تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   

زن و مرد

بارها استدلال احمقانه " مگر مردان می گویند که من پدر و همسر هستم و بدان اکتفا می کنند که زنان تنها به مادری و همسری خود اکتفا کنند و ..."، این استدلال از تشابه زن و مرد نشئت می گیرد و می گوید چون زن با مرد مشابه است و زن مادر هست و مرد پدر، لذا پدر و مادر هم با هم مشابه اند. در واقع کاملا کامپیوتر وار عمل کرده است و گویا اطلاعاتش از انسان در حد اطلاعات یک ماشین از انسان است. و البته این استدلال از زبان کسانی در می اید که یا هیچ اطلاعاتی از دین ندارند و یا خود را به شدت به آن راه زده اند.  گویا نمی دانند هویت پدری چیزی جز نان آوری و در نهایت شغل اقتصادی اش نیست و می آیند هویت پدری توهمی از خود اختراع می کنند. گویا اصلا نمی دانند پدریت چیست و مرد قرار است با پدری خود چه کند؟ لاید زایمان کند و بچه شیر دهد و عاطفه مادری نسبت به فرزند داشته باشد؟ واقعا نزد این افراد هویت پدری و مادری چیست؟ پدری بدون کار بیرون چگونه اصلا می تواند پدری کند و مادری با کار تمام وقت بیرون اصلا چگونه می تواند مادری کند؟ این دو یعنی مادری و پدری که در عمل در تضاداند و چگونه می توانند مشابه شوند و با هم مقایسه شوند؟  این استدلال نهایت کفر و انکار است. هم دین و هم فطرت و هم تاریخ و حتی فیزویولوژی را منکر می شود. اگر قرار باشد این استدلال حق باشد لذا مرد و زن هر دو باید باهم حامله می شدند و با هم شیر می دادند و با هم ضعف جسمانی ناشی از ذخیره شدن شیر در بدن را تحمل می کردند و با هم باید جهاد می کردند اما جهاد زن و مرد با هم متفاوت بوده است و تمام احادیث و قرآن و ... گواهی این مدعاست. اما می خواهند همه چیز و همه کس را به صورت توهمی و جنون وار مشابه کنند. جالب است این برابری خواهی تشابه وار، از زمانی آغاز شد که نابرابری بشر به حد بحرانی رسید و به شدت فاصله انسانها زیاد شد و با تشابه زن و مرد این روند مهلک و نفس پرستانه بدتر هم شد. در این سیستم زندگی امروزی، هر کس دنبال تسلط بر دیگران است و تشابه زن و مرد هم در این روند به شدت تاثیر گذار است زیرا چیزی جر منیت خواهی تسلط گرایانه نیست.


نظرات()   
   

این روزها در صدا وسیما، بسیار از دیکتاتوری شاهان حرف زده می شود، و حتی صحبت از دیکتاتوری شدید آنها قبل از پهلوی می شود، اما وقتی منصفانه قضاوت کنیم می فهمیمیم که در زمان شاهان قاجار و قبل از آن، یک شاه کمتر می توانست دیکتاتور باشد زیرا دخالتی در زندگی روزمره مردم نداشت. 
امروزه که لفظ ساختگی دموکراسی در جهان ایجاد شده و در کشور خودمان نیز تجسم احمقانه آن ترویج می شود. در این شرایط آیا دخالتهای دولت امروز در زندگی مردم بیشتر است یا شاهان گذشته؟ به عنوان مثال ناصرالدین شاه را دیکتاتور می نامند، در صورتیکه بسیاری از مردم آن روز نه ناصرالدین شاه را می دیدند و نه می شناختند و نه او مردم را می شناخت و تنها از طریق مالیات یا تصمیمات اقتصادی با مردم در ارتباط بود و چون مردم عمدتا روستایی  و خودکفا بودند ، دیوی به نام دولت نبود که همه مردم را برده خود سازد. سیستم خانواده سالاری بود، اما امروزه مکاتب انحرافی همچون فمینیسم که ادعای استقلال زنان را دارند اما در اصل قصد خارج کردن زنان از دامان خانواده و غرق کردن آنها در باتلاقی وحشتناک را دارند که دولت متولی آن شده است. 
همین دولت امروزه در شخصی ترین مسائل مردم مثل ازدواج دخالت می کند و همیشه به جای کارکرد سازنده اثراتی مخرب از خود بر جای میگذارد  همانطور که ازدواج سپید در اثر دخالتهای بی رویه و گستاخانه دولت در زمینه ازدواج رواج یافت.
 جوانان را به جرم انجام سنت پیامبر به زندان انداختن،و به خاک سیاه نشاندن از زورگویی های سیستم دولتی مدرن امروز است که در زمینه خانواده بسیار مخرب تر از شاهان گذشته عمل کرده است. دولتی که 2 سال از پسران بیگاری میکشد و رئیس جمهور با افتخار میگوید در دولت من اولیت اشتغال با زنان است!!! زنانی که جز زبان درازی برای این کشور هیچ نکرده اند و در در 2 سالی که پسران مشغول خدمت به کشورند ، طلبکارانه مشول اشغال کردن جایگاه انها هستند. 
باید گفت دولت از مهمترین عوامل تغییر شیوه زندگی مردم است و در صدد جابجایی جایگاه مرد و زن با یکدیگر معالانه مشغول تخریب بنیان خانواده است. کودکان را از آغوش پدر و مادران در آورده و در سیستم کثیف بوروکراسی حل کرده است و با رواج یتیم خانه های مدرن ، کوکانی را برای آینده کشور به بار خواهد آورد که نه در دامان پر مهر پدر و مادر بلکه در مهد های کودک و با انواع عقده ها و بی توجهی ها بزرگ شده اند. 
سیستم دنیا پرستانه امروز در حال برده داری و سوء استفاده از مردم و گسترش این رویه ها در کل دنیاست اما متاسفانه به دلیل طراحی ماهرانه این سیستم ، دیگر کسی متوجه آن نیست تا مانند زمان شاهنشاهان با ظلم آنها مبارزه کند و مردم با داشتن توهم آزادی ، برده سبک زندگی و خواست زورمندان و ثروتمندانند.


جامعه اسلامی که در آن سنت پیامبر جرم است


جامعه کثیفی که کسی برای کسی نیست. هر کس در اختیار نفس اماره خویش است و تمام اعضای خانواده همین گونه از کودکی تربیت می شوند.


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام در عوض راننده خوبی شده ام! حسابدار خبره، مأمور خرید زرنگ، مدیر توانمند، باربر قوی، استراتژیست با هوشی شده ام. اما دیگر خودم نیستم، مدت زیادی است که در خودم گم شده ام! چه کسی مرا به عرصه های مردانه کشاند؟ در حالی که شانه هایم، بازوانم و زانوهایم هنوز زنانه اند، هنوز برای مرد شدن ساخته نشده ام! افسوس که ناآگاهانه مدتهاست به مرد بودنم افتخار میکنم. فراموش کرده ام که زن بودن اوج افتخار است. صبرم، عواطفم، هنرم ارزشمندتر از چیزهایی است که به دست آورده ام.
دلم برای نوه هایم می سوزد، چه کسی میخواهد به دخترانم مادر بودن را بیاموزد!
خانه ها بی مادر شده اند، مردان دیگر نگران هزینه های زندگی نیستند، نگران خرید، دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و... نیستند! به لطف مرد شدن ما آنها فرصت زیادی برای سرگرمی پیدا کرده اند.
بهشت زیر پایمان بود! ولی اکنون در جهنم دوگانگی می سوزیم. دلم خیلی برای زن بودنم تنگ شده است.


  • آخرین ویرایش:جمعه 7 فروردین 1394
نظرات()   
   

شبکه های سیما

رسانه ملی با ماهواره رقابت می کند. این جمله آشکارا از زبان بسیاری از عوامل این رسانه بیان شده است. این رسانه در سالهای اخیر در ترویج مسائل غیراخلاقی و ترویج فمینیسم و اختلاط زن و مرد، به شکل فاحش  با رسانه های ماهواره ای رقابت می کند و موفقیت های چشمگیری را در این زمینه کسب کرده است. در تبلیغ برنامه های نوروز، دختر و پسر به شکل زننده در کنار هم قرار می گیرند و هر استانی در این تصویر زننده یک نماینده دارد . مرتب از سرزمین مادری( همه جا صحبت از مادری است و هیچ جا به پدری اشاره نمی شود) گفته می شود و چند صباحی است که مانند رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، همدیگر را با اسم کوچک صدا می زنند و حتی افراطی تر از آنها چون خیلی از آنها با اسم مستعار همدیگر را صدا می زنند و یا با اسم و فامیل کامل،  اما در رسانه ملی در ساعات صبح در شبکه 6 زنی چادری سایر مردان را با اسم کوچک صدا می زند، کاری که زنان این مرز و بوم در گذشته نه چندان دور با شوهران خود نمی کردند و حتی مردان هم با الفاظی مانند بی بی و ... زنان خود را صدا می زنند و این یعنی حیای بین زن و مرد. حیایی که اگر شکسته شود به جنون زن و مرد می انجامد و آنها را دیوانه می کند. در توجیه اختلاط زن و مرد، برخی احادیث قلابی خوانده می شوند و حدیث خود حضرت زهرا در این زمینه نقض شده و دروغ خوانده می شود.  احادیث جدیدی که تا کنون به عقل جن نرسیده بودند پیدایشان می شود. 
دلیل عدم اجازه رسانه خصوصی در این کشور چیستوقتی خود صدا و سیما نتایج اسف باری را برای اخلاق جامعه در پی دارد. وقتی در جلو تلویزیون برخی زنان چادری تا این حد بی ادب و حرمت شکن ظاهر می شوند چیز عجیبی نیست زیرا آنقدر در پشت دوربین حیای خود و مردان اطراف خود را شکسته اند که جلوی دوربین و به ویژه در برنامه های زنده خود را لو می دهند. عمدتا این دختران بی حیای چادری متعلق به نسل جوانی هستند که پس از انقلاب تربیت یافتند و نه زنانی که دوران تربیت انها به پیش از انقلاب می رسد. 



رسانه ملی حتی در مقابل گناه و فسق آشکار از خود مقاومت نشان نمیدهد و افراد مختلف با صورت های تراشیده شده با تیغ به جلوی دوربین آورده می شوند و از آنها الگو سازی می شود.
در پایان سوالی که ذهن من را درگیر میکند این است : که آیا انقلاب کردیم که از مولفه های فرهنگی زمان ظاغوت و ماهواره استفاده کنیم و با آنها رقابت کنیم؟


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :39  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]