تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

فرارو - آمارها از افزایش ازدواج مردی ایرانی با زنی غیر ایرانی حکایت دارد. زنانی که اکثرا عرب، افغانستانی، پاکستانی و تبعه کشورهای همسایه‌ هستند. هرچند تعداد چنین ازدواج‌هایی زیاد نبوده، اما در چندسال اخیر روندی تصاعدی داشته است. برخی، هزینه‌های سرسام‌آور و سنت‌های دست و پا گیر ازدواج در ایران را یكی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران می‌دانند.به گزارش فرارو، بنابر آماری که علی‌اکبر محزون –مدیر کل دفتر اطلاعات آمار و جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور- ارائه کرده در سال 1392، 660 مورد ازدواج مرد ایرانی با زنی از اتباع بیگانه به ثبت رسیده است. این تعداد در سال 93 با افزایش روبرو بوده؛ چنان‌چه در 9 ماه اول سال 93، 560 مورد ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی ثبت شد، در حالی که در زمان مشابه سال 92 این نوع ازدواج در 452 مورد رخ داد. این آمار رشدی 23.6 درصدی را در ازدواج مردان ایرانی با اتباع خارجی نشان می‌دهد.همچنین با توجه به حضور بیشتر اتباع سایر کشورها در شهرها و استان‌های مرزی ازدواج با یک غیرایرانی در این شهرها بیشتر است. به جز تهران که به دلیل جمعیت بالا، آمار این ازدواج‌ها را نیز در خود افزایش داد، خوزستان، خراسان رضوی، قم و آذربایجان غربی نیز بیشترین آمارها در این زمینه را دارند. ازدواج مرد ایرانی با زن غیرایرانی از قانون سفت و سختی تبعیت نمی‌کند. طبق ماده 976 قانون مدنی، زن غیر ایرانی که همسر ایرانی اختیار کند به تابعیت ایران در می‌آید و مانند تابعیت اکتسابی از حقوق و تکالیف مرتبط با اتباع برخوردار می‌شود. همچنین بند 9 این ماده می‌گوید هر زن تبعه خارجی که شوهری ایرانی اختیار کرده باشد ایرانی محسوب می‌شود، حتی اگر شوهر او از تابعیت ایران خارج شده و یا فوت شود، او همچنان در تابعیت ایران باقی خواهد ماند. این در حالی است که ازدواج یک زن ایرانی با مرد غیرایرانی مراحل و پیچیدگی‌های قانونی زیادی دارد. طبق ماده 1060 قانون مدنی ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی موکول به اجازه مخصوص دولت است. علی موسوی‌نسب –مدیرکل اتباع و امور خارجی استاندار تهران- نیز درباره وضعیت قانونی ازدواج زن ایرانی با مرد غیرایرانی می‌گوید: "چنین ازدواجی تنها به صورت شرعی صحیح است و از نظر قانونی حتما باید با اجازه وزارت کشور و دولت صورت پذیرد". با این وجود تعداد زنان ایرانی که با اتباع غیرایرانی ازدواج می‌کنند نسبت به تعداد مردان که با این اتباع ازدواج می‌کنند بیش‌تر و در سال 1392، 749 ازدواج میان زن ایرانی با مرد غیر ایرانی به ثبت رسیده است.دلیل ازدواج با اتباع غیرایرانی چیست؟دلایل مختلفی می‌توانند ازدواج با تبعه غیرایرانی را توجیه کنند. کارشناسان معتقدند یکی از دلایل ازدواج با فرد غیرایرانی توسط برخی افراد ریشه در مسائل و مشکلات فرهنگی-اجتماعی دارد. در گزارشی در روزنامه شهروند درباره مشکلات ازدواج در ایران به این امر اشاره شده که هزینه‌های سرسام‌آور مراسم عروسی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به ازدواج با خارجی‌ها و مهاجران است که مشکلاتی را نیز در پی خواهد داشت. تعیین مهریه‌های سنگین، یکی دیگر از دلایل استقبال جوانان ایرانی به ازدواج با مهاجران و خارجی‌ها است.دکتر افسرافشارنادری –جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران- نیز درباره دلایل و تبعات ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی در گفتگو با فرارو گفت: سخت شدن ازدواج در ایران در ازدواج‌ با اتباع کشورهای دیگر تاثیرگذار است. سنگینی مهریه، برخی سنت‌های دست‌وپاگیر، مراسم پر هزینه ازدواج؛ از جواهرات سنگین گرفته تا حواشی یک ازدواج و... همگی می‌توانند یک پسر یا مرد ایرانی را برای ازدواج با یک غیرایرانی تشویق کنند.وی در ادامه درباره تبعات ازدواج با یک غیرایرانی تصریح کرد: هرچند این ازدواج ممکن است در ابتدا به نظر خوب و موفقیت‌آمیز بیاید، اما در واقعیت به دلیل تفاوت‌های موجود میان دو فرد در موارد زیادی به جدایی منجر خواهد شد. زبان و ملیت دو امر مهم در ارتباط میان دو نفر هستند. ممکن است میان دو فرد گفتگو صورت بگیرد، اما این گفتگو لزوما معنادار و با ریشه‌های فرهنگی نیست و به طور عمده تفاوت فرهنگی و تاریخی دو فرد از دو ملیت متفاوت پس از ادواج می‌تواند در قالب مشکلاتی بروز پیدا کند. هرچند که نمی‌توان این را یک امر کلی در نظر گرفت، چرا که در این زوج‌هایی نیز بوده‌اند که زندگی موفقی داشته‌اند، اما در اکثریت این زوج‌ها مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. این استاد دانشگاه در مورد نتیجه منفی دیگر ازدواج مردان ایرانی با زنان غیرایرانی توضیح داد: در بعد دیگر قضیه ما در جامعه خود دختران زیادی داریم که با وجود قرارگیری در سن ازدواج، هنوز ازدواج نکرده‌اند و اگر قرار باشد تعداد مردانی که با اتباع دیگر ازدواج می‌کنند افزایش پیدا کند، این دختران نیز ممکن است به ازدواج با اتباع دیگر که برایشان سخت نیز خواهد بود تن می‌دهند


نظرات()   
   

خبرگزاری رسا - امام جمعه اصفهان در ادامه با اشاره به مشکلات خانواده‌ها و وجود معضل طلاق در کشور خاطر نشان کرد: در مناطق اعیان نشین علیرغم برخورداری از توانمندی مالی و نبود مشکلات مادی شاهد رشد و افزایش طلاق و شکست در ازدواج‌ها هستیم، در شمال تهران تقریبا از هر دو ازدواج یک ازدواج منجر به طلاق می‌شود، در اصفهان که شرایط قدری بهتر از تهران است از هر 5 ازدواج یک ازدواج منجر به طلاق می‌شود، لازم است برای این معضل چاره اندیشی کرد و راه حلی برای آن پیدا کرد.

وی با بیان این‌که از هر 5 طلاق یک طلاق به علت مصرف مواد مخدر است تصریح کرد: یکی از دیگر علل طلاق این است که مادرها به دختران خود شوهرداری آموزش نمی‌دهند، هستند دخترانی که در سطوح بالا تحصیل می‌کنند اما پس از ازدواج نه یک دکمه بلدند بدوزند و نه یک غذای ساده بپزند و ساده ترین کارهای خانه را بلد نیستند، مادران باید به این فکر باشند که زن تربیت کنند، همسر و مادر تربیت کنند، داشتن مدارک تحصیلی اصلا ربطی به زندگی و اداره زندگی توسط یک زن ندارد.

آیت الله طباطبایی نژاد با اشاره معضلاتی که می‌تواند تحصیل زنان بعد از ازدواج داشته باشد اظهار کرد: بعضی از شغل‌ها است که واجب کفایی است که زنان به آنها مشغول شوند، شغل‌هایی نظیر پزشکی و پرستاری و تدریس در مدرسه‌ها و دانشگاه از جمله این شغل‌ها است، اگر قرار است زنی شاغل شود نباید از فعالیت‌های مهم و لازم خانه غافل شود، متأسفانه اغلب زنان شاغل از فعالیت‌های داخل خانه غافل می‌شوند و این می تواند موجب بروز مشکلات و معضلاتی نظیر طلاق شود.

امام جمعه اصفهان خاطر نشان کرد: متأسفانه فرهنگ غلطی راجع به خانه داری در جامعه ما شکل گرفته است به گونه ای که برخی از بانوان از این‌که خانه دار هستند خجالت می‌کشند در صورتی که خانه داری کردن بسیار مهم و با فضیلت است، خانه‌داری و مدیریت خانواده مسأله بسیار مهمی است، تمام تربیت‌ها در خانواده است و به همین جهت امام علی (ع) به مالک اشتر توصیه می‌کنند که اگر به دنبال انتخاب کسی برای مدیریت در جایی هستی بگرد و از یک خانواده خوب انتخاب کن.

وی با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (ص) تصریح کرد: ایشان فرمودند بپرهیزید از سبزی روی مزبله، از ایشان سؤال شد سبزی روی مزبله چیست؟ ایشان پاسخ دادند یعنی دختر زیبایی که در خانواده‌ای بد بزرگ شده است، این مسأله بسیار مهم است برای زندگی، نباید از این مسائل که در دین بسیار به آن اهمیت داده شده است غافل بود و باید بر روی منبر این موضوعات مطرح گردد.

داشتن مدرک تحصیلی بالا برای زندگی زناشویی کافی نیست   
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان داشتن مدارک تحصیلی بدون داشتن هنر خانه‌داری را نامناسب و بی فایده برای زندگی کردن دانست و گفت: کاری که یک زن باید بلد باشد را مادران به دختران خود باید بیاموزند، همه مشکلات زندگی‌ها و علل طلاق در مواد مخدر نیست بلکه نداشتن توانایی و هنر خانه‌داری هم یکی دیگر از مشکلات مهم در زمینه زندگی مشترک و یکی از علت‌های طلاق در جامعه است.

آیت الله طباطبایی نژاد با اشاره به لزوم برخورد صحیح و به دور از قلدری توسط مردان با همسرانشان خاطر نشان کرد: باید زن و شوهر رفاقت گونه با یکدیگر زندگی کنند، هر دو باید خانه را محلی برای آرامش قرار دهند، تنها خانه انسان است که مسکن نام دارد و مسکن یعنی محلی برای آرامش، خداوند محبت را بین زن و شوهر خلق کرده است و به مجرد ازدواج این محبت پیدا می‌شود.

وی ضمن ابراز تأسف از برخی بدآموزی‌هایی که در تلویزیون کشور ترویج می‌شود ابراز کرد: محبتی که با ازدواج پدید می‌آید مانند یک درخت است که نیاز به نگهداری دارد، در روایت داریم یکی از حقوقی که فرزند بر گردن پدر پیش از تولد دارد انتخاب مادر خوب است، فرزند این حق را دارد که مرد در انتخاب زنی که قرار است درآینده از او بچه دار شود و مادر فرزندش باشد دقت داشته باشد و انتخاب خود را مورد بررسی قرار دهد.

امام جمعه اصفهان با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (ص) تصریح کرد: دختران نیز باید در انتخاب شوهر دقت کافی را داشته باشند، روحانیت باید به بیان این مطالب بپردازند، نباید از این مطالب مهم و مؤثر در جامعه غافل شد، باید به مردم آموخت که الگوی ما در زندگی حضرت فاطمه زهرا (ع) است، مادران باید با الگو برداری از حضرت فاطمه (ع) به تربیت دختران خود بپردازند.

آیت الله طباطبایی نژاد ضمن ابراز نگرانی از رواج تجمل گرایی در جامعه و در مسأله ازدواج اظهار کرد: باید تجملات و اسراف را کنار گذاشت، این مسائل مشکلی برای زندگی‌های ما شده است و لازم است که به آموزه‌های گذشته بازگردیم تا شاهد سلامت جامعه و زندگی‌ها و کاهش معضلاتی نظیر طلاق در کشور باشیم.


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 آذر 1394
نظرات()   
   

سلسله مطالب با تمرکز بر جمع آوری آسیب های اجتماعی موجود در ایران.
ارسال شده توسط آقای داریوش دوسرانی 


انتخاب خبر: به گفته کارشناسان، سونامی آسیبهای اجتماعی، سال 95 دامن کشور را خواهد گرفت. سایت انتخاب خبر، قصد دارد تا با انتشار سلسله گزارش هایی در این خصوص و گفتگو با مددکاران اجتماعی و کارشناسان پیشگیری از آسیب های اجتماعی، به واکاوی اقسام آسیب های اجتماعی در کشور و ارایه راه حل های پیشگیرانه در رابطه با جلوگیری از تبعات بیشتر ناهنجاری های اجتماعی در جامعه بپردازد.

در این میان، یکی از آسییب های اجتماعی که سالهاست چهره جامعه ایرانی را دگرگون ساخته، خشونت نهادینه شده و روند رو به گسترش پرخاشگری های اجتماعی در کشور است.


نظرات()   
   

زن جوان در اقدامی جنون‌آمیز پسر 12 روزه خود و دختر شش ساله همسرش را به قتل رساند. متهم پس از کشتن بچه‌ها قصد خودکشی داشت که ناکام ماند.

 

به گزارش جام جم، ظهر 9 شهریور مردی در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان قروه از کشته شدن دو کودک خود توسط همسر 37 ساله اش در یکی از محله های این شهر خبرداد.

کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی این شهر برای بررسی موضوع به محل جنایت اعزام شده و مشاهده کردند پسر 12 روزه و دختر شش ساله غرق در خون کف اتاق افتاده اند و زن جوان هم کنار اجساد آنها نشسته و گریه می کند. زن جوان مدام با خود می گفت: نمی خواستم آنها را بکشم، نفهمیدم چطور شد، از کاری که انجام داده ام بشدت پشیمانم. مرا مجازات کنید. فرزندانم را از دست دادم و زندگی دیگر برایم ارزشی ندارد.

کارآگاهان جنایی موضوع این جنایت را به بازپرس کشیک دادسرا اطلاع داده و با هماهنگی قضایی جسد پسر نوزاد و خواهرش به پزشکی قانونی و متهم به قتل و شوهرش به پلیس آگاهی منتقل شدند.

همسرم قاتل است

ابتدا پدر خانواده در اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلیدباز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی داشتم. به سمت اتاقی که اعضای خانواده ام آنجا خوابیده بودند، رفتم که با صحنه دلخراشی روبه رو شدم.

وی اضافه کرد: پسر12 روزه مان محمدجواد و دخترم حدیث 6 ساله که از همسر اولم بود غرق در خون کف اتاق افتاده بودند و همسرم نیز کنار جسد فرزندانمان خوابیده بود. با دیدن این صحنه و مرگ دو فرزندم بشدت شوکه شدم و زبانم بند آمد. باورم نمی شد همسرم که این قدر بچه ها را دوست داشت، به این جنایت دست زده باشد.

همسرم را که بیدار کردم، بلند شد و فقط می گریست و فریاد می زد مرا ببخش. اشتباه کردم. نفهمیدم چه شد. همان موقع به پلیس زنگ زدم و ماجرارا خبر دادم.

در این مرحله زن جوان که مرتکب دو جنایت شده بود، در بازجویی و در همان اظهارات اولیه به قتل نوزاد خود و دخترخوانده اش اعتراف کرد.

پشیمانم

متهم به قتل در حالی که بشدت دچار عذاب وجدان شده بود و می گریست درباره جنایتی که مرتکب شده بود گفت: من به فرزندم و دختر شوهرم علاقه مند بودم و هنوز باور نمی کنم با دستان خودم زندگی آنها را گرفته ام. پیش از زایمان چند باری با شوهرم بگو مگو هایی داشتم و همین موضوع باعث شده بود کمی تند خو و عصبانی شوم که با تولد پسرم شدت عصبانیتم بیشتر شد و مدام افسرده بودم. حال خوبی نداشتم. در دوازدهمین روز تولد پسرم بود که شوهرم به محل کارش رفت. من و بچه ها با هم تنها بودیم. در یک لحظه جنون به من دست داد و تصمیم به کشتن بچه ها گرفتم.

وی اضافه کرد: ابتدا سراغ پسر 12 روزه ام رفتم. او را که آرام به خواب رفته بود، با دستانم خفه کردم. بعد با برداشتن چاقویی از آشپزخانه سرش را بریدم. در همان موقع در حالی که بشدت گریه می کردم، دختر شوهرم از خواب بیدار شد. حدیث شش ساله با دیدن من وحشت کرده بود. دستانش را گرفتم و اجازه ندادم فرار کند. بعد او را هم مثل پسرم خفه اش کردم و سر او را هم بریدم و کنار جسد غرق در خون پسرم قرار دادم.

متهم به قتل اضافه کرد: پنج دقیقه ای از ماجرا نگذشته بود که به خود آمدم و تازه فهمیدم هردو بچه را کشته ام. بلافاصله چند تکه پارچه آوردم و سعی کردم با بستن گلویشان جلوی خونریزی را بگیرم اما خیلی دیر شده بود و هر دوی آنها مرده بودند. چاقو را برداشتم و می خواستم به زندگی خودم هم پایان دهم که جرات این کار را نداشتم. خیلی پشیمان شده بودم اما دیر شده بود و آنها نمی توانستند زنده شوند. آن قدر گریه کردم که حالم بد شده و کنار جسد بچه ها افتادم و خوابم برد. پشیمانم. مرا زودتر مجازات کنید.

بررسی سلامت روانی

متهم به قتل پس از تحقیقات مقدماتی روانه زندان شد و قرار است به پزشکی قانونی معرفی شود تا مشخص شود در روز جنایت دچار جنون شده یا نه؟

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در حالیکه چنین جنایاتی در طول تاریخ توسط زنان صورت گرفته است اما همچنان بعضی مردنما ها  هر زنی را که میبینند به عنوان موجودی مظلوم با او برخورد کرده انواع امکانات و سرویس ها را به وی میدهند ، اینگونه رخداد ها نشان میدهد که هیچگاه نباید به زنان اعتماد کرد و همیشه باید در روندی کنترلی آنها را آزمود و طول مدت زندگی یا شناخت نباید باعث شود تا چشم بسه به یک زن اعتماد کنیم خواه مادر یا همسر و دیگری باشد.


نظرات()   
   

تورم

همه ما بارها و بارها در سایت های خبری و روزنامه ها و تلوزیون می بینیم که از کاهش آمار ازدواج و بالارفتن آمار طلاق صحبت می شود. در زمینه کاهش میزان ازدواج و بالارفتن آمار طلاق قطعا مسایل مالی اصلیترین عامل کاهش ازدواج هست هر چند در زمینه طلاق عامل زمینه ساز و مستعد کننده محسوب می شود.

بی برو برگرد اصلی ترین عامل طلاق در سالهای اخیر مساله فمینیسم است.

عاملی که سبب تاثیر گذاری فمینیسم در زمینه فروپاشی خانواده می شود کاهش قدرت اقتصادی مردان است. از این رو که مردی که قدرت اقتصادی خوبی داشته باشد دارای اعتماد به نفس و ثبات بیشتری است و می تواند با تسط روی خانواده زندگی اش را حفظ کند.

اما در جامعه ای که بر خلاف نظر قرآن (آیه 34 سوره نساء) ، قدرت و زمام خانواده از دست مرد خارج شود قاعدتا خانواده دچار تزلزل می شود و با کوچکترین دخالت و اشتباه از هم می پاشد.

عواملی که سبب رشد فمینیسم می شود بستگی دارد به  اتخاذ سیاست های اقتصادی  و فرهنگی و اجتماعی دولت از جمله اشتغال زنان (سبب بیکاری و کاهش اشل دستمزدی مردان و در نتیجه کاهش قدرت اقتصادی) و همچنین سیاست هایی مثل پشتیبانی از سمن ها و ان جی او های زنان  که کار شستشوی مغزی زنان را انجام می دهند و مورد حمایت سازمانهای دولتی و معاونت زنان و ضد خانواده ریاست جمهوری و زنان فمینیست دولتی هستند.

 البته حمایت های غیر مستقیم سازمانهای فمینیستی بین المللی از آنها و درهای باز دولت برای ورود این سازمانهای بین المللی ضد خانواده به سیستم فرهنگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست.

معاونت زنان و خانواده و دخالت های های آن در قانون گذاری و فعالیت های ضد فرهنگی سازمانهای دولتی خود از عوامل دخالت آشکار دولت در خانواده ها و در نتیجه نابودی آن است.

معاونت زنان و خانواده هیچ نقشی به جز تسهیل طلاق، و گذاشتن موانع  قانونی و تست ها و مشاوره های دست و پاگیر برای ازدواج و درخواست سهمیه و تبعیض بر علیه مردان در سایر زمینه ها و در نتیجه کاهش قدرت مردان در اداره و حفظ زندگی ندارد که همگی سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق می گردد. چون قاعدتا مرد بدون در آمد یا کم در آمد نمی تواند ازدواج کند و یا در صورت ازدواج نقش اشاره شده در آیه 34 سوره نساء را به خوبی ایفا کند.

تا وقتی که دولت پایش را از زندگی مردم بیرون نکشد هر روز مشکل بر روی مشکل اضافه خواهد شد. برای اثبات این مدعا وضعیت خانواده را در سالهای قبل از دخالت دولت در امور خانواده (تشکیل مرکز زنان ریاست جمهوری) و بعد از آن قیاس کنید.

بدیهی است که یک مرد هر چقدر هم قدرتمند باشد هیچگاه حریف دولت نخواهد شد.


نظرات()   
   

خواستگاری

سال ١٣٧۴

آقا پسر ١٩ساله به همراه پدر، مادر، برادر و سه خواهر، هر چهار‌دایی و هر سه‌خاله، خان‌عمو و دو جفت پدربزرگ و مادربزرگ می‌روند به منزل امیدشان. پدر دختر که منتظر است همه بروند داخل و در را ببندد: «بفرمایید… خوش آمدید… پسرم کامل اومدی داخل درو ببندم؟!»
خواستگار با یک دنیا شرم‌وحیا: «نه… اجازه بدید سه پیل از شلوارم هنوز تو کوچه‌س!»
(خانواده‌ها دورتادور نشسته‌اند و برای این‌که اول زندگی دو جوان، دودستگی و تفرقه نباشد، دارند موج مکزیکی می‌سازند! بعد از آن…)
پدر دختر: خب پسرم چندسالته؟
خواستگار که نزدیک است آب بشود برود توی فرش: با اجازه شما ١٩سال.
پدردختر: ماشاا… ماشاا… با این سن‌ات چه سبیلی داری… آفرین… خب ببینم؛ این پشت مو رو کدوم سلمونی برات درست کرده؟ ماشاا.. ماشاا…..
خواستگار: همین علی‌آقا رشتی پایین چهارراه.
پدردختر: خب چیکار می‌کنی؟ شغلت چیه؟
خواستگار: وردست بابام تو جیگرکی سیخ می‌زنم.
مادربزرگ پدری پسر: خب این حرفا رو ول کنید. بریم سر اصل مطلب؛ آقا آخرش چند سکه؟!
 
 سال ١٣٧٩

آقا پسر ٢۴ساله به همراه پدر و مادر و خواهر و عمو و عمه و خاله بزرگه و دایی و آخرین بازمانده از دوران نوروزوئیک یعنی مادربزرگ وارد منزل امید می‌شوند.
پدر دختر رو به پسر: ببینم این چیه به موهات زدی؟
خواستگار: با اجازه بزرگترها، ژل کتیرا.
پدر دختر: دیگه تکرار نشه. خب تعریف کن… شغلت چیه؟ چه می‌کنی؟ چه نمی‌کنی؟
خواستگار: دانشجو هستم…
پدر دختر: چی؟! خانم پاشو زنگ بزن کلانتری.
مادر بزرگ پسر: آقا خون خودتونو کثیف نکنید… پسر ما دانشجوی پشمک‌سازی دانشگاه آزاد قطورکلای ساوجبلاغه… اصلا این حرفا رو بگذاریم کنار. آخرش چند سکه؟!
 
سال ١٣٨٣

آقا پسر ٢٩ساله و پدر و مادر و خاله بزرگه پشت در منتظر هستند. خان‌عمو قهر کرده و نیامده.
پدر دختر هنگام ورود پسر برایش جفت‌پا می‌گیرد و داماد بالقوه باسر می‌رود توی بوفه آن طرف پذیرایی!
خاله پسر: وا؟! آقا این کارا چیه؟
پدر دختر: من چیکاره بیدم؟ هر هر هر
پسر که دارد خون سرش را با دستمال پاک می‌کند: آقا ببخشید سرویس بهداشتی کجاست؟
پدر دختر: ‌ها الان این سرویس بهداشتی که و گفتی یعنی چه؟‌ هار‌هار‌هار
مادر پسر به شوهرش: بیا برگردیم بابا فکر کنم این یارو کلن پیاده‌ست.
پدر پسر: هر چی خاله جان بگه. خاله جان؟ نظرتون چیه عزیز دل‌انگیز؟!
خاله بزرگه: آقا این حرفا رو ول کنید عزیز دل برادر. آخرش چند سکه؟!
 
سال ١٣٨٨

مادر و خاله [خیلی] بزرگه داماد، برای آقاپسر ٣۴ساله‌شان به صورت غیابی خواستگاری می‌کنند.
پدر دختر: خب خب خب خوش آمدید… چرا آقا پسر رو نیاوردید؟ کجان؟ شرم حضور داشتن حتمن.
مادر پسر: یه جایی هستن که نمیشه نوشت!
خاله خیلی بزرگه: این حرفا رو ول کنید. آخرش چند سکه؟!
 
سال ١٣٩٣

آقا پسر ٣٩ساله با دختر خانم ۴٢ساله در کافی‌شاپ نشسته‌اند و دارند حساب می‌کنند مگر یک لیوان آب‌جوش و یک چای کیسه‌ای چقدر تمام می‌شود که قیمت‌اش ٧٠٠٠ تومان است؟!
پسر: من می‌خواستم باهات درباره موضوع مهمی صحبت کنم. حتمن در این چند‌سال با نظر فلسفی من درباره ازدواج آشنا شدی. البته من بیشتر درباره ازدواج نظر شوپنهاور رو قبول دارم تا نظر کانت رو…
دختر: بله. به نظر من هم تئوری‌های شناختی شوپنهاور…
(تلفن پسر زنگ می‌زند. روی گوشی نوشته شده Grand Khaale)
پسر: الو سلام…
خاله بزرگه: الو؟؟؟ این حرفا رو ول کنید. آخرش چند سکه؟


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :39  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]