کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو تبعیض علیه مردان

موضوع : فوریت اصلاح و تغییر رویکردها و قوانین غلط مرد ستیز حوزه خانواده و معضل مهریه

 به قلم رضا

               ازدواج سنت الهی و طبیعت است که موانع و ضعف ها و قوانین غلط مرد ستیز و عدم توجه به کرامت انسان باعث شده که از مسیر صحیح خارج شود و ازدواج را از امری الهی وساده به یک معضل و ناهنجاری پیچیده ی اجتماعی تبدیل کند قوانین غلط مردستیز حوزه خانواده، حقوق وکرامت انسانی مردان را تضییع نموده و مصداق روشن بی عدالتی علیه مردان ، ناقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی آنان و مغایر با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی است. مهریه از مسیرصداق و درستی، شرع و انسانیت خارج و به ناهنجاری اجتماعی، بدعت و ابزار سو استفاده ی فمینیسم تبدیل شده است. آمار بالای طلاق بالاخص در مهریه های بالا و نقش زنان در طلاق نشان می دهدکه مهریه هرگز عامل و ضامن خوشبختی نبوده و نخواهد بود وبالعکس موجب تضعیف بنیان خانواده وعامل کدورت وجدایی زوجین است.پس از دعوای مهریه و با ورود غلط دولت به زندگی خصوصی زوجین جایی برای عشق بین زوجین نمی ماند و با تحقیر مرد توسط قانون که همان پاشنه ی آشیل یک مرد است طلاق عاطفی اتفاق می افتد ویقینا آن زوج دیگر زیریک سقف نخواهند رفت و مشکلات جدیدی به زندگی آنها اضافه شده و باید فاتحه ی آن زندگی را خواند، مهریه و قوانین غلط مردستیز باعث از بین بردن نقش مثبت و سازنده ی مرد در خانواده شده و قوانین غلط زن و شوهر را همانند دو دشمن مقابل هم قرار می دهد. درهیچ کجای دنیا،هیچ دین و آئین واخلاقی و حتی کشورهای مسلمان قوانین اینگونه نیست، مهریه در اسلام هدیه ای برای محبت بین زوجین است وتاکید بر مهر السنه است وهدیه را با زور نمی گیرند مراجع تقلید نیز اشکالاتی شرعی درمورد مهریه وقوانین مردستیز داشته اند مهریه در ایران با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی مغایر و ناقض حقوق شهروندی و کرامت انسانی مردان است .

 

اصل دهم قانون اساسی :

 

       « از آن جا كه خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است،همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان كردن تشكیل خانواده و پاسداری از قداست آن باشد.» آیا مهریه های سنگین و تحمیلی به مردان که قشرتجمل گرای جامعه و فمینیست های  مردستیز رواج و با حمایت غلط قوانین این بدعت را تحمیل کردند، مصداق آسان کردن امر ازدواج است؟یا ایجادمعضلات وگرفتاری جدید؟

 

اصل بیستم قانون اساسی :

 

    « همه افراد ملت اعم از زن و مرد در حمایت یکسان قانون قرار دارند. » مردان در دادگاه خانواده بالفطره به جرم مرد بودن محکوم اند آیا قانون از یک مرد معسر که مورد سو معاشرت و خشونت یک زن است حمایت می کند ؟ یا مرد به خاطر چماق ظالمانه ی مهریه توان دفاع از حقوق خود را ندارد؟ و چرا قانون در برابر عدم تمکین ،سو معاشرت و خیانت زوجه از مرد حمایت نمی کند ؟ مگر میشود انسانها را با زور مهریه و حق طلاق کنارهم نگه داشت ، زندگی به اسارت گرفتن و میدان جنگ نیست . چنین زندگی ، بدون عشق و تفاهم ثمری به جز شکستن حرمتها و خیانت ندارد. ازدواج یک رابطه ی عاشقانه است نه خصمانه

 

چرا شروط یک طرفه عقد نامه پیش نویس شده علیه مردان است؟ ویا برخی شروط ماده 1130 قانون که برای زن حق طلاق به همراه مهریه ایجاد می کند و مرد را نابود و یک عمر گرفتار بدهی تمام ناشدنی و ظالمانه مهریه می کند؟ چرا چنین شروط متقابلی در مورد زنان نیست ؟. طلاق باید پایان بدبختی های مردان گرفتار مهریه باشد و با طلاق معضل مهریه نیز تمام شده باشد . چرا زن با ازدواج های مجدد همزمان از چند مرد مهریه می گیرد ؟

 

علاوه بر مهریه عناوین دیگری علیه مردان در نظر گرفته شده از قبیل : نحله ، اجرت المثل ، تصنیف اموال ، پیش پرداخت ، نفقه ، نیم عشر ، حق الوکاله ،واژه ی غلط عندالمطالبه ، به ارث رسیدن مهریه و ..... آیا قانون یکطرفه ی دیگری مانده که علیه مرد ایرانی نباشد ؟  تصنیف اموال مشترک یا مهریه ؟ آیا زن از وجود مرد در زندگی مشترک منتفع نمی شود؟

 

   ماده 51 : «حق شهروندان است که با رضایت کامل، آزادانه و بدون هیچ‌گونه اجباری نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده، با رعایت قانون مربوط اقدام نمایند» آیا تحقیر و زندانی شدن مردان صرفا به جرم ازدواج و تشکیل خانواده ، ناقض این اصل قانون نیست ؟

 

      ماده 10 قانون مدنی : ماده 10 قانون مدنی شرط معتبر دانستن قراردادهای خصوصی را عدم مخالفت با نظم عمومی و اخلاق حسنه دانسته ، آیا مهریه های بدعت گونه امروزی ، سند سازی و سو استفاده از عدم آگاهی آقایان ، مالباخته و زندانی شدن گرفتاران مهریه مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی نیست ؟؟ 

 

        ازدواج با هیچ منطقی جرم نیست که مستحق کیفر باشدو نباید هیچ مردی به خاطر ازدواج تحقیر،مالباخته و زندانی شود. ازدواج منت بر سر مرد نیست و زن هم کالا نیست که مرد آن را خریداری کند.حقوق مردان در قانون دیده نشده است مردان گرفتار در بحث مهریه و قوانین مرد ستیز مبتلا به افسردگی و اعتیاد و بی رغبتی به کار و تلاش و زندگی می شوند نشاط انسانها عامل مهم و تاثیرگذار در توسعه ی هر کشوری است.چرا مردی باید به خاطر مهریه  خانواده و زندگی و فرزند و همسر را ترک و از خویشتن فراری و تحت تعقیب باشد ؟ امروزه ازدواج، بنگاهداری زنان و قمار بزرگ زندگی مردان شده است باید به جای این نگاه مرد ستیز منسوخ نگاهی فراترو نگاهی فرهنگی و انسانی به مقوله ازدواج داشت و از مشاوره های زبده پیش از ازدواج و هنگام اختلافات استفاده کرد.

مهریه های سنگین تحمیلی علیه مردان و قرارداد یکطرفه ازدواج در ایران که ازهمان ابتدا، بنای آن بر دروغ و بدعت و ناآگاهی مرد ومفاد آن بر بی عدالتی و عدم توجه به شرایط و طبیعت ازدواج استوار است حتی از لحاظ حقوقی و اخلاقی نیز مردود و منفسخ است. امروزه مهریه ی کم وجود نداردومهریه های سنگین بدعت شده و نمی توان ازدواج را به خاطر بدعتها تعطیل کرد و بلکه باید راه سو استفاده زنان از چک سنگین وسفید امضای مهریه را گرفت تا فرهنگ ازدواج اسان رواج یابد.جامعه امروز با جامعه ی گذشته بسیار متفاوت است،زنان جامعه امروز نسبت به جامعه سنتی گذشته وضعیت خیلی خوب و چه بسا بهتر از مردان دارند . مهریه سنتی با بدعت های امروز ترکیب وتبدیل به حق ناموجهی برای زنان شده است و کارکردی جز سو استفاده زنان طماع نداشته است . براستی که با این شرایط و قوانین غلط مردستیز مردان نباید نگران زندگی باشند؟پشتوانه مرد در صورت خیانت و ناسازگاری و سواستفاده زن ازمهریه در طول زندگی مشترک چیست ؟ آن قدر قوانین مرد ستیز است که دیگر دلیلی برای ازدواج مردان نیست. این قوانین خشک و غلط زمینه ساز ازدواج های سفید ، روابط نامشروع و زمینه ساز جرایم دیگروکاهش میزان ازدواج شده است  از ازدواج دستبند طلایش به دست زنان و دستبند زندانش به دست مردان است واین نگاه یک بعدی و یک طرفه غلط است. بحث کیفری باید از مقوله ازدواج با قید فوریت حذف و مهریه های سنگین و غیر اسلامی از ساز وکار ازدواج کنار گذاشته شود و قوانین مرد ستیز خانواده با قید فوریت و اولویت وضرورت اصلاح شوند .

 

ما انسانها قانون را می نویسم تا درآرامش باشیم وقتی قانون منافی آرامش یک انسان بی گناه باشددیگرقانون نیست و انسان بر قانون مقدم است (گاندی). برده داری نیز زمانی قانون بود وتاریخ مصرف این قوانین به سر آمده  . ملاک قانون باید آسایش و آرامش انسان باشد . با این قوانین غلط مرد ستیز ، مردان گرفتارمهریه تباه شدند. مردان رویین تن نیستند .

 

اگر ازدواجی از همان ابتدا به خاطر عدم شناخت کافی و عدم تفاهم و تدلیس و .... ازدواج موفقی نبود. مرد گناهی نکرده که با یک بدهی ناحق بزرگ رو به رو ویک عمر تباه شود. مهریه نباید ابزار تهدید باشد.

 

در مورد حضانت ، باید ملاک مصلحت فرزند باشند و نفقه بر عهده فردی باشد که حضانت فرزند بر عهده ی وی است . حضانت با زن ونفقه با مرد عادلانه نیست .

 

مهریه سنتی دیروز امروز با جهش ضد فرهنگی ، یک ضدهنجار شده است .قانون در یک زندگی مشترک تمام بار زندگی بر روی دوش مرد گذاشته و متاسفانه در قوانین، زن به جز سکس و زناشویی وظیفه و تهعد دیگری در زندگی ندارد .جامعه ما در بحث ازدواج از اهداف الهی و طبیعی آن دور شده است و قوانین صحیح و عدالت محور وآگاهی می تواند مردم را از دام بدعت ها نجات دهد و فرهنگ مردم را اصلاح نماید تجربه و واقعیت ها و پرونده های بیشمار مهریه وطلاق ثابت کرده مهریه راه پیشگیری از طلاق نبوده و نیست و خود یکی از عوامل کدورت وطلاق است . یک خانواده موفق از مسیر فرهنگسازی واخلاق و آگاهی می گذرد نه مهریه، 

به این قوانین مردستیز با قید فوریت پایان دهید . برخلاف تصور مسئولان  مردان رویین تن نیستند.


نظرات()   
   

فمینیست چادری
معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور از ارائه پیشنهادات مجازات های جایگزین برای زنان زندانی به قوه قضائیه خبر داد.

شهیندخت مولاوردی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر مبنی براینکه ساماندهی جمعیت کیفری زندانیان در اولویت قوه قضائیه قرار گرفته است، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری برای کاهش میزان حبس زنان زندانی برنامه ای ارائه داده است؟ گفت: برای جایگزینی مجازات حبس پیشنهاداتی ارائه شده است.

معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور از ارائه این پیشنهادات به قوه قضائیه خبر داد و افزود: در لایحه ای که قوه قضائیه در رابطه با ساماندهی و مجازات های جایگزین حبس دارد، ما هم نظرات خود را اعلام کرده و دستگاه قضا نیز آنها را پذیرفته است.

وی اظهارداشت: جرائم مرتبط با مواد مخدر در این زمینه از اولویت ویژه ای برخوردار است و مجازات جایگزین بنا به نظر قوه قضائیه بررسی می شود.

مولاوردی همچنین از ادامه همکاری معاونت زنان و خانواده رئیس جمهور با انجمن حمایت از خانواده زندانیان خبر داد و افزود: بر اساس تفاهم نامه ای که با انجمن حمایت از خانواده زندانیان داشتیم، برنامه های ویژه حمایتی برای زنان سرپرست خانوار که همسرانشان زندانی هستند، ادامه دارد.

قضاوت با خواننده مطلب!!!


نظرات()   
   

«خبرجنوب» نوشت: رئیس پلیس فتا استان از کشف پرونده انتشار تصاویر شخصی افراد در شبکه اجتماعی تلفن همراه توسط یک نوجوان 15 ساله شیرازی خبر داد.

سرهنگ سید موسی حسینی گفت: یك بانوی شیرازی با حضور در پلیس فتا استان فارس اظهار كرد چندی پیش متوجه تغییر در رفتار پسر 15 ساله اش شده است و وی به طور مشکوکی تا نیمه های شب مشغول کار کردن با تلفن همراه خود می باشد.

وی ادامه داد: مادر این پسر پس از زیر نظر گرفتن فرزند نوجوانش و صحبت با وی متوجه می شود که او با دختری 25 ساله در یکی از کافی نت های شهر آشنا شده و دختر با صحبت های اغوا کننده پسر را اغفال و با دادن شماره تلفن به پسر رابطه آنها در شبکه اجتماعی واتساپ ادامه پیدا کرده و در نهایت با جلب رضایت پسر (ارسال عکس دختر) چندین عکس شخصی از طرف پسر برای این خانم ارسال شده است و بعد از چند روز دختر، پسر را تهدید می کند اگر مبلغ 2 میلیون تومان برایش واریز نکند عکس هایش را برای خانواده اش و در اینترنت پخش می کند. 

رئیس پلیس فتا استان فارس اظهار كرد: با تلاش کارشناسان فنی پلیس فتا برای یافتن متهم و جلوگیری از انتشار تصاویر این نوجوان، بعد از دو روز مشخص شد پرونده این متهم تنها به جریان پسر نوجوان 15 ساله ختم نمی شود و او شاکیان مشابه دیگری نیز دارد.

سرهنگ حسینی بیان كرد: متهم طی یک عملیات اطلاعاتی شناسایی، دستگیر و پس از آنكه به جرم خود اقرار كرد با تشكیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شد.

وی به خانواده ها توصیه كرد: همان گونه که فرزندان خود را از مزایای شبکه های اجتماعی آگاه می سازید و اجازه استفاده از این گونه شبکه ها را به آنها می دهید از مشکلات این گونه شبکه ها نیز آنها را مطلع كنید تا چنین اتفاقاتی دامنگیر زندگیشان نشود و این که به راحتی به اشخاص اعتماد نکرده و عکس های شخصی خود را که یک دنیا ارزش و آبرو پشت سر دارد، با اراده خود و به راحتی در اختیار افراد به ظاهر دوست قرار ندهند.

*********************
سریال سایبر و رویکرد فمینیستی صدا و سیما:

چندی پیش سریالی پلیسی در صدا و سیما پخش میشد تحت عنوان سایبر. در حالی که بخش اعظمی از تخلفات سایبری و حتی حقیقی در جامعه امروز ایران توسط زنان صورت می گیرد و تبهکاری های زنان همچون سایر آمار های پیشرفت های زنان در حال پیشی گرفتن از مردان است، اما در این سریال در کل قسمت هایی که پخش شد فقط تبهکاران سایبری مرد به تصویر کشیده می شدند و در این سریال نیز مانند سایر سریال های سیما مقدس سازی زنان و گرگ نشان دادن مردان بود که دیده میشد.
در این سریال همیشه زنان نقش قربانی را داشتند و در آخرین بخش از سریال تنها زن خلافکار این مجموعه بر عملش ماله کشی شده و کار او به دلیل تنگنا و حس مادری توجیه شده و در نهایت عاقبت خوبی نصیب این زن نیز می شود (ازدواج با یک آقای مهندس پولدار رئیس شرکت ساختمانی)!
چیزی که از این سریال القا می شد این بود که زنان معصومند و مردان گرگ هستند و زنان تنها برای مادری یا ظلمی که به آنها می شود دست به اعمال شنیع یا هر کار زشتی که فکرش را بکنید می زنند.
همان کلیشه همیشگی که زنان معصومند و اگر هم گناهی مرتکب شوند حتما مقصر آن مردان هستند!

خبر بالا مشتی از نمونه خربار های اعمال مجرمانه زنان در فضای مجازی و فضای حقیقی است که مانند سایر آمار ها با تلاش های فمینیست های لعین و عوامل سر سپرده غرب در کشور ما سانسور و فیلتر می شود و چنین القا می شود که صفت پاک و منزه بودن خدا از زنان به عاریه گرفته شده است و اصلا بعید نیست روزی به این نتیجه برسیم که نعوذ بالله خداوند را یک زن زاییده است آن هم بدون عاملی مانند اسپرم و وجود یک مرد.
این مصداق کامل کفر و شرک است.
"

ذلکم الله ربکم لا اله الاهو خالق کل شئ فاعبدوه و هو علی کل شئ وکیل(129)؛ این الله پروردگار شماست ، جز او که آفریننده هر چیز است خدایی نیست . پس او را عبادت کنید ؛ زیرا او بر هر چیزی وکالت دارد .

هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء والارض لا اله الا هو فانی تؤفکون(130)؛ آیا آفریدگاری غیر از خدا هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد ؟ خدایی جز او نیست ، پس به کجا می روید ؟

ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله فانی یؤفکون(131)؛ و اگر از آنان [مشرکان] بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر کرده است ، همانا خواهند گفت : الله ؛ پس به کجا می روند ؟

هذا خلق الله فارونی ماذا خلق الذین من دونه بل الظالمون فی ضلال مبین(132)؛ این آفرینش خداست ، پس به من بنمایید که دیگران چه خلق کرده اند ؛ آری ستم گران در گمراهی آشکارند .

ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا ولو اجتمعوا له و ان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب ...(133)؛ آنانی که غیر از خدامی خوانیدشان هرگز پشه ای نخواهند آفرید ، هر چند برای آفریدن آن گرد هم آیند ، و اگر پشه ای چیزی را از آنان برباید ، از او پس نخواهند گرفت . چه ضعیف است جوینده و هم جست و جو شده ."


نکات زیر در باب نوشته فوق مهم است:
1- در این انجمن هیچ کس از تکریم زن بعنوان یک انسان ناراحت نیست لیکن در صورتی که این تکریم با تقبیح   و تحقیر مردان همراه نباشد که متاسفانه در جامعه ما مرسوم و مد شده است.
2- تکریم یک جانبه زنان و نادیده گرفتن مردان سبب نادیده گرفتن ویژگی های منفی زنان و آسیب پذیری مردان و جامعه در مقابل زنان می شود.
3- ایجاد دید وحشیانه و خطرناک از مردان و مظلوم انگاری زنان ( که خود از مصادیق بارز خشونت علیه مردان می باشد ) سبب بی عدالتی در تصویب قوانین به ضرر مردان می شود که عاقبت دود آن با خشونت و شدت بیشتر به چشم خود زنان هم خواهد رفت.


نظرات()   
   

فمینیسم

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.


به گزارش وطن امروز،دختران مجرد و پسران مجرد؛ هر دو در صفت و عنوان «مجرد» مشترک هستند اما دلیل مجرد ماندن‌شان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اولی‌ها معمولا از خواستگار استقبال می‌کنند و دومی‌ها تقریبا از خواستگاری فراری هستند. بسیاری از آنها می‌گویند حاضرند با هر شرایطی کنار بیایند اما اینها نمی‌توانند چنین چیزی را باور کنند! اولی‌ها به جایی رسیده‌اند که دیگر عنوان «جنس دوم» را همراه ندارند اما دومی‌ها احساس می‌کنند این دو شماره نمی‌توانند به این سادگی‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند.

در سال‌های اخیر دخترها توانسته‌اند به مدارج بالای علمی دست یابند و پسرها را با قدرت هرچه تمام‌تر پشت سر بگذارند. آمار قبولی دختران در کنکور مقطع کارشناسی، در برخی سال‌ها بسیار بیشتر از پسران بود و این برتری همچنان مشهود است؛ تا جایی که صندلی‌های بسیاری در کلاس‌های دانشگاه به دختران اختصاص دارد و در این کلاس‌ها پسران در اقلیت هستند.

یک طرف ازدواج نیست!

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.

امروز بسیاری از دختران در آرزوی تشکیل زندگی و همسرداری و فرزندپروری هستند اما آنچه می‌تواند به این آرزو جامه عمل بپوشاند، اراده‌ای است که باید در نیمی از افراد جامعه مجردان (یعنی پسران) به وجود ‌آید. بسیاری از پسرها اما نه تحصیلات بالا در حد دختران دارند و نه از موقعیت شغلی مناسبی برخوردار هستند؛ چراکه بازار کار و موقعیت‌های شغلی که قبلا در اختیار پسران بود، به مرور از دست آنها خارج و به دختران واگذار شد.

اما آیا می‌توان به پیشرفت دختران خرده گرفت؟ مگر جز این است که دختران به دنبال رسیدن به حقوق خود و برابری با پسران هستند؟ آیا گذر سریع از بافت سنتی و البته ملی و بومی جامعه ایران و شبیه شدن به سبک زندگی مدرن و پست‌مدرن (که در جامعه اروپایی در جریان است) ایراد دارد؟!

ماهواره و راه‌های اشتباه

معضل مجرد ماندن جوانان از زمانی آغاز شد که عده‌ای بدون توجه به بافت فرهنگی ایران، شعارهای گسترده و فراگیر درباره حقوق دختران و زنان مطرح کردند و تلاش آنها این بود که موقعیت‌های شغلی و تحصیلی هرچه سریع‌تر در اختیار خانم‌ها قرار گیرد.

این خواسته‌ها به مدد همراهی شبکه‌های ماهواره‌ای که اتاق فکر آنها در کشورهای غربی و آمریکایی است، یکی پس از دیگری فراهم شد و کار به جایی رسید که آمار دانشجویان دختر در بسیاری از کلاس‌های دانشگاهی از پسران بیشتر شد.

با این حال، وقتی مسؤولان وزارت علوم و سیاستگذاران حوزه آموزش قصد داشتند این روند را متعادل کنند و به پسران نیز میدان بدهند، با مخالفت و اعتراض گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای مواجه شدند و این اتهام به آنها وارد شد که حقوق زنان را نادیده می‌گیرند! بنابراین دختران همچنان پله‌های ترقی را در جاده و مسیری طی کردند که در آن خبری از جنس مخالف نبود. اگر در گذشته بنیان بسیاری از ازدواج‌ها در دانشگاه شکل می‌گرفت اما امروز دیگر این امکان فراهم نیست، چراکه یکی از طرف‌های ازدواج از صحنه خارج شده و گوی و میدان فقط در دست یک طرف است! در این میان، دختران هرچند با نگاه برابری جنسیتی پا به میدان گذاشته‌اند و نادیده گرفتن بافت سنتی جامعه ایرانی یک اصل و ضرورت مهم برای آنهاست، اما وقتی سخن از ازدواج می‌شود، دختران تحصیلکرده حاضر به ازدواج با پسری که تحصیلات عالی ندارد نیستند.

اینجاست که خانم‌ها با یک تضاد مواجه می‌شوند؛ یعنی در زندگی اجتماعی قائل به برتری بر جنس مخالف و پیشی گرفتن از او هستند اما وقتی پای معیارهای ازدواج به میان می‌آید ناخواسته و ناخودآگاه دوست دارند مرد زندگی‌شان یک سر و گردن بالاتر از دیگران و خودشان باشد! در چنین شرایطی فقط تعداد بسیار اندک و معدودی از دختران هستند که می‌توانند به این آرزوی باورنکردنی خود برسند و مابقی دختران در طول زندگی مجردی خود یا به دنبال یافتن یک مقصر در خانواده و اجتماع برای مجرد ماندن خود می‌گردند یا با امیدواری و تلاش به راه خود برای یافتن شریک زندگی مناسب و جلب نظر یک پسر موفق و ایده‌آل ادامه می‌دهند؛ امیدی که هرچند بسیار پسندیده و لازمه لحظات زندگی است اما با واقعیت‌ها و شرایط موجود در جامعه بویژه جامعه پسران فاصله دارد؛ فاصله‌ای که حاصل اعتماد جوانان به شبکه‌های ماهواره‌ای غرب است.

دوستی‌هایی که به ازدواج نمی‌رسد

تبلیغ گسترده دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی توسط شبکه‌های ماهواره‌ای، موضوع دیگری است که با فرهنگ و بافت فرهنگی و اعتقادی ایرانی‌ها همخوانی نداشته و ندارد. این تبلیغات آنچنان در ۲ دهه گذشته شدت گرفت که دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی را به یک نیاز اساسی در برخی دختران و پسران تبدیل کرد؛ موضوعی که جایی در باورهای خانواده‌های ایرانی نداشت و هنوز هم ندارد. تبلیغ این دوستی‌ها آنقدر بود که پسران را از احساس نیاز به ازدواج رها کرد و حتی در موارد زیادی شاهد سوءاستفاده پسران از این نوع دوستی‌ها بوده‌ و هستیم. به همین خاطر است که بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران به ازدواج نمی‌رسد؛ یعنی یا خانواده‌ها با چنین ازدواجی موافق نیستند و آن را با فرهنگ ایرانی ناهمگون و غریبه می‌دانند یا اینکه پسران با توجه به نگاه فرهنگی غالب بر جامعه، در نهایت نمی‌توانند با ازدواجی که بنیان آن بر دوستی است کنار بیایند. نمی‌خواهیم بگوییم دختران در این شرایط مقصر هستند؛ بلکه علت و ریشه اصلی این معضلات را باید در شبیخون فرهنگی جست‌وجو کرد که آرام‌آرام با تحمیل خود به افکار جوانان، آنها را به بن‌بست‌هایی کشانده که خروج از آنها نیازمند پرداخت هزینه از سوی همین جوانان است!

پسرهای پایین‌تر از خودم را درک نمی‌کنم

مرضیه دختر مجرد ۳۴ ساله است و مدرک کارشناسی در رشته شیمی دارد. او می‌گوید: «مدرک لیسانس را زمانی گرفتم که هنوز تحصیلات تا این حد فراگیر نشده بود. به سختی درس خواندم و به سختی در کنکور قبول شدم. ۴ سال را با بهترین و سختگیرترین استادها گذراندم و بلافاصله جذب بازار کار شدم».

مرضیه ادامه می‌دهد: «در زندگی چیزی کم ندارم، پول هست، کار هست، موقعیت اجتماعی هست اما مجرد بودنم واقعا آزارم می‌دهد. در کمتر جمع فامیلی یا دوستانه هست که کنایه‌ای به خاطر مجرد بودنم نشنوم! اگر حرف فامیل نبود، مشکلی با مجردی نداشتم».

وی می‌افزاید: «دخترهایی که در فامیل ما درس نخوانده‌اند و بی‌خیال دانشگاه شده‌اند، خواستگارهای بیشتری از من دارند و دست‌شان برای انتخاب باز است. اما خواستگارهای من کم هستند و ضمنا من نمی‌توانم به سادگی به آنها جواب مثبت بدهم. چون وقتی درس می‌خوانی و مدرک دانشگاهی می‌گیری، واقعا نمی‌توانی حرف‌ها و خواسته‌های یک پسر دیپلمه را درک کنی».

مرضیه این سوال را از خودش طرح می‌کند که «ادامه تحصیل بهتر بود یا ازدواج؟!» او می‌گوید: «من در ۳۴ سالگی نمی‌توانم پاسخی برای سوال خودم بیابم و از تصمیمی که ۱۰ سال قبل گرفتم دفاع کنم». او در پاسخ به این سوال که نقش شبکه‌های ماهواره در ایجاد وضعیت کنونی چه بوده است، اظهار می‌دارد: «متاسفانه خودم مشتری برخی از این شبکه‌ها بودم و ناخودآگاه از برخی دیالوگ‌ها و نقش‌های ارائه‌شده در محصولات آنها تقلید می‌کردم. مجرد ماندن، موضوعی است که مدام از سوی این شبکه‌ها به عنوان ارزش معرفی می‌شود و حال که جوانی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و وارد دوران میانسالی شده‌ام، می‌فهمم که آدرس ماهواره اشتباه بود!»

خانم دکتر با من ازدواج نمی‌کند!

میثم پسر مجرد ۳۶ ساله است. او به‌تازگی مدرک دکترای خود را گرفته و جایگاه شغلی بسیار خوبی دارد. میثم درباره علت مجرد ماندنش تا امروز می‌گوید: «وقتی دانشجوی مقطع کارشناسی بودم ۲ بار به خواستگاری رفتم و از هر ۲ جواب منفی گرفتم. یکی از آنها به ‌موقعیت مالی من ایراد گرفت و دیگری که مدرک کارشناسی ارشد داشت گفت نمی‌تواند با من ازدواج کند».

او می‌افزاید: «حالا اما شرایط تفاوت کرده است. من که روزگاری به فکر ازدواج بودم حالا سختگیرتر شده‌ام. هم پول دارم و هم مدرک تحصیلی و هم شغل خوب؛ اما از ازدواج می‌ترسم. چند وقت پیش از یک خانم که مثل خودم مدرک دکترا دارد خواستگاری کردم اما بعد از چند جلسه صحبت، متوجه شدم آن خانم به خاطر موقعیت شغلی بهتری که دارد حاضر به ازدواج با من نیست».

میثم می‌گوید: «من هم دیگر نمی‌توانم و نمی‌خواهم با دختری که مدرک لیسانس دارد ازدواج کنم چون احساس می‌کنم نمی‌توانیم حرف‌های همدیگر را بفهمیم. ادامه تحصیل برای من خیلی خوب بود و موقعیت اجتماعی خوبی برایم ایجاد کرد اما از سوی دیگر کاستی‌هایی را به همراه داشت که الان به این سادگی نمی‌توان آنها را به دست آورد».

قربانی شعارهای پوچ شدیم

احمد جوان مجرد ۳۵ ساله است. به قول خودش دیگر با این سر بی‌مو نمی‌تواند نظر مثبت دخترها را جلب کند! او به بیان دردها و مشغله‌های ذهنی پسرهای متولد دهه ۶۰ می‌پردازد: «همیشه تصور می‌کردم خیلی زود ازدواج می‌کنم و برای انتخاب همسر مشکلی ندارم. فقط یک چیز را پیش‌بینی نمی‌کردم که آن هم تغییر ناگهانی سبک زندگی بود. این تغییر تمام برنامه‌ها و افکار مرا نابود کرد. انتظارم این بود که دخترهای متولد دهه ۶۰ از این تغییرات تاثیر نپذیرند تا ما پسرها بتوانیم انتخاب خوبی مطابق با ایده‌آل‌هایی که با آنها بزرگ شده‌ایم، داشته باشیم».

احمد ادامه می‌دهد: «اما این موج تغییر که توسط شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد شده بود، بیشتر پسرها و دخترهای دهه ۶۰ را هم با خود برد؛ بویژه دخترها را؛ ما هم در یک خانواده سنتی با آداب و عقاید خاص بزرگ شده بودیم و مادرم می‌گفت سبک زندگی دخترهای امروزی با ما جور نیست. راهی دانشگاه شدم و آنجا در کنار درس خواندن نیم‌نگاهی هم به ازدواج داشتم تا شاید بتوانم دختری مطابق با فرهنگ خانواده خودم پیدا کنم. اما راستش را بخواهید خیلی سخت بود، چراکه دخترها و پسرها به بهانه‌های مختلف و به خاطر چیزهایی که تازه مد شده بود، با هم ارتباط عاطفی برقرار می‌کردند و در مسیرهایی قرار داشتند که مطابق پسند و میل من و خانواده‌ام نبود».

او اینچنین به صحبت‌های خود پایان می‌دهد: «مشکل نسل من این است که نتوانست «خودش باشد و خودش باقی بماند». نسل من مدام با تبلیغات این‌طرف و آن‌طرف رنگ عوض کرد. برخی از افراد هم‌سن و سال من قربانی حرف‌ها و شعارهایی شدند که از آنسوی آب‌ها می‌آمد و توخالی و پوچ بود».


نظرات()   
   




سری فیلم های مکس دیوانه از محبوب ترین آثار سینمای اکشن هالیود محسوب می شود. این سری از فیلم ها که در دهه هشتاد توسط جورج میلر ساخته شد و با بازی مل گیبسون بر روی پرده ها رفت، بعد از حدود دو دهه سری جدید مجددا توسط میلر ساخته و در سال 2015 بر روی پرده رفت. بجای مل گیبسون، تام هاردی جایگزین می شود و با بازی چالیز ترون در نقش فیوریوسا  نسخه جدیدی خلق می شود. نسخه ای با کیفیتی کاملا متفاوت از سری های قبلی که به مدد تکنولوژی جدید و تجربه جورج میلر به نسخه ای متفاوت بدل گشته است.

داستان مربوط به آینده است و زمانی که منابع زمین پایان یافته اند و زمین تبدیل به بیابانی برهوت گشته و ظاهرا اثری از تمدن باقی نمانده است. در زمانه ای که شاید در اثر پدیده گرمایش زمین و یا از طریق یک جنگ هسته ای محتمل، زمین نه یک خانه آرام که همچون ساکنین جدید آن خلق و خویی وحشی پیدا کرده و خشم خود را از طریق بیابان های وسیع و گردبادهای سهمگین به رخ می کشد. در این میان گروه هایی که محدود منابع باقی مانده را در اختیار گرفته اند حکمرانی می کنند و سایرین را به زیر سلطه خود کشانده اند. در میان تمامی این گروه ها، جو جاویدان با بازی هیو کیز-بیرن، آب را که در آن بیابان یک گوهر ارزشمند است و در شرایط فعلی ارزشمندترین منبع موجود به شمار می رود در اختیار خود گرفته و ظاهرا از بقیه قدرتمند تر است که ناگهان با قیام فیوریوسا و ملحق شدن تام هاردی، امپراتوری خود را در خطر میبیند.

این فیلم سینمایی حدودا 2 ساعته در بخش اکران بسیار موفق ظاهر می شود و 6 اسکار را فتح می کند. این فیلم همچنین در بخش فروش نزدیک به 400 میلیون دلار کسب می کند و در وب سایت imdb با امتیاز 8.1 در مجموع  178امین فیلم برتر تاریخ سینما لقب میگیرد.

گذشته از تکنیک های بالای فیلم سازی و کارگردانی قوی جورج میلر مسائلی در این فیلم سینمایی مطرح می شود که شاید نیاز است بطور کامل آنرا مورد بررسی قرار داد.

این فیلم مکس دیوانه: جاده خشم نام دارد ولی در حال حاظر بسیاری از NGO های مدافع حقوق مردان در جهان نام آنرا مکس دیوانه: جاده فمنیسم نام نهاده اند و همین مساله گویای این واقعیت است که فیلم با رهیافتی کاملا سیاسی بر روی پرده رفته است.

بحث ها و نشانه های فمنیستی در این فیلم بیداد می کنند. تقریبا به جز مکس و شخصیت ناکس با بازی نیکلاس هولت تمامی شخصیت های منفی فیلم را مردان تشکیل می دهند.ارتش زنان در مقام ارتش خیر و ارتش مردان را تماما افراد شرور شامل می شوند. زنان، شخصیت های نجات بخش و مردان موجوداتی هستند که به گفته یکی از شخصیت های زن فیلم فقط ارزش یک گلوله را دارند. مردان ویرانگر و زنان سازنده هستند.

 داستان فیلم با شورش فیوریوسا آغاز می شود. فیوریوسا که قرار است تانکر حاوی بنزین را به مقصد خود (شهر بنزین) برساند گروهی از زنان حکمران ستمگر جو جاویدان را بطور پنهانی سوار بر تانکر فراری می دهد. زنان با دو نوشته بر روی دیوار از پناهگاه خود می گریزند 1) ما شی نیستیم و 2) اینکه چه کسانی دنیا رو نابود کردند؟ (ظاهرا پاسخ فیلم مردان است) .

معمولا زنان شکایات زیادی میکنند در مورد اینکه چرا از قهرمانان زن در فیلم های سینمایی و بازی های کامپیوتری استفاده نمیشود. زنان با انتقاد قرار دادن فیلم هایی که شخصیت محوری آنان را مردان تشکیل می دهند همواره با نقد و حتی توهین چنین آثاری را جنس گرا قلمداد میکنند و به نظر می رسد جورج میلر سعی کرده است که انقادات در این زمینه را کم کند. به جرات می توان گفت هیچ شخصیت مونث منفی در این فیلم حضور ندارد و تمامی زنان سمبل زندگی، صلح و آزادی هستند. شخصیت اصلی فیلم یعنی فیوریوسا نماد زنی مقاوم است واگرچه توان عضلانی مکس را ندارد ولی فیلم سعی میکند نشان دهد که بسیار توانا و لایق است برای مثال در صحنه ای از فیلم مکس تلاش میکند دو تعقیب کننده از ارتش جو را متوقف کند و ظاهرا در دو شلیک خود ناموفق است. کار نا تمام مکس توسط فیوریوسا و با ذکاوت تمام انجام می شود چرا که برای نشانه روی بهتر از شانه مکس به عنوان پایه استفاده می کند و کار را تمام میکند. به عقیده بنده جورج میلر قصد دارد با این سکانس به مخاطب بفهماند که فیوریوسا باهوش تر و تواناتر از مکس است ، مکس خرد می شود و فیوریوسا قهرمان اصلی جاده خشم لقب میگیرد.

شخصیت قهرمان اصلی چارلیز ترون است و نه تام هاردی! با اینکه در این سری از فیلم ها انتظار می رود شخصیت مکس دیوانه (نام فیلم از آن گرفته شده) شخصیت محوری باشد ولی نقشش در حد یک نقش مکمل کمرنگ می شود. ناتوانی مکس و رهبری فیوریوسا گواه این مساله است که این فیلم اعتقاد دارد رهبری گروه خیر در اختیار یک زن باید باشد.

چیزی که بیش از بقیه موارد به چشم میخورد مربوط به ارتباط دادن زنان به صلح و مردان به جنگ است. این اعتقاد در بیشتر صحنه های فیلم و حتی در ظاهر بازیگران و شخصیت ها خود نمایی می کند. برای مثال در حالی که از زبان زنان فراری ذکر می شود که "چه کسی دنیا را ویران کرد"، همان زنان با لباس سفید ملبس شده اند که رنگی به نشانه صلح طلبی است و در انتها بذری که نمادی از آینده است توسط همان زنان از درگیری نهایی نجات پیدا میکند و در سیتادل (سرزمین موعود) به ثمر مینشیند. ارتش زنان فاتحانه به سیتادل بر میگردند و بازگشت آنان همراه با باز کردن جریان آب برای همه می شود. جریان آب یعنی زندگی و شاید اگر کمی تندروی کنیم این فیلم معتقد است کنترل یک جامعه صالح باید کاملا در اختیار زنان باشد و این ادعایی است که فمنیست ها دارند!!!




نظرات()   
   

پس از بیان چند و چون این لایحه منحوس و ضد خانواده، به تحلیل آن خواهیم پرداخت:

لایحه تامین امنیت زنان

تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در پنج فصل و 81 ماده

زهره الهیان نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، اولین کسی بود که خبر از تدوین لایحه‌ای درخصوص امنیت زنان و کودکان و در دو حوزه خشونت‌های اجتماعی علیه زنان و خشوت‌های خانگی با همکاری مرکز امور زنان و مرکز پژوهش‌های مجلس داد و درست یک ماه پس از آن در اسفند ماه سال 90، نشستی پیرامون پیش‌نویس لایحه تأمین امنیت زنان با حضور تنی چند از اساتید، وکلا و صاحب‌نظران این حوزه در مرکز امور زنان و خانواده وقت برگزار و پیش‌نویس لایحه در قالب 5 فصل و 93 ماده تدوین شد و پس از 6 بار ویرایش در آذر ماه سال 91 در پنج فصل و 81 ماده تقدیم هیأت دولت شد.

لایحه تأمین امنیت زنان شامل چه کسانی می‌شود؟
به گفته دکتر سید علی کاظمی که کار تدوین لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را برعهده داشته، برای نگارش این لایحه به سه منبع رجوع شده است که این منابع عبارت‌اند از: فقه، تجارب و اسناد بین‌المللی و ضرورت‌های جامعه و تجارب حقوقی کشور خودمان. براساس ماده 2 لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت، زنان بالاتر از 18 سال و زنان متأهل زیر 13 سال مشمول حمایت این لایحه می‌شوند. البته، زنان متأهل زیر 13 سال، هم مشمول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت قرار می‌گیرند و هم مشمول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان می‌شوند.

تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان
فصل نخست لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت به تعریف کلیات و اصطلاحات پرداخته است. این اصطلاحات شامل انواع خشونت از قبیل خشونت جسمی، روانی، جنسی و اقتصادی و آزار و مزاحمت جنسیتی، جرایم ناموسی، خودآزاری و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه است. در فصل دوم لایحه، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و تشکیل کمیته ملی تأمین امنیت زنان با عضویت نمایندگان دستگاه‌های مرتبط پیش‌بینی شده است. همچنین، وظایف دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حکومتی در این خصوص به تفکیک احصا شده و ایجاد بانک اطلاعات جامع از قربانیان خشونت برای گردآوری آمار منسجم و نیز نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها لحاظ شده است.

زنان قربانی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند

در فصل سوم لایحه، آیین دادرسی و رسیدگی ویژه، علاوه بر قانون آیین دادرسی کیفری برای موارد مشمول این لایحه در نظر گرفته شده است. از آن جمله، پذیرفتن اعلام شکایت یا گزارش م‍ؤسسه‌های مددکاری و مشاوره و مراکز اورژانس اجتماعی در مواردی که بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، و نیز گزارش‌ها و درخواست‌های مکتوب یا شفاهی که هویت گزارش‌دهندگان و نویسندگان آن‌ها مشخص نیست؛ درصورتی‌که دارای قراین معقول و متعارف باشند، به‌عنوان جهات قانونی شروع به تعقیب، پذیرفته می‌شود. همچنین، مراکز درمانی و پزشکی و مؤسسه‌ها و کلینیک‌های مددکاری و مشاوره مکلف هستند در صورت مواجهه با خشونت علیه زنان، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام کنند و در صورت عدم امکان اعلام یا پیگیری شکایت از سوی زن قربانی، مؤسسه‌های مشاوره و مددکاری و مراکز اورژانس اجتماعی می‌توانند به نمایندگی از او شکایت کنند.

در این لایحه پیش‌بینی شده است تا در هر حوزه قضایی، شعبه یا شعبی از دادگاه‌های کیفری برای رسیدگی تخصصی به موضوعات خشونت علیه زنان اختصاص یابند و همچنین، در هر دادسرا، به تناسب تعداد پرونده، شعبه یا شعب بازپرسی، به‌صورت تخصصی، عهده‌دار رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان گردند و دادگاه‌های ویژه رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان با حضور رییس دادگاه یا دادرس و نیز قاضی مشاور زن تشکیل شود و در صورت لزوم حضور مددکار نیز در جلسه دادگاه فراهم شود. مطابق این لایحه زنان قربانی جرایم موضوع این قانون در تمامی مراحل دادرسی از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند.

در فصل چهارم لایحه به جرم‌انگاری در راستای اهداف این لایحه پرداخته شده است. در این فصل، علاوه بر مرتکبین جرایم، برای افراد محرک و ترغیب‌کننده و سایر اشخاصی که در وقوع جرم مداخله دارند نیز جرم‌انگاری شده است. یکی از نکات حائز اهمیت در این فصل، تفکیک جرایم موضوع این قانون به عمومی و خصوصی است. به‌نحوی که جز در چند مورد، تعقیب جرایم منوط به شکایت شاکی خصوصی نیست و در صورت گذشت شاکی خصوصی، تعقیب موقوف نخواهد شد و همچنین در این فصل برای برخی شرایط خاص، مجازات‌های مشدده در نظر گرفته شده است.

در فصل پنجم لایحه، قانون‌گذار به سایر مقررات پرداخته و از آن جمله پیش‌بینی کرده است تا در مواردی که زوج مرتکب تکرار خشونت‌های موضوع این قانون علیه زوجه شود، صدور حکم بر محکومیت او از مصادیق عسر و حرج زوجه جهت درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش خواهد بود. همچنین، مقرر می‌نماید درآمدهای حاصل از وجوه دریافتی و جرایم نقدی موضوع این قانون در اختیار صندوق حمایت از بزه‌دیدگان قرار گیرد.

جرم‌انگاری سطوح مختلف خشونت جنسی

هر یک از فصول لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت شامل جزئیاتی می‌شوند. برای نمونه، در این لایحه برای مقابله با خشونت جنسی، علاوه بر تعریفی که از خشونت جنسی مطرح شده، در چهار سطح شامل تجاوز جنسی، تعرض جنسی، آزار جنسی و مزاحمت جنسی جرم‌انگاری صورت گرفته است. در مورد این چهار مؤلفه در قوانین جزایی کشورمان فقط در ماده 619 قانون مجازات اسلامی به بحث تعرض به زنان و اطفال در معابر اشاره شده، اما در این لایحه به طور کامل به این مؤلفه‌‌ها پرداخته شده است.

جرم‌انگاری برای سوءاستفاده‌کنندگان از مشاغل مرتبط با زنان/ توجه به خشونت اقتصادی و نشوز مرد
یکی دیگر از موارد جرم‌انگاری‌شده در لایحه، خشونت روانی است که سعی شده حدود آن مشخص شود. از دیگر مواردی که برای آن جرم‌انگاری شده، سوءاستفاده از آسیب‌پذیری زنان در ارتکاب جرم و سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجتماعی مثل ارتکاب جرائم توسط پزشکان، وکلا و کارشناسان رسمی، اساتید دانشگاه و غیره است که بنا به موقعیت‌های شغلی با زنان جامعه در ارتباط هستند؛ درصورتی‌که این افراد مرتکب رفتارهای مجرمانه مذکور در این لایحه شوند، ضمانت اجراهای کیفری معتنابهی برای این جرایم در نظر گرفته شده است. به‌عنوان مثال، در ماده 22 این لایحه، افرادی که با مجوز رسمی در امور عمومی فعالیت دارند، اگر با سوءاستفاده از موقعیت خود یا وضعیت آسیب‌پذیری دیگران، مرتکب جرایمی شوند که در این لایحه آمده است، علاوه بر مجازات مقرر، حسب مورد به ابطال پروانه و یا ممنوعیت از 1 تا 5 سال از فعالیت مربوطه محکوم می‌شوند.

خودداری از ادای شهادت نیز از موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به شمار می‌‌رود. بدین صورت که اگر کسی شاهد خشونت علیه زنان باشد و از ادای شهادت با توجه به دعوت قبلی خودداری کند، مرتکب جرم شده است. خشونت اقتصادی، افشای اطلاعات و نشوز مرد از دیگر موارد جرم‌انگاری‌شده در این لایحه به‌شمار می‌رود.

در لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت علاوه بر جرم‌انگاری‌های پیش‌بینی‌شده، به کیفیات و جهات مشدده نیز توجه شده است و مواردی مانند استفاده از سلاح سرد یا گرم، سم یا اسید، تکرار یا استمرار رفتار به‌ویژه در بحث آزار و مزاحمت جنسی، تعدد مرتکبان در بحث مزاحمت جنسی، تعدد بزه‌دیدگان در تجاوز جنسی که حکایت از حالت مجرمانه دارد یا سازمان‌یافتگی جرایم به‌ویژه در مواردی مثل بهره‌کشی و سوءاستفاده از زنان، همگی مشمول کیفیات مشدده جرم می‌شوند. وجود سمت یا منصب قانونی برای فرد مرتکب جرم درصورتی‌که مرتکب از این سمت سوءاستفاده کند، از جهات کیفیات مشدده شخصی محسوب می‌شود.

مراجع درمانی موظف به گزارش جرایم علیه امنیت زنان هستند

نحوخ برخورد با افرادی که مرتکب رفتارهای خشونت‌بار ذکرشده در این لایحه می‌شوند، متفاوت است. اعمال کیفر و مجازات در این لایحه به‌عنوان آخرین مرحله پیش‌بینی شده و در صورت وخامت رفتارها و شدت برخورد‌ها، راه‌کارهایی در نظر گرفته شده است. مطابق این لایحه وقتی بزه‌دیده امکان شکایت نداشته باشد، از سوی مؤسسه‌های مددکاری یا کلینیک‌های مددکاری، اعلام جرم خواهد شد. همچنین، در مواردی با ملاحظه شأن و کرامت بزه‌دیده، مقرر شده است که بزه‌دیده مکلف به شرح و تشریح جزییات ماجرا نباشد. مراجع درمانی در این‌گونه جرایم علیه امنیت زنان موظف هستند مراتب را به مراجع قضایی اطلاع بدهند.

در نظر گرفتن مأموران زن آموزش‌دیده برای مراحل تحقیقات، محرمانه‌بودن مشخصات بزه‌دیده در زمان تشکیل پرونده تا خاتمه آن، پیش‌بینی نهادهای میانجی‌گر، ترک تعقیب و تعلیق تعقیب و... از جمله نوآوری‌های این لایحه است. تشکیل دادگاه‌های تخصصی، غیرعلنی‌بودن جلسات، حضور قاضی مشاور زن، محرمانه‌بودن مذاکرات و عدم انتشار آن‌ها نیز از دیگر گام‌های این لایحه در جهت تأمین امنیت زنان به‌شمار می‌رود.

توقف لایحه تأمین امنیت زنان در کمیسیون لوایح دولت

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح دولت دهم متوقف ماند؛ زیرا در قسمت تدابیر قانونی این لایحه پیشنهادهایی برای وضع مجازات‌های جدید یا تشدید مجازات مرتکبین شده بود که از دیدگاه اعضای کمیسیون لوایح، این مسأله جنبه قضایی پیدا می‌کرد و طبق تفسیر شورای نگهبان، لوایحی که جنبه قضایی دارند، باید با همکاری قوه قضاییه ارایه شوند. به همین دلیل با نزدیک‌شدن به پایان کار دولت دهم، این لایحه از دستور کار کمیسیون خارج شد و متوقف ماند.

بخشی از ایرادات موجود در این لایحه:

1- مثل همیشه این لایحه مانند سایر لوایح خارج شده از این بخش نامیمون از دولت رویکرد فمینیستی و جنسیتی داشته و جنس مرد را مجرم فرض کرده است
.

2- موارد مطروحه در این لایحه در اغلب موارد خشونت هایی است که جنسیت بر نمی تابد و ممکن است همین خشونت ها حتی شدید تر هم نسبت به مردان اعمال شود خواه از طرف زنان و خواه از طرف جامعه و مرد اصلا بعنوان عضوی از خانواده مورد حمایت این قانون نیست. لذا این لایحه به دلیل حمایت صرف از زنان محکوم به شکست حتمی است.

3- با نگاهی به وضعیت لایحه مشخص می شود که عرصه بیش از حد بر مردان تنگ می شود و دامنه جرم انگاری ها در حدی وسیع است که گویی عبور از کنار زن هم خشونت محسوب گردد و لذا این سبب جریح شدن مردان ، احساس عدم تسلط بر زندگی و در نتیجه خشونت بیشتر را از جانب آنها بر زنان رقم  خواهد زد.
زیرا وقتی قانون محدودیت و سختگیری زیادی اعمال کند نتیجه عکس خواهد داد. یعنی وقتی که یک مرد تحت فشار قرار بگیرد و به سادگی مجرم شناخته شود بدیهی است که وقتی آب را از سر گذشته ببیند دست به اقدامات خطرناکی خواهد زد و این خود آمار جرم و خشونت را بالاخواهد برد و جمیع این موارد سبب کاهش تمایل به ازدواج  خواهد شد.
البته این دقیقا چیزی است که معاونت زنان در صدد آن است زیرا از این طریق موفق خواهند شد تا بودجه بیشتری را برای حمایت از زنان و افزایش زنان سرپرست خانوار و در نتیجه افزایش سهم بودجه برای حمایت از آنها در لوایح بودجه دریافت کنند و بصورت نقسیم سلولی میتوز و میوز به رشد ویرانگر خود ادامه دهند.

4- ایجاد این خود باوری در مرد که تو میتوانی خشونت کنی از دیگر بارهای منفی این لایحه است. یعنی مرد خود را یک مهاجم بالفطره می بیند و این در وجودش نهادینه میشود و این ناشی از نگاه این قانون است.

5- با نگاهی به شمول لایحه می بینیم این لایحه لایحه ای است که در پی گیر انداختن و مجرم انگاری طیف گسترده ای از افراد است و مثلا شهادت ندادن یک فرد را هم مصداق خشونت معرفی می کند.
بدیهی است که این لایحه با افزایش دعاوی خانوادگی، پرونده های بسیار زیاد و بیهوده ای را روانه دستگاه قضایی خواهد کرد و افراد زیادی را درگیر خواهد کرد و این می تواند قوه قضاییه را فلج کند.

و هزاران پیامد منفی دیگر که مجال گفتن آن نیست.


نظرات()   
   

                                                                                                    Image
مریم میرزاخانی استاد دانشگاه آکسفورد در آمریکاست. ایشان از برندگان المپیاد ریاضی و از زنان سرشناس تحصیل کرده در غرب محسوب می شود. زمینه های کاری او بیشتر در زمینه توپولوژی (یکی از زیر شاخه های علم ریاضی) می باشد. 
مریم میرزاخانی شاید چهره علمی مناسبی باشد ولی بیش از یک چهره علمی بودن بیشتر شخصیتی رسانه ای دارد. جالب اینکه هر دو گروه رسانه های داخل و خارج قصد دارند او را به نحوی به خود مرتبط  کنند. اجازه بدین از این مورد سریع تر رد بشیم و وارد مسائل مهمتر بشیم.
مهمتریت دستاورد سال های اخیر میرزاخانی مربوط به برنده شدن جایزه فیلدز در ریاضیات است. این جایزه بالاترین جایزه علمی درریاضیات محسوب می شود و هر چهارسال به ریاضیدانان برجسته که کارهای علمی برجسته ای انجام داده باشند تعلق می گیرد. این جایزه به افتخار جان چارلز فیلدز در کنگره جهانی ریاضیات داده می شود و مخصوص ریاضیدانان زیر 40 سال است. 
هیچ زنی تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده است و میرزاخانی اولین زن برنده این مدال است. بعد از پخش خبر پیروزیه میرزاخانی موجی از جنجال های رسانه ای چه در داخل و خارج به راه افتاد. همینک تمامیه زنان به میرزاخانی همچون یک قهرمان نگاه می کنند.
اما سوال مهم اینجاست که آیا میرزاخانی با لیاقت خودش این جایزه رو برنده شده و یا مسائل سیاسی زیادی پشت پرده وجود داشته!!! درست مانند داوری که از تیم میزبان در یک مسابقه ورزشی حمایت جانب دارانه میکند. آیا در مورد میرزاخانی هم چنین رخ داده است.؟
برای بررسی بیشتر تحقییقات ایشان کارنامه تحقیق ایشون رو در سایت معروف Researchgate بررسی می کنیم. نمیدونم چقدر به impact factorآشنایی دارید. این نسبت ارزش یک مقاله رو مورد سنجش قرار میدهد بطوریکه هرچه عدد ان ببرای مجله ای خاص بالاتر باشد اعتبار مجله بیشتر است.  اما تعداد مقالات علمی این خانم 17 عدد بود با مجموع impact 19.07 والبته در بسیاری از مقالات ایشون نویسنده اصلی نبودند.
بنده همچنین موفق شدم کارنامه دو تن از ریاضیدانان برنده این جایزه در سال 2014 رو هم پیدا کنم. یکی از اونها Hailer نام داشت که 101 مقاله چاپ شده داشت و مجموع impact مقالاتش 99.14 بود ودیگری Garces که 112 مقاله چاپ شده با مجموع 43.98 داشت.  البته من سایر برنده ها رو به علت کمبود وقت نتونستم پیدا کنم ولی در اولین فرصت اونهارو براتون لیست خواهم کرد و برای این کار شاید مجبور بشم مستقیم دانشگاه ها و کارنامه هاشون رو چک کنم که ممکنه زمان بر باشه. 
خوب اما نتیجه. آیا جوایز علمی در مورد زنان با سخت گیری بسیار کمتری داده میشه؟ ظاهرا تمامی شواهد جمع شده اینو ثابت میکنه. و آیا این خودش نوعی تبعیض جنسیتی علیه مردان نیست.....
در یک کلام فقط اینو میشه گفت هیچ وقت فریب رسانه ها رو نخورید برای اینکه اونها یک روز شلوار پاره پوشیدن رو نماد آدم های بدبخت و بیچاره و روزه دیگه اونو نماد و سمبل مد و زیبایی قرار میدهند و تو دلشون به ما ها میخندن و در ضمن هرگز فریب مستندات فمنیست ها رو نخورین چون اونها با تبعیض عنوان کسب می کنند و بعد فریاد می زنند که با وجود تبعیض علیه زنان ما موفق شدیم و طالب زیاده خواهی های بیشتر میشن.
ادامه دارد


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   


Image
سایت آفتاب - روحانی با اشاره به برابری زن و مرد در نگاه اسلام گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز مقام، منزلت و جایگاه زنان را به عنوان یک اصل مهم اجتماعی، سیاسی و صد البته اعتقادی و دینی مورد توجه داشته است. از نگاه منطق اسلام زن و مرد در رسالت‌های اجتماعی و نقش آفرینی‌ها برابرند. قرآن می‌گوید که هم زن و هم مرد دارای برابری کامل در نتایج تلاش‌های خود هستند. آنچه بهره فعالیت مردان است با بهره فعالیت زنان برابر است.

به گزارش آفتاب، وی با بیان اینکه در قرآن آمده: «قبل از اینکه مردان مایه امنیت، حمایت و شکوه باشند اول این زنان هستند که مایه حمایت، حفاظت، امنیت و شکوه مردان هستند (هنّ لباس الکم)»، افزود: مگر امام در نقش آفرینی زنان در صحنه انقلاب و نظام اسلامی تکرار نکرد که نقش زنان از مردان کمتر نبوده. مگر او نگفت تاریخ اسلام گواه احترامات بی‌حد رسول خدا به این مولود شریف (فاطمه (س)) است تا نشان دهد زن بزرگی ویژه‌ای در جامعه دارد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک افزود: امام فرموده اگر زن برتر نباشد از مرد کمتر نیست. او فرمود در نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و قیام ۱۵ خرداد نقش زنان کمتر از مردان نبوده بلکه شاید بیشتر هم بوده است. امام اعتقاد داشت که زنان باید در فعالیت‌های اجتماعی هم دوش مردان باشند. این بیان انقلاب است که زن و مرد نقش برابر در مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه دارند. رهبر معظم انقلاب هم فرموده‌اند که زن مسلمان باید در درون خانواده ،جامعه و همه فعالیت‌های اجتماعی الگویی از زندگی حضرت فاطمه (س) بردارد.

اگر زنان نقشی برابر در رشد اجتماع و توسعه فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی دارند پس باید دارای حقوق مساوی با مردان باشند. اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست.

وی در ادامه از افزایش مشارکت زنان در مدیریت جامعه گفت و افزود: در برنامه دولت تدبیر و امید آمده است که افزایش رضامندی و تقویت جایگاه زنان و نگاه برابر بر استعدادهای علمی، پژوهشی و سیاسی آنان از محورهای اصلی برنامه فرهنگی – اجتماعی است. امروز زنان باید دارای منزلت برابر با مردان در جامعه باشند پس ارتقای مشارکت زنان در عرصه‌های مدیریت باید یک اصل باشد.
وی گفت: جبران تفاوت فاحش بین نرخ بیکاری زنان و مردان در دولت تدبیر و امید مورد توجه خواهد بود.

وی افزود: برخورداری همه زنان از پوشش بیمه خدمات تأمین اجتماعی باید مورد توجه باشد، این که گفته شود زنان باید به خانه‌داری یا به کار خارج از خانه تشویق شوند از اساس ناپسند است، انتخاب با خود زنان است. این زنان هستند که برای گزینش نقش خود در جامعه نیازی به قیومیت دیگران ندارند.

رئیس کمیسیون سیاسی – اجتماعی مجلس خبرگان رهبری گفت: اینکه در جامعه آماری امروزی مواجه هستیم که در ۵ سال اخیر ۲۳ درصد حضور زنان شاغل کاهش یافته، غیرقابل قبول است.

وی افزود: در دانشگاه‌ها اگر امروز زنان حضور پر رنگ‌تری دارند باید نسبت اشتغال زنان با نسبت اشتغال تحصیل زنان برابری کند. در دولت آینده تلاش خواهد شد تا نسبت زنان شاغل با نسبت زنان تحصیل‌ کرده نزدیک گردد و این اختلاف کاهش یابد.

او با اشاره بر فشارهای اجتماعی و اقتصادی امروز جامعه گفت: فشار اقتصادی برای زنان ما ملموس‌تر از مردان است. مردان فقط فشار اقتصادی را احساس می‌کنند اما زنان فشارهای عاطفی فرزندان خود را هم احساس می‌کنند. اگر اعتقاد داریم که باید در زمینه علمی، فرهنگی و اجتماعی حقوق برابر برای زنان قائل باشیم پس برنامه تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها با چه معیارهایی آغاز شده است؟

روحانی در ادامه به بیام یک پرسش پرداخت و گفت: در کجای قانون اساسی از تفکیک جنسیتی سخن به میان آمده است؟ محروم کردن زنان ا زتحصیل در برخی از رشته‌ها بر مبنای کدام کارشناسی یا برنامه و اسناد مصوب فرهنگی می‌باشد. حتی اخیراً بعضی بحث تفکیک جنسیتی درکتب درسی را هم به میان آورده‌‌اند. اما دولت آینده میان زنان و مردان در کسب موفقیت‌های تحصیلی و شغلی تبعیض قائل نخواهد شد. دولت آینده به زن ایرانی نگاه جنسیتی نخواهد داشت. امنیت اخلاقی و اجتماعی به معنای واقعی کلمه برقرار خواهد شد. ایجاد دلهره و هراس در دل دختران ایرانی شایسته انقلاب و ایران نیست. امروز زنانی که سرپرستی خانواده را به عهده دارند نیاز به حمایت اقتصادی بیشتری دارند. زنان سرپرست خانوار هم باید نیاز عاطفی را تأمین کنند و هم نیاز اقتصادی خانواده را.

رئیس کمیسیون سیاسی امنیتی و دفاع مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه بیمه برای زنانی که سرپرست خانواده هستند ضروری است، ادامه داد: زنانی که از داشتن شوهر محروم هستند نیاز به حمایت جدی دارند، باید مورد بحث قرار گیرد که آیا پس از طلاق زنان سهمی در ثروت همسران سابق ندارند؟

او ابراز امیدواری کرد که دولت تدبیر و امید لوایحی را در حمایت از زنان به مجلس ارائه دهد و افزود: دولت آینده ا زعلمای بزرگ و کارشناسان بزرگ و از حوزه‌های علمیه تقاضا خواهد کرد که به اصل زمان و مکان در اجتهاد مورد توجه ویژه‌ای قرار دهند. در این صورت شاهد شرایط جدیدی در کشور باشیم. نمی‌توان گفت که دختر ۹ ساله در صورت وقوع جرم باید مجازات شود اما پسر ۱۴ ساله نه. در بلوغ عبادی بحثی نداریم ولی در بلوغ سیاسی اجتماعی، اقتصادی و بلوغ کیفری جای بحث دارد.

دکتر روحانی در پایان گفت: به امید روزی که زنان احساس کنند در جامعه با مردان حقوق و فرصت برابر اجتماعی دارند.

نکته ها:
- سایت همگرای آفتاب خبر و سخنان جالب توجهی از حسن روحانی مخابره کرده است که برخی از حرف های بیان شده در آنها جدید و قابل توجه است. این برای ما مهم است که اولین شعارهای و برنامه های دامن زننده به زن سالاری و مرد ستیزی و سخت کردن قوانین و شرایط ازدواج توسط چه افراد و چه جریان فکری زده می شود. همچنین واکنش های رسانه ای به این سخنان نیز برای ما مهم است.

- آقای روحانی در این سخنرانی کم نظیر برای بار اول حرف هایی را مطرح کرده است که قابل توجه است:
الف: فلسفه بافی برای دامن زدن به شعار برابری زن = مرد با تاکید بر برابر کردن جنسیت زن با مرد در همه شئون.
ب: وی در بخشی دیگر از سخنان خود بدون توجه به نقش مردان در جنگ ها و حضور آنها گفته است که این زنان هستند که باعث حفاطت و امنیت مردان هستند!!
ج: وی در ادامه سخنان خود بدون توجه به ردیف های بودجه ای فراوان به زنان در لایحه بودجه سالیانه و تاکید بر برنامه های زن محور در برنامه های کلان و بی توجهی محض به مردان در این برنامه ها گفته است که "اگر در جامعه امروز می‌بینیم که به مطالبات زنان توجه نمی‌شود این با منطق انقلاب سازگار نیست". در اینکه این حرف آقای رئیس جمهور با واقعیت در تضاد است شکی نیست ولی کنکاش ما برای شناخت ماهیت و اهداف پنهان چنین سخنانی است.
د: ایشان در بخش دیگری از سخنان خود بدون توجه و تاکید بر نقش موثر زنان بر حفظ محیط خانه و آسیب های اشتغال و نقش اقتصادی بر روح و روان لطیف زن که بالتبع به تزلزل خانواده دچار می شود گفته است که امام خمینی گفته است که زنان باید حضور اجتماعی همدوش مردان نقش ایفا کنند!!
ه: وی در بخش دیگری از سخنان، سریعا این مسئله را متوجه اشتغال کرده است و در بحران بیکاری و رکود اقتصادی که بسیاری از پسران و مردان را نیز بیکار و کم درآمد کرده است گفته است که دولت وی خواهد کوشید که به اشتغال زنان و دختران دامن زند. این در حالی است که در حال حاضر نرخ بیکاری دختران و زنان در بسیاری از شرکت های خصوصی از مردان و پسران به مراتب بیشتر و گاه 100 درصدی است. همچنین در بسیاری از ادارات دولتی و شهرداری ها، نرخ اشتغال زنان و دختران بیشتر از 80 درصد است.
و: علارغم آنکه رئیس جمهور یک «آخوند» است و از سویی از جانب شورای نگهبان به عنوان فردی «صالح» تایید صلاحیت شده است با این وجود علیه سنت اسلامی «خانه داری زنان» که مورد تاکید پیامبر گرامی اسلام(ص) و اهل بیت (ع) می باشد موضع گرفته است و آن را «ناپسند» تلقی کرده است.
ز: وی در ادامه بدون تحلیل این مسئله که چرا حضور زنان در دانشگاه ها کمرنگ تر از مردان است گفته است که همانطور که نرخ تحصیل دختران و زنان در دانشگاه ها بیشتر است می بایست نرخ اشتغال شان نیز بیشتر است. این بخوبی نشان می دهد که برنامه هدفمندی پیش از ورود دختران به دانشگاه ها که با شانتاژ تبلیغاتی صدا و سیما و رسانه ها همراه بود وجود داشته و دارد. همچنین قرار دادن مانع سربازی و سخت گیری های قانونی برای تحصیل پسران با قوانین رضاخانی همچون سربازی نیز کاملا هدفمند طراحی شده است.
ح: وی در ادامه گفته است که تفکیک جنسیتی امری ناپسند است. بدیهی است که این مسئله با ارزش های اسلامی و دینی بطور کامل در تضاد است ولی چیزی که جالب است این است که این حرف ها بطور کامل با برنامه های فراماسونری غربی برای غربزده کردن جوامع و از بین ارزش های دینی در آنها همخوانی و همگرایی دارد. امروز عدم تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها باعث سرد شدن عطش جنسی پسران و دختران شده و ضمن افزایش سن ازدواج، باعث ایجاد رقابت و جنگ بین دو جنس می شود. طبیعی است که اولین نتیجه این برنامه زشت و غیر اخلاقی، سست شدن بنیان خانواده است.
ط: وی در ادامه به بحث تفکیک جنسیتی در کتب درسی که یک خواسته بحق و بجای اندیشمندان مسلمان است واکنش داده و با آن مخالفت کرده است.
ی: وی در ادامه بدون توجه به حقوق متعدد زنان و عدم حقوق مردان در مواردی همچون مهریه، نفقه، اجرت المثل، هبه و اخیرا شرط ضمن عقد تقسیم 50 درصدی اموال مرد پسر از طلاق گفته است که آیا نباید زن (علاوه بر این موارد) از حق سهم بردن از اموال مرد برخوردار باشد؟
ک: وی در ادامه رد مثالی ضد مرد و زن گرایانه از اینکه پسر 14 ساله محاکمه نمی شود ولی دختر 9 ساله می شود گلایه کرده است! چیزی که وجود دارد این است که چنین قانونی در حال حاضر در کشور ما در عمل نیست و مجرمان تا سن 18 سال تمام به جای به زندان فرستاده شدن به اماکن مخصوص تربیت فرستاده می شوند.

- به عبارت بهتر، رئیس جمهور مرد کشور ما در این سخنرانی بطور تمام و کمال به جنسیت زن پرداخته و در این سخنان ابدا به مسائل و مشکلات مردان و پسران نپرداخته است. این مسئله بخوبی ثابت می کند که جریانی هدفمند در کشور ما در حال دامن زدن به بخث ها و مطالبات زن محور هستند تا زن سالاری بر تمام شئون کشور حاکم شود و در نتیجه آن جامعه از یک جامعه سنتی و دینی به یک جامعه منطبق با هدف هایشان تبدیل شود.


نظرات()   
   

منظور فعالان منفور حقوق زن از ناکافی بودن حقوق مدنی زنان و ناکارآمد بودن آن چیست؟
بارها دیده ایم که فعالان حقوق زن شروط مکتوب در عقدنامه را " من جمله حق طلاق زن در صورت اثبات اعتیاد مرد" نا کارآمد توصیف کرده و خواستار برابری در حق طلاق و شروط بیشتری برای آنها هستند.
این در حالی است که سو استفاده از همین حقوق مکتوب و ناعادلانه که بر ضد مردان است تبعات منفی و وحشتناکی را رقم زده است.
یک نمونه کوچک آن را می توانید در زیر ببینید:

آموزش های فمینیستی در گردهم آیی های زنان

زن جوانی که با همدستی اعضای یک کمپ ترک اعتیاد همسرش را ربوده و در کمپ مخفی کرده بود تا بتواند از او طلاق بگیرد با شکایت همسرش به اتهام آدم ربایی دستگیر شد.

اواخر خرداد امسال مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی از همسرش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مردی ۴۳ ساله در شکایت خود به بازپرس پرونده گفت: چند ماهی است که همسرم سر ناسازگاری دارد و هر بار به بهانه ای از خانه قهر می‌کند.

مرد میانسال ادامه داد: رزیتا، همسرم دو بار از من برای گرفتن طلاق و نفقه شکایت کرده که هردو شکایت او به نتیجه نرسید. ششم خرداد در حالی که تازه از سرکار آمده بودم و قصد استراحت داشتم، زنگ خانه به صدا در آمد و همسرم ادعا کرد با من کار دارند. وقتی به بالکن رفتم تا ببینم چه کسی با من کار دارد، سه مرد قوی هیکل وارد خانه شدند و با بستن دست و پایم مرا داخل خودرو انداختند.

ساعتی در خیابان‌های شهر چرخیدیم و سپس مرا به یک کمپ غیر مجاز ترک اعتیاد در غرب تهران بردند. ۴ روز در اسارت آدم رباها در کمپ بودم تا این که توانستم با پرداخت ۲میلیون تومان به یکی از اعضای کمپ با خانواده ام تماس بگیرم.

بعد از ۱۷ روز از کمپ ترخیص شدم. باور کنید من معتاد نیستم و همسرم برای اینکه بتواند از من طلاق بگیرد و پول پیش خانه و خودروام را بالا بکشد، دست به اجرای این سناریوی آدم ربایی زدند.

با شکایت این مرد میانسال و انجام تحقیقات تخصصی از پزشک کمپ، مشخص شد، مراد به زور به کمپ منتقل شده و تست اعتیادش در زمان پذیرش منفی بود. با به دست آمدن این سرنخ، امروز، رزیتا به دادسرای امور جنایی احضار و تحقیقات از او آغاز شد.

زن ۳۴ ساله با رد ادعاهای همسرش گفت: مراد در چند ماه گذشته تریاک مصرف می‌کرد و من با توجه به وضعیت ظاهرش فکر می‌کنم در این اواخر معتاد به شیشه شده به همین خاطر او را به کمپ فرستادم تا فرزندانم از داشتن پدر معتاد سرافکنده نباشند.

وقتی همسرم را به کمپ فرستادم، مسئولان آنجا ادعا کردند،تست اعتیاد مراد مثبت است. به همین خاطر، ساعاتی بعد من پول درمان را به حساب مدیر کمپ واریز کردم. درست است که من قصد داشتم از همسرم جدا شوم اما باور کنید او معتاد است.

با اظهارات زن جوان با دستور محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی با قرار وثیقه ۱میلیارد ریالی به اتهام مشارکت در آدم ربایی بازداشت شد.


نظرات()   
   

مختصری بر فعالیت های ضد فمنیستی جهان

 از نیمه دوم قرن بیستم، فعالیت های فمنیستی شدت گرفت و موج های اول، دوم و سوم فمنیست ظهور پیدا کردند و مسائل و جنجال های مخصوص به خود را آفریدند.  فمنیست ها در تمام زوایای پنهانی زندگی اجتماعی بشر نفوذ کردند و سعی در موجه جلوه دادن خود در اشکال مختلف کردند. اما در طول تاریخ همیشه هر آغازی، ضدیت های خاص خود را به همراه داشته است. اگر چه گروه های ضد فمنیست از همان آغاز فعالیت های فمنیستی پا به عرصه وجود گذاشت ولی این فعالیت ها چندان مورد توجه قرار نگرفت و البته در انجام رسالت خود نیز در بسیاری عرصه ها ناتوان بود. از کمپین هایی که برای جلوگیری از دست یابی زنان به حق رای گرفته تا فعالیت های اخیر چنین فعالیت هاییف همگی گویای یک مطلب است و آن اینکه وجود چنین مبارزاتی یک الزام برای هر جامعه ای می باشد.

فعالیت های آنتی فمنیستی بصورت واحد به عنوان فعالیت های Masculinism شناخته می شوند. خواه اهداف این فعالیت ها مبارزه مستقیم با فمنیسم و یا خواه تنها  برای اخذ حق حضانت فرزند باشد.

آنتی فمنیست در طول تاریخ به شکل های مختلف خود را آشکار کرده است. حتی زنانی بوده اند که در چنین گروه هایی و برعلیه فمنیست فعالیت کرده و شعار داده اند. برای مثال Camille Paglia, Christina Hoff,  و Bethk   Jean  همگی جز آنتی فمنیست های مونث محسوب می شوند.  آنتی فمنیست ها معتقدند که فمنیست ها در طول تاریخ نه به دنبال برابری بلکه به دنبال گرفتن امتیازات ویژه و خاص هستند. در واقه در جستجوی قدرت بدون مسولیت و این ادعا همواره بزرگترین نقطه اشتراک بین گروه های ضد فمنیست پراکنده در زمان و مکان بوده و هست.

از فعالیت های ضد فمنیستی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)

در سال 1951 میلادی در خلال جنگ سرد، دو روزنامه نگار آمریکایی طبق اطلاعات بدست آمده در مقاله ای عنوان کردند که رهبران کمونیست از زنان و بعضی اقلیت ها مانند مردان همجنس باز در ساختار حکومتی استفاده می کنند و خواستار نظارت بیشتر بر روند عضوگیری بروکراسیه دولتی شدند. خود این مطلب سبب جنجال زیادی شد و باعث شد گروهی ویژه تشکیل و مسول نظارت دقیق بر روند استخدامات دولتی شوند. سیاست دولت آمریکا در پرهیز از هر گونه مشابهت با نظام اداری حزب کمونیسم حاکم در دول شرقی بر آن شده بود که شعارهای فمنیستی را موقتا فراموش کند. هر چند بعدها این روند تغییر و بصورت یک روند متضاد با تفکر پیشین خود را نشان داد.

2)

(Equal Right Amendment)  یا مختصرا ERA نام طرحی است در جهت اهداف فمنیستی که برای اولین بار در سال 1923 توسط Alice Paul  و Crystal Eastman برای تصویب در کنگره آمریکا ارائه شد. در این طرح پیش بینی های لازم برای حمایت مازاد و تبعیض آمیز به نفع زنان شاغل انجام شده بود ولی در نهایت مورد تصویب واقع نشد.Schlafly   Phyllis نام یکی از زنان ضد فمنیست معروف است که در جلوگیری از عدم تصویب چنین طرحی تلاش فراوانی کرد. او با بررسی این طرح و با این عقیده که چنین طرحی در ضدیت با زنان خانه دار است جلوی تصویب نهایی طرح را گرفت. البته ERA در سال های بعد نیزدر تلاش برای تصویبش ناکام ماند ولی ظاهرا فمنیست ها هنوز بطور کامل ناامید نشده اند.

3)

SIFF گروهی ضد فمنیستی در هندوستان است که بیشترین تلاش در راستای حفظ سنت های خانوادگی و کنترل و نجات خانواده های هندی است. این گروه که بصورت وبسایت فعالیت می کند بیش از 30000 عضو دارد و در شهر های مختلف هندوستان به مردان و اعضای خانواد آنها مشاوره می دهد. این گروه از اینرو ضد فمنیست خوانده می شود که ظاهرا تلاش دارد قالب سنتی خانواده در هندوستان را محفوظ نگاه دارد، چیزی که مخالف عقاید فمنیستی می باشد.

4)

FNF نام گروهی است که سعی در حمایت از پدران در محیط خانواده دارد. فعالیت آنان بیشتر معطوف به حوزه جغرافیایی بریتانیاست. آنان در طی سال های فعالیت هایشان، چندین کنفرانس حول موضوع پدران و حق حضانت فرزند تشکیل داده اند. به گزارش این موسسه در هر 15000 دادگاه خانواده تنها 7 درصد پدران اجازه دارند با فرزندانشان زندگی کنند. ظاهرا تمرکز آنان بر نقش پدر در خانواده و حمایت از خانواده سنتی به عنوان بنیاد اساسی در تشکیل جامعه فردا معطوف شده است.

5)

Men Right Edmonton نام گروهی است که به فعالیت برای دفاع از حقوق مردان می پردازد. این گروه معتقد است بر خلاف تصور فمنیست ها که مرد بودن یک مزیت محسوب می شود، جامعه در جهت ضدیت با مردان است. بیشتر آمار مربوط به خودکشی، جنایت، قتل، خشونت های خانگی، خدمت اجباری سربازی و .... همگی گویای ضدیت جامعه برای مردان است. این گروه از سال 2013 کار خود را آغاز کرده وبطور محدود فعالیت میکند.    

6)

یکی دیگر از گروه های ضد فمنیست که در محدوده بریتانیا فعالیت می کند گروه موسوم به J4MB است. این گروه توسط یک تاجر انگلیسی بنام    Mike Buchananتشکیل شده و هدف ان مخالفت با فمنیسم در مقابل مردان جوان می باشد. خود Buchanan معتقد است یکی از اصلی ترین اهدافش نمایش چهره کثیف فمنیسم و نمایش و ضدیت فمنیسم برای جامعه نوین فردا می باشد. در وب سایت این گروه به آدرسه j4mb.wordpress.com مقالات متعددی در این مورد دیده می شود. این گروه سعی دارد از طرق سیاسی نماینده های مورد نظر خود را به مسولیت های سیاسی بگمارد.

موارد بالا تنها نمونه هایی بود از فعالیت های فمنیستی در مقیاس جغرافیایی و البته انجمن حقوق مردان نمونه بومی شده چنین فعالیت هایی در ایران اسلامی می باشد. اگر کمی در احوالات چنین گروه هایی دقت کنیم متوجه مردمی بودن اکثر این فعالیت ها می شویم و اگر آنرا در مقابل فمنیست که یک فعالیت سازمان دهی شده سیاسی می باشد متوجه می شویم که این تقابل، تقابلی بین یک جامعه آزادی خواه و یک حکومت سیاسی مستکبر می باشد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

قضاوت را به زنان بده و شاهد نابودی عدالت باش!!!!!

 

قضاوت شغلی حساس، بسیار مخاطره آمیز و حاشیه ساز است. شغلی در بالاترین سطح علوم انسانی و با معیار ها و ضوابط خاص خودش.  قضاوت به نوعی تداعی کننده عدالت، برابری، ایستادگی در برابر ظالم، جلوه گاه بالاترین سطح فرهنگ سیاسی و اجتماعی جامعه که خطا در آن نه تنها ظلم به مظلوم بلکه زمینه ساز ابتذال  جامعه و سوق آن به بدویت را فراهم می کند. شاید بتوان به جرات گفت که قضاوت صحیح اساس تمدن را تشکیل می دهد چراکه یکی از تفاوت های اساسی جامعه مترقی از بدوی قانون حاکم برآن است که در جوامع بدوی وجود ندارد و قضاوت در واقع استخراج قوانین مدنی و تطبیق ان با شرایط واقعی است که از این طریق قضاوت شاهراه تبدیل جامعه متمدن بالقوه که در سطرهای کتب قانون به نگارش درامده به جامعه متمدن بالفعل است.

 

قاضی شخصی است که قضاوت می کند. خوب را از بد و مظلوم را از ظالم تشخیص می دهد. قاضی تجلی انسانی عمل قضاوت است که بزرگترین رسالتش احقاق حق شهروندان یک جامعه طبق قانون آن جامعه است. فساد یا اشتباه قاضی تحت هر عنوانی و به هر بهانه ای بذر توحش را در مزرعه جامعه انسانی آبیاری می کند و زمینه ساز برگشت جامعه به قانون جنگل را فراهم می کند. بنابراین قاضی حق اشتباه ندارد و باید تسلط کامل به متون پیچیده قانون و حتی علوم روان شناختی باشد و در هر حال تحت تاثیر جو دادگاه واقع نشده و از حدود عدالت و عقلانیت خارج نشود. اما علاوه بر دانش و تجربه قاضی عوامل دیگری نیز موثرند. قضاوت در واقع نیاز به توانایی خاصی در مغز دارد که این توانایی در افراد بشر یکسان نیست. این توانایی خاص مربوط به قدرت استدلال پسا تعریفی می باشد.

اما استدلال پسا تعریفی چیست؟؟؟

این نوع استدلال و شناخت مربوط به درک پیمان های اجتماعی و پایبندی به اصولی که جامعه را در برگرفته و نفع همگانی در بر دارد است. قضاوت نمونه ای کامل از این نوع استدلال است.  شخص قاضی باید از این قدرت ذهنی برای تشخیص قانون و تعمیم آن به یک شرایط واقعی و همچنین درک بهترین تصمیم در هر مورد که منجر به حصول بهترین نتیجه برای دو طرف و بلکه کل جامعه  استفاده کند.

اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که این توانایی در چه کسانی بیشتر و در چه کسانی کمتر می باشد.؟

 محقیق دانشگاه پنسیلوانیا در تحقیقی که بر روی تعدادی از افراد 24 تا 33 ساله انجام داده اند متوجه شدند که افراد دارای ماده خاکستری بیشتر، دارای قدرت استدلال اخلاقی بیشتری هستند. نتایج این تحقیق در مجله Plose One منتشر شده است.

طبق مطالعات علمی که بارها اثبات و منتشر شده اند، مغز مردان 9 درصد بزرگتر و  ماده خاکستری آن 6 برابر مغز زنان است. وقتی تمامی شواهد علمی گویای ضعف عقلانی زنان در تشخیص صحیح از ناصحیح هستند، اصرار عده ای در  دادن حق قضاوت به زنان واقعا تعجب آور است!!!!!!

 

در بسیاری از مطالب فمنیستی از عدم تساوی در حق قضاوت زنان، گله و شکایت شده است. فمنیست ها مصرانه در پی گرفتن پست های مربوط به قضاوت هستند بی آنکه متوجه باشند حضور انان در پست های حساس اینچنینی، می تواند حتی منجر به نابودی اخلاق و عدالت شود و عملا بی قانونی را در کشور حاکم کند. براحتی می تواند از مشاهدات عینی به ناتوانی در شعور، کوته فکری و عدم ثبات اخلاقی انان پی برد. کمی دقت در همین مناظرات مربوط به حقوق زنان (که در این وب سایت هم فراوان است) آشکارا این قضیه را اثبات می کند. در مباحثات عموما ضعیف، کم صبر، ناتوان از بیان استدلالات منطقی می باشند و در نهایت  احساساتشان به خشم و عصبیت و انزجار منتهی می شود و جملات پایانی آنها عموما با توهین هایی همچون داعشی، قرون وسطایی و ... ختم می شود.

واقعیت این است که بسیاری از دانش های عینی که توسط عوام کشف می شود چندان بی دلیل و بی پایه و اساس نیست. بسیاری از دانش هایی که بصورت تجربی رشد کرده که در نهایت به ضرب المثل ختم شده و در بسیاری از مواقع نتایج  مناسبی ارائه می دهد.  نمونه ای از ضرب المثل ها در تشریح طبیعت زنان:

زنان چو ناقصان عقل و دینند/ چرا مردان ره آنان گزینند

 ضرب المثل  نروژی: «شیطان زن را بلعید ولی از هضمش عاجز ماند» ، «نه ماهی بدون استخوان است نه زن بدون جنون»

ضرب المثل ایتالیایی: «زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن»

تمامی موارد بالا گویای ضعف عقلانی و یا حداقل عدم توانایی آنان نه تنها در پست قضاوت بلکه تمامی شغل هایی که به نوعی شبیه به قضاوت است مانند مدیریت در بخش های اجرایی، مدیریت های سیاسی، مسولیت بخش های مربوط به عرض و تقاضا و ... می باشند. صلاح جامعهف پیشرفت و ارتقای آن به یک جامعه پیشرفته وابسته به قرار گیری اعضای آن بر طبق لیاقت و شایستگی دارد نه براساس فشار های سیاسی ناشی از گروه های فمنیستی و الحادی. 


نظرات()   
   

تورم

همه ما بارها و بارها در سایت های خبری و روزنامه ها و تلوزیون می بینیم که از کاهش آمار ازدواج و بالارفتن آمار طلاق صحبت می شود. در زمینه کاهش میزان ازدواج و بالارفتن آمار طلاق قطعا مسایل مالی اصلیترین عامل کاهش ازدواج هست هر چند در زمینه طلاق عامل زمینه ساز و مستعد کننده محسوب می شود.

بی برو برگرد اصلی ترین عامل طلاق در سالهای اخیر مساله فمینیسم است.

عاملی که سبب تاثیر گذاری فمینیسم در زمینه فروپاشی خانواده می شود کاهش قدرت اقتصادی مردان است. از این رو که مردی که قدرت اقتصادی خوبی داشته باشد دارای اعتماد به نفس و ثبات بیشتری است و می تواند با تسط روی خانواده زندگی اش را حفظ کند.

اما در جامعه ای که بر خلاف نظر قرآن (آیه 34 سوره نساء) ، قدرت و زمام خانواده از دست مرد خارج شود قاعدتا خانواده دچار تزلزل می شود و با کوچکترین دخالت و اشتباه از هم می پاشد.

عواملی که سبب رشد فمینیسم می شود بستگی دارد به  اتخاذ سیاست های اقتصادی  و فرهنگی و اجتماعی دولت از جمله اشتغال زنان (سبب بیکاری و کاهش اشل دستمزدی مردان و در نتیجه کاهش قدرت اقتصادی) و همچنین سیاست هایی مثل پشتیبانی از سمن ها و ان جی او های زنان  که کار شستشوی مغزی زنان را انجام می دهند و مورد حمایت سازمانهای دولتی و معاونت زنان و ضد خانواده ریاست جمهوری و زنان فمینیست دولتی هستند.

 البته حمایت های غیر مستقیم سازمانهای فمینیستی بین المللی از آنها و درهای باز دولت برای ورود این سازمانهای بین المللی ضد خانواده به سیستم فرهنگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست.

معاونت زنان و خانواده و دخالت های های آن در قانون گذاری و فعالیت های ضد فرهنگی سازمانهای دولتی خود از عوامل دخالت آشکار دولت در خانواده ها و در نتیجه نابودی آن است.

معاونت زنان و خانواده هیچ نقشی به جز تسهیل طلاق، و گذاشتن موانع  قانونی و تست ها و مشاوره های دست و پاگیر برای ازدواج و درخواست سهمیه و تبعیض بر علیه مردان در سایر زمینه ها و در نتیجه کاهش قدرت مردان در اداره و حفظ زندگی ندارد که همگی سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق می گردد. چون قاعدتا مرد بدون در آمد یا کم در آمد نمی تواند ازدواج کند و یا در صورت ازدواج نقش اشاره شده در آیه 34 سوره نساء را به خوبی ایفا کند.

تا وقتی که دولت پایش را از زندگی مردم بیرون نکشد هر روز مشکل بر روی مشکل اضافه خواهد شد. برای اثبات این مدعا وضعیت خانواده را در سالهای قبل از دخالت دولت در امور خانواده (تشکیل مرکز زنان ریاست جمهوری) و بعد از آن قیاس کنید.

بدیهی است که یک مرد هر چقدر هم قدرتمند باشد هیچگاه حریف دولت نخواهد شد.


نظرات()   
   


نظرات()   
   

FIVB

مدیر کل اجرایی”FIVB” در حاشیه سفر به تهران با ابراز اشتیاق برای ملاقات آری گراسا با رئیس جمهور ایران گفت: پیدا کردن درک بهتر از آن چه در والیبال ایران می گذرد، کیفیت برگزاری بازی‌های لیگ جهانی والیبال، نحوه انجام وظایفی که فدراسیون ایران در حال انجام است و دورنمایی که فدراسیون ایران برای آن فعالیت می کند و تساوی بین جنسیت ها و حضور زن و مرد در محیط مسابقات والیبال چهار هدفم در سفر به ایران است.

به گزارش ایسنا، “فابیو ازودو”، مدیر کل اجرایی و برزیلی فدراسیون جهانی والیبال در نشست خبری پیش از آخرین مسابقه ایران در لیگ جهانی والیبال اظهار کرد: (به زبان فارسی: سلام خوش آمدید) عذر خواهی می‌کنم که زبان فارسی را بلد نیستم. من مدیر کل فدراسیون جهانی والیبال هستم. ۲۵ سال است که در والیبال مشغول هستم. ۲۲ سال هم در سمت‌های مختلف فدراسیون برزیل کار می کنم.

وی افزود: در ابتدای کار می‌خواهم بدانید که هدفم از سفر به ایران این بود که به دعوت فدراسیون ایران به تهران آمدم و چهار هدف اصلی داشتم. پیدا کردن درک بهتر از آن چه در والیبال ایران می گذرد، کیفیت برگزاری بازی های لیگ جهانی والیبال، نحوه انجام وظایفی که فدراسیون ایران در حال انجام است و دورنمایی که فدراسیون ایران برای آن فعالیت می کند، تساوی بین جنسیت ها و حضور زن و مرد در محیط مسابقات والیبال ، چهار هدفم در سفر به ایران است.

فابیو ازودو تاکید کرد: هدف اصلی که برای فدراسیون جهانی ترسیم شده است ، دورنمایی است که والیبال به عنوان ورزش اول خانوداگی تبیین شود. یکی از موارد مهم حضور خانواده ها در زمان برگزاری مسابقات در سالن است. با تجربه ای که دیروز داشتم و مسابقه را دیدم باید بگویم هر گز در ۲۵ سال گذشته هر گز چنین حضوری و اشتیاقی را از تماشاگران والیبال ندیده بودم. تنها دو موردی که می توانم بگویم و مثال بزنم لهستان و برزیل هستند که قدرت های مطرحی در جهان به شمار می آید. والیبال در ایران کاملا موفق است. باید به فدراسیون والیبال ایران تبریک بگویم به دلیل تمام زحماتی که در این زمینه کشیده است. خیلی از فدراسیون ایرام متشکرم برای ارزش گذاری هایی که در راستای اهداف فدراسیون جهانی انجام داد

وی ادامه داد: والیبال به بخشی از زندگی مردم ایران تبدیل شد. والیبال ورزشی تقریحی و سرگرم کننده خانوادگی است . حضور خانواده ها در استادیوم برای تماشای والیبال حیاتی است. فدراسیون جهانی مشتاق است که ببیند سه نسل از مردم همزمان در سالن بازی را می بینند. پدر بزرگ و مادر بزرگ به همراه نوه هایشان بازی را تماشا کنند. ایران فرصت بسیار نادری را برای ادامه این راه دارد. ایران می تواند یک نمونه بارز در تمام سطح جهان برای یگانگی تساوی بین جنسیت باشد. اگر چنین اتفاقی بیافتد ایران می تواند یکی از مطرح ترین میزبان ها برای رویدادهای بین المللی باشد.

مدیرکل اجرایی فدراسیون جهانی خاطرنشان کرد: فدراسیون جهانی در راستای هرم المپیک فعالیت می کند. سه مبحث گفته شده باید شامل زن و مرد باشد. باید جو مناسب در تمام استادیم ها حاکم شود. می توانیم آینده روشنی را برای ایران ببینیم.

وی در پاسخ به پرسشی درباره ممنوعیت ورود تماشاگران خانم به سالن گفت: در حال حاضر هدف به صورت مشخصی وجود ندارد اما فدراسیون جهانی تاکید می کند که حضور خانواده ها در سالن های والیبال تضمین شود. ما نمی توانیم مانع برگزاری رویدادهای بینم المللی در ایران شویم زیرا با چنین تصمیمی عقب گرد خواهیم داشت. اما برای رسیدن به این هدف باید در قالب همکاری دو طرفه به اهداف فدراسیون جهانی نزدیک شویم. یک روش این است که به ایران بگوییم اگر این کار را نکینید محروم می شوید که خودم به این کار اعتقادی ندارم راه دیگر این است که راه را برای ایران فرآهم کنیم تا مشکل حل شود. نمی خواهیم برخورد دیگری داشته باشیم.

فابیو ازودو درباره دلایل پس گرفتن میربانی مسابقات نوجوانان جهان و ارتباط این موضوع با ممنوعیت ورود زنان گفت: به هیچ وجه پس گرفتن میزبانی در کار نبود. چندین کشور تقاضا داده بودند و ما بررسی کردیم و از میان همه آرژانتین را انتخاب کردیم. فدراسیون ایران هیچ تاییدی برای دریافت میزبانی از فدراسیون جهانی نگرفته است. ما تصمیم گرفتیم مسابقات نوجوانان جهان را به آرژانتین بدهیم.

مدیرکل اجرایی فدراسیون جهانی همچنین در پاسخ به این پرسش که دلیل مسئولان ایران برای ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه چیست، گفت: در بحث هایی که با فدرایون ایران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که فدراسیون ایران می خواهد فعالیت های خود را طبق نظر فدراسیون جهانی انجام دهد و به دنبال این است که طرز تفکر ها تغییر پیدا کند.

وی درباره درخواست جلسه با رئیس جمهوری ایران نیز گفت: ما هنوز برنامه مشخصی برای این ملاقات نداریم و همه رایزنی ها در حد نامه نگاری است و هنوز تایید نشده که ملاقاتی وجود داشته باشد. گراسا (رئیس فدراسیون جهانی) منتظر این لحظه است که با اشتیاق با روحانی جلسه داشته باشد. باز هم می گویم تنها راه مد نظر ما گفت و گو و همکاری دو جانبه با فدراسیون ایران است.

نکته:
چندی پیش جمع زیادی از فمینیست های خائن وطنی در نامه ای به رئیس فدراسیون جهانی والیبال، از وی خواسته بودند تا در صورت استنکاف ایران از ورود زنان به ورزشگاه های مردان، ایران را از میزبانی جهانی محروم کند.



FIVB
برابری جنسیتی
فدراسیون والیبال حضور زنان در ورزشگاه
میزبانی جهانی ایران
مسابقات والیبال ایران
سعید معروف والیبال ایران
میرزاجانپور والیبال ایران


نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   

غیرالزامی شدن «نام پدر» و جایگزین شدن «نام مادر» در سامانه مشخصات کارت ملی

نظر قابل توجه یک کاربر در سایت انجمن حمایت از حقوق مردان:

سوره احزاب آیات ۴ و ۵: قرآن کریم

…و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است این گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقیقت را مى‏گوید و او[ست که] به راه راست هدایت مى‏کن

آنان را به [نام] پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند”

حالا شما نگاه کنید سازمان ثبت احوال، این قانون الهی را هنگام ثبت نام برای کارت ملی هوشمند چگونه اجرا می کند…
از نظر اینان، نام مادر الزامی است، اما نام پدر، الزامی نیست…


برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کیک کنید. (قسمت های که با حاشیه قرمز مشخص کرده ایم ببینید)


کارت ملی هوشمند


نظرات()   
   


متاسفانه فعالان فمینیست و بی ایمان حقوق زن در ایران مدام بر طبل غربی شدن می کوبند و در مغایرت کامل با نظر امام راحل و فقها ، از اختلاط زن و مرد با هم در ورزشگاه ها و سایر اماکن صحبت میکنند. این رفتار اینها در واقع دهن کجی به مراجع عظام و رهبر کبیر انقلاب محسوب می شود!

به نقل از خبرگزاری فارس آیت الله مکارم شیرازی با اشاره  به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها  افزود: این کار لزومی ندارد و در عین حال به وجود آورنده مشکلات و مفاسدی هم هست؛ ضمن اینکه نباید هر کاری که غربی‌ها انجام می‌دهند عیناً توسط ما هم تکرار شود.

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه خطوط قرمزی داریم که ملزم به رعایت آنها هستیم، گفت: حضور بانوان در ورزشگاه‌ها ضرورتی ندارد و با توجه به مفاسدی که در پی خواهد داشت، زنان می‌توانند مسابقات را از طریق تلویزیون تماشا کنند.

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر پرهیز از اصرار برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، توضیح داد: نباید مرعوب فرهنگ غربی شویم بلکه حفظ استقلال دینی، اخلاقی و مذهبی امری ضروری است.


و حالا شما را به دیدن ویدیوی زیر دعوت می کنیم!!!!!!!!!!!





نظرات()   
   

فمینیست ابتکار

این روزها شاهد تجمع کارکنان سازمان محیط زیست بودیم و اینکه انتقادات زیادی از عملکرد معصومه ابتکار شکل گرفته است. مثل همیشه معصومه ابتکار خودش را به مظلومنمایی و معصومیت زده و خطاب به منتقدان می گوید " خدایی هم هست"

این در حالی است که فعالیت های وی بیشتر از اینکه محیط زیستی باشد فمینیستی و ضد حقوق مرد بوده و در جهت شادی روح فمینیست های به درک واصل شده و فمینیست های غربی و حامیان آن ها در ایران بوده است!
زمانی که هر هفته شاهد از بین رفتن حیوانات کمیابی مانند پلنگ ایرانی هستیم، خانم ابتکار در اقدامی خنده دار در تجمع اعتراض به سگ کشی با اسید شرکت میکند!!!
سوال ما این است که خانم ابتکار، وقتی شما اغلب مدیران و کارمندان سازمان خود را پر از زنان و دختران مجرد با حقوق های میلیونی کردید که با غرور تمام با ماشین های لوکس و شاسی بلند خود به مردان بیکار دهن کجی میکنند و مردان محیط بانی با کمترین حقوق و مزایا شهید و جانباز می شوند، وقتی با نفوذ خود در شهرداری و دولت بی توجه به مردان بیکاری که زندگیشان وابسته به یک شغل است مشغول بیکار کردن مردان و در نتیجه تشکیل دادن زنان و دختران سرپرست خانوار هستید، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که گماشته های شما در مجلس و تریبون ها به انصار حزب الله اهانت میکنند، آیا خدایی وجود ندارد؟
وقتی که حتی اقدامات شما فریاد مردان کشورهای همسایه را هم بلند کرده است که سبب مستعد شدن مردم آن کشورها برای تجمع مقابل سفارت کشورمان می گردد باز هم خدایی وجود ندارد!؟




نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394  14:17



در نشریات و سایت های خبری از فعالان حقوق زن مدام می شنویم " مردسالاری" اما کو؟ تا دیدیم زحمت کشیدن های پدر، نگرانی او برای زن و فرزندش، جان کندن او برای یک لقمه نان. در حالی که زنان پیوسته هر روز ضد مرد تر می شوند خیلی از مردان اصلا بی اطلاع از این جو فقط فکر لقمه نان برای زن و فرزندند! نمی دانم چطور دلشان می آید اینقدر نسبت به پدران و مردان خشن باشند!؟
مدام می گویند کارها دست مردان است و در آمدها دست مردان است!
آیا او جز برای زن و فرزندش می خواهد؟ آیا هیچ مردی اموالش را با خود به گور برده است؟

 پدر دوستت دارم


نظرات()   
   

فمینیسیم

رفسنجانی فمینیست


کولی فمینیسم


هر کجا که نام پیامبران و امامان و افراد خوب، به طور افراطی مورد استفاده قرار گرفت، قطعا جریان انحرافی و دجال وار در پیش است. نمونه بارزش  تحقیق در مورد این که "ذوالقرنین همان کورش است یا خیر" می تواند باشد، که در پست های پیشین در مورد آن بحث شد و این به معنی بازی با نام ها و اسامی و تعریف یک نام با نام دیگر بدون هیچ هدف و نیت مقدس و پاکی است. مثل این که بگوییم عشق یعنی دوست داشتن که چیزی جز این نیست که معادل فارسی کلمه عربی را بیان کردیم و هیچ تعریف خاصی را ارائه ندادیم. نام همانطور که پیش از این نیز هم گفته شد در اصل توهمی بیش نیست و چیزی نیست که انسانها همیشه آن را به طور رسمی و امروزی داشته باشند. نام مختص این دنیاست که بلافاصله بعد از مرگ تمام می شود و حتی جایگاهی از حیث تاریخی ندارد زیرا نام افراد که در تاریخ مانده تنها نام است و به هیچ وجه اطلاعات دیگری از فرد به ما نمی دهد و به خود حقیقی او هم ربطی ندارد زیرا نام در اصل متعلق به نفس انسان است. نمونه بارز نقض هویت بخشی به افراد از طریق نام خود امام زمان است. امام زمان طبق روایات بیش از 1100 سال است که غایب است و امروزه متاسفانه طی فرهنگ سازی های مشکوک، بیش از اندازه به نام ایشان و نیز نام حضرت فاطمه، دستاویزی صورت می گیرد. امام زمان فردی شناسنامه ای نیست. اگر شناسنامه دار بود، قطعا طی تحولات زمانی، شناسنامه در طی این مدت طولانی هیچ معنایی پیدا نمی کرد و اگر امام زمان ظهور کند و ما درگیر نام او باشیم، قطعا به وی نخواهیم پیوست زیرا او نمی تواند به ما اثبات کند که فرزند امام حسن عسگری است، چون نه ما امام حسن عسگری رو دیدیم و نه می شناسیم و نه این که امام زمان در ثبت احوال ثبت شده است و یا فلان رزومه و ... را داشته باشد. امام زمان را تنها از طریق دل می توان شناسایی کرد و به وی پیوست که فرا زمان است. لذا دل خود را باید از شناسنامه بازی و بازی اسم فامیل پاک کنیم. روی قبرها چنان شناسنامه وار می نویسند که گویی او بعد از مرگ به این شناسنامه نیاز دارد، درست مثل زمانی که غذا را در قبر فراعنه قرار می دادند. اصولا ترس بسیاری از ما از مرگ به علت ترس از دست دادن شناسنامه ای است که هویت خود را در آن می یابیم و به واسطه همین شناسنامه ها به بسیاری از علیین در طول تاریخ می خواهیم هویت دهیم و برای همین می رویم دنبال این که ذوالقرنین، کوروش است یا خیر. مکتب ضاله فمینیسم هم کاملا متکی به شناسنامه بازی و اسم و فامیل بازیست. و برای همین هم نوع اسلامی آن، به نام حضرت فاطمه زیاد متکی است. و انواع غیر مذهبی آن چیزی جز نام پرستی نیست. کسی کاری به کار عملکرد حضرت زهرا و یا هاجر و مریم ندارد، البته حضرت مریم و بخصوص حضرت هاجر مورد علاقه فمینیستها نیست که خود جایی بس تامل دارد. چون اگر فمینیستها به حتی نام هاجر هم دستاویز شوند خود به خود به تضاد آشکار می رسند لذا بیشتر تمایل دارند به نام حضرت فاطمه دستاویز شوند زیرا با توجه سیره زندگیشان و اطلاعات محدودتر در مورد ایشان و مرگ در سن پایین ایشان، داستان سرایی برای وی و یا توسل به نام ایشان  کار بسیار آسانی است، اما هاجر که همان سیره حضرت زهرا را دارد را نمی توانند به نامش دستاویز شوند، چون حکایتش در قرآن و سایر کتب مقدس آمده است که بسیار رسوا کننده برای خودشان است. همین نام پرستی است که سیره هاجر و زهرا را از هم جدا می کند، در صورتیکه همه می دانیم سیره هاجر به عنوان یک زن، نماد حق گرایی یک زن است. از انجایی که حق گرایی اسم و مکان و زمان نمی شناسد لذا سیره هر حق گرایی در زمانهای متفاوت یکسان است. بنابراین سیره حضرت زهرا و هاجر و مریم که زنان حق گرا در تاریخ هستند، کاملا یکسان است. اما بت پرستی بین کلیه افراد فرق گذاشته و عملا هر یک را دارای خدای منحصر به فرد خود توصیف می کند. بت پرستی است که هر قوم و پیروان هر مذهب را دارای خدای منحصر به فرد می داند و یکتا پرستی را قبول ندارد و تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب نتیجه بت پرستی در لباس ادیان بوده است. فمینیسم هم نماد بارز بت پرستی است و اصلا از نوه های بت پرستی به حساب می اید. برای همین هم اولا خدای هر جنسیت را متفاوت می داند و آیات صریح قرآن در باب زنان را آشکارا نفی می کند و می گوید زن خدای خود را دارد و نیاز به تمکین از مرد ندارد. ثانیا خدای زهرا و هاجر و مریم را در اصل متفاوت جلوه می دهد تا بتواند نام پرستی کند و به واسطه نام، برای خود هویت درست کند و نام را شریک خدا سازد. اما خداوند در قرآن دعوت به یکتاپرستی می کند و به پیامبر می گوید "بگو من پیرو همان دین ابراهیم هستم".


نظرات()   
   

شبکه آموزش فمینیسم
شبکه آموزش و آموزش فمینیسم

در روز جمعه، آقایی طی برنامه ای در شبکه آموزش اظهارات جالبی در مورد بکار بردن دین و ... کرد که کاملا مرتبط با موضوعات مربوط به فمینیسم است زیرا در این حوزه نیز در این برنامه صحبت شد. وی در این برنامه، دین را حوزه تخصصی خواند و اظهار کرد که وبلاگ ها صلاحیت لازم در مورد اظهار نظر در مورد دین و احادیث و و تایید آن ندارند. خوشبختانه در این وبسایت، ادعایی مبنا بر تخصص در دین و یا اظهار نظر در مورد آن نیست بلکه بیان مشکلات خودمان، جامعه، و استفاده از احادیثی است که بارها همین متخصصان برای ما در صدا و سیما و وبلاگهایشان و کتابهای درسی مان گفته اند. حداقل برای برخی نویسندگان این وبسایت که هیچ ادعایی در تخصص در دین ندارند و همین جا هم گفته می شود که منبع چندانی جز همین حرفهای متخصصان ندارند، این سوال پیش می آید که آیا به کار بردن احادیثی که در کتابهای درسی مان ذکر شده بود نیز باید مورد تایید باشد؟ مگر جز این بود که در همین کتابهای دینی مدرسه گفته شده بود تساوی زن و مرد با تشابه زن و مرد فرق دارد؟ تشابه زن و مرد با عدالت بین زن و مرد در تضاد است. ما این مطالب را خوانده ایم و همان مطالبی است که شما به ما داده اید و با آنها دچار تضاد جدی شده ایم!! حدیثی از خود اختراع نکردیم. شان نزول حدیث تعیین نکردیم مگر جز انچه که همین متخصصان به ما گفته اند. نظردهی را آزاد گذاشته ایم تا انتقاد سازنده را بپذیریم چون مشتاق حقیقت بودن فقط ویژه عده ای نیست که خود را متخصص بدانند. تخصص کلمه ای است از اختصاص. اما دین امری اختصاصی و طبقاتی نیست و حداقل تاریخ پیامبران و امامان که باز خود شما برای ما نوشته اید گواه بر این ادعاست که خیلی از پیامبران تا قبل از پیغمبری مطلقا در محیط دینی رشد نکرده اند از جمله حضرت موسی و ابراهیم و اصلا حضرت ابراهیم نزد عمویش بت سازی می کرد. کسانی دنبال کشتن حضرت عیسی بودند که ادعای تخصص در دین خود داشتند و اصلا حضرت عیسی برای نجات یهودیان آمده بود اما چه شد؟ آیا برای امام زمان هم باید با همان شیوه پیش رفت؟ راه دوری نمی رویم. بهتر است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همین متخصصان در عرصه قانون گذاری و ... نقش پررنگی داشته اند را نگاه بیندازیم. چرا در زمان طاغوت چیزی به نام ازدواج سپید نبود اما امروزه با وجود این قوانین تخصصی و مورد تایید متخصصان، کارایی این قوانین نزد جوانان تا این حد پایین آمده تا از ثبت ازدواج دوری کنند، حتی برخی از آنها مذهبی هستند و مراسم عقد و ... را خودشان به جا می آورند اما ازدواجشان را ثبت نمی کنند؟، در همین برنامه در مورد تقسیم کار بین حضرت فاطمه و حضرت علی بحث شده که این تقسیم کار متناسب با شرایط آن روز بوده و این به اصطلاح متخصص فرمودند این تقسیم کار بسته به شرایط زمان تغییر می یابد، اما اگر واقعا شرایط امروز برای این تقسیم کار تغییر یافته چرا در قوانین کوچکترین نمودی ندارد؟ این قوانین مگر از زیر دست همین متخصصان رد نمی شوند؟ در ضمن امروزه که عصر تکنولوژیکی است، شرایط به سرعت در حال تغییر یافتن است و هر روز شرایط عوض می شود، از کجا بدانیم سال بعد چه تقسیم بندی باید بکنیم که برنامه ریزی کنیم؟  در سالهای آینده ممکن است شرایط جامعه طوری شود که مردان بروند خانه و کار خانه کنند و زنان به جامعه زنانه بروند آنگاه تکلیف فعالیتهای امروز ما چه می شود و تکلیف فطرتمان چه می شود، مگر فطرت با شرایط جامعه مدرن و متغیر امروز تغییر می یابد؟ یعنی هیچ وجه اشتراکی بین ما و حضرت علی و فاطمه از حیث فطرت نیست و با تغییر شرایط جامعه باید کاملا عوض شد؟ هیچ چیز درونی وجود ندارد که پایدار باشد و تنها شرایط جامعه تعیین کننده عملکرد انسان است؟ تا حال کسی پرسیده که شرایط همین جامعه ناشی از چیست؟  از طرفی حرف بسیاری از همین متخصصین با هم در تضاد است و ماهم که به قول خودتان تخصص نداریم که بفهمیم که چه کسی دارد راست می گوید!!! مرتب کتابهای درسی را تغییر می دهید، محتوای کتابهای دینی بچه ها هر سال تغییر می کند، کسی هم نمی داند آن یکی چی خوانده!!! آیا واقعا این سیستم کاراست؟ حدیثی هم از قول خودتان (نه از قول خودمان) در کتب درسی زمان ما نوشته بودید که در آخرزمان از اسلام جز نام باقی نمی ماند، از طرفی شما وظیفه حفظ اسلام را در آخر زمان به عهده متخصصان دینی انداختید و به قول خودتان باید با تخصص در دین وارد شد و مردم عادی که از نظر شما یک مشت بی سر و پایی هستند که در وبلاگشان هزیان می گویند هیچ اعتبار ندارند و عملا هم در طول تاریخ، دین در دست همین متخصصان بوده و هست، اما چرا قرار است چیزی جز نام از دین باقی نماند؟ مگر دین در دست شما نیست و نبوده و نخواهد بود؟ در طول تاریخ که پیوسته دین دست شما بوده و امروزه هم هست و فردا هم با توجه به گریزان شدن مردم از دین که از امروز هم کاملا هویداست، کسی رقیب شما نخواهد بود، پس این جز نام نماندن از دین طبق حرفی که خودتان به ما زده اید بر عهده خودتان هست. منبع ما هم در این ادعا خودتان هستید. برای شناختن این به اصطلاح متخصصان، نگاهی به تاریخی که خود همین به اصطلاح متخصصان برای ما می گویند، کافی است. هر یازده امام به مرگ طبیعی نمردند و کشته شدند و به شهادت رسید اند. یک نگاه انداخته شود که توسط که و چگونه کشته شده اند و البته منبع هم همین کتب به اصطلاح متخصصان هست. در منابع خودشان نوشته شده که امامان توسط مردم عادی کشته شده اند یا متخصصین. اما برای باز کردن مفهوم تخصص، تخصص از اختصاص و خاص می آید. چه کسی می تواند تخصص در همین علوم دینی بگیرد؟ مستضعفی که روز و شب باید کار کند تا خرج خود و ... را در آورد فرصت تخصص یافتن در این امور را ندارد. اما کسی که از لحاظ مالی خیالش راحت است می تواند خیلی خوب تخصص بگیرد و اتقاقا مورد مشکوک همین است که با چه مالی افراد متخصص متخصص می شوند؟ (چون این متخصص به شدت به حلال و حرام بودن مال تاکید دارد) در زمان تحصیل همین متخصصان در حوزه دینی خرجشان از کجا می آید و این خرج آیا با اولویت در جیب این جماعت می رود که عده ای زیاد گرسنه اند؟ اما آن گرسنگان فرصت تخصص یافتن ندارند چون توسط عده ای زیادی از همین متخصصین ضعیف شده اند و مستضعف شده اند. قرآن هم وارثان زمین را مستضعفین معرفی می کند و نه متخصصین. البته قصد این نیست که گفته شود که همه افراد در یک قشر بد هستند زیرا این گونه به نوعی قشری گرایی مبتلا می شویم اما به آسانی می توان یافت که عده ای کمی از این قشر واقعا مومن اند که پیوسته به تخصص و ... خود ننازند و آنها را تنها در جهت فهم حقیقت برای خود و برای همه به کار برند و خود را بالاتر از کسی نبینند و دچار غرور نشوند و طوری نشود که حرف حق را از کسی که نه تخصص دیده و نه فرصت و امکان آن را داشته است نشنوند به این دلیل که شان خود را بالا بدانند(البته حقیقت در لا به لای علوم مختلف موجود در دانشگاهها و حوزه ها خیلی لطیف و ظریف پنهان و گم می شود و فرد با وجدان در میان افرادی که ماهیت این علوم را فهمیده اند و سالها در آن تحصیل کرده اند این است که پنهان سازی ها و تحریفات لطیف در این سیستم را آشکار کنند و علوم ضد علم را مشخص سازند). اگر امام زمان هم بیاید تنها از طریق دل شناخته می شود و نه از طریق تخصص و ... زیرا وی خود را ابتدا به متخصصین معرفی نمی کند که از ایشان تاییدیه بگیرد، وی خود را به همه مردم معرفی می کند. همه ما نتایج تخصص چه در حوزه دینی و چه در حوزه علمی و تکنولوژی را در زندگی خود دیده ایم و می دانیم چقدر توانسته اند ما را به آرامش برسانند.


نظرات()   
   

مولاوردی

اخیرا شاهد موج شلوغکاری های مولاوردی برای حضور زنان در ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات مردان هستیم. و اینکه سایت ها و رزونامه های مختلف مدام بر طبل حرفهای این زن می کوبند و بهانه های واهی و دور از عقل این زن را دستمایه توجیه برخی موج ها و جوهای منفی در جامعه قرار می دهند.
شاهد هستیم این زن بارها تاکید کرده است که حضور زنان در ورزشگاه های مردانه منع شرعی ندارد.
نخست آنکه این چیزی نیست که او بخواهد تشخیص بدهد و یا آن را بیان کند.
دوم آنکه بر فرض این امر ایراد شرعی نداشته باشد. لیکن ما معتقدیم خیلی از چیزهایی که خود ایراد شرعی ندارند باید انجام نشوند زیرا که ممکن است عملی خودش غیرشرعی نباشد اما سبب فساد و بستر ساز برای بروز اعمال و رفتارهای غیرشرعی باشد.
و باز هم این زن می گوید برای شرعی بودن حضور زنان در ورزشگاه ها می توان با زمینه سازی و کنترل شده اقدام کرد.
باز در جواب باید ذکر کنیم منظور ایشان از این کنترل چیست؟
بدیهی است که سرکوب مردان و ایجاد محدودیت برای آنها در ازای این حق ناحقی است که به زنان داده می شود که بدیهی است به جز معدودی از خانواده های خود ورزشکاران کدام دسته از زنها و دختراهای معلوم الحال را تشکیل خواهند داد...
نکته دیگر این است که امثال مولاوردی و زنان فمینیست دیگر که فعال حقوق زن هستند همیشه تاکید می کنند که ورزش زنان با پوشش اسلامی است و منع شرعی ندارد.
بفرمایند که چرا مردان برای دیدن ورزشهای زنان در ورزشگاه ها حتی از کیلومترها هم اجازه نزدیک شدن به این ورزشگاه ها را ندارند؟ مگر پوشش ها شرعی نیست و با حجاب نیست؟
اگر این معاونت حتی فمینیستی هم باشد که اینها دست فمینیست ها را هم از پشت بسته اند و اگر صحبت از برابری است و اگر این معاونت معاونت خانواده است پس باید برای مردان هم بعنوان اعضای خانواده به دنبال حقوق باشد. پس چرا در این مورد متقاضی حضور مردان در مسابقات زنان نیست؟
هر چند این رویکرد  معاونت منحوس در تمام زمینه ها تسری دارد و تنها محدود به این مورد خاص نیست.
در این معاونت همیشه مردان و پسران مورد اغماض هستند و اصلا مشکلات آنها دیده نمیشود.
این معاونت به هیچ عنوان معاونت خانواده نیست. بلکه معاونت فردگرایی زنانه است و فقط دنبال فردیت زنان است و اندکی نگاه خانواده محور به زن ندارد.
به مسئولین مملکت برای بار چند هزارم توصیه می شود دست از تمکین از خواسته های فعالان حقوق زن و تسلیم شدن در برابر آنها بردارند و فکر نکنند با این کار به حفظ نظام و اسلام کمک میکنند.
تجربه تاریخی باید به رهبری  و مراجع عظام و سایر قوای کشور و سایر ارگان ها نشان داده باشد هر اندازه تمکین از خواسته های اینها اوضاع را بدتر و خواسته های اینها را وقیحانه تر و آنها را گستاخ تر خواهد کرد.
این نظام مقدس اگر در مقابل این خواسته ها ایستادگی نکند لااقل باید شاهد از دست دادن حکومت معنوی و نرم خود بر مردم باشد و البته حکومت سخت یا مادی اش هم با بوجود آمدن مردان بی بته و بی هویت در آینده قطعا به خطر خواهد افتاد و در آینده کشور با چالش نبودن مردان مدافع و غیور مواجه خواهد شد.
چون شاهد هستیم که در تمام رسانه ها و نقاط ، بزرگ پنداری زنان و حقیر بنداری مردان در جریان است و این به شکل های مختلف در حال تغییر فرهنگ مردم است!


نظرات()   
   

محیط زیست از زمانی از بین رفت که انسان محیط زیست را برای ارضای هواهای توهمی نفسانی خود کافی ندانست. و زمانی که فاجعه نابودی محیط زیست برای انسان جاهل و نفس پرست امروز مشخص شد سعی کرد تا کلاهی بزرگ بر سر خود بگذارد و گام دیگری در نمایان کردن بت پرستی و نفاق درونش بردارد. فعالان محیط زیست و سازمانهای محیط زیست که مانیفستشان این است که هواهای نفسانی خودمان را به اجبار نگه داریم و اشتهاهای کاذب نفسانی خودمان را که کمپانی ها برای سود خود در ما درست کردند را حفظ کنیم اما محیط زیست را هم حفظ کنیم. بسیاری از راهکارهایی که این جماعت بیان کردند تنها به نابود کردن بیشتر محیط زیست منجر شد.( مانند استفاده از پلاستیکها و ... که امروزه ضررهای فراوان آنها درک شده است) محیط زیست هم جلوه و نشانه ای از خداست و نمی توان خدا را فریب داد. نمی توان خدا را دور زد و به هواهای سخیف نفسانی ادامه داد زیرا روح هواهای نفسانی ما با محیط زیست همخوانی ندارد و در اصل انسان به واسطه هواهای نفسانی خود با محیط زیست در جنگ هست. در ایران محیط زیست و فمنیسم که مکتب ضاله و کاملا نفسانی است گره خورده است. همانطور که در جاهای دیگر جهان نیز الفاظی مانند اکو فمینیسم مطرح شده و تنها کارشان انحراف بشر است. مطیع کردن فرد در برابر نفس اش است که نمونه نمایان آن مطیع بودن مرد در برابر نفس تجلی یافته خود یعنی زن است.

Image result for ‫آرم سازمان محیط زیست‬‎
چندی پیش رییس سازمان محیط زیست به برنامه شناسنامه آمد و در مورد محیط زیست و البته مسائل زنان صحبت کرد. متاسفانه هر دو فعالیت محیط زیست و فعالیت برای حقوق زنان که در اصل فمینیستی است، هر دو از ریاکارترین اعمال بشر است و هر دو یک هدف را دنبال می کنند: اطاعت از نفس و نابودی انسان با پیروی کردن از نفس. صحبت های ایشان در مورد محیط زیست اینجا مطرح نمی شود اما ایشان بحث روابط همکارانه زن و مرد را مطرح کرد و آن را مجاز و موجه جلوه داد. باید دید واقعا روابط همکارانه زن و مرد چیست و چه عواقبی دارد. همانطور که در پست های پیش نیز گفته شد همکاری زن و مرد که در قالب اختلاط امروزی صورت می گیرد دو پیامد عمده دارد که اولی امکان ایجاد فساد است و دومی امکان ایجاد اختگی در مرد و زن است. این نوع اختگی درست مثل همان اختگی است که براداران و خواهران نسبت به هم دارند. این نوع اختگی در اصل ناشی از مشابه شدن زن و مرد در مراحل زندگی است که دل هر دو را نسبت به هم متنفر می کند و دو جنس را نسبت به هم سرد می کند و نوعی اختگی ایجاد می کند. اشتراکات عامل اصلی اختگی جنسی در این زمانه است. درست مثل اشتراکی که برادر و خواهر نسبت به هم دارند و آنها را نسبت به هم اخته می کند و چه بسا دختران و پسرانی که حتی اشتراک خونی نسبت به هم ندارند اما با اسم خواهر و برادر در کنار هم بزرگ شوند، در نهایت نسبت به هم اخته شوند. لذا بعد غیر بیولوژیک این مسئله حتی ضعیف تر از بعد روانی آن است. افزایش اشتراکات زن و مرد و حتی توهم این اشتراکات می تواند اختگی در هر دو جنس ایجاد کند. لذا این مورد باعث توجیه شدن همجنسگرایی می شود، همانطور که در غرب توجیه شد. ( زیرا در غرب هم دردهه های پیش که زن و مرد به این حد از اشتراکات نرسیده بودند، مسئله همجنسگرایی قابل قبول نبود و دولتی و قانونی نشده بود اما در سالهای اخیر به دلیل اشتراکات فراوان زن و مرد و شبیه سازی بیش از اندازه آنان، این مسئله توجیه شد و در اغلب کشورهای غربی قانونی شد) لذا عرضه ایجاد اختگی در دو جنس، بسیار مهلک تر از عارضه اولی آن یعنی ایجاد فساد در جامعه است. اما بهتر است در مورد ایجاد فساد در جامعه به وسیله اختلاط نیز صحبت شود. فساد تنها روابط فیزیکی بین زن و مرد نیست بلکه تجسم زن و مرد از همکاران نامحرم خود است. این تجسم ممکن است که موقع ارتباط فیزیکی با همسر، رخ دهد و یا در مواقع ....،  آخرین عارضه اختلاط زیاد زن و مرد ارتباط فیزیکی زن و مرد نامحرم با هم است که روز به روز در حال افزایش است و حتی خود دولت و افراد پرنفوذ نیز آن را تصدیق کردند. اما هدف محیط زیست در واقع حفظ همین فسادهاست و حفظ تمایلات نفسانی و اجرای آنان است. اینان نمی خواهند که از قهر طبیعت که جلوه ای از قهر خداوند است درس بگیرند بلکه می خواهند خدا و طبیعت را دور بزنند و به هواهای نفسانی خود ادامه دهند. لذا ظلم را توجیه می کنند. ظلم های بزرگ یعنی تشابه کامل زن و مرد، تشابه کامل نژادها و اقوام، از بین رفتن استعدادهای واقعی انواع قوم ها و جنسیت ها و فدا کردن تمام آن استعدادها برای برآورده شدن نیازهای کاذب نفسانی که ماشین آنها را تامین می کند ( این استعداد کشی از طریق شبیه سازی افراطی تمام انسانها صورت می گیرد) . ظلم نقطه مقابل عدل است که هر چیزی در جای خود قرار می گیرد و تشابه افراطی انسانها در عدل وجود ندارد. با توجه به فرورفتن جهان در ظلم های ساخته شده توسط دجالان و شیاطین از جنس جن و انس، زمینه برای عدل نهایی جهان  فراهم می شود اما این مسئله زمانی باید رخ دهد که مردم خود را شناخته و بدانند که چه نیازهایی از آنان حقیقی است و چه نیازهایی توهمی است که دجالان آنان را به وسیله نفس انسان، به انسان دیکته کردند. بزرگترین این دجالان همین نهادهای محیط زیستی اند. هر چند که دجال های فراونی در قالب پزشکی و هنری و صنعتی و حتی دینی در جامعه امروز بیداد می کنند.
در پاره ای از مصاحبه رییس سازمان محیط زیست در برنامه شناسنامه، به موروثی بودن محیط زیستی بودن خانواده وی اشاره ای شد. متاسفانه این نیز نماد شرک و بت پرستی است که برخی خدمت را تنها در ریاست ( چون هدف فعالیتهای اینان عمدتا ریاست است و خدمت را تنها با ریاست و قدرت طلبی نفسانی می خواهند و جستجو می کنند و حتی آن را موروثی می کنند، مگر اینکه توبه کنند). مصداق دیگر شرک نیز ایجاد خداهای متفاوت برای محیط زیست و هواهای نفسانی است و پرستش هر دو با هم است. این تازه نمونه کوچکی از شرک در دنیای امورز ماست و امروزه آنقدر خدا توسط انسانها ساخته شده که بیش از تعداد خدایان تمام انسانها در طول تاریخ است. عمده هدف این بت پرستیها، قشری گرایی و طبقه بندی(دکتر شریعتی نیز در کتاب میعاد با ابراهیم به این هدف از شرک اشاره نموده است) و هوسرانی است. هر دو هم کاملا مشهود است. تنها راه برای بخشش محیط زیست و خدا، توبه از روال امروزی است. سازمانهای محیط زیستی که روال منافقانه را پیش گرفتند می بایست حتما توبه کنند و فرصت برای آنها هست و اینجا مکانی برای غیبت و سرزنش نیست و فقط مکانی برای اطلاع رسانی به مردم و حتی مکانی برای به خود آمدن افراد محیط زیستی است.


نظرات()   
   

امروزه سخنانی که از سوی زنان دولتی مطرح می شود کاملا با قرآن و آموزه های آن تضاد و حتی دشمنی دارند. آنها زن و مرد را در عرصه های اجتماعی برابر می دانند و خواسته های در این راستا را طلب می کنند. فعالیت اجتماعی در واقع همان فعالیت اقتصادی و کسب قدرت مادی است و نه فعالیت اجتماعی از نوع به قول خودشان زینبی. در چارچوب خانواده هم می خواهند وظیفه تمکین را یا رد کنند و یا بین زن و مرد مشابه کنند و حتی مرد را مطیع زن سازند که عاقبت قوم لوط نصیب مردم شود. امروزه دختران تا سن بالا مجرد می مانند و دلیل مجرد ماندنشان تنها تبلیغات رسانه ها و دولت برای فعالیت اقتصادی دختران است. خوب مسلم است که اسلام با بالا رفتن سن ازدواج و تعویق ازدواج که در نهایت به عدم ازدواج می انجامد، آشکارا مخالفت کرده است. حتی عقل سلیم هم این موضوع را تایید می کند و به ویژه دختران که سن ازدواجشان گذشت دیگر گذشت و نمی توان با تبلیغ ازدواج پسران با زنان سالخورده این موضوع را خاتمه داد. اصولا زنانی که به دنبال آن هستند که سن ازدواجشان بالا برود ، بهتر است ازدواج نکنند. زیرا عمر جنسی زنان دارای بهار و پاییز است. اگر بهار از دست رفت، هرگز تجربه ازدواج خوب به دست نمی آید. در اصل زندگی خوب را به بهای اندک آرزوهای قلابی فمینیستی می فروشند و یا به خاطر چشم و هم چشمی در سنت جاهلانه زمانه از یکدیگر. متاسفانه امروزه این تعویق ازدواج از سوی دختران به یک امر منطقی تبدیل شده و یک منطق کافرانه و ضد منطق برای آن درست کردند.



حضور زنان مانند برخی زنان صدر اسلام نیست. زیرا طبق احادیث بسیار مطمئن زنان مومنه صدر اسلام همگی خانه دار بودند و اصلا چنین سنت جاهلانه ای در آن زمان وجود نداشت. هیچکدام از ابزارها و مشاغلی که زنان را ازخانه  بیرون بکشد در آن زمان وجود نداشت که بخواهند به زور و با جعل و تحریف، برای دختران تیره بخت و گمراه امروزی الگوسازی نمایند. متاسفانه از درس خواندن در دانشگاهها تعبیر به عبادت می کنند در صورتی که همه می دانند این درس خواندن ها تنها برای کسب پول و اصلا فن پول در آوردن است. پول در آوردنی که وظیفه مسلم مرد طبق اسلام است. خوب این تضاد آشکار است. حتی توجیه شان هم متضاد با اسلام است. یعنی ازدواج را فدای عبادت کردن که همان رهبانیت است که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. متاسفانه شبیه سازی مسیر زندگی زن و مرد باعث شده که ازدواج های همسن افزایش یابد که بسیار زیان بار است. در سریال های تلویزیونی نیز مدام ازدواج دانشجویی که ازدواج همسن است تشویق می شود. اختلاف سنی مرد و زن می تواند ده سال باشد. به گونه ای که پسر 30 ساله با دختر 20 ساله ازدواج کند زیرا این موضوع در سنین بالا اهمیتش مشخص می شود. اما متاسفانه وقتی مسیر زندگی زن و مرد بر خلاف اسلام مشابه قلمداد می شود لذا دختر هم می گوید من هم تا سن 30 سالگی کار دارم و باید کارهایم را کنم مگر در خانه شوهر با هزینه شوهر این کارها را ادامه دهم. لذا این باعث می شود که پسران قید ازدواج با دختران سن پایین تر را زده و همسن گزینی رخ دهد. اگر پسر تا سن خاصی کاری دارد که نمی تواند ازدواج کند به علت مسئولیت هایی است که طبق اسلام دارد اما دختر این بهانه را ندارد. در ارتباط با تبلیغ پایین رفتن سن ازدواج نباید اختلاف سن زن و مرد موقع ازدواج فراموش شود. یعنی طوری نشود که پسر و دختر هر دو موقع ازدواج 20 سال داشته باشند.


نظرات()   
   

شرک
امروزه به گونه ای از شرک حرف زده می شود که گویا شرک و مشرکین تنها متعلق به قبیله های عربستان در زمان جاهلیت بوده است. گویا امروزه روز مشرک وجود ندارد و شرک تنها بدین معناست که کسی بگوید دو خدا یا سه خدا را می پرستم. خود قرآن می گوید که اگر از کافران و مشرکان بپرسید خدای شما کیست می گویند خدای یکتای آسمانها و زمین را می پرستیم. این درست مصداق انسانهای امروز است که در زمره مشرک ترین و کافرترین انسانهای تاریخ گذشته تا به امروز اند. شرک در اصل به معنای این است که انسان در توکل، خدا را کافی نداند و چیزهای دیگر را در توکل و آرامش، با خدا شریک کند. این عدم توکل کامل و خالصانه انسان امروز به خداوند در اصل ریشه ترسهای او و میل او به انواع و اقسام بیمه هاست. و از آنجایی که ترس به گفته پیامبر مادر تمام گناهان است، لذا انسانهای امروزی تماما در گناه و شرک غرق اند. این کافی ندانستن خدا برای توکل، دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج دختران امروزی است. همانطور که آمارها گزارش دادند، سن ازدواج پسران چندان تغییر نکرده است و سن ازدواج دختران است که به طور قابل ملاحظه بالا رفته است. و همین امر باعث شده که سن زن و مرد موقع ازدواج بسیار به هم نزدیک شود و حتی در مواردی سن زن بالاتر رود. مسلم است که تفکرات  سخیف فمینیستی این روند را تایید می کنند. این روند ناشی از این است که دختران امروزی نسبت به دختران دیروز در صدد هستند که شغل و مدرک را در توکل خود با خدا شریک سازند. علت دیگر روند مذکور،  نگاه به یکدیگر و تبلیغات بسیاری از افراد نادان و شیادی است که ار این روند سود توهمی خود را می برند. متاسفانه روند تمدن امروزی به گونه ایست که به انسانها وانمود می کند که برای کسب روزی باید تا عمق جهنم پیش رفت و انسانها را به مرگ تدریجی محکوم می کند. مسلم است، افراد منافق(ائم از دختر و پسر و به ویژه دختر) که نیاز جنسی خود را به بهانه کسب علم کافرانه برای کار کافرانه آتی خود انکار می کنند، امروزه در یک دست خود کتاب گرفتند و با دست دیگر خود در حال خودارضایی هستند. این ها را برای کسب روزی در اینده می کنند. مسلم است آن روزی که قرار است به این شیوه در آینده حاصل شود تا چه حد حرام و مهلک است. لذا در برابر القائات این تمدن و سردمداران شیطان آن که کاری جز ایجاد رعب و وحشت در جوانان و مردم ندارند، باید مقاومت کرد و در جواب به آنها باید گفت: شما که  ذره ذره همه انسانها را می کشید و پیوسته همگان را به عدم روزی و مرگ تهدید می کنید، مرگ یکباره بسیار بهتر از مرگ تدریجی القا شده توسط شماست لذا ترساندن شما برای مرگ و عدم روزی معنا ندارد.


نظرات()   
   

در نشست خبری هفته سلامت مردان که روز چهارشنبه با حضور سه عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران در محل این انجمن برپا شد، موضوعات مختلفی در ارتباط با وضعیت سلامت مردان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در ابتدا دکتر سید جلیل حسینی رئیس انجمن اوروژلوژی آسیا با اعلام اینکه روز سلامت مردان از سال ۱۹۹۴ در کانادا و آمریکا و از سال ۲۰۰۱ در چین برگزار می شود، گفت: در ایران نیز، این روز از سال ۸۵ به همت انجمن اورولوژی ایران کلید خورد و تا سال ۹۰، اولین پنج شنبه اسفند به عنوان روز سلامت مردان نامگذاری شد. اما از سال ۹۱، وزارت بهداشت تصمیم گرفت که هفته سلامت مردان را برپا کند.

عضو هیئت مدیره انجمن اورولوژی ایران با عنوان این مطلب که مردان به خاطر مشغله و مسئولیت های سنگین زندگی، کمتر به سلامت خودشان توجه می کنند، افزود: استمدادطلبی خانم ها بیشتر از آقایان است.

حسینی ادامه داد: متاسفانه اغلب مردان مواقعی به پزشک مراجعه می کنند که ممکن است برای درمان دیر شده باشد.

وی با تاکید بر انجام فعالیت های منظم ورزشی، عدم مصرف مواد دخانی و کنترل چربی، قندخون و فشارخون برای جلوگیری از بروز بیماری ها، تصریح کرد: وقتی پدر سالم باشد، مراقب خانواده خواهد بود. در واقع، جامعه سالم، نیازمند سلامت مردان است.

در ادامه دکتر عباس بصیری دبیر انجمن اورولوژی ایران نیز با عنوان این مطلب که استقبال آقایان از حوادث بیشتر است، گفت: مردان در معرض انواع آسیب های شغلی، اجتماعی و... قرار دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی هشید بهشتی افزود: به طور عموم، اکثر مردان در معرض بیماری های سخت تر و مرگ و میر بیشتری قرار دارند.

بصیری با اعلام اینکه در تمام دنیا امید به زندگی خانم ها بیشتر از آقایان است، گفت: بیماری های همچون سنگ کلیه در مردان ۲.۵ برابر زنان است. سرطان مثانه در مردان ۲.۵ تا ۳ برابر بیشتر از زنان است. همچنین، سرطان های پیشرفته که منجر به برداشتن مثانه می شود، در آقایان ۴.۵ برابر زنان است.

وی تاکید کرد: در بیماری های مشترک، حس خودمراقبتی زنان بیشتر از مردان است.

بصیری در ادامه به بیماری خاص مردان اشاره کرد و افزود: غده پرستات یکی از اعضای حیاتی بدن است که اگر نبود، هرگز نسل بشر ادامه پیدا نمی کرد. اما، همین پروستات در سنین جوانی به علت ورود میکروب و باکتری، منجر به عفونت می شود. به طوریکه ۱۰ درصد جوانان مبتلا به عفونت و التهاب پروستات می شوند که بیماری کلافه کننده است.

این جراح کلیه با اعلام اینکه پروستات در ۵۰ سالگی به بالا به علت بزرگ شدن می تواند مشکل ایجاد کند، گفت: متاسفانه سرطان پروستات به دلیل اینکه در نواحی خارجی پروستات ایجاد می شود، ممکن است خودش را نشان ندهد.

دکتر محمدرضا نوروزی مسئول برگزار هفته سلامت مردان نیز در ادامه این نشست خبری به ارائه آماری از بیماری های که سلامت مردان را تهدید می کند، اشاره کرد و افزود: روزانه در حدود ۳۰۰ نفر بر اثر بیماری های قلب و عروق در کشور فوت می کنند که ۵۵ تا ۶۰ درصد آنها را مردان تشکیل می دهند.

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران با اعلام اینکه سرطان مثانه در مردان ۴.۵ برابر زنان است، گفت: سالانه ۳۵۰۰ مورد جدید سرطان پروستات در کشور شناسایی می شود. در حالی که در دنیا موارد پیشرفته این بیماری ۲ تا ۳ درصد است اما این آمار در ایران بین ۵ تا ۱۰ درصد، پیش بینی می شود.

نوروزی به سرطان بیضه در مردان اشاره کرد و افزود: سرطان بیضه یکی از شایع ترین سرطان های سنین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است که به دلیل اینکه علامت ندارد و بدون درد است، بسیاری از پسران در موارد پیشرفته به پزشک مراجعه می کنند.


نظرات()   
   

مقایسه زنان و مردان صحیح نیست

هر چند وقت یکبار از سوی فمینیستهای چادری که در راس آنها معاونت زنان و ضد خانواده است صحبت از برابری تعداد مدیران زن و مرد با توجه به حجم بالای دانشجویان دختر می شود، به عنوان مثال چندی پیش معاون زنان و ضد خانواده نقل کرده بود که از آنجایی که صبر ما زنان در برابر سوءمدیریت مردان بیشتر است لذا ما زنان باید بیشتر در مدیریت دقت کنیم زیرا صبر مردان در برابر اشتباهات ما کمتر است. همه می دانیم که ریشه مدیریت مرد در عرصه های سیاسی و وجود دانشمندان و فلاسفه و حتی پیامبران که همگی یا اکثرا در تاریخ مرد بودندریشه در وظیفه مرد در نفقه دادن به خانواده خود و تامین امرار معاش خانواده خود دارد. لذا تاریخ بر اساس وظیفه دینی خود تا حدی درست عمل کرده و امروزه اگر روال بر عکس شود یا تفاوت کند نشانه خارج شدن جامعه از مسیر کلیه ادیان است، زیرا در تمام ادیان مردان کمابیش این مسئولیت را داشتند.
یکی از راههای سنجش مذهب در یک جامعه، بررسی تلاش مردان در جهت انجام وظیفه مردانگی خود یعنی همان تامین امرار معاش خانواده، است. تمام دستاوردهای اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی و فنی و سیاسی مردان در طول تاریخ در راستای انجام رسالتی بوده که از طرف دین بر عهده مردان نهاده شده بود، هر چند که در این انجام این رسالت انحرافاتی صورت گرفت اما نمی توان ریشه آن را انکار نمود مگر با نگاه کافرانه.
لذا مقایسه بین مردان و زنان در راستای حضور در جامعه و علم و تکنولوزی و ... در حقیقت انکار رسالت دینی مردان است و ریشه در کفر دارد. مسلم است که اگر خانواده از هم بپاشد دیگر چنین رسالتی معنا ندارد و به همین جهت است در کشورهایی که ادعای برابری در این عرصه ها را دارند خانواده معنا نداشته و فروپاشیده است. همچنین دین نیز در این جوامع کاملا از بین رفته و به زباله انداخته شده است. لذا امروز نیز با توجه به آمارهایی که از حضور زنان و مردان در جامعه قابل رویت است می توان کمرنگ شدن دین در جامعه خودمان را هم دید. این بی دینان می توانند چادر بپوشند و یا ریش بگذارند و یا بی حجاب باشند و ...، اتفاقا کمرنگ شدن کلیه ملاکها و ارزشهای دینی در جامعه امروز ما کاملا واضح است.
وقتی ملاکها و معیارها بر عکس الگوی زندگی دینی شد، کم کم واژه ها و استدلال های کافرانه و ضد دینی موج می زند. به عنوان مثال همانطور که می دانیم حضرت علی زن مومنه را ریحانه معرفی کرده است اما امروزه وآژهای شیرزن و گرگ زن و ... جایگزین ریحانه شده اند. امروزه گرفتن پست های کلان توسط زنان کمک به زنان دیگر معرفی می شود که اتفاقا در نهایت سیستم محله بدنام شهرنوی سابق تهران را در جامعه پیاده می کند. به عنوان مثال می گویند چنانچه وزیر نیرو زن باشد به زنان در راستای حقوق کمک می شود!!!!!!!!!، احتمالا به عقیده آنان وزارت نیرو و مسکن و ... همگی معاونت زنان و ضد خانواده اند و این دیدگاه بسیار مسموم بوده و جنس مخالف و نقش و رسالت دینی مردان در حفاظت از زنان را کاملا منکر می شود. زیرا در دین مرد قوام زن معرفی شده و باید از زن محافظت کند اما اینان می گویند زن خود محافظ خود باید باشد و زنان تنها به فکر زنان اند و در نهایت سیستم محله شهرنو تهران تبدیل به ایدئولوژی کافرانه می شود. سیستمی که چند خانم رئیس دارد با عده زیادی روسپی. برای همین  در کشورها با سیستم برابری دختر باکره نایاب است زیرا عملا همه انها تبدیل به روسپی شدند. این روال در ایران هم مشهود است. حتما به همین علت است که پیامبر فرموده قومی که رهبر آن زن باشد رستگار نمی شوند.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو