامین کنیم و در میان این رانت‌های بسیار زیادی که وجود دارد حضور نداریم و نمی‌خواهیم هم از رانتی استفاده کنیم و البته آنها هم ما را نمی‌پذیرند که به ما رانتی بدهند بنابراین یک جوری مجبوریم با بودجه‌هایی که خودمان تامین می‌کنیم فیلم‌مان را بسازیم.

6. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما خانه سینما دست آنهاست یا دست شماست؟  

پاسخ منیژه حکمت: من ورود به خانه سینما نمی‌کنم چون پیچیدگی‌هایی دارد که تا شفاف نشود نمی‌توانم راجع‌ به آن صحبت کنم. از دوره شمقدری اتفاقاتی که افتاده تا الان باید شفاف شود.

7. سوال مصاحبه کننده: الان به نظر شما هنوز هم خانه سینما شعبه دوم وزارت ارشاد است؟ آیا همیشه همینطور بوده؟  

پاسخ منیژه حکمت: گفتم که تشکیلات و صنف را باید تعریف کنیم. البته که همیشه این طوری نبوده. یک مقطع‌هایی خانه سینما مستقل‌تر بوده. ولی مشخصا الان شعبه دوم وزارت ارشاد است. خب من می‌روم مشکلاتم را با خود وزارت ارشاد حل می‌کنم چرا بروم سراغ شعبه‌اش؟ اینکه یک حلقه ١٠ نفره مدام در همه جشن‌های خانه سینما هستند، همان‌ها جایزه می‌دهند، همان‌ها برگزار می‌کنند و هر اشکالی که داشته باشی تو حق اعتراض نداشته باشی دیگر صنف معنی نمی‌دهد. نخستین مطالبه، نخستین تعریف یک صنف این است که بچه‌ها بتوانند منتقدش باشند نه اینکه هر کسی منتقد بود باید حذف و از این دایره کنار گذاشته شود. این صنف نیست. یک صنف باید دغدغه اعضای پنج هزار نفری را داشته باشد نه اینکه یک حلقه‌ای دور هم جمع شوند برای خانه سینما خودشان تصمیم بگیرند، مدام هم از هم تشکر کنند.

سوال مصاحبه کننده: این حلقه چه کسانی هستند؟ از رانت‌بگیرهای قدیم هستند؟    

پاسخ منیژه حکمت: نه، این حلقه همیشه بودند. به نظر من مطبوعات باید رصد کنند چه کسانی هستند.

سوال مصاحبه کننده: یعنی در تمام دولت‌ها این حلقه فرق نکرده؟  

پاسخ منیژه حکمت: نه، رصد کنید، کاری ندارد. این وظیفه مطبوعات است، می‌شود رصد کرد. جشن‌ها را ببینید، عکس‌ها را ببینید، مهمانی‌ها را ببینید. اشکالی هم ندارد سینما را مایملک خود و حق طبیعی خود می‌دانند. انقلاب را از خودشان می‌دانند و برای مردم و مطبوعات عادی شده است.  

8. مگر من فیلم نساختم مگر من بالا نرفتم مگر کسی از من حمایت کرد... ما کارمان را می‌کنیم. ما دغدغه‌مان و مساله‌مان این است که نگرانیم که آدم‌ها نتوانند امیدوارتر باشند، حرکت باید رو به جلو باشد. تلاش‌مان را می‌کنیم و فکر می‌کنیم این درست است. شاید هم ما اشتباه می‌کنیم نمی‌دانم. ما چشم به مدیریت نمی‌دوزیم. ما در عرصه کاری خودمان بر اساس عقلانیت و اندیشه‌مان عمل می‌کنیم. دوران شمقدری از لحاظ تهیه‌کنندگی پرکارترین دوران من بوده. حس می‌کردم نیاز جامعه الان این فیلم‌هاست... من کارم را می‌کردم. اصلا مهم نبود اسم من باشد یا نباشد. وظیفه من اثرگذاری و جریان‌سازی است.

http://rahva.ir/index.php/dialog/751-1394-09-23-09-18-23

Image
همچنین شهرام شاه حسینی که علی الظاهر یک مرد است ولی اقدام به تولید یک فیلم سینمایی سیاه و فمینیستی کرده است. وی در مصاحبه به رسانه علت سیاه نمایی و تمرکز بر زشتی ها و بدی ها که تصویر نادرستی از فرهنگ با محبت و زیبای جامعه ایرانی به جوانان و جامعه می دهد گفته است:

1. شهرام شاه حسینی کارگردان «خانه دختر» در نشست رسانه ای این فیلم گفت: خانه دختر داستان تلخی در جامعهٔ ماست که کمتر کسی جرات رسوایی آن را دارد و همین تابو بودن در موضوع برای من بسیار جذاب بود.  

2. محمد شایسته تهیه کننده فیلم خانه دختر در ادامه جلسه در مورد انتخاب این فیلم نامه گفت: من این فیلم نامه را روی میز برادرم دیدم که پرویز شهبازی آن را به او داده بود که بخواند اما متاسفانه به دلیل مشغله‌ای که داشت فرصت این کار را نکرده بود من به طور اتفاقی فیلم نامه را برداشتم و خواندم و بعد از ۴۰ دقیقه به شهرام شاه حسینی زنگ زدم و گفتم این فیلم نامه از طرف من تایید شده است و تقریبا بعد از ۲ ماه با جمع شدن عوامل ما کار را خیلی سریع کلید زدیم.

3. وی در ادامه گفت: من از اینکه این چنین موضوعی را انتخاب کرده‌ام که تقریبا برای خیلی هنوز خط قرمز است اما در زندگی روزانه مردم جریان دارد خرسند هستم و فکر می‌کنم با استقبالی که از این فیلم شده است در مورد انتخابم اشتباه نکرده‌ام.

4. در ادامه تیموریان بازیگر فیلم در مورد منفی یا مثبت بودن فیلم از دید مردم و منتقدین گفت: منفی یا مثبت بودن در نقش نکته‌ای نیست که من در انتخاب نقش به آن اهمیت دهم بلکه چیزی که در انتخاب‌ها برای من مهم است سناریو قوی و گروه حرفه‌ای است که خوشبختانه در این فیلم هر دو مورد حضور داشتند.
همچنین در ادامه حامد بهداد با بیان اینکه سینما درحال حاضر با فقر سناریوی خوب روبه رو است گفت: متاسفانه سینمایی که در حال حاضر وجود دارد سینمایی فقیر از لحاظ موضوع، سناریو و حتی مالی است و امید است در آینده ما کمتر شاهد چنین بحران‌هایی باشیم که در حال حاضر دامن گیر سینمای ایران شده است.
در ادامه آزادی فر بازیگر فیلم از اینکه در چنین فیلمی بازی کرده است بسیار ابراز خوشحالی کرد و گفت: من خودم تا به امروز که اکران فیلم بوده است نسخهٔ نهایی آن را ندیده‌ بودم اما از اینکه چنین نقشی را ایفا کرده‌ام بسیار خوشحالم و یکی از افتخارات من در کارنامهٔ سینمایی‌ام خواهد بود.

http://cinemapress.ir/news/60160

Image
همچنین تهمینه میلانی نیز از کارگردانان فمینیستی است که فیلم های سیاه زیادی از وضعیت زنان ایرانی ساخته است که بسیاری از آنها مجوز نگرفته است و بسیاری نیز مجوز گرفته است. وی در مصاحبه با رسانه ها به نکاتی اشاره کرده است که قابل توجه است:

1. این، حرف بسیار بزرگی است؛ اگر موفق شده باشم بیانیه ای سیاسی در فیلم هایم ارائه دهم فردی قدرتمند هستم. اما خودم این حرف را قبول ندارم. البته اولویت من در سینما مطرح کردن مسائل زنان است؛ زنانی از طبقه متوسط که کمتر به آنها پرداخت می شود ، احساس می کنم شناخت خوبی از ایشان و مسائلشان دارم. بنابراین در فصلی از فعالیت هنری ام فیلم هایی مثل «دو زن»، «نیمه پنهان»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» را ساختم؛ فیلم هایی با رویکرد مسائل زنان. و مسأله من در این فیلم ها خیانت (زن زیادی)، حضانت (واکنش پنجم)، هویت فردی (دو زن) و ... بود. بعد از این دوره، در فصلی جدید از کارهایم متأسفانه با زدن برچسب فمینیستی به سینمایی که درباره مسائل زنان فعال بود، از ساختن این قبیل فیلم ها ممانعت به عمل آمد. من چندین فیلمنامه با محوریت مسأله زنان به ارشاد فرستادم که رد شد. بنابراین به علایق ثانویه ام روی آوردم؛ «سوپراستار» یکی از آنهاست. فکر می کنم «سوپراستار» ادامه «افسانه آه» است و «تسویه حساب» ادامه «دو زن». تسویه حساب 4 سال پیش ساخته شد و به مدت 3 سال توقیف ماند که این نشانه یی از اخطار بود. بنابراین من «سوپراستار» و بعد از آن «یکی از ما دو نفر» را ساختم. فیلم «یکی از ما دو نفر» به طور مستقیم به مسأله زن نمی پردازد و اصلاً مسأله آن، حقوق زن و مسائل مربوط به آن نیست. اما قهرمان آن زن است. زنی را تصویر کردم که می خواهد در جامعه و در زندگی فردی و اجتماعی اش «انسان» باشد و تلاش من نشان دادن این واقعیت بود که انسان ماندن چقدر در جامعه ی امروز ایران دشوار است. متاسفانه دروغ و ریا، حسادت و تنگ نظری و نگاه جنسیتی به زنان روز به روز در جامعه بیشتر می شود. همانطور که در فیلم می بینید سارا زن جوانی است که با بسیاری از مشکلات در جامعه روبروست، اما چون در خانواده ای بزرگ شده که به او درست رفتارکردن را یاد داده اند، می تواند در برابر مشکلات ایستادگی کند و برخلاف ظاهر ظریف و شکننده اش (اشاره به دیالوگی از شخصیت زن فیلم) از درون قوی است و برای حفظ اصول و اعتقادش مقاومت می کند. آنچه در این فیلم بیان می شود، مستقیماً مسأله حقوق زنان نیست اما بهر حال یکی از مسائل زنان در جامعه ی امروز ایران است .

2. سینمانگار: من به عنوان مخاطب مرد فیلم های شما، درزمان تماشای فیلم به خصوص آثار اخیرتان احساس می کنم، نگاهی یک سویه به جامعه مردها دارید. گاهاً دیده شده که مردها را به یک شکل ترسیم کرده اید و آن ها را در یک دسته جای داده اید.  

تهمینه میلانی: فکر می کنم اشتباه می کنید. باید دید که در آن فیلم مفهوم مورد نظر من چه بوده است. در فیلمی که راوی مسأله حضانت است در یک سو پدربزرگ یا عموی بچه است و در سوی دیگر زنی که شوهرش را از دست داده است. در این قصه دیگر جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد؛ چرا که مرد اصلی فیلم یک سوی دعواست. در واقع اگر مشکل به این صورت مطرح نشود، درامی شکل نمی گیرد. یا مثلاً برای ساخت فیلمی مثل «دو زن» یک سوی ماجرا مردی است با نگاه و نظراتی ویژه درباره زن و در سوی دیگر زنی قرار دارد که آن نظرات را قبول ندارد. در این قصه جایی برای نمایش مرد خوب وجود ندارد. شما به عنوان مخاطب فیلم باید بر این متمرکز شوید که مسأله من در این فیلم چیست. مثلاٌ «آتش بس» را در نظر بگیرید. «آتش بس» مستقیماً به مسأله حقوق زنان نمی پردازد. مرد و زنی در فیلم هستند که هر دو به یک میزان با کودک درون خود بیگانه اند، هر دو زیبا، تحصیلکرده و خانواده دار هستند و هر دو طنز کلامی و رفتاری دارند، دوست داشتنی اند و نمی توان یکی از دو سمت داستان را مهمتر دید. چون مسأله فیلم کودک درون است. در این فیلم نقد شخصیت مرد قصه در حد همان کودک درون است. بنده بارها هم گفته ام، که من در مورد روابط مرد سالاری و مردان قابل نقد فیلم می سازم وگرنه چه بسیار مردان خوبی در اطراف ما که قابل نقد نیستند و طبعاً جایی در فیلم های من ندارند. خوشبختانه در زندگی خصوصی من اغلب مردان قابل تقدیر بوده اند. من پدر بسیار فهمیده، برادرهای خوب و همسر بی نظیری دارم. مردهای اطراف من آنقدر خوب هستند که من سعی می کنم دیگر مردان را هم به سمت و سوی فکری آنها بکشانم . فکر می کنم می توانم رفتار غلط اجتماعی بسیاری از انسانها را نقد کنم. چرا که خوبی ها را دیده ام، می دانم که رابطه زن و شوهر می تواند مثلاً شبیه رابطه ای باشد که من با همسرم دارم. بنابراین برای درک بهتر فیلم های من باید محتوای کلی فیلم را در نظر بگیرید نه اینکه آن را به تمام انسانها تعمیم بدهید. اینکه از دیدن پزشکی بد در فیلم نتیجه بگیریم همه پزشکان بد هستند به واقع معقول نیست؛ زیرا ما در حال بررسی یک مورد یا یک گروه هستیم و نه همه جامعه. تلاش من این است که با نشان دادن کاستی ها مثل فیلم «زن زیادی» آینه ایی در پیش چشم مردی بگذارم که به زنش خیانت می کند، او فقط در پی ایجاد رابطه با زنی دیگر نیست، او در واقع به همسرش صدمه می زند، و این رفتار قابل نقد است. طبیعی است که مردی که به زنش خیانت کرده، فیلم را نمی پسندد.

سینمانگار: بنابراین، قاطعانه برچسب فمینیستی را که به شما زده شده، نفی می کنید؟    

تهمینه میلانی: من فمینیسم را تا جایی قبول دارم که با پرداختن به کاستی ها به تعادل نزدیک شود. تا نقدی صورت نگیرد اثرگذاری هم وجود نخواهد داشت. خاصیت فیلم های من اساساً همین است که در سطح اجتماع چالش ایجاد می کند. حتی کسی که با نقد تند با فیلم من برخورد می کند کمک می کند تا فکر من بازتر شود؛ باعث می شود که من فکر کنم چه چیزی در پس افکار من بوده که به مذاق او خوش نیامده است. وگرنه با ساخت فیلمی خنثی که همه بگویند خوب است و به کسی هم برنخورد، کاری اجتماعی که هدف من است انجام نمی شود.  

3. گفتید «دو زن» را بهترین فیلم من می دانید، جالب است که بدانید برخورد منتقدین بااین فیلم بسیار تند و گاه کوبنده بود. اعتراض آنها به شخصیت احمد (آتیلا پسیانی) که به زعم من با او همذات پنداری می کردند، بسیار تند بود. حال آنکه احمد فیلم «دوزن» اصلاً مرد بد به معنی متداول در جامعه نبود. آدمی معمولی بود که اعتیاد، دست بزن، دوست ناباب و ... نداشت؛ مرد خانواده بود و برای زن و بچه هایش هم زندگی خوبی فراهم کرده بود. او فقط در پی کنترل زنش و تغییر شخصیت او بود و در واقع تلاش می کرد هویت فردی زنش را از او بگیرد، شخصاً عقیده دارم کسانی که خود را احمدی دیگر می دیدند، برایشان نقد این شخصیت دردآور بود. با این حال به اعتقاد برخی ها نیمه پنهان و گروهی دیگر مثل خودم معتقدند «افسانه آه» بهترین فیلم من است. من «افسانه آه» را بیشتر از همه فیلم هایم دوست دارم و امیدوارم روزی دوباره آن را بسازم. من در زمان ساخت این فیلم در سن 27 سالگی پختگی لازم را نداشتم. اگر بخواهم دوباره افسانه آه را بسازم قصه را تغییر نخواهم داد، تنها ساختار را با تجربه هایی که کسب کرده ام پر بار خواهم کرد.

4. بعضی از منتقدین سعی دارند با گروه گرایی و باند بازی ارتزاق کنند. عده ای دیگر هم واقعاً سواد سینمایی ندارند و برخی هم می خواهند با حمله به کارگردانان مطرح، خود را مطرح کنند.  

5. سینمانگار: طرح مسائل زنان در فیلم هایتان از کجا شکل گرفت و ریشه مسائل زنان در فیلم های شما چیست؟  

تهمینه میلانی: از دیدن و تجربه کردن. از دیدن آدمهای اطرافم – از دیدن همکلاسیهای دبیرستان که با فشار خانواده قبل از گرفتن دیپلم به زور شوهر داده می شدند .. از دیدن زنانی که سالها در دادگاههای خانواده برای حضانت فرزند یا طلاق خودشان سرگردانند و ... وگرنه خود من در یک خانواده متوسط رو به بالا بزرگ شده ام ، غم نان نداشتم . پدرم سختگیر نبود و ...

6. افتخار من این است که برای تماشاگر ایرانی، طبقه متوسط مردم فیلم می سازم و همین فیلم در جشنواره های جهانی هم جایزه می گیرد. در حالیکه به فقر و بدبختی هم نمی پردازد، این ها فیلم هایی سروشکل دار و شیک هستند که زندگی مردم قشر متوسط جامعه را روایت می کند.

7. فیلم های من گیشه پسند است و در فروش موفق عمل می کند. فیلم اولم بچه های طلاق هم در گیشه بسیار موفق بود. در «دیگه چه خبر» بدلیل تمایلم به مطرح کردن بحث سنت و مدرنیته به قالب کمیک روی آوردم، که جواب بسیار خوبی داد.

8. ر آن زمان سه خانم بودیم که فیلم سازی می کردیم (رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده). فیلم ها را که دید با من تماس گرفت که چرا «افسانه آه» را به جشنواره من (لوکارنو) نفرستادید. فیلم را به جشنواره دعوت کرد و همان سال فیلم در جشنواره دیده شد. در آنجا ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن با من مصاحبه کرد و بعدها در یک مصاحبه گفت که هدیه من در جشنواره امسال لوکارنو تماشای فیلم «افسانه آه» از یک بانوی جوان ایرانی بود. بعد از آن جشنواره بود که نمایش های بین المللی فیلم شروع شد. و در این دوره بود که من دیگه چه خبر را ساختم. بعدتر که «افسانه آه» از تلویزیون پخش شد سه نفری که هیئت انتخاب فیلم جشنواره فجر بودند با من تماس گرفتند و گفتند که فیلم در نیمه شب برای آنها نمایش داده شده بود و آن را ندیده بودند. یعنی آن فیلم من قربانی نادیده گرفتن شده بود. شخصاً افسانه آه را زیباترین فیلمم می دانم که از سایر فیلم هایم به من نزدیک تر است.

9. اگر فیلمی بسازید و آن فیلم بیننده نداشته باشد، شکست خورده اید. بنابراین از فاکتورهای مختلفی برای جذب تماشاگر استفاده می کنم. بازیگران حرفه ای و محبوب، مدیر فیلمبرداری حرفه یی، طراحی صحنه، دکور مناسب و صد البته قصه ی جذاب و ریتم تند. فرض را بر این می گیریم که عده یی به خاطر علاقه به کارگردان به سینما می آیند و عده یی برای دیدن بازیگر محبوبشان . وقتی عوامل فیلم از فیلم بردار تا صدابردار و تدوینگر و... کاربلد هستند، فیلم دیده می شود. اگر موضوع فیلم هم تماشاگر را درگیر کند همه این ها با هم در خدمت جذب مخاطب فیلم عمل می کند. نکته ای که اهمیت دارد احترام به شعور مخاطب است، اینکه باور کنیم تماشاگر می فهمد، خیلی خوب می فهمد!

10. من فکر می کنم ما در شرایط ویژه ای هستیم که زنان ما حرف های زیادی برای گفتن دارند. در عرصه های دیگر هم ثابت شده که همین طور است. قبولی 60% زنان در کنکور نمی تواند اتفاقی قلمداد شود. فشارهایی که در جامعه بر زنان است او را وادار می کند تا از دریچه هایی وجود خود را ابراز کند. شاید در آن جوامع آنقدر فیلم های خوب زنانه از سوی مردان ساخته می شود که احساس نیازی نکنند. و شاید به دلایل دیگری که من و شما نمی دانیم... من زن های سرزمینم را باهوش، قوی و خوش فکر می دانم.

11. سینمانگار: در مورد فیلمسازان زن که در کشورمان فعالیت می کنند چه نظری دارید؟  

تهمینه میلانی: فیلم هایشان را دنبال می کنم. اخیراً فیلم مونا زندی(عصر جمعه) را دیدم و به نظرم فیلم خوب و تأثیرگذاری بود. «بانوی اردیبهشت» بنی اعتماد را دوست دارم و نوع کار تجربی که در «خون بازی» اجرا کرد برایم جالب توجه بود. از فیلم های درخشنده «رابطه» را بیش تر از همه دوست دارم.

12. من آدمی مستقل هستم و از جایی حمایت نمی شوم. وقتی فیلم توقیف می شود، کاری از دست من ساخته نیست.

http://www.cinemanegar.com/articleview.php?id=1672
Image
همچنین سایت سیمرغ گزارشی از نظرات وی درباره نگاه وی به فمینیسم و نگاه ضد زن سنتی وی منتشر کرده است که نکات قابل توجهی دارد:

1. فیلم هایی که تهمینه میلانی ساخته یک تفاوت عمده با سایر فیلمسازان زن دارد; میلانی تمام تلاش خود را می کند تا در فیلم هایش از حقوق پایمال شده زنان دفاع کند. مساله ای که به گفته خودش همیشه اصلی ترین دغدغه وی بوده است. تسویه حساب شاید کامل ترین بیانیه میلانی دربرابر پدیده مردسالاری است. سنگ بنای این فیلم تقابل حقوق زنان دربرابر مردان در جامعه سنتی است. جایی که حقوق مردها بیش از آنچه درباره زنان تصور می رود; مورد احترام است.  

2. میلانی در پاسخ به این سوال که عده بسیاری از منتقدان و مخاطبان; شما را به عنوان یک فمنیست می شناسند، خودتان هم این مطلب را قبول دارید; می گوید: شاید حق با آنها باشد اما باید از ایشان پرسید که وقتی می گویید فمینیست منظورتان کدام تعریف از این ایسم است. چراکه فمینیست دارای مفاهیم متفاوتی است و بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و صدالبته جغرافیایی تغییر می کند. همانند کمونیسم، لیبرالیسم و .... من همیشه گفته ام اگر مفهوم فمینیسم آن است که ما درمورد مشکلات روانی، اقتصادی و اجتماعی زنان فعالیت کنیم تا با رفع این مشکلات جامعه را به تعادل و سلامت ببریم با این تعریف بله من یک فمینیست ایرانی هستم.

3. حق حضانت، درس خواندن دخترها، خیانت مرد به همسرش، هویت فردی زنان. مطرح شدن هریک از این موضوعات می تواند ما را در حل مسئله کمک کرده و به تعادل اجتماعی کمک کند برای همین طرح آنها برای جامعه مفید است. میلانی در این راه تلاش می کند تا به دیگران نیز کمک کند. می گوید: اگر کاری از دستم برآید، به اتفاق همسرم آن را انجام می دهم. متاسفانه فیلم های ضدزن بسیاری در سینما ساخته می شود که به نفع جامعه نیست. کافی نگاه کنیم که چند فیلم در سال علیه زنان تحصیل کرده و مدرن ساخته می شود تا نقش زن سنتی و مطیع در جامعه برجسته شود. درست به همین دلیل هم هست که فیلم های علیه زنان و حقوق آنها یا آثاری با تشویق چندهمسری مرتب ساخته می شود.  

4. تعدای از مخاطبان آثار میلانی معتقدند; وی علت بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های جامعه را در عملکرد مردان بد می داند درحالی که همزمان به نقش زنان در این ناهنجاری ها توجه ندارد، اما میلانی که این مطلب را قبول ندارد; می گوید: متاسفانه بیشتر افراد جامعه ما به زنان نگاه جنسیتی دارند یعنی قبل از آنکه او را انسان ببینند او را ماده می بینند. من در فیلم تسویه حساب مردانی را به تصویر می کشم که باوجود داشتن خانواده، برای خود زنگ تفریحی قائل هستند که آن را در وقت گذرانی با زنان خیابانی می دانند. در تسویه حساب توجه من به زنان قربانی است نه زنانی که برای تفریح به سراغ مردان هوس باز می روند.  

5. نگاهی به کارنامه فیلمسازی تهمینه میلانی نشان می دهد که گاه تغییراتی در دیدگاه ها و مسیرهای او ایجاد شده است. درواقع کارنامه فیلمسازی میلانی را می توان به سه دوره تقسیم کرد: زمانی میلانی فیلم هایی همچون آفسانه آه، بچه های طلاق و دیگه چه خبر را کارگردانی می کند و زمانی به ساخت آثاری همچون دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی دست می زند و زمانی فیلم هایی همچون آتش بس و سوپر استار را کارگردانی می کند.
کارگردان نیمه پنهان این تغییر مسیر را طبیعی و ناشی از سیاست های روز جامعه می داند و می گوید: تغییر و سیاست های روز در فیلمسازی ایران بسیار تاثیرگذار است و این تاثیر آنقدر آشکار است که می توان آن را بررسی و ارزیابی کرد. در یک دوره که فضا بازتر بود; فیلم های زنانه تری ساختم، دو زن، واکنش پنجم و زن زیادی محصول این دوران است اما در دوره ای که با ساخت فیلم هایی با موضوعاتی در محوریت زنان مخالفت می شد من به سمت ساخت آتش بس و سوپراستار رفتم. هرچند او منکر نمی شود که ترس از توقیف نیز در این تغییر مسیر نقش داشته است و می گوید: برای من مخاطب مهم است. من فیلم می سازم که مخاطب آن را ببینند نه اینکه توقیف شود برای من توقیف فیلم ارزش نیست. و ادامه می دهد: حتی توقیف تسویه حساب در ساخت سوپراستار تاثیر داشت و اگر تسویه حساب توقیف نمی شد فیلم بعدی ام را در همان زمینه حقوق و مشکلات زنان می ساختم. اما این بدان معنا نیست که فیلم سوپراستار را دوست نداشته باشم.

http://seemorgh.com/culture/culture-news/57308-57308   

منبع: من پرس فارسی 


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
  • برچسب ها:سینما ،
نظرات()   
   

غیرالزامی شدن «نام پدر» و جایگزین شدن «نام مادر» در سامانه مشخصات کارت ملی

نظر قابل توجه یک کاربر در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان:

سوره احزاب آیات ۴ و ۵: قرآن کریم

…و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است این گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقیقت را مى‏گوید و او[ست که] به راه راست هدایت مى‏کن

آنان را به [نام] پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند”

حالا شما نگاه کنید سازمان ثبت احوال، این قانون الهی را هنگام ثبت نام برای کارت ملی هوشمند چگونه اجرا می کند…
از نظر اینان، نام مادر الزامی است، اما نام پدر، الزامی نیست…


برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کیک کنید. (قسمت های که با حاشیه قرمز مشخص کرده ایم ببینید)


کارت ملی هوشمند


نظرات()   
   


متاسفانه فعالان فمینیست و بی ایمان حقوق زن در ایران مدام بر طبل غربی شدن می کوبند و در مغایرت کامل با نظر امام راحل و فقها ، از اختلاط زن و مرد با هم در ورزشگاه ها و سایر اماکن صحبت میکنند. این رفتار اینها در واقع دهن کجی به مراجع عظام و رهبر کبیر انقلاب محسوب می شود!

به نقل از خبرگزاری فارس آیت الله مکارم شیرازی با اشاره  به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها  افزود: این کار لزومی ندارد و در عین حال به وجود آورنده مشکلات و مفاسدی هم هست؛ ضمن اینکه نباید هر کاری که غربی‌ها انجام می‌دهند عیناً توسط ما هم تکرار شود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه خطوط قرمزی داریم که ملزم به رعایت آنها هستیم، گفت: حضور بانوان در ورزشگاه‌ها ضرورتی ندارد و با توجه به مفاسدی که در پی خواهد داشت، زنان می‌توانند مسابقات را از طریق تلویزیون تماشا کنند.

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر پرهیز از اصرار برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، توضیح داد: نباید مرعوب فرهنگ غربی شویم بلکه حفظ استقلال دینی، اخلاقی و مذهبی امری ضروری است.


و حالا شما را به دیدن ویدیوی زیر دعوت می کنیم!!!!!!!!!!!





نظرات()   
   

نشریه زنان امروز


هیأت نظارت بر مطبوعات نشریه «زنان امروز » را توقیف کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس، هیأت نظارت بر مطبوعات، نشریه «زنان امروز» به مدیر مسئولی شهلا شرکت را توقیف کرد.

عدم رعایت حقوق زنان، پافشاری و اصرار بر طرح موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها و پرداختن به ازدواج سفید، دلیل توقیف این نشریه بوده است.

شهلا شرکت، صاحب امتیاز نشریه «زنان» بوده است که 28 بهمن 86 این نشریه لغو مجوز شد و در پی درخواست دیگری در اردیبهشت 87 از سوی مدیرمسئول، هیأت نظارت بر مطبوعات 18 آذر 92 با انتشار دومین نشریه شرکت، با عنوان «زنان امروز» موافقت کرد.


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

همانطور که قرآن سفارش کرده است، مردان وظیفه تامین مادی زنان را بر عهده دارند. لذا در طول تاریخ اغلب زنان به مال شوهر و مردان به زیبایی زن توجه داشته اند مگر مردان و زنان با ایمان که همیشه تعدادشان  اندک است.
 امروزه که بسیاری از زنان خود صاحب درآمد شده اند طغیان کرده ، خواهان پرستیده شدن از سوی مردان هستند. لذا شرک امروز بسیاری از مردان را گرفتار می کند و کم کم پس از پرستش، نفرت به وجود آمده و ریشه خانواده و اخلاقیات را می خشکاند . فرزندان پسر که در خانه ای بزرگ می شوند که زن در آن خانه پرستیده می شود دچار نفرت از زن شده و به انواع انحرافات دچار می شوند.
همچنین انگیزه اصلی مرد در زندگی ایثار و از خود گذشتگی است زمانیکه زنان احتیاجی برای امرار معاش به مردان نداشته باشند ، مرد انگیزه ای برای زندگی پیدا نخواهد کرد و به قول نویسنده کتاب مردان مریخی زنان ونوسی در این شرایط مرد دچار مرگ تدریجی خواهد شد.
 تمنای زنان به پرستیده شدن توسط فعالان فمینیست کاملا آشکار شده است. متاسفانه بسیاری از روزنامه نگاران زن امروز چنین تقاضای کثیفی را در ابتدای تاسیس وبلاگستان فارسی به نمایش گذاشتند و باطن کثیف خود را کاملا نشان دادند. بی دلیل نیست که بسیاری از سایتهای خبری امروزه مطالبی را می نویسند که بوی شرک از آنها می آید و در وبلاگستان فارسی، کاملا پرده حیا پاره شد و مطالبی به شدت سخیف و دور از شرم نوشته شد که متاسفانه درصد بالایی از نویسندگان آن را همین روزنامه نگاران زن تشکیل می دادند.
 مقصود این نیست که همه روزنامه نگاران بد هستند زیرا در همین انجمن بارها مقالاتی ضد فمینیسم از سوی زنان منتشر شده است بلکه مقصود تبلیغ جریان های انحرافی و پست در جامعه توسط یک زنجیره به هم پیوسته است. متاسفانه این زنجیره در دولت و سایر نهادهای قدرت نفوذ زیادی پیدا کرده است که باید با آن مبارزه کرد.
 در سایت های رسمی خبری و روزنامه های رایج که امکان بروز و ظهور بی پرده انحرافات نیست (هر چند برخی اوقات نیز چنین می شود)با ترجمه و یا استفاده از تحقیقات دستکاری شده و منسوخ کشورهای توسعه یافته سعی می شود تا انحرافات فمنیستی به خورد مخاطب داده شود. این تضادی بزرگ در رسانه های فرهنگی این کشور است.
 از طرفی بحث مبارزه با استکبار جهانی و الگو نگرفتن از دشمن است و از طرفی دنباله روی کور کورانه چنین افرادی برای رسیدن به خواستهای خود. 
ما با چه چیز استکبار جهانی جنگ داریم و اصلا چرا استکبار جهانی، استکبار جهانی است؟ آیا این کشورها همه چیزشان خوب است و فقط کمی بداخلاق اند؟ اگر ما باید از آنها الگو بگیریم چرا با آنها جنگ داریم؟ گویی مبارزه با ظالم یعنی این که از خود ظالم الگو بگیریم و بگوییم چرا فقط یک نفر باید ظلم کند بلکه ظلم باید بین همه تقسیم شود و همه به نوبه خود بتوانند ظلم ( که در مقابل عدل است) کنند. لذا استدلالشان هم کاملا متضاد با استدلالهای اوائل انقلاب است.
نکته جالب این است که تمام جنگ بین ما و غرب در 3 نهاد خلاصه می شود 1.دستگاه فرهنگی کشور شامل رسانه های مکتوب ، دیداری و شنیداری 2.سیستم آموزشی کشور از مقدماتی تا دانشگاهی 3.سیستم قضاوت کشور که باید احکام اسلام را اجرایی کند
حال خود قضاوت کنید که این بخشها در نظام ما تا چقدر کارکرد ایرانی اسلامی دارند . آیا اگر این 3 نهاد قرار باشد مانند غرب کار کنند چیزی می ماند که نقطه تفاوت بین ما و دشمن باشد؟


نظرات()   
   

عامل اصلی از بین رفتن دین در جهان تفاسیر و تحریف ادیان به دست اسانهای مغرض و شیطان صفت است. ادیانی که با فرستاده شدن این همه پیامبر آمدند ، همگی در زمان نه چندان طولانی توسط انسانهای نادان و هوسران از بین رفتند و انسان جاهل از میان 124000 پیامبر و یک شیطان, راه شیطان را رفت. واضح است که چرا قرآن  برای اکثریت انسانها واژه هایی چون غافل ، ناسپاس و کافر را به کار برده است.

متاسفانه در تمام فضای اینترنت نمونه واضح تفسیر به رای های نادرست و سخیف فمنیستی از احادیث و روایات دینی و حتی قرآن دیده می شود و حتی می توان گفت که این تفسیر به رای ها تمام فضای مجازی را اشغال کرده و چیزی جز دین دجالی در اذهان عموم باقی نمانده است. متاسفانه بیشتر این تفسیر ها در سالهای اخیر در فضای مجازی رشد چشمگیر داشته اند . در اینجا مقصود کوبیدن مفسران راستین قرآن نیست بلکه موضوع مواردی است که این روزها به چشم می خورد و جای تامل دارد. در اینجا در صدد آن هستیم تا بخشی از این تحریف ها و رد پای جاهلانه عمل کردن عده ای در تفاسیر نادرست را بیان کنیم.

 احادیثی که از نظر عقاید فمنیستی بد قلمداد می شوند عموما به این شکل بیان می شوند: این حدیث اعتبار ندارد و جعلی است و البته مقصود از این کلمه در این حدیث این است و ... توجه شود که ابتدا حدیث به طور کلی رد می شود و بعد تفسیر آن بیان می شود. این موارد حتی در آثار منتشر شده هم وجود دارد. مثلا حدیثی از پیامبر که در مورد تعداد زیاد زنان در جهنم است این گونه بیان می شود: این حدیث اعتبار ندارد و تنها در کتب اهل سنت آمده است. مقصود جهنم در این حدیث, جهنم موقت است(توجه به واژه ها شود) و تعداد زنان در جهنم موقت بیش از مردان است اما در جهنم دائم مردان بسیار بیش از زنان اند!!!!!
حدیث های حضرت علی در مورد زنان که کاملا یا رد شده و یا چنان تفسیر عجیب و غریبی از آن شنیده می شود که هر انسانی را متحیر می کند. بسیاری از احادیث پیامبر که مشهور هستند با تعدادی حدیث گمنام رد می شود!!!!

در مورد تفسیر به رای عجیب از قرآن: خوب مشهور ترین آیه, آیه 34 سوره نساء است. مقصود از زدن در این آیه ترک کردن زن است. یعنی با هر عدم تمکینی ، مرد خانه زن را ترک کند!!! خودتان تجسم کنید یک جامعه اسلامی را با این وضعیت!!! این روال بی قیدی را خیلی بیشتر از بی بند و بار ترین کشورهای اروپایی می کند. مردی که قوام  و قیم زن معرفی شده, با هر عدم تمکینی بعد از یک نصیحت زن و خانواده را ترک کند!!! می گویند مقصود از زدن, زدن با مسواک است. زنی که ناشزه است و طغیان کرده باشد آیا با خوردن یک ضربه از نشوز خود دست بر می دارد؟

نمونه دیگر:متاسفانه در بسیاری از سایت های دینی بیماری های روانی را دارای دو ریشه می دانند. ریشه اول ریشه پزشکی دارند که توسط پزشکان و امور پزشکان قابل درمان هست و دومی به شیطان و جن زدگی بر می گردد. توجه کنید که دو عامل پزشکی و به اصطلاح معنوی کاملا از هم جدا شده اند. خوب این چه معنایی دارد؟ مسلم است که کسی که در دانشگاهها علوم روان درمانی را می خواند همه امور را پزشکی می داند و اگر هم برخی بیماریها علاج پزشکی ندارند در سعی آن هست که علاجی برای آنها بیابد. مثلا ممکن هست امروزه علت یک بیماری روانی از نظر پزشکی نامعلوم باشداما 20 سال بعد قرصی برای تسکین آن بیماری ساخته شود. پس در عرض 20 سال بیمار از جن زدگی در آمد و نامش شد بیمار ....فرنی!!! یا یست!!!! نکند پیامبران هم اسکیزوفرنی داشتند؟؟؟؟؟؟؟، متاسفانه مثال مطرح شده نشان دهنده تسلیم محض در برابر علومی است که ریشه آن در غرب است. و پذیرفتن نوع نگاهی است که به انسان به عنوان یک ماشین نگاه می کند و البته دردناک این که در این دیدگاه که بسیار شایع هم هست روح از جسم مجزا فرض می شود.

متاسفانه  هر چه که به سمت جلو می رویم دینمان بیشتر تبدیل به ایدئولوژی های ضاله غربی می شود. معیار درستی و غلط بودن همه چیز به ملاکهای غرب بر می گردد. غربی که به واسطه حرام خواری استعمار دیروز و امروز به وضعیت سخیفی افتاده است.

با این روال می بایست در چند سال بعد شاهد تفاسیری از قرآن در حمایت از حقوق همجنسگرایان باشیم که فمنیسم مولد آن است. بسیار آسان است, می توان گفت قوم لوط در اصل به علت همجنسگرا بودن هلاک نشدند بلکه به علت زیاده روی در اعمال نادرست و قلمداد غلط از همجنسگرایی هلاک شدند و فلان حدیث هم احتمالا یا جعلی است و یا طوری تفسیرش می کنیم که مطابق با میل شما باشد. شما بگویید چه میل دارید تا احادیث را مطابق با میل شما تفسیر نماییم!!!! خوب مسلم است که با این روال دین امام زمان دین عجیب و تازه ای به نظر  رسد.

اگر کمی دقت کنید تعداد زیادی از استدلالهای نادرست از دین به سمت استدلال شیطان در سجده نکردن به انسان پیش می رود. متاسفانه در عصر مالیخولیایی امروز عقل بشر از کار افتاده است و همه چیز در چهارچوبی شیطانی معنای حق را می دهد. عدالت طبق استدلال شیطان بیان می شود. برابری همان برابری شیطانی است. دین همان دین شیطانی است. همه چیز بوی غرور شیطانی را می دهد.


نظرات()   
   

متاسفانه فعالیت های فمینیستی و مردواره کردن زنان با رشد سرسام آوری در کشور همراه است که علاوه بر رسانه های بیگانه نباید نقش بی بدیل حمایت های دولتی و بودجه های سرسام آور را در آنها نادیده گرفت.
با وجود این پول های مفت و باد آورده و نفوذ زیاد فمینیست ها در سازمان های دولتی و خصوصی و مردم نهاد و کمک های مالی و معنوی اسرائیل و غرب از حرکات آنها دیگر نباید به دیده تعجب به وضعیت اسفبار طلاق و فساد در جامعه و مردواره شدن زنان نگریست!
و این بودجه ها با وجود اشراف به وضع افتضاح موجود و کسری بودجه شدید ،توسط خود مردان تامین و تصویب می شود.
لذا باید مقصر اصلی این افتضاحات را خود مردان دانست.

خیلی از موارد در جدول زیر به ظاهر زیبا و فریبنده هستند. اما در پس آنها هدایت ها و برنامه های غرب نهفته است. و خیلی آنها رسما و علنا در جهت رفرم زنانگی و تغییر آن به شکل مردواره شدن و از بین بردن خانواده است.
مثل آموزش های حقوقی و طلاق، مشاوره هایی برای جلوگیری از ازدواج و هدایت به طلاق،هدایت به ایستادگی و قد علم کردن مقابل شوهر و پدر،ترویج اشتغال، ترویج ورزش ها و تفریحاتی که هر چه بیشتر زنان را ازخانه و خانواده دور کند، ایجاد پتانسیل های قوی شلوغکاری رسانه ای برای ترویج و رشد افکار فمینیستی، انتشار کتب و آموزشهای مخرب برای زنان و جوانان و ایجاد رفرم فرهنگی، انتشار تفاسیر فمینیستی و تغییر در دین و آموزه های دینی ، حمایت از ساخت فیلم ها و سریال ها با محتوای فمینیستی تاکید بر اینکه برداشت از دین از پیامبر تا به امروز اشتباه بوده و علما اشتباه کرده و میکنند و زنان با مردان برابرند و باید مدیر و رئیس جمهور و رهبر شوند و ... از جمله مواردی است که باید منتظر آن بود تا در سال 94 تشدید شود.

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، جدول زیر مقایسه اعتبارات در نظر گرفته‌شده برای نهادهای متولی امور زنان و خانواده شامل معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، و نیز اعتبارات مربوط به ارتقای توانمندی زنان و تحکیم خانواده، حمایت از تشکل‌ها و مشارکت اجتماعی زنان و جوانان، حمایت از خانواده و فرزندان، بیمه زنان خانه‌دار و... در بودجه سال 94 به نسبت بودجه سال 93 را نشان می‌دهد؛

عنوان

اعتبار در لایحه بودجه 93

اعتبار در لایحه بودجه 94

درصد رشد

معاونت امور زنان و خانواده

79.919 میلیارد ریال

150.150 میلیارد ریال

87.87

شورای فرهنگی اجتماعی زنان

12.731 میلیارد ریال

170. 15میلیارد ریال

19.15

ارتقای توانمندسازی زنان و تحکیم بنیان خانوده

64.919 میلیارد ریال

100 میلیارد ریال

54.03

حمایت از تشکل‌ها و مشارکت اجتماعی جوانان و زنان

36.734 میلیارد ریال

46 میلیارد ریال

25.22

برنامه حمایت از خانواده و فرزندان

741.427 میلیارد ریال

349.220 میلیارد ریال

52.89 -

شورای سیاستگذاری حوزه علمیه خواهران

1.202.825 میلیارد ریال

1.527.425 میلیارد ریال

26.98

حق بیمه زنان خانه‌دار

150 میلیارد ریال

150 میلیارد ریال

-


بر اساس تبصره 19 بند ط : «معاونت‌های امور زنان و خانواده و علمی و فناوری رییس‌جمهور مجازند تا فعالیت‌های اجرایی خود را در راستای تحقق اهداف و سیاست‌های مورد نظر از طریق دستگاه‌های اجرایی در چارچوب تفاهم‌نامه فی‌مابین، از محل اعتبارات پیش‌بینی‌شده مربوط به خود در این قانون به انجام رسانند.»

بر اساس جدول فوق در تمامی ‌عناوین به جز برنامه حمایت از خانواده و فرزندان اعتبارات بودجه سال 94 به نسبت سال 93 رشد داشته است. بر این اساس علی‌رغم افزایش 87.87 درصدی بودجه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ب

علاوه بر عناوین کلی بودجه، در پیوست‌های لایحه بودجه 94 در قسمت با کاهش 52 درصدی بودجه برنامه‌های حمایت از خانواده و فرزندان نسبت به سال گذشته مواجه هستیم.رآورد اعتبارات دستگاه‌های اجرایی ملی اعتبارات، توجه خاصی به حوزه زنان، خانواده و ازدواج جوانان صورت گرفته است. این اعتبارات به صورت زیر است:

 

عنوان

اعتبار در لایحه بودجه 94

ارتقای مهارت‌های شغلی زنان

20 میلیارد ریال

ارتقای وضعیت بهداشت روانیو سلامت جسمانی زنان وخانواده

20 میلیارد ریال

تحقیق، مطالعه، مشاوره وترجمه در خصوص مسائل زنان

20 میلیارد ریال

تشویق زنان ایثارگر، هنرمند،محقق، نویسنده، کارآفرین ونخبه

20 میلیارد ریال

برگزاری مراسم روز زن و روزملی خانواده

2 میلیارد ریال

حمایت از تعاونی‌ها وتشکل‌های بانوان

44 میلیارد ریال

حمایت از بانک‌های اطلاعاتیدر حوزه زنان و خانواده

4 میلیارد ریال

توسعه مشارکت اجتماعیفرهنگی زنان و ساماندهیامور جوانان

5 میلیارد ریال

کمک به شبکه زنان دانشمندجهان اسلام

10 میلیارد ریال

سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزیمشارکت زنان در آموزش وپرورش

5,200 میلیارد ریال

آموزش زنان باردار و شیرده درزمینه تغذیه سالم

9،865 میلیارد ریال

پرداخت سرمایه کار و آمادهسازی شغلی زنان سرپرستخانوار

22 میلیارد ریال

تأمین ودیعه مسکن زنانسرپرست خانوار

15 میلیارد ریال

تقویت و توسعه گروه‌های همیار زنان

28,750 میلیارد ریال

سلامت جسمی و روانی زنانخانواده‌های نیازمند

18 میلیارد ریال

پوشش بیمه اجتماعی زنانسرپرست خانوار روستایی

5 میلیارد ریال

پوشش بیمه اجتماعی زنانسرپرست خانوار شهری

393,975 میلیارد ریال

کمک به تأمین سرمایه کارزنان سرپرست خانوار

60 میلیارد ریال

آموزش تعاونی‌ها و تشکل‌هایزنان روستایی

22،078 میلیارد ریال

فعالیت‌های آموزشی وفرهنگی تربیتی خانواده‌ها

349،220 میلیارد ریال

حمایت از ایجاد مراکز مشاورهازدواج و تحکیم خانواده

10،750 میلیارد ریال

حمایت از برنامه مشاوره وتحکیم خانواده

21.500 میلیارد ریال

حمایت از تولیدات فرهنگیهنری در موضوع ازدواج جوانان

20،750 میلیارد ریال

کمک به تغذیه کودکانخانواده‌های دارای فرزندچندقلو

20 میلیارد ریال

توانبخشی مبتنی بر خانواده

124 میلیارد ریال

کمک به تأمین شهریهمهدکودک‌های خانواده‌های کمدرآمد

72،013 میلیارد ریال

کمک به نگهداری کودکان ونوجوانان در خانواده

385،00 میلیارد ریال

پرداخت کمک‌هزینه ازدواج وفوت

447،200 میلیارد ریال

اجرای طرح ملی ازدواجدانشجویی

109،146 میلیارد ریال

برگزاری همایش‌ها،نمایشگاه‌ها و جشنواره امورجوانان در امر ازدواج

24,320 میلیارد ریال

حمایت از تولیدات فرهنگیهنری در موضوع ازدواج جوانان

20،750 میلیارد ریال

کمک به ازدواج نیازمندان

1،680،00 میلیارد ریال

کمک‌هزینه ازدواج ایثارگران

150 میلیارد ریال

حمایت از فعالیت‌هایساماندهی مد و لباس درجهت گسترش عفاف و حجاب

28،800 میلیارد ریال

حمایت از آموزش طلاب علومدینی(خواهران)

864,147 میلیارد ریال

حمایت از فعالیت‌هایفرهنگی، تبلیغی و پژوهشیعلوم دینی (خواهران)

390,778 میلیارد ریال

فعالیت تقریبی برای بانوانجهان اسلام

15 میلیارد ریال

برنامه گسترش ورزش بانوان

142 میلیارد ریال

تجلیل از قهرمانان ورزش بانوان

38 میلیارد ریال

لازم به ذکر است در تعرفه‌های درآمدهای متفرقه لایحه بودجه 94 نیز تعرفه صدور شناسنامه برای فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی230 میلیارد ریال و برای درآمد حاصل از ارائه سایر خدمات موضوع ردیف 140120 سایر خدمات - صدور پروانه ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی و بالعکس و تعیین تکلیف فرزندان طلاق100 میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.


نظرات()   
   

یکی از کارهایی که سازمان محیط زیست به اسم حفاظت از محیط زیست انجام می دهد ممنوعیت شکار در برخی مناطق است که فی نفسه کار بدی هم نیست. اما وقتی با بی ملاحضگی صورت گیرد و با کل نگری و جامع اندیشی همراه نباشد دارای عواقب به شدت بدی خواهد بود که مواردی از آن را اشاره می کنیم:

1- بیکاری شکارچیان

شکارچیان سالهاست از این طریق معاش خود و خانواده خود را کسب می کنند که با ممنوعیت شکار  دچار فقر و بیکاری می شوند.

2- خونریزی

قاعدتا شکارچیان برای تامین هزینه های زندگی خانواده های خود از ممنوعیت شکار سرپیچی می کنند و این را یک دستور زور می دانند و در نتیجه درگیری و خونریزی اتفاق خواهد افتاد.
در این درگیری ها و نزاع ها محیط بانان بیچاره ای که شاید یک دهم در آمد مدیران ارشد سازمان محیط زیست و معاونان آن که همگی از بد ماجرا از بین زنان انتخاب شده اند در آمد نداشته باشند مضروب، زخمی، شهید و یا جانباز می شوند و دادگاه و قصاص و هزاران مساله دیگر خانواده های آنها و شکارچیان را تهدید خواهد کرد.

3- افزایش شرارت و اعتیاد

عده زیادی از شکارچیان که بیکار شوند از طرف خانواده و بستگان سرزنش خواهند شد که افسردگی و حس پوچی از پیامدهای آن خواهد بود. در ادامه ماجرا عده زیادی از آنها از طرف خانواده ها سرزنش خواهند شد و به شرارت و اعتیاد یا سرقت ، قاچاق  و  یا جرایم دیگر روی خواهند آورد.


4- ایجاد زنان سرپرست خانوار و بد سرپرست

زنان سرپرست خانوار

اینجا دیگر سیکل فمینیسم تکمیل می شود. در نتیجه عوامل بالا ،طلاق ، انواع فساد اخلاقی در بین خانواده های اهالی آن مناطق ریشه خواهد دواند و خانواده های آنها از هم خواهد پاشید. بنابراین چیزی که زیاد می شود شمار زنان سرپرست خانوار است. زنانی که پاشنه آشیل تحرکات فمینیستی و بوق و کرنای فمینیست ها خواهند بود و بهترین شاهراه ها برای سرازیر شدن سرمایه برای اعمال فمینیستی تحت عنوان کمک به این زنان، تغییر قوانین مدنی برای سهم خواهی های بیشتر و دادن حقوق نامشروع بیشتر به زنان، بیکاری بیشتر مردان و ... خواهد بود.

نکته : البته این تنها یکی از زمینه های تشکیل زنان سرپرست خانوار است. سیاست های مشابه دیگری در سطح کشور سبب ناتوانی مردان و تشکیل زنان خودسرپرست و بدسرپرست می شود.


راهکار:

راهکار این است که قبل از هر گونه درگیری و اعمال قهر آمیز در مناطقی که میخواهیم قطع گیاهان یا شکار یا هر کار دیگری را ممنوع کنیم به فکر آموزش و توانمند سازی مردان آن مناطق برای شغل های جایگزین باشیم یا در خود سازمان محیط زیست برای آنها منبع درآمد ایجاد کنیم و از ظرفیت های آنها استفاده کنیم.

در سطح دیگر محیط بانان را آموزش دهیم و از آنها حمایت های مالی کنیم به جای اینکه سازمان محیط زیست را به پایگاه فمینیست ها تبدیل کنیم و دوربر ریاست سازمان محیط زیست و موسسه استاندارد پر از زنان و دختران بی نیاز از اشتغال باشد که معلوم نیست با کدام صلاحیت و توانمندی نداشته ای به این جایگاه ها رسیده اند.

در سطح کلان تر و در سطح ملی راهکار توانمند سازی مردان است ( نه توانمند سازی زنان) چرا که مردان باید مخارج زندگی را تامین کنند. مردان باید سرپرست زنان باشند. اگر مردان آموزش داده شوند و پولهایی که خرج توانمند سازی زنان می شود صرف توانمند سازی مردان شود دیگر زنان بدسرپرست و خودسرپرست ایجاد نمی شوند.
پیشگیری بهتر از درمان است. اما متاسفانه می بینیم که سیکل معیوب سبب تشکیل شدن زن سرپرست خانوار می شود و سپس چندین برابر بودجه صرف توانمند سازی این زنان می شود!
قوانین معیوبی که تحت عنوان اسناد بالادستی تهیه شده است وحی منزل نیستند و بهتر است اصلاح شوند.
مضافا ازدواج مجدد و چند همسری هم با توانمند سازی مردان میسر می شود که با هزینه ای به مراتب کمتر و نتایج پایدارتر و بهتر، زنان و کودکان بیشتری را سر و  سامان خواهد.

متن زیر از محمد علی ایلانلو می باشد که نامه ی سرگشاده وی  خانم ابتکار است:

محمد علی ایلانلو

"دلم نمی خواست که این نامه رسانه ای شود. بلکه می خواستم که خصوصی به دست شما برسد اما می دانم که حاجبان و پرده داران شما نخواهند گذاشت. به اجبار از این طریق حرفم را به گوش شما می رسانم. هرچند که می دانم از سوی جوانان احساساتی مورد هجوم قرار خواهم گرفت.

سرکار خانم دکتر ابتکار! شما رییس انجمن حمایت از حیوانات نیستید، شما رییس دولتی طبیعت ایرانید. بنابراین برای تصمیم گیری های دشوار باید از جنس همین طبیعت باشید، به موقع مانند طبیعت نرم و مهربان و به موقع مثل ذات طبیعت خشن و بی رحم اما منطقی.

مدیریت طبیعت احساسات رقیق برنمی تابد، هر تصمیم احساسی تبعاتی ناخواسته و خشن دارد.

خانم دکتر ابتکار! لطفا یک بار محض امتحان، پیش داوری و احساسات و مشاوره های نخ نمای همیشگی را کنار بگذارید و به حرف کسی که عمری را با آگاهی و مطالعه کامل در طبیعت گذرانده و براساس تجربه بسیار می داند که چه می گوید گوش کنید، ضرر نمی کنید؛

شما حرکت صیادان فریدونکنار را نه تنها نباید سرکوب کنید، بلکه باید از آن حمایت کنید، الان به دلیل فوریت خلاصه می گویم. اگر نیاز باشد بیشتر خواهم گفت.

در مورد فریدونکنار بی تردید باید دست نگه دارید، شتابزده و احساسی عمل نکنید، شما به عنوان یک مدیر دولتی انسان اندیشمندی هستید و به تبعات هر عملی می اندیشید، شک نداشته باشید که اگر به هر صورت صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید قضیه از جاهای دیگر سر برخواهد آورد.

مطلب «بوی خون می آید» را دوباره بخوانید، اهالی شمال ایران طبیعت خاص خود را دارند و بر اساس همین طبیعت قرن هاست که معیشت خاص خود را برنامه ریزی کرده اند، خداوند از هزاران سال پیش بخشی از روزی آنها را در آسمان قرار داده است، پرندگان مهاجری که هر ساله از آسمان می آیند و طبق نص صریح خداوندی جزو روزی انسانند بخشی از رزق این مردم را تشکیل می دهند.

شما نمی توانید و نخواهید توانست که مانع بهره برداری از این رزق خدادادی شوید، این صیادان آنچنان که گفته می شود، عده ای سودجو، کلاش و قاتل نیستند، اینها روستاییانی هستند که قرن هاست بخشی از اقتصاد خانوادگی خود را از راه صید به دست می آورند.

من متاسفم که گاهی در فضای رسانه ای ناآگاهانه این روستاییان را افرادی غارتگر می نامند، اینها اگر مردمی غارتگر و قاتل بودند تنها درنای سفید شمال به نام «امید» سال ها با امنیت کامل و با آرامش در میان این مردم نمی زیست.

خانم ابتکار عزیز، شما نه تنها نباید کار صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید، بلکه باید از آنها به عنوان الگو و نمونه اقتصاد روستایی حمایت کرده، آنها را تشویق کنید و جاهای دیگر را نیز با شرایط مشابه تشویق به این کار پر درآمد و اشتغال زا بکنید. به خصوص در این زمانی که بیکاری و عدم درآمد جوانان روستایی ما را با سرعتی وحشتناک به سوی اعتیاد می برد.

خانم دکتر ابتکار، امروزه زمان ارتباطات است، لطفا ساعتی در اتاقتان را ببندید و به سایت های گوناگون آلمان، فرانسه، لوکزامبورگ و سایر جاهایی که طبیعتشان به طبیعت شمال می خورد، سر بزنید.

دولت های آنان کشاورزان را تشویق می کنند که در وقت مقرر در زمین هایشان محصولاتی نظیر برنج بکارند و در پاییز و زمستان که وقت محصول نیست زمین هایشان را به صورت شکارگاه های اختصاصی درآورند، پرندگان مهاجر میلیونی می آیند چند هزارشان شکار می شوند و از این طریق به اقتصاد خانواده روستایی صاحب زمین کمک می کنند. باقی آنها به خاطر اقامت طولانی در زمین های کشاورزی از خود کودی مغذی برای محصولات به جای می گذارند که تا سال دیگر محصول بهتری بدهد، درآمد بیشتری داشته باشد و در پاییز پرندگان بیشتری برای استفاده از باقیمانده محصول به آنجا بیایند.

خانم دکتر ابتکار دست نگه دارید! صید صیادان فریدونکنار نه تنها سودجویی و غارتگری نیست بلکه نمونه ای است باستانی و هوشمندانه برای اقتصاد خانوار روستایی و بهره برداری مضاعف از یک قطعه محدود زمین کشاورزی، بنابراین لطفا به جای تهدید و سرکوب با آنها صحبت کنید شاید که راه روستایی آنها بهتر از راه علمی و آکادمیک مشاوران شما باشد."


نظرات()   
   

در راستای سوء استفاده های زنانه و فمنیستی از قدرت اینک در مصاحبه ای معاون زنان رئیس جمهور خبر از آماده شدن جنبش های فمنیستی برای انتخابات خبر داد که شرح آن در زیر آمده است . در بین این مصاحبه میتوانید انحرافات و سوء نیت های موجود را مشاهده کنید.

زنان ایرانی در این روزها خوشحال‌تر از همیشه هستند چون نمایندگانش در عرصه ورزش افتخارات زیادی آفریدند و مهم‌تر از آن ثابت کردند به گفته معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده اگر زمینه فراهم باشد قابلیت‌های خودشان را به رخ می‌کشند. آنچه امسال زنان و دختران در عرصه ورزش صورت دادند، نتیجه سال‌ها تلاش و فعالیت بود اما چرا تاکنون اینچنین ظهور و بروز نداشته را شاید بتوان به فضایی دانست که متاثر از دولت‌های هر دوره است. دکتر حسن روحانی در وعده‌های انتخاباتی و پس از آن در برنامه‌ریزی‌های دولت یازدهم بارها بر اهمیت نقش زنان تاکید و دوران مردسالاری را خاتمه یافته اعلام کرد. اکنون ظاهرا برنامه‌ای برای پررنگ کردن حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی برنامه‌ریزی شده است و شهیندخت مولاوردی این نوید را به زنان می‌دهد که نقششان در دولت پررنگ‌تر می‌شود. معاون رئیس‌جمهور البته در برابر کمرنگ بودن فعالیت‌های سیاسی زنان هم به انتخابات مجلس دهم اشاره دارد و آن را محلی مشخص شدن فعالیت‌های سیاسی زنان عنوان می‌کند.

شهیندخت مولاوردی در این موضوعات با آرمان به گفت‌وگو پرداخت که در ادامه می‌خوانید: 

 اکنون که زنان و دختران کشورمان در مسابقات ورزشی موفقیت‌های چشمگیری کسب کرده‌اند باید این موفقیت‌ها را مرهون عملکرد دولت یازدهم دانست یا متعلق به دوره‌های قبل است که  بروز و ظهوری نداشته است؟

طبیعی است که موفقیت یک‌شبه به دست نمی‌آید و نتیجه و حاصل تلاش‌های فوق‌العاده دختران و زنان کشور است که در این عرصه‌ها فعال هستند که الان این تلاش‌ها، جواب می‌گیرد پس برنامه بلندمدتی بوده که اکنون شاهد حاصل آن هستیم. نمی‌توان گفت این موفقیت‌ها نتیجه یک ماه و یک سال فعالیت ورزشکاران و مدیران است. در واقع موفقیت‌های ورزشی که این روزها در صدر اخبار قرار گرفته نتیجه سال‌ها تلاش و فعالیت زنان ماست که امروز نتیجه آن را همه می‌بینند.

 اما این موفقیت‌ها در این مقطع بیش از گذشته پررنگ و نمایان شده است. فضای فراهم‌آمده از سوی دولت یازدهم تا چه اندازه در این امر موثر بوده است؟

واقعیت این است که من به این جنبه از موضوع فکر نکرده بودم اما شاید بتوان اینگونه پاسخ داد که در هر جا زمینه فراهم بوده و فرصت برابر و عادلانه در اختیار خانم‌ها قرار گرفته، آنها توانایی و قابلیت‌های خودشان را به رخ کشیده‌اند و ما شاهد موفقیت آنان بوده‌ایم؛ زنان و دختران در چنین فضایی نشان دادند، می‌توانند توانمندی‌های بالقوه خود را بالفعل کنند. حالا شاید به گفته شما زمینه اکنون برای فعالیت زنان بازتر و بهتر شده باشد. 

  تفاوت فعالیت‌های زنان و موفقیت آنها را در مقایسه با دولت قبل چطور ارزیابی می‌کنید؟

من تا کنون به‌طور جدی به مقایسه موفقیت زنان در دولت قبل و این دولت نپرداخته‌ام. قبل از اینکه بخواهیم موفقیت زنان را به پای یک دولت یا یک فدراسیون یا یک ورزشکار بنویسیم باید ببینیم که نسبت به مسابقات دور قبل مدال‌ها در چه رشته‌هایی بهتر شده و عوامل این موفقیت یا شکست‌های احتمالی چه بوده و بعد از یک جمع‌بندی بیاییم و از عوامل موفقیت صحبت کنیم.

 با توجه به سمتی که دارید و به‌طور مستقیم در حوزه بانوان فعال هستید، چه فرصتی برای ظهور و بروز دختران و زنان در عرصه‌های مختلف فراهم کردید؟

یکی از برنامه‌هایی که واقعا مورد توجه ما قرار دارد، توجه به اوقات فراغت، ورزش، بهداشت و سلامت بوده و آنها را در اولویت قرار دادیم و تا جایی که توانستیم و تا آنجا که در حوزه اختیارات ما بوده و امکانات اجازه می‌داده سعی کردیم وضعیت زنان را بهبود ببخشیم البته هنوز نتیجه ملموسی که قابل ارائه باشد، نگرفته‌ایم چون اولا بررسی‌ها زمان برده و ثانیا با تشکیل کارگروه اوقات فراغت و ورزش و همچنین انتصاب مشاور در امور ورزش دختران و زنان، اراده خود را در این حوزه نشان دادیم و حتی در کارگروه بهداشت و سلامت هم به یکی از مسائلی که بسیار تاکید می‌شود، همین مساله اوقات فراغت است چرا که نیاز جدی غنی‌سازی اوقات فراغت در دختران بسیار جدی است و آسیب‌هایی که امروز متوجه دختران و به‌طور کلی خانواده‌ها شده است، این ضرورت را ایجاد می‌کند که ما بیشتر از قبل به این بحث بپردازیم و بتوانیم فرصت‌ها و زمینه‌های عادلانه و برابر را در اختیار بانوان قرار دهیم تا ان‌شاا... بتوانند استعدادها و توانمندی‌های بالقوه خود را بالفعل کنند که در این مرحله توانستیم برنامه‌ریزی‌ها را داشته باشیم و هر کجا هم لازم بود پیامی برای این مدال‌هایی که کسب می‌شود و افتخاراتی که زنان و دختران در میادین بین‌المللی به‌دست آوردند، صادر کردیم. به سهم خودمان سعی کردیم آن حساسیت لازم را در جامعه و نگاه مسئولان به این مساله مهم جلب کنیم. به همین شکل در بحث حضور خانم‌ها در استادیوم‌ها برای ورزش‌هایی که منع و محدودیتی وجود ندارد، ورود پیدا کردیم و توانستیم تاثیرگذار باشیم که البته منتظر نتیجه بررسی‌ها در کمیته مشترکی هستیم که با وزارت ورزش تشکیل شده است.

 در ابتدای حضور خود در این جایگاه بارها از سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی‌ها انتقاد کردید. اکنون اوضاع به چه شکلی است و هنوز این روند ادامه دارد؟ 

این روند طبیعی است و به هر حال همیشه افرادی هستند که با هر تغییری مخالفت می‌کنند و با رایی که دولت تدبیر و امید از اکثریت شرکت‌کنندگان در انتخابات دریافت کردند انتظار وجود دارد که برنامه‌ها، وعده‌ها و شعارهای رئیس‌جمهور منتخب به اجرا دربیاید و ما هم تمام تلاش خود را برای تحقق آنچه در اسناد بالادستی و آنچه در برنامه رئیس‌جمهور آمده است، به کار می‌بندیم. این واکنش‌ها هم طبیعی است امیدوار هستیم از حد و مرز نقد خارج نشود و جنبه تخریب به خود نگیرد. ما از نقدها و ارائه پیشنهادها و راهکارها برای پیشبرد امور زنان و خانواده استفاده می‌کنیم و آنها را سازنده می‌دانیم.

 صدا و سیما هم این‌بار رویکرد خوبی به ورزش بانوان پرداخت و مسابقات بیشتری را پوشش داد. فکر می‌کنید این تغییر هم متاثر از فضایی است که دولت تدبیر و امید فراهم کرده است؟

به هر شکل بی‌تاثیر نیست اما به نظر می‌رسد این موضوع، واقعیت‌های جامعه است که بازتاب پیدا می‌کند بنابراین باید باید پا‌به‌پای تحولات و تغیراتی که در جامعه که به صورت عینی و ذهنی به وجود آمده، حرکت کنیم چون در غیر این صورت، این موج تغییرات و تحولات است که همه را با خود خواهد برد.

 بانوان که در دولت اصلاحات فعالیت سیاسی زیادی داشتند، در هشت سال دولتی که آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور بود این فعالیت‌ها کمرنگ شد. از 24 خرداد 92 این امیدواری وجود داشت که فضای فعالیت سیاسی برای زنان بهبود پیدا کرده و بار دیگر آنها در این عرصه حضور پررنگی داشته باشند اما تا به امروز برخی بانوان معتقدند این موضوع محقق نشده است. آیا موافق این نقد هستید؟

اکنون حضور زنان در عرصه‌های سیاسی خود را نشان می‌دهد. فعالیت زنان در عرصه سیاسی زمانی بهتر نمایان است که انتخاباتی در پیش باشد و آنجاست که می‌بینیم فعالیت سیاسی زنان پررنگ است. در آستانه برگزاری انتخابات مجلس که قرار بگیریم، حضور زنان پررنگ‌تر خود را نشان می‌دهد البته تا آنجایی که من خبر دارم، خانم‌هایی که قبلا فعالیت سیاسی داشتند مشغول هستند و برنامه‌های خودشان را دارند و ان‌شاا... زمینه فراهم شود که زنان بیشتر بتوانند در قالب تشکل‌های سیاسی سازماندهی شوند و بتوانند برای انتخابات مجلس خودشان را آماده کنند و ان‌شاا... که در مجلس آینده هم این حضور پررنگ‌تر از همیشه باشد. 

 یکی از نقدهایی که از سوی زنان به دولت وارد می‌شود، استفاده محدود از آنها در پست‌های مدیریتی است. پاسخی برای این نقد دارید؟

قرار است در مدیریت‌ها هم از زنان بیشتر استفاده شود که مشغول برنامه‌ریزی در این موضوع هستیم پس در این زمینه هم ما تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داده‌ایم.

 یعنی هنوز هم دولت برنامه‌ای برای دادن کرسی‌های مدیریتی به بانوان دارد؟ 

برنامه دولت، حضور پررنگ زنان در بدنه دولت است و آقای رئیس‌جمهور هم بر این موضوع تاکید دارد و ما درحال نهایی کردن برنامه هستیم  که ان‌شاا... این موضوع محقق شود.

 یعنی می‌توانیم اکنون این نوید را به زنان و دختران بدهیم که حضورشان در پست‌های مدیریتی دولت تدبیر و امید پررنگ‌تر خواهد شد؟

قطعا! اگر خاطرتان باشد رئیس‌جمهور در دیداری از وزارت نیرو داشتند، در جمع مدیران آن وزارتخانه تاکید کردند که در شرایط فعلی داخلی و بین‌المللی، ما باید دوران مدیریت مردسالارانه را پایان یافته تلقی کنیم. مفهومش این است که وعده‌ای که آقای دکتر روحانی داشت و برنامه‌ای که به‌نام شایسته‌سالاری مطرح کردند باید جای خودش را در برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها  باز کند.

 یکی از مولفه‌های پیشرفت در بخش زنان همسویی آنهاست. برای نزیک کردن زنان اصلاح‌طلب و اصولگرا به یکدیگر برنامه‌ای دارید و جلساتی برگزار کردید؟

برنامه‌ای برای اینکه دو طیف سیاسی را به آن شکل به هم نزدیک کنیم، نداشتیم اما از هر دو گروه در برنامه‌ریزی استفاده می‌کنیم و سعی ما این است که همگرایی لازم در چارچوب شعار اعتدال دولت بوجود بیاید تا به آن هم افزایی که مورد نظر است برسیم و مطمئن هستیم که بدون این اتفاق، نمی‌توانیم کاری را پیش ببریم. حتما باید همه نگاه‌ها، گرایش‌ها و تفکرات سیاسی را داشته باشیم تا بتوانیم یک برنامه همه‌جانبه در چارچوب مشی اعتدال را پیش ببریم؛ تدبیر و خردجمعی هم غیر از این ما نمی‌خواهد.


نظرات()   
   

هر جا که هیئتی از دولت یا مجلس یا هر کدام از قوای سه گانه راهی شوند همیشه فمینیست ها منتظر و طومار به دست هستند تا اندک آرامش موجود را هم به هم بزنند.
کارهایشان و حضورشان کاملا برنامه ریزی شده و زمانبندی شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر در هشتمین سفر استانی رئیس جمهور  زنها از جایگاه خبرنگاران وارد شده اند!!!
سوال اینجاست چه کسی آنها را به این مکان راه داده است؟
آیا با یک ارتش تمام عیار هم میتوان به راحتی وارد این قسمت شد؟
چه دست هایی در کار است؟
چه نقشه های شومی در راه است؟
چه اهداف سازماندهی شده ای وجود دارد؟
چرا پوشش های خبری آنها اینقدر قوی است؟
چرا بیانات رهبر در نقض فمینیسم در سایت های خبری سانسور می شود اما یک فمینیست بد ذات که خزعبلات می بافد تمام خبرگزاری ها منتشر می کنند؟
چرا ائمه جمعه از تفکیک جنسیتی که حمایت می کنند هیچ خبرگزاری ای منتشر نمی کند اما یک فمینیست محیط زیستی یا سازمان استانداردی که مخالفت می کند چپ و راست منتشر می شود و زیر آن هزاران نظر مخالف که مشخصا اینها هم سازماندهی شده هستند سبز می شود؟
و چرا مسئولین و ناظران این همه فمینیسم نویسی در رسانه ها و حتی رسانه ملی را نادیده می گیرند؟


فمینیست ها در مشهد


نظرات()   
   

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی صابری در هشتاد و یکمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به مصوبه اخیر شورای معاونین و سازمانهای شهرداری مبنی بر استفاده نکردن از خانم‌ها در پستهایی مانند منشی‌گری، مسئول دفتر و تایپیست گفت: اخیرا یک موضوعی اعلام شده است که برای رفاه حال بانوان شاغل در شهرداری اقدام کرده‌اند که خانم‌ها در بعضی از پست‌ها حضور نداشته باشند. این مصوبه شورای معاونین شهرداری است.
وی خاطر نشان کرد: من خواهش می‌کنم هر کاری که انجام می‌شود براساس کار کار‌شناسی باشد.
صابری با اشاره به خانمهایی که در شهردرای به عنوان تایپیست مشغول به کار هستند گفت: اگر خانمهایی که در حال حاضر در شهرداری به عنوان تایپیست مشغول به کار هستند تغییر وضعیت داده شوند آیا پست دیگری وجود دارد که این بانوان در آنجا مشغول به کار شوند یا اینکه باید از آنجا (شهرداری) بروند.
صابری با تاکید بر اینکه خانمهای عضو شورای شهر نسبت به این موضوع حساس باشند افزود: به نظر بنده این اقدام شعاری و عجیب و غریب است.
این عضو شورای شهر تهران افزود: اگر خانمهای شورا و شهرداری نسبت به این موضوع اعتراضی داشته باشند مطمئنا شورای شهر آمادگی بررسی آن را دارد.
وی به برگزاری جلسه هم اندیشی بعد از تعطیلات شورای شهر اشاره کرد و افزود: بعداز تعطیلات شورای شهر جلسه هم اندیشی برای هماهنگی و برخورد با مسائل شهرداری برگزار می‌شود.

انجمن حمایت از حوقو مردان:

این افراد در حالی با ادبیاتی چاپلوسانه سنگ زنان را به سینه میزنند که در دوران خود کوچکترین حرکتی برای حفظ خانواده انجام نداده اند و تنها با ادبیاتی مشابه کارخانه داران قرون وسطی سعی در بهره کشی از زنان را دارند  نه حفظ شان او و حداقل کاری که میتوان انجام داد شناخت آنان است تا بار دیگر به آنها رای ندهیم.


نظرات()   
   

اثرات فمنیسم در جوامع مسلمان

فمنیسم از رنسانس آغاز شد.  رنسانس مبدا پیداش طرز فکری به نام اومانیسم بود که عملا قصد دارد خداوند را کنار بگذارد و انسان را جایگزین آن کند. همین توصیف مختصر کافی است محتوای فمنیسم، پیش فرض های آن و اهداف آن بر همگان مشخص شود. زنان به لحاظ کمی نصف جمعیت یک کشور و به لحاظ تاثیر گذاری در عمل همه جامعه را شامل می شوند. این پتانسیل موجود در زنان کافی است تا سیاست مدارانه غربی پروژه ای عظیم برای استثمار زنان در کل جهان آغاز کنند.

بسیاری فمنیسم را مدافع حقوق زنان می خوانند حال آنکه این طرز فکر توسط گروهی گسترش یافته که خود سردمداران تحقیر زنان بوده اند. همان پیروان یهود که زنان را هم سطح اموال قرار می دهند اکنون مدافع حقوق زنان شده اند. به عقیده قوم یهود: طبیعت آن جا که از آفریدن مرد ناتوان است زن را می آفریند! زنان و بندگان به علت  طبیعتشان ،محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند.«یهوه» در آخرین بند از فرمان های دهگانه اش به موسی ،زنان را در ردیف چهار پایان و اموال غیر منقول ذکر کرده، یهودیان زن را مایه مصیبت و بدبختی می دانستند. یهودیان قدیم، به هنگام تولد دختر ،شمع روشن نمی کردند. مادری که دختر می زایید، بایستی دوباره غسل می کرد؛ یهودیان همیشه در نماز خود تکرار می کرد:

«خدایا !تو را سپاسگذارم که مرا کافر و زن نیافریدی».

ولی سوال این است که با وجود این طرز فکر چرا اکنون حقوق زنان را سرلوحه کارهای خود قرار داده اند؟ جواب بسیار آسان است. همان پتانسیل عظیمی که در زنان برای تاثیرگذاری بر نسل آینده وجود دارد سبب شده مورد هدف استعمار فراماسونری قرار بگیرند.

 اثرات و اهداف فمنیسم در جوامع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1-     نابودی تعالیم اسلام

قطعا اولین هدف فمنیسم (همانطور که از محتویات تعالیم آن پیداست) مبارزه با دین الهی در تمامیه زمینه هاست. به جرات میتوان گفت در تمامی دستور العمل های اجتماعی، این دو با یکدیگر در تضادند. از طرفی فمنیسم از سوی نهادی ارائه و تبلیغ میشود که خود سردمداران مبارزه با خداوند در روی زمین هستند. نابودی اسلام برای جوامع اسلامی که حضور دین را در تک نک لحظات زندگی خود درک کرده اند، راهی را باز می کند تا نسل آینده جوامع اسلامی تبدیل به نسلی بی هویت و شکننده شود و از این طریق راه برای سلطه بیگانگان هموار گردد.  

2-     نابودی خانواده ها

هدف فمنیسم مشخص است. نابودی کامل نقش مادری. برای نمونه سیمون دوبوار و فایرستون معتقد هستند، تنها راه آزادی حقیقی زنان، رهانیدن آنان از بار تولیدمثل از رهگذر تکنولوژی‏های علمی جدید است. و مسلما در خانواده هایی که این نقش حیاتی از بین رفته باشد ثبات خانواده به مخاطره افتاده و محیط آن بجای اینکه مکانی برای آرامش افراد باشد تبدیل به محیط جنگ و نزاع خواهد شد و نه تنها نسل آینده مردمانی شکننده، نا بهنجار و منحرف بلکه نسل فعلی نیز دچار مشکلات روانی و عصبی فراوانی خواهند بود

3-     افزایش خشونت بر علیه زنان

یکی از اثرات فمنیسم در جامعه افزایش خشونت در محیط اجتماع و خانواده بر علیه زنان است. نوع رفتار زنان در مقابل مردان، زیاده خواهی های زنان که منجر به تبعیض جنسیتی بر علیه مردان می شود و تعالیمی که فمنیسم به زنان می دهد همگی سبب ایجاد نوعی نفرت عمومی نسبت به زنان و بالا رفتن آمار خشونت علیه زنان می شود. به عنوان نمونه در موج دوم فمنیسم که فمنیست های رادیکال فعالیت های زیادی داشتند امار خشونت علیه زنان در غرب به شدت افزایش یافت بطوریکه در نهایت موجب شد موج سوم فمنیست با رویگردهای متعدل تر آغاز گردد.

4-     راهی برای نفوذ صهیونیسم

بی تردید زنان به عنوان نیمی از جامعه به لحاظ کمی، دارا بودن نقش همسری و گرم نگاه داشتن کانون خانواده و از همه مهمتر به علت مسئولیت سنگین مادری و تربیت نسل آینده از مناسب ترین راه های نفوذ به هر جامعه ای می باشند. بی تردید شیطان فراماسونرها به آسانی این عضو حساس جامعه انسانی را از دست نخواهد داد. اگر منصفانه و منطقی جامعه کنونی را مد نظر قرار دهیم پی خواهیم برد که این نفوذ نرم تا عمیق ترین روابط دینی و سنتی جامعه ما پیش رفته و متاسفانه به موفقیت های چشمگیری در تغییر باورها، ارزش های معنوی، روابط اعضای خانواده، سلیقه های فردی و اولویت های زندگی افراد دست یافته است. در جامعه امروز اگر کسی صحبت از حضور زنان در سنگر خانه و خانواده کند ویا نقش مادری زنان را اولویت بر نقش های دیگر بداند او را همچون انسان های کوته فکر طرد خواهند کرد و این دقیقا همان چیزی است که شیاطین به دنبال آن هستند.

5-     تحمیل فرهنگ

دنیای امروز دنیای رقابت، پول پرستی و مادی گرایی است. تمامی سرمایه داران غربی برآنند که هر روز بر فروش محصولاتشان بیافزایند و البته این هدف دقیقا منطبق بر ایده آل صهیونسم است که هدف آن فتح دنیا با استفاده از ثروت می باشد. یکی از مهم ترین شیوه های رسیدن به این مقصود تحمیل فرهنگ مصرف گرایی به جوامع می باشد و در این بین زنان به عنوان قشری که با توجه به خصوصیات و ظرافت های فطری مستعد نفوذ بیشتر می باشند قطعا در راس هرم اهداف این نوع هجوم قرار می گیرند. و دقیقا فمنیسم به نوعی تداعی کننده چنین تهاجم فرهنگی است. در تفکر فمنیسم زنان از محیط خانه و خانواده جدا شده و برای کسب ثروت بیشتر که نتیجه آن مصرف گرایی بیشتر است درگیر کارهای سخت و طاقت فرسای مردانه می شوند. نتیجه آن از دست دادن روح لطیف مادری، مصرف گرایی بیشتر و افزایش ثروت سرمایه داران، نابودی نهاد خانواده و سرخوردگی نسل آینده می باشد.


نظرات()   
   

در طی مراسم سخنرانی ملاوردی در دانشگاه الزهرا یکی از مردان فمنیست به نام غلامعلی افروز به اظهار فضل پرداخت و مدعی شد بارداری زنان 40 ساله اشکالی ندارد و تنها از میان فرزندان این زنان یک درصد دچار سندروم دان شداه بودند این در حالی است که سنین طلایی بارداری تا 35 سال است و هرچه سن بالاتر رود شانس عقب ماندگی های مختلف در فرزندان زیاد می شود و همچنین میزان هوش آنها نیز کاهش میابد اما این افراد برای پوشاندن صدمات و زیان هایی که در اثر تصمیمات آنها به خانواده وارد شده است این صدمات را بصورت اتفاقاتی خوب نمایش میدهند گویا مردم عقل ندارند.

در زیر میتوانید به این بیانات سخیف و خلاف عقل و فیزیک توجه کنید

غلامعلی افروز رئیس سابق دانشکده روان شناسی دانشگاه تهران گفت: خانواده تنها نهاد فطری، طبیعی ، بی بدلیل و محبوبترین نهاد در گستره هستی است که سایر نهادها برای قوام و دوام آن تاسیس می شوند.

او ادامه داد: اصل 10 قانون اساسی می گوید باید هدف و جهت همه برنامه های دولت برای حفظ و قوام خانواده باشد.

او با بیان اینکه ایران نیاز به وزارت مقتدر خانواده دارد گفت: کشور کانادا سالها پیش آن را ایجاد کرده و ما هم باید داشته باشیم چون وزارت جوانان شوخی است چون کودک، زن و مرد و پیر و جوان همه در وزارت خانواده جا می گیرند.

افروز گفت: تعداد تولد دختران و پسران برابر است و خداوند آنها را به طور مساوی می آفریند اما چون سقط جنین دختر به طور نهان و آشکار در کشور ما انجام می شود باعث شده تا تعداد پسرها بیشتر باشد.

افروز با اشاره به اینکه در ایران در برابر هر هزار دختر 20 تا 40 ساله، هزار و 24 پسر داریم گفت: اما باورهای کلیشه ای این است که تعداد دخترها بیشترند و این آمارهای غلط پیامدهای بد فرهنگی دارند.

او ادامه داد:کسانیکه می گویند 4 تا 6 میلیون پیر دختر داریم پویایی فکری ندارند چون دختران 40 ساله امروز از دختران 20 ساله 70 سال پیش در سن زیستی بهتری هستند.
این روان شناس گفت: سن زیستی مهمتر از سن شناسنامه ای است و حتی سن روانی مهمتر و دختر 40 ساله امروزی از دختر 20 ساله هفتاد سال پیش جوانتر است بلکه سن زیستی او قویتر و بالاتر است.

او ادامه داد: در صدا و سیما افراد کم سواد می گویند ازدواج دختران در سن 35 سالگی اشکال دارد، اشتباه است چون تحقیقات نشان می دهد سن زیستی این دختران جوانتر است.

افروز با بیان اینکه نباید نگران فرزند آوری این دختران شد گفت: ازدواج در سن زیستی و روانی مهم است و اگر پسرها هم کوچکتر باشند اشکالی ندارد چون در سالهای اخیر سن بلوغ جابه جا شده است.
او تاکید کرد: فرزند آوری در سن بالای 40 سال مانند فرزند آوری دختران 20 ساله در 80 سال پیش است.

او گفت: در کشور انگلستان، به مدت 10 سال آمار زایمان 5 هزار زن بین 46 تا 55 سال را ثبت کردند که تنها 1.1 درصد فرزند این زنان دچار سندروم دان شده بودند.

افروز گفت: این نشان می دهد بارداری در سن بالا اشکال ندارد چون اتفاقا زنان در سن بالا محتاط ترند و از لحاظ بهداشتی بیشتر به خودشان می رسند و استانداردهای بهداشتی را رعایت می کنند.

او ادامه داد: بنابراین روان شناسان، جامعه شناسان و پزشکان باید اطلاعات خود را بازنگری کنند و دختران را از ازدواج در سن بالا نترسانند و ناخواسته به ازدواج نکردن افراد دامن نزنند.


نظرات()   
   

بابا آب داد

یادش بخیر، چه حس نوستالژیکی با دیدن این تصویر از کتاب درسیمان برایمان ایجاد می شود!
چه زود دیو فمینیسم بابا را از کتاب های درسی بیرون کرد!
حالا فمینیسم می خواهد بابا اصلا نباشد!
بابا از خانواده هم می ورد!
بابا از دنیا هم می رود!
بابا دیگر نه نان می دهد نه آب!
بابا دیگر بابا نخواهد بود!
و اگر این روند ادامه پیدا کند، باید مانند غرب شاهد کودکان بی بابا بود!
کودکانی که فمینیسم سند یتیمیشان را از قبل امضا کرده است!
حتی برخی کودکان اصلا مجوز تولد نخواهند داشت تا دنبال بابایشان بگردند!
بابا به تاریخ می پیوندد!
مثل همین کتاب درسی...


نظرات()   
   

لخت شدن زن


به نقل از هافینگتون پست، اعضای احزاب کمونیستی و همچنین سازمان مقابله با تبعیض زنان در گردهمایی که از طریق فیس بوک برنامه ریزی شده بود، چندین زن را به خیابان کشانده و آن‌ها هم در مخالفت با حجاب پیراهن‌های خود را در آورده و به صورت عریان خود را در خیابان‌ها به نمایش عموم گذاشتند.
بر اساس این گزارش مراسم عریان شدن در این روز به خاطر سالروز زن بوده که در تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۲ نامگذاری شده است. این افراد روی بالاتنه برهنه خود شعارهای را با رنگ درج کرده بود که به حجاب اسلامی نه گفته است.

این اقدام چند زن کمونیست ایرانی در مخالفت با حجاب اسلامی در خیابان‌های استکهلم پایتخت سوئد، جهت پیروی از اقدامات گروه‌های فمینیستی در اکراین است که در تظاهرات، مخالفت خود را با در آوردن لباس و لخت شدن در ملاء عام، نشان می دهند.

منبع : Awalnews.ir


نظرات()   
   

به نقل از پایگاه خبری تحلیلی زنان‌پرس: آن‌چه بیش از پیش، با روی کار آمدن دولت حسن روحانی مشخص بود، احیای مجدد تفکرات تندوریی بود که می‌توان گفت در سال‌های اخیر کمی به حاشیه رانده شده بودند.

خبر دریافت مجدد مجوز نشریه «زنان»[۱] به مدیر مسئولی خانم «شهلا شرکت» از جمله خبرهایی بود که شنیدن خبر آن، در دولت فعلی چندان جای تعجب نداشت. شرکت از جمله فمینیست‌های باسابقه ایرانی است که پیش از انقلاب با حضور در نشریه اطلاعات بانوان که بعد از انقلاب به «پیوندگان راه زینب(س)» تغییر نام داد و سپس اخراج وی  و چندتن دیگر از نشریه زن روز وابسته به موسسه کیهان به دلیل تفکرات تند فمینیستی، تجربه خبرنگاری خوبی را برای خود رقم زده بود.

شهلا شرکت


آن‌چه در این میان مغفول مانده، تصور برخی است که می‌پندارند افراد و گروه‌هایی نظیر گروه‌های تندرو فمینیستی هم اکنون و  با روی کارآمدن دولت حسن روحانی مجددا شروع به آغاز فعالیت کرده‌اند حال آن که می‌توان گفت عمده فعالیت‌های این افراد که از دید بسیاری از رسانه‌های وطنی دور مانده است، در همین سال‌های اخیر که ساز و کار دولت در دست تفکر اصول‌گرا بوده، رقم خورده است.

تنها یکی از اقدامات صورت گرفته توسط این افراد که هنوز چند ماه از پایان آن نمی‌گذرد، طرح شناسایی مصادیق خشونت علیه زنان بود که با حمایت شهرداری تهران و توسط برخی فعالین سابقه‌دار فمینیستی نظیر «جلوه جواهری» در چندین منطقه از شهر تهران به اجرا در آمد. جلوه جواهری نامی آشنا در میان گروه‌های تندروی فمینیستی است. وی به همراه همسرش کاوه مظفری (که او نیز خود را یک مرد با تفکر فمینیستی می‌داند) سال‌هاست که در سایت اینترنتی با عنوان «تا قانون خانواده برابر» مشغول ترویج تفکرات ضداسلامی خود هستند.

جلوه جواهری

پیش از توضیح پیرامون طرح انجام شده توسط این افراد باید گفت که عباراتی نظیر «خشونت علیه زنان» از جمله کلید واژه‌هایی است که به بهانه آن، دستورات اسلام مربوط به زن و خانواده مورد هدف قرار گرفته و مساوی با خشونت قرار می‌گیرند. البته باید این افراد توضیح دهند که آیا فعالیت زن در خانه و تربیت فرزندان از مصادیق خشونت و عقب ماندگی، و در مقابل همجنسگرایی و اختیار باکرگی از مصادیق رشد و شکوفایی استعدادهای زن محسوب می‌شود؟ [۲]

در طرح اجرا شده در شهر تهران، این افراد با برگزاری کارگاه و حضور خانه به خانه، مشغول تزریق تفکرات رادیکال  و فمینیستی خود به زنان و القای این باور که با استقلال مالی می‌توان در مقابل همسر ایستاد بوده و عملا آن حس مودت و همدلی در خانواده را تبدیل به میدان جنگ و کارزاری کردند که گویی زن و مرد دشمن یک دیگرند.

هر چند حامی این طرح شهرداری تهران بوده اما سوال این جاست که آیا واقعا نتایج و خروجی این طرح مورد استفاده شهرداری قرارگرفته است یا می‌توان گفت کارفرمای اصلی این طرح و امثال این طرح مراجعی خارج از ایران هستند؟ این تنها یکی از موارد بی شمار فعالیت گروه‌های تندرو و زاویه دار با نظام است که در سایه بی خبری رسانه‌ها، مشغول ِ به انجام رساندن پروژه سفارشی خود بودند که سادگی است اگر چنین تصور شود مرجع اصلی طرح کننده این پروژه‌ها، دستگاه‌هایی مانند شهرداری‌ها هستند، بلکه باید جایی خارج از ایران به جستجوی ریشه آن پرداخت.

 ——————————————————————–

[۱]: در مورد لغو مجوز ماهنامه زنان دهها تن از اساتید دانشگاه و شخصیت‌های علمی و فرهنگی از آمریکا و دیگر نقاط جهان، در نامه‌ای به نماینده‌ی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، با ابراز تاسف عمیق از لغو مجوز ماهنامه‌ی «زنان»، خواستار رفع هرچه سریع‌تر موانع انتشار این ماهنامه‌ی معتبر شدند.

در میان امضاکنندگان این نامه‌ی اسامی کسانی چون: یورگن هابرماس، نوام چامسکی، شیرین عبادی، هایده مغیثی، مهرانگیز کار، ژانت آفاری، علی بنوعزیزی، کاظم علمداری، نیکی کدی، نیره توحیدی، آزاده کیان، افسانه نجم‌آبادی، هاله افشار، احمد صدری، اکبر گنجی، اکبر مهدی، مهرداد مشایخی، هاله اسفندیاری، فریده فرهی، مارگارت بدران و… دیده می شوند. / ایران امروز

 [۲]: منشور حقوق زنان که در سال های گذشته توسط این افراد منتشر گردید، همجنسگرایی و اختیار باکرگی (یا همان زنا) را، از مصادیق حقوق زنان می‌دانست.
و...


نظرات()   
   

با منصوب شدن معصومه ابتکار به پست ریاست سازمان محیط زیست انگار مشکلات چاره سازی نشده که هیچ چند برابر هم شده است. هدف این پست در مرتبه ی اول هشدار جدی بر نابود شدن سریع محیط زیست ایران به ویژه اخیرا و علاوه بر آن، این است که به برخی فمینیست ها مفهوم شود که ریاست زنان نه تنها معجزه ای نمی کند بلکه ممکن است به نابودی بشر بیانجامد! به ویژه زنانی که لحظه ای طمع پیشرفت به خیال خود هرگز از ذهنشان بیرون نمی رود. عنوان هایی که در ادامه ذکر خواهد شد همه نشان از بی کفایتی و بی مسئولیتی ابتکار است. انگار فعالیت های مربوط به حقوق زنان برای او مهمتر است زیرا در حال حاضر تنها مشکل اصلی کشور ما این است که مدیر زن نداریم!! برای همین در مواقع حساس ایشان در نشست ها و همایش های فمینیستی هستند! واقعا باید از جناب رئیس جمهور پرسید آیا ریاست محیط زیست آنقدر پست بی ارزشی است که باید در اختیار یک سودجو برای سوء استفاده گذاشته شود؟! جای بسی تاسف است که ابتکار به جای انجام مسئولیت، به نام آن هزاران کار دیگر را که معلوم نیست عواقب آن چه می شود انجام می دهد و کسانی که از این کار صدمه می بینند قطعا شامل خودش هم خواهد شد.

 

معصومه ابتکار

 

در ادامه ی مطلب به گوشه ای از این مشکلات عظیم به وجود آمده در ریاست ابتکار که اصلا به آن ها رسیدگی نمی شود می نگریم.

 

 

1- کشته شدن قوی ترین گوزن نادر ایرانی در پارک حفاظت شده پردیسان تهران (امن ترین منطقه ی حفاظتی ایران!)

کشته شدن نادرترین گوزن ایرانی

 

2- کشته شدن 9 پلنگ کمیاب ایرانی

کشته شدن 9 پلنگ کمیاب ایرانی

 

3- کشتار هفت قلاده روباه و قرار دادن آن در دید عموم

کشتار هفت قلاده روباه در دید عموم

 

4- خشک شدن دریاچه ارومیه

خشک شدن دریاچه ارومیهخشک شدن دریاچه ارومیه

 

5- خشک شدن رودها و سد ها

خشک شدن رودها و سدهای ایران

 

6- آتش سوزی در پارک ملی گلستان

سوختن پارک ملی گلستان در آتش

 

7- تخریب جنگل های لرستان

تخریب جنگل های لرستان

 

8- آلودگی هوا

آلودگی هوا در بیشتر شهر های ایران

 

9- زمین خواری و ویلاسازی در جنگل های شمال و ارسباران و نابودی درختان

نابودی جنگل های شمال و ارسباران

 

10- و بسیاری از مشکلات دیگر و راه حل های خانم ابتکار!

معصومه ابتکارمعصومه ابتکار و آلودگی هوا

معلوم نیست که چرا وزیر امورخارجه ی ایتالیا از بین این همه مسئول و وزیر مربوط به سراغ رئیس سازمان محیط زیست رفته؟!


نظرات()   
   

به نقل از وبلاگ سرکش:

فمینیست های ایران با هر القاب و عناوینی از پست فطرت ترین و منفعت طلب ترین زنان جهان محسوب می شوند. واژه ی فمینیست تمام زنان فمینیست رسمی و زنانی که ناخودآگاه دارای برخی ویژگی های فمینیستی (طمع کاری، سلطه خواهی، حیوان خویی و ...) هستند را در بر می گیرد و هدف ما از این واژه مطلقا خود فمینیست ها نیست. در ایران بدترین ظلم ها علیه مردان صورت می گیرد چون زنان ایرانی بسیار ناجوانمردانه تر به حریم مردانگی تجاوز کرده اند؛ تجاوزی که وظایف مردان را کشت و حقوقشان را اسیر کرد! آن ها حقوقی را که به بهای مسئولیت های مرد به او عطا شده بود را رایگان غارت کردند بدون اینکه از سختی های مرد بودن سهمی برده باشند.

رسانه ی ملی ما که پایمال کردن شأن مردان یک وظیفه ی مهم برایش تلقی می شود اینبار با تیزری که پخش می کند بخشی از این استثمار ناجوانمردانه توسط زنان ایرانی اسیر طمع را به نمایش می گذارد. مردی پیر برای زن جوانی که به اندازه ی دختر اوست و از پشت میز نشستن خسته شده است! چای می آورد و این زن خسته!، خود را در مقابل پیرمرد کش می دهد! حرمت و حیا کجا رفته؟ آیا وظایف عوض شده است و مردان چای دم می کنند؟1 چرا به اندازه ی مدیر زن، آبدارچی زن نداریم؟ آیا مسئولان رسانه شرم و حیا ندارند که اینطور شأن مردان را پایمال می کنند؟ ...... این تیزر به قدری سخیف است که کلام ما از توصیف آن عاجز است و ده صفحه لازم است تا زشتی های آن که در نیم دقیقه فشرده شده است تفسیر شود! این تیزر آینه ی واقعیت های درحال جریان در جامعه ما است و چه بسا از این بدتر هم موجود باشد. ناراحتی عمیق ما به خاطر آن است که این اعمال فردگرایانه ی به دور از هرگونه حرمت و انسانیت در قالبی اسما اسلامی گنجانده شده است و اسلام را با خود ترکیب کرده است!

[http://www.aparat.com/v/yXloV]


نظرات()   
   

سیمون دوبوار پایه گذار فمینیسم و مبارزی بزرگ برای حقوق زنان در غرب بحساب می آید، زنی است گریزان از زن بودن که مخصوصا در معروف ترین کتابش، زنانگی را جز در هیأت مردانگی نمی پذیرد. زنانگی در نگاه او آنچنان پست است که به زنان توصیه می کند: اجازه ندهید خفت زن بودن شما را ببلعد!

“سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار”، در نهم ژانویه‌ی ۱۹۰۸ در خانواده‌ای سرمایه‌دار در پاریس به دنیا آمد. کودکی شاد و خوبی را سپری کرد. بعد از جنگ جهانی اول به خاطر از دست رفتن ثروت خانوادگی به یک مدرسه‌ی کاتولیکی رفت؛ مدرسه‌ای که به گفته‌ی خودش، او را خشنود نمی‌کرد. در دوره ی دبیرستان، همواره شاگرد ممتاز دبیرستان “دزیره”بود. ولی به گفته ی خودش به خاطر زن بودن و تفکرات زمانه ی خودش اجازه ی ورود به محافلی مورد علاقه اش را نداشت. وی در کتاب یادبودهای خود چنین می‌نویسد:

«ژاک،(پسر عمویم) سرایندگان و نویسندگان بسیاری را می‌شناخت که من درباره‌ی آنها هیچ نمی‌دانستم. همراه با او، همهمه‌ای دور از جهانی که دروازه‌هایش به روی من بسته بود، به خانه می‌آمد. وای که چه اندازه دلم می‌خواست در این جهان، کند و کاو کنم.»
سیمون دوبووار همواره  نه تنها از جایگاه اجتماعی خود ناراضی بود که از ماهیت زن بودنش هم بیزار بود. او جمله ی معروفی دارد: “انسان، زن زاده نمی شود، زن می شود”.

دوبووار در خاطراتی که از پدرش نقل می کند می گوید: پدرم با غرور در مورد من می‌گفت :
«سیمون، ذهن مردها را دارد؛ همانند مردها می‌اندیشد. اصلاً یک پا مرد است.»

او در سراسر جهان به عنوان مادر فمینیسم و کسی که برای حقوق زنان جنگیده است،  شناخته می شود. اما  سوال اینجاست که چرا باید کسی که ماهیت زن بودن را حقیر می شمارد، به عنوان مدافع حقوق زنان شناخته شود؟

سیمون دوبووار در حلقهٔ فلسفی دوستانه گروهی از دانشجویان مدرسه اکول نورمال پاریس عضو بود که ژان پل سارتر نیز در آن عضویت داشت. ولی خود دبووار دانشجوی این مدرسه نبود. با وجود آنکه زنان در آن دوره کمتر به تدریس فلسفه می‏پرداختند، او تصمیم گرفت مدرس فلسفه شود و در آزمونی که به این منظور گذراند، با ژان پل سارتر آشنا شد.دبووار و سارتر هر دو در ۱۹۲۹ در این آزمون شرکت کردند، سارتر رتبه‏ی اول و دبووار رتبه‏ی دوم را کسب کرد. با این وجود، دبووار صاحب عنوان جوان‏ترین پذیرفته‏شده‏ی این آزمون تا آن زمان شد. سارتر و دبووار رابطه‏ی عاطفی پیچیده‏ای داشتند و همواره بر صداقت در روابط عاطفی تاکید داشتند ولی بر خلاف ادعاهای شان هیچ وقت ارزشی برای وفاداری و اخلاقیات قائل نبودند.

در سال ۱۹۳۱ سارتر به او پیشنهاد ازدواج داد، اما سیمون دوبووار با این استدلال که ازدواج را “نهادی بورژوایی و دخالت ناموجه دولت در زندگی خصوصی شهروندان” می‌داند، تقاضای او را رد کرد. در عین حال آن دو زندگی مشترک دیرپایی را با هم آغاز کردند.

در طی زندگی به اصطلاح مشترک سیمون دوبووار بارها ، مثل ژان پل سارتر با افراد مختلف رابطه داشت و که مهمترین شان  نلسون الگرن نویسنده آمریکایی بود که تا چند سال دوام یافت.

در فلسفه ی زندگی سیمون دوبووار جایگاهی برای طبیعت و فطرت زن وجود ندارد. او معتقد بود که ما هر چه را بخواهیم در وجودمان پدید می آوریم و هر چه را بخواهیم کنار می گذاریم.

سیمون هرگز نمی گوید  ارزش زن چیست و برای حقوق و ارزش های زنان نمی جنگید، او تنها می گفت: اجازه ندهید خفت زن بودن شما را ببلعد!

در واقع در تفکر دبووار به دور از زیاده گویی ، اگر زنی بخواهد ارزش خود را حفظ کند باید از تمام مراتب زنانگی و فطرتش (همسری، مادری و تحمل مشکلات زناشویی…) فرار کند در غیر این صورت تبدیل به موجودی پست می شود!

یکی از کارهای سیمون دوبووار که در زمان خودش سر و صدای زیادی به همراه داشت ، امضای مانیفست۳۴۳ بود.

مانیفست ۳۴۳ بیانیه‌ای بود که در سال ۱۹۷۱ میلادی ۳۴۳ زنان فرانسوی امضا کرده و به انجام سقط جنین در زندگی خویش اقرار کردند تا این اقدام را مشروع جلوه دهند. متن این مانیفست توسط سیمون دوبووار نوشته شده بود و زنان سرشناسی نیز آن را امضا کرده بودند. بیانیه در نشریه فرانسوی نوول ابسرواتور در تاریخ ۵ آوریل ۱۹۷۱ منتشر شد.

در این بیانیه دوبوووار با بیان اینکه مرتکب سقط جنین شده است آن را حقی برای زنان دانسته و خواستار قانونی شدن این  عمل شده بود. در جامعه ی آن دوران فرانسه هر چند یک سری اعتقادات کم رنگ شده بود ولی پذیرش این عمل خلاف دین و عرف برای مردم راحت نبود. با این حال سر انجام سیمون دوبووار و دوستان همفکرش موفق به قانونی کردن این عمل شدند.

سیمون دبووار در تمام کتاب هایش که عبارتند از :

۱۹۴۳ : مهمان
۱۹۴۵: خون دیگران
: ۱۹۴۶همه می‌میرند
۱۹۴۹: جنس دوم
۱۹۵۴: ماندارین‌ها
[۱]
۱۹۵۸: خاطرات یک دختر مطیع
۱۹۶۴: مرگی بسیار آرام
۱۹۶۶: تصاویر زیبا
۱۹۶۷: زن وانهاده
۱۹۷۰: کهنسالی
۱۹۸۴: مراسم وداع

به بیان مسائل زنان از دیدگاه خودش پرداخته است. او در کتاب جنس دوم، که مهم ترین کتابش محسوب می شود، با قلمی توانا به بیان ظلم هایی که در طی تاریخ در حق زنان روا داشته اند، می پردازد، اما در واقع با القای تفکرات خود به زنان و دختران زمانش، ظلمی بسیار بزرگتر ازآنچه تا آن زمان اتفاق افتاده بود را برایشان به ارمغان می آورد…

سیمون دوبووار در تمام عمرش طرفدار زنانگی از جنس مردانه بود، چنانکه  طرز زندگی و افکار و گفتارش گواه بر این مطلب بود. ……

او در چهاردهم آوریل ۱۹۸۶ در سن ۷۸ سالگی به‌ دلیل بیماری ذات‌الریه در “پاریس”، چشم از جهان فروبست و در کنار “ژان پل سارتر” به خاک سپرده شد.


نظرات()   
   

مجلس شورای اسلامی

فمینیست ها

متاسفانه باز هم شاهد بی توجهی مجلس به امور مردان هستیم! مجلسی که با انگ زنان اندکی که دارد همیشه مورد انتقاد فراکسیون زنانش بوده است. فراکسیونی که با وجود نمایندگان انگشت شمار زن در حال گرداندن تمامی مردان آن بر روی یک انگشت خود می باشد.
متاسفانه مردان ایران به دلیل نداشتن هیچ فراکسیونی که برایشان طرح های مفید را پیگیری کند و یا لوایح مفید را در دستور کار قرار دهد تحت ظلم فراکسیون زنان مجلس قرار گرفته است. در چنین وضعیتی صحبت هایی از تشکیل فراکسیون کودکان نیز وجود دارد که از سوی نمایندگان زن مجلس مطرح شده است و آن هم در پی تصویب قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست است که بر اساس یکی از مواد آن فرد ی که حضانت کودک را بر عهده دارد پس از رسیدن کودک به سن قانونی،آن هم پس از طی مراحل ناممکن و با رای دادگاه آن هم با شرایط خیلی خیلی خاص و نادر می تواند با فرزند خوانده ازدواج کند. که جیغ فمینیست ها را به هوا بلند کرده است! همان فمینیست هایی که خودشان را برای تصویب قانون فرزند خواندگی دختران مجرد که تبعیضی آشکار بر علیه مردان بود به در و دیوار کوبیدند و به هیچ عنوان صدایش را هم در نیاوردند که ممکن است تبعیضی بر علیه مردان باشد!
و عملا فراکسیون کودکان هم می رود تا تشکیل شود تا فراکسیون زنان ثانی باشد تا با اسم کودکان اما به کام زنان مثل شکارچی کوچکترین قانونی که بخواهد در احقاق حقوق شرعی مردان تصویب شود را با دلایل واهی و به زور جیغ و سر و صداهای فمینیست هایی که معلوم نیست تا چه اندازه در مجلس ما نفوذ پیدا کرده اند و کدام دست ها پشت و حامی آنهاست از گردونه تصویب خارج کند تا هنوز طرح به صحن مجلس نرسیده از پروسه خارج شود و هر قانونی غیر شرعی که به ظاهر به نفع زنان و قطعا به ضرر مردان که با فقه به ظاهر پویا و با خیره سری پس از رد شورای نگهبان مجددا با تغییرات ظاهری و ماستمالی کردن روانه و تصویب می شود را با شدت بیشتری اعمال کنند.
هنوز تصویب لایحه فرزند خواندگی دختران مجرد را که قانونی فساد آور ،تبعیض آمیز، ضد ازدواج و مشوق عدم ازدواج دختران مجرد توام با خطرهای سوء استفاده های جنسی و همجنسگرایی و برده کشی از کودکان معصوم است را فراموش نکرده ایم و هنوز جلوگیری از در نظر گرفتن حق اجازه پدر برای صدور گذرنامه دختران مجرد را توسط فریاد های فمینیستی و جا زدن مردان مجلس فراموش نکرده ایم و هنوز در ذهن داریم که فراکسیونی برای کودکان هم در کنار فراکسیون زنان قرار است تشکیل شود تا مردان بیشتر مورد کم توجهی قرار گیرند و به عنوان یک عضو خانواده زنان و کودکان دارای حق و فراکسیون با شند اما مرد نباشد. زنان معاونتی در ریاست جمهوری داشته باشند تا معاون زنان رئیس جمهور مدام حقوق اسلامی مرد را دروغین بشمارد و آن را ظلم و خشونت علیه زنان معرفی کند و اذهان زنان و دختران این مرز و بوم را با آموزه های فمینیسم اسلامی شستشو دهد اما مردان هیچ فراکسیون و معاونتی برای نجات از این خشونت ها که هر روز حقی از حقوق حقه اسلامیشان را از دست می دهند و هر روز حقیر تر می شوند از دست بدهند و هر روز بیشتر مورد بی توجهی واقع شوند!
اخیرا هم که می بینیم در طرح تعالی خانواده که بنا به  بحران بیکاری در ممکلت و بالارفتن آمار طلاق ناشی از بیکاری و سایر قوانین ناعادلانه ای که توسط همین زنان و بی توجهی مردان مجلس تصویب شده است قرار بود تا کور سوی امیدی باشد برای تحقق منویات رهبری و جلوگیری از پیری جمعیت و نابودی نسل شیعه و مسلمان ایرانی مورد هجوم فمینیستی واقع شده و یکی از مواد آن را که ایجاد اولویت اشتغال به ترتیب برای مردان متاهل،پسران مجرد، زنان سرپرست خانوار و زنان و دختران مجرد بوده است را بنا به تشخیص بزرگواران فمینیست و شانتاژ رسانه ای آنها حذف نموده اند تا مبادا تبعیضی بر علیه زنان باشد. . معلوم نیست در سیستم قانونی و شرعی ما که مرد مسئول تامین معاش خانواده است و مهریه و نفقه می پردازد و بعضا مخارج خواهر و مادر و نفقه اولاد بر دوشش می افتد و بدون داشتن کار از ازدواج محروم می شود در این آشفته بازار بیکاری که دوسال از عمر گرانبهایش صرف خدمت سربازی و دفاع از مرزهای این مملکت می شود و حتی جانش را در این راه می گذارد با برقراری شرایط برابر شغلی با دختری که هیچ یک از این مسئولیت ها را ندارد و بخاطر بیکاری سرزنش نمی شود چگونه است که باید چنین کورسوی امید و چنین ماده عادلانه ای حذف شود؟!!!! البته اکنون که این مطلب را می نویسیم ماده های 9 و 10 این طرح که به ایجاد اولویت اشتغال برای مردان متاهل و مجرد تاکید می کند و در واقع نجات بخش و ایجاد کننده بسیاری از زندگی هاست در کیمیسون بهداشت و با لابی زنان حذف شده که امیدواریم در صحن علنی مجلس از حذف آن جلوگیری شود و به تصویب برسد!

