تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو مهریه

این مطلب از وبلاگ روزی که مرد شدم جهت مطالعه شما آماده گردیده است:

یادداشت میکنیم، اول دی ماه سال 1392، روزی که بعد از تقریبا" دو سال فشار و تنش و تحمل زیاده خواهی و حماقت یک آفت توی زندگیم ازش آزاد شدم و ان شالله هیچ زندگی ای آفت نبینه!

 سال 1390 بود که از طریق وبلاگی که داشتم(همه خواستگاری های من) یکی از خواننده هام به هر طریقی که میشد پا پیش گذاشت که یه جوری ارتباط رو برقرار کنه، اولش بهم گفت چند تا دختر داره که میخواد بهم معرفی کنه ولی وقتی که دیدمش، خب ترجیح دادم با خودش در ارتباط باشم، درست دی ماه همین سال بود که بعد از کلی ای میل دادن و ابراز تمایل غیرمستقیم ایشون حاضر شدم برای اولین بار اون زن رو ببینم؛ همه چیز خیلی فوری و فوتی پیش رفت ... همه چیز به شکل شگفت آوری پیش میرفت،‌بدون هیچ تعللی،‌ بعد از حدود یک ماه که همدیگرو میدیدم، به خانواده ها اطلاع دادیم، شب 22 بهمن 90 مراسم بله برون بود و اوایل فروردین هم عقد و اردیبهشت عروسی، این ایام هم انقدر سریع میگذشت که نگو، ظاهرا" همه چیز خوب بود، ولی من بزرگرین و احمقانه ترین اشتباه زندگیم و انجام دادم، بدون تحقیق و بررسی، تن به ازدواجی دادم که امروز با عنایت حضرت حق به جدایی ختم شد!

قبل از عقد، همه چیز اوکی بود و گل و بلبل، نشونه های از تندمزاجی و تندی میشد توشون دید ولی خب به هر حال هر کسی اشکالاتی داره، مگه ما عاری از اشکالیم!! به هر حال با سرعت گذشت، اختلافات خیلی خیلی سطحی و بی اهمیتی وجود داشت که با مناعتی که تو خودم و خانوادم میدیدم این چیزا اصلا" مهم نبود، چند بار سر چیزای بی ارزش ناراحتی و تلخی راه انداخت و حتی دعوا، مثل لباس عروس و فیلم و عکس و این چیزا، من که قائل به این نبودم که هزینه های بی جایی در این خصوص داشته باشیم و مگه چه اهمیتی داره لباس عروس ارزون تر یا دست دوم و یا مثلا یه فیلم برداری توپ نداشته باشیم یا یه آرایشگاه مشهور نریم، مگه چی میشه و از این حرفا ... ولی خب برای بعضیا این ظواهر پوچ و بی اساس از زندگی مهم تره، با خودم این توجیه و داشتم خب این آدم سر این خواسته های احمقانه میخواد زندگی رو تلخ کنه، خب گفتم چه اشکالی داره، دختر بچه ست و ذوقی داره و نزنم به ذوقش ... انصافا" خواسته های زیادی نداشت، ولی خب همونم از نظر من ارزش نداشت ولی خب طرف ذوق داشت، منم گفتم چه اشکالی داره چند صد هزار تومن بیشتر بدیم و دلش خوشحال بشه ... ولی البته یه گراهایی از نوع نگاهش به دنیا و منظر سطحی و پوچی که داشت دستم اومده بود و خودم رو آماده تعامل و برخورد باهاش کرده بودم، این پوچ گرایی و سطحی نگری و قشر زدگی به مرور بیشتر نمود داشت، متاسفانه نمیدونم چرا همه چی خیلی سریع و فوری پیش رفت، هر چقدر ما اهل مدارا و رودربایستی بودیم، اونها وقیح و خودخواهانه پیش میتازوندن و ما خب حیا میکردیم و خیلی جاها حرفی نمیزدیم ....

شاهد مثال، اینکه خانواده من هر بار با اومدن اون زنه به خونه مون براش هدیه میدادن و اون بدون هیچ یادآروی ای از این هدایا خیلی بی صفتانه از نوع رفتار خانواده من تو مدل هدیه دادن ایراد میگرفت... این روحیه نا سپاسی تو وجود و شخصیت همشون موج میزد، یادم نمیره وقتی خونه خواهرش پا گشا شدم، با کلی دک و پوز و فیس و افاده یه لا پیرهنه از اینایی که وسط خیابون میریزن 7 هزار تومن بهم هدیه داد و یا جهیزیه ای که آورده بود همچین آش دهن سوزی نبود ولی من همیشه ازش شاکر بودم و سپاسگذار که لطف کردین و از این حرفا ... این روحیه نا سپاسی و نمک نشناسی داشت دیگه اذیت میکرد که توهمات احمقانه زنانه ش بلند شد، بهم میگفت تو با یه زنه قد بلند، بلوند که یه بچه داره در ارتباطی !!! و من از تعجب شاخ در میاوردم ... از همه بدتر دروغ گویی هایی بود که علی الدوام داشت و برای رسیدم به هدف های بی ارزشی که برای خودش متصور میشد دست به هر رفتار سخیفانه ای میزد که بعد از فهمیدن من جز اشمئزاز چیزی برای من نداشت...

من آدم خیلی پاک و سالمی نیستم، ولی یه زندگی سالم، در درجه اول احترام و خوش بینی میخواست، نه بد دلی و بی حرمتی ... یه خانواده خوب صداقت اصل انکار ناپذیری تو تداومشه و نه اینکه من یادم نمیاد حرف راستی ازش شنیده باشم!! یه زندگی خوب نمک شناسی و سپاسگذاری برایش واجب عینیه و اگه رفتار تشکر آمیز بین خانواده نباشه اون خانواده تبدیل به محیط نا امن میشه، خودخواهی و خود بینی، رفتارهای خشونت آمیز، دخالت های بی مورد و بی جای خانواده ها هم بلای جون اون زندگی کمی بیش از سه ماهه بود، متاسفانه اون همه چیز رو اون هم به شکل وارونه ای به خانوده ش منتقل میکرد، در حالی که من خواست و نیت و رفتارم این بود که اگه مشکلی هم داشته باشیم باید خوبی هاو خوشحالیمون رو به خانوادمون منتقل کنیم تا خیال اونها از قبل همسر بچه هاشون و زندگی بچه شون راحت بشه ...

خانواده ایشون دو بار با بی تربیتی وارد منزل پدری من شدن و واقعا وقیحانه بی حرمتی کردن ولی پدر و مادرم با بزرگواری و بخشش اون ها ندیده گرفتن و از ما خواستن که با هم خوب زندگی کنیم ...

