کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب آرشیو تفاوت های جسمی و روانی

همجنسگرایی در ورزش زنان

ما در این سایت بارها از همسان سازی زن و مرد در تمامی عرصه ها و عاقبت آن صحبت و انتقاد کردیم و نسبت به کسانی که خواستار امتیازات ویژه برای زنان بوده اند تا زن و مرد را همسان کنند توصیه کردیم که از این کار خود دست بکشند.
مشاهده رفتار های اجتماع و گزارش های منتشر شده که طبعا بسیاری از آنها شاید سری هم باشد، دقیقا تحلیل های ما را تایید می کند!

********************************
روزنامه «قانون» نوشته است: همواره در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم‌اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه‌سازی برای این تحریف بزرگ است.

مشکل روابط نامتعارف جنسی در ورزش ایران تابویی است که مدت‌ها کسی به آن نپرداخته است؛ اتفاق ناگواری که برخی معتقدند پرداختن به آن هم اخلاقی نیست.

در این گزارش قصد داریم به وجود این پدیده در فوتبال و فوتسال بانوان اشاره کنیم. هضم این اتفاق اگرچه مشکل است ولی مدارکی وجود دارد که آن را ثابت می‌کند. در این‌که این پدیده همه‌گیر نیست، شکی وجود ندارد. بانوان شریف و ورزشکار کشورمان با وجود تمام مشکلات و کمبود امکانات به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند. بارها در روزنامه قانون از آن‌ها گفت‌وگوهایی منتشر و تحسینشان کردیم. در این میان اما برخی هستند که با اقدامات خود می‌خواهند نام و کار ورزشکاران کشورمان را زیر سوال ببرند. مخاطب تمام این گزارش همین ورزشکارانند.

در این گزارش قصد نداریم افشاگری کنیم بلکه هدف ما این است که جامعه ورزش بانوان را از وجود برخی افراد بری کنیم تا خانواده‌های ایرانی با خیالی راحت‌تر فرزندانشان را به سمت ورزش بفرستند.

پرونده به کمیسیون اصل 90 رسیده!

وجود روابط نامتعارف در برخی ورزشکاران بانوی کشورمان مدتی است که شنیده می‌شود. اگر با این حوزه سر و کار داشته باشید کاملا در جریان آن قرار خواهید گرفت. ورزش بانوان به دلیل آنکه کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، این روزها درگیر یک معضل شده که نام آن «همجنسگرایی» است.

عبدالرحمن شاه‌حسینی که این روزها سرگرم بررسی گزارش کمیسیون اصل 90 در ارتباط با آلودگی‌ها در ورزش ایران است، در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «پرونده همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان این اواخر به دست ما رسیده و مفتوح است. این گزارش 80-70 صفحه است و به زودی بررسی می‌شود».

شاه‌حسینی که تمایلی به ارائه توضیح بیشتر در این‌باره نداشت، در ادامه گفت: «یکی از مراجع نظارتی گزارشی را در این‌باره به ما داده که همراه با تصاویری است، پرونده این گزارش مفتوح است و در کمیسیون اصل 90 مجلس بعدی بررسی خواهد شد؛ البته این گزارش خام است و نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد».

این صحبت‌ها باعث شد تا به سراغ موارد بیشتری در این موضوع برویم؛ بانوان تیم ملی فوتبال و فوتسال تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند و البته تعداد معدودی از آن‌ها اطلاعاتی در اختیارمان گذاشتند که بررسی آن‌ها جالب است. متأسفانه این بانوان اجازه ندادند نامشان را منتشر کنیم ولی نقل‌قول‌هایشان را می‌توانید در ادامه بخوانید. یکی از ملی‌پوشان فوتبال در همان ابتدای صحبت‌هایمان در این‌باره گفت: «وارد این ماجرا نشوید، این قصه سر دراز دارد».

او در ادامه ترجیح داد سکوت کند و درباره برخی از هم‌تیمی‌هایش صحبتی نکند. شاید بد نباشد اگر بدانید یکی از بانوان تیم ملی فوتسال هم که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی به وجود آورده، درگیر شایعاتی از همین جنس است؛ شایعاتی که البته قطعاً صحیح نیست.

