کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو فمنیسم

فمینیسم

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.


به گزارش وطن امروز،دختران مجرد و پسران مجرد؛ هر دو در صفت و عنوان «مجرد» مشترک هستند اما دلیل مجرد ماندن‌شان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اولی‌ها معمولا از خواستگار استقبال می‌کنند و دومی‌ها تقریبا از خواستگاری فراری هستند. بسیاری از آنها می‌گویند حاضرند با هر شرایطی کنار بیایند اما اینها نمی‌توانند چنین چیزی را باور کنند! اولی‌ها به جایی رسیده‌اند که دیگر عنوان «جنس دوم» را همراه ندارند اما دومی‌ها احساس می‌کنند این دو شماره نمی‌توانند به این سادگی‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند.

در سال‌های اخیر دخترها توانسته‌اند به مدارج بالای علمی دست یابند و پسرها را با قدرت هرچه تمام‌تر پشت سر بگذارند. آمار قبولی دختران در کنکور مقطع کارشناسی، در برخی سال‌ها بسیار بیشتر از پسران بود و این برتری همچنان مشهود است؛ تا جایی که صندلی‌های بسیاری در کلاس‌های دانشگاه به دختران اختصاص دارد و در این کلاس‌ها پسران در اقلیت هستند.

یک طرف ازدواج نیست!

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.

امروز بسیاری از دختران در آرزوی تشکیل زندگی و همسرداری و فرزندپروری هستند اما آنچه می‌تواند به این آرزو جامه عمل بپوشاند، اراده‌ای است که باید در نیمی از افراد جامعه مجردان (یعنی پسران) به وجود ‌آید. بسیاری از پسرها اما نه تحصیلات بالا در حد دختران دارند و نه از موقعیت شغلی مناسبی برخوردار هستند؛ چراکه بازار کار و موقعیت‌های شغلی که قبلا در اختیار پسران بود، به مرور از دست آنها خارج و به دختران واگذار شد.

اما آیا می‌توان به پیشرفت دختران خرده گرفت؟ مگر جز این است که دختران به دنبال رسیدن به حقوق خود و برابری با پسران هستند؟ آیا گذر سریع از بافت سنتی و البته ملی و بومی جامعه ایران و شبیه شدن به سبک زندگی مدرن و پست‌مدرن (که در جامعه اروپایی در جریان است) ایراد دارد؟!

ماهواره و راه‌های اشتباه

معضل مجرد ماندن جوانان از زمانی آغاز شد که عده‌ای بدون توجه به بافت فرهنگی ایران، شعارهای گسترده و فراگیر درباره حقوق دختران و زنان مطرح کردند و تلاش آنها این بود که موقعیت‌های شغلی و تحصیلی هرچه سریع‌تر در اختیار خانم‌ها قرار گیرد.

این خواسته‌ها به مدد همراهی شبکه‌های ماهواره‌ای که اتاق فکر آنها در کشورهای غربی و آمریکایی است، یکی پس از دیگری فراهم شد و کار به جایی رسید که آمار دانشجویان دختر در بسیاری از کلاس‌های دانشگاهی از پسران بیشتر شد.

با این حال، وقتی مسؤولان وزارت علوم و سیاستگذاران حوزه آموزش قصد داشتند این روند را متعادل کنند و به پسران نیز میدان بدهند، با مخالفت و اعتراض گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای مواجه شدند و این اتهام به آنها وارد شد که حقوق زنان را نادیده می‌گیرند! بنابراین دختران همچنان پله‌های ترقی را در جاده و مسیری طی کردند که در آن خبری از جنس مخالف نبود. اگر در گذشته بنیان بسیاری از ازدواج‌ها در دانشگاه شکل می‌گرفت اما امروز دیگر این امکان فراهم نیست، چراکه یکی از طرف‌های ازدواج از صحنه خارج شده و گوی و میدان فقط در دست یک طرف است! در این میان، دختران هرچند با نگاه برابری جنسیتی پا به میدان گذاشته‌اند و نادیده گرفتن بافت سنتی جامعه ایرانی یک اصل و ضرورت مهم برای آنهاست، اما وقتی سخن از ازدواج می‌شود، دختران تحصیلکرده حاضر به ازدواج با پسری که تحصیلات عالی ندارد نیستند.

اینجاست که خانم‌ها با یک تضاد مواجه می‌شوند؛ یعنی در زندگی اجتماعی قائل به برتری بر جنس مخالف و پیشی گرفتن از او هستند اما وقتی پای معیارهای ازدواج به میان می‌آید ناخواسته و ناخودآگاه دوست دارند مرد زندگی‌شان یک سر و گردن بالاتر از دیگران و خودشان باشد! در چنین شرایطی فقط تعداد بسیار اندک و معدودی از دختران هستند که می‌توانند به این آرزوی باورنکردنی خود برسند و مابقی دختران در طول زندگی مجردی خود یا به دنبال یافتن یک مقصر در خانواده و اجتماع برای مجرد ماندن خود می‌گردند یا با امیدواری و تلاش به راه خود برای یافتن شریک زندگی مناسب و جلب نظر یک پسر موفق و ایده‌آل ادامه می‌دهند؛ امیدی که هرچند بسیار پسندیده و لازمه لحظات زندگی است اما با واقعیت‌ها و شرایط موجود در جامعه بویژه جامعه پسران فاصله دارد؛ فاصله‌ای که حاصل اعتماد جوانان به شبکه‌های ماهواره‌ای غرب است.

دوستی‌هایی که به ازدواج نمی‌رسد

تبلیغ گسترده دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی توسط شبکه‌های ماهواره‌ای، موضوع دیگری است که با فرهنگ و بافت فرهنگی و اعتقادی ایرانی‌ها همخوانی نداشته و ندارد. این تبلیغات آنچنان در ۲ دهه گذشته شدت گرفت که دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی را به یک نیاز اساسی در برخی دختران و پسران تبدیل کرد؛ موضوعی که جایی در باورهای خانواده‌های ایرانی نداشت و هنوز هم ندارد. تبلیغ این دوستی‌ها آنقدر بود که پسران را از احساس نیاز به ازدواج رها کرد و حتی در موارد زیادی شاهد سوءاستفاده پسران از این نوع دوستی‌ها بوده‌ و هستیم. به همین خاطر است که بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران به ازدواج نمی‌رسد؛ یعنی یا خانواده‌ها با چنین ازدواجی موافق نیستند و آن را با فرهنگ ایرانی ناهمگون و غریبه می‌دانند یا اینکه پسران با توجه به نگاه فرهنگی غالب بر جامعه، در نهایت نمی‌توانند با ازدواجی که بنیان آن بر دوستی است کنار بیایند. نمی‌خواهیم بگوییم دختران در این شرایط مقصر هستند؛ بلکه علت و ریشه اصلی این معضلات را باید در شبیخون فرهنگی جست‌وجو کرد که آرام‌آرام با تحمیل خود به افکار جوانان، آنها را به بن‌بست‌هایی کشانده که خروج از آنها نیازمند پرداخت هزینه از سوی همین جوانان است!

پسرهای پایین‌تر از خودم را درک نمی‌کنم

مرضیه دختر مجرد ۳۴ ساله است و مدرک کارشناسی در رشته شیمی دارد. او می‌گوید: «مدرک لیسانس را زمانی گرفتم که هنوز تحصیلات تا این حد فراگیر نشده بود. به سختی درس خواندم و به سختی در کنکور قبول شدم. ۴ سال را با بهترین و سختگیرترین استادها گذراندم و بلافاصله جذب بازار کار شدم».

مرضیه ادامه می‌دهد: «در زندگی چیزی کم ندارم، پول هست، کار هست، موقعیت اجتماعی هست اما مجرد بودنم واقعا آزارم می‌دهد. در کمتر جمع فامیلی یا دوستانه هست که کنایه‌ای به خاطر مجرد بودنم نشنوم! اگر حرف فامیل نبود، مشکلی با مجردی نداشتم».

وی می‌افزاید: «دخترهایی که در فامیل ما درس نخوانده‌اند و بی‌خیال دانشگاه شده‌اند، خواستگارهای بیشتری از من دارند و دست‌شان برای انتخاب باز است. اما خواستگارهای من کم هستند و ضمنا من نمی‌توانم به سادگی به آنها جواب مثبت بدهم. چون وقتی درس می‌خوانی و مدرک دانشگاهی می‌گیری، واقعا نمی‌توانی حرف‌ها و خواسته‌های یک پسر دیپلمه را درک کنی».

مرضیه این سوال را از خودش طرح می‌کند که «ادامه تحصیل بهتر بود یا ازدواج؟!» او می‌گوید: «من در ۳۴ سالگی نمی‌توانم پاسخی برای سوال خودم بیابم و از تصمیمی که ۱۰ سال قبل گرفتم دفاع کنم». او در پاسخ به این سوال که نقش شبکه‌های ماهواره در ایجاد وضعیت کنونی چه بوده است، اظهار می‌دارد: «متاسفانه خودم مشتری برخی از این شبکه‌ها بودم و ناخودآگاه از برخی دیالوگ‌ها و نقش‌های ارائه‌شده در محصولات آنها تقلید می‌کردم. مجرد ماندن، موضوعی است که مدام از سوی این شبکه‌ها به عنوان ارزش معرفی می‌شود و حال که جوانی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و وارد دوران میانسالی شده‌ام، می‌فهمم که آدرس ماهواره اشتباه بود!»

خانم دکتر با من ازدواج نمی‌کند!

میثم پسر مجرد ۳۶ ساله است. او به‌تازگی مدرک دکترای خود را گرفته و جایگاه شغلی بسیار خوبی دارد. میثم درباره علت مجرد ماندنش تا امروز می‌گوید: «وقتی دانشجوی مقطع کارشناسی بودم ۲ بار به خواستگاری رفتم و از هر ۲ جواب منفی گرفتم. یکی از آنها به ‌موقعیت مالی من ایراد گرفت و دیگری که مدرک کارشناسی ارشد داشت گفت نمی‌تواند با من ازدواج کند».

او می‌افزاید: «حالا اما شرایط تفاوت کرده است. من که روزگاری به فکر ازدواج بودم حالا سختگیرتر شده‌ام. هم پول دارم و هم مدرک تحصیلی و هم شغل خوب؛ اما از ازدواج می‌ترسم. چند وقت پیش از یک خانم که مثل خودم مدرک دکترا دارد خواستگاری کردم اما بعد از چند جلسه صحبت، متوجه شدم آن خانم به خاطر موقعیت شغلی بهتری که دارد حاضر به ازدواج با من نیست».

میثم می‌گوید: «من هم دیگر نمی‌توانم و نمی‌خواهم با دختری که مدرک لیسانس دارد ازدواج کنم چون احساس می‌کنم نمی‌توانیم حرف‌های همدیگر را بفهمیم. ادامه تحصیل برای من خیلی خوب بود و موقعیت اجتماعی خوبی برایم ایجاد کرد اما از سوی دیگر کاستی‌هایی را به همراه داشت که الان به این سادگی نمی‌توان آنها را به دست آورد».

قربانی شعارهای پوچ شدیم

احمد جوان مجرد ۳۵ ساله است. به قول خودش دیگر با این سر بی‌مو نمی‌تواند نظر مثبت دخترها را جلب کند! او به بیان دردها و مشغله‌های ذهنی پسرهای متولد دهه ۶۰ می‌پردازد: «همیشه تصور می‌کردم خیلی زود ازدواج می‌کنم و برای انتخاب همسر مشکلی ندارم. فقط یک چیز را پیش‌بینی نمی‌کردم که آن هم تغییر ناگهانی سبک زندگی بود. این تغییر تمام برنامه‌ها و افکار مرا نابود کرد. انتظارم این بود که دخترهای متولد دهه ۶۰ از این تغییرات تاثیر نپذیرند تا ما پسرها بتوانیم انتخاب خوبی مطابق با ایده‌آل‌هایی که با آنها بزرگ شده‌ایم، داشته باشیم».

احمد ادامه می‌دهد: «اما این موج تغییر که توسط شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد شده بود، بیشتر پسرها و دخترهای دهه ۶۰ را هم با خود برد؛ بویژه دخترها را؛ ما هم در یک خانواده سنتی با آداب و عقاید خاص بزرگ شده بودیم و مادرم می‌گفت سبک زندگی دخترهای امروزی با ما جور نیست. راهی دانشگاه شدم و آنجا در کنار درس خواندن نیم‌نگاهی هم به ازدواج داشتم تا شاید بتوانم دختری مطابق با فرهنگ خانواده خودم پیدا کنم. اما راستش را بخواهید خیلی سخت بود، چراکه دخترها و پسرها به بهانه‌های مختلف و به خاطر چیزهایی که تازه مد شده بود، با هم ارتباط عاطفی برقرار می‌کردند و در مسیرهایی قرار داشتند که مطابق پسند و میل من و خانواده‌ام نبود».

او اینچنین به صحبت‌های خود پایان می‌دهد: «مشکل نسل من این است که نتوانست «خودش باشد و خودش باقی بماند». نسل من مدام با تبلیغات این‌طرف و آن‌طرف رنگ عوض کرد. برخی از افراد هم‌سن و سال من قربانی حرف‌ها و شعارهایی شدند که از آنسوی آب‌ها می‌آمد و توخالی و پوچ بود».


نظرات()   
   



 خالکوبی فمینیستی ترانه علیدوستی
انتشار تصاویری از خالکوبی دست ترانه علیدوستی در نشست خبری شب  فیلم فروشنده. در حالی که برخی خبرگزاری‌ها با ادیت عکس علیدوستی خالکوبی روی دست او را محو کرده بودن انتشار برخی تصاویر از سوی عکاس‌های حاضر در مراسم شب گذشته نشان می‌داد که بازیگر فیلم فروشنده نشان گروه pro choice که جنبشی است برای قانونی کردن سقط جنین را روی دستش خالکوبی کرده بود. واکنش‌های مختلف به این تصویر موجب شد تا ترانه علیدوستی در حساب توئیترش به این مسئله واکنش دهد و ضمن به اشتراک گذاشتن پست یک سال پیشش درباره تعریف دقیق فمنیست بنویسد: Keep calm and YES I'm a feminist

             بسته سه شنبه

جعفر شجونی نیز در گفت و گو با آرمان با عنوان « ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند » بیان کرده است: در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن. ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.



نظرات()   
   

همجنسگرایی در ورزش زنان

ما در این سایت بارها از همسان سازی زن و مرد در تمامی عرصه ها و عاقبت آن صحبت و انتقاد کردیم و نسبت به کسانی که خواستار امتیازات ویژه برای زنان بوده اند تا زن و مرد را همسان کنند توصیه کردیم که از این کار خود دست بکشند.
مشاهده رفتار های اجتماع و گزارش های منتشر شده که طبعا بسیاری از آنها شاید سری هم باشد، دقیقا تحلیل های ما را تایید می کند!

********************************
روزنامه «قانون» نوشته است: همواره در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم‌اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه‌سازی برای این تحریف بزرگ است.

مشکل روابط نامتعارف جنسی در ورزش ایران تابویی است که مدت‌ها کسی به آن نپرداخته است؛ اتفاق ناگواری که برخی معتقدند پرداختن به آن هم اخلاقی نیست.

در این گزارش قصد داریم به وجود این پدیده در فوتبال و فوتسال بانوان اشاره کنیم. هضم این اتفاق اگرچه مشکل است ولی مدارکی وجود دارد که آن را ثابت می‌کند. در این‌که این پدیده همه‌گیر نیست، شکی وجود ندارد. بانوان شریف و ورزشکار کشورمان با وجود تمام مشکلات و کمبود امکانات به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند. بارها در روزنامه قانون از آن‌ها گفت‌وگوهایی منتشر و تحسینشان کردیم. در این میان اما برخی هستند که با اقدامات خود می‌خواهند نام و کار ورزشکاران کشورمان را زیر سوال ببرند. مخاطب تمام این گزارش همین ورزشکارانند.

در این گزارش قصد نداریم افشاگری کنیم بلکه هدف ما این است که جامعه ورزش بانوان را از وجود برخی افراد بری کنیم تا خانواده‌های ایرانی با خیالی راحت‌تر فرزندانشان را به سمت ورزش بفرستند.

پرونده به کمیسیون اصل 90 رسیده!

وجود روابط نامتعارف در برخی ورزشکاران بانوی کشورمان مدتی است که شنیده می‌شود. اگر با این حوزه سر و کار داشته باشید کاملا در جریان آن قرار خواهید گرفت. ورزش بانوان به دلیل آنکه کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، این روزها درگیر یک معضل شده که نام آن «همجنسگرایی» است.

عبدالرحمن شاه‌حسینی که این روزها سرگرم بررسی گزارش کمیسیون اصل 90 در ارتباط با آلودگی‌ها در ورزش ایران است، در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «پرونده همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان این اواخر به دست ما رسیده و مفتوح است. این گزارش 80-70 صفحه است و به زودی بررسی می‌شود».

شاه‌حسینی که تمایلی به ارائه توضیح بیشتر در این‌باره نداشت، در ادامه گفت: «یکی از مراجع نظارتی گزارشی را در این‌باره به ما داده که همراه با تصاویری است، پرونده این گزارش مفتوح است و در کمیسیون اصل 90 مجلس بعدی بررسی خواهد شد؛ البته این گزارش خام است و نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد».

این صحبت‌ها باعث شد تا به سراغ موارد بیشتری در این موضوع برویم؛ بانوان تیم ملی فوتبال و فوتسال تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند و البته تعداد معدودی از آن‌ها اطلاعاتی در اختیارمان گذاشتند که بررسی آن‌ها جالب است. متأسفانه این بانوان اجازه ندادند نامشان را منتشر کنیم ولی نقل‌قول‌هایشان را می‌توانید در ادامه بخوانید. یکی از ملی‌پوشان فوتبال در همان ابتدای صحبت‌هایمان در این‌باره گفت: «وارد این ماجرا نشوید، این قصه سر دراز دارد».

او در ادامه ترجیح داد سکوت کند و درباره برخی از هم‌تیمی‌هایش صحبتی نکند. شاید بد نباشد اگر بدانید یکی از بانوان تیم ملی فوتسال هم که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی به وجود آورده، درگیر شایعاتی از همین جنس است؛ شایعاتی که البته قطعاً صحیح نیست.

برخی می‌گویند دلیل کنار گذاشتن او از تیم ملی و البته جنجال‌های فراوانی که به وجود آمد، همجنسگرایی‌اش با یکی دیگر از بانوان معروف تیم ملی فوتسال است. او در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «اگر این مسأله وجود داشت چرا در بازی‌های جهانی حضور داشتم؟ برای ذهن بیمار این دوستان باید تأسف خورد».

به هر ترتیب برخی از جمله شاه‌حسینی می‌گویند این اتفاق در فوتسال بانوان وجود دارد، یکی دیگر از بانوان تیم ملی فوتسال در این‌باره می‌گوید: «من نمی‌گویم همجنسگرایی در بین برخی ورزشکاران بانو وجود ندارد، بله وجود دارد ولی واقعاً همه‌چیز در حد شنیده‌هاست، من چیزی در این‌باره ندیده‌ام».

او در ادامه می‌گوید: «چند وقت پیش این ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخته بود و حتی کار به جایی رسید که در فدراسیون اخطارهایی به برخی بازیکنان دادند به عنوان مثال گفتند حق ندارید موهای سرتان را پسرانه بزنید یا به نوع پوششمان ایراد گرفتند».

این ملی‌پوش در پایان اظهار می‌کند: «به هر حال برخی ورزشکاران اقداماتی انجام می‌دهند که چون دور از رسانه‌ها هستند، دیده نمی‌شود. البته این را هم بگویم که موضوع همجنسگرایی یا دو جنسه بودن به صورت خیلی معدود دیده می‌شود ولی وجود دارد، به عنوان مثال برخی از بانوان ما دوست دارند عمل کنند و پسر شوند چون دوجنسه هستند ولی خانواده‌هایشان این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهند».

نگاه آخر

از بعد روانشناختی فرد همجنس‌گرا یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس‌باز معروف به‌خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی غرب هستند.

به هر ترتیب همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان اتفاق عجیبی است که خوشبختانه در حال پیگیری است. شاه‌حسینی و دستگاه قضا حالا درگیر ماجرای ناگواری شده‌اند. انتظارها این است که آن‌ها با قاطعیت به این ماجرا ورود کنند و ورزش ایران را از لوث وجود برخی آلودگی‌ها پاک کنند. کمیسیون اصل 90 باید ورای تصمیمات مصلحتی به دنبال جلوگیری از این اتفاق باشد تا مبادا دامن بانوان پاک ورزشکار ایران زمین آلوده به این اتفاقات شود.


نظرات()   
   

بهائیت


در پی انتشار خبر دیدار فائزه هاشمی با چند نفر از عناصر فرقه بهاییت، نظر آیت الله هاشمی رفسنجانی در این زمینه پرسیده شد.


به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: فرقه ضاله بهاییت یک فرقه استعمار ساخته و منحرف است که همیشه با همین انحراف شناخته شده و ما همیشه از این فرقه تبری جسته ومی جوییم.

اما فائزه هاشمی رفسنجانی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته که از دیدار با عضو ارشد بهائیان پشیمان نیستم.

به گزارش تسنیم، فائزه هاشمی رفسنجانی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به موضوع دیدارش با یکی از اعضای ارشد فرقه ضاله بهائیت گفته است: هیچ کار خلافی نکرده، پشیمان نیستم و کسانی که به این دلیل حمله می‌کنند دغدغه دین ندارند.

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به رفتارها در قبال اعضای این فرقه ضاله، سخنان عجیبی بیان کرده و در حمایت از بهائیت می‌گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. فکر نمی‌کنم فرقی برای آنها [بهائیان] بکند این قضایا و شاید اصلاً بدشان هم نیاید که این‌قدر مطرح باشند. موضع من نسبت به بهایی‌ها، موضوع حقوق بشری است. اینکه ما به‌عنوان دین این گونه تبعیض قائل شویم، درست نیست.....

شایان ذکر است چند روز پیش آیت الله بطحایی از هاشمی رفسنجانی خواسته بود در خصوص دیدارهای فائزه با بهائیان به وی تذکر دهد {لینک}

+فتیله فمینیست های ایرانی با سوخت بهائیت{لینک}


آیت‌الله مکارم‌شیرازی گفت: دیدار دختر یکی از شخصیت‌های معروف سیاسی با یکی از سران مجرم فرقه ضاله بهائیت، جرم و از نظر شرعی قابل تعقیب است.

به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، گفت: شنیدیم دختر یکی از شخصیت‌های معروف سیاسی به دیدار دوستانه یکی از سران مجرم فرقه ضاله بهائیت رفته و در مجلسی یکی از سران این فرقه ضاله از او عملا تشکر کرده است.

وی به این کار اعتراض شدید کرد و ادامه داد: اینجانب منتظر بودم ببینم کسی اعتراض می‌کند یا نه؟ دیدم متأسفانه خبری نیست. تا اینکه امروز شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است.

این مرجع تقلید تصریح کرد: ولی چرا دیگران سکوت کردند؟ مگر این کار یکی از منکرات مسلم نیست؟ آیا جای نهی از منکر ندارد؟ بنده به سهم خود اینگونه کار‌ها را شدیدا محکوم می‌کنم و معتقدم این جرم از نظر شرعی قابل تعقیب است، زیرا تقویت دشمنان اسلام و دشمنان نظام از نظر شرعی جرم محسوب می‌شود و می‌توان مجرم را تعقیب کرد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی خاطرنشان کرد: باید توجه داشت مخالفت ما با فرقه ضاله، تنها به خاطر دشمنی آن‌ها با اسلام و توطئه بر ضدّ مسلمانان نیست بلکه آن‌ها به یقین جزء عوامل بیگانه مانند آمریکا و اسرائیل هستند. مهم‌ترین مرکز این فرقه در آمریکاست و مرکز مهم دیگری از آن‌ها در اسرائیل است و در طول تاریخ حیات منفور آن‌ها، همواره دشمنان اسلام به عنوان یک ابزار از آن‌ها استفاده کرده و می‌کنند و ممکن است این گونه کار‌ها مقدمه‌ای برای به رسمیت شناختن آن‌ها باشد.


نظرات()   
   
یکشنبه 26 اردیبهشت 1395  13:09


جای گشت نامحسوس در برخی فضاها خالی است!
ذوق زدگی مسئولان از دیدار با ...


تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک


تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

تلخند تابناک

برگرفته از سایت تابناک


نظرات()   
   

بهائیت


مدتی است که به فعالیت ها و سایت ها  و خواسته های فعالان حقوق زن ، نشریه های توقیف شده فعالیت هایشان در دانشگاه های مختلف، مقاله پراکنی ها و تحقیق های جهت دار آنها در دانشگاه می نگرم. همیشه برایم این جای سوال وجود داشته است که در اندیشه اینها که خواستار برابری حقوق بین زن و مرد تحت لقای عناوین فریب دهنده حمایت از حقوق زنان و کودکان، جلوگیری از ظلم به زنان ، عدالت جنسیتی و ... هستند چه تناسبی با اسلام می تواند داشته باشد تا جایی که بسیاری از خواسته های آنها نتاقض اساسی و واضح با آیات کلام الله مجید دارد؟!!!

اسلام که دین عدالت است چگونه است که با عدم تناسب بین حقوق و وظایف جور در می آید که فمینیست های ایرانی تحت لقای اسلامی مشتبه خواستار برابری بین زن و مرد هستند در حالی که حقوق و وظایف آنها یکسان نیست؟ چگونه می شود بدون دست زدن به وظایف زنان و حتی کاستن آن خواستار حقوق برابر آنها با مردان شد؟!!!!

چگونه است که خواسته های پلیدشان را منطبق با اسلام می دانند و خواستار تغییر احکام الهی هستند تا اسلام را طبق خواسته های خود تعریف کنند؟!!!

شب گذشته (شب هفتم شعبان 1437 هجری قمری) در خواب مردی روحانی را دیدم که گفت من جواب سوال تو را می دانم. گفتم کدام سوال؟ خندید و گفت اگر می خواهی بدانی دشمنان امام زمان عج و کسانی که کمر به گمراهی زنان و خانواده و به شیشه گرفتن خون شما مردان بسته اند چه کسانی هستند و فتیله آنها از کجا می سوزد آن را در بهائیت ضاله جستجو کن.

صبح که از خواب بیدار شدم گوشی را برداشتم. من قبلا فقط شنیده بودم که بهائیت یک فرقه ضاله است که فعالیت هایی را در کشور انجام می دهد. اصلا نمی دانستم که عقاید آنها چیست. خلاصه گوشی را برداشتم و کلمه بهائیت را جستجو کردم.

به نتایج خوفناکی رسیدم که یکی از آنها بر خلاف قرآن کریم زن و مرد را به لحاظ حقوق برابر می دانست حتی اگر وظایف آنها مختلف باشد!

مثل اینکه در یک شرکت همه یک اندازه حقوق بگیرند خواه هر سمت و هر وظیفه ای داشته باشند!

در تعجب فراوانم از اینکه آنطور که میدانیم از زمانهای قبل ز انقلاب مومنین از جمله نواب صفوی و روحانیون همیشه به حکومت های وقت توصیه میکردند که جلوی تبلیغ اندیشه های مخرب بهائیت گرفته شود.

اما حالا در کمال تعجب می بینم اندیشه های آنها تحت لقای روشنفکری دینی چه با آب و تاب از دهان برخی خارج می شود. و حتی چه تحقیق ها و سایت هایی که این آموزه ها در آن مستتر بوده و غیر مستقیم یا مستقیم القا می شود!

خدایا به تو پناه می بریم.

امیدوارم گمراهان این راه از روی عمد دچار این کژ روی نشده باشند. من همیشه سایت الف را مطالعه می کنم جالب است که به طور اتفاقی امروز درست بعد از دیدن این خواب و این نتیجه گیری به مطلب زیر از سایت الف برخورد کردم (البته شخصا هیچ گونه نظری ندارم در مورد شخصی که در لینک اشاره شده است ولی بعنوان گواهی بر فعالیت و تاثیر گذاری این فرقه ضاله بر تفکرات حاکم بر برخی افراد و تشکل ها به آن اشاره می کنم):

+  آیت‌الله هاشمی به فائزه تذکر جدی بدهد

(سوره آل عمران آیه 85): وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ

(استاد الهی قمشه‌ای: هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست ، و او در آخرت از زیانکاران است.


برگرفته از سایت مردان ایران

سایت مردان ایران


نظرات()   
   

پس از بیان چند و چون این لایحه منحوس و ضد خانواده، به تحلیل آن خواهیم پرداخت:

لایحه تامین امنیت زنان

تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در پنج فصل و 81 ماده

زهره الهیان نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، اولین کسی بود که خبر از تدوین لایحه‌ای درخصوص امنیت زنان و کودکان و در دو حوزه خشونت‌های اجتماعی علیه زنان و خشوت‌های خانگی با همکاری مرکز امور زنان و مرکز پژوهش‌های مجلس داد و درست یک ماه پس از آن در اسفند ماه سال 90، نشستی پیرامون پیش‌نویس لایحه تأمین امنیت زنان با حضور تنی چند از اساتید، وکلا و صاحب‌نظران این حوزه در مرکز امور زنان و خانواده وقت برگزار و پیش‌نویس لایحه در قالب 5 فصل و 93 ماده تدوین شد و پس از 6 بار ویرایش در آذر ماه سال 91 در پنج فصل و 81 ماده تقدیم هیأت دولت شد.

لایحه تأمین امنیت زنان شامل چه کسانی می‌شود؟
به گفته دکتر سید علی کاظمی که کار تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را برعهده داشته، برای نگارش این لایحه به سه منبع رجوع شده است که این منابع عبارت‌اند از: فقه، تجارب و اسناد بین‌المللی و ضرورت‌های جامعه و تجارب حقوقی کشور خودمان. براساس ماده 2 لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت، زنان بالاتر از 18 سال و زنان متأهل زیر 13 سال مشمول حمایت این لایحه می‌شوند. البته، زنان متأهل زیر 13 سال، هم مشمول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت قرار می‌گیرند و هم مشمول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان می‌شوند.

تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان
فصل نخست لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت به تعریف کلیات و اصطلاحات پرداخته است. این اصطلاحات شامل انواع خشونت از قبیل خشونت جسمی، روانی، جنسی و اقتصادی و آزار و مزاحمت جنسیتی، جرایم ناموسی، خودآزاری و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه است. در فصل دوم لایحه، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان با عضویت نمایندگان دستگاه‌های مرتبط پیش‌بینی شده است. همچنین، وظایف دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حکومتی در این خصوص به تفکیک احصا شده و ایجاد بانک اطلاعات جامع از قربانیان خشونت برای گردآوری آمار منسجم و نیز نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها لحاظ شده است.

زنان قربانی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند

در فصل سوم لایحه، آیین دادرسی و رسیدگی ویژه، علاوه بر قانون آیین دادرسی کیفری برای موارد مشمول این لایحه در نظر گرفته شده است. از آن جمله، پذیرفتن اعلام شکایت یا گزارش م‍ؤسسه‌های مددکاری و مشاوره و مراکز اورژانس اجتماعی در مواردی که بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، و نیز گزارش‌ها و درخواست‌های مکتوب یا شفاهی که هویت گزارش‌دهندگان و نویسندگان آن‌ها مشخص نیست؛ درصورتی‌که دارای قراین معقول و متعارف باشند، به‌عنوان جهات قانونی شروع به تعقیب، پذیرفته می‌شود. همچنین، مراکز درمانی و پزشکی و مؤسسه‌ها و کلینیک‌های مددکاری و مشاوره مکلف هستند در صورت مواجهه با خشونت علیه زنان، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام کنند و در صورت عدم امکان اعلام یا پیگیری شکایت از سوی زن قربانی، مؤسسه‌های مشاوره و مددکاری و مراکز اورژانس اجتماعی می‌توانند به نمایندگی از او شکایت کنند.

در این لایحه پیش‌بینی شده است تا در هر حوزه قضایی، شعبه یا شعبی از دادگاه‌های کیفری برای رسیدگی تخصصی به موضوعات خشونت علیه زنان اختصاص یابند و همچنین، در هر دادسرا، به تناسب تعداد پرونده، شعبه یا شعب بازپرسی، به‌صورت تخصصی، عهده‌دار رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان گردند و دادگاه‌های ویژه رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان با حضور رییس دادگاه یا دادرس و نیز قاضی مشاور زن تشکیل شود و در صورت لزوم حضور مددکار نیز در جلسه دادگاه فراهم شود. مطابق این لایحه زنان قربانی جرایم موضوع این قانون در تمامی مراحل دادرسی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند.

در فصل چهارم لایحه به جرم‌انگاری در راستای اهداف این لایحه پرداخته شده است. در این فصل، علاوه بر مرتکبین جرایم، برای افراد محرک و ترغیب‌کننده و سایر اشخاصی که در وقوع جرم مداخله دارند نیز جرم‌انگاری شده است. یکی از نکات حائز اهمیت در این فصل، تفکیک جرایم موضوع این قانون به عمومی و خصوصی است. به‌نحوی که جز در چند مورد، تعقیب جرایم منوط به شکایت شاکی خصوصی نیست و در صورت گذشت شاکی خصوصی، تعقیب موقوف نخواهد شد و همچنین در این فصل برای برخی شرایط خاص، مجازات‌های مشدده در نظر گرفته شده است.

در فصل پنجم لایحه، قانون‌گذار به سایر مقررات پرداخته و از آن جمله پیش‌بینی کرده است تا در مواردی که زوج مرتکب تکرار خشونت‌های موضوع این قانون علیه زوجه شود، صدور حکم بر محکومیت او از مصادیق عسر و حرج زوجه جهت درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش خواهد بود. همچنین، مقرر می‌نماید درآمدهای حاصل از وجوه دریافتی و جرایم نقدی موضوع این قانون در اختیار صندوق حمایت از بزه‌دیدگان قرار گیرد.

جرم‌انگاری سطوح مختلف خشونت جنسی

هر یک از فصول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت شامل جزئیاتی می‌شوند. برای نمونه، در این لایحه برای مقابله با خشونت جنسی، علاوه بر تعریفی که از خشونت جنسی مطرح شده، در چهار سطح شامل تجاوز جنسی، تعرض جنسی، آزار جنسی و مزاحمت جنسی جرم‌انگاری صورت گرفته است. در مورد این چهار مؤلفه در قوانین جزایی کشورمان فقط در ماده 619 قانون مجازات اسلامی به بحث تعرض به زنان و اطفال در معابر اشاره شده، اما در این لایحه به طور کامل به این مؤلفه‌‌ها پرداخته شده است.

جرم‌انگاری برای سوءاستفاده‌کنندگان از مشاغل مرتبط با زنان/ توجه به خشونت اقتصادی و نشوز مرد
یکی دیگر از موارد جرم‌انگاری‌شده در لایحه، خشونت روانی است که سعی شده حدود آن مشخص شود. از دیگر مواردی که برای آن جرم‌انگاری شده، سوءاستفاده از آسیب‌پذیری زنان در ارتکاب جرم و سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجتماعی مثل ارتکاب جرائم توسط پزشکان، وکلا و کارشناسان رسمی، اساتید دانشگاه و غیره است که بنا به موقعیت‌های شغلی با زنان جامعه در ارتباط هستند؛ درصورتی‌که این افراد مرتکب رفتارهای مجرمانه مذکور در این لایحه شوند، ضمانت اجراهای کیفری معتنابهی برای این جرایم در نظر گرفته شده است. به‌عنوان مثال، در ماده 22 این لایحه، افرادی که با مجوز رسمی در امور عمومی فعالیت دارند، اگر با سوءاستفاده از موقعیت خود یا وضعیت آسیب‌پذیری دیگران، مرتکب جرایمی شوند که در این لایحه آمده است، علاوه بر مجازات مقرر، حسب مورد به ابطال پروانه و یا ممنوعیت از 1 تا 5 سال از فعالیت مربوطه محکوم می‌شوند.

خودداری از ادای شهادت نیز از موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به شمار می‌‌رود. بدین صورت که اگر کسی شاهد خشونت علیه زنان باشد و از ادای شهادت با توجه به دعوت قبلی خودداری کند، مرتکب جرم شده است. خشونت اقتصادی، افشای اطلاعات و نشوز مرد از دیگر موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به‌شمار می‌رود.

در لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت علاوه بر جرم‌انگاری‌های پیش‌بینی‌شده، به کیفیات و جهات مشدده نیز توجه شده است و مواردی مانند استفاده از سلاح سرد یا گرم، سم یا اسید، تکرار یا استمرار رفتار به‌ویژه در بحث آزار و مزاحمت جنسی، تعدد مرتکبان در بحث مزاحمت جنسی، تعدد بزه‌دیدگان در تجاوز جنسی که حکایت از حالت مجرمانه دارد یا سازمان‌یافتگی جرایم به‌ویژه در مواردی مثل بهره‌کشی و سوءاستفاده از زنان، همگی مشمول کیفیات مشدده جرم می‌شوند. وجود سمت یا منصب قانونی برای فرد مرتکب جرم درصورتی‌که مرتکب از این سمت سوءاستفاده کند، از جهات کیفیات مشدده شخصی محسوب می‌شود.

مراجع درمانی موظف به گزارش جرایم علیه امنیت زنان هستند

نحوخ برخورد با افرادی که مرتکب رفتارهای خشونت‌بار ذکرشده در این لایحه می‌شوند، متفاوت است. اعمال کیفر و مجازات در این لایحه به‌عنوان آخرین مرحله پیش‌بینی شده و در صورت وخامت رفتارها و شدت برخورد‌ها، راه‌کارهایی در نظر گرفته شده است. مطابق این لایحه وقتی بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، از سوی مؤسسه‌های مددکاری یا کلینیک‌های مددکاری، اعلام جرم خواهد شد. همچنین، در مواردی با ملاحظه شأن و کرامت بزه‌دیده، مقرر شده است که بزه‌دیده مکلف به شرح و تشریح جزییات ماجرا نباشد. مراجع درمانی در این‌گونه جرایم علیه امنیت زنان موظف هستند مراتب را به مراجع قضایی اطلاع بدهند.

در نظر گرفتن مأموران زن آموزش‌دیده برای مراحل تحقیقات، محرمانه‌بودن مشخصات بزه‌دیده در زمان تشکیل پرونده تا خاتمه آن، پیش‌بینی نهادهای میانجی‌گر، ترک تعقیب و تعلیق تعقیب و... از جمله نوآوری‌های این لایحه است. تشکیل دادگاه‌های تخصصی، غیرعلنی‌بودن جلسات، حضور قاضی مشاور زن، محرمانه‌بودن مذاکرات و عدم انتشار آن‌ها نیز از دیگر گام‌های این لایحه در جهت تأمین امنیت زنان به‌شمار می‌رود.

توقف لایحه تأمین امنیت زنان در کمیسیون لوایح دولت

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح دولت دهم متوقف ماند؛ زیرا در قسمت تدابیر قانونی این لایحه پیشنهادهایی برای وضع مجازات‌های جدید یا تشدید مجازات مرتکبین شده بود که از دیدگاه اعضای کمیسیون لوایح، این مسأله جنبه قضایی پیدا می‌کرد و طبق تفسیر شورای نگهبان، لوایحی که جنبه قضایی دارند، باید با همکاری قوه قضاییه ارایه شوند. به همین دلیل با نزدیک‌شدن به پایان کار دولت دهم، این لایحه از دستور کار کمیسیون خارج شد و متوقف ماند.

بخشی از ایرادات موجود در این لایحه:

1- مثل همیشه این لایحه مانند سایر لوایح خارج شده از این بخش نامیمون از دولت رویکرد فمینیستی و جنسیتی داشته و جنس مرد را مجرم فرض کرده است
.

2- موارد مطروحه در این لایحه در اغلب موارد خشونت هایی است که جنسیت بر نمی تابد و ممکن است همین خشونت ها حتی شدید تر هم نسبت به مردان اعمال شود خواه از طرف زنان و خواه از طرف جامعه و مرد اصلا بعنوان عضوی از خانواده مورد حمایت این قانون نیست. لذا این لایحه به دلیل حمایت صرف از زنان محکوم به شکست حتمی است.

3- با نگاهی به وضعیت لایحه مشخص می شود که عرصه بیش از حد بر مردان تنگ می شود و دامنه جرم انگاری ها در حدی وسیع است که گویی عبور از کنار زن هم خشونت محسوب گردد و لذا این سبب جریح شدن مردان ، احساس عدم تسلط بر زندگی و در نتیجه خشونت بیشتر را از جانب آنها بر زنان رقم  خواهد زد.
زیرا وقتی قانون محدودیت و سختگیری زیادی اعمال کند نتیجه عکس خواهد داد. یعنی وقتی که یک مرد تحت فشار قرار بگیرد و به سادگی مجرم شناخته شود بدیهی است که وقتی آب را از سر گذشته ببیند دست به اقدامات خطرناکی خواهد زد و این خود آمار جرم و خشونت را بالاخواهد برد و جمیع این موارد سبب کاهش تمایل به ازدواج  خواهد شد.
البته این دقیقا چیزی است که معاونت زنان در صدد آن است زیرا از این طریق موفق خواهند شد تا بودجه بیشتری را برای حمایت از زنان و افزایش زنان سرپرست خانوار و در نتیجه افزایش سهم بودجه برای حمایت از آنها در لوایح بودجه دریافت کنند و بصورت نقسیم سلولی میتوز و میوز به رشد ویرانگر خود ادامه دهند.

4- ایجاد این خود باوری در مرد که تو میتوانی خشونت کنی از دیگر بارهای منفی این لایحه است. یعنی مرد خود را یک مهاجم بالفطره می بیند و این در وجودش نهادینه میشود و این ناشی از نگاه این قانون است.

5- با نگاهی به شمول لایحه می بینیم این لایحه لایحه ای است که در پی گیر انداختن و مجرم انگاری طیف گسترده ای از افراد است و مثلا شهادت ندادن یک فرد را هم مصداق خشونت معرفی می کند.
بدیهی است که این لایحه با افزایش دعاوی خانوادگی، پرونده های بسیار زیاد و بیهوده ای را روانه دستگاه قضایی خواهد کرد و افراد زیادی را درگیر خواهد کرد و این می تواند قوه قضاییه را فلج کند.

و هزاران پیامد منفی دیگر که مجال گفتن آن نیست.


نظرات()   
   

فمینیست مولاوردی

در اقدامی ضد فمینیستی ، دوستداران خانواده ، فیسبوک و جی‌میل مولاوردی را هک کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده از هک شدن حساب‌های کاربری خود در جی‌میل (gmail) و فیسبوک(facebook) خبر داد.

وی در متن کوتاهی نوشته است: "سلام دوستان. متاسفانه تا اطلاع ثانوی حساب فیسبوک و جی‌میل من هک شده است."


شایان ذکر است سیاست های نامناسب در زمینه خانواده که در بسیاری موارد در تضاد با انصاف و دیدگاه اسلامی است سبب نارضایتی بسیاری شده است.


نظرات()   
   

                                                                                                    Image
مریم میرزاخانی استاد دانشگاه آکسفورد در آمریکاست. ایشان از برندگان المپیاد ریاضی و از زنان سرشناس تحصیل کرده در غرب محسوب می شود. زمینه های کاری او بیشتر در زمینه توپولوژی (یکی از زیر شاخه های علم ریاضی) می باشد. 
مریم میرزاخانی شاید چهره علمی مناسبی باشد ولی بیش از یک چهره علمی بودن بیشتر شخصیتی رسانه ای دارد. جالب اینکه هر دو گروه رسانه های داخل و خارج قصد دارند او را به نحوی به خود مرتبط  کنند. اجازه بدین از این مورد سریع تر رد بشیم و وارد مسائل مهمتر بشیم.
مهمتریت دستاورد سال های اخیر میرزاخانی مربوط به برنده شدن جایزه فیلدز در ریاضیات است. این جایزه بالاترین جایزه علمی درریاضیات محسوب می شود و هر چهارسال به ریاضیدانان برجسته که کارهای علمی برجسته ای انجام داده باشند تعلق می گیرد. این جایزه به افتخار جان چارلز فیلدز در کنگره جهانی ریاضیات داده می شود و مخصوص ریاضیدانان زیر 40 سال است. 
هیچ زنی تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده است و میرزاخانی اولین زن برنده این مدال است. بعد از پخش خبر پیروزیه میرزاخانی موجی از جنجال های رسانه ای چه در داخل و خارج به راه افتاد. همینک تمامیه زنان به میرزاخانی همچون یک قهرمان نگاه می کنند.
اما سوال مهم اینجاست که آیا میرزاخانی با لیاقت خودش این جایزه رو برنده شده و یا مسائل سیاسی زیادی پشت پرده وجود داشته!!! درست مانند داوری که از تیم میزبان در یک مسابقه ورزشی حمایت جانب دارانه میکند. آیا در مورد میرزاخانی هم چنین رخ داده است.؟
برای بررسی بیشتر تحقییقات ایشان کارنامه تحقیق ایشون رو در سایت معروف Researchgate بررسی می کنیم. نمیدونم چقدر به impact factorآشنایی دارید. این نسبت ارزش یک مقاله رو مورد سنجش قرار میدهد بطوریکه هرچه عدد ان ببرای مجله ای خاص بالاتر باشد اعتبار مجله بیشتر است.  اما تعداد مقالات علمی این خانم 17 عدد بود با مجموع impact 19.07 والبته در بسیاری از مقالات ایشون نویسنده اصلی نبودند.
بنده همچنین موفق شدم کارنامه دو تن از ریاضیدانان برنده این جایزه در سال 2014 رو هم پیدا کنم. یکی از اونها Hailer نام داشت که 101 مقاله چاپ شده داشت و مجموع impact مقالاتش 99.14 بود ودیگری Garces که 112 مقاله چاپ شده با مجموع 43.98 داشت.  البته من سایر برنده ها رو به علت کمبود وقت نتونستم پیدا کنم ولی در اولین فرصت اونهارو براتون لیست خواهم کرد و برای این کار شاید مجبور بشم مستقیم دانشگاه ها و کارنامه هاشون رو چک کنم که ممکنه زمان بر باشه. 
خوب اما نتیجه. آیا جوایز علمی در مورد زنان با سخت گیری بسیار کمتری داده میشه؟ ظاهرا تمامی شواهد جمع شده اینو ثابت میکنه. و آیا این خودش نوعی تبعیض جنسیتی علیه مردان نیست.....
در یک کلام فقط اینو میشه گفت هیچ وقت فریب رسانه ها رو نخورید برای اینکه اونها یک روز شلوار پاره پوشیدن رو نماد آدم های بدبخت و بیچاره و روزه دیگه اونو نماد و سمبل مد و زیبایی قرار میدهند و تو دلشون به ما ها میخندن و در ضمن هرگز فریب مستندات فمنیست ها رو نخورین چون اونها با تبعیض عنوان کسب می کنند و بعد فریاد می زنند که با وجود تبعیض علیه زنان ما موفق شدیم و طالب زیاده خواهی های بیشتر میشن.
ادامه دارد


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

ذکری علوش
متاسفانه زنان با پا گذاشتن به عرصه های سیاسی بستر را به فضای فمینیستی و خاله زنک بازی تبدیل می کنند و همین امر هم باعث می شود در کنار درایت پایینی که دارند مسئولین به شدت بی کفایتی باشند.
ساکنان بغداد از انبوه زباله‌ها در مناطق مسکونی و خیابان‌های اصلی و فرعی پایتخت به ستوه آمده و تاکنون تلاش کرده‌اند روشی برای جلوگیری از انباشته‌شدن زباله‌ در خیابان‌ها ابداع کنند. گروه‌های غیردولتی عراقی نیز اعلام کرده‌اند برای برگزاری تظاهرات با هدف برکناری «ذکری علوش»، شهردار بغداد، آماده خواهند شد و در تظاهرات‌های بعدی، خواهان برکناری علوش خواهند شد. فعالان عراقی از «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر عراق، خواسته‌اند تا برکناری شهردار بغداد را نیز جزء اصلاحات خود قرار دهد؛ اصلاحاتی که چندی پیش به دستور خود العبادی متوقف شد. اما مردم عراق نیز مانند لبنانی‌ها بر این باورند که دو دلیل برای فساد وجود دارد: نخست هدردادن اموال عمومی و دوم سوءمدیریت.

شایان ذکر است بر اساس آنچه به گوش می رسد(ممکن است درست نباشد) این زن با لابی سپاه بدر عراق و با حمایت الحشد الشعبی (نیروهای مردمی عراق) به این سمت منصوب شده است.
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که این انتصاب چند روز پس از سفر معاون محیط زیست خانم معصومه ابتکار به عراق به بهانه ریزگردها صورت گرفت.(خود معصومه ابتکار هم بارها مورد اعتراض قرار گرفته و بی کفایتی او مبرهن است + )
و یا +

در برخی از سایت های زنان در ایران از اقدام انتساب این زن تجلیل شده بود و او را بعنوان الگو برای زنان ایرانی معرفی می کردند!
بدیهی است که این دختر مجرد با سن و تحصیلات بالا نمی تواند الگوی مناسبی برای یک زن مسلمان ایرانی باشد!

هر چند معاون زنان ریاست جمهوری چند روز پیش اعلام کرده بود که با الگو گرفتن از زندگی حضرت معصومه س با صرف هزینه های هنگفتی به دنبال این است که مثلا با نهادینه سازی سبک زندگی حضرت معصومه س  کمک کند به اینکه دختران مجرد بدون دغدغه به زندگی مجردی خود تداوم بخشند.
البته صحبت از زمان و مکان و موقعیت خاص زندگی حضرت معصومه چیزی است که فمینیست ها همیشه از بیان آن فرار می کنند!


نظرات()   
   

 
عاطفه خالقی - دوران جدید اروپا که از قرن شانزدهم با نهضت فرهنگی‌‌‌اجتماعی نوزایش (رنسانس) خود را از قرون وسطی متمایز ساخت؛ در‌واقع، نتیجۀ قیام طبقۀ‌ متوسط شهری ضداقتصاد فئودالی بود و سبب شد که طبقۀ جدیدی به‌نام طبقۀ سوداگر (بورژوازی) نبض تحولات اقتصادی را به‌دست گیرند. بورژوازی بر اقتصاد بازرگانی و صنعتی تکیه داشت و حیات خویش را در گرو مبادلۀ آزاد تجاری می‌دید. این طبقه اساساً به ارزش‌های اخلاقی پا‌یبند نبود و سود‌جویی و لذت‌خواهی در کانون توجه این قشر نوپا قرار داشت و از‌همین‌رو، به ترویج ارزش‌های مادی و فرد‌گرایانه پرداخت و فلسفۀ ‌زندگی تازه‌ای پیشِ ‌روی انسان غربی نهاد.۱ این فلسفۀ جدید زندگی بر پایۀ ۵ اصل اساسی استوار است که قبل از ورود به بحث معیار ارزشمندی نقش در جوامع مدرن به تبیین این اصول می‌پردازیم.

۱. اومانیسم  
شاید اگر ادعا کنیم که بنیان تمدن غرب بر پایۀ اومانیسم استوار است، چندان به‌گزاف سخن نرانده‌ایم. «در قرن پانزده و شانزدهم میلادی که کلیسا بر اروپا حاکم بود، رشد علم و عقلانیت از‌طرفی و بروز فساد و بی‌کفایتی در تدبیر جامعه از‌سوی کلیسا از‌طرفی ‌دیگر، باعث شد اعتماد بشر به دین و مذهب کم‌کم رنگ باخته و منجر به‌کنار‌رفتن دین از عرصۀ مدیریت و تدبیر جامعه شود و پس از آن، رابطۀ هر فرد با خدا به‌صورت شخصی و در حیطۀ روابط فردی تعریف شود. بدین‌ترتیب، انسان در غیاب خداوند، محور و غایت همه چیز قرار گرفت و عقل او ملاک تشخیص حق از باطل تلقی شد و خود درصدد برانداختن طرحی نو برای زندگی خویش برآمد.»۲

۲. فردگرایی   
این طرز تلقی از انسان و نسبت وی با خداوند، موجب پر‌رنگ‌تر‌شدن روحیۀ فرد‌گرایی و اهمیت‌یافتن فردیت انسان‌ها شده و هویت جمعی آن‌ها اهمیت خود را به‌مرور از‌دست داد. فرد‌گرایی بر ارزش‌های فردی افراد همچون آزادی و حقوق اجتماعی و برابری تک‌تک افراد تأکید داشته و به‌جز منافع فردی و لذت‌های مادی افراد هیچ منبع دیگری را برای تعیین ارزش‌های جامعه دارای صلاحیت نمی‌داند. انسان در این جوامع به کلی امید خود را از ماوراء بریده و آرزوها و لذت‌هایش را در زمین جست‌وجو می‌کند؛ لذا در این گفتمان که لذت‌گرایی مهم‌ترین بخش تفکر آن است، تفسیر فرد از واقعیات است که به آن‌ها معنا و ارزش می‌دهد.  

۳. تکثر‌گرایی ارزشی یا پلورالیسم   
وقتی تلقی تک‌تک افراد از واقعیات بیرونی سبب معنی‌دار‌شدن و رد و اثبات آن‌ها می‌شود، خودبه‌خود شاهد وقوع نسبیت‌گرایی ارزشی و پلورالیسم در جامعه خواهیم بود؛ چراکه درک افراد از ارزش‌ها و پدیده‌های اجتماعی با هم متفاوت است و هیچ دلیلی برای ترجیح و غلبۀ فهم کسی بر دیگری وجود ندارد و همه در انتخاب سَبک زندگی و نگرش آزاد هستند؛ به‌عنوان مثال، میان یکتاپرستی و بت‌پرستی در غرب هیچ تفاوت ارزشی وجود ندارد و همۀ این‌ها چون انتخاب افراد هستند، ارزش دارند.

۴. دموکراسی  
در این فضای شکل‌گرفته در غرب تنها عامل بازدارنده و محدود‌کنندۀ آزادی و امیال افراد، قانون و هنجارهای پذیرفته‌شده و تأیید‌شدۀ جامعه است که آن هم، برخاسته از رأی و نظر غالب افراد جامعه است. در این جوامع، نهاد قانون‌گذار و مجری قانون توسط تک‌تک افراد جامعه انتخاب می‌شود و این مردم هستند که امکان و اجازۀ کنترل بر رفتار خود را به نهادی به نام حکومت تفویض‌کرده و هر زمان هم که اراده کنند، می‌توانند این امکان را از آن سلب کنند.

۵. لیبرالیسم   
فلسفۀ وجود حکومت و نیز قوانین و هنجارها، تنها حل‌و‌فصل‌کردن مشکلات و مسائلی است که از تضاد احتمالی آزادی‌های فردی انسان‌ها در جامعه به‌وجود می‌آید؛ به‌عنوان مثال، وقتی کسی مرتکب قتل یا تجاوز یا هر جرم دیگری می‌شود این عمل او تنها به‌دلیل اینکه حقوق و آزادی فرد دیگری را نقض‌کرده است، جرم محسوب می‌شود وگرنه، رفتارهایی همچون زنای محصنه و شرب علنی خمر و استفاده از پوشش‌های زننده در جامعه جرم محسوب نمی‌شود و حکومت حق دخالت در آن‌ها را ندارد.   

۶. سکولاریسم  
از‌آنجاکه در دنیای مدرن، هیچ منبعی غیر از منافع تک‌تک افراد شأنیت تعیین ارزش‌ها و هنجارهای مقبول جامعه را ندارد؛ مذهب نیز از این قاعده مستثنی ‌نبوده و حق دخالت در زندگی اجتماعی افراد را ندارد و فقط به‌عنوان نوعی سَبک زندگی که افراد به دلخواه خود آن را انتخاب می‌کنند، موضوعیت می‌یابد.   

۷. معیار ارزشمندی نقش در جامعۀ مدرن   
لیبرالیسم اقتصادی که آن را «نظام سرمایه‌داری» نیز می‌خوانند و مبتنی‌بر تبادل آزاد سرمایه و آزادی‌ عمل سرمایه‌دار است، درپِی مفاهیم، نظریه‌ها، روش‌ها، شاخص‌ها، روابط و سیاست‌هایی بود که به توسعۀ ثروت بینجامد. در ادبیات سرمایه‌داری کار، سود، بازار و کارفرما عناصری تعیین‌کننده‌اند؛ بنابراین می‌توان حدس زد که در این ادبیات، ارزشمندی مقوله‌ای است که بر پایۀ تعریفی مادی از انسان، بدون توجه به اصول ثابت اخلاقی و با معیار‌ قرار‌‌گرفتن موقعیت‌های اجتماعی فرد و جایگاه وی در تولید ثروت و در تبادل آزاد سرمایه تفسیر شود.   

دخالت مؤثر در تولید ثروت و کسب درآمد باعث افزایش قدرت خرید افراد و به‌تبع آن، گرایش بیشتر به‌سمت مصرف‌گرایی می‌شود و خواه‌ناخواه فرهنگی مبتنی‌بر این گزاره که «مصرف بیشتر، اعتبار و آبروی بیشتر» شکل می‌گیرد و از طرفی نیز کسب درآمد باعث استقلال فردی شده و قدرت تصمیم‌گیری براساس منویات فردی و شخصی را افزایش می‌دهد. با نهادینه‌شدن این معیارها، زنان اروپایی رفته‌رفته به این احساس دست یافتند که زنان در سراسر تاریخ در موقعیت فرو‌دست بوده‌اند؛ چون نه مناصب اجتماعی در میان آنان دست‌به‌‌دست شده و نه ثروت مستقیماً در‌ دست آنان بوده است. از‌‌این‌رو، دستیابی به مشاغل درآمد‌زا و احراز مناصب اجتماعی به مطالبه‌ای برای زن غربی در فضای اجتماعی پس از انقلاب فرانسه تبدیل شد۳؛ لذا با عنایت به مقدمۀ بالا می‌توان معیار ارزشمندی نقش‌ها در جامعۀ مدرن را تأثیر مستقیم آن‌ها بر تولید و کسب ثروت و به‌تبع آن مصرف بیشتر دانست و لذا فعالیت‌هایی چون خانه‌داری که نه درآمدی دارند و نه مستقیماً در تولید ثروت دخیل هستند، کارهایی بی‌ارزش و پَست تلقی می‌شوند.  


نظرات()   
   

 ارزیابی سیاست های سایت های حامی فمینیسم در تعامل با کاربران و بازنشر نظرات آنها برای ما می تواند آموزنده باشد. نگاهی به چند نمونه و نکات آن می اندازیم:
Image
یکی از فروم های سایت «هم میهن» که مدت زیادی است که تبلیغات آن بر سر سایت الف خودنمایی می کند نشان می دهد اختصاص دارد به مطلبی با عنوان « انجمن ضد فمینیست ها(ورود فمینیست ممنوع)». در این انجمن، مدیر آن پیغامی را مرتب در بطن پست ها تکرار کرده است که بیانگر رویکرد کلی راه اندازی این بخش می باشد. وی در عبارت خود آورده است: «اقا این تاپیک تاپیک ضد فمینیست یعنی ضد جنسیت موءنث ... شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست ... در ضمن هر کس ثبت نام کرد باید توی امضاش این عبارت رو بتایپه: THE.ANTI.FIMINIST.GROUP».

در ذیل این مطلب در تالار گفتمان هم میهن کوشیده شده است که هر کسی که به فمینیسم انتقاد دارد و در زمینه حمایت از حقوق مردان و حفظ بنیان خانواده و مخالفت با مدرنیته اظهار نظر می کند را به عنوان «ضد جنسیت مونث» معرفی کند.

این مطلب را در زیر بخوانید:
ضد فمینیسم یعنی ضد جنسیت مونث!!!
http://forum.hammihan.com/thread9385-20.html 

این اقدام چند نکته مهم در بردارد:
- فمینیسم به معنای زن سالاری است (برخی آن را «اصالت زن» می نامند که در اینجا اصالت به معنای حق به جانب بودن و سالار است). لذا ابدا ضد فمینیست بودن به معنای ضد زن بودن نیست بلکه به معنای ضد زن سالاری است.
- طراحان اینگونه مطالب در صدد هستند با لوث کردن اقدامات و فعالیت های انجمن گونه فعالان حقوق مرد در فضای سایبر، حرکت آن ها را لوث و تمسخرآلود جلوه دهند.
- نویسنده و مدیر این تالار که خود مشخص است که فمینیست است (از این عبارت می شود به خوبی فهمید "در شرط اول شما باید هر گاه دختری رو میبینید با اون مثل دشمن جونی خودتون رفتار کنید توی پرانتز که همین جور هم هست") یک نمونه از فمینیست هایی است که می کوشند پسران و مردان را علیه دختران و زنان بشورانند. این رویه باعث می شود دو جنس از یکدیگر متنفر شوند و این باعث رونق جنبش های جنسیتی زنانه می شود. 
- فمینیست ها از اظهار تنفر پسران و مردان برای تقویت فعالیت های فمینیستی زنان و دختران جوان استفاده می کنند. با توجه به اینکه فمینیست ها از جانب رسانه های روشنفکر و قدرتمندان فاسد و سرمایه داران کثیف در کشور ما حمایت کامل می شوند، دامن زدن به ضدیت بین زن و مرد به طور کامل به نفع فمینیست ها تمام می شود.
- همچنین می توان به سرقت کلیدواژه های ضد فمینیسم برای بالا قرار گرفتن در نتایج نمایش داده در جستجوی گوگل نیز می توان اشاره کرد. به عبارت بهتر فعالان حقیقی ضد فمینیسم نیز می توانند تارنمایی زده و فمینیسم را مورد تمسخر قرار دهند تا در نتایج گوگل در رتبه های بالا نمایش داده شود.

Image
دامن زدن به جنگ و جدال های فمینیستی و عدم انتشار نظرات پرمحتوا در بخش نظرات سایت الف 
در نمونه ای دیگر، سایت الف که یدی طولانی در انتشار مطالب فمینیستی دارد مطلبی را با عنوان زیر در لینک زیر منتشر کرده است:
زن خبانتکار با همدستی یک جوان، شوهرش را به ته دره پرت کرد
http://alef.ir/vdcf1mdmtw6d0va.igiw.html?323695

در ذیل این مطلب شاهد هستید که برخی نظرات که حامل رویکرد های فمینیستی می باشد نمایش داده شده اند. تاریخ انتشار این نظرات نیز قابل توجه است. انتشار خبر در ساعت 7:40 و درج نظر مربوطه در ساعت 8:53. زمان انتشار نظرات که همه نظرات اولی به یکباره نمایش داده شده اند. نکته حائز اهمیت این است که نظر اولی اختصاص دارد به یک نظر تند مبنی بر اعدام زن خائن. در نظر دوم که همزمان با نظر اول منتشر شده است نویسنده از دریچه نگاه منطقی به توجیه جنایت و خیانت آن زن پرداخته است. 

ما بلافاصله با مشاهده این خبر این نظر را در ذیل این مطلب نوشتیم ولی این نظر پس از انتشار نظراتی که برخی از آن ها یک روز دیرتر از نظر ما درج شده بودند و پس از چند روز که این خبر به طور کامل از صفحه اول سایت الف حذف شده بود از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر می شود. متن کامل نظر ما را در زیر بخوانید: 

"اینکه یک زن دست به خیانت می زند به این دلیل نیست که حق طلاق ندارد بلکه به این دلیل است که زن خائن، آدم هوسبازی بوده. راهی که دین اسلام برای برخورد با این دسته از زن های خائن و مردهای احمق در نظر گرفته است سنگسار در ملا عام است. سنگسار حکم خشنی بوده که در ملا عام، ترس و وحشت را در دل زنان و مردان می اندازد تا دست به این اقدام نزنند. دادن حق طلاق به زنان در کنار حقوق دیگر مثل مهریه و نفقه و اجرت المثل و نحله و هبه باعث فروپاشی خانواده می شود. چون دیگر هیچ مرد عاقلی ازدواج نخواهد کرد. ضمن اینکه هیچ دادگاهی چنین طلاقی را به رسمیت نمی شناسد. شما فکر کردی اگر فردا زنی دست به خیانت بزند و برود به دادگاه بگوید طلاق می خواهم مسئله حل خواهد شد. این ایده شما، برسمیت شناختن خیانت زنان و هوسبازی آنهاست.
همچنین خاطر نشان می سازم همینک خیلی از زنان هستند که به شوهرشان خیانت می کنند ولی شوهرشان می گوید بیا طلاقت دهم ولی زن می گوید مهریه و نفقه اش را می خواهد تا طلاق بگیرد. اگر قرار باشد حق طلاق به زنان داده شود باید خیلی از قوانین تغییر کند و تغییر قوانین الهی و اسلامی منجر به نتایج دیگری در جامعه می شود که مطمئنا اثرات سوء آن را در پی خواهد داشت."

نکته:
- نتیجه آنکه دست اندرکاران سایت الف می کوشند تا افراد سنتی را افراطی و بی منطق جلوه دهند و از سوی دیگر سعی می کنند با ابزار رسانه، فمینیست ها را افرادی منطقی جلوه دهند. بر همین اساس، اگر شما یک مسلمان باشید و بخواهید با ابزار منطق و مطالعات تان مطالب این سایت را نقد کنید از جانب دست اندرکاران این رسانه ها منتشر نخواهد شد مگر پس از حذف مطلب از صفحه اول.

Image
همچنین همین سایت در مطلبی دیگر ضمن مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان بر معضل بیکاری مردان به واسطه دامن زدن به اشتغال زنان دامن زده است. در ذیل این مطلب شاهد هستید که به صورت کاملا هدفمند، برخی در زیر این مطلب از جانب افراد مثلا متدین اقدام به نظرات توهین آمیز گذاشته و با لحنی زشت و زننده، زنان خانه دار را تحقیر کرده اند و جالب تر آنکه این نظرات توهین آمیز از جانب سایت الف نیز به طور کامل در بخش های مختلف نظرات منتشر شده است. برخی از افراد ساده لوح نیز فکر می کنند این نظرات مردم است در حالی که واقعیت این نیست و این نظرات تایید شده که حاوی توهین است بیانگر سیاست های پشت پرده تایید کنندگان این نظرات در سایت الف است. 

مطلب سایت الف:
زنان بیکارترند یا مردان؟
http://alef.ir/vdcjv8etiuqe8hz.fsfu.html?322915 

نکته:
- فمینیست ها سعی می کنند از جانب افراد ضد فمینیست به شکل های مختلف اظهار نظر کنند تا این جبهه را تخریب کنند. بعید نیست در آینده افراد و شخصیت هایی را به عنوان ضد فمینیسم در رسانه هایشان مطرح کنند تا این جریان را لوث کنند.
- فمینیست ها سعی می کنند با نظرات توهین آمیز در بخش نظرات سایت های خبری، افراد متدین و سنتی را شخصیت های سرکوبگر و پرخاشگر نشان دهند و از سوی دیگر افراد غربزده و فمینیست را شخصیت های منطقی و عالم و دانشمند نشان دهند.

ما در این سایت نظر زیر را قرار دادیم ولی با کمال تاسف از جانب دست اندرکاران سایت الف منتشر نشد زیرا این خلاف رویه سیاست های پشت پرده دست اندرکاران سایت الف است. این نظر را ما دو بار به سایت الف در دو زمان متفاوت ارسال کردیم ولی هیچگاه نمایش داده نشد:

"آمارهایی که نهادهای دولتی منتشر می کنند تابع سیاست های کشور بوده و به همین دلیل سیاسی است لذا نمی تواند معتبر باشد. یکی از این دست از آمارها نرخ بیکاری زنان و مردان است. همواره از مقایسه نرخ بیکاری زنان با مردان سخن به میان می آید که این اقدام زشتی است که مرتب از سوی خبرگزاری های داخلی و سایت های خبری تکرار می شود بدون آنکه کسی این عمل زشت را نقد کند. رسالت زن در جامعه اسلامی تربیت انسان است و تربیت انسان مقدس ترین و بزرگ ترین و زیباترین هنر و کاری است که در دنیا وجود دارد و فقط در حیطه توانایی زنان تعریف شده است. همراهی شوهر و دیگری تربیت و پرورش فرزندان که نیاز به آرامش روحی روانی، دقت ، صبر، خوش خلفی و لطافت ذهنی زن دارد. اما وقتی به زنان، نقش مردانه می دهیم و آنها را به بیرون از خانه سوق می دهیم در جهت تخریب این باور دینی گام بر می داریم. لذا تبلیع و ترویج اشتغال زنان اقدامی نادرست و درجهت سیاست های سکولار و برنامه های فراماسونری «توسعه انسانی» سازمان ملل انجام می پذیرد. در کنار این مسئله، نرخ بیکاری زنان و مردان در جامعه ما با کمال تعجب تعریف یکسانی دارد در حالی که وظایف مالی این دو جنس با هم از زمین تا آسمان متفاوت است. زن هیچ مسئولیت اقتصادی و قانونی تعریف شده در قبال خانواده ندارد و به عنوان نمونه حق حضانت فرزند تا 7 سالگی علارغم نظر دین اسلام و موثرتر بودن تربیت پدر بر شکل گیری شخصیت فرزند به عنوان یک امتیاز به زن (مادر) داده شده ولی در عین حال نفقه او و فرزند بر عهده همان پدری است که طی طلاق از فرزند خویش جدا شده است. لذا یکسان بودن تعریف بیکاری مرد با زن (پسر با دختر) اقدامی نادرست است. همچنین با وجودی که تعریف نرخ بیکاری مردان با زنان یکی است ولی نتایجی که از آن منتج می شود غیر مستند است. به عنوان نمونه سربازان وظیفه که حقوق متوسط 60 هزار تومان می گیرند شاغل به حساب می آیند ولی زنان خانه دار که طبق قانون مشمول حداقل نفقه 250 هزار تومانی در ماه هستند بیکار حساب می شوند و بر همین اساس، نرخ بیکاری دستخوش تغییر می شود. لذا به دلایل فوق نمی توان به این آمارها اعتماد کرد و این آمارها با رویکرد های سیاسی (ضد مرد و فمینیستی) تولید می شوند. همچنین در انتها خاطر نشان می سازیم که ما نباید آنچه را به واقع می بینیم را تکذیب کنیم و آنچه در سایت ها و روزنامه ها می خوانیم تایید کنیم. واقعیت این است که اکثریت پرسنل ادارات دولتی، بانک ها، شهرداری ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، دستگاه ها، خبرگزاری ها، نشریات، انجمن ها، شرکت ها و شرکت های خصوصی و کارگاه ها را زنان تشکیل داده اند. از سوی دیگر، نیروی کار افغانی نیز مشاغل سطح پایین بسیاری را گرفته و جوانان ایرانی بسیاری نیز در نتیجه سیاست اشتغال اتباع بیگانه و زنان بیکار شده اند. لذا بنده به جد معتقدم که این آمارها نادرست و خلاف واقع می باشند."


اسکرین شات مطالب:
- سایت هم میهن: http://s7.picofile.com/file/8234931776/325_1p.jpeg 
- سایت الف: http://s7.picofile.com/file/8234932100/325_2p.jpeg 


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

                                 مدیریت زنان

این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.


نظرات()   
   

Image خبرگزاری فارس، گروه سینما - دشمن افسانه است؛ ما سنت‌هایی داریم که دلایل وجودی‌شان از بین رفته است، فیلم سیاه وجود ندارد، مگر خارجی‌ها بیکارند الکی به ما جایزه بدهند، نباید اینقدر دشمن دشمن کنیم، تجاوز فرهنگ غرب افسانه است و... شاید باورش سخت باشد اما همه این جملات را یک ایرانی آن هم در یک برنامه‌ زنده تلویزیونی بر زبان رانده است.

ملاک از دعوت برخی از افراد به رسانه ملی و دادن آنتن زنده تلویزیون هنوز هم ناشناخته است و این موضوع در برنامه سینمایی هفت ناشناخته‌تر جلوه می‌کند. ظاهرا هر فردی که فیلمی در اکران داشته باشد می تواند جزو میهمانان این برنامه شبانگاهی باشد و لابد آنها هم فکر می‌کند چون برنامه در ساعاتی بین شامگاه و صبح‌گاه پخش می‌شود می توانند هر هذیانی که به ذهنشان می‌رسد را بر روی آنتن زنده و به نمایندگی از میلیون‌ها ایرانی بر زبان جاری کنند.

مصداق بارز حکایت بالا حضور تهمینه میلانی کارگردان فمنیست سینمای ایران در برنامه «هفت» است. هذیان‌گویی دوباره این کارگردان نشان دادن که تلویزیون سیاست مشخصی از در اختیار دادن آنتن خود به افراد ندارد. میلانی اگر به جای دوربین «هفت» مقابل دوربین بی‌سی‌سی فارسی و صدای آمریکا هم قرار می‌گرفت همین حرف‌ها را (شاید وقیحانه‌تر) بر زبان جاری می کرد با همین شدت و غلظت از هذیان‌گویی و ناشناختگی از جامعه متدین ایرانی؛ اما جای سوال از مسئولان تلویزیون است که اصلا چرا به چنین افرادی مجال حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی را می‌دهید تا هرچه دلشان خواست را در باب مسایل ارزشی جامعه ایرانی از زبان جاری کنند؟!

در شرایطی که حتی افرادی با کم‌ترین درجه هوشی نیز می‌دانند این روزها ایران در یک جنگ نابرابر گسترده قرار دارد؛ «افسانه خواندن» دشمن و منکر شدن دشمن، حرف ساده لوحانه ای بود که خانم کارگردان با اعتماد به نفسی عجیب در رسانه ملی از آن سخن گفت و دست و پا زدن های مجری در توضیح و توجیه حرف های وقیحانه او راه به جایی نبرد.  

البته شاید برای خانم میلانی که اهل اقامت‌های مکرر در کشور دوست و برادر آمریکا (!) است؛ دشمن موجودیت خارجی نداشته باشد. چرا که ایشان هر وقت از تحریم‌ها به تنگ آمد و اصلا هر وقت فیلشان هوای ینگه دنیا کرد بار سفر می‌بندد و همراه با جناب مهندس روزگار را دور از این مردم فلاکت زده و در میان دوستان مردن شان سپری می‌کنند. لابد موانعی مثل تحریم‌ها و تهاجم فرهنگی و مشکلات متفاوتی که برای مردم سرزمین ما بوجود آمده نیز از طریق دشمن فرضی ایجاد شده است!!    

اما شاید بهتر باشد بخشی از آنچه تهمینه میلانی در برنامه هفت گفت را یکبار دیگر مرور کنیم تا متوجه عمق فاجعه بشویم. فیلمسازی که نه تنها اعتقادی به دشمن ندارد، بلکه نظرات عجیب او درباره بخش اعظمی از جامعه ایرانی که خانواده‌های متدین را تشکیل می‌دهد نیز قابل تامل است.   

او با حضور در برنامه جمعه شب 9 آبان «هفت» با تحقیر از حیای زن مسلمان ایرانی و پرهیز ذاتی او از اختلاط در جمع مردان نامحرم، رفتار جامعه متدین را یک جمود در برابر مدرنیته معنا کرده و می‌ گوید: «ما سنت هایی داریم که دلایل وجودی شان از بین رفته است. اینکه زن را مخفی می‌کنند. خیلی از خانواده ها در خیلی از شهرستان ها یا حتی در همین تهران هم این کار را میکنند. اینها هیچ کدام نمیدانند دلیل اینکه زن مخفی می شده چه بوده است. دلایلش خیلی علمی و درست بوده است. زمانی بوده که تاتار، مغول و قوم های دیگر حمله میکردند و آذوقه را می بردند. زن را می بردند برای کنیزی بچه های را می بردند برای غلامی. بیشتر ساختمان های ما بخصوص در زنجان اگر تشریف ببرید می بینید که دیوارهای دو پوسته وجود دارد. و موقع حمله زن و بچه و آذوقه را در میان دیوار می گذاشتند تا بتوانند یک سال دیگر با آن زندگی کنند. این شکل شیوه جنگ عوض شد. الان بمب می اندازند روی سر مردم ولی هنوز آن شیوه ادامه پیدا کرد. یعنی خیلی ها هنوز زن و بچه شان را مخفی میکنند. دلایل وجودی اش از بین رفت ولی خود این هنوز مانده است.»   

بله؛ خانم میلانی ظاهرا در هیچ کتاب معتبر یا از هیچ استاد فاضلی در فضایل الگوی زن مسلمان ایرانی و سرور زنان جهان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چیزی نخوانده و نشنیده است. او هیچ وقت نشنیده که حضرت شان در برابر مرد نابینا هم حجاب کرد تا حتی به قدر لحظه ای از کتم عصمت بیرون نباشد. آیا این پنهان کردن و حجاب داشتن معنایش پنهان کردن زن در دوره حمله مغولان است؟   

این کارگردان در بخش‌ دیگری از سخنانش خطاب به مردم مسلمان ایران که به زعم ایشان همچنان در بی خبری و جهل مرکب زندگی می کنند اظهار داشت: «امروز این سنت‌های غلط باید از بین برود. فیلم سیاه وجود ندارد، مگر خارجی ها بیکارند الکی به ما جایزه بدهند. نباید اینقدر دشمن دشمن کنیم. تجاوز فرهنگ غرب افسانه است».   

بخش جالب دیگر سخنان خانم کارگردان نظرات عجیب او در باره فیلم‌های سیاه‌نما است تا از این طریق میزان و شدت روشنفکرنمایی خود را در یک برنامه زنده فریاد بزند:«فیلم سیاه بی معنی است. من فیلمسازم و کار خودم را دارم می کنم. فیلم سازی هست که میخواهد فیلم اجتماعی سیاه بسازد. بگذارید بسازد. چرا فکر میکنید فستیوال ها از ما استفاده یا سوء استفاده میکنند. من اصلا با این حرف کاملا مخالفم. مگر بیکارند که به ما توجه کنند. برای چی اینقدر دشمن می پرورانیم. من با این کلمه دشمن مشکل بسیار جدی دارم. شما میدونید بیس اینکه ما اینقدر دشمن خیالی میسازیم چیه؟ ما دائما در رسانه میگوییم فرهنگ غربی به ما حمله کرد. دشمن منتظر است از ما آتو بگیرد و اینها. حالا اگر دشمن بفهمد ما چند تا ایدزی داریم در جامعه چه استفاده ای از این میکند؟... بعد می گویند غربیها نمی گذارند ما درست زدگی بکنیم. آیا غربی ها به شما میگویند شما با خانم تان درست صحبت نکنید؟ میگویند دندان تان را مسواک نزنید؟ می گویند حمام نکنید؟ میگویند زبان آلمانی یاد نگیرید؟ می گویند در شغل تان رشد نکنید؟ ببینید اینها همه افسانه است. من نمیدانم چرا دائما این نگرش را در جامعه باب میکنند.... من مشکل جدی با کلمه آبرو دارم. آبرو روزگار ما را سیاه کرده است».    

شنیدن این حرف‌ها از زبان تهمینه میلانی و این میزان از کج‌فهمی درباره مسایل استراتژیک، غفلت در دشمن شناسی و توهم دانستن وجود دشمن، نگاه تحقیرآمیز به خانواده‌های متدین و مذهبی و... اصلا تازگی ندارد. او قبلا نیز بارها این حرف‌ها را گفته است و موضع گیری در برابر این حرف‌ها شاید احساس قهرمان بودن به کارگردان انتولکتوئل سینمای ایران بدهد که اتفاقا با ژستی قهرمانانه که انگار رسانه ملی را فتح کرده است در برنامه «هفت» حاضر شد؛ اما جای سوال از مسولان رسانه ملی است که آیا هیچکس از تفکرات چنین فردی آگاه نبود که آنتن زنده تلویزیون را خرج بیان تفکراتش کردید؟ آیا حاضرید در همین برنامه هفت از آن بخش جامعه که خانم مدعی العموم در سخنانش به آنها توهین کرد عذرخواهی کنید؟ و در آخر اینکه تا چه زمانی قرار است جذابیت یک برنامه و جذب مخاطب بیشتر فدای پاسداری از ارزش‌ها شود؟!
منبع: من پرس فارسی


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

فمینیست ها پیاده نظام ارتش فراماسونری و دجال هستند. آنها بودجه های کلانی از دولت های خارجی می گیرند و ایده های جنسیت گرای خویش را دنبال می کنند. سال ها پیش که تعداد دانشجویان پسر از دانشجویان دختر دانشگاه ها بیشتر بود، طرحی را در مجلس تصویب کردند که مقدار کفی برای ورود زنان و دختران در دانشگاه ها و رشته های دانشگاه های دولتی اختصاص یابد. بر همین اساس، حتی اگر پسرها باهوش تر نیز باشندحداقل تعداد مشخصی دختر به کلاس های درس راه خواهند یافت. حالا فمینیست ها با حمایت فمینیست های دولتی طرح جدیدی پیاده سازی کرده اند. آنها با الگوگیری از تجربه موفق تبعیض جنسیتی مثبت در پذیرش دختران در کنکور سراسری که در نهایت باعث اختصاص 60 تا 90 درصد کرسی های دانشگاه های دولتی به زنان و دختران شد درصدد هستند تا با ایجاد یک تبعیض جنسیتی دیگر، این مدل را در مجلس شورای اسلامی پیاده کنند. آنها امید دارند تا با این رویکرد، افرادی که علیه ارزش های دینی و سنت رسول خدا(ص) قیام کرده اند را با ظاهر موجه (با چادر برای زنان و با عبا و عمامه برای مردان) به مجلس راهی کنند تا جامعه را منطبق اهداف شیطانی خویش مدرن سازی و دین زدایی کنند.  

فمینیست ها پیاده نظام جریان ضد انقلاب هستند. آنها از سوی تمام رسانه های ضد انقلاب و ضد اسلام حمایت رسانه ای می شوند. جریان های اصلاح طلبی و اصولگرایی که دو جریان فاسد در کشور ما برای مشغول کردن مردم به جنگ زرگری و انتخاباتی است نیز با این موج همراهی کرده اند و هیچ یک از رسانه های اصولگرا در برابر فمینیست ها و طرح جدیدشان موضع گیری نکرده اند. این به خوبی نشان می دهد که درد رسانه های کشور -اصولگرا و اصلاح طلب- درد و غم قدرت است و نه درد دین و ارزش های دینی.

در حالی که در کشورهای پیشرفته دنیا و آمریکا که مهد و مادر فمینیسم و صادر کننده آن به کشورهای دیگر است، زنان حضور بسیار ناچیزی در کابینه دارند فمینیست های ایرانی، اینبار افغانستان را الگوی خویش قرار داده اند و با الگوگیری شیوه اجرا شده در افغانستان در صدد سوق دادن زنان و دختران به مجلس هستند. نگاهی به اتحادیه اروپا نشان می دهد که اکثر اعضای آن را مردان تشکیل می دهند و زنان حضور ناچیزی در مسند قدرت کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا دارند. با این وجود فمینیست های بی دین و خائن ایرانی که هدفی جز استحاله فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی را ندارند هر ازگاهی ایده جدیدی را مطرح می کنند.

اخیرا این جریان، طی برگزاری جلسه ای بیانیه ای صادر کرده که اسامی خبرنگاران و روزنامه نگاران روشنفکر زیادی در آن خودنمایی می کند. افرادی که در روزنامه های متصل به افراد ثروتمند و صاحب قدرت در کشور هستند و ابدا دغدغه آرمان های اسلامی و انقلابی کشور اسلامی مان را ندارند.    

فعالیت گسترده فمینیست ها برای نفوذ به کرسی های بالای کشور در حالی صورت می گیرد که با حمایت کامل جریان فراماسونری در بین مسئولین همراه است. با این وجود رسانه هایی همچون خبرگزاری فارس و خبرگزاری مهر و خبرگزاری های صدا و سیما (باشگاه خبرنگاران جوان و روزنامه جام جم) ابدا در برابر این تبعیض جنسیتی جدید موضع گیری و روشنگری نکرده و نمی کنند. زیرا بدنه زنان حاضر در تحریریه این رسانه ها افرادی هستند که روشنفکر بوده ابدا دغدغه دین و انقلاب ندارند و احساسات و مکر زنانه شان بر تعقل و خردمندی و فهم اسلامی و انقلابی غلبه دارد. با این وجود شخصیت های مرد جریان های اصولگرا و اصلاح طلب، همگرا با این جریان سازی، هیچ ایده و طرحی برای مقابله و خنثی سازی طرح های پلید فمینیست ها مطرح نکرده و نمی کنند. آنها در موارد متعددی با خواست این جریان ها همراهی می کنند. همین مسئله به خوبی نشان می دهد جریان های سیاسی کشور ها تشنه قدرت هستند و اگر در مسائل سیاسی دم از انقلاب و ولایت می زنند فقط برای عوام فریبی است و در باطن سیاست «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» را پیگیری و پیروی می کنند.

این همه در حالی است که زنان دولتی از جناح روشنفکر، کارنامه ضعیفی از خود به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن در افرادی مثل خانم مولاوردی (عدم توجه به خانواده و زنان خانه دار و افزایش جمعیت) و خانم ابتکار (آلودگی هوا، منقرض شدن نسل حیوانات، از بین رفتن جنگل ها) مشهود است. 

دروغگویی در ذات فمینیست هاست. فمینیسم یک فرقه ضاله است که بر مبنای دروغگویی استوار شده است. بررسی مطالب ذکر شده توسط پژوهشگران فمینیست نشان می دهد که آنها از هر موضوعی به نفع جنسیت خویش بهره برداری می کنند. ما به چند مورد از مغلطه های آنها در زیر اشاره کرده و پاسخ داده ایم:


1. آیا حضور زنان باعث فساد کمتر می شود؟   
بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که پشت هر مرد کلاهبردار، خبیث، ثروتمند و فاسدی یک زن همگرا با وی نیز وجود دارد. آنچه در کشورهای اروپایی باعث کاهش فساد شده است اصلاح مدل های اقتصادی و قوانین سخت گیرانه علیه فساد بوده است. ولی فمینیست ها می خواهند چیزهای بی ربطی را به هم ربط دهند و نتیجه دلخواه خودشان را بگیرند. امروز افغاستان که بخش عمده ای از نمایندگان مجلس آن را زنان تشکیل می دهند دچار مفاسد بزرگ دولتی است و جالب این است که فمینیست ها، طرح افزایش حضور زنان در مجلس را از این کشور عقب افتاده درگیر فساد الگوبرداری کرده اند.     

2. دولت تعهد داده که حداقل نمایندگان زن مجلس 30 درصد باشد!    
یکی دیگر از مغلطه های فمینیست ها اشاره تفاهم نامه ای است که در دولت روشنفکر آقای خاتمی با سازمان ملل عقد شده است. بر اساس این تفاهم نامه که به هیچ عنوان تعهد آور نیست از کشورها خواسته شده که 30 درصد مجلس خودشان را به زنان اختصاص دهند. در اینکه برنامه های سازمان ملل فمینیستی و غیر اسلامی و صهیونیستی است شکی نیست. ولی چیزی که اینجا جالب است استدلال فمینیست هاست که به عنوان وکیل مدافع و سرباز پیاده سازمان ملل صهیونیستی ظاهر شده اند. از نظر فمینیست ها، تمام قطعنامه های سازمان ملل نیز باید اجرا شود چون ایران عضو آن است! این حرف فمینیست ها، به نوعی همگرایی و همنوایی آنها با سازمان ملل و ارگان های صهیونیستی را نشان می دهد.

3. اگر زنان روی کار بیایند 50 درصد خشونت ها کم می شود!    
یکی از فمینیست ها ادعای جالبی مطرح کرده است. از نظر وی، اگر زنان در مجلس و دولت روی کار بیایند از خشونت ها کاسته می شود. کافی است در این عبارت اندیشه کنید. آیا کشور و حکومت ما خشونت گرا است؟ مطمئنا چنین نیست! آیا کشور و حکومت ما جنگ گراست؟ مطمئنا چنین نیست. پس منظور فمینیست ها چیست؟ بلی. منظور فمینیست ها حذف مقاومت نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در برابر اسرائیل، آمریکا و دولت های شیطانی است. آنها می خواهند تا کشور ما به یک کشور سرسپرده و تسلیم تبدیل شود. هر جا آنها حرفی از خشونت زنند منظورشان مقاومت مردم مومن بر آرمان هایشان است و هدف آنها دور کردن مردم از آرمان های حسینی و عاشورایی شیعیان ایران است. همچنین می توان به جرئت گفت که از زمانی که فمینیسم در کشور ما شیوع پیدا کرده است روز بروز بر آمار خشونت های خانوادگی افزوده شده است. لذا فمینسم خود مروج خشونت است نه کاهش دهنده آن.

4. زنان شایستگی دارند!     
عبارت مضحک دیگری که بارها از سوی فمینیست ها عنوان شده مطلب شایستگی زنان است. آنها با اشاره به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه ها می خواهند این ادعا را بیان کنند که زنان شایسته هستند. این در حالی است که وجود قوانین سخت گیرانه مثل سربازی برای پسران باعث شده که بسیاری از آنها نتوانند به دانشگاه راه یابند. همچنین وجود دانشگاه ها و رشته های کاملا زنانه (مثل راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی دخترانه در هر استان) نمونه هایی از تبعیض بر علیه پسران است که باعث حضور بیشتر دختران در دانشگاه ها شده است. ضمن اینکه ادعا شده که هم اکنون وزارت علوم، برای پسران تبعیض مثبت در نظر می گیرد که کاملا دروغ بوده و مصداق توهین و ضدیت با پسران است. چون اگر ادعا شده که این قانون وجود دارد پس چرا بین 60 تا 90 درصد رشته های مختلط دانشگاه های روزانه را دختران گرفته اند؟ و اگر چنین نیست چرا چنین رویکردی نسبت به پسران و مردان دارند و به دنبال ارتقای سطح علمی مردان با تصویب قوانین مشابه (مثل همین طرح 50 نماینده زن برای مجلس) نبوده و نیستند و در برابر آن موضع گیری می کنند؟ در جامعه ایرانی، بر دوش پسران، مسئولیت های مالی و قانونی تعریف شده که همین محدودیت ها مانع از تحصیل و فراغت وقت پسران و مردان برای تحصیل در دانشگاه می گردد ولی دختران هیچ یک از این دغدغه ها را ندارند و بدون دغدغه خاصی بارها در کنکور شرکت می کنند و به خرخوانی می پردازند. از طرف دیگر این سوال وجود دارد که اگر زنان شایستگی دارند چرا نتوانسته اند در طول تاریخ پادشاه یا وزیر شوند؟ چرا نتوانسته اند امروز بخش عمده کاندیداها را شامل شوند و به دنبال ایجاد و تصویب قوانین تبعیض آلود هستند؟ چرا نتوانسته اند در بین مصلحین و بزرگان هر جامعه ای حضور داشته باشند و امروز نیز که فعالانه در جامعه حضور دارند به دنبال خودخواهی های جنسیتی خودشان هستند؟

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
در زیر، متن کامل بیانیه فمینیست ها را که از سایت ها و رسانه هایشان گرفته شده است ذکر نموده ایم تا پژوهشگران ضد فمینیسم با طرح ها و برنامه های این جریان آشنا باشند:    
نکته قابل توجه در این نشست این است که اکثر شرکت کنندگان زن و دختر این برنامه، پیرزن یا دخترانی پژمرده هستند که به دلیل نداشتن ظاهر جذاب برای بینندگان از یک مجری زیبا چهره و آرایش کرده که بخش عمده ای از موهای خود را نیز بیرون ریخته است استفاده شده است تا اندکی نگاه بینندگان را به این افراد بهبود بخشد! ما نیز برای پیشگیری از حواس پرسی مخاطبان، تصویر این منشی را در همه تصاویر -به جز تصویر اول- محو کردیم.   


Image
در جهان امروز، خواهرانِ ما در بسیاری از کشورهای جهان، یک‌پنجم (۲۰ درصد) صندلی‌های مجلس‌ را در اختیار دارند، اما برای افزایش این تعداد و کسب یک‌دوم (۵۰ درصد) صندلی‌های مجلس بی‌وقفه تلاش می‌کنند. خواست زن‌ها فقط اشغال صندلی‌ها و استفاده از مزایای نمایندگی مجلس نیست بلکه هدف آن‌ها نظارت بر روند قانونگذاری است. زیرا هیچ قانونی نباید به صورت یک‌طرفه، بدون توجه به حقوق انسانی و اجتماعی زنان، به تصویب برسد. زنان در بسیاری از کشورهای جهان برای حقوق برابر و انسانی خود می‌کوشند و هر روز تعدادشان در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری افزایش می‌یابد.
اما ترکیب فعلی مجلس شورای اسلامی به گونه‌ای است که فقط ۳ درصد نمایندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند. یعنی؛ مجلس تقریباً در انحصار مردان است. پس جای تعجب نیست که در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور ما پیوسته نوای ناساز با حقوق برابر و انسانی زنان به گوش می‌رسد و ما با انفعال شاهد تصویب قوانینی هستیم که به جای توانمند کردن زنان،روزبه‌روز آنان را ناتوان‌تر می‌کند. زنان نیمی از جمعیت‌ کشورند و ترکیب مجلس باید به گونه‌ای باشد که بتواند قشرهای مختلف جامعه را نمایندگی کند. مجلس نباید در انجصار مردان باشد.
از این پس باید نمایندگانی را راهی مجلس کنیم که با حقوق انسانی و برابر برای زنان و همۀ شهروندان موافق‌اند. از همین روست که «کمپین پیش به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس» را به راه انداخته‌ایم تا خواست «حداقل ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» در مجلس دهم را در میان افکار عمومی مطرح کنیم. زنان مسئولیت‌های مهمی را در همۀ سطوح جامعه از خانواده گرفته تا عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برعهده دارند. اکنون زمان آن است که جایگاه زنان در قوانین، با توجه به میزان مسئولیت‌هایشان، تغییر کند.
افزایش مشارکت در قانون‌گذاری و مدیریت سیاسی، مطالبۀ بر حقی است که در اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح شده و در آن آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
از سوی دیگر یکی از اهداف «توسعه هزاره» که سند آن را در سال ۱۳۷۹ سران کشورها امضا کردند (و در سال ۱۳۸۴ نیز با حضور رئیس جمهوری ایران در اجلاس سران، بار دیگر دولت ایران بر آن مهر تأیید زد) برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است؛ اهداف سند توسعۀ هزاره باید تا سال ۱۳۹۴ توسط کشورهایی که آن را امضاء کرده‌اند محقق شود. در «نقشۀ راه» این سند که «کوفی عنان» دبیر کل وقت سازمان ملل آن را پیشنهاد داده، به صراحت آمده است که همۀ کشورهای امضاءکنندۀ‌ سند هزاره ـ از جمله ایران ـ باید تا سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۳۰ درصد کرسی‌های مجالس‌ خود را به زنان اختصاص دهند. پس چگونه است که دولت‌مردان ایران نسبت به سندی که آن را امضاء کرده اند، پایبندی نشان نمی‌دهند؟
 
پیش به سوی حضور فعال زنان در مجلس دهم   
ما به پشتوانۀ تجربۀ بیش از یکصد سال تاریخ مبارزات زنان در ایران برای دستیابی به حقوق اجتماعی و قانونی خود و سایر شهروندان، می‌خواهیم از طریق پیشبرد اهداف این کمپین مسئولان را واداریم که نه فقط به لایه‌های رأس هرم قدرت، بلکه به گروه‌های مردمی و اقشار حاشیه‌ای نیز پاسخگو باشند و اگر در صدد جلب آرای زنان‌ هستند باید آنان را در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری نیز سهیم کنند.
ما می‌خواهیم بگوییم که:
– در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان امید به تغییر داشت.
– در همه حال، می‌توان شهروندی تأثیرگذار و مثبت بود.
– و فضای عبوس و مردانۀ سیاست را می‌توان فضایی با طراوت و چندصدایی کرد.
تحقق این اهداف، بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه بتوانیم از حداکثر ظرفیت، هوشیاری و جسارت آزمودن راه‌های گوناگون بهره ببریم. تجربه نشان داده است که هر فضا و روزنه‌ای که زنان واگذاشته‌اند، بلافاصله با حضور «زن ستیزان» فتح شده و در نتیجه زندگی یکایک زنان کشور را بیش از پیش دستخوش تبعیض‌ها، محدودیت‌ها و رفتارهای خشونت‌بار کرده است.
پیروزی و شکست این حرکت، به یکایک ما زنان در هر کنارگوشه این کشور بستگی دارد. به زنانی بستگی دارد که با همه وجودشان معتقدند: « ما با هم می‌توانیم، اگر بخواهیم.»
از این‌رو، برای پیشبرد اهداف این کمپین، سه کمیتۀ زیر تشکیل خواهد شد: ۱ – «من کاندیدا می‌شوم.» ۲ – «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» ۳ – «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»   
۱ – «کمیتۀ من کاندیدا می‌شوم»: حق انتخاب کردن کافی نیست، حق انتخاب شدن می‌خواهیم
محور فعالیت این کمیته «حق انتخاب شدن» است. زیرا، با توجه به موانع عظیم و بی‌شماری که در برابر زنان قرار دارد، برای ورود حداقل ۵۰ زن برابری‌طلب به مجلس، باید هزاران زن که به عدالت و برابری حقوقی میان زن و مرد باور دارند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کنند.   
اعضای این کمیته دو هدف دارند: تشویق زنان هموطن برای نامزد شدن در انتخابات و پشتیبانی از نامزدهای برابری‌خواه. فعالیت‌های این کمیته به شرح زیر خواهد بود:
ـ شناسایی زنان توانمند از درون جامعه و از میان اصناف گوناگون و تشویق و حمایت از آنان برای نامزد شدن در انتخابات مجلس.
– یاری جستن از کلیۀ تشکل‌های غیردولتی برای معرفی زنان توانمند به این کمپین
ـ برگزاری کارگاه‌هایی در بارۀ حقوق زنان و عرف پارلمانی برای نامزدهای داوطلب.
ـ نگارش لوایحی برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود به کمک وکلا و حقوقدانانی که با این کمیته همراهی می‌کنند، تا در صورتی‌که زنان برابری‌طلب به مجلس راه یافتند، بتوانند با سرعت بیشتری فعالیت خود را برای پیشبرد منافع زنان آغاز کنند.
ـ تشویق و مذاکره با احزاب و جمعیت‌های مؤثر در انتخابات برای آنکه تعداد کاندیداهای زن را در فهرست‌‌های انتخاباتی خود افزایش دهند.
ـ برگزاری برنامه‌های هنری و فعالیت‌های فرهنگی-تبلیغاتی برای معرفی و شناساندن نامزدهای زن به افکار عمومی.
۲ – «کمیتۀ ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب»
ما کمیتۀ «۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب» را برای «تغییرچهرۀ مردانه مجلس» تشکیل می‌دهیم. محور فعالیت این کمیته تبلیغ ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس دهم در میان افکار عمومی است. آنان که خواستار کرسی‌های بیشتری برای زنان برابری‌طلب‌اند، می توانند این خواست را در جامعه رواج دهند. در این کمیته طرح‌های مختلفی سازمان داده خواهد شد، از جمله:
– اجرای طرح آیا باید مرد باشم که به مجلس بروم؟»
– اجرای طرح «صندوق خواسته‌های زنان از مجلس».
– اجرای طرح «هر زن ایرانی برابری‌طلب، یک ستاد»
– تهیۀ فیلم و کلیپ تبلیغاتی برای ترویج خواست ۵۰ کرسی برای زنان در مجلس.
– برگزاری مسابقۀ طراحی پوسترهای تبلیغاتی برای تبلیغ به نفع ۵۰ کرسی برای زنان برابری‌طلب     

۳ – «کمیتۀ کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»: به کاندیداهای زن ستیز رأی نمی‌دهیم
در کمیتۀ «کارت قرمز»، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را برای افکار عمومی تشریح خواهیم کرد تا رای‌دهندگان بدانند چه کسانی را باید به مجلس بفرستند. به منظور پیشبرد اهداف این کمیته، تلاش خواهیم کرد که زندگی و سخنان تک‌تک کاندیداهای مجلس را بررسی و سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان را رصد کنیم و به افکار عمومی گزارش‌های هفتگی بدهیم. همچنین می‌کوشیم که طرح‌های زیر را در این کمیته به اجرا درآوریم:
– پرسش از کلیۀ کاندیداها دربارۀ مسائل زنان و طرح‌‌هایی که در مجلس قبل در مورد زنان به تصویب رسیده است.
– مصاحبه با همسران یا دختران کاندیداهای مرد     
پیش به سوی مجلسی مدافع حقوق زنان
در آخر اینکه در چهارماه آینده و تا زمان تعیین صلاحیت کاندیداها، همراه با کسانی که به این کمپین می‌پیوندند، تمام تلاش‌مان را برای پیشبرد اهداف این کمپین انجام خواهیم داد. امیدواریم نظارت استصوابی سد راه نامزدهای زن و مرد برابری‌طلب نشود.    
جمعی از فعالان جامعه مدنی زنان
Image
امضاء کنندگان اولیه کمپین(به ترتیب حروف الفبا):
آمنه رضایی / آدینه مرادعلی بیگی / آیدین طوافی / اکرم نقابى / الهه صدری / اطهر هادیان / بنفشه جمالی / بهناز زینالى / پردیس عامری / پریسا ابن یامینی / پویا فیاض / تینا آزموده / تینا سپاس / ثریا عزیزپناه / حمیده ابراهیمی / حوری خانپور / خدیجه اصغری / ریحانه فرزانه / زهرا ربانی املشی / زهرا رحیمی / زهرا عزتی / زهرا محمدی / زهره اکرمی / زهره معینی / ژاله شادی طلب / ژیلا مکوند / ژیلا موحد شریعت پناهی / ژینوس سبحانی / سارا افتخاری / سارا باقری / سعادت پیرانی / سها مرتضایی / سیمین بهادری / سیمین کاظمی / شهلا اعزازی / شهلا فروزانفر / شهلا لاهیجی / شهناز اکملی / شیما قوشه / شیوا نظرآهاری / صبا شعردوست / صدیقه کنعانی / صغرا کریم الدینی / طاهره احمدی دستجردی / طاهره نقی ئی / عالیه مطلب زاده / عسل صابر وحید / فاطمه خرمی / فاطمه میمندی / فاطمه نیلی / فتانه عبدالحسینی / فرزانه جلالی / کبری پارساجو / کیمیا اخوان / کیمیا موسویان / گلاله بهرامی / گیتی اسداللهی / لی لی ارشد / محبوبه کوهستانی / مرضیه وفامهر / مریم الیاتی / مریم جوادی / مریم خلیل نژاد / مریم نورائی نژاد / مژان فدایی / مستانه سید نژاد / معصومه دهقان / منیژه رئیسی / منیژه موذن / مهتاب نوری / مهدیه گلرو / مهناز محمدی / مهین اربابی / ناهید توسلی / ندا مستقیمی / ندا ناجی / نوشین احمدی خراسانی / نیره توکلی / هلن دافین / هما اسداللهی
Image
یازده آبان ماه ۱۳۹۴: اسامی ۳۰۰ تن از کسانی که در هفته اول آغاز به کار کمپین “تغییر چهره مردانه مجلس” به آن پیوستند (به ترتیب حروف الفبا)

آذر برکه / آذر نجفی / آذین رضاییان / آرامه خواجوند / آرزو بهاروند / آرزو قلی نژاد / آزاده دواچی / آسو جواهری / ابراهیم اصغرزاده / احمد فشخورانی / اعطو السادات هاشمی / اعظم خاتم / افسر موموندی کاظمی / النا تبریزی / الناز محمدی / الهام دیندار / الهام ملک زاده / الهام میرزاده / الهام وحیدی / الهه ایمانیان / الهه قلی زاده / امیر فارسیجانی / اندیشه جعفری / انسیه باروتی / انیس ناصری / ایمان معماریان / باربد بهروان / بلال مرادویسی / بنفشه رنجی / بهار داعی / بهار مفخم / بهرام چهاردهی / بهرام رشیدیان / پارمیدا عطاری / پرستو اله یاری / پرستو فخاریان / پرنیان رحیمی / پرهام میثاقیان / پروین ضرابی / پریسا اکبرزاده / پوران پنبه چی / پیروز کلانتری / ترانه امیرتیموری / توحید خاوردوست / ثمین رشیدبیگی / جواد موسوی خوزستانی/ جواد نیازی / حجت نارنجی / حسن اکبری نیا / حسن یوسفی اشکوری / حسنیه نجفی / حسین ترکاشوند / حسین سربندی / حسین صفری / حمید دیانی / حمیده رجب زاده / حمیرا فرمانی / خجسته جعفری / راضیه (پری) نشاط / راضیه بیرونی کاشانی / ﺭﺑﺎﺑﻪ ﻣﻮﺳﻮﻱ ﺭاﺩ / رحمان جوانمردی / رخشان بنی اعتماد / رقیه ساروقی فراهانی / روژان مظفری / روژیار حسینی / رویا پاکزاد / ریحانه حسینی / زارا امجدیان / زهرا حکمتیان / زهرا دل پیشه / زهرا رستگارنیا / زهرا رضایی / زهرا ریخته گران / زهرا زارع / زهرا زرگرزاده / زهرا محمدزالی / زهرا محمدی / زهرا نوعی / زهرااسلامی / زهرا زارع / زهرامعینی / زهره طراوتی / زهره علینورى / زهره میرسپاسی / زویا نیک / زیبا میرحسینى / زینب راهداری / سائده سعیدی فرد / سارا آرین مهر / سارا بهشتی لنگرودی / سارا پویان فرد / سارا خسروآبادی / ساری نورمحمدی / سپیده جدیری / سپیده رحمانیان / سحر خسروانی / سحر دیناروند / سحر مرانلو / سحر مفخم / سحر موسوی / سعیده رجامند / سعیده اسلامی / سعیده منتظری / سمانه خادمی / سمانه مرتضوی گازار / سمانه موسوی / سمیرا حسن زاده / سمیرا مصطفوی مندی / سمیه احمدوند / سمیه بهادری / سمیه رشیدی / سمیه شهریسوند / سمیه کریمیان / سهیلاصمدی / سوده رضاقلی / سولماز کریمی / سونیا مرزآرا / سید مرتضی علم الهدی / سیده شیرین وفاییان / سیامک فرید / سیاوش رضایی / سید رضا حسینی / سید مهدی حسینی / سیده عاطفه حسینی / سیده نسرین حسین پور / سیما باقرپور / سیما رحیمیان / شاهین باقری / شراره عبدالحسین زاده / شعله بهاری نژاد / شمیم شرافت / شهپر بامداد / شهناز رمارم / شیرین فامیلی / شیما تدریسی / شیما صیدی / شیرین برق نورد / شیرین سلدوزی / شیرین کریمی / شیلا عادل احمدیان / صبا جهانبخش / صدف چمنی / صفورا مدرس / طاها وفائی نژاد / طاهره جوهرچی / عاطفه جامیری / عالیه روحی / عباس ملکی / عشرت السادات رضوی / عفت السادات کوچکی / على طالبى / علی پیروی کیا / علی فتوتی / علی فردی / علی کلائی / علیرضا علی پور / غزال بزرگمهر / غزال مرادی / غزل حضرتى / غزل معصوم شاهی / فائزه حاج حسینی / فائزه منقش / فاطمه ثابتی / فاطمه جعفری / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه فریدونی / فاطمه قربانی / فاطمه محمدیان / فاطمه همدانیان / فتانه صادقی / فرانک قهرمان پور / فرح توکلی / فرح ناز فروهر / فرحناز محمدی / فرشاد اسود / فرناز دزفولی / فرناز کمالی / فرنگیس بیات / فروغ رضایی / فریده حمیدی / فریده خسروشاهی / فریبا جعفری / فریبامطلب زاده / فریبرز سبحانی جید / فرید نادری / فهیمه میرى / فهیمه رضایی / فهیمه سلطانی / فواد شمس / فیروزه فیروز / قدسی السادات امیرکیایی / کبوتر ارشدی / کاوه رضائی شیراز / کبری پارساجو / گلاله وطن دوست / گلتا حسین پور اصفهانی / گندم احتشام / لیلا اسدی / لیلا کرمی / مانیا محقق / متیژه خانگلدی / مجید دری / محبوبه کرمی / محبوبه رحیم پور / محمد بازافکن / محمد ثنائی / محمد هادی ملکیان / محمدرضا حاجى على گل / مرتضی اسماعیل پور / مرجان افشار / مرضیه لهراسبی / مرضیه نشاط / مریم جعفریه / مریم اکبری / مریم سادات شمشیری / مریم سروش / مریم صابری / مریم فتاحی / مریم مقدم / مریم میلانی / مسعود فرحزاد / مصطفی کریمخان زند / مصطفی نیلی / معصومه علیمرادی / ملکه ابراهیمی / ملوک عزیززاده / منصوره شجاعی / منوچهر ایلخانی / منیژه فتحی / مهدی فرشی / مهدیس پویا / مهدیه معین / مهرناز زعفرانچی / مهسا اسدالله نژاد / مهسا صباغی / مهساجزینی / مهسا یدالهی / مهناز بزرگیان / مهناز علیپور / مهنوش حسینی / مهنوش صمدی / مونا میری / مینا بیگدلی / مینا تراب زادگان / میترا پریدار / میترا سخامهر / میترامعدنی / میم پیشوایی / مینا اورنگ / مینا سخامهر / مینا کشاورز / مینو اسدی / مینو حیدری کایدان(کیامان) / میهن فرهنگیان / نادیا ذابحی / نادیا فرهادی / ناهید خیرابی / ناهید کوه شکاف / ناهید نوروزی / نجمه شهبازی / نرگس شفیعیان / نرگس غروبی / نسترن اسدی / نسرین ناصری / نسرین حسین‌زاده / نسرین مقدم / نسیم حسینی / نصرت انصاری / نفیسه محمدپور / نوشین عرجونی / نوشین رضایی / نوشین محمدزاده / نیلوفر هاشمی / نیلوفرجعفری / هادی ابراهیمی سنائی / هدی رمضان نیا / هنگامه هویدا / یاسمن امیرکیائی / یاسمن آرنگ / یاسمین حسینی / یاشار تاج محمدی / یاشار کاظمی / یزدانیان فردوس

کمپین “زنان به زنان رای میدهند” که در مشهد تشکیل شده نیز به جمع امضا کنندگان کمپین تغییر چهره مردانه مجلس پیوست.   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
Image
گزارش سایت مدرسه فمینیستی از جلسه «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس»:   

کانون شهروندی زنان: روز گذشته پنجم آبان 94 جمعی از فعالان مدنی و زنان در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، نشست مطبوعاتی برای رونمایی از طرحی برای انتخابات مجلس آینده «با محوریت زنان» برگزار کردند. در این مراسم که از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» رو نمایی شد، شیما قوشه، وکیل دادگستری و عضو کانون شهروندی زنان، مجری برنامه بود و خانم ها شهلا لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، پژوهشگر مسائل زنان)، شیوا نظرآهاری (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، دکتر ژاله شادی طلب (جامعه شناس، و مدیر گروه پیشین مطالعات زنان دانشگاه تهران)، ثریا عزیزپناه (فعال حقوق کودکان و کاندیدای پیشین در مجلس ششم)، زهرا ربانی املشی (قرآن پژوه و فعال مدنی)، مهدیه گلرو (فعال حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان)، مهندس ژیلا شریعت پناهی (قرآن پژوه و پژوهشگر حوزه زنان)، دکتر ناهید توسلی (سردبیر مجله نافه و پژوهشگر حوزه زنان)، پردیس عامری (دانشجوی دکترای مطالعات زنان و پژوهشگر حوزه زنان)، فرزانه جلالی (کارشناس مردم شناسی و فعال حقوق زنان) و اطهر هادیان (نماینده بخش دانشجویی کمپین) سخنرانی کردند. در این برنامه علاوه بر سخنرانان و مدعوین، حدود هشتاد نفر از امضاکنندگان اولیه «کمپین تغییر چهره مجلس» که از طیف های گوناگون جامعه مدنی زنان هستند نیز حضور داشتند.
Image
رئیس جمهور قول داده که حافظ آراء مردم باشد
در ابتدای مراسم «شهلا لاهیجی»، به عنوان میزبان نشست با اشاره به این که در طول پنجاه سالی که روی مسائل زنان کار کرده ام، همواره این دغدغه را داشته ام که چرا مساله زنان مهم است، اظهار کرد: ایران امسال طبق تعهداتی که داده، باید تعداد نمایندگان زن در مجلس را به «سی درصد» نمایندگان مجلس برساند. وی ادامه داد: ما زنان نمی توانیم کاری را پیش ببریم اگر که دانش و آگاهی خود را بالا نبریم و ندانیم که چه می خواهیم و خواسته هایمان را چگونه پیش ببریم. باید بدانیم که مشکل ما زنان، مردان ما نیستند. بنابراین باید ریشه های اصلی را در رفتار و فرهنگ مان پیدا کنیم.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: «جان لاک» کشیش، فیلسوف و نویسندۀ آزادی خواه و پرآوازه قرن شانزدهم انگلستان، در مهم ترین اثر خود «در باره دولت» در مورد وضعیت جنگی و وضعیت صلح، می نویسد: «حتا در اجتماع نیز زمانی که امکان دسترسی به داور قانونی فراهم باشد اما بی عدالتی و فساد دستگاه عدالت باعث بازماندگی شخص از استیفای حق اش شده باشد، مشکل است که تصور کرد وضعیت موجود غیر از وضعیت «جنگی» است. یعنی زور و ستم از سوی هر کسی باشد، به هر حال زور و تجاوز محسوب می شود. خواه این ستم از سوی یک متجاوز خارجی باشد، خواه از سوی کسانی که منصوب به اجرای عدالت اند. طبعاً در چنین وضعیتی، مثل این است که به آن کسی که به او ظلم شده، اعلان جنگ داده شده است، آغاز اعلام جنگی راستین به ستمدیدگان است.»

لاهیجی ادامه داد که: با گذشت زمان و در پی تجارب و آزمون و خطای بسیار، سرانجام انسان دریافت که نمی تواند به تنهایی و در قالب زندگی سخت قانون طبیعت، به حیات فردی و جمعی خود ادامه دهد و حتا ممکن است از صحنه گیتی حذف شود یا اگر حذف هم نشود، به هیچ پیشرفتی در مسیر زندگی نایل نخواهد شد. زیرا یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین کارها، دفاع از جان و مال خویش و خانواده و بستگان اش بود. از این رو تصمیم گرفت کسانی را به عنوان وکیل انتخاب کند و با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به آنان، به مجلس بفرستد تا با اعطای بخشی از حقوق و قدرت طبیعی خود به این وکلا، از آنان بخواهد به جای او، از گروه و خانواده اش دادخواهی کنند. یعنی نمایندگان با تکیه به جوهره قانون و برای حفاظت از منافع موکلان خود، گرد هم آمدند. بر همین اساس بود که سبب شد متفکران، قانونی به نفع مردم بنویسند و این مکانی که این افراد جمع شدند از ابتدا «خانه ملت» نام گرفت. و خانه ملت یعنی خانه زنان و هم خانه مردان. این شکل از دموکراسی کهن نیز به نوعی در آفریقا و خاورمیانه هم دیده شده است.

شهلا لاهیجی در ادامه سخنان اش افزود: زنان ما باید و باید نمایندگان راستین خود را به آنجا که نام اش «خانه ملت» است بفرستند و از هیج چیز نترسند. باید زنان بسیاری خود را شایسته نمایندگی مردان و زنان این سرزمین بدانند تا دیگر هیچ کس با جعل نام نماینده قوه مقننه نتواند کلامی بر ضد منافع زنان بگوید و یا با قلدری و فحاشی به خیال خودش ترس در دل زنان ایجاد کند... دشمنان زنان، آن به اصطلاح نمایندگان «به فرموده»ای هستند که از حضور زنان توانا در جامعه وحشت دارند... آینده این سرزمین کهن جز با حرکت دوشادوش زنان و مردان، آن هم در فضایی آکنده از بوی خوش آزادی، به ثمر و برکت نمی نشیند.... لاهیجی در انتها گفت: رئیس قوه مجریه قول داده است در انتخابات پیش رو حافظ آرا و حقوق مردم باشد.
Image
پیش به سوی تغییر جهره مردانه مجلس
«شیوا نظرآهاری»، کنشگر حقوق زنان و عضو کانون شهروندی زنان هم در توضیح کمپین تغییر چهره مردانه مجلس گفت: مشارکت زنان می‌تواند هم به صورت کاندیداشدن برای نمایندگی مجلس باشد و هم به این صورت که دقت کنند تا به کاندیداهایی که ذهنیت زن ستیز دارند رأی ندهند. ما زنان نباید اجازه دهیم افرادی وارد مجلس شوند که با حقوق برابر و عادلانه برای زنان مخالفند. بنابراین باید در ابتدا کاری کنیم که زنان جامعه مان از انفعال خارج شوند و این اعتماد به نفس را به دست آورند که قدم پیش گذارند و کاندیدای نمایندگی در مجلس شوند. ما زنان در جامعه مان می توانیم به جای هزار کاندیدا، ده هزار کاندیدای زن داشته باشیم. چرا که برای راه‌یابی حداقل پنجاه زن به مجلس باید هزاران نفر خودشان را کاندیدای نمایندگی کنند. این مشارکت گسترده خودش حامل یک پیام روشن است که زن ها می‌خواهند وارد عرصه سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری شوند. ما در این کمپین به پیشبرد این هدف کمک می‌کنیم.

شیوا نظرآهاری یادآوری کرد: کمپین سه کمیته اجرایی دارد. در کمیته «من کاندید می‌شوم» ما بر حق انتخاب شدن زنان تأکید می‌کنیم. شناسایی زنان توانمند از اصناف و اقشار گوناگون و تشویق آنان برای کاندیدا شدن، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و نگارش لوایح برای تبعیض‌زدایی از قوانین موجود از جمله کارهایی است که در این کمیته انجام می‌دهیم. بلند شدن صدای زنان و افزایش فشار جامعه مدنی، طبعاً احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف را وا می دارد که زنان بیشتری را در لیست‌های انتخاباتی‌شان قرار دهند.

او در ادامه تشریح کمیته های کاری کمپین، گفت: در وهله دوم و در کمیته « 50 کرسی برای زنان برابری‌طلب»، ما باید بتوانیم این بحث را در سطح گسترده میان افکار عمومی مطرح کنیم. مردم باید بدانند که چرا افزایش حضور زنان در مجلس مهم است؟ خواسته ها و مطالبات زنان از مجلس چیست؟ چرا و چطور حضور تعداد بیشتر زنان برابری طلب در مجلس می تواند به بهبود وضعیت زنان جامعه کند. در واقع این کمیته راه ارتباطی کمپین با مردم است و از آنها می خواهد که در این طرح فعالانه مشارکت کنند.
Image
همین طور در کمیته " کارت قرمز به نمایندگان زن‌ستیز"، ما کارنامه و عملکرد کاندیداهای احتمالی مجلس را بررسی و به قضاوت افکار عمومی می‌گذاریم. مردم حق دارند که از پیشینه و عملکرد کسانی که می خواهند بهشان رأی بدهند آگاه شوند. به خصوص زنان باید بدانند که رأی دادن فقط یک مهر توی شناسنامه‌شان نیست، همان رأیی که می‌دهند ممکن است باعث شود که توی خیابان مأموران گشت ارشاد را روی سرشان بریزد. همان رأیی که می‌دهند ممکن است اسید شود و توی صورت شان پاشیده شود. آنها باید بدانند چطور مجلس می تواند با تصویب قوانین، کاری کند که زنان بیشتر و بیشتر خانه نشین شوند. چطور هیچ نماینده ای در مجلس اعتراض نمی کند به وضعیت اشتغال زنان، وضعیت زنان خودسرپرست و بیمه آنها. بنابراین ما با دقت کلیه سخنرانی ها و مواضع کاندیداهای مجلس را رصد می کنیم و آنها را به قضاوت افکار عمومی عرضه می کنیم.   

شیوا نظرآهاری با توضیح اهداف کمپین خاطرنشان کرد: در نهایت تمام هدف کمپین این است که به زنها بگوید که اگر خواستار تغییر در وضع قوانین و یا مناسبات حاکم در مجامع قانونگذاری در کشور هستند، می بایست خودشان آستین بالا بزنند و وارد این مجالس شوند، وگرنه انتظار توجه جدی به مطالبات زنان و حقوق برابر، از مجلسی که اکثریت نمایندگان اش را مردان تشکیل می دهند، طبعاً انتظار بیهوده ای است.    
Image
عرصه مشارکت سیاسی در ایران به شدت مردانه است

دکتر «ژاله شادی طلب»، جامعه شناس و استاد دانشگاه در ادامه برنامه به عنوان یکی از سخنرانان درباره فرصت های زنان در ایران اظهار کرد: قانون اساسی ما در فصل حقوق ملت فصل هایی دارد که به ما اجازه می دهد متقاضی ورود به مجلس و انتخاب نمایندگان باشیم. اصل 19، 20 و 21 که به حقوق زنان تأکید دارد. او در ادامه با اشاره به این که ما در کشورمان قوانینی داریم که به ما زنان کمک می کند، اظهار کرد: مردانه بودن جامعه سیاسی در همه دنیا وجود دارد البته در بعضی کشورها بیشتر و برخی کمتر. او ادامه داد: یک بین المجالس جهانی و یک بین المجالس قاره ای وجود دارد. در سایت بین المجالس جهانی جدولی وجود دارد که وقتی من دیدم متوجه شدم جامعه سیاسی همه کشورها مردانه است. با این حال در رواندا 64 درصد اعضای مجلس قانون گذاری اش زن هستند و این کشوری است که خیلی از ما ندیده ایم. بلیوی 53 و کوبا 49 درصد زن در مجلس دارند. این آمار جالبی است. بین این کشورها اگر کشورهای توسعه یافته را نگاه کنیم نروژ 40 و هلند 37 درصد زن در مجالس شان دارند. حالا ایران در مقایسه با کشورهای دیگر معلوم می شود که جامعه سیاسی ما زیادی مردانه است. ما جزو آخرین کشورهای هستیم که در بین 190 کشور دنیا رتبه 137 را داریم. در کشورهای مسلمان مثل مالزی 10 درصد نمایندگان اش در پارلمان زن هستند و مراکش هم 17 درصد. عربستان هم 19.9 درصد زن در پارلمان دارند اما ایران فقط 3 درصد زن در پارلمان دارد. البته کشورهای پایین تر از ما هم هستند مثل عمان. او ادامه داد: در کل دنیا حدود 23 درصد مجالس کل دنیا زن هستند. آسیا 19 درصد. جالب است که در سال 1945 بیست و شش پارلمان در دنیا وجود داشته است که در این پارلمان ها 3 درصد نمایندگان، زن بودند و امروز تعداد پارلمان ها به 190 رسیده و 22 درصد زنان هستند. اما این کنفرانس بین المجالس در سایتش می گوید که فرآیندی که ما طی کرده ایم تا به این بیست درصد رسیده ایم چه

متن کامل را در من پرس فارسی بخوانید.

 


نظرات()   
   

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نسبت به مطلب اخیر هفته‌نامه «یالثارات» - ارگان انصار حزب‌الله - واکنش نشان داد. شهیندخت مولاوردی در کانال تلگرامی خود با اشاره به اینکه بیم داشته است که واکنش به نوشته های یالثارات، بها دادن به نشریه‌ای تلقی شود که خوانندگان آن به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد، نوشت: «اما این بار قلم را به الفاظ شنیعی آلوده کرده‌اند که حتی در تاریخ روزنامه‌نگاری قبل از انقلاب هم بی‌سابقه است». مولاوردی در این یادداشت با انتقاد از این توهین ها تاکید کرد: «تأسف‌بارتر آنکه این مطلب تحت لوای «از ولایت تا ظهور» و با هزینه‌کردن از این مفاهیم ارزشی مجال نشر یافته است». او در ادامه می نویسد: «حتما و لابد با این روش‌ها و این نحوه دفاع از حجاب و امر به معروف و نهی از منکر انتظار هم می‌رود که جوانان و نسل جدید فوج فوج به سمت دین و ایمان گرایش پیدا کنند، در حالی که با این دفاع بد که به مراتب بدتر از حمله است با دست خودشان بندگان خدا را فوج فوج از دین خدا خارج می‌کنند و باید روزی در دادگاه عدل الهی پاسخگوی بردن رونق مسلمانی باشند».
مولاوردی فمینیست
گفتنی است در مطلب یالثارات آمده است: «از دیدگاه لیبرالی رئیس‌جمهور فعلی، قبیح‌ترین و نارواترین کار آن است که عده‌ای امر به معروف را علیه زنان لاابالی و بی‌حیا و بی‌حجاب به کار گیرند و حرف ثابت او همان است که اخیرا آن زن فمینیست عضو ارشد تشکیلات برانداز و منحل‌شده مشارکت ابراز داشت: دولت با برخورد با زنان (ولو با عریانی کامل آشکار شوند) مخالف است. البته این زن کذایی در ادعای خود صادق است و مگر آن زن مفلوک، همپالگی سابق همین شخص نبود که شب‌هنگام لخت و عریان در محله‌های لندن ظاهر شد و مورد تجاوز سه تن از اوباش انگلیسی قرار گرفت و هم‌اینک روحانی، همپالگی همان «بدتر از فاحشه معروفه در دنیا» را می‌خواهد بر گردن زنان ما مسلط کند به نام خانم معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده».


نظرات()   
   

کنش دختر هاشمی به احتمال تجدید فراش پدرش!

فائزه هاشمی رفسنجانی می‌گوید که اگر پدرش (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) تجدید فراش کند عکس‌العملش خطرناک خواهد بود! فائزه هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگویی متفاوت و در پاسخ به سؤالی مبنی بر "اگر پدرتان (آیت‌الله هاشمی) بخواهند دوباره تجدید فراش کنند، شما چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟" گفته است: اولاً که ایشان چنین کاری نمی‌کنند و هیچ‌وقت هم خوشبختانه دنبال چنین چیزهایی نبوده‌اند، اما حتماً عکس‌العمل‌مان چیز خوبی نخواهد بود! حتی ممکن است "خطرناک" هم باشد!وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره خاطراتش از مدرسه رفتن می‌گوید که نمره دینی‌اش ــ‌4‌ــ بوده و همین امر باعث شده است که "حرص" آیت آلله هاشمی رفسنجانی در بیاید. فائزه هاشمی می‌گوید: بابا حرصش گرفت: "حالا چرا نمره دینی‌ات 4 شد؟! ریاضی را 4 می‌شدی! تو آبروی من را آنجا بردی!" بالاخره همه آنجا مرا می‌شناختند و می‌دانستند دختر آقای هاشمی‌ام.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در مطلب بالا به خوبی مشاهده میکنید فعالان حقوق زنان از چه سابقه دینی و اسلامی عمیقی برخوردارند و مارهایی هستند در آستین ، حتی برای پدری که تمام وجود و دنیای خود را مدیون او هستند . ماری که در آستین پدر تبدیل به اردها شده و هم اکنون نه تنها برای مردم و زنان این کشور نسخه نابودی میپیچد بلکه برای پدرش نیز تهدید مطبوعاتی صادر میکند


نظرات()   
   

Imageپایگاه خبری تحلیلی رجانیوز - همانطور که واضح و مبرهن است روز ۲۵ نوامبر روز نه به خشونت علیه زنان است. به همین مناسبت همراه شدیم با یک فعال جنسیتی(!) در ایران تا گزارشی از یک روز کاری وی تهیه کنیم. سر کار خانم «منیژه مردجو» رییس انجمن «تف تو تبعیض» هستند که بیش از بیست سال سابقه مبارزه با تبعیض علیه زنان را در کارنامه دارند. از خانم مردجو تا کنون مقالاتی چون «تبعیض؛ چرا و چگونه»، «زن-مرد؛ دو گانه‌ای رو به افول»، «طرح سربازی زنان خیانت است»، «لزوم کاهش ساعات کاری زنان»، «افزایش مرخصی زایمان به هفت سال» و... در مجلات تخصصی چون «من و ساناز جون»، «ماهنامه تخصصی کیک و کلوچه» و «افق زنان» منتشر شده است.

با خانم مردجو از اولین ساعات صبح همراه شدیم و تا ساعات پایانی روز که ایشان در نشست هم اندیشی «زن هم برای خودش مردی است» سخنرانی داشتند همراه ایشان بودیم. بعنوان یک مرد که خبرنگار حوزه زنان است از همراهی با اسطوره ضد تبعیض جنسیتی در پوست خودم نمیگنجیدم. گزارش این همراهی را در ادامه بخوانید:

ساعت هشت صبح زنگ خانه خانم مردجو را زدم. پاسخ ندادند. تلفنشان هم خاموش بود. تا ساعت ۱ ظهر جلوی در منتظر ماندم. ساعت ۱ آمدند پایین. گفتند واقعا انتظار داشتی ساعت هشت من پایین باشم؟ مگه من مردم که کله سحر پا شم؟ سحرخیزی برای پوستم ضرر داره، زن باید تا ظهر بخوابه!

سوار ماشین ایشان شدم و با هم راه افتادیم. قرار گذاشتیم که من فقط یک تماشاچی باشم و برای هرچه واقعی‌تر شدن گزارش کوچکترین دخالتی در اتفاقات نداشته باشم. سر کوچه ایشان یک کار بانکی داشتند. جلوی عابر بانک شلوغ بود. پنج نفر مرد در صف بودند. ایشان همه را جلو زدند و رفتند سر صف ایستادند. یکی از مردها اعتراض کرد. خانم مردجو گفت مگه مردونه زنونه نیست صفش؟ مرد گفت مگه نونواییه؟ خانم مردجو گفت مادر خودت هم باشه راضی میشی وایسه پشت شما پنج تا لندهور؟!

خانم مردجو خارج از صف پول را گرفت و رفتیم. ایشان کاری در مرکز شهر داشتند. خواستیم وارد طرح ترافیک شویم که افسری جلوی ماشین را گرفت. مدارک را گرفت و خواست جریمه کند که خانم مردجو گفت: جناب سروان کمتر بنویس، یه تفاوتی بین خانمها و آقایون بزارید دیگه؟ افسر فقط جریمه همراه نداشتن مدارک را نوشت!

کمی جلوتر ترافیک بود! خانم مردجو دیرش شده بود. ماشین را یک گوشه پارک کردیم و رفتیم سمت ایستگاه مترو. خیلی شلوغ بود. به خانم مردجو گفتم اگر راحت تر هستید شما بروید سوار واگنهای مخصوص بانوان بشوید. نگاه غضبناکی به من انداخت و گفت تا کی میخواهی به این دوگانه‌های مزخرف آقا و بانو پایبند باشی؟ رفتیم و سوار واگن‌های عادی شدیم. خیلی شلوغ بود. مردها با بدبختی خودشان را به هم فشرده میکردند تا جا برای ما باز شود. ایستگاه بعد که در باز شد مسافرها هجوم آوردند داخل. یکدفعه خانم مردجو داد زد: برو گمشو بیشششور! مگه خودت خواهر مادر نداری؟ نمیفهمی اینجا یه خانم وایساده؟ چند نفر از مردها پیاده شدند تا جا باز شود! یک پیرمرد هفتاد و هشت ساله جایش را داد به خانم مردجو. خانم مردجو بدون اینکه تشکر کند نشست!

از مترو که بیرون آمدیم باید یک کورس تاکسی سوار میشدیم. رفتیم سراغ ماشینی که نوبتش بود. یک آقا جلو نشسته بود. خانم مردجو به راننده گفت به آن آقا بگو بیاید عقب من بروم جلو بنشینم! قبل از اینکه راننده چیزی بگوید، خود مردی که جلو نشسته بود تا خانم مردجو را دید پیاده شد و جایش را داد به ایشان!

ساعت چهار رسیدیم به محل نشست. خانم مردجو سخنرانی کوبنده ای کرد که این مقدارش یادم مانده است:

تا کی ما زنها را تافته جدا بافته‌ای می‌خواهید ببنید؟ تا کی وقتی ما به مکانی وارد میشویم میخواهید رفتارتان را تغییر دهید؟ تا کی تبعیض... تا کی تفاوت قائل شدن... تا کی با یک چشم دیگر دیدن...

بعد از مراسم همه دور خانم مردجو حلقه زدند و به ایشان تبریک گفتند. بعد از نیم ساعت تبریک و تشویق یک آقایی آمد جلو و بعد از تشکر و تبریک گفت یک انتقاد کوچکی داشتم. خانم مردجو گفت بفرمایید. آن آقا گفت: یک کم یک طرفه نرفتید؟ خانم مردجو هیچ نگفت؛ سرخ شد و ناگهان زد زیر گریه! هق هق میکرد! برایش آب قند آوردند. بادش زدند. شانه هایش را مالیدند. حالش که جا آمد گفت: واقعا متاسفم برای شما که هنوز نمی‌دانید از یک خانم با روح لطیفی که دارد چطور باید انتقاد کرد!

ساعت شش شده بود. خیلی‌ها راه افتادند بروند. خانم مردجو به مسئول نشست گفت: لطفا برایم یک آزانس بگیرید، درست نیست یک خانم این وقت شب با تاکسی و اتوبوس برود بیرون!


نظرات()   
   

خبرگزاری مهر - پروین سلیحی ظهر سه شنبه در کنگره ملی شهیده طیبه واعظی و ۲۶۰ شهیده زن استان اصفهان اظهار داشت: زنان ما با حفظ ارزش‌ها در اجتماع حضور پیدا می‌کنند و از طرفی وظیفه مادری و همسری را نیز رعایت می‌کنند، البته باید بگویم نتوانسته‌ایم قوانین را با الگو تطبیق دهیم.
وی تاکید کرد: به نظر بنده اولویت اشتغال با مردان است و زمانی به اشتغال خانم‌ها می‌رسیم که مشکل بیکاری آقایان در کشور حل شده باشد.
مشاور امور زنان در صدا و سیما با اشاره به حضور زنان در مجلس گفت: اگر همه نمایندگان زن باشند منع قانونی ندارد، اما بحث سهمیه‌بندی بدان معنا که افرادی که رأی پایینی داشته باشند، بازهم به مجلس راه پیدا کنند، این امر خلاف عدالت نیست. 

نکته ها: 
1. سقف استخدام در دستگاه های دولتی با حضور بعضا 80 و 90 درصدی زنان و دختران جوان در دستگاه ها و ادارات دولتی پر شده است و دیگر ظرفیت استخدام مردان را ندارد. حرف خانم پروین سلیحی زمانی ارزش بیان داشت که دستگاه های دولتی در حال استخدام بودند و نیاز به استخدام و کارگزینی داشتند و 80 درصد کارمندان آن را دختران و زنان جوان تشکیل نمی دادند. جالب آن است که بخش عمده آنها در زمان مریم بهروزی در معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری دولت محمود احمدی نژاد مشغول بکار شده اند. 
2. آنچه امروز اهمیت دارد اظهار نظر وی درباره طرح افزایش حضور زنان در مجلس است که هنوز اجرایی نشده است. این طرح برای بار اول از جانب اکبر هاشمی رفسنجانی و دختر وی فائره هاشمی در کشور مطرح شد. سپس فمینیست های ژورنالیست در رسانه های مزدور و غربگرا این طرح را دنبال کردند و هم اکنون می بینیم که فردی مثل پروین سلیحی همان حرف ها را بازگو می کند و با این موج همراهی می کند. 

نتیجه گیری: 
بررسی موارد یک و دو نشان می دهند خانم پروین سلیحی چه رویکردی دارد و رویکرد وی همسو با سیاست های جریان روشنفکر در کشور ماست. هر چند وی چادر بر سر دارد.


نظرات()   
   

مختصری بر فعالیت های ضد فمنیستی جهان

 از نیمه دوم قرن بیستم، فعالیت های فمنیستی شدت گرفت و موج های اول، دوم و سوم فمنیست ظهور پیدا کردند و مسائل و جنجال های مخصوص به خود را آفریدند.  فمنیست ها در تمام زوایای پنهانی زندگی اجتماعی بشر نفوذ کردند و سعی در موجه جلوه دادن خود در اشکال مختلف کردند. اما در طول تاریخ همیشه هر آغازی، ضدیت های خاص خود را به همراه داشته است. اگر چه گروه های ضد فمنیست از همان آغاز فعالیت های فمنیستی پا به عرصه وجود گذاشت ولی این فعالیت ها چندان مورد توجه قرار نگرفت و البته در انجام رسالت خود نیز در بسیاری عرصه ها ناتوان بود. از کمپین هایی که برای جلوگیری از دست یابی زنان به حق رای گرفته تا فعالیت های اخیر چنین فعالیت هاییف همگی گویای یک مطلب است و آن اینکه وجود چنین مبارزاتی یک الزام برای هر جامعه ای می باشد.

فعالیت های آنتی فمنیستی بصورت واحد به عنوان فعالیت های Masculinism شناخته می شوند. خواه اهداف این فعالیت ها مبارزه مستقیم با فمنیسم و یا خواه تنها  برای اخذ حق حضانت فرزند باشد.

آنتی فمنیست در طول تاریخ به شکل های مختلف خود را آشکار کرده است. حتی زنانی بوده اند که در چنین گروه هایی و برعلیه فمنیست فعالیت کرده و شعار داده اند. برای مثال Camille Paglia, Christina Hoff,  و Bethk   Jean  همگی جز آنتی فمنیست های مونث محسوب می شوند.  آنتی فمنیست ها معتقدند که فمنیست ها در طول تاریخ نه به دنبال برابری بلکه به دنبال گرفتن امتیازات ویژه و خاص هستند. در واقه در جستجوی قدرت بدون مسولیت و این ادعا همواره بزرگترین نقطه اشتراک بین گروه های ضد فمنیست پراکنده در زمان و مکان بوده و هست.

از فعالیت های ضد فمنیستی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)

در سال 1951 میلادی در خلال جنگ سرد، دو روزنامه نگار آمریکایی طبق اطلاعات بدست آمده در مقاله ای عنوان کردند که رهبران کمونیست از زنان و بعضی اقلیت ها مانند مردان همجنس باز در ساختار حکومتی استفاده می کنند و خواستار نظارت بیشتر بر روند عضوگیری بروکراسیه دولتی شدند. خود این مطلب سبب جنجال زیادی شد و باعث شد گروهی ویژه تشکیل و مسول نظارت دقیق بر روند استخدامات دولتی شوند. سیاست دولت آمریکا در پرهیز از هر گونه مشابهت با نظام اداری حزب کمونیسم حاکم در دول شرقی بر آن شده بود که شعارهای فمنیستی را موقتا فراموش کند. هر چند بعدها این روند تغییر و بصورت یک روند متضاد با تفکر پیشین خود را نشان داد.

2)

(Equal Right Amendment)  یا مختصرا ERA نام طرحی است در جهت اهداف فمنیستی که برای اولین بار در سال 1923 توسط Alice Paul  و Crystal Eastman برای تصویب در کنگره آمریکا ارائه شد. در این طرح پیش بینی های لازم برای حمایت مازاد و تبعیض آمیز به نفع زنان شاغل انجام شده بود ولی در نهایت مورد تصویب واقع نشد.Schlafly   Phyllis نام یکی از زنان ضد فمنیست معروف است که در جلوگیری از عدم تصویب چنین طرحی تلاش فراوانی کرد. او با بررسی این طرح و با این عقیده که چنین طرحی در ضدیت با زنان خانه دار است جلوی تصویب نهایی طرح را گرفت. البته ERA در سال های بعد نیزدر تلاش برای تصویبش ناکام ماند ولی ظاهرا فمنیست ها هنوز بطور کامل ناامید نشده اند.

3)

SIFF گروهی ضد فمنیستی در هندوستان است که بیشترین تلاش در راستای حفظ سنت های خانوادگی و کنترل و نجات خانواده های هندی است. این گروه که بصورت وبسایت فعالیت می کند بیش از 30000 عضو دارد و در شهر های مختلف هندوستان به مردان و اعضای خانواد آنها مشاوره می دهد. این گروه از اینرو ضد فمنیست خوانده می شود که ظاهرا تلاش دارد قالب سنتی خانواده در هندوستان را محفوظ نگاه دارد، چیزی که مخالف عقاید فمنیستی می باشد.

4)

FNF نام گروهی است که سعی در حمایت از پدران در محیط خانواده دارد. فعالیت آنان بیشتر معطوف به حوزه جغرافیایی بریتانیاست. آنان در طی سال های فعالیت هایشان، چندین کنفرانس حول موضوع پدران و حق حضانت فرزند تشکیل داده اند. به گزارش این موسسه در هر 15000 دادگاه خانواده تنها 7 درصد پدران اجازه دارند با فرزندانشان زندگی کنند. ظاهرا تمرکز آنان بر نقش پدر در خانواده و حمایت از خانواده سنتی به عنوان بنیاد اساسی در تشکیل جامعه فردا معطوف شده است.

5)

Men Right Edmonton نام گروهی است که به فعالیت برای دفاع از حقوق مردان می پردازد. این گروه معتقد است بر خلاف تصور فمنیست ها که مرد بودن یک مزیت محسوب می شود، جامعه در جهت ضدیت با مردان است. بیشتر آمار مربوط به خودکشی، جنایت، قتل، خشونت های خانگی، خدمت اجباری سربازی و .... همگی گویای ضدیت جامعه برای مردان است. این گروه از سال 2013 کار خود را آغاز کرده وبطور محدود فعالیت میکند.    

6)

یکی دیگر از گروه های ضد فمنیست که در محدوده بریتانیا فعالیت می کند گروه موسوم به J4MB است. این گروه توسط یک تاجر انگلیسی بنام    Mike Buchananتشکیل شده و هدف ان مخالفت با فمنیسم در مقابل مردان جوان می باشد. خود Buchanan معتقد است یکی از اصلی ترین اهدافش نمایش چهره کثیف فمنیسم و نمایش و ضدیت فمنیسم برای جامعه نوین فردا می باشد. در وب سایت این گروه به آدرسه j4mb.wordpress.com مقالات متعددی در این مورد دیده می شود. این گروه سعی دارد از طرق سیاسی نماینده های مورد نظر خود را به مسولیت های سیاسی بگمارد.

موارد بالا تنها نمونه هایی بود از فعالیت های فمنیستی در مقیاس جغرافیایی و البته انجمن حقوق مردان نمونه بومی شده چنین فعالیت هایی در ایران اسلامی می باشد. اگر کمی در احوالات چنین گروه هایی دقت کنیم متوجه مردمی بودن اکثر این فعالیت ها می شویم و اگر آنرا در مقابل فمنیست که یک فعالیت سازمان دهی شده سیاسی می باشد متوجه می شویم که این تقابل، تقابلی بین یک جامعه آزادی خواه و یک حکومت سیاسی مستکبر می باشد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   
شنبه 16 آبان 1394  19:53

عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث و پژوهشگر حوزه مباحث زنان با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر ضرورت هوشیاری مردم و مسئولان در زمینه «نفوذ» دشمن در ارکان نظام جمهوری اسلامی، به تبیین ویژگی‌ها و مؤلفه‌های این مفهوم و تفاوت آن با «تهاجم فرهنگی» پرداخت و گفت: «تهاجم فرهنگی» و «نفوذ» با وجود شباهت‌هایی که در زمینه تحقق اهداف نظام سلطه در مقابله با نظام اسلامی دارند، در پنج زمینه با یکدیگر متفاوت‌اند؛ هدف، حوزه فعالیت، روش‌ها، گروه‌های هدف و شیوه اجرا.دکتر ابراهیم شفیعی‌سروستانی در گفت‌و‌گو با مهرخانه، تفاوت این دو مفهوم در هدف را چنین شرح داد: تفاوت تهاجم فرهنگی و نفوذ در زمینه هدف این است که هدف تهاجم فرهنگی تغییر باورها، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه اسلامی و استحاله فرهنگی آن است، ولی هدف نفوذ، ناکارآمدسازی نظام اسلامی و دستگاه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن و ایجاد انحراف در مسیر آن‌هاست. به بیان دیگر در نفوذ تلاش می‌شود که دستگاه‌های مختلف نظام اسلامی با اهداف غرب هم‌سو شوند و عملاً در خدمت آن قرار گیرند.* «نفوذ» محدود به فرهتگ نیستعضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث ادامه داد: در زمینه حوزه فعالیت، تفاوت این دو مفهوم در این است که تهاجم فرهنگی با توجه به موضوع آن صرفاً محدود به حوزه فرهنگ است، ولی نفوذ، محدود به حوزه خاصی نیست و همه حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در بر می‌گیرد.* نفوذ برحوزه‌های سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا اثر می‌گذاردمشاور مرکز پژوهش و سنجش صدا و سیما در ادامه به بیان سومین تفاوت دو مفهوم یادشده پرداخت و اظهار داشت: تهاجم فرهنگی، با توجه به ماهیت و هدف آن از روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهای خاص خود استفاده می‌کند؛ روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهایی که می‌تواند بر حوزه فرهنگ به‌طور خاص اثر بگذارد و موجب انحراف در مسیر آن شود، ولی نفوذ، با توجه به هدف خاص خود، از روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهای دیگری استفاده می‌کند تا بتواند برحوزه‌های سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا اثرگذارد و بر روند فعالیت آن‌ها در راستای اهداف نظام سلطه تغییر ایجاد کند.* گروه‌های هدف «نفوذ» و «تهاجم فرهنگی» چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟شفیعی‌سروستانی درخصوص تفاوت چهارم نفوذ و تهاجم فرهنگی گفت: تفاوت چهارم در حوزه گروه‌های هدف است. تهاجم فرهنگی معمولاً گروه‌های هدف معینی دارد که در این میان، جوانان، نوجوانان، زنان و دختران، با توجه به اهداف تهاجم فرهنگی، به‌طور خاص در اولویت قرار دارند، اما نفوذ، گروه مخاطب خاص و محدودی ندارد و می‌تواند تمام مراکز، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و افراد و شخصیت‌های ذی‌نفوذ را تحت‌تأثیر قرار دهد و به‌گونه‌ای آن‌ها را با اهداف خود همسو کند.* جریان نفوذ معمولاً به صورت غیرآگاهانه و مخفیانه عمل می‌کنداین پژوهشگر حوزه زنان درخصوص تفاوت پنجم نفوذ و تهاجم فرهنگی اذعان داشت: با وجود این‌که نظام سلطه در جریان تهاجم فرهنگی، از ابزارها و روش‌های نرم استفاده می‌کند، ولی نمودها و نمادهای آن را می‌توان در جامعه تشخیص داد، اما جریان نفوذ معمولاً به صورت غیرآگاهانه و مخفیانه عمل می‌کند و ممکن است عامل نفوذی با استفاده از غفلت مسئولان در نهاد و یا سازمانی دولتی یا غیردولتی نفوذ کند و سال‌ها کار خود را انجام دهد و هیچ‌ ردپایی هم از خود به‌جا نگذارد.* سابقه نفوذ در ایراناین استاد دانشگاه در خصوص سابقه نفوذ در ایران اظهار کرد: در عصر صفویان که به‌نوعی آغاز نفوذ غرب در ایران است، سه مرحله را می‌بینیم. مرحله اول، آغاز ورود نمایندگان و سفرای کشورهای غربی به دربار صفویه است که از آن با ‌عنوان «ردّپا» تعبیر می‌کنند. در این مقطع هنوز نسبت به حضور بیگانگان در کشور حساسیت وجود دارد و با نگرانی با آن برخورد می شود. مرحله دوم، مرحله نفوذ است. به‌تدریج با کم‌شدن حساسیت‌ها دوران ردپا طی می‌شود و با محکم‌شدن جای پای غربیان، دوران نفوذ آن‌ها در دستگاه‌های دولتی صفویه آغاز می‌گردد. پس از آن هم شاهد سلطه هستیم که در دوران قاجار و پهلوی، به‌طور کامل سلطه غرب را در کشورمان می‌بینیم.* مسئله‌سازی کاذب و ارایه راه‌حل‌های غیرمنطبق با فرهنگ اسلامی- ایرانی؛ دو شکل نفوذ در حوزه زنانشفیعی‌سروستانی در ادامه به مصادیق نفوذ در حوزه زنان و خانواده اشاره کرد و گفت: با توجه به نکاتی که اشاره کردم می‌توانیم بگوییم که نفوذ در حوزه مباحث زنان می‌تواند با تأثیرگذاری بر مراکز، سازمان‌ها و نهادهای تصمیم‌ساز، سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر در حوزه مباحث زنان اتفاق بیفتد. کسانی که در پی نفوذ و تأثیرگذاری بر این مراکز، سازمان‌ها و نهادها هستند، به دو شکل کار خود را انجام می‌دهند؛ اول، مسئله‌سازی و مسئله‌آفرینی کاذب و غیرمنطبق با مسایل واقعی جامعه ایران و دوم ارایه راه‌حل‌های نامناسب، کاذب و غیرمنطبق با فرهنگ اسلامی- ایرانی برای مسایل و مشکلات موجود حوزه مباحث زنان. ممکن است فردی در یکی از نهادها و سازمان‌‌های مسئول در حوزه مباحث زنان نفوذ کند و با اقدامات و تحلیل‌های خود به‌گونه‌ای مسئله‌ای را برای آن نهاد و سازمان مهم جلوه دهد و تمام امکانات، بودجه و تلاش‌ها را در حوزه‌ای متمرکز کند که اساساً مسئله اصلی کشور ما نیست.* توجه کاذب به اشتغال زنان در در دولت‌های گذشتهاو افزود: در دوره‌های گذشته فعالیت مراکز زنان، شاهد بودیم که به بحث اشتغال زنان به‌عنوان اولین مسئله زنان ایران تأکید و بسیار تلاش شد تا درصد اشتغال زنان را در کشور بالا ببرند، بی‌توجه به این‌که برای افزایش ازدواج و تشکیل خانواده در کشور، در درجه نخست باید به فکر افزایش اشتغال مردان، به عنوان تأمین‌کنندگان هزینه‌های خانوار بود، اما بعدها مشخص شد که این بحث واقعاً مسئله و مشکل امروز جامعه زنان ما نیست و امروز شاهد این هستیم که با افزایش اشتغال زنان، آثار و پیامدهای منفی فراوانی گریبان‌گیر خانواده‌ها و جامعه اسلامی ما شده است که نظام اسلامی باید برای حل آن‌ها چاره اندیشی کند.عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث دومین روش نفوذ در نهادها و سازمان‌‌های مسئول در حوزه زن و خانواده را چنین تشریح کرد: دومین شکل نفوذ، ارایه راه‌حل‌های نامناسب، کاذب و غیرمنطبق با فرهنگ اسلامی- ایرانی برای مسایل و مشکلات موجود جامعه ماست. به هر حال کشور ما با آسیب‌ها و مشکلات مختلفی در حوزه مباحث زنان و خانواده روبه‌روست که به دو گونه می‌توانیم با آن‌ها برخورد کنیم: یکی پیروی از راهکارهای مبتنی بر مبانی غربی و دیگری، ارایه راه‌حل‌های برگرفته از آموزه‌های اسلامی و منبطق بر فرهنگ اسلامی- ایرانی.* راه‌حل‌های کاذب ارایه‌شده برای مقابله با روسپی‌گری؛ از مصادیق نفوذشفیعی‌سروستانی در ادامه با ذکر مثال تشریح کرد: نمود و تجلی نفوذ در این حوزه می‌تواند به این شکل باشد که مثلاً در زمینه‌ای مانند روسپی‌گری که جامعه با آن روبه‌روست، با نفوذ در نهادهای کارشناسی این‌گونه القا شود که راه‌حل مواجهه و مقابله با رواج روسپی‌گری در ایران قانونی‌کردن آن، ساماندهی روسپی‌گری در جامعه و مقابله با پیامدهای غیربهداشتی این پدیده ناهنجار اجتماعی است؛ یعنی مسئله روسپی‌گری و پدیده ناهنجاری مانند گسترش زنا در جامعه را که از طرف آموزه‌های دینی ما مطرود و ممنوع است و آثار و پیامدهای نامطلوب فراوانی برای فرد، خانواده و جامعه دارد، در حد یک مشکل بهداشتی فروبکاهیم و برای حل آن هم پیشنهاد دهیم که فرد روسپی به عنوان کارگر جنسی به رسمیت شناخته شده و برایش کارت بهداشت صادر شود.* تلاش گسترده دولت اصلاحات برای الحاق به «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» از مصادیق دیگر نفوذاین پژوهشگر حوزه زنان و خانواده با بیان این‌که مصادیق مختلف نفوذ در حوزه مباحث زن و خانواده و ارایه مسایل و راه‌حل‌های کاذب و غیرمنطبق با فرهنگ ایرانی- اسلامی در گذشته تاریخی و در چهار دهه گذشته اتفاق افتاده است و کشور ما از آن‌ها ضربه‌های فراوانی خورده است، به ذکر نمونه‌ای دیگر پرداخت و گفت: در زمان دولت اصلاحات، تلاش گسترده‌ای برای الحاق ایران به «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» صورت می‌گرفت و مسئولان امر با پافشاری و اصرار تأکید داشتند که حل مشکلات زنان در ایران فقط از طریق الحاق به این کنوانسیون میسر می‌شود و تا زمانی که به این کنوانسیون ملحق نشویم، مشکلات زنان حل نخواهد شد.* مدیران، تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران حوزه زنان بصیرت لازم را داشته باشندمشاور مرکز پژوهش و سنجش صدا و سیما درباره نقش مسئولین حوزه زنان در گسترش مصادیق مذکور تأکید کرد: مهم‌ترین امری که می‌تواند مانع نفوذ و تأثیرگذاری تفکر بیگانه بر حوزه مسئله‌شناسی، موضوع‌شناسی و اتخاذ راهکار شود، بصیرت لازم در مدیران، تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران حوزه زنان است. اگر این بصیرت در مسئولان نباشد و صرفاً با اقدامات سطحی، صوری، شعاری و بدون مطالعه و ارایه نسخه‌های وارداتی برای حل مسایل زنان ورود کنند، قطعاً گرفتار آسیب‌هایی که اشاره شد، می‌شویم؛ چراکه حوزه زن و خانواده، حوزه بسیار حساسی است و می‌تواند بر همه حوزه های فرهنگی، اجتماعی جامعه ما اثر بگذارد.او با بیان این‌که با توجه به اهمیت و تأثیرگذاری گسترده حوزه زن و خانواده بر دیگر حوزه‌های اجتماعی، قطعاً نظام سلطه در پی نفوذ در حوزه‌های تصمیم‌ساز در این حوزه است، ادامه داد: برای نمونه در بحث جمعیت، مقام معظم رهبری اشاره کردند که براساس قانون در مقطعی باید جمعیت کنترل و از یک زمانی به بعد باید رها می‌شد و رشد معمول جمعیت ادامه پیدا می‌کرد، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد و میانگین رشد سالانه جمعیت از ۳.۹ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۱.۲۹ درصد در سال ۱۳۹۰ کاهش یافت؛ یعنی کمتر از نصف میزان پیش‌بینی‌شده در برنامه اول توسعه. یکی از دلایل این موضوع، می‌تواند نفوذ عوامل دشمن در دستگاه‌های اجرایی و سامان‌دهی بحث جمعیت باشد که نگذاشتند به موقع سیاست‌های کنترل جمعیت متوقف شود و رشد جمعیت بسیار کمتر از حد پیش‌بینی‌شده در برنامه اول توسعه شد.شفیعی‌سروستانی تأکید کرد: اگر بصیرت لازم در مسئولان مراکز و نهادهای فعال در حوزه مباحث زنان و خانواده وجود نداشته باشد، قطعاً در این زمینه آسیب‌های بسیار جبران‌ناپذیری بر کشور ما وارد می‌شود و سمت و سوی جامعه را دچار تغییرات اساسی می‌کند.* نقش سازمان‌ها و نهادهای مختلف فعال در حوزه زنان برای جلوگیری از ایجاد و گسترش نفوذ دشمناین پژوهشگر حوزه زنان در ادامه به نقش سازمان‌ها و نهادهای مختلف فعال در حوزه زنان برای جلوگیری از ایجاد و گسترش نفوذ دشمن در این حوزه، اشاره کرد و گفت: قطعاً نهادهای غیردولتی، سمن‌ها، حوزه‌های علمیه، دانشگاهیان و افرادی که در این زمینه فعالیت دارند، با ارایه تحلیل‌ها و هشدارهای مناسب و واکاوی پیشینه نفوذ در حوزه‌های فرهنگی، می‌توانند در این موضوع نقش داشته باشند. متأسفانه در گذشته تاریخی خود شاهد موارد متعدد نفوذ دشمن در حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و اطلاعاتی بوده‌ایم و در اعصار و ادوار مختلف، در دوران مشروطه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی موارد و مصادیق متعدد نفوذ داریم که بعد از مدت‌ها شناسایی شده‌اند. یکی از نمونه‌های معروف آن، در سال‌های اخیر، سیامک پورزند و باند اوست که در سال ۱۳۸۰ شناسایی و دستگیر شد. با توجه به این پیشینه تاریخی، باید دلایل موفقیت، راهکارها و شیوه‌های نفوذ و آثار و پیامدهای نفوذ، شناسایی، واکاوی و مطالعه شود و در اختیار مسئولان اجرایی قرار بگیرد.* هشدارهای مراکز پژوهشی و علمی می‌تواند مانع از اقدامات جریان نفوذ در کشور شوداو افزود: متأسفانه بیشتر مسئولان اجرایی به دلیل مشغله‌های متعدد و فراوانی که دارند، فرصت مطالعه و کار علمی و پژوهشی ندارند و به دلیل پرداختن به امور اجرایی‌ و عملیاتی، بیش از حد عمل‌زده شده‌اند، و چه بسا تصمیماتی بگیرند که در تضاد با باورها، ارزش‌ها و احکام اسلامی و مصالح کلان کشور باشد. بنابراین، مراکز علمی و پژوهشی حوزوی و دانشگاهی و نهادهای مردمی فعال در حوزه زنان، می‌توانند با پژوهش‌ها، تحقیقات و مطالعات خود و همچنین با هشدارهای به‌موقع به مسئولان کمک کنند. در بحث الحاق ایران به کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، شاهد بودیم که اگر هشدارهای به‌موقع نهادهای حوزوی نبود، این الحاق انجام می‌شد. قطعاً این تذکرات و هشدارها می‌تواند مؤثر باشد و مانع از اقدامات جریان نفوذ در کشور شود.* لزوم توجه مسئولان به دیدگاه‌های امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید در حوزه زنانشفیعی‌سروستانی در ادامه تأکید کرد: برای مقابله با نفوذ دشمن در حوزه زنان و خانواده، لازم است مسئولان اجرایی کشور به دیدگاه‌های کلان و راهبردی که امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در حوزه زنان مطرح کرده‌اند و همچنین دیدگاه‌های مراجع عظام تقلید بیشتر توجه کنند و قانون اساسی جمهوری اسلامی و دیگر اسناد بالادستی را که در سال‌های اخیر در حوزه مباحث زنان به تصویب رسیده است، نصب‌العین خود قرار دهند.* اسناد بالادستی مهمی که می‌تواند سمت و سوی حرکت ما در حوزه زنان را روشن کنداو با بیان این‌که در سال‌های گذشته اسناد مهمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت به تصویب رسیده است که می‌تواند سمت و سوی حرکت ما در حوزه زنان را روشن کند، افزود: مقام معظم رهبری نیز دیدگاه‌های صریح، روشن و واضحی در این زمینه مطرح کرده‌اند. راه‌حل حفظ دستگاه‌های اجرایی از نفوذ عوامل بیگانه و حفظ سمت و سوی ارزشی آن‌ها، توجه به نکاتی است که در این بیانات و تذکرات مراجع عظام تقلید آمده است. توجه به این نکات می‌تواند مانع تأثیرگذاری و نفوذ دشمن در حوزه زنان شود.


نظرات()   
   
دوشنبه 11 آبان 1394  05:22

ناکارآمدی سیاسی ترین مدیر کابینه حسن روحانی در مدیریت زیر مجموعه خود، آنقدر جدی شده است که صدای کارمندان آن مجموعه را هم در آورد و آنها را وادار کند که نسبت به «ناکارآمدی» معصومه ابتکار در مدیریت سازمان محیط زیست تجمع و تحصن کنند، ناکار آمدی که کارشناسان آنرا ناشی از پرداختن به فعالیت های سیاسی به جای انجام ماموریت های رسمی سازمان می دانند، اما ابتکار، حتی جواب اعتراض به عملکرد خود در حوزه محیط زیست را هم «سیاسی» داده است.به گزارش رجانیوز، سوء مدیریت و باندبازی ها و اقدامات خلاف قانون معصومه ابتکار در طول همین دو سال به حدی رسیده است که حتی داد کارکنان سازمان متبوع خود را نیز درآورده است به گونه ای که کارکنان این سازمان در اعتراض به بی کفایتی ابتکار در برابر درب اصلی این سازمان در پارک پردیسان تجمع کردند. معترضان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین انتقاد از سوء مدیریت ، سیاسی کاری ، پارتی بازی و زد و بند جناحی در سازمان محیط زیست را در دست داشتند، نسبت به ادامه ی مدیریت ابتکار بر سازمان اعتراض نمودند. یک دیپلمه رئیس گروه شورایعالی ایمنی زیستی شده است !اما این اعتراض پایان حواشی ، پیرامون مدیریت ناکارآمد ابتکار نبود.در حالی که به نظر میرسید اوضاع ابتکار در سازمان محیط زیست بغرنج تر از وضع فعلی نمیشود ، اسنادی از پارتی بازی و اقدامات غیرقانونی ابتکار در سازمان منتشر شد که فشارها بر وی را شدت بخشید.فریبا لاهوتی، مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست خطاب به ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می‌نویسد:«خانم زهرا فتحعلیان نیروی پیمانی شاغل در این دفتر دارای ۱۸ سال سابقه کار در حوزه‌های مختلف اداری بوده و در حال حاضر به استناد ابلاغ شماره ۹۳/۱۱۴۲۶ مورخ ۹۳/۳/۱۷ تحت عنوان کارشناس پیگیری در حوزه ریاست فعالیت می‌نمایند، با عنایت به خدمات شایسته ایشان، در نظر است نامبرده را در پست رئیس شورای عالی محیط زیست و ایمنی زیستی این دفتر منصوب نمایند، با توجه به اینکه نامبرده با دارا بودن مدرک تحصیلی دیپلم واجد شرایط تصدی در پست مورد نظر نمی‌باشد و امکان این امر نیازمند دستور حضرتعالی می‌باشد لذا خواهشمند است در صورت صلاحدید و امکان نسبت به موضوع اوامر مقتضی را صادر فرمائید..»نکته ی حاءز اهمیت در این نامه آن است که بر عدم صلاحیت فرد مذکور تاکید میشود اما به نظر میرسد حتی دیپلمه بودن فرد مذکور نیز نمیتواند مانع پارتی بازی خانم رییس شود. نتیجا مدتی بعد ابلاغ انتصاب وی به سمت پیشنهادی به رغم نداشتن صلاحیت به اطلاع میرسد.مقصر رسانه ملی بود!اما این اعتراضات هم موجب تغییر رویه ابتکار نشده بلکه او ترجیح می دهد پاسخ اعتراض به «کارآمدی» را هم «سیاسی» بدهد. ابتکار امروز به جای برآمدن در مقام پاسخگویی به رسانه ها و افکار عمومی بدلیل مدیریت ناکارآمد خود ، با انتشار نامه ای طلبکارانه  به رییس سازمان صدا و سیما در مقام شاکی برآمد.وی در نامه ی خود از تهیه ی گزارش صدا و سیما از تجمع انتقاد نمود و رسانه ی ملی را متهم به سازماندهی هجمه ی رسانه ای علیه دولت یازدهم کرد : « به نظر می‌رسد پخش این گزارش موید آن است که برجسته‌سازی اعتراضات صنفی، سازماندهی جدید رسانه ملی علیه دولت یازدهم و تلاش برای ایجاد بحران در فضای رسانه‌ای کشور است. چرا که در این تجمع، رسانه ملی به دعوت فردی وارد اجتماع کارکنان می‌شود که خود دارای پرونده‌های متعدد تخلف اداری است»ابتکار همچنین در بخش دیگری از نامه ی خود گزارشگران صدا و سیما را متهم به شکستن حریم سازمان و نقض مقررات اداری نمود : « اگرچه پارک پردیسان محوطه عمومی و قابل استفاده برای همگان است اما درب ورود و خروج به پارک و مجموعه اداری سازمان حفاظت محیط زیست کاملا مشخص و تعیین‌شده است. حضور همکاران گرامی جنابعالی به منظور ضبط و پخش گزارش از تجمع صنفی به‌رغم ممانعت نگهبانی صورت گرفته و ایشان با شکستن حریم این سازمان، نسبت به ضبط و تهیه این گزارش جهت‌دار اقدام نموده‌اند که این کار نقض مقررات اداری و حراستی بوده است.»ابتکار همچنین در نامه ی خود صدا و سیما جانبدار و غرض ورز خطاب کرد : «این حرکت صدا و سیما که رسانه ملی نامیده می‌شود، آن سازمان را در حد یک جریان خاص منتسب به جبهه پایداری تنزل می‌دهد. در حالی که متاسفانه عدم توجه آن سازمان به اخبار و فعالیت‌های سازمان و حذف عامدانه بسیاری از موارد به خصوص مواردی که به اقدامات محیط زیست در سطح ریاست آن ارتباط می‌یابد، بر خدشه به جایگاه صدا و سیما می‌افزاید.»وی در پایان در کمال تعجب درخواست جبران و محکومیت تهیه ی گزارش از تجمع اعتراضی محیط زیست را نمود.حال با در نظر گرفتن تمامی حواشی پیرامون سازمان محیط زیست از ابتدای مدیریت ابتکار بر این سازمان جا دارد این پرسش را مطرح نمود که محیط زیست این کشور و کارکنان دلسوز آن تا چه زمانی باید سوء مدیریت سیاسی کاری های غیر قابل تحمل شخص ابتکار را تحمل نمایند؟ 


نظرات()   
   

ناکارآمدی سیاسی ترین مدیر کابینه حسن روحانی در مدیریت زیر مجموعه خود، آنقدر جدی شده است که صدای کارمندان آن مجموعه را هم در آورد و آنها را وادار کند که نسبت به «ناکارآمدی» معصومه ابتکار در مدیریت سازمان محیط زیست تجمع و تحصن کنند، ناکار آمدی که کارشناسان آنرا ناشی از پرداختن به فعالیت های سیاسی به جای انجام ماموریت های رسمی سازمان می دانند، اما ابتکار، حتی جواب اعتراض به عملکرد خود در حوزه محیط زیست را هم «سیاسی» داده است.به گزارش رجانیوز، سوء مدیریت و باندبازی ها و اقدامات خلاف قانون معصومه ابتکار در طول همین دو سال به حدی رسیده است که حتی داد کارکنان سازمان متبوع خود را نیز درآورده است به گونه ای که کارکنان این سازمان در اعتراض به بی کفایتی ابتکار در برابر درب اصلی این سازمان در پارک پردیسان تجمع کردند. معترضان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین انتقاد از سوء مدیریت ، سیاسی کاری ، پارتی بازی و زد و بند جناحی در سازمان محیط زیست را در دست داشتند، نسبت به ادامه ی مدیریت ابتکار بر سازمان اعتراض نمودند. یک دیپلمه رئیس گروه شورایعالی ایمنی زیستی شده است !اما این اعتراض پایان حواشی ، پیرامون مدیریت ناکارآمد ابتکار نبود.در حالی که به نظر میرسید اوضاع ابتکار در سازمان محیط زیست بغرنج تر از وضع فعلی نمیشود ، اسنادی از پارتی بازی و اقدامات غیرقانونی ابتکار در سازمان منتشر شد که فشارها بر وی را شدت بخشید.فریبا لاهوتی، مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست خطاب به ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می‌نویسد:«خانم زهرا فتحعلیان نیروی پیمانی شاغل در این دفتر دارای ۱۸ سال سابقه کار در حوزه‌های مختلف اداری بوده و در حال حاضر به استناد ابلاغ شماره ۹۳/۱۱۴۲۶ مورخ ۹۳/۳/۱۷ تحت عنوان کارشناس پیگیری در حوزه ریاست فعالیت می‌نمایند، با عنایت به خدمات شایسته ایشان، در نظر است نامبرده را در پست رئیس شورای عالی محیط زیست و ایمنی زیستی این دفتر منصوب نمایند، با توجه به اینکه نامبرده با دارا بودن مدرک تحصیلی دیپلم واجد شرایط تصدی در پست مورد نظر نمی‌باشد و امکان این امر نیازمند دستور حضرتعالی می‌باشد لذا خواهشمند است در صورت صلاحدید و امکان نسبت به موضوع اوامر مقتضی را صادر فرمائید..»نکته ی حاءز اهمیت در این نامه آن است که بر عدم صلاحیت فرد مذکور تاکید میشود اما به نظر میرسد حتی دیپلمه بودن فرد مذکور نیز نمیتواند مانع پارتی بازی خانم رییس شود. نتیجا مدتی بعد ابلاغ انتصاب وی به سمت پیشنهادی به رغم نداشتن صلاحیت به اطلاع میرسد.مقصر رسانه ملی بود!اما این اعتراضات هم موجب تغییر رویه ابتکار نشده بلکه او ترجیح می دهد پاسخ اعتراض به «کارآمدی» را هم «سیاسی» بدهد. ابتکار امروز به جای برآمدن در مقام پاسخگویی به رسانه ها و افکار عمومی بدلیل مدیریت ناکارآمد خود ، با انتشار نامه ای طلبکارانه  به رییس سازمان صدا و سیما در مقام شاکی برآمد.وی در نامه ی خود از تهیه ی گزارش صدا و سیما از تجمع انتقاد نمود و رسانه ی ملی را متهم به سازماندهی هجمه ی رسانه ای علیه دولت یازدهم کرد : « به نظر می‌رسد پخش این گزارش موید آن است که برجسته‌سازی اعتراضات صنفی، سازماندهی جدید رسانه ملی علیه دولت یازدهم و تلاش برای ایجاد بحران در فضای رسانه‌ای کشور است. چرا که در این تجمع، رسانه ملی به دعوت فردی وارد اجتماع کارکنان می‌شود که خود دارای پرونده‌های متعدد تخلف اداری است»ابتکار همچنین در بخش دیگری از نامه ی خود گزارشگران صدا و سیما را متهم به شکستن حریم سازمان و نقض مقررات اداری نمود : « اگرچه پارک پردیسان محوطه عمومی و قابل استفاده برای همگان است اما درب ورود و خروج به پارک و مجموعه اداری سازمان حفاظت محیط زیست کاملا مشخص و تعیین‌شده است. حضور همکاران گرامی جنابعالی به منظور ضبط و پخش گزارش از تجمع صنفی به‌رغم ممانعت نگهبانی صورت گرفته و ایشان با شکستن حریم این سازمان، نسبت به ضبط و تهیه این گزارش جهت‌دار اقدام نموده‌اند که این کار نقض مقررات اداری و حراستی بوده است.»ابتکار همچنین در نامه ی خود صدا و سیما جانبدار و غرض ورز خطاب کرد : «این حرکت صدا و سیما که رسانه ملی نامیده می‌شود، آن سازمان را در حد یک جریان خاص منتسب به جبهه پایداری تنزل می‌دهد. در حالی که متاسفانه عدم توجه آن سازمان به اخبار و فعالیت‌های سازمان و حذف عامدانه بسیاری از موارد به خصوص مواردی که به اقدامات محیط زیست در سطح ریاست آن ارتباط می‌یابد، بر خدشه به جایگاه صدا و سیما می‌افزاید.»وی در پایان در کمال تعجب درخواست جبران و محکومیت تهیه ی گزارش از تجمع اعتراضی محیط زیست را نمود.حال با در نظر گرفتن تمامی حواشی پیرامون سازمان محیط زیست از ابتدای مدیریت ابتکار بر این سازمان جا دارد این پرسش را مطرح نمود که محیط زیست این کشور و کارکنان دلسوز آن تا چه زمانی باید سوء مدیریت سیاسی کاری های غیر قابل تحمل شخص ابتکار را تحمل نمایند؟ ۸۴پسندیدمارسال به »       <>   تبلیغات متنی در رجانیوز ۰۹۱۹۷۱۳۶۸۸۲


نظرات()   
   

قانون مالیات بر ارث یکی از قوانین جنجالی است که طی سالیان اخیر به تصویب مجلس شورای اسلامی کشور رسیده است و تقریبا اکثر مردم از جزئیات آن بی اطلاع هستند. بر اساس این قانون، اگر متوفی دارای اموال منقولی باشد، وراث موظفند بین 5 تا 65 درصد از این مبلغ را به حساب اداره مالیات واریز کنند. به عنوان مثال، اگر پدر شما خانه خود را بفروشد و قصد خرید خانه دیگری داشته باشد ودر همین حین، فوت نماید دولت بیش از یک سوم این مبلغ را به عنوان مالیات از شما می گیرد و شما عنقریب مجبور خواهید بود با مادر و برادر و خواهرهایتان به مستاجری در خانه ای کوچکتر بسنده کنید.
طبق قانون مالیات بر ارث، از وراث طبق جدول به صورت درصدی از اموال منقول، مالیات اخذ می گردد:

Image
همانطور که در جدول بالا ذکر شده است اگر سهم الارث هر یک از وراث بیشتر از 50 میلیون تومان باشد ارث گیرنده طبقه اول موظف است 35% و ارث گیرنده طبقه دوم و سوم موظف اند 45% و 65% از مقدار ارث تعلق گرفته را به حساب دولت واریز نمایند.
نکته مهم در تصویب اینگونه قوانین دراین است که مقدمه ای است بر تصویب قوانین دیگر مثل مالیات بر اموال غیرمنقول.
شرح کامل این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید (به نظر می رسد جدول درصد مالیات که در این فایل قید شده، اعداد آن جابجا درج شده است):

Downloadهمچنین می توانید چکیده ای از این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید:
Downloadهمچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در بررسی خود درباره این قانون، مهمترین دلیلی که برای تصویب این قانون عنوان داشته است این است که:  "چون نظام ما ولایت فقیه است بر اساس همین یک چیز می توان به همه مال و اموال مردم تسلط داشت و مالیات گرفت. (یعنی اگر نظام ما شاهنشاهی بود، حکومت چنین حقی نداشت)". البته خرج کردن از کیسه دین و نسبت دادن تصمیمات به «ولی فقیه» به طور مستقیم یا غیرمستقیم ایده ای تازه نیست و ده ها سال است که توسط افراد چپی و راستی در بین مسئولین کشور وجود دارد. برنامه ریزان و مدیران بالایی کشور برای ساکت کردن و پیشگیری از اعتراضات مردم، مرتب تصمیمات خود را متوجه رهبری و ولایت فقیه می نمایند تا اگر کسی اعتراضی کرد او را در برابر رهبری و ولایت فقیه و دین و اسلام قرار دهند.  
متن کامل این گزارش را می توانید در فایل زیر مطالعه نمایید:

Downloadاز سوی دیگر نرخ درج شده در جدول مربوط به قانونی است که حدود 5 سال پیش تصویب شده است. عدم بروزرسانی این قانون متناسب با نرخ تورم و تعمیم دادن بر اساس رقم های جدید باعث آسیب پذیری قشر ضعیف جامعه می گردد. بالتبع حکومت از موضوع بیشترین نفع را می برد.

آیا مالیات باعث آبادانی کشور ما می شود؟    
در کشوری که قاچاق کالا بیداد می کند و دست بسیاری از آقازاده ها و کله گنده ها در این موضوع دخیل است و از سویی نیز اراده ای جدی برای برخورد با این مسئله در بین مسئولین وجود ندارد آیا اخذ مالیات (عمدتا از قشر ضعیف جامعه) کار صحیحی است؟ در کشوری که هیچ اراده قوی برای مبارزه با مفاسد اداری و مالی موجود در بدنه نظام وجود ندارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می شود؟ در کشوری که حمایت از تولید در اولویت آخر مسئولان بالایی و میانی دولت قرار دارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می گردد؟ 
مرکز پژوهش های مجلس نیز در گزارش خود، تلقی مالیات به عنوان یک ثروت بادآورده را اشتباه دانسته و از خلاف شرع بودن اخذ مالیات از افرادی که نیازمند هستند و گرفتن مالیات باعث می شود دچار فقر شوند را خلاف شرع دانسته است. با این وجود، این قانون بدون اینکه حقوق نیازمندان و فقران را مد نظر داشته باشد و در تبصره هایی یا مواد زیرین آن اشاره ای به این موضوع نماید، اجرای آن را به کلیت مردم بسط داده است. در گزارش مرکز پژوهش های مجلس به این مسئله به خوبی اشاره شده است. 
اخذ مالیات راهی برای قدرتمندان حاضر در بدنه دولت و دستگاه های اجرایی است تا با بودجه بیشتری به دخل و خرج های غلط موجود در برنامه ریزی کلی کشور (برنامه ریزی بودجه) بپردازند و ریخت و پاش های بیشتری برای نزدیکان خود که پیمانکار و کارگزار برنامه های عمرانی-فرهنگی-اقتصادی-اجتماعی شهرداری ها و دولت هستند انجام دهند.

چرا فمینیست ها به این قانون موضع نگرفتند؟   
نکته دیگری که باعث شد، نگارنده این مطلب را بنویسد عدم موضع گیری ژورنالیست های فمینیست در رسانه ها، مجلات و روزنامه هاست. فمینیست ها تقریبا در همه رسانه ها حضور دارند و دختربچه های عقده ای ترشیده موجود در دفتر تحریریه های خبرگزاری های داخلی و زن های مطلقه بیوه که عقده محبت یک مرد را در دل دارند از همراهان و یاوران تفکر فمینیسم ایرانی در رسانه های کشور ما هستند. مردان روشنفکری که بویی از غیرت و مردانگی نبرده اند و توهم توسعه دارند نیز همراهان مذکر فمینیسم ایرانی هستند. این دسته از افراد که عمدتا به عنوان نیروهای مزدور و سربازان پیاده نظام قدرتمندان و ثروتمندان فراماسونر شناخته می شوند فقط در موضوعاتی تحلیل می نویسند که طرف مقابل «جنس مرد» باشد. اینها در عمل، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» زنان و مادران شهید در ابتدای انقلاب را به شعار «مرگ بر پدر سالاری» و «مرگ بر مردسالاری» تبدیل کردند. 
جنبش عدالتخواهی مردم ایران در بین فمینیست ها به مردستیزی های کودکانه تبدیل شده است. در رسانه های فمینیستی و به قلم خبرنگاران بدذات فمینست، انواع مقالات و مصاحبه های متنوع مردستیز دیده می شود اما دریغ از مطلبی که درد همه مردم و جامعه را داشته باشد وجود داشته باشد. آنها مرتب از دو برابر بودن مقدار ارث مردان انتقاد می کنند و با حسادت بی پروای خود، در زمینه هایی که به نفع شان است شعار برابری سر می دهند ولی در برابر قوانینی این چنینی که بخش عمده ای از سهم الارث را به جیب دولت و از آن طرف به جیب سازمان های فمینیستی و افزایش یارانه و بودجه روزنامه ها می شود سکوت می کنند. اگر مرد به سبب مسئولیت های اقتصادی متعدد تعریف شده در قانون در قبال خانواده و خاصا والدین خویش، ارث بیشتری ببرد مورد حمله ژورنالیست های فمینیست در رسانه های داخلی قرار می گیرد ولی اگر دولت، قانونی را تصویب کند که به موجب آن هم از مرد و هم از زن نیز ارث بیشتری ببرد، هیچ صدای اعتراضی از سوی فمینیست بلند نمی شود.
به عبارت بهتر، فمینیست ها نه تنها مردمی نیستند بلکه مزدوران مواجب بگیر طبقه قدرتمند فاسد در کشور ما هستند که برای آنها قلم فرسایی می کنند، برای آنها تشکل راه می اندازند و جنبش های اعتراضی را سازماندهی می کنند. فمینیست ها موجوداتی زشت و متعفن هستند که هر قدر از مدت حضورشان در مسندهای اجرایی می گذرد بدذاتی شان بیشتر رو می شود و ذات پنهان شان بیشتر آشکار .

منابع:    
1. قانون مالبات های مستقیم:
http://old4.mui.ac.ir/mali/images/stories/residegi/maliathaie-mostaghim.pdf
 2.کاتالوگ آشنایی با مفاد و مقررات قانونی مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/FileUpload/Advertise/adver306259.pdf
 3.گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره قانون مالبات بر ارث
http://www.cmir.ir/fa/images/shoraye_feghhi/گزارش_بررسی_مالیات_بر_ارث.92.10.24.pdf
 4. توضیحاتی درباره اصلاح مفادی از قانون مالیات بر ارث
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=42069
http://www.yjc.ir/fa/news/4756128/شرایط-جدید-مالیات-بر-ارث-مشخص-شد
 5. نحوه رسیدگی به مالیات بر ارث
http://www.arghamnegar.com/دستورالعمل%20رسیدگی%20به%20مالیات%20بر%20ارث.aspx
 6. صفحه ثبت استعلام مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/ers/index.asp


نظرات()   
   

بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

قضاوت را به زنان بده و شاهد نابودی عدالت باش!!!!!

 

قضاوت شغلی حساس، بسیار مخاطره آمیز و حاشیه ساز است. شغلی در بالاترین سطح علوم انسانی و با معیار ها و ضوابط خاص خودش.  قضاوت به نوعی تداعی کننده عدالت، برابری، ایستادگی در برابر ظالم، جلوه گاه بالاترین سطح فرهنگ سیاسی و اجتماعی جامعه که خطا در آن نه تنها ظلم به مظلوم بلکه زمینه ساز ابتذال  جامعه و سوق آن به بدویت را فراهم می کند. شاید بتوان به جرات گفت که قضاوت صحیح اساس تمدن را تشکیل می دهد چراکه یکی از تفاوت های اساسی جامعه مترقی از بدوی قانون حاکم برآن است که در جوامع بدوی وجود ندارد و قضاوت در واقع استخراج قوانین مدنی و تطبیق ان با شرایط واقعی است که از این طریق قضاوت شاهراه تبدیل جامعه متمدن بالقوه که در سطرهای کتب قانون به نگارش درامده به جامعه متمدن بالفعل است.

 

قاضی شخصی است که قضاوت می کند. خوب را از بد و مظلوم را از ظالم تشخیص می دهد. قاضی تجلی انسانی عمل قضاوت است که بزرگترین رسالتش احقاق حق شهروندان یک جامعه طبق قانون آن جامعه است. فساد یا اشتباه قاضی تحت هر عنوانی و به هر بهانه ای بذر توحش را در مزرعه جامعه انسانی آبیاری می کند و زمینه ساز برگشت جامعه به قانون جنگل را فراهم می کند. بنابراین قاضی حق اشتباه ندارد و باید تسلط کامل به متون پیچیده قانون و حتی علوم روان شناختی باشد و در هر حال تحت تاثیر جو دادگاه واقع نشده و از حدود عدالت و عقلانیت خارج نشود. اما علاوه بر دانش و تجربه قاضی عوامل دیگری نیز موثرند. قضاوت در واقع نیاز به توانایی خاصی در مغز دارد که این توانایی در افراد بشر یکسان نیست. این توانایی خاص مربوط به قدرت استدلال پسا تعریفی می باشد.

اما استدلال پسا تعریفی چیست؟؟؟

این نوع استدلال و شناخت مربوط به درک پیمان های اجتماعی و پایبندی به اصولی که جامعه را در برگرفته و نفع همگانی در بر دارد است. قضاوت نمونه ای کامل از این نوع استدلال است.  شخص قاضی باید از این قدرت ذهنی برای تشخیص قانون و تعمیم آن به یک شرایط واقعی و همچنین درک بهترین تصمیم در هر مورد که منجر به حصول بهترین نتیجه برای دو طرف و بلکه کل جامعه  استفاده کند.

اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که این توانایی در چه کسانی بیشتر و در چه کسانی کمتر می باشد.؟

 محقیق دانشگاه پنسیلوانیا در تحقیقی که بر روی تعدادی از افراد 24 تا 33 ساله انجام داده اند متوجه شدند که افراد دارای ماده خاکستری بیشتر، دارای قدرت استدلال اخلاقی بیشتری هستند. نتایج این تحقیق در مجله Plose One منتشر شده است.

طبق مطالعات علمی که بارها اثبات و منتشر شده اند، مغز مردان 9 درصد بزرگتر و  ماده خاکستری آن 6 برابر مغز زنان است. وقتی تمامی شواهد علمی گویای ضعف عقلانی زنان در تشخیص صحیح از ناصحیح هستند، اصرار عده ای در  دادن حق قضاوت به زنان واقعا تعجب آور است!!!!!!

 

در بسیاری از مطالب فمنیستی از عدم تساوی در حق قضاوت زنان، گله و شکایت شده است. فمنیست ها مصرانه در پی گرفتن پست های مربوط به قضاوت هستند بی آنکه متوجه باشند حضور انان در پست های حساس اینچنینی، می تواند حتی منجر به نابودی اخلاق و عدالت شود و عملا بی قانونی را در کشور حاکم کند. براحتی می تواند از مشاهدات عینی به ناتوانی در شعور، کوته فکری و عدم ثبات اخلاقی انان پی برد. کمی دقت در همین مناظرات مربوط به حقوق زنان (که در این وب سایت هم فراوان است) آشکارا این قضیه را اثبات می کند. در مباحثات عموما ضعیف، کم صبر، ناتوان از بیان استدلالات منطقی می باشند و در نهایت  احساساتشان به خشم و عصبیت و انزجار منتهی می شود و جملات پایانی آنها عموما با توهین هایی همچون داعشی، قرون وسطایی و ... ختم می شود.

واقعیت این است که بسیاری از دانش های عینی که توسط عوام کشف می شود چندان بی دلیل و بی پایه و اساس نیست. بسیاری از دانش هایی که بصورت تجربی رشد کرده که در نهایت به ضرب المثل ختم شده و در بسیاری از مواقع نتایج  مناسبی ارائه می دهد.  نمونه ای از ضرب المثل ها در تشریح طبیعت زنان:

زنان چو ناقصان عقل و دینند/ چرا مردان ره آنان گزینند

 ضرب المثل  نروژی: «شیطان زن را بلعید ولی از هضمش عاجز ماند» ، «نه ماهی بدون استخوان است نه زن بدون جنون»

ضرب المثل ایتالیایی: «زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن»

تمامی موارد بالا گویای ضعف عقلانی و یا حداقل عدم توانایی آنان نه تنها در پست قضاوت بلکه تمامی شغل هایی که به نوعی شبیه به قضاوت است مانند مدیریت در بخش های اجرایی، مدیریت های سیاسی، مسولیت بخش های مربوط به عرض و تقاضا و ... می باشند. صلاح جامعهف پیشرفت و ارتقای آن به یک جامعه پیشرفته وابسته به قرار گیری اعضای آن بر طبق لیاقت و شایستگی دارد نه براساس فشار های سیاسی ناشی از گروه های فمنیستی و الحادی. 


نظرات()   
   
شنبه 21 شهریور 1394  05:42

دقت کرده اید که رسانه ها مرتب جوانان را از ازدواج می ترسانند اما گاهی می گویند ازدواج سنت پیامبر است.
 برای این مهم بهتر است که سوره نور آیه 32 را یک بررسی نماییم:
"و البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید(تا میان مومنان مرد بی زن و زن بی شوهر باقی نماند و از فقر مترسید که اگر مرد و زنی فقیرند به لطف خود انان را غنی و بی نیاز حواهد کرد که خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع است."
 بلافاصله بعد از این آیه به انانکه امکان ازدواج پیدا نکردند توصیه تقوا شده است است. اما تفسیری که از آیه دوم می شود این است که چون عده ای فقیر بودند تقوا پیشه کنند و ازدواج نکنند، دقیقا متضاد با همین آیه قبل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسلما عدم امکان ازدواج تنها دلیل مادی نیست بلکه هزاران دلیل می تواند داشته باشد مثل یک زندانی و ...، درست است که زندانی به طور بیرونی مجبور به زنا نکردن است اما اگر از درون تقوا پیشه نکند تنها عذاب می کشد لذا باید تقوا پیشه کند.
از طرفی حدیث از امام صادق داریم که می گوید"هر کس به علت ترس از فقر از ازدواج سر باز زند از ما نیست" که حدیثی کاملا مخالف تفسیر ازدواج نکردن به علت فقر دارد. پیامبر و سایر معصومین نیز احادیث مشابه این را دارند.
اول از یک طرف با فرهنگ سازی، فرهنگ جامعه را به سمتی می برند که شرایط ازدواج به طور کاذب نزد مردم بالا رود و بعد مرتب در رسانه ها می گویند که توقعات بالاست (در صورتی در واقعیت این گونه هم که می گویند نیست) و بعد تقاسیر مغرضانه هم می کنند.
اما هدف؟
1- عدم ازدواج جوانان برای بهره برداری جنسی از دختران توسط مردان نسل قبل که جای پدر این دختران را دارند. یعنی به جای اینکه از نسل خود این دختران برای آنان شوهر پیدا کنند، می آیند خود از آنان بهره برداری می کنند.
2- تجارت طبق استشمار دختران در کار، در کار دختران را استثمار می کنند و بعد منت استقلال توهمی را به آنها می دهند تا با این تجارت کثیف به مورد 1 بپردازند.
3- بیکاری پسران، پس از استثمار دختران نوبت به بیکاری پسران می رسد تا با دختران امکان ازدواج پیدا نکنند و یا حداقل بهانه ای داشته باشند که به جوانان پسر بگویند که شما امکان ازدواج ندارید تا باز به مورد 1  و نیز مورد 2 بپردازند.
ببینید چه مکرها و ظلم هایی می کنند و ببینید و شناسایی کنید افرادی که در تجرد جوانان نقش دارند و عملا آن را چه با تجارت های خود و چه با تقاسیر خود رواج می دهند، چند وقت پیش در سریالی یک روحانی مجرد بود، چیزی که تا کنون در صدا و سیما سابقه نداشته است. یعنی ترویج رهبانیت . رهبانیتی که پیامبر (ص) علنا اعلام کردند که در اسلام نیست و مسیجیان رهبانی نیز کارشان به تجاوز به کودکان رسید. امیدواریم امام زمان ظلم های مرموز  و پنهان و کثیف را از بین برد اما وظیقه ما؟
1- شناسایی عوامل تاخیر دهنده ازدواج و شناسایی سنخ افرادی که از این امر سود می برند.
2- نترسیدن و توکل به خدا برای ازدواج خودمان و رفع مکرهای شیطانی
3-انتظار فرج




نظرات()   
   

در تمامی جلسات و صحبت های فمنیستی صحبت از توانایی برابر و بلکه بالاتر جنس مونث در برابر جنس مذکر است.  فمنیست ها سرسختانه و با لجاجتی خاص سعی در توجیح ضعف های عقلانی خود با این بهانه که در جامعه فرصت مناسبی در اختیار زنان قرار نمی گیرد هستند. آنان با کمک سیاستمداران و رسانه ها تلاش دارند نشان دهند جامعه امروز بدوی تر از آن است که حقوق زنان را رعایت کند و با این روش به دنبال گرفتن امتیازات اضافی و سهمیه های ناعادلانه برای کسب قدرت و ثروت در جامعه هستند. اما واقعیت چیست؟

اگر نگاهی به دستاوردها و خلاقیت های علمی معاصر و گذشته بیاندازیم، منصفانه اقرار خواهیم کرد تمامی این پیشرفت ها مدیون مردان بوده و هست. بنیانگذاران شرکت های چند ملیتی که زندگی انسان ها را دستخوش تغییرات اساسی کرده اند، کاشفین، سیاستمداران بزرگ و تمامی پیامبران مرد هستند. بنابراین باید اقرار کنیم که نیرویی عظیم و خداگونه در جنسیت نهفته است که اساس وظایف و اهداف انسان را مشخص می کند. یکی از تفاوت هایی که جنسیت تعیین کننده آن است تونایی فیزیکی و فکری است.

در بحث توانایی فیزیکی، همگان (حتی فمنیست ها) معتقد به برتری مردان هستند. از اینرو کسی اعتراضی به مجزا بودن بازی های ورزشی در المپیک نمی کند و حتی این جدایی یک امتیاز اضافی برای زنان محسوب مچی شود. فقط کافی است تصور کنیم مسابقات بوکس بصورت مختلط برگزار شود در اینصورت بعید است هیچ زنی حتی مشت دوم رقیب مرد خود را بتواند تحمل کند. بنابراین مسابقات ورزشی بصورت غیر مختلط برگزار میشود که دلیل آن عدم تناسب بین نیروهای فیزیکی دو جنس می باشد.

اما سول اینجاست که چرا شطرنج بصورت مجزا برگزار می شود؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

آیا برگزاری این مسابقه سرتاسر فکری نوعی اقرار ضمنی به برتری مطلق مردان در این ورزش نیست؟؟؟؟؟؟

یک شطرنج باز موفق باید ضریب هوشی بالا، خلاقیت، توانایی در تجسم فضایی، تمرکز مناسب و آنالیز حرکات حداقل 20 حرکت آتی حریف خود را داشته باشد. موارد بالا، از توانایی های خاص مردان می باشد که دارای انطباق کاملی با کارکرد مغز آن هاست. بررسی های زیادی در این زمینه انجام شده است و فمنیست ها سعی در تغییر نتایج تحقیقات و نفسیر آنان مطابق با مقاصدشان داشته اند.

در مقاله ای مشهور با عنوان Participation rates and gender differences in intellectual domainsکه توسط Bilalic و همکارانش انجام شده است، رویه فمنیستی به وضوح به چشم می خورد. آنان در مقاله خود ذکر کرده اند اگرچه عملکرد 100 مرد شطرنج باز انتخابی از 100 زن انتخابی به مراتب بهتر بوده است ولی دلیل این اختلاف را بالاتر بودن تعداد شرکت کننده های مرد در مسابقات شطرنج می دانند (استدلالی عجیب و غیر منطقی) و این در حالی است که انتخاب شوندگان برای این تحقیق بصورت رندوم بوده و تعداد آنها نیز با یکدیگر برابر بوده اند.  این مقاله با تاکید فراوان و در مقیاسی وسیع، در سطح دنیا تبلیغ و نتایج آنرا نتایج نهایی و قطعی دانستند. حال آنکه شبهات زیادی مطرح بود و اشکلات فراوان و بسیار بدیهی بر مقاله مورد نظر گرفته شد. در ادامه مشخص شد آمار اعلام شده از نظر کمتر بودن شطرنج بازان زن، بدون پایه و اساس می باشد و تفسیرها به شدت غیر واقعی می باشند(Michael Knapp). حتی در تحقیقات بعدی مشخص شد که در فدراسیون هایی که زنان بیشتری برای مسابقات شطرنج مشارکت می کنند، ضریب تفاوت عملکرد زنان با مردان حتی افزایش نشان داده است(Robert w Howard ). Howard در نتایج خود اعلام داشت در فدراسیون هایی که شطرنج بازان آن حدود 30 درصد تعداد شرکت کنندگان (که آمار بسیار بالایی محسوب می شود) را تشکیل می دهند، این ضریب برخلاف تصورات فمنیست ها که قاعدتا باید روند نزولی داشته باشد، رونی صعودی نشان داده است. بدان معنی که با افزایش در تعداد شکت کنندگان زن، عملکرد آنان در مقایسه با مردان ضعیف تر بوده است. او در تحقیقات خود اعلام کرده است از آنجا که ساختار مغزی دو جنس متفاوت می باشد این اختلاف کاملا طبیعی و انطباقی کامل با نظریه تکامل از خود نشان می دهد.

متاسفانه مد روشنفکری دنیای امروز شامل رعایت مواردی همچون بی حجابی زنان، کشیدن قلیان ، استفاده از لباس های زننده و پاره شده و دفاع از حقوق زنان است. چیزی که امروزه خلاف انجام آن نوعی بدویت محسوب می شود. از بحث ارائه شده متوجه نکته ای حساس و بسیار خطرناک تر می شویم. اینکه علم هم در خدمت سیاست قرار گرفته است. رسانه ها نتایج مربوطه را مطابق منافعشان تفسیر می کنند، سیاستمداران علم را وسیله ای برای توسعه سیطره خود می گیرند و اگر به همین منوال پیش رود دیگر نمیتوان قداستی برای علم و تحقیقات علمی در نظر گرفت.

 

 


نظرات()   
   

مطلب زیر در سایت تابناک منتشر شده است. تاکید عجیب سایت های خبری ایران بر استفاده و نهادینه سازی کلمات و اصطلاحات فمینیستی مثل " تبعیض علیه زنان "  بسیار جای سوال دارد.
در نظام اسلامی یک سایت پر بازدید خبری نباید چنین اخبار سخیفی را منتشر کند. بخصوص که تعداد تیترهای از این دست در این سایت زیاد است و معلوم نیست چه نظارت بدی روی مطالب آن وجود دارد و یا چه دست های پلیدی پشت پرده آن نهفته است!

این عین مطلبی است که تابناک درج کرده و در زیر می خوانید:

زنان و مردان شاغل


تبعیض علیه زنان در محل کار تا چه حدی است؟ براساس تحقیقات پژوهشگران اروپایی، حتی در دمای هوا نیز این تبعیض وجود دارد.


تبعیض علیه زنان حتی در هوا!به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، اکثر دفاتر کاری جدید از سیستم های تهویه ای استفاده می کنند که دمای آن بر اساس میانگین سوخت و ساز در بدن یک مرد معمولی چهل ساله با وزن 70 کیلوگرم تنظیم شده است.

تنظیم دما بر این اساس برای اولین بار در دهه شصت قرن گذشته مورد استفاده قرار گرفت اما وضعیت امروزه بدین گونه نیست و به گفته دو پژوهشگر به نام های " بوریس كینگما " و " ووتر وان ماركن لیتشنبیلت " از مرکز پزشکی دانشگاه ماستریخت هلند به سی.ان.ان این وضعیت امروزه تغییر کرده است.

این پژوهشگران در تحقیقی که نشریه علمی "Nature Climate Change" آنرا منتشر کرد، اعلام کردند که باید معیارهایی را برای دمای هوا بر اساس " ساختار بدن " افراد در ساختمان محل سکونت یا محل کار تعیین کرد تا فضای مناسب برای اکثر کارکنان فراهم شود.


کینگما که کارشناس بیولوژیک است، دراین باره می گوید: زنان معمولاً جثه کوچکتری از مردان دارند، ولی میزان چربی در بدن آنان بیشتر از مردان است و میانگین سوخت و ساز در بدن آنان 20 تا 35 درصد کمتر از مردان است و به همین دلیل، احتمال اینکه زنان درمحل کارشان با شال و پتو مشاهده شوند، بیشتر است.

تحقیقاتی که درباره شانزده زن انجام شده است، نشان می دهد دمای هوای مناسب برای زنان پنج درجه فارنهایت بیشتر از مردان است.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic