تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل

به طور کلی در جنبش حقوق مردان نیز مانند فمنیسم یک سری حقوقی برای مردان مظرح می شود که حقوق واقعی مردان نیست ، مثل خیلی از حقوقی که فمنیسم بیان می کند که اصلا حقوق واقعی زنان نیست.

با توجه به ایه 34 سوره نساء با توجه به مسئولیت هایی که به مرد داده شده که در واقع حقوق او نیز است ، فرمانبرداری در برابر شوهر و متواضع بودن زن و نیز محافظ حقوق شوهر بودن در پشت سر وی مطرح شده است. اما در جاهایی مشاهده می شود که به دلیل اینکه برخی زنان خود پول در می آورند و ... نیاز به فرمانبرداری نیست و نیز برای مرد هم نباید نفقه و مهریه باشد. اما این استدلال کاملا غلط است.

دلیل غلط بودن این استدلال آن است که در آیه دیگر از قرآن در سوره بقره نفقه زن برای مرد واجب است و اصولا چون نفقه برای مرد واجب است خودبخود شرایط آیه 34 سوره نساء باید محقق شود و این گونه می شود که خود بخود فرمانبرداری بر زن در مقابل مرد مسئول و متدین واجب می شود. دلیل عقلانی آن هم مشخص است و آن جلوگیری از هرج و مرج خانواده و به دنبال آن جامعه است. برای این که در خانواده و در بین زن و شوهر یک نفر می بایست تصمیم گیرنده باشد و اگر قرار شد کسی فرمانبردار نباشد و کسی مسئول کلی خانواده نباشد اصولا آن خانواده در اعشار ثانیه فرو خواهد پاشید و در پی طلاق معنوی ، طلاق واقعی هم رخ خواهد داد و با افزایش طلاق هم جامعه دچار هرج و مرج خواهد شد.

این که چون فمنیسم در صدد آزادسازی زنان از قید و بندهای زناشویی بود ، برخی جنبش های مردان نیز در صدد آزاد سازی مردان از مسئولیت و خانواده بود که نتیجه اش جز هرج و مرج و فساد و تربیت غلط فرزندان نبود.

با این استدلال های انحرافی ، عملا زن و مرد هر یک دنبال خود باید بروند و چیزی به نام خانواده معنا ندارد. و باید دانست که تمام مواردی که به ظاهر محدودیت برای زنان و یا مردان به شمار می روند حق آنان است و متناسب با فطرت آنان است. کدام زنی دوست دارد خرجی شوهرش را به طور مداوم بدهد؟ کدام مردی دوست دارد از همسر خود خرجی دریافت کند؟ کدام زنی دوست دارد که شوهرش هیچ نفهمد و اصلا نشود رویش حساب باز نکرد؟ و کدام مردی دوست دارد در چشم همسرش گونه ای باشد که نتوان روی آن حساب باز کرد؟ به این سوالات نگاه کنید و خودتان جواب دهید و بعد نگاهی به قرآن و مکاتب فمنیستها و برخی افرادی که در خارج از کشور یا داخل خود را مدافع حقوق مرد می نامند بیندازید. متوجه میشوید اسلام تمام خواسته های مطرح شده در این سولات را براورده می کند اما این مکاتب برعکس است.

در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان چنین استدلالی در پستی مشاهده شد ، باید دانست که این مطلب با بسیاری از پست های این سایت تضاد دارد و اگر این سایت از حضور زنان در بسیار از جاهی جامعه می نالد و خواستار بهبود وضع در افراط حضور زنان در جامعه و گرفتن جای مردان در جامعه هستند نمی بایست با استدلالی نظیر اینکه اگر نفقه و ... توسط زن تامین شد نیاز به فرمانبردار بودن زن نیست و مرد هم باید از نفقه و ... معاف شود که این دقیقا همان فمنیسم هست. چنین استدلالی سبب می شود که زن و مرد هر یک نخود نخود روند خانه خود. این سایت و امثال این سایت ها باید خواستار مسئولیت مالی خود باشند و باید از جامعه بخواهند که آنان را در این راه کمک کند و نه این که با چنین استدلال هایی مانند آنچه گفته شد خود را در جامعه منزوی تر کنند و خود را بی غیرت تر کنند و فکر کنند خود را آزاد کردند. نمونه ای از این استدلال که با حقوق واقعی مرد و برخی گفته های دلسوزان تضاد دارد در پست شجاعانه برای وطنم نیز بیان شد. زنان نیز همین حالت را با فمنیسم دارند که در این وبلاگ بارها ذکر شد.


نظرات()   
   

هاشمی: 
بزرگترین کار ما برای خانم‌ها این بود که آنان را وارد دانشگاه کردیم 
انجمن:شما بخوانید بزرگترین خیانت ما به کشور اما شما مثل اینکه حافظه تان یاری نمیکند که شاه این کار را کرد نه شما
به گزارش «نسیم»، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آخرین دیدار خود در کرمانشاه که با تعدادی از دانشجویان و نخبگان استان بود، افزود: 
 
-در جریان لغو دیدار دانشجویان نبودم اما به دلایلی مدت سفر من به کرمانشاه کوتاه شد. ابتدا قرار بود سه روز در استان باشم.
 
-ممکن است بتوان با زور و اجبار مدتی مردم را ساکت کرد اما مقطعی است و نتیجه عکس می‌دهد.
مثل شما که ساکت کردید و خاتمی سر کار آمد؟
 
 
-اینکه گفته می‌شد مغز خانم‌ها کوچک و قلبشان بزرگ است، اکنون مشخص شده که اینگونه نیست. البته احساسات خانم‌ها رقیق‌تر است اما عقل بالایی هم دارند.
دروغ علمی هم جدیدا زیاد شده است و نازکشیدن از خانه به احتماع تامین یافته تا زنان ناز کنند و هاشمی بخرد
 
-(خطاب به بانوان حاضر در مراسم) چرا در زمان انتخابات مجلس به همجنس خود رای نمی دهید؟ اگر نصف مجلس را پر می‌کردید الان می‌توانستید هم قانون تصویب کنید هم وزیر عزل و نصب کنید و اداره امور را به دست بگیرید؛ پس خودتان مقصر هستید. 
اگر زنها میتوانستند چنین کنند اول از همه خود شما باید کنار می رفتید همانطور که در انتخابات 76 همین زنها به خاتمی خوش تیپ رای دادند و رفیق شما را کنار زدند. اما شما مثل اینکه فکر میکنید اینجا جنگل آمازون است که هرکس به قبیله خود رای دهد؟ الحمدلله عده ای از زنان هستند که هنوز به مصلحت کشور می اندیشند تا فردی صالح را وارد مجلس کنند نه قبیله و حزبی که شما دوست دارید
 
-دانشگاه‌ها باید از محیط پلیسی، ناامن کردن، ستاره دار کردن و اخراج اساتیدی که به خاطر طرح عقایدشان مشکل پیدا کرده‌اند، به دور باشد.
و معاندین در دانشگاه های جمهوری اسلامی به نابودی اسلام و کشور دامن بزنند اما یادتان باشد که وقتی اینها این کار را کردند امنیت خود شما هم از بین می رود چون لباس روحانی بر تن دارید
-قبلا در حوزه علمیه محیط تبادل آرا و نقد بود. مثل امام راحل و آیت الله بروجردی که به درس اساتید اشکال می‌کردند؛ البته اکنون حوزه کمی محدود شده است.


نظرات()   
   

              دختذ دانشجو
 
امروز روز اولی است که من دانشجو شده‌ام. شمارهٔ کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچکس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «کلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت: بله، اما تشکیل نمی‌شه(!) و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفتهٔ اول که کلاس‌ها تشکیل نمی‌شود و خندید.

با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می‌خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه: امروز دوباره به دانشگاه رفتم.‌‌ همان پسر را دیدم از دور به من سلام کرد، من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می‌خواست از من خواستگاری کند. وارد کلاس که شدم استاد گفت:» دو هفته از کلاس‌ها گذشته، شما تا حالا کجا بودید؟» یکی از پسرهای کلاس گفت: «لابد ایشان خواب بودن.» من هم اخم کردم. اگر از من خواستگاری کند، هیچ وقت جوابش را نمی‌دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد طعنه نزند!
***
چهارشنبه: امروز صبح قبل از اینکه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر کوچه کیک و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید که دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می‌خواست از من خواستگاری کند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می‌کرد، من قبول نمی‌کردم؛ آخه شرط اول من برای ازدواج این است که تحصیلات شوهرم اندازهٔ خودم باشد!
***
جمعه: امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را که برداشتم، پسری گفت: خانم می‌شه مزاحمتون بشم؟ من هم که فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و کارش پرسیدم و بعد گفتم که قصد ازدواج دارم، اما نمی‌دانم چی شد یخ کرد و گفت نه و تلفن را قطع کرد. گمانم باورش نمی‌شد که قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم خجالتی نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه: امروز سرم درد می‌کرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه‌اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه که به مغازه‌اش بروم می‌گویم که قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتکلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم گیر نباشد!
***
سه شنبه: امروز دوباره‌‌ همان پسره زنگ زد؛ گفت که حالا نباید به فکر ازدواج باشم. گفت که می‌خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی که او نخواهد ازدواج کند دیگر جواب تلفنش را نمی‌دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فکر کنم داشت امتحانم می‌کرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه: امروز یکی از پسرهای سال بالایی که دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی کرد، من هم بخشیدمش. به نظرم می‌خواست از من خواستگاری کند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش می‌شوم؛ اما من قبول نمی‌کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم حواسش جمع باشد و به کسی تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم که تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمی‌دهم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم مسئولیت پذیر باشد!
***
دوشنبه: امروز از اصغرآقا بقال ۲ تا کیک و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم‌هایش که تو هم رفت فهمیدم که غیرتی است. حالا مطمئنم که او نمی‌تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم غیرتی نباشد، چون این کار‌ها قدیمی شده!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره‌‌ همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع کردم. با او هم ازدواج نمی‌کنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم هی مرا امتحان نکند!
***
دوشنبه: امروز روز بدی بود.‌‌ همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش کرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم کردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی‌کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه: امروز یک پسر بچه توی مغازهٔ اصغرآقا بقال بود. اول خیال کردم خواهرزاده‌اش است، اما بچه هه هی بابا بابا می‌گفت. دوزاریم افتاد که اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نکردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زن دیگری نداشته باشد!
***
یکشنبه: امروز‌‌ همان پسری که روز اول دیدمش اومد طرفم. می‌دانستم که دیر یا زود از من خواستگاری می‌کند. کمی که من و من کرد، خواست که از طرف او از دوستم «ساناز» خواستگاری کنم و اجازه بگیرم که کمی با او حرف بزند. من هم قبول نکردم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم چشم پاک باشد!
***
ترم آخر: امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می‌دانم می‌ترشم و آخر سر هم مجبور می‌شم زن اکبر آقا مکانیک بشوم…


نظرات()   
   

دختر

شنیده شد که یک آسیب شناس اجتماعی با اعلام اینکه ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛از شیوع پدیده پیر دختری در ایران خبر داد و گفت: ۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که این می‌تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند.

به گزارش مجله مهر دکتر مجید ابهری با بیان اینکه این دختران به این نتیجه رسیده‌اند که ازدواج به درد آن‌ها نمی‌خورد افزود: ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده‌اند که عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.

 وی با تاکید بر افزایش آماردختران مجرد و آماده ازدواج ، دلایل مختلفی مثل مشکلات اقتصادی ، تورم و گرانی ، اشتغال ؛ گرانی مسکن و حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری را از موانع اصلی ازدواج خواند.


نظرات()   
   

به نام خدا

لیس لابلیس جند اشد من النساء و الغضب.

حضرت رسول و امام صادق علیه السلام هر دو فرمودند:

((لشكرى سخت تر از از زن ها و غضب، براى شیطان نیست.))

تحف العقول: 363

به گزارش مشرق، جاهد محسنی،  از مالکان موبی گروپ (مالک فارسی 1 و شبکهء رسانه های مروج فحشا) در همایش "رسانه های گسترش یافته آمریکا" که در باشگاه ملی خبرنگاران در واشنگتن دی سی برگزار شد، در خصوص شبکه رادیویی آرمان اعلام کرده بود که ما در پی "تغییر اجتماعی" هستیم. کلید واژه ما هم تأکید روی زنان است. یعنی زنان اسم رمز حرکت به سمت توسعه غربی و اصلاحات اجتماعی هستند.
محسنی در ادامه سخنرانی اش تأکید کرده بود فکر نکنید صحبت زن و مرد به صورت دوستانه در رادیو چیز معمولی است؛ بلکه این سرآغاز تحول اجتماعی است که آرام آرام حرکت می کند؛ اما موثر است.

حالا معنی حدیث را متوجه شدید؟


نظرات()   
   

ورود زنان به عرصه های مردانه... مهندس زن

حضور اجتماعی زنان...

زن برابر با مرد... برابری زن و مرد...

انجام کارهای مردانه توسط زنان...

شغل های مردانه و زنان...

خانم مهندس


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]