تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مقالات

مقاله زیر توسط یکی از کاربران با نام امین ارسال گردیده است:

مقدمه :
با افزایش تعداد رانندگان خانم در زندگی امروز همچنان این سوال مطرحه که آیا زنان نسبت به مردان رانندگانی ضعیف تر هستند ؟ در یک کلام پاسخ بلی است. البته این بدان معنی نیست که همه ی زنان از همه ی مردان به اصطلاح دست فرمون ضعیف تری داشته باشند و بسیاری از خانم ها میتونند پا به پای خیلی از آقایون و حتی بهتر از بعضی آقایون رانندگی کنند پس اگه شما یک خانم هستید و این مطلب رو میخونید و رانندگیتون از بعضی مردهای دور و برتون بهتره فورا" جبهه گیری نکنید. خیلی از خانم ها از بسیاری آقایون قد بلند تر یا دارای فیزیک بدنی زمخت تر و خشن تر هستند ولی آیا میشه گفت که جنس زن نسبت به مرد عضلانی تر و بلند تر و دارای فیزیک بدنیه خشن تره؟ خیر. اینجا یک بحث کلی مطرحه. اگه 1 میلیون نفر انسان قد بلند دنیا رو به ترتیب قرار بدیم یا میانگین قدی از زنان و مردان بگیریم یا نگاهی کلی به اطرافمون بندازیم میبینیم که مردها بلندتر هستند و اینکه خانم هایی با قد 190 داریم و آقایونی با قد 150 این دید کلی رو تغییر نمیده. در مورد رانندگی هم همینطوره ؛ ممکنه خیلی از خانم ها رانندگان خوبی باشند و بسیاری اقایون رانندگان ضعیف ولی در کلیت و یا بررسی میانگین یا مشاهده برترین رانندگان دنیا کاملا مشخصه که برتری با مردهاست ( و البته این برتری نشانه ی برتری مرد بر زن نیست و الان فقط داریم در مورد توانایی و استعداد رانندگی با خودرو صحبت میکنیم و چه بسا در بسیاری موارد دیگه مثل قابلیت درک احساسات کودکان -که خیلی مهم تر از رانندگی هست - خانم ها برتری داشته باشند پس خواهش میکنم فمنیست ها دعوا راه نندازند.! ) قبل از شروع به گفتن دلایلم یک مثال بزنم که در بالاترین سطح از مسابقات رانندگی یعنی فرمول 1 خانم ها تقریبا" هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و ندارند. ضمن اینکه اگه کسی فکر میکنه این بدلیل محدود کردن جنس مونث و مردسالاری بوده باید بگم که در کشور مایکل شوماخر قهرمان افسانه ای چندین دوره فرمول 1 یک خانم صدر اعظم و همه کارست (خانم انگلا مرکل ) پس این فکر که تو آلمان یا کلا" اروپا مثل عربستانه و زنان از امکانات رانندگی کمتری برخوردار بودند و مردسالاری جلوی پیشرفت رانندگیشون رو گرفته کاملا غلطه.

اما دلایل :

1-علاقه ذاتی.
شاید به نظر خیلی ها دلیل این که پسر بچه ها از سنین کودکی به ماشین اسباب بازی علاقه دارند ( یا گیم های ماشینی ) و دختر بچه ها به عروسک ، تربیت پدر و مادر یا تقلید از پدر و مادر بوده که پسر بچه به تقلید از پدر که رانندگی میکنه و ماشین داره، اسباب بازی ماشین میخره و دختر بچه به تقلید از مادر که بچه داری میکنه عروسک رو میپسنده. اما این طرز فکر هر چند 100% غلط نیست اما کاملا" صحیح هم نیست. در خانواده خودم مادرم هر روز با خودروی شخصیمون به سر کار میرفت و بدلیل ساعت کاری کمترش نسبت به پدرم ، اون بود که من و خواهرم رو با ماشین به کلاس زبان و پارک و .. میبرد و پدرم بدلیل داشتن سرویس محل کار کمتر رانندگی میکرد مگر در مسافرت ها. پس اگه بحث تقلید از پدر و مادر بود خواهر من میبایست به ماشین و رانندگی علاقه مند میشد ( به تقلید از مادرم ) اما اصلا این اتفاق نیفتاد و تا 20 سالگی حتی نمیدونست کار کلاچ چیه.! در صورتیکه من از 6، 7 سالگیم به ماشین ها و طرز رانندگی و این که دنده ها چطور جابجا میشوند توجه میکردم و دوست داشتم جلو بشینم تا بتونم ببینم مادرم ( یا در سفر ها پدرم ) چطور رانندگی میکنه و برام خیلی جالب و خوشایند بود. در یک تحقیقی هم که صوت گرفته علاقه پسر بچه ها به وسایل مکانیکی و ماشین بیشتر از دختر بچه ها بوده و برعکس علاقه ی ذاتی زنانه از همون سنین کودکی دخترهارو به سمت عروسک بازی و حس مادرانه سوق میداده. جالب اینجاست که حتی توان نقاشی کشیدن از وسایل نقلیه و مکانیکی مثل دوچرخه در پسر بچه ها خیلی بهتر از دخترها بوده که نشان از دقت و علاقه بیشتر پسرها از همون سنین به این قبیل وسایل داره که خوب همین علاقه مندی میتونه باعث بروز استعداد و یادگیری بهتر بشه.

2-دید سه بعدی
دید سه بعدی در اقایون بهتر از خانم هاست. یعنی درک بهتری از قرار گیری جسم در فضای پیرامونی و حرکتش دارند . شاید بخاطر همین موضوعه که پارک دوبل یا حرکت از بین ماشین ها برای مردها راحت تر است چون میتوانند تجسم بهتری از ابعاد ماشین در فضای سه بعدی داشته باشند. این دید سه بعدی در برخی کارهای دیگه مثل بازی فوتبال هم کارایی داره و مردها بهتر میتونند موقعیت توپ در فضا و زاویه فرود و میزان بالا اودن پا برای کنترل اون و ... رو آنالیز کنند. (جهت اطلاعات بیشتر در این مورد میتوانید به تحقیقات دکتر کاپلان در مورد بلوغ حس 3 بعدی و جهت یابی در پسران 3 سال زود تر از دختران و یا آرشیو مقالات ترجمه شده انجمن مراجعه کنید)

3- ریسک پذیری
کلا مردها ریسک پذیری بالاتری دارند و همه میدونیم که ترس در رانندگی یکی از عوامل بازدارندست. باز هم تاکید میکنم که این موارد به برتری مرد بر زن اشاره ای نداره و فقط از دیدگاه رانندگی و دست فرمان داریم بررسی میکنیم وگرنه همین ویژگی هایی که به ظاهر ضعف خانم هاست در بسیاری موقعیت ها باعث برتریشون میشه .

4- تمرکز
ساختار مغز مردها با زن ها متفاوته و از جهتی تخصص یافته تره . بخش های مختلف مغز مرد بصورت مجزا برای کارها تخصصی شدند و باعث میشه بتونند در کار تمرکز بالاتری داشته باشند .این امر در رانندگی بخصوص با سرعت بالا یا راندن جنگنده ها و یا گرفتن تصمیم هایی که باید فوری و در کسری از ثانیه انجام بشه به مرد کمک میکنه چون وقتی رو کاری تمرکز داره فقط به اون فکر میکنه و احساسات و سایر قسمت های مغز تقریبا" از کار میفتند و مزاحم تمرکز مرد نمیشوند. اما مغز خانم ها طوریه که تقریبا همه ی قسمت ها همزمان کار میکنند و بخش های مختلف مغز باهم در ارتباط دائمی قرار داره و این باعث میشه بتونند چند کار همزمان رو انجام بدند اما با تمرکز پایین تر. ( همین فعال بودن همزمان کل قسمت های مغز به زنان کمک کرده که علیرغم داشتند جسم خاکستری کمتر و مغز کوچکتر، کند ذهن تر از مردان نباشند ) .
شاید الان متوجه بشید که چرا خانم ها میتونند به راحتی در حالی که با بچشون صحبت میکنند و همزمان اس ام اس هم میدند رانندگی کنند ( با دست فرمانی تقریبا" مشابه وقتی که فقط رانندگی میکنند ) یا در منزل همزمان سریال مورد علاقشون رو نگاه کنند و آشپزی و در همون لحظه بچه داری کنند.!! اما مردها در هنگام اس ام اس دادن پشت فرمون به بدترین رانندگان جهان تبدیل میشند و در انجام کارهای همزمان در منزل ناموفق هستند و .. در صورتیکه وقتی بحث فقط رانندگی و یا فقط آشپزی و یا فقط دیدن یک فیلم مطرح باشه مردان بهتر از زنان میتونند انجامش بدند و درکش کنند چون روش تمرکز دارند ولی در هنگام همزمانی این کارها زنان برترند چون قابلیت انجام کارهای همزمان رو دارند ( هر چند با تمرکز پایین تر )
مثلا فکر کنید نمره ی رانندگی یک خانم 13 هست. وقتی همزمان اس ام اس میده میشه 11 و وقتی همزمان با اون 2 کار با بچش هم صحبت میکنه میشه 9..
اما مرد وقتی فقط رانندگی میکنه نمرش 18 هست ، اگه همزمان اس ام اس بده میشه 11 و اگه همزمان با بچش هم صحبت کنه میشه 8..
اعداد فقط مثال بود که بتونم منظورم رو برسونم و پایه علمی یا آزمایشی نداره.

5- حس جهت یابی
طبق تحقیقاتی که صورت گرفته مردان بصورت ذاتی از حس جهت یابی بهتری برخوردار هستند که مطمئنا" در رانندگی و سردرگم نشدن موثره .

6- درصد عضلات ، بدن قویتر و قد بلند تر
البته این موارد در خودروهای امروزی کاربرد چندانی نداره چون به کمک سیستم های هیدرولیکی و برقی ادوات بسیار نرم و روان هستند و نیازی به قدرت بدنی زیاد ندارند و پدال ها و صندلی های قابل تنظیم هم تا حد زیادی مشکل کوتاهی قد خانم هارو برطرف کرده اما هنوز مقدار اندکی تاثیر گذاره. ( در خودروهای قدیمی تر یا اسپرت و یا رانندگی در شرایط سخت تاثیر بیشتری داره )


خوب این یک سری دلایل بود که ثابت میکرد به طور ذاتی مردان رانندگان بهتری هستند اما بعد از خواندن این مطلب 2 سوال در ذهن خواننده ایجاد میشه :

سوال اول- اگر زنان بطور ژنتیکی از استعداد رانندگی کمتری برخوردارند پس چرا در دو دهه اخیر اینقدر در این امر پیشرفت داشتند؟!

جواب در 3 نکته نهفته است :

1- دلیل اصلی در پیشرفت خانم ها نیست بلکه در پیشرفت خودرو هاست.! سنسور دنده عقب و دوربین عقب و سنسور جلو و آینه ی کمکی پارک کردن رو برای همه ساده کرده حتی اگه دید سه بعدی ضعیفی داشته باشید، سیستم هیدرولیکی رانندگی رو ساده کرده حتی اگه زور بازو نداشته باشید ، گیرباکس اتوماتیک رانندگی رو راحت کرده حتی اگه تمرکز بالایی نداشته باشید و سیستم های کنترل پایداری و ترمز ای بی اس و ... کار یک راننده ی حرفه ای رو شبیه سازی میکنند ....

2- حس رقابت با مردها.! متاسفانه در جوامع امروزی علیرغم صحبت هایی که در مورد برابری و فمنیسم و ... زده میشه بیش از هر زمانی مرد بودن یک برتری و زن بودن یک حقارت تلقی میشه بخاطر همین کارهای مهمی که زن ها استعداد انجامش رو بهتر از مرد دارند (مثل درک عواطف و احساسات کودکان و در نتیجه تربیت بهتر فرزندان و یا انجام همزمان کارهای منزل و مدیریت اون و ...) کارهایی پست جلوه داده میشه در صورتیکه هر کاری ولو خیلی پیش پا افتاده که مرد توش با استعداد باشه ( مثل پارک دوبل ) بسیار مهم و افتخار آمیز جلوه میکنه و در نتیجه زن ها سعی میکنند از مرد ها کم نیارند.! بخاطر همین حاضرند گاهی با ترس با سرعت رانندگی کنند گاهی (علیرغم میل باطنیشون که ناشی از ظرافت و حس مادری و علاقه بیشتر به امنیته ) ریسک کنند و یا به ظاهر خودشون رو علاقه مند به ماشین و رانندگی نشون بدند.! ( البته در مقدمه گفتم که راننده با استعداد و علاقه مند زن هم زیاد هست و منظورم با اون دسته نیست )


3- با مشغله بسیار زیاد که پیش اومده خانم های زیادی خواسته یا ناخواسته هر روز ساعت هایی رو رانندگی میکنند و به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است. تمرین و تکرار هم به اندازه ی استعداد مهمه . مثلا مردان در بدو تولد از عضلات بیشتری برخوردارند ولی اگه یک مرد بعد از تولد هرگز ورزش نکنه و یک خانم هر روز رو به تمرینات سخت بپردازه میتونه از اون مرد قویتر بشه هرچند شاید نتونه هرگز با قویترین مردان رقابت کنه ولی میتونه از خیلی از مردان پیشی بگیره. در مورد رانندگی هم همینطوره.

سوال دوم – اگر زنان رانندگان ضعیف تری هستند پس چرا آمار تصادفات منجر به مرگ در زنان کمتر از مردان است؟

این جمله رو در یک صفحه ی فمنیستی خوندم که نوشته بود زنان رانندگان بهتری هستند چون طبق آمار نسبت به مردان تصادفات منجر به مرگ و جرح کمتری دارند.!
این صحبت مثل اینه که بگیم کارمندان نسبت به فوتبالیست ها آمادگی جسمانی بهتری دارند چون کارمندان کمتر از فوتبالیست ها مصدوم میشوند.!!!! یا بگیم بچه 8 ساله با معدل ابتدایی 20 از یک دانشجوی دکترا با معدل 16 باهوش تر و عالم تر است.!!!
اگه بگیم خانم ها رانندگانی قانون مند تر یا محتاط تر هستند شاید درست باشه هرچند همین قانون مندی بیش از حد گاهی باعث بروز خطر میشود . مثلا وقتی حق تقدم با خانم هاست اکثرا" بدون توجه به اطراف حرکت میکنند با این طرز فکر که حق تقدم با منه و طبق قانون حق با منه.!!
در کل این آمار هم ربطی به رانندگی بهتر خانم ها نداره چون :
1- اگه نگاهی به جاده های خارج از شهر بندازیم هنوز هم تعداد رانندگان مرد بسیار بیشتر از خانم ها هستند و مسلما" بیشتر تصادفات منجر به جرح و مرگ در جاده ها صورت میگیره و نه در ترافیک شهر ها با سرعت کم .
2- درصد زیادی از تصادفات منجر به مرگ مربوط به موتور سواران است که در کشور ما 100 % راکبین رو مرد ها تشکیل میدهند .
3- ریسک پذیری کمتر خانم ها در زندگی باعث میشه که کمتر خودشون رو در موقعیت خطر قرار بدهند. حالا هر نوع خطری. یکیش همین رانندگی با سرعت بالاست. ریسک پذیری همون طور که از اسمش مشخصه یعنی قرار گرفتن در موقعیتی که شانس موفقیت در اون 100 % نباشه . مردها بطور ذاتی ریسک پذیرتر هستند و در نتیجه با سرعت بالاتر حرکت میکنند و احتمال مرگ و میر در سرعت بالا بسیار بیشتره . ممکنه یک خانم در طول سال 10 بار تصادف کنه ولی حتی ماشینش هم آسیب جدی نبینه ( با سرعت پایین ) ولی یک آقا فقط یک بار تصادف کنه ( با سرعت بالا ) و منجر به حادثه بشه. پس خانم ها قانون مند تر هستند ولی این بدین معنی نیست که دست فرمان بهتری دارند.
4- یک جمله ی معروفی هست که میگوید شناگر های خیلی ماهر بیشتر از افرادی که زیاد شنا بلد نیستند غرق میشوند. دلیلش و ربطش به موضوع کاملا مشخصه.
5- خانم ها بدلیل ظرافتشون و این که معمولا مجبور نیستند حتما رانندگی کنند و معمولا" شغلشون رانندگی نیست و اینکه معمولا حاضر نیستند به هر قیمتی با هر خودرویی رانندگی کنند و بدلیل اطلاعات و توان فنی کمتر از ماشین های قدیمی و خراب فراری هستند معمولا با ماشین های مدرن تر و سالم رانندگی میکنند و اگه نگاهی به پیکان ها و یا ماشین های با عمر بالای 20 سال بندازید متوجه میشید که نسبت مردان به زنان در این خودروهای نا امن و قدیمی بسیار بیشتره و خود این هم میتونه به افزایش این آمار کمک کنه.

امیدوارم با نوشتن این مقاله کسی رو ناراحت نکرده باشم. از همه دوستان که وقت گذاشتند و پر چونگی من رو تحمل کردند متشکرم.


نظرات()   
   

بزرگترین دستاورد متضاد فمنیسم با اسلام ، بالا بردن سن ازدواج است. همین یک امر کافی است که آن را محکوم کرد. اما امروزه در جاهایی از قول اسلام شنیده می شود که ازدواج در سن پایین ظلم به دختران است. بسیار تامل انگیز است که چگونه مطالب بنیادین در اسلام واژگون شده و تغییر موضع 180 درجه ای به خود می دهند. متاسفانه امروزه خودارضایی در میان جوانان (حالا از فساد و ... صرف نظر شود) بسیار رواج یافته و این کار خود سر منشاء تمام انحرافات جنسی و توهم گرایی است. در این متن به عوارض طلاق و ... که بارها در این وبسایت بدان پرداخته شده اشاره ای نمی شود بلکه تنها از همین بعد بالا رفتن سن ازدواج که نگریسته شود ، معضلات آن کاملا مشهود خواهد بود. از قضا بالا رفتن سن ازدواج ظلم به دختران است و همین امر را قرآن نیز تایید می کند  اما منافقین در صدد هستند تا حقیقت را به نادرست تبدیل کرده و باطل را شبیه به حقق کنند.

بعضی از تعابیر در مورد حجاب که امروزه رایج است جای تامل دارد که چگونه این مفاهیم واژگون شده اند. تعبیری که حجاب را راهی برای اختلاط مداوم زنان با مردان معرفی می کند و اصلا هدف حجاب را همین امر می داند. درست است که حجاب برای رویارویی با جنس مخالف است ، اما فراموش نشود این رویارویی به معنای حضور مداوم در کنار همدیگر نیست. مگر این نیست که مردی برای دفعه اول که می خواهد ازدواج کند ممکن است زنی را ببینید و از وی خواستگاری کند. با استدلال مطرح شده حجاب باید این تمایل را از مرد بگیرد و هیچ زن محجبه ای خواستگار نداشته باشد!!!! همین تمایل ممکن است برای مرد متاهل و یا زن متاهل نیز رخ دهد. از بزرگترین معضلات اختلاط ، شکسته شدن حریم بین زن و مرد است. و اصلا برای همین است که حجب و حیای دیروز در میان زنان و مردان امروزی مرده است.

این واژگون سازی ها تماما زیرکانه و اگاهانه صورت می گیرد و احوال مسلمانان را مانند قوم بنی اسراییل که در غیاب حضرت موسی  گوساله طلایی را می پرستیند می کند و به همین دلیل است که میگویند وقتی امام زمان بیاید همه فکر میکنند دین جدیدی آورده است.

حضرت فاطمه (س) فرموده اند: بهترین زنان زنی است که نه او هیچ نا محرمی را ببیند و نه هیچ نا محرمی او را ببیند .

حال اگر این حدیث را با توجیه بالا مقایسه کنید خواهید فهمید که چه دروغ بزرگی نهادینه سازی شده و زنان داشتن حجاب را توجیهی برای رابطه و دیدن مردان مختلف در شرایطی میکنند که هیچ ضرورتی برای آن مترتب نیست. 


نظرات()   
   

امروزه بعضی ها معتقدند منع حضور اجتماعی زنها به معنی از دست رفتن 50 درصد از ظرفیت و استعدادهای جامعه است!

در متن محاوره ای زیر با دید منطقی به این دروغ و دسیسه آشکار پاسخ داده شده است.

**********

اگر حساب زنهای بی سرپرست و بدسرپرست رو جدا کنید. حساب اون 50 درصد زنها رو از نوابغشون و اون شغل هایی که حتما لازمه زن توش شاغل باشه مثل مامایی و غیره رو هم جدا کنید. فوقش 1 درصدشون نابغه هستن. 49 درصد دیگه که نیستن!

بعضی ها معتقدند کار کردن زنها در اروپا بعد از رنسانس هست که سبب پیشرفت اروپا شده!

اما اگر کسی اروپا رفته باشه می بینه خیلی از این محصولات اروپایی رو خود اروپایی ها مصرف نمی کنن! خودشون محرومند. صبح تا شب سگ دو میزنن باز هم در زندگی پیشرفت ندارن!

تمام پیشرفتی که اونها ازش حرف میزنن یک سری عدد و رقم هست که رشد سرمایه یک مشت سرمایه دار هست که بخاطر استثمار نیروی ارزان قیمت و قابل سوء استفاده زنان و پایین آوردن دستمزد و استخدام مردان بوجود آمده!

در واقع اون پیشرفت چیزی به جز پیشرفت در  بزرگ تر شدن شکم یک مشت سرمایه دار یهودی و صهیون نبوده!

بعضی ها هم میگن تخصص میگیریم و میشیم مدیر و مهندس و وزیر و احیانا رئیس جمهور!

خیلی خوب بیاید منطقی فکر کنیم. کلا چند درصد جامعه میتونن وارد این عرصه ها بشن؟

فوقش بیست درصد. بقیه هم میشن کارگر زحمت کش و بیکار. این یک امر بدیهیه! بنابراین در ایده آل ترین حالت ممکن از این بیست درصد 10 درصدش هم به زنها برسه، یعنی نصف،پس  بقیه باید کاگر و یا بیکار بشن!

البته این خیلی ایده آل هست چون در اروپا و غرب  که اینقدر دم از حقوق زن میزنن باز هم نصف فرصت های مدیریتی به زنها نرسیده و نخواهد رسید و بیشتر زنها کارگر هستند.

پس بهتره بیخودی با چیزهای مسخره ای مثل حذف تفکیک جنسیتی و حذف سهمیه بندی جنسیتی و تشویق دخترها به کار و تحصیل و وعده های الکی اونها رو گول نزنیم تا جیب دانشگاه آزاد و موسسات آموزشی غیر انتفاعی و کلاس کنکور ها رو پر کنیم.بهتره بهشون حقیقت رو بگیم!

اسلام عزیز ما اقتصادی ترین راه رو معرفی کرده. مرد کار میکنه! زن نفقه میگیره و از دستاوردهای مرد امانت داری میکنه  و به جای شکم ثروتمندان بچه ها رو بزرگ می کنه تا زندگیشون به پیش بره!

اما وقتی زنها بیرون میان و میخوان آقای خودشون بشن، بخاطر آسیب پذیری باید دولت کلی بودجه برای امنیت زنها خرج کنه! این اصلا اقتصادی نیست. در اروپا و غرب چون قدرت دست سرمایه دارهاست دولت بودجه این زور اضافی و این هزینه تامین امنیت زنها و جبران رشد منفی جمعیت رو برای بیرون کشیدنشون از خونه از مالیات هایی که از خود مردم میگیره بدست میاره و سودش میره تو جیب ثروتمندها! چون عملا هیچ کس به جز اونها از این ماجرا سودی نمیبره! یعنی داره از خود مردم پول میگیره! پول حقوق های کمی که با کار و تلاش بسیار بدست آوردن و برای ثرومتمندان کار کردند! یعنی مردم رو به اسم آزادی های زنان و برابری زن و مرد گول میزنه!

در واقع هم سرمایه وجودی زن از خونه و خانواده  گرفته شده، هم هزینه تامین امنیتش سوای ناموفق بودن تامین امنیتش از جیب خود مردم گرفته شده و هم تمام این سود یک راست به جیب ثروتمندها رفته!

توانمندی باید در جهت احیای بشریت باشه! در غیر این صورت مفهومی نداره!
وقتی حضور زنها سبب افول اخلاقی میشه! وقتی رشد منفی جمعیت میاره! وقتی زنها بخاطر کار و قدرت یافتن بچه نمیارن یا سقطش می کنن! وقتی کودکی مادرش رو از صبح تا شب که برمیگرده نمی بینه! وقتی یک مرد خسته میرسه خونه قیافه خسته زن خودش رو می بینه! این یعنی این زن به معنای واقعی از بروز استعداد واقعی خودش که زندگی داری و شوهر داری و تحویل یک مرد مقتدر و با نشاط به جامعست محروم شده! یعنی جامعه از تولد یک انسان سالمی که از دل اون زن بیرون میاد و میتونه باعث پیشرفت جامعه و کشور بشه و یک نابغه بشه محروم شده!

می دونید امروزه چقدر نابغه سقط میشن؟ چقدر نابغه بخاطر طلاق اصلا متولد نمیشن؟ چقدر نابغه بخاطر کمبود عاطفی از نبود مادر و زن و حتی بیکاری که یک زن جاشونو گرفته دارن معتاد و مریض میشن و از دست میزن؟
وقتی خانواده از نشاط می افته! می بینی مضراتش از منافعش بیشتر بوده!
بعلاوه زنها کاری رو اضافه تر از مردها انجام نمیدن! ضمنا خلاء اونها در خانه احساس میشه بنابراین پایگاه خانه و خانواده سست میشه!
ای خانمی که حرص کار و تحصیل افراطی و حضور اجتماعی رو میزنی ، همون بچه ای که تو واسه کارکردن و اثبات خودت تنهاش گذاشتی یا بردیش به مهد کودک ،فردا که بزرگ شد میبردت خانه سالمندان! یا اینکه میره پی کار خودش و تو مجبور میشی مثل پیر زنها و پیرمردهای اروپایی با یک سگ در بغل اشک بریزی و روزی صد بار به خودت لعنت بفرستی که ایکاش فرزندانی داشتم! ای کاش دور و برم پر از نوه و بچه بود! ای کاش جای این سگ الان نوه ام توی بغلم بود!ای کاش سالهای طراوت و جوانی خودمو خرج شوهر و زندگی میکردم و از جوانمیون لذت می بردیم. ای کاش اون ناز و عشوه ها رو برای شوهرم میکردم نه همکارها و رئیسم، ای کاش به جای کنج سالمندان الان توی خونه پیش دخترم و یا عروس و نوه هام بودم! نه اینکه دخترم خودشم وقت برای خودش نداره! چون باید بره بیرون توانمندی هاش رو اثبات کنه!
صد سال سیاه لازم نکرده توانمندی خودش رو اثبات کنه! توانمندی که مردها رو بیکار کنه! دل ها رو بشکونه! و جلوی خلاقیت و توانمندی بقیه رو بگیره و یک نسل عقده ای بوجود بیاره که قطعا این نسل کمبود دار و عقده ای فاقد کارامدی لازم خواهند بود!


نظرات()   
   

اگر کمی به دور و اطرافمان نگاه کنیم و تیترهای سایت های تحلیلی و خبری را بخوانیم یا درمیان تیتر های روزنامه های جناح های مختلف سیاسی نگاهی بیندازیم می بینیم هر روز و هر هفته یکی دو فعال حقوق زن به سیاهنمایی جو موجود و دعوت زنان دیگر به سلیطگی همچون خودشان می پردازند و حتی  زنان را به تصدی پست های سنگین مانند شهردار،استاندار و حتی وزرات و ریاست جمهوری دعوت می کنند.
این زنان که اغلب در پست های تمام وقت و یا سنگین در حال فعالیت هستند در حالی  که خودشان در پست و مقام و بی قیدی کامل به سر می برند هیچ گونه اطاعت پذیری ازشوهر ندارند و در حالی که چادر بر سر کشیده اند و با این کارشان اسلام را به گند کشیده اند به مسلم ترین اعتقاد یک زن مسلمان که همانا پرهیز از سلیطگی و راضی نگاه داشتن شوهر است به هیچ عنوان اعتقاد ندارند ونه تنها خودشان به بهانه های واهی از آن سر باز می زنند بلکه به طرق مختلف زنان را به کارهای مشابه خودشان دعوت می کنند.
اکثر آنها یا شوهری بالای سرشان نیست و یا طلاق گرفته اند و یا در زندگی اصلا کاری به شوهرشان ندارند و زن و شوهر هر کدام سوی کارخودشان هستند. این ها صرفا به دلیل حفظ آبرو از نمایش وضعیت اسفبار زندگی شخصی اشان ابا می کنند و سعی می کنند حتی با رسانه ای سازی و اجرای شوهای سیاسی زندگی خودشان را بسیار ایده آل نشان دهند تا زنان دیگر ازآنها الگو برداری کنند و ننگ و سیاهی در جامعه فراگیر شود.
بعضی از آنها ممکن است همسران اشخاص سیاسی باشند مانند همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری یا نماینده مجلس و برخی از هنرمندان زن . البته این نکته را اینجا اضافه می کنم بعضی از این افراد این گونه هستند نه همه آنها و خدای نکرده امیدوارم بیان این موضوع حمل بر توهین بر تمام این افراد نگردد. تصور کنید اگر همه زنان جامعه و یا اکثریت آنها می خواستند به این کارهای سنگین  و تمام وقت که نابود کننده زیبایی ها و  لطافت های زنانه است مشغول شوند چقدر زندگی ها باید زشت و ترسناک می شد و چقدر زندگی ها ازهم می پاشید! کما اینکه در زندگی بسیاری از افراد نامبرده بنا به دلیل وقت نداشتن برای وظایف خانوادگی و بی توجهی و بی قیدی نسبت به خانواده و عدم پایبندی به مسایل اخلاقی بنا به اقتضای فرقه ای که برای تصدی این کارها باید عضو آن شوند طلاق و ازدواج های قاطی پاتی و ازدواج مصلحتی زیاد است و تنها چیزی که وجود ندارد عشق است.
اما متاسفانه اینها چون تریبون ها و رسانه ها و سازندگان هنری را در اختیار و نفوذ خود دارند اغلب سعی می کنند با ساختن برنامه های دروغین ویا مصاحبه های مطبوعاتی یک واقعیت را معکوس نشان دهند و بر عکس سعی می کنند با موفق نشان دادن زندگی هایشان یک الگو سازی غلط برای افراد جامعه بوجود آورند.
نمونه های زیادی در دنیا برای آن وجود دارد. مثلا مصاحبه هایی که با برخی فعالان حقوق زن انجام می دهند و یا مثلا وزیر دفاع جدید آلمان که نشریات فمینیست گرای داخلی به خوبی آن را پوشش دادند در حالی که عکس هایی از او را نشان می دادند که چندین فرزند داشت و در کنار آنها لبخند می زد و در اثر کار و فعالیت زیاد توانسته بود تا به این پست برسد!
اما آیا مرحله به مرحله زندگی خشک و بی روح اینها را هم نشان می دهد؟ فساد های اخلاقی آنها،دوری از شوهر و فرزندان و اختلافات خانوادگی و آنچه در دل شوهر بیچاره اش می گذرد را هم نشان می دهند؟
آیا همه زنهای جامعه آنقدر پول دارند بدهند تا برای بچه ها دایه بگیرند و خودشان هم برای رسیدن به پست و مقام با مردان دیگر لاس بزنند و همخوابی کنند؟
اینکه زنانی مثل مرکل و اشتون در اروپا  و غرب بر افراشته می شوند تا مایه شوی سیاسی و نیزنگ برای خاورمیانه باشند و این دست نشانده ها از خود قدرت و جسارت تصمیم گیری ندارند و مردانی تصمیم ساز هستند و اینها همه نمایش است چیزی نیست که بر مردم دنیا پوشیده باشد. چیزی که نگران کننده و ناراحت کننده است بازی خوردن وفریب دیدن زنان سیاسی کشور ما تحت لقای فعالان حقوق زن است و این است که دقیقا همین الگوهای لیبرال ساخته غرب را در چشم زنان ما بزک و دوزک می کنند!
اینها در نقاط مختلف جهان برای نابودی نسل انسانها وتسلط بر مردم جهان از فمینیست ها حمایت می کنند و تازه برای همدیگر  سوژه خبری جور می کنند (مثل وزیر دفاع جدید آلمان که یک زن بود) و حتی به همدیگر کادو هم می دهند مثل آن بنیادی که جایزه بانوی محیط زیست را به معصومه ابتکار داد که از کره جنوبی بود. البته این جایزه برای حفاظت این زن از محیط زیست نبود زیرا که ناتوانی و کم توجهی ایشان به محیط زیست دیگر بر همه ثابت شده است.
همان طور که می دانیم کره جنوبی در تسلط کامل اسرائیل و سیسیتم لیبرال و سرمایه داری آمریکاست و کره شمالی در تسط روسیه است.
این بنیاد که به معصومه ابتکار جایزه داد برای محیط زیست این جایزه را نداد بلکه بیشتر برای خاطر اعمال فمینیستی و ضد خانواده مثل تشکیل مراکز مردم نهاد با گسترش فرهنگ ضد مرد وضد خانواده و شراکت در نوشتن کتاب فمینیستی بین المللی که در خصوص به قدرت رسیدن زنان بوده و یکی از نویسندگان این کتاب در جمع برترین فمینیست های دنیا معصومه ابتکار بوده است!
همان طور که گفتیم از اهداف سازمان ملل و حقوق بشر و شعار برابری فرصت ها برای زن و مرد که مطرح می شود شیوع فمینیسم و نابودی خانواده است.
اینها حتی شعورشان نمی رسد که پست های سنگین و کارهای تمام وقت یک وظیفه است نه یک حق. اما اینها عدم تصدی این پست ها توسط زنان را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. عدم اشتغال را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. در حالی که اشتغال یک وظیفه است نه یک حق. مرد اشتغال را برای تامین معاش خانواده می خواهد اما یک زن برای چه می خواهد؟ اگر ما زنان بی سرپرست را و یا زنانی را که شوهرشان در تامین معیشت خانواده دچار مشکل هستند جدا کنیم واقعا باقی زنان اشتغال را برای چه می خواهند در حالی که این همه پسر بیکار داریم که اشتغال وظیفه آنهاست؟ حتی اگر آن دسته از زنانی که درآمد شوهرشان پایین است قانع باشند به جای آنها می تواند یک مرد استخدام شود تا از انجام وظیفه مردانه اش بازنماند و از حجم بیکاری کاسته شود. یک پسر مجرد اگر شاغل شود مطمئنا ازدواج می کند. اما می بینیم سیل زنان در بازار کار دولتی و خصوصی هم سطح درآمد مردان را کاهش داده است و هم باعث بیکاری بیشتر مردان شده است و هم ازدواج را کاهش و طلاق را افزایش داده است!
بیایید از بحث خارج نشویم. بحث اصلی دعوت فمینیست ها از زنان برای تصدی پست های مدیریتی توسط زنان بود که اساسا با عقل و شرع در تضاد است.
برای اثبات این موضوع بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند هیچ زنی را به پیامبری مبعوث نکرد؟ آیا می توان گفت که خداوند با این کار در حق زنان تبعیض قائل شده است و حقوق زنان را ضایع کرده است؟
چرا هیچ امامی از میان زنان انتخاب نشد؟
خود فمینیست های اسلامی خدیجه و عایشه را از زنان باهوش و توانمند می دانند. هر چند میان این دو زن و درجات الهی آنها تفاوت از زمین تا آسمان است. اما لطفا به این سوال پاسخ دهید که چرا پیامبر در میان مسئولینی که منصوب کردند از ایشان استفاده نکردند؟
چرا مولا علی (ع) در زمان خلافت از هیچ زنی برای تصدی پست های مختلف استفاده نکردند؟ در حالی که  تغییراتی که ایشان ایجاد کردند مخالفان زیادی را بر علیه ایشان برانگیخت؟ بنابر این ایشان از بابت مخافت ها و جو موجود هیچ هراسی نداشتند و کارهایی را کردند که به مراتب در جو آن زمان سخت تر از به قدرت رساندن زنان بود.
هیچ امامی زنان را به تحصیلات زیاد و مدیریت  و زمامداری امور دعوت نکرد.
فمینیست های ایران برای رد این نظریات از بهانه مدرنیته و زمان استفاده می کنند و می گویند شرایط آن زمان مساعد این امر نبوده است در حالی که در زمان جاهلیت هم زنانی مثل خدیجه بودند که تجارت می کردند و حتی دارای مقام هایی بودند.
حتی در ایران باستان هم زنانی بودند که برای مدت کوتاهی زمام هایی را به دست گرفتند و مقام هایی را کسب کردند. پس به راحتی این نظریه که این مورد به زمان نسبت داده شود رد می شود.
لذا اگر مدل قدرتمند شدن زنان پدیده موفق و قابل ادامه ای بود توسط پیشوایان ما توصیه می شد و یا حتی نمونه ای از آن پیدا می کردیم و ادامه پیدا می کرد. پس وقتی ادامه پیدا نکرد و توصیه هم نشد نشان می دهد بعنوان حق مطرح شدن آن انحراف و بدعت است.
اما در واقع اسلام آمد و زن را از این کارها معاف کرد و تامین معیشت خانواده را به گردن مرد نهاد و طبق آیه 34 سوره نساء مردان را سرپرست زنان قرار داد. تا زن بتواند در محیط امنی که مرد از طریق انجام وظیفه اش( مراقبت از زن و اشتغال) بوجود می آورد، به تربیت نسل سالم مشغول شود و شوهر خسته اش را التیام روحی و آرامش بدهد و همزیستی اسلامی برای دوام و بقای خانواده با مشکل مواجه نشود.
کما اینکه در قرآن در سوره یوسف و نحل و سوره واقعه  بیان شده که ما پیامبران را از میان مردان انتخاب کردیم. از چند نفر از مراجع هم در خصوص اینکه چرا از میان زنان پیامبری انتخاب نشد سوال شد و پاسخ این بود که خداوند نمی خواست مسئولیت سنگین بر دوش زنان بیفتد . لذا با همین تعبیر دادن پست های سیاسی به زنان به دلیل سنگینی مسئولیت و عدم تناسب با روحیه لطیف و ظریف زنانه کاری نادرست است.
چندین بار در سایت های زنان چشمم به اظهارات شهیندخت مولاوردی معاون زنان ریاست جمهوری و چند تن از فعالان حقوق زن خورد که از امام چیزهایی را نقل می کردند که امام در اوایل انقلاب چندین ماموریت به زنان مختلفی داد و آنها را به پست هایی منصوب کرد. در پاسخ دندان شکن به این اظهارات باید گفت اولا این به صورت حکم حکومتی و مصلحت آن زمان بوده و به تعداد انگشت شمار بوده و برای مقاطع زمانی محدود و نه روندی ادامه دار. اینها طوری این مسایل را عنوان می کنند که هر کس ندادند فکر می کند امام تمام کابینه و نظام را پر از زنان کرده بود! که امروز اینها توقع دارند همه جا از زنان پر شود و اصلا به عاقبت ننگین این خواسته شان فکر نمی کنند.در ثانی اگر این طور که اینها سیاهنمایی میکنند که زنان محدودیت دارند چطور خودشان سر و کله شان درچنین پستی پیدا شده تا خیلی راحت با فرهنگ سازی های مخربشان زندگی مردم بیچاره را به آتش بکشند و نگاه جنسیتی داشته باشند؟ و خیلی راحت در فیسبوک و سایت های زنان و از بودجه های بیت المال استفاده کنند  تا اظهارات شخصی و ضد دین و ضد فرهنگ اصیل ایرانی را بیان کنند و هیچ کس با آنها کاری نداشته باشد؟ و آزادانه به بیان مخرباتشان بپردازند؟

مرکز زنان ریاست جمهوری بنای بدی بودکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گذاشته شد و در زمان آقای احمدی نژاد بدتر اندر بدتر شد و به معاونت تبدیل شد و ای کاش آقای روحانی ریشه آن را می زد و با این کار خدمتی ارزنده به خانواده ایرانی اسلامی و میهن عزیزمان انجام می داد و خانواده و کشور را از نابودی حتمی نجات می داد.
مقام معظم رهبری هم در جمع بانوان فرهیخته در سال گذشته عنوان کردند" نباید به تعداد بالای مسئولین زن افتخار کرد و نباید رسیدن زنان به قدرت را افتخار دانست که این خوب نیست و انفعال در مقابل غرب است."
پس بنابر این دیگر جایی برای یاوه گویی های فعالان حقوق زن در این زمینه باقی نمی ماند


نظرات()   
   

امروزه برای کسی پنهان نیست که حضور زنان پا به پای مردان در جامعه نوعی خدمت قلمداد می شود. اما در این حوزه استدلال هایی مطرح می شود که سرشار از تضاد و تناقض است. در این مقاله تضاد ها و تناقض ها نمایش داده می شود و نیز تضاد با حرفهای علمای اخیر نیز مورد بررسی قرار می گیرد.

استدلالهای دارای تناقض به صورتهای زیر است.
1- حجاب: اکثرا حجاب را عمالی برای حضور زن در اجتماع بیان می کنند اما در این حوزه تضادهای اساسی است. اولا حجاب امری واجب است و تنها منحصر به محیط اجتماع نیست و هر زن مسلمان موظف به حفظ آن بدون هیچ منتی است. دوما این که در محیط های کار ، تمایلاتی بین مردان و زنان ایجاد می شود ، آیا با حجاب این تمایلات منتفی است؟ به عنوان مثال در ایران اگر مردی زن محجبه ای را ببیند دیگر به وی نمی تواند تمایل پیدا کند ؟ اگر این چنین باشد پس این زنان نباید خواستگار داشته باشند و هر زنی که خواستگاری دارد در واقع زمانی خواستگار پیدا کرده که بی حجاب جلوی آن خواستگار ظاهر شده است!!!!

همانطور که از وضعیت ادارات و گزارش های مربوط به آن پیداست ، بسیاری از فروپاشی خانواده ها سر تمایلاتی است که بین زنان و مردان در محیط کار ایجاد می شود و در محیط های کار هم که شرایط پوشش گونه ای است که مطابق با استدلال ذکر شده  نباید مشکلی پیش آید اما چرا فرو پاشی خانواده پیش می آید؟ به همان دلیل که ممکن است یک مرد خواستگار یک زن محجبه شود.

2- خدمت به جامعه: از دیگر دلایل حضور زن در اجتماع خدمت به جامعه است. در جامعه ای که کمبود شدید مشاغل برای مردان دارد ، اشغال شدن مشاغل توسط زنان چه خدمتی در پی دارد؟ هر چند این مطلب درست است که در برخی مشاغل بیمارستانی و آموزش و پرورشی به زنان نیاز است اما وضعیت اشتغال زنان امروز خیلی فراتر از این حد هاست به گونه ای که مردان را که باید مسئول خانواده و جامعه باشند را به حاشیه برده است. به ویژه اینکه بسیاری از زنان با توجه به ساعات کار زیادشان چنان در آن غرق شدند که از بچه های خود و خانواده خود و همسر خود بازمانده اند که خیانت به خانواده و در نهایت خیانت به جامعه است.

3- در طول تاریخ فر صت نبود: استدلال دیگری برای عدم حضور زنان در تاریخ اسلام بیان می شود که عبارت است از ، فراهم نبودن فرهنگ و جو جامعه در زمان صدر اسلام و بعد از اسلام برای حضور زنان. این استدلال پر ایراد ترین و خطرناک ترین این استدلال هاست زیرا در صدد تحریف و بدعت گذاری  همراه با توجیه است. از آنجایی که خداوند نیازمند این نیست که بشر به وی ایمان آورد ، لذا نیازی ندارد که مطابق با فرهنگ جامعه ای برخی مسائل را تعویض کند. در واقع خدایی که مردم را یک شبه از بت پپرستی به خداپرستی دعوت کرد خود نشان دهنده عدم ملاحظه خداوند به سنت مردم یک جامعه است.
طبق این استدلال در واقع می بایست خداوند و جهان اسلام منتظر تمدن غرب و لیبرالیسم می ماندند تا بتوانند تازه خود را مطرح کنند!!!! و بگویند که ما هم همان گونه فکر می کردیم.

در واقع تمام استدلال های مطرح شده با توجه به تازگی اش ، و نیز با توجه به تضاد با سخنان علما در گذشته بسیار نزدیک نه تنها قابل اعتماد نیست ، بلکه سیر عظیمی از تضاد ها و تناقض ها در خود این استدلال ها پیدا می شود. در تمام این استدلال ها یک زن موفق مسلمان  زنی پشت میز نشین و رییس و ... معرفی می شود و در تمامی آنها ، خانه داری و بچه داری و همسرداری ننگ قلمداد می شود و برای همین باری حضور زنان در اجتماع واژه پیشرفت را به کار می برند. اما از آنجایی که اسلام دینی است که پیامبر آن دست پینه بسته را بوسه می زد و نه دست رییس و ... را ، و نیز دینی است که زن صدر اسلام آن و الگوی تمامی زنان آن دستش در اثر خانه داری پینه می بست ، نه تنها نمی تواند سازگاری با این استدلالهایی که بر مبنای لیبرالیسم و ایسم های و غربی است داشته باشد ، بلکه متضاد با آن است. استدلالهایی که از دین تهی مغز نشئت می گیرد و در صدد تهی کردن دین از معنا و پوشاندن آن با ظاهری مکر آمیز و فریبنده و دروغین است.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 26 اسفند 1392
نظرات()   
   
دوشنبه 26 اسفند 1392  07:25

راهکار اصلی مبارزه با فمنیسم ازدواج با دختران در سنین پایین تر است. زیرا دختران هر چه سنشان بالاتر رود و بیشتر به جامعه روند هم بیشتر حالت مردانه به خود می گیرند و نیز توقعشان نیز برای ازدواج بالاتر می رود و نیز زیر فشار تجرد و جامعه و مشغله هایی که برای خود جهت گذران زندگی انتخاب کردند جذابیت زنانه خود را از دست می دهند.

دختران مجرد در سنین بالا خودبخود تمایلات فمنیستی پیدا می کنند و دلیلش یک اصل کلی روانشناسی است. هر انسانی به هر چیزی که نرسد آن را برای خود بد می کند. بسیاری از دختران در سنین بالا که مجرد هستند و از مردان بد می گویند برای این است که عدم وجود مرد در زندگی شان را برای خود توجیه کنند و تمایل دارند دختران کوچکتر از خود را نیز از ازدواج منصرف کنند. به همین منظور خیلی از ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود و ... استقبال می کنند و علیرغم این که این کار نه با علم میخواند و نه با منطق ، زیرا هم زن خیلی زود جوانی اش را از دست می دهد و هم اینکه زن رودتر بالغ شده و نیازش نیز زودتر باید پاسخ داده شود.

شعارهایی که از برخی دختران مجرد سن بالا که به اجبار فمنیست شدند شامل موارد زیر است:

1- زن آن چیزی نیست که مرد بخواهد. چرا مردان برای ما زنان تصمیم بگیرند؟

خوب شعار بالا دلیل منفور بودن هر چه بیشتر این دختران می شوند زیرا خود را به شکلی در می اورند که منفور باشند و برای توجیه کردن خود شعار بالا را به کار می برند. تناقض اصلی این شعار از اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. انسان موجودی اجتماعی است و نظر سایر افراد در اجتماع بسیار مهم است. این که ما کار می کنیم و یا حتی لباس می پوشیم برای دیگران است و اگر هر انسانی تنها در زمین بود خود کشی می کرد. بخصوص جنس مخالف خیلی برای ادامه زندگی مهم است و نقش اساسی دارد در جهت گیری زندگی ما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر هر زنی هر گونه که خواست باشد در مقابل که از سوی جنس مخالف ترد شد دیگر نمی تواند مسیر قبلی خود را ادامه دهد و نظر و تصمیم جنس مخالف خودبخود در زندگی انسان وارد می شود . نمیشود جلوی آن را گرفت.

2- استقلال و آزادی داریم.

این هم تنها ظاهرش می تواند زیبا باشد. زیرا تنهایی انگیزه بسیاری از کارها را از انسان می گیرد و در واقع تنهایی نقش موثری در سلب آزادی و استقلال انسان دارد. وقتی تحت تاثیر تنهایی ، انسان انگیزه جدی در زندگی خود ندارد ، خیلی از اهدافی را که ظاهرا به دنبال آنهاست نیز نهایتا به پوچی می رسند. و از طرفی بسیاری از این اهداف تنها در ذهن حصول به آنها زیباست و وقتی در عمل مهیا شوند هرگز نمی توانند جای ارضا شدن نیاز های فطری انسان را بگیرند.

3- مردان امروز مرد نیستند

این استدلال تا حدی درست است اما دلیلش چیست؟ چه عاملی نمی گذارد که مردان مرد باشند؟ چرا مردان دیروز مرد می شدند و امروز نمی شوند؟ دلیلش واضح است. این هم جهت گیری زندگی مردان تحت اثر جنس مخالف است. همانطور که گفته شد نظرات و تصمیم جنس مخالف ناخودآگاه در زندگی انسان اثر دارد و این امر برای موثر بودن زنان در مردان نیز صدق می کند.وقتی زنان امروز به مردان فرصت نمی دهند و می خواهند خود همه کاره باشند مشخص است که چنین می شود. اصولا در سیستم برابری نه مرد می تواند مرد باشد و نه زن می تواند زن باشد و فرصت مردانگی مشخص است از مردان گرفته می شود.

خیلی از دختران در سنین پایین که ازدواج کنند به ماهیت واقعی خودشان پی برده و کمتر جذب فمنیسم و یا رقابت با مردان می شوند.

اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلطی که در جامعه جا افتاده خیلی اوقات پسر معادل دختر در نظر گرفته می شود. یعنی از دختر نیز توقع شغل و ... می رود که بیشتر از سوی والدین این حرفها مطرح می شود زیرا پسران خود کمتر به این مسائل اهمیت می دهند و خود عامل اصلی بالا بردن سن ازدواج دختران است.

باید دانست که تمام توقعات کاذب از دختران که اسلام هیچکدام از این توقعات را برای دختران نگذاشته ، سبب شده ازدواج در سنین بالاتر صورت گیرد و نتیجه ای جز طلاق و تجرد و فساد نداشته است. با این کار فرصت تجربه زنانگی زن در بهترین دوران زندگی وی گرفته می شود و مرد هم می بایست با اکراه ازدواج کند و دل خود را به مزیت های پوشالی زن خوش  کند اما خود می داند به نیاز های فطری خود لگد زده است و برای همین خانواده سست شده و طلاق زیاد می شود. البته این مسئله برای زنان هم مطرح است و ازدواج در سن بالا و غرق شدن آنها در خیلی کارها که آنها را از ازدواج و زنانگی دور می کند در واقع لگد زدن به نیاز های روانی و فطری است و این نیازها بعد از تجرد طولانی با یک مرد ارضا نمی شود زیرا خود زن کمی مرد شده است. و دیگر کسی که بتواند او را ارضا نماید وجود ندارد.


پس بنا به دلایل گفته شده زندگی از هر دو سو جذاب نبوده و تحمل یکدیگر سخت می شود و البته خودخواهی نیز جای دگرخواهی را می گیرد. متاسفانه پدر و مادرهای امروزی از ازدواج در سن پایین تر دختران جلوگیری می کنند و خود کاسه داغ تر از آش هستند و برای دختران و پسران خود به طور غلط برنامه ریزی می کنند.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]