تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مقالات

در ادامه ماجرای فتواهای مراجع در مدت زمان کوتاه تاریخ امروز که در طی این چند دهه رخ داده است متن زیر در ادامه پست های تحریف فمنیستی ادیان آورده شده است تا متوجه تغییر و تحول مشکوک و بسیار گسترده باشیم. امروز همه افراد باید بدانند که بسیاری از مطالبی که امروزه به عنوان حق زن شناخته می شود تا تنها چند دهه پیش هرگز وجود نداشته است و این روند هولناک بسیار تامل برانگیز است. مطلب زیر نیز از وبلاگ شجاعانه برای وطنم گذاشته شده، که نقش بسیار زیادی در آگاهی این جامعه دارد.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (3)

جدی‌ترین تحوّل در این زمینه در جریان رویدادهای سال 1331 ش طرح گردید، زمانی که دولت دکتر مصدق در صدد بود تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. در اینجا بود که شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه‌ها و طومارها، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق‌های پیش از دستور مطرح شود. در این زمینه مفصل‌ترین مطلب را سید باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز 11 دی ماه 1331 مطرح کرد. این سخنان نشان می‌دهد که در جریان قانون انتخابات جدید که دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد، کسانی به دنبال طرح بحث حق رأی زنان بوده و حتی تظاهراتی نیز در بهارستان برگزار کردند. در این باره مقالاتی هم در روزنامه‌ها انتشار یافت. در این سخنرانی اشاره به صدور برخی از فتاوا نیز  شده است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. به هر حال، این نطق، گوشه‌ای از مسائل مطرح شده در این باره را در مجلس هفدهم نشان می‌دهد.

«... مطابق قانون اختیاراتى كه ازطرف مجلس شوراى ملى بجناب آقاى دكترمصدق داده شده است چند روزپیش قانون جدید انتخابات تدوین و براى اظهارنظرعمومى منتشرشده است و مسأله جدیدى كه در اثر انتشار آن بوجود آمده و از چند جهت واجد اهمیت است بحث درباره حقوق بانوان وحق انتخاب به آنان است، چون این بحث به مجلس شوراى ملى نیز كشیده شده است و حتى استناد به اصل دوم وهشتم قانون اساسى ومتمم آن بعمل آمده است لازم می‌دانم توضیحاتى دراین باره بعرض برسانم:

اوّلا آن طوری كه من استنباط می‌كنم منظور قانونگذار از جمله «قاطبه اهالى» كه در اصل دوم قانون اساسى مندرج است و مى‌گوید مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملكت ایران است كه در امور معاشى و سیاسى كشورخود دخالت دارند، كلمه رابط فیما بین جملتین كاملا روشن است، زیرا در زمان تدوین این قانون بلكه تاكنون هیچگاه از زنان ایران در امور سیاسى كشورخود دخالت نداشته‌اند تا بتوانند در امور انتخاباتى مداخله نمایند، مضافاً به اینكه فرمان مشروطیت كه مبناى مشروطیت ما و قانون اساسى است صراحتا بیان مى نماید كه منتخبین باید از طبقه مردان باشند. ثانیا اصل هشتم قانون اساسى نباید براى كسى سوء تفاهم ایجاد نماید، زیرا مقصود از این اصل تساوى حقوق اهالى مملكت در مقابل قوانین دولتى از قوانین حقوقى و جزایى مى باشد كه تاكنون معتبر و مجرى است و ناظر به انتخابات نخواهد بود و بهترین دلیل بر صحّت این مدعى عمل وسیره، ادوار قانونگذارى بوده كه از بدو تدوین قانون اساسى تاكنون جز مردان دخالت در امر انتخابات نداشتند و این تفسیر عملى كه از دوره واضعین قانون اساسى باقیمانده است كاشف از منظور قانون گذارمى باشد، و بعلاوه لااقل اگر در فهم اصل دوم قانون اساسى و اصل هشتم قانون متمم آن ابهام و تردیدى ایجاد شود، باید مقررات موضوعه اصل دوم متمم قانون اساسى رفع ابهام نماید، یعنى در چنین مواقعى كه مسائل پیچیده و غامضى از نظر مذهب در مجلس مطرح مى‌شود، نظر پنج نفر مجتهد طراز اول قاطع بوده و ابهام و تردید را مرتفع سازد، ولى متأسفانه این چنین اصل اساسى، سالها است كه متروك و تعطیل شده است. حال كه این اصل برخلاف منطوق صریح اصل هفتم متمم قانون اساسى كه می‌گوید مشروطیت كلا و جزءاً تعطیل بردار نیست، تعطیل شده است، از نظراصول حكومت كشور ایران در مسائل مذهبى باید منتظر فرامین مراجع تقلید صاحب نظر بود، چنانچه دراین زمینه فتاوى داده‌اند و بزودى در دسترس عمومى قرار خواهد گرفت.

آقایان نمایندگان محترم! در چنین موقعیت خطیرى چرا ما نباید بفكر چاره و درمان هزاران بدبختى و بیكارى و بیمارى و فلاكت مردم این مملكت اسلامى باشیم و وارد یك مسئله پر جنجال كه مسلما طرح آن بصلاح كشور نیست و ملت از آن طرفى نمى‌بندد بشویم (صفایى رونوشت فتاوى آقایان را دادم خدمتتان خواهش میكنم بخوانید) بسیارخوب، امروز روزى نیست كه در مقابل مسئله پر اهمیتى كه با حیات جامعه ومملكت ما بستگى دارد به موضوع تشنّج آورى بپردازیم. این صحنه‌ای ‌كه روزپنجشنبه در جلوى بهارستان نمودارگردیده، ناقوس خطر بود و مسلما اگر این هیاهو و جنجال ادامه یابد بعید نیست، دامنه آن توسعه پیداكند و می‌توانم به جرأت قسم بخورم كه استعمارگران انگلستان فقط ازاین هیاهو و جنجال وتشنّج بهره مند مى‌شوند (صفایى صحیح است).

ورود زن در انتخابات، نه تنها بارى از دوش جامعه ما بر نمى دارد بلكه بر مشكلات ما با مخالفتى كه اكثریت قریب باتفاق ملت ایران با آن دارند ، خواهد افزود .بنده در عین حالى كه به پیروى از دیانت اسلام كه مبناى آن برفطرت بشرى قراردارد، كمال احترام را به مقام بزرگ مادرى دارم و درعین حالی كه زنان را مربى و معلم اخلاق فرزندان یعنى مراحل اولیه رشد و زندگى دختران و پسران می‌دانم، در عین حالی كه عزّت و شوكت جامعه اسلام را در گرو آسایش زنان می‌دانم، باید بگویم كه دین اسلام ضامن و حافظ حقوق بانوان به بهترین صورت ممكن مى باشد و با این حال طرح مسأله شركت بانوان را در انتخابات عامل تشنّج و آشوب مى‌شناسم و آن را مضرّ به حال وحدت جامعه و بالنتیجه مخل به پیروزى می‌دانم ... چرا به نام حقوق زن در مملكتى كه هنوز مردم آن با هیولاى استعمار سینه به سینه ایستاده و نبرد مى‌كنند، هیجان و عصبانیت و عصیان تولید مى‌نماییم؟ اگر به دنبال حقوق زن قدم بر می‌داریم و راهنماى ما جز صداقت و راستى چیز دیگر نیست، پس چرا به فكر هزاران زن دیگر كه در منجلاب سقوط و بدنامى و در گرداب عفن عفت فروشى دست پا مى‌زنند نیستیم (صفایى صحیح است). در همین تهران هزاران زن به صورت موهنى كه هر ایرانى متعصّب و مسلمان را مى لرزاند ارتزاق می‌كنند. مگراینها زنان اجتماع نیستند و حق زندگى آبرومندانه ندارند. مگر دام راه آنان جز فقر و فساد و بیچارگى و نظامات غلط اجتماعاى چیز دیگرى بوده است؛ و باید گفت بهتراست بیش از هركارى در صدد از بین بردن این عوامل شویم، یعنى بیكارى و فقر و بی‌عدالتى برآییم».



نظرات()   
   

متاسفانه کشور ما هم مثل بسیاری از کشورهای دیگر تنها به فکر افزایش جمعیت افتاده و در پی ایجاد تشویق و تبلیغ برای ایجاد فرزند است. اما از یک موضوع فطری که مرز و جغرافیا نمی شناسد غافل مانده است. موضوعی که تمام جهان را در بر گرفته که البته خود نشان دهنده فطری بودن مسئله است. زیرا فطرت مرز ندارد  و محدود به زمان و مکان نیست که بگوییم با مدرنیته فطرت و ماهیت وجودی انسان عوض می شود.

همچنین فرزندآوری به هر قیمتی مناسب نیست. مانند کشورهای غربی که خیلی از فرزندان اصلا پدر مشخصی ندارند. یا اینکه فرزندانی عقده ای و بی بنیان هستند و از کمبود عاطفه و محبت رنج می برند.

 

دلیل اصلی عدم تمایل  ازدواج مردان (زیرا مردان پیشنهاد ازدواج را می دهند) در دهه های اخیر به علت پوچ دیدن این امر در رفع نیازهای فطری شان است. در اصل فلسفه وجودی زن که طبق قرآن آرامش دهی است از بین رفته و همین امر فلسفه وجودی زن را خدشه دار کرده است که جامعه را به سمت فساد و نابودی می کشاند. البته مردان هم خود در این روند بی تقصیر نبودند اما به هر حال مسئله این است. مسئله ای که راه و حل مشخصی نیز ندارد و نمی توان با راه و حل های مقطعی آن را حل نمود. از انجایی که زن و مرد شبیه به هم در حال جلوه کردن اند لذا این امر خلاف فطرت خود به خود انسان و بخصوص مرد را نسبت به جنس مخالف سرد کرده است و تنها عده ای از مردان از روی شهوت به جنس مخالف رجوع می کنند. باید دانست که اگر آرامش دهی زن از بین رود قطعا جامعه دست به گریبان انواع فساد و مخدرات و انحرافات است که همین امر در جهان با سرعت زیادی در حال رخ دادن است تا انسان را نابود کند. باید یادآور شد که اصولا اشتراکات و افزایش اشتراکات بین زن و مرد و نیز تببین سیستمی که در قصد افزایش اشتراکات زن و مرد را دارد و در صدد مخفی کردن تفاوت زن و مرد باشد کاملا متضاد با فطرت بوده و انزجار و عذاب روحی را به هر دو جنس وارد می کند. از آنجایی که مردان از زنان خواستگاری می کنند و شروع کننده ازدواج مردان هستند، لذا رد پای فطرت را که مرز جغرافیایی ندارد، می توان به ویژه در کشورهای فمنیستی دید.


نظرات()   
   

متاسفانه دولت اصلاحات مبتکر طرح بسیار مخرب مرکز زنان ریاست جمهوری بود. دولت احمدی نژاد این طرح نامیمون را قوت بخشید و آن را تا یک معاونت ارتقا داد. دولت کنونی نیز در حال تمکین از همین روشی است که مخرب بودن آن بر هیچکس پوشیده نیست و بعید نیست دولت بعدی آن را تا یک وزارتخانه ارتقا دهد!

امروزه در غرب تظاهرات و مخالفت های بسیاری در مواجهه با دخالت های دولت در زمینه خانواده و سلیقه های فمنیستی از جانب مردم و مراکز مردم نهاد صورت می گیرد. لیکن متاسفانه در کشور ما بیش از بیست سال است که روز به روز وضعیت خانواده با سپردن زمام امور به دست معاونت زنان، اسفبارتر می شود.

دخالت دولت در خانواده

برای هدایت خانواده همین طور که بارها در این انجمن گفتیم، راهکار اصلی قطع ید مداخله کنندگان در امور خانواده و انحلال معاونت زنان است.

در زمینه سفر خانم مولاوردی که  اما و اگر های زیادی را در پی داشته است و البته انتقادات بسیار به جا و صحیح:

خلاصه می توان گفت از باب جمعیت کشورهایی مانند سوئد و فنلاند و کشورهای اروپایی مشابه که بسیار در مقابل جمعیت ما ناچیز است و همچنین ماهیت بی دینی کشورهای یاد شده، طرح هایی که از جانب آنها ارایه شود نتیجه ای جز نابودی کشور ما در پی نخواهد داشت و البته در هر طرح مخربی نتیجه اش بیست سال بعد نمایان می شود. همانطور که نتیجه طرح های بیست سال پیش را اکنون مشاهده می کنیم که نیازی به توضیح ندارد و همه می دانند!

ذکر این تکته فوق العاده کلیدی و ضروری است که فنلاند در نتیجه سیاست های فمینیستی به افول جمعیت دچار شد و در نتیجه برای جبران مافات وارد این سیاست های جمعیتی شد. لیکن در کشور ما باید با جلوگیری از سیاست های فمینیستی از رسیدن به وضعیت فنلاند جلوگیری کرد. چرا که با توجه به پهنه وسیع کشور و پایه جمعیتی بالاتر ایران با توجه به اینکه دولت در زمینه یارانه هم دچار مشکل است بعید است بتواند برای این جمعیت الگوی فنلاند را پیاده کند.

اما معاونت زنان می تواند با مقدمه چینی برای این سیاست در آینده مشکل ساز شود. مثل دادن الگوی افزایش مدیران زن(مشوق زنان به تحصیلات افراطی و تصدی پست های مدیریتی و سوزندان بخش زیادی از عمر)،الگوی اشتغال و توانمند سازی زنان (زنان شاغل فرزندان کمتری به دنیا می آورند و فرزند خود را به مهدکودک های تمام وقت می سپارند و در نتیجه جمعیت کمتر و سرخورده ای را تحویل جامعه می دهند)، سیاست های رفرم فرهنگی برای مردواره کردن زنان و ...


اگر بگوییم این زن (نوعی) و دوستانش با کارهای ناشایست و حرف های مخرب و زننده ، کلنگ آخر را بر تخریب خانواده ایرانی می زنند حرف بی ربطی نگفته ایم و البته سفر به فنلاند و طرح های مرتبط با آن تنها بخش کوچکی از اقدامات مخرب این معاونت است.

مقاله کیهان در این زمینه


فاز دوم جنگ جمعیتی غرب چگونه کلید خورد؟

ایران، کشور عزیز ما، پس از ده سال تلاش برای تغییر سیاست‌های جهانی دیکته شده از سوی نهادهای بین‌المللی در حوزه جمعیت کماکان به برنامه نهادهای ضد ملی مورد هدایت و حمایت دشمنان قسم خورده مسلمانان عمل می‌کند و آنچه به جایی نمی‌رسد، صدای متخصصین و روشنفکران است!


آنها که از منظر علمی درخصوص اهمیت تصحیح سیاست‌های جمعیتی کشور توجیه به نظر می‌رسند هنوز گمان می‌کنند کشور در مسیر «افزایش جمعیت» نیازمند اختراعات و ابداعات عجیب و غریب و دوره‌های مطالعاتی پرهزینه در بازه زمانی بیش از ده سال است! حال آن که بیش از بیست سال است که در کشورهای توسعه یافته برنامه‌ای متفاوت از چارچوب مشهور «تنظیم خانواده»، با هدف افزایش جمعیت با مولفه‌های واضح و دنبال کردنی در حال اجراست. اما آنچه موجب شده برخی کشورهای اروپایی، پس از وضع قوانین حمایتی عریض و طویل سیاست فرزندآوری و افزایش جمعیت بعضا کم توفیق باشند، تغییرات حوزه سبک زندگی است که خود برآمده از روش منحوس زندگی به شیوه غربی با انگیزش‌هایی همچون «لذت‌گرایی و رفاه حداکثری» توام با فردگرایی بدون مرز است. پس علاوه بر الزامات تغییر برنامه‌های قبلی کشور در حوزه مشهور به «تنظیم خانواده»، رصد پروژه‌های جدید دشمنان جمعیت ایرانیان در حوزه سبک زندگی با تاکید بر تغییر جایگاه و نقش زنان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در یادداشت امروز تلاش می‌کنیم حرکت خزنده برخی نهادهای بین‌المللی در حوزه سبک زندگی جمعیتی ایرانیان را جست و جو کنیم:

کارشکنی یا دلسوزی؟

این چندمین شماره صفحه اجتماعی کیهان است که به افشای برنامه‌های نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی در رد سیاست‌های کلی ابلاغی در حوزه جمعیت اختصاص می‌یابد. میدان مبارزه با برنامه‌های دشمنان مسلمانان در حوزه جمعیت بسیار گسترده شده و به واسطه بروز اشکالات متنوع در حوزه سبک زندگی، حتی در صورت همراهی کامل دولت و مجلس و نهادهای اجرایی و قانونی در حوزه افزایش جمعیت نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم. در شرایطی که آمار میزان ازدواج و طلاق و سن تاهل و نرخ فرزندآوری در کشورمان به علت تهاجمات فرهنگی چندان امیدوار کننده نیست، دست و پنجه نرم کردن با مجریان برنامه های قدیمی «تنظیم خانواده جهانی» که آشکارا در کشور به کارشکنی در حوزه استراتژیک جمعیت اشتغال دارند، حقیقتا نویدبخش آینده‌ای روشن نیست.
در آخرین برنامه اجرا شده، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری، با ارائه گزاره‌هایی قابل تامل، پروسه همکاری با کشور فنلاند به منظور پیشبرد سیاست‌های جمعیتی و سبک زندگی، را کلید زده است.

جمعیت و معاونت زنان

هر چند مولاوردی در دیدار با سفیر فنلاند پس‌از بازگشت تیم تحقیقاتی مورد حمایت وی از این کشور، از اهمیت «بحران جمعیتی کشور» می‌گوید، اما تاکید وی بر استفاده از تجربیات موفق این کشور در حل و فصل بحران مذکور قابل تامل است.
مولاوردی با اشاره به سفر اخیر گروه ایرانی از زیرمجموعه معاونت زنان به کشور فنلاند گفته است: «توجه به مساله مادران و کودکان یکی از اهداف سفر این گروه مطالعاتی بوده است زیرا بررسی ها نشان می دهد فنلاند از کشورهایی است که بیشترین تسهیلات و حمایت ها را برای این سیاست ها در نظر گرفته است.» وی تاکید دارد که «فنلاند یک کشور اروپایی است که بیشترین موفقیت را در زمینه سیاست افزایش جمعیت داشته است(!)»
چنان که از مجموع صحبت‌های خانم مولاوردی بر می آید قرار است معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد و در همین راستا هیئتی از ایران به فنلاند سفر کرده است. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که ایران اسلامی چرا باید برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد؟ اوضاع جمعیتی فنلاند چگونه است و آیا این کشور توفیقی در اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت داشته است؟

فلاکت جمعیتی فنلاند!

نرخ باروری فنلاند در چهل و پنج سال گذشته زیر سطح جانشینی بوده و سعی مسئولان این کشور برای افزایش نرخ باروری و فرار از مصیبت سالخوردگی جمعیت، هیچگونه موفقیتی را به دنبال نداشته است! چنانکه میانگین سنی مردم در این کشور قریب به 42 سال است و فنلاندی‌ها بر کرسی رتبه هفتم پیرترین کشورهای دنیا تکیه زده اند!
 در اروپا که به قاره سالمندان معروف است تنها چهار کشور از لحاظ سالخوردگی از فنلاند شرایط بدتری دارند. فنلاند کمترین تراکم جمعیت را در اتحادیه اروپا داراست و مرکز آمار این کشور در سال 2014   اعلام کرد که تعداد آمار تولد نوزادان در این کشور  در حال حاضر برای سومین سال پیاپی کاهش قابل ملاحظه ای داشته است و  تنها در یک سال گذشته پنج صدم از نرخ باروری این کشور کاسته شده است. همچنین در سال 2012 رتبه  فنلاند بر اساس نرخ باروری 166 در جهان بوده که این رتبه با جایگاه ایران در پله  144 فاصله زیادی دارد!
 تمام این موارد به خوبی نشانگر این موضوع است که وضع جمعیتی فنلاند حتی از کشور ما نیز بدتر است و کمک این کشور به ایران در زمینه بحران جمعیت اگر حکایت کور و عصاکشی نباشد حکایت کل است و طبابت برای سایرین! پس علت تاکید مکرر معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده برای همکاری با این کشور و دید و بازدید هیئت‌های دو کشور چیست؟

رمزگشایی از الگوی فنلاندی

هفته گذشته هیئت بلندپایه‌ای از فنلاند در بازی «دید و بازدید» هیئات ایرانی- فنلاندی به کشورمان سفر کردند. وزیر بهداشت اسبق فنلاند در نشستی با معاونت امور زنان ریاست جمهوری، با ابراز خوشحالی از ارتباط‌گیری با برخی مجموعه‌های مدیریتی داخلی، از اجرای «برنامه تنظیم خانواده» در ایران اظهار خرسندی کرد!
از آنجایی که مراکز مطالعاتی غربی با اهداف گوناگون به رصد دقیق فعل و انفعالات ساختارهای بهداشتی و درمانی کشورهای خاورمیانه و به خصوص ایران می‌پردازند، آشنایی و ارتباط متخصصان آنها با شرایط حاکم بر کشورمان عجیب نیست و به همین خاطر است که«واپوتی تایسپل»، وزیر سابق بهداشت فنلاند خطاب به مولاوردی می‌گوید: «این سفر اولین دیدار من از ایران است اما این بدین معنا نیست که در گذشته هیچ ارتباطی با این کشور نداشته‌ام.»
طی دهه‌ هفتاد میلادی، رشته‌ دانشگاهی «ارتباطات سلامت عمومی» در دانشگاه جان‌هاپکینز تأسیس شد که هدف آن ارائه‌ یک برنامه‌ هماهنگ جهانی برای کاهش جمعیت کشورهای کمتر توسعه‌یافته بود. این برنامه با پشتوانه‌ آمریکا و با همکاری بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، با عناوینی زیبا و جذاب چون «تنظیم خانواده» در این کشورها ترویج و عملیاتی شده است. اولین هدف برنامه‌ تنظیم خانواده، جمعیت‌های غیرسفیدپوست و جهان‌سومی ساکن در آمریکا و اولین قربانیان آن، سرخ‌پوست‌های بومی آمریکا بودند که بعدها نوک پیکان این برنامه، کشورهای آفریقا و خاورمیانه را نشانه گرفت و از قضا با همت بلند مسئولان کشورمان در دهه ۷۰ بسیار موفقیت‌آمیز اجرا شد!
پس تا اینجای کار متوجه شدیم که هیئت ایرانی در دیدارهای انجام شده در فنلاند موفق به توجیه مسئولان این کشور درخصوص تغییر سیاست های جمعیتی کشورمان از شکل جهانی مشهور به نام «تنظیم خانواده» با هدف «کاهش شدید رشد جمعیت» نشده اند و علت حضورشان در این کشور اروپایی را به صراحت بیان نکرده اند!
نکته مهم برنامه ضد جمعیتی فنلاندی‌ها برای ایران را می‌توان در ادامه صحبت‌های وزیر سابق بهداشت فنلاند در گفتگو با مولاوردی مشاهده کرد: «در فنلاند به برابری زنان و مردان بسیار اهمیت داده می‌شود و ما برای این امر بسیار جنگیده‌ایم و باید گفت، گفت‌وگو با کشورهای گوناگون برای ما بسیار الهام‌بخش بوده و می‌توان راه‌های خوبی را برای همکاری در امور گوناگون در این دیدارها یافت.»

واحد  سبک زندگی فنلاندی

در حالی که کشوری همچون فنلاند در مباحث خانواده و جمعیت با بحران مواجه است به طوری‌که به گفته خودشان با معضل پیری جمعیت دست و پنجه نرم می‌کنند، در حوزه «سبک زندگی غربی» پیشتازند!
آمار «زندگی غیر شرعی زوجین» در فنلاند  5 میلیون نفری بیش از 40 درصد است و دست کم 20 درصد مردم این کشور «بی خدا» هستند. آمار ازدواج و فرزندآوری فنلاندی‌ها نیز بسیار پایین است. یعنی همانطور که وزیر بهداشت سابق این کشور تاکید کرد فنلاندی‌ها بیش از آن که مشتاق ترویج سیاست فرزندآوری در ایران باشند از تدوین برنامه‌ای با هدف تامین «برابری جنسیتی» و مولفه‌های سبک زندگی غربی ایرانیان استقبال می‌کنند!
در ایران اسلامی کمتر از پانزده درصد آمار شاغلین کشور اختصاص به زنان دارد ولی در کشورهای غربی از جمله فنلاند زن و مرد تقریبا به یک اندازه شاغل هستند. بر اساس اصول برنامه جهانی «هزاره» که اجرای بند مرتبط با موضوعاتی جمعیتی آن تاکنون فاجعه بار بوده، برابری آمار اشتغال زنان و مردان از مولفه‌های «برابری جنسیتی» است. موضوعی که به هیچ عنوان با سبک زندگی ایرانی- اسلامی قابل جمع نیست.

زن، کلید تغییر سبک زندگی

بر اساس شاخص‌های تهیه شده در نظامات فمینیستی لیبرال سرمایه‌داری که از عوامل قطعی «فروپاشی خانواده» در غرب به شمار می رود، ایران از منظر «برابری جنسیتی» به شکل غربی، در رده 137 قرار دارد.
جالب توجه است که معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در اسفند 92 نیز با حضور در نیویورک در اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل با موضوع «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» شرکت کرد! معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارش فیس بوکی سفر خود نوشت: «در اهداف توسعه هزاره - که به سند MDGs معروف است- دولت‌ها مسئولیت جمعی خود را در رابطه با تضمین حفظ و احترام به کرامت انسانی، برابری و عدالت در سطح جهانی به رسمیت شناخته‌اند. ارتقای توسعه و ریشه کن کردن فقر، تحقق و ارتقای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان از جمله عوامل مؤثر برای تحقق حقوق بشر در عرصه جهانی دانسته شده است(!)»
تعریف و تمجید معاون رئیس جمهور از «تبادل تجربیات» در حوزه زنان در حاشیه «کنفرانس ضد زن» مذکور در حالی صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب درخصوص تز «برابری جنسیتی غرب» گفته است: «اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.»
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب دانسته و افزودند: «برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل». با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می‌کند؟» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن معتقدند: «در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه‌های مشترک، منطقاً عرصه‌های متفاوتی را نیز به همراه می‌آورد.»
رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیون های جهانی با صراحت گفته است: «اصرار غربی‌ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می‌کند، به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.»

رفع تبعیض یا هدم خانواده؟!

علی‌رغم معین و مشخص بودن سیاست‌های کلی نظام در حوزه زنان، در آذر سال 93 جزئیات انعقاد توافقنامه تعهدآور معاون امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل بدون جلب موافقت مجلس شورای اسلامی با موضوعات مشابه خبرساز شد!
فاطمه رهبر، عضو کمیسیون اصل 90 مجلس درخصوص رسالت صندوق جمعیت سازمان ملل می گوید: « در طی دوره‌های گذشته مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگانی در اجلاس‌های دوره‌ای و منطقه‌ای این صندوق شرکت می‌کردند. دو ماه گذشته نیز اجلاسی در فیلیپین برگزار شد که بنده و یکی دیگر از نمایندگان در آن اجلاس شرکت کردیم و نکته قابل توجه این است که موضوع تمام این همایش‌ها «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» است!»
وی افزود: «در حقیقت این صندوق مجری «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که امسال بیستمین سالگرد تصویب آن کنوانسیون است. ایران در زمان تصویب آن نیز به کنوانسیون مذکور پیوست؛ اما به دلیل بیست ایرادی که شورای نگهبان بر آن وارد کرد با تأیید نظر شورای نگهبان آن مصوبه ملغی شد، چرا که معتقد هستیم دیدگاه ایران با دیدگاه سکولار غربی در مورد زنان و جایگاه زنان متفاوت است.»

صندوق جمعیت در ایران

براساس سندی كه نمایندگی صندوق بین‌المللی جمعیت در ایران منتشر ساخته، همكاری صندوق جمعیت سازمان ملل متحد با ایران از سال۱۹۷۰ بر مبنایی پروژه‌ای و از سال ۱۹۹۰ بر مبنای برنامه‌های ۵ ساله كشوری شروع شد. برنامه ۵ ساله كشوری كنونی، چهارمین برنامه از سال ۱۹۹۰ در سال ۲۰۰۵ بر محور «چارچوب کمک های توسعه‌ای سازمان ملل متحد» آغاز گردیده است.
بر اساس متن این سند پشتیبانی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نتایجی محسوس در ایران به بار آورده كه در شاخص‌های جمعیت و بهداشت باروری به خوبی آشكار است. این گزارش یكی از این شاخص‌های محسوس را نسبت استفاده از تمامی روشهای پیشگیری از بارداری می‌داند كه «از۶۴ درصد به ۷۹ درصد افزایش یافته است»! این گزارش سه زمینه اصلی فعالیت‌های صندوق را بهداشت باروری (بخوانید تحدید نسل)، برابری جنسیتی و استراتژی های جمعیت و توسعه معرفی می كند كه بطور تفکیک ناپذیری باهم ارتباط دارند(!)
صندوق جمعیت و سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل بر اساس آمارهای رسمی سالیانه منتشر شده تاکنون
بیش از یک میلیارد دلار در مراحل مختلف برنامه «تنظیم خانواده ایران» با هدف کاهش نرخ فرزندآوری و جمعیت ایرانیان، هزینه کرده‌اند. میزان موفقیت برنامه جمعیتی سازمان‌های مذکور در ایران بیش‌از برآوردهای طرح اولیه بوده به نحوی که در دهه اول قرن
بیست و یک، ایران بر پله نخست بالاترین نرخ کاهش رشد جمعیت در جهان برای چندمین سال پیاپی تکیه زد و همین موضوع جوایز زیادی برای برخی از مسئولین وزارت بهداشت کشورمان در مجامع بین‌المللی به ارمغان آورده است!

فاز دوم جنگ جمعیتی غرب

تلاش برای تغییر نگرش زنان و سبک زندگی خانواده ایرانی، آخرین مرحله از اجرای طرح تثبیت سالمندی جمعیت ایرانیان است. به نحوی که در صورت اجرای طرح‌هایی همچون «برابری جنسیتی» مبتنی بر استراتژی جمعیتی پیشرفته در ایران، همچون برخی کشورهای غربی، مشابه فنلاند، حتی در صورت وضع قوانین و مشوق‌های جمعیتی نیز به علت بی‌انگیزگی جوانان در تشکیل خانواده و ممانعت زنان از فرزندآوری به بهانه ارتقاء شغلی و افزایش استرس زندگی مکانیزه به سبک لیبرال سرمایه‌داری، نرخ رشد جمعیت اصلاح نخواهد شد. چرا که نگاه جامعه به فرزند، از عطیه ای الهی و نماد خانواده سالم به موجودی «مصرف کننده» با خصوصیت تضعیف موقعیت‌های شغلی و رتبه اقتصادی تغییر خواهد کرد.
متاسفانه روندی که دولت در حوزه سبک زندگی و سیاست‌های کلی جمعیت در پیش گرفته هیچ امیدی به اصلاح وضعیت فعلی با حرکت پرشتاب به سمت «جامعه سالمند ایرانی» وجود ندارد. شاید لازم باشد به جای تاکید بر اجرای «سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب در موضوع جمعیت» وقت بیشتری در توجیه دولتمردان و نهادهای مسئول در مذمت عمل به نقشه‌های دشمن و اجرای طرح‌های مغایر با چارچوب‌های دینی خانواده سالم، صرف کنیم! چرا که در حال حاضر فاصله زیادی میان مدیران جامعه ایرانی با مجریان آینده‌نگر و آگاه به تاثیرات پیروی از سبک زندگی غربی، وجود دارد!
باید از دولت بخواهیم اگر در مناصب مرتبط با موضوع جمعیت از بکارگیری افراد دلسوز و معتقد به سیاست‌های جمعیتی نظام پرهیز می‌کند دست کم کرسی‌های مدیریتی را به «دشمنان داخلی جوان ماندن ایران» نسپارد!
باید از دولت بخواهیم سمینار پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان را با همکاری سفارت سوئیس و صندوق جمعیت برگزار نکند، تا همکاران سوئیسی صهیونیست‌های پلید فرصت سفر به ایران را نیافته و برایمان نسخه نپیچند که نرخ باروری را از این هم کمتر کنیم!
باید از دولت بخواهیم همایش رویکردهای جدید جمعیتی را برگزار نکند تا معلوم نشود معاون وزارت بهداشت فرق عزا و عروسی جمعیتی را نمی‌فهمد و نفهمی خود را با پرداختن به گزاره خجالت‌آور «ارائه آمار غلط به رهبر انقلاب» فریاد نزند!
باید از دولت بخواهیم با تغییر نام برنامه «تنظیم خانواده» به «باروری سالم»، طرح کاهش رشد جمعیت را در دستگاه بهداشتی کشور ادامه ندهد!
باید از دولت بخواهیم برای بهبود وضع جمعیت از سفارت فنلاند و سوئیس و پارلمان آلمان کمک نخواهد و از اروپا الگو نگیرد!باید از دولت بخواهیم به دنبال اجرایی کردن برخی تعهدات بین‌المللی در زمینه جمعیت، نباشد. باید از دولت بخواهیم از فریاد زدن واقعیت آشکار شدن نقش غرب در اجرای فاز دوم جنگ جمعیتی با موضوع تغییر مولفه‌های سبک زندگی ایرانی- اسلامی، هراس نداشته باشد و خود مجری آن نباشد!


نظرات()   
   


با رویت لینک زیر در مورد تعداد مدیران  زن در یکی از مردانه ترین مکان های دولت اطلاع پیدا کنید و تخمین بزنید در جاهای دیگر وضع به چه منوال است و متاسفانه پیوسته شعار تشویق زنان به مدیریت و یا حتی زورگویی به افزایش تعداد مدیران زن در جریان است، چنانچه نسل های گذشته را کنار بگذارید متوجه خواهید شد که تعداد شاغلین و مدیران زن در نسل های جوان تا چه حد بالاتر از مردان است:




متاسفانه با تشویق رسانه ملی و دولت و تمام ارگانهای این کشور به اشتغال زنان، همه چیز با هم به تضاد رسیده است. به گونه ای که زنان تمام ادرات و همه محل های کار را پر کردند و در انتظار شوهرند و مردان همه بی زن، بیکارند و کسی به آنها زن نمی دهد. زنانی که شعار برتری در انجام مسئولیت می دهند اما با این حال باز از مرد بی مسئولیت گریزان اند و به وی انگ می زنند. اگر واقعا خود را در انجام مسئولیت های جامعه و خانه برتر از مردان می بینید پس دیگر چه انتظاری از مردان دارید؟ تن فروشی بسیار برتر از فطرت فروشی و روح فروشی و دین فروشی است. تن خود را فروختن بهتر از روح خود را فروختن به تمایلات سخیف نفس در راستای غرور فمنیستی است. جنایت به معنای تن کشی یک فرد دیگر برتر از این است که فطرت تعداد زیادی انسان را کشتن و به بازیچه گرفتن. در این جامعه بیمار که احکام دین به تضاد رسیده و تفاسیر کاملا متناقض از احکام دین می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در تمام تاریخ بشر، تمدن بشری با تمام فراز و نشیب هایش مدیون خانواده بوده است و امروزه با اشتغال بی رویه زنان و بیکاری مردان و تعویض کافرانه زن و مرد آن هم به نام دین عملا قلمرو تمدن به سر رسیده است. اگر دقت نمایید اغلب زنان دارای پست چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار بد هیبت و مردوار هستند، به گونه ای که هر مردی در مواجهه با آنها نمی داند چه نقشی باید بازی کند؟ مسلما تنها راه منطقی برای مردی که زندگی با  این گونه زنان را برگزیده  است این است که خود را زن کند. خوب مسلم است در چنین وضعیتی عملا تمدن به اتمام می رسد زیرا مسیر چنان بر خلاف فطرت است که امکان بقا ندارد. بالعکس زنان در مقابل مردان زن صفت چگونه می توانند رفتار کنند؟

متاسفانه یکی از اموری که این روزها بسیار رایج شده است، توصیف چهره فمنیستی از حضرت فاطمه است. همانطور که همه می دانیم پیامبر کارهای خانه را به فاطمه و کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و اتفاقا حضرت فاطمه از این تقسیم بندی بسیار خشنود و راضی شد. طبق عملکرد پیامبر الگویی که بسیاری از افراد در راستای اشتغال زنان از پیامبر گرفتند چیست؟ این چه الگویی است که با اصل ماجرا چنین تضاد دارد؟ همه ماجرای تقسیم وظایف حضرت فاطمه و علی را توسط پیامبر شنیده ایم و همه از حدود سن ازدواج و شهادت حضرت فاطمه  و نیز تعداد فرزندان ایشان و ماجرای پینه بستن و ... اطلاع داریم. کدامیک از این ویژگی ها با شرایط و ایده هایی که امروزه تبلیغ می شود همخوانی دارد؟


نظرات()   
   

زن عربستانی

عربستان کشوری است که احکام اسلامی را خیلی درست تر و بهتر از ما اجرا می کند. به همین دلیل اغلب رسانه های سکولار ما آن را به عنوان کشوری متحجر می شناسند. این روزها باب شده است که تا حرفی از قرآن زده شود ،می گویند تو متحجری. این تحجر البته در باب حقوق مرد و آیات و روایاتی که وظایف یا محدودیت هایی  برای زن قایل باشد می شود! و صد البته روحانی نما های مازوخیست در حال منقضی کردن بسیاری از آیات قرآن و تفاسیر به رای آن در جهت اهداف فمینیستی هستند.
با وجود رواج چند همسری در عربستان سعودی لیکن شمار دختران مجرد بالای 30 سال آنها به حدود دو میلیون نفر رسیده است و حال عمق فاجعه را در ایران ببنید که روحانیون و حاکمیت با دلایل مختلف از عوامل بازدارنده و غیر ممکن کننده برای این مسیل استفاده می کنند و حتی رسانه ملی در حال از بین بردن این سنت اسلامی و حق الهی مردان است!

لیکن افزایش آمار دختران مجرد در عربستان ناشی از چیست؟
این چیزی نیست جز پاسخ مردان عربستان به دخترانی که مهریه های بالا طلب می کنند.

ای کاش این انسجام و دینداری در بین مردان ایرانی هم وجود داشت!

همانطور که در آمار ها مشهود است زنان ایرانی با حقارت تمام به ازدواج با اتباع خارجی روی می آورند،
مردان ایرانی بدانند که هیچ محدودیتی برای آنها جهت ازدواج با اتباع خارجی وجود ندارد.
کشورهایی مانند افغانستان ، عراق،ترکیه،آذربایجان، تونس،چین، امارات، روسیه قبرس، لبنان، سوریه و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین می توانند تامین کننده گزینه برای ازدواج شما باشند.
بعنوان مثال اغلب زنان تونسی هیچ شرطی برای ازدواج با مردان ندارند و حتی با چند همسری مردان مخالف نیستند و تسلیم خواسته مرد هستند و تنها شرطشان این است که در صورتی که مرد خواست آنها را طلاق بدهد، فرزندانش را از وی نگیرد! آنها حتی مهریه های ناچیزی را طلب می کنند.
حال این را مقایسه کنید با زنان ایرانی با 13 شرط مکتوب در عقدنامه که قانون گذار از درج شروط مشابهی که زنان را به زندگی پایبند کند خودداری کرده است! و این سوای برخی از زنان می باشد که شروط اضافه تری را هم به همراه مهریه های قابل توجه در عقدنامه قید می کنند!
خواهید دید که مردان ایرانی بسیار بیشتر از زنان زیاده خواه ایرانی طالب دارند. تا زمانی که انسجام و یک خواسته عمومی در مردان ایرانی شکل نگیرد و مردان بیدار نشوند وضع روز به روز از این بدتر خواهد شد.
امروزه مردان در دنیا آگاه شده اند و با زنان زیاده خواه ازدواج نمی کنند. حتی برای کشورهای غربی با آن موج برابری خواهی که وجود دارد ، سازمان های و ان جی او های حمایت از حقوق مردان به موازات آنها در حال ایجاد مسئولیت برای زنان در مقابل حقوقی هستند که توسط فعالان حقوق زن مطالبه می شود.


افزایش تعداد زنان ازدواج نکرده در عربستان سعودی، نگرانی‌هایی را در این کشور ایجاد کرده و انجمن‌ها و موسسات فعال در عرصه خانواده و سلامت اجتماعی را وادار کرده از دولت بخواهند برای حل این معضل، اقداماتی اساسی انجام دهد.

به گزارش شفقنا به نقل از گلف نیوز، در آخرین مورد از این هشدارها، انجمن مراقبت‌های خانوادگی «ویام» اعلام کرده که حدود 5 /1 میلیون زن سعودی بالای 30 سال، ازدواج نکرده‌اند. این آمار، نمایانگر 4 /33 درصد از کل جمعیت زنان در عربستان سعودی است.

محمد آل عبدالقادر، مدیر انجمن «ویام» گفته است: «ما باید برای 10 سال آینده، روی دیدگاه و بینش جدیدخانواده‌های سعودی کار کنیم. ما راهکارهایی داریم که مبتنی بر حفظ ارزش‌های خانوادگی، حفظ انسجام خانواده و مقابله با معضلی مثل تجرد زنها باشد.»

فعالان اجتماعی می‌گویند آمار زنان ازدواج نکرده در این کشور، حدود 2 میلیون نفر است. کارشناسان اجتماعی می‌گویند یکی از دلایل «تجرد زنها» یا در خانه ماندن آنها در عربستان سعودی، این است که بعضی خانواده‌ها، خواستار مهریه‌های سنگین هستند. این مساله به همراه هزینه‌های بالای مراسم ازدواج، گاه باعث می‌شود مردهای سعودی به ازدواج با زنان خارجی تمایل بیشتری نشان دهند.


نظرات()   
   

به دنبال بحث اساسی تحریف فمنیستی در ادیان، لازم شد تا سیر این تحریف ها  در طول تاریخ معاصر ایران و در دین مبین اسلام بررسی شود. تغییر 180در جه ای موضع  در حوزه زنان، طی 50 سال  بسیار تامل برانگیز است و کاملا رد پای تفسیر به رای های شیطانی را می توان حس کرد و البته نتایج این تفسیر به رای ها را در جامعه به وضوح می توان دید. مطالب زیر از وبلاگ شجاعانه برای وطنم ذکر شده است.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (1)

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. . بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند حیرت انگیز باشد .


مرحوم مدرس

 

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست


مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان :

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوّامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».



نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]