کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو فمنیسم

طلاق مهریه

رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران گفت: در قانون‌گذاری قاعده در کف قرار می‌گیرد، اما سیستم قانون‌گذاری ما هرم معکوس است که باعث اختلافات و سوءاستفاده از مواد قانونی شده است. ابهام قانون، کسر و اضافه‌کردن قوانین به شکل تجربه ناپخته، وجود گریزگاه در قانون و تدوین غیرماهرانه قانون، موجب تنش‌های شدید خانوادگی شده است و زنان و مردان در برزخ وظایف و منافع قرار دارند.
در این نشست، حجت‌الاسلام جعفر ساوالان‌پوراردبیلی؛ مدیرعامل مؤسسه فرهنگی خانواده امین و رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران، سخنانی با موضوع «تأثیر نظام حقوقی خانواده در ایران بر کاهش ازدواج و افزایش طلاق» ارایه کرد. وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سیر قوانین خانواده در صد سال اخیر ایران بیان داشت: از سال 1314 قانون مدون خانواده در ایران را داشتیم که این قانون استوار بر مبنای شریعت بود. البته، باید بگویم که شریعت نظر یک مجتهد است که مجتهد دیگر می‌تواند آن را ابطال کند و یک امر ثابت نیست. در واقع، شریعت قطعی نیست و خدا مبانی‌ای دارد که ما از آن مبانی برداشت می‌کنیم.

وی گفت: مهرانگیز دولتشاهی در سال 1348 لایحه حمایت از خانواده را ارایه داد که سال 53 این لایحه تکمیل شد. شیرازه این لایحه و مواد اصلی آن هم عبارت بود از دادن حق طلاق در مواردی به زن، داشتن حق حضانت برای زنان، تعیین سن ازدواج برای دختران 18 و برای پسران 20 سال، تأسیس دادگاه خانواده، محدودکردن چندهمسری و طلاق توافقی. پس از انقلاب و در تاریخ 7 اسفند سال 57 این قانون به دلیل مخالفت با شریعت ملغی شد و ما به قانون سال 1314 بازگشتیم.

وجود 12 میلیون پرونده درباره خانواده و طلاق
اردبیلی افزود: در سال 1391 با ده سال چالش؛ یعنی از سال 81 تا 91 دوباره به همان لایحه حمایت از خانواده سال 48 برگشتیم و با ذکر عنوان عسروحرج، حق طلاق در مواردی به زن بازگشت. در قانون سال 91 به حق حضانت برای زنان هم اشاره شده است، همچنین محدودکردن سن ازدواج دختران هم آمده که البته این سن 13 سال ذکر شده است. محدودکردن چندهمسری به شرط پذیرش دادگاه و طلاق توافقی هم جزو لوایح اخیر است. این رفتار حقوقی و رفت و بازگشت، یک شوک برای جامعه است؛ تاجایی‌که اعلام شده است حدود 12 میلیون پرونده درباره خانواده و طلاق داریم.

نگاه غیرکارشناسانه در تدوین قوانین
مدیر مؤسسه خانواده امین در خصوص تضادهای قانونی بیان داشت: نظام جامعه ما در گذشته سنتی و عرفی بود، اما وارد جامعه مدرن شدیم. از سوی دیگر، رفت و برگشت‌ها به قوانین شریعت در کشور و برخی از قوانین که مطابق اسلام نیست، بلکه مطابق با مصلحت تنظیم شده، آسیب قانونی و اجتماعی ایجاد کرده است. اکنون دولت به‌عنوان دستگاه اجرایی یک نظام، مکلف بی‌تکلیف است و مسئولی برای نظام خانواده و ازدواج وجود ندارد، اما همه راجع به آن حرف می‌زنند. البته، تلاش‌هایی هم صورت می‌گیرد، اما بی تکلیف هستند؛ چون قانون این مسئله را پیش‌بینی نکرده است. از سوی دیگر، حمایت‌های غیرلازم و نمادینی مانند وام‌دادن یا برگزاری جشن‌های ازدواج صورت می‌گیرد؛ درحالی‌که باید به مردم راهکار ارایه دهیم. در تدوین قوانین و طرح‌های مختلف نیز نگاه غیرکارشناسانه‌ای حاکم است. به دلیل روشن‌نبودن مسایل اجتماعی نیز قانون‌گذار در تدوین قانون بلاتکلیف است.

واردکردن نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله در دیون عام، واضح‌ترین خیانت بود
وی ضمن بیان این مطلب که واردکردن نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله در دیون عام، واضح‌ترین خیانت بود، خاطرنشان کرد: کسی که چک بلامحل می‌کشد را دستگیر و زندانی می‌کنند، اما آیا با نفقه، مهریه، اجرت‌المثل و نحله هم باید همین‌گونه برخورد شود؟ قرارگرفتن این موارد جزو دیون عام این بلا را بر سر جامعه آورده است. با قوانین فعلی، زن می‌تواند به راحتی استشهادیه‌ای به دروغ جمع کند و مرد را به دلیل عدم پرداخت نفقه دستگیر کند. از آن سو، مرد هم می‌تواند درحالی‌که همسر او در یک خانه زندگی می‌کند، خانه دیگری اجاره کند و دادخواست عدم تمکین بدهد. ابلاغیه هم به خانه دوم می‌رود و چون زن آن‌جا نیست، رأی عدم تمکین صادر می‌شود. با این قوانین، درگیری زن و شوهر که براساس عاطفه در کنار هم هستند، به سمت درگیری‌هایی شبیه درگیری‌های بازار می‌رود.

830 هزار نفر ورود و خروج به زندان برای مهریه داریم
اردبیلی اظهار داشت: ماده 53 لایحه اخیر حمایت از خانواده می‌گوید که اگر مرد نفقه همسر، فرزندان یا پدر و مادرش را پرداخت نکند، آن‌ها می‌توانند از او شکایت کنند و سه مجازات برای او در نظر گرفته شده است. مجازات اول بازداشت است، مجازات دوم این است که حق طلاق برای زوجه ثبت می‌شود و مجازات سوم این است که حق برداشت از اموال مرد پیدا می‌شود. آیا به نظر شما زندگی زن و مردی که مرد بازداشت و اموال او ضبط می‌شود، سامان پیدا می‌کند؟ 830 هزار نفر ورود و خروج به زندان برای مهریه داریم که اینها مبلغی علیه ازدواج و زنان می‌شوند و مردان دیگری که تجربه آن‌ها را می‌بینند از ازدواج پرهیز می‌کنند.

طبق آمار قوه قضاییه 2044 نفر به دلیل ندادن مهریه در زندان هستند
رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران گفت: طبق ماده 22 لایحه حمایت از خانواده مهریه تا 110 سکه مشمول دیون و عام و در صورت عدم پرداخت شامل مجازات می‌شود. ماده 1085 قانون مدنی می‌گوید زن می‌تواند تا مهریه نگیرد تمکین ندهد و مرد هم باید مهریه و نفقه را قانوناً بدهد. طبق آمار قوه قضاییه 2044 نفر به دلیل ندادن مهریه در زندان هستند. چرا این اتفاق افتاده است؟

هرم معکوس قوانین در ایران
وی با اشاره به هرم معکوس قوانین در ایران عنوان داشت: در قانون‌گذاری قاعده در کف قرار می‌گیرد، اما سیستم قانون‌گذاری ما هرم معکوس است که باعث اختلافات و سوءاستفاده از مواد قانونی شده است. ابهام قانون، کسر و اضافه‌کردن قوانین به شکل تجربه ناپخته، وجود گریزگاه در قانون و تدوین غیرماهرانه قانون موجب تنش‌های شدید خانوادگی شده است و زنان و مردان در برزخ وظایف و منافع قرار دارند. در حال حاضر مشخص نیست که زنان، کارمند یا شریک زندگی هستند. شریک مفهوم غربی است، اما اسلام می‌گوید زن کارمند است و مهریه و نفقه می‌گیرد، اما باید تمکین کند و اجازه خروج ندارد. قانون ابهام دارد. زنان هم جایی که لازم است خود را شریک و جایی که لازم است خود را کارمند می‌بینند.

مدیرعامل مؤسسه خانواده امین با اشاره به مسئولیت دولت و حاکمیت تصریح کرد: یک زن اول شهروند یک کشور و بعد فرزند پدرش است، اما دولت از مسئولیت‌های خود جا خالی می‌دهد و زن را شهروند نمی‌داند. زن اگر بداند بعد از طلاق زندگی او نرمال است و بیمه، کار و خانه دارد، نیازی ندارد که شوهر خود را زندانی کند. دولت نمی‌تواند نقش عرضی داشته باشد، دولت باید در فرهنگ و سیاست‌گذاری کلی وارد شود و حق ورود به مسایل جزیی را ندارد. دولت باید به صورت کلان کار کند، نه این‌که در جزییات مردم را متوقع کند.

سطح تعهدات حقوقی بین همسران برابر نیست
رییس کمیته صیانت از نهاد خانواده استانداری تهران خاطرنشان کرد: سطح تعهدات حقوقی بین همسران برابر نیست و همه تعهدات مالی برعهده مرد است و زن تنها تعهد اخلافی دارد. درواقع، بی‌تعهدی در برابر تعهدخواهی کار غلطی است.‌ سطح کیفرهای قضایی هم برابر نیست. مرد اگر نفقه ندهد دستگیر می‌شود، اما زن برای ترک خانه دستگیر نمی‌شود. جدایی و طلاق نتیجه همین تضادهاست و قوانین به دلیل ضعفی که دارند، بخش عمده‌ای از طلاق‌ها را هدایت می‌کنند.

وی در جمع‌بندی صحبت‌های خود گفت: نبود سازمان متکفل امور خانواده، فقدان قانون کارا و هوشمند، اخذ تعهدات قانونی خارج از توان زوج، کیفرهای نابرابر در تعهدات قانونی، تحمیل عرفی مقدمات ازدواج بر زوجین، فقدان مشاوران و مراکز کارآمد در امر ازدواج و طلاق، فقدان مهارت‌های زندگی و سوءاستفاده از قانون، بهادادن به رفتارهای نمادین بدون درست کردن اصول باعث افزایش طلاق شده است و زنان تنها و مردان رها، محصول این اتفاقات هستند. این آسیب‌ها باید از آموزش‌های مدرسه و تربیت و انتخاب همسر درست شود. 


نظرات()   
   
شنبه 20 تیر 1394  05:17
نوع مطلب: (آرشیو فمنیسم ،) توسط: احسان سلطانی

فمنیست همانطور که گفته شده نه یک مکتب برخاسته از تفکر حمایت از مظلوم در برابر ظالم بلکه ناشی از توهمات مشتی زن سلیطه با تفکرات الحادی و پست است. زنانی که بسیاری از آنها دچار عقده های حقارت بوده و این عقده را در رفتارها و عملکردشان بارها اثبات کرده اند. اینکه چرا با وجود توانایی کم و خفت بارشان، فمنیسم همچنان پابرجاست را می توان در سود منفعت طلبان و قدرت مداران جستجو کرد و همچنین آنرا دست مایه صهوینیست ها برای مقاصد پلیدشان دانست. فمنیسم که در ابتدا یک نهال کوچک بود با حمایت مالی سردمداران کفر به یکی از ابزار سیطره کفر بر حقانیت تبدیل شده است.

اما هر تفکر حاصل از توهمات که با ثروت و تبلیغات سوء بنیان گذاشته شده باشد، اساس نداشته و خواه از طریق خود سرمایه دارانی که آنرا علم کرده اند، خواه توسط جامعه حق طلب و پرسش گرا، سرانجامی جز نابودی و انحطاط نداشته و ندارد.

 


اگر در رفتار فمنیست های امروزی دقیق شویم مشاهده خواهیم کرد که هیچ اصول و برنامه رفتاری مشخصی در بین آنها وجود ندارد. نوعی سرگشتگی و انحطاط و البته کمی دیوانگی در بین آنها به وضوح قابل مشاهده است. ممکن است هر کدام از شما در محیط اطراف خود در جامعه با چنین اشخاصی ارتباط برقرار کنید و اگر رفتارشان را زیر نظر بگیرید پی خواهید برد که سرگشتگی آنها و انحطاط فکریشان تا چه اندازه عمیق و ویرانگر است. بسیاری از زنان فمنیست ( البته بنده از بکار بردن لغت مقدس زن برای چنین شیاطین زن نمایی عذر خواهی می کنم) اصولا در خانواده های منحرف و نابسامان بزرگ شده اند و این مکتب را مکانی برای ارضای عقده های حقارت خود می یابند (چیزی که اساس و تاریخچه فمنیسم را تشکیل می دهد). برای نمونه بسیاری از پیروان مکتب فمنیسم، زنانی با انحرافات گوناگون مانند همجنس بازان و یا زنانی که تمایل به برقراری رابطه جنسی با حیوانات دارند را تشکیل می دهند. درست مانند محله های زاغه نشینی که افراد ولگرد ساکن آن به گروه های جنایتکار سازمان یافته روی آورده و خشم و اعتراض خود را از طریق جنایت، به جامعه اعلام  می کنند. اما هر گروه خلافکاری روزی نابود خواهد شد. این نابودی یا از طریق نیروی قهریه جامعه (همچون نیروی انتظامی) ویا از طریق اختلاف بین اعضا (که امری شایع بین گروه های خلاف کار است) رخ میدهد، و جالب است بدانید از این منظر فمنیست ها بسیار شبیه  چنین گروه هایی هستند. اختلاف بین فمنیست ها بسیار گسترده است. فمنیست ها در بسیاری از واکنش ها و عقاید،  نه تنها متفاوت بلکه متضاد یکدیگرند. برای مثال در این چند دهه اخیرانواع فمنیسم بوجود آمده نظیر فمنیست لیبرال، فمنیست مارکسیستی، فمنیست رادیکال،  فمنیست سوسیالیستی و ....

گویی هر کدام از فمنیست ها، به دیگری به مثابه یک دشمن خونی می نگرد که قصد جان وی را دارد. از این رهیافت درک میکنیم که فمنیسم در هر جامعه، در هر فرهنگ ، در هر طبقه اجتماعی  و در هر خانواده فمنیستی، به شکلی متفاوت خود را بروز داده است و تنها دلیل این همه تمایز و تفاوت تنها در این نهفته است که ویژگی های حقارت هر شخص با دیگری متفاوت و راه نمایش آن  نیز متفاوت  خواهد بود.

نکته دیگر اینکه، وابستگی فمنیسم به سرمایه سود جویان بسیار شدید است، و هرزمان فمنیسم موفق نشود اهداف آنان را محقق سازد، به مانند صدام به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

از طرفی دیگر نتیجه زیاده روی های بیش از حد فمنیسم در تبلیغات ضد مرد، سرانجام دامن خود آنها را خواهد گرفت. خشونت امروزه در بسیاری از نقاط دنیا علیه زنان گویای چنین مطلبی است. جبر تاریخ اثبات کرده است در مواردی که طرز تفکر خاصی بر جامعه چیره شود و عده ای خسران ببینند، گروه مورد تعرض با خشونتی چندین برابر به انتقام روی آورده و مجازاتی سخت بر پیروان مکتب ظلم اعمال می کنند. برای مثال شیطان پرستی نوعی رفتار انتقام جویانه برای دوره قرون وسطی می باشد که در آن کلیسا ستم های زیادی بر مردم روا داشت.

بنا بر دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگری که در این مجال نمی گنجد، نابودی فمنیسم سناریویی است که از پیش قطعی تصور می شود، و این سرانجامی است بر مکتب های منحرف و الحادی که با کینه ای تاریخی به مبارزه با حقانیت روی می آورند. 


نظرات()   
   

این مطلب از سایت آثارنامه آورده شده است اما با توجه به طولانی بودن مطلب این سایت، در پست های گوناگون کلیه مطالب این سایت به صورت سریالی مورد نقد قرار می گیرد. امیدوارم بینندگان کلیه استدلالهای رایج را که همگی در این سایت بیان شدند را بخوانند و جواب های قانع کننده تمام مطالب انحرافی را دیده و در تمام مکان ها و موقعیت ها بیان نمایند.

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

در تقویم جمهوری اسلامی ایران ، 20 جمادی الثانی روز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرانقدر نبی مکرم اسلام به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است.
لذا به مناسبت نزدیک شدن به این مناسبت مهم مجله اینترنتی اسرارنامه در سطرهای پیش رو از دیدگاه شخصی خود ، به انجام بررسی و ارائه تحلیلی مختصر از وضعیت زنان ایرانی در طول تاریخ پرداخته است.
در این نوشته وضعیت زنان ایرانی در دوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته و در این میان توجه ویژه ای نیز به وضعیت اجتماعی زنان در دارالمومنین سبزوار ، ریشه فرهنگی خراسان ، معطوف شده است.

چند نکته مطرح شده در این متن:

1- در این میان هر چند هریک از دو گروه مردان و زنان همواره نقش و جایگاه با اهمیت و غیرقابل انکار خود را دارند ، اما زنان تا همین چند دهه قبل شاید در نتیجه وجود فرهنگ دیرینه مردسالاری مطلق در اکثر مناطق جهان ، کمتر فرصت می یافتند که توانمندی های خود را به اثبات برسانند و هرچند همواره از نیروی زنان در همه زمینه های پرورش و تربیت فرزندان ، کارهای اقتصادی ، هنری ، فرهنگی و حتی گاهی اوقات سیاسی و نظامی بهره گرفته می شد ، اما شعور عمومی جامعه کمتر به نقش مهم زنان در پدیدآمدن نظام های حاکم اجتماعی ، واقف بود.

پاسخ: آن چیزی که در این مطلب دیده می شود، توهین به جوامع انسانی در گذشته و غرور و تکبر نسبت به انسانهای امروزی است که اغلب منحرف اند.  اگر واقعا زنان باید به اندازه مردان به قول نویسنده،  توانمند نمایی کنند چرا مسئولیت ها در اسلام برای امرار معاش بر عهده مرد گذاشته شده است؟ چرا در قرآن مطرح نشده که زن و مرد هر دو توامند بوده و هر کدام که توامند تر بود و لایق تر، مسئولیت مالی خانواده و قوامیت خانواده بر عهده اوست؟ مگر قرآن کلام خدا نیست و مگر خدا خود مرد و زن را نیافریده است؟

2-
به طوری که هم اکنون در سرتاسر جهان زنان زیادی را می توان مشاهده کرد که در بسیاری از فعالیت های اجتماعی دوشادوش مردان حضور فعال دارند و البته در کنار آن از وظیفه همسری و مادری خود نیز غافل نشده اند.


به ویژه در یک قرن اخیر در اکثر کشورها ، زنان زیادی به جهان معرفی شدند ، که توانستند در زمینه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی ، هنری ، صنعتی و اقتصادی و حتی سیاسی به بالاترین سطوح ممکن در مملکت خود برسند. مشاهده شمار زیادی از زنان رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ... همه نشان از آن دارد که دیگر نمی توان ، توانمندی و استعدادهای زنان را نادیده گرفت و انکار کرد.

پاسخ: اگر واقعا از مسئولیت همسری و مادری خود غافل نشده اند پس چرا در تمام این کشورها که نویسنده بدان اشاره کرده است در طی اتفاقا همین یک قرن اخیر خانواده فروپاشی شده است؟ زنان می خواهند خود را به کی اثبات کنند؟ این چه تقاضای سخیفی است که مدام در این سایت از آن صحبت شده است؟ تمام خصوصیات انسان از خداست و جایی برای اثبات کس خاصی نیست زیرا هیچ کس هیچ چیز از خود ندارد و این تلاش مذبوحانه اثبات کسی برای دیگری چیزی جز کفر نیست. متاسفانه تمام جنبش حقوق زنان در دوران مدرن به فکر حقوق زنان نیست بلکه تنها برای همین تلاش مذبوحانه است. خدا خودش مسئولیتی را به مردان داده و این مسئولیت تامین امرار معاش خانواده که بر عهده مردان است خود زاینده رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ...شدن است. و اینها همه زیر مجموعه مسئولیت تامین امرار معاش خانواده هستند و به خودی خود ارزشی ندارند و اتفاقا زمانی که این چیزها برای خودش ارزش پیدا کرد (هر چیزی برای خودش) نشان دهنده ظهور جهل در بشر بود. چرا باید این ها ملاک قرار بگیرند و حتی اگر هم قرار بگیرند چه کسی از خدا اگاه تر است که مسئولیت زاینده تمام موارد گفته شده را بر عهده مردان گذاشته است؟ 

3- اما پس از ظهور دین مقدس اسلام که منابع تاریخی فراوان برای پژوهش در دسترس است ، به نظر می رسد با وجود آنکه درچند قرن ابتدایی ظهور این دین آسمانی ، دوره های با شکوهی از رونق و توسعه همه جانبه سرزمین های اسلامی مشاهده شد ، زنان هنوز در اکثر جوامع نتوانسته بودند به نقش و جایگاه شایسته خود دست یابند. حتی امروز هم در بسیاری ازکشورهای اسلامی نقش و توانمندی های زنان در جامعه ناشناخته باقی مانده است.


این ایرادی است که بی شک ریشه آن را نه در ماهیت دین اسلام بلکه باید در اجرای ناصحیح تعالیم این دین آسمانی توسط حکام و سلاطین ناعادلی جستجو کرد که علی رغم ظواهر دینی ، رفتارو کردارشان در عمل نشان می داد و نشان می داد که روح تعالیم اسلام را درنیافته اند و بیشتر تلاش و جدیتشان بر سر جنگ قدرت بود تا بر سر اجرای صحیح تعالیم دینی در سرزمین های تحت فرمان خود.


در واقع با وجود پذیرفته شدن دین اسلام توسط عموم مردم و حضور همیشگی عالمان دینی آگاه و مبارز در اکثر مناطق ، حاکمان فاسد در سلسله های پادشاهی با خفقانی که در جامعه ایجاد می کردند ، مانع از آن می شدند که تعالیم دینی به درستی در میان مردم رواج یابد و اجرا شود.


جهل و کم سوادی توده های مردم نیز علت دیگری بود برای مهجور ماندن بخش های مهمی از تعالیم دین مقدس اسلام از جمله آن بخش هایی که در رابطه با نقش و جایگاه زن در جامعه بود.

پاسخ: نقش زنان در اسلام و قرآن چیست؟ مشابه بودن در تعداد وزیر و پست مدیریتی؟ کجای قرآن این تفکر سخیف را قلمداد می کند و تمام این ها همانطور که در مورد 2 هم گفته شد، با تقسیم وظایف قرآن بین زنان و مردان در تضاد است. از طرفی چرا تقاضا در جهت برابر سازی در پست ها و ... می شود وقتی که اغلب مشاغل سخت و خطرناک بر عهده مردان است و کسی در صدد برابر سازی در این حوزه نیست.(حتی اگر فرض غلط نویسند را بپذیریم)

4- امروز برای عموم زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی ترین سطوح ممکن وجود ندارد حتی حضور دختران و زنان در دانشگاه ها از مردان بیشتر شده است .


در ایران امروز اکثر زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن بسیار پایین و در عالم بی خبری با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند.


امروز زنان ایرانی به راحتی از حقوقی نظیر حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی برخوردارند.


در ایران زنان همچنین در برخی رشته های ورزشی حضور فعال دارند و نیز حق رانندگی اتومبیل برای زنان کاملاً پذیرفته شده است . علاوه برآن برای حضور زنان به شرط رعایت حجاب اسلامی در برنامه های صدا و سیما به عنوان مجری ، میهمان یا کارشناس و ایفای نقش در سریال های تلویزیونی ، فیلم های سینمایی و تئاتر به عنوان بازیگران نقش های اول یا دیگر نقش ها ، هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد.

پاسخ: تحصیل تا مقاطع بالا را در ایران اجبار کرده اید و نه آزاد!!! ، به دلیل بیکاری و عدم مدیریت درست، به جای اینکه کار به جوانان بدهید، مرتب آنها را بدون هیچ هدفی و نیازی وارد دانشگاهها کردید و تنها سن ازدواج آنها را بالا بردید که باعث ایجاد این همه فساد حتی نسبت به زمان قبل از انقلاب شد. بسیاری از دختران در حالی که در عالی ترین سطح آموزشی هستند که دیگر دختر نیستند و عفافت خود را از دست داده اند و انگاه این افتخاری است برای شما و یا اسلام؟

اگر به قول نویسنده این مطلب،  زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن پایین و در عالم بی خبری و با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند دلیل عمده اش عدم خواستگار برای انان است که این هم از برکات نویسنده هایی این چنینی است. در این متن نویسنده با کمال بی ادبی به خانواده های ایرانی در طی قرن ها توهین کرده است در صورتی که خانواده دلسوز ترین نهاد برای دختران خود است و حداقل از نویسنده مذکور دلسوز تر است. اجازه پدر برای عقد دختر را تصمیم مستبدانه نامیده است. و به طور پنهان روابط نامشروع را تبلیغ کرده است. زیرا چگونه دختری می تواند مختار برای انتخاب همسر باشد؟ چگونه شناخت پیدا کند؟ زن و دختر دارای میل جنسی ثانویه هستند و در رابطه می توانند علاقه مند شوند و نه مانند مردان با نگاه. زیرا اگر بخواهند مختار همسر خود را انتخاب کنند باید در ارتباط خارج از ازدواج با فرد باشند. نویسنده حتی به طور پنهان به پیامبر هم توهین کرده است زیرا پیامبر فرموده:«مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ لَا تَحِیضَ‏ ابْنَتُهُ‏ فِی بَیْتِه» از سعادت مرد آن است که دخترش در منزل وی خون حیض نبیند. اما ایشان کاملا بر خلاف پیامبر بالا رفتن سن ازدواج را سعادت دانستند. از نظر ایشان بالا رفتن سن ازدواج دختران و افزایش فساد ناشی از ان دستاورد است.

نویسنده بیان کرده که زنان حقوق حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی را دارند. اما از حقوق ابتدایی و فطری شان محروم شده اند. باید اغلب تمام اوقات خود را تنها باشند یا زناکار شوند. 

5-

البته بعضی از موضوعات دیگر نظیر اجبار حجاب ، سهم کمتر زنان در ارثیه نسبت به مردان ، حق طلاق در زندگی زناشویی و تعدادی دیگر از مسائل از این دست ، پیرامون حقوق زنان ایرانی هنوز در داخل و خارج از کشور مورد مناقشه است که در اینجا اسرارنامه بازهم بدون ورود به این موضوعات که هریک جای بحث مفصلی دارند ، به یک نتیجه گیری کلی از وضعیت زنان ایرانی می پردازد.


در واقع با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، با اطمینان بیشتری به این نتیجه می رسیم که زنان ایرانی در دهه های اخیر در مسیر رشد و بازپس گیری شمار زیادی از حقوق از دست رفته خود قرار گرفته اند. در همین مدت قدرت و منزلت زن ایرانی تا بدان حد رسیده است که نه تنها زنان در انتخابات های مختلف حق رأی دارند ، بلکه حتی حق انتخاب شدن نیز برای آنان وجود دارد. به طوری که در اکثر دوره های مجلس شورای اسلامی و یا شورای اسلامی شهر و روستا نام تعدادی از زنان در لیست نامزدهای تأیید صلاحیت شده انتخاباتی به چشم می خورد.برخی از این زنان حتی در یک یا چند دوره ، رأی اعتماد مردم را جلب کرده اند.

پاسخ: عملا حتی حجاب و ... را قصد دارد تا زیر سوال ببرد و هیچ اشاره ای به نفی مواردی که کاملا بر خلاف قرآن است نکرده است.

عملا دشمنی این افراد که با نام دین از حقوق زنان دفاع می کنند با اسلام و قرآن و پیامبر و حضرت علی، طبق موارد اشاره شده مشهود است. اینان دشمن حضرت علی اند. اینان از ابن ملجم مرادی بسیار بدتر و خطرناک تر اند.



نظرات()   
   



لینک دانلود ویدیو

با دیدن این فیلم به خوبی مشخص می شود که قهرمانان واقعی زنان و کدبانوان خانه دار هستند یا زنان ورزشکار  و مدال آور و یا مسئولین زن:

دو دختر ورزشکار در یکی از برنامه های آشپزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی حاضر می شوند. مجری از آنها به «قهرمان» یاد می کند و از آنها می پرسد که آیا دستپخت یکدیگر را خورده اند که این دو دختر خطاب به هم می گویند که خدا نکند! این دو دختر در رشته مبارزه ووشو توانستند در مسابقات ورزشی عنوان طلای زنان کسب کنند. نکته جالب توجه اینکه هر دو نفر اینها در پاسخ به مجری که می پرسد که آشپزی بلد هستند یا خیر می گویند بلد نیستیم! معلوم نیست که اگر اینها بخواهند ازدواج کنند، وقتی مهارت های اولیه خانه داری را نیز بلد نیستند در پاسخ به نیاز های خانواده و شوهر برای خانه داری و وظایف همسری، آیا می خواهند از مهارت های یاد گرفته در رسته مبارزه ووشو استفاده کنند یا خیر؟! نکته دیگر این است که رمز موفقیت این دو نفر هم گویا در دوری از سبک زندگی سنتی (و دل ندادن به مهارت های زنانه) بوده است که توانسته اند در مسابقات ملی و جهانی، رتبه کسب کنند. جالب اینکه در حین تخم مرغ هم زدن،مچ یکی از این «قهرمانان» می گیرد! طرز همزدن تخم مرغ ها نیز اسباب طنز و تمسخر مجری را نیز فراهم آورده است!



فمینیست ها در مورد ورزشکاران زن دو نکته ورد زبانشان است اول اینکه زنان با پوشش اسلامی ظاهر می شوند که در این رابطه خواستار حضور مردان در مسابقات زنان نیستند و این با اسلامی بودن پوشش زمانی به تناقض می خورد که همین زنان پست و بی ایمان فمینیست فعال حقوق زن خواستار حضور زنان در مسابفات ورزشی مردان من جمله والیبال هستند!
دومین چیزی که ورد زبانشان است که می شود مسئول بود و شاغل بود و ورزشکار حرفه ای بود و در عین حال در کار و امور خانه هم هیچ کم و کاستی نداشت که چنین چیزی به لحاظ منطقی اصلا امکان پذیر نیست مگر در موارد بسیار بسیار نادر و استثنایی با شغل های کاملا زنانه و پاره وقت یا دورکاری و کار در منزل که نیازمند استرس شغلی بسیار و گذران ساعات طولانی کاری یا ماموریتی در خارج از منزل نباشد.
البته میزان توانمندی و ظرفیت افراد مختلف متفاوت است و ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشد اما چیزی که واضح است این است که القای الزامی بودن حضور اجتماعی زنان و تحقیر زنان خانه دار توسط فعالان حقوق زن از طرق مختلف رسانه ای و سیاستگذاری های کلان، سبب ناهنجار شدن بسیاری از زندگی های مشترک شده است و برای اکثریت و قریب به اتفاق زنان چالش ها و کاستی های زیادی را در ایفای نقش خانوادگیشان بوجود آورده است و آنان را به شدت دچار تزلزل فکری کرده و بر سر دوراهی قرار داده است.
در این بین تاکید فراوان فمینیست ها بر اینکه کار خانه وظیفه زن نیست و اسلام چنین گفته و چنان گفته است، سبب همپوشانی نقش های زن و مرد شده و در جای دیگر خلا و کاستی نقش را ایجاد کرده است.
ذکر این نکته هم لازم است که تاکید فمینیست ها بر مشارکت در کار خانه داری این مشابه سازی نقش های زن و مرد را بیشتر کرده که قطعا به مرور سبب دلزدگی و خستگی بیشتر طرفین از همدیگر می گردد.
البته کمک کردن مرد به زن در امور خانه اصلا چیز بدی نیست و مرد می تواند برای زن خانه دار خود هم چنین کمک هایی را بکند، اما یکسان دیدن و برابر دیدن زن و مرد دیدگاه مخربی است که بخصوص در دراز مدت همراه با مشکلات عدیده ای خواهد بود.

این در حالی است که به فرموده مقام معظم رهبری کار خانه و شوهرداری در هیچ صورتی نباید خدشه دار شود و در صورت خدشه دار نشدن این امور زن با اجازه شوهر حق دارد به حضور اجتماعی و اشتغال بپردازد.

چند ماه پیش صدا و سیما در برنامه های زنانه ای که از مدتها قبل و بعد از روز مادر در جریان بود از خانم دستجردی وزیر سابق بهداشت دعوت کرد و در یک کلیپ ساختگی وی را در حال آشپزی در خانه نشان می داد که بیشتر شبیه یک شو بود چون از نحوه آشپزی ایشان مشخص بود چندان هم در کار خانه زبده نیستند و همچنین رسالتی مثل وزرات با آن پست های طولانی و تمام وقت و زمان بر و سنگینی که داشته قطعا امور خانه داری ایشان را مختل می کرده و ذکر این نکته هم مهم است که بنا به اظهارات همین خانم تصدی پست وزارت به هیچ عنوان مورد رضایت شوهر ایشان نبوده است و این به لحاظ شرعی هم برای یک زن محجبه و مسلمان نمی تواند صحیح باشد!



نظرات()   
   

شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فیسبوک به ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه واکنش نشان داد.

به گزارش تابناک؛ متن یادداشت شهین‌دخت مولاوردی چنین است؛

امشب پیروزی غرورآفرین تیم ملی کشورمان در برابر تیم آمریکا در لیگ جهانی والیبال کاممان را شیرین کرد. بالاخره بعد از ماهها اما و اگر برای حضور زنان در ورزشگاه این مسابقات به میزبانی ایران برگزار شد.

ضمن ادای احترام به رأی و نظر مراجع عظام، در این مدت تمام تلاشمان بر این بود و هست تا این موضوع به مسئله و هزینه‌ای برای کشور تبدیل نشود و با رعایت تمامی جوانب و ملاحظات شرعی و عرفی و قانونی ضمن احترام و توجه به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های بخشی از جامعه، به خواسته و مطالبه مشروع بخشی دیگر از جامعه هم پاسخ داده شود. بدیهی است این تلاشها معطوف به حضور بی‌قید و شرط و به هر بهایی آن هم در همه رشته‌های ورزشی نیست، این در حالی است که تمام این قیل‌وقال‌ها نه برای تماشای ورزش فوتبال و شنا و بوکس و کشتی بلکه برای تماشای ورزش والیبال است که تا دو سال پیش منع خاصی نداشت و امری عادی تلقی می‌شده است.

سؤال این است آیا در این دو سال شرایط و اوضاع و احوال تماشای این بازی‌ها تغییر اساسی پیدا کرده که حکم آن نیز باید مشمول تغییر شود؟ آیا با این اوصاف کشور خود را ناتوان از مدیریت و کنترل این موضوع ساده و تعبیه سازوکارها و ایجاد زیرساخت‌های لازم معرفی نمی‌کنیم؟ مگر در همین کشور طرح سالم‌سازی دریا پیاده نشده است؟ در همین سفرهای استانی و در سخنرانی‌های عمومی رییس‌جمهور یا در اماکن مذهبی با اتخاذ تدابیر لازم زن و مرد در کنار هم حضور دارند چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا عده‌ای هنرشان پیچیده کردن مسایل و دشوار کردن حل آن است تا گرهی که با دست باز می‌شود را با دندان هم نتوان باز کرد؟ و با تبدیل یک مسئله ساده به مسئله چندمجهولی بدین ترتیب تمام بار اسلامیت نظام بر دوش زنان گذاشته شود.

بویژه در آستانه سالگرد انتخابات ۲۴ مرداد ۹۲ که همه اعضای دولت بشدت درگیر ارائه گزارش و برنامه‌های متعدد برای گرامیداشت این حماسه سیاسی هستند، طوری وانمود شد انگار هم و غم ما جز این نیست و تمام فعالیت‌های خود را تعطیل کرده‌ایم و شبانه‌روزی در تکاپوی تحقق این موضوعیم. البته این سناریو از ماهها پیش کلید خورده بود، همان زمان که سعی کردند به دروغ از قول من این موضوع را در صدر مطالبات زنان قرار دهند و بر اساس آن چه تحلیل‌ها که ارائه ندادند.

بالاخره این موضوع در صدر منکرات جای گرفت، غافل از آنکه به راحتی از کنار منکرات بزرگ‌تر عبور می‌کنیم و سرمان را یواشکی برمی‌گردانیم تا مبادا خطی بر وجدانمان بیافتد: زندگی ۵۰۰۰ زن کارتن خواب در تهران، آمار ۹ درصدی معتادان زن از کل معتادان که در ۵ سال اخیر دو برابر شده است، آمار ۳۲ درصدی مرگ‌ومیر زنان ناشی از اعتیاد، رواج افسردگی و رسیدن سن اعتیاد به ۱۳ سال در بین دختران و تغییر الگوی مصرف آنها از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان که منجر به لذت و هیجان و شادی کاذب می‌شود، وجود دو میلیون کودک کار در کشور و... قله‌ای از کوه یخی است. همزمان خبر تجاوز گروهی ۶ مرد معتاد زیر پلی به دختر ۱۱ ساله‌ای که کودک کار است هم منتشر شد. خبری که در هیاهوهای اخیر گم شد و دریغ از واکنشی کوچک به این عمل شنیع و غیر انسانی که به فرموده مولای متقیان از شنیدن آن انسان اگر بمیرد رواست.

در چند هفته اخیر شدیدترین هجمه‌ها و حملات را از جانب کسانی که اکثریت واجدین شرایط دو سال پیش در چنین روزهایی بر روش‌ها و رویکردها و رویه‌های آنان خط بطلان کشیدند تحمل کردیم، کسانی که ۸ سال در غار کهف خود خزیده بودند در این دو سال از هیچ کوششی برای پاشیدن بذر ناامیدی و دلسردی در میان مردم دریغ نورزیده‌اند.

جماعت مقدس‌نما و مدعی دیانتی که با صدور اطلاعیه پشت اطلاعیه و خط‌ و نشان کشیدن‌های پی‌درپی از زلزله به پا کردن در روز مسابقه و برخورد خونین تا قبیح‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها و توهین‌ها که لایق خودشان بود، زنان و دختران پاکدامن و عفیف این سرزمین را خطاب قرار دادند. کسانی که نام یاران خدا را بر خود نهاده‌اند به رغم توصیه دیگران به حیا، برای نهی از یک منکر ده‌ها منکر دیگر مرتکب شدند، الفاظی که قلم از یادآوری و نوشتن آن شرمسار است و مصداق بارز چندین عنوان مجرمانه در قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

اگر روزی زنان و دختران عزیزمان این جماعت را ببخشند بی‌تردید فراموششان نخواهند کرد و در حافظه تاریخی خود این روزها را به یاد خواهند سپرد.


چند نکته درباره اظهار نظر مولاوردی:
۱- خانم مولاوردی هیچ توضیحی درباره اقدام حضور چند زن در سالن مسابقات مردان و دهن کجی نظرات مخالف مراجع تقلید نسبت به حضور زنان در ورزشگاه ها نداده است. مخالفت مراجع تقلید با حضور زنان منحصر به این دولت نبوده و در دولت احمدی نژاد نیز صریحا به این مسئله واکنش نشان دادند. ولی تلاش خانم مولاوردی برای سیاسی جلوه دادن این مسئله را باید کاری نادرست برشمرد. 
۲- خانم مولاوردی در نوشته خود، به این مسئله اشاره نکرده است که چرا مسئله «حضور زنان در ورزشگاه های مردان» است؟ چرا وی تلاش نمی کند که زنان در ورزشگاه های زنان حضور یابند و ورزشکاران زن را تشویق کنند و این مسئله را به کلی نادیده گرفته است؟
۳- شهیندخت مولاوردی در بخشی از نوشته خود به ارائه آمارهایی از وضعیت زنان داده است که مستقیم و غیر مستقیم نتیجه سیاست های فمینیستی و لیبرالی جناح همفکر وی در بدنه دولت در طی سال های گذشته است. چند برابر این آمار ها برای مردان جامعه وجود دارد ولی هیچ مسئولی آنرا فریاد نمی زند. و هیچ سازمانی وجود ندارد که آنها را مطرح سازد.
۴- مولاوردی که خود را ملزم به پیگیری این طرح می داند، به این مسئله اشاره نکرده که در جامعه ای که حضور مردان در بسیاری از اماکن و جاهای زنانه با محدودیت مواجه است و مردان حق ورود به بسیاری از جاها (مثل ورزشگاه های زنان) را ندارند آیا این کار وی نوعی خشونت و ایجاد تبعیض علیه مردان هست یا خیر؟ ) و آیا مگر زنان با پوشش اسلامی به مسابقات ورزشی نمی پردازند پس چرا مردان از فرسنگ ها دورتر حق نزدیک شدن به ورزشگاه های آنها را ندارند؟
 ۵- مولاوردی توضیح نداده است که از ایجاد تبعیض جنسیتی علیه مردان در مسئله حضور زنان در ورزشگاه های مردان، چه هدفی را دنبال می کند؟
۶- با وجود کاهش جمعیت شیعیان و مسئولیت مهم معاونت زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، مولاوردی نگفته است که با وجود چنین مسائل مهمی، چه تلاشی برای حل این مشکل کرده است؟ آیا تلاش وی برای حضور در ورزشگاه های مردان، خلاف سیاست های کلان کشور در صیانت از فرهنگی سنتی ایرانی و حفظ بنیان خانواده و رواج بی بند و باری به شمار نمی رود؟

لازم به ذکر است که علارغم مخالفت مراجع عظام تقلید، جماعت روشنفکر و رسانه هایشان، موضوع ورود زنان به ورزشگاه های مردان را مطرح ساختند که در نوشته ها و مطالب متعدد به این مسئله اشاره کردیم که نوعی توهین و تبعیض علیه مردان است.  





نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   

غیرالزامی شدن «نام پدر» و جایگزین شدن «نام مادر» در سامانه مشخصات کارت ملی

نظر قابل توجه یک کاربر در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان:

سوره احزاب آیات ۴ و ۵: قرآن کریم

…و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است این گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقیقت را مى‏گوید و او[ست که] به راه راست هدایت مى‏کن

آنان را به [نام] پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند”

حالا شما نگاه کنید سازمان ثبت احوال، این قانون الهی را هنگام ثبت نام برای کارت ملی هوشمند چگونه اجرا می کند…
از نظر اینان، نام مادر الزامی است، اما نام پدر، الزامی نیست…


برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کیک کنید. (قسمت های که با حاشیه قرمز مشخص کرده ایم ببینید)


کارت ملی هوشمند


نظرات()   
   

سخنگوی نیروی انتظامی

به گزارش عصر ایران : {+ـــ...ـ} (هفده خرداد 1394)

سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به پرسشی مبنی رفع ممنوعیت حضور زنان در استادیوم های ورزشی گفت: هیچ گونه ابلاغی مبنی بر حضور بانوان در استادیوم ها بویژه سالن های والیبال ابلاغ نشده چرا که مرکز اصلی صدور مجوز در این زمینه وزارت کشور است.

لازم به ذکر است رسانه های زیادی در کشور به نقل از مولاودری به انتشار خبر تایید شدن حضور غیرشرعی زنان در استادیوم های ورزشی مردان را منتشر کرده بودند. { لینک مطلب مرتبط در این سایت}


نظرات()   
   


متاسفانه فعالان فمینیست و بی ایمان حقوق زن در ایران مدام بر طبل غربی شدن می کوبند و در مغایرت کامل با نظر امام راحل و فقها ، از اختلاط زن و مرد با هم در ورزشگاه ها و سایر اماکن صحبت میکنند. این رفتار اینها در واقع دهن کجی به مراجع عظام و رهبر کبیر انقلاب محسوب می شود!

به نقل از خبرگزاری فارس آیت الله مکارم شیرازی با اشاره  به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها  افزود: این کار لزومی ندارد و در عین حال به وجود آورنده مشکلات و مفاسدی هم هست؛ ضمن اینکه نباید هر کاری که غربی‌ها انجام می‌دهند عیناً توسط ما هم تکرار شود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه خطوط قرمزی داریم که ملزم به رعایت آنها هستیم، گفت: حضور بانوان در ورزشگاه‌ها ضرورتی ندارد و با توجه به مفاسدی که در پی خواهد داشت، زنان می‌توانند مسابقات را از طریق تلویزیون تماشا کنند.

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر پرهیز از اصرار برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، توضیح داد: نباید مرعوب فرهنگ غربی شویم بلکه حفظ استقلال دینی، اخلاقی و مذهبی امری ضروری است.


و حالا شما را به دیدن ویدیوی زیر دعوت می کنیم!!!!!!!!!!!





نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/tYB3N]

جوانا فراتسیس نویسنده آمریکایی است که نامه بسیار جالبی را خطاب به زنان مسلمان لبنان منتشر کرده بود و پیش از این متن کامل نامه در انجمن منتشر شده بود ، هم اکنون ویدیو دوبله شده این نامه جهت بازدید شما آماده گردیده است


نظرات()   
   

فمینیست ابتکار

این روزها شاهد تجمع کارکنان سازمان محیط زیست بودیم و اینکه انتقادات زیادی از عملکرد معصومه ابتکار شکل گرفته است. مثل همیشه معصومه ابتکار خودش را به مظلومنمایی و معصومیت زده و خطاب به منتقدان می گوید " خدایی هم هست"

این در حالی است که فعالیت های وی بیشتر از اینکه محیط زیستی باشد فمینیستی و ضد حقوق مرد بوده و در جهت شادی روح فمینیست های به درک واصل شده و فمینیست های غربی و حامیان آن ها در ایران بوده است!
زمانی که هر هفته شاهد از بین رفتن حیوانات کمیابی مانند پلنگ ایرانی هستیم، خانم ابتکار در اقدامی خنده دار در تجمع اعتراض به سگ کشی با اسید شرکت میکند!!!
سوال ما این است که خانم ابتکار، وقتی شما اغلب مدیران و کارمندان سازمان خود را پر از زنان و دختران مجرد با حقوق های میلیونی کردید که با غرور تمام با ماشین های لوکس و شاسی بلند خود به مردان بیکار دهن کجی میکنند و مردان محیط بانی با کمترین حقوق و مزایا شهید و جانباز می شوند، وقتی با نفوذ خود در شهرداری و دولت بی توجه به مردان بیکاری که زندگیشان وابسته به یک شغل است مشغول بیکار کردن مردان و در نتیجه تشکیل دادن زنان و دختران سرپرست خانوار هستید، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که گماشته های شما در مجلس و تریبون ها به انصار حزب الله اهانت میکنند، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که حتی اقدامات شما فریاد مردان کشورهای همسایه را هم بلند کرده است که سبب مستعد شدن مردم آن کشورها برای تجمع مقابل سفارت کشورمان می گردد باز هم خدایی وجود ندارد!؟




نظرات()   
   

مقاله ای که میخوانید توسط آقای کنعانی گرد آوری گردیده ، امید است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال‌هاست که می شنویم "دختر من از برگ گل پاک‌تر است". سال‌هاست که حلال الله را رها کرده، به حرام او متوسل می‌شویم. وقاحت و جسارت تا حدی که یک به ظاهر مسلمان، علنا در جامعه اسلامی، حکم الله تعالی را با عقل ناقص خود سنجیده، از صدا و سیما تا دانشگاه، از مجلس و شورای نگهبان (همه چیز غیر از اسلام)، بی پروا، می نویسند و می گویند که " ای عقب مانده‌ها، ای بی فرهنگ‌ها، چند همسری و تعدد زوجات بد است؛ اصلاً ظلم است" و ...

با خود می اندیشم که آیا حقیقتاً اسلام یعنی این؟!

اگر تا کنون، مسلمانان به دو فرقه‌ی مسلمان و شیعه تقسیم می‌شدند، من بعد سه فرقه داریم، شیعه، سنی و فمنیسم.

این که یک مسیحی آمریکایی، قرآن را به آتش می‌کشد؛ این که یک کاریکاتوریست، حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله وسلم) را به باد استهزاء می‌گیرد؛ چه جای ملامت؛ که اینان متصف به جهل هستند. امّا وقتی فمنیسم اسلامی و ایادی آن، حکم صریح قرآن کریم را استهزاء کرده و عاملین آن را عقب مانده و بی فرهنگ و بی تمدن معرفی می کنند متصف به عناد و تکذیب آیات اللهی می‌شود.

اکنون، به یکی از این احکام اللهی می‌پردازیم. "تعدد زوجات یا چند همسری"

آیات و روایات بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ از جمله آنها أیات  3 و 129 سوره نساء، آیات 1 و 3 و 5 از سوره تحریم، آیات 6، 28، 30، 32 و 50 از سوره مبارکه احزاب.

امّا قصد نداریم در مورد این آیات به بحث بنشینیم. هدف این است که بدانیم منکرین این حکم اللهی، طبق قوانین شرع مقدس اسلام، در چه جرگه و گروهی قرار می‌گیرند و رفتار سایر مسلمین با این گروه باید چگونه باشد؟ آیا باید کوفه‌وار سکوت کرد؟ آیا این افراد همان "دختران پاک تر از برگ گل هستند؟"

از آنجا که فمنیسم، ید طولایی در انواع و اقسام استدلال‌های تهی دارد، نظر یکی از مراجع تقلید را در این باره جویا شدیم.

متن استفتاء:

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب و خسته نباشید. 1- آنچان که این سراپا تقصیر، مطلع هستم، اسلام، یعنی تسلیم محض بودن در برابر الله و پیامبر او. آنچنان که قرآن کریم می فرماید: " یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..." یعنی ملاک ایمان را اطاعت از فرامین الله و نبی اکرم می داند. نکته مهم این است که این اطاعت باید از روی قلب باشد. نه به صورت ریا، نفاق و یا اجبار. همچنان که فرمود: " لا اکراه فی الدین" قرآن کریم، تماما دستورات الله است. بنابراین اگر کسی، عمداً و با فهم و شعور، هر کدام از دستورات و آیات قرآن را از روی قلب نه اجبار، قبول نداشته باشد و حتی به زبان نیز بیان کند که مثلا من با فلان مسئله کاملا مخالفم (در حالی که موضع قرآن در این مسئله، کاملا خلاف نظر این شخص است) و حتی دیگران را نیز تشویق به انجام کاری که خلاف نص صریح قرآن است تشویق می کند، چه حکمی دارد؟ به طور مختصر، آیا کسی که قلبا یکی از آیات قرآن را قبول ندارد و این نظر خود را بیان می کند، مسلمان هست یا خیر؟ 2- می دانیم که در سوره نساء، خداوند به مردان مسلمان با شرط رعایت عدالت، اجازه داده است که همزمان با دو، سه یا چهار زن، به صورت دائمی، ازدواج کند. اگر یک زن مسلمان، ازدواج مجدد و همزمان مرد را امری نکوهیده بداند، با توجه به توضیحات فوق، مسلمان هست یا خیر. معذرت می خواهم سوالم طولانی شد.

 

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی:

کد رهگیری: 9312230260

بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

پاسخ: 

1- تحقیق در دین و اعتقاد به یکی از مذاهب، غیر از تظاهر به آن است توضیح این که: بر همه واجب است در اصول دین به اندازه توانایی خود تحقیق کنند، و اگر واقعاً بعد از تحقیق کامل و کمک گرفتن از آگاهان، به آیینی غیر از آیین اسلام معتقد شوند، معذور هستند؛ زیرا وظیفه عقلی و شرعی خود را انجام داده، ولی به خطا رفته ‏اند منتها عقل می‏گوید: «احتیاط را در عمل به واجبات و ترک محرّمات، ترک نکند».امّا کسی که قبلًا مسلمان بوده، و به عللی دین جدید اختیار کرده، اگر تظاهر کند محکوم به احکام مرتد است؛ و احکام مرتد در واقع از جمله احکام سیاسی اسلام، برای جلوگیری از نفوذ دشمنان در محیط اسلام، و اغفال و اغوای مردم است.

2- کسی که ضروری دین اسلام یعنی چیزی را که همه مسلمانان می‏ دانند (مانند معاد روز قیامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منکر شود، چنانچه ضروری بودن آن را بداند، کافر است به خاطر اینکه این انکار به انکار خداوند متعال و پیامبر اسلام  (صلی الله علیه وآله) باز می گردد.

توجه داشته باشید تعدد زوجات وسیله هوسبازی نیست، بلکه مربوط به ضرورتهاست و با شرائط سنگین و در حدود معینی مجاز شمرده شده، و فلسفه روشنی دارد، که اگر مطابق احکام اسلامی صورت پذیرد فواید آن به جامعه زنان باز می گردد.

شرح بیشتر این مطلب را در تفسیر نمونه، جلد سوم، ذیل آیه سوم سوره نساء مطالعه فرمائید.

لینک تصویر پاسخ معظم له: http://yon.ir/MlwT

 

این موضع اسلام در مورد این گونه افراد بود از دیدگاه یک مرجع تقلید شیعه. 

اکنون با هم نظرات برخی از چهره‌های شناخته شده کشورمان را در مورد تعدد زوجات می‌خوانیم.

فائزه هاشمی رفسنجانی:

به گزارش پارسینه، فائره هاشمی رفسنجانی در جدیدترین اظهارنظر خود با حمله شدید به قانون حمایت از خانواده و موازین فقهی مربوطه ادعا کرد: بسیاری از اصولگرایان نه تنها مخالف این دو بند لایحه (اجازه همسر دوم) هستند؛ بلکه برای عدم تصویب آن هم به جدیت تلاش می کنند.

فائزه هاشمی که بعد از حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری سکوت پیشه کرده بود در گفتگو با یک سایت فیلتر شده مربوط به جریان فمینیستی(مدرسه فمینیستی) "تعدد زوجات" را غیر انسانی توصیف کرد و گفت: به نظر نمی رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسران شان دارند؟ پس چه طور میشودانتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند!

لینك سخنان ایشان:

http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=19603

 

 

 

 

 

 

 

  

شهیندخت مولاوردی:

مولاوردی با بیان این که انتظار ما این است که قانونی که نوشته می‌شود، جمیع جهات را ببیند و راه تفسیر، دوپهلو بودن یا مبهم بودن را ببندد و مشکلی از مشکلات جامعه را برطرف کند اظهار کرد: در جهان اسلام این مسئله مطرح است که چرا مسلمان‌ها بخش اول آیه 2 سوره نسا را متوجه شدند که مرد می‌تواند 4 تا زن بگیرد و به آن صورت رسمی، قانونی و حقوقی بخشیدند و بخش بعدی آیه را واقعاً مورد توجه قرار نداده‌اند و برایشان محلی از اعراب ندارد. برای مسلمان‌ها در سوره 129 سوره نسا بحث کلمه لن مطرح می‌شود که به معنی هرگز در واقع نفی ابد هست. یعنی هرگز نمی‌توانید میان زنانی که متعدد هستند به عدالت رفتار کنید هرچند که راغب و حریص باشید به عدل و راستی. نهایتآً قرآن در اینجا می‌گوید که اگر سازش و پرهیز کنید همانا خداوند بخشنده و مهربان است و توصیه به پرهیزکاری می‌کند.

http://www.khabaronline.ir/detail/107262/society/family

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

سخنرانی دکتر عباسی در مورد اصول بنیادی فمنیسم برای نابودی حیا در جوامع.
نکته جالب اینجاست که امروزه حیا با الفاظی مانند اجتماعی نبودن و یا خجالتی بودن مورد هجوم قرار گرفته و سر و زبان داشتن و بی حیا بودن مورد ستایش است.
[http://www.aparat.com/v/VK3W5]


نظرات()   
   

به گزارش «تابناک»، با اینکه مدت زیادی از افتتاح «پل طبیعت» در تهران نمی‌گذرد، آوازه این بنا آنقدر همه جا پیچیده که کمتر کسی را می‌توان یافت که درباره‌اش نشنیده باشد، به ویژه آنکه به تازگی نام یک بانوی جوان ایرانی‌ طراح آن معرفی شده و گفته می‌شود، ‌سازه فلزی پل از نظر طراحی توانسته حائز چند عنوان بر‌تر بین‌المللی در طراحی شود. 

این در حالی است که به تازگی مستنداتی در اختیار «تابناک» قرار گرفته که حکایت از اتفاقاتی عجیب و غریب در پس پرده اجرای این ایده دارد و به نوعی ثابت می‌کند ‌ایده طراحی و اجرای این پروژه، از فردی دریافت شده که هیچ سهمی در انجام پروژه نبرده و پرداخت نشدن حق و حقوقش، موجب شده که راه قضایی را برای احقاق حقوق خود پی بگیرد. 

ماجرا از آنجا آغاز شده که یکی از کار‌شناسان کنسولی وزارت خارجه وقتی از مأموریت در یکی از کشورهای اروپایی به کشور باز‌می‌گردد، در عبور و مرور روزمره از بزرگراه‌های پایتخت ایده‌ای به ذهنش خطور می‌کند که می‌تواند در عین نو بودن، هم بر جاذبه‌های شهر بیفزاید و هم سودآوری داشته باشد و از این روی تصمیم می‌گیرد که ایده‌اش را با شهرداری تهران در میان بگذارد و مقدمات اجرایش را فراهم آورد.

افشای پشت پرده طراحی و ساخت «پل طبیعت» در تهران! +مستنداتمحمود اسدی درباره ایده‌اش اینچنین توضیح می‌دهد: اوایل سال ۸۵ و بعد از بازگشت از مأموریت کاری در اتریش، از آنجایی که در سفر به ایالت اینسبروک (در غرب اتریش) با پلی زیبا مواجه شده بودم که دو طرف دره را به هم متصل کرده و در عین کوتاه کردن مسیر، زیبایی خاصی به منطقه بخشیده و جاذبه‌ای جدید برای گردشگرانی که از این بخش از کوهستان آلپ عبور می‌کردند، فراهم آورده بود، این ایده به ذهنم رسید که دو سمت اتوبان مدرس در محدوده عباس آباد را به وسیله پلی در چند طبقه به هم متصل کرده و فضایی تفریحی و جذاب پدید آوریم که با اختصاص یک طبقه آن به رستوران، هزینه‌های اجرای پل هم درآید و توجیه اقتصادی داشته باشد.

آن گونه که وی توضیح داده و برای توضیحات، مستنداتی ارائه می‌دهد، این پل قرار بوده در چهار طبقه به اجرا در‌آید که یکی از طبقات برای پیاده‌روی و عبور دوچرخه سواران، یکی برای ارائه خدمات ویژه (VIP)، بعدی برای رستورانی با دیوارهای شیشه‌ای و میزهای گردان و در طبقه آخر تراسی برای بازدید عمومی طراحی و ساخته شود. بدین ترتیب دست به کار شده و طرحش را به صورت مکتوب درآورده و به شهرداری ‌می‌دهد.

این ایده به قدری ناب و جذاب به نظر می‌رسد که در زمانی کوتاه، مسئولان شهرداری وی را فراخوانده و برای تکمیل طرح، ارزیابی و اجرا، به سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری سوقش می‌دهند. از اینجا به بعد، فرایند به صورت جدی‌تر پیگیری شده و مدیران سازمان مشارکت‌های مردمی از وی درخواست می‌کنند که پروژه «پل رستوران» را طراحی کرده و نقشه‌های فنی پروژه را در اختیارشان بگذارد که این موضوع اسدی را بر آن می‌دارد که با یکی از شرکت‌های مطرح در عرصه طراحی سازه‌های شهری تماس گرفته و طی قراردادی، طراحی پروژه را به ایشان واگذار نماید.

آن گونه که طراحی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد، طراحی مقدماتی پروژه در واپسین ماه‌های سال ۸۵ به پایان رسیده و در اختیار شهرداری قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، بحث بر سر موضوعات فنی در کمیسیون‌ها و جلسات مختلف پی گرفته می‌شود تا ‌‌نهایت امر، در آخرین روزهای بهار سال بعد (‌پنجمین روز خرداد ۸۶)، سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهر تهران، موافقت کلی خود با طرح را مکتوب اعلام و اجرایش را منوط به مکان‌یابی مناسب و بررسی برخی ضوابط و مقررات می‌کند. 
البته به موازات این اتفاق، اینقدر ایده ارائه شده به مذاق مدیران شهرداری خوش می‌آید که سعی می‌کنند بسطش داده و به جای ساخت یک پل رستوران، ده‌ها پل رستوران برپا کنند و به این منظور، پروپوزالی تهیه می‌کنند که بر اساس آن قرار است در ۲۶ نقطه کلیدی در بزرگراه‌های تهران، پل رستوران ساخته شود. 
جالب اینکه تاریخ درج شده ذیل این پروپوزال، حکایت از آن دارد که بعد از موافقت اصولی با طرح ارائه شده توسط اسدی، به رشته تحریر در‌آمده است؛ البته در مقدمه این پروپوزال هم به صراحت اشاره شده که پروژه رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگراهی (همان پل رستوران) توسط «محمود اسدی» ارائه شده و موافقت با کلیات طرح پیشتر صورت گرفته و حتی در تصاویر مندرج‌ در پروپوزال، محدوده‌ای که امروزه پل طبیعت در آن ساخته شده و مورد تأکید ایده‌پرداز پروژه بوده نیز درج شده است. 
از اینجا به بعد مذاکرات اسدی با سازمان اراضی عباس آباد برای اجرای نخستین پل رستوران پایتخت آغاز می‌شود، ولی مسئولان شهرداری هر بار به دلایل و بهانه‌های مختلف، اجرای طرح را منوط به برخی بررسی‌ها کرده و به تعویق می‌اندازند و طراح پروژه که وقت و توان مالی زیادی را صرف پی گرفتن اجرای پروژه‌اش کرده، چاره ندارد جز صبر کردن؛ صبری که هرچقدر طولانی هم می‌شود، به ثمر نمی‌نشیند. 

اسدی در این باره به خبرنگار «تابناک» می‌گوید: هنوز هیچ پاسخی از مسئولان شهرداری دریافت نکرده بودم که در مهرماه سال ۸۷ برای مأموریت کاری راهی ‌اردن شدم. این مأموریت البته طولانی شد و چهار سال بعد، زمانی که به تهران بازگشتم، متوجه شدم که پروژه‌ام با نام جعلی «پل طبیعت» در دست اجراست و البته تغییراتی در آن ایجاد کرده‌اند که کمی متفاوت باشد، ولی مشخصاتی مانند مختصات اجرای آن، همانی بود که در طراحی‌های بنده دیده شده بود.
اما هرچه رعایت نشدن حقوق این طراح و ایده‌پرداز در این پروژه، با توجه به مستنداتی که اسدی ارائه می‌دهد، مسجل به نظر می‌رسد و ناراحت کننده است، ماجرا زمانی برای وی رنگ و بوی دیگر پیدا می‌کند که مجبور به استخدام وکیل برای پیگیری حقوق خود در این پروژه می‌شود و در مقابل می‌بیند که به ناگهان، نام یک خانم به عنوان طراح این پل به عموم معرفی می‌شود تا ادعاهای اسدی درباره طراحی پروژه، کمرنگ‌تر جلوه کند! 
وی در این باره می‌گوید: این خانم هموطن بنده است و منکر زحمات وی در طراحی سازه این پل نیستم، ولی طراحی این پل را ایشان انجام نداده و علاوه بر آن، ایده اصلی این پروژه نیز متعلق به ایشان نبوده است. البته اگر قرار بود طرحم را خودم به اجرا درآورم، برای اجرایش فکرهای بهتری در سر داشتم و هنوز هم اگر آقایان اشتباهشان را قبول کنند و مکان دیگری را برای اجرای طرحم در اختیارم بگذارند، از پیگیری قضایی ماجرا صرف نظر می‌کنم و تلاش خواهم داشت ایده‌ای را که برای معرفی و تأییدش انرژی زیادی صرف کرده‌ام، ‌به اجرا درآورم. 

اسدی در پایان می‌گوید: هنوز باورم نمی‌شود که چگونه از آن همه استقبال از طرحم و افق توسعه‌ای که مسئولان برایش ترسیم کردند، به اینجا رسیدیم که پروژه توسط دیگران به اجرا درآمد و نام پل طبیعت به خود گرفت و حالا طراح هم برایش معرفی می‌شود، در حالی که همه مستندات ارائه این طرح توسط بنده از چندین سال پیش موجود است و برخی مدیران شهرداری هم که با طرحم موافقت کرده بودند، هنوز در این نهاد سمت دارند؛ امیدوارم که اشتباهات تصحیح شود و ایده من به نام دیگران نوشته نشود! 

گفتنی است، «تابناک» آمادگی دارد پاسخ مسئولان شهرداری در ابن باره را جهت روشن شدن دیگر ابعاد ماجرا و آگاهی عموم منتشر نماید.


نظرات()   
   

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   

شبکه آموزش فمینیسم
شبکه آموزش و آموزش فمینیسم

در روز جمعه، آقایی طی برنامه ای در شبکه آموزش اظهارات جالبی در مورد بکار بردن دین و ... کرد که کاملا مرتبط با موضوعات مربوط به فمینیسم است زیرا در این حوزه نیز در این برنامه صحبت شد. وی در این برنامه، دین را حوزه تخصصی خواند و اظهار کرد که وبلاگ ها صلاحیت لازم در مورد اظهار نظر در مورد دین و احادیث و و تایید آن ندارند. خوشبختانه در این وبسایت، ادعایی مبنا بر تخصص در دین و یا اظهار نظر در مورد آن نیست بلکه بیان مشکلات خودمان، جامعه، و استفاده از احادیثی است که بارها همین متخصصان برای ما در صدا و سیما و وبلاگهایشان و کتابهای درسی مان گفته اند. حداقل برای برخی نویسندگان این وبسایت که هیچ ادعایی در تخصص در دین ندارند و همین جا هم گفته می شود که منبع چندانی جز همین حرفهای متخصصان ندارند، این سوال پیش می آید که آیا به کار بردن احادیثی که در کتابهای درسی مان ذکر شده بود نیز باید مورد تایید باشد؟ مگر جز این بود که در همین کتابهای دینی مدرسه گفته شده بود تساوی زن و مرد با تشابه زن و مرد فرق دارد؟ تشابه زن و مرد با عدالت بین زن و مرد در تضاد است. ما این مطالب را خوانده ایم و همان مطالبی است که شما به ما داده اید و با آنها دچار تضاد جدی شده ایم!! حدیثی از خود اختراع نکردیم. شان نزول حدیث تعیین نکردیم مگر جز انچه که همین متخصصان به ما گفته اند. نظردهی را آزاد گذاشته ایم تا انتقاد سازنده را بپذیریم چون مشتاق حقیقت بودن فقط ویژه عده ای نیست که خود را متخصص بدانند. تخصص کلمه ای است از اختصاص. اما دین امری اختصاصی و طبقاتی نیست و حداقل تاریخ پیامبران و امامان که باز خود شما برای ما نوشته اید گواه بر این ادعاست که خیلی از پیامبران تا قبل از پیغمبری مطلقا در محیط دینی رشد نکرده اند از جمله حضرت موسی و ابراهیم و اصلا حضرت ابراهیم نزد عمویش بت سازی می کرد. کسانی دنبال کشتن حضرت عیسی بودند که ادعای تخصص در دین خود داشتند و اصلا حضرت عیسی برای نجات یهودیان آمده بود اما چه شد؟ آیا برای امام زمان هم باید با همان شیوه پیش رفت؟ راه دوری نمی رویم. بهتر است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همین متخصصان در عرصه قانون گذاری و ... نقش پررنگی داشته اند را نگاه بیندازیم. چرا در زمان طاغوت چیزی به نام ازدواج سپید نبود اما امروزه با وجود این قوانین تخصصی و مورد تایید متخصصان، کارایی این قوانین نزد جوانان تا این حد پایین آمده تا از ثبت ازدواج دوری کنند، حتی برخی از آنها مذهبی هستند و مراسم عقد و ... را خودشان به جا می آورند اما ازدواجشان را ثبت نمی کنند؟، در همین برنامه در مورد تقسیم کار بین حضرت فاطمه و حضرت علی بحث شده که این تقسیم کار متناسب با شرایط آن روز بوده و این به اصطلاح متخصص فرمودند این تقسیم کار بسته به شرایط زمان تغییر می یابد، اما اگر واقعا شرایط امروز برای این تقسیم کار تغییر یافته چرا در قوانین کوچکترین نمودی ندارد؟ این قوانین مگر از زیر دست همین متخصصان رد نمی شوند؟ در ضمن امروزه که عصر تکنولوژیکی است، شرایط به سرعت در حال تغییر یافتن است و هر روز شرایط عوض می شود، از کجا بدانیم سال بعد چه تقسیم بندی باید بکنیم که برنامه ریزی کنیم؟  در سالهای آینده ممکن است شرایط جامعه طوری شود که مردان بروند خانه و کار خانه کنند و زنان به جامعه زنانه بروند آنگاه تکلیف فعالیتهای امروز ما چه می شود و تکلیف فطرتمان چه می شود، مگر فطرت با شرایط جامعه مدرن و متغیر امروز تغییر می یابد؟ یعنی هیچ وجه اشتراکی بین ما و حضرت علی و فاطمه از حیث فطرت نیست و با تغییر شرایط جامعه باید کاملا عوض شد؟ هیچ چیز درونی وجود ندارد که پایدار باشد و تنها شرایط جامعه تعیین کننده عملکرد انسان است؟ تا حال کسی پرسیده که شرایط همین جامعه ناشی از چیست؟  از طرفی حرف بسیاری از همین متخصصین با هم در تضاد است و ماهم که به قول خودتان تخصص نداریم که بفهمیم که چه کسی دارد راست می گوید!!! مرتب کتابهای درسی را تغییر می دهید، محتوای کتابهای دینی بچه ها هر سال تغییر می کند، کسی هم نمی داند آن یکی چی خوانده!!! آیا واقعا این سیستم کاراست؟ حدیثی هم از قول خودتان (نه از قول خودمان) در کتب درسی زمان ما نوشته بودید که در آخرزمان از اسلام جز نام باقی نمی ماند، از طرفی شما وظیفه حفظ اسلام را در آخر زمان به عهده متخصصان دینی انداختید و به قول خودتان باید با تخصص در دین وارد شد و مردم عادی که از نظر شما یک مشت بی سر و پایی هستند که در وبلاگشان هزیان می گویند هیچ اعتبار ندارند و عملا هم در طول تاریخ، دین در دست همین متخصصان بوده و هست، اما چرا قرار است چیزی جز نام از دین باقی نماند؟ مگر دین در دست شما نیست و نبوده و نخواهد بود؟ در طول تاریخ که پیوسته دین دست شما بوده و امروزه هم هست و فردا هم با توجه به گریزان شدن مردم از دین که از امروز هم کاملا هویداست، کسی رقیب شما نخواهد بود، پس این جز نام نماندن از دین طبق حرفی که خودتان به ما زده اید بر عهده خودتان هست. منبع ما هم در این ادعا خودتان هستید. برای شناختن این به اصطلاح متخصصان، نگاهی به تاریخی که خود همین به اصطلاح متخصصان برای ما می گویند، کافی است. هر یازده امام به مرگ طبیعی نمردند و کشته شدند و به شهادت رسید اند. یک نگاه انداخته شود که توسط که و چگونه کشته شده اند و البته منبع هم همین کتب به اصطلاح متخصصان هست. در منابع خودشان نوشته شده که امامان توسط مردم عادی کشته شده اند یا متخصصین. اما برای باز کردن مفهوم تخصص، تخصص از اختصاص و خاص می آید. چه کسی می تواند تخصص در همین علوم دینی بگیرد؟ مستضعفی که روز و شب باید کار کند تا خرج خود و ... را در آورد فرصت تخصص یافتن در این امور را ندارد. اما کسی که از لحاظ مالی خیالش راحت است می تواند خیلی خوب تخصص بگیرد و اتقاقا مورد مشکوک همین است که با چه مالی افراد متخصص متخصص می شوند؟ (چون این متخصص به شدت به حلال و حرام بودن مال تاکید دارد) در زمان تحصیل همین متخصصان در حوزه دینی خرجشان از کجا می آید و این خرج آیا با اولویت در جیب این جماعت می رود که عده ای زیاد گرسنه اند؟ اما آن گرسنگان فرصت تخصص یافتن ندارند چون توسط عده ای زیادی از همین متخصصین ضعیف شده اند و مستضعف شده اند. قرآن هم وارثان زمین را مستضعفین معرفی می کند و نه متخصصین. البته قصد این نیست که گفته شود که همه افراد در یک قشر بد هستند زیرا این گونه به نوعی قشری گرایی مبتلا می شویم اما به آسانی می توان یافت که عده ای کمی از این قشر واقعا مومن اند که پیوسته به تخصص و ... خود ننازند و آنها را تنها در جهت فهم حقیقت برای خود و برای همه به کار برند و خود را بالاتر از کسی نبینند و دچار غرور نشوند و طوری نشود که حرف حق را از کسی که نه تخصص دیده و نه فرصت و امکان آن را داشته است نشنوند به این دلیل که شان خود را بالا بدانند(البته حقیقت در لا به لای علوم مختلف موجود در دانشگاهها و حوزه ها خیلی لطیف و ظریف پنهان و گم می شود و فرد با وجدان در میان افرادی که ماهیت این علوم را فهمیده اند و سالها در آن تحصیل کرده اند این است که پنهان سازی ها و تحریفات لطیف در این سیستم را آشکار کنند و علوم ضد علم را مشخص سازند). اگر امام زمان هم بیاید تنها از طریق دل شناخته می شود و نه از طریق تخصص و ... زیرا وی خود را ابتدا به متخصصین معرفی نمی کند که از ایشان تاییدیه بگیرد، وی خود را به همه مردم معرفی می کند. همه ما نتایج تخصص چه در حوزه دینی و چه در حوزه علمی و تکنولوژی را در زندگی خود دیده ایم و می دانیم چقدر توانسته اند ما را به آرامش برسانند.


نظرات()   
   
شنبه 29 فروردین 1394  05:38

[http://www.aparat.com/v/TmNUQ]

مهران رجبی به بیان خاطره ای در مورد برابری زن و مرد میپردازد


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/1z4Ed]
مرضیه ذباغ به بیان خاطره ای پرداخته و در آن گریزی به ذات هوس پرستانه خود می زند و بیان میکند من گفتم اگر امام فلان کار را کند ما ایشان را به عنوان رهبر قبول نداریم(مبنای تشخیص اسلام ما هستیم نه امام)


نظرات()   
   

زن و مرد

بارها استدلال احمقانه " مگر مردان می گویند که من پدر و همسر هستم و بدان اکتفا می کنند که زنان تنها به مادری و همسری خود اکتفا کنند و ..."، این استدلال از تشابه زن و مرد نشئت می گیرد و می گوید چون زن با مرد مشابه است و زن مادر هست و مرد پدر، لذا پدر و مادر هم با هم مشابه اند. در واقع کاملا کامپیوتر وار عمل کرده است و گویا اطلاعاتش از انسان در حد اطلاعات یک ماشین از انسان است. و البته این استدلال از زبان کسانی در می اید که یا هیچ اطلاعاتی از دین ندارند و یا خود را به شدت به آن راه زده اند.  گویا نمی دانند هویت پدری چیزی جز نان آوری و در نهایت شغل اقتصادی اش نیست و می آیند هویت پدری توهمی از خود اختراع می کنند. گویا اصلا نمی دانند پدریت چیست و مرد قرار است با پدری خود چه کند؟ لاید زایمان کند و بچه شیر دهد و عاطفه مادری نسبت به فرزند داشته باشد؟ واقعا نزد این افراد هویت پدری و مادری چیست؟ پدری بدون کار بیرون چگونه اصلا می تواند پدری کند و مادری با کار تمام وقت بیرون اصلا چگونه می تواند مادری کند؟ این دو یعنی مادری و پدری که در عمل در تضاداند و چگونه می توانند مشابه شوند و با هم مقایسه شوند؟  این استدلال نهایت کفر و انکار است. هم دین و هم فطرت و هم تاریخ و حتی فیزویولوژی را منکر می شود. اگر قرار باشد این استدلال حق باشد لذا مرد و زن هر دو باید باهم حامله می شدند و با هم شیر می دادند و با هم ضعف جسمانی ناشی از ذخیره شدن شیر در بدن را تحمل می کردند و با هم باید جهاد می کردند اما جهاد زن و مرد با هم متفاوت بوده است و تمام احادیث و قرآن و ... گواهی این مدعاست. اما می خواهند همه چیز و همه کس را به صورت توهمی و جنون وار مشابه کنند. جالب است این برابری خواهی تشابه وار، از زمانی آغاز شد که نابرابری بشر به حد بحرانی رسید و به شدت فاصله انسانها زیاد شد و با تشابه زن و مرد این روند مهلک و نفس پرستانه بدتر هم شد. در این سیستم زندگی امروزی، هر کس دنبال تسلط بر دیگران است و تشابه زن و مرد هم در این روند به شدت تاثیر گذار است زیرا چیزی جر منیت خواهی تسلط گرایانه نیست.


نظرات()   
   

فکر میکنید اگر معاونت امور زنان میخواست درباره تجاوز به 2 پسر ایرانی توسط ماموران سعودی موضعی بگیرد چه می گفت؟

 


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

همانطور که قرآن سفارش کرده است، مردان وظیفه تامین مادی زنان را بر عهده دارند. لذا در طول تاریخ اغلب زنان به مال شوهر و مردان به زیبایی زن توجه داشته اند مگر مردان و زنان با ایمان که همیشه تعدادشان  اندک است.
 امروزه که بسیاری از زنان خود صاحب درآمد شده اند طغیان کرده ، خواهان پرستیده شدن از سوی مردان هستند. لذا شرک امروز بسیاری از مردان را گرفتار می کند و کم کم پس از پرستش، نفرت به وجود آمده و ریشه خانواده و اخلاقیات را می خشکاند . فرزندان پسر که در خانه ای بزرگ می شوند که زن در آن خانه پرستیده می شود دچار نفرت از زن شده و به انواع انحرافات دچار می شوند.
همچنین انگیزه اصلی مرد در زندگی ایثار و از خود گذشتگی است زمانیکه زنان احتیاجی برای امرار معاش به مردان نداشته باشند ، مرد انگیزه ای برای زندگی پیدا نخواهد کرد و به قول نویسنده کتاب مردان مریخی زنان ونوسی در این شرایط مرد دچار مرگ تدریجی خواهد شد.
 تمنای زنان به پرستیده شدن توسط فعالان فمینیست کاملا آشکار شده است. متاسفانه بسیاری از روزنامه نگاران زن امروز چنین تقاضای کثیفی را در ابتدای تاسیس وبلاگستان فارسی به نمایش گذاشتند و باطن کثیف خود را کاملا نشان دادند. بی دلیل نیست که بسیاری از سایتهای خبری امروزه مطالبی را می نویسند که بوی شرک از آنها می آید و در وبلاگستان فارسی، کاملا پرده حیا پاره شد و مطالبی به شدت سخیف و دور از شرم نوشته شد که متاسفانه درصد بالایی از نویسندگان آن را همین روزنامه نگاران زن تشکیل می دادند.
 مقصود این نیست که همه روزنامه نگاران بد هستند زیرا در همین انجمن بارها مقالاتی ضد فمینیسم از سوی زنان منتشر شده است بلکه مقصود تبلیغ جریان های انحرافی و پست در جامعه توسط یک زنجیره به هم پیوسته است. متاسفانه این زنجیره در دولت و سایر نهادهای قدرت نفوذ زیادی پیدا کرده است که باید با آن مبارزه کرد.
 در سایت های رسمی خبری و روزنامه های رایج که امکان بروز و ظهور بی پرده انحرافات نیست (هر چند برخی اوقات نیز چنین می شود)با ترجمه و یا استفاده از تحقیقات دستکاری شده و منسوخ کشورهای توسعه یافته سعی می شود تا انحرافات فمنیستی به خورد مخاطب داده شود. این تضادی بزرگ در رسانه های فرهنگی این کشور است.
 از طرفی بحث مبارزه با استکبار جهانی و الگو نگرفتن از دشمن است و از طرفی دنباله روی کور کورانه چنین افرادی برای رسیدن به خواستهای خود. 
ما با چه چیز استکبار جهانی جنگ داریم و اصلا چرا استکبار جهانی، استکبار جهانی است؟ آیا این کشورها همه چیزشان خوب است و فقط کمی بداخلاق اند؟ اگر ما باید از آنها الگو بگیریم چرا با آنها جنگ داریم؟ گویی مبارزه با ظالم یعنی این که از خود ظالم الگو بگیریم و بگوییم چرا فقط یک نفر باید ظلم کند بلکه ظلم باید بین همه تقسیم شود و همه به نوبه خود بتوانند ظلم ( که در مقابل عدل است) کنند. لذا استدلالشان هم کاملا متضاد با استدلالهای اوائل انقلاب است.
نکته جالب این است که تمام جنگ بین ما و غرب در 3 نهاد خلاصه می شود 1.دستگاه فرهنگی کشور شامل رسانه های مکتوب ، دیداری و شنیداری 2.سیستم آموزشی کشور از مقدماتی تا دانشگاهی 3.سیستم قضاوت کشور که باید احکام اسلام را اجرایی کند
حال خود قضاوت کنید که این بخشها در نظام ما تا چقدر کارکرد ایرانی اسلامی دارند . آیا اگر این 3 نهاد قرار باشد مانند غرب کار کنند چیزی می ماند که نقطه تفاوت بین ما و دشمن باشد؟


نظرات()   
   

به قلم مهندس هاشمی:

تقریبا دو سه سالی می شود که خبر جنایت های داعش علیه شیعیان و دیگر مسلمانان به تیتر یک رسانه های جهان تبدیل شده است و بالتبع نیز مورد توجه مردم جهان قرار گرفته است. اما برخی گروه ها هستند که در اطراف ما زندگی می کنند و تلاش زیادی برای اهداف خود می نمایند و در همه جا نیز حضور دارند. برخی از آنها اینک در خانه های ما، محل کار ما، در کوچه و خیابان همنشین ما هستند و ما هر روز چهره آرایش شده و یا ساده متکبرانه شان را می بینیم. ولی چون بصیرت نداریم نمی توانیم صورت برزخی آنها و اعمال و کردارشان را ببینیم.  
فمینیسم تفکری است که با انقلاب اسلامی گستردگی عظیمی پیدا کرد. فمینیست ها با پشتوانه مردهای فراماسونر و مردهای نادان، قدم قدم جلو آمدند و زندگی و دنیا را متناسب با گفتمان فریبنده و شیطانی خویش تغییر دادند و مردها را به جنس دوم تبدیل کردند. اینک در جامعه ما، مردان 10 درصد شوکتی که پدرانشان در خانواده های سنتی قدیمی داشتند را ندارند. البته فمینیسم فقط مردان را قربانی نکرد بلکه با روش های ضد الهی و خلاف فطرت انسانی، زنان را از زندگی زیبا دور ساخت و آنها را نیز تباه کرد. 
امروز فمینیسم و روشنفکران فمینیست، متهم ردیف اول بالا رفتن سن ازدواج، آمار طلاق، زندگی مجردی جوانان، ازدیاد زنا و لواط و فحشا در جامعه و بسیاری از مصائبی هستند که ما در جامعه امروز با آنها درگیر هستیم ولی علت شکل گیری و ایجاد آنها را نمی دانیم. آنها مشکلات را ایجاد می کنند، با مشاوره های روشنفکرانه خویش، به بهانه حل مشکلات آنها را پیچیده تر و بیشتر می کنند و همزمان در نقش اپوزیسیون ظاهر می شوند و برای دار و دسته ی خود NGO می سازند و احزاب شخصی شان را سازماندهی می کنند و مردم را علیه حکومتی می شورانند که خودشان باعث و بانی ایجاد و افزایش مشکلاتش بودند.
در این مقاله بر آن شدیم تا با مقایسه ای منطقی و مستدل و واقعی "فمینیسم و فمینیست ها" با "وهابیسم و تکفیری ها" حقایقی را برای خوانندگان روشن سازیم تا بهتر با عمق جنایات فمینیست ها آشنا شوند.
گفتنی است شش ماه قبل از نگارش این مطلب، یکی از تحریریه های سایت جوان آنلاین اقدام به نوشتن مطلب مشابهی نموده است که پیوند آن در زیر قرار داده شده است. پیشنهاد می کنم نوشته زیر را هم بخوانید:
http://javanonline.ir/fa/news/661273/فمینیست-و-داعش-دو-روی-یک-سکه 
اهداف:

Image1. هدف: کاهش جمعیت شیعه             
راهکار تکفیری های داعش:     
- ایجاد جنگ مستقیم و قتل عام و نسل کشی شیعیان، 
- دامن زدن به اختلافات شیعیان و اهل سنت و ایجاد جنگ داخلی بین آنها
راهکار فمینیست های داخل:    
- دامن زدن به تحصیلات و اشتغال زنان که باعث بالا رفتن سن ازدواج و در نتیجه کاهش جمعیت شیعیان می شود، 
- دامن زدن به مسئله پیشگیری از بارداری و دادن حق بارداری و کورتاژ به زنان که باعث افزایش روز افزون آمار سقط جنین می شود، 
- دامن زدن به حقوق زنان که موجب از دست رفتن حقوق مردان شده و قوامیت و حق ازدیاد نسل را از آنها گرفته و در عمل به زنان داده است، 
- تلاش برای عقب نگه داشتن مردان و بی توجهی به آموزش و حقوق مردان که منجر به فروپاشی خانواده و سوق یافتن جوانان به زندگی مجردی می گردد.
اسناد:   
- کشتار شیعیان در عراق و بی توجهی رسانه های داخلی به آن:
http://shiata.ir/?p=794 
- روزی هزار سقط غیرقانونی در ایران: 
http://khordadnews.ir/news/125737 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image2. هدف: از بین بردن مردان
راهکار تکفیری های داعش: 
- کشتن و گردن بریدن مردان.
فمینیست های داخل:    
- بی توجهی به جنس مرد. 
- تضییع حقوق مرد.
- دامن زدن به بیکاری مردان با حضور افسار گسیخته زنان و دختران در مشاغل.
- بی توجهی به آموزش مردان و پسران و تجویز آموزش های فمینیستی به مردان که باعث رواج اعتیاد و رفتارهای خطرناک در مردان گشته است.
اسناد:     
- کشتار مردان شیعه توسط داعش + تصاویر:
http://faslejavan.ir/9833/کشتار-خونین-670-شیعه-در-جدیدترین-نسل-کشی-د 
- 95 درصد قربانیان اعتیاد را مردان جوان تشکیل می دهند:
http://ahangerahaayi.org/?p=819 
- با وجود 3.5 میلیون مرد بیکار، 80 درصد زنان ایرانی شاغل هستند:
http://hoshdarnews.ir/detail/News/14877 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image3. هدف:استفاده جنسی از زنان و ازدیاد فرزندان حرام زاده در جامعه هدف          
راهکار تکفیری های داعش:     
- جهاد نکاح
راهکار فمینیست های داخل:       
- موجه دانستن ارتباط جنسی دختران از سنین نوجوانی و ممنوع کردن ازدواج دختران در همین سنین! 
- بیرون کشاندن زن از خانه و خانواده  (با بهانه هایی نظیر اینکه «زن، نوکر و کنیز شوهر نیست) و در اختیار سرمایه داران و ثروتمندان قرار دادن.
- ترویج عملی روابط دوست دختری - پسری (چند شوهری دختران).
*نکته: بخش عمده ای دشمنان اهل بیت(ع) و دین را «حرام زاده ها» تشکیل داده اند.
اسناد:      
ازدواج اجباری زنان “زیبا” با سرکردگان داعش: 
http://fergheha.ir/1393/05/ازدواج-اجباری-زنان-زیبا-با-سرکردگان-د/ 
جهاد نکاح داعش:
http://www.shia-leaders.com/جهاد-نکاح-برای-زنان-چیست-؟/ 
Image
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Image


نظرات()   
   

امروزه سخنانی که از سوی زنان دولتی مطرح می شود کاملا با قرآن و آموزه های آن تضاد و حتی دشمنی دارند. آنها زن و مرد را در عرصه های اجتماعی برابر می دانند و خواسته های در این راستا را طلب می کنند. فعالیت اجتماعی در واقع همان فعالیت اقتصادی و کسب قدرت مادی است و نه فعالیت اجتماعی از نوع به قول خودشان زینبی. در چارچوب خانواده هم می خواهند وظیفه تمکین را یا رد کنند و یا بین زن و مرد مشابه کنند و حتی مرد را مطیع زن سازند که عاقبت قوم لوط نصیب مردم شود. امروزه دختران تا سن بالا مجرد می مانند و دلیل مجرد ماندنشان تنها تبلیغات رسانه ها و دولت برای فعالیت اقتصادی دختران است. خوب مسلم است که اسلام با بالا رفتن سن ازدواج و تعویق ازدواج که در نهایت به عدم ازدواج می انجامد، آشکارا مخالفت کرده است. حتی عقل سلیم هم این موضوع را تایید می کند و به ویژه دختران که سن ازدواجشان گذشت دیگر گذشت و نمی توان با تبلیغ ازدواج پسران با زنان سالخورده این موضوع را خاتمه داد. اصولا زنانی که به دنبال آن هستند که سن ازدواجشان بالا برود ، بهتر است ازدواج نکنند. زیرا عمر جنسی زنان دارای بهار و پاییز است. اگر بهار از دست رفت، هرگز تجربه ازدواج خوب به دست نمی آید. در اصل زندگی خوب را به بهای اندک آرزوهای قلابی فمینیستی می فروشند و یا به خاطر چشم و هم چشمی در سنت جاهلانه زمانه از یکدیگر. متاسفانه امروزه این تعویق ازدواج از سوی دختران به یک امر منطقی تبدیل شده و یک منطق کافرانه و ضد منطق برای آن درست کردند.



حضور زنان مانند برخی زنان صدر اسلام نیست. زیرا طبق احادیث بسیار مطمئن زنان مومنه صدر اسلام همگی خانه دار بودند و اصلا چنین سنت جاهلانه ای در آن زمان وجود نداشت. هیچکدام از ابزارها و مشاغلی که زنان را ازخانه  بیرون بکشد در آن زمان وجود نداشت که بخواهند به زور و با جعل و تحریف، برای دختران تیره بخت و گمراه امروزی الگوسازی نمایند. متاسفانه از درس خواندن در دانشگاهها تعبیر به عبادت می کنند در صورتی که همه می دانند این درس خواندن ها تنها برای کسب پول و اصلا فن پول در آوردن است. پول در آوردنی که وظیفه مسلم مرد طبق اسلام است. خوب این تضاد آشکار است. حتی توجیه شان هم متضاد با اسلام است. یعنی ازدواج را فدای عبادت کردن که همان رهبانیت است که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. متاسفانه شبیه سازی مسیر زندگی زن و مرد باعث شده که ازدواج های همسن افزایش یابد که بسیار زیان بار است. در سریال های تلویزیونی نیز مدام ازدواج دانشجویی که ازدواج همسن است تشویق می شود. اختلاف سنی مرد و زن می تواند ده سال باشد. به گونه ای که پسر 30 ساله با دختر 20 ساله ازدواج کند زیرا این موضوع در سنین بالا اهمیتش مشخص می شود. اما متاسفانه وقتی مسیر زندگی زن و مرد بر خلاف اسلام مشابه قلمداد می شود لذا دختر هم می گوید من هم تا سن 30 سالگی کار دارم و باید کارهایم را کنم مگر در خانه شوهر با هزینه شوهر این کارها را ادامه دهم. لذا این باعث می شود که پسران قید ازدواج با دختران سن پایین تر را زده و همسن گزینی رخ دهد. اگر پسر تا سن خاصی کاری دارد که نمی تواند ازدواج کند به علت مسئولیت هایی است که طبق اسلام دارد اما دختر این بهانه را ندارد. در ارتباط با تبلیغ پایین رفتن سن ازدواج نباید اختلاف سن زن و مرد موقع ازدواج فراموش شود. یعنی طوری نشود که پسر و دختر هر دو موقع ازدواج 20 سال داشته باشند.


نظرات()   
   
جمعه 15 اسفند 1393  06:38

از جایی که زن به مثابه نفس اماره  برای مرد تجلی یافته است، لذا اطاعت از او تنها کار مرد هوسران و کثیف و ناجوانمرد و قسی القلب می تواند باشد.
 چنانکه زن طبق تورات از دل مرد برون انداخته شده باشد و یا حتی اگر چنین نباشد، باز کاملا مشخص است که زن نقش نفس مادی و تجلی یافته مرد را دارد و در واقع مرد و زن به هیچ وجه از هم بیگانه نیستند در حالی که کاملا متفاوت اند. به همین دلیل است که اطاعت مرد از زن از سوی پیامبران نهی شده است. چه در ادیان ابراهیمی و حتی در ادیان هندی و... و در کتب مقدس زنان موظف به اطاعت از مردان شدند. زن، به عنوان نفس مرد تنها از راه تواضع می تواند سعادت خود و مرد را تامین کند و مرد باید نفس خود را مهار کند تا در نهایت هم خود و هم نفسش را پاک یا تهذیب نفس نماید. امروزه هر چه که به سمت زن سالاری می رویم، دین کمرنگ تر و عاطفه در حال از بین رفتن و گناه در حال تجلی پیدا کردن است.
اطاعت زن از مرد به هیچ وجه معادل با ظلم به زن نیست. در واقع اطاعت زن مومنه از مرد مومن کاملا طبیعی است و تنها در صورت کفر هر یک از دو دیگر این اطاعت منطقی جلوه نمی کند .طبق تعریف امام علی، عدل به معنی  قرار داشتن هر چیزی در جای خود است و چنانچه یک چیز از سر جای خود برداشته شود، نا خود آگاه بقیه چیزها نیز از سر جای خود برداشته می شوند و ظلم جایگزین عدل می شود. مسلم است که کفر زن و مرد، قاعده تمکین زن از مرد را از جای خود بر می دارد. از طرفی برداشته شدن تمکین زن از مرد گناهان و جنایات دیگری را سبب می شود. عکس این قضیه نیز درست است. یعنی برداشته شدن قاعده تواضع زن نسبت به مرد، ایمان را از سر جای خود برداشته و کفر را به اجبار به ارمغان می آورد. چنانچه به قوم لوط و تعاریف قرآن از قوم لوط نگاه کنیم، متوجه می شویم که زن لوط مطیع لوط نبوده است. لوط مردی مومن بود و لذا زن مومنه جز تواضع در برابر این مرد راهی برای ادای دین خود ندارد. اما این زن اطاعت نمی کرد و تحت تاثیر قوم لوط بود. از طرفی لوط پیامبر متعلق به قوم لوط نبود و تنها برای راهنمایی به سوی آن قوم رفته بود تا رسالت خود را انجام دهد، لذا زن لوط که تحت تاثیر آن قوم  بود از مرد خود که مومن هم بود اطاعت نمی کرد. زیرا وی جذب این فرهنگ  گردیده بود. لذا زنان قوم لوط در زمره اولین فمینیست های جهان محسوب می شوند. فرهنگ فمینیستی در قوم لوط بسیار ریشه دار بوده که به امری بدیهی تبدیل شده بود و زنان بیگانه را هم تا حدی تحت تاثیر خود قرار می داد. همین فمینیسم و فرهنگ تعویض زن و مرد، باعث هلاکت این قوم شد. شکی نیست که با تعویض زن و مرد در هر قوم، کم کم تمایلات جنسی نیز انحراف می یابد و اول مردها هستند که تمایلات جنسی خود را اشکار می کنند. مردان قوم لوط خود اعتراف کردند که دست خودشان نیست و تمایلی به زن ندارند. لذا این خود عذابی برای انان بوده است. همانطور که عده ای که امروزه خود را همجنسگرا می نامند می گویند دست ما نیست و ما را همین گونه که هستیم بپذیرید. کاملا مشخص است که فمینیسم امروزی هدفی جز تعویض زن و مرد  ندارد و اصولا ربطی به حقوق واقعی زن ندارد. لذا هلاکت بشر را فراهم می کند. مردانی که در صدد هستند تا اطاعت مرد از زن و یا برابری اطاعت پذیری زن و مرد از یکدیگر را در جامعه به راه بیندازند در اصل می خواهند محبت و عاطفه واقعی را از بین ببرند و آن را تبدیل به عاطفه موهوم و وابسته به شهوت سازند.
در جامعه ای که اصل بر اطاعت زن مومنه از مرد مومن است، تازه محبت معنا پیدا می کند محیتی که بر پایه انسانیت است نه شهوت . در این جامعه هم زن عفیفه و پاکدامن و محبوب می شود و هم مرد جوانمرد و عادل. زنان در چنین جامعه ای در امنیت کامل به سر برده و به جای شهرت ، محبوبیت را کسب می کنند. شاید بعضی بگویند هیچ گاه در تاریخ این گونه نبوده است و تا کنون این فرهنگ تنها حالت منافقانه داشته است و لذا سر از اینحا در آورده است! اما نکته در این است که رعایت ظاهری نقش ها در گذشته برخی ها را آرام می کرد و محبت را بیشتر از امروز در جامعه پخش می کرد زیرا در اصل ارزش و ضد ارزش سر جای خود بود اما برخی ته دل خود به آن ایمان نداشتند بگذریم از این نکته که رعایت ظاهر اغلب میتواند به اصلاح باطن ختم شود.


نظرات()   
   

هلاکت بشر در جاهیلیت مدرن

روند امروزه به طرز کاملا واضح به هلاکت انسان می رسد. هر گونه انکار در این روند هلاکت بار خود به هلاکت سریعتر انسان کمک می کند. دو دلیل عمده جهت هلاکت مردان و زنان مدرن وجود دارد:


نفس پرستی زن و مرد مدرن
نمونه بارز نفس پرستی زن و مرد مدرن مسئله هوسرانی مردان مدرن و اشتغال پول پرسنی زنان مدرن است. بر همگان معلوم است که زنان هیچ گاه در طول تاریخ بیکار نبودند که بتوان واژه اشتغال را تنها به امروز روز نسبت داد. امروز آنچه که اشتغال نامیده می شود به گونه ای جنبه تفاخر جویی پیدا کرده است و با اظهار تفاخرجویی ، دیگران نیز در ازای آن اشتغال به هلاکت می رسند. زیرا هر اشتغالی که با تفاخرجویی همراه باشد و یا با نیت تفاخر جویانه باشد قطعا تمام افرادی را که با آن شاغل سر و کار دارند به هلاکت خواهد رساند. در گذشته طی زندگی روستایی اشتغال زنان مشهود بود. هیچ زنی از مرگ شوهر خود به علت نیاز مالی نمی مرد. بر خلاف زنان امروز که در بقای زندگی خود تردید دارند و پیوسته در پی انواع و اقسام بیمه ها برای ادامه زندگی خود هستند، زنان قدیم حتی زنان شهر نشین گذشته به فکر بیمه نبوده و احتیاج چندانی به آن نداشتند. اشتغال زنان روستایی دیروز که اکثر جمعیت زنان را تشکیل می دادند هم اشتغال بود و وسیله ای برای امرار معاش انها و کمک به امرار معاش خانواده، اما چون جنبه فردگرایانه مطلق و تفاخرجویانه نداشت لذا مثل امروز فریادهای فمینیستی انحراف گونه و جنون وار را سر نمی داد. امروزه رشته هایی که ساخته و پرداخته مردان هستند را به خورد زنان دادند و آنها را در بازی مردانه وارد کرده و  آنها را تشویق میکنند. با با تزریق رشته و فنون مردانه به زنان مسلما آنان را مردوار و مردخوار خواهند کرد درست مثل کسی که بر اثر زیاد خوردن گوشت، خشن شده باشد. البته این خوراندن ، با تفاخر و چشم و هم چشمی زنانه مخلوط گردیده که نماد نفس پرستی زن امروز است. نفس پرستی مرد امروز هم در هوسرانی و شهوت پرستی است که عمدتا قشر مردان مرفه را شامل می شود. اصولا فمینیسم را قشر مرفه مردان نگه داشته اند و اکثر زنان و مردان را به هلاکت کشانده اند.
امروزه زندگی زنان و مردان مثل هم شده و مو نمی زند. اگر در تاریخ به دقت نگریسته شود، مشهود است که دنیای مدرن امروز کاری کرده است کاملا این دو را به هم شبیه به هم کرده است و مسیر زندگی هر دو را یکسان و همسان ساخته و این کاملا بر خلاف حقیقت فطرت انسان بوده و موجبات هلاکت بشر را فراهم می اورد. حقیقت فطرت انسان را خدا می داند و در قرانی که از سوی اوست بر تفاوت کامل زن و مرد تاکید گردیده است. لذا شرایط زندگی امروز کاملا بر خلاف بیانی است که قرآن از فطرت انسان دارد زیرا قرآن تنها از فطرت انسان سخن گفته است و برای فطرت انسان امده است. کودکان دختر و پسر امروزی درست یک روال تربیتی را در زندگی طی می کنند که بر خلاف آن چیزی است که فطرت آنها طلب می کند لذا نیازهای درونی آنها در بیرون از آنها پاسخی ندارد و همین امر عامل جدایی این دو  ، چه در قالب طلاق و چه در قالب تجرد و در صورت انحراف در قالب همجنسگرایی است. مسلم است که طلاق و تجرد زیاد قطعا به انحراف بزرگ همجنسگرایی می انجامد و همجنسگرایی نماد هلاکت انسان است.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   


خدای ماشینی


از دیدگاه اسلام کافر کسی است که خدای ظن خود را می پرستد. این خدا می تواند صفات خدا را داشته باشد و یا خدایی خارج از این حیطه و محدوده هستی و در خارج از کائنات باشد. قرآن ، خدا را  از رگ گردن به انسان نزدیکتر می داند لذا خدا از اعضای بدن انسان به انسان نزدیکتر است و در وجود همه انسانها قرار دارد. همین امر منجر به این می شود که هر فردی مسئول تمام اعمال خود باشد.
 در پست های تحریف فمنیستی ادیان،  روالی از تغییر بسیار شدید در آراء برخی علما در طی مدت زمان بسیار اندک نشان داده شد . این پست ها کاملا هدفمند بود تا در مورد این ناپایداری و تغییر بسیار فاحش در این زمان کوتاه بحث شود. به راستی ریشه این تغییر فکر فاحش در حوزه زنان چیست؟ در این سالها چه اتفاقی افتاده است جز اینکه بسیاری از دین نماها جزای کفر ناشی از پرستش خدای ظن خود را در این سالها می بینند و هر روز ناچارند با تغییرات تکنولوژی فکر جدید و تفسیر جدیدی از خود ارائه کنند که به مذاق مخاطب خوش بیاید و در نهایت آن چنان از اعتبار بیفتنند که محو شوند! .مسلم است که نپذیرفتن جایگاه خداوند در درون انسان و قرار دادن جایگاه وی در خارج از کائنات و هستی و عملا در نیستی که به اعتقاد عدم وجود خدا می انجامد سبب می شود تا درستی و نادرستی و احکام زندگی سعادتمندانه انسان را زندگی ماشینی امروز تعریف کند. 
 تنها تغییر در این مدت زمان کوتاه سیطره بیشتر صنعت و ماشین در زندگی بوده و ماشین جای خدا مصلحت انسان را تعیین می کند. از آنجایی که ماشینها هر روز آپدیت می شوند و از بین می روند لذا پیوسته خدای انسان امروز می میرد و زنده می شود . در هیچ زمانی انسان به این اندازه خداهای رنگ وارنگ نداشته و تا اینو حد مشرک نبوده است. انسانی که ملاک اخلاق و حتی فطرت خود را به محیط بیرون واگذار کرده است و شرایط هر چه شد  متناسب با آن فطرت خود را تغییر می دهد و البته که نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط خود را مسخره و تحقیر می کند مانند کلاغی که راه رفتن خودش را هم یادش می رود.
در قرآن گفته شده که اگر از کافران بپرسند زمین و آسمان را که آفریده، می گویند البته که خدا!!! پس مسلم است از دید قرآن و اسلام کافر فقط کسی نیست که بگوید خدایی نیست و کسی که خدا را در عمل به هیچ انگاشته نیز چنین است.
این که زن مسلمان امروز درست مانند زن فمنیست غربی عمل می کند اما نمی داند فمنیسم چیست تنها ناشی از شرایط محیطی است که به وجود آمده است. این زن مسلمان بین زندگی خود و احکام قرآن تضاد آشکار می بیند لذا سعی در اعتراض دارد و برخی مراجع هم احساس خطر کرده و سریع تفسیری مطابق با میل جمع و مطابق با محیط از آیات قرآن می کنند. همه می دانند که بت پرستی امری نکوهیده است و بت موجودی است در خارج از وجود انسان که انسان برای آرامش و ثبات بدان متوسل می شود و خود را به واسطه آن نسخ می کند. خوب این تناسخ امروزه کاملا آشکار شده است . خدایی که احکام و آیات قرآنی جدیدی می اورد و هر روز آپدیت می شود و انسانها را در تناسخی وارد می کند که مدام در ان می میرد و زنده می شود و این درست مثل توصیف خدا از جهنم در سوره ابراهیم است که می فرماید جهنمیان مدام و از هر سو به مرگ می رسند اما نمی میرند. فرض کنید در اینده به واسطه علوم و فنون اروپایی حیوانات متمدن شوند و و بگویند در اسلام جایی گفته نشده که انسان اشرف مخلوقات است بلکه اینکه گفتند انسان اشرف مخلوقات است به این معناست که انسان اشرف مخلوقات نیست!
.


نظرات()   
   
چهارشنبه 22 بهمن 1393  05:40

متاسفانه تا یک مرد اسید پاشی کند همه می گویند باید بلافاصله اعدام شود اما وقتی یک زن این کار را می کند اصلا کسی صدایش در نیامده و گویا زنان در این کشور مجاز به قتل و سرقت و اسید پاشی و شوهر کشی هستند و طبق حقوق بشر هیچ زنی نباید مجازات شود.

مردمی که در شهریور ماه  سال 1393در پارک مرکزی شهر دهدشت حضور داشتند، شاهد یک اسید پاشی در ملا‌عام بودند منتها این بار یک زن به صورت ۳ دختر جوان اسید پاشید.
 سه دختر جوان که عصر امروز در پارک مرکزی شهر دهدشت از توابع استان کهگیویه و بویراحمد نشسته بودند، با زن میانسالی مواجه می‌شوند که بعد از سلام و احوالپرسی با سه دختر جوان،  بطری اسید را بیرون می‌آورد و به صورت یکی از این دختران می‌باشد.

به گزارش آفتاب به نقل از خبرگزای آنا، آنطور که منابع آگاه در اوراژانس شهر دهدشت به آنا گفته‌اند؛ «شیوا. الف » 25 ساله با 80 درصد سوختگی آسیب جدی در ناحیه صورت دیده اما به دلیل کمبود امکانات پزشکی در حال حاضر (همزمان با تنظیم خبر) در انتظار اعزام به یک مرکز درمانی سوختگی پیشرفته تر در شهرهای همجوار است.

شاهدان عینی می‌گویند: دو دختر دیگر دچار سوختگی جزئی شده‌اند و هم‌اینک تحت درمان هستند اما زن اسید پاش از محل حادثه گریخته است.

گفته می‌شود این حادثه بر اثر یک مشکل خانوادگی رخ داده است.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات