تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل

در یکی از برنامه های ماه عسل امسال ضمن دعوت از چند زن با کار مردانه و تشویق و ترویج آن و بیان بهتر بودن زنان در انجام مشاغل، نتیجه گیری شد که کار کردن زن و مرد ندارد و هر کس بهتر بتواند کار کند باید کار کند که با تقسیم وظایف بین زن و مرد در خانواده توسط قرآن تضاد آشکاری دارد. اگر واقعا چنین بود قرآن باید اعلام می کرد که هر یک از زن و مرد چنانچه بهتر کار کنند باید مسئول امرار معاش خانواده باشند. تفکرات مسموم این برنامه باعث از بین رفتن مسئولیت پذیری مردان و تردید در وظیفه الهی آنان می شود و نیز عملا زنان و مردان را کاملا مشابه معرفی می کند که مصداق حقیقی شرک است.


نکته دیگری که در این برنامه توسط زنان دعوت شده مطرح میشد نوعی رقابت طلبی متکبرانه بود که باز با سخنان قرآن در باب تکبر تضاد بزرگی داشت. در این برنامه زنان اعلام می کردند ما را دست کم نگیرید. خوب این تقاضا چه معنایی دارد جز اثبات مذبوحانه یک زن برای مرد که هیچ سود و عقل و منطقی ندارد. چه لزومی دارد که انسانی خود را برای انسانهای دیگر اثبات کند؟، جز این است که انسانهای دیگر را شریکی برای خدا بداند؟ مشکل اصلی بشر در طول تاریخ همین تفکر مسموم بوده است. اثبات عده ای از انسانها برای عده ای دیگر که اصلا هیچ ربطی به مسئله حقوق ندارد و تنها بوی تکبر می دهد. حقوق زن مقوله ایست که می تواند خیلی درست بدان پرداخته شود، اما طبق نظر اکثر جامعه شناسان، فمینیسم جدا از حقوق زن است. بحث و مجادله و اثبات احمقانه زنان برای مردان در انجام وظایف مردان ( و نه حقوق مردان) هیچ ارتباطی با حقوق زن ندارد و تنها آن را بدتر و مختل تر و پیچیده تر می کند و همانطور که پیش از این نیز گفته شد پیچیده سازی موثر ترین راه و حل برای انحراف انسان از مسیر هدایت و حتی مسیر مورد نظر خودش است. این رویه تنها منجر به تردید مردان در انجام وظایف خود شده و مردان و پسران را بی مسئولیت و هوسران و زنان را مردوار می سازد و در نهایت سرنوشت قوم لوط را برای بشر فراهم می کند.


نظرات()   
   

صبح  جمعه 22 خرداد امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.  به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

به نقل از فتن، صبح امروز (جمعه 22 خرداد) امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی  در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.

 به گفته خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

  به گفته افراد حاضر در محل برگزاری  آزمون واقع در شاهد 28 شهر یاسوج این اقدام برای اولین بار است که در کشور انجام گرفته است و  نارضایتی های شدیدی را به همراه داشته است. این در حالی است که داوطلبان زیادی چادر های خود را  پشت درب امتحان گذاشتند و وارد جلسه شدند.

 تصاویر چادر های پشت درب سالن امتحان کنکور سراسری تجربی در یاسوج را در زیر مشاهده نمایید.

کشف حجاب دختران یاسوج





نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

اشتغال زنان

رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان از افزایش میزان نرخ ناباروری در کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا دکتر حبیب‌الله موسوی بهار روز یکشنبه ششم اردیبهشت در همایش ایمنی و سلامت غذای استان، با بیان اینکه تغذیه ناسالم تاثیر زیادی در ناباروری داشته، افزود: تغذیه ناسالم زندگی انسان را مختل می‌کند و باعث بروز انواع سرطان‌ها می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه انسان‌ها دشمنی بالاتر از خود ندارند، گفت: حتی حیوانات نیز ظلم‌هایی که یک انسان در حق خود کرده را انجام نمی‌دهند.

موسوی بهار ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه انسان در انواع دارو و منابع غذایی با هدف سودجویی، سلامت جامعه بشریت را به خطر انداخته که متولیان امر باید هماهنگی‌های لازم را برای رفع نیازهای روزمره مردم انجام دهند تا بتوانیم نسل آینده سالمی داشته باشیم.

وی با بیان اینکه بهداشت و درمان تنها متولی 30 درصد بخش سلامت است، اظهار کرد: 70 درصد سلامت مربوط به دستگاه‌ها و حوزه‌هایی از جمله نهادهای دولتی و غیردولتی بوده که وظایفی در راستای ارتقاء سلامت در جامعه دارند.
***********
با توجه به اشتغال روز افزون زنان و تاکید سیستم های دولتی و فعالان حقوق زن بر موضوع اشتغال زنان، به تبع افزایش مصرف غذاهای فست فودی و کنسروی را شاهد خواهیم بود چرا که با تقلید از سبک غربی زندگی و فرصت کمتر زنان برای طبخ غذا، قاعدتا سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.
نکته تاسف بار این است که امروز خود زنان به مصرف کنندگان بزرگ فست فود ها و غذاهای کنسروی تبدیل شده اند!
مشکلات عاطفی ناشی از اشتغال زنان و مساله عدم سازش آنها در زندگی مشترک که منتج از اشتغال زنان است خود مزید بر علت است که خانواده ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
 
از آنجایی که سلامت جنسی خانواده و بخصوص مردان به ساپورت عاطفی از جانب زن و حفظ جایگاه و ریاست مرد در خانواده بستگی دارد و رابطه مستقیمی با تغذیه سالم دارد، قطعا مشکلات جنسی و ناباروری، ناتوانی های جنسی مانند اختلال نعوظ و زود انزالی و بیماری هایی مانند ضعف سیستم ایمنی و سرطان و افسردگی... با این سبک غلط زندگی به اوج خود می رسد.


نظرات()   
   

گناهان کبیره

به سایتهای مذهبی که رجوع کنیم از اعمالی مثل خودارضایی، همجنس گرایی، زنا و ... بعنوان معصیت یاد می شود و این اعمال حرام دانسته می شود. خوب این دقیقا درست است اما آیا غیر از این است  که این اعمال ناشایست  تنها در نتیجه افکار ، شرایط  و محیط اجتماعی مشرکانه امروز پدید آمده است؟
 متاسفانه سبک زندگی انحرافی که تشدبد کننده و دلیل اصلی این گونه اعمال است خیلی خوب قلمداد می شود ولیکن تنها به خود این اعمال بدون در نظر گرفتن علل ارتکاب آن، بسنده می شود. این جاست که باید دجال امروز را شناخت. دجالی که علم را ضد علم و دین را ضد دین می کند و این دجال در اصل زاییده نفس اماره است. امروزه مشخص است که نفاق به طرز پیچیده ای ایجاد شده است و شما شعار مردمان منافق امروز را مینید که اظهار تمایل به کمک به دیگران و بشر دوستی می کنند، مثل زنانی که حضور در جامعه خود را به عنوان خدمت به خلق و جامعه قلمداد می کنند.  این گونه افراد این گونه به دیگران کمک می کنند: ابتدا دیگران را له می کنند و حق آنها را به خاطر حرص های توهمی خود می خورند و بعد به آنها به ظاهر صدقه می دهند لذا به علت صدقه دادن، خود را مستحق قداردانی می دانند. 
این روال، اساس بسیاری از موسسات و افراد به ظاهر متمدن، و قدرت های بزرگ دنیاست. اما همین افراد از عدالت حقیقی اولیه که انسانها برخوردار بودند بسیار وحشت زده اند زیرا دیگر در این عدالت نمی توانند به واسطه صدقه دادن ریاکارانه، خودشان را نزد دیگران خوب جلوه دهند تا بدین وسیله هویت یابند. این اساس نزول پیوسته انسانها در طول تاریخ از زمان آدم و حوا تا امروز است. در پاسخ به اظهارات سخیف این فسم از انسانها باید گفت که احتیاجی به خدمت و کمک دروغین نیست بلکه اگر شما دست از تمایلات نفسانی خود بردارید، آنگاه کسی نیاز به کمک و خدمت شما ندارد. اکثر این برابری ها شامل همین موضوع هستند نکته جالب این است که گاهی این سوء استفاده در موضوعات دینی و با تحریف واقعیات گنجانده  می شو.

بهتر است چند مثال در باب خدمتهای دروغین و توهمی که هدفی جز شهرت طلبی نفسانی و توهمی ندارد آورده شود. مثال سس و صنایع غذایی در پستی آورده شد که مثلا زنی در رشته های مربوطه درس می خواند و خانه و خانواده را سرد و تنها می گذارد و یا کلا از هم می پاشاند تا مثلا در کارخانه های تولید مواد غذایی صنعتی کار کند و خیلی ها را هم بابت همین غذاهای صنعتی به سرطان و ... مبتلا می کند و نامش را خدمت به جامعه می گذارد. حالا این سرطانی ها باید به پزشکان تاجر مراجعه کنند تا آن پزشکان هم به اصطلاح خودشان خدمت کنند. اینجاست که خدمت کردن دروغین و ریاکارانه با بدبخت کردن مردم تبرایبا هدف  ایجاد هویتی برای نفس پلید، مشخص می شود. در دنیای به اصطلاح علم که همان علم اروپایی است از این موارد کم نیست. مثلا هروئین برای ترک تریاک اختراع می شود و اسمش در ان زمان خدمت می شود که باید از آن قدردانی کرد. این رسوایی را با این جمله معروف که همیشه در علم اشتباه و خطا است توجیه می کنند. اما چطور است که این اشتباهات هیچ گاه با اهداف مقدس نمی خواند؟ یعنی امکان ندارد کسی با هدف مقدس، کاری کند که ضربه مهلک به بشریت وارد نماید. نمونه اش پیامبران و امامان هستند. نیت این چرخه مهلک تمدن تنها ارضای نفس و دادن هویت به نفس اماره با خدمت ریاکارانه به خلق است. نمونه هایی از این دست بسیارند که اختراع رادیو اکتیویته و ... هم جزئی از آنان است. امروزه با وجود تشابه کامل زن و مرد که کاملا روندی بر خلاف روند توصیه شده ادیان دارد، چطور می شود توقع داشت همجنسگرایی نباید شایع شود؟ و یا این که سن ازدواج تا این حد بالا رفته و تشویق هم می شود، چرا  توقع داریم خودارضایی شایع نشود؟ چون خودارضایی باعث می شود که ازدواج نکنیم؟ یعنی باعث می شود که ازدواج به سبک فمینیستی امروزی نکنیم و میل بدان را از دست بدهیم. انجام ندادن خود این اعمال ناپسند به تنهایی کفایت نمیکند زیرا بعضی تفکراتی را در قالب دین رواج می دهند کاملا نتیجه آن گسترش این اعمال خواهد بود. به عنوان مثال، همجنسگرایی و لواط از تفکرات مهلکی سرچشمه می گیرد که در نهایت هم به هلاکت بشر می انجامد. مسلما در جامعه با شباهت کامل بین زن و مرد، همجنسگرایی ترویج می شود و برای همین هم در غرب همجنسگرایی چنان گسترش یافته که خیلی از سیاستمداران و روسای کمپانی هایی که کالاهای آن را ما به علت نیازهای کاذب و توهمی و جعلی خود مصرف می کنیم، علننا اعلام همجنسگرا بودن خود را کردند. در اصل زشتی این عمل به خاطر همان شیوه و منش و تفکر مهلک آنست .
کار پیامبران این بود که به مردم گوشزد نمایند که درست زندگی کنید و درست فکر کنید. مطابق با فطرت انسانی خود زندگی کنید. این مهم ترین موضوع است و اگر کسی زندگی مخالف فطرت را برگزید و تنها ظاهر برخی اعمال را حرام دانست، نه تنها از ظاهر آن اعمال نمی تواند فرار کند بلکه منافقانه و هلاکت بار زندگی می کند.


نظرات()   
   

شبکه آموزش فمینیسم
شبکه آموزش و آموزش فمینیسم

در روز جمعه، آقایی طی برنامه ای در شبکه آموزش اظهارات جالبی در مورد بکار بردن دین و ... کرد که کاملا مرتبط با موضوعات مربوط به فمینیسم است زیرا در این حوزه نیز در این برنامه صحبت شد. وی در این برنامه، دین را حوزه تخصصی خواند و اظهار کرد که وبلاگ ها صلاحیت لازم در مورد اظهار نظر در مورد دین و احادیث و و تایید آن ندارند. خوشبختانه در این وبسایت، ادعایی مبنا بر تخصص در دین و یا اظهار نظر در مورد آن نیست بلکه بیان مشکلات خودمان، جامعه، و استفاده از احادیثی است که بارها همین متخصصان برای ما در صدا و سیما و وبلاگهایشان و کتابهای درسی مان گفته اند. حداقل برای برخی نویسندگان این وبسایت که هیچ ادعایی در تخصص در دین ندارند و همین جا هم گفته می شود که منبع چندانی جز همین حرفهای متخصصان ندارند، این سوال پیش می آید که آیا به کار بردن احادیثی که در کتابهای درسی مان ذکر شده بود نیز باید مورد تایید باشد؟ مگر جز این بود که در همین کتابهای دینی مدرسه گفته شده بود تساوی زن و مرد با تشابه زن و مرد فرق دارد؟ تشابه زن و مرد با عدالت بین زن و مرد در تضاد است. ما این مطالب را خوانده ایم و همان مطالبی است که شما به ما داده اید و با آنها دچار تضاد جدی شده ایم!! حدیثی از خود اختراع نکردیم. شان نزول حدیث تعیین نکردیم مگر جز انچه که همین متخصصان به ما گفته اند. نظردهی را آزاد گذاشته ایم تا انتقاد سازنده را بپذیریم چون مشتاق حقیقت بودن فقط ویژه عده ای نیست که خود را متخصص بدانند. تخصص کلمه ای است از اختصاص. اما دین امری اختصاصی و طبقاتی نیست و حداقل تاریخ پیامبران و امامان که باز خود شما برای ما نوشته اید گواه بر این ادعاست که خیلی از پیامبران تا قبل از پیغمبری مطلقا در محیط دینی رشد نکرده اند از جمله حضرت موسی و ابراهیم و اصلا حضرت ابراهیم نزد عمویش بت سازی می کرد. کسانی دنبال کشتن حضرت عیسی بودند که ادعای تخصص در دین خود داشتند و اصلا حضرت عیسی برای نجات یهودیان آمده بود اما چه شد؟ آیا برای امام زمان هم باید با همان شیوه پیش رفت؟ راه دوری نمی رویم. بهتر است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همین متخصصان در عرصه قانون گذاری و ... نقش پررنگی داشته اند را نگاه بیندازیم. چرا در زمان طاغوت چیزی به نام ازدواج سپید نبود اما امروزه با وجود این قوانین تخصصی و مورد تایید متخصصان، کارایی این قوانین نزد جوانان تا این حد پایین آمده تا از ثبت ازدواج دوری کنند، حتی برخی از آنها مذهبی هستند و مراسم عقد و ... را خودشان به جا می آورند اما ازدواجشان را ثبت نمی کنند؟، در همین برنامه در مورد تقسیم کار بین حضرت فاطمه و حضرت علی بحث شده که این تقسیم کار متناسب با شرایط آن روز بوده و این به اصطلاح متخصص فرمودند این تقسیم کار بسته به شرایط زمان تغییر می یابد، اما اگر واقعا شرایط امروز برای این تقسیم کار تغییر یافته چرا در قوانین کوچکترین نمودی ندارد؟ این قوانین مگر از زیر دست همین متخصصان رد نمی شوند؟ در ضمن امروزه که عصر تکنولوژیکی است، شرایط به سرعت در حال تغییر یافتن است و هر روز شرایط عوض می شود، از کجا بدانیم سال بعد چه تقسیم بندی باید بکنیم که برنامه ریزی کنیم؟  در سالهای آینده ممکن است شرایط جامعه طوری شود که مردان بروند خانه و کار خانه کنند و زنان به جامعه زنانه بروند آنگاه تکلیف فعالیتهای امروز ما چه می شود و تکلیف فطرتمان چه می شود، مگر فطرت با شرایط جامعه مدرن و متغیر امروز تغییر می یابد؟ یعنی هیچ وجه اشتراکی بین ما و حضرت علی و فاطمه از حیث فطرت نیست و با تغییر شرایط جامعه باید کاملا عوض شد؟ هیچ چیز درونی وجود ندارد که پایدار باشد و تنها شرایط جامعه تعیین کننده عملکرد انسان است؟ تا حال کسی پرسیده که شرایط همین جامعه ناشی از چیست؟  از طرفی حرف بسیاری از همین متخصصین با هم در تضاد است و ماهم که به قول خودتان تخصص نداریم که بفهمیم که چه کسی دارد راست می گوید!!! مرتب کتابهای درسی را تغییر می دهید، محتوای کتابهای دینی بچه ها هر سال تغییر می کند، کسی هم نمی داند آن یکی چی خوانده!!! آیا واقعا این سیستم کاراست؟ حدیثی هم از قول خودتان (نه از قول خودمان) در کتب درسی زمان ما نوشته بودید که در آخرزمان از اسلام جز نام باقی نمی ماند، از طرفی شما وظیفه حفظ اسلام را در آخر زمان به عهده متخصصان دینی انداختید و به قول خودتان باید با تخصص در دین وارد شد و مردم عادی که از نظر شما یک مشت بی سر و پایی هستند که در وبلاگشان هزیان می گویند هیچ اعتبار ندارند و عملا هم در طول تاریخ، دین در دست همین متخصصان بوده و هست، اما چرا قرار است چیزی جز نام از دین باقی نماند؟ مگر دین در دست شما نیست و نبوده و نخواهد بود؟ در طول تاریخ که پیوسته دین دست شما بوده و امروزه هم هست و فردا هم با توجه به گریزان شدن مردم از دین که از امروز هم کاملا هویداست، کسی رقیب شما نخواهد بود، پس این جز نام نماندن از دین طبق حرفی که خودتان به ما زده اید بر عهده خودتان هست. منبع ما هم در این ادعا خودتان هستید. برای شناختن این به اصطلاح متخصصان، نگاهی به تاریخی که خود همین به اصطلاح متخصصان برای ما می گویند، کافی است. هر یازده امام به مرگ طبیعی نمردند و کشته شدند و به شهادت رسید اند. یک نگاه انداخته شود که توسط که و چگونه کشته شده اند و البته منبع هم همین کتب به اصطلاح متخصصان هست. در منابع خودشان نوشته شده که امامان توسط مردم عادی کشته شده اند یا متخصصین. اما برای باز کردن مفهوم تخصص، تخصص از اختصاص و خاص می آید. چه کسی می تواند تخصص در همین علوم دینی بگیرد؟ مستضعفی که روز و شب باید کار کند تا خرج خود و ... را در آورد فرصت تخصص یافتن در این امور را ندارد. اما کسی که از لحاظ مالی خیالش راحت است می تواند خیلی خوب تخصص بگیرد و اتقاقا مورد مشکوک همین است که با چه مالی افراد متخصص متخصص می شوند؟ (چون این متخصص به شدت به حلال و حرام بودن مال تاکید دارد) در زمان تحصیل همین متخصصان در حوزه دینی خرجشان از کجا می آید و این خرج آیا با اولویت در جیب این جماعت می رود که عده ای زیاد گرسنه اند؟ اما آن گرسنگان فرصت تخصص یافتن ندارند چون توسط عده ای زیادی از همین متخصصین ضعیف شده اند و مستضعف شده اند. قرآن هم وارثان زمین را مستضعفین معرفی می کند و نه متخصصین. البته قصد این نیست که گفته شود که همه افراد در یک قشر بد هستند زیرا این گونه به نوعی قشری گرایی مبتلا می شویم اما به آسانی می توان یافت که عده ای کمی از این قشر واقعا مومن اند که پیوسته به تخصص و ... خود ننازند و آنها را تنها در جهت فهم حقیقت برای خود و برای همه به کار برند و خود را بالاتر از کسی نبینند و دچار غرور نشوند و طوری نشود که حرف حق را از کسی که نه تخصص دیده و نه فرصت و امکان آن را داشته است نشنوند به این دلیل که شان خود را بالا بدانند(البته حقیقت در لا به لای علوم مختلف موجود در دانشگاهها و حوزه ها خیلی لطیف و ظریف پنهان و گم می شود و فرد با وجدان در میان افرادی که ماهیت این علوم را فهمیده اند و سالها در آن تحصیل کرده اند این است که پنهان سازی ها و تحریفات لطیف در این سیستم را آشکار کنند و علوم ضد علم را مشخص سازند). اگر امام زمان هم بیاید تنها از طریق دل شناخته می شود و نه از طریق تخصص و ... زیرا وی خود را ابتدا به متخصصین معرفی نمی کند که از ایشان تاییدیه بگیرد، وی خود را به همه مردم معرفی می کند. همه ما نتایج تخصص چه در حوزه دینی و چه در حوزه علمی و تکنولوژی را در زندگی خود دیده ایم و می دانیم چقدر توانسته اند ما را به آرامش برسانند.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :18  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]