پرده دری، دریدگی، بی حیایی، ضرورتا" این نیست که لخت بیای بیرون سر و سینه ت رو بدی بیرون، بی حیایی روحیه است و نه ظاهر ... دریدگی ظاهری نیست بلکه رفتاریه ... طرف من محجبه بود و خانوادش هم همین طور اهل مداحی و خانم جلسه ای این جور برنامه ها، ولی متاسفانه دریده بودن، متوحش و افسار گسیخته و بی حیا!

بیشتر از 150 تا اس ام اس دارم که به خانواده من فحاشی کرد، الفاظی که من شرم دارم از بیانش، حتی نیمتونم بگم صفات خانوادگیشون رو بیان میکرد، چون بالاخره ظاهر خانوادش شبیه آدمیزاد بود، بگذریم، برادرش من رو تهدید به قتل کرد، اون یکی برادرش با تماس به خونه ما الفاظ رکیکی به کار برده که منو واسه همیشه به خاطر این احمقانه ترین انتخابم شرمنده خانوادم کرده !!!!

روزی که از خونه رفت بیرون، به جای عذر خواهی از دیر اومدن خونه، با توحش به سمت من تو خونه پدریم حمله ور شد و اون روز خانواده من تازه فهمیدن که ما مشکل داریم، بعدش زنگ زد برادرش اومد و بعدشم با تهدید من از خونه رفتن بیرون، حرف عمیقی که بهش زدم و ایمان داشتم بهش این بود که پشیمون میشه از رفتنش !!

خانواده من به اصرار من بعد از رفتن اون از خونه، رفتیم مسافرت، جاتون خالی یه مشهد گردی اساسی داشتیم دو هفته گشتیم و خوش گذروندیم ... البته دلم میخواست اون هم پیشمون باشه ولی باید تنبیه میشد، که هر جور که میخواد زندگی نکنه و هر مدلی با مرد زندگیش حرف نزنه و تبعیت داشته باشه! 

تو مسافرت فهمیدم که رفته خونم و رهن مستاجر و حقوق و همه چیمو توقیف کرده، یادمه شبونه از گرگان راه افتادم با اتوبوس اومدم تهران که حسابای بانکیمو که کلی پول این و اون توش بود و بستم که نتونه بیشتر زا این چپاول کنه ...

یه خصلت خیلی خوب که دارم، توی هر دعوا ظاهر آروم و همراه با لبخندی دارم و طرف دقیقا از این آرامش ظاهریم حرصی و کفری میشه ولی خب چه کنم، با خودم گفتم، دختره بد بخت با بد کسی در افتاده، من در نهایت اینکه به شدت منصف، مشفق، مهربون و با گذشتم، پاش بیافته انقدر لج باز میشم که خدا میدونه، واسه همینم از خودم که مطمئن بودم حرکاتم چیه ولی منتظر بودم اون حرکتی بکنه ...

توی مسافرت یکی از اقوامش زنگ زد، بهش اجازه دخالت تو زندگی شخصیم رو ندادم، زنگ زده بود به اقوام من، البته این مورد رو مدت ها بعد فهمیدم و فهمیدم که چه چیزهایی گفته و چه دروغ ها و تهمت هایی سر هم کرده ... البته یکی از اقوام که توقع داشت دخترش رو بگیرم و به لوندی دخترش یه رکب کنده زده بودم، سوسه شو اومده بود و بدجنسی خودش رو ثابت کرد ولی خب او حیله گر و دروغ گو و دو به هم زن بود و یکم اقوام ما هم اوایل سادگی کرده بودن و چند ماه با من حرفی نمیزدن و شده بودن جاسوس اون !!! خب کسی جرات اینکه تو زندگی من دخالت کنه رو نداشت، با اینکه من یکی از افتاده ترین و خاکی ترین افراد فامیلم که با هر کسی از کوچیک و بزرگ شوخی دارم و همه باهام راحتن ولی خب بعضی چیزا رو خب حریم قائلن و میفهمن ... از این بابت خدا مو شاکرم...

بارها زنگ میزد و من روی خوش نشون بهش نمیدادم و اون شروع میکرد به فحاشی نسبت به خانواده من و من هم با آرامش هیچی بهش نمیگفتم ... بعد از یه مدتی دوباره قربون صدقه میرفت و از راه تقاضای سکس وارد میشد، اون موقع واقعا حالم از این جور موجودات به هم میخورد ...

اولین باری که تو دادگاه دیدمش همه سران خیانت، از جمله خواهر و برادراش اومده بودن، و من مثل همه دادگاه هایی که رفتم تنها، و آروم! ...

رفته بود دادسرا ازم شکایت کیفری کرده بود، داسرا جایی که جانی های خطر ناک و اراذل و اوباش و میارن و به شکایات کیفری رسیدگی میکنن، با خودم گفتم این با چه خیالی اومده اینجا که منو بازداشت کنه، متاسفانه داماداشون اومده بودن شهادت دروغ داده بودن که من از خونه بیرونش انداختم و حکم بازداشت من صادر شد که خواهر عزیزتر از جانم اومدن و ضمانت شدن و من بازداشت نشدم،‌ ....

 هر کاری که تونست انجام داد، هر کاریا که تونست، میشد؛

6 نفر شاهد جور کرد که من از خونه انداختمش بیرون ... شهود دست رو قران گذاشتن که من زدمش ... سه تا از اون شهود رو تو عمرم ندیده بودم، ولی اون شهود مرد غریبه ای که تا به حال ندیده بودم با دست گذاشتن رو قران شهادت دادن که من زدمش و دستشو کبود کردم!!!!!

انقدر بعد از این دادگاه آرامش عجیبی خدا بهم داده بود که نگو ... میدونی وقتی حق باشی و به طرفداری خدا از حق ایمان داشته باشی دیگه هیچ غمی برای تو نیست ...

بارها شد تماس گرفت که من برم خونشون از خانوادش عذر خواهی کنم که برگرده و من هرگز این کار و نمیکردم، با بد چیزی در افتاده بودین، با غرور یه مرد! 

ولی باز غرورم رو برای زندگیم زیر پا گذاشتم، چندین بار رفتم دم خونشون، یه بار خواهرش اومد دم در و فحاشی کرد و چندین بار هم خودش دبه در آورد ... از من تعهد میخواست به چیزی که نکردم اعتراف کنم ... منم که عمرا زیر همچین چیزی برم!

به هر حال از فروردین 92 تا شهریور همین سال هیچ ارتباطی نداشت، تا فهمیدم که خونه مو میخواد بذاره مزایده،‌خونه ای که با پدرم به شراکت خردیه بودیم ولی چون به اسم من وام روش هست همش به نامه منه و الان توش با خانوادم میشینیم ... نامه مزایده ش رو گرفته بود،‌ وقتی فهمیدم واقعا دیگه آروم و قرار نداشتم، بیست روز از سخت ترین روزهای زندگیم رو داشتم گذروندم ... فاصلخ بین درخواست مزایده تا تاریخ مزایده فقط یک ماه بود، بیست روز اولش به هر کسی که فکرشو بکنین رو زدم که به حقم یعنی اعمال مستثنیات دین برسم، چون متاسفانه قضات این مملکت همه چیز رو به نفع خانم ها مصادره میکنن حتی قانونی که کاملا به نفع زن ها نوشته شده رو باز به نفع زن ها خم میکنن ... به هر حال به هر زور و تدبیری شد سراغ رییس محاکم تهران رفتن و رئیس مجتمع رفتن و ... بالاخره رای رو توی شورای قضات به نفع خودم برگردوندم، این روزهای بعد از 7 ماه طرف اومده بود و دم از آشتی میزد، منم خب همراهیش میکردم ... گفت بیا بریم مسافرت منم موافقت کردم و گفتم فقط پول ندارم ... تو همون روزها تونستم با لطف و عنایت حضرت حق رفع توقیف خونه پدریمو بگیرم و اون نمیدونست، باهاش چند جلسه همراه بودم، صراحتا ازم میخواست که پدر و مادرم رو از خونشون بندازم بیرون، مهریه ش رو تمام و کمال بدم،‌ نفقه شرو هم همینطور که اون بیاد باهام زندگی کنه ... منم فقط تماشاچی بودم بهش فرصت میدادم خوب خودش رو نشون بده .... روزی که فهمید خونه از چنگش در اومده یه سه شنبه ای بود تو مهرماه، فوری بهم اس داد بیا از هم جدا شیم!!!!!!!!!!! من بقیه مهریه رو میبخشم و بعد تو هم طلاق بده ... بهش گفتم چی شد تو که گفتی میخوای برگردی ... برگشته به من میگه تو منو بازی دادی نامرد و ... گفتم چه بازی ای .. تو خونه رو میخواستی به لطف پروردگار به دست تو نیافتاد حالا من همونم آدمم بیا باهم زندگی کنیم ... پاشو تو یه کفش کرده بود که طلاق در مقابل بخشیدن مهریه ... منم هیچ حرفی نمیزدم!

یه روز دیدم دادگاه منو خواست، قاضی محترم پرونده منو تهدید کرد اگه طلاقش ندم دوباره خونه و حقوقم رو توقیف میکنه!!!! (لازم به ذکره تو این ایام اقساط مهریه و نفقه ای که با اون قسم ها تونست زنده نگهش داره رو پرداخت میکردم، حتی 1.500.000 تومن خسارت جهیزیه گرفت برای چیزی که مصرف حتی نشده!!!) همزمان داداشش با داد و بیداد تهدید کرد که اگه طلاقش ندی زندگیتو سیاه میکنم، منم گفتم خون خودت رو کثیف تر از اینی که هست نکن مگه طلاق نمیخوای،‌بیا بریم طلاقش بدیم ... از اونجا که شکه شده بود و فکر میکرد منم مثل خودش بد ذات و بی صفت باشم یکم آروم شد قرار شد فرداش بریم دفترقضایی تا دادخواست طلاق توافقی ثبت کنیم ...

راستشو بخواین من دلم راضی نبود به این سادگی و با این حماقت این دختر بیوه بشه  ... یک سال بهش فرصت داده بودم و اساسا امیدی به آدم شدن خودش و خانوادش نداشتم ولی خب دلمم نمیومد ... دقیقا یک نگاه ترحمی داشتم، نشسته از بدی هیا طلاق برای قاضی حرف زدم و قاضی رو مجاب کردم که چند روز به این دختره بی عقل وقت بده که فکرکنه و بعد تصمیمش و بگیره و.... ولی خب قاضی راضی نمیشد ....

خود دختره اصلا راضی به طلاق نبود چندین بار شل کن سفت کن راه انداخته بود، منم خب خداییش راضی نبودم .... ولی به هر حال بعد از کش و قوس های زیاد قبول کرد ... همه وسایلش رو که تو خونه مودنده بود و پسش دادم ... و اون که حتی آئینه روشویی و وسایل حموم رو جارو کرده بود از خونه مثل دزدا برده بود و پس نداد، البته من بخشدیم بهش...

تقریبا 70 میلیون تومن ازم گرفته، برای سه ماه زندگی مشترک، من حدودا 100 میلیون تومن ضرر مادی کردم، دو سال عمرم تلف شد، از همه مهمتر خانوادم در ناراحتی بودن و خودم هم فشار ... ولی با همه اینها خدا رو شاکرم ... این کابوس و آفت از زندگیم گورش و گم کرد!

برام دعا کنین و خوشحال باشین از این نعمت بزرگی که خدا بهم داده! 

میخواستم این متن رو براش بفرستم، دیدم ارزش نداره یه اس براش هدر بدم، چون به هر حال اون نمیفهمه:

ماگذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی،‌ تو بمان و دگران ... وای به جال دگران!

 

+ از این به بعد، هیچ اثری از اون آفت نخواهم داشت و با امید به خدا به زندگی آتی م فکرمیکنم ... خدا رو شکر حقی رو نا حق نکردم،‌ و قلبی آرام خدا رو شکر میکنم که خدا رو دارم!



نظرات()   
   

 

زنی در دادگاه خانواده گفت: مهریه‌ام که ۱۴ سکه بهار آزادی است را به دلیل اصرار دوستانم از شوهرم می‌خواهم و او باید آن را برای حفظ آبرویم بپردازد.

زنی جوان با مراجعه به دادگاه خانواده ونک دادخواست مهریه خود را به قاضی یکی از شعب این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد و با بیان اینکه مهریه ام ۱۴سکه بهار آزادی است و شوهرم باید آن را بپردازد، گفت: همه دوستانم از شوهرهایشان مهریه و حتی نفقه خود را با مراجعه به دادگاه درخواست کردند من نیز مهریه ام را می خواهم و دلم نمی خواهد باعث کدورت شود.

وی با بیان این که دارای یک فرزند سه ساله هستیم، افزود: من و شوهرم با یکدیگر هیچ اختلافی نداریم و نباید این درخواست من از طریق دادگاه باعث سوءتفاهم شوهرم شود چراکه دوستانم از من خواستند تا راهی که آن ها برای دریافت مهریه شان انتخاب کردند نیز من انجام دهم.

زن بار دیگر در مقابل قاضی پرونده با بیان اینکه شوهرم را بیش از هر شخصی در زندگی دوست دارم، گفت: به دادگاه آمدم تا اگر شوهرم نمی تواند مهریه ام را به صورت قسطی بپردازد.

وی افزود: آبرویم در خطر است و برای حفظ آبرو مهریه ام را می خواهم.

مرد جوان در دادگاه خانواده حضور داشت و با اشاره به این که دیگر تحمل رفیق بازی همسرم را ندارم، اظهار کرد: مهریه بهانه ای شد تا بالاخره به دادگاه آمده و از او جدا شوم بنابراین مهریه اش را کامل داده و از او جدا خواهم شد و اعتراضی ندارم.

