تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مقالات

شیطان


بسیاری از مکاتب انحرافی دوران مدرن از جمله فمینیسم، یک گونه تبادل بین نیازهای توهمی و نیازهای حقیقی است و در اصل پیروزی باطل بر حق است. حقیقت از حق می آید. نقطه مقابل حقیقت توهم است و لذا نوهم همان باطل است و هر جا در زندگیتان، اثری از توهم دیدید بدانید که پای باطل در میان بوده است. توهم خود از حرص و ترس نشئت می گیرد و مادر باطل حرص و ترس اند. امروز روز چرا داریم در این وضعیت اسف بار زندگی می کنیم؟ چرا فمینیسم به وجود آمد و عملی شد، زیرا فمینیسم تنها یک ایسم نیست بلکه روش زندگی است که تمام کشورهای جهان، از جمله کشورهای مسلمان را در بر گرفته است. خیلی ها خود را فمینیست نمی نامند اما فمینیستی زندگی می کنند و لذا نام این مکتب مهم نیست بلکه مهم این است که کل افراد جهان دارند با این سیستم زندگی می کنند و رذائل خود را روز به روز بیشتر می پرورانند و نسل بشر را در حال نابود کردن هستند.حتی افرادی که خود را مذهبی می نامند. در گذشته فمینیسم و زن سالاری مثل امروز نبود و طی تغییر و تحولاتی که روز به روز رخ می دهد، این روند در حال به وجود آمدن است. جاهایی که پیشگامان این روندند یعنی غرب، این مسئله زودتر برایشان پیشامد کرد و بعد جوامع شهری کشورهای مسلمان و شرق و بعد روستاهای شرقی و ...، مشخص است روال طوریست که دارد با نیازهای فطری و حقیقی که از حق و عالم حق و خداوند نشئت می گیرند می جنگد. برای این مهم به فعالیتهای روزمره زندگی خودمان نگاه کنیم و نیز به چیزهایی که در حال مصرف کردن آن هستیم. چند روز دقت کنید که به چند چیز نیاز حقیقی داریم و به چند چیز نیاز توهمی؟، به هر چیزی که می خوریم و یا می آشامیم سریع فکر کنیم که آیا من به این نیازمند هستم؟ آیا اجداد من هم با اینها زندگی کردند یا خیر و اگر نکردند چگونه پس زنده ماندند؟ کارهایی که می کنیم را خوب دقت کنیم. آیا این کاری که من می کنم واقعا در چه راستایی است؟ چه نیازی را برطرف می کند؟ آیا در این کار من سود حاصل می شود و یا زیان؟ اگر سود است به چه کسی و چگونه سود می رساند؟ آیا از کارهایی که می کنم لذت می برم؟ چرا به فکر تعطیلی آخر هفته و فرار از کار هستیم، مگر حضرت علی نگفته که بهترین تفریح کار است؟ آیا این کاری که من می کنم همانی است که مقصود امام علی بوده؟ اگر از کار فرار می کنم و دوست دارم تمام شود پس مسلما با سخن امام علی تضاد دارد و مقصود ایشان از کار، با کاری که من می کنم متفاوت است. خوب اصلا کاری که من می کنم چیست؟ با آن کار احساس هویت می کنم؟ این احساس هویت چیست؟ این احساس هویت برای کیست؟ این احساس هویت از جانب نفس اماره من است، زیرا نفس اماره من، مرا به کارهایی می کشاند که منیت خود را پرنگ کنم. پررنگ تر کردن منیت یعنی خودم که مرا از اتصال با غیر قطع می کند. لذا این منیت ها مرا از اتصال با حق و عالم حق دور می کند. انسان از زمان آفرینش خود در حال پرنگ کردن منیت خود است چرا؟ مگر انسانهای اولیه اسم و فامیل داشتند؟ انسانهای زمانهای قدیم که بتوانیم بگوییم زمانهای بعد از انسان اولیه، تنها اشرافشان شجره نامه و شناسنامه ای شبیه به فرم امروزی ما داشتند و مردم عامی نداشتند. اما در دهه های اخیر همه شناسنامه دارند. و امروز مدارک و رزومه ها و ... پس روال پررنگ شدن منیت بسیار مشهود است ( همین روال زندگی قومی و سپس قبیله ای . سپس قومی و سپس زندگی خواهر و برادران در خانه پدری در کنار هم و سپس روابط بین خواهر و برادر و عمو خال و در نهایت خانواده را از هم پاشاند) و چون بشر این روال را با پیشرفت در زندگی دنیایی خود ادامه داده لذا بعید نیست که برای همین مهم به این دنیا نزول پیدا کرده باشد و بعید نیست که شجره ممنوعه آدم و حوا همین بوده باشد. تعاریف مختلفی از شجره ممنوعه شده است. یکی می گوید مقصود نژاد و ... است، یکی می گوید معرفت و ... و مقصود از معرفت، معرفتی است که انسانها روال ان را در تاریخ طی کردند که تنها به پررنگ تر شدن من انجامید. و شجره و نژاد هم که کاملا با منیت گرایی افراطی رابطه مستقیم دارد. در حقیقت این منیت گرایی بسیار با تعاریف مختلف از شجره ارتباط تنگاتنگ دارد و رابط تمام تعاریف از شجره ممنوعه است. فمینیسم مگر غیر از این است که زن می گوید من مادر همسر نیستم، من خودم هستم. خوب مسلما فمینیسم در جریان منیت گرایی افراطی بشر حاصل شده است و همین امر او را مرتب از حق دورتر می کند و نازل می سازد. برای همین بشر هر چه جلوتر می رود، خودخواه تر و نازل تر از لحاظ اخلاقی می شود و البته توهم زده تر. بچه های امروزی را نگاه کنید. این بچه ها از مثلا بچه های دهه شصت و یا پنجاو جهل و سی و ... شناسنامه وار ترند. کاملا روال خودخواهانه در انها مشخص است زیرا در محیطی بزرگ می شوند که تنها به منیت آنها فکر می کند و ان را پرورش می دهد. تمام آموزشها برای پررنگ کردن منیت او هستند. و برای همین نسل به نسل جهانخوار تر می شویم. تمام علوم و آموزشهایی که در تمام موسسات می بینیم برای پررنگ کردن منیت ماست. برای همین آموزشهای امروز ذات پولکی دارند و هر چه بیشتر پول بدهی بیشتر برایت شناسنامه و مدرک و رزومه درست می کنند. این منیت گرایی از جانب نفس اماره انسان است. نفس اماره تشنه هویت خواهی اختصاصی است و از اتصال به عالم حق بیزار است. بشر را به وحشت می اندازد و نیازهای کاذب برای بشر درست می کند و البته چیزهای کاذب نیز برای بشر درست می کند تا بشر به واسطه انها هویت یابد. هویت یافتن به واسطه توهم. امروز روز بسیاری از چیزهایی که می خوریم، اصلا نیاز به آنها نداریم که هیچ بلکه مضر هم هستند اما  نفس ما می گوید بخور. نفس به ما استرس وارد می کند که اگر همرنگ جماعت نشوی رسوا خواهی شد پس مثل آنها باش و از حقیقت فرار کن. بیشتر از حد نیازت بخور، در حین خوردن تجسماتی برای ما به وجود می آورد که اشتهایمان را به طور کاذب بالا ببرد. در زندگیمان تجسماتی را به ما می دهد که ما را از خود راضی می کند. تجسماتی را در ما به وجود می اورد که ما نزد دیگرا فردی مهم، یا زیبا و یا ... هستیم. در صورتی که همگی توهم است. اصلا چرا راه دور برویم، مواد مخدر چیزی جز القای نیاز کاذب با ایجاد استرس و وحشت نیست. خماری یعنی وحشت از این که مواد به تو نرسد نابود می شوی. متاسفانه روال زندگی ما مخدر وار شده است و برای همین فمینیسم چیزی جز اینها را نمی گوید. زن باید خودش باشد نه مادر و همسر، زن باید مهم باشد و برای همین باید وزیر و رییس جمهور بشود که مبادا در مقابل مرد کم نیاورد. نفس اماره زن فمینیست این گونه می گوید: مگر تو زن نیستی؟ خوب اگر زنها مهم باشند تو هم مهم خواهی بود و منیت ات که تمام هویت من نفس اماره است پررنگ تر می شود، لذا برو به نام طرفداری از حقوق زن، زنان را مهم جلوه بده تا خودت مهم جلوه داده بشی. نفس اماره به مرد فمینیست می گوید، مگر تو مرا دوست نداری و نمی پرستی؟ پس زن را باید پرستید، چون زن همان تجلی یافته من است.  لذا زن امروز تجلی نفس اماره مرد شده تا نفس مطمئنه لذا زنی توهمی و دوزخی است.  زن یا حوری بهشی اما نفس مطمئنه مرد است و برای مردی است که تابع نفس اماره خود نیست بلکه با نفس مطمئنه خود ارتباط دارد و خود را به توهم نفروخته است. اگر زنان امروز می خواهند مهم شوند چون طی چند صد سال در اروپا، مردان خواستند با شهرت و پول و استعمار و جهانخواری مهم جلوه کنند و از این طریق توهمی احساس وجود و هویت کنند. حرص و ترس انسان را به منیت اسم گرایی کشاند تا توهم شهرت را برای او رقم بزند. شهرت یعنی باقی ماندن نام در تاریخ، نامی که خود حقیقت ندارد. یعنی هر کسی می تواند چندین نام برای خود بگذارد و با هر کدام از آن نامها در تاریخ معروف شود اما حتی کسی نفهمد که تمام این نامها منسوب به یکنفر بودند. و توهم دیگر نام نیز به این نکته بر می گردد که نام ما تنها برای افراد بعد از ما باقی می ماند و نه قبل از ما. پس انسانهای آخرزمانی که بعد از آنها کسی نیست همان کسانی هستند که نام و نشان توهمی در تاریخ از خود ندارند و یکی از دلایل برتری آنها بر پسیامبران سلفی است. توهم نام خیلی را برانداشته که مثلا بگردند که ذوالقرنینی که در قرآن آمده کورش است یا فلانی ؟ خوب این مطالعه خود نشان دهنده جهل مطلق و نام پرستی است. درست مثل کسانی که قرآن آنها را در پی یافتن تعداد اصحاب کهف، در پی امور بیهوده می خواند. مثلا فرض شود ذوالقرنین همان کورش است که چی؟ ما که نه کوروش را می شناسیم و نه ذوالقرنین را، فرضا بفهمیم که ذوالقرنین کورش بوده، می گوییم، راستی ذوالقرنین همان کورش خودمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  حالا خود کورش کیست؟  خود کوروش را نمی دانیم، کتیبه اش را دیدیم!!!! نام را با نام می خواهیم بشناسیم!!!!، بسیاری از نیازهای کاذب امروزی این سنخی هستند که گفته شد. یعنی از سنخ همان دانستن تعداد اصحاب کهفی است که در قرآن آمده. تمام نام و نام خانوادگی ها، در اصل مشخصات توهمی نفس اماره هستند نه ما، که برای گول زدن خود درست کرده است. بانکهای امروز چه می کنند؟ جز اینکه دنبال راه رو ترس و حرص بنی اسرائیل هستند که ربا را پدید آوردند؟ ترس و حرص آنها نیز توهمی بود. آنها وقتی خداوند روزی آنها را فراهم کرد و زود سیرشان می کرد، دچار ترس و بیزاری القا شده نفس خود از حقیقت و حق شدند. با خود گفتند این حق ما نیست و ما نباید با غذا انقدر زود سیر شویم لذا غذا باید چاشنی و ... داشته باشد و زود سیر نشویم تا در اصل لذت توهمی ببریم. مثل سسی که ما به سالاد می زنیم تا اشتهای کاذب و توهمی در ما ایجاد کند. این سس را چه کسی می سازد؟ کارخانه، کارخانه با کمک که این سس را می سازد؟ به کمک یک متخصص صنایع غذایی و تعدادی کارگر و ... که زنان امروزه با فمینیسم می خواهند جای آن متخصص تغذیه را بگیرند. لذا ریشه توهم فمینیسم همان توهم اشتهایی خود ماست. در اصل توهم، توهم می آورد. متخصص تغذیه کجا تربیت می شود؟ دانشگاه، همان مکانی که دختران آن را پر کردند و به خاطر تحصیل در آن که منیت نفسانی و هویت توهمی نفس اماره آنها را برآورده می سازد، ازدواج را رها می کنند. همه اینها برای تامین نیازهای توهمی و کاذب ماست. لذا ریشه باطل توهماتی است که از خود ما نشئت می گیرد و جلوی خود ما بروز می کند و در نهایت نیاز حقیقی (مثل ازدواج و عدم تشابه زن و مرد و قرار گیری هر یک از زن و مرد درجای خود) را از ما می گیرد و نیاز کاذب را جایگزین آن می کند و ما را به عذاب می اندازد. در واقع هم سس هم ما را بیمار می کند و مثلا به انواع سرطانها و ... که در گذشته نبودند و یا کمیاب بودند، مبتلا می کنند و هم روال زندگی را پر از عذاب می کنند. از عذاب به عذاب، از ترس و حرص نخوردن سس به ترس ابتلا به سرطان. از توهم به توهم، جهنم یک همچنین حالتهایی را دارد که در ان اعمال ما و افکار باطل ما نمایان می شوند.


نظرات()   
   

این مطلب از سایت آثارنامه آورده شده است اما با توجه به طولانی بودن مطلب این سایت، در پست های گوناگون کلیه مطالب این سایت به صورت سریالی مورد نقد قرار می گیرد. امیدوارم بینندگان کلیه استدلالهای رایج را که همگی در این سایت بیان شدند را بخوانند و جواب های قانع کننده تمام مطالب انحرافی را دیده و در تمام مکان ها و موقعیت ها بیان نمایند.

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

در تقویم جمهوری اسلامی ایران ، 20 جمادی الثانی روز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرانقدر نبی مکرم اسلام به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است.
لذا به مناسبت نزدیک شدن به این مناسبت مهم مجله اینترنتی اسرارنامه در سطرهای پیش رو از دیدگاه شخصی خود ، به انجام بررسی و ارائه تحلیلی مختصر از وضعیت زنان ایرانی در طول تاریخ پرداخته است.
در این نوشته وضعیت زنان ایرانی در دوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته و در این میان توجه ویژه ای نیز به وضعیت اجتماعی زنان در دارالمومنین سبزوار ، ریشه فرهنگی خراسان ، معطوف شده است.

چند نکته مطرح شده در این متن:

1- در این میان هر چند هریک از دو گروه مردان و زنان همواره نقش و جایگاه با اهمیت و غیرقابل انکار خود را دارند ، اما زنان تا همین چند دهه قبل شاید در نتیجه وجود فرهنگ دیرینه مردسالاری مطلق در اکثر مناطق جهان ، کمتر فرصت می یافتند که توانمندی های خود را به اثبات برسانند و هرچند همواره از نیروی زنان در همه زمینه های پرورش و تربیت فرزندان ، کارهای اقتصادی ، هنری ، فرهنگی و حتی گاهی اوقات سیاسی و نظامی بهره گرفته می شد ، اما شعور عمومی جامعه کمتر به نقش مهم زنان در پدیدآمدن نظام های حاکم اجتماعی ، واقف بود.

پاسخ: آن چیزی که در این مطلب دیده می شود، توهین به جوامع انسانی در گذشته و غرور و تکبر نسبت به انسانهای امروزی است که اغلب منحرف اند.  اگر واقعا زنان باید به اندازه مردان به قول نویسنده،  توانمند نمایی کنند چرا مسئولیت ها در اسلام برای امرار معاش بر عهده مرد گذاشته شده است؟ چرا در قرآن مطرح نشده که زن و مرد هر دو توامند بوده و هر کدام که توامند تر بود و لایق تر، مسئولیت مالی خانواده و قوامیت خانواده بر عهده اوست؟ مگر قرآن کلام خدا نیست و مگر خدا خود مرد و زن را نیافریده است؟

2-
به طوری که هم اکنون در سرتاسر جهان زنان زیادی را می توان مشاهده کرد که در بسیاری از فعالیت های اجتماعی دوشادوش مردان حضور فعال دارند و البته در کنار آن از وظیفه همسری و مادری خود نیز غافل نشده اند.


به ویژه در یک قرن اخیر در اکثر کشورها ، زنان زیادی به جهان معرفی شدند ، که توانستند در زمینه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی ، هنری ، صنعتی و اقتصادی و حتی سیاسی به بالاترین سطوح ممکن در مملکت خود برسند. مشاهده شمار زیادی از زنان رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ... همه نشان از آن دارد که دیگر نمی توان ، توانمندی و استعدادهای زنان را نادیده گرفت و انکار کرد.

پاسخ: اگر واقعا از مسئولیت همسری و مادری خود غافل نشده اند پس چرا در تمام این کشورها که نویسنده بدان اشاره کرده است در طی اتفاقا همین یک قرن اخیر خانواده فروپاشی شده است؟ زنان می خواهند خود را به کی اثبات کنند؟ این چه تقاضای سخیفی است که مدام در این سایت از آن صحبت شده است؟ تمام خصوصیات انسان از خداست و جایی برای اثبات کس خاصی نیست زیرا هیچ کس هیچ چیز از خود ندارد و این تلاش مذبوحانه اثبات کسی برای دیگری چیزی جز کفر نیست. متاسفانه تمام جنبش حقوق زنان در دوران مدرن به فکر حقوق زنان نیست بلکه تنها برای همین تلاش مذبوحانه است. خدا خودش مسئولیتی را به مردان داده و این مسئولیت تامین امرار معاش خانواده که بر عهده مردان است خود زاینده رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ...شدن است. و اینها همه زیر مجموعه مسئولیت تامین امرار معاش خانواده هستند و به خودی خود ارزشی ندارند و اتفاقا زمانی که این چیزها برای خودش ارزش پیدا کرد (هر چیزی برای خودش) نشان دهنده ظهور جهل در بشر بود. چرا باید این ها ملاک قرار بگیرند و حتی اگر هم قرار بگیرند چه کسی از خدا اگاه تر است که مسئولیت زاینده تمام موارد گفته شده را بر عهده مردان گذاشته است؟ 

3- اما پس از ظهور دین مقدس اسلام که منابع تاریخی فراوان برای پژوهش در دسترس است ، به نظر می رسد با وجود آنکه درچند قرن ابتدایی ظهور این دین آسمانی ، دوره های با شکوهی از رونق و توسعه همه جانبه سرزمین های اسلامی مشاهده شد ، زنان هنوز در اکثر جوامع نتوانسته بودند به نقش و جایگاه شایسته خود دست یابند. حتی امروز هم در بسیاری ازکشورهای اسلامی نقش و توانمندی های زنان در جامعه ناشناخته باقی مانده است.


این ایرادی است که بی شک ریشه آن را نه در ماهیت دین اسلام بلکه باید در اجرای ناصحیح تعالیم این دین آسمانی توسط حکام و سلاطین ناعادلی جستجو کرد که علی رغم ظواهر دینی ، رفتارو کردارشان در عمل نشان می داد و نشان می داد که روح تعالیم اسلام را درنیافته اند و بیشتر تلاش و جدیتشان بر سر جنگ قدرت بود تا بر سر اجرای صحیح تعالیم دینی در سرزمین های تحت فرمان خود.


در واقع با وجود پذیرفته شدن دین اسلام توسط عموم مردم و حضور همیشگی عالمان دینی آگاه و مبارز در اکثر مناطق ، حاکمان فاسد در سلسله های پادشاهی با خفقانی که در جامعه ایجاد می کردند ، مانع از آن می شدند که تعالیم دینی به درستی در میان مردم رواج یابد و اجرا شود.


جهل و کم سوادی توده های مردم نیز علت دیگری بود برای مهجور ماندن بخش های مهمی از تعالیم دین مقدس اسلام از جمله آن بخش هایی که در رابطه با نقش و جایگاه زن در جامعه بود.

پاسخ: نقش زنان در اسلام و قرآن چیست؟ مشابه بودن در تعداد وزیر و پست مدیریتی؟ کجای قرآن این تفکر سخیف را قلمداد می کند و تمام این ها همانطور که در مورد 2 هم گفته شد، با تقسیم وظایف قرآن بین زنان و مردان در تضاد است. از طرفی چرا تقاضا در جهت برابر سازی در پست ها و ... می شود وقتی که اغلب مشاغل سخت و خطرناک بر عهده مردان است و کسی در صدد برابر سازی در این حوزه نیست.(حتی اگر فرض غلط نویسند را بپذیریم)

4- امروز برای عموم زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی ترین سطوح ممکن وجود ندارد حتی حضور دختران و زنان در دانشگاه ها از مردان بیشتر شده است .


در ایران امروز اکثر زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن بسیار پایین و در عالم بی خبری با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند.


امروز زنان ایرانی به راحتی از حقوقی نظیر حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی برخوردارند.


در ایران زنان همچنین در برخی رشته های ورزشی حضور فعال دارند و نیز حق رانندگی اتومبیل برای زنان کاملاً پذیرفته شده است . علاوه برآن برای حضور زنان به شرط رعایت حجاب اسلامی در برنامه های صدا و سیما به عنوان مجری ، میهمان یا کارشناس و ایفای نقش در سریال های تلویزیونی ، فیلم های سینمایی و تئاتر به عنوان بازیگران نقش های اول یا دیگر نقش ها ، هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد.

پاسخ: تحصیل تا مقاطع بالا را در ایران اجبار کرده اید و نه آزاد!!! ، به دلیل بیکاری و عدم مدیریت درست، به جای اینکه کار به جوانان بدهید، مرتب آنها را بدون هیچ هدفی و نیازی وارد دانشگاهها کردید و تنها سن ازدواج آنها را بالا بردید که باعث ایجاد این همه فساد حتی نسبت به زمان قبل از انقلاب شد. بسیاری از دختران در حالی که در عالی ترین سطح آموزشی هستند که دیگر دختر نیستند و عفافت خود را از دست داده اند و انگاه این افتخاری است برای شما و یا اسلام؟

اگر به قول نویسنده این مطلب،  زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن پایین و در عالم بی خبری و با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند دلیل عمده اش عدم خواستگار برای انان است که این هم از برکات نویسنده هایی این چنینی است. در این متن نویسنده با کمال بی ادبی به خانواده های ایرانی در طی قرن ها توهین کرده است در صورتی که خانواده دلسوز ترین نهاد برای دختران خود است و حداقل از نویسنده مذکور دلسوز تر است. اجازه پدر برای عقد دختر را تصمیم مستبدانه نامیده است. و به طور پنهان روابط نامشروع را تبلیغ کرده است. زیرا چگونه دختری می تواند مختار برای انتخاب همسر باشد؟ چگونه شناخت پیدا کند؟ زن و دختر دارای میل جنسی ثانویه هستند و در رابطه می توانند علاقه مند شوند و نه مانند مردان با نگاه. زیرا اگر بخواهند مختار همسر خود را انتخاب کنند باید در ارتباط خارج از ازدواج با فرد باشند. نویسنده حتی به طور پنهان به پیامبر هم توهین کرده است زیرا پیامبر فرموده:«مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ لَا تَحِیضَ‏ ابْنَتُهُ‏ فِی بَیْتِه» از سعادت مرد آن است که دخترش در منزل وی خون حیض نبیند. اما ایشان کاملا بر خلاف پیامبر بالا رفتن سن ازدواج را سعادت دانستند. از نظر ایشان بالا رفتن سن ازدواج دختران و افزایش فساد ناشی از ان دستاورد است.

نویسنده بیان کرده که زنان حقوق حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی را دارند. اما از حقوق ابتدایی و فطری شان محروم شده اند. باید اغلب تمام اوقات خود را تنها باشند یا زناکار شوند. 

5-

البته بعضی از موضوعات دیگر نظیر اجبار حجاب ، سهم کمتر زنان در ارثیه نسبت به مردان ، حق طلاق در زندگی زناشویی و تعدادی دیگر از مسائل از این دست ، پیرامون حقوق زنان ایرانی هنوز در داخل و خارج از کشور مورد مناقشه است که در اینجا اسرارنامه بازهم بدون ورود به این موضوعات که هریک جای بحث مفصلی دارند ، به یک نتیجه گیری کلی از وضعیت زنان ایرانی می پردازد.


در واقع با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، با اطمینان بیشتری به این نتیجه می رسیم که زنان ایرانی در دهه های اخیر در مسیر رشد و بازپس گیری شمار زیادی از حقوق از دست رفته خود قرار گرفته اند. در همین مدت قدرت و منزلت زن ایرانی تا بدان حد رسیده است که نه تنها زنان در انتخابات های مختلف حق رأی دارند ، بلکه حتی حق انتخاب شدن نیز برای آنان وجود دارد. به طوری که در اکثر دوره های مجلس شورای اسلامی و یا شورای اسلامی شهر و روستا نام تعدادی از زنان در لیست نامزدهای تأیید صلاحیت شده انتخاباتی به چشم می خورد.برخی از این زنان حتی در یک یا چند دوره ، رأی اعتماد مردم را جلب کرده اند.

پاسخ: عملا حتی حجاب و ... را قصد دارد تا زیر سوال ببرد و هیچ اشاره ای به نفی مواردی که کاملا بر خلاف قرآن است نکرده است.

عملا دشمنی این افراد که با نام دین از حقوق زنان دفاع می کنند با اسلام و قرآن و پیامبر و حضرت علی، طبق موارد اشاره شده مشهود است. اینان دشمن حضرت علی اند. اینان از ابن ملجم مرادی بسیار بدتر و خطرناک تر اند.



نظرات()   
   

در قرآن آیه ای وجود دارد که به انسانها توصیه می کند که از ترس عدم وجود روزی برای فرزندان، جلوی فرزندآوری را نگیرید. خوب این مطلبی است که این روزها بنا به غرض های عمدتا باطل، مرتب گفته می شود. در آیه ای دیگر به افرادی که امکان ازدواج ندارند تقوا سفارش شده تا به اذن خدا بی نیاز شوند و عمدتا افرادی که ادعای صاحب نظر بودن در تفسیر قرآن را دارند می گویند این آیه مربوط به کسانی است که در فقر هستند. اما این تفسیر کاملا با سفارش قرآن به عدم ترس از فقر برای فرزندآوری تضاد دارد، یعنی با پذیرش این تفسیر و گفته قرآن به این نتیجه می رسیم که: برای ازدواج کردن از عدم وجود روزی بترسیم و بعد از ازدواج برای فرزندآوری دیگر از عدم وجود روزی نترسیم!!!


بهتر است کمی دقیق تر به مسئله ازدواج به ویژه در زمان خودمان وارد شویم. امروزه در این که فقر بیداد می کند شکی نیست هر چند که این فقر واقعی نیست بلکه به شکلی توهمی و ترس فقر است که در پست های پیشین دلیل آن فدا شدن نیازهای فطری به دلیل نیازهای کاذب است. یعنی نیازهای کاذب در انسان احساس فقر به وجود می آورند درست مثل احساس ناامنی و وحشت یک معتاد به دلیل عدم دسترسی به ماده مخدر، از طرفی با وجود تعداد زیاد دختران و پسران فقیر آیا می توان با عدم ازدواج جلوی فقر را گرفت؟ حتی اگر به توصیه قرآن توجه نکنیم و ترس از عدم روزی برای فرزندآوری داشته باشیم و به دلیل این ترس بچه دار نشویم باز معقول تر است تا از ترس فقر دختر و پسر فقیری که در حال تجرد هم نمی توانند از فقر فرار کنند، از ازدواج جلوگیری کنیم. اصولا دختر و پسر فقیر در حال تجرد هم باید فکری به حال سیر شدن شکمشان بکنند و لذا این کار را دوتایی کنار هم بدون بچه بکنند صورت مسئله فرقی که نمی کند بلکه تا حدی بهتر است زیرا با توجه به سخت بودن کسب روزی برای هر دو، به طور گروهی راحت تر می توانند از پس مشکلات فقر خود برآیند و اگر اعتقاد هم به قرآن ندارند می توانند بنا به مصلحت خود به دلیل فقر از بچه دار شدن جلوگیری کنند.(در اصل اتفاقا دختران و پسران فقیر به تنها نبودن محتاج ترند زیرا در تنهایی مشکلات بیشتر آنها را می شکند) لذا عدم امکان ازدواج به علت فقر نمی تواند مقصود این آیه باشد زیرا اگر چنین بود باید برای بچه دار شدن هم این استدلال  مطرح می شد  که کاملا منطقی تر و به جا تر از عدم ازدواج به علت فقر است که قرآن آن را نفی کرده است.

با توجه به شرایط امروز که بیکاری بسیار زیاد است(این بیکاری ها تنها به دلیل از بین بردن شرایط زندگی طبیعی و امکان ارضای نیازها و حقوق ابتدایی و فطری توسط تمدن ماشینی امروز است)، لذا فقر دارد عمومی می شود، یعنی جامعه کم کم دارد به سمتی می رود که فقر عموم جامعه را فرا گرفته که از ارضای ابتدایی ترین حقوق خود محرومند و عده ای کمی اشراف باقی می مانند که با مال حرام و حق خوری زندگی می کنند و طبق تفسیر فوق به این افراد توصیه ازدواج و فرزندآوری بالا می شود و پیوسته با نادیده گرفتن بخش زیادی از جوانان تنها رسانه ها به این قشر توجه دارد که فرزند بیشتری بیاورید و یکبار نمی گوید جوانان مجرد ازدواج کنند و تنها به فکر فرزندآوری افرادی است که به طور کاذب و دروغین امکان ازدواج را دارند تا منافع دولت را با فرزندآوری تامین کنند. بی خبر از این که اتفاقا دختران و پسران مرفه کمتر نیاز به ازدواج دارند و راحت تر می توانند با تنهایی کنار آیند  و اتفاقا کانون زندگی مشترکشان سردتر و شکننده تر است.

از بحث اختلاف طبقاتی و  ... بگذریم و  به بحث اصلی باز گردیم که مقصود قرآن از عدم امکان ازدواج چیست؟ عقلا بنا به دلایل گفته شده فقر نمی تواند باشد  اما چه چیز مومن را از ازدواج باز داشته و امکان ازدواج را از وی می گیرد؟ زمانی که ازدواج دجالی شده و حالت مسجد ضرار را به خود گیرد که امروزه این روند در حال رخ دادن است. امروزه ازدواج و خانواده شکلی کاملا ضد فطری به خود گرفته که از تمدن امروزی نشئت گرفته است و بزرگترین مصداقش تشابه کامل زن و مرد است. این چیزیست که فطرت هر انسانی را از ازدواج می ترساند. اکنون که ما در دوران آخر زمان و در عصر غیبت به سر می بریم باید توجه داشته باشیم که قران و تمام سوره های آن برای ما نوشته شده است زیرا قرآن کتاب آخرزمانی است و با آن نبوت ختم شده است. باید حواسمان به تک تک آیات آن به صورت عملی در زندگی خود باشد و به تفسیرهای تئوری که کاربردی در زندگی امروز ما ندارند اکتفا نکرده و مرتب کاربرد آیات قرآن را در زندگی خودمان جستجو کنیم.


نظرات()   
   


متاسفانه اخیرا تفاسیری در این مورد می شنویم که مردان را در برابر سرکشی زنان دعوت به نصیحت و سپس طلاق می کند. شما خودتان تجسم کنید که که اگر تمام زنان دنیا طغیان کنند که امروزه اکثر آنها این کار را می کنند و مردان به محض طغیان یک نصیحت کنند و سپس طلاق بگیرند چه می شود؟ خوب امروزه روز هم چیزی شبیه به همین در دنیا به وجود آمده است که ناشی از زیر مسئولیت در رفتن مردان از مسئولیت خطیر خود یعنی قوامیت بر زن است. متاسفانه این کفر آشکار قالب دینی هم به خود گرفته است.امروزه قوامیت مرد بر زن که مسئولیت حیاتی یک مرد است که اگر آن را رها کند با هیچ چیز دیگری نمی تواند از کفر در بیایید و تمام عبادات و ... او هم جانماز اب کشی حساب می شود، توسط شیاطین شکل بدی به خود گرفته است. شیاطین انجام این مسئولیت را ظلم به زن قلمداد می کنند و عده ای زیادی از انسانهای احمق هم این حرف را قبول کردند. ملاکها و معیارهای امروزی را مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که زنان نفقه گرفتن را در شان خود ندانسته و مردان نیز نفقه دادن و مسئولیت داشتن را درشان خود نمی دانند و هر دوی این ها از غرور است و غرور هم از جهل و توهم بشر، ناشی می شود. انسانهای امروز تنها در جهت نام شناسنامه ای خود یا هویت توهمی خود تلاش کردند و می کنند لذا از تاهل در برابر دیگران گریزان اند و آن را در شان خود نمی دانند. انسان مغرور هیچ گاه نمی تواند به عالم حق ملحق شود زیرا این الحاق را در شان خود نمی داند و نمی خواهد نفس خود را رها سازد و به جمعی چون عالم حق بپیوندد زیرا قصد تسلط و تجاوز کردن را دارد. برای همین است که انسان امروز مدام به حق تجاوز می کند زیرا نفس پرست است که البته نفس پرستی او هم ریشه در جهلش دارد. عدم پذیرش قوامیت مرد بر زن، جز هلاکت برای نوع بشر، چیزی را به ارمغان نمی اورد. در اصل مرد با رها کردن قوامیت خود بر زن، باعث می شوند که هر دو به حیوانیت خود بازگردند. مرد وظیفه روح دادن به زن را دارد و اگر این را که از طریق قوامیت تحقق می یابد را رها کند، هم زن بی روح می شود و هم خود روح خود را از دست می دهد و مسخ می شود.






روش های افزایش سایز


نظرات()   
   


افزایش سن و تغیرات دستگاه تناسلی در مردان
با روندی که در پیش است، سن ازدواج هر روز افزایش می یابد. همانگونه که سابق طبق ملاکهایی که در زندگی مدرن شکل گرفته بود، کم کم مدرسه و شیوه ای خاص از زندگی همه گیر و ضروری شد کم کم آموزشهای لازم برای سازگاری با فوت و فن ها و مدلهای ساختگی بشر چنان افزایش می یابد که شاید هر فردی لازم باشد تا 50 سالگی آموزش ببیند تا فقط امرار معاش کند. از طرفی زن و مرد هم در این روال کاملا مشابه با هم در نظر گرفته شده و بسیاری از فوت و فن ها همان تاثیر را بر روی زنان دارند که گوشت زیاد روی روحیه افراد دارند ( زاینده این مدلها و فوت و فن ها مرداند لذا نوعی خوراک مردانه به زنان داده شده که در هویت طبیعی وی اثر جدی دارد) از طرفی بالا رفتن سن ازدواج به شدت در کاهش میل جنسی و انگیزه ازدواج موثر است. در سنین بالا فرد متوجه می شود که انرژی سابق را ندارد و دیدی که به جنس مخالف را داشته را از دست داده است. لذا کم کم متوجه می شود که خللی در تکامل جنسی اش رخ داده و وی نتوانسته آنطور که باید این میل را در جهت تکامل خود به کار برد و همین امر انگیزه ازدواج در سن بالا را به شدت کم می کند که بر حق است. طبیعت روند خود را دارد و هیچ گاه سازکار با توهمات انسان نمی شود و لذا تکامل میل جنسی متناسب با طبیعت انسان پیش می رود و در سن خاصی بهار خود را دارد و در سنی پا به پاییز می گذارد و بهار و پاییز این میل اعتنایی به شیوه خلاف طبیعت انسان ندارد. لذا نیازهای طبیعی و حقیقی فدای نیازهای توهمی و دروغین می شوند. تضادی اساسی بین این روند کسب علم با کسب علم توصیه شده توسط بزرگان اسلام وجود دارد. علم ایجاد نیازهای کاذب و تلاش در جهت ارضای این نیازهای کاذب نتیجه ای جز هلاکت بشر نداشته و هیچ سازگاری با علم توصیه شده در دین ندارد.  باید حواسمان باشد که از ابتدایی ترین نیازهای خودمان محروم شده ایم و بعد بر سر ما منت گذاشته می شود که امکاناتمان بیشتر است!!!!!، از سیر تکاملی انسانیت خود محروم شده ایم. ما ازدواج می کنیم تا رابطه آدم و حوایی خود را از حالت صرفا شهوانی و حیوانی تبدیل به عروج معنوی کنیم و اصولا تفاوت ازدواج با زنا همین است، اما امروزه چه تعریفی از ازدواج می شود؟ چیزی جز نزولی پر شتابان تر از حتی زنا در انسان تعریف می شود؟ زنا که اسلام به شدت آن را نهی کرده چیزی نیست جز اختلال در تکامل معنوی انسان و نگه داشتن انسان در مرحله حیوانی و ازدواج انتقال انسان از مرحله حیوانی به عروج معنویست.
 


نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]