برخی می‌گویند دلیل کنار گذاشتن او از تیم ملی و البته جنجال‌های فراوانی که به وجود آمد، همجنسگرایی‌اش با یکی دیگر از بانوان معروف تیم ملی فوتسال است. او در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «اگر این مسأله وجود داشت چرا در بازی‌های جهانی حضور داشتم؟ برای ذهن بیمار این دوستان باید تأسف خورد».

به هر ترتیب برخی از جمله شاه‌حسینی می‌گویند این اتفاق در فوتسال بانوان وجود دارد، یکی دیگر از بانوان تیم ملی فوتسال در این‌باره می‌گوید: «من نمی‌گویم همجنسگرایی در بین برخی ورزشکاران بانو وجود ندارد، بله وجود دارد ولی واقعاً همه‌چیز در حد شنیده‌هاست، من چیزی در این‌باره ندیده‌ام».

او در ادامه می‌گوید: «چند وقت پیش این ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخته بود و حتی کار به جایی رسید که در فدراسیون اخطارهایی به برخی بازیکنان دادند به عنوان مثال گفتند حق ندارید موهای سرتان را پسرانه بزنید یا به نوع پوششمان ایراد گرفتند».

این ملی‌پوش در پایان اظهار می‌کند: «به هر حال برخی ورزشکاران اقداماتی انجام می‌دهند که چون دور از رسانه‌ها هستند، دیده نمی‌شود. البته این را هم بگویم که موضوع همجنسگرایی یا دو جنسه بودن به صورت خیلی معدود دیده می‌شود ولی وجود دارد، به عنوان مثال برخی از بانوان ما دوست دارند عمل کنند و پسر شوند چون دوجنسه هستند ولی خانواده‌هایشان این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهند».

نگاه آخر

از بعد روانشناختی فرد همجنس‌گرا یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس‌باز معروف به‌خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی غرب هستند.

به هر ترتیب همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان اتفاق عجیبی است که خوشبختانه در حال پیگیری است. شاه‌حسینی و دستگاه قضا حالا درگیر ماجرای ناگواری شده‌اند. انتظارها این است که آن‌ها با قاطعیت به این ماجرا ورود کنند و ورزش ایران را از لوث وجود برخی آلودگی‌ها پاک کنند. کمیسیون اصل 90 باید ورای تصمیمات مصلحتی به دنبال جلوگیری از این اتفاق باشد تا مبادا دامن بانوان پاک ورزشکار ایران زمین آلوده به این اتفاقات شود.


نظرات()   
   

                                 مدیریت زنان

این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.


نظرات()   
   

قضاوت را به زنان بده و شاهد نابودی عدالت باش!!!!!

 

قضاوت شغلی حساس، بسیار مخاطره آمیز و حاشیه ساز است. شغلی در بالاترین سطح علوم انسانی و با معیار ها و ضوابط خاص خودش.  قضاوت به نوعی تداعی کننده عدالت، برابری، ایستادگی در برابر ظالم، جلوه گاه بالاترین سطح فرهنگ سیاسی و اجتماعی جامعه که خطا در آن نه تنها ظلم به مظلوم بلکه زمینه ساز ابتذال  جامعه و سوق آن به بدویت را فراهم می کند. شاید بتوان به جرات گفت که قضاوت صحیح اساس تمدن را تشکیل می دهد چراکه یکی از تفاوت های اساسی جامعه مترقی از بدوی قانون حاکم برآن است که در جوامع بدوی وجود ندارد و قضاوت در واقع استخراج قوانین مدنی و تطبیق ان با شرایط واقعی است که از این طریق قضاوت شاهراه تبدیل جامعه متمدن بالقوه که در سطرهای کتب قانون به نگارش درامده به جامعه متمدن بالفعل است.

 

قاضی شخصی است که قضاوت می کند. خوب را از بد و مظلوم را از ظالم تشخیص می دهد. قاضی تجلی انسانی عمل قضاوت است که بزرگترین رسالتش احقاق حق شهروندان یک جامعه طبق قانون آن جامعه است. فساد یا اشتباه قاضی تحت هر عنوانی و به هر بهانه ای بذر توحش را در مزرعه جامعه انسانی آبیاری می کند و زمینه ساز برگشت جامعه به قانون جنگل را فراهم می کند. بنابراین قاضی حق اشتباه ندارد و باید تسلط کامل به متون پیچیده قانون و حتی علوم روان شناختی باشد و در هر حال تحت تاثیر جو دادگاه واقع نشده و از حدود عدالت و عقلانیت خارج نشود. اما علاوه بر دانش و تجربه قاضی عوامل دیگری نیز موثرند. قضاوت در واقع نیاز به توانایی خاصی در مغز دارد که این توانایی در افراد بشر یکسان نیست. این توانایی خاص مربوط به قدرت استدلال پسا تعریفی می باشد.

اما استدلال پسا تعریفی چیست؟؟؟

این نوع استدلال و شناخت مربوط به درک پیمان های اجتماعی و پایبندی به اصولی که جامعه را در برگرفته و نفع همگانی در بر دارد است. قضاوت نمونه ای کامل از این نوع استدلال است.  شخص قاضی باید از این قدرت ذهنی برای تشخیص قانون و تعمیم آن به یک شرایط واقعی و همچنین درک بهترین تصمیم در هر مورد که منجر به حصول بهترین نتیجه برای دو طرف و بلکه کل جامعه  استفاده کند.

اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که این توانایی در چه کسانی بیشتر و در چه کسانی کمتر می باشد.؟

 محقیق دانشگاه پنسیلوانیا در تحقیقی که بر روی تعدادی از افراد 24 تا 33 ساله انجام داده اند متوجه شدند که افراد دارای ماده خاکستری بیشتر، دارای قدرت استدلال اخلاقی بیشتری هستند. نتایج این تحقیق در مجله Plose One منتشر شده است.

طبق مطالعات علمی که بارها اثبات و منتشر شده اند، مغز مردان 9 درصد بزرگتر و  ماده خاکستری آن 6 برابر مغز زنان است. وقتی تمامی شواهد علمی گویای ضعف عقلانی زنان در تشخیص صحیح از ناصحیح هستند، اصرار عده ای در  دادن حق قضاوت به زنان واقعا تعجب آور است!!!!!!

 

در بسیاری از مطالب فمنیستی از عدم تساوی در حق قضاوت زنان، گله و شکایت شده است. فمنیست ها مصرانه در پی گرفتن پست های مربوط به قضاوت هستند بی آنکه متوجه باشند حضور انان در پست های حساس اینچنینی، می تواند حتی منجر به نابودی اخلاق و عدالت شود و عملا بی قانونی را در کشور حاکم کند. براحتی می تواند از مشاهدات عینی به ناتوانی در شعور، کوته فکری و عدم ثبات اخلاقی انان پی برد. کمی دقت در همین مناظرات مربوط به حقوق زنان (که در این وب سایت هم فراوان است) آشکارا این قضیه را اثبات می کند. در مباحثات عموما ضعیف، کم صبر، ناتوان از بیان استدلالات منطقی می باشند و در نهایت  احساساتشان به خشم و عصبیت و انزجار منتهی می شود و جملات پایانی آنها عموما با توهین هایی همچون داعشی، قرون وسطایی و ... ختم می شود.

واقعیت این است که بسیاری از دانش های عینی که توسط عوام کشف می شود چندان بی دلیل و بی پایه و اساس نیست. بسیاری از دانش هایی که بصورت تجربی رشد کرده که در نهایت به ضرب المثل ختم شده و در بسیاری از مواقع نتایج  مناسبی ارائه می دهد.  نمونه ای از ضرب المثل ها در تشریح طبیعت زنان:

زنان چو ناقصان عقل و دینند/ چرا مردان ره آنان گزینند

 ضرب المثل  نروژی: «شیطان زن را بلعید ولی از هضمش عاجز ماند» ، «نه ماهی بدون استخوان است نه زن بدون جنون»

ضرب المثل ایتالیایی: «زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن»

تمامی موارد بالا گویای ضعف عقلانی و یا حداقل عدم توانایی آنان نه تنها در پست قضاوت بلکه تمامی شغل هایی که به نوعی شبیه به قضاوت است مانند مدیریت در بخش های اجرایی، مدیریت های سیاسی، مسولیت بخش های مربوط به عرض و تقاضا و ... می باشند. صلاح جامعهف پیشرفت و ارتقای آن به یک جامعه پیشرفته وابسته به قرار گیری اعضای آن بر طبق لیاقت و شایستگی دارد نه براساس فشار های سیاسی ناشی از گروه های فمنیستی و الحادی. 


نظرات()   
   

در تمامی جلسات و صحبت های فمنیستی صحبت از توانایی برابر و بلکه بالاتر جنس مونث در برابر جنس مذکر است.  فمنیست ها سرسختانه و با لجاجتی خاص سعی در توجیح ضعف های عقلانی خود با این بهانه که در جامعه فرصت مناسبی در اختیار زنان قرار نمی گیرد هستند. آنان با کمک سیاستمداران و رسانه ها تلاش دارند نشان دهند جامعه امروز بدوی تر از آن است که حقوق زنان را رعایت کند و با این روش به دنبال گرفتن امتیازات اضافی و سهمیه های ناعادلانه برای کسب قدرت و ثروت در جامعه هستند. اما واقعیت چیست؟

اگر نگاهی به دستاوردها و خلاقیت های علمی معاصر و گذشته بیاندازیم، منصفانه اقرار خواهیم کرد تمامی این پیشرفت ها مدیون مردان بوده و هست. بنیانگذاران شرکت های چند ملیتی که زندگی انسان ها را دستخوش تغییرات اساسی کرده اند، کاشفین، سیاستمداران بزرگ و تمامی پیامبران مرد هستند. بنابراین باید اقرار کنیم که نیرویی عظیم و خداگونه در جنسیت نهفته است که اساس وظایف و اهداف انسان را مشخص می کند. یکی از تفاوت هایی که جنسیت تعیین کننده آن است تونایی فیزیکی و فکری است.

در بحث توانایی فیزیکی، همگان (حتی فمنیست ها) معتقد به برتری مردان هستند. از اینرو کسی اعتراضی به مجزا بودن بازی های ورزشی در المپیک نمی کند و حتی این جدایی یک امتیاز اضافی برای زنان محسوب مچی شود. فقط کافی است تصور کنیم مسابقات بوکس بصورت مختلط برگزار شود در اینصورت بعید است هیچ زنی حتی مشت دوم رقیب مرد خود را بتواند تحمل کند. بنابراین مسابقات ورزشی بصورت غیر مختلط برگزار میشود که دلیل آن عدم تناسب بین نیروهای فیزیکی دو جنس می باشد.

اما سول اینجاست که چرا شطرنج بصورت مجزا برگزار می شود؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

آیا برگزاری این مسابقه سرتاسر فکری نوعی اقرار ضمنی به برتری مطلق مردان در این ورزش نیست؟؟؟؟؟؟

یک شطرنج باز موفق باید ضریب هوشی بالا، خلاقیت، توانایی در تجسم فضایی، تمرکز مناسب و آنالیز حرکات حداقل 20 حرکت آتی حریف خود را داشته باشد. موارد بالا، از توانایی های خاص مردان می باشد که دارای انطباق کاملی با کارکرد مغز آن هاست. بررسی های زیادی در این زمینه انجام شده است و فمنیست ها سعی در تغییر نتایج تحقیقات و نفسیر آنان مطابق با مقاصدشان داشته اند.

در مقاله ای مشهور با عنوان Participation rates and gender differences in intellectual domainsکه توسط Bilalic و همکارانش انجام شده است، رویه فمنیستی به وضوح به چشم می خورد. آنان در مقاله خود ذکر کرده اند اگرچه عملکرد 100 مرد شطرنج باز انتخابی از 100 زن انتخابی به مراتب بهتر بوده است ولی دلیل این اختلاف را بالاتر بودن تعداد شرکت کننده های مرد در مسابقات شطرنج می دانند (استدلالی عجیب و غیر منطقی) و این در حالی است که انتخاب شوندگان برای این تحقیق بصورت رندوم بوده و تعداد آنها نیز با یکدیگر برابر بوده اند.  این مقاله با تاکید فراوان و در مقیاسی وسیع، در سطح دنیا تبلیغ و نتایج آنرا نتایج نهایی و قطعی دانستند. حال آنکه شبهات زیادی مطرح بود و اشکلات فراوان و بسیار بدیهی بر مقاله مورد نظر گرفته شد. در ادامه مشخص شد آمار اعلام شده از نظر کمتر بودن شطرنج بازان زن، بدون پایه و اساس می باشد و تفسیرها به شدت غیر واقعی می باشند(Michael Knapp). حتی در تحقیقات بعدی مشخص شد که در فدراسیون هایی که زنان بیشتری برای مسابقات شطرنج مشارکت می کنند، ضریب تفاوت عملکرد زنان با مردان حتی افزایش نشان داده است(Robert w Howard ). Howard در نتایج خود اعلام داشت در فدراسیون هایی که شطرنج بازان آن حدود 30 درصد تعداد شرکت کنندگان (که آمار بسیار بالایی محسوب می شود) را تشکیل می دهند، این ضریب برخلاف تصورات فمنیست ها که قاعدتا باید روند نزولی داشته باشد، رونی صعودی نشان داده است. بدان معنی که با افزایش در تعداد شکت کنندگان زن، عملکرد آنان در مقایسه با مردان ضعیف تر بوده است. او در تحقیقات خود اعلام کرده است از آنجا که ساختار مغزی دو جنس متفاوت می باشد این اختلاف کاملا طبیعی و انطباقی کامل با نظریه تکامل از خود نشان می دهد.

متاسفانه مد روشنفکری دنیای امروز شامل رعایت مواردی همچون بی حجابی زنان، کشیدن قلیان ، استفاده از لباس های زننده و پاره شده و دفاع از حقوق زنان است. چیزی که امروزه خلاف انجام آن نوعی بدویت محسوب می شود. از بحث ارائه شده متوجه نکته ای حساس و بسیار خطرناک تر می شویم. اینکه علم هم در خدمت سیاست قرار گرفته است. رسانه ها نتایج مربوطه را مطابق منافعشان تفسیر می کنند، سیاستمداران علم را وسیله ای برای توسعه سیطره خود می گیرند و اگر به همین منوال پیش رود دیگر نمیتوان قداستی برای علم و تحقیقات علمی در نظر گرفت.

 

 


نظرات()   
   

مطلب زیر در سایت تابناک منتشر شده است. تاکید عجیب سایت های خبری ایران بر استفاده و نهادینه سازی کلمات و اصطلاحات فمینیستی مثل " تبعیض علیه زنان "  بسیار جای سوال دارد.
در نظام اسلامی یک سایت پر بازدید خبری نباید چنین اخبار سخیفی را منتشر کند. بخصوص که تعداد تیترهای از این دست در این سایت زیاد است و معلوم نیست چه نظارت بدی روی مطالب آن وجود دارد و یا چه دست های پلیدی پشت پرده آن نهفته است!

این عین مطلبی است که تابناک درج کرده و در زیر می خوانید:

زنان و مردان شاغل


تبعیض علیه زنان در محل کار تا چه حدی است؟ براساس تحقیقات پژوهشگران اروپایی، حتی در دمای هوا نیز این تبعیض وجود دارد.


تبعیض علیه زنان حتی در هوا!به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، اکثر دفاتر کاری جدید از سیستم های تهویه ای استفاده می کنند که دمای آن بر اساس میانگین سوخت و ساز در بدن یک مرد معمولی چهل ساله با وزن 70 کیلوگرم تنظیم شده است.

تنظیم دما بر این اساس برای اولین بار در دهه شصت قرن گذشته مورد استفاده قرار گرفت اما وضعیت امروزه بدین گونه نیست و به گفته دو پژوهشگر به نام های " بوریس كینگما " و " ووتر وان ماركن لیتشنبیلت " از مرکز پزشکی دانشگاه ماستریخت هلند به سی.ان.ان این وضعیت امروزه تغییر کرده است.

این پژوهشگران در تحقیقی که نشریه علمی "Nature Climate Change" آنرا منتشر کرد، اعلام کردند که باید معیارهایی را برای دمای هوا بر اساس " ساختار بدن " افراد در ساختمان محل سکونت یا محل کار تعیین کرد تا فضای مناسب برای اکثر کارکنان فراهم شود.


کینگما که کارشناس بیولوژیک است، دراین باره می گوید: زنان معمولاً جثه کوچکتری از مردان دارند، ولی میزان چربی در بدن آنان بیشتر از مردان است و میانگین سوخت و ساز در بدن آنان 20 تا 35 درصد کمتر از مردان است و به همین دلیل، احتمال اینکه زنان درمحل کارشان با شال و پتو مشاهده شوند، بیشتر است.

تحقیقاتی که درباره شانزده زن انجام شده است، نشان می دهد دمای هوای مناسب برای زنان پنج درجه فارنهایت بیشتر از مردان است.


نظرات()   
   

سایت دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا در توضیح واژه ی "انگل" می نویسد:

اَنگَل به گیاه یا حیوانی که برروی یا داخل بدن موجود زنده دیگری زندگی نموده و از این زندگی فایده می‌برد و یا تغذیه می کند، گفته می‌شود.

زندگی انگلی عبارتست از یکی از اشکال هم‌زیستی فیزیولوژیکی بین دو حیوان از دو جنس مختلف که یکی از آنها (انگل) معمولاً کوچک‌تر و ضعیف‌تر بوده و در سطح یا داخل بدن جنس قوی‌تر (میزبان)زندگی و تغذیه می‌کند و در بدن او ایجاد اختلال می‌نماید. این هم‌زیستی ممکن است دایم یا موقت باشد.

وارد که می شوی یاد مراسم اعتکاف می افتی، یاد خدمت سربازی و پادگان می افتی .... مراکز انتقال خون. شاید از خود بپرسید وجه اشتراک اعتکاف و پادگان و سازمان انتقال خون چیست؟ چرا صحبت از انگل می شود؟


انتقال خون ایران در سال 1381 شمسی (2002 میلادی) موفق به اهدای خون بیش از 95 درصد به صورت داوطلبانه شد و در سال 1386  (2007 میلادی ) موفق شد، 100 درصد خون مورد نیاز کشور را به صورت اهدای داوطلبانه و بدون پاداش تأمین کند. پس از ایران در این منطقه کشورهای ترکیه و امارات در سال 2011 نیز موفق شدند، به اهدای داوطلبانه و بدون چشم داشت دست یابند.

محمد رضا عاملی ، مدیرعامل سازمان انتقال خون خراسان جنوبی در خصوص وضعیت انتقال خون در ایران می گوید:

با توجه به آمار جهانی، زنان دنیا سهم 50 درصدی در اهدای خون دارند .... متاسفانه سهم زنان در اهدای خون در کشور ما بسیار ناچیز است به طوریکه نزدیک به 4.5 درصد شاخص اهدای خون در بانوان است که در سالهای گذشته با افت این شاخص مواجه بوده ایم. زیرا، زمانی این شاخص 10 درصد بود که به 4.5 درصد تقلیل یافته و می بایست یک فرهنگسازی ویژه ای در اهدای خون بانوان انجام بدهیم.

علی اکبر پورفتح‌الله (مدیر عامل سازمان انتقال خون ای):

در هشت سال گذشته میزان اهدای خون در بانوان از حدود ۹ درصد به کمتر از پنج درصد در کشور رسیده که عدم فرهنگ‌سازی در این بخش از دلایل مهم این روند نزولی است.

سازمان انتقال خون ایران، یکی از عمده ترین موارد مصرف خون را این چنین بیان می دارد:

زنان باردار كه دچارخونریزی می شوند و نوزادان مبتلا به زردی ناشی از ناسازگاری خون مادر و جنین

سازمان انتقال خون ایران اعلام کرد: سالانه بیش از ۵۰۰ هزار بارداری به علت فقدان خون به مرگ منجر می‌شود که ۹۹ درصد این قربانیان مربوط به کشورهای در حال توسعه هستند. ولی در ایران هیچ مادری هنگام زایمان از کمبود خون نمی‌میرد.

این در حالی است که سازمان انتقال خون ایران با اتخاذ و اجرای سیاست‌های ملی خون، مطابق با نیازهای ملی و توصیه‌های فنی سازمان جهانی بهداشت، از سال ۲۰۰۷ با اتکا به اهدای ۱۰۰ درصد داوطلبانه تمامی خون مورد نیاز بیماران از جمله مادران در حال زایمان را تأمین می‌کند. چنان که حتی در دور افتاده‌ترین نقاط کشور نیاز تمام مراکز درمانی تأمین می‌شود و می‌توانیم بگوییم در ایران هیچ مادری به خاطر کمبود خون حین زایمان نمی‌میرد.

ایران تنها كشور خاورمیانه است كه اهدای خون در آن 100 درصد داوطلبانه است.

در میان کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا ایران اولین کشوری بود که برنامه حذف خون جایگزین را از سال 1376 شمسی (1997 میلادی) آغازکرد.

سزارین:

آمار نشان می دهد که ایران رتبه دوم سزارین در دنیا و نخست را در منطقه دارد. پیش از ایران برزیل بیشترین آمار سزارین در دنیا را دارد

تحقیقات نشان می دهد 75 درصد سزارین هایی که در کشور انجام می شود غیر ضروری و به صورت انتخابی بوده است.

مهمترین عوامل سزارین در ایران عبارتند از:

ترس از درد زایمان طبیعی

مدرن شدن و حفظ زیبایی بدن

الگو برداری از دیگران

تا همین دو دهه پیش،‌ آمار زایمان طبیعی در ایران بسیار بیشتر از سزارین بود. اما الان در اطرافیانتان شاید تعداد کسانی که حاضر باشند زایمان طبیعی داشته باشند به تعداد انگشتان دست هم نرسد. این در حالی است که 50 هزار مامای تربیت شده در سطح کشور و حتی دورافتاده‌ترین مناطق با کمترین هزینه نسبت به سزارین آماده ارائه خدمات زایمان هستند.

خلیل علی محمدزاده (عضو کارگروه تعالی جمعیت سازمان بسیج جامعه پزشکی):

آمار سزارین در کشورهای برخوردار از طب پیشرفته مانند آلمان، فرانسه، سوئد و ... کمتر از 15 ‏درصد و در انگلیس کمتر از یک درصد است. این میزان در آمریکا با رشد غیر عقلانی به ۳۳ درصد رسیده است اما میزان آن در ایران حتی دو برابر ‌آمریکاست.

سازمان پزشکی قانونی کشور در سایت رسمی خود آمار متوفیان تصادفات جاده ای در سال 93 را چنین اعلام می دارد:

از مجموع 16872 نفر متوفیان، 3813 نفر آنان مربوط به زنان و 13059 نفر از مردان می باشند... یعنی حدود 88 درصد متوفیان تصادفات جاده ای در سال 93 را مردان و 22 درصد آن را زنان تشکیل می دهند.

 

همچنان که اشاره شد، تمامی خون مورد نیاز در ایران، به صورت کاملاً داوطلبانه از مردم تهیه می شود. در این میان بیش از 95 درصد از این میزان را مردان و کمتر از 5 درصد آن را زنان تشکیل می دهند. این در حالی است که مراجع رسمی کشور، زایمان خانم های باردار را یکی از مهمترین موارد استفاده از خون و فرآورده های خونی می دانند. اما نزدیک به 70 درصد از زایمان های زنان ایرانی از طریق سزارین انجام می شود و از مهمترین دلایل آن، مدرن شدن و حفظ زیبایی بدن دانسته شده است. این وضعیت را مقایسه کنید با میزان مشارکت مردان در اهدای خون در کشورهای پیشرفته ی غربی و کشورهای عربی و همسایه ی ایران. میزان سزارین در کشور ایران را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنید. و سپس نگاهی به تعریف واژه ی انگل داشته باشید...

  


نظرات()   
   

یکی از جنجال برانگیز ترین موضوعات فمنیستی مسئله توانایی ذهنی زنان می باشد.  مساله تا بدان حد، غامض می باشد که یکی از اصول اولیه تفاوت دو جنس و درگیری بین آن دو را شکل می دهد. تخمین قوای ذهنی زنان زمانی به مساله مهمی بدل شد که سیاستمداران باید در دادن حق رای این مساله را بررسی میکردند. در آن دوره فردی بنام جان استوارت میل اعلام کرد تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد، در حالیکه چارلز داروین نطری عکس در این مورد داشت.

اگرچه مساله تفاوت توانایی ذهنی زنان و مردان مساله پرحاشیه ای محسوب می شود ولی تحقیقات انجام شده چندان دقیق و اصولی نبوده است (شاید به لحاظ سیاسی، این تحقیقات نباید دقیق و موشکافانه باشد!) اما در واقعا کدام یک دارای توانی بیشتری در بررسی منطقی مسائل، ابداع روش های نوآورانه و حل مسائل بصورت هوشمندانه هستند!؟

وب سایت ها و رسانه ها، عموما از برابری در توانایی های ذهنی دو جنس یاد می کنند. اما دروغ برای رسانه های اینچنینی چیزی شبیه به نفس کشیدن است و بدون دروغ نمی توانند به حیات خود ادامه دهند. البته در معدود منابعی از بالاتر بودن توانایی ذهنی مردان یاد می شود ولی این اختلاف را ناچیز می دانند بطوریکه سعی در تعدیل این اختلاف و از بین بردن شبهات بوجود آمده با استفاده از روش های ناشیانه دارند.

سال هاست معیار توانایی ذهنی چیزی همچون تست ضریب هوشی  (IQ)می باشد که البته در بسیاری از مدارس مورد استفاده قرار می گیرد. در این نوع تست ها شخص در مدت زمان معینی باید سوالات مربوطه را پاسخ دهد و امتیاز کسب کند. هر چه تعداد سوالات پاسخ داده شده صحیح، بالاتر باشد شخص امتیاز بیشتری می گیرد و نمره بیشتری در آزمون دریافت می کند. اما مساله اینجاست که تست های هوش به شدت غیر دقیق می باشند و در بیشتر مواقع نمی توان به عنوان یک معیار منطقی در نظر گرفته شوند. جدا از مساله غیر دقیق بودن، نوع برداشت از تست ها نیز مساله است.

از آنجا که علم با سیاست مخلوط شده ( بخصوص در این مساله جنجال برانگیز) ممکن است بسیاری از اعلام نتایج با دروغ مخلوط شود و نتایج واقعی توسط متخصصان بصورتی که با سیاست منطبق باشد برداشت گردد. بدین منطور در تفسیر نتایج سعی در برابری دو جنس میگیرند. این مساله بسیار اهمیت دارد. ازآنجا که بازتاب چنین نتایجی می تواند تاثیرات سیاسی و اجتماعی در پی داشته باشد، معمولا ارگان های رسمی- آموزشی سعی در تعدیل نتایج به فرم دلخواه می کنند.

در تدوین سوالات هوش، بر خلاف تصور عموم فقط توانایی منطقی افراد ملاک نیست. بلکه  عاملی همچون حافظه کوتاه مدت نیز اثر داده می شود، از این رهیافت در می یابیم که سعی می شود توانایی منطقی در آزمون تا حدی تعدیل گردد تا اختلاف بین دو جنس کمتر شود. اما تست ضریب هوشی در بین عموم به تست تعیین قدرت تفکر مربوط است و کمتر کسی از دخالت دادن حافطه در این آزمون ها خبر دارد. در نتیجه عموم مردم به اشتباه تفاوت بین قدرت منطقی دو جنس را کمتر از حد واقعی در می یابند. چیزی که در بعضی رسانه ها یاد می کنند بالاتر بودن تست هوش مردان باندازه 5 شماره می باشد، که با نظری دقیق تر پیرامون جامعه که در آن زندگی می کنیم، متوجه نادقیق و ناصحیح بودن این ادعا می شویم (در مقاله بعد این موضوع را بیشتر بررسی خواهم کرد).

مغز انسان بسیار پیچیده است و با یک معیار ضعیف و نادقیق هرگز تواانیی آن مشخص نمی شود. از طرفی اگر تست های هوش واقعا دقیق می بودند با هر بار آزمون، شخص باید امتیاز یکسانی کسب کند در حالی که در این تست ها، رنج تغییرات نمره بسیار متغییر ایست. از طرفی تست های ضریب هوشی ( به گفته خود روان شناسان) هیچ گونه پیشگویی صحیحی برای آینده شغلی و اجتماعی فرد ارائه نمی دهد و این یکی از بزرگترین معایب اینگونه تست هاست.

با وجود تمامی معایب بالا، در تست های هوش مردان همیشه موفق تر بوده اند. به طور متوسط 5 شماره (هرچند این عدد غیر واقعی است و اختلاف بسیار بیشتر است) بالاتر از زنان بوده اند و این اختلاف در دروسی که نیاز به قدرت ذهنی بیشتر دارد (همچون ریاضیات) بسیار بیشتر دیده شده است.

این نتایج کاملا متفاوت با نظرات فمنیست هایی است که به هر وسیله و دروغی قصد دارند حضور و تداوم خود را توجیه کنند!

در مقاله بعدی، بنده معیار دقیق تری را برای تمایز بین زنان و مردان ارائه خواهم داد تا دروغین بودن ادعاهای فمنیسم بار دیگر اثبات شود.


نظرات()   
   


کاپتان عادلی


کاپیتان

خاطره ماندگار و به یاد موندنیِ خلبانِ فقیدِ زنِ نیروی دریایی آمریکا، کارا هولتگرین جمعی ناو هواپیمابر آبراهام لینکن...

سال ۱۹۹۱ در جنگ اول خلیج فارس درگیری در اوج خودش بود که دستور ماموریت برام صادر شد، خیلی سریع با کابین دومم سرگرد توماس مسئول رادار هواپیما به سمت هواپیمای خودمون روی عرشه رفتیم و اف ۱۴ دی به شماره ۳۲۶۵ (سرگرد هولتگرین