وی با بیان اینکه همسرم همیشه به فکر دوستانش بوده تا زندگی مشترکمان، افزود: آبروی مرا برده است. تصور نمی کردم که روزی خود اقدام به مراجعه به دادگاه خانواده کند چرا که من منتظر این امر و بهانه بودم تا از او جدا شده و به زندگی ادامه دهم.

مرد در ادامه با بیان اینکه بعد از طلاق، حضانت فرزندم را نیز بر عهده می گیرم، گفت: دیگر تحمل رفتار های همسرم را ندارم. زنم حتی دوستانش را به فرزندم ترجیح داده و هر گاه دوستانش پیشنهاد مسافرت بدهند او بدون هماهنگی آن را قبول کرده و بدون هماهنگی با من این مسافرت را می رود.

وی افزود: گاهی پیش می آمد که همسرم دروغ گفته و فرزند را به من سپرده و برای تفریح با دوستانش به خارج از کشور رفته و از آنجا تماس گرفته و اطلاع می داد. دیگر تحمل این رفتارها را ندارم.

زن با بیان این که از شوهرم جدا نشده و او تنها دلخور است، گفت: اخلاق شوهرم را می دانم او عصبانی است و از روی ناراحتی حرف از جدایی می زند چرا که ما عاشقانه یکدیگر را دوست داریم و هرگز از یکدیگر جدا نشده و سختی ها را تحمل کردیم و قرار نیست از یکدیگر برنجیم.

قاضی پرونده بعد از صحبت های زن و مرد، با وجود مدارک و اموال مرد، او را محکوم به پرداخت مهریه زن کرد و حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد و آن دو را به مصالحه دعوت کرد و جلسه را خاتمه داد.(تسنیم)


نظرات()   
   

توصیه می کنم آقایونی که در آستانه ازدواج قرار دارند یا فکر می کنند کسی که انتخاب کردند بهترینه و دیگه بهتر از اون پیدا نمیشه و یا مغرور هستند، حتما این پست رو بخونن.

این پست شرح خاطرات من است.یکی از نویسنده های 
mensright.ir
تمام وبلاگ نویس ها و فعالان در موضوع مرتبط می تونن با ذکر منبع، این پست رو کپی برداری و منتشر کنند و من توصیه می کنم حتما این کار را انجام دهند .

به خاطر داشته باشید هر چیزی درباره این خانم که در این پست میخونید درباره دختریه ظاهرا مذهبی و از نظر اطرافیان بسیار نجیب و مناسب زندگی!!

با خونواده ای وصلت کردیم که به لحاظ فرهنگ اجتماعی تقریبا مثل ما بودن و به لحاظ مالی هم همینطور.در نظر اول،به قول معروف HL مون به هم می خورد.
ما همسایه بودیم.
به هر دلیل اختلافاتمون شروع شد.اولین اختلاف فکر میکنید سر چی بود؟انشگشتر نامزدی!
خانم معترض شده که چرا مامانت انگشتر نامزدی خودشو به من داده؟من باید خودم انتخاب می کردم!به نظر من اهمیت داده نشده!
و  بماند که ما هم اشتباه کردیم و به سازش رقصیدیم!

من تازه درسم تموم شده بود و تازه در یک شرکت مشغول به کار شذه بودم.
به محض اینکه اولین حقوقم که خیلی هم کم بود را گرفتم گفت باید ماهی اینقدر به من بدی پس انداز کنم برای زندگیمون.گفتم الان که هنوز نه زندگی شروع کردیم نه درآمد درست حسابی چه پس اندازی؟ اما رو این موضوع اصرار کرد تا جایی که سر این موضوع کار به مشاور کشید و اصرار داشت که حداقل 10 درصد حقوقم را اول بسم اله بهش بدم و بابت این موضوع قبل از ازدواج (عروسی) تعهد بدم.حتی مشاور هم از این موضوع تعجب کرده بود.

سر تعیین مهریه خوب یادمه.باباش به بابام گفت هر چی مهر دختر خودته مهر دختر منم همونقدر باشه!
همینجا صبر کنید!آخه این چه معیار سنجشیه؟این عقب موندگی نیست؟ اول بسم اله ارزش دختر خودت را داری با مقایسه با دیگران می سنجی؟
اصلا از کجا میدونی مهریه خواهرمن را خانواده ما تعیین کردن؟برای ما را که خانواده داماد تعیین کرد و  میگفت 1000 سکه.که مثلا عروسمون مهریش بالاست.اما ما گفتیم نه 300 تا بس هست.حالا درسته بیای مقایسه کنی؟

بهرحال مهریه هم گذشت و ما از همه جا بی خبر گفتیم 300 تا عرفه دیگه خوبه!
در صورتی که کار اشتباه حتی اگه عرف باشه باید بذاریش کنار!بخصوص اینکه عواقب داشته باشه.

این خونواده بعد از عقد یک ماشین ریش تراش برای بنده خریدن! و بهم کادو دادند و یک ساعت نکشید که زن بنده همون کادو یعنی ریش تراش رو برد گذاشت خونشون!گفتم چرا اینکارو می کنی؟گفت کهنه اش می کنی نگهش میدارم بعد از عروسی! که البته عروسی ای هم در کار نبود!
باز گذشت و من ندید گرفتم! و یادم رفت سالی که نکوست از بهارش پیداست
در طی دوران عقد پدرش شدیدا از ارتباط نزدیک و خوابیدن ما در یک اتاق تنفر داشت و با این کار موافق نبود!
فرهنگ اشتباهی که خیلی از ایرانیها و بعضا خشکه مقدس ها دارن!و ربطی هم به دین نداره!
این موضوع خودش باعث اختلاف میشد.حتی از مسافرت های یک روزه ما هم جلوگیری میکردند!

زمان می گذشت و اختلافات خاله زنکی بیهوده بیشتر میشد!
مثلا چرا فلان روز مامانت برام کادو نیاورد؟
چرا عید فلان نیومدید خونمون برام کادو بیارید؟
شما اصلا به عروستون اهمیت نمیدید!

ازونجا که خونه ما بهم نزدیک بود،ارتباط و آمد و رفت به خانه همدیگر نسبتا زیاد بود و این در زمان عقد خیلی خیلی بده و باید به شدت ازش پرهیز کرد.


نمونه ای از سادیسم:

نامزد عقدی من هر از چند گاهی که برای من چیزی میخرید مثلا تیشرت،لباس،عطر و اتکلن و ... (که دوبرابرشو جور دیگه ای ازم پس میگرفت)،
این لباس یا عطر رو داخل یه جعبه می گذاشت و روی جعبه و لای لباس رو پر از ( تیکه کاغذای خرد شده که به همه چی مچسبند  می کرد.طوری که مجبور باشیم برای درآوردن لباس از جعبه همه اونها رو روی زمین بریزیم و  واقعا جمع کردن اونها از روی فرش کار خیلی سختی بود.
شاید خنده دار باشه و با خودتون بگید یعنی چی جمع کردنش کار خیلی سختی بود؟
اما نکته اینجاست که نامزد من قصدش آزار مادر من بود.می دونید چرا؟چون اصرار داشت که کادو رو هین الان و روی فرش باز کنیم و یهو و بی احتیاط باز کنیم.می گفت اینجوری مزه میده!

شاید مطلب بالا مضحک و مسخره باشه!اما متاسفانه عمق و شدت بیماری و کینه بی دلیل و روح ضخمی نامزد من را میرسونه که تو ریز ترین و بیهوده ترین کارهاش هم برنامه ای برای آزار و کندن پول تدارک می دید!

...............
روز تولد من بود!با هم رفته بودیم قنادی کیک تولد بگیریم!کیک رو گرفتیم و تو راه برگشت اصرار کرد که بریم خونه اونها تولد بگیریم.اما من ازونجا که بیشتر میرفتم خونشون(به اصرار خودش)،گفتم نه این بار بریم خونه ما!این بحث مسخره بالا گرفت و صدای من بالا رفت.(درسته که من هم سر چیز بیهوده اصرار کردم و داد زدم اما نکته اصلی ادامه ماجراست...).با بالا گرفتن بحث از ماشین پیاده شد و خودش رفت خونشون.من از همه جا بی خبر هم اومدم خونه خودمون و گفتم اینطوری شده!مادرم گفت خب میرفتید خونه اونها ! چه اصراری بود؟(توجه کنید که همیشه میخواست حرف حرف خودش باشه).
ما هم تصمیم گرفتیم خانوادگی بریم خونه اونها که این بحث بیهوده رو تبدیل به خوشی کنیم.
اما نامزد من بعد از اومدن ما،دقیقا پشت به ما کرد و شروع به دیدن ماهواره با صدای بلند کرد.
من همش بهش اشاره می کردم و اهمیت نمیداد و خانواده ام میگفتند ولش کن!اشکال نداره!
آخر سر در همین حال ما برگشتیم و خودمون رو به نفهمی زدیم.که اشتباه کردیم.
تا فردا ظهر رسید و دیدم هنوز بهانه گیر و بد اخلاقه!بهش گفتم بس کن دیگه چرا تمومش نمی کنی؟


و روزها  طلبکار موند و کم کم قضیه کم رنگ و به فراموشی سپرده شد!(که اشتباه کردم)

یکی از اخلاق های همیشگیش این بود که همش قهر می کرد و بطور جدی و خیلی سنگین و ادامه دار و طولانی مدت... اونهم به دلایل خیلی مسخره!



مشکلات مختلف پشت سر هم میومد و میرفت که من دوست ندارم خیلی هاشو بازگو کنم و یاد اون زمان سیاه بیافتم!
یک بار دعواهامون بالا گرفته بود و ما داشتیم از پیش مشاور برمیگشتیم.
در راه برگشت تو ماشین بحث بالا گرفت.تا جایی که با بلند شدن صدای من اینبار با پشت دست (من راننده بودم و اون کنار من جلو بود و مادرش عقب بود) محکم زد توی صورتم!
اینجا دیگه ماشینو نگه داشتم و داد و بیداد راه افتاد و اونها پیاده شدن و من هم تنها سوار شدم رفتم.....


مطالبی که تا بحال خوندید شاید خنده دار باشه اما بنظر شما همین اتفاقات و اخلاقای مسخره ممکنه منو به زندان بکشونه؟
با من همراه باشید تا بقیشو بگم.


نظرات()       

به نام خدا

بیمه مهریه پیشنهاد جوامع زنان در مقابل پیشنهاد عدم ثبت مهریه بالا در دفترخانه ها جهت حل بحران زندانیان مهریه است.

ناکارامدی بیمه مهریه برای حل معضل زندانیان مهریه  وبدهکاران غیر زندانی مهریه از دو منظر قابل بررسی است؛

اول اینکه همواره باید سیاست بیمه ای به شکلی باشد که انگیزه خطر اخلاقی ایجاد نشود. یعنی هیچگاه بیمه تضمین نمی کند که اگر یک خانمی مهریه خود را اجرا گذاشت آنوقت بیمه مال تعهد شده را به وی بپردازد. زیرا در این صورت انبوهی از زنان در جلوی درب سازمان های بیمه ای صف می کشند.

بنابراین همواره استفاده از بیمه ها محدود به شرایطی غیر مترقبه یا ناگوار می گردد. برای مثال بیمه مهریه به زنی تعلق می گیرد که شوهرش فوت کند. یا اینکه وی را طلاق دهد. البته لازم به ذکر است تمامی مردانی که در زندانهای مهریه به سر میبرند نه فوت نموده اند و نه قصد طلاق همسر خود را داشته اند. بنابراین پوشش بیمه ای هیچگاه شامل حال زنان اینچنین مردانی قرار نمی گیرد که به اختیار خود خواهان مهریه هستند.

بحث  دوم این است که اصولاً مبالغ مهریه های امروزی آنقدر بالاست که حتی با وجود بیمه نمودن مهریه، باز هم سازمان های بیمه گر، تمامی مبلغ آن را تعهد نمی کنند. اینجا لازم است مهریه 110 سکه ای را مثال بزنم.

فرض کنید حق بیمه پرداختی ماهیانه 300 هزار تومان باشد ـ که البته برای جوانان در آغاز زندگی و بعدها در کنار هزینه های سنگین معیشتی، بسیار دشوار خواهد بود ـ و سالانه حق بیمه 15 درصد رشد کند؛ (کلیه ارقام به ریال است)

 حق بیمه ماهیانه

 سال

 3.000.000

 1

 3.450.000

 2

 3.967.500

 3

 4.562.625

 4

 ...

 ...

از طرفی می دانیم نرخ بازدهی در بیمه های شبیه به بیمه عمر و مهریه در کشور در حدود سود بلند مدت بانکی و سالانه 17 درصد است. یعنی امید ریاضی عایدات بیمه ای از محل اجرای تعهدات بیمه گر همواره با سرمایه گذاری 17 درصدی بانکی برابری می نماید.

در نتیجه امید عایدات بیمه ای مشابه جدول زیر خواهد بود؛ (قیمت ها به ریال)

امید عایدات بیمه ای

پایان سال

39.235.517

1

91.026.399

2

158.389859

3

244.988.452

4

...

...

2.070.172.457.506

48

2.454.251.385.862

49

2.908.446.173.625

50

بله در ظاهر رقم این عایدات در پایان 50 سال بعد بسیار چشمگیر و هنگفت است ولی اگر کاهش ارزش ریال به سبب تورم و حذف احتمالی چندین صفر از پول ملی را در نظر بگیریم باور کردنی خواهد بود.

در مقابل، ارزش ریالی یک مهریه 110 سکه ای را نیز تا 50 سال آینده پیش بینی نموده ایم. نرخ رشد قیمت سکه (تورم سکه) به طور میاتگین در سی سال گذشته، سالیانه 19 درصد بوده است که به احتمال زیاد در آینده نیز تکرار خواهد شد. همچنین قیمت امروز سکه نیز 785 هزار تومان است. در نتیجه داریم: (قیمت ها به ریال)

 ارزش ریالی 110 سکه

 پایان سال

 863.500.000

 1

 1.027.565.000

 2

 1.222.802.350

 3

 1.455.134.797

 4

 ...

 ...

 3.068.806.655.366

 48

 3.651.879.919.886

 49

 4.345.737.104.664

 50

ملاحظه می فرمایید که ارزش ریالی 110 سکه بهار آزادی تا 50 سال دیگر حدود دو برابر پوشش بیمه ای خواهد بود. و این یعنی یک مرد بدهکار مهریه که ماهیانه 300 هزار تومان قسط بیمه می دهد و سالیانه این 300 هزار تومان را 15 درصد افزایش می دهد هرگز نمی تواند بدهی خویش را با بیمه مستهلک کند.

ضمناً مهریه در قانون کشور ما عندالمطالبه است و از همین عندالمطالبه بودن زندانیان مهریه و گرفتاران حق حبس و عدم تمکین زن، نتیجه شده اند. قانون نمی گوید ای خانمی که مهریه می خواهی 50  سال صبر کن که بیمه نیمی از آن را بدهد.

نتیجه گیری:

به نظر می رسد طرح بیمه مهریه برای رفع آسیب های مهریه های حتی متعارف در جامعه ی ما بسیار ناکارآمد و ساده لوحانه است و با تمسک به این گونه طرح ها هرگز معضل زندانیان مهریه و گرفتاران حق حبس حل نخواهد شد. جالب است که هم اکنون مهریه 110 سکه ای کاملاً مهریه متعارف در نظر گرفته می شود و حتی اندک اقدامات فرهنگی که در این راستا صورت می گیرد نیز همین مقدار مهریه را هدف گذاری نموده اند.

معضل مهریه در جامعه ی ما ضرورت تغییر نگاه سیاستگذاران تمام قوا را نسبت به خانواده می طلبد. خانواده کانونی مقدس و مستقل از هر گونه نگاه جنسیتی است و نباید به بهانه خانواده صرفاً حقوق زن را در نظر داشت. خانواده یک مفهوم است و زن و مرد به تنهایی مفهومی دیگر.مهریه باید هدیه ای باشد که مرد با میل تقدیم همسر می کند و اعمال فشار و زندان راه مناسبی برای دریافت هدیه نیست همانطور که بیمه کردن و دادن یکجای مهریه به زنها نیز اگر محقق شود عامل حفظ کیان خانواده نیست بلکه باعث افزایش زنان مجرد و مردان بدهکاری خواهد شد که باید خرج عیاشی زن سابقشان را بدهند.

نویسنده: برزو


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 مرداد 1391  00:41
نوع مطلب: (مقالات ،آرشیو مهریه ،) توسط: میلاد حمیدی

ادامه ....

حالا ما مشاهده می کنیم که نه تنها برای کنترل این مهریه که خلاف شرع و عقل است هیچ اقدامی نمی شود ، بلکه معدود طرح ها و نظراتی که در این زمینه مطرح می گردد فورا با برخورد شدید فراکسیون زنان مجلس مواجه شده و با این توجیه مسخره و دقیقا منافی عقل و شرع که نباید برای مهریه سقف تعیین شود نادیده گرفته می شود که هیچ ، از طرف سازمان ها و مراکز زنان و خانواده برای تحت فشار گذاشتن بیشتر مرد طرح ها و درخواست هایی مطرح می شود که خودسرانه به شکل قانون در می آید و بیش از پیش شرایط را سخت تر و ناعادلانه تر می کند.

تا کی باید این روند ادامه داشته باشد؟ به راستی اینها که هستند که بخواهند برای زندگی مردم تعیین تکلیف کنند؟

الحق که این روندی که از مجلس ششم تا به امروز شدت گرفته و منجر به سوء استفاده های مالی بسیار و زندانی شدن 20000 مرد در طی دوسال گردیده و این همه طمع ورزی زنان را نسبت به اموال مردان و رشد روز افزون طلاق و فساد و قتل در پی مهریه های سنگین چرا نباید متوقف شود و اجازه داده شود این سازمان های امور زنان با این رشد قارچ گونه چنین لقمه هایی را برای زندگی مردم بگیرند و دقیقا هم مشاهده میشود خواستها و مطالبات آنها روز به روز شرایط را سخت تر می کند و هیچ نیرویی هم در مقابل آنان نیست که با این روند مخالفت کند و مملکت و زندگی های مردم را از این فتنه ها و مصیبت های کبری نجات دهد!

چرا باید متولیان امور زنان در مجلس و دولت زن باشند و براستی این دیدگاه تشتت جنسیتی و یک جانبه گرایی از کجا ناشی می شود؟! چرا باید متولیان و مدعیان حقوق بشر در ایران زن باشند؟

چرا نباید نمایندگان زن مجلس بدانند که نماینده کل ملت هستند و تنها نماینده زنان نیستند؟ و چرا نباید بدانند که با این دیدگاه جنسیتی که دارند موجب بی عدالتی، ظلم، تفرقه ، طلاق و فساد می شوند؟!

چطور امکان دارد اسلامی که ما آن را کامل ترین دین می دانیم اینطور در زمینه خانواده که مهمترین عنصر جامعه اسلامی است اینقدر ضعیف و جاهلانه عمل کند؟

چرا باید قانون فرض کند زن هیچ خلافی نمی کند و فقط مردها خائن و کثیفند و بر این اساس قانون تصویب شود؟ در حالی که به روشنی می بینیم زنان امروز در همه زمینه های خیانت با سوء استفاده از همین دیدگاه نادرست قانون ، گوی سبقت را از مردان ربوده اند!

و دقیقا پس از گذشت چند روز انگشت شمار از فرمایش آیت الله لاریجانی مبنی بر آزادی زندانیان معسر فورا رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری طرح بیمه شدن مهریه را مطرح می کند و به سرعت در مطبوعات می پیچد.

اولا همین نام زنان و خانواده یک نام تبعیض آمیز است که دقیقا بیانگر دیدگاه زن سالارانه آن نیز هست و اهداف و آرمان های آن دقیقا از نامش مشخص و مبرهن است.

زنان و خانواده یعنی چه؟ اول زن بعد خانواده ؟ زن اصل و خانواده فرع ؟ زن و خانواده منهای مرد؟ زن تافته جدا بافته از خانواده؟

چرا نشد خانواده و شد زنان و خانواده؟ براستی این چه مفهومی را می رساند؟

ثانیا علیرغم احادیث و روایات مبنی بر آسان گیری و پایین بودن مهریه ، زمانی که صحبت از بیمه مهریه به میان می آید مبین این است که این سازمان به مهریه های پایین اعتقادی ندارد و نظرش روی مهریه های سنگین است ، چرا که چیزهای گران و سنگین را بیمه می کنند نه چیزهای کم را.

ضمن اینکه مرد محکوم می شود به پرداخت اقساطی که دقیقا بحث مودت و بخشش زوجه را منتفی کرده و دریافت مهریه توسط او را حتمی قلمداد می کند و بحث بخشش و مودت بین زوجین کاملا منتفی شده و به جای عندالمطالبه می شود عند الپرداخت که با توجه به مشکلات مالی و سنگین بودن مخارج زندگی که بر دوش مرد است این نیز اهرم سنگین تری برای فشار بر مرد خواهد بود.

واقعا با این شرایط تمایل پسرها به ازدواج کمتر می شود. فضا بیشتر می شود فضای بی اعتمادی و تنفر. دختران به پشتوانه مهریه های کلان تن به ازدواج با هر کسی را می دهند بدون اینکه طرف مقابل را محک بزنند. تنها با تعیین مهریه های کلان می خواهند با هوس و بیمه شده با مهریه وارد زندگی مشترک شوند و ما شاهد این همه طلاق و این همه سوء استفاده مالی از مردان باشیم؟

چرا در این زمینه هیچ گونه آینده نگری صورت نمی گیرد؟ چرا نباید قانون جامع باشد و همه موارد را ببیند؟

چرا نمی توانند تصور کنند که همانگونه که به دروغ پایین بودن مهریه را وسیله نا امنی برای زن می دانید به همان میزان بالا بودن آن وسیله نا امنی برای مرد است؟

چرا نمی توانید تصور کنید یک زن می تواند با به اجرا گذاشتن همین 110 سکه نتیجه سالها زحمت یک مرد را به راحتی بالا بکشد؟

واقعا چه چیزی این زن را مستحق چنین ثروتی می کند؟

واقعا مگر دارد چه عملی انجام می دهد که باید در ازای آن چنین مبلغ کلانی دریافت کند؟

متاسفانه در سالهای اخیر شاهد این بوده ایم که زنان هوسباز مهریه های خود را به اجرا گذاشته و اندک مالی را که مرد اندوخته چپاول کرده و سپس اقدام به هوسرانی و بکار گیری پسران جوان و خوشگذرانی با این ثروت بیهوده و باد آورده ای ای که نصیبشان شده می کنند.

و سیلی از جمعیت مردان آواره و بدبخت را می بینیم که آرزوی مرگ خود را می کنند و به اشتباهی که در پی پذیرش این مهریه زورکی مرتکب شده اند می اندیشید.

واقعا این همه دوندگی نمایندگان زنان برای پایمال کردن حقوق شرعی مرد چطور توجیه می شود؟ چطور می توان ازدواج مجدد مرد را محدود کرد و حق طلاق را با این همه بهانه به زنی داد که چنین مهریه کلان 110 سکه ای یا بالاتر را دارد؟

زنی که استقلال شغلی دارد. استقلال نشوز و ارتباط با هر کس و ناکس را دارد. زنی که حتی اگر خیانت کرد دست مرد به هیچ جا بند نیست. زنی که هیچ لزومی ندارد از درآمدش در مخارج خانه کمک کند. چرا باید چنین حقوق ناحقی داشته باشد؟

کجای دین خدا گفته بخاطر حق طلاقی که مرد دارد مهریه را بالا ببرید؟ کجای دین خدا گفته اگر مرد ازدواج مجدد کرد زن می تواند خودش طلاق بگیرد؟

چطور زن به محض کوچکترین گمان بدی که به مرد پیدا کند بتواند مهریه را وسیله زور قرار دهد اما مرد بیچاره حتی در صورت رویت عدم وفاداری یا اذیت و آزار یک زن تواند خودش را از منجلاب خلاص کند؟

آیا این عدالت است؟

در اروپا که انقدر می گویند زن آزادی دارد آیا جز حق طلاقی است که ثابت شده بخاطر هوس و احساسات زن 90 درصد طلاق های دنیا از سوی زنان و با محوریت آنان انجام می گیرد و اروپا و غرب الان آمار طلاق 60 درصدی را تجربه می کند؟

و چرا برای زنان ایرانی روشن نمی شود تا انقدر روی نصف اموال مرد مانور ندهند چرا که در اروپا زنی که شاغل باشد طبق قانون موظف است نیمی از درآمدش را به مرد پرداخت کند و در صورت طلاق در اروپا این تنها مرد نیست که نصف اموالش را می پردازد بلکه زن نیز نیمی از اموالش به مرد می رسد؟ و در اروپا و غرب جریان سوء استفاده و تلکه مالی تنها از جانب زن نیست و مرد هم می تواند چنین حقی داشته باشد؟

و آیا این موضوع روشن شده که در آنجا قانونی وجود دارد بنام Prenuptial Agreement که بر اساس آن در اروپا زوج و زوجه متعهد می شوند که در صورت طلاق اموال بین آنها نصف نشود و بدینوسیله ضمن اینکه مخارجشان در طول زندگی ، مشترک خواهد بود اما در زمان طلاق هیچ یک نمی تواند نیمی از اموال دیگری را تصاحب کند. و 80 درصد ازدواج ها در غرب امروزه با امضای این شرط ازدواج صورت می گیرد؟

چه آزادی و حق و حقوقی دارند زنان غربی که از آن صحبت می شود؟

و اگر صحبت از اسلام است چرا اینقدر زایل کردن حقوق مرد مثل حق طلاق و حق ازدواج مجدد، و اگر صحبت از غربی شدن است چرا اینقدر پافشاری روی این مهریه های دروغین؟

امور و سازمان های زنان در کشور درحالی در جهت از بین بردان حقوق مردان تلاش می کنند که دنبال آزادی و بی قیدی زنان به شکل اروپایی هم هستند و حال آنکه در پاراگراف های بالاتر به حقوق زنان دراروپا هم اشاره کردیم.

این دو با هم جمع پذیر نیست.

از آن طرف زنان را به تحصیل و کار افراطی و استقلال از مرد تشویق میکنند. از آن طرف به مهریه های بالا و زیاده خواهی سوق می دهند. زنانی که کارهای خشن و مردانه انجام می دهند و روحیه زنانه خود را فراموش کرده اند تشویق می شوند. چرا باید 70 درصد دانشگاه و بسیاری از فرصت های شغلی در اختیار جنسیتی باشد که مسئولیت تامین مخارج زندگی را ندارند. و چرا سازمان های زنان اینقدر زنان را به حضور در بیرون از خانه تشویق می کنند در حالی که هیچ به وظیفه اصلی آنها که امر خانه داری و شوهر داری است اشاره ای نمی شود و کم اهیمت و کوته فکرانه و قدیمی نشان داده می شود؟ و چرا حجاب زنان انقدر بازیچه سیاست شده و حجاب را مانع حضور اجتماعی و فعالیت های اجتماعی می خوانند و دارد شرایط به سمت اروپایی شدن پیش می رود؟

واقعا چرا؟

این همه تلوزیون ازدواج مجدد و خیانت مردان را دست مایه موضوعات قرار داده و مردان را بی عقل یا بی درایت نشان می دهد آیا ذره ای هم به بی وفایی و عدم وفاداری زنان و خیانت های آنان هم اشاره می کند؟

و آیا نشان دادن این شخصیت از مرد دختران را نسبت به مرد و زندگی بدبین نمی کند به بی اعتمادی و مهریه های بالاتر دامن نمی زند؟

این قدر که روی حق طلاق و ازدواج مجدد مردان مانور می دهند و می خواهند آنها را از بین ببرند، واقعا بررسی کنند قدیم که مردان آزادانه تر می توانستند این کارها را انجام دهند واقعا چند درصد از آنها چند همسره بودند واز این حق طلاق با وجود مهریه های کمی که آن زمان بود واقعا چند درصد استفاده کرده اند؟

واقعا ناچیز. ولی چرا سعی می شود با سیاهنمایی اینها را وسیله سوء استفاده مردان معرفی کنند در حالی که سوء استفاده از مهریه به خودی خود اظهر من الشمس است.

به ارث رسیدن مهریه نیز خود سبب سوء استفاده هایی است که زندگی مرد بیچاره را تهدید می کند. چرا که آنچه مرد از روی مهر آن را برای کسی که دوستش داشته پذیرفته ، باید به اغیار برسد و وسیله سوء استفاده را برای وراث فراهم آورد.

آیا این ظلم به مرد نیست؟

پایان

مطالب مرتبط:

عدم اعتبار شرعی و عقلی مهریه های سنگین - 1


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 مرداد 1392
نظرات()   
   

به نام خدا

مهریه و زندان

 

مهریه یا همان صداق. که وقتی معنی آن را جستجو کنیم یک معنی اش می شود جهیزیه. معنی دیگر آن نیز می شود هدیه ای که مرد بعنوان صداقت و عشق خود به زن می دهد و در اصل صدقه ای است که مرد می پردازد تا زن راضی شده و به عقد مرد در آید.

اینجا یک مشکلی وجود دارد، برای اینکه یک عده می گویند باید برای مهریه سقف تعیین شود و یک عده معتقدند که نباید برای مهریه سقف تعیین شود و یا از حالت عندالمطالبه خارج شود چرا که در این صورت خلاف موازین شرعی است.

در مقاله زیر با دلایل عقلی و شرعی ثابت می شود از یک سو نباید برای مهریه سقف تعیین شود (مثل 110 سکه و غیره)، از سوی دیگر باید برای مهریه سقف تعیین شود، البته نه به معنای مصطلح امروزی.

 

در فقه اسلامی یکی از منابع اصلی احکام، عقل است و در تعالیم دینی اسلام هیچ تضادی بین عقل و شرع وجود ندارد.

هر چند این دلیل عقلی اظهر من الشمس است و هر عقل سلیمی آن را می پذیرد و می داند، ولی باز هم بیان می کنیم تا این موضوع برای یک عده فمینیست که خودشان را به آن راه زده  اند و سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اند روشن شود.

هر جا سخن از مهریه است، واژه عندالمطالبه نیز ضمیمه آن است. یعنی درست از لحظه جاری شدن عقد، زن می تواند آن را مطالبه کند.

و وقتی زن بتواند در همان لحظه مهریه را مطالبه کند یعنی مرد باید در همان لحظه و همانجا توان پرداخت مهریه را داشته باشد و اگر نداشته باشد این کاملا نفی کننده عقل است که شخصی زیر بار چیزی برود که تا چند لحظه دیگر توان پرداخت آن را نداشته باشد. مثل اینکه انسان تنها سه میلیون تومان پول یا دارایی داشته باشد و بخواهد با آن ماشین 30 میلیون تومانی معامله کند و  این در حالی که تا چند لحظه دیگر فروشنده ممکن است 30 میلیون تومان را مطالبه کند!

بنابراین تعیین مهریه خارج از توان مرد کاملا از نظر عقلی و در نتیجه شرعی مردود است.

اگر به تاریخ و ازدواج های صدر اسلام که به سنت  پیغمبر (ص) انجام میشده مراجعه شود به این قاعده میرسیم که همواره مهریه به گونه ای تعیین میشده که بخشی از دارایی مرد مثلا ربع ، ثلث یا نیمی از آن بوده. و دقیقا هم اشاره میشده و در خود خطبه عقد هم گفته میشود صداق معلوم. یعنی چیزی که معلوم و مبلغ آن مشخص است نه یک چیز خارج از توان پرداخت یا چیزی که مبلغ آن ثابت نیست و روند تغییر قیمت آن نامعلوم یا کذایی است مثل این سکه های بهار آزادی که امروز تعیین می شود.

دقیقا  باید برای مهریه سقف تعیین شود در عین حال که نمی شود برای مهریه سقف تعیین شود اما چگونه ؟

نباید بطور کل برای مهریه سقف تعیین شود زیرا که توان افراد مختلف در پرداخت مهریه متفاوت است. ممکن است مردی توان پرداخت عندالمطالبه یک میلیارد تومان را داشته باشد و مردی هم توان پرداخت یک هزارتومانی ناقابل را هم نداشته باشد!

تعیین سقف مهریه 110 سکه ای همین قدر برای یک میلیاردر مضحک است که تعیین مهریه هزار تومانی برای یک کارمند حقوق بگیر ماهانه!

مگر همین 110 سکه کم است؟ آیا یک پسر جوان توان پرداخت آن را دارد؟

بنابراین نباید به شکل قانونی برای مهریه سقف تعیین شود چرا که اینکه خانم تصمیم بگیرد با چه شخصی ازدواج کند و توان پرداخت آن شخص چه میزان باشد متفاوت خواهد بود، اما برای یک ازدواج خاص عقلا و قانونا باید سقفی تعیین شود که مردی که قصد ازدواج دارد درست در لحظه عقد توان مالی پرداخت آن را داشته باشد.

مهریه و زندان 

اگر قانون خودش را متولی دریافت مهریه و اجرای آن می داند چطور نباید بنا بر عقل و عدالت خودش را در تعیین مهریه و عقلانی نمودن آن دخیل کند؟

واقعا چند  درصد از مهریه هایی که تعییین می شود توان پرداخته شدن بصورت عندالمطالبه را دارد؟ و آیا اگر مهریه های تعیین در کشور شده را جمع بزنیم ، اصلا کل سرمایه ملی و کل سرمایه های موجود در کشور به آن میزان میرسد؟ بدیهی است که خیر...

این خود گواه بر این است که تعیین این مهریه ها و دریافت آنها نه تنها حق زوجه نیست بلکه حرام است و قانون باید در برابر این بی عدالتی پاسخگو باشد.

ادامه دارد ....


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]