کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل

 

 قرآن:
(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللّه‏ُ غَفُورا رَحِیما) .

«اى پیامبر! به زنان و دختران خود و به زنان مؤمنان بگو كه جلباب‏ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فرو افكنند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [ به احتیاط ] نزدیكتر است و خدا آمرزنده و مهربان است».
الإمامُ علیٌّ علیه ‏السلام ـ لابنهِ الحسنِ علیه ‏السلام ـ : واكْفُفْ‏علَیهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِكَ إیّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّةَ الحِجابِ خَیرٌ لكَ ولَهُنَّ .
وفی نقل: ... فإنَّ شِدّةَ الحِجابِ أبْقى علَیهِنَّ . نهج البلاغه الکتاب 31

امام على علیه ‏السلام ـ به فرزندش حسن علیه ‏السلام ـ فرمود : براى اینكه دیده‏شان به نامحرمان نیفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار؛ زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است .
در نقلى دیگر آمده است : ... زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند محفوظ‏ترند


نظرات()   
   
پنجشنبه 27 مهر 1391  15:48

 
إذَا كَانَ اُمَرَاؤكُمْ خِیَارَكُمْ، وَأغْنِیَاؤكُمْ سُمَحَاءَكُمْ، وأمْرُكُمْ شُورى بَیْنَكُمْ؛ فَظَهْرُ الأرْضِ خَیْرٌ لَكُمْ مِنْ بَطْنِهَا . وإذَا كَانَ اُمَراؤكُمْ شِرَارَكُمْ، وأغْنِیَاؤكُمْ بُخَلاءكُمْ، وَاُمُورُكُمْ إلى نِسَائكُمْ؛ فَبَطْنُ الأرْضِ خَیْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا .

پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله: هرگاه فرمانروایان شما نیكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهایتان با شور و مشورت، روى زمین از درون آن براى شما بهتر است، و هرگاه فرمانروایانتان بَدان شما باشند و ثروتمندانتان بخیلانتان و كار شما به دست زنانتان افتد، زیر خاك از روى زمین برایتان بهتر است.

تحف العقول:36

 


نظرات()   
   

 

ادامه از مطلب قبلی ...

مخالفت آیت الله بروجردی با شرکت زنان در انتخابات

در قسمت قبل به نطق پیش از دستور سید باقر جلالی موسوی در روز 11 دی ماه 1331 در مخالفت مردم و علما با شرکت زنان در انتخابات اشاره شد.

بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه 1331 جلالی موسوی که نتوانسته بود در نطق پیش گفته روز قبل، متن نامه های حضرت آیت الله بروجردی، آیت الله صدر و آیت الله حجت را قرائت کند، متن آن ها را روزنامه در صفحه هفتم روز مذکور درج کرده است:

 نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:

خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.

به عرض عالی می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. تلواً تصدیع می‌دهد با آن که در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیراً از طرف جناب نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحاً اجازه مداخله در انتخابات به زنها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می‌باشد، ولی چون اخیراً زمزمه‌هایی از بعض اطراف شنیده می‌شود و مطالبی در بعضی جرائد نشر می‌گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبتها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد، زیرا این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

به دنبال آن نامه کوتاه آیت الله بروجردی و همین طور آیت الله حجت آمده و در انتها از قول آقای بهبهانی آمده است:

به طوری که ملاحظه می‌شود شرح فوق را به حقیر مرقوم و صریحا عدم جواز شرکت زنان را در انتخابات اعم از وکیل نمودن و وکیل شدن حکم فرموده‌اند. حقیر هم بالصراحه به اطلاع اولیاء امور رسانیده. (روزنامه اطلاعات، پانزدهم دی ماه 1331، ش 7993، ص 7)

بحث شرکت و عدم شرکت زنان آن زمان داغ بوده و نمونه‌ای از آن را می‌توان در  روزنامه اطلاعات هفتم دی ماه 1331، و دهم دی ماه همان سال ملاحظه کرد. خلاصه مقاله حاج سراج انصاری در شماره اخیر یعنی روز دهم دی ماه 1331 درج شده و وی به عنوان مخالف در این باره سخن گفته است. همانجا آمده است: دو نامه طومار مانند نیز درباره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسیده که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته‌اند:

«ما ملت مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام می‌نماییم».

اتحادیه بازرگانان و پیشه‌وران تهران نیز در این باره اطلاعیه‌ای داده و تأکید کردند که:

« حاضرند ثابت کنند که عدم دخالت نسوان در انتخابات به نفع کشور است».

ماجرای اصلاح قانون انتخابات دردولت مصدق منتفی شد، اما بحث در حول و حوش این موضوع تا مدتی در شماری از مطبوعات دینی دنبال شد.

پایان


نظرات()   
   

ادامه از مطلب قبلی ...

جدی‌ترین تحوّل در این زمینه در جریان رویدادهای سال 1331 ش طرح گردید، زمانی که دولت دکتر مصدق در صدد بود تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. در اینجا بود که شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه‌ها و طومارها، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق‌های پیش از دستور مطرح شود. در این زمینه مفصل‌ترین مطلب را سید باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز 11 دی ماه 1331 مطرح کرد. این سخنان نشان می‌دهد که در جریان قانون انتخابات جدید که دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد، کسانی به دنبال طرح بحث حق رأی زنان بوده و حتی تظاهراتی نیز در بهارستان برگزار کردند. در این باره مقالاتی هم در روزنامه‌ها انتشار یافت. در این سخنرانی اشاره به صدور برخی از فتاوا نیز  شده است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. به هر حال، این نطق، گوشه‌ای از مسائل مطرح شده در این باره را در مجلس هفدهم نشان می‌دهد.

«... مطابق قانون اختیاراتى كه ازطرف مجلس شوراى ملى بجناب آقاى دكترمصدق داده شده است چند روزپیش قانون جدید انتخابات تدوین و براى اظهارنظرعمومى منتشرشده است و مسأله جدیدى كه در اثر انتشار آن بوجود آمده و از چند جهت واجد اهمیت است بحث درباره حقوق بانوان وحق انتخاب به آنان است، چون این بحث به مجلس شوراى ملى نیز كشیده شده است و حتى استناد به اصل دوم وهشتم قانون اساسى ومتمم آن بعمل آمده است لازم می‌دانم توضیحاتى دراین باره بعرض برسانم:

اوّلا آن طوری كه من استنباط می‌كنم منظور قانونگذار از جمله «قاطبه اهالى» كه در اصل دوم قانون اساسى مندرج است و مى‌گوید مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملكت ایران است كه در امور معاشى و سیاسى كشورخود دخالت دارند، كلمه رابط فیما بین جملتین كاملا روشن است، زیرا در زمان تدوین این قانون بلكه تاكنون هیچگاه از زنان ایران در امور سیاسى كشورخود دخالت نداشته‌اند تا بتوانند در امور انتخاباتى مداخله نمایند، مضافاً به اینكه فرمان مشروطیت كه مبناى مشروطیت ما و قانون اساسى است صراحتا بیان مى نماید كه منتخبین باید از طبقه مردان باشند. ثانیا اصل هشتم قانون اساسى نباید براى كسى سوء تفاهم ایجاد نماید، زیرا مقصود از این اصل تساوى حقوق اهالى مملكت در مقابل قوانین دولتى از قوانین حقوقى و جزایى مى باشد كه تاكنون معتبر و مجرى است و ناظر به انتخابات نخواهد بود و بهترین دلیل بر صحّت این مدعى عمل وسیره، ادوار قانونگذارى بوده كه از بدو تدوین قانون اساسى تاكنون جز مردان دخالت در امر انتخابات نداشتند و این تفسیر عملى كه از دوره واضعین قانون اساسى باقیمانده است كاشف از منظور قانون گذارمى باشد، و بعلاوه لااقل اگر در فهم اصل دوم قانون اساسى و اصل هشتم قانون متمم آن ابهام و تردیدى ایجاد شود، باید مقررات موضوعه اصل دوم متمم قانون اساسى رفع ابهام نماید، یعنى در چنین مواقعى كه مسائل پیچیده و غامضى از نظر مذهب در مجلس مطرح مى‌شود، نظر پنج نفر مجتهد طراز اول قاطع بوده و ابهام و تردید را مرتفع سازد، ولى متأسفانه این چنین اصل اساسى، سالها است كه متروك و تعطیل شده است. حال كه این اصل برخلاف منطوق صریح اصل هفتم متمم قانون اساسى كه می‌گوید مشروطیت كلا و جزءاً تعطیل بردار نیست، تعطیل شده است، از نظراصول حكومت كشور ایران در مسائل مذهبى باید منتظر فرامین مراجع تقلید صاحب نظر بود، چنانچه دراین زمینه فتاوى داده‌اند و بزودى در دسترس عمومى قرار خواهد گرفت.

آقایان نمایندگان محترم! در چنین موقعیت خطیرى چرا ما نباید بفكر چاره و درمان هزاران بدبختى و بیكارى و بیمارى و فلاكت مردم این مملكت اسلامى باشیم و وارد یك مسئله پر جنجال كه مسلما طرح آن بصلاح كشور نیست و ملت از آن طرفى نمى‌بندد بشویم (صفایى رونوشت فتاوى آقایان را دادم خدمتتان خواهش میكنم بخوانید) بسیارخوب، امروز روزى نیست كه در مقابل مسئله پر اهمیتى كه با حیات جامعه ومملكت ما بستگى دارد به موضوع تشنّج آورى بپردازیم. این صحنه‌ای ‌كه روزپنجشنبه در جلوى بهارستان نمودارگردیده، ناقوس خطر بود و مسلما اگر این هیاهو و جنجال ادامه یابد بعید نیست، دامنه آن توسعه پیداكند و می‌توانم به جرأت قسم بخورم كه استعمارگران انگلستان فقط ازاین هیاهو و جنجال وتشنّج بهره مند مى‌شوند (صفایى صحیح است).

ورود زن در انتخابات، نه تنها بارى از دوش جامعه ما بر نمى دارد بلكه بر مشكلات ما با مخالفتى كه اكثریت قریب باتفاق ملت ایران با آن دارند ، خواهد افزود .بنده در عین حالى كه به پیروى از دیانت اسلام كه مبناى آن برفطرت بشرى قراردارد، كمال احترام را به مقام بزرگ مادرى دارم و درعین حالی كه زنان را مربى و معلم اخلاق فرزندان یعنى مراحل اولیه رشد و زندگى دختران و پسران می‌دانم، در عین حالی كه عزّت و شوكت جامعه اسلام را در گرو آسایش زنان می‌دانم، باید بگویم كه دین اسلام ضامن و حافظ حقوق بانوان به بهترین صورت ممكن مى باشد و با این حال طرح مسأله شركت بانوان را در انتخابات عامل تشنّج و آشوب مى‌شناسم و آن را مضرّ به حال وحدت جامعه و بالنتیجه مخل به پیروزى می‌دانم ... چرا به نام حقوق زن در مملكتى كه هنوز مردم آن با هیولاى استعمار سینه به سینه ایستاده و نبرد مى‌كنند، هیجان و عصبانیت و عصیان تولید مى‌نماییم؟ اگر به دنبال حقوق زن قدم بر می‌داریم و راهنماى ما جز صداقت و راستى چیز دیگر نیست، پس چرا به فكر هزاران زن دیگر كه در منجلاب سقوط و بدنامى و در گرداب عفن عفت فروشى دست پا مى‌زنند نیستیم (صفایى صحیح است). در همین تهران هزاران زن به صورت موهنى كه هر ایرانى متعصّب و مسلمان را مى لرزاند ارتزاق می‌كنند. مگراینها زنان اجتماع نیستند و حق زندگى آبرومندانه ندارند. مگر دام راه آنان جز فقر و فساد و بیچارگى و نظامات غلط اجتماعاى چیز دیگرى بوده است؛ و باید گفت بهتراست بیش از هركارى در صدد از بین بردن این عوامل شویم، یعنى بیكارى و فقر و بی‌عدالتى برآییم».

ادامه دارد ...


نظرات()   
   

به نام خدا

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. البته فعلا بحث ارزشی درباره این موضوع ندارم و قصدم این نیست که بگویم روش قبل در محدودیت زنان برای حضور اجتماعی درست بوده یا روش امروز در حضور گسترده و بعضا افراطی آنها در تمام زمینه ها و دخالت در تمام عرصه ها . فعلا می خواهم با طرح این مسایل به مردان جامعه یادآوری کنم که زنان از کجا به کجا رسیده اند اما وضع آنها چیست که هنوز اندر خم یک کوچه مانده اند. بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند جالب باشد و از سوی دیگر برای مردان جامعه می تواند الهام بخش باشد که اگر کمی تلاش کنند و زوری بالای سر مسئولان و حتی روحانیت بیاورند آنها هم می توانند خود را از قید و بند بسیاری از قوانین ظالمانه و متحجرانه ای که بر آنها تحمیل می شود و هیچ تناسبی با شرایط امروز جامعه ندارد (و از جمله در حوزه حقوق خانواده)  خلاص کنند .

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست

مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این، كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند. "الرجال قوّامون على النساء" در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».

ادامه دارد ...


نظرات()   
   

به نام خدا
در سفری که اخیرا به مشهد داشتم، با صحنه عجیبی مواجه شدم. در یکی از رستورانهای بین راه که برای نماز و شام پیاده شدیم، با کمال تعجب دیدم خانم جوانی دم توالت مردانه نشسته روی صندلی و جلویش یک میز گذاشته اند و روی میز هم یک ظرف که هر که از توالت در میاد، حق التخلیه اش را توی اون بریزه !
آخه ایجاد اشتغال برای بانوان به چه قیمتی؟!؟
یادمه چند وقت قبل که مطلبی در اعتراض به راننده شرکت واحد بودن زن ها نوشته بودم، خیلی ها تعجب کرده بودند که چه اشکالی داره یک خانم راننده اتوبوس خط واحد باشه
حالا می خوام ببینم کسی هم هست که از شغل دمِ توالت مردانه نشینی هم حمایت کنه یا نه!

برگرفته از وبلاگ
بهشت


نظرات()   
   

به نام خدا
خبرگزاری فارس: یک کارشناس حوزوی با بیان اینکه «مدرنیته اسلامی» یک تفکر التقاطی است، گفت: «مدرنیته اسلامی» می‌گوید زن در تمام عرصه‌های غربی و مردانه می‌تواند ورود پیدا می‌کند ولی باید حجابش را رعایت کند و این یک نگاه ناکارآمد به زن است.

به گزارش خبرگزاری فارس، برخی رسانه‌ها و مسؤولان به بهانه مقابله با هجمه کشورهای غربی به خاطر حقوق بشر، زنانی را که کارهای مردانه انجام می‌دهند به عنوان الگوی مناسب زنان مسلمان معرفی می‌کنند.

چندی‌ پیش از یک زن راننده تریلر لرستانی به عنوان «الگوی مناسب زنان مسلمان جهان» تقدیر شد و همچنین مدتی است پروژه سینمایی «لاله» با هزینه‌های هنگفت فیلم سینمایی درباره زنی که قهرمان رالی بوده است، ساخته شود.

حجت‌الاسلام علی محمدی که محقق و پژوهشگر حوزه درباره الگوی مناسب زن مسلمان گفت‌وگویی صورت داده و به بررسی نگاه‌های مختلف به مسئله زن و تفاوت نگاه انقلاب اسلامی با غرب می‌پردازد.

 

این روزها شاهد آن هستیم که برخی از رسانه‌ها یا مسؤولین، زنانی که کارهای سخت  و مردانه انجام می‌دهند را بعنوان الگو معرفی می‌کنند. مؤلفه‌های یک زن مسلمان چیست؟

بحث زنان یک مسئله‌ ذوابعاد و بسیار پیچیده است. در نشست راهبردی مقام معظم رهبری که با موضوع زنان برگزار شد، آقا چند تعبیر داشتند که این تعابیر خیلی عجیب بود. فرمودند مسئله‌ زنان و خانواده جزء مسائل اساسی و درجه یک کشور ماست. همچنین آقا در صحبت دیگری فرمودند که مسئله‌ خانواده محور اصلی جنگ‌نرم و تنگه‌ احد انقلاب اسلامی است. به همین خاطر ورود به  مسائل زنان و خانواده و مطالعاتی که باید نسبت به آن صورت بگیرد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هر کسی که می‌خواهد به این عرصه ورود پیدا کند باید با یک جامعه‌نگری و اشراف کامل به مسائل زنان و پیامدهای آن، به مسئله ورود پیدا کند.

در کشور ما به‌طور کلی سه جریان اصلی فکری وجود دارد. اگر ما این سه رویکرد را بشناسیم، می‌توانیم تا حد زیادی به فضای اندیشه‌ای ایران بعد از انقلاب 57 مشرف شویم و تصویر کلانی از نوع نگرشِ جریان‌های مختلف به اتفاقات و مسائل پیش آمده در این سالها ـ و از جمله مسائل زنان ـ  به دست آوریم.

 

* سه جریان اصلی نگاه به زن و جامعه پس از انقلاب اسلامی

اولین جریانی که در کشور ما وجود دارد «جریان روشنفکری» است که قدمت دویست ساله دارد و متأثر از دنیای مدرن است. از بدو مواجهه‌ ایران با دنیای مدرن، در اواخر دوره قاجار، این جریان به نام جریان روشنفکری شکل گرفته و دوره‌های مختلفی را پشت سرگذاشته تا به جریان روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی رسیده است. ولی در عین حال چند اصل اساسی دارد که در همه‌ دوره‌ها این اصول ثابت بوده‌اند.

پایه‌ای‌ترین اصل فکری این جریان این است که «مدرنیته» هرچند اتفاقی است که در غرب افتاده، ولی یک اتفاق مبارک و میمون است و ریشه‌ عقب افتادگی‌های ملت‌های دیگر در این است که اقتضائات مدرنیته و لوازم ورود به دنیای جدید را نمی‌پذیرند و در برابر آن مقابله بی‌جا انجام می‌دهند. این جریان معتقد است هر کشوری که به این الزامات تن در‌ندهد دچار ناهنجاری می‌شود.

وقتی این نگاه درحوزه‌ سیاست، حقوق، فرهنگ و تکنولوژی ورود پیدا می‌کند، می‌گوید شما باید اقتضائات دنیای مدرن را بپذیرید. البته جریان روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی می‌پذیرد که دنیای مدرن ممکن است یک ضعف‌هایی هم داشته باشد، ولی ورود به این دنیا و پذیرش مؤلفه‌های اصلی دنیای مدرن را اجتناب ناپذیر می‌داند. اگر نپذیرید و لج کنید جز این که ناهنجاری‌های اجتماعی شما افزایش پیدا کند اتفاقی نمی‌افتد و به تعبیر کوچه بازاری می‌گویند: آخر مجبورید هم کتک را بخورید و هم پیاز را!

این رویکرد روشنفکری که به اسم «مدرنیزاسیون» در کشور فعّال است وقتی به مسئله‌ زنان نگاه می‌کند همان اتفاقی که در غرب برای زنان افتاده و ورود به عرصه‌های جدیدی که برای زنان مطرح شده را در کشور می‌پذیرد. اساس این نگاه این است که افراد باید فایده و سود مادی داشته باشند. به همین خاطر هرکس می‌خواهد در این جامعه ورود پیدا کند ارزش‌گذاری‌اش بر اساس سود اقتصادی است؛ یعنی ببینید چه نقشی برای مردان یا زنان سودآوری بیشتری دارد؟

 

* جریان روشنفکری ضد زن و ضد خانواده است

اما مقام معظم رهبری با ظرافتِ تمام چندین و چند بار بر این مسئله تأکید کرده‌اند که در غرب خیلی بر بحث «حقوق زنان» تکیه می‌کنند، ولی به هیچ وجه اسمی از «خانواده» آورده نمی‌شود. بنای آن‌ها بر این است که چون خانواده هزینه‌بر است و کار‌آمدی اقتصادی را در جامعه کاهش می‌دهد، باید ساختار آن به نفع بازدهی اقتصادی حضور زن در جامعه دستخوش تغییر شود. به همین خاطر است که جامعه مدرن به سمت اضمحلال خانواده حرکت می‌کند.

خانواده‌ مدرن اصلاً شبیه آن چیزی که ما در ادیان و سنن گذشته داریم نیست. به همین دلیل جامعه مدرن هیچ وقت روی خانواده تأکید نمی‌کند و اگر هم تأکیدی باشد روی خانواده مدرن است که ساختار و نوع روابط آن هیچ شباهتی به خانواده شناخته شده در فرهنگ و آیین ما ندارد. چون معتقدند که ورود زن به عرصه‌ی اقتصاد و سودآوری، با ایفای وظیفه او در خانواده‌های دینی و سنتی در تضاد است. به همین خاطر با جرأت می‌توان گفت که دنیای مدرن، ضد خانواده است.

در این نگاه زن باید با تمام سرمایه‌هایش سودآوری داشته باشد و یکی از بزرگترین سرمایه‌های زن جذابیت‌های ظاهری‌اش است. زن باید در عرصه‌های مختلف اقتصادی جامعه حضور پیدا کند و از جذابیت‌های زنانه خود استفاده کند تا در مردان و زنان دیگر نسبت به دنیا و کالاهای دنیای مادی «رغبتِ مصرف» ایجاد کند. لذا در جوامع مادی عملاً کاری که زن می‌کند این است که نشاط جامعه‌ مادی را برای مصرف و برخورداری بیشتر از تمتعات ظاهری دنیا حفظ می‌کند.

فرض کنید برای معرفی یک یخچال یا تبلیغ یک ماشین یا کولر یا خوراکی حتماً از جذابیت‌های زنانه استفاده می‌کنند و با تلفیق این زیبایی‌های ظاهری و مادی سعی می‌کنند این محصول را زودتر و بیشتر در روح انسان‌ها نفوذ دهند و نسبت به آن، تعلق خاطر درست کنند.

این یک نگاهی است که  در آن همه چیز فدای سود ‌انگاری است، کرامت انسانی اصلاً مورد نظر نیست. حتی جریان‌هایی که به نام ضد‌مدرن شناخته می‌شوند مانند فمینیسم در این پازل هستند و عملاً به اشتباه مسأله را طرح می‌کنند. عمده جریان فمینیستی، زنانی بودند که می‌خواستند برای بیرون آمدن از منجلابی که دنیای مدرن برای آن‌ها درست کرده و خفّتی که دنیای مدرن به آن‌ها داده، برای احقاق حقوق زنان مبارزه کنند، اما در بطن این جریانات می‌بینید که آن‌ها هم به جای اینکه به دنبال این باشند که جایگاه درست زن در تعالی جامعه شناخته شود و نقش و وظیفه تکامل آفرین و کار ویژه خود را شناسایی کنند، عمدتاً دنبال این هستند که به حقوق برابر برسند.

ایشان در بطن این حرکت می‌گویند که ما می‌خواهیم مرد باشیم. یعنی پذیرفته‌اند که مرد جنس برتر است. لذا ترجمه ادعای آنها این می‌شود که با ما مردانه برخورد کنید نه زنانه و جنسیتی. پس اینها هم در آن پازل است. یعنی باز یک نگاه جنسیتی است که این بار می خواهد زن بودن زن را نفی کند. این نگاهی است که در غرب وجود دارد و اگر در کشور ما هم کسانی هستند که دم از آزادی زنان و برابری حقوق در ارث و دیه می‌زنند عمدتاً یا از جریان مدرن هستند و یا از جریان‌های ضد مدرنی‌اند که فکر می‌کنند با دنیای مدرن می‌جنگند. ولی باز در همان اتمسفر و همان پازل فکری هستند.

 

شما معتقدید که تمام کسانی که در مسائل زنان اشتباه می‌کنند در این زمره‌اند و به غرب با تمام شئونش اعتقاد دارند؟

این جریان، یک جریان غالب جهانی است. خیلی از افراد به ظاهر انسان‌های متدیّنی هستند؛ ولی وقتی این فرهنگ غالب می‌شود شما نباید انتظار داشته باشید که فرد از این چارچوب فکری بیرون بیاید. او در همین گفتمان می‌اندیشد و مسائل را تبیین می‌کند و پاسخ می‌دهد.

 

ممکن است مؤمن و مسلمان هم باشد؟

بله؛ ممکن است مسلمان هم باشد؛ البته عمده کسانی که در کشور ما هستند متعلق به جریان فکری دوم هستند. در کشور ما و عمدتاً کشورهایی که اول غربی نبودند و بعداً عده‌ای باعث شدند به دنیا غرب بپیوندند، عمدتاً یک جریان شکل گرفته که این جریان هم ـ همانند جریان روشنفکری ـ سابقه دویست ساله دارد و دقیقاً با ورود دنیای مدرن به کشور ما شکل گرفته است. در دوران قاجار و پهلوی اول و دوم جریان غالب دربار همین بوده و در انقلاب اسلامی نیز عمده‌ مدیران میانی و حتّی برخی از مدیران ارشد کشور از همین فکر سیراب بودند و بر اساس همین فکر می‌اندیشیدند. این جریان «مدرنیته اسلامی» است.

 

* «مدرنیته اسلامی» می‌گوید زن در تمام عرصه‌های غربی ورود پیدا می‌کند ولی باید حجاب خود را رعایت کنیم!

این جریان، یک جریان فکری التقاطی است. به این معنا که وقتی به صاحبان این اندیشه نگاه می‌کنید، انسان‌هایی هستند که ظاهراً در چارچوب اهداف اسلام و انقلاب فعالیت می‌کنند و واقعاً هم برخی از آن‌ها دغدغه‌ دینی دارند ولی وقتی دراندیشه‌ آنها عمیق شوید می‌بینید که «مقیاس تحلیل آن‌ها فردی است و نه اجتماعی».

درک آن‌ها از تقابل بین اسلام و کفر و همچنین تقابل انقلاب اسلامی و دنیای مدرن، یک نزاع تمدنی نیست. اصلاً از این دید تمدنی محرومند و فاقد چنین دید استراتیژیکی هستند و مسائل را در چارچوب فردی می‌بینند.

براساس این نگاه، زن می‌تواند همه‌ کارهای زنان دنیای غرب را انجام بدهد، مگر کارهایی که با شریعت و فقه و اخلاق اسلامی در تعارض باشد. این صورت مسئله قشنگ است، ولی به شدّت التقاطی است.

رگه‌ انحراف در این نگاه آن‌قدر ظریف است که بسیاری از متدیّنین در حال حاضر این گونه فکر می‌کنند. وقتی بحث از بانوان می‌شود بلافاصله می‌گویند ما در تمام عرصه‌های غربی ورود پیدا می‌کنیم ولی باید حجاب خود را رعایت کنیم. وقتی بحث از کار زنان می‌شود می‌گویند زنان ما باید همه‌ کارها را انجام ‌دهند، ولی فقط حجاب و عفّت را رعایت کنند، حیا و ضوابط محرم و نامحرم را رعایت کنند. زن مسلمان آزاد است و با حفظ یک‌سری احکام می‌تواند هر کاری انجام بدهد و اسلام محدودیتی برای زنان قائل نیست.

افق طرح مسئله‌ این جریان برای ‌زنان و خانواده یک مقیاس فردی است. به همین خاطر وقتی یک مسؤول، زنی را که راننده کامیون است نگاه می‌کند و می‌بیند که این زن درعین‌حال که راننده کامیون است به فساد کشیده نشده و قواعد ظاهری اسلام و شریعت را رعایت می‌کند و حتی از ویژگی‌های خوب این زن این است که هر وقت موقع اذان می‌شود توقف می‌کند و نماز اول وقت می‌خواند و قاری قرآن و مداح هم هست، بلافاصله می‌گوید این الگوی زن مسلمان است. در همه عرصه‌‌هایی که یک زن غربی حضور دارد حضور پیدا کرده و در عین حال منفعل نشده و ارزش‌ها را حفظ کرده است. پس این زن یک زن مسلمان کامل است.

در حالی که در این نگاه، به مسائل زنان در مقیاس هجمه‌ای که جنگ‌نرم ایجاد کرده و به تعبیر آقا نوک پیکانش متوجه خانواده و نقشِ تعالی بخش زنان است اصلاً توجه نمی‌شود. این اندیشه‌ التقاطی اساس اندیشه‌ «مدرنیته‌ اسلامی» است.

اگر یادتان باشد حضرت آقا چند سال پیش با این اندیشه که ما می‌خواهیم به «ژاپن اسلامی» تبدیل شویم به شدت مخالفت کردند. اصلاً آن چیزی که غرب می‌خواهد ما نمی‌خواهیم و اساساً به آنجایی که غرب می‌رود ما قرار نیست برویم.

حضرت آقا در جمع دیدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعّال در عرصه‌های مختلف در 13/04/1386 می‌فرمایند: «این هنری نیست که زن کار مردانه را تقلید کند. نه، زن یک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانه‌ای بیشتر است. امروز دست‌های به شدّت مشکوک موج ضد ارزشی را در دنیا به راه انداخته‌اند که در همه‌جا هست و درکشور ما هم متأسفانه در گوشه ‌و کنار دیده می‌شود. این‌ها می‌خواهند زن را وادار کنند به این که بشود یک مرد. این را کسر شأن زن می‌دانند که چرا فلان کارها را مرد می‌کند، زن نکند. این کسر شأن است؟ نگاه به این مسأله نگاه غلطی است. این را عیب می‌گیرند که چرا شما می‌گویید که زن، زن است و مرد، مرد است. خب مگر این طور نیست؟! شما دلتان می‌خواهد که ما بیاییم بگوییم که زن یک مرد است. آنوقت بشود یک مرد مصنوعی؛ کپی دوم مرد. این چه افتخاری است برای زن؟ افتخار برای زن این است که یک زن باشد، یک زن کامل، یک مؤنث کامل. درمقام ارزش‌گذاری‌های والا اگر نگاه کنیم این ارزش یک زن کامل بودن از یک مرد کامل بودن کمتر که نیست در مواردی قطعاً بالاتر و بیشتر هم هست.»

نگاه مدرنیته اسلامی یک نگاه مخدوش و متحجرانه و ناکارآمد نسبت به مسئله زنان در زمان و مکان حاضر ماست.

 

* انقلاب اسلامی نگاه تکاملی به زن و خانواده دارد

و اما نگاه سوم، یک نگاه تکاملی به مسأله‌ زن و خانواده است. نگاهی که ما بعد از انقلاب اسلامی در مواردی، صورتی تفصیلی از  آن را پیدا کردیم و قبل از آن شاید در بین نخبگان به صورت مجمل موجود بود. از این منظر انقلاب اسلامی و اصلاً جریان ایمان، هدفی دارد که هدفش همان هدف کلی خلقت عالم است. یعنی قرار است انسان‌ها که در قالب یک جامعه با هم زندگی می‌کنند، تحت ولایت اولیای معصومین علیهم السلام به یک تعالی برسند، که این تعالی در همین دنیا در «عصر ظهور» پدیدار می‌شود و بعد در زندگی اخروی، به شکل متکامل‌تری ظهور و بروز پیدا می‌کند. در مبارزه‌ای که در این دنیا بین حق و باطل به وجود می‌آید زنان مؤمن و مردان مؤمن هر کدام یک نقش و کار ویژه‌ای به عهده دارند. ما باید این را شناسایی کنیم و جایگاه زن و مرد را در این فضای درگیری تمدّنی که بعد از انقلاب اسلامی بین انقلاب اسلامی و دنیای مدرن متعیّن شده، نشان دهیم.

بر این اساس تبیین جایگاه واقعی زن با لحاظ تمامی توانمندی‌های روحی، ذهنی و عملی او، و همچنین تبیین جایگاه واقعی مرد با لحاظ تمامی توانمندی‌های روحی، ذهنی و عملی او، شرط لازم مدیریت دینیِ جامعه در مسیر عصر ظهور و هدف کلان خلقت است.

در نگاه دوم بیان می‌کردند که زن باید عفیف باشد پس زن عفیف می‌تواند هر کاری بکند تا جایی که با عفتش در تعارض نباشد. در این عفیف بودن معلوم نیست زن باید کجا باشد. در حالی که بر اساس نگاه سوم من می‌گویم زن باید بیاید در این درگیری بین حق و باطل جای خود را نگه دارد و مواظب باشد که اصل وظیفه‌ خود که «ارتقای سطح دینداری» است را انجام دهد و البته درحین عملیاتی که انجام می‌دهد حتماً باید عفیف هم باشد، چرا که «عفیف بودن زن» از استراتژی‌های تاریخی جبهه حق در مواجهه با جبهه باطل است

نگاه دوم عملاً درکی از دعوای انقلاب اسلامی و دنیای مدرن ندارد. دنیای مدرن فقط صورت نیست، صورت و محتوای آن حول محور دنیا و دنیا‌پرستی به وحدت رسیده‌اند. مدرنیته اسلامی مانند اسب تروای فرهنگی است که باعث می‌شود اندیشه‌ی اول یعنی جریان مدرنیزاسیون در اندیشه و فرهنگ یک ملت نفوذ کند، چون این‌ها ظاهراً دینی هستند ولی در باطن پوچ و درون تهی‌اند و قدرت مقابله با جنگ‌نرم غرب را ندارند.

آن چیزی که ما می‌توانیم بیان کنیم نگاه تکاملی به زن است که هم صورت و هم محتوا را لحاظ می‌کند. ما می‌توانیم بر اساس این نگاه، الگوی زن مسلمان را ارائه دهیم و بگوییم یک زن مسلمان وقتی بیدار می‌شود چه کار می‌کند و اصلاً به چه مسائلی توجه می‌کند و چطور اقتضائات و استعدادهای خود را در مسیر هدف خلقت و در بستر درگیری تاریخی حق و باطل، با حفظ اصولی که در دین آمده به کار می‌گیرد.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 مرداد 1392
نظرات()   
   

به نام خدا

یك مرجع تقلید گفت: کسی حق ندارد با تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها مخالفت کند، تفکیک جنسیتی از سنت‌ها و دستورات اسلامی است و ‌باید انجام شود.

 

آیت الله صافی

 

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، آیت‌الله صافی گلپایگانی، پیش از ظهر امروز در دیدار جمعی از روحانیون شاغل در نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران و نیروهای هوافضای سپاه با تبریک اعیاد قربان و غدیر، اظهاركرد: حضور روحانیت در نهادهای نظام از جمله نیروهای مسلح، بسیار با ارزش و دارای فوائد و برکات زیادی است.

وی تصریح کرد: ‌شعارهایی که در اوایل انقلاب مطرح شده اسلام و خط اهل بیت (ع) بود که باید هم‌چنان ثابت بمانند.

این مرجع تقلید با بیان این که باید روز به روز به سمت جلو و پیشرفت حرکت کنیم و حفظ شعارهای اول انقلاب در این زمینه بسیار مؤثر است، افزود: باید روی بقای شعارهای خود بایستیم و نیروهای مسلح را به اتحاد و معنویتی تام و کامل مجهز کنیم، چرا که اگر به این سلاح مجهز نباشیم در مواقع حساس اقتدار خود را از دست خواهیم داد.

آیت‌الله صافی گلپایگانی یادآور شد: آنچه همه را در مواقع ضروری و حساس برای دفاع از اسلام، قرآن، احکام اسلامی، شوکت دین، عزت مسلمانان و اعتلای کلمه اسلام بسیج می‌کند، ایمان و توکل به خداست.

وی با بیان این که خداوند نصرت خود را برای کسانی که توکل و ایمان بر او دارند و قصدشان امر به معروف و نهی از منکر است را قطعی کرده است، افزود: امروز مسائل بسیار حساسی است که باید هوشیار باشیم و از آن محافظت کنیم.

این مرجع تقلید به تشکیل سپاه پاسداران در ابتدای انقلاب اشاره کرد و گفت: سپاه پاسداران برای نگهداری هویت انقلابی و اسلامی تشکیل شد و تاکنون به خوبی از این هویت محافظت کرده است.

این مرجع تقلید با بیان این که نباید اجازه داد هویت انقلابی- اسلامی خدشه‌دار شود، ‌اظهاركرد: مطالبی در بعضی روزنامه‌ها مطرح می‌شود که بسیار نگران‌کننده است و انسان متأثر می‌شود و نبود این مسائل نیاز به نیروهای خدوم و انقلابی مانند سپاهیان دارد.

وی با بیان این که همه نیروهای مسلح واحدند و برای حفظ نظام اسلامی در مرزها و داخل کشور زحمت می‌کشند، افزود: سپاه پاسداران نباید اجازه دهد دشمن هویت انقلاب اسلامی را از بین ببرد و شعارهای اول انقلاب ضعیف شود، بلکه باید در این خط محکم ایستادگی کند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی با بیان این که کسانی که در روزنامه‌ها علیه سنت‌های اسلام و انقلاب اسلامی و در مخالفت با دستور خداوند، مطلب ناصواب می‌نویسند، نه خودشان درست هستند و نه روزنامه آنان،‌ تصریح کرد: برخی با مساله تفکیک جنسیتی که ما نیز با آن تأکید داریم، ‌مخالفت می‌کنند. کسی حق ندارد با سنت‌ها و دستورات اسلامی مخالفت کند، تفکیک جنسیتی از دستورات و سنت‌های اسلام است که باید انجام شود.

وی با بیان این که مملکت رو به پیشرفت است، خاطرنشان کرد: باید پیشرفت‌های صنایع دفاعی و قدرت‌های مادی نیز بیان شود و آن را به رخ دنیا بکشیم.

این مرجع تقلید ادامه داد: باید طوری آماده باشید که دشمن از شما بترسد و هر جا مسلمانی وجود دارد به استقلال ایران اسلامی افتخار کند و با افتخار بگوید من مسلمان هستم.

وی تصریح کرد: قبل از انقلاب، ایران در عرصه بین الملل هیچ نام و نشانی نداشت، اما امروز روی مواضع ایران حساب باز می‌کنند و باید مواضع ما قرآنی و بر اساس مکتب اهل بیت (ع) باشد.


نظرات()   
   

به نام خدا

كمتر دختری است كه پس از گرفتن دیپلم در فكر رفتن به دانشگاه و كسب موقعیت اجتماعی نباشد و برخی دختران نیز با دریافت نشانه‌های اشتباه بر این باورند كه با ازدواج از ادامه تحصیلی و پیشرفت اجتماعی باز می‌مانند؛ این وضعیت زمانی بدتر می‌شود كه طرز تفكر خانواده‌ها نیز به این سمت گرایش می‌یابد و ازدواج فرزندان خود را در اولویت‌هایی پس از تحصیل و مسائلی از این دست قرار می‌دهند؛ در این میان آنچه كه به فراموشی سپرده شده، نقش زیستی دختران به عنوان مادران آینده است كه با افزایش سن مادران و به تعویق افتادن این كاركرد، نسل‌های آینده دچار نابهنجاری‌های جسمی و روانی خواهند شد.

مركز مطالعات راهبردی سازمان ملی جوانان در تازه‌ترین گزارش خود كه حاصل تحقیقی از وضعیت ازدواج جوانان تهرانی است اعلام كرد 1/20 درصد پاسخ دهندگان علت اصلی ازدواج نكردن خود را كم سن بودن می‌دانند؛ 16 درصد دیگر ادامه تحصیل را علت ازدواج نكردن خود اعلام می‌كنند و مشكلات اقتصادی با 13 درصد در رتبه سوم است؛ در واقع علت اصلی تأخیر در ازدواج را می‌توان علت فرهنگی دانست.

در بخش دیگری از تحقیقات این مركز كه راجع به خواستگاری است، 71 درصد خواستگاری‌ها بین 16 تا 20 سال اتفاق افتاده و 11 درصد نیز زیر 16 سالگی بوده است یعنی تقریباً 82 درصد خواستگاری‌ها مربوط به قبل از سن 20 سالگی است و خانواده و دختر جواب منفی داده‌اند.

در آماری كه فروردین ماه امسال از سوی سازمان ملی جوانان اعلام شد میانگین سن ازدواج پسران و دختران كشور در 6 ماهه نخست سال 88 به ترتیب 7/27 و 8/23 بوده است و نسبت به سال قبل 3 درصد افزایش یافته است؛ این در حالی است كه میانگین سن ازدواج در سال 77 برای پسران 4/26 و دختران 4/23 بوده است.

بر اساس آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال، در حال حاضر سن ازدواج دختران به 28 سال و پسران به 30 تا 35 سال افزایش یافته است؛ طی ماه‌های گذشته نیز آماری از سوی مركز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه منتشر شد مبنی بر اینكه تا 10سال آینده یك میلیون دختر به جمعیت مجردان قطعی كشور افزوده خواهد شد، این مركز راه‌حل اساسی جلوگیری از تجرّد قطعی این تعداد دختر را هم‌سن‌گزینی پسران در ازدواج می‌داند.

همچنین بر اساس تحقیقات این مركز، اگر تعداد زنان و مردان هرگز ازدواج نكرده را در رده سنی بین 15 تا 34 سال در نظر بگیریم، تعداد مردان مجرّد در این دوره سنی دو میلیون و 600 هزار نفر بیشتر از تعداد دختران مجرّد است اما
در صورتی كه بین رده سنی دختران و پسران مجرّد پنج سال اختلاف قائل شویم، تعداد دختران 15 تا 29 ساله هرگز ازدواج نكرده از تعداد پسران 20 تا 34 ساله مجرّد، یك میلیون و 300 هزار نفر بیشتر است.

مركز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه دلیل چنین وضعی را افزایش تعداد موالید در دهه نخست انقلاب و قاعده وسیع هرم سنی كشور اعلام كرده است؛ با توجه به اینكه بین سن ازدواج دختران و پسران به طور متوسط پنج سال فاصله وجود دارد در مقایسه تعداد دختر‌های مجرد 15 تا 35 ساله با پسرهای مجرد 20 تا 40 ساله تعداد دختران حدود یك میلیون نفر بیشتر است و با روال كنونی كه میانگین اختلاف ازدواج 5 سال است یك میلیون دختر تا 10 سال آینده مجرّد خواهند ماند.

از سوی دیگر علاوه بر این عامل، بر اساس آمارها پدیده‌ای دیگر نیز در افزایش تجرّد دختران مؤثر است؛ این عامل، تحصیلات و به تبع آن استقلال مالی دختران است.


تجرّد دختران جبر یا اختیار؟
مركز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی اجتماعی زنان بر اساس آمار منتشر شده مركز آمار ایران اعلام كرده است میزان تجرد دختران دارای تحصیلات عالی در یك دهه گذشته نشان می‌هد كه تعداد دختران هرگز ازدواج نكرده دارای تحصیلات متوسطه از 26 درصد در سال 75 به 42 درصد در سال 85 رسیده است، تحقیقات این مركز نشان می‌دهد كه بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد زنان كشور شده است و موجب شده تا دختران كمتر به ازدواج تن دهند.

آمارهای رسمی درباره این پدیده تنها به همین دو علت محدود می‌شود شاید این دو علت، بیشترین نقش را در افزایش تجرد دختران دارند اما مسائل دیگری نیز در بروز این مشكل دخیل هستند كه بخشی به تغییرات اجتماعی و بخشی نیز به تغییر در طرز تفكر خانواده‌ها و دختران باز می‌گردد ضمن اینكه این مسئله را نباید از نظر دور داشت كه دختران بیشتر در معرض انتخاب قرار می‌گیرند.


انتخاب همواره از طرف آقایان است
عاطفه سادات حسینی دانشجوی 22 ساله‌ای كه متأهل است درخصوص دلایل تأخیر در ازدواج دختران می‌گوید: نسل قبلی جامعه ما نسل زحمت‌كشی بودند كه هرچه داشتند حاصل زحمت خودشان بود اما این نسل وقتی والدین شدند سعی كردند فرزندانشان سختی نكشیده و در رفاه بزرگ شوند.

وی ادامه می‌دهد: این عامل سبب شد كه جوانان مهارت‌های زندگی و كسب و كار را نیاموزند، پسرهای تربیت شده این نسل مدیریت زندگی را نیاموخته‌اند و كمتر به سراغ ازدواج می‌روند در نتیجه دختران نیز عواقب چنین وضعیتی را تحمل می‌كنند.

حسینی می‌افزاید: در عین حال فاصله دو نسل زیاد شده و حفره عمیقی بین والدین و فرزندان ایجاد شده است به همین دلیل فرزندان كمتر با والدین خود ارتباط برقرار كرده و مشورت می‌كنند بنابراین احتمال به خطا رفتن چنین فرزندانی زیاد است.

سطح توقعات دخترها بالا رفته است
ساناز كریمی 28 ساله، مجرد و كارمند درباره افزایش تعداد دختران مجرّد به خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، می‌گوید: متأسفانه برخی دختران جامعه ما پرتوقع شده‌اند و همین مسئله باعث پیچیدگی امر ازدواج‌ شده است.

وی علت دیگر این مشكل را مربوط به پسران می‌داند و می‌افزاید: طرف دیگر قضیه هم عده‌ای از پسران جامعه هستند كه به ازدواج دیدی كاسب‌كارانه دارند؛ این افراد در پی دختر‌انی هستند كه با سن پایین، همه شرایط مادی و ظاهری را داشته باشند.

طاهره صادقی 25 ساله و خانه‌دار درباره علل افزایش تعدّد دختران مجرد اظهار می‌دارد: به علت چشم و هم‌چشمی‌های موجود در جامعه سطح توقعات برخی دخترها بالا رفته است.

وی می‌افزاید: شاغل شدن دخترها و استقلال مالی آنها نیز عامل دیگری است كه احساس بی‌نیازی از ازدواج را در دخترها ایجاد می‌كند.

رویا عبادی 27 ساله، مجرد و دانشجوست؛ وی در مورد نقش توقعات بیش از حد دختران می‌گوید: توقعات بیش از حد عده‌ای از دختران، ذهنیتی منفی از همه دختران در اذهان جامعه رقم زده است از این رو پسرها با این ذهنیت گمان می‌كنند همه دختران پرتوقع هستند و با واهمه از مواجه شدن با این مسئله از ازدواج دوری می‌كنند.

وی در این باره می‌افزاید: شاید یك علت را هم بتوانیم در این مسئله ببینیم كه به نظر پسرها، دخترهای كم سن‌تر، كم‌توقع‌تر هستند اما این برداشت به هیچ وجه درست نیست.

برخی دختران خودشان را بی‌دریغ در اختیار پسران قرار می‌دهند
سمانه بهرامی، روانشناس و مشاور خانواده در گفت‌‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص افزایش آمار دختران مجرد اظهار می‌دارد: در حال حاضر بانوان بسیاری شاغل هستند و فعالیت اجتماعی دارند اما
فقدان یك قانون مشخص مبنی بر اینكه درآمد زن به چه نحو در زندگی مشترك به كمك و یاری زندگی بیاید باعث شده است كه مرد به تنهایی بار زندگی را بر دوش بكشد و همین امر باعث ترس پسران از ازدواج و هزینه‌های زندگی مشترك و در نتیجه كاهش آمار ازدواج به طور كلی می‌شود.

وی در خصوص راهكار همسن گزینی در ازدواج می‌افزاید: اكنون بسیاری از جوانان به این نتیجه رسیده‌اند كه ازدواج با یك دختر همسن یا نهایتاً یك یا 2سال بزرگ‌تر، مشكل خاصی ایجاد نمی‌كند و ازدواج‌های اینچنینی بسیار بیشتر از گذشته صورت می‌گیرد.


 

زنها حتی به خودشان هم رحم نمیکنند

بهرامی ادامه می‌دهد: آنچه بیشتر در ازدواج دختران وقفه ایجاد می‌كند مسائلی از این قبیل است كه برخی دختران خودشان را بی‌دریغ در اختیار پسران قرار می‌دهند بنابراین پسران نیز با تأمین نیازهای عاطفی و روانی خود بیرون از ازدواج و با كمترین هزینه از ازدواج سر باز می‌زنند و همین مسئله باعث عبور عده‌ای از دختران از سن ازدواج می‌شود.

وی نقش تحصیلات و اشتغال دختران در كاهش تمایل آنان به ازدواج را كم‌اهمیت می‌داند و بیان می‌دارد: دختران با هر شرایطی دوست دارند بسامان باشند و سرانجام گیرند حتی با وجود استقلال مالی نیز به شدت مایل هستند به یك منبع عاطفی وصل باشند تا زندگی‌شان معنا و مفهوم بیابد.


برخی دختران این دوره قدر خود را نمی‌دانند
زهرا (د) 52 ساله كه فرهنگی بازنشسته است اظهار می‌دارد: برخی دختران و زنان این دوره قدر خود را نمی‌‌دانند و از گوهر وجودی خودشان مراقبت نمی‌كنند در نتیجه بی‌بندوباری در قشری از این دختران، جایگزین ازدواج شده است كه این مسئله، خود پیامد‌های نابهنجاری در پی دارد.

زینب یوسفیان 24 ساله، دانشجو و مجرد درخصوص گرایش دختران به تجرد می‌گوید: دختران در مورد ازدواجشان بیش از حد ایده‌آل گرا شده‌اند و همین امر مانع ازدواج به هنگام آنان است.

وی می‌افزاید: برای پسران هم شرایطی فراهم شده كه نیازهای غریزی خود را به راحتی برطرف كرده و كمتر به سراغ ازدواج می‌روند در نتیجه دختران آماده‌ به ازدواج از سن ازدواج عبور می‌كنند سپس همین پسران به سراغ دخترهای كوچك‌تر می‌روند.


دختران تحصیل كرده همسرانی با تحصیلات بالاتر یا دست‌كم هم‌سطح خود را می‌پسندند
سیمین گل محمدی 23 ساله و كارمند، درباره افزایش آمار دختران مجرد می‌گوید: به نظر من علت این قضیه بیشتر مربوط به تغییر الگوی فكری دختران است؛ در گذشته یك سری ارزش‌های دیگر مدنظر دختران بود اما اكنون ارزش‌ها و مسائل دیگری برای آنان در اولویت قرار دارد كه از راه‌های دیگری غیر از ازدواج می‌خواهند به آنها دست یابند.

ناهید مصیبی دانشجوی 21 ساله و مجرد افزایش سطح تحصیلات دختران را مستقیماً در این مسئله دخیل دانسته و یادآور می‌شود: هرچه سطح تحصیلات دختران بالاتر رود، سن ازدواج و سطح توقع آنان افزایش می‌یابد، دختران تحصیل كرده همسرانی با تحصیلات بالاتر و لااقل هم‌سطح خود را می‌پسندند.

وی ادامه می‌دهد: از طرف دیگر، تعداد پسران تحصیل كرده از پسرانی كه جذب بازار كار می‌شوند كمتر است پس با این معیار كاذب دختران، نسبت و تناسب ازدواج به هم می‌خورد.


رابطه مستقیم رشد اجتماعی و نابودی خانواده توسط زنها
اسفندیار آزاد مرزآبادی روانشناس و عضو هیئت علمی مركز تحقیقات علوم رفتاری اظهار می‌دارد: دختران جامعه ما اكنون بیشتر به دنبال به دست آوردن جایگاه اجتماعی هستند؛ یكی از راه‌های دستیابی به جایگاه مطلوب اجتماعی، تحصیلات بوده و ممكن است دختران در دوران دانشجویی به این باور نادرست ذهنی برسند كه ازدواج با دانشجو بودن سازگار نیست در نتیجه ازدواج را به تأخیر اندازند.


خیانت فمنیست های در رسانه ها
وی در خصوص نمونه‌های موفق از میان بانوان مجرد و تأثیر منفی آن بر ذهنیت دختران از ازدواج می‌گوید: چنانچه در جامعه فرآیند الگوسازی یا طرح الگوهای اجتماعی برای دختران بر چنین افرادی تمركز یابد طبیعی است كه دختران دنباله‌رو این الگوها شده و ازدواج را در اولویت‌های بعدی زندگی خود قرار می‌دهند.

این روانشناس می‌افزاید: باید در زمینه الگودهی به دختران باید نهایت دقت را داشته باشیم و سعی كنیم كسانی را كه واقعاً برنامه جامعی برای زندگی خود دارند مطرح كنیم تا تأثیر منفی بر ازدواج دختران نداشته باشد؛ حتی دختران موفق نیز دیر یا زود به این نتیجه خواهند رسید كه با ازدواج احتمال موفقیتشان افزایش می‌یابد.

اشتغال زنها عامل نابودی خانواده
مژگان.ن دانشجوی 24 ساله‌ای است كه در مجرد ماندن تصمیم قطعی دارد، در توجیه این تصمیم خود اظهار می‌دارد: از نظر من ازدواج مانع پیشرفت اجتماعی دختران می‌شود در واقع با محدودیت‌هایی كه مرد برای همسر خود ایجاد می‌كند مانع از كسب اعتبار اجتماعی زن می‌شود، این اعتبار می‌‌تواند تحصیلات، شغل و فعالیت‌های مختلف اجتماعی باشد.

وی درباره شكل گرفتن این اندیشه در ذهنش می‌گوید: تمام بانوان متأهلی كه من می‌شناسم در یك سطح متوقف شده‌ و دیگر پیشرفت نكرده‌اند اما من بانوان مجردی را می‌شناسم كه با وجود تجرد كاملاً موفق بوده‌ و همیشه بر این مطلب تأكید داشته‌اند كه "اگر ازدواج می‌كردم چنین شرایط مطلوبی را نداشتم! "، یكی از این بانوان، معلم نقاشی دوران كودكی و نوجوانی‌ام و دیگری مربی كانون بود كه از آنها بسیار تأثیر گرفته‌ام.

این دانشجو با اذعان به این مطلب كه به عوارض و پیامد‌های تصمیم خود كاملا آگاه است می‌افزاید: شاید در آینده این وضعیت رنج و آسیب‌های زیادی برای من به همراه بیاورد اما مجرد ماندن را با تمام نكات منفی‌اش به ازدواج ترجیح می‌دهم!

رضا (پ) 31 ساله و كارمند درخصوص موانع ازدواج به‌هنگام دختران یادآور می‌شود: مهم‌ترین ضربه در این مسئله از جانب مشكلات اقتصادی به جامعه و به ویژه دختران وارد می‌شود، عامل اصلی این ضربه نیز عدم دلسوزی مسئولان مربوط و متولیان امر است كه باید جوانان را به چشم فرزندان خود ببینند و از هیچ اقدامی برای رفع موانع ازدواج كوتاهی نكنند.


برخی مشكلات فرهنگی از دانشگاه به جامعه سرایت می‌كند
محبوبه خرّمی كارمند 30 ساله و مجرد با نگاهی متفاوت دلیل افزایش تجرد دختران را اینگونه بیان می‌كند: مردم پس از سالهای جنگ و پشت سر گذاشتن دوره‌ای كه مفاهیم ایثار و شهادت ارزش اصلی محسوب می‌شد به سمت مسائل دنیوی و مسائل اقتصادی روی آوردند؛ از طرف دیگر از دهه 70 به بعد ماهواره وارد زندگی مردم شد و در ذهن دختران و پسران جامعه ما الگوی دیگری از دختر مطلوب نقش بست.

وی ادامه می‌دهد: در این دوره، كم‌كم زیبایی ظاهری جای معیارهای مهمی مانند نجابت و حیا را گرفت و با وجود گرایش‌های مادی كه حاصل این دگرگونی بود دختران به تجرد متمایل شدند، پسران نیز وقتی شرایط ارضای نیازهای غریزی خود را از طریقی غیر از ازدواج فراهم می‌بینند دیگر برای ازدواج به سراغ دخترها نمی‌روند.

خرّمی دانشگاه‌ها را نیز در این زمینه مؤثر می‌داند و می‌گوید: برخی استادان دانشگاه‌ها به جای آموختن ارزش‌های اسلامی و انسانی به دانشجویان، غرب‌گرایی و غرب‌پرستی را رواج دادند كه این عامل خود در افزایش آمار تجرد دختران و همچنین پسران مؤثر است.

شفیعه پارسا دانشجوی 23 ساله و مجرد دوری از سنت‌ها و روی آوردن به مدرنیته را عامل اصلی بروز این مشكل می‌داند و خاطرنشان می‌كند: جامعه ایران جامعه‌ای سنتی است و این مدرنیته است كه در این زمینه تیشه به ریشه جوانان می‌زند.

پارسا با اشاره به بی‌توجهی به دستورات اسلام بیان می‌دارد: اكنون در ازدواج بیشتر منیت‌ها و چشم و هم‌چشمی‌ها مطرح است و نه دستورات اسلامی، ریشه بخشی از این مشكلات را می‌توان در دانشگاه‌ها یافت برخی مشكلات این‌چنینی از دانشگاه به جامعه سرایت می‌كند.

وی می‌افزاید: مطرح كردن بحث فمینیسم در كتاب‌ها، دانشگاه‌ها و رسانه‌های غربی زن را در حبابی از توهمات قرار داده و به او القا می‌كند كه تاكنون از سوی مردان در معرض تهاجم بوده است و باید از آنان انتقام بگیرد؛ رواج این تفكر، دختر جامعه ما را مردستیز و از ازدواج بیزار می‌كند.


همسن گزینی راهی برای سواری گرفتن زن از مرد
سولماز نادری 23 ساله و دانشجویی كه مجرد است در این خصوص می‌گوید: من این مسئله كه در ازدواج مرد از زن بزرگتر باشد را چندان مهم نمی‌دانم؛ در درجه اول سنت اصلی ازدواج اهمیت دارد باید امكانات ازدواج را فراهم كرده و جوانان را به ازدواج تشویق كرد.

ستاره‌ انصاری 26 ساله مجرد و كارمند به همسن‌گزینی ایرادی وارد ندانسته و اظهار می‌دارد: مهمتر از هم‌سن‌ بودن رشد فرهنگی جوانان است و اینكه قبل از پدر و مادر شدن به عنوان یك انسان، به كمال رسیده باشند.

در حالی زنها با همسن گزینی کاملا موافق هستند که به دلایل بالا خودشان عامل بالا رفتن سن ازدواجند و هم اکنون که شانسی برای بدست آوردن شوهر با فاصله سنی مناسب ندارند همسن گزینی را به عنوان راهی برای مجرد نماندن و همینطور سوار شدن بر دوش مرد در زندگی مطرح میکنند و مطمئنا در سالهای آینده این موضوع به سمتی خواهد رفت که سن دختر در عرف بالاتر از سن پسر باشد و از این موضوع قبح زدایی خواهد شد تا زنها بطور کامل جایگاه مرد را اشغال نموده و به دلیل سن کمتر مرد و تجربیات کمتر کسی در خانواده جلوی یکه تازی آنها نگیرد.

رعایت فاصله سنی در ازدواج باید جزء ملاك‌های اصلی باشد
راضیه محمد‌خانی 42 ساله و كارمند در این رابطه می‌گوید: به كار بستن این روش بستگی به شرایط دارد نمی‌توان آن را به طور كلی برای همه یكسان به كار برد اما اكنون كه برخلاف گذشته حتی ازدواج مرد با زن بزرگ‌تر از خودش هم رایج شده چندان مشكلی بر سر راه این قضیه نخواهد بود ولی درمجموع بهتر است كه مرد بزرگتر باشد.

محمد‌خانی در ادامه می‌افزاید: رفع این معضل كار كارشناسی می‌خواهد و مسئولان باید موانع اقتصادی ازدواج را هم برطرف كنند.

معصومه شیرازی 29 ساله و دبیر كه هنوز ازدواج نكرده است، نظرش را درباره همسن‌گزینی اینگونه بیان می‌كند: دخترها ترجیح می‌دهند با پسر بزرگتر از خودشان ازدواج كنند اما زمانی كه پسری تمام معیارها را داشته باشد می‌توان همسن‌گزینی را نیز پذیرفت.

احمد كولیوند 28 ساله، متأهل و كارمند راهكار همسن‌گزینی را درست می‌داند و ادامه می‌دهد: سن شناسنامه‌ای چندان مهم نیست و رعایت فاصله سنی در ازدواج نباید جزو ملاك‌های اصلی باشد؛ رشد فكری و اجتماعی دختر و پسر مهم‌تر است.

وی برای پیشگیری از تشدید مشكل افزایش سن ازدواج دختران می‌افزاید: در این زمینه باید پسران را به ازدواج تشویق كرد و امتیاز‌های ویژه‌ای برای آنان در نظر گرفت.


مرد باید بزرگ‌تر از زن باشد
سیدجواد آرامی كارشناس ارشد روانشناسی در گفت‌‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص راهكار همسن‌گزینی در ازدواج اظهار می‌دارد: از این جهت كه نمی‌توان برای افراد تعیین تكلیف كرد و از طرفی خانم‌ها هستند كه باید در معرض انتخاب قرار گیرند همسن‌گزینی نمی‌تواند به عنوان راهكاری برای دختران ارائه شود زیرا پسری كه تمام شرایط را داشته باشد خیلی راحت با دختر كم سن‌تر از خودش ازدواج می‌كند.

وی ادامه می دهد: به جای چنین راهكاری بهتر است خانم‌هایی كه در یك حوزه سنی قرار گرفته‌اند كه گمان می‌كنند ازدواجشان دیر شده است تحت آموزش قرار گیرند در واقع ما باید به جای ارائه راهكار به خانم‌ها، به آقایان راهكار دهیم.

آرامی تفاوت در رشد و بلوغ عاطفی ـ اجتماعی دو جنس را دلیل لزوم رعایت فاصله سنی بین زن و مرد دانسته و می‌افزاید: عملاً مرد برای حفظ اقتدارش نیاز به این فاصله سنی دارد.

وی می‌افزاید: چنین دخترانی باید تحت مشاوره قرار گیرند كه چه دلیلی شانس ازدواج آنان را كم كرده‌است و علاوه بر آن با مراجعه به مؤسسات همسریابی كه با نظارت كامل و قانونی فعالیت می‌كنند دایره افراد اطراف خود را افزایش دهند و خود را به دیگران بشناسانند و نهایتاً انتخاب شوند.


به گزارش توانا، از آنجا كه بین سلامت روانی و ازدواج ارتباط معنا‌داری وجود دارد و افراد متأهل در مقایسه با افراد مجرد از وضع بهتر سلامتی برخوردارند و درصد كمی از آنان به بیماری‌های روحی و روانی مبتلا می‌شوند بنابراین رسیدگی به رفع معضلات ازدواج جوانان به خصوص دختران به دلیل پیامدهایی كه دارد باید دغدغه اصلی مسئولان و خانواده‌ها باشد.


نظرات()   
   

به نام خدا

هرچند که در روزهای اخیر وقوع معضل زشت کودک آزاری جسمی با واکنش افکار عمومی و رسانه همراه بوده اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

اخبار حوادث را که که مرور کنیم پر از حوادث کوچک و بزرگی است که قربانیان کوچکی دارد. تجاوزهای زنجیره ای، دزدی، گروگانگیری، معلمانی که ضربه خط کششان می توان دانش آموزی را برای همیشه خاموش کند. اما داستان آزار کودکان به همین جا ختم نمی شود.

کودک آزاری

محمد طاهری روانشناس کودک اعتقاد دارد، کودک آزاری عاطفی شایع تر از کودک آزاری جسمی در کشور است و کودک آزاری جسمی یا بدنی به دلیل این که نمود بیشتری دارد و از طریق رسانه ها مطرح می شود، شایع تر به نظر برسد، اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

او با اشاره به نشانه های کودک آزاری عاطفی می گوید: کودکانی که مورد بی مهری عاطفی قرارمی گیرند ممکن است گوشه گیر و منزوی شده و نخواهد با هم سن و سالانشان دوستی کنند.
رستمی مادران کارمند را نیز کودک آزارانی می داند که سبب کمبودهای عاطفی کودکانشان می شوند او می گوید: متاسفانه برخی از مادران پیش از این که به فکر رسیدگی به مشکلات و نیازهای تربیتی کودک باشند، به فکر پر کردن جیب خود برای رفاه بیشتراند. برخی مادران پیش از این که خود را مادر بدانند، خود را کارگر سرمایه داران می دانند. کودکی که در روز فقط چند ساعت در کنار مادری خسته وبی حوصله، که وظایف گوناگون خانه اش عقب افتاده است به سر می برد، بسیار مورد غفلت، بی توجهی، کمبود عاطفی، انحرافات اخلاقی، قرار گرفته و گاه مورد آزار مادر بی حوصله و پر مشغله قرار می گیرد، که اغلب چنین کودکانی، غالب ساعتهای عمر خود را زیرنظر مربیان مهد کودکی که مشخص نیست تا چه اندازه احساسات و نیازهای کودک را درک می کنند، می گذرانند و کمتر طعم محبتهای مادرانه را احساس می کنند.

ایشان، فقر مالی، فقر فرهنگی، اعتیاد و محیط نامناسب خانه و مدرسه را از دیگر عوامل کودک آزاری دانستند.


نظرات()   
   

به نام خدا

یك روانشناس گفت: زنان شاغلی كه ساعت‌های طولانی در محیط كار حضور یافته فرصت رسیدگی به خود و اعضای خانواده را از دست می‌دهند از این رو نشاط كم كم از آنها دور شده و افسردگی جایگزین آن می‌شود.

 

اشتغال زنان

 

افسانه نیكراد در گفت‌و‌گو با خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» در ‌خصوص ساعات طولانی اشتغال زنان و آسیب آن به كانون خانواده اظهار داشت: طبق مبانی اساسی در اصول خانواده وظیفه نخست زن رسیدگی به خانواده و فرزندان است از این رو باید توجه داشت كه اگر زنی بخواهد تمام وقت، به سر كار برود نمی‌تواند به وظایف اصلی خود یعنی ایفای نقش مادری و همسری رسیدگی كند.

وی افزود: زنانی كه به صورت تمام وقت شاغل هستند رسیدگی خوبی به زندگی و فرزندان خود ندارند و این عدم رسیدگی نه تنها برای اعضای خانواده بلكه برای خود مادر اثرات سوء داشته و او را دچار اضطراب می‌كند چرا كه مادر به طور دائم نگرانی رسیدگی به وضعیت فرزندان و اعضای خانواده را دارد.

این روانشناس با بیان اینكه مشكلات خانوادگی، عدم رسیدگی كافی به وضعیت فرزندان و ایجاد مشكلات رفتاری برای آنها از مشكلات اساسی ساعت كاری طولانی زنان شاغل است، عنوان كرد: اگر ساعت كار مادر در خارج از خانه با توجه به اولویت نخست یعنی خانواده باشد در این صورت فعالیت زن در خارج از خانه برای جامعه مقرون به صرفه بوده و احساس اضطراب را از مادر گرفته و به آرامش خانواده لطمه نمی‌زند.

نیكراد ادامه داد: اشتغال زنان اگر بر اساس اصول زمان بندی،‌ برنامه ریزی و مدیریت صحیح صورت بگیرد می‌تواند موجب شود تا زنان به یك فرد مؤثر در جامعه تبدیل شده و احساس شادابی و شعف بیشتری داشته باشند.

نیكراد بیان كرد: زن شاغلی كه ساعات طولانی در محیط كار حضور دارد هر روز صبح با استرس از خواب بیدار شده و با عجله به سر كار می‌رود و تمام روزهایش شبیه به هم می‌شود و در آخر هفته نیز كه روز تعطیل است فرصت استراحت ندارد چرا كه باید به كارهای عقب افتاده خود در منزل رسیدگی كند از این رو نشاط كم كم از او دور شده و افسردگی جایگزین آن می‌شود.

این روانشناس ضمن توصیه به اشتغال نیمه وقت برای مادران شاغلی كه فرزند كوچك دارند، گفت: مادری كه تمام وقت كار می‌كند رسیدگی عاطفی كافی به فرزندان خود نداشته و ممكن است در نبود مادر فرزندان دچار مشكلات اخلاقی و عاطفی شوند كه این موضوع پیامدهای منفی برای جامعه به دنبال دارد.

وی افزود: اگر دولت اولویت نخست خود را در اشتغال زنان توجه به وظیفه نخست آنها یعنی ایفای نقش مادری و وظایف همسری قرار دهد و تسهیلاتی را برای اشتغال زنان از جمله كاهش ساعت كاری آنها اتخاذ كند در این صورت زنان می‌توانند با خیالی آسوده به فعالیت اجتماعی بپردازند.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 مرداد 1392
نظرات()   
   

بسم الله الرحمن الرحیم

در خبرها خواندیم؛ آقای جعفری دولت آبادی دادستان تهران، در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست دادسرای ناحیه 6 (خارک) در جمع خبرنگاران اظهار داشت:

در اسفند ماه سال گذشته یک هیئت 5 نفره از قضات زن به زندان اوین اعزام شدند که نتیجه آن این شد که از جمع 900 زندانی زن در زندان اوین 124 نفر پس از یک ماه آزاد شدند!
دادستان تهران با اعلام اینکه در سال جاری یک قاضی زن به عنوان مسئول نظارت بر امور زندانیان زن در داستانی منصوب می‌شود، گفت: زندانیان با ارتباط با قاضی زن بسیاری از مشکلات خود را می‌توانند بیان کنند.


چند نکته بسیار مهم پیرامون این خبر و تصمیم دادستان تهران به ذهن می رسد.

ابتدا برهان ضعیف دادستان تهران برای انتصاب یک قاضی زن در امور زندان ها ( صرفاً به دلیل صحبت با زندانیان زن و در نهایت آزادی 124 نفر از آنان) و دوم اثبات اینکه چرا اسلام قضاوت زنان را جایز و به مصلحت اجتماع نمی داند.

آزاد نمودن 124 نفر از زندانیان زن که جرم آنها ثابت شده و به زندان محکوم شده اند، پس از دیدار 5 قاضی زن از زندان زنان و صحبت با آنها، چه ملاک قانونی داشته است؟ آیا ثابت کننده این نیست که احساسات زنان بر تعقل آنان غلبه دارد و نمی توانند قضات خوبی باشند؟ حتماً بعد از انتصاب این قاضی زن در امور زندانیان و احتمالاً هم صحبتی بیشتر با آنان، وی با آزادی کلیه مجرمان زن، قدم بلندتری در رفع مشکلات آنان بر می دارد؟! آیا اینکه 124 زن مجرم توسط تعدادی قاضی زن آزاد می شود نشان از قشری نگری و عدم قضاوت عادلانه این به اصطلاح قضات زن نیست؟ اگر زنهای آزاد شده بی دلیل و به اشتباه زندانی شده بودند پس قوه محترم قضائیه باید فکری به حال قضات خود کند که از هر 900 زندانی 124 نفر را اشتباها زندانی کرده اند و اگر احکام صادر شده درست و قانونی بوده، به چه مجوزی با رای غیر قانونی قضات زن، این مجرمان آزاد شده اند تا امنیت و آرامش جامعه را به مخاطره بیاندازند؟

 و این در حالی است که  در خود آمریکا که داعیه دار برابری زنان است، قضات زن بدون هیئت ژوری حق دادن حکم گناهکاری یا بی گناهی کسی را ندارند.

آیا ما اینجا مصداق کاسه داغ تر از آش نشده ایم؟ و آیا اینگونه تصمیمات فمنیستی و تبلیغاتی، دهن کجی به احکام شرعی، بی اعتمادی مردم به سیستم قضائی و لطمه به عدالت مورد انتظار مردم نیست؟ و آیا کسانی که اینگونه تصمیمات را می گیرند، نباید در پیشگاه خدا و ملت پاسخگوی عمل غیر قانونی و غیر شرعی خود باشند؟

بنابراین نه تنها استدلال دادستان محترم تهران، مبنی بر اینکه چون زنان با قاضی زن راحت ترند و مشکلاتشان را بهتر مطرح می کنند و احتمالاً منجر به آزادی شان می شود! پس برای زندان زنان قاضی زن منصوب می کنیم، ناصحیح به نظر می رسد، بلکه این اتفاق مصداقی برای عدم جواز شرع مقدس برای قاضی شدن زنان است. 

مسلماً امروز قاضی زن در امور زندانیان، منصوب می شود و در آینده ای نزدیک در دادگاه های عمومی و اختصاصی، قضات زن بر مسند قضاوت خواهند نشست.


طبق اصل 163 قانون اساسی مقرر شده، صفات و شرایط قاضی، طبق موازین فقهی بوسیله قانون عادی معین گردد. در اجرای اصل فوق قانون شرایط انتخاب قضات در اردیبهشت 1361 به تصویب مجلس رسید که به موجب آن شرایط انتصاب قضات اینگونه تعیین شد:

قضات از میان مردان واجد شرایط زیر انتخاب می شوند: ایمان، عدالت، تعهد عملی به موازین اسلامی، وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران، طهارت مولد، تابعیت ایران و عدم اعتیاد به مواد مخدر و دارا بودن اجتهاد یا اجازه قضا از سوی شورای عالی قضایی.

یعنی در قانون به صراحت مرد بودن شرط اول قضاوت است و قانون در این مورد از نظر مشهور فقهای شیعه خصوصاً نظر امام خمینی (ره) تبعیت کرده است.


در شرع و اسلام نیز بر نقش و جایگاه ریاست مرد بارها تاکید شده و زن ها از اموری مانند حکومت داری، امامت نماز جماعت، قضاوت، ریاست خانواده و ... منع شده اند.

علمای متاخر و متقدم عموماً بر منع جواز قضاوت زن تاکید دارند.

فقهای امامیه عموماً مرد بودن را شرط احراز منصب قضا دانسته اند و زنان را مجاز به اشتغال به قضاوت نمی دانند.

شیخ طوسی در کتاب مبسوط می فرمایند: یکی از شرایط قضاوت، مرد بودن است، چرا که به هیچ رو زن نمی تواند قاضی شود.

علامه حلی نیز در کتاب قواعد به صراحت مرد بودن را شرط قضاوت می داند.

محقق حلی در کتاب شرایع نیز ضمن این که یکی از شرایط اساسی قاضی را مرد بودن می داند، بیان می کند که زن هر چند سایر شرایط قضاوت را داشته باشد، نمی تواند قاضی شود.

صاحب جواهر می گوید: قضاوت منصبی است که مناسب شأن زنان نیست. زیرا نشستن با مردان و صدا را بلند کردن میان آنان، برای ایشان شایسته نیست.


از میان علمای معاصر امام خمینی (ره) در کتاب تحریر الوسیله شرایط قضاوت را این طور بیان می فرمایند: یشترط فی القاضی البلوغ و العقل والایمان والعدالة و الاجتهاد المطلق و الذکوره ... . یعنی ایشان به صراحت مرد بودن را شرط تصدی منصب قضا دانسته اند.

آیت الله بهجت  و آیت الله محمد هادی معرفت ذکورات را شرط لازم قضاوت می دانند و آیت الله صافی گلپایگانی ادعای عدم خلاف در شرط ذکورات کرده اند (یعنی هیچ تردیدی در اینکه قاضی مرد باشد وجود ندارد).

در تماس با دفتر آیت الله وحید نیز معظم اله قضاوت زن را خلاف شرع دانسته اند.

آیت الله مرعشی و آیت الله جوادی آملی با بیانی دیگر می فرمایند: تکلیف سخت قضاوت از زن برداشته شده است.

آیت الله مکارم شیرازی نیز شرط ذکورات را احتیاط واجب در قضاوت می دانند و در صورتی هم که زنان قضاوتی کنند، شرط دانسته اند که قاضی ذکور رای را انشا نماید و منظور از انشاء تنفیذ و تائید است و الا نیاز نبود برای انشاء کننده صفت قاضی در نظر بگیرند، و همین که معظم له می فرمایند: در نهایت یک قاضی مرد باید رای ایشان را انشاء نماید، یعنی تنفیذ و تائید نهایی و در نهایت اصدار رای باید توسط قاضی رجل صورت گیرد.

البته برخی علما چون آیت الله موسوی بجنوردی و آیت الله محمد گیلانی به صورت مشروط حکم به جواز قضاوت زن داده اند و تنها آیت الله صانعی قایل به برابری زن و مرد در همه شئون هستند و کلاً اقرار زن، قضای زن، مرجعیت و رهبری او را نیز پذیرفته شده و مسلم می دانند.

آیت الله موسوی اردبیلی ریاست سابق قوه قضائیه که عموم موافقان قضاوت زن به نظریات ایشان در این باب استناد می نمایند در نهایت بیان داشته اند که هرچند ادله وارد شده بر منع قضاوت زن قابل خدشه است، اما از آنجا که هیچ دلیلی نیز بر قضاوت زن وارد نشده بنابر اصل عدم، قضاوت زنان محل تردید است، زیرا الاصل دلیل حیث لا دلیل.

آیت الله قرائتی در تفسیر آیه 34 سوره نساء آین آیه را نشانه ریاست مردان در خانواده و جامعه بر زنان به طور عام میدانند و تصریح می کنند اگر این آیه اشاره به روابط زوجین داشت می بایست "الرجال قوامون علی ازواجهم" می بود. این آیه بیانگر تفاوت های ذاتی همه زنان و مردان بوده و بر اساس آن برخی امور مثل ریاست و حاکمیت و قضاوت بر عهده مرد نهاده شده است.

لازم به ذکر است که قضاوت بر دو معناست: یکی تصدی منصب قضاوت و دیگری فعل قضاوت. مقتضای معنای نخست، ولایت بر انجام عمل قضایی است، ولی قضاوت به معنای دوم، صرفاً انجام عمل قضایی است. یعنی فصل خصومت و حل مشکل دو نفر را که در مسأله ای شرعی به دلیل جهل اختلاف نموده اند. عموم علما در معنای نخست اختلافی در شرط ذکوریت ندارند و این نوع قضاوت را مختص مردان دانسته اند و اختلاف در در معنای دوم قضاوت است.


بررسی مبسوط دلایل شرعی منع قضاوت زنان:


نظرات()       

به نام خدا
به نظر شما زنان در ایران چه زمانی به فطرت خویش باز می گردند؟ آیا زنان ایرانی هم باید اوج فمنیسم را مانند کشور های دیگر تجربه کنند و بعد به فطرت خویش برگردند و یا زودتر خود را باز می یابند؟
غرب فمنیسم را گذراند و در حال بازگشت است. آیا ما هم باید همان مسیر را طی کنیم؟

  

بازگشت زنان به خانه، عنوان مقاله‏ ایست در مجله انگلیسى‏ زبان «ملت و جهان»، چاپ هندوستان كه به بررسى تمایل و رویكرد جهانى به بازگشت زنان از محیط كار و مشاغل مختلف به خانه و خانواده و تربیت فرزندان مى‏ پردازد. این مقاله كه توسط خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ایران در دهلى‏ نو تهیه و ارسال شده است، لزوما دیدگاه مجله را بازگو نمى‏ كند اما به خواندن آن مى‏ ارزد. ضمن تشكر از عزیزان خانه فرهنگ بویژه خانم محبوبه پلنگى، توجه شما را به آن جلب مى‏ كنیم.

پیدایش عقیده تساوى زنان با مردان، مسأله ‏اى تصادفى نبود، بلكه ریشه آن را باید در اروپاى مسیحى قرن شانزدهم میلادى جستجو كرد. یعنى هنگامى كه زنان تحت ستم و استثمار بودند و هیچ گونه حقى در جامعه نداشتند، هنگامى كه زنان چیزى به ارث نمى‏ بردند و به آنها اجازه داده نمى‏ شد ازدواج مجدد داشته باشند و به آنان به دیده حقارت و به عنوان موانع رسیدن به معنویت نگریسته مى‏ شد، هر گونه افراطى دیر یا زود با شكست مواجه خواهد شد. در این مورد نیز زنان قیامى علیه كسانى كه بر آنها ستم مى‏ كردند آغاز نمودند و خواستار حقوق مساوى با آنان شدند.

این بیدارى رفته رفته تبدیل به یك نهضت شد و چند قرن بعد اوضاع و شرایط دوران جنگ جهانى دوم سرعت این نهضت را بیشتر كرد.

اما مسأله طرفدارى از حقوق زنان نتوانست راه ‏حل كاملى براى زنان باشد. پس از آزادى و رهایى از قید و بند گذشته، نه تنها مشكلات حل نشده ماند بلكه گرفتاری هایشان بیشتر نیز شده است. زیرا خداوند در نظر نداشت آنها را شبیه مردان بیافریند. جایگاه حقیقى آنها در منزل و وظیفه آنان پرورش و تربیت كودكان است. دنیا اكنون شاهد دومین دور بیدارى و آگاهى زنان است. این بار آنها در حال بازگشت به جایگاه حقیقى خود، یعنى تربیت كودكان و خانه ‏دارى هستند. این موضوع نشان دهنده غلبه غرایز مادى بر ارزشها و نقشهاى غیر طبیعى تحمیلى زنان بر خود است.

مجله جدیدالتأسیس «Out LooK» در شماره سوم آوریل 96 خود مطلب جالبى را در این رابطه نقل مى كند. نویسنده مقاله با چند نفر از زنان شاغل با درآمدهاى بسیار بالا كه اخیرا از شغل هاى خود دست كشیده ‏اند تا به مسئولیتهاى ناشى از ازدواج و پرورش و تربیت بچه‏ هاى خود بپردازند، مصاحبه‏ هایى داشته است. خانم «سوروچى كاپور» مدیر یك مؤسسه مهم بین‏ المللى آگهى‏ هاى تجارتى، كه اخیرا شغل خود را رها كرده است، مى‏ گوید: «خدا را شكر كه دوران ارتجاعى و پر از شكنجه طرفدارى از برابرى زنان به سر آمده است. چرا كه الآن مجبور نیستیم كارهایى را كه مردها انجام مى ‏دهند انجام دهیم تا واجد شرایط زن آزاده بودن شویم.» بیشترین ارزش در نظر وى، هویت زن بودن است.

خانم دیگرى به نام «واگا تادِب» مى‏گوید: «زندگى زنان صرفا به خاطر اشتغالشان ارزش پیدا نمى‏ كند.» وى كه شغلش را رها كرده است تا در منزل كنار دخترش باشد، معتقد است مادر بودن به وى غنا مى‏بخشد. خانم «سورا بهاى بیكچاندانى» و خانم «روچى تریو آمبالا» نیز سرگذشت مشابهى دارند. مشاغلشان را رها كرده‏اند تا به مواظبت از دخترانشان بپردازند. «سورا بهاى» یكى از مدیران شركت «نستله»، و «روچى» مدیر شركت «كلیت پالمولیو» colgatepalmolive بود.

این روند صرفا محدود به هند نمى‏ شود بلكه روندى جهانى شده است. خانم «كاترین حكیم» استاد مدرسه عالى اقتصاد لندن ضمن تحقیقات خود دریافته است كه دو سوم زنان انگلیسى، خانه ‏دار بودن را به اندازه شغل بیرون از خانه مهم و مفید مى‏دانند. «كاترین حكیم» معتقد است اكثر زنان علاقه‏ اى به كار كردن در بیرون از خانه ندارند و اعتقادشان بر این است كه مسئولیت آنها وظایف داخل خانه، و كسب درآمد و روزى، وظیفه مردان است. در ایالات متحده آمریكا، بسیارى از زنانى كه بچه كوچك دارند به دلیل وظیفه خطیر نگهدارى از بچه‏ هایشان مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام ‏وقت تبدیل شده ‏اند. اگر چه این روند هنوز به مثابه یك زمین ‏لرزه عظیم نیست، اما نشانه‏ هایى حاكى از وقوع یك تحول فرهنگى بزرگ در میان این مادران و همچنین تغییر اولویت هاى آنها در حال پیوست به مكتب جدیدى هستند كه «دیوید با لنكن هوان» رئیس «مؤسسه ارزشهاى آمریكا» آن را «مكتب جدید طرفدارى از خانواده» مى ‏نامد.

یك خانم 36 ساله اهل «اوهایو» به نام «ایورا مالدونادو» كه فعالیتهاى بسیارى در بیرون از منزل داشت، پس از بچه‏ دار شدن از این فعالیتها كاست. وى دلیل این كار خود را این گونه ذكر نمود: «ما به كودكان خود در این جامعه خیلى چیزها مى‏ دهیم. اما آنچه به آنها نمى‏ دهیم، ارزشها، سنتها، وقت و از همه مهمتر با مادر بودن است و آن چیزى است كه كودكان امروز تشنه آن هستند

خانواده «میشل گلاس» 35 ساله كه مدیر فروش یك فروشگاه زنجیره‏اى در كالیفرنیاست، دو سال پیش به هنگام تولد دوقلوهایش از شغل خود دست كشید.

خانم «كالى سورن‏من دیكسون» بنیانگذار مؤسسه‏اى حقوقى به نام «حقوقدانان داخل منزل» كه دویست عضو در منطقه واشنگتن دارد، از شغل خود استعفا داد تا بتواند بچه ‏دار شود. وى مى‏ گوید: «من به هر كارى كه دست مى‏ زنم خود را صد در صد در اختیار آن مى‏ گذارم. عاشق مادر شدن شدم و میل نداشتم در دو جهت متضاد كشیده شوم.»

مقاله‏اى در سال 1994 (1363) منتشر شد كه خیلى‏ ها از آن نقل قول كردند. در این مقاله آمده است: «خانواده‏ هاى دو درآمدى رو به كاهش هستند ... بسیارى از خانم هایى كه مى‏ توانند بچه‏ دار شوند در حال بازگشت به خانه هستند. این روند جدید، سازگارى با سنت اسلام دارد. تعالیم اسلام براى توازن امنیت و ثروت، راههاى جدیدى گشوده است. اسلام به زنان حق ازدواج مجدد، ارث بردن، طلاق و دیدن شوهر قبل از ازدواج را اعطا كرده است. نمونه ‏هاى چنین حقوقى درتمام طول تاریخ بى‏ سابقه بود. اسلام به مرد و زن حقوق مساوى داده است. زنان هم، مانند مردان از تمام حقوق برخوردارند، اما تقسیم حقوق و وظایف، متفاوت است. معیار تقسیم حقوق، خصوصیات فیزیكى و جسمى است. خداوند زنان را براى پرورش و تربیت كودكان و مردان را جهت كسب روزى و حفاظت از خانواده آفریده است. در دنیا هر چیزى براى منظور و هدف خاصى آفریده شده است و همه چیز در مكان ثابتى در حال فعالیت و توسعه است. این مسأله شامل حال روابط انسانى نیز مى‏شود. هماهنگى اجتماعى وقتى تحقق مى‏یابد كه مرد و زن به وظایف خود خوب عمل كنند و یقینا لذت هماهنگى، بالاتر از هر لذت دیگرى است. اسلام كار كردن را براى زنان در جهت بهبود وضع اقتصادى خانواده ممنوع نساخته است اما این كار باید وظیفه دوم آنها باشد».


شاعر بزرگ و مشهور «هنرى وَدْ روژت لانگ فِلو» این موضوع را چنین بیان مى‏كند:

در خانه بمان قلب من و استراحت كن

قلب هاى حافظ خانواده، خوشبخت‏ ترینند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو