کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل

ملیندا فرنچ در 15 آگوست 1964 در شهر دالاس از ایالت تگزاس در خانواده ای کاتولیک متولد شد. او یک خواهر بزرگتر و دو برادر کوچکتر از خود دارد. او در مدت چهار سال دو مدرک لیسانس در رشته های علوم کامپیوتر و اقتصاد از دانشگاه دوک گرفت و مدرک فوق لیسانس خود را در رشته مدیریت بازرگانی در مدت یک سال از دانشگاه فوکوا در سال 1987 دریافت کرد.
مدت کوتاهی پس از فارغ التحصیلی در سن 23 سالگی ملیندا به استخدام شرکت مایکروسافت در آمد و روی پروژه های مختلفی در این شرکت کار کرد. او حین کار در این شرکت با بیل گیتس آشنا شد. در سال 1994 در جشن خصوصی در هاوایی ازدواج کردند.
مدت کوتاهی پس از ازدواج، ملیندا که 30 سال داشت از شرکت مایکروسافت استعفا داد تا تمام تمرکزش را روی تشکیل و رشد خانواده خود قرار دهد. آخرین سمت او در شرکت مایکروسافت، مدیر عامل سیستم های اطلاعاتی شرکت بود. آنها صاحب دو دختر و یک پسر هستند که در سال های 1996، 1999 و 2002 متولد شده اند."

منبع:wikipedia

انجمن حمایت از حقوق مردان:
مسلما گذشت از خواسته های شخصی و تمرکز این خانم روی خانواده  در موفقیت های همسرش و در نهایت کل خانواده بی تاثیر نبوده است.

در بین زنان غربی برخی با تعقل در میابند که چگونه باید زندگی کنند و در بین زنان شرقی برخی غرب زده تر از غربی ها به دنبال فروختن مادری به حقوق کارگری و کارمندی هستند.
 


نظرات()   
   

علم و دانش وسیله ایست برای کمال انسان، برای اشرف مخلوقات شدن و تقرب به خدا، متاسفانه همه مفاهیم مقدس یک ضد هم دارند که همان نام را دارد اما ماهیتی ضد آن مثل دین ضد دین،  علم ضد علم و ... علمی که امروزه وسیله سوداگری شده و عملا کیمیاگری سنتی را به شکل بسیار بدتر و گسترده تر رواج می دهد. این نوع از علم در صدا وسیما تبلیغ می شود تا فرهنگ سازی کند. علمی که آرمانش تبدیل مس به طلا و ثروت آفرینی یک شبه برای عده ای و فقر آفرینی برای عده ای دیگر است. علمی که نگاه هیز و نامشروع به طبیعت دارد و در صدد سوء استفاده از طبیعت برای سلطه جویی و استعمار و استثمار است. 

علمی که از دین ضد دین آغاز شد تا خودش ضد علم باشد. دین ضد دین دینی بود که کالج های مسیحی را در اروپا رواج داد و همان کالج ها که عمدتا توسط کشیش ها تاسیس شده بودند بعدها کم کم تغییر ماهیت داده و کانون علوم مدرن شدند که وسیله ای شد برای استعمار، حتی خود سردرمداران علوم مدرن هم چنین نیتی نداشتند و بسا اگر نتیجه تحریف و انحراف افکار خود را می دیدند بسی شگفت زده می شدند. اکنون این علم است که بلای جان جوانان شده است، اولا جوانان زیادی را وارد دانشگاههای قلابی کرد و اکنون آنها را بیکار و بی خانمان کرد و از آنها انتظار کیمیاگری دارد و اگر نمی توانند کیمیا گر باشندف انتظار استثمار یا بیکاری دارد.

ماهیت کیمیاگری سنتی رباست و شکل امروزی آن اوج رباست. تبدیل مس به طلا صاحب این  فن را یک شبه پول دار می کند و این گونه فکر ها کاملا ریشه زیاده خواهی دارد که معنی رباست. ربا یعنی فزونی طلبی و زیاده خواهی، کسی که هر روز مس را از مسگر می خرد و فردا به آن طلا می فروشد ارزش افزوده ای بسیار شدید از آن  گبرد و این ارزش افزوده را انباشته کرده و بسیار پولدار می شود و همان مس ها را هم می خرد و مسگر هر روز فقیر تر می شود و در نهایت مجبور می شود برای آن کیمیاگر کار کند و استثمار شود. این ماهیت استعمار است. این شکل از استعمار تنها به انسان القا می کند که برای امرار معاش باید با طبیعت جنگید و طبیعت را دشمن امرار معاش انسان می داند. خوب این تفکری است که امروزه از سوری صدا و سیما در برنامه هایی مانند از علم تا ثروت ترویج می شود. شرکتهایی که همه پرسنل آن عمدتا خانم هستند و صاحب آنان به عنوان کارآفرین و حتی روزی رسان در حد خداوند تصویر می شود. 

در این برنامه ها به جوانان و مردم القا می شود که انسان گویی هدفی جز اندیشیدن به کسب ثروت فزاینده ندارد و تمام اهداف و افکار انسان باید صرف آن شود. کجای این تفکر با پیشوایان اسلامی تناسب دارد؟ این تفکر انسان را از خود بیگانه می کند و انسان بیرون از خود به دنیال امرار معاش است در صورتی که اگر انسانها همه با یکدیگر برادر باشند و هوای یکدیگر را داشته باشند نه نیاز به ثروت یک شبه کیمایاگری دارند و نه هرگز فقیر می شوند که بخواهند به خاطر ترس از آن در تمام عمر خود فکر این را بکنند که چطور نمیرند و البته سرانجام می میرند.

البته که این تدبیرهای احمقانه مسئولین که در صدا و سیما ترویج می شوند هرگز جنبه عملی و واقعی نمی گیرد زیرا اگر دقت کنید برای تحقق یافتن این رویاهای خام از کلیه جوانان فارغ التحصیل که تعداشان به علت بی تدبیری مسئولین سر به فلک می کشند توقع مخترع بودن را دارد که هرگز عملی نیست. ببینید چه تصوری از انسان دارند، ابتکارو  اختراع برای یک لقمه نان!!!!! چه شیوه آسانی برای امرار معاش!! 

از خوانندگان محترم خواهشمندم این مطلب یا گزیده ای از این مطلب را در بسیاری از وبلاگها و کانالهای اجتماعی قرار دهند تا پخش شود و اذهان عمومی از این تبلیغات و القائات کمی فاصله بگیرند.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

متاسفانه به علت عدم اطلاع مسئولین از وضعیت بازار کار، راه و حل های پیشنهادی که از سوی رسانه ملی تبلیغ می شوند بسیار یک جانبه و تک بعدی هستند. هیچ گاه نمی توان با تک بعدی نگریستن، مشکلات عظیمی را که گریبان جوانان را گرفته و آنان را از ازدواج و تشکیل خانواده باز داشته است رفع نمود. جهت شفاف شدن موضوع به چند مثال زیر توجه کنید:

نرخ تورم: نرخ تورم در جهتی که کالاهای مصرفی مردم دارای قیمت ثابتی باشند امری مثبت است اما نه در جهت رکود و ایجاد بیکاری امری منفی است. متاسفانه دولت روحانی تاکید در پایین اوردن نرخ تورم به قیمت زیان دهی بسیاری از کارخانه ها و تولیدی های را دارد اما قیمت کالاهای مصرفی رشد فزاینده ای داشته اند. میانگین نرخ تورم ضد اشتغال (بعد منفی کاهش نرخ تورم) و نرخ تورم مربوط به کالاهای مصرفی (بعد مثبت کاهش نرخ تورم) عددی است که اعلام می شود. اما کاهش نرخ تورم مربوط به کالاهای ساختمانی و صنعتی و ... است که میانگین نرخ تورم را پایین اورده و نه قیمت کالاهای مصرفی، در نتیجه این شکل از کاهش دستوری و قلدروار نرخ تورم تنها بیکاری را تشدید کرده است.

خصوصی سازی: متاسفانه در سالهای اخیر بسیاری از پالایشگاهها و تولیدی های وگذار شده به بخش خصوصی بعد از چند سال به کلی محو شده اند و بیکاری را چند برابر کرده اند. آیا این خصوصی سازی باعث رفع بیکاری شد که مسئولین مدام دم از خصوصی سازی می زنند؟ خصوصی سازی افراطی مشکلات جدی را پیش روی جوانان قرار داده است که عبارتند از:

1- نگاه سودجویانه و استثمار وار به جوانان برای کسب سود به شیوه صهیونیسم:

بسیاری از کارخانه ها و شرکت های خصوصی چنان فشاری به کارمندان خود وارد می اورند که این کارمندان بعد از مدتی موقت مجبور به ترک کار می شوند و گروهی دیگر جایگزین انها شده و این سیکل به دلیل حجم زیاد متقاضی کار و سوء استفاده امپریالیسم خصوصی از بیکاری جوانان ادامه می یابد.

2- عملکرد ضعیف شرکتهای خصوصی به دلیل خط مشی نامشروع و مدیریت ضعیف

 اولا این واگذاری ها (واگذاری های شرکتهای ملی به بخش خصوصی یا همان سرمایه دارها) بر اساس رانت و یا در سالم ترین وضع بر اساس سرمایه و پول افراد است و نه عملکرد و اخلاق افراد، لذا افرادی سودجو و سرمایه دار مدیریت این کارخانه ها را گرفته و هیچ کارایی ندارند.

3- برخی از صنایع اگر به بخش خصوصی واگذار شوند بسیار خطرناک است.

متاسفانه صنایعی که اصلا رقابت پذیر نیستند و با دارایی های ملی این مرز و بوم در ارتباط اند نباید خصوصی شوند مثل پالایشگاهها و یا صنایع مس و فولاد و ...
زیرا این صنایع رقابت پذیر نیستند و عملا اموال ملی و بیت المال را در اختیار عده ای چپاولگر قرار می دهند.

4- عدم امنیت شغلی در بسیاری از شرکتهای خصوصی

بنا به دلایل ذکر شده در موارد فوق، احتمال ورشکسته شدن و عدم سوددهی بسیاری از شرکتهای خصوصی بالاست که امنیت شغلی را پایین می اورد. در ضمن بسیاری از شرکتهای خصوصی بنا به سیاست های استثماری خود هر چند وقت یکبار نیروهای خود را اپدیت می کنند و این نیز تشدید کننده عدم امنیت شغلی است لذا جوان نمی تواند با خیال راحت ازدواج کند.

5- به باد دادن سرمایه های خرد مردم

پر و بال دادن به کارخانه های خصوصی از طریق فروش سهام آنها و وادار کردن مردم به هدایت سرمایه شان به سمت این بنگاههای فساد، موضوعی است که باعث از بین رفتن سرمایه های بسیار اندک  مردمی شده است که با رنج و زحمت و نه با چپاولگری و استثمار، این سرمایه را کسب کرده اند. دقیقا به همین دلیل است که مردم بانک را به سرمایه گذاری در این بنگاهها ترجیح داده اند زیرا سیاست این سیستم سرمایه داری به اصطلاح ایرانی اسلامی را فهمید ه اند که شعارشان "تولیدی های سود ده مال ما و ضرر ده مال مردم " است. در ضمن باید اشاره کرد که دلیل ورشکستگی بانکها هم هدایت اجباری سرمایه مردم به سمت تولیدی هاییست که آنقدر عقب مانده و زیان ده هستند که توان پس دادن اصل پول تسهیلات بانکی را هم ندارند تا چه رسد سود آن. آنگاه این بنگاهها که بانکها را ورشکسته می کنند، با سرمایه های اندک مردم چه می کنند؟

6- توقعات سنگین شرکتهای خصوصی از جوانان فارغ التحصیل برای استخدام سبب بیکاری جوانان شده است، کافی است اگهی های استخدام این شرکتها را مرو کنیم " جوانی زیر 25 سال با مدرک فوق لیسانس و دارای حداقل 5 سال سابقه کار در حوزه تخصصی شرکت ما" مسلم است این شرط را تقریبا هیچ کس نمی آورد.

7- استخدام بی رویه دختران و بیکاری پسران
استخدام دختران توسط شرکتهای خصوصی امر بدیهی و با هدفی بدیهی است که بارها در مورد آن و پیامدهای آن در این انجمن بحث شده است.

8- تولید به هر قیمتی

 تولید لزوما همیشه خوب نیست. این چیزی است که دولتمردان ما باید درک کنند. هر چند وقت یکبار به صورت تک بعدی به موضوعی نگاه کرده و بعد از چند سال در آن می مانند مثل مسئله زاد و ولد که یک مدت کاهش جمعیت خوب بود و یک زمان بد و برای هر دو حالت احادیثی فراوان گفته شد!!!!!!
در سالهای اخیر تعدادی چپاولگر به جان طبیعت این مرز و بوم که مهم ترین بیت المال است افتادند لذا در سالهای اخیر شاهد تاسیس کارخانجاتی با مصرف آب فراوان در مناطق خشک کشور (مثل یزد و کرمان) هستیم که با صراحت تمام ته مانده ذخایر آب این مملکت را با تکنولوژی های عقب مانده وارداتی خود از چین می مکند.
چرا تا این حد تک بعدی به موضوع اشتغال باید نگاه شود؟ اگر قرار باشد برای چند میلیون بیکار کارخانه بزنیم، آیا فکر کشش این کشور خشک شده است؟ چرا توریسم یکی از منابع درآمد و اشتغال جوانان نباشد؟ می دانستید 98 درصد درآمد سوئیس که کشوری توسعه یافته و صنعتی است از توریسم است؟ ایران که خیلی بیشتر توانایی جذب توریست دارد! و چرا تجارت منبع اشتغال و درآمد جوانان در کنار تولید نباشد؟ نگاهی به کشور امارات بیندزایم. توریسم انواع مختلف دارد: توریسم گردشگری، توریسم علمی(جذب دانشجو از خارج از کشور)، توریسم پزشکی و ... لذا تنها راه اشتغال و بهبود اقتصاد تولید نیست بلکه تولید یکی از آن راههاست و نگاه تک بعدی به مسائل این کشور نشان دهنده بی کفایتی مسئولین است. متاسفانه هیچکدام از مسئولین حرف جدیدی ندارند و همه از روی هم نگاه می کنند. همچنین توسعه روستاها و توسعه کشاورزی و دامپروری و دادن امکانات برای زندگی مناسب در روستاها هم ایده بسیار مناسبی برای عدم نیاز جوانان این کشور به استثمارگران است اما اگر این کارخانجات ضد آب بگذارند ابی بماند. (جالب است که مسئولین در خیلی جاها از توسعه روستایی هم حرف می زنند اما در کنارش از تولید بی برنامه صنعتی هم می گویند  که با هم در تضاد است.

برای اینکه ما هم تک بعدی نگاه نکنیم، خصوصی سازی برخی اوقات خوب است و برای برخی صنایع مثل صنایع غذایی و کالاهی رقابتی و ... خوب است اما برای همه صنایع بخصوص صنایعی که با ثروت ملی سروکار دارند سم است. خصوص سازی محدود اما با برنامه و نظارت شدید قابل قبول است اما نه خصوصی سازی افراطی. تولید خوب است اما نه هر حجم از تولید در هر جا و به هر قیمتی،  تولید نباید تنها راه امرار معاش جوانان بماند. (آقای جهانگیری تنها راه اشتغال جوانان را تولید و سرمایه گذاری خارجی می دانند که باز تک بعدی است)

از خوانندگان محترم خواهشمندم این مطلب یا گزیده ای از این مطلب را در بسیاری از وبلاگها و کانالهای اجتماعی قرار دهند تا پخش شود و اذهان عمومی از این وضع یک جانبه و تک بعدی خارج شود و نقد جدی صورت گیرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

افتخار آفرینی مردان باج خواهی زنان
اسامی نفرات برتر کنکور امسال در حالی اعلام شد که نه نفر از دوازده نفر برتر سه رشته(سه نفر اول هر رشته) ریاضی - تجربی - انسانی و زبان را پسران تشکیل داده بودند که معادل 75 درصد است
از ده نفر برتر رشته های ریاضی - تجربی انسانی در مجموع 24 رتبه در اختیار پسران است یعنی معادل 80 درصد رتبه های برتر کنکور
این آمار مانند گذشته حاکی از بالاتر بودن ه.ش پسران است و در حالیکه نظام آموزش و پرورش به سمت زنانه شدن پیش رفته و انواع کلاسهای آموزشی در مدارس دخترانه بصورت تبعیض آمیزی فعال شده اند اما باز هم طبیعت و برتری هوض و عقل پسران خود نمایی میکند.



نظرات()   
   

افتخار آفرینی مردان باج خواهی زنان

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، دانش آموزان جمهوری اسلامی ایران، در بیست و هشتمین المپیاد جهانی کامپیوتر روسیه موفق به کسب دو مدال طلا و دو مدال نقره شدند.

 

در المپیاد جهانی کامپیوتر 2016 که در کشور روسیه برگزار شد، تیم ایران با کسب دو مدال طلا و دو نقره در رتبه‌بندی مدالی چهارم و در رتبه‌بندی نمره‌ای سوم شد. 

 

 

در این دوره از رقابت‌ها علی بهجتی و آرش محمودیان بیدگلی مدال‌ طلا، امیرمحمد دهقان و سیدپارسا میرطاهری مدال نقره را کسب کردند.

 

بر اساس این گزارش، پیش از این، دانش‌آموزان جمهوری اسلامی ایران با کسب چهار مدال موفق به تصاحب جایگاه ششم بیست و هفتمین المپیاد جهانی کامپیوتر شده بودند.



نظرات()   
   

گفت‌وگو با دکتر منصوره لولاآور؛ استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

دکتر منصوره لولاآور استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران چندی پیش طی پژوهشی با عنوان "واکاوی نقش اجتماعی زن از منظر آیت الله خامنه ای"، به بررسی آراء رهبر معظم انقلاب در این زمینه به روش تحلیل محتوا پرداختند. به جهت بررسی نگاه و اندیشه رهبر معظم انقلاب به عنوان روشن‌کننده راه و مسیر برای زنان جامعه و برنامه‌ریزان و مسئولان امر، در گفت‌وگو با خانم دکتر لولاآور، به بررسی ابعاد حضور و نقش اجتماعی زنان از منظر آیت‌الله خامنه‌ای پرداختیم که خدمتتان تقدیم می‌شود.

-    خانم دکتر لولاآور! با توجه به پژوهشی که درخصوص نقش اجتماعی زن از منظر رهبر معظم انقلاب انجام دادید، نظر آیت‌الله خامنه‌ای در مورد حضور زنان در جامعه چیست؟ آیا زنان را به حضور در جامعه تشویق می‌کنند یا ماندن در منزل را برای زنان می‌پسندند؟
بر اساس یافته‌های ما واقعیت آن است که ایشان حضور زنان در جامعه را به عنوان یک اولویت برای زنان در نظر می‌گیرند. به خصوص تأکیدی که در مورد زنان فرهیخته، دانشمند، اهل علم و اهل نظر در عرصه‌های علمی‌که خودش عرصه شغلی هم به حساب می‌آید دارند، نشان‌دهنده آن است که ایشان روی حضور زنان در جامعه تأکید دارند. منتها این تأکید یک تأکید بی‌قید و شرط نیست و در اولویت، نقش خانوادگی زن قرار دارد.

طبق یافته‌های پژوهش، تحصیلات بیش از سایر مقولات مورد تأکید ایشان است و نظر ایشان در اکثر موارد، تأییدکننده حضور زنان در این حوزه است. این تأیید یک تأیید معمول و ساده نیست، بلکه نوعی تأیید مشوقانه است؛ به این معنا که حضور زنان تحصیل‌کرده را در دفعات متعدد از افتخارات نظام دانسته‌اند. ایشان حتی درباره ارتباط بین تحصیلات و نقش‌های خانوادگی بیان کرده‌اند که امنیت و کرامت زن طوری باید در منزل توسط همسرش حفظ شود که از تحصیلات خود بازنماند.

مخالفت رهبری با تحصیلاتی که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست
علاوه بر این، ایشان زنان را به مطالعه و پژوهش درباره موضوع زنان و مسائل و مشکلات مرتبط با آن‌ها تشویق کرده‌اند، اما در یک مورد، تحصیلات را برای زنان نفی می‌کنند و آن هم درسی است که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست.

رهبری اشتغال زنان را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند
درخصوص اشتغال هم اگرچه ایشان با اشتغال زنان مخالف نیستند، اما آن را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند. در واقع با حضور زنان در این عرصه در همه موارد به طور مشروط موافقت می‌کنند. ایشان در موارد متعدد بیان می‌کنند که نقطه درخشان و افتخارآمیز حضور زنان در جامعه، بخش تحصیلات، عرصه سیاسی و دفاع مقدس است و اشتغال را در این دسته قرار نمی‌دهند. دو نکته در سخنان ایشان درباره اشتغال وجود دارد. اولاً در دیدگاه ایشان، مشاغل به دو بخش مردانه و زنانه تقسیم می‌شود و ایشان اشتغال زنان در کارهای مردانه را نفی می‌کنند؛ به این معنا که ممنوعیتی برای حضور زنان در این حوزه قائل نیستند، اما بیان می‌کنند زن می‌تواند وارد این عرصه‌ها شود، اما این‌ها فریب جامعه غربی است و افتخار به این‌ها غلط است. رهبری مشاغل مدیریتی و اجرایی را نیز از مصادیق مشاغل مردانه می‌دانند. همچنین به اعتقاد ایشان اشتغال زنان نباید مزاحم کار تربیت فرزند و خانه‌داری شود و درواقع تربیت فرزند و خانه‌داری بر اشتغال اولویت دارد.

پس نظر ایشان درباره اشتغال زنان مشروط به دو موضوع است: اول، شغل، مناسب ویژگی‌های زنانه باشد و دوم آن‌که به کار تربیت فرزند لطمه‌ای وارد نکند.

اما در مورد فعالیت سیاسی، ایشان در موارد کمتری نسبت به اشتغال و تحصیل، درباره فعالیت سیاسی صحبت می‌کنند، اما فعالیت سیاسی زنان را کاملاً مورد تأیید قرار می‌دهند و آن را در جامعه بسیار تأثیرگذار می‌دانند و حضور آن‌ها در عرصه سیاسی را افتخارآمیز می‌دانند و زنان را به ورود به این حوزه تشویق می‌کنند.

-    درخصوص نقش اجتماعی زنان و تأکیداتی که ایشان دارند، چه شباهت‌ها و افتراقاتی میان آراء ایشان و آراء فمینیستی وجود دارد؟
کاملاً می‌توان تفکیک کرد بین دیدگاه ایشان با دیدگاه‌های فمینیستی که وقتی صحبت از نقش زنان در خانواده و نقش مادری می‌کنند، کاملاً سویه‌های منفی و تحمیلی آن را مدنظر قرار می‌دهند؛ درحالی‌که ما خودمان زن هستیم و مادر هستیم و می‌دانیم که این نقش‌ها را خودخواسته پذیرفتیم و این‌ها برگرفته از یک وضعیت روحی و پیوندهایی است که یک مادر با فرزندش برقرار می‌کند.

آن‌چه مورد نظر ایشان است یک تعادل است که در آن نه مادری به نفع نقش شغلی و اجتماعی زن خدشه دار شود و نه این‌که آن‌قدر این کفه مادری و نقش خانوادگی را زن سنگین کنیم و به آن بها دهیم که زن دیگر فضایی برای ایفای نقش اجتماعی و شغلی پیدا نکند. ایشان خیلی به دنبال برقراری تعادل بین این دو کفه هستند. نگاه رهبری نه وضعیتی است که فمینیست‌ها برای زن می‌پسندند، نه یک نگاه سنتی. ایشان خیلی ظریف و دقیق به دنبال حفظ آن تعادل هستند که هم وجهه اجتماعی زنان حفظ شود و هم نقش خانوادگی و این یک کار هنرمندانه برای زنان است و برای جامعه ضرورت دارد که تصمیم‌گیران و مجریان قانون باید آن را مدنظر قرار دهند.

در نگاه رهبری حیثیت زن و شخصیت او نباید در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر قرار گیرد
-    قبل‌تر درخصوص نگاه ایشان به اشتغال زنان توضیح دادید. لطفاً مجدد بفرمایید که نظر ایشان در مورد مشاغل مناسب زنان چیست؟ آیا ممنوعیت‌های شغلی را برای زنان قائل‌اند؟
مشاغلی که ایشان حضور زن را در آن مناسب می‌دانند بیشتر مشاغلی است که برای حیثیت یک زن مسلمان دارای وجهه انسانی و علاوه بر آن وجهه زنانگی مناسب باشد، مشاغلی که به هویت زنانه آن‌ها که بالا و دارای افتخار است لطمه نزند.

ایشان به لحاظ نگاهی که به زن دارند زن را موجودی عزیز و محترم می‌شمارند که این نگاه را از دین برگرفته‌اند. از طرف دیگر ویژگی‌های عاطفی و روحی برای زنان قائل‌اند که از لحاظ بیولوژیک وجود دارد و قابل انکار نیست و نباید مخدوش شود. حالا اگر شغل زن در تضاد با این‌ها باشد، ایشان مخالف‌اند و این مخالفت ریشه در آموزه‌های دینی دارد. این‌که شأنیت زن در هر حال حفظ شود؛ چه در خانواده چه در اجتماع.

کلیدواژه ایشان که ما در این پژوهش یافتیم این است که حیثیت زن و حرمت و شخصیت زن در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر و خدشه قرار نگیرد. و همچنین هر جا که شغل، تعارض با نقش خانوادگی دارد، اولویت به نقش خانوادگی داده شده و این‌که مشاغل طوری در جامعه تنظیم شود که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد که اولویت زنانگی زنان حفظ شود.

-    نسبت میان آراء ایشان در زمینه تحصیلات و اشتغال چگونه است؟ با توجه به نتایج پژوهش به نظر می‌رسد نظر ایشان در مورد تحصیلات بسیار مثبت و در مورد اشتغال چندان مورد تأیید نیست. آیا بدین صورت یک تعارض در جامعه ایجاد نمی‌شود؟
تأکیداتی که ایشان بر تحصیلات و فرهیختگی زنان و نظرشان در مورد شغل یک وضعیت پارادوکسیکال نیست که زنان بروند تا هر مقطعی علم بیاموزند و بعد فقط به نقش خانوادگی بپردازند. هر زن دانشمند و متخصص یا کارشناس در هر حوزه تخصصی باید از تخصص خود در جامعه استفاده کند. در این اولویت‌بندی ظرافت‌هایی مورد توجه ایشان است که باید در عرصه‌های قانونی و اجرایی مدنظر قرار دهند و در این صورت اتفاقاً تناقضی هم وجود ندارد. یک زن می‌تواند منشی یک دفتر باشد یا ویزیتور یا بازاریاب یک شرکت که به نظر من ایشان این‌ها را دور از شأن یک خانم می‌دانند. به همین دلیل روی ارتقای علمی‌ زنان خیلی تأکید داشتند که نقش‌هایی را در جامعه به‌عهده بگیرند که شایسته یک زن مسلمان ایرانی است و خودشان را در شغل‌های تخصصی‌تر و علمی‌تر نشان دهند.

-    یعنی از نظر شما تحصیلات را در مشاغلی استفاده کنند که به شأنیت زن‌بودن آن‌ها لطمه نزند؟
هم به شأنیت زن‌بودن و هم به هویت مادربودن بر اساس وضعیت بیولوژیک خودش ضربه نزند.

در سخنان اخیر رهبری بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد
-    به نظر شما در سیر تحولات ایشان در حوزه زنان تغییر و تحولاتی دیده می‌شود یا نه ؟
بله، شاید در سال‌های اخیر که ما می‌بینیم بنیان خانواده بیشتر در معرض خطر است و بیشتر مورد هجمه‌ها قرار می‌گیرد - خیلی هم گردن فمینیست‌ها نمی‌گذاریم؛ یعنی صرفاً بعد نظری نیست، بعد فرهنگی و تبلیغاتی هم است- ایشان در این سال‌های اخیر اولویت مهم‌تری را برای نقش خانوادگی زن‌ها، برای مادری زن‌ها قائل‌اند. در سخنرانی‌هایشان به خصوص در 5 سال اخیر، من با قبل‌تر مقایسه می‌کردم دیدم شاید در گذشته بر وجهه علمی زنان بیشتر تأکید داشتند. ولی بعد می‌بینیم در 5 سال اخیر بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد؛ که در کنار آن ارتقای علمی ‌و نقش‌های اجتماعی مراقب باشید که وضعیت خانوادگی‌تان مخدوش نشود.

-    خانم دکتر! با توجه به پژوهش انجام‌شده چه تفاوت‌هایی در آرای ایشان در مورد نقش اجتماعی زنان با سایر علمای هم‌عصرشان وجود دارد؟
اگر مقایسه کنیم با علمای هم‌عصر ایشان می‌بینیم در برهه‌ای که امام خمینی (ره) زندگی می‌کردند، آن زمان این ضرورت وجود داشت که زنان را به نقش‌های اجتماعی فراخوان کنند. چون هم زمان جنگ بود هم انقلاب بود و هم نقش زنان در جنگ و انقلاب خیلی نقش سازنده و پررنگی بود و ایشان هم مشوق زنان بودند برای این نقش‌های اجتماعی، ولی در زمان ایشان می‌بینیم که یک بازاندیشی در نگاه رهبری به زنان ایجاد شده است که مراقب باشید نقش محوری زن‌بودن‌تان در خانواده توسط نقش شغل و اجتماعی‌تان مخدوش نشود و اگر قرار باشد آن این را خراب کند، اولویت با نقش خانوادگی است. ایشان روی آن تعادل خیلی تأکید دارند و گاهی که این تعادل امکان‌پذیر نیست، اولویت با نقش خانوادگی است.

جالب است که امام(ره) و هم‌نظر با ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای، حضور بارز و مستقیم زنان در برخی عرصه‌ها را تشویق می‌کنند که برخی علمای دینی هم‌عصر ایشان به شدت با آن مخالف‌اند. مثلا در زمان ایشان علمایی بودند که می‌گفتند زن‌ها در تظاهرات شرکت نکنند، ولی ایشان حضور مستقیم زنان در انقلاب و حتی زمینه‌های نظامی ‌در زمان جنگ را از عوامل پیروزی می‌دانند. البته علمای دیگری هم‌عصر ایشان نیز بودند مانند شهید مطهری که هم به نقش مستقیم زنان در جنگ و انقلاب تأکید داشتند و هم به حضور زنان در پشت صحنه. یعنی می‌گفتند معنی در صحنه بودن پشت جبهه را رها کردن نیست، بلکه راه باریک و ظریفی در این میان وجود دارد که زن مسلمان ایرانی در عین حضور در صحنه و همکاری با مردان، پشت جبهه را رها نکرد. آن‌وقت در مورد برخی دیگر از علمای آن عصر مثل علامه طباطبایی می‌بینیم که معتقدند اگرچه زن و مرد از لحاظ انسانیت هیچ تفاوتی ندارند، اما در مواردی طبیعت خود زن اقتضا دارد که با مردان متفاوت باشد؛ زیرا در او روح احساس بر روح تعقل غالب است و تنظیم امر جامعه، نیازمند غلبه عقلانیت است.

-    تفاوت پارادایمی ‌آراء ایشان با آراء جریانات فمینیستی از یکسو و همین‌طور برخی جریان‌های اسلامی ‌دفاع از حقوق زنان چگونه است؟
تفاوت آراء ایشان با آراء فمینیستی یک تفاوت بنیادین است. به هر حال نظرات ایشان برگرفته از ادبیات دینی اسلام و نگاه اسلام به انسان و زن است و حقوق و تکالیف انسان از دیدگاه خالق از لحاظ هستی‌شناسی و انسان‌شناسی. نگاه ایشان به زن و نقش زن و حقوق زن و هویت زن، نگاه کاملاً دینی است؛ درحالی‌که نگاه فمینیست‌ها نگاه سکولار و غیردینی و مبتنی بر حقوق بشر است و این تفاوت بنیادین، تفاوت در انشعابات را هم به‌وجود می‌آورد که نقش اجتماعی زن هم از آن دست است.

در مورد جریان‌های اسلامی‌ هم ما چه در جامعه خودمان چه در سایر جوامع اسلامی مثل مصر و مراکش، جاهایی که در حوزه نظری در مورد زنان قوی‌ترند، می‌بینیم که جریان‌های اسلامی ‌هم بعضاً یا اکثریت آن‌ها برگرفته از نظرات فمینیستی نسبت به زن است. خیلی از آن‌ها خواستند پیوندی بین نظرات فمینیستی و اسلام ایجاد کنند و از آن ملغمه نظری بیرون دهند که آن‌قدر که رنگ و بوی نظرات سکولار و فمینیستی دارد، کمتر شباهت به ادبیات دینی اسلامی‌ پیدا می‌کند، ولی به هر حال با جریان‌هایی روبه‌رو هستیم که خود را جریان‌های اسلامی ‌معرفی می‌کنند و می‌توان با نگاه نقد به آن‌ها پرداخت و به سمت بهینه‌شدن و اصلاح آن‌ها و کاربردی‌شدن‌شان حرکت کرد.