زنان مجلس که ادعا می کنند فمینیست نیستند اما با دادن این شعار برابری عملا چیزی به جز فمینیسم را مطرح نمی کنند! آنها به ماده ای از قانون اساسی اشاره می کنند که دولت مکلف به ایجاد شرایط برابر برای همه است!

و بر این اساس آن را مغایر قانون اساسی می بینند! در صورتی که برقراری شرایط برابر گاهی بنا به مسئولیت هایی که بر دوش مردان است و زنان از آن معاف هستند در گرو ایجاد امتیازاتی برای مردان است تا بتوانند مسئولیت های خود را به خوبی ایفا کنند!این در حالی است که در قانون حمایت از خانواده ای که تصویب شده است در ماده 30 خود همین زنها در مجلس تصویب کرده اند که زن می تواند مخارجی را که از دارایی شخصی اش در خانه شوهرش کرده در کنار مهریه، نفقه، اجرت المثل،شیربها و ... از شوهر بازپس ستاند!!!

دلیل واهی دیگر آنها این است که با این کار تعدادی از زنان و دختران مجرد که نخواسته اند و یا موفق به ازدواج نشده اند بیکار میمانند! که در پاسخ به آنها باید گفت اولا تعداد آنها قلیل است و بخاطر این عده کم به نسبت کل نمی توان کل جامعه را فدا کرد. ثانیا اگر شرایط اشتغال برای مردان جامعه فراهم شود این زنان از حمایت مردان بهره مند می شوند و می توانند با مردان متقاضی ازدواج کنند! چه دلیلی دارد که مثل جوامع غربی که زنان از حمایت مردان بهره مند نیستند زنان نیاز به استقلال و شغل داشته باشند و لزوما شاغل باشند!

بروز این قبیل مشکلات و تجرد دختران و افزایش تعداد آنها  هم  به دلیل همین وضع یک سری قوانین فمینیستی و تاثیرات فرهنگی مخرب فعالان حقوق زن است. و الا که اسلام همه چیز را از قبل پیش بینی کرده است و نیازی به دست و پا زدن اضافی وجود ندارد.

برای زنان سرپرست خانوار و زنان خود سرپرست باید راهکارهای ترویج ازدواج در نظر گرفته شود و حتی دیده شده که برخی از این زنها از فشار تجرد و نیاز روحی و جنسی  حاضر می شوند که هووی یک زن دیگر شوند!

خوب چه اشکالی دارد دو زن به عقد یک مرد مجردی که دوست دارد چند همسر داشته باشد و توانش را هم دارد در آیند!

یا مردانی که همسر خود را از دست داده اند می توانند با اندکی قناعت دو یا سه زن را اداره کنند!

مردانی هم که نمی خواهند چند ازدواج داشته باشند در اسناد نکاحیه این شرط را می پذیرند و زندگی زنان عادی هم هیچگونه خطری تهدید نمی کند!

مشاهده می شود چند همسری همواره پدیده بدی نیست و حکمت بی انتهای خداوند همه شرایط را از قبل پیش بینی کرده است.

اما وقتی فعالان حقوق زن می آیند و به جنگ حقوق مرد و چند همسری می روند و می خواهند به کل نابودش کنند و برای آن قوانین دست و پا گیر وضع می کنند و با مخالفت با طرح تعالی خانواده و اولویت اشتغال مردان آمار زنان بی سرپرست و مطلقه و دختران مجرد را بالا می برند و همه مسیر های منتهی به ازدواج را مسدود می کنند و به دروغ به زنان القا می کنند که وضع این قوانین تبعیض در حق آنهاست چگونه می توان توقع داشت وضعیت بهتر شود؟ تمام مشکلات به دلیل انحراف از دین است و لاغیر!

تمامی این مشکلات قابل حل است به شرطی که اسلام اسلام واقعی باشد نه اسلام فمینیستی که تعبیر برخی فعالان افراطی و غرب زده ی مسلمان نمای حقوق زنان در آن نهاده شده است!

ایجاد شرایط برابر تنها زمانی محقق می شود که مسئولیت های مردان که بیشتر مالی هستند بر دوش زنان هم بیفتد که این کلا کشور را به سمت سیستم سکولار غرب پیش می برد! پر واضح است که نمی شود برای زنان هم قائل به برابری غربی بود و هم حقوق اسلامیشان و مردان را از حقوق اسلامیشان محروم کرد. یعنی اکنون وضعیت این گونه است که بیشتر بود حقوق مرد ولو این که شرعی باشد باید به برابری با زنان برسد و یا در برخی مواقع برای زنان تبعیض مثبت هم در نظر گرفته شود و بیشتر بود حقوق زن باید سفت و محکم سر جایش بماند و هر گونه مرد نشدن زنان ظلم و تبعیض بر علیه زنان اتلاق شود! (خواسته های عملی فعالین حقوق زن در ایران و حامیانشان!!!!)
متاسفانه نمایندگان خیره سر زن همیشه هر قانونی را که دلشان نخواهد به طرق مختلف و با همین بحث های کلیشه ای و تعبیرات بی اساسشان از قانون اساسی به چالش می کشند و البته نظراتشان تنها به درد خودشان و آن عده از فمینیست هایی که این مباحث را برای آنها دیکته می کنند کارایی دارد.

این شیوه مخالفت ها و شلوغکاری ها به شیوه همیشگی زنان مجلس مبدل شده و به دلیل یکی دو موفقیتشان با این شیوه این به عادت آنها تبدیل شده است  و آنها در این زمینه شرطی شده اند!

چیزی که این وسط ناراحت کننده است زنگرایی احمقانه ای است که در میان بسیاری از مسئولین بوجود آمده است که ممکن است در کوتاه مدت برای زنان مفید به نظر برسد اما در دراز مدت به  ضرر آنها خواهد بود!

زیرا تصویب یک چنین قوانینی در غرب که پیش قراول این راه بوده است نتیجه ای جز بدتر شدن شرایط زنان و افزایش تنش میان زن و مرد و بالا رفتن خشونت نسبت به زنان نداشته است و حتی وضع قوانین منع خشونت علیه زنان، به جریح شدن بیشتر مردان افزایش خشونت در مقابل زنان منجر شده است!

زنان مجلس در حالی دارند برای اشتغال زنان خود کشی می کنند که فمینیست ترین زنان غربی که پیر داعیه دار حقوق زنان بوده اند اکنون در اثر تبعات بوجود آمده از فراوانی اشتغال زنان من جمله سقط جنین،کاهش فرزند آوری و پیر شدن جمعیت،بالارفتن آمار تجرد و طلاق به دلیل غرور کاذب زنان ناشی از اشتغال و اجتماعی شدن غلط و تحصیلات و خود اتکایی و ... پشیمان شده اند و زنان را به بازگشت به خانه ها دعوت می کنند! متاسفانه آنها هم تحت فشار یک سری قدرت ها مطالبشان منتشر نمی شود و به تیغ سانسور فمینیست های افراطی گرفتار می شوند و مورد تمسخر واقع می شوند!

آیا زنان فعال حقوق زن در ایران می دانند که با این کارهایشان چه نسل کشی بزرگی بوجود می آورند و چه زندگی هایی را قربانی می کنند؟!!!

ما بارها گفته ایم این کار فراکسیون زنان و معاونت زنان و تشکل های زنان دوستی خاله خرسه و افزایش هزینه و پت و مت بازی است! و عملا کارهای آنها که بخصوص در دو دهه اخیر شدت گرفته است جز رشد فراوانی طلاق و شدت گرفتن دعاوی خانوادگی هیچ پیامد مثبتی نداشته است و همه اینها بخاطر وضع قوانین ناعادلانه و دهن کجی به سبک زندگی ایرانی اسلامی است و ضرباتی که از ناحیه آنها به دین و اعتقادات وارد می شود و تحریفات فرهنگی که از مصاحبات این افراد و کتب و آثار و مجلات و سایت های آنها ایجاد شده است و به مراتب از ماهواره ها و تبلیغات غربی بدتر و مخرب تر است.

آن هم کارهایی  در جهت اشتغال زنان که طبق آمارها بالاترین درصد طلاق در بین شاغلین زن و تحصیل کردگان است، بیشترین آمار دختران مجرد که تن به ازدواج نداده اند در بین دختران شاغل است و کشور در بحران بیکاری به سر می برد که اگر آن پسر مجرد بتواند به جای یک دختر مجرد شاغل شود می تواند یکی از همین دخترهای مجرد را به همسری بگیرد و آمار ازدواج بالا رود و از فساد و فحشا جلوگیری شود از خیانت های جنسی زوجین جلوگیری شود و آمار طلاق پایین بیاید!
کاش نمایندگان مجلس اندکی به مردان هم توجه می کردند. آقایان نماینده شما در زندگی مردم و مردان عادی جامعه نیستید و اصلا متوجه نیستید با این قوانین به شدت زنگرا و از پیش محکوم کردن مردان چه بلایی دارید بر سر خانواده ایرانی اسلامی و سبک زندگی ایرانی اسلامی ما می آورید!
مانده ایم که وقتی این تعداد انگشت شمار زن می توانند این همه مرد را در مجلس کنترل کنند در شرایط برابر ی تعداد یا افزایش تعدادشان در مجلس دیگر چه آتشی می خواهند بسوزانند و بر طبل بی عدالتی و ظلم بر مردان بکوبند و دود آن را به چشم زنان و کودکان کنند تا بهانه های بیشتری برای تصویب قوانین فمینیستی و نابودی بیشتر خانواده پیدا کنند!
مانده ایم که اگر بر اساس فرمایش اخیر آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و عارف تعداد زنان در مجلس و دولت افزایش یابد و به قول آقای هاشمی زنان بتوانند بیشتر در قانون گذاری مداخله کنند با مردان ثابت قدمی چون نمایندگان مجلس که الحق بی عنایتی را در حق مردان ایرانی تمام کرده اند چه سرنوشتی در انتظار این مملکت خواهد بود!

 


نظرات()   
   

ماسون ها یا فراماسونر ها (دست نشانده های پنهان صهیونیسم )در کشورهای مختلف جهان بخصوص کشورهای اسلامی ماموریت دارند تا با تشکیل NGO ها و مراکز نیمه دولتی و مردم نهاد تحت عناوین بشر دوستانه و یا دفاع از حقوق زنان و از این قبیل موارد به سکولاریسم(زندگی مدرن منهای دین) و فمینیسم ضد خانواده،آزادی های نامشروع و دین زدایی با استفاده از عناصر تندرو دین ستیزی را دامن بزنند. زیرا آنها به خوبی می دانند برای پوچ کردن و تسلط قهری بری دنیا و مردم جهان لزوم از هم پاشیدن اصلی ترین بنیان یک جامعه و یک کشور یعنی خانواده وجود دارد. خانواده نا سالم که نه مرد در جای خودش است و  نه زن در جای خود هم طراوت و استحکام را از افراد می گیرد و هم برآیند آن که همانا جامعه است را به یک محیط ناسالم و سرخورده و بیمار تبدیل می کند.

صهیونیسم و حقوق زنان

امروزه، در خیلی از کشورها، ماسون‌ها سرگرم تلاش برای نفوذ به جوامع هستند. آنها با مصاحبه‌های مطبوعاتی، سایت‌های اینترنتی، تبلیغات و بیانیه‌های رسانه‌ای خود را به عنوان سازمانی معرفی می‌کنند که صرفاً خود را وقف مصالح جامعه کرده است. حتی، در بعضی کشورها سازمان‌های خیریه و تشکل های مردم نهاد مورد حمایت ماسون‌ها وجود دارد که دولت ها و حکومت ها نادانسته و یا دانسته خود نیز از آنها حمایت های مادی و معنوی می کنند. در ایران عمده این سازمان ها احتمالا همان سازمان های مردم نهاد و جامعه الفلان های زنان و کمیته ها و مراکز مختلف زنان نفوذی هایی از این دست دارند که مشغولیت شستشوی فکری و نشر اندیشه های فمینیسم اسلامی که بدترین شکل فمینیسم می باشد را دارند! سازمان‌های «روتاری و باشگاه لاینز[1]» که انواع غیررسمی ماسونری هستند نیز همین مطالب را می‌گویند. تمام این سازمانها ادعا می‌کنند که برای مصلحت جامعه تلاش می‌کنند. ماسون‌هایی که چنین طرز تفکری دارند کاملاً مخالف فردی هستند که به خدا اعتقاد دارد وکارهایی خیر را برای رضای او انجام می‌دهد. از نظر آنها، همه کارها باید فقط به خاطر انسانیت انجام گیرد هر چند در ایران این تیم ها بنا به اعتقادات مذهبی قوی بین مردم محتاطانه تر عمل می کنند و سعی می کنند این مفاهیم را در هاله ای از ادله دروغین دینی و فقه پویا بیان کنند. به وضوح می توان این طرز فکر را در کتابی که توسط لژ ترکیه منتشر شده مشاهده کرد: «اساس اخلاق ماسونی عشق به انسانیت است. و خوب بودن به خاطر خواسته‌ای در آینده، منفعت، پاداش و بهشت، از روی ترس از دیگری، عرف دینی یا سیاسی، نیروهای ناشناخته ماوراء طبیعی را کاملاً  مردود می‌داند. تنها از خوب بودن به خاطر عشق به  کشور، انسانها و انسانیت (البته در ظاهر)حمایت و تمجید می‌کند که البته در ایران نام خانواده و یا زنان و خانواده را هم برای جلب آفکار عمومی به دوش می کشد. این یکی از مهمترین اهداف تکامل فراماسونری است. عشق به مردم و خوب بودن بدون انتظار پاداش، رسیدن به این سطح، تحول عظیمی است.» [2] ادعاهای موجود در مطالب بالا فوق‌العاده گمراه‌کننده است. بدون انضباط اخلاقی دین، ازخودگذشتگی برای دیگران هیچ مفهومی نمی تواند داشته باشد و وقتی چنین چیزی اتفاق بیفتد، روابط افراد ظاهری و سطحی می‌گردد. یک مثال بارز در تأیید این مطلب، انقلاب بزرگ فرانسه در سال ۱۷۸۹ است. ماسون‌هایی که این انقلاب را به راه انداختند، شعارهای حاوی ایده‌آل‌های اخلاقی «آزادی، برابری، برادری» را فریاد می‌زدند. اما،  ده‌ها هزار فرد بی‌گناه به گیوتین سپرده شدند و کشور به حمام خون بدل گشت. حتی خود رهبران انقلاب هم نتوانستند از این وحشی‌گری بگریزند و یکی پس از دیگری سر برگیوتین نهادند. همان‌طور که می‌دانیم موج‌های اول فمنیسم نیز در دنیا، از همین زمان و با همین شعار آغاز شد و تحولات سرنوشت سازی را برای زنان دنیا رقم زد.
اگر به نوشته‌های ماسونی نگاه کنیم، می‌توان به وضوح دید که هدف این سازمان گسترش فسلفه اومانیستی در کل جهان و ریشه‌کنی ادیان یکتا پرستی ( اسلام مسیحیت، یهودیت) است.[3] تاثیرات این اندیشه‌ها در مسائل زنان و در میان مادران امروزی به خوبی دیده می‌شود. جامعه‌ای به دور از اخلاق و بدون دین و مذهب که همان جامعه مورد نظر صهیونیسم است، از زنان در تمام دنیا مادرانی بی‌عاطفه، بی‌مسئولیت و به دور از گذشت‌ها و ایثارهای گذشته‌شان ساخته است. زنان و مادران امروز بدون‌اینکه لذت و شادمانی همسر و یا مادر بودن را بفهمند، دل خوش‌اند به حضور اجتماعی، درآمدهای بالا، تحصیلات عالی، زندگی‌های لوکس و سرشار از مصرف‌گرایی و مدگرایی و هرآنچه که مدنظر اندیشه‌های اومانیستی است. آمار سقط جنین، کودکان بی‌سرپرست و فرزندانی که به دور از عشق واقعی پدر و مادر خود، در مهد کودک ها نگهداری می‌شوند، همگی موید این نکته است که این دست‌های شیطانی و ناپیدا، کار خود را به خوبی انجام داده‌اند.

فعالان حقوق زن در ایران و دنیا از حقوق کودک و زن بعنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به خواسته ها و رانت های خود استفاده می کنند. که اگر اینگونه نبود در دنیا میلیون ها فرزند بخاطر بانگ های حقوق زن فمینیست ها سقط نمی شدند و یا نامشروع متولد نمی شدند تا از اولین حق خود که حیات ،داشتن والدین و حلال زادگی است محروم شوند!

شاید در تلوزیون و اخبار یا روزنامه ها صحنه ها و درگیری ها و کشتار بی شمار انسان ها در گوشه های مختلف جهان را ببنید و متاثر شوید. شاید از نژاد پرستی های وقیحانه ظالمین در جهان به ستوه آمده باشید.

به نظر شما اندیشه نژاد پرستی شیطانی تر است یا اندیشه جنسیت پرستی فمینیست ها؟

مسلما اندیشه جنسیت پرستانه فمینیست ها زیرا اینها نیمی از جمعیت جهان را به طور کل حذف می کنند در حالی که نژاد پرستان عده کمتری را حذف می کنند. و شاید باور نکنید صدها برابر همین تعداد انسانی که در دنیا به خون خود می غلتند و کشته می شوند توسط فمینیست ها با سقط جنین و اعمال جنسیت پرستانه نابود می شوند. میلیون ها کودک در دنیا به خاطر نزاع خانوادگی و جدایی ناشی از تفرقه های فمینیسم و طلاق بی خانمان و یتیم می شوند و بی شک شمار آنها از شمار قربانیان و بی خانمان شدگان جنگ ها به مراتب بیشتر است. منتها این یکی توسط رسانه های دنیا به نمایش در می آید و آن یکی پنهان تر و مخفی تر است و صدایش در نمی آید!

[1] . Rotary club & lienz
[2] . Dr salami isindage, ucuncu derece rituelinin in celenmesi ( the examination of the third degree ritual), mason dernegi (Masonic society) publication: 4, Istanbul. 1978, p.15 ( emphasis added)
[3] .  Mozi berker , “ gercek masonluk” (real freemasonry), mimar sinan, 1990, no.77, p.23, (emphasis added)


نظرات()   
   

هاشمی: 
بزرگترین کار ما برای خانم‌ها این بود که آنان را وارد دانشگاه کردیم 
انجمن:شما بخوانید بزرگترین خیانت ما به کشور اما شما مثل اینکه حافظه تان یاری نمیکند که شاه این کار را کرد نه شما
به گزارش «نسیم»، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آخرین دیدار خود در کرمانشاه که با تعدادی از دانشجویان و نخبگان استان بود، افزود: 
 
-در جریان لغو دیدار دانشجویان نبودم اما به دلایلی مدت سفر من به کرمانشاه کوتاه شد. ابتدا قرار بود سه روز در استان باشم.
 
-ممکن است بتوان با زور و اجبار مدتی مردم را ساکت کرد اما مقطعی است و نتیجه عکس می‌دهد.
مثل شما که ساکت کردید و خاتمی سر کار آمد؟
 
 
-اینکه گفته می‌شد مغز خانم‌ها کوچک و قلبشان بزرگ است، اکنون مشخص شده که اینگونه نیست. البته احساسات خانم‌ها رقیق‌تر است اما عقل بالایی هم دارند.
دروغ علمی هم جدیدا زیاد شده است و نازکشیدن از خانه به احتماع تامین یافته تا زنان ناز کنند و هاشمی بخرد
 
-(خطاب به بانوان حاضر در مراسم) چرا در زمان انتخابات مجلس به همجنس خود رای نمی دهید؟ اگر نصف مجلس را پر می‌کردید الان می‌توانستید هم قانون تصویب کنید هم وزیر عزل و نصب کنید و اداره امور را به دست بگیرید؛ پس خودتان مقصر هستید. 
اگر زنها میتوانستند چنین کنند اول از همه خود شما باید کنار می رفتید همانطور که در انتخابات 76 همین زنها به خاتمی خوش تیپ رای دادند و رفیق شما را کنار زدند. اما شما مثل اینکه فکر میکنید اینجا جنگل آمازون است که هرکس به قبیله خود رای دهد؟ الحمدلله عده ای از زنان هستند که هنوز به مصلحت کشور می اندیشند تا فردی صالح را وارد مجلس کنند نه قبیله و حزبی که شما دوست دارید
 
-دانشگاه‌ها باید از محیط پلیسی، ناامن کردن، ستاره دار کردن و اخراج اساتیدی که به خاطر طرح عقایدشان مشکل پیدا کرده‌اند، به دور باشد.
و معاندین در دانشگاه های جمهوری اسلامی به نابودی اسلام و کشور دامن بزنند اما یادتان باشد که وقتی اینها این کار را کردند امنیت خود شما هم از بین می رود چون لباس روحانی بر تن دارید
-قبلا در حوزه علمیه محیط تبادل آرا و نقد بود. مثل امام راحل و آیت الله بروجردی که به درس اساتید اشکال می‌کردند؛ البته اکنون حوزه کمی محدود شده است.


نظرات()   
   

دهقان فداکار
چند وقت پیش در سایت الف مطلبی را خواندیم که لازم دانستیم بنا به اهمیت و روشنگری آن را در سایت منتشر کنیم. این مطلب باز می گردد به حذف دهقان فداکار از کتب درسی و گلایه این شخص نسبت به این موضوع.
متاسفانه وجود مشاورین امور بانوان در ارگان ها و سازمانهای مختلف کشور منجر به سیاست گذاری ها و رایزنی هایی می شود که نتیجه آن حذف مردان و اسطوره های نامدار از کتب درسی است. این در حالی است که از پستوهای کمرنگ و نامعتبر تاریخ هر روز کتبی تحت عنوان کتب زنان و آرشیوهای مراکز مطالعاتی زنان اسامی نامانوس از زنان عجیب و غریبی وارد ادبیات زنان و دختران می شود که تا کنون به گوش هم نخورده است. و احتمالا این ها که خیلی هایشان نماد زنان سلیطه هستند ،نوعی تشویق زنان به انجام رفتارها و کارهای مردانه و در واقع ترویج حضور لجام گسیخته اجتماعی زنان می باشند و همچنین حضور بی حد و حصر زنان در هر جا و تصرف جایگاه های مردان و مشابه سازی زنان با مردان را نهادینه می کنند. این مورد با گسترش مشاورین امور بانوان در سازمان ها من جمله صدا و سیما، مشاورین وزارتخانه ها من جمله وزارت ارشاد، و معاونین وزرا مانند آموزش پرورش که زن هستند در حال اشاعه است.
بطور کل فمینیسم مدتهاست این حرکات مخرب و رفرم ساختاری را در سازمان ها و فرهنگ و اجتماع آغاز کرده است و موارد متعددی وجود دارد که همه ساده از کنار آن می گذرند و ساده انگاری می کنند. و بعید نیست به جای ریز علی های خواجوی (دهقان فداکار)، در آینده این زنان جایگزین آنها در کتب درسی شوند!
ریزعلی خواجوی، دهقان فداکار که به عنوان نماد فداکاری برای دانش آموزان دهه های ۵۰ و ۶۰ هجری خورشیدی هیچگاه از یاد و خاطره این نسل زدوده نمی شود، امروز از گلایه ها و آرزوهای خود می گوید.


به گزارش مهر، معمولاً افرادی که به قول خودشان سنی از آنها گذشته و به قولی چند قواره پیراهنی بیش از کوچکترها پاره کرده اند با دیدن یا شنیدن برخی نواها، تصاویر و موضوعات به یادآوری خاطراتی سوق داده می شوند که برخی از آنها دریغ و افسوس و بعضی دیگر حسی شیرین را نصیبشان می کند.

شنیدن موسیقی مربوط به دوران کودکی، ورق زدن آلبوم زرد شده و در حال پوسیدن مادربزرگ، حیاط خلوت شلوغ و در هم ریخته منزل پدری، کوچه بن بست ساکت، زیرزمین نمور خانه خاندایی، مدرسه دوران ابتدایی، زمین فوتبال خاکی که همیشه زخم و زیلی از آن باز می گشتیم و باغ و بوستان کنار جاده که سفره غذای بین راهی را در آن پهن می کردیم و هزار و یک عامل خاطره انگیز دیگر تنها گوشه ای از این موارد است.

اما در این میان، کتاب های درسی مختلفی که برخی با خوش ذوقی آنها را در صندوقچه کوچکی نگاه داشته اند، خود لذت دیگری است که می توان با ورق زدن گاه و بی گاه آنها، خاطرات شیرین مدرسه، صدای خوش آب بابای معلم، بوی نم حیاط، گرد گچ و تخته سیاه، دود بخاری نفتی و ... را در ذهن خود تداعی کرد.

دهقان فداکار، درسی که به یادها ماند
درس هایی به یاد ماندنی نظیر چوپان دروغگو، خوش سلیقگی های کوکب خانم و میهمانان ناخوانده اش، سهل انگاری کبری و تصمیم او برای جبران، بابایی که نان به خانه خانه می برد، حسنکی که مدام از سوی حیوانات طویله صدا می شود، آقای هاشمی که با خانواده مسیر نیشابور و کازرون را می پیمود و روباهی که با حیله گری چشم طمع به پنیر کلاغ بخت برگشته داشت نیز از جمله خاطره انگیز ترین موضوعات کودکان دیروز است.

اما آنچه بیش از هر درس دیگری حس نوستالژیک متولدان اواخر دهه چهل و دهه های پنجاه و شصت را قلقلک می دهد، فداکاری چوپانی آذری است که با درآوردن پیراهن خود در کوران سرد کوهستان منطقه میانه و آتش زدن آن بر روی یک چوب دستی، جان تعداد کثیری از هموطنان سوار بر قطارش را نجات می دهد؛ ماجرایی شیرین و خواندنی که امروز دیگر ردی از آن در کتب درسی دانش آموزان امروزی نمی توان یافت.

ریزعلی خواجوی همان دهقان فداکار است که تا چند سال قبل و تا پیش از پخش برنامه ای تلویزیونی از او خیلی ها نمی دانستند که داستان مذکور واقعی است و ریزعلی نیز همچنان به زندگی خود ادامه می دهد. امروز ریزعلی به بهانه برپایی یادواره شهدای دانش آموز بخش رودهن یکی از میهمانان عزیز شرق استان تهران بود که در مصاحبه ای کوتاه پای برخی دردل های او نشستیم.

ریزعلی خواجوی در گفتگو با خبرنگار مهر با همان لحجه شیرین آذری خود اظهار داشت: من نمی دانم چرا درس دهقان فداکار از کتاب های درسی حذف شده است؛ به جای آنکه حمایت کنند نام و آن ماجرا را از کتب درسی برداشته اند. وی ادامه داد: پتروس(اشاره به داستان پتروس فداکار) انگشت خود را در یک سد نگه داشته و کم مانده همه آن را طلا کوب کنند، اما من و همسرم امروز در جایی زندگی می کنیم که روز و شب باید چراغ خانه روشن باشد تا فضا تاریک نماند، حیاطی هم نداریم تا کمی هوای تازه تنفس کنیم.

دهقان فداکار اضافه کرد: روستایی که در آن زندگی می کردیم حتی راهی مناسب برای تردد خودرو نداشت و مجبور شدیم تا به کرج آمده و آنجا ساکن شویم.

دیدار با رهبر، تنها آرزوی دهقان فداکار
ریزعلی خواجوی، دیدار با رهبر معظم انقلاب را تنها آرزوی خود عنوان کرد و افزود: حال دیگر سنی از من گذشته و آرزوی چندانی ندارم، تنها آروزی من از مسئولان دیدار با رهبر است. وی در پاسخ به پرسشی که در صورت حضور در محضر رهبر چه درخواستی از ایشان خواهی کرد، گفت: «هدف فقط دیدار با آقا و زیارت ایشان است و مطالبه دیگری ندارم.» بر پایه این گزارش، ریزعلی خواجوی به عنوان یکی از نمادهای فداکاری ایران، از جمله میهمانان ویژه آیین امروز یادواره شهدای دانش آموز بخش رودهن از شهرستان دماوند بود که از سوی رضا طاهرخانی، بخشدار رودهن با تقدیم لوح سپاس، تجلیل شد.

منبع: سایت الف


نظرات()   
   

فیلم سینمایی «لاله» که در ابتدا ادعا شده بود سرمایه گذاری خارجی دارد، تا اینجا با 6.7 میلیارد تومان پیش رفته و حال حداقل 1.3 میلیارد تومان از هزینه تولیدش باقی مانده و اینها به جز رقمی است که برای پس از تولید باید هزینه کرد تا مدیران سینمایی با چاه ویلی مواجه باشند که مشخص نیست عدد نهایی تولیدش چقدر خواهد بود. با این اوصاف آیا پایان بخشیدن به تولید این فیلم که حداقل 8 میلیاردتومان هزینه خواهد داشت، اقدام عقلایی نیست؟

به گزارش «تابناک»، «لاله» یا «drive». مهم نیست این فیلم گرانقیمت درباره دختر اتومبیلران یک کارخانه دار را که قرار است نماد زن ایرانی معرفی شود، با چه عنوانی می‌خوانید. آنچه حائز اهمیت است، هزینه هایی است که این پروژه بر روی دست سازمان سینمایی گذاشته است؛ هزینه هایی کلان که می‌توانست صرف تولید 6 تا 8 فیلم سینمایی استاندارد و باکیفیت شود که توان بازگرداندن هزینه‌هایشان را نیز داشته باشند، کما اینکه فیلمی همچون «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» نه تنها هزینه تولیدش را بازگرداند و به سودآوری رسید، بلکه یک خط کشی کم سابقه را رقم زد؛ اتفاقی که قطعاً برای لاله رخ نخواهد داد.

چرا باید پرونده ترکمنچای سینمای ایران بسته شود؟

اگر پرونده فیلم «لاله» با همان هشت میلیارد ذکر شده (هزینه های پس از تولید این پروژه به خودی خود رقمی سرسام آور را شامل می‌شود) بسته شود، این فیلم تنها می‌بایست بیش از 20 میلیارد تومان در گیشه فروش داشته باشد تا با کسر بیش از پنجاه درصد از هزینه بلیت فروشی که شامل مجموع سهم سینماها و شهرداری می‌شود و البته حداقل ده درصد سهم پخش کننده، چهل درصد از رقم فروش به عنوان عدد خالص دست تولیدکنندگان را بگیرد که سرمایه اولیه است.

به عبارت ساده تر با معادل کنونی فروش که در نهایت منجر به آن می‌شود که حدود 40 درصد از فروش فیلم به سرمایه گذار بازگردد، باید چشم انتظار گیشه ای 20 میلیارد تومانی یا 6 میلیون دلاری بود که خوشبینانه ترین ارزیابی ها نیز پیش بینی ده درصد این فروش را نیز برای این پروژه نمی‌کنند! البته اگر در پی سودآوری این پروژه بود، باید به فروش بیش از 20 میلیاردتومانی این پروژه دل بست. عجیب اینکه کل سینمای ایران در سال 91، 32 میلیارد تومان بلیت فروشی داشت و این رقم در سال 92 کمتر از این نیز خواهد بود!

البته نیک نژاد گفته بود: «اگر فیلم من فروش نکرد و سرمایه برنگرداند، من در این مملکت هرگز فیلم نخواهم ساخت، چون شایسته نیست. فیلمساز اگر پول سرمایه را برنگرداند فیلمساز نیست.» که با این اوصاف مشخص است این شخص تا چه حد فیلم ساز است و ظاهراً تاوان سنگینی نیز برای خودش در نظر گرفته و قرار است به سینمای ایران لطف تازه ای بکند و دیگر فیلم نسازد، کما اینکه در این دو دهه اثری از او نبود و شمقدری و دوستانش، پای امثال او را با آن سابقه درخشان به این مملکت باز کردند تا امروز این کارگردان ادعا کند سناریو توسط شمقدری از او خریداری نشده و این فیلم حکم ساختمانی را دارد که در زمین دیگری ساخته شده باشد!

چرا باید پرونده ترکمنچای سینمای ایران بسته شود؟

«لاله» که با این وضعیت به واقع از هم اکنون در گیشه شکست خورده و توان بازگردادن هزینه تولیدش را نیز نخواهد داشت، در روزهای اخیر با جنجال بر سر تعطیلی این پروژه همراه شد و این خبر با پاسخ مرکز سینمای مستند و تجربی همراه گشت که تاکید شده بود این فیلم تعطیل نشده، بلکه تا مشخص شدن وضعیت مالکیتش به خصوص در مورد فیلمنامه، به حالت تعلیق درآمده است.

اما بیایید فرض محال را بر این بگذاریم که این پروژه تعطیل شود. آیا این اتفاق به نفع سینمای ایران نیست. آیا پروژه ای که با تزریق 1.3 میلیارد تومان دیگر نیز مشخص نیست به پایان برسد و هنوز هزینه های پس از تولیدش به شکل دقیق ارزیابی نشده و تنها اعداد سرسام آوری به عنوان عدد مراحل پس از تولید ذکر شده و در آخر نیز مشخص نیست از این میراث شمقدری و دوستانش چه در خواهد آمد، نباید به کلی تعطیل شود و در یک نقطه پرونده ترکمنچای سینمایی بسته شود؟ آیا جلوی ضرر را هرجا گرفت، فایده نیست؟

از اینها گذشته، آیا این پروژه که حداقل هایی نظیر برآورد دقیق در پیش از آغاز مراحل تولید و یا اخذ تعهد مالی محکم از کارگردان و همچنین خرید فیلمنامه را انجام نداده اند، امکان پیگیری حقوقی را برای به دادگاه کشاندن مسئولان سابق سازمان سینمایی به دادگاه صالحه به قصد بررسی سوءمدیریت یا حسن مدیریت شان در این پروژه را ندارد تا اگر حسن مدیریتی رخ داده، لوح تقدیری تقدیم مدیران پیشین کرد و اگر خسارتی به سینمای ایران وارد آمده از قبل سو مدیریت به وقوع پیوسته، از طریق قضایی از مدیران مقصر اخذ شود؟


نظرات()   
   

نشست خبری که روز گذشته توسط رئیس سازمان محیط زیست با عنوان کمپین صلح در سالن همایش‌های سازمان محیط زیست برگزار شد، موجبات اعتراض خبرنگاران را فراهم آورد. به گزارش «قانون»، خبرنگاران که با دعوت سازمان محیط زیست مبنی بر برپایی نشست مطبوعاتی با حضور دکتر معصومه ابتکار، به این سازمان آمده بودند وقتی با نشست کمپین صلح که یک نشست کاملا غیر دولتی و بی ارتباط با موضوع محیط زیست بود مواجه شدند، اعتراض کرده و برای خروج از سالن از جا برخاستند که توسط مدیر روابط عمومی‌سازمان به صبوری و بازگشت به سالن دعوت شدند. سپس یکی از خبرنگاران حاضر در جلسه خطاب به ابتکار اعتراض کرد: «این نشست را برگزار کرده اید در حالی که جنگل گلستان چند روز است که در آتش می‌سوزد.» رئیس سازمان محیط زیست در پاسخ به این خبرنگار گفت: «خوب شد گفتید ما نمی‌دانستیم.» سپس با اشاره به اینکه لحظه به لحظه پیگیر احوال گلستان هستم و در وبلاگ شخصی‌ام درباره وضعیت پارک گلستان و مطالب مربوطه اطلاعات کاملی را منتشر کرده‌ام و تمام فعالان اعم از استاندار، هلال احمر، نیروهای محیط بان و منابع طبیعی نیز موضوع را پیگیری کردند، گفت که صلح و محیط‌زیست با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگ هستند و منطقه ما نیز نیازمند صلح است. در کشورهای عراق، افغانستان، لبنان، زنان و جوانان به شدت آسیب دیده‌اند از این رو تلاش کردیم در جوامع مختلف با پویش اجتماعی تحت عنوان مادران مسلمان در صلح، پرچم صلح مادران مسلمان را برپا کنیم.
 
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
از گذشته تا کنون فمنیسم با جای دادن خود در دل دولت در حال سوء استفاده از اموال عمومی برای اهداف خانمان بر انداز خویش است و ابتکار بعد از رد صلاحیت شدنش برای شرکت در انتخابات شورای شهر با امید به تدبیر دولت به پستی منصوب شد که 8 سال در آن بود و برای آن سازمان کاری نکرده بود.
در این زمینه میتوانید مصاحبه راکعی با قانون را با نام فمنیست اسلامی هستم بخوانید
نکته اینجاست که فمنیسم با ذات اسلام در تضاد است و این جمله یعنی من کافر مسلمان هستم


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات