تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو تعدد زوجات

کنش دختر هاشمی به احتمال تجدید فراش پدرش!

فائزه هاشمی رفسنجانی می‌گوید که اگر پدرش (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) تجدید فراش کند عکس‌العملش خطرناک خواهد بود! فائزه هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگویی متفاوت و در پاسخ به سؤالی مبنی بر "اگر پدرتان (آیت‌الله هاشمی) بخواهند دوباره تجدید فراش کنند، شما چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟" گفته است: اولاً که ایشان چنین کاری نمی‌کنند و هیچ‌وقت هم خوشبختانه دنبال چنین چیزهایی نبوده‌اند، اما حتماً عکس‌العمل‌مان چیز خوبی نخواهد بود! حتی ممکن است "خطرناک" هم باشد!وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره خاطراتش از مدرسه رفتن می‌گوید که نمره دینی‌اش ــ‌4‌ــ بوده و همین امر باعث شده است که "حرص" آیت آلله هاشمی رفسنجانی در بیاید. فائزه هاشمی می‌گوید: بابا حرصش گرفت: "حالا چرا نمره دینی‌ات 4 شد؟! ریاضی را 4 می‌شدی! تو آبروی من را آنجا بردی!" بالاخره همه آنجا مرا می‌شناختند و می‌دانستند دختر آقای هاشمی‌ام.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در مطلب بالا به خوبی مشاهده میکنید فعالان حقوق زنان از چه سابقه دینی و اسلامی عمیقی برخوردارند و مارهایی هستند در آستین ، حتی برای پدری که تمام وجود و دنیای خود را مدیون او هستند . ماری که در آستین پدر تبدیل به اردها شده و هم اکنون نه تنها برای مردم و زنان این کشور نسخه نابودی میپیچد بلکه برای پدرش نیز تهدید مطبوعاتی صادر میکند


نظرات()   
   

این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج...

قطعا ازدواج موقت و صیغه یکی از تابوهای جامعه ماست، تابویی که گاه پر رنگ شده و حرکت هایی برای قبح زدایی آن شده.

این مصاحبه با مردی سی ساله است که اکنون متأهل است و در این مصاحبه با صراحت، دیدگاه‌ها و تجربیاتش را در اختیار سایرین قرار داده است. کسی که نکته‌ها و دغدغه‌هایی درباره ازدواج موقت دارد و به بیان آن‌ها می‌پردازد.


ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

در حقیقت برای حل مشکل خانمی وارد ماجرا شدم و بعد از اینکه مشکل ایشون رو حل کردم یک رابطه عاطفی شکل گرفت و از اونجا که مشکل اون خانم روحی بود از طرف ایشون هم احساس خلاء عاطفی از قبل وجود داشت، خب از اونجایی هم که ما دوتامون در خانواده مذهبی بزرگ شده بودیم این راه حلال و شرعی برای ما بود و از اون استفاده کردیم.

ـ چند نمونه تجربه داشتید؟
نمونه به اون معنا که یک رابطه کامل و بلند مدت باشه یک مورد، به مدت سه سال با تمام جزئیات روابط و خودمون عقد رو خوندیم. که الان دوسال از اتمام عقد ما میگذرد.

خب البته موارد معدود دیگه هم بوده که فقط به قصد ترویج این مسئله عقد کردیم. که حتی بعضا طرف رو نه دیدم و نه رابطه ای ایجاد شد. یک بار محرم شدیم تا در حقیقت تجربه شده باشه. البته بعد ازساعتها بحث راجع به این موضوع بود. ایشون مخالف سرسخت بودند، اینقدر مباحثه کردیم تا ایشون راضی شد و بعد از تجربه واقعا راضی بود از این رابطه.

ـ چطور شد که به این نتیجه رسیدید که کسی را به عقد موقت خودتان دربیاورید؟ برایتان سخت نبود؟

سوال رو شاید خوب مطرح نکردید، مثل اینه که بپرسید چطور شد که غذا خوردید، یا آب نوشیدید؟ خب انسان که تشنه میشه آب مینوشه و گشنه که میشه غذا میخوره، مهم اینه که بهترین و کم ضررترین نوشیدنی و خوراکی رو انتخاب کنید.
ـ هدف‌تان و علت ازدواج موقت چی بود؟

ببینید میشه گفت هدف همه کسانی که ازدواج موقت انجام میدن یا حتی ازدواج دوم میکنن نیاز هست، این نیاز عاطفی یا جنسی از طریق دختر یا پسر هست که انسان رو به سمت ازدواج موقت میکشونه، خب وقتی خدا هم راه حل رو جلوی پای انسان گذاشته برای چی نباید بره سراغ متعه؟ البته منکر این نمیشم که بعضی ها هم هستند فقط به قصد کمک و سرپرستی یک خانواده ازدواج موقت رو انجام میدن. اما عمدتا جامعه ما نیاز داره. متاسفانه اینقدر در مورد متعه بد تبلیغ شده و خیلیها اون رو بد انجام دادند که تصور عام مردم از متعه یک رابطه جنسی دو ساعته و تولد یک بچه بی سرپرست هست و وجه‌ی اون متاسفانه برای خیلیها از عمل منکر زنا بدتره.
ـ نگران نگاه دیگران نبودید؟

نگاه دیگران یا نگاه خدا؟ اینقدر به نگاه دیگران اهمیت دادیم که خیلی از مستحبات و بعضا واجبات رو کنار گذاشتیم. کافیه دودوتا چهارتا کنیم ببینیم که نتیجه توجه به نگاه و حرف مردم برای ما سودمند هست یا نگاه و توجه خدا؟

ـ فکر می‌کنید تجربه‌ی متعه، راضی کننده ا‌ست؟ یعنی کسانی که به سمت‌ش می‌روند راضی هستند و ناراحتی‌هایی برایشان ایجاد نمی‌شود؟

خب بستگی به نوع فکر و نگاه شما به این قضیه داره. برای من راضی کننده بود. به این خاطر که مورد خوبی رو پیدا کردم. شخصی که قصدش آزار و اذیت و صدمه زدن به من نبود، در حقیقت وجود ما برای همدیگه همچون مکملی بود در برهه‌ای از زندگی. در مورد این مسئله مطالعه لازم رو انجام داده بودیم. و من به عنوان یک مرد متأهل تمام تلاشم رو کردم که همسرم احساس کمبودی در اون زمانی که من متعه دارم نکنه.

حضرت امیر در این زمینه می‌فرمایند: «ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفة» یعنی حرکت بدون بصیرت در موضوعات متعدد منع گردیده که اولاً حکم «متعه» از این دستور العمل کلی خارج نیست، ثانیاً نفس این موضوع و چگونگی طرح آن و لزوم معرفت نسبت به جایگاه آن برای مرد و زن در متون روایی صراحتاً آمده است
ـ متعه را به کسی پیش‌نهاد می‌کنید؟

برای این جواب فقط به این سفارش امام صادق علیه السلام اکتفا می‌کنم: «المتعة لاتحل الا لمن عرفها و هی حرام علی من جهلها» متعه حلال نیست مگر بر کسی که شناخت دقیق نسبت به آن دارد و حرام است بر کسی که جاهل به [احکام و شرایط] آن است.

و یا این در کلام دیگری از محمد بن عیص آمده که از امام صادق (ع) سوال کردم از متعه، امام (ع) فرمود: «نعم اذا کانت عارفة، قلنا: فان لم تکن عارفة. قال فاعرض علیها….» که در این روایت امام (ع) اهمیت دانش زن را نسبت به این موضوع تبیین می‌فرماید و توجه به این مسأله که اگر زن آگاهانه این امر را پذیرفت، او دیگر نسبت به این امر و عواقب آن مغبون به شمار نمی‌آید.

ـ فکر می‌کنید چه خانم‌ها و آقایانی و با چه شرایطی می‌توانند به متعه فکر کنند؟ اگر تفاوتی میان شرایط زن و مرد هست بیان کنید.

ببینید سوال‌ها نباید اینقدر کلی باشه. هر کسی بنا بر نیاز و شرایط باید برای این مسئله اقدام کنه. باید مطالعه کرد. یک سری دستورالعمل‌های پایه‌ای نسبت به این قضیه داده شده. هر عملی رو باید با دستور العمل انجام داد تا نتیجه مثبت گرفت و طبیعتا اگه بد عمل کنیم نتیجه بد می‌گیریم.

ـ نگاه خانواده‌تان به این ماجرا چطور بود؟ نگران نبودید که اگر متوجه شوند برای‌تان دردسر درست شود؟

نگاه عمده افراد به این مسئله متاسفانه منفی‌ست. به نظر من هم به خاطر کم‌کاری جامعه مذهبی نسبت به تبلیغ این مسئله است. البته نمی‌شه گله‌مند بود. شما می‌بینید بعضا یک طلبه حوزه علمیه با این امر کاملا مخالفت می‌کنه و سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی عواقب این کار را همچون گناهی کبیره به تصویر می‌کشند. خب عواقب تبلیغ بد هم کاملا مشخصه.

ـ تصور خودتان نسبت به این موضوع قبلا چطور بود و در حال حاضر چه طور است؟

اغراق نمی‌کنم اگر بگم که تغییری نکرده. اما خب به نکات ظریف مثبتی پی بردم که مطمئنا اگه تجربه نکرده بودم همیشه مغفول باقی می‌موند.

ـ متعه، برای مرد هم نکات منفی‌ئی دارد؟
تنها نکته منفی برای من که شخصا این مسئله رو تجربه کردم وابستگی به طرف مقابلم بوده و دلتنگی‌های که عود می‌کنه و خاطراتی که مرور می‌شه. اما اعتقاد شخصی بنده اینه که کاری رو که انجام می‌دید و رضای خدا در اون هست خود خدا برای سهل شدن و ختم به خیر شدن اون ماجرا به شما کمک می‌کنه.

ـ برای دیدن و ارتباط با همسرتان با مشکل مواجه نبودید؟

شکر خدا نه. توی اون دوره الحمدلله مشکلی پیش نیومد و راحت با هم مرتبط بودیم

ـ مهریه‌ را چه چیزی در نظر گرفتید؟ مهریه را به هم‌سرتان دادید؟
مهریه ها بخاطر اینکه متعه هدف مادی به دنبالش نبود معمولا هدایای همچون کتاب، سی دی و یا ختم قرآن و هدیه ثواب اون به حضرت صاحب الامر بوده. که همه پرداخت شده و یا بخشیده شده.

ـ احساس‌تان نسبت به کسی که روزی همسرتان بوده؟ بعد از جدا شدن حس وابستگی به آن شخص نداشتید؟

اگر عمل رو خوب انجام بدید نگران این مسائل نباشید. قطعا احساس خوبی هست. کسی که یک مدت محدود برای شما یک دوست، همزبان، همدل و یار خوبی بوده قطعا برای نبودنش دلتنگی خواهید کرد. و وابستگی هم بوده اما همینطور هم که قبلا اشاره کردم کاری کردیم که رضای خدا در اون بوده و این مشکلات رو هم خود خدا برامون حل کرده.

ـ در زمان عقد موقت از نظر وظایف همسری سعی‌تان این بود که کامل رفتار کنید؟ یا چون عقدتان موقت بود برای‌تان اهمیت نداشت؟

راستش نگاه من به عقد موقت همچون عقد دائم هست. وظیفه خودم می‌دونستم که تمام توان خودم رو به کار ببرم که ایشون احساس کمبودی نکنه. چه از نظر مالی و چه معنوی.

ـ پیش از عقد موقت کاملا با قوانین آن آشنا شده بوده و از آن خبر داشتید؟

بله، از طریق مطالعه منابع و سوال متشرعین.

ـ خیلی از خانم‌ها معمولا با متعه مخالف هستند. تا به حال شده که با این افراد صحبت کنید و سعی کنید نظرشان را عوض کنید؟

بله موارد بسیاری بوده و الحمدلله به لطف خدا موفق بوده‌ام. ببینید حکم خدا منطقی‌ست و جایی برای مخالفت نداره. اون‌هایی که خودشون رو به خواب زدند هیچ وقت بیدار نخواهند شد.

ـ نگران نبودید که در این مدت صاحب فرزند شوید و برای‌تان مشکلاتی به وجود بیاید؟
دسته دیگری از روایات است که توجه مردان را در نهی از اولاد به سبب «متعه» بیان می‌نماید. مثلاً امام صادق(ع) روایتی را از پدر گرامی‌اش و سپس از رسول خدا(ص) بیان می‌نماید که پیامبر(ص) فرمود: «ان الله اخذ میثاق علی سایر المومنین ان لاتعلق منه فرج من متعه» خداوند متعال پیمان گرفت بر سایر اهل ایمان که هرگز رحم زنی از او به جهت متعه تعلقی پیدا نکند و بارور نگردد. و در ادامه آن می‌فرماید: «این امتحان سختی است که به سبب آن ایمان مومن از کفرش در تعلق رحم و باروری همسر متعه‌ای پدیدار می‌گردد. سپس امام(ع) فرمود: «و قال رسول الله (ص) ولد المتعه حرام» که این حرمت همان شدت در کراهت و منع از این نوع باروری است. چون شریعت توجه تامی به حفظ حیثیت زن و مرد مسلمان دارد، لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید:« اتقوا مواضع التهمة» از جمله مواضع تهمت موضع متعه است که در روایات بدان اشاره شده است. و این مواضع تهمت رو می‌شه با راهکارهای جلوگیری انجامش داد.

ـ بعضی افراد در مخالفت با متعه نظرشان این است که برخلاف حقوق زنان است و فقط در آن لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده. نظرتان در این باره چیست؟

این مسئله رو اگر برید از خانم‌های صاحب تجربه راجع به این سوال بپرسید قطعا جوابی خلاف آن دریافت خواهید داشت. یعنی شما باور می‌کنید که از بین تمام کسانی که متعه می‌کنند فقط مردها لذت میبرند؟ پس زن برای چه هدفی متعه می‌کنه؟ اگر بگویند که خب از سر نیاز مالی و اینطور مسائل من نمی‌تونم این رو باور کنم. هم خلافش رو دیدم و هم به جامعه متدین و متفکر مسلمون ایمان دارم.

ـ به نظرتان متعه باعث فروپاشی خانواده‌ها نمی‌شود؟ با توجه به اینکه اغلب مردان متاهل برای متعه اقدام می‌کنند؟

متعه برای متأهل شرعا مشکلی نداره و اگر درست عمل بشه حتی باعث ثبات بیشتر خانواده نیز می‌شود. به این خاطر که متعه خلأهایی رو از مرد پر می‌کنه که متاسفانه زن‌های امروزی خیلی مایل و جاهد به پر کردن اون خلأها نیستند. و به نظرم حتی توانایی این مسئله رو ندارند. اونهم به خاطر عدم آموزش مناسب و عدم اختصاص وقت به این مسائل هست.

ـ نگران نبودید که بعد از تمام شدن مدت متعه دچار بیماری شوید؟ با توجه به گسترش بیماری‌هایی مثل ایدز.
فکر می‌کنم شما هم بدونید که علم اینقدر پیشرفت کرده که این نگرانی دیگه وجود نداشته باشه.

ـ نظرتان درباره ترویج ازدواج موقت چیست؟ آن را برای جامعه لازم می‌دانید یا غیرضروری؟

به نظر من این امر ضروری هست. چون قلبا ایمان دارم که اگر متعه گسترش پیدا کنه، سطح فساد در جامعه به صورت چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه و ثبات خانواده‌ها بیشتر می‌شه. این رو می‌شه از حاصل روایات ائمه معصومین علیهم السلام درک کرد.

ـ نظرتان درباره سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که برای ترویج متعه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده چیست؟

راستش اون قضیه آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر قطعا مضراتش بیشتر از سودش هست. به خاطر عدم تجربه و آفاتی که در رابطه‌های مجازی وجود داره. اما خب اگر سایت‌هایی باشه که هست و فیلتر شده متاسفانه، به نظرم در ترویج احکام، فوائد و احیانا مضرات این مسئله به روشنگری خوبی می‌رسیم.

ـ وظیفه‌ حاکمیت در قبال متعه چیست؟
راستش مسئله رو سیاسی نکنید. (لبخند می‌زند) به نظر بنده حاکمیت اون ضربه‌ای رو که به این مسئله زده، خیلی بهتر از برخی‌ها در صدر اسلام زده (با خنده فراوان). توی صدا و سیمای ملی که علنا مخالفت می‌کنن و اون رو به مثابه یک غول ویرانگر نشون میدن. حاکمیت وظیفه خودش رو می‌تونه از رفتار و توصیه ائمه معصومین علیهم السلام به این مسئله الگو بگیره. که ما صدا و سیما رو در این امر به پیروی از دشمنان حضرت امیر علیه السلام متهم نکنیم.

ـ رسانه‌های مکتوب و رسانه‌هایی مثل تلویزیون و سینما چه تصویری از متعه ارائه می‌دهند و آیا این تصویر درست و واقعی‌ست؟ چه وظیفه‌ای این رسانه‌ها نسبت به متعه بر عهده دارند؟
راستش خیلی رسانه‌های مکتوب رو پیگیری نمی‌کنم، اما خب توصیه ام این هست که ایشان نیز پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام باشند که مسیر آن‌ها حق است و مطمئن باشند که از ترویج درست و صحیح این مسئله ضرر نخواهیم کرد.


 


نظرات()   
   

یکی از کارهایی که سازمان محیط زیست به اسم حفاظت از محیط زیست انجام می دهد ممنوعیت شکار در برخی مناطق است که فی نفسه کار بدی هم نیست. اما وقتی با بی ملاحضگی صورت گیرد و با کل نگری و جامع اندیشی همراه نباشد دارای عواقب به شدت بدی خواهد بود که مواردی از آن را اشاره می کنیم:

1- بیکاری شکارچیان

شکارچیان سالهاست از این طریق معاش خود و خانواده خود را کسب می کنند که با ممنوعیت شکار  دچار فقر و بیکاری می شوند.

2- خونریزی

قاعدتا شکارچیان برای تامین هزینه های زندگی خانواده های خود از ممنوعیت شکار سرپیچی می کنند و این را یک دستور زور می دانند و در نتیجه درگیری و خونریزی اتفاق خواهد افتاد.
در این درگیری ها و نزاع ها محیط بانان بیچاره ای که شاید یک دهم در آمد مدیران ارشد سازمان محیط زیست و معاونان آن که همگی از بد ماجرا از بین زنان انتخاب شده اند در آمد نداشته باشند مضروب، زخمی، شهید و یا جانباز می شوند و دادگاه و قصاص و هزاران مساله دیگر خانواده های آنها و شکارچیان را تهدید خواهد کرد.

3- افزایش شرارت و اعتیاد

عده زیادی از شکارچیان که بیکار شوند از طرف خانواده و بستگان سرزنش خواهند شد که افسردگی و حس پوچی از پیامدهای آن خواهد بود. در ادامه ماجرا عده زیادی از آنها از طرف خانواده ها سرزنش خواهند شد و به شرارت و اعتیاد یا سرقت ، قاچاق  و  یا جرایم دیگر روی خواهند آورد.


4- ایجاد زنان سرپرست خانوار و بد سرپرست

زنان سرپرست خانوار

اینجا دیگر سیکل فمینیسم تکمیل می شود. در نتیجه عوامل بالا ،طلاق ، انواع فساد اخلاقی در بین خانواده های اهالی آن مناطق ریشه خواهد دواند و خانواده های آنها از هم خواهد پاشید. بنابراین چیزی که زیاد می شود شمار زنان سرپرست خانوار است. زنانی که پاشنه آشیل تحرکات فمینیستی و بوق و کرنای فمینیست ها خواهند بود و بهترین شاهراه ها برای سرازیر شدن سرمایه برای اعمال فمینیستی تحت عنوان کمک به این زنان، تغییر قوانین مدنی برای سهم خواهی های بیشتر و دادن حقوق نامشروع بیشتر به زنان، بیکاری بیشتر مردان و ... خواهد بود.

نکته : البته این تنها یکی از زمینه های تشکیل زنان سرپرست خانوار است. سیاست های مشابه دیگری در سطح کشور سبب ناتوانی مردان و تشکیل زنان خودسرپرست و بدسرپرست می شود.


راهکار:

راهکار این است که قبل از هر گونه درگیری و اعمال قهر آمیز در مناطقی که میخواهیم قطع گیاهان یا شکار یا هر کار دیگری را ممنوع کنیم به فکر آموزش و توانمند سازی مردان آن مناطق برای شغل های جایگزین باشیم یا در خود سازمان محیط زیست برای آنها منبع درآمد ایجاد کنیم و از ظرفیت های آنها استفاده کنیم.

در سطح دیگر محیط بانان را آموزش دهیم و از آنها حمایت های مالی کنیم به جای اینکه سازمان محیط زیست را به پایگاه فمینیست ها تبدیل کنیم و دوربر ریاست سازمان محیط زیست و موسسه استاندارد پر از زنان و دختران بی نیاز از اشتغال باشد که معلوم نیست با کدام صلاحیت و توانمندی نداشته ای به این جایگاه ها رسیده اند.

در سطح کلان تر و در سطح ملی راهکار توانمند سازی مردان است ( نه توانمند سازی زنان) چرا که مردان باید مخارج زندگی را تامین کنند. مردان باید سرپرست زنان باشند. اگر مردان آموزش داده شوند و پولهایی که خرج توانمند سازی زنان می شود صرف توانمند سازی مردان شود دیگر زنان بدسرپرست و خودسرپرست ایجاد نمی شوند.
پیشگیری بهتر از درمان است. اما متاسفانه می بینیم که سیکل معیوب سبب تشکیل شدن زن سرپرست خانوار می شود و سپس چندین برابر بودجه صرف توانمند سازی این زنان می شود!
قوانین معیوبی که تحت عنوان اسناد بالادستی تهیه شده است وحی منزل نیستند و بهتر است اصلاح شوند.
مضافا ازدواج مجدد و چند همسری هم با توانمند سازی مردان میسر می شود که با هزینه ای به مراتب کمتر و نتایج پایدارتر و بهتر، زنان و کودکان بیشتری را سر و  سامان خواهد.

متن زیر از محمد علی ایلانلو می باشد که نامه ی سرگشاده وی  خانم ابتکار است:

محمد علی ایلانلو

"دلم نمی خواست که این نامه رسانه ای شود. بلکه می خواستم که خصوصی به دست شما برسد اما می دانم که حاجبان و پرده داران شما نخواهند گذاشت. به اجبار از این طریق حرفم را به گوش شما می رسانم. هرچند که می دانم از سوی جوانان احساساتی مورد هجوم قرار خواهم گرفت.

سرکار خانم دکتر ابتکار! شما رییس انجمن حمایت از حیوانات نیستید، شما رییس دولتی طبیعت ایرانید. بنابراین برای تصمیم گیری های دشوار باید از جنس همین طبیعت باشید، به موقع مانند طبیعت نرم و مهربان و به موقع مثل ذات طبیعت خشن و بی رحم اما منطقی.

مدیریت طبیعت احساسات رقیق برنمی تابد، هر تصمیم احساسی تبعاتی ناخواسته و خشن دارد.

خانم دکتر ابتکار! لطفا یک بار محض امتحان، پیش داوری و احساسات و مشاوره های نخ نمای همیشگی را کنار بگذارید و به حرف کسی که عمری را با آگاهی و مطالعه کامل در طبیعت گذرانده و براساس تجربه بسیار می داند که چه می گوید گوش کنید، ضرر نمی کنید؛

شما حرکت صیادان فریدونکنار را نه تنها نباید سرکوب کنید، بلکه باید از آن حمایت کنید، الان به دلیل فوریت خلاصه می گویم. اگر نیاز باشد بیشتر خواهم گفت.

در مورد فریدونکنار بی تردید باید دست نگه دارید، شتابزده و احساسی عمل نکنید، شما به عنوان یک مدیر دولتی انسان اندیشمندی هستید و به تبعات هر عملی می اندیشید، شک نداشته باشید که اگر به هر صورت صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید قضیه از جاهای دیگر سر برخواهد آورد.

مطلب «بوی خون می آید» را دوباره بخوانید، اهالی شمال ایران طبیعت خاص خود را دارند و بر اساس همین طبیعت قرن هاست که معیشت خاص خود را برنامه ریزی کرده اند، خداوند از هزاران سال پیش بخشی از روزی آنها را در آسمان قرار داده است، پرندگان مهاجری که هر ساله از آسمان می آیند و طبق نص صریح خداوندی جزو روزی انسانند بخشی از رزق این مردم را تشکیل می دهند.

شما نمی توانید و نخواهید توانست که مانع بهره برداری از این رزق خدادادی شوید، این صیادان آنچنان که گفته می شود، عده ای سودجو، کلاش و قاتل نیستند، اینها روستاییانی هستند که قرن هاست بخشی از اقتصاد خانوادگی خود را از راه صید به دست می آورند.

من متاسفم که گاهی در فضای رسانه ای ناآگاهانه این روستاییان را افرادی غارتگر می نامند، اینها اگر مردمی غارتگر و قاتل بودند تنها درنای سفید شمال به نام «امید» سال ها با امنیت کامل و با آرامش در میان این مردم نمی زیست.

خانم ابتکار عزیز، شما نه تنها نباید کار صیادان فریدونکنار را سرکوب کنید، بلکه باید از آنها به عنوان الگو و نمونه اقتصاد روستایی حمایت کرده، آنها را تشویق کنید و جاهای دیگر را نیز با شرایط مشابه تشویق به این کار پر درآمد و اشتغال زا بکنید. به خصوص در این زمانی که بیکاری و عدم درآمد جوانان روستایی ما را با سرعتی وحشتناک به سوی اعتیاد می برد.

خانم دکتر ابتکار، امروزه زمان ارتباطات است، لطفا ساعتی در اتاقتان را ببندید و به سایت های گوناگون آلمان، فرانسه، لوکزامبورگ و سایر جاهایی که طبیعتشان به طبیعت شمال می خورد، سر بزنید.

دولت های آنان کشاورزان را تشویق می کنند که در وقت مقرر در زمین هایشان محصولاتی نظیر برنج بکارند و در پاییز و زمستان که وقت محصول نیست زمین هایشان را به صورت شکارگاه های اختصاصی درآورند، پرندگان مهاجر میلیونی می آیند چند هزارشان شکار می شوند و از این طریق به اقتصاد خانواده روستایی صاحب زمین کمک می کنند. باقی آنها به خاطر اقامت طولانی در زمین های کشاورزی از خود کودی مغذی برای محصولات به جای می گذارند که تا سال دیگر محصول بهتری بدهد، درآمد بیشتری داشته باشد و در پاییز پرندگان بیشتری برای استفاده از باقیمانده محصول به آنجا بیایند.

خانم دکتر ابتکار دست نگه دارید! صید صیادان فریدونکنار نه تنها سودجویی و غارتگری نیست بلکه نمونه ای است باستانی و هوشمندانه برای اقتصاد خانوار روستایی و بهره برداری مضاعف از یک قطعه محدود زمین کشاورزی، بنابراین لطفا به جای تهدید و سرکوب با آنها صحبت کنید شاید که راه روستایی آنها بهتر از راه علمی و آکادمیک مشاوران شما باشد."


نظرات()   
   

بر اساس تحقیقات جدید، حسادت موجب افزایش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود.

به گزارش ایسنا، بر اساس تحقیقی 40 ساله مشخص شد در زنان میانسالی که مضطرب و یا ترشرو هستند، احتمال ابتلا به مشکلات عصبی در آینده افزایش خواهد یافت.

دکتر لنا جانسون، سرپرست این تحقیق از دانشگاه گوتنبرگ سوئد اظهار کرد: بیشتر تحقیقات در مورد آلزایمر به تحصیلات، قلب و عوامل خطر خونی، آسیب‌های وارده به سر، سابقه خانوادگی و ژنتیک اختصاص دارند، اما شخصیت افراد، رفتار، واکنش به استرس و سبک زندگی نیز بر خطر ابتلا به زوال عقل تاثیر دارند.

در این تحقیق محققان، 800 زن را که در اوایل 46 سالگی بودند مورد بررسی قرار دادند. محققان از شرکت‌کنندگان تقاضا کردند آزمون‌های شخصیتی را کامل کنند تا میزان روان رنجوری، درونگرایی، برونگرایی آنان مشخص شود. همچنین به همراه این موارد آزمون‌های گوناگون حافظه نیز انجام شد. از این افراد در مورد میزان استرس، زودرنجی، ترس، تنش، ناآرامی، اختلالات خواب و دیگر موارد اخلاقی سوال شد و به این افراد نمره صفر تا پنج داده شد.

نتایج نشان داد افرادی که بیشترین نمره روان رنجوری را کسب کردند دو برابر افرادی که نمره کمتری داشتند در معرض خطر ابتلا به زوال عقل بودند.

نتایج این تحقیق در نشریه نورولوژی منتشر شده است. 
 
انجمن حمایت از حقوق مردان:
 
در چنین شرایطی که در ایران حسادت و رفتارهای سوء زنانه به رسمیت شناخته می شوند و دستگاهها برای ارضای حسادت زنان قوانین خدا را از بین می برند ، تا نکند زنی به زن دوم شوهرش حسادت کند ،باید تحقیقات خارجی ها آنچه را که خود داریم به یادمان بیاورد.


نظرات()   
   

     بسم الله الرحمن الرحیم

فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة ذالک ادنی الا تعولوانسا 3

ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة

وان تصلحوا و تتقوا فان الله کان غفورا رحیما نسا 120


                                  بنام خداوندبخشنده مهربان

با زنان پاک ازدواج کنیدبا دو یا سه یا چهار زن و اگر می ترسید عدالت را میان آنان رعایت نکنیدتنها یک زن بگیرید

این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می کند نسا 3

شما هرگز نمی توانید در میان زنان عدالت برقرار کنید هر چند تلاش کنید ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده در آورید

واگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیریدخداوند آمرزنده و مهربان است نسا129


                         حلقه ازدواج

    سفر برای تحصیل دانش

هشام بن حکم مردی با تقوا و از شاگردان ممتاز امام صادق علیه السلام بود او بعنوان پژوهشگر شیعی سعی میکرد تاپرسشهای خود را با امام صادق علیه السلام درمیان بگذارد

داستان زیر بر این سخن گواهی می دهد

 

روزی ابن ابی العوجا از دانشمندان مخالف اسلام درباب تعدد زوجات از هشام پرسشی کرد او می گفت:

از سویی قرآن در آیه سوم نساء می گوید با زنان پاک مسلمان ازدواج کنید با دو یا سه یا چهار زن واگرمی ترسید عدالت را میان آنها رعایت نکنید تنها یک زن بگیرد

و از سویی دیگر در آیه 129 همین سوره می گوید شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت برقرار کنید هرچند تلاش کنید

با ضمیمه کردن آیه ی دوم به آیه اول درمی یابیم که تعدد زوجات در اسلام ممنوع است زیرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نیست پس در نتیجه تعدد زوجات در اسلام حرام است

هشام از پاسخ باز ماند و برای پاسخ ، از ابن ابی العوجا فرصت خواست. هشام برای پاسخ به سوی امام صادق علیه السلام به مدینه شتافت و سخن ابن ابی العوجا را برای حضرت بیان کرد

امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمودند : منظور از عدالت در آیه سوم سوره  نساء عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسری وطرز رفتار و کردار است و منظور از عدالت در آیه 129 نساء عدالت درتمایلات قلبی است

بنابراین تعددزوجات باشرایطی در اسلام جایز و حلال است

هشام ازمدینه برمی گردد و پاسخ امام صادق علیه السلام را در اختیار ابن ابی العوجا می گذارد او قسم می خورد این پاسخ تو (یعنی هشام) نیست     منتهی الامال ج2ص251


نظرات()   
   

حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد چند همسری آفریده شده،تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.

ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن که شرحی درباره آشفتگیهای اخلاقی امروز از نظر امور جنسی می‏دهد،می‏گوید:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه‏«اصلاح ناپذیری‏»است که به تنوع داریم و طبیعت‏به یک زن بسنده نمی‏کند.»

هم او می‏گوید:

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می‏تواند تک همسری را به او تحمیل کند.»

در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان‏«آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟»نوشته است:

«پروفسور اشمید آلمانی گفته است:...در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله ‏رو خیانت.حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض می‏کردند و 50 درصد از مردان زن دار به همسرانشان خیانت می‏ورزیدند.رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش-که به کینزی راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از پشت‏بسته‏اند...کینزی در قسمت دیگر گزارشش آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی‏آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می‏کند،آسان از راه بدر می‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام‏»بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام‏»بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول‏«اسپرم‏»تولید می‏شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی‏کند.صرف نظر از فرضیه کینزی،بد نیست از خودمان بپرسیم:آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟

هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن برای مرد مشکل نیست‏بلکه غیر ممکن است.یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها.مرد اگر به تاریکی می‏پرد و به زنش خیانت می‏کند تقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.»

در شماره 120 همین مجله تحت عنوان‏«عشق و ازدواج به سبک فرانسوی‏» چنین می‏نویسد:«زن و شوهر فرانسوی مساله بی‏وفایی را بین خودشان حل کرده و برای آن قاعده و قانون و حد و حدودی قائل شده‏اند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکی‏اش بی‏اهمیت است.آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگی زناشویی می‏تواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.اما در مورد زنان تا اندازه‏ای تفاوت می‏کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت‏شود زنش احساس نارضایی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود،زیرا به خودش دلداری می‏دهد:او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»

در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست ‏شناس به نام دکتر راسل لی در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتی مورد بحث و گفتگوی نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دکتر راسل لی قناعت مرد به یک زن خیانت‏به نسل است،نه از نظر کمیت‏ بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می‏کند.نسل در چند همسری قوی و نیرومند می‏گردد.
 البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست‏شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند.بر عکس،معتقدیم زیست‏شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه‏های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است; چند شوهری بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.اما مرد طبعا تک همسر نیست،به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.

اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم.ما منکر این نظر هستیم که می‏گوید علاقه مرد به تنوع‏«اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها.

به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می‏آورد نه خلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعی است.عوامل خیانت را محیطی به وجود می‏آورد که از یک طرف زن را تشویق می‏کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد،هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می‏کند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع می‏سازد.

در مشرق اسلامی پیش از آن که آداب و رسوم غربی رایج گردد 90 درصد مردان، تک همسر واقعی بودند;نه بیش از یک زن شرعی داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده‏های اسلامی حکمفرما بود.

چند همسری،عامل نجات تک همسری
تعجب می‏کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تک همسری بود.بلی،مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسری است،به این معنی که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا می‏شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونی می‏گیرد،اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت‏شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و مالی و جسمی هستند اجازه چند همسری داده نشود،رفیقه بازی و معشوقه گیری ریشه تک همسری واقعی را می‏خشکاند.

در مشرق اسلامی از طرفی تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود.لهذا تک همسری واقعی بر اکثریت‏خانواده‏ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازی مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسری است و تک همسری برای مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممکن است‏بپرسید:بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت،مرد را چند همسری می‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم می‏کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه می‏شود؟

تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است:مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش می‏خواهد مانعی ندارد.به عقیده این آقایان رفیقه‏گیری و معشوقه‏بازی حق طبیعی و مسلم و مشروع مرد است!و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی‏«نامردی‏»است.

چهره واقعی بحث
گمان می‏کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله‏ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست.مساله این نیست که آیا تک همسری بهتر است‏یا چند همسری مسئله این است که آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چند همسری کدامیک را انتخاب کند.مساله‏ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی،مخصوصا فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج ، بر مردان نیازمند،تک همسری مطلق عملا در خطر افتاده است.تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده‏ها بشود افسانه‏ای بیش نیست.یکی از دو راه در پیش است:یا رسمیت‏یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متاهل-که حتما از 10 درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی‏شوهر،و یا باز گذاشتن راه معشوقه‏بازی. و چون در صورت دوم هر معشوقه‏ای می‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود.

آری،این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری.اما مبلغان شیوه‏های غربی حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند،حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند.آنها واقعا مدافع معشوقه‏گیری هستند،زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم می‏دانند و یکی‏اش را هم زیاد می‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن،لذت را در آزادی از قیود ازدواج می‏شناسند،اما در گفته‏های خود برای ساده‏دلان چنین وانمود می‏کنند که ما مدافع تک همسری هستیم،با لحنی معصومانه می‏گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بی‏وفا!

نیرنگ مرد قرن بیستم
مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهای قشنگ تساوی و آزادی،زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت‏به او بکاهد و بر کامگیریهای بی‏حساب خود بیفزاید.اما در کمتر مساله‏ای به اندازه تعدد زوجات،از این جهت موفقیت داشته است.

راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهایی می‏بینم که دچار تردید می‏شوم،نمی‏دانم ساده‏ دلی است‏یا اغفال؟

یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است:

«در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان(دائم یا منقطع)از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»

من نمی‏دانم این گونه اشخاص تصور واقعی‏شان از این مساله همین است ‏یا نعل وارونه می‏زنند؟!آیا اینها واقعا نمی‏دانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینی می‏کند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تاکنون برای این مشکل پیدا نشده است؟آیا اینها نمی‏دانند که چشمها را روی هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد«زنده‏باد تک همسری و مرگ بر چند همسری‏»دردی دوا نمی‏کند؟آیا اینها نمی‏دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

مضحک این است که می‏گویند:«تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»گذشته از اینکه مقایسه غلطی است،شاید نمی‏دانند که دنیای امروز-که این آقایان هر پدیده‏ای را به این نام جذب می‏کنند و هیچ تردیدی را در صحت رویدادهای آن روا نمی‏دارند-مرتبا از مرد می‏خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.دنیای امروز این‏«نابردباریها»را به نام حسادت،تعصب، فناتیسم و غیره محکوم می‏کند.ای کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتی که از این لحاظ در مغرب زمین می‏گذرد اندکی آگاهی داشتند.

اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است‏باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد،و الا منع قانونی تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگری ندارد.

بحران ناشی از محرومیت زنان بی‏شوهر
در این شرایط منع تعدد زوجات خیانت‏به بشریت است،زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست.اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده‏ای از زنان ختم می‏شد باز قابل تحمل بود.بحرانی که از این راه عارض اجتماع می‏شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است،همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدس تر است.

زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم می‏ماند یک موجود زنده است‏با همه عکس العمل‏هایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان می‏دهد،یک انسان است‏با همه عوارض روانی و عقده‏های روحی در زمینه ناکامیها،زن است‏با همه نیرنگهای زنانه، دختر حواست‏با قدرت کامل‏«آدم فریبی‏».

او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای‏«روز مبادا»ذخیره کنند،خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند. بلی، او یک موجود زنده است،یک انسان است،یک زن است;نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد.او خواهد گفت:

سخن درست‏بگویم نمی‏توانم دید که می‏خورند حریفان و من نظاره کنم

همین‏«نمی‏توانم دید»کارها خواهد کرد،خانه‏ها و خانواده‏ها ویران خواهد ساخت، عقده‏ها و کینه‏ها به وجود خواهد آورد.وای به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست‏به دست هم بدهند.

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را برای اغوای مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد،و بدیهی است که‏«چو گل بسیار شد پیلان بلغزند»و متاسفانه از این‏«گل‏»مقدار کمی هم برای لغزیدن این پیل کافی است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا می‏کند؟خیر،نوبت‏به زنان خانه‏دار می‏رسد. زنانی که شوهران خود را در حال خیانت می‏بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت می‏افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد می‏شوند.نتیجه نهایی چه خواهد بود؟

نتیجه نهایی در گزارشی که به‏«کینزی راپورت‏»مشهور شده،ضمن یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از شت‏بسته‏اند».

ملاحظه می‏فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمی‏یابد،شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه‏دار را هم می‏گیرد.

عکس العمل‏های مختلف در زمینه پدیده فزونی زن
پدیده فزونی نسبی زن همیشه در زندگی بشر وجود داشته.چیزی که هست عکس العمل‏ها در برابر این پدیده-که مشکله‏ای برای اجتماع به وجود می‏آوردیکسان نبوده است. ملتهایی که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشتری داشته،به رهبری ادیان بزرگ آسمانی این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده‏اند و ملتهایی که تقوا و عفاف چندان با روحیه‏شان سازگار نبوده،این پدیده را وسیله‏ای برای فحشاء قرار داده‏اند.

نه تعدد زوجات در مشرق ناشی از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است،زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقی آن را مجاز کرده بودند،و در اصل دین مسیح هم نصی بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح.

ملتهایی که در مسیر فحشاء قرار گرفته‏اند بیش از ملتهایی که تعدد زوجات را تجویز کرده‏اند به تک همسری ضربه زده‏اند.

دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانی محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات می‏گوید:

«این آیات اکتفا به یک زن را بهتر می‏شمارد و می‏گوید:اگر می‏ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید.ضمنا تاکید می‏کند که نمی‏توانید به عدالت رفتار کنید.اما در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش آید که تعدد زنان را ایجاب می‏کند،بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم در اثنای جنگهای مسلمانان که گروهی از آنان کشته می‏شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند،بدین طریق رفتار کرد.واقعا آیا می‏توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومی و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف می‏شوند و عده زیادی زنان بی‏شوهر می‏مانند،اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟آیا مردم مغرب زمین می‏توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانی قانون اکتفا به یک زن همان طور که وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
آخرین پست ها
html] [/html]