-    ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

منتشرشده در شماره سوم ویژه‌نامه زنان صبح روزنامه صبح نو


نظرات()   
   

در جامعه زمینه‌ساز، شرایط لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت حجت( فراهم است. چنین جامعه‌ای از خانواده‌های کوچک شروع می‌شود و گسترۀ جهان اسلام را دربر می‌گیرد. اما متأسفانه امروزه ساختار و کارکرد خانواده‌ها به گونه‌ای نیست که بتوانند زمینه‌ساز ظهور باشند. امروزه موضوع تحصیل و اشتغال زنان، از جمله عوامل آسیب‌زا در خانواده‌ها به شمار می‌رود. اگرچه فرصت تحصیل برای زنان در شکل‌گیری و پیشرفت جامعه و پرورش نسل‌های منتظر تأثیر دارد، اما در عصر جدید، تحصیل زنان با گسترش فرهنگ غرب در زندگی‌شان همراه شده و آسیب‌های بسیاری به همراه داشته است. گرایش آنان به تحصیلات، سبک زندگی اسلامی را تغییر داده و توسعه حضورشان در مجامع علمی و دانشگاه‌ها، کمابیش منجر به دگرگونی در خانواده شده است؛ در حالی که زنان، در پرورش افراد جامعه رسالت تربیتی دارند و بیش از هر فردی می‌توانند جامعه را در زمینه‌سازی برای ظهور آماده کنند. اما مسئله تحصیل آنان، مانند هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، آسیب‌هایی در زندگی به همراه دارد که باید با ارائه راهکارهای مناسب و جامع‌نگر، به کاهش آن‌ها و جهت‌دهی به سمت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور پرداخته شود.


انجمن حمایت از حقوق مردان:
این مقاله توسط خانم دکتر راضیه علی اکبری نگاشته شده و نکته جالب در اینگونه مقالات این است که نگارنده خود زن وست ولی حقیقت را فدای جنسیت خود ننموده و با انصاف نتیجه تحقیقات خود را به چاپ رسانیده است.


نظرات()   
   

شهیندخت مولاوردی (مسئول معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت حسن روحانی) در پست اینستاگرام خود نوشت:
Image
sh.molaverdi : در هفته کارافرینی قرار داریم و این بهانه ای شد که به نقش کارافرینی در ارتقای مشارکت اقتصادی زنان بپردازم . شاید بتوان گفت با وجود حدود بیست میلیون زن خانه‌دار که یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، می‌توان دریافت که بخشی از این عدم پویایی در اقتصاد و مشکلات ناشی از همین خانه‌نشینی و نداشتن جایگاه اجتماعی مشخص است. بیمه زنان خانه‌دار می‌تواند بخشی از این مشکل را برطرف کند اما این همه مسأله اقتصادی زنان و دختران جامعه ما نیست. از ابتدای دهه هشتاد که میزان ورودی دختران به دانشگاه‌ها افزایش یافت باید به این موضوع هم می‌اندیشیدیم که این دختران فارغ‌التحصیل چه موقعیتی در جامعه خواهند داشت. نگاهی به اطلس جامع وضعیت زنان کشور نشان می‌دهد که ما در ده استان کشور با بیکاری زنان و دختران جوان فارغ‌التحصیل مواجهیم.استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، کردستان، لرستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، قم و بوشهر بیشترین بیکاری زنان و دختران فارغ‌التحصیل را به خود اختصاص داده‌اند.
حال پرسش این است که چگونه می‌توان در سریع‌ترین زمان ممکن راهی پیش پای دختران و زنان جوان قرار داد. از سوی دیگر نمی‌توان فقط منتظر منابع و طرح‌های دولتی بود. شاید به همین دلیل تکیه بر مقوله کارآفرینی و تقویت کارآفرینان بتواند به این نیاز پاسخ سریع‌تری بدهد. حمایت و هدایت کارآفرینان با تکیه بر شرایطی که از وضعیت اطلس جامع زنان می‌توان استخراج کرد ما را قادر خواهد کرد تا سریعتر برای دختران و زنان جوان فارغ‌التحصیل طرحی بریزیم.گر با این نگاه بتوانیم دختران و زنان جوان‌مان را از یک سو و سرمایه‌گذاران و کارآفرینانمان را از سوی دیگر به سمت روش‌های خلاقانه سوق دهیم در کوتاه‌مدت می‌توانیم فضای کسب و کار برای خانم‌ها را تغییر داده و بهبود ببخشیم. نکته دیگر استفاده از تکنولوژی‌های نوین و تکیه بر خلاقیت‌ها این است که دیگر نیازی در کار به زور بازو نیست که مثل دوره‌های گذشته کار را با مولفه‌های جنسیتی در برابر خانم‌ها و آقایان قرار دهد. در عرصه تکنولوژی خانم و آقا بسته به تخصص و هوشمندی که از خود به خرج دهند می‌تواند کسب و کاری را ایجاد و اداره کنند.
به همین دلیل با تکیه بر تکنولوژی می‌توانیم در کوتاه‌مدت از یک‌سو نابرابری جنسیتی در فضای کسب و کار را تعدیل کنیم و از سوی دیگر در سریعترین زمان ممکن برای دختران و زنان جوانمان برنامه‌هایی را به اجرا درآوریم.

نکات:  
- همانطور که در متن خواندید، با وجود خیل عظیم مردان و پسران بیکار در جامعه ایرانی که بخش عمده ای از آنها تحصیل کرده هستند و حتی 2 سال از جوانی خود را نیز در سربازی از دست داده اند و امروز بیکار مانده اند، مولاوردی از اشتغال زنان به عنوان عاملی برای پویایی اقتصاد نام برده است. به عبارت بهتر، مولاوردی نه نیروی کار ارزان خارجی و نه نیروی انسانی جوان و بیکار فراوان ایرانی را به عنوان عوامل رونق اقتصادی به شمار نیاورده و فقط بر روی اشتغال زنان خانه دار متمرکز شده است. این بخوبی نشان از برنامه ها و سیاست های پشت پرده دولت و معاونت زنان آن برای جامعه و خانواده ایرانی دارد.  و همچنین نشان می دهد که ادله این افراد برای ربط دادن این مسئله به رونق اقتصادی کاملا بی ربط است.
- نکته حائز اهمیتی که می توان از لابلای سخنان مولاوردی به عنوان یکی از زنان فعال جنبش فمینیسم ایرانی نام برد این است که وی به شیوایی و رسایی از ارتباط «اشتغال زنان» با «نظام اقتصادی سرمایه داری» سخن به میان آورده است. به عبارت بهتر فمینیسم و جنبش فمینیسم که مظهر آن در اشتغال و حضور گسترده زنان در اجتماع جلوه گر است هدفی جز تشکیل نظام سرمایه داری غربی ندارد.
- نکته حائز اهمیت دیگری که از لابلای سخنان مولاوردی می توان استنتاج کرد این است که تفکرات و القائات فمینیستی رسانه ها بر روی استان ها و مناطقی از کشور که جمعیت غیر شیعه در آن زیاد است به شدت کم بوده است. به عبارت بهتر در شهرهایی که برادران اهل سنت، اکثریت یا جمعیت زیادی به خود اختصاص می دهند شاهد حضور کمرنگ زنان در مشاغل و حضور آنها در خانه و امر مقدس خانه داری هستیم. این یعنی متاسفانه جامعه شیعی ما به شدت از القائات فمینیستی رسانه ها در دوران جمهوری اسلامی تاثیر پذیرفته که نشانه های آن را می توان در آمار بالای طلاق و کاهش جمعیت شیعیان و افزایش روز افزون مفاسد اجتماعی مشاهده کرد.
- طرح جدید معاونت زنان، ایجاد وفاق و انسجام در بین کارفرمایان با بکارگیری راه حل ها و ایده های نوین برای پیوند زدن آنها با معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری است. بعبارت بهتر در این وانفسای اقتصادی که رکود و بیکاری بیداد می کند معاونت زنان به فکر اختصاص مشاغل جدید و تازه به زنان و دختران است. لیکن با وجود رئیس جمهور و وزرای مذکر در بدنه دولت، هیچ کس دغدغه مشکلات پسران و مردان را ندارد و شاهد مردستیزی گسترده در سیاست ها، برنامه ها، مصوبات و موضع گیری های دولتی هستیم.
- چیز دیگری که از سخنان مولاوردی مشخص است ارتباط دادن حضور دانشگاه به اشتغال است. با وجودی که دولت هیچگاه تضمین اشتغال به فارغ التحصیلان نداده است با این وجود مرتب شاهد مصاحبه و گفتگوی شخصیت های روشنفکر اعم از مسئول و مدیر و خبرنگار و نویسنده و شخصیت های دانشگاهی درباره ارتباط دادن حضور زنان در دانشگاه و لزوم اشتغال آنها هستیم. مطمئنا چنین رویکردی با هدف دامن زدن به مطالبات جنسیتی زنان صورت می پذیرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

                                 مدیریت زنان

این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.


نظرات()   
   

خبرگزاری مهر - پروین سلیحی ظهر سه شنبه در کنگره ملی شهیده طیبه واعظی و ۲۶۰ شهیده زن استان اصفهان اظهار داشت: زنان ما با حفظ ارزش‌ها در اجتماع حضور پیدا می‌کنند و از طرفی وظیفه مادری و همسری را نیز رعایت می‌کنند، البته باید بگویم نتوانسته‌ایم قوانین را با الگو تطبیق دهیم.
وی تاکید کرد: به نظر بنده اولویت اشتغال با مردان است و زمانی به اشتغال خانم‌ها می‌رسیم که مشکل بیکاری آقایان در کشور حل شده باشد.
مشاور امور زنان در صدا و سیما با اشاره به حضور زنان در مجلس گفت: اگر همه نمایندگان زن باشند منع قانونی ندارد، اما بحث سهمیه‌بندی بدان معنا که افرادی که رأی پایینی داشته باشند، بازهم به مجلس راه پیدا کنند، این امر خلاف عدالت نیست. 

نکته ها: 
1. سقف استخدام در دستگاه های دولتی با حضور بعضا 80 و 90 درصدی زنان و دختران جوان در دستگاه ها و ادارات دولتی پر شده است و دیگر ظرفیت استخدام مردان را ندارد. حرف خانم پروین سلیحی زمانی ارزش بیان داشت که دستگاه های دولتی در حال استخدام بودند و نیاز به استخدام و کارگزینی داشتند و 80 درصد کارمندان آن را دختران و زنان جوان تشکیل نمی دادند. جالب آن است که بخش عمده آنها در زمان مریم بهروزی در معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت محمود احمدی نژاد مشغول بکار شده اند. 
2. آنچه امروز اهمیت دارد اظهار نظر وی درباره طرح افزایش حضور زنان در مجلس است که هنوز اجرایی نشده است. این طرح برای بار اول از جانب اکبر هاشمی رفسنجانی و دختر وی فائره هاشمی در کشور مطرح شد. سپس فمینیست های ژورنالیست در رسانه های مزدور و غربگرا این طرح را دنبال کردند و هم اکنون می بینیم که فردی مثل پروین سلیحی همان حرف ها را بازگو می کند و با این موج همراهی می کند. 

نتیجه گیری: 
بررسی موارد یک و دو نشان می دهند خانم پروین سلیحی چه رویکردی دارد و رویکرد وی همسو با سیاست های جریان روشنفکر در کشور ماست. هر چند وی چادر بر سر دارد.


نظرات()   
   
دوشنبه 18 آبان 1394  05:08

 انجمن حمایت از حقوق مردان:
خبر زیر در خبرگزاری های کشور به عنوان افتخار و الگو منتشر گردیده است و جای خجالت دارد که در نظام اسلامی از زن الگویی ساخته می شود که مردواره شدن را برای او افتخارمیداند درست بر خلاف احادیث معصومین. این متن جهت آگاهی خوانندگان از روند تبلیغاتی فمنیسم در انجمن قرار گرفته است و ارزش دیگری ندارد!
دقت داشته باشید که هنوز در کشورهای پیشرفته هم زن به عنوان خلبان بدون خلبان مرد حق پرواز ندارد که به دلیل کارکرد ذهنی زنان است

نخستین خلبان زنِ هواپیماهای شخصی کشور که خلبان هواپیماهای مسافربری نیز است، از تفاوت‌های خلبانی آقایان و خانم‌ها این‌گونه می‌گوید: خیلی‌ها می‌گویند سوار هواپیمایی که خلبان آن خانم است نمی‌شویم، این دیدگاه چه در هوا و چه در زمین وجود دارد که باید تلاش کرد آن را اصلاح کنیم.به گزارش ایسنا، «فاطمه آزاده» نخستین خلبان زن سیستان و بلوچستان است که او اولین آزمون واقعی پرواز خود را در سن 19 سالگی انجام داده است، آزمونی که در حین انجام آن تا مرز سقوط هواپیما پیش‌رفته و شهادتینش را نیز خوانده است، وی می‌گوید پس از این پرواز تا یک هفته کابوس سقوط و مرگ می‌دیده است.این خانم 26 ساله مجرد و اهل سیستان است، تا حالا بیش از 200 ساعت پرواز انجام داده و قرار است به زودی نخستین کاپیتان اول خانم ایران شود، به عقیده او برای خلبان شدن باید شجاعت داشت، چون جان ده‌ها و صدها مسافر به دست خلبان است و با روحیه ضعیف نمی‌توان پرواز را هدایت کرد.‌«آزاده» اما از واکنش‌هایی که برخی افراد جامعه نسبت به شغل او دارند ناراحت نشده و معتقد است: تفاوت خلبانی آقایان و خانم‌ها مثل رانندگی است، در سفر‌های هوایی خیلی‌ها می‌گویند سوار هواپیمایی که خلبان آن خانم است نمی‌شویم، اما این دیدگاهی مشترک در هوا و زمین است.وی که در حال دریافت مجوز تأسیس یک دانشکده خلبانی در تهران و یک شعبه آموزش خلبانی در زاهدان است، در توضیح اینکه چرا خلبانی را انتخاب کرده، می‌گوید: «ما یک بار به دنیا می‌آییم و خدا ما را اشرف مخلوقات قرار داده است، ما هر کاری را می‌توانیم انجام دهیم و نباید خودمان را در خواسته‌ای کوچک حبس کنیم، بر این عقیده هستیم که خواستن توانستن است، در واقع چیزی که من را برای ورود به خلبانی ترغیب کرده، علاقه بوده است.»فاطمه آزاده حالا پس از یک پرواز موفقیت‌آمیز به ایسنا آمده تا در مورد خودش و حرفه خلبانی بگوید، او با بیان اینکه بازار خلبانی کساد است و خیلی‌ از خلبان‌ها بیکارند، در مورد زمان ورودش به عرصه پرواز اظهار می‌کند: سال 87 در سن 19 سالگی دوره خلبانی هواپیمای شخصی را گذراندم و در همان برهه آموزش خلبانی هلیکوپتر را نیز دیدم، البته چرخه آموزشم وقتی تکمیل شد که تا سال 90 برای آموزش در مسیر تهران-زاهدان تردد کردم.وی با بیان اینکه علاوه بر دوره‌های خلبانی، دوره مدیریت پرواز هم دیده‌ است، می‌افزاید: از سال 90 رفتم تهران و در آنجا دوره مدیریت پرواز را گذراندم، در مجموع پنج سال در تهران دوره مسافربری گذراندم تا اینکه در نهایت به مرحله استادی رسیدم، تا حالا هم بیش از 200 ساعت پرواز با هواپیمای شخصی و هلیکوپتر انجام داده‌ام.او با اشاره به اینکه اگر باور و علاقه در وجود آدم باشد رسیدن به آرزوها میسر است، در مورد نحوه و سختی آموزش خلبانی می‌گوید: چیزی که من را به خلبانی ترغیب کرد، علاقه بود، تنها خانم حاضر در کلاس‌های خلبانی من بودم، سخت است که یک خانم بین چند مرد درس بخواند، همین غیرممکن بودن این مسئله برای بقیه سبب شد که بیشتر به این کار رغبت پیدا کنم، در مجموع من در زندگی به آرزوهایم بیشتر به دید هدف نگاه می‌کردم و موفق هم شدم.شهادتینم را در نخستین پرواز خواندمآزاده در مورد هیجان‌انگیزترین و پرمخاطره‌ترین پروازی که تا حالا انجام داده است، اظهار می‌کند: اولین پروازم را در سن 19 سالگی برای تست سقوط در شیراز انجام دادم، قبل از پرواز ابتدا خوشحال بودم، این موضوع برای خیلی‌ها غیرممکن بوده ولی من داشتم به آن دست می‌یافتم، پرواز شروع شد ولی وقتی بالا رفته و اوج گرفتیم در حال و هوای دیگری بودم که هواپیما در حالت سقوط قرار گرفت، ترسیدم، در همین بین استادم هم خودش را دست‌پاچه نشان داد تا تمرین سقوط ما در شرایط طبیعی خود اجرا شود، من در این لحظه بسیار ترسیدم، شروع به خواندن شهادتین کردم، چون از بچگی در خانواده به این اعتقاد داشتیم که اجل دست ما نیست و اگر قرار به رفتن از این دنیا باشد، می‌رویم، درحالی‌که شروع به خواندن شهادتین کرده بودم، سعی کردم استادم را آرام کنم، پس از چند لحظه با راهنمایی‌های استاد هواپیما در حالت نرمال قرار گرفت و استاد توضیح داد که این یک تست بوده است، خوشحالی من در این لحظه به این دلیل بود که غیر از من هیچ خانمی این تست را قبول نشده بود. در همان زمان تا یک هفته با ترس سقوط از خواب می‌پریدم اما حالا این روز جزء یکی از خاطره‌های خوبم در پروازها است.وی در پاسخ به اینکه اگر هواپیما در جریان یک سفر واقعی دچار حادثه یا نقص فنی شود، چه‌ کار می‌کنید، عنوان می‌کند: دوره و آموزش‌دیده‌ایم که برای هر مشکلی یک واکنشی نشان بدهیم اما آن بالا فقط خداست، خارج از این، آموزش‌ها و دوره‌هایی که دیده‌ایم اگر مشکلی در آسمان به وجود آید دست به دامن خدا می‌شویم در کل برای مواجهه با مشکلات هوایی آماده‌ایم.او در باره علت انتخاب خلبانی به عنوان حرفه و شغل خود می‌گوید: ما یک بار به دنیا می‌آییم، خدا ما را اشرف مخلوقات قرار داده و هر کاری را می‌توانیم انجام دهیم، نباید خودمان را در خواسته‌ای کوچک حبس کنیم، بر این عقیده ام که خواستن توانستن است.آموزش تعمیرات فنی هواپیما را مردانه پشت سر گذاشتموی در بخش دیگری به مسائل فنی در هواپیماهای شخصی اشاره و اظهار می‌کند: هواپیمای شخصی چیزی مثل ماشین شخصی است که باید یک سری آگاهی‌ها نسبت به آن وجود داشته باشد تا خودت بتوانی مشکلات احتمالی را برطرف کنی، یک دوره راجع به تعمیرات هواپیما گذرانده‌ام، در این دوره درحالی‌که کار کاملاً مردانه بود و وسایل سنگین باید جابجا می‌کردیم، من همه کارهای سنگین را انجام می‌دادم، هم دوره‌ای‌هایم که مرد بودند، همواره می‌خواستند به من کمک کنند که قبول نمی‌کردم چون براین باور بودم اگر در آینده برایم مشکلی پیش بیاید خودم باید بتوانم آن مشکل را به هر قیمت رفع و از پس کارهای سخت برآیم.آزاده در ادامه از احساس آمدن دوباره به زاهدان می‌گوید و تاکید می‌کند: به دلیل اینکه خانواده و وطنم این استان است و خودم یک سیستانی هستم قطعاً وقتی به سمت استانم می‌آیم خیلی خوشحالم و افتخار می‌کنم، متأسفانه استان ما چهره ناشناخته شده‌ای در کشور دارد که باید تلاش کرد تا دیدگاه جامعه نسبت به استان سیستان و بلوچستان عوض شود. تعصباتی هم در استان وجود دارد که به دلیل وجود این تعصبات، به خانم‌های هم استانی ما بیشتر از بقیه مناطق کشور ظلم شده است.این خلبان در ادامه توضیحاتی به علاقه‌مندان ورود به حرفه خلبانی ارائه می‌کند و می‌گوید: برای شروع خلبانی تست‌های پزشکی زیادی لازم است، در واقع از نوک سر تا انگشتان پا باید معاینه شود، تست آی کیو، روانشناسی، سلامت جسم و روح نیز چون برای تمرکز مهم است از متقاضی گرفته می‌شود، در کنار همه این‌ها شرایط تحصیل مناسب نیز برای ورود به این حرفه لازم است.وی در بخش دیگری از تلاش خود برای دریافت مجوز دانشکده خلبانی خبر می‌دهد و اظهار می‌کند: در حال دریافت مجوز تأسیس یک دانشکده خلبانی در تهران و یک شعبه از آن در زاهدان هستم، در واقع خلبانی یک رشته گران است که همه نمی‌توانند به این رشته روی بیاورند.او در ادامه در پاسخ به اینکه واکنش‌های نخستین اطرافیان نسبت به ورودش به رشته خلبانی چگونه بوده است؟ می‌گوید: خیلی‌ها تعجب می‌کردند که یک خانم از زاهدان به رشته خلبانی روی آورده است. ولی در کل از خلبانی رضایت دارم، برخی هم از این رشته ناراضی‌اند، اکنون در کشور خلبانان بیکار زیادی داریم تا زمانی که معرف نداشته باشیم، اشتغال در این حرفه مشکل است.شش ماه خانواده‌ام را ندیدموی می‌افزاید: وقتی من وارد دوره‌های آموزش خلبانی شدم، در آن موقع اولین زنی بودم که در حال آموزش دوره خلبانی هواپیماهای شخصی بود، ولی برای هواپیمای مسافربری، غیر از من دو خانم دیگر هم بودند اما تا‌کنون ما در سیستم پروازهایمان کاپیتان اول خانم نداشته‌ایم، که بنده در شرف کاپیتان اول شدن هستم.آزاده در پاسخ به اینکه آیا خلبانی در زندگی روزمره و خانوادگی‌اش اثر منفی هم گذاشته است، بیان می‌کند: در حال حاضر شش ماه است که خانواده‌ام را ندیده‌ام، اکنون هم که برای دیدن آن‌ها آمده‌ام، از خیلی از کارهایم عقب‌افتاده‌ام ولی چون مجردم تا حالا در این‌باره مشکلی نداشته‌ام.این خلبان با اشاره به اینکه معلوم نیست در هفته چند ساعت پرواز ممکن است داشته باشد، به نخستین خاطره پروازش اشاره می‌کند و می‌گوید: برای آن‌هایی که برای نخستین با در کابین هواپیما قرار می‌گیرند جشنی دوستانه برگزار می‌شود که وقتی آن خلبان به سلامت از آن پرواز پیاده ‌شود، خلبان‌های دیگر آب یخ روی او می‌ریزند.وی در ادامه با بیان اینکه در زندگی دو آرزو داشتم که یکی گویندگی و فن بیان و دیگری خلبانی بوده است، عنوان می‌کند: در مسابقه‌ سخن وری که چند وقت پیش در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، سخنور سال شدم، با موفقیتم در خلبانی هم توانستم به هر دو آرزویم برسم.او خلبانی را این‌گونه تعریف می‌کند: رشته‌ای که برای موفقیت درآن باید به‌روز بود، برای به‌روز بودن نیز باید تا پایان عمر درس خواند.این خلبان در ادامه به تأخیرهای فراوان در خطوط هوایی کشور نیز اشاره و اظهار می‌کند: این تاخیرها به چند دلیل است، برخی از آن‌ها به دلیل شرایط آب و هوایی است، برخی به دلیل فرسودگی ناوگان هوایی کشور که تحریم‌های ظالمانه در سال‌های اخیر این مشکل را افزایش داده است


نظرات()   
   

ناکارآمدی سیاسی ترین مدیر کابینه حسن روحانی در مدیریت زیر مجموعه خود، آنقدر جدی شده است که صدای کارمندان آن مجموعه را هم در آورد و آنها را وادار کند که نسبت به «ناکارآمدی» معصومه ابتکار در مدیریت سازمان محیط زیست تجمع و تحصن کنند، ناکار آمدی که کارشناسان آنرا ناشی از پرداختن به فعالیت های سیاسی به جای انجام ماموریت های رسمی سازمان می دانند، اما ابتکار، حتی جواب اعتراض به عملکرد خود در حوزه محیط زیست را هم «سیاسی» داده است.به گزارش رجانیوز، سوء مدیریت و باندبازی ها و اقدامات خلاف قانون معصومه ابتکار در طول همین دو سال به حدی رسیده است که حتی داد کارکنان سازمان متبوع خود را نیز درآورده است به گونه ای که کارکنان این سازمان در اعتراض به بی کفایتی ابتکار در برابر درب اصلی این سازمان در پارک پردیسان تجمع کردند. معترضان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین انتقاد از سوء مدیریت ، سیاسی کاری ، پارتی بازی و زد و بند جناحی در سازمان محیط زیست را در دست داشتند، نسبت به ادامه ی مدیریت ابتکار بر سازمان اعتراض نمودند. یک دیپلمه رئیس گروه شورایعالی ایمنی زیستی شده است !اما این اعتراض پایان حواشی ، پیرامون مدیریت ناکارآمد ابتکار نبود.در حالی که به نظر میرسید اوضاع ابتکار در سازمان محیط زیست بغرنج تر از وضع فعلی نمیشود ، اسنادی از پارتی بازی و اقدامات غیرقانونی ابتکار در سازمان منتشر شد که فشارها بر وی را شدت بخشید.فریبا لاهوتی، مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست خطاب به ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می‌نویسد:«خانم زهرا فتحعلیان نیروی پیمانی شاغل در این دفتر دارای ۱۸ سال سابقه کار در حوزه‌های مختلف اداری بوده و در حال حاضر به استناد ابلاغ شماره ۹۳/۱۱۴۲۶ مورخ ۹۳/۳/۱۷ تحت عنوان کارشناس پیگیری در حوزه ریاست فعالیت می‌نمایند، با عنایت به خدمات شایسته ایشان، در نظر است نامبرده را در پست رئیس شورای عالی محیط زیست و ایمنی زیستی این دفتر منصوب نمایند، با توجه به اینکه نامبرده با دارا بودن مدرک تحصیلی دیپلم واجد شرایط تصدی در پست مورد نظر نمی‌باشد و امکان این امر نیازمند دستور حضرتعالی می‌باشد لذا خواهشمند است در صورت صلاحدید و امکان نسبت به موضوع اوامر مقتضی را صادر فرمائید..»نکته ی حاءز اهمیت در این نامه آن است که بر عدم صلاحیت فرد مذکور تاکید میشود اما به نظر میرسد حتی دیپلمه بودن فرد مذکور نیز نمیتواند مانع پارتی بازی خانم رییس شود. نتیجا مدتی بعد ابلاغ انتصاب وی به سمت پیشنهادی به رغم نداشتن صلاحیت به اطلاع میرسد.مقصر رسانه ملی بود!اما این اعتراضات هم موجب تغییر رویه ابتکار نشده بلکه او ترجیح می دهد پاسخ اعتراض به «کارآمدی» را هم «سیاسی» بدهد. ابتکار امروز به جای برآمدن در مقام پاسخگویی به رسانه ها و افکار عمومی بدلیل مدیریت ناکارآمد خود ، با انتشار نامه ای طلبکارانه  به رییس سازمان صدا و سیما در مقام شاکی برآمد.وی در نامه ی خود از تهیه ی گزارش صدا و سیما از تجمع انتقاد نمود و رسانه ی ملی را متهم به سازماندهی هجمه ی رسانه ای علیه دولت یازدهم کرد : « به نظر می‌رسد پخش این گزارش موید آن است که برجسته‌سازی اعتراضات صنفی، سازماندهی جدید رسانه ملی علیه دولت یازدهم و تلاش برای ایجاد بحران در فضای رسانه‌ای کشور است. چرا که در این تجمع، رسانه ملی به دعوت فردی وارد اجتماع کارکنان می‌شود که خود دارای پرونده‌های متعدد تخلف اداری است»ابتکار همچنین در بخش دیگری از نامه ی خود گزارشگران صدا و سیما را متهم به شکستن حریم سازمان و نقض مقررات اداری نمود : « اگرچه پارک پردیسان محوطه عمومی و قابل استفاده برای همگان است اما درب ورود و خروج به پارک و مجموعه اداری سازمان حفاظت محیط زیست کاملا مشخص و تعیین‌شده است. حضور همکاران گرامی جنابعالی به منظور ضبط و پخش گزارش از تجمع صنفی به‌رغم ممانعت نگهبانی صورت گرفته و ایشان با شکستن حریم این سازمان، نسبت به ضبط و تهیه این گزارش جهت‌دار اقدام نموده‌اند که این کار نقض مقررات اداری و حراستی بوده است.»ابتکار همچنین در نامه ی خود صدا و سیما جانبدار و غرض ورز خطاب کرد : «این حرکت صدا و سیما که رسانه ملی نامیده می‌شود، آن سازمان را در حد یک جریان خاص منتسب به جبهه پایداری تنزل می‌دهد. در حالی که متاسفانه عدم توجه آن سازمان به اخبار و فعالیت‌های سازمان و حذف عامدانه بسیاری از موارد به خصوص مواردی که به اقدامات محیط زیست در سطح ریاست آن ارتباط می‌یابد، بر خدشه به جایگاه صدا و سیما می‌افزاید.»وی در پایان در کمال تعجب درخواست جبران و محکومیت تهیه ی گزارش از تجمع اعتراضی محیط زیست را نمود.حال با در نظر گرفتن تمامی حواشی پیرامون سازمان محیط زیست از ابتدای مدیریت ابتکار بر این سازمان جا دارد این پرسش را مطرح نمود که محیط زیست این کشور و کارکنان دلسوز آن تا چه زمانی باید سوء مدیریت سیاسی کاری های غیر قابل تحمل شخص ابتکار را تحمل نمایند؟ ۸۴پسندیدمارسال به »       <>   تبلیغات متنی در رجانیوز ۰۹۱۹۷۱۳۶۸۸۲


نظرات()   
   

بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

زنان و مردان شاغل

چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

منبع: وبلاگ ایلیا


نظرات()   
   

تا قبل از شکل گیری تمدن مدرن تنها مال می توانست عاملی برای هویت کافران باشد. انسان تنها می تواند از طریق ذاتش که از خداوند نشئت گرفته هویت یابد و از هر طریق دیگری که بخواهد به خود هویت ببخشد، دچار شرک و گمراهی عظیم شده است و دقیقا به همین علت است که پیامبران و امامان به حداقل زندگی مادی اکتفا می کردند تا گرفتار هویت یابی از طریق اشیا نشوند. چون مال و زندگی مادی در نهایت به اشیا منجر می شود و یکی از نماد های هویت یافتگی از طریق اشیا همان پرستیدن مجسمه های ساخته دست بشر بوده است. امروزه انسانها دنبال هویت یافتگی از طریق شغل هستند و این از مردان شروع شد و به زنان فمینیسم را القا کرد و فمینیسم از این جا اغاز شد. اگر تمرکز خوبی روی فمینیسم صورت گیرد، این مطلب استنتاج می شود که فمینیسم دنبال حقوق زن نیست بلکه دعوی سر هویت یافتن از طریق شغل و رقابت در این مسیر با مردان است و برای همین آشکارا به جنگ با خدا و انکار رسالت مرد از سوی خدا(که رسالت تامین امرار معاش را دارد) رسیده است. در واقع چون شغل وسیله امرار معاش هم هست و امروزه هویت پیدا کرده است و یکی از شریکان ذات خداوند برای هویت یافتگی(یا همان پرستش) شده است لذا خود به خود با این مسئولیت مردان مبارزه شده و مسئولیت امرار معاش خانواده تبدیل به حقی برای زن می شود. تا دهه های پیش شغل هویت نبود و لذا زنی مبارزه ای نداشت که چرا شوهرش کار می کتد و اصلا کاملا از او انتظار داشت که کار کند و امرار معاش خانواده را انجام دهد و رقابتی سر این مسئله با شوهرش نداشت. اما امروزه به دلیل شریک شدن شغل به جای ذات خداوند برای ابراز هویت، لذا زن امروز کار کردن شوهر را حق خود کرده است و این مسئله را البته پدران او نیز به او القا کرده اند. زیرا پدران او نیز قبل از وی دچار این شرک شده بودند و هویت خود را شغل خود معرفی کرده بودند و این گونه به دختران خود القا کردند که شغل هویت است و انسانها بر مبنای شغل شان(نه به میزان تقوایشان) مورد ملاک و معیار قرار می گیرند لذا خانه داری و شوهر داری و بچه داری پست قلمداد شد. طبق همین رویه است که جای زن و مرد به شدت در حال تغییر است.





نظرات()   
   

سخنرانی بسیار جالب و کوتاه دکتر عباسی در خصوص حکومت یهود بر هنرپیشه های دنیا و اثرات حضور اجتماعی زنان

برای دانلود اینجا را کلیک کنید


نظرات()   
   

در یکی از برنامه های ماه عسل امسال ضمن دعوت از چند زن با کار مردانه و تشویق و ترویج آن و بیان بهتر بودن زنان در انجام مشاغل، نتیجه گیری شد که کار کردن زن و مرد ندارد و هر کس بهتر بتواند کار کند باید کار کند که با تقسیم وظایف بین زن و مرد در خانواده توسط قرآن تضاد آشکاری دارد. اگر واقعا چنین بود قرآن باید اعلام می کرد که هر یک از زن و مرد چنانچه بهتر کار کنند باید مسئول امرار معاش خانواده باشند. تفکرات مسموم این برنامه باعث از بین رفتن مسئولیت پذیری مردان و تردید در وظیفه الهی آنان می شود و نیز عملا زنان و مردان را کاملا مشابه معرفی می کند که مصداق حقیقی شرک است.


نکته دیگری که در این برنامه توسط زنان دعوت شده مطرح میشد نوعی رقابت طلبی متکبرانه بود که باز با سخنان قرآن در باب تکبر تضاد بزرگی داشت. در این برنامه زنان اعلام می کردند ما را دست کم نگیرید. خوب این تقاضا چه معنایی دارد جز اثبات مذبوحانه یک زن برای مرد که هیچ سود و عقل و منطقی ندارد. چه لزومی دارد که انسانی خود را برای انسانهای دیگر اثبات کند؟، جز این است که انسانهای دیگر را شریکی برای خدا بداند؟ مشکل اصلی بشر در طول تاریخ همین تفکر مسموم بوده است. اثبات عده ای از انسانها برای عده ای دیگر که اصلا هیچ ربطی به مسئله حقوق ندارد و تنها بوی تکبر می دهد. حقوق زن مقوله ایست که می تواند خیلی درست بدان پرداخته شود، اما طبق نظر اکثر جامعه شناسان، فمینیسم جدا از حقوق زن است. بحث و مجادله و اثبات احمقانه زنان برای مردان در انجام وظایف مردان ( و نه حقوق مردان) هیچ ارتباطی با حقوق زن ندارد و تنها آن را بدتر و مختل تر و پیچیده تر می کند و همانطور که پیش از این نیز گفته شد پیچیده سازی موثر ترین راه و حل برای انحراف انسان از مسیر هدایت و حتی مسیر مورد نظر خودش است. این رویه تنها منجر به تردید مردان در انجام وظایف خود شده و مردان و پسران را بی مسئولیت و هوسران و زنان را مردوار می سازد و در نهایت سرنوشت قوم لوط را برای بشر فراهم می کند.


نظرات()   
   

صبح  جمعه 22 خرداد امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.  به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

به نقل از فتن، صبح امروز (جمعه 22 خرداد) امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.

 به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

  به گفته افراد حاضر در محل برگزاری  آزمون واقع در شاهد 28 شهر یاسوج این اقدام برای اولین بار است که در کشور انجام گرفته است و  نارضایتی های شدیدی را به همراه داشته است. این در حالی است که داوطلبان زیادی چادر های خود را  پشت درب امتحان گذاشتند و وارد جلسه شدند.

 تصاویر چادر های پشت درب سالن امتحان کنکور سراسری تجربی در یاسوج را در زیر مشاهده نمایید.

کشف حجاب دختران یاسوج





نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

اشتغال زنان

رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان از افزایش میزان نرخ ناباروری در کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا دکتر حبیب‌الله موسوی بهار روز یکشنبه ششم اردیبهشت در همایش ایمنی و سلامت غذای استان، با بیان اینکه تغذیه ناسالم تاثیر زیادی در ناباروری داشته، افزود: تغذیه ناسالم زندگی انسان را مختل می‌کند و باعث بروز انواع سرطان‌ها می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه انسان‌ها دشمنی بالاتر از خود ندارند، گفت: حتی حیوانات نیز ظلم‌هایی که یک انسان در حق خود کرده را انجام نمی‌دهند.

موسوی بهار ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه انسان در انواع دارو و منابع غذایی با هدف سودجویی، سلامت جامعه بشریت را به خطر انداخته که متولیان امر باید هماهنگی‌های لازم را برای رفع نیازهای روزمره مردم انجام دهند تا بتوانیم نسل آینده سالمی داشته باشیم.

وی با بیان اینکه بهداشت و درمان تنها متولی 30 درصد بخش سلامت است، اظهار کرد: 70 درصد سلامت مربوط به دستگاه‌ها و حوزه‌هایی از جمله نهادهای دولتی و غیردولتی بوده که وظایفی در راستای ارتقاء سلامت در جامعه دارند.
***********
با توجه به اشتغال روز افزون زنان و تاکید سیستم های دولتی و فعالان حقوق زن بر موضوع اشتغال زنان، به تبع افزایش مصرف غذاهای فست فودی و کنسروی را شاهد خواهیم بود چرا که با تقلید از سبک غربی زندگی و فرصت کمتر زنان برای طبخ غذا، قاعدتا سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.
نکته تاسف بار این است که امروز خود زنان به مصرف کنندگان بزرگ فست فود ها و غذاهای کنسروی تبدیل شده اند!
مشکلات عاطفی ناشی از اشتغال زنان و مساله عدم سازش آنها در زندگی مشترک که منتج از اشتغال زنان است خود مزید بر علت است که خانواده ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
 
از آنجایی که سلامت جنسی خانواده و بخصوص مردان به ساپورت عاطفی از جانب زن و حفظ جایگاه و ریاست مرد در خانواده بستگی دارد و رابطه مستقیمی با تغذیه سالم دارد، قطعا مشکلات جنسی و ناباروری، ناتوانی های جنسی مانند اختلال نعوظ و زود انزالی و بیماری هایی مانند ضعف سیستم ایمنی و سرطان و افسردگی... با این سبک غلط زندگی به اوج خود می رسد.


نظرات()   
   

گناهان کبیره

به سایتهای مذهبی که رجوع کنیم از اعمالی مثل خودارضایی، همجنس گرایی، زنا و ... بعنوان معصیت یاد می شود و این اعمال حرام دانسته می شود. خوب این دقیقا درست است اما آیا غیر از این است  که این اعمال ناشایست  تنها در نتیجه افکار ، شرایط  و محیط اجتماعی مشرکانه امروز پدید آمده است؟
 متاسفانه سبک زندگی انحرافی که تشدبد کننده و دلیل اصلی این گونه اعمال است خیلی خوب قلمداد می شود ولیکن تنها به خود این اعمال بدون در نظر گرفتن علل ارتکاب آن، بسنده می شود. این جاست که باید دجال امروز را شناخت. دجالی که علم را ضد علم و دین را ضد دین می کند و این دجال در اصل زاییده نفس اماره است. امروزه مشخص است که نفاق به طرز پیچیده ای ایجاد شده است و شما شعار مردمان منافق امروز را مینید که اظهار تمایل به کمک به دیگران و بشر دوستی می کنند، مثل زنانی که حضور در جامعه خود را به عنوان خدمت به خلق و جامعه قلمداد می کنند.  این گونه افراد این گونه به دیگران کمک می کنند: ابتدا دیگران را له می کنند و حق آنها را به خاطر حرص های توهمی خود می خورند و بعد به آنها به ظاهر صدقه می دهند لذا به علت صدقه دادن، خود را مستحق قداردانی می دانند. 
این روال، اساس بسیاری از موسسات و افراد به ظاهر متمدن، و قدرت های بزرگ دنیاست. اما همین افراد از عدالت حقیقی اولیه که انسانها برخوردار بودند بسیار وحشت زده اند زیرا دیگر در این عدالت نمی توانند به واسطه صدقه دادن ریاکارانه، خودشان را نزد دیگران خوب جلوه دهند تا بدین وسیله هویت یابند. این اساس نزول پیوسته انسانها در طول تاریخ از زمان آدم و حوا تا امروز است. در پاسخ به اظهارات سخیف این فسم از انسانها باید گفت که احتیاجی به خدمت و کمک دروغین نیست بلکه اگر شما دست از تمایلات نفسانی خود بردارید، آنگاه کسی نیاز به کمک و خدمت شما ندارد. اکثر این برابری ها شامل همین موضوع هستند نکته جالب این است که گاهی این سوء استفاده در موضوعات دینی و با تحریف واقعیات گنجانده  می شو.

بهتر است چند مثال در باب خدمتهای دروغین و توهمی که هدفی جز شهرت طلبی نفسانی و توهمی ندارد آورده شود. مثال سس و صنایع غذایی در پستی آورده شد که مثلا زنی در رشته های مربوطه درس می خواند و خانه و خانواده را سرد و تنها می گذارد و یا کلا از هم می پاشاند تا مثلا در کارخانه های تولید مواد غذایی صنعتی کار کند و خیلی ها را هم بابت همین غذاهای صنعتی به سرطان و ... مبتلا می کند و نامش را خدمت به جامعه می گذارد. حالا این سرطانی ها باید به پزشکان تاجر مراجعه کنند تا آن پزشکان هم به اصطلاح خودشان خدمت کنند. اینجاست که خدمت کردن دروغین و ریاکارانه با بدبخت کردن مردم تبرایبا هدف  ایجاد هویتی برای نفس پلید، مشخص می شود. در دنیای به اصطلاح علم که همان علم اروپایی است از این موارد کم نیست. مثلا هروئین برای ترک تریاک اختراع می شود و اسمش در ان زمان خدمت می شود که باید از آن قدردانی کرد. این رسوایی را با این جمله معروف که همیشه در علم اشتباه و خطا است توجیه می کنند. اما چطور است که این اشتباهات هیچ گاه با اهداف مقدس نمی خواند؟ یعنی امکان ندارد کسی با هدف مقدس، کاری کند که ضربه مهلک به بشریت وارد نماید. نمونه اش پیامبران و امامان هستند. نیت این چرخه مهلک تمدن تنها ارضای نفس و دادن هویت به نفس اماره با خدمت ریاکارانه به خلق است. نمونه هایی از این دست بسیارند که اختراع رادیو اکتیویته و ... هم جزئی از آنان است. امروزه با وجود تشابه کامل زن و مرد که کاملا روندی بر خلاف روند توصیه شده ادیان دارد، چطور می شود توقع داشت همجنسگرایی نباید شایع شود؟ و یا این که سن ازدواج تا این حد بالا رفته و تشویق هم می شود، چرا  توقع داریم خودارضایی شایع نشود؟ چون خودارضایی باعث می شود که ازدواج نکنیم؟ یعنی باعث می شود که ازدواج به سبک فمینیستی امروزی نکنیم و میل بدان را از دست بدهیم. انجام ندادن خود این اعمال ناپسند به تنهایی کفایت نمیکند زیرا بعضی تفکراتی را در قالب دین رواج می دهند کاملا نتیجه آن گسترش این اعمال خواهد بود. به عنوان مثال، همجنسگرایی و لواط از تفکرات مهلکی سرچشمه می گیرد که در نهایت هم به هلاکت بشر می انجامد. مسلما در جامعه با شباهت کامل بین زن و مرد، همجنسگرایی ترویج می شود و برای همین هم در غرب همجنسگرایی چنان گسترش یافته که خیلی از سیاستمداران و روسای کمپانی هایی که کالاهای آن را ما به علت نیازهای کاذب و توهمی و جعلی خود مصرف می کنیم، علننا اعلام همجنسگرا بودن خود را کردند. در اصل زشتی این عمل به خاطر همان شیوه و منش و تفکر مهلک آنست .
کار پیامبران این بود که به مردم گوشزد نمایند که درست زندگی کنید و درست فکر کنید. مطابق با فطرت انسانی خود زندگی کنید. این مهم ترین موضوع است و اگر کسی زندگی مخالف فطرت را برگزید و تنها ظاهر برخی اعمال را حرام دانست، نه تنها از ظاهر آن اعمال نمی تواند فرار کند بلکه منافقانه و هلاکت بار زندگی می کند.


نظرات()   
   

شبکه آموزش فمینیسم
شبکه آموزش و آموزش فمینیسم

در روز جمعه، آقایی طی برنامه ای در شبکه آموزش اظهارات جالبی در مورد بکار بردن دین و ... کرد که کاملا مرتبط با موضوعات مربوط به فمینیسم است زیرا در این حوزه نیز در این برنامه صحبت شد. وی در این برنامه، دین را حوزه تخصصی خواند و اظهار کرد که وبلاگ ها صلاحیت لازم در مورد اظهار نظر در مورد دین و احادیث و و تایید آن ندارند. خوشبختانه در این وبسایت، ادعایی مبنا بر تخصص در دین و یا اظهار نظر در مورد آن نیست بلکه بیان مشکلات خودمان، جامعه، و استفاده از احادیثی است که بارها همین متخصصان برای ما در صدا و سیما و وبلاگهایشان و کتابهای درسی مان گفته اند. حداقل برای برخی نویسندگان این وبسایت که هیچ ادعایی در تخصص در دین ندارند و همین جا هم گفته می شود که منبع چندانی جز همین حرفهای متخصصان ندارند، این سوال پیش می آید که آیا به کار بردن احادیثی که در کتابهای درسی مان ذکر شده بود نیز باید مورد تایید باشد؟ مگر جز این بود که در همین کتابهای دینی مدرسه گفته شده بود تساوی زن و مرد با تشابه زن و مرد فرق دارد؟ تشابه زن و مرد با عدالت بین زن و مرد در تضاد است. ما این مطالب را خوانده ایم و همان مطالبی است که شما به ما داده اید و با آنها دچار تضاد جدی شده ایم!! حدیثی از خود اختراع نکردیم. شان نزول حدیث تعیین نکردیم مگر جز انچه که همین متخصصان به ما گفته اند. نظردهی را آزاد گذاشته ایم تا انتقاد سازنده را بپذیریم چون مشتاق حقیقت بودن فقط ویژه عده ای نیست که خود را متخصص بدانند. تخصص کلمه ای است از اختصاص. اما دین امری اختصاصی و طبقاتی نیست و حداقل تاریخ پیامبران و امامان که باز خود شما برای ما نوشته اید گواه بر این ادعاست که خیلی از پیامبران تا قبل از پیغمبری مطلقا در محیط دینی رشد نکرده اند از جمله حضرت موسی و ابراهیم و اصلا حضرت ابراهیم نزد عمویش بت سازی می کرد. کسانی دنبال کشتن حضرت عیسی بودند که ادعای تخصص در دین خود داشتند و اصلا حضرت عیسی برای نجات یهودیان آمده بود اما چه شد؟ آیا برای امام زمان هم باید با همان شیوه پیش رفت؟ راه دوری نمی رویم. بهتر است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همین متخصصان در عرصه قانون گذاری و ... نقش پررنگی داشته اند را نگاه بیندازیم. چرا در زمان طاغوت چیزی به نام ازدواج سپید نبود اما امروزه با وجود این قوانین تخصصی و مورد تایید متخصصان، کارایی این قوانین نزد جوانان تا این حد پایین آمده تا از ثبت ازدواج دوری کنند، حتی برخی از آنها مذهبی هستند و مراسم عقد و ... را خودشان به جا می آورند اما ازدواجشان را ثبت نمی کنند؟، در همین برنامه در مورد تقسیم کار بین حضرت فاطمه و حضرت علی بحث شده که این تقسیم کار متناسب با شرایط آن روز بوده و این به اصطلاح متخصص فرمودند این تقسیم کار بسته به شرایط زمان تغییر می یابد، اما اگر واقعا شرایط امروز برای این تقسیم کار تغییر یافته چرا در قوانین کوچکترین نمودی ندارد؟ این قوانین مگر از زیر دست همین متخصصان رد نمی شوند؟ در ضمن امروزه که عصر تکنولوژیکی است، شرایط به سرعت در حال تغییر یافتن است و هر روز شرایط عوض می شود، از کجا بدانیم سال بعد چه تقسیم بندی باید بکنیم که برنامه ریزی کنیم؟  در سالهای آینده ممکن است شرایط جامعه طوری شود که مردان بروند خانه و کار خانه کنند و زنان به جامعه زنانه بروند آنگاه تکلیف فعالیتهای امروز ما چه می شود و تکلیف فطرتمان چه می شود، مگر فطرت با شرایط جامعه مدرن و متغیر امروز تغییر می یابد؟ یعنی هیچ وجه اشتراکی بین ما و حضرت علی و فاطمه از حیث فطرت نیست و با تغییر شرایط جامعه باید کاملا عوض شد؟ هیچ چیز درونی وجود ندارد که پایدار باشد و تنها شرایط جامعه تعیین کننده عملکرد انسان است؟ تا حال کسی پرسیده که شرایط همین جامعه ناشی از چیست؟  از طرفی حرف بسیاری از همین متخصصین با هم در تضاد است و ماهم که به قول خودتان تخصص نداریم که بفهمیم که چه کسی دارد راست می گوید!!! مرتب کتابهای درسی را تغییر می دهید، محتوای کتابهای دینی بچه ها هر سال تغییر می کند، کسی هم نمی داند آن یکی چی خوانده!!! آیا واقعا این سیستم کاراست؟ حدیثی هم از قول خودتان (نه از قول خودمان) در کتب درسی زمان ما نوشته بودید که در آخرزمان از اسلام جز نام باقی نمی ماند، از طرفی شما وظیفه حفظ اسلام را در آخر زمان به عهده متخصصان دینی انداختید و به قول خودتان باید با تخصص در دین وارد شد و مردم عادی که از نظر شما یک مشت بی سر و پایی هستند که در وبلاگشان هزیان می گویند هیچ اعتبار ندارند و عملا هم در طول تاریخ، دین در دست همین متخصصان بوده و هست، اما چرا قرار است چیزی جز نام از دین باقی نماند؟ مگر دین در دست شما نیست و نبوده و نخواهد بود؟ در طول تاریخ که پیوسته دین دست شما بوده و امروزه هم هست و فردا هم با توجه به گریزان شدن مردم از دین که از امروز هم کاملا هویداست، کسی رقیب شما نخواهد بود، پس این جز نام نماندن از دین طبق حرفی که خودتان به ما زده اید بر عهده خودتان هست. منبع ما هم در این ادعا خودتان هستید. برای شناختن این به اصطلاح متخصصان، نگاهی به تاریخی که خود همین به اصطلاح متخصصان برای ما می گویند، کافی است. هر یازده امام به مرگ طبیعی نمردند و کشته شدند و به شهادت رسید اند. یک نگاه انداخته شود که توسط که و چگونه کشته شده اند و البته منبع هم همین کتب به اصطلاح متخصصان هست. در منابع خودشان نوشته شده که امامان توسط مردم عادی کشته شده اند یا متخصصین. اما برای باز کردن مفهوم تخصص، تخصص از اختصاص و خاص می آید. چه کسی می تواند تخصص در همین علوم دینی بگیرد؟ مستضعفی که روز و شب باید کار کند تا خرج خود و ... را در آورد فرصت تخصص یافتن در این امور را ندارد. اما کسی که از لحاظ مالی خیالش راحت است می تواند خیلی خوب تخصص بگیرد و اتقاقا مورد مشکوک همین است که با چه مالی افراد متخصص متخصص می شوند؟ (چون این متخصص به شدت به حلال و حرام بودن مال تاکید دارد) در زمان تحصیل همین متخصصان در حوزه دینی خرجشان از کجا می آید و این خرج آیا با اولویت در جیب این جماعت می رود که عده ای زیاد گرسنه اند؟ اما آن گرسنگان فرصت تخصص یافتن ندارند چون توسط عده ای زیادی از همین متخصصین ضعیف شده اند و مستضعف شده اند. قرآن هم وارثان زمین را مستضعفین معرفی می کند و نه متخصصین. البته قصد این نیست که گفته شود که همه افراد در یک قشر بد هستند زیرا این گونه به نوعی قشری گرایی مبتلا می شویم اما به آسانی می توان یافت که عده ای کمی از این قشر واقعا مومن اند که پیوسته به تخصص و ... خود ننازند و آنها را تنها در جهت فهم حقیقت برای خود و برای همه به کار برند و خود را بالاتر از کسی نبینند و دچار غرور نشوند و طوری نشود که حرف حق را از کسی که نه تخصص دیده و نه فرصت و امکان آن را داشته است نشنوند به این دلیل که شان خود را بالا بدانند(البته حقیقت در لا به لای علوم مختلف موجود در دانشگاهها و حوزه ها خیلی لطیف و ظریف پنهان و گم می شود و فرد با وجدان در میان افرادی که ماهیت این علوم را فهمیده اند و سالها در آن تحصیل کرده اند این است که پنهان سازی ها و تحریفات لطیف در این سیستم را آشکار کنند و علوم ضد علم را مشخص سازند). اگر امام زمان هم بیاید تنها از طریق دل شناخته می شود و نه از طریق تخصص و ... زیرا وی خود را ابتدا به متخصصین معرفی نمی کند که از ایشان تاییدیه بگیرد، وی خود را به همه مردم معرفی می کند. همه ما نتایج تخصص چه در حوزه دینی و چه در حوزه علمی و تکنولوژی را در زندگی خود دیده ایم و می دانیم چقدر توانسته اند ما را به آرامش برسانند.


نظرات()   
   

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   

ترضیحات کارشناس رادیو در مورد منع اشتغال زنان از دیدگاه اسلام

[http://www.aparat.com/v/bI3zB]


نظرات()   
   

متاسفانه دولت اصلاحات مبتکر طرح بسیار مخرب مرکز زنان ریاست جمهوری بود. دولت احمدی نژاد این طرح نامیمون را قوت بخشید و آن را تا یک معاونت ارتقا داد. دولت کنونی نیز در حال تمکین از همین روشی است که مخرب بودن آن بر هیچکس پوشیده نیست و بعید نیست دولت بعدی آن را تا یک وزارتخانه ارتقا دهد!

امروزه در غرب تظاهرات و مخالفت های بسیاری در مواجهه با دخالت های دولت در زمینه خانواده و سلیقه های فمنیستی از جانب مردم و مراکز مردم نهاد صورت می گیرد. لیکن متاسفانه در کشور ما بیش از بیست سال است که روز به روز وضعیت خانواده با سپردن زمام امور به دست معاونت زنان، اسفبارتر می شود.

دخالت دولت در خانواده

برای هدایت خانواده همین طور که بارها در این انجمن گفتیم، راهکار اصلی قطع ید مداخله کنندگان در امور خانواده و انحلال معاونت زنان است.

در زمینه سفر خانم مولاوردی که  اما و اگر های زیادی را در پی داشته است و البته انتقادات بسیار به جا و صحیح:

خلاصه می توان گفت از باب جمعیت کشورهایی مانند سوئد و فنلاند و کشورهای اروپایی مشابه که بسیار در مقابل جمعیت ما ناچیز است و همچنین ماهیت بی دینی کشورهای یاد شده، طرح هایی که از جانب آنها ارایه شود نتیجه ای جز نابودی کشور ما در پی نخواهد داشت و البته در هر طرح مخربی نتیجه اش بیست سال بعد نمایان می شود. همانطور که نتیجه طرح های بیست سال پیش را اکنون مشاهده می کنیم که نیازی به توضیح ندارد و همه می دانند!

ذکر این تکته فوق العاده کلیدی و ضروری است که فنلاند در نتیجه سیاست های فمینیستی به افول جمعیت دچار شد و در نتیجه برای جبران مافات وارد این سیاست های جمعیتی شد. لیکن در کشور ما باید با جلوگیری از سیاست های فمینیستی از رسیدن به وضعیت فنلاند جلوگیری کرد. چرا که با توجه به پهنه وسیع کشور و پایه جمعیتی بالاتر ایران با توجه به اینکه دولت در زمینه یارانه هم دچار مشکل است بعید است بتواند برای این جمعیت الگوی فنلاند را پیاده کند.

اما معاونت زنان می تواند با مقدمه چینی برای این سیاست در آینده مشکل ساز شود. مثل دادن الگوی افزایش مدیران زن(مشوق زنان به تحصیلات افراطی و تصدی پست های مدیریتی و سوزندان بخش زیادی از عمر)،الگوی اشتغال و توانمند سازی زنان (زنان شاغل فرزندان کمتری به دنیا می آورند و فرزند خود را به مهدکودک های تمام وقت می سپارند و در نتیجه جمعیت کمتر و سرخورده ای را تحویل جامعه می دهند)، سیاست های رفرم فرهنگی برای مردواره کردن زنان و ...


اگر بگوییم این زن (نوعی) و دوستانش با کارهای ناشایست و حرف های مخرب و زننده ، کلنگ آخر را بر تخریب خانواده ایرانی می زنند حرف بی ربطی نگفته ایم و البته سفر به فنلاند و طرح های مرتبط با آن تنها بخش کوچکی از اقدامات مخرب این معاونت است.

مقاله کیهان در این زمینه


فاز دوم جنگ جمعیتی غرب چگونه کلید خورد؟

ایران، کشور عزیز ما، پس از ده سال تلاش برای تغییر سیاست‌های جهانی دیکته شده از سوی نهادهای بین‌المللی در حوزه جمعیت کماکان به برنامه نهادهای ضد ملی مورد هدایت و حمایت دشمنان قسم خورده مسلمانان عمل می‌کند و آنچه به جایی نمی‌رسد، صدای متخصصین و روشنفکران است!


آنها که از منظر علمی درخصوص اهمیت تصحیح سیاست‌های جمعیتی کشور توجیه به نظر می‌رسند هنوز گمان می‌کنند کشور در مسیر «افزایش جمعیت» نیازمند اختراعات و ابداعات عجیب و غریب و دوره‌های مطالعاتی پرهزینه در بازه زمانی بیش از ده سال است! حال آن که بیش از بیست سال است که در کشورهای توسعه یافته برنامه‌ای متفاوت از چارچوب مشهور «تنظیم خانواده»، با هدف افزایش جمعیت با مولفه‌های واضح و دنبال کردنی در حال اجراست. اما آنچه موجب شده برخی کشورهای اروپایی، پس از وضع قوانین حمایتی عریض و طویل سیاست فرزندآوری و افزایش جمعیت بعضا کم توفیق باشند، تغییرات حوزه سبک زندگی است که خود برآمده از روش منحوس زندگی به شیوه غربی با انگیزش‌هایی همچون «لذت‌گرایی و رفاه حداکثری» توام با فردگرایی بدون مرز است. پس علاوه بر الزامات تغییر برنامه‌های قبلی کشور در حوزه مشهور به «تنظیم خانواده»، رصد پروژه‌های جدید دشمنان جمعیت ایرانیان در حوزه سبک زندگی با تاکید بر تغییر جایگاه و نقش زنان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در یادداشت امروز تلاش می‌کنیم حرکت خزنده برخی نهادهای بین‌المللی در حوزه سبک زندگی جمعیتی ایرانیان را جست و جو کنیم:

کارشکنی یا دلسوزی؟

این چندمین شماره صفحه اجتماعی کیهان است که به افشای برنامه‌های نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی در رد سیاست‌های کلی ابلاغی در حوزه جمعیت اختصاص می‌یابد. میدان مبارزه با برنامه‌های دشمنان مسلمانان در حوزه جمعیت بسیار گسترده شده و به واسطه بروز اشکالات متنوع در حوزه سبک زندگی، حتی در صورت همراهی کامل دولت و مجلس و نهادهای اجرایی و قانونی در حوزه افزایش جمعیت نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم. در شرایطی که آمار میزان ازدواج و طلاق و سن تاهل و نرخ فرزندآوری در کشورمان به علت تهاجمات فرهنگی چندان امیدوار کننده نیست، دست و پنجه نرم کردن با مجریان برنامه های قدیمی «تنظیم خانواده جهانی» که آشکارا در کشور به کارشکنی در حوزه استراتژیک جمعیت اشتغال دارند، حقیقتا نویدبخش آینده‌ای روشن نیست.
در آخرین برنامه اجرا شده، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری، با ارائه گزاره‌هایی قابل تامل، پروسه همکاری با کشور فنلاند به منظور پیشبرد سیاست‌های جمعیتی و سبک زندگی، را کلید زده است.

جمعیت و معاونت زنان

هر چند مولاوردی در دیدار با سفیر فنلاند پس‌از بازگشت تیم تحقیقاتی مورد حمایت وی از این کشور، از اهمیت «بحران جمعیتی کشور» می‌گوید، اما تاکید وی بر استفاده از تجربیات موفق این کشور در حل و فصل بحران مذکور قابل تامل است.
مولاوردی با اشاره به سفر اخیر گروه ایرانی از زیرمجموعه معاونت زنان به کشور فنلاند گفته است: «توجه به مساله مادران و کودکان یکی از اهداف سفر این گروه مطالعاتی بوده است زیرا بررسی ها نشان می دهد فنلاند از کشورهایی است که بیشترین تسهیلات و حمایت ها را برای این سیاست ها در نظر گرفته است.» وی تاکید دارد که «فنلاند یک کشور اروپایی است که بیشترین موفقیت را در زمینه سیاست افزایش جمعیت داشته است(!)»
چنان که از مجموع صحبت‌های خانم مولاوردی بر می آید قرار است معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد و در همین راستا هیئتی از ایران به فنلاند سفر کرده است. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که ایران اسلامی چرا باید برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد؟ اوضاع جمعیتی فنلاند چگونه است و آیا این کشور توفیقی در اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت داشته است؟

فلاکت جمعیتی فنلاند!

نرخ باروری فنلاند در چهل و پنج سال گذشته زیر سطح جانشینی بوده و سعی مسئولان این کشور برای افزایش نرخ باروری و فرار از مصیبت سالخوردگی جمعیت، هیچگونه موفقیتی را به دنبال نداشته است! چنانکه میانگین سنی مردم در این کشور قریب به 42 سال است و فنلاندی‌ها بر کرسی رتبه هفتم پیرترین کشورهای دنیا تکیه زده اند!
 در اروپا که به قاره سالمندان معروف است تنها چهار کشور از لحاظ سالخوردگی از فنلاند شرایط بدتری دارند. فنلاند کمترین تراکم جمعیت را در اتحادیه اروپا داراست و مرکز آمار این کشور در سال 2014   اعلام کرد که تعداد آمار تولد نوزادان در این کشور  در حال حاضر برای سومین سال پیاپی کاهش قابل ملاحظه ای داشته است و  تنها در یک سال گذشته پنج صدم از نرخ باروری این کشور کاسته شده است. همچنین در سال 2012 رتبه  فنلاند بر اساس نرخ باروری 166 در جهان بوده که این رتبه با جایگاه ایران در پله  144 فاصله زیادی دارد!
 تمام این موارد به خوبی نشانگر این موضوع است که وضع جمعیتی فنلاند حتی از کشور ما نیز بدتر است و کمک این کشور به ایران در زمینه بحران جمعیت اگر حکایت کور و عصاکشی نباشد حکایت کل است و طبابت برای سایرین! پس علت تاکید مکرر معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده برای همکاری با این کشور و دید و بازدید هیئت‌های دو کشور چیست؟

رمزگشایی از الگوی فنلاندی

هفته گذشته هیئت بلندپایه‌ای از فنلاند در بازی «دید و بازدید» هیئات ایرانی- فنلاندی به کشورمان سفر کردند. وزیر بهداشت اسبق فنلاند در نشستی با معاونت امور زنان ریاست جمهوری، با ابراز خوشحالی از ارتباط‌گیری با برخی مجموعه‌های مدیریتی داخلی، از اجرای «برنامه تنظیم خانواده» در ایران اظهار خرسندی کرد!
از آنجایی که مراکز مطالعاتی غربی با اهداف گوناگون به رصد دقیق فعل و انفعالات ساختارهای بهداشتی و درمانی کشورهای خاورمیانه و به خصوص ایران می‌پردازند، آشنایی و ارتباط متخصصان آنها با شرایط حاکم بر کشورمان عجیب نیست و به همین خاطر است که«واپوتی تایسپل»، وزیر سابق بهداشت فنلاند خطاب به مولاوردی می‌گوید: «این سفر اولین دیدار من از ایران است اما این بدین معنا نیست که در گذشته هیچ ارتباطی با این کشور نداشته‌ام.»
طی دهه‌ هفتاد میلادی، رشته‌ دانشگاهی «ارتباطات سلامت عمومی» در دانشگاه جان‌هاپکینز تأسیس شد که هدف آن ارائه‌ یک برنامه‌ هماهنگ جهانی برای کاهش جمعیت کشورهای کمتر توسعه‌یافته بود. این برنامه با پشتوانه‌ آمریکا و با همکاری بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، با عناوینی زیبا و جذاب چون «تنظیم خانواده» در این کشورها ترویج و عملیاتی شده است. اولین هدف برنامه‌ تنظیم خانواده، جمعیت‌های غیرسفیدپوست و جهان‌سومی ساکن در آمریکا و اولین قربانیان آن، سرخ‌پوست‌های بومی آمریکا بودند که بعدها نوک پیکان این برنامه، کشورهای آفریقا و خاورمیانه را نشانه گرفت و از قضا با همت بلند مسئولان کشورمان در دهه ۷۰ بسیار موفقیت‌آمیز اجرا شد!
پس تا اینجای کار متوجه شدیم که هیئت ایرانی در دیدارهای انجام شده در فنلاند موفق به توجیه مسئولان این کشور درخصوص تغییر سیاست های جمعیتی کشورمان از شکل جهانی مشهور به نام «تنظیم خانواده» با هدف «کاهش شدید رشد جمعیت» نشده اند و علت حضورشان در این کشور اروپایی را به صراحت بیان نکرده اند!
نکته مهم برنامه ضد جمعیتی فنلاندی‌ها برای ایران را می‌توان در ادامه صحبت‌های وزیر سابق بهداشت فنلاند در گفتگو با مولاوردی مشاهده کرد: «در فنلاند به برابری زنان و مردان بسیار اهمیت داده می‌شود و ما برای این امر بسیار جنگیده‌ایم و باید گفت، گفت‌وگو با کشورهای گوناگون برای ما بسیار الهام‌بخش بوده و می‌توان راه‌های خوبی را برای همکاری در امور گوناگون در این دیدارها یافت.»

واحد  سبک زندگی فنلاندی

در حالی که کشوری همچون فنلاند در مباحث خانواده و جمعیت با بحران مواجه است به طوری‌که به گفته خودشان با معضل پیری جمعیت دست و پنجه نرم می‌کنند، در حوزه «سبک زندگی غربی» پیشتازند!
آمار «زندگی غیر شرعی زوجین» در فنلاند  5 میلیون نفری بیش از 40 درصد است و دست کم 20 درصد مردم این کشور «بی خدا» هستند. آمار ازدواج و فرزندآوری فنلاندی‌ها نیز بسیار پایین است. یعنی همانطور که وزیر بهداشت سابق این کشور تاکید کرد فنلاندی‌ها بیش از آن که مشتاق ترویج سیاست فرزندآوری در ایران باشند از تدوین برنامه‌ای با هدف تامین «برابری جنسیتی» و مولفه‌های سبک زندگی غربی ایرانیان استقبال می‌کنند!
در ایران اسلامی کمتر از پانزده درصد آمار شاغلین کشور اختصاص به زنان دارد ولی در کشورهای غربی از جمله فنلاند زن و مرد تقریبا به یک اندازه شاغل هستند. بر اساس اصول برنامه جهانی «هزاره» که اجرای بند مرتبط با موضوعاتی جمعیتی آن تاکنون فاجعه بار بوده، برابری آمار اشتغال زنان و مردان از مولفه‌های «برابری جنسیتی» است. موضوعی که به هیچ عنوان با سبک زندگی ایرانی- اسلامی قابل جمع نیست.

زن، کلید تغییر سبک زندگی

بر اساس شاخص‌های تهیه شده در نظامات فمینیستی لیبرال سرمایه‌داری که از عوامل قطعی «فروپاشی خانواده» در غرب به شمار می رود، ایران از منظر «برابری جنسیتی» به شکل غربی، در رده 137 قرار دارد.
جالب توجه است که معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در اسفند 92 نیز با حضور در نیویورک در اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل با موضوع «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» شرکت کرد! معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارش فیس بوکی سفر خود نوشت: «در اهداف توسعه هزاره - که به سند MDGs معروف است- دولت‌ها مسئولیت جمعی خود را در رابطه با تضمین حفظ و احترام به کرامت انسانی، برابری و عدالت در سطح جهانی به رسمیت شناخته‌اند. ارتقای توسعه و ریشه کن کردن فقر، تحقق و ارتقای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان از جمله عوامل مؤثر برای تحقق حقوق بشر در عرصه جهانی دانسته شده است(!)»
تعریف و تمجید معاون رئیس جمهور از «تبادل تجربیات» در حوزه زنان در حاشیه «کنفرانس ضد زن» مذکور در حالی صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب درخصوص تز «برابری جنسیتی غرب» گفته است: «اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.»
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب دانسته و افزودند: «برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل». با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می‌کند؟» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن معتقدند: «در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه‌های مشترک، منطقاً عرصه‌های متفاوتی را نیز به همراه می‌آورد.»
رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیون های جهانی با صراحت گفته است: «اصرار غربی‌ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می‌کند، به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.»

رفع تبعیض یا هدم خانواده؟!

علی‌رغم معین و مشخص بودن سیاست‌های کلی نظام در حوزه زنان، در آذر سال 93 جزئیات انعقاد توافقنامه تعهدآور معاون امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل بدون جلب موافقت مجلس شورای اسلامی با موضوعات مشابه خبرساز شد!
فاطمه رهبر، عضو کمیسیون اصل 90 مجلس درخصوص رسالت صندوق جمعیت سازمان ملل می گوید: « در طی دوره‌های گذشته مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگانی در اجلاس‌های دوره‌ای و منطقه‌ای این صندوق شرکت می‌کردند. دو ماه گذشته نیز اجلاسی در فیلیپین برگزار شد که بنده و یکی دیگر از نمایندگان در آن اجلاس شرکت کردیم و نکته قابل توجه این است که موضوع تمام این همایش‌ها «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» است!»
وی افزود: «در حقیقت این صندوق مجری «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که امسال بیستمین سالگرد تصویب آن کنوانسیون است. ایران در زمان تصویب آن نیز به کنوانسیون مذکور پیوست؛ اما به دلیل بیست ایرادی که شورای نگهبان بر آن وارد کرد با تأیید نظر شورای نگهبان آن مصوبه ملغی شد، چرا که معتقد هستیم دیدگاه ایران با دیدگاه سکولار غربی در مورد زنان و جایگاه زنان متفاوت است.»

صندوق جمعیت در ایران

براساس سندی كه نمایندگی صندوق بین‌المللی جمعیت در ایران منتشر ساخته، همكاری صندوق جمعیت سازمان ملل متحد با ایران از سال۱۹۷۰ بر مبنایی پروژه‌ای و از سال ۱۹۹۰ بر مبنای برنامه‌های ۵ ساله كشوری شروع شد. برنامه ۵ ساله كشوری كنونی، چهارمین برنامه از سال ۱۹۹۰ در سال ۲۰۰۵ بر محور «چارچوب کمک های توسعه‌ای سازمان ملل متحد» آغاز گردیده است.
بر اساس متن این سند پشتیبانی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نتایجی محسوس در ایران به بار آورده كه در شاخص‌های جمعیت و بهداشت باروری به خوبی آشكار است. این گزارش یكی از این شاخص‌های محسوس را نسبت استفاده از تمامی روشهای پیشگیری از بارداری می‌داند كه «از۶۴ درصد به ۷۹ درصد افزایش یافته است»! این گزارش سه زمینه اصلی فعالیت‌های صندوق را بهداشت باروری (بخوانید تحدید نسل)، برابری جنسیتی و استراتژی های جمعیت و توسعه معرفی می كند كه بطور تفکیک ناپذیری باهم ارتباط دارند(!)
صندوق جمعیت و سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل بر اساس آمارهای رسمی سالیانه منتشر شده تاکنون
بیش از یک میلیارد دلار در مراحل مختلف برنامه «تنظیم خانواده ایران» با هدف کاهش نرخ فرزندآوری و جمعیت ایرانیان، هزینه کرده‌اند. میزان موفقیت برنامه جمعیتی سازمان‌های مذکور در ایران بیش‌از برآوردهای طرح اولیه بوده به نحوی که در دهه اول قرن
بیست و یک، ایران بر پله نخست بالاترین نرخ کاهش رشد جمعیت در جهان برای چندمین سال پیاپی تکیه زد و همین موضوع جوایز زیادی برای برخی از مسئولین وزارت بهداشت کشورمان در مجامع بین‌المللی به ارمغان آورده است!

فاز دوم جنگ جمعیتی غرب

تلاش برای تغییر نگرش زنان و سبک زندگی خانواده ایرانی، آخرین مرحله از اجرای طرح تثبیت سالمندی جمعیت ایرانیان است. به نحوی که در صورت اجرای طرح‌هایی همچون «برابری جنسیتی» مبتنی بر استراتژی جمعیتی پیشرفته در ایران، همچون برخی کشورهای غربی، مشابه فنلاند، حتی در صورت وضع قوانین و مشوق‌های جمعیتی نیز به علت بی‌انگیزگی جوانان در تشکیل خانواده و ممانعت زنان از فرزندآوری به بهانه ارتقاء شغلی و افزایش استرس زندگی مکانیزه به سبک لیبرال سرمایه‌داری، نرخ رشد جمعیت اصلاح نخواهد شد. چرا که نگاه جامعه به فرزند، از عطیه ای الهی و نماد خانواده سالم به موجودی «مصرف کننده» با خصوصیت تضعیف موقعیت‌های شغلی و رتبه اقتصادی تغییر خواهد کرد.
متاسفانه روندی که دولت در حوزه سبک زندگی و سیاست‌های کلی جمعیت در پیش گرفته هیچ امیدی به اصلاح وضعیت فعلی با حرکت پرشتاب به سمت «جامعه سالمند ایرانی» وجود ندارد. شاید لازم باشد به جای تاکید بر اجرای «سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب در موضوع جمعیت» وقت بیشتری در توجیه دولتمردان و نهادهای مسئول در مذمت عمل به نقشه‌های دشمن و اجرای طرح‌های مغایر با چارچوب‌های دینی خانواده سالم، صرف کنیم! چرا که در حال حاضر فاصله زیادی میان مدیران جامعه ایرانی با مجریان آینده‌نگر و آگاه به تاثیرات پیروی از سبک زندگی غربی، وجود دارد!
باید از دولت بخواهیم اگر در مناصب مرتبط با موضوع جمعیت از بکارگیری افراد دلسوز و معتقد به سیاست‌های جمعیتی نظام پرهیز می‌کند دست کم کرسی‌های مدیریتی را به «دشمنان داخلی جوان ماندن ایران» نسپارد!
باید از دولت بخواهیم سمینار پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان را با همکاری سفارت سوئیس و صندوق جمعیت برگزار نکند، تا همکاران سوئیسی صهیونیست‌های پلید فرصت سفر به ایران را نیافته و برایمان نسخه نپیچند که نرخ باروری را از این هم کمتر کنیم!
باید از دولت بخواهیم همایش رویکردهای جدید جمعیتی را برگزار نکند تا معلوم نشود معاون وزارت بهداشت فرق عزا و عروسی جمعیتی را نمی‌فهمد و نفهمی خود را با پرداختن به گزاره خجالت‌آور «ارائه آمار غلط به رهبر انقلاب» فریاد نزند!
باید از دولت بخواهیم با تغییر نام برنامه «تنظیم خانواده» به «باروری سالم»، طرح کاهش رشد جمعیت را در دستگاه بهداشتی کشور ادامه ندهد!
باید از دولت بخواهیم برای بهبود وضع جمعیت از سفارت فنلاند و سوئیس و پارلمان آلمان کمک نخواهد و از اروپا الگو نگیرد!باید از دولت بخواهیم به دنبال اجرایی کردن برخی تعهدات بین‌المللی در زمینه جمعیت، نباشد. باید از دولت بخواهیم از فریاد زدن واقعیت آشکار شدن نقش غرب در اجرای فاز دوم جنگ جمعیتی با موضوع تغییر مولفه‌های سبک زندگی ایرانی- اسلامی، هراس نداشته باشد و خود مجری آن نباشد!


نظرات()   
   

درود بر خداوندی که هر چیز را به بهترین شکل ممکن خلق کرد و نقصان عقل زن نسبت به عقل مرد به معنی نقص در خلقت او نیست. بلکه بهترین شکل برای خلقت زن همین عقل و تدبیر کمتر او نسبت به مرد است تا او را بهترین و دوست داشتنی ترین موجود برای مرد قرار دهد.
خطبه 79 نهج البلاغه:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْیمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ،
اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث
نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ایمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ
و عقل ناقصند. اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه
وَالصِّیامِ فى اَیّامِ حَیْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ
در ایام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اینكه سهم ارث آنان
عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواریثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ
نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اینكه شهادت دو زن

امْرَاَتَیْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ
برابر شهادت با یك مرد است. از بَدان زنان بترسید، و از خوبانشان
خِیارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطیعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لایَطْمَعْنَ
بر حذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع
فِى الْمُنْكَـرِ.
پیروى نداشته باشند.


این خطبه از جنجالی ترین و کوبنده ترین خطبه های نهج البلاغه است که بدجوری فمینیست ها را سوزانده است و البته بسیاری از روحانی نماهای زن ذلیل و خدانشناس که اسم آنها را اینجا نمی بریم ، مثل برخی که حتی خودشان را به امام خمینی هم منتصب می کنند سعی کرده اند یا آن را رد کنند یا اینکه بگویند منظور حضرت همه زنان نبوده است بلکه چون پس از جنگ جمل بوده منظور عایشه یا عده معدودی از زنان بوده است.

لذا ما همینجا به دهان آنها می کوبیم و می گوییم:

آیا فقط عایشه بوده که پریود می شده است؟

آیا فقط عایشه ارثش نصف بوده است؟

آیا فقط شهادت عایشه و گروه خاصی از زنان نصف شهادت یک مرد بوده است؟

----------------------------------------------------------------------

یکی از عواقب عمل نکردن به توصیه معصومین و استفاده از زنان در سمت های مشاوره ای و حتی مدیریتی و استخدام زنان، همین شیوع ایمان ناقص و از بین رفتن عقل در بستر جامعه و در نتیجه زوال آن است.

نمونه هایی از ایمان ناقص و دید تک بعدی زنانه را در احادیث و بنر های مترو می توان دید که اجمالا به توضیح آنها می پردازیم:





حجاب

حدیث گرانقدر مورد اشاره به هیچ وجه رد نمی شود. اما آیا این حدیث را در سرتاسر مترو ندیده اید؟ آیا نباید روی حجاب کار شود؟ هر چقدر هم چشم ها را از نامحرم بگیریم آیا بدون اینکه آنها حجاب را رعایت کنند می شود به جایی رسید؟
آیا چشمان شما خسته نمی شود اگر در یک محیط کاری ولو با حجاب زنان از مقابل چشمان شما عبور کنند و با حرکات و صدایشان برای شما مزاحمت ایجاد کنند؟ واقعا چقدر و از چند زاویه می توان چشم ها را گرفت؟
آیا بنا نبوده سازمان ها و مسئولین در زمینه حجاب و احیای آن فعالیت کنند؟
آیا ما برای حجاب کم حدیث و سخن داریم؟
اینها نتیجه مشورت گرفتن از زنان است که سبب این ایمان ناقص است که همه چیز را نصفه می بینند و از دین فقط نصف آن را قبول دارند.

حدیث

لطفا به این آیه شریفه توجه فرمایید؟ می توانید برای دیدن بهتر تصویر روی آن کلیک کنید.

جالب اینجاست که در انتهای متن سمت راست این تصویر در سطر آخر خودش نوشته است آیه حجاب!
در حالی که آیه حجاب درست آیه بعد از این آیه است که آیه 31 سوره نور است که خطاب به زنان فرموده که خود را از نامحرم بپوشانند!

اما ایمان ناقص منجر به این می شود که حقایق نصفه بیان شود!

من با یکی از فمینیست ها مناظره می کردم. وی گفت که خداوند اول در آیه 30 گفته مردان چشمان خود را بپوشانند و سپس به زنان گفته است که حجاب بگیرند.
پس کار مردان ارجح تر است که چشم بگیرند.

من هم گفتم نخست اگر در قرآن بنگرید می بینید که همیشه خطاب قرآن ابتدا به مردان است مثل  "یتوب الله على المومنین و المومنات و كان الله غفورا رحیما"

همیشه مردان اول خطاب شده اند. یکی اینکه مردان طبق آیه 34 سوره نساء رئیس و سرپرست زنان هستند که همین آیه هم به شدت مورد تهاجمات فمینیستی و سوء تعبیر واقع شده است.
در ثانی این یک قاعده کلی در قرآن است که نوعی احترام ویژه به مقام مردان است و قرآن یک قاعده پیوسته و کلی را رعایت کرده است.
بنابراین در آیه های متوالی 30 و  31 سوره نور هم همین قاعده رعایت شده است و لذا چشم گرفتن مردان از نامحرم مسقط وظایف زنان در امر حجاب و پوشاندن خود از دید نامحرم نیست!

بعلاوه تکلیف شرعی وظیفه ی واجب هر شخص است و اول و دوم ندارد و مکمل همدیگر است.

حدیث

این هم از نمونه های توهین آشکار به مردان در مترو است.
حتی در ویدیو ها و انیمیشن های مترو همیشه همه احمق ها مرد هستند. همه مجرمین مرد هستند. خلافکاران مرد هستند. ابلهان مرد هستند!

حتی در تصویر، فرد چادری یک پیر زن است و زنان جوان همه مانتویی هستند که این مشخص کننده عملیات روانی و جامعه شناسی حساب شده برای قدیمی و از تاریخ گذشته نشان دادن چادر است که بصورت ناخودآگاه این پیام را به مخاطب منتقل می کند.

متاسفانه چنین رویکردهایی نه تنها در متروی تهران بلکه بطور کل به دلیل استفاده وافر و بی حد و اندازه از زنان در شهرداری تهران و حتی سایر شهرداری ها و فرمانداریها در سراسر کشور حاکم است و با این روند عاقبت خوشی برای این جامعه و این کشور نمی توان متصور بود!

همین امر در صدا و سیما و سایر سازمانها هم به عینه نمود دارد.
مثلا در یکی از سریال ها در یک دیالوگ گفته شده بود که اول از خدا اطاعت کن دوم از مادر! کدام حدیث و کدام آیه به چنین چیزی اشاره می کند؟
یا در شبکه مستند برنامه ای را دیدم که یک معدن سرب در چین را نشان می داد. کارگران معدن بطور 24 ساعته مشغول کار بودند. لذا چادر زده بودند و با زن و فرزندشان در آنجا زندگی هم می کردند تا هزینه کمتر و راندمان بیشتر شود.
جالب اینجا بود که زنان در چادر خوابیده بودند و مردان در معدن مشغول کار بودند. به یکدفعه یک دیالوگ عجیب وسط صحبت های راوی شنیده شد که کاملا مشخص بود که یک زنی متن را دیده و در متن دخالت کرده و اینکار قطعا توسط مشاوران زن سیما انجام شده است.
دیالوگ دقیقا این بود "
در اینجا همه کارها توسط مردان انجام می شود و مردسالاری عجیبی حاکم است اما زنان همیشه سعی می کنند حضور داشته باشند "
این در حالی بود که تصاویر گذرا زنان را در چادر در حال استراحت و لم دادن نشان میداد و مردان در معدن به سختی کار می کردند و تمام سر و صورتشان کثیف شده بود!

خداوند همه را هدایت کند. مخصوصا مسئولینی را که برای پیدا کردن وجهه و جلب توجه زنان از هر بی دینی ای دریغ نمی کنند!


نظرات()       

متن زیر سخنان رحیم پور ازغدی  در دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی است. با اینکه این ایراد وارد است که مجمع مردان انقلاب اسلامی کجاست؟ و وجود مجمع های جنسیتی خود مظهری از فمینیسم است ، لیکن بنا به همراستا بودن سخنان ایشان با اهداف انجمن ، آن را از طریق این وبگاه منتشر می کنیم:



حسن رحیم‌پور ازغدی در سلسله نشست های نقش ما در ترویج سبک زندگی اسلامی (دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی)، با بیان سخن امام خمینی (ره) که دراین‌باره فرموده‌اند: خود را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید، گفت: ما نقش زن را به دست افراط‌ و تفریط سپرده‌ایم. عده‌ای آن را تنها به زایمان و شوهرداری محدود کرده و عده دیگر فقط به علم‌آموزی در دانشگاه و کار خارج از منزل. این موضوع تا بدان‌جا پیش رفت که امروز، حدود 70درصد دانشجویان کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند.
 وی بابیان این‌که درآمد بسیاری از کشورهای جهان از راه کنیز فروشی و خریدوفروش انسان‌هاست که اغلب این افراد را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند، عنوان کرد: این کار برای آن کشور‌ها بیش از هر کار دیگری درآمد دارد. این امر موجب می‌شود که سبک‌زندگی آنان فقط به سمت استفاده جنسی برود.  کشور ما نیز اگر بخواهد سبک زندگی غربی را مانند آنان در پیش بگیرد، ظرف 50 سال آینده، مانند آنان خواهد شد. این مسئله در ادامه، فروپاشی خانواده را در پی خواهد داشت.

رحیم‌پور ازغدی افزود: برای مثال می‌توان به این نکته توجه داشت که امروز، حدود یک‌چهارم ازدواج‌ها در کشورمان، در شهری مذهبی مانند قم به طلاق منجر می‌شود. امروزه در برخی کشورهای غربی حتی تا 70-80 درصد ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. اگر در کشوری بنیان خانواده از هم گسست، دیگر نمی‌توان آن را درست کرد. مثلاً نمی‌توانیم بگوییم عیبی ندارد، دو نسل، بدون خانواده باشیم، بعد اگر نشد، دوباره درست می‌کنیم! خانواده خودش ظرف است؛ نه مظروف. یعنی اگر ظرف بشکند، مظروف هم از بین می‌رود، لذا دیگر جایگزین ندارد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: بسیاری ازآن‌چه امروزه در خانواده‌ها به‌عنوان سبک زندگی مطرح می شود، ریشه در اسلام حقیقی ندارد. بسیاری از چیزهایی که زوجین از هم طلب می‌کنند، اسلامی نیست؛ بلکه سبک‌زندگی غربی است. آیا صحیح است که با غربی‌ها در غربی‌شدن مسابقه بگذاریم؟! این موضوع، موجب به وجود آمدن دو موج افراطی و تفریطی شده است. موج افراطی کسانی هستند که نمی‌گذارند حتی فرزندانشان درس بخوانند و دخترانشان به مدرسه بروند! آنان با این توجیه که سیستم آلوده است خود را از بسیاری از امور روزمره زندگی منع کرده‌اند. این نتیجه‌گیری نادرست است.

وی اظهار داشت: موج دیگری که در این فضا وجود دارد افرادی‌اند که می‌گویند زن و مرد باید هردو، کار کنند و خود را با فضای زندگی مدرن کاملاً یکی کنند. این نیز درست نیست؛ چراکه در این صورت زن و مرد در هنگام شب در حالی به منزل برمی‌گردند که هیچ‌کدام حوصله دیگری را ندارد. زن باید تکیه‌گاه عاطفی مرد باشد و مرد نیز تکیه‌گاه اجتماعی زن به شمار می‌رود. اما با این سبک‌زندگی، این تعادل کاملاً به‌هم می‌خورد.

در ادامه رحیم پور با اشاره به آیه «الرّجال قوّامون علی النساء» تأکید کرد: این آیه تفسیر گسترده‌ای دارد. اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت که این آیه بدان معنا نیست که مرد، برتری ارزشی نسبت به زن دارد. قوام به معنای تکیه‌گاه است. دراین‌باره، تکیه‌گاه در عرصه اقتصادی مطرح است؛ چراکه بعدازآن بلافاصله موضوع نفقه مطرح می‌شود. لذا معنای آن، نیرو در کار اقتصادی است.

این استاد دانشگاه گفت: زن به کمک مرد ازلحاظ اقتصادی اتکا دارد و در مقابل مرد، ازنظر روحی به او وابسته است. لذا تکلیف اصلی زن همین آرامش بخشیدن به مرد است. قرآن نیز دراین‌باره تعبیر «لتسکنوا الیها» را به کار می‌برد. این امر موجب می‌شود که مردان برای کار کردن هم حتی انگیزه را از زنانشان دریافت کنند. در غیر این صورت ممکن است دچار یأس شده و ارتباط خود را بازندگی قطع کند. از سوی دیگر فشار جنسی، موجب به وجود آمدن انحرافات جنسی و فساد اجتماعی می‌شود.

راه‌حلی که رحیم پور‌ازغدی برای گریز از این دو جریان افراطی و تفریطی پیشنهاد داد، سبک‌زندگی دینی و اسلامی است. وی گفت: زندگی در دنیای امروز بایستی در حد میانه و معتدل باشد. تعبیر قرآن کریم نیز دراین‌باره، امت وسط یا میانه‌رو است. دراین‌باره بایستی برای جلوگیری از بدفهمی، کلیه آیات و روایات را باهم دید و معنا کرد؛ نه این‌که هر جزء را به‌تنهایی برداشت کرد. موضوعات دینی در قرآن کریم و روایات بایستی باعقل، معنا شده و پیرامون آن تفکر شود. با فقه بایستی در فضای اجتماعی به حل‌وفصل معضلات پرداخت. لذا دو راه اصلی برای نجات از وضع موجود این است که اولاً "تعادل در نظر" داشت و روش استنباط درست دین را دریافت و ثانیاً "تعادل در عمل" داشت و در زندگی حقیقی بتوان با مشکلات به‌طور معقولی روبه‌رو شد.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: اگر در زندگی بتوان اولویت‌ها را تشخیص داد و هرلحظه دید که چه اولویتی درخطر است، می‌توان امیدوار بود که در این راه قدم برمی‌داریم. برای مثال، در اسلام، اشتغال زن در بیرون از منزل هیچ مانعی ندارد. زن حقوق اقتصادی دارد اما تکلیف اقتصادی ندارد. این بدان معناست که در محیط سالم و به‌دوراز اختلاط زن و مرد می‌تواند کار کند؛ اما اگر به زندگی زناشویی وی لطمه می‌خورد و خانواد‌ه‌اش دچار مشکل می‌شوند، می‌تواند کار نکند. لذا اگر در یک مورد دو راه حق باهم مزاحم پیدا کرد، باید دید که عقل چه می‌گوید. باید تمام آثار عمل را در نظر گرفت و نیز منافع خود را نیز در نظر داشت. لذا اگر با محاسبه، خطرهای احتمالی را دریافتی، می‌توانی درست تصمیم بگیری.

وی در ادامه با اشاره به خطاب برخی روایات به مردان و خطاب برخی دیگر به زنان، افزود: آن دسته از روایات که خطاب به مردان است باید توسط خود آنان عمل شود و اسباب سوءاستفاده قرا نگیرد. از طرف دیگر اگر روایتی خطاب به زن است، فقط زن باید بدان عمل کند و مردان نباید آن را ابزار منافع خود سازند.

رحیم پور ازغدی با بیان این که سبک‌زندگی دینی، حقوقی را برای طرفین دارد که در ادامه عمل به آن ایجاد می‌شود، اظهار داشتند: باید پس از عمل در راه تعادل، وظایفی که بر انسان محول می‌شود را پذیرفت و در مقابل، حقوقی که برای فرد مقابل ایجاد می‌شود را نیز قبول کرد. مثلاً دلیل این‌که حرمت و کرامت بدن زن از مرد بیشتر است این است که مجرای ورود انسان به عالم، بدن زن است و لذا این مجرا باید پاکیزه باشد. این بدن نباید مورد خریدوفروش و یا موضوعی برای ارضای جنسی افراد سودجو قرار گیرد. لذا از این کرامت خاص باید مراقبت ویژه به عمل آورد.

وی در ادامه بابیان این‌که غربی‌ها راه اسلام‌ستیزی را در پیش‌گرفته‌اند و به خود اجازه می‌دهند که هرگونه اهانتی به مسلمانان وارد کنند، افزود: غرب امروز، نام آزادی توهین را می‌گذارد آزادی بیان. اشغال کشورها را دموکراسی و شکنجه بی‌گناهان را حقوق‌بشر نام می نهد. حال همین افراد به نام آزادی زنان موضوع فمینیسم را مطرح کردند که باهدف به‌کارگیری زنان در عرصه‌های اقتصادی و شغلی، لایحه اشتغال زن در کارخانه‌ها را توسط کارخانه‌داران بزرگ آن روز به ثبت رساندند. آنان با این رویکرد که زنان قابل مدیریت‌تر بوده و پرخاشگر نیستند و نیز دستمزد کمتری دریافت می‌کنند، از زنان سوءاستفاده‌های دیگری هم کرده و نام آن را آزادی و استقلال زن گذاشتند. در مقابل، دین مبین اسلام، استقلال اقتصادی را با منافع بیشتری برای زن به وی داده؛ اما اجازه رقابت اقتصادی با مرد را به وی نداده چراکه مرد، وظیفه اقتصادی دارد اما زن خیر. حتی مردان در قبال این وظیفه حق توهین و یا منت را ندارند. لذا اگر ما مسلمانانه زندگی کنیم و سبک‌زندگی اسلامی را وارد همه ابعاد زندگی کنیم و تنها به ابعاد ظاهری دین بسنده نکنیم، موفق خواهیم بود. این سبک زندگی باید به تمام امور اعم از شغل و همسرداری و اقتصادی و اجتماعی تعمیم داده شود تا یک جامعه اسلامی شکل گیرد.

رحیم‌پور ادامه داد: ویل دورانت، فیلسوف و تاریخ‌نگار مشهور غربی، در باب اسلام و سبک‌زندگی اسلامی معتقد است: «اسلام در سبک‌زندگی با کمترین تلفات، انقلابی بزرگ به پا کرد و این خودش بزرگ‌ترین هنر است. اسلام زن را مستقل کرد اما خانه براندازی نکرد. انقلابی آرام و بی‌خطر. انقلابی که صدمه‌اش ناچیز و فایده اش بی‌شمار بود. اما غرب، زن را به اسم این‌که تو آزادی و باید آزادباشی، گرفتار جان کندن و بردگی در صنعت و جامعه کرد. اما اسلام، زن را از هردو بردگی نجات داد: هم بردگی مرد در خانه و هم بردگی برای مردان در خارج از خانه.» اسلام، غرور و جمال و زیبایی زنانه زن را حفظ کرد و درعین‌حال، به وی اطمینان خاطر داد. اسلام حتی در باب ریزترین مسائل زناشویی هم‌نظر داده و حتی تکالیف زن در باب تمکین را با روانشناسی دقیق وی بیان کرده است. در سبک‌زندگی اسلامی می‌توانیم شاهد باشیم که خطاب به مرد، منافع مرد و حقوق زنان بیان‌شده و خطاب به زن، منافع زنان و حقوق مردان آمده است. در اسلام، مردسالاری و یا زن‌سالاری نداریم؛ بلکه حق سالاری داریم.

وی با اشاره به موضوعاتی مانند دیه مرد و زن، نفقه، ارث و مانند آن و بیشتر بودن دیه و ارث مرد نسبت به زن بیان کرد: این‌ها برای مرد، مسئولیت‌ساز است؛ نه حق‌ساز! چراکه دیه مرد را به زن می‌دهند. زن خودش اختیار ارث خودش را دارد اما مرد باید آن را برای همسر و فرزندانش خرج کند.

رحیم‌پور در پایان با اشاره به میثاق محکم ازدواج و خانواده، گفت: خانواده و ازدواج، بیش از هفت میثاق است که مسائل جنسی، تنها یکی از آن‌هاست. حتی دراین‌باره هم اسلام معتقد است که مناسبات جنسی بایستی عادلانه و اخلاق‌مدارانه باشد. نمی‌شود یک‌طرفه لذت برد و لذت نرساند! حتی اگر نگاه صرف مادی داشته باشیم، حقوق‌جنسی، تعهدات جنسی ایجاد می‌کند؛ تعهداتی که در اثر ازدواج ایجاد می‌شود. لذا افراد بایستی جوابگوی تمام هزینه‌های مادی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی، انسانی و معنوی کارهای خود باشند. بنابراین لیبرالیسم جنسی و اخلاقی، همگی موجب فساد هستند. همچنین از دیگر میثاق‌های خانواده، وفاداری و امانت‌داری طرفین است. ازطرفی می‌توان به میثاق‌اقتصادی، عشقی، عاطفی و برخی موارد دیگر اشاره کرد. در حقیقت حقوق و وظایف طرفین، عین هم هستند اما در نوع خود متفاوت‌اند. برداشت‌های منفی و خصومت‌آمیز، در اثر بدفهمی خانواده شکل می‌گیرد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic