تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو اشتغال و تحصیل

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   

ترضیحات کارشناس رادیو در مورد منع اشتغال زنان از دیدگاه اسلام

[http://www.aparat.com/v/bI3zB]


نظرات()   
   

متاسفانه دولت اصلاحات مبتکر طرح بسیار مخرب مرکز زنان ریاست جمهوری بود. دولت احمدی نژاد این طرح نامیمون را قوت بخشید و آن را تا یک معاونت ارتقا داد. دولت کنونی نیز در حال تمکین از همین روشی است که مخرب بودن آن بر هیچکس پوشیده نیست و بعید نیست دولت بعدی آن را تا یک وزارتخانه ارتقا دهد!

امروزه در غرب تظاهرات و مخالفت های بسیاری در مواجهه با دخالت های دولت در زمینه خانواده و سلیقه های فمنیستی از جانب مردم و مراکز مردم نهاد صورت می گیرد. لیکن متاسفانه در کشور ما بیش از بیست سال است که روز به روز وضعیت خانواده با سپردن زمام امور به دست معاونت زنان، اسفبارتر می شود.

دخالت دولت در خانواده

برای هدایت خانواده همین طور که بارها در این انجمن گفتیم، راهکار اصلی قطع ید مداخله کنندگان در امور خانواده و انحلال معاونت زنان است.

در زمینه سفر خانم مولاوردی که  اما و اگر های زیادی را در پی داشته است و البته انتقادات بسیار به جا و صحیح:

خلاصه می توان گفت از باب جمعیت کشورهایی مانند سوئد و فنلاند و کشورهای اروپایی مشابه که بسیار در مقابل جمعیت ما ناچیز است و همچنین ماهیت بی دینی کشورهای یاد شده، طرح هایی که از جانب آنها ارایه شود نتیجه ای جز نابودی کشور ما در پی نخواهد داشت و البته در هر طرح مخربی نتیجه اش بیست سال بعد نمایان می شود. همانطور که نتیجه طرح های بیست سال پیش را اکنون مشاهده می کنیم که نیازی به توضیح ندارد و همه می دانند!

ذکر این تکته فوق العاده کلیدی و ضروری است که فنلاند در نتیجه سیاست های فمینیستی به افول جمعیت دچار شد و در نتیجه برای جبران مافات وارد این سیاست های جمعیتی شد. لیکن در کشور ما باید با جلوگیری از سیاست های فمینیستی از رسیدن به وضعیت فنلاند جلوگیری کرد. چرا که با توجه به پهنه وسیع کشور و پایه جمعیتی بالاتر ایران با توجه به اینکه دولت در زمینه یارانه هم دچار مشکل است بعید است بتواند برای این جمعیت الگوی فنلاند را پیاده کند.

اما معاونت زنان می تواند با مقدمه چینی برای این سیاست در آینده مشکل ساز شود. مثل دادن الگوی افزایش مدیران زن(مشوق زنان به تحصیلات افراطی و تصدی پست های مدیریتی و سوزندان بخش زیادی از عمر)،الگوی اشتغال و توانمند سازی زنان (زنان شاغل فرزندان کمتری به دنیا می آورند و فرزند خود را به مهدکودک های تمام وقت می سپارند و در نتیجه جمعیت کمتر و سرخورده ای را تحویل جامعه می دهند)، سیاست های رفرم فرهنگی برای مردواره کردن زنان و ...


اگر بگوییم این زن (نوعی) و دوستانش با کارهای ناشایست و حرف های مخرب و زننده ، کلنگ آخر را بر تخریب خانواده ایرانی می زنند حرف بی ربطی نگفته ایم و البته سفر به فنلاند و طرح های مرتبط با آن تنها بخش کوچکی از اقدامات مخرب این معاونت است.

مقاله کیهان در این زمینه


فاز دوم جنگ جمعیتی غرب چگونه کلید خورد؟

ایران، کشور عزیز ما، پس از ده سال تلاش برای تغییر سیاست‌های جهانی دیکته شده از سوی نهادهای بین‌المللی در حوزه جمعیت کماکان به برنامه نهادهای ضد ملی مورد هدایت و حمایت دشمنان قسم خورده مسلمانان عمل می‌کند و آنچه به جایی نمی‌رسد، صدای متخصصین و روشنفکران است!


آنها که از منظر علمی درخصوص اهمیت تصحیح سیاست‌های جمعیتی کشور توجیه به نظر می‌رسند هنوز گمان می‌کنند کشور در مسیر «افزایش جمعیت» نیازمند اختراعات و ابداعات عجیب و غریب و دوره‌های مطالعاتی پرهزینه در بازه زمانی بیش از ده سال است! حال آن که بیش از بیست سال است که در کشورهای توسعه یافته برنامه‌ای متفاوت از چارچوب مشهور «تنظیم خانواده»، با هدف افزایش جمعیت با مولفه‌های واضح و دنبال کردنی در حال اجراست. اما آنچه موجب شده برخی کشورهای اروپایی، پس از وضع قوانین حمایتی عریض و طویل سیاست فرزندآوری و افزایش جمعیت بعضا کم توفیق باشند، تغییرات حوزه سبک زندگی است که خود برآمده از روش منحوس زندگی به شیوه غربی با انگیزش‌هایی همچون «لذت‌گرایی و رفاه حداکثری» توام با فردگرایی بدون مرز است. پس علاوه بر الزامات تغییر برنامه‌های قبلی کشور در حوزه مشهور به «تنظیم خانواده»، رصد پروژه‌های جدید دشمنان جمعیت ایرانیان در حوزه سبک زندگی با تاکید بر تغییر جایگاه و نقش زنان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در یادداشت امروز تلاش می‌کنیم حرکت خزنده برخی نهادهای بین‌المللی در حوزه سبک زندگی جمعیتی ایرانیان را جست و جو کنیم:

