تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب مقالات

اگر به عقدنامه های جدید نگاهی انداخته باشید، حتما مشاهده نموده اید که 13 شرط ضمن عقد به نفع زنان در آن درج شده که عاقد محضرخانه در هنگام برگزاری مراسم عقد، آن را جلوی داماد عاشق گذاشته تا امضا کند. داماد جاهل نیز بی خبر از قوانین و مقررات کشور وقتی برای اولین بار به شروط ضمن عقد برمی خورد مجبور می شود آنها را امضا کند. بی خبر از آنکه هر یک از شروطی که امضا نموده، می تواند توسط همسرش بر علیه وی استفاده شود.

نکته جالب توجه در شروط ضمن عقد آن است که در پایین هر شرط، بخشی خالی گذاشته شده است تا زوجه بتواند بعدا موارد جدیدی نیز اضافه کند. و جالب تر آنکه این مسئله آنقدر برای قانونگذار مهم بوده است که حاضر نشده که کل شروط را در یک صفحه طراحی کرده و در انتها یک امضا از داماد و عروس بگیرد. بلکه هر شرط به صورت مستقل در یک صفحه به طور کامل (یا بخشی از صفحه عقدنامه) ذکر گردیده است و عروس و داماد مجبور هستند چند برابر وقتی که برای خطبه خواندن و امضای سند ازدواج وقت گذاشته اند، صرف امضا و اثر انگشت شروط ضمن عقد نمایند.

فعالان حقوق زن چه از زنان و چه از مردان، علت این مصوبه را حمایت از زنان عنوان کرده اند و معتقد هستند که زنان به دلیل «ضعیف بودنشان» می بایست مورد حمایت قرار گیرند. لذا علارغم آنکه در قانون، لحاظ کردن شروط ضمن عقد پذیرفته شده است ولی مقنن خود وارد این مسئله شده و تصمیم می گیرد شروطی را در سندهای ازدواج لحاظ کند.

اینکه تصمیم مقنن از سوی کدام جریان فکری به قوه قضائیه و دولت ارائه شده و با فشار یا لابی چه جریان فرهنگی-فکری طراحی و اجرایی شده است مسائلی است که می توان با رصد اخبار و فعالیت های گروه های فمینیستی که بسیاری از آنها با بودجه دولتی و بسیاری دیگر با حمایت کشورهای خارجی فعالیت می نمایند تحلیل کرد و به ارزیابی درستی از علل و چرایی پشت پرده این مصوبه دست یافت.

امروز به لطف سیاست های فمینیستی که طی سی سال گذشته در حاکمیت جمهوری اسلامی با فشار جبهه اصلاح طلب و انفعال کامل جریان اصولگرا در جریان بوده است شاهد سست شدن بیش از پیش بنیان خانواده در جامعه ایرانی و افزایش جرائم، آمار طلاق، خودکشی، جنایت، دزدی و به طور کلی حرکت جامعه به سمت و سوی بی دینی هستیم. امروز در شهر تهران حداقل از هر 3 ازدواج یکی به طلاق می رسد و یکی نیز به طلاق عاطفی دچار می شود. بنا به اخبار منتشره، بین 70 تا 90 درصد درخواست های طلاق از سوی زنان است و باور چنین چیزی که حق طلاق در اختیار مرد است یک اشتباه محض است. 80 درصد طلاق ها نیز با عنایت به محرز شدن شروط ضمن عقد رخ می دهد(1). امروز در شهر های کشور، روز بروز بر تعداد جوانانی که به زندگی مجردی روی می آورند افزوده می شود و کشور در حال تجربه رکورد بی سابقه دختران و زنان مجرد و بیوه است. اینها همه نتیجه سیاست های فمینیستی ای است که کشور را طی دهه های اخیر به چالش کشیده است. سیاست هایی که نه از جانب اسرائیل و آمریکا، بلکه با همراهی مسئولان تراز بالای کشور همراه بوده است. یکی از این طرح ها که منجر به باج دهی بی سابقه به زنان شده است مصوبه لحاظ شدن شروط ضمن عقد در سندهای ازدواج است.

Image


نظرات()   
   

در اسلام تامین نفقه و هزینه خانواده به عهده مرد است. و مطلب دیگر اینکه متاسفانه بسیاری از زنان فمنیست از این شکایت می کنند که دلیل عدم وجود دانشمند زن و ... این بوده که توقع از مردان برای دانشمند و مشاهیر شدن بیشتر بوده است. خوب این توقع عیننا همان وظیفه مرد در چارچوب قوام بودن و نیز تامین خانواده خویش است زیرا بسیاری از اقدامات مردان در همین راستا بوده است و در اصل این یک رسالتی بوده که مرد آن را انجام داده است و یک وظیفه هست و نه حق. مسلم هست که هر زنی مردی با خصوصیات مبتکرانه را دوست دارد. آیا می شود زنان به نام حقوق زن بگویند که مردان ما نباید هیچ می کردند برای خانواده های خود. خوب مسلم هست بسیاری از زنان امروز به دلیل این تفکرات مسموم از دل مرد رانده شدند. همانطور که شیطان به دلیل تفکرات مسموم خویش از جانب خدا رانده شد. به همین طریق زنان نیز  تنها وسیله لهو و لهب مردان شدند.

این تفکرات لیاقت تشکیل خانواده و مادر شدن را می گیرد و اگر مادری هم بماند قطعا نامشروع است و زندگی آنها کاملا بدون برکت و شوم و نامبارک است. این که بر خلاف نظر قرآن بسیاری از  زنان امروز سعی در دور کردن مرد از وظایفی که خدا بر گردن آنها نهاده هستند، دقیقا همان کار عبثی است که شیطان در تمام دوران حیات خود در حال انجام است. شیطان در تمام مدت حیات در پی اثبات برتری توهمی خود به خالق خود است و با نام خدا با خدا می جنگد. کسی تا کنون خود را جای شیطان نگذاشته است. اگر کمی به ماجرای شیطان فکر کنیم، متوجه می شویم که شیطان حتی موجه تر از زنان فمنیست عمل کرده است. گر چه مسیر هر دو باطل و پوچ است اما انحراف امروز از انحراف شیطان حاد تر است.

مسلم است که تفکر مسموم فرصت زن در عصر امروز چیزی جز اخراج مرد از وظیفه و رسالت اش نیست. ادعا می کنند که زنان در قرون گذشته فرصت نداشتند که فلان کار را بکنند. خوب آیا امروز چه فرصتی دارند؟ فرصت انجام رسالت مرد را؟ آیا اینان تا کنون از خود نپرسیدند که دنبال چه هستند و چه فرصتی را دنبال می کنند؟ واقعا فلسفه این سرکشی متوهمانه چیست؟ کفران نعمت به این شکل که امتیازات در نظر گرفته شده توسط خداوند برای زنان پست قلمداد شوند به اسم این که زنان به مردان نیاز ندارند!!! نفقه و مهریه و ... ،همه به خاطر توهم و غرور و ناسپاسی و ناشکری توسط افکار پست و سخیف فمنیستی بد جلوه داده می شوند. افکاری که در نهایت چند زن را مدیر و وزیر می کند و بقیه زنان را به فلاکت و بدبختی می کشاند و جامعه را رو به انحطاط و فساد و بدبختی و زوال می برد. امروز مرتب می گویند فقر در دنیا در حال زنانه شدن است و سهم زنان از ثروت های مملکت کم است گویی اینکه ثروت مردان جز برای زن و فرزند خرج می شود و آیا هیچ مردی ثروتش را با خود به گور می برد! همین ها مدام می گویند سهم زنان ازمدیریت کم است در حالی که بخاطر مردان بی تدبیر این سهم شیطانی پیوسته در حال افزایش است. (نمونه ای از این خزعبلات را می توان در لینک مقابل دید ...... لینک......) اما این سهم زنان در مدیریت پیوسته در حال افزایش است. این خود مبین دستاورد مذکور است. محله های بدنام قدیم در ایران هم همین گونه بود. مدیریت با چند زن با هزاران روسپی زیر دست که تمام درآمدشان در جیب چند خانم رییس می رفت.

متاسفانه بسیاری از مفسران اسلامی، چهره کاملا واِژگون به روی اسلام به دلیل غربزدگی خودشان پوشاندند که گویی در اسلام وظایف زن و مرد کاملا غلط تعریف شده بوده و اکنون وظایف این دو تغییر یافته است. چه کسی مرد بودن را فرصت قلمداد کرده و یا انجام وظیفه مرد را فرصت برای زنان معرفی کرده است؟ آیا هدفی جز نابودی بشر داشته است؟ مسلم است که این تفکر مهلک تر از هر سلاح کشتار جمعی است.


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

جریان فراماسونر در راستای  از بین بردن خانواده در ایران و نسل کشی مدرنی که در این کشور به راه انداخته وارد فاز دوم حرکت خود شده است.
این جریان برای اینکه به موفقیت برسد ناگزیر به تثبیت مرحله اول خود است.
مرحله اولی که از آن صحبت می کنیم نهادینه سازی افکار فمینیستی در بین زنان و حتی برخی مردان فریب خورده است.
مرحله دوم نیز ایجاد زمینه برای روابط خارج از خانواده با سستی بنیان خانواده که با استفاده از فمینیسم (مرحله اول) بدان رسیده است می باشد.
مرحله دوم با نهادینه سازی تفکرات برای توجیه و قبح شکنی از همجنسگرایی، همباشی، طلاق، جشن طلاق، کودک آزاری و هزاران مفهوم خفته پشت این افکار است که از طریق تکرار مکررات و تقلید رسانه های داخلی از آنها به این هدف نیل میکند.

مرحله سوم نیز مرحله اجرایی سازی اهداف است. چرا که دیگر زمینه ها و تعاریف و آمادگی های فکری برای پذیرش آن در جامعه هدف ایجاد شده است.
متن زیر برگرفته از سایت الف یه قلم یکی از کاربران سایت الف (جناب آقای هادی شریفی) است که به لحاظ اهمیت آن و بنا به رسالت  این سایت در این وبگاه قرار می گیرد.
امید است که زمینه ای باشد برای بیداری مردم و مسئولین.

همباشی

همباشی سیاه چگونه به ازدواج سپید تبدیل شد؟

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از "ازدواج سفید" می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ "ازدواج" و "سپید". برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود "هشدار برای رواج ازدواج سفید"!.


اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون. رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی"قانونی و بدون روابط جنسی" معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد "cohabitation" یعنی "همباشی" آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و "همباشی" تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه "White wedding" به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت "همباشی" فرنگی به فرهنگ ایران که آمده "ازدواج سفید" نام گرفته است؟!

ریشه کلمه "ازدواج سفید" را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه "ازدواج سفید" برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را "همباشی" می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی "ازدواج سفید" نام گذاری شود. باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج "ازدواج سفید" یا "سپید" دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای "ازدواج سفید" برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع "همباشی" نیست. همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و "همباشی" با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه "رواج" پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و "قابل استفاده" برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب "ازدواج سفید" از "همباشی سیاه" استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.


نظرات()   
   

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

رفتار برخی اصولگرایان به رفتار دیو در شاهنامه فردوسی می ماند. دیوها در شاهنامه فردوسی همیشه برعکس خواسته طرف مقابل و یا خلاف چیزی را که به آن اظهار می کنند عمل می کنند.
یعنی می گویند زن وظیفه اصلی اش خانه داری و شوهرداری است و اینطور نشان می دهند که پیرو رهبر و مطیع دین و مراجع هستند اما در عمل همه جا را پر از زن می کنند و این همه پسر بیکار و دختر مجرد تشکیل می شود!
یا اینکه اگر هم بخواهند کاری در این راستا بکنند عمدا یا ناشیانه به بدترین شکل ممکن انجامش می دهند و بطور کل آن موضوع را ضایع می کنند.
مثل همین تفکیک جنسیتی شهرداری تهران که ما از آن بعنوان طرح فمینستی معکوس یاد می کنیم که به نظر می رسد نقش اتاق فکر های فمینیستی را نباید در ظهور و بروز این سناریو نادیده گرفت تا سیل عظیمی از جو فمینیستی و فشار به دولت و نظام آن هم در این برهه حساس با سوء استفاده فمینیست های وطنی از جو بین الملل برای پیشبرد اهداف ضد بشری با نام حقوق بشر ایجاد شود و همچنین زمینه برای نشر بیشتر گفتمان فمینیستی فراهم شود.
چرا که هنوز این مساله در حد جلسه و صورت جلسه امضا نشده بود که توسط اصحاب شهرداری رسانه ای شد.
این در حالی است که مردان در ایران بعد از سالها از پایمال شدن حقوق شرعی شان و قوانینی که بر علیه آنها تصویب می شود و یا حقوقی که توسط قانون گذاری های بد و تبعیضات فمنیستی از آنها ضایع می شود بی خبرند!


دیو شهرداری تهران


شهرداری تهران


متن زیر برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس هاشمی ( دفتر مشق روزهای زندگی )می باشد:


شهرداری تهران در زمینه اجرای و طراحی برنامه های فمینیستی جلو دار است. نمونه بارز آن در طرح ها و برنامه های زن محور این نهاد است که همه ساله، خرج بسیاری برای چنین برنامه هایی می گردد. در تازه ترین دور از این برنامه های فمینیستی که علی الظاهر با شعار اسلامی به ورطه عمل گذاشته شده طرح تفکیک جنسیتی زنان از مردان در شهرداری تهران می باشد که مخالفت ها و موافقت های افراد مختلف را در بر داشته است. بدین منظور چند نکته که در این بین نادیده گرفته شده است را لازم می بینیم ذکر نماییم.


تفکیک جنسیتی یا انحصار سازی مشاغل شهرداری برای زنان؟    

طرح تفکیک جنسیتی شهرداری تهران، طرحی با دغدغه اسلامی و دینی نیست و صرفا برنامه ای فمینیستی برای بنیادینه کردن زن سالاری در نهادهای شهری می باشد(1) که با توجه به الگو قرار گرفتن شهرداری تهران توسط دیگر شهرداری های کشور، می تواند تبعات نامطلبوب اجتماعی و فرهنگی را برای جامعه به همراه داشته باشد. طراحان این برنامه، علت آن را فقط در رفاه حال زنان دانسته و به زوایای دیگر آن اشاره نکرده اند. تجربه انجام تفکیک جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که هر وقت چنین تصمیمی اجرا شده است دود آن بیشتر از همه به چشم مردان و پسران رفته است و باعث محروم شدن آنان از حقوق شان گردیده است(4).

اختصاص مشاغل طولانی به آقایان موجب رفاه حال زنان و دختران مجرد  
 
به طور مثال هم اکنون جمعیت غالب کارمندان شهرداری و شرکتهای همکار شهرداری تهران را دختران و زنان (که بخش عمده ای از آنها بدحجاب هستند) تشکیل می دهند که بخش عمده ای از آنان مجرد هستند و دغدغه خانواده و تربیت فرزند و شوهر ندارند و تعطیلی در سر موقع، فرصتی برای رفاه حال آنان و شرکت در برنامه های دیگر(همچون کلاس های متفرقه و تفریح و حضور پر ذرق و برق در اجتماع) فراهم می نماید. لذا مطرح نمودن «حضور بیشتر زنان در خانواده» فقط یک عوام فریبی است. در این طرح همچون بسیاری از طرح هایی که در کشور ما اجرا می شود، دین به عنوان ابزاری برای پوشش نیت پشت پرده قرار می گیرد و برای همراه کردن افکار عمومی و علی الخصوص قشر متدین جامعه به دلایلی همچون غیرت دینی و پرهیز از روابط نامحرم اشاره می گردد. جدا از اینکه تعداد پرسنل زن دولتی و شهرداری آنقدر زیاد است که چنین طرح هایی برای رسیدن به هدف مذکور (پرهیز از روابط زن و مرد) ابتر خواهد بود و این راه حل چنین مسائلی نیست.

ثابت ماندن نرخ استخدام زنان در یک نرخ حداقلی بالا 

 
از طرفی اختصاصی کردن فضای کاری برای زنان باعث تقسیم کارها بین دو جنسیت شده و به همین روال، شیوه استخدام ها نیز تغییر کرده و نرخ استخدام زنان در شهرداری در درصد بالایی پابرجا می ماند. به عبارت بهتر این طرح کمک می کند تا روز بروز بر درصد کارمندان زن شهرداری اضافه شود و تخصص های پرسنل، تحت تاثیر جنسیت آنان افت یا پیشرفت کند. مثلا ممکن است شهردار زن منطقه ای، بیشتر اموراتش را به زنان بسپرد و مردان را منزوی نماید یا شهردار مردی بخواهد از زنان یا مردان کمتری در تصمیم گیری های خود استفاده کند. که متاسفانه از اینگونه زنان فمینیست و مردان بی هویت در شهرداری و نهاد های دولتی کشور به کرات دیده می شود.

تحقیر شخصیت مرد و تقلیل هویت آن به یک موجود سراپا جنسی 
 
موضوع دیگری که در این طرح دیده می شود تقلیل شخصیت مرد به یک موجود شهوانی و جنسی است. به عبارت بهتر وقتی جایی را تفکیک جنسیتی می کنیم، نگاه ها به حضور مرد و زن در یک مکان بد شده و مردم به همان زن و مردی که تا دیروز با هم و در یک محیط کاری، فعالیت می کردند اگر پس از اجرای چنین طرحی در کنار هم قرار گیرند به دید بد نگریسته و علی الخصوص این نوع نگاه، بیش از آنکه زنان را قربانی نماید مردان را دچار خجالت و شرم و حیا و گوشه گیری می نماید.
این روند دقیقا شبیه تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس است. زنان به راحتی در میان مردان می ایستند و می نشینند و کسی به آنها چشم خیره و اخم نمی کند ولی به صرف حضور مردان در واگن زنان، به دلایل مختلف همچون کمبود جا و همراه بودن با خانواده، نگاه های خشم آلود برخی افراد متعصب و تندرو روانه آنها می شود.
واضح است مترادف کردن شخصیت و هویت مرد با «یک موجود شهوتران»(2) یکی از راهبردهای ژورنالیستی فمینیست هاست تا بدین وسیله هم بر طبل مردسالاری بکوبند و منتقدین زن سالاری را طرد و دفع نمایند و هم دم از مظلومیت و ضعیف بودن خویش بزنند تا بدینوسیله امتیازات بیشتری برای خود دست و پا کنند و قوانین تبعیض آلود و فمینیستی بیشتری را به تصویب برسانند.

اولویت دهی به استخدام سروران(آقایان) به جای بانوان(زنان) در عوض طرح های فمینیستی

   
از زاویه دیگر نیز این طرح ناشیانه است. به عنوان مثال آقای قالیباف در پاسخ به انتقادات گفته است که ما غیرت دینی داریم(3). حال سوالی که از ایشان می توان پرسید این است که با وجود نرخ بالای بیکاری در پسران جوان و افزایش روز افزون آمار زندگی مجردی در دختران و زنان مطلقه، آیا بهتر نیست بجای طرح های این چنینی در تعداد و ارقام استخدام زنان و دختران در شهرداری و شرکت های زیرمجموعه تجدید نظر کرد و برای حفظ بنیان خانواده، استخدام پسران را بر دختران اولویت داد و تا پسری بیکار است دختری را استخدام نکرد؟ آیا اشتغال پسران و کاهش استخدام زنان و دختران باعث افزایش آمار ازدواج و استحکام خانواده و کاهش روابط نامشروع نمی شود؟ و با وجود کارمندان مرد زیاد(برعکس وضعیت فعلی که مردان در اقلیت قرار گرفته اند)، دیگر نیازی به اجرای چنین طرح هایی احساس نمی شود؟

مدیر و شهردار و ارشد شدن زنان ضروری است! ولی تایپیست و آبدارچی و منشی شدن زنان ممنوع! 

 
اگر اظهارات مسئولان شهرداری تهران و علی الخصوص شخص آقای قالیباف درباره دغدغه دینی و شرعی و داشتن غیرت درست باشد می بایست چنین طرح هایی برای زنان شهردار و مدیر کل نیز به اجرا درآید و در جلساتی که بین شهردار تهران و زنان مسئول برگزار می گردد نیز جوانب احتیاط به عمل آید و از حضور یک مرد در بین زنان به دلیل متزلزل شدن بنیان خانواده مدیران زن شهری نیز جلوگیری به عمل آید و ساعت کاری این دسته از زنان نیز محدود شود. چرا که بر خلاف کارمندان مرد شهرداری که برخی بد اخلاق و اضافه وزن داشته و تناسب اندام به هم ریخته ای دارند، شخص شهردار تهران سرآمد زیبایی و عشق و مهربانی است!
یا سوالی که ذهن پرسشگران را درگیر خود می کند آن است که اگر تفکیک جنسیتی طرحی لازم الاجرا است چرا در شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود و در روابط زنان و مردان مجلس محدودیت اعمال نمی شود؟ آیا تا زمانی که تعداد زنان در محیطی کم است چنین قوانینی خلاف شأن زنان است ولی به محض آنکه درصد حضور زنان در مشاغل و اجتماعات به رقم قابل توجهی رسید چنین طرح هایی، ضرورت پیدا می کند؟
با این وجود به نظر می رسد این طرح، نه یک طرح دینی و اسلامی، بلکه طرحی فمینیستی است که بنا به گفته طراحان آن در جهت تکریم بانوان (بخوانید بنیادینه کردن زن سالاری در شهرداری) انجام گرفته است و هدف آن کنار گذاشتن تدریجی مردان از مدیریت شهری و اشتغال در شهرداری است. طرحی که مطمئنا ضرر های فرهنگی و اقتصادی زیادی برای مردان شاغل در شهرداری به ارمغان خواهد آورد. و فراموش نکنیم که فمینیسم ایرانی، نوع خشن و غیرانسانی غربی است و تنها تفاوت آن در این است که چند متر پارچه وارداتی سیاه رنگ بر روی آن انداخته شده تا خدا راضی باشد! نگاهی به رویکرد سایت های فمینیستی نیز به خوبی نشان می دهد که آنها از هر خبری که مرتبط با دسته «زنان» باشد در جهت اهداف فمینیستی استفاده می نمایند چه آنکه آن اتفاق به نفع زنان باشد و به ضرر مردان(5).

پی نوشت:  
1. یک عضو خانم شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا:
زنان را از شهرداری اخراج نکردیم، ارتقا دادیم/ حمایت از تفکیک جنسیتی پرسنل شهرداری
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=186935
2. دامن زدن به ناامنی با توسل به اخبار دروغ:
نیمی از دختران ایران تجربه آزار جنسی دارند
http://www.daneshjoonews.com/archives/13445
3. قالیباف: باید زنان کارمند را از مردان جدا کرد
http://www.asriran.com/fa/news/346546
4. گزارش سهمیه بندی جنسیتی در سال ۹۳:
امسال کمتر از ۳۰۰ «رشته محل» به طور جداگانه برای دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه های مختلف کشور ارائه خواهد شد. از این تعداد ۱۶۴ رشته فقط به دانشجویان دختر و ۱۳۴ رشته تنها به دانشجویان پسر اختصاص یافته است.
http://www.daneshjoonews.com/archives/13515
5. مثل این دسته از اخبار:
تفکیک جنسیتی: تحقیر زنان در شهرداری تهران
http://www.rahesabz.net/story/84791/
امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: برخی تصور می‌کنند زنان عامل فساد هستند
http://aftabnews.ir/fa/news/255287/برخی-تصور-می‌کنند-زنان-عامل-فساد-هستند
نتایج جستجوگر گوگل در اینباره:
http://goo.gl/qWtj4d 


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • ...  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]