تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مقالات

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

هلاکت بشر در جاهیلیت مدرن

روند امروزه به طرز کاملا واضح به هلاکت انسان می رسد. هر گونه انکار در این روند هلاکت بار خود به هلاکت سریعتر انسان کمک می کند. دو دلیل عمده جهت هلاکت مردان و زنان مدرن وجود دارد:


نفس پرستی زن و مرد مدرن
نمونه بارز نفس پرستی زن و مرد مدرن مسئله هوسرانی مردان مدرن و اشتغال پول پرسنی زنان مدرن است. بر همگان معلوم است که زنان هیچ گاه در طول تاریخ بیکار نبودند که بتوان واژه اشتغال را تنها به امروز روز نسبت داد. امروز آنچه که اشتغال نامیده می شود به گونه ای جنبه تفاخر جویی پیدا کرده است و با اظهار تفاخرجویی ، دیگران نیز در ازای آن اشتغال به هلاکت می رسند. زیرا هر اشتغالی که با تفاخرجویی همراه باشد و یا با نیت تفاخر جویانه باشد قطعا تمام افرادی را که با آن شاغل سر و کار دارند به هلاکت خواهد رساند. در گذشته طی زندگی روستایی اشتغال زنان مشهود بود. هیچ زنی از مرگ شوهر خود به علت نیاز مالی نمی مرد. بر خلاف زنان امروز که در بقای زندگی خود تردید دارند و پیوسته در پی انواع و اقسام بیمه ها برای ادامه زندگی خود هستند، زنان قدیم حتی زنان شهر نشین گذشته به فکر بیمه نبوده و احتیاج چندانی به آن نداشتند. اشتغال زنان روستایی دیروز که اکثر جمعیت زنان را تشکیل می دادند هم اشتغال بود و وسیله ای برای امرار معاش انها و کمک به امرار معاش خانواده، اما چون جنبه فردگرایانه مطلق و تفاخرجویانه نداشت لذا مثل امروز فریادهای فمینیستی انحراف گونه و جنون وار را سر نمی داد. امروزه رشته هایی که ساخته و پرداخته مردان هستند را به خورد زنان دادند و آنها را در بازی مردانه وارد کرده و  آنها را تشویق میکنند. با با تزریق رشته و فنون مردانه به زنان مسلما آنان را مردوار و مردخوار خواهند کرد درست مثل کسی که بر اثر زیاد خوردن گوشت، خشن شده باشد. البته این خوراندن ، با تفاخر و چشم و هم چشمی زنانه مخلوط گردیده که نماد نفس پرستی زن امروز است. نفس پرستی مرد امروز هم در هوسرانی و شهوت پرستی است که عمدتا قشر مردان مرفه را شامل می شود. اصولا فمینیسم را قشر مرفه مردان نگه داشته اند و اکثر زنان و مردان را به هلاکت کشانده اند.
امروزه زندگی زنان و مردان مثل هم شده و مو نمی زند. اگر در تاریخ به دقت نگریسته شود، مشهود است که دنیای مدرن امروز کاری کرده است کاملا این دو را به هم شبیه به هم کرده است و مسیر زندگی هر دو را یکسان و همسان ساخته و این کاملا بر خلاف حقیقت فطرت انسان بوده و موجبات هلاکت بشر را فراهم می اورد. حقیقت فطرت انسان را خدا می داند و در قرانی که از سوی اوست بر تفاوت کامل زن و مرد تاکید گردیده است. لذا شرایط زندگی امروز کاملا بر خلاف بیانی است که قرآن از فطرت انسان دارد زیرا قرآن تنها از فطرت انسان سخن گفته است و برای فطرت انسان امده است. کودکان دختر و پسر امروزی درست یک روال تربیتی را در زندگی طی می کنند که بر خلاف آن چیزی است که فطرت آنها طلب می کند لذا نیازهای درونی آنها در بیرون از آنها پاسخی ندارد و همین امر عامل جدایی این دو  ، چه در قالب طلاق و چه در قالب تجرد و در صورت انحراف در قالب همجنسگرایی است. مسلم است که طلاق و تجرد زیاد قطعا به انحراف بزرگ همجنسگرایی می انجامد و همجنسگرایی نماد هلاکت انسان است.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   


خدای ماشینی


از دیدگاه اسلام کافر کسی است که خدای ظن خود را می پرستد. این خدا می تواند صفات خدا را داشته باشد و یا خدایی خارج از این حیطه و محدوده هستی و در خارج از کائنات باشد. قرآن ، خدا را  از رگ گردن به انسان نزدیکتر می داند لذا خدا از اعضای بدن انسان به انسان نزدیکتر است و در وجود همه انسانها قرار دارد. همین امر منجر به این می شود که هر فردی مسئول تمام اعمال خود باشد.
 در پست های تحریف فمنیستی ادیان،  روالی از تغییر بسیار شدید در آراء برخی علما در طی مدت زمان بسیار اندک نشان داده شد . این پست ها کاملا هدفمند بود تا در مورد این ناپایداری و تغییر بسیار فاحش در این زمان کوتاه بحث شود. به راستی ریشه این تغییر فکر فاحش در حوزه زنان چیست؟ در این سالها چه اتفاقی افتاده است جز اینکه بسیاری از دین نماها جزای کفر ناشی از پرستش خدای ظن خود را در این سالها می بینند و هر روز ناچارند با تغییرات تکنولوژی فکر جدید و تفسیر جدیدی از خود ارائه کنند که به مذاق مخاطب خوش بیاید و در نهایت آن چنان از اعتبار بیفتنند که محو شوند! .مسلم است که نپذیرفتن جایگاه خداوند در درون انسان و قرار دادن جایگاه وی در خارج از کائنات و هستی و عملا در نیستی که به اعتقاد عدم وجود خدا می انجامد سبب می شود تا درستی و نادرستی و احکام زندگی سعادتمندانه انسان را زندگی ماشینی امروز تعریف کند. 
 تنها تغییر در این مدت زمان کوتاه سیطره بیشتر صنعت و ماشین در زندگی بوده و ماشین جای خدا مصلحت انسان را تعیین می کند. از آنجایی که ماشینها هر روز آپدیت می شوند و از بین می روند لذا پیوسته خدای انسان امروز می میرد و زنده می شود . در هیچ زمانی انسان به این اندازه خداهای رنگ وارنگ نداشته و تا اینو حد مشرک نبوده است. انسانی که ملاک اخلاق و حتی فطرت خود را به محیط بیرون واگذار کرده است و شرایط هر چه شد  متناسب با آن فطرت خود را تغییر می دهد و البته که نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط خود را مسخره و تحقیر می کند مانند کلاغی که راه رفتن خودش را هم یادش می رود.
در قرآن گفته شده که اگر از کافران بپرسند زمین و آسمان را که آفریده، می گویند البته که خدا!!! پس مسلم است از دید قرآن و اسلام کافر فقط کسی نیست که بگوید خدایی نیست و کسی که خدا را در عمل به هیچ انگاشته نیز چنین است.
این که زن مسلمان امروز درست مانند زن فمنیست غربی عمل می کند اما نمی داند فمنیسم چیست تنها ناشی از شرایط محیطی است که به وجود آمده است. این زن مسلمان بین زندگی خود و احکام قرآن تضاد آشکار می بیند لذا سعی در اعتراض دارد و برخی مراجع هم احساس خطر کرده و سریع تفسیری مطابق با میل جمع و مطابق با محیط از آیات قرآن می کنند. همه می دانند که بت پرستی امری نکوهیده است و بت موجودی است در خارج از وجود انسان که انسان برای آرامش و ثبات بدان متوسل می شود و خود را به واسطه آن نسخ می کند. خوب این تناسخ امروزه کاملا آشکار شده است . خدایی که احکام و آیات قرآنی جدیدی می اورد و هر روز آپدیت می شود و انسانها را در تناسخی وارد می کند که مدام در ان می میرد و زنده می شود و این درست مثل توصیف خدا از جهنم در سوره ابراهیم است که می فرماید جهنمیان مدام و از هر سو به مرگ می رسند اما نمی میرند. فرض کنید در اینده به واسطه علوم و فنون اروپایی حیوانات متمدن شوند و و بگویند در اسلام جایی گفته نشده که انسان اشرف مخلوقات است بلکه اینکه گفتند انسان اشرف مخلوقات است به این معناست که انسان اشرف مخلوقات نیست!
.


نظرات()   
   

متاسفانه امروزه عدالت در جامعه ما همان مفهوم عدالت مارکسیستی و غربی را دارد که ریشه در برابری مطلق دارد. بارها در قرآن برابری مطلق برابر با کفر معرفی شده است. حضرت علی نیز در رابطه با عدالت تعریفی کاملا متفاوت با مفهوم عدالت در جامعه امروز ما دارد. وی عدالت را به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود معرفی می کند. مفهوم مقابل عدالت ظلم نام دارد که در صدد نگذاشتن هر چیز در سر جای اصلی خود است. این مفاهیم در فمینیسم به خوبی قابل درک است. فمینیسم ریشه در غرور کاذب در برخی اقشار زنان دارد که آن نیز ریشه در افکار پست و غلطی دارد که در محیط های آموزشی کافرانه در مغز آنان فرو رفته است. مادری و همسری برای یک زن هویت محسوب می شود اما این دو برای مرد هویت محسوب نمی شود. این امر حتی در فیزیولوژیک متفاوت این دو به راحتی ملموس است. اما غرور ناشی از تفکرات جاهلانه دجالی امروز کاملا در صدد انکار هویت های غیرفردگرایانه (در واقع نفس گرایانه) است. افکار سخیف فمینیستی جدا از سبک زندگی کافرانه امروزی نیست که از علوم و فنون وارونه شده سرچشمه می گیرد. مسلم است که در قلمروی که جنگ با فطرت و وجود دارد، جایی برای فطرت و وجود باقی نمی ماند و تنها افکار پوچ و توهمانه که غرور کاذب ایجاد می کنند باقی می مانند که نتیجه ای جز ظلم که نقطه مقابل عدل است باقی نمی ماند.
متاسفانه امروزه جابجایی زن و مرد علیه تقسیم وظایف قرآنی و نیز تقسیم کار بین حضرت علی و حضرت فاطمه کاملا مشهود است و حتی بدان افتخار می شود. این در واقع یک راه جنگ با خداوند است. امروزه به عنوان مثال از دختری مجردی که شهردار شده است تقدیر می گردد و این هم با وظایف تقسیم شده بین زن و مرد در قرآن تضاد دارد و هم با توصیه قرآن به ازدواج. طبق گفته پیامبر در دین اسلام رهبانیت وجود ندارد. رهبانیت به عدم ازدواج به قصد پیشرفت معنوی تاکید دارد. اما امروزه عدم ازدواج به قصد پیشرفت مادی تشویق می شود. خوب کاملا قابل قضاوت است که انحراف از اسلام تا چه حد زیادی رخ داده است.
 تمام این جابجایی ها ریشه در سبک زندگی امروزی دارد که ریشه خوشبختی انسان را در خارج از انسان معرفی می کند اما در عمل انسان را بسیار بدبخت تر و افسرده تر می کند. خارج کردن ریشه شادی در خارج از انسان، این گونه امروزه جای زن و مرد را تعویض کرده است و ظلم بزرگی را پدید آورده است. در گذشته عدم عدالت واضح و علنی بود اما امروزه بسیار مرموز و مخفی و پیچیده است و این ظلم دستاورد تمدن ماشینی امروز است که همه چیز را مشابه کرده تا بی عدالتی مشاهده نشود. لذا امروزه بسیاری از زنها و مردها عذاب می کشند و احساس می کنند مرتب به آنها ظلم می شود اما نمی دانند ریشه ناراحتی و عذاب و مظلومیتشان چیست و درمانهایی باز ناعادلانه برای خود انتخاب می کنند که مثل آب داغ جهنمی برای تشنگان جهنمی است. اگر ظلم علیه زنان در دیروز اشکار بود امروزه بسیار مخوف تر و مخفی است زیرا فمینیسم ظلمی با ظاهر عدل است که یکی از ریشه های عذاب تمدن ماشینی امروز بر همگان است که علت آن را نمی فهمند.


نظرات()   
   

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (4)

مخالفت آیت الله بروجردی با شرکت زنان در انتخابات

در قسمت قبل به نطق پیش از دستور سید باقر جلالی موسوی در روز 11 دی ماه 1331 در مخالفت مردم و علما با شرکت زنان در انتخابات اشاره شد.

بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه 1331 جلالی موسوی که نتوانسته بود در نطق پیش گفته روز قبل، متن نامه های حضرت آیت الله بروجردی، آیت الله صدر و آیت الله حجت را قرائت کند، متن آن ها را روزنامه در صفحه هفتم روز مذکور درج کرده است:

 نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:

خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.

به عرض عالی می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. تلواً تصدیع می‌دهد با آن که در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیراً از طرف جناب نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحاً اجازه مداخله در انتخابات به زنها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می‌باشد، ولی چون اخیراً زمزمه‌هایی از بعض اطراف شنیده می‌شود و مطالبی در بعضی جرائد نشر می‌گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبتها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد، زیرا این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

به دنبال آن نامه کوتاه آیت الله بروجردی و همین طور آیت الله حجت آمده و در انتها از قول آقای بهبهانی آمده است:

به طوری که ملاحظه می‌شود شرح فوق را به حقیر مرقوم و صریحا عدم جواز شرکت زنان را در انتخابات اعم از وکیل نمودن و وکیل شدن حکم فرموده‌اند. حقیر هم بالصراحه به اطلاع اولیاء امور رسانیده. (روزنامه اطلاعات، پانزدهم دی ماه 1331، ش 7993، ص 7)

بحث شرکت و عدم شرکت زنان آن زمان داغ بوده و نمونه‌ای از آن را می‌توان در  روزنامه اطلاعات هفتم دی ماه 1331، و دهم دی ماه همان سال ملاحظه کرد. خلاصه مقاله حاج سراج انصاری در شماره اخیر یعنی روز دهم دی ماه 1331 درج شده و وی به عنوان مخالف در این باره سخن گفته است. همانجا آمده است: دو نامه طومار مانند نیز درباره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسیده که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته‌اند:

«ما ملت مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام می‌نماییم».

اتحادیه بازرگانان و پیشه‌وران تهران نیز در این باره اطلاعیه‌ای داده و تأکید کردند که:

« حاضرند ثابت کنند که عدم دخالت نسوان در انتخابات به نفع کشور است».

ماجرای اصلاح قانون انتخابات دردولت مصدق منتفی شد، اما بحث در حول و حوش این موضوع تا مدتی در شماری از مطبوعات دینی دنبال شد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]