تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

در قرآن آیه ای وجود دارد که به انسانها توصیه می کند که از ترس عدم وجود روزی برای فرزندان، جلوی فرزندآوری را نگیرید. خوب این مطلبی است که این روزها بنا به غرض های عمدتا باطل، مرتب گفته می شود. در آیه ای دیگر به افرادی که امکان ازدواج ندارند تقوا سفارش شده تا به اذن خدا بی نیاز شوند و عمدتا افرادی که ادعای صاحب نظر بودن در تفسیر قرآن را دارند می گویند این آیه مربوط به کسانی است که در فقر هستند. اما این تفسیر کاملا با سفارش قرآن به عدم ترس از فقر برای فرزندآوری تضاد دارد، یعنی با پذیرش این تفسیر و گفته قرآن به این نتیجه می رسیم که: برای ازدواج کردن از عدم وجود روزی بترسیم و بعد از ازدواج برای فرزندآوری دیگر از عدم وجود روزی نترسیم!!!


بهتر است کمی دقیق تر به مسئله ازدواج به ویژه در زمان خودمان وارد شویم. امروزه در این که فقر بیداد می کند شکی نیست هر چند که این فقر واقعی نیست بلکه به شکلی توهمی و ترس فقر است که در پست های پیشین دلیل آن فدا شدن نیازهای فطری به دلیل نیازهای کاذب است. یعنی نیازهای کاذب در انسان احساس فقر به وجود می آورند درست مثل احساس ناامنی و وحشت یک معتاد به دلیل عدم دسترسی به ماده مخدر، از طرفی با وجود تعداد زیاد دختران و پسران فقیر آیا می توان با عدم ازدواج جلوی فقر را گرفت؟ حتی اگر به توصیه قرآن توجه نکنیم و ترس از عدم روزی برای فرزندآوری داشته باشیم و به دلیل این ترس بچه دار نشویم باز معقول تر است تا از ترس فقر دختر و پسر فقیری که در حال تجرد هم نمی توانند از فقر فرار کنند، از ازدواج جلوگیری کنیم. اصولا دختر و پسر فقیر در حال تجرد هم باید فکری به حال سیر شدن شکمشان بکنند و لذا این کار را دوتایی کنار هم بدون بچه بکنند صورت مسئله فرقی که نمی کند بلکه تا حدی بهتر است زیرا با توجه به سخت بودن کسب روزی برای هر دو، به طور گروهی راحت تر می توانند از پس مشکلات فقر خود برآیند و اگر اعتقاد هم به قرآن ندارند می توانند بنا به مصلحت خود به دلیل فقر از بچه دار شدن جلوگیری کنند.(در اصل اتفاقا دختران و پسران فقیر به تنها نبودن محتاج ترند زیرا در تنهایی مشکلات بیشتر آنها را می شکند) لذا عدم امکان ازدواج به علت فقر نمی تواند مقصود این آیه باشد زیرا اگر چنین بود باید برای بچه دار شدن هم این استدلال  مطرح می شد  که کاملا منطقی تر و به جا تر از عدم ازدواج به علت فقر است که قرآن آن را نفی کرده است.

با توجه به شرایط امروز که بیکاری بسیار زیاد است(این بیکاری ها تنها به دلیل از بین بردن شرایط زندگی طبیعی و امکان ارضای نیازها و حقوق ابتدایی و فطری توسط تمدن ماشینی امروز است)، لذا فقر دارد عمومی می شود، یعنی جامعه کم کم دارد به سمتی می رود که فقر عموم جامعه را فرا گرفته که از ارضای ابتدایی ترین حقوق خود محرومند و عده ای کمی اشراف باقی می مانند که با مال حرام و حق خوری زندگی می کنند و طبق تفسیر فوق به این افراد توصیه ازدواج و فرزندآوری بالا می شود و پیوسته با نادیده گرفتن بخش زیادی از جوانان تنها رسانه ها به این قشر توجه دارد که فرزند بیشتری بیاورید و یکبار نمی گوید جوانان مجرد ازدواج کنند و تنها به فکر فرزندآوری افرادی است که به طور کاذب و دروغین امکان ازدواج را دارند تا منافع دولت را با فرزندآوری تامین کنند. بی خبر از این که اتفاقا دختران و پسران مرفه کمتر نیاز به ازدواج دارند و راحت تر می توانند با تنهایی کنار آیند  و اتفاقا کانون زندگی مشترکشان سردتر و شکننده تر است.

از بحث اختلاف طبقاتی و  ... بگذریم و  به بحث اصلی باز گردیم که مقصود قرآن از عدم امکان ازدواج چیست؟ عقلا بنا به دلایل گفته شده فقر نمی تواند باشد  اما چه چیز مومن را از ازدواج باز داشته و امکان ازدواج را از وی می گیرد؟ زمانی که ازدواج دجالی شده و حالت مسجد ضرار را به خود گیرد که امروزه این روند در حال رخ دادن است. امروزه ازدواج و خانواده شکلی کاملا ضد فطری به خود گرفته که از تمدن امروزی نشئت گرفته است و بزرگترین مصداقش تشابه کامل زن و مرد است. این چیزیست که فطرت هر انسانی را از ازدواج می ترساند. اکنون که ما در دوران آخر زمان و در عصر غیبت به سر می بریم باید توجه داشته باشیم که قران و تمام سوره های آن برای ما نوشته شده است زیرا قرآن کتاب آخرزمانی است و با آن نبوت ختم شده است. باید حواسمان به تک تک آیات آن به صورت عملی در زندگی خود باشد و به تفسیرهای تئوری که کاربردی در زندگی امروز ما ندارند اکتفا نکرده و مرتب کاربرد آیات قرآن را در زندگی خودمان جستجو کنیم.


نظرات()   
   

شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فیسبوک به ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه واکنش نشان داد.

به گزارش تابناک؛ متن یادداشت شهین‌دخت مولاوردی چنین است؛

امشب پیروزی غرورآفرین تیم ملی کشورمان در برابر تیم آمریکا در لیگ جهانی والیبال کاممان را شیرین کرد. بالاخره بعد از ماهها اما و اگر برای حضور زنان در ورزشگاه این مسابقات به میزبانی ایران برگزار شد.

ضمن ادای احترام به رأی و نظر مراجع عظام، در این مدت تمام تلاشمان بر این بود و هست تا این موضوع به مسئله و هزینه‌ای برای کشور تبدیل نشود و با رعایت تمامی جوانب و ملاحظات شرعی و عرفی و قانونی ضمن احترام و توجه به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های بخشی از جامعه، به خواسته و مطالبه مشروع بخشی دیگر از جامعه هم پاسخ داده شود. بدیهی است این تلاشها معطوف به حضور بی‌قید و شرط و به هر بهایی آن هم در همه رشته‌های ورزشی نیست، این در حالی است که تمام این قیل‌وقال‌ها نه برای تماشای ورزش فوتبال و شنا و بوکس و کشتی بلکه برای تماشای ورزش والیبال است که تا دو سال پیش منع خاصی نداشت و امری عادی تلقی می‌شده است.

سؤال این است آیا در این دو سال شرایط و اوضاع و احوال تماشای این بازی‌ها تغییر اساسی پیدا کرده که حکم آن نیز باید مشمول تغییر شود؟ آیا با این اوصاف کشور خود را ناتوان از مدیریت و کنترل این موضوع ساده و تعبیه سازوکارها و ایجاد زیرساخت‌های لازم معرفی نمی‌کنیم؟ مگر در همین کشور طرح سالم‌سازی دریا پیاده نشده است؟ در همین سفرهای استانی و در سخنرانی‌های عمومی رییس‌جمهور یا در اماکن مذهبی با اتخاذ تدابیر لازم زن و مرد در کنار هم حضور دارند چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا عده‌ای هنرشان پیچیده کردن مسایل و دشوار کردن حل آن است تا گرهی که با دست باز می‌شود را با دندان هم نتوان باز کرد؟ و با تبدیل یک مسئله ساده به مسئله چندمجهولی بدین ترتیب تمام بار اسلامیت نظام بر دوش زنان گذاشته شود.

بویژه در آستانه سالگرد انتخابات ۲۴ مرداد ۹۲ که همه اعضای دولت بشدت درگیر ارائه گزارش و برنامه‌های متعدد برای گرامیداشت این حماسه سیاسی هستند، طوری وانمود شد انگار هم و غم ما جز این نیست و تمام فعالیت‌های خود را تعطیل کرده‌ایم و شبانه‌روزی در تکاپوی تحقق این موضوعیم. البته این سناریو از ماهها پیش کلید خورده بود، همان زمان که سعی کردند به دروغ از قول من این موضوع را در صدر مطالبات زنان قرار دهند و بر اساس آن چه تحلیل‌ها که ارائه ندادند.

بالاخره این موضوع در صدر منکرات جای گرفت، غافل از آنکه به راحتی از کنار منکرات بزرگ‌تر عبور می‌کنیم و سرمان را یواشکی برمی‌گردانیم تا مبادا خطی بر وجدانمان بیافتد: زندگی ۵۰۰۰ زن کارتن خواب در تهران، آمار ۹ درصدی معتادان زن از کل معتادان که در ۵ سال اخیر دو برابر شده است، آمار ۳۲ درصدی مرگ‌ومیر زنان ناشی از اعتیاد، رواج افسردگی و رسیدن سن اعتیاد به ۱۳ سال در بین دختران و تغییر الگوی مصرف آنها از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان که منجر به لذت و هیجان و شادی کاذب می‌شود، وجود دو میلیون کودک کار در کشور و... قله‌ای از کوه یخی است. همزمان خبر تجاوز گروهی ۶ مرد معتاد زیر پلی به دختر ۱۱ ساله‌ای که کودک کار است هم منتشر شد. خبری که در هیاهوهای اخیر گم شد و دریغ از واکنشی کوچک به این عمل شنیع و غیر انسانی که به فرموده مولای متقیان از شنیدن آن انسان اگر بمیرد رواست.

در چند هفته اخیر شدیدترین هجمه‌ها و حملات را از جانب کسانی که اکثریت واجدین شرایط دو سال پیش در چنین روزهایی بر روش‌ها و رویکردها و رویه‌های آنان خط بطلان کشیدند تحمل کردیم، کسانی که ۸ سال در غار کهف خود خزیده بودند در این دو سال از هیچ کوششی برای پاشیدن بذر ناامیدی و دلسردی در میان مردم دریغ نورزیده‌اند.

جماعت مقدس‌نما و مدعی دیانتی که با صدور اطلاعیه پشت اطلاعیه و خط‌ و نشان کشیدن‌های پی‌درپی از زلزله به پا کردن در روز مسابقه و برخورد خونین تا قبیح‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها و توهین‌ها که لایق خودشان بود، زنان و دختران پاکدامن و عفیف این سرزمین را خطاب قرار دادند. کسانی که نام یاران خدا را بر خود نهاده‌اند به رغم توصیه دیگران به حیا، برای نهی از یک منکر ده‌ها منکر دیگر مرتکب شدند، الفاظی که قلم از یادآوری و نوشتن آن شرمسار است و مصداق بارز چندین عنوان مجرمانه در قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

اگر روزی زنان و دختران عزیزمان این جماعت را ببخشند بی‌تردید فراموششان نخواهند کرد و در حافظه تاریخی خود این روزها را به یاد خواهند سپرد.


چند نکته درباره اظهار نظر مولاوردی:
۱- خانم مولاوردی هیچ توضیحی درباره اقدام حضور چند زن در سالن مسابقات مردان و دهن کجی نظرات مخالف مراجع تقلید نسبت به حضور زنان در ورزشگاه ها نداده است. مخالفت مراجع تقلید با حضور زنان منحصر به این دولت نبوده و در دولت احمدی نژاد نیز صریحا به این مسئله واکنش نشان دادند. ولی تلاش خانم مولاوردی برای سیاسی جلوه دادن این مسئله را باید کاری نادرست برشمرد. 
۲- خانم مولاوردی در نوشته خود، به این مسئله اشاره نکرده است که چرا مسئله «حضور زنان در ورزشگاه های مردان» است؟ چرا وی تلاش نمی کند که زنان در ورزشگاه های زنان حضور یابند و ورزشکاران زن را تشویق کنند و این مسئله را به کلی نادیده گرفته است؟
۳- شهیندخت مولاوردی در بخشی از نوشته خود به ارائه آمارهایی از وضعیت زنان داده است که مستقیم و غیر مستقیم نتیجه سیاست های فمینیستی و لیبرالی جناح همفکر وی در بدنه دولت در طی سال های گذشته است. چند برابر این آمار ها برای مردان جامعه وجود دارد ولی هیچ مسئولی آنرا فریاد نمی زند. و هیچ سازمانی وجود ندارد که آنها را مطرح سازد.
۴- مولاوردی که خود را ملزم به پیگیری این طرح می داند، به این مسئله اشاره نکرده که در جامعه ای که حضور مردان در بسیاری از اماکن و جاهای زنانه با محدودیت مواجه است و مردان حق ورود به بسیاری از جاها (مثل ورزشگاه های زنان) را ندارند آیا این کار وی نوعی خشونت و ایجاد تبعیض علیه مردان هست یا خیر؟ ) و آیا مگر زنان با پوشش اسلامی به مسابقات ورزشی نمی پردازند پس چرا مردان از فرسنگ ها دورتر حق نزدیک شدن به ورزشگاه های آنها را ندارند؟
 ۵- مولاوردی توضیح نداده است که از ایجاد تبعیض جنسیتی علیه مردان در مسئله حضور زنان در ورزشگاه های مردان، چه هدفی را دنبال می کند؟
۶- با وجود کاهش جمعیت شیعیان و مسئولیت مهم معاونت زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، مولاوردی نگفته است که با وجود چنین مسائل مهمی، چه تلاشی برای حل این مشکل کرده است؟ آیا تلاش وی برای حضور در ورزشگاه های مردان، خلاف سیاست های کلان کشور در صیانت از فرهنگی سنتی ایرانی و حفظ بنیان خانواده و رواج بی بند و باری به شمار نمی رود؟

لازم به ذکر است که علارغم مخالفت مراجع عظام تقلید، جماعت روشنفکر و رسانه هایشان، موضوع ورود زنان به ورزشگاه های مردان را مطرح ساختند که در نوشته ها و مطالب متعدد به این مسئله اشاره کردیم که نوعی توهین و تبعیض علیه مردان است.  





نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   


متاسفانه اخیرا تفاسیری در این مورد می شنویم که مردان را در برابر سرکشی زنان دعوت به نصیحت و سپس طلاق می کند. شما خودتان تجسم کنید که که اگر تمام زنان دنیا طغیان کنند که امروزه اکثر آنها این کار را می کنند و مردان به محض طغیان یک نصیحت کنند و سپس طلاق بگیرند چه می شود؟ خوب امروزه روز هم چیزی شبیه به همین در دنیا به وجود آمده است که ناشی از زیر مسئولیت در رفتن مردان از مسئولیت خطیر خود یعنی قوامیت بر زن است. متاسفانه این کفر آشکار قالب دینی هم به خود گرفته است.امروزه قوامیت مرد بر زن که مسئولیت حیاتی یک مرد است که اگر آن را رها کند با هیچ چیز دیگری نمی تواند از کفر در بیایید و تمام عبادات و ... او هم جانماز اب کشی حساب می شود، توسط شیاطین شکل بدی به خود گرفته است. شیاطین انجام این مسئولیت را ظلم به زن قلمداد می کنند و عده ای زیادی از انسانهای احمق هم این حرف را قبول کردند. ملاکها و معیارهای امروزی را مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که زنان نفقه گرفتن را در شان خود ندانسته و مردان نیز نفقه دادن و مسئولیت داشتن را درشان خود نمی دانند و هر دوی این ها از غرور است و غرور هم از جهل و توهم بشر، ناشی می شود. انسانهای امروز تنها در جهت نام شناسنامه ای خود یا هویت توهمی خود تلاش کردند و می کنند لذا از تاهل در برابر دیگران گریزان اند و آن را در شان خود نمی دانند. انسان مغرور هیچ گاه نمی تواند به عالم حق ملحق شود زیرا این الحاق را در شان خود نمی داند و نمی خواهد نفس خود را رها سازد و به جمعی چون عالم حق بپیوندد زیرا قصد تسلط و تجاوز کردن را دارد. برای همین است که انسان امروز مدام به حق تجاوز می کند زیرا نفس پرست است که البته نفس پرستی او هم ریشه در جهلش دارد. عدم پذیرش قوامیت مرد بر زن، جز هلاکت برای نوع بشر، چیزی را به ارمغان نمی اورد. در اصل مرد با رها کردن قوامیت خود بر زن، باعث می شوند که هر دو به حیوانیت خود بازگردند. مرد وظیفه روح دادن به زن را دارد و اگر این را که از طریق قوامیت تحقق می یابد را رها کند، هم زن بی روح می شود و هم خود روح خود را از دست می دهد و مسخ می شود.






روش های افزایش سایز


نظرات()   
   


افزایش سن و تغیرات دستگاه تناسلی در مردان
با روندی که در پیش است، سن ازدواج هر روز افزایش می یابد. همانگونه که سابق طبق ملاکهایی که در زندگی مدرن شکل گرفته بود، کم کم مدرسه و شیوه ای خاص از زندگی همه گیر و ضروری شد کم کم آموزشهای لازم برای سازگاری با فوت و فن ها و مدلهای ساختگی بشر چنان افزایش می یابد که شاید هر فردی لازم باشد تا 50 سالگی آموزش ببیند تا فقط امرار معاش کند. از طرفی زن و مرد هم در این روال کاملا مشابه با هم در نظر گرفته شده و بسیاری از فوت و فن ها همان تاثیر را بر روی زنان دارند که گوشت زیاد روی روحیه افراد دارند ( زاینده این مدلها و فوت و فن ها مرداند لذا نوعی خوراک مردانه به زنان داده شده که در هویت طبیعی وی اثر جدی دارد) از طرفی بالا رفتن سن ازدواج به شدت در کاهش میل جنسی و انگیزه ازدواج موثر است. در سنین بالا فرد متوجه می شود که انرژی سابق را ندارد و دیدی که به جنس مخالف را داشته را از دست داده است. لذا کم کم متوجه می شود که خللی در تکامل جنسی اش رخ داده و وی نتوانسته آنطور که باید این میل را در جهت تکامل خود به کار برد و همین امر انگیزه ازدواج در سن بالا را به شدت کم می کند که بر حق است. طبیعت روند خود را دارد و هیچ گاه سازکار با توهمات انسان نمی شود و لذا تکامل میل جنسی متناسب با طبیعت انسان پیش می رود و در سن خاصی بهار خود را دارد و در سنی پا به پاییز می گذارد و بهار و پاییز این میل اعتنایی به شیوه خلاف طبیعت انسان ندارد. لذا نیازهای طبیعی و حقیقی فدای نیازهای توهمی و دروغین می شوند. تضادی اساسی بین این روند کسب علم با کسب علم توصیه شده توسط بزرگان اسلام وجود دارد. علم ایجاد نیازهای کاذب و تلاش در جهت ارضای این نیازهای کاذب نتیجه ای جز هلاکت بشر نداشته و هیچ سازگاری با علم توصیه شده در دین ندارد.  باید حواسمان باشد که از ابتدایی ترین نیازهای خودمان محروم شده ایم و بعد بر سر ما منت گذاشته می شود که امکاناتمان بیشتر است!!!!!، از سیر تکاملی انسانیت خود محروم شده ایم. ما ازدواج می کنیم تا رابطه آدم و حوایی خود را از حالت صرفا شهوانی و حیوانی تبدیل به عروج معنوی کنیم و اصولا تفاوت ازدواج با زنا همین است، اما امروزه چه تعریفی از ازدواج می شود؟ چیزی جز نزولی پر شتابان تر از حتی زنا در انسان تعریف می شود؟ زنا که اسلام به شدت آن را نهی کرده چیزی نیست جز اختلال در تکامل معنوی انسان و نگه داشتن انسان در مرحله حیوانی و ازدواج انتقال انسان از مرحله حیوانی به عروج معنویست.
 


نظرات()   
   

سخنگوی نیروی انتظامی

به گزارش عصر ایران : {+ـــ...ـ} (هفده خرداد 1394)

سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به پرسشی مبنی رفع ممنوعیت حضور زنان در استادیوم های ورزشی گفت: هیچ گونه ابلاغی مبنی بر حضور بانوان در استادیوم ها بویژه سالن های والیبال ابلاغ نشده چرا که مرکز اصلی صدور مجوز در این زمینه وزارت کشور است.

لازم به ذکر است رسانه های زیادی در کشور به نقل از مولاودری به انتشار خبر تایید شدن حضور غیرشرعی زنان در استادیوم های ورزشی مردان را منتشر کرده بودند. { لینک مطلب مرتبط در این سایت}


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :39  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]