تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل
دوشنبه 18 آبان 1394  05:08

 انجمن حمایت از حقوق مردان:
خبر زیر در خبرگزاری های کشور به عنوان افتخار و الگو منتشر گردیده است و جای خجالت دارد که در نظام اسلامی از زن الگویی ساخته می شود که مردواره شدن را برای او افتخارمیداند درست بر خلاف احادیث معصومین. این متن جهت آگاهی خوانندگان از روند تبلیغاتی فمنیسم در انجمن قرار گرفته است و ارزش دیگری ندارد!
دقت داشته باشید که هنوز در کشورهای پیشرفته هم زن به عنوان خلبان بدون خلبان مرد حق پرواز ندارد که به دلیل کارکرد ذهنی زنان است

نخستین خلبان زنِ هواپیماهای شخصی کشور که خلبان هواپیماهای مسافربری نیز است، از تفاوت‌های خلبانی آقایان و خانم‌ها این‌گونه می‌گوید: خیلی‌ها می‌گویند سوار هواپیمایی که خلبان آن خانم است نمی‌شویم، این دیدگاه چه در هوا و چه در زمین وجود دارد که باید تلاش کرد آن را اصلاح کنیم.به گزارش ایسنا، «فاطمه آزاده» نخستین خلبان زن سیستان و بلوچستان است که او اولین آزمون واقعی پرواز خود را در سن 19 سالگی انجام داده است، آزمونی که در حین انجام آن تا مرز سقوط هواپیما پیش‌رفته و شهادتینش را نیز خوانده است، وی می‌گوید پس از این پرواز تا یک هفته کابوس سقوط و مرگ می‌دیده است.این خانم 26 ساله مجرد و اهل سیستان است، تا حالا بیش از 200 ساعت پرواز انجام داده و قرار است به زودی نخستین کاپیتان اول خانم ایران شود، به عقیده او برای خلبان شدن باید شجاعت داشت، چون جان ده‌ها و صدها مسافر به دست خلبان است و با روحیه ضعیف نمی‌توان پرواز را هدایت کرد.‌«آزاده» اما از واکنش‌هایی که برخی افراد جامعه نسبت به شغل او دارند ناراحت نشده و معتقد است: تفاوت خلبانی آقایان و خانم‌ها مثل رانندگی است، در سفر‌های هوایی خیلی‌ها می‌گویند سوار هواپیمایی که خلبان آن خانم است نمی‌شویم، اما این دیدگاهی مشترک در هوا و زمین است.وی که در حال دریافت مجوز تأسیس یک دانشکده خلبانی در تهران و یک شعبه آموزش خلبانی در زاهدان است، در توضیح اینکه چرا خلبانی را انتخاب کرده، می‌گوید: «ما یک بار به دنیا می‌آییم و خدا ما را اشرف مخلوقات قرار داده است، ما هر کاری را می‌توانیم انجام دهیم و نباید خودمان را در خواسته‌ای کوچک حبس کنیم، بر این عقیده هستیم که خواستن توانستن است، در واقع چیزی که من را برای ورود به خلبانی ترغیب کرده، علاقه بوده است.»فاطمه آزاده حالا پس از یک پرواز موفقیت‌آمیز به ایسنا آمده تا در مورد خودش و حرفه خلبانی بگوید، او با بیان اینکه بازار خلبانی کساد است و خیلی‌ از خلبان‌ها بیکارند، در مورد زمان ورودش به عرصه پرواز اظهار می‌کند: سال 87 در سن 19 سالگی دوره خلبانی هواپیمای شخصی را گذراندم و در همان برهه آموزش خلبانی هلیکوپتر را نیز دیدم، البته چرخه آموزشم وقتی تکمیل شد که تا سال 90 برای آموزش در مسیر تهران-زاهدان تردد کردم.وی با بیان اینکه علاوه بر دوره‌های خلبانی، دوره مدیریت پرواز هم دیده‌ است، می‌افزاید: از سال 90 رفتم تهران و در آنجا دوره مدیریت پرواز را گذراندم، در مجموع پنج سال در تهران دوره مسافربری گذراندم تا اینکه در نهایت به مرحله استادی رسیدم، تا حالا هم بیش از 200 ساعت پرواز با هواپیمای شخصی و هلیکوپتر انجام داده‌ام.او با اشاره به اینکه اگر باور و علاقه در وجود آدم باشد رسیدن به آرزوها میسر است، در مورد نحوه و سختی آموزش خلبانی می‌گوید: چیزی که من را به خلبانی ترغیب کرد، علاقه بود، تنها خانم حاضر در کلاس‌های خلبانی من بودم، سخت است که یک خانم بین چند مرد درس بخواند، همین غیرممکن بودن این مسئله برای بقیه سبب شد که بیشتر به این کار رغبت پیدا کنم، در مجموع من در زندگی به آرزوهایم بیشتر به دید هدف نگاه می‌کردم و موفق هم شدم.شهادتینم را در نخستین پرواز خواندمآزاده در مورد هیجان‌انگیزترین و پرمخاطره‌ترین پروازی که تا حالا انجام داده است، اظهار می‌کند: اولین پروازم را در سن 19 سالگی برای تست سقوط در شیراز انجام دادم، قبل از پرواز ابتدا خوشحال بودم، این موضوع برای خیلی‌ها غیرممکن بوده ولی من داشتم به آن دست می‌یافتم، پرواز شروع شد ولی وقتی بالا رفته و اوج گرفتیم در حال و هوای دیگری بودم که هواپیما در حالت سقوط قرار گرفت، ترسیدم، در همین بین استادم هم خودش را دست‌پاچه نشان داد تا تمرین سقوط ما در شرایط طبیعی خود اجرا شود، من در این لحظه بسیار ترسیدم، شروع به خواندن شهادتین کردم، چون از بچگی در خانواده به این اعتقاد داشتیم که اجل دست ما نیست و اگر قرار به رفتن از این دنیا باشد، می‌رویم، درحالی‌که شروع به خواندن شهادتین کرده بودم، سعی کردم استادم را آرام کنم، پس از چند لحظه با راهنمایی‌های استاد هواپیما در حالت نرمال قرار گرفت و استاد توضیح داد که این یک تست بوده است، خوشحالی من در این لحظه به این دلیل بود که غیر از من هیچ خانمی این تست را قبول نشده بود. در همان زمان تا یک هفته با ترس سقوط از خواب می‌پریدم اما حالا این روز جزء یکی از خاطره‌های خوبم در پروازها است.وی در پاسخ به اینکه اگر هواپیما در جریان یک سفر واقعی دچار حادثه یا نقص فنی شود، چه‌ کار می‌کنید، عنوان می‌کند: دوره و آموزش‌دیده‌ایم که برای هر مشکلی یک واکنشی نشان بدهیم اما آن بالا فقط خداست، خارج از این، آموزش‌ها و دوره‌هایی که دیده‌ایم اگر مشکلی در آسمان به وجود آید دست به دامن خدا می‌شویم در کل برای مواجهه با مشکلات هوایی آماده‌ایم.او در باره علت انتخاب خلبانی به عنوان حرفه و شغل خود می‌گوید: ما یک بار به دنیا می‌آییم، خدا ما را اشرف مخلوقات قرار داده و هر کاری را می‌توانیم انجام دهیم، نباید خودمان را در خواسته‌ای کوچک حبس کنیم، بر این عقیده ام که خواستن توانستن است.آموزش تعمیرات فنی هواپیما را مردانه پشت سر گذاشتموی در بخش دیگری به مسائل فنی در هواپیماهای شخصی اشاره و اظهار می‌کند: هواپیمای شخصی چیزی مثل ماشین شخصی است که باید یک سری آگاهی‌ها نسبت به آن وجود داشته باشد تا خودت بتوانی مشکلات احتمالی را برطرف کنی، یک دوره راجع به تعمیرات هواپیما گذرانده‌ام، در این دوره درحالی‌که کار کاملاً مردانه بود و وسایل سنگین باید جابجا می‌کردیم، من همه کارهای سنگین را انجام می‌دادم، هم دوره‌ای‌هایم که مرد بودند، همواره می‌خواستند به من کمک کنند که قبول نمی‌کردم چون براین باور بودم اگر در آینده برایم مشکلی پیش بیاید خودم باید بتوانم آن مشکل را به هر قیمت رفع و از پس کارهای سخت برآیم.آزاده در ادامه از احساس آمدن دوباره به زاهدان می‌گوید و تاکید می‌کند: به دلیل اینکه خانواده و وطنم این استان است و خودم یک سیستانی هستم قطعاً وقتی به سمت استانم می‌آیم خیلی خوشحالم و افتخار می‌کنم، متأسفانه استان ما چهره ناشناخته شده‌ای در کشور دارد که باید تلاش کرد تا دیدگاه جامعه نسبت به استان سیستان و بلوچستان عوض شود. تعصباتی هم در استان وجود دارد که به دلیل وجود این تعصبات، به خانم‌های هم استانی ما بیشتر از بقیه مناطق کشور ظلم شده است.این خلبان در ادامه توضیحاتی به علاقه‌مندان ورود به حرفه خلبانی ارائه می‌کند و می‌گوید: برای شروع خلبانی تست‌های پزشکی زیادی لازم است، در واقع از نوک سر تا انگشتان پا باید معاینه شود، تست آی کیو، روانشناسی، سلامت جسم و روح نیز چون برای تمرکز مهم است از متقاضی گرفته می‌شود، در کنار همه این‌ها شرایط تحصیل مناسب نیز برای ورود به این حرفه لازم است.وی در بخش دیگری از تلاش خود برای دریافت مجوز دانشکده خلبانی خبر می‌دهد و اظهار می‌کند: در حال دریافت مجوز تأسیس یک دانشکده خلبانی در تهران و یک شعبه از آن در زاهدان هستم، در واقع خلبانی یک رشته گران است که همه نمی‌توانند به این رشته روی بیاورند.او در ادامه در پاسخ به اینکه واکنش‌های نخستین اطرافیان نسبت به ورودش به رشته خلبانی چگونه بوده است؟ می‌گوید: خیلی‌ها تعجب می‌کردند که یک خانم از زاهدان به رشته خلبانی روی آورده است. ولی در کل از خلبانی رضایت دارم، برخی هم از این رشته ناراضی‌اند، اکنون در کشور خلبانان بیکار زیادی داریم تا زمانی که معرف نداشته باشیم، اشتغال در این حرفه مشکل است.شش ماه خانواده‌ام را ندیدموی می‌افزاید: وقتی من وارد دوره‌های آموزش خلبانی شدم، در آن موقع اولین زنی بودم که در حال آموزش دوره خلبانی هواپیماهای شخصی بود، ولی برای هواپیمای مسافربری، غیر از من دو خانم دیگر هم بودند اما تا‌کنون ما در سیستم پروازهایمان کاپیتان اول خانم نداشته‌ایم، که بنده در شرف کاپیتان اول شدن هستم.آزاده در پاسخ به اینکه آیا خلبانی در زندگی روزمره و خانوادگی‌اش اثر منفی هم گذاشته است، بیان می‌کند: در حال حاضر شش ماه است که خانواده‌ام را ندیده‌ام، اکنون هم که برای دیدن آن‌ها آمده‌ام، از خیلی از کارهایم عقب‌افتاده‌ام ولی چون مجردم تا حالا در این‌باره مشکلی نداشته‌ام.این خلبان با اشاره به اینکه معلوم نیست در هفته چند ساعت پرواز ممکن است داشته باشد، به نخستین خاطره پروازش اشاره می‌کند و می‌گوید: برای آن‌هایی که برای نخستین با در کابین هواپیما قرار می‌گیرند جشنی دوستانه برگزار می‌شود که وقتی آن خلبان به سلامت از آن پرواز پیاده ‌شود، خلبان‌های دیگر آب یخ روی او می‌ریزند.وی در ادامه با بیان اینکه در زندگی دو آرزو داشتم که یکی گویندگی و فن بیان و دیگری خلبانی بوده است، عنوان می‌کند: در مسابقه‌ سخن وری که چند وقت پیش در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، سخنور سال شدم، با موفقیتم در خلبانی هم توانستم به هر دو آرزویم برسم.او خلبانی را این‌گونه تعریف می‌کند: رشته‌ای که برای موفقیت درآن باید به‌روز بود، برای به‌روز بودن نیز باید تا پایان عمر درس خواند.این خلبان در ادامه به تأخیرهای فراوان در خطوط هوایی کشور نیز اشاره و اظهار می‌کند: این تاخیرها به چند دلیل است، برخی از آن‌ها به دلیل شرایط آب و هوایی است، برخی به دلیل فرسودگی ناوگان هوایی کشور که تحریم‌های ظالمانه در سال‌های اخیر این مشکل را افزایش داده است


نظرات()   
   

ناکارآمدی سیاسی ترین مدیر کابینه حسن روحانی در مدیریت زیر مجموعه خود، آنقدر جدی شده است که صدای کارمندان آن مجموعه را هم در آورد و آنها را وادار کند که نسبت به «ناکارآمدی» معصومه ابتکار در مدیریت سازمان محیط زیست تجمع و تحصن کنند، ناکار آمدی که کارشناسان آنرا ناشی از پرداختن به فعالیت های سیاسی به جای انجام ماموریت های رسمی سازمان می دانند، اما ابتکار، حتی جواب اعتراض به عملکرد خود در حوزه محیط زیست را هم «سیاسی» داده است.به گزارش رجانیوز، سوء مدیریت و باندبازی ها و اقدامات خلاف قانون معصومه ابتکار در طول همین دو سال به حدی رسیده است که حتی داد کارکنان سازمان متبوع خود را نیز درآورده است به گونه ای که کارکنان این سازمان در اعتراض به بی کفایتی ابتکار در برابر درب اصلی این سازمان در پارک پردیسان تجمع کردند. معترضان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین انتقاد از سوء مدیریت ، سیاسی کاری ، پارتی بازی و زد و بند جناحی در سازمان محیط زیست را در دست داشتند، نسبت به ادامه ی مدیریت ابتکار بر سازمان اعتراض نمودند. یک دیپلمه رئیس گروه شورایعالی ایمنی زیستی شده است !اما این اعتراض پایان حواشی ، پیرامون مدیریت ناکارآمد ابتکار نبود.در حالی که به نظر میرسید اوضاع ابتکار در سازمان محیط زیست بغرنج تر از وضع فعلی نمیشود ، اسنادی از پارتی بازی و اقدامات غیرقانونی ابتکار در سازمان منتشر شد که فشارها بر وی را شدت بخشید.فریبا لاهوتی، مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست خطاب به ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می‌نویسد:«خانم زهرا فتحعلیان نیروی پیمانی شاغل در این دفتر دارای ۱۸ سال سابقه کار در حوزه‌های مختلف اداری بوده و در حال حاضر به استناد ابلاغ شماره ۹۳/۱۱۴۲۶ مورخ ۹۳/۳/۱۷ تحت عنوان کارشناس پیگیری در حوزه ریاست فعالیت می‌نمایند، با عنایت به خدمات شایسته ایشان، در نظر است نامبرده را در پست رئیس شورای عالی محیط زیست و ایمنی زیستی این دفتر منصوب نمایند، با توجه به اینکه نامبرده با دارا بودن مدرک تحصیلی دیپلم واجد شرایط تصدی در پست مورد نظر نمی‌باشد و امکان این امر نیازمند دستور حضرتعالی می‌باشد لذا خواهشمند است در صورت صلاحدید و امکان نسبت به موضوع اوامر مقتضی را صادر فرمائید..»نکته ی حاءز اهمیت در این نامه آن است که بر عدم صلاحیت فرد مذکور تاکید میشود اما به نظر میرسد حتی دیپلمه بودن فرد مذکور نیز نمیتواند مانع پارتی بازی خانم رییس شود. نتیجا مدتی بعد ابلاغ انتصاب وی به سمت پیشنهادی به رغم نداشتن صلاحیت به اطلاع میرسد.مقصر رسانه ملی بود!اما این اعتراضات هم موجب تغییر رویه ابتکار نشده بلکه او ترجیح می دهد پاسخ اعتراض به «کارآمدی» را هم «سیاسی» بدهد. ابتکار امروز به جای برآمدن در مقام پاسخگویی به رسانه ها و افکار عمومی بدلیل مدیریت ناکارآمد خود ، با انتشار نامه ای طلبکارانه  به رییس سازمان صدا و سیما در مقام شاکی برآمد.وی در نامه ی خود از تهیه ی گزارش صدا و سیما از تجمع انتقاد نمود و رسانه ی ملی را متهم به سازماندهی هجمه ی رسانه ای علیه دولت یازدهم کرد : « به نظر می‌رسد پخش این گزارش موید آن است که برجسته‌سازی اعتراضات صنفی، سازماندهی جدید رسانه ملی علیه دولت یازدهم و تلاش برای ایجاد بحران در فضای رسانه‌ای کشور است. چرا که در این تجمع، رسانه ملی به دعوت فردی وارد اجتماع کارکنان می‌شود که خود دارای پرونده‌های متعدد تخلف اداری است»ابتکار همچنین در بخش دیگری از نامه ی خود گزارشگران صدا و سیما را متهم به شکستن حریم سازمان و نقض مقررات اداری نمود : « اگرچه پارک پردیسان محوطه عمومی و قابل استفاده برای همگان است اما درب ورود و خروج به پارک و مجموعه اداری سازمان حفاظت محیط زیست کاملا مشخص و تعیین‌شده است. حضور همکاران گرامی جنابعالی به منظور ضبط و پخش گزارش از تجمع صنفی به‌رغم ممانعت نگهبانی صورت گرفته و ایشان با شکستن حریم این سازمان، نسبت به ضبط و تهیه این گزارش جهت‌دار اقدام نموده‌اند که این کار نقض مقررات اداری و حراستی بوده است.»ابتکار همچنین در نامه ی خود صدا و سیما جانبدار و غرض ورز خطاب کرد : «این حرکت صدا و سیما که رسانه ملی نامیده می‌شود، آن سازمان را در حد یک جریان خاص منتسب به جبهه پایداری تنزل می‌دهد. در حالی که متاسفانه عدم توجه آن سازمان به اخبار و فعالیت‌های سازمان و حذف عامدانه بسیاری از موارد به خصوص مواردی که به اقدامات محیط زیست در سطح ریاست آن ارتباط می‌یابد، بر خدشه به جایگاه صدا و سیما می‌افزاید.»وی در پایان در کمال تعجب درخواست جبران و محکومیت تهیه ی گزارش از تجمع اعتراضی محیط زیست را نمود.حال با در نظر گرفتن تمامی حواشی پیرامون سازمان محیط زیست از ابتدای مدیریت ابتکار بر این سازمان جا دارد این پرسش را مطرح نمود که محیط زیست این کشور و کارکنان دلسوز آن تا چه زمانی باید سوء مدیریت سیاسی کاری های غیر قابل تحمل شخص ابتکار را تحمل نمایند؟ ۸۴پسندیدمارسال به »       <>   تبلیغات متنی در رجانیوز ۰۹۱۹۷۱۳۶۸۸۲


نظرات()   
   

بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 28 مهر 1394
نظرات()   
   

زنان و مردان شاغل

چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

منبع: وبلاگ ایلیا


نظرات()   
   

تا قبل از شکل گیری تمدن مدرن تنها مال می توانست عاملی برای هویت کافران باشد. انسان تنها می تواند از طریق ذاتش که از خداوند نشئت گرفته هویت یابد و از هر طریق دیگری که بخواهد به خود هویت ببخشد، دچار شرک و گمراهی عظیم شده است و دقیقا به همین علت است که پیامبران و امامان به حداقل زندگی مادی اکتفا می کردند تا گرفتار هویت یابی از طریق اشیا نشوند. چون مال و زندگی مادی در نهایت به اشیا منجر می شود و یکی از نماد های هویت یافتگی از طریق اشیا همان پرستیدن مجسمه های ساخته دست بشر بوده است. امروزه انسانها دنبال هویت یافتگی از طریق شغل هستند و این از مردان شروع شد و به زنان فمینیسم را القا کرد و فمینیسم از این جا اغاز شد. اگر تمرکز خوبی روی فمینیسم صورت گیرد، این مطلب استنتاج می شود که فمینیسم دنبال حقوق زن نیست بلکه دعوی سر هویت یافتن از طریق شغل و رقابت در این مسیر با مردان است و برای همین آشکارا به جنگ با خدا و انکار رسالت مرد از سوی خدا(که رسالت تامین امرار معاش را دارد) رسیده است. در واقع چون شغل وسیله امرار معاش هم هست و امروزه هویت پیدا کرده است و یکی از شریکان ذات خداوند برای هویت یافتگی(یا همان پرستش) شده است لذا خود به خود با این مسئولیت مردان مبارزه شده و مسئولیت امرار معاش خانواده تبدیل به حقی برای زن می شود. تا دهه های پیش شغل هویت نبود و لذا زنی مبارزه ای نداشت که چرا شوهرش کار می کتد و اصلا کاملا از او انتظار داشت که کار کند و امرار معاش خانواده را انجام دهد و رقابتی سر این مسئله با شوهرش نداشت. اما امروزه به دلیل شریک شدن شغل به جای ذات خداوند برای ابراز هویت، لذا زن امروز کار کردن شوهر را حق خود کرده است و این مسئله را البته پدران او نیز به او القا کرده اند. زیرا پدران او نیز قبل از وی دچار این شرک شده بودند و هویت خود را شغل خود معرفی کرده بودند و این گونه به دختران خود القا کردند که شغل هویت است و انسانها بر مبنای شغل شان(نه به میزان تقوایشان) مورد ملاک و معیار قرار می گیرند لذا خانه داری و شوهر داری و بچه داری پست قلمداد شد. طبق همین رویه است که جای زن و مرد به شدت در حال تغییر است.





نظرات()   
   

سخنرانی بسیار جالب و کوتاه دکتر عباسی در خصوص حکومت یهود بر هنرپیشه های دنیا و اثرات حضور اجتماعی زنان

برای دانلود اینجا را کلیک کنید


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :18  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]