کارشکنی یا دلسوزی؟

این چندمین شماره صفحه اجتماعی کیهان است که به افشای برنامه‌های نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی در رد سیاست‌های کلی ابلاغی در حوزه جمعیت اختصاص می‌یابد. میدان مبارزه با برنامه‌های دشمنان مسلمانان در حوزه جمعیت بسیار گسترده شده و به واسطه بروز اشکالات متنوع در حوزه سبک زندگی، حتی در صورت همراهی کامل دولت و مجلس و نهادهای اجرایی و قانونی در حوزه افزایش جمعیت نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم. در شرایطی که آمار میزان ازدواج و طلاق و سن تاهل و نرخ فرزندآوری در کشورمان به علت تهاجمات فرهنگی چندان امیدوار کننده نیست، دست و پنجه نرم کردن با مجریان برنامه های قدیمی «تنظیم خانواده جهانی» که آشکارا در کشور به کارشکنی در حوزه استراتژیک جمعیت اشتغال دارند، حقیقتا نویدبخش آینده‌ای روشن نیست.
در آخرین برنامه اجرا شده، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری، با ارائه گزاره‌هایی قابل تامل، پروسه همکاری با کشور فنلاند به منظور پیشبرد سیاست‌های جمعیتی و سبک زندگی، را کلید زده است.

جمعیت و معاونت زنان

هر چند مولاوردی در دیدار با سفیر فنلاند پس‌از بازگشت تیم تحقیقاتی مورد حمایت وی از این کشور، از اهمیت «بحران جمعیتی کشور» می‌گوید، اما تاکید وی بر استفاده از تجربیات موفق این کشور در حل و فصل بحران مذکور قابل تامل است.
مولاوردی با اشاره به سفر اخیر گروه ایرانی از زیرمجموعه معاونت زنان به کشور فنلاند گفته است: «توجه به مساله مادران و کودکان یکی از اهداف سفر این گروه مطالعاتی بوده است زیرا بررسی ها نشان می دهد فنلاند از کشورهایی است که بیشترین تسهیلات و حمایت ها را برای این سیاست ها در نظر گرفته است.» وی تاکید دارد که «فنلاند یک کشور اروپایی است که بیشترین موفقیت را در زمینه سیاست افزایش جمعیت داشته است(!)»
چنان که از مجموع صحبت‌های خانم مولاوردی بر می آید قرار است معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد و در همین راستا هیئتی از ایران به فنلاند سفر کرده است. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که ایران اسلامی چرا باید برای حل بحران جمعیت از فنلاند الگو بگیرد؟ اوضاع جمعیتی فنلاند چگونه است و آیا این کشور توفیقی در اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت داشته است؟

فلاکت جمعیتی فنلاند!

نرخ باروری فنلاند در چهل و پنج سال گذشته زیر سطح جانشینی بوده و سعی مسئولان این کشور برای افزایش نرخ باروری و فرار از مصیبت سالخوردگی جمعیت، هیچگونه موفقیتی را به دنبال نداشته است! چنانکه میانگین سنی مردم در این کشور قریب به 42 سال است و فنلاندی‌ها بر کرسی رتبه هفتم پیرترین کشورهای دنیا تکیه زده اند!
 در اروپا که به قاره سالمندان معروف است تنها چهار کشور از لحاظ سالخوردگی از فنلاند شرایط بدتری دارند. فنلاند کمترین تراکم جمعیت را در اتحادیه اروپا داراست و مرکز آمار این کشور در سال 2014   اعلام کرد که تعداد آمار تولد نوزادان در این کشور  در حال حاضر برای سومین سال پیاپی کاهش قابل ملاحظه ای داشته است و  تنها در یک سال گذشته پنج صدم از نرخ باروری این کشور کاسته شده است. همچنین در سال 2012 رتبه  فنلاند بر اساس نرخ باروری 166 در جهان بوده که این رتبه با جایگاه ایران در پله  144 فاصله زیادی دارد!
 تمام این موارد به خوبی نشانگر این موضوع است که وضع جمعیتی فنلاند حتی از کشور ما نیز بدتر است و کمک این کشور به ایران در زمینه بحران جمعیت اگر حکایت کور و عصاکشی نباشد حکایت کل است و طبابت برای سایرین! پس علت تاکید مکرر معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده برای همکاری با این کشور و دید و بازدید هیئت‌های دو کشور چیست؟

رمزگشایی از الگوی فنلاندی

هفته گذشته هیئت بلندپایه‌ای از فنلاند در بازی «دید و بازدید» هیئات ایرانی- فنلاندی به کشورمان سفر کردند. وزیر بهداشت اسبق فنلاند در نشستی با معاونت امور زنان ریاست جمهوری، با ابراز خوشحالی از ارتباط‌گیری با برخی مجموعه‌های مدیریتی داخلی، از اجرای «برنامه تنظیم خانواده» در ایران اظهار خرسندی کرد!
از آنجایی که مراکز مطالعاتی غربی با اهداف گوناگون به رصد دقیق فعل و انفعالات ساختارهای بهداشتی و درمانی کشورهای خاورمیانه و به خصوص ایران می‌پردازند، آشنایی و ارتباط متخصصان آنها با شرایط حاکم بر کشورمان عجیب نیست و به همین خاطر است که«واپوتی تایسپل»، وزیر سابق بهداشت فنلاند خطاب به مولاوردی می‌گوید: «این سفر اولین دیدار من از ایران است اما این بدین معنا نیست که در گذشته هیچ ارتباطی با این کشور نداشته‌ام.»
طی دهه‌ هفتاد میلادی، رشته‌ دانشگاهی «ارتباطات سلامت عمومی» در دانشگاه جان‌هاپکینز تأسیس شد که هدف آن ارائه‌ یک برنامه‌ هماهنگ جهانی برای کاهش جمعیت کشورهای کمتر توسعه‌یافته بود. این برنامه با پشتوانه‌ آمریکا و با همکاری بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، با عناوینی زیبا و جذاب چون «تنظیم خانواده» در این کشورها ترویج و عملیاتی شده است. اولین هدف برنامه‌ تنظیم خانواده، جمعیت‌های غیرسفیدپوست و جهان‌سومی ساکن در آمریکا و اولین قربانیان آن، سرخ‌پوست‌های بومی آمریکا بودند که بعدها نوک پیکان این برنامه، کشورهای آفریقا و خاورمیانه را نشانه گرفت و از قضا با همت بلند مسئولان کشورمان در دهه ۷۰ بسیار موفقیت‌آمیز اجرا شد!
پس تا اینجای کار متوجه شدیم که هیئت ایرانی در دیدارهای انجام شده در فنلاند موفق به توجیه مسئولان این کشور درخصوص تغییر سیاست های جمعیتی کشورمان از شکل جهانی مشهور به نام «تنظیم خانواده» با هدف «کاهش شدید رشد جمعیت» نشده اند و علت حضورشان در این کشور اروپایی را به صراحت بیان نکرده اند!
نکته مهم برنامه ضد جمعیتی فنلاندی‌ها برای ایران را می‌توان در ادامه صحبت‌های وزیر سابق بهداشت فنلاند در گفتگو با مولاوردی مشاهده کرد: «در فنلاند به برابری زنان و مردان بسیار اهمیت داده می‌شود و ما برای این امر بسیار جنگیده‌ایم و باید گفت، گفت‌وگو با کشورهای گوناگون برای ما بسیار الهام‌بخش بوده و می‌توان راه‌های خوبی را برای همکاری در امور گوناگون در این دیدارها یافت.»

واحد  سبک زندگی فنلاندی

در حالی که کشوری همچون فنلاند در مباحث خانواده و جمعیت با بحران مواجه است به طوری‌که به گفته خودشان با معضل پیری جمعیت دست و پنجه نرم می‌کنند، در حوزه «سبک زندگی غربی» پیشتازند!
آمار «زندگی غیر شرعی زوجین» در فنلاند  5 میلیون نفری بیش از 40 درصد است و دست کم 20 درصد مردم این کشور «بی خدا» هستند. آمار ازدواج و فرزندآوری فنلاندی‌ها نیز بسیار پایین است. یعنی همانطور که وزیر بهداشت سابق این کشور تاکید کرد فنلاندی‌ها بیش از آن که مشتاق ترویج سیاست فرزندآوری در ایران باشند از تدوین برنامه‌ای با هدف تامین «برابری جنسیتی» و مولفه‌های سبک زندگی غربی ایرانیان استقبال می‌کنند!
در ایران اسلامی کمتر از پانزده درصد آمار شاغلین کشور اختصاص به زنان دارد ولی در کشورهای غربی از جمله فنلاند زن و مرد تقریبا به یک اندازه شاغل هستند. بر اساس اصول برنامه جهانی «هزاره» که اجرای بند مرتبط با موضوعاتی جمعیتی آن تاکنون فاجعه بار بوده، برابری آمار اشتغال زنان و مردان از مولفه‌های «برابری جنسیتی» است. موضوعی که به هیچ عنوان با سبک زندگی ایرانی- اسلامی قابل جمع نیست.

زن، کلید تغییر سبک زندگی

بر اساس شاخص‌های تهیه شده در نظامات فمینیستی لیبرال سرمایه‌داری که از عوامل قطعی «فروپاشی خانواده» در غرب به شمار می رود، ایران از منظر «برابری جنسیتی» به شکل غربی، در رده 137 قرار دارد.
جالب توجه است که معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در اسفند 92 نیز با حضور در نیویورک در اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل با موضوع «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» شرکت کرد! معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارش فیس بوکی سفر خود نوشت: «در اهداف توسعه هزاره - که به سند MDGs معروف است- دولت‌ها مسئولیت جمعی خود را در رابطه با تضمین حفظ و احترام به کرامت انسانی، برابری و عدالت در سطح جهانی به رسمیت شناخته‌اند. ارتقای توسعه و ریشه کن کردن فقر، تحقق و ارتقای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان از جمله عوامل مؤثر برای تحقق حقوق بشر در عرصه جهانی دانسته شده است(!)»
تعریف و تمجید معاون رئیس جمهور از «تبادل تجربیات» در حوزه زنان در حاشیه «کنفرانس ضد زن» مذکور در حالی صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب درخصوص تز «برابری جنسیتی غرب» گفته است: «اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.»
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب دانسته و افزودند: «برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل». با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می‌کند؟» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن معتقدند: «در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه‌های مشترک، منطقاً عرصه‌های متفاوتی را نیز به همراه می‌آورد.»
رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیون های جهانی با صراحت گفته است: «اصرار غربی‌ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می‌کند، به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.»

رفع تبعیض یا هدم خانواده؟!

علی‌رغم معین و مشخص بودن سیاست‌های کلی نظام در حوزه زنان، در آذر سال 93 جزئیات انعقاد توافقنامه تعهدآور معاون امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل بدون جلب موافقت مجلس شورای اسلامی با موضوعات مشابه خبرساز شد!
فاطمه رهبر، عضو کمیسیون اصل 90 مجلس درخصوص رسالت صندوق جمعیت سازمان ملل می گوید: « در طی دوره‌های گذشته مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگانی در اجلاس‌های دوره‌ای و منطقه‌ای این صندوق شرکت می‌کردند. دو ماه گذشته نیز اجلاسی در فیلیپین برگزار شد که بنده و یکی دیگر از نمایندگان در آن اجلاس شرکت کردیم و نکته قابل توجه این است که موضوع تمام این همایش‌ها «برابری جنسیتی و عدم خشونت علیه زنان» است!»
وی افزود: «در حقیقت این صندوق مجری «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که امسال بیستمین سالگرد تصویب آن کنوانسیون است. ایران در زمان تصویب آن نیز به کنوانسیون مذکور پیوست؛ اما به دلیل بیست ایرادی که شورای نگهبان بر آن وارد کرد با تأیید نظر شورای نگهبان آن مصوبه ملغی شد، چرا که معتقد هستیم دیدگاه ایران با دیدگاه سکولار غربی در مورد زنان و جایگاه زنان متفاوت است.»

صندوق جمعیت در ایران

براساس سندی كه نمایندگی صندوق بین‌المللی جمعیت در ایران منتشر ساخته، همكاری صندوق جمعیت سازمان ملل متحد با ایران از سال۱۹۷۰ بر مبنایی پروژه‌ای و از سال ۱۹۹۰ بر مبنای برنامه‌های ۵ ساله كشوری شروع شد. برنامه ۵ ساله كشوری كنونی، چهارمین برنامه از سال ۱۹۹۰ در سال ۲۰۰۵ بر محور «چارچوب کمک های توسعه‌ای سازمان ملل متحد» آغاز گردیده است.
بر اساس متن این سند پشتیبانی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نتایجی محسوس در ایران به بار آورده كه در شاخص‌های جمعیت و بهداشت باروری به خوبی آشكار است. این گزارش یكی از این شاخص‌های محسوس را نسبت استفاده از تمامی روشهای پیشگیری از بارداری می‌داند كه «از۶۴ درصد به ۷۹ درصد افزایش یافته است»! این گزارش سه زمینه اصلی فعالیت‌های صندوق را بهداشت باروری (بخوانید تحدید نسل)، برابری جنسیتی و استراتژی های جمعیت و توسعه معرفی می كند كه بطور تفکیک ناپذیری باهم ارتباط دارند(!)
صندوق جمعیت و سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل بر اساس آمارهای رسمی سالیانه منتشر شده تاکنون
بیش از یک میلیارد دلار در مراحل مختلف برنامه «تنظیم خانواده ایران» با هدف کاهش نرخ فرزندآوری و جمعیت ایرانیان، هزینه کرده‌اند. میزان موفقیت برنامه جمعیتی سازمان‌های مذکور در ایران بیش‌از برآوردهای طرح اولیه بوده به نحوی که در دهه اول قرن
بیست و یک، ایران بر پله نخست بالاترین نرخ کاهش رشد جمعیت در جهان برای چندمین سال پیاپی تکیه زد و همین موضوع جوایز زیادی برای برخی از مسئولین وزارت بهداشت کشورمان در مجامع بین‌المللی به ارمغان آورده است!

فاز دوم جنگ جمعیتی غرب

تلاش برای تغییر نگرش زنان و سبک زندگی خانواده ایرانی، آخرین مرحله از اجرای طرح تثبیت سالمندی جمعیت ایرانیان است. به نحوی که در صورت اجرای طرح‌هایی همچون «برابری جنسیتی» مبتنی بر استراتژی جمعیتی پیشرفته در ایران، همچون برخی کشورهای غربی، مشابه فنلاند، حتی در صورت وضع قوانین و مشوق‌های جمعیتی نیز به علت بی‌انگیزگی جوانان در تشکیل خانواده و ممانعت زنان از فرزندآوری به بهانه ارتقاء شغلی و افزایش استرس زندگی مکانیزه به سبک لیبرال سرمایه‌داری، نرخ رشد جمعیت اصلاح نخواهد شد. چرا که نگاه جامعه به فرزند، از عطیه ای الهی و نماد خانواده سالم به موجودی «مصرف کننده» با خصوصیت تضعیف موقعیت‌های شغلی و رتبه اقتصادی تغییر خواهد کرد.
متاسفانه روندی که دولت در حوزه سبک زندگی و سیاست‌های کلی جمعیت در پیش گرفته هیچ امیدی به اصلاح وضعیت فعلی با حرکت پرشتاب به سمت «جامعه سالمند ایرانی» وجود ندارد. شاید لازم باشد به جای تاکید بر اجرای «سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب در موضوع جمعیت» وقت بیشتری در توجیه دولتمردان و نهادهای مسئول در مذمت عمل به نقشه‌های دشمن و اجرای طرح‌های مغایر با چارچوب‌های دینی خانواده سالم، صرف کنیم! چرا که در حال حاضر فاصله زیادی میان مدیران جامعه ایرانی با مجریان آینده‌نگر و آگاه به تاثیرات پیروی از سبک زندگی غربی، وجود دارد!
باید از دولت بخواهیم اگر در مناصب مرتبط با موضوع جمعیت از بکارگیری افراد دلسوز و معتقد به سیاست‌های جمعیتی نظام پرهیز می‌کند دست کم کرسی‌های مدیریتی را به «دشمنان داخلی جوان ماندن ایران» نسپارد!
باید از دولت بخواهیم سمینار پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان را با همکاری سفارت سوئیس و صندوق جمعیت برگزار نکند، تا همکاران سوئیسی صهیونیست‌های پلید فرصت سفر به ایران را نیافته و برایمان نسخه نپیچند که نرخ باروری را از این هم کمتر کنیم!
باید از دولت بخواهیم همایش رویکردهای جدید جمعیتی را برگزار نکند تا معلوم نشود معاون وزارت بهداشت فرق عزا و عروسی جمعیتی را نمی‌فهمد و نفهمی خود را با پرداختن به گزاره خجالت‌آور «ارائه آمار غلط به رهبر انقلاب» فریاد نزند!
باید از دولت بخواهیم با تغییر نام برنامه «تنظیم خانواده» به «باروری سالم»، طرح کاهش رشد جمعیت را در دستگاه بهداشتی کشور ادامه ندهد!
باید از دولت بخواهیم برای بهبود وضع جمعیت از سفارت فنلاند و سوئیس و پارلمان آلمان کمک نخواهد و از اروپا الگو نگیرد!باید از دولت بخواهیم به دنبال اجرایی کردن برخی تعهدات بین‌المللی در زمینه جمعیت، نباشد. باید از دولت بخواهیم از فریاد زدن واقعیت آشکار شدن نقش غرب در اجرای فاز دوم جنگ جمعیتی با موضوع تغییر مولفه‌های سبک زندگی ایرانی- اسلامی، هراس نداشته باشد و خود مجری آن نباشد!


نظرات()   
   

درود بر خداوندی که هر چیز را به بهترین شکل ممکن خلق کرد و نقصان عقل زن نسبت به عقل مرد به معنی نقص در خلقت او نیست. بلکه بهترین شکل برای خلقت زن همین عقل و تدبیر کمتر او نسبت به مرد است تا او را بهترین و دوست داشتنی ترین موجود برای مرد قرار دهد.
خطبه 79 نهج البلاغه:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْیمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ،
اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث
نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ایمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ
و عقل ناقصند. اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه
وَالصِّیامِ فى اَیّامِ حَیْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ
در ایام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اینكه سهم ارث آنان
عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواریثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ
نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اینكه شهادت دو زن

امْرَاَتَیْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ
برابر شهادت با یك مرد است. از بَدان زنان بترسید، و از خوبانشان
خِیارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطیعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لایَطْمَعْنَ
بر حذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع
فِى الْمُنْكَـرِ.
پیروى نداشته باشند.


این خطبه از جنجالی ترین و کوبنده ترین خطبه های نهج البلاغه است که بدجوری فمینیست ها را سوزانده است و البته بسیاری از روحانی نماهای زن ذلیل و خدانشناس که اسم آنها را اینجا نمی بریم ، مثل برخی که حتی خودشان را به امام خمینی هم منتصب می کنند سعی کرده اند یا آن را رد کنند یا اینکه بگویند منظور حضرت همه زنان نبوده است بلکه چون پس از جنگ جمل بوده منظور عایشه یا عده معدودی از زنان بوده است.

لذا ما همینجا به دهان آنها می کوبیم و می گوییم:

آیا فقط عایشه بوده که پریود می شده است؟

آیا فقط عایشه ارثش نصف بوده است؟

آیا فقط شهادت عایشه و گروه خاصی از زنان نصف شهادت یک مرد بوده است؟

----------------------------------------------------------------------

یکی از عواقب عمل نکردن به توصیه معصومین و استفاده از زنان در سمت های مشاوره ای و حتی مدیریتی و استخدام زنان، همین شیوع ایمان ناقص و از بین رفتن عقل در بستر جامعه و در نتیجه زوال آن است.

نمونه هایی از ایمان ناقص و دید تک بعدی زنانه را در احادیث و بنر های مترو می توان دید که اجمالا به توضیح آنها می پردازیم:





حجاب

حدیث گرانقدر مورد اشاره به هیچ وجه رد نمی شود. اما آیا این حدیث را در سرتاسر مترو ندیده اید؟ آیا نباید روی حجاب کار شود؟ هر چقدر هم چشم ها را از نامحرم بگیریم آیا بدون اینکه آنها حجاب را رعایت کنند می شود به جایی رسید؟
آیا چشمان شما خسته نمی شود اگر در یک محیط کاری ولو با حجاب زنان از مقابل چشمان شما عبور کنند و با حرکات و صدایشان برای شما مزاحمت ایجاد کنند؟ واقعا چقدر و از چند زاویه می توان چشم ها را گرفت؟
آیا بنا نبوده سازمان ها و مسئولین در زمینه حجاب و احیای آن فعالیت کنند؟
آیا ما برای حجاب کم حدیث و سخن داریم؟
اینها نتیجه مشورت گرفتن از زنان است که سبب این ایمان ناقص است که همه چیز را نصفه می بینند و از دین فقط نصف آن را قبول دارند.

حدیث

لطفا به این آیه شریفه توجه فرمایید؟ می توانید برای دیدن بهتر تصویر روی آن کلیک کنید.

جالب اینجاست که در انتهای متن سمت راست این تصویر در سطر آخر خودش نوشته است آیه حجاب!
در حالی که آیه حجاب درست آیه بعد از این آیه است که آیه 31 سوره نور است که خطاب به زنان فرموده که خود را از نامحرم بپوشانند!

اما ایمان ناقص منجر به این می شود که حقایق نصفه بیان شود!

من با یکی از فمینیست ها مناظره می کردم. وی گفت که خداوند اول در آیه 30 گفته مردان چشمان خود را بپوشانند و سپس به زنان گفته است که حجاب بگیرند.
پس کار مردان ارجح تر است که چشم بگیرند.

من هم گفتم نخست اگر در قرآن بنگرید می بینید که همیشه خطاب قرآن ابتدا به مردان است مثل  "یتوب الله على المومنین و المومنات و كان الله غفورا رحیما"

همیشه مردان اول خطاب شده اند. یکی اینکه مردان طبق آیه 34 سوره نساء رئیس و سرپرست زنان هستند که همین آیه هم به شدت مورد تهاجمات فمینیستی و سوء تعبیر واقع شده است.
در ثانی این یک قاعده کلی در قرآن است که نوعی احترام ویژه به مقام مردان است و قرآن یک قاعده پیوسته و کلی را رعایت کرده است.
بنابراین در آیه های متوالی 30 و  31 سوره نور هم همین قاعده رعایت شده است و لذا چشم گرفتن مردان از نامحرم مسقط وظایف زنان در امر حجاب و پوشاندن خود از دید نامحرم نیست!

بعلاوه تکلیف شرعی وظیفه ی واجب هر شخص است و اول و دوم ندارد و مکمل همدیگر است.

حدیث

این هم از نمونه های توهین آشکار به مردان در مترو است.
حتی در ویدیو ها و انیمیشن های مترو همیشه همه احمق ها مرد هستند. همه مجرمین مرد هستند. خلافکاران مرد هستند. ابلهان مرد هستند!

حتی در تصویر، فرد چادری یک پیر زن است و زنان جوان همه مانتویی هستند که این مشخص کننده عملیات روانی و جامعه شناسی حساب شده برای قدیمی و از تاریخ گذشته نشان دادن چادر است که بصورت ناخودآگاه این پیام را به مخاطب منتقل می کند.

متاسفانه چنین رویکردهایی نه تنها در متروی تهران بلکه بطور کل به دلیل استفاده وافر و بی حد و اندازه از زنان در شهرداری تهران و حتی سایر شهرداری ها و فرمانداریها در سراسر کشور حاکم است و با این روند عاقبت خوشی برای این جامعه و این کشور نمی توان متصور بود!

همین امر در صدا و سیما و سایر سازمانها هم به عینه نمود دارد.
مثلا در یکی از سریال ها در یک دیالوگ گفته شده بود که اول از خدا اطاعت کن دوم از مادر! کدام حدیث و کدام آیه به چنین چیزی اشاره می کند؟
یا در شبکه مستند برنامه ای را دیدم که یک معدن سرب در چین را نشان می داد. کارگران معدن بطور 24 ساعته مشغول کار بودند. لذا چادر زده بودند و با زن و فرزندشان در آنجا زندگی هم می کردند تا هزینه کمتر و راندمان بیشتر شود.
جالب اینجا بود که زنان در چادر خوابیده بودند و مردان در معدن مشغول کار بودند. به یکدفعه یک دیالوگ عجیب وسط صحبت های راوی شنیده شد که کاملا مشخص بود که یک زنی متن را دیده و در متن دخالت کرده و اینکار قطعا توسط مشاوران زن سیما انجام شده است.
دیالوگ دقیقا این بود "
در اینجا همه کارها توسط مردان انجام می شود و مردسالاری عجیبی حاکم است اما زنان همیشه سعی می کنند حضور داشته باشند "
این در حالی بود که تصاویر گذرا زنان را در چادر در حال استراحت و لم دادن نشان میداد و مردان در معدن به سختی کار می کردند و تمام سر و صورتشان کثیف شده بود!

خداوند همه را هدایت کند. مخصوصا مسئولینی را که برای پیدا کردن وجهه و جلب توجه زنان از هر بی دینی ای دریغ نمی کنند!


نظرات()       

متن زیر سخنان رحیم پور ازغدی  در دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی است. با اینکه این ایراد وارد است که مجمع مردان انقلاب اسلامی کجاست؟ و وجود مجمع های جنسیتی خود مظهری از فمینیسم است ، لیکن بنا به همراستا بودن سخنان ایشان با اهداف انجمن ، آن را از طریق این وبگاه منتشر می کنیم:



حسن رحیم‌پور ازغدی در سلسله نشست های نقش ما در ترویج سبک زندگی اسلامی (دومین همایش مجمع زنان انقلاب اسلامی)، با بیان سخن امام خمینی (ره) که دراین‌باره فرموده‌اند: خود را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید، گفت: ما نقش زن را به دست افراط‌ و تفریط سپرده‌ایم. عده‌ای آن را تنها به زایمان و شوهرداری محدود کرده و عده دیگر فقط به علم‌آموزی در دانشگاه و کار خارج از منزل. این موضوع تا بدان‌جا پیش رفت که امروز، حدود 70درصد دانشجویان کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند.
 وی بابیان این‌که درآمد بسیاری از کشورهای جهان از راه کنیز فروشی و خریدوفروش انسان‌هاست که اغلب این افراد را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند، عنوان کرد: این کار برای آن کشور‌ها بیش از هر کار دیگری درآمد دارد. این امر موجب می‌شود که سبک‌زندگی آنان فقط به سمت استفاده جنسی برود.  کشور ما نیز اگر بخواهد سبک زندگی غربی را مانند آنان در پیش بگیرد، ظرف 50 سال آینده، مانند آنان خواهد شد. این مسئله در ادامه، فروپاشی خانواده را در پی خواهد داشت.

رحیم‌پور ازغدی افزود: برای مثال می‌توان به این نکته توجه داشت که امروز، حدود یک‌چهارم ازدواج‌ها در کشورمان، در شهری مذهبی مانند قم به طلاق منجر می‌شود. امروزه در برخی کشورهای غربی حتی تا 70-80 درصد ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. اگر در کشوری بنیان خانواده از هم گسست، دیگر نمی‌توان آن را درست کرد. مثلاً نمی‌توانیم بگوییم عیبی ندارد، دو نسل، بدون خانواده باشیم، بعد اگر نشد، دوباره درست می‌کنیم! خانواده خودش ظرف است؛ نه مظروف. یعنی اگر ظرف بشکند، مظروف هم از بین می‌رود، لذا دیگر جایگزین ندارد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: بسیاری ازآن‌چه امروزه در خانواده‌ها به‌عنوان سبک زندگی مطرح می شود، ریشه در اسلام حقیقی ندارد. بسیاری از چیزهایی که زوجین از هم طلب می‌کنند، اسلامی نیست؛ بلکه سبک‌زندگی غربی است. آیا صحیح است که با غربی‌ها در غربی‌شدن مسابقه بگذاریم؟! این موضوع، موجب به وجود آمدن دو موج افراطی و تفریطی شده است. موج افراطی کسانی هستند که نمی‌گذارند حتی فرزندانشان درس بخوانند و دخترانشان به مدرسه بروند! آنان با این توجیه که سیستم آلوده است خود را از بسیاری از امور روزمره زندگی منع کرده‌اند. این نتیجه‌گیری نادرست است.

وی اظهار داشت: موج دیگری که در این فضا وجود دارد افرادی‌اند که می‌گویند زن و مرد باید هردو، کار کنند و خود را با فضای زندگی مدرن کاملاً یکی کنند. این نیز درست نیست؛ چراکه در این صورت زن و مرد در هنگام شب در حالی به منزل برمی‌گردند که هیچ‌کدام حوصله دیگری را ندارد. زن باید تکیه‌گاه عاطفی مرد باشد و مرد نیز تکیه‌گاه اجتماعی زن به شمار می‌رود. اما با این سبک‌زندگی، این تعادل کاملاً به‌هم می‌خورد.

در ادامه رحیم پور با اشاره به آیه «الرّجال قوّامون علی النساء» تأکید کرد: این آیه تفسیر گسترده‌ای دارد. اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت که این آیه بدان معنا نیست که مرد، برتری ارزشی نسبت به زن دارد. قوام به معنای تکیه‌گاه است. دراین‌باره، تکیه‌گاه در عرصه اقتصادی مطرح است؛ چراکه بعدازآن بلافاصله موضوع نفقه مطرح می‌شود. لذا معنای آن، نیرو در کار اقتصادی است.

این استاد دانشگاه گفت: زن به کمک مرد ازلحاظ اقتصادی اتکا دارد و در مقابل مرد، ازنظر روحی به او وابسته است. لذا تکلیف اصلی زن همین آرامش بخشیدن به مرد است. قرآن نیز دراین‌باره تعبیر «لتسکنوا الیها» را به کار می‌برد. این امر موجب می‌شود که مردان برای کار کردن هم حتی انگیزه را از زنانشان دریافت کنند. در غیر این صورت ممکن است دچار یأس شده و ارتباط خود را بازندگی قطع کند. از سوی دیگر فشار جنسی، موجب به وجود آمدن انحرافات جنسی و فساد اجتماعی می‌شود.

راه‌حلی که رحیم پور‌ازغدی برای گریز از این دو جریان افراطی و تفریطی پیشنهاد داد، سبک‌زندگی دینی و اسلامی است. وی گفت: زندگی در دنیای امروز بایستی در حد میانه و معتدل باشد. تعبیر قرآن کریم نیز دراین‌باره، امت وسط یا میانه‌رو است. دراین‌باره بایستی برای جلوگیری از بدفهمی، کلیه آیات و روایات را باهم دید و معنا کرد؛ نه این‌که هر جزء را به‌تنهایی برداشت کرد. موضوعات دینی در قرآن کریم و روایات بایستی باعقل، معنا شده و پیرامون آن تفکر شود. با فقه بایستی در فضای اجتماعی به حل‌وفصل معضلات پرداخت. لذا دو راه اصلی برای نجات از وضع موجود این است که اولاً "تعادل در نظر" داشت و روش استنباط درست دین را دریافت و ثانیاً "تعادل در عمل" داشت و در زندگی حقیقی بتوان با مشکلات به‌طور معقولی روبه‌رو شد.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: اگر در زندگی بتوان اولویت‌ها را تشخیص داد و هرلحظه دید که چه اولویتی درخطر است، می‌توان امیدوار بود که در این راه قدم برمی‌داریم. برای مثال، در اسلام، اشتغال زن در بیرون از منزل هیچ مانعی ندارد. زن حقوق اقتصادی دارد اما تکلیف اقتصادی ندارد. این بدان معناست که در محیط سالم و به‌دوراز اختلاط زن و مرد می‌تواند کار کند؛ اما اگر به زندگی زناشویی وی لطمه می‌خورد و خانواد‌ه‌اش دچار مشکل می‌شوند، می‌تواند کار نکند. لذا اگر در یک مورد دو راه حق باهم مزاحم پیدا کرد، باید دید که عقل چه می‌گوید. باید تمام آثار عمل را در نظر گرفت و نیز منافع خود را نیز در نظر داشت. لذا اگر با محاسبه، خطرهای احتمالی را دریافتی، می‌توانی درست تصمیم بگیری.

وی در ادامه با اشاره به خطاب برخی روایات به مردان و خطاب برخی دیگر به زنان، افزود: آن دسته از روایات که خطاب به مردان است باید توسط خود آنان عمل شود و اسباب سوءاستفاده قرا نگیرد. از طرف دیگر اگر روایتی خطاب به زن است، فقط زن باید بدان عمل کند و مردان نباید آن را ابزار منافع خود سازند.

رحیم پور ازغدی با بیان این که سبک‌زندگی دینی، حقوقی را برای طرفین دارد که در ادامه عمل به آن ایجاد می‌شود، اظهار داشتند: باید پس از عمل در راه تعادل، وظایفی که بر انسان محول می‌شود را پذیرفت و در مقابل، حقوقی که برای فرد مقابل ایجاد می‌شود را نیز قبول کرد. مثلاً دلیل این‌که حرمت و کرامت بدن زن از مرد بیشتر است این است که مجرای ورود انسان به عالم، بدن زن است و لذا این مجرا باید پاکیزه باشد. این بدن نباید مورد خریدوفروش و یا موضوعی برای ارضای جنسی افراد سودجو قرار گیرد. لذا از این کرامت خاص باید مراقبت ویژه به عمل آورد.

وی در ادامه بابیان این‌که غربی‌ها راه اسلام‌ستیزی را در پیش‌گرفته‌اند و به خود اجازه می‌دهند که هرگونه اهانتی به مسلمانان وارد کنند، افزود: غرب امروز، نام آزادی توهین را می‌گذارد آزادی بیان. اشغال کشورها را دموکراسی و شکنجه بی‌گناهان را حقوق‌بشر نام می نهد. حال همین افراد به نام آزادی زنان موضوع فمینیسم را مطرح کردند که باهدف به‌کارگیری زنان در عرصه‌های اقتصادی و شغلی، لایحه اشتغال زن در کارخانه‌ها را توسط کارخانه‌داران بزرگ آن روز به ثبت رساندند. آنان با این رویکرد که زنان قابل مدیریت‌تر بوده و پرخاشگر نیستند و نیز دستمزد کمتری دریافت می‌کنند، از زنان سوءاستفاده‌های دیگری هم کرده و نام آن را آزادی و استقلال زن گذاشتند. در مقابل، دین مبین اسلام، استقلال اقتصادی را با منافع بیشتری برای زن به وی داده؛ اما اجازه رقابت اقتصادی با مرد را به وی نداده چراکه مرد، وظیفه اقتصادی دارد اما زن خیر. حتی مردان در قبال این وظیفه حق توهین و یا منت را ندارند. لذا اگر ما مسلمانانه زندگی کنیم و سبک‌زندگی اسلامی را وارد همه ابعاد زندگی کنیم و تنها به ابعاد ظاهری دین بسنده نکنیم، موفق خواهیم بود. این سبک زندگی باید به تمام امور اعم از شغل و همسرداری و اقتصادی و اجتماعی تعمیم داده شود تا یک جامعه اسلامی شکل گیرد.

رحیم‌پور ادامه داد: ویل دورانت، فیلسوف و تاریخ‌نگار مشهور غربی، در باب اسلام و سبک‌زندگی اسلامی معتقد است: «اسلام در سبک‌زندگی با کمترین تلفات، انقلابی بزرگ به پا کرد و این خودش بزرگ‌ترین هنر است. اسلام زن را مستقل کرد اما خانه براندازی نکرد. انقلابی آرام و بی‌خطر. انقلابی که صدمه‌اش ناچیز و فایده اش بی‌شمار بود. اما غرب، زن را به اسم این‌که تو آزادی و باید آزادباشی، گرفتار جان کندن و بردگی در صنعت و جامعه کرد. اما اسلام، زن را از هردو بردگی نجات داد: هم بردگی مرد در خانه و هم بردگی برای مردان در خارج از خانه.» اسلام، غرور و جمال و زیبایی زنانه زن را حفظ کرد و درعین‌حال، به وی اطمینان خاطر داد. اسلام حتی در باب ریزترین مسائل زناشویی هم‌نظر داده و حتی تکالیف زن در باب تمکین را با روانشناسی دقیق وی بیان کرده است. در سبک‌زندگی اسلامی می‌توانیم شاهد باشیم که خطاب به مرد، منافع مرد و حقوق زنان بیان‌شده و خطاب به زن، منافع زنان و حقوق مردان آمده است. در اسلام، مردسالاری و یا زن‌سالاری نداریم؛ بلکه حق سالاری داریم.

وی با اشاره به موضوعاتی مانند دیه مرد و زن، نفقه، ارث و مانند آن و بیشتر بودن دیه و ارث مرد نسبت به زن بیان کرد: این‌ها برای مرد، مسئولیت‌ساز است؛ نه حق‌ساز! چراکه دیه مرد را به زن می‌دهند. زن خودش اختیار ارث خودش را دارد اما مرد باید آن را برای همسر و فرزندانش خرج کند.

رحیم‌پور در پایان با اشاره به میثاق محکم ازدواج و خانواده، گفت: خانواده و ازدواج، بیش از هفت میثاق است که مسائل جنسی، تنها یکی از آن‌هاست. حتی دراین‌باره هم اسلام معتقد است که مناسبات جنسی بایستی عادلانه و اخلاق‌مدارانه باشد. نمی‌شود یک‌طرفه لذت برد و لذت نرساند! حتی اگر نگاه صرف مادی داشته باشیم، حقوق‌جنسی، تعهدات جنسی ایجاد می‌کند؛ تعهداتی که در اثر ازدواج ایجاد می‌شود. لذا افراد بایستی جوابگوی تمام هزینه‌های مادی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی، انسانی و معنوی کارهای خود باشند. بنابراین لیبرالیسم جنسی و اخلاقی، همگی موجب فساد هستند. همچنین از دیگر میثاق‌های خانواده، وفاداری و امانت‌داری طرفین است. ازطرفی می‌توان به میثاق‌اقتصادی، عشقی، عاطفی و برخی موارد دیگر اشاره کرد. در حقیقت حقوق و وظایف طرفین، عین هم هستند اما در نوع خود متفاوت‌اند. برداشت‌های منفی و خصومت‌آمیز، در اثر بدفهمی خانواده شکل می‌گیرد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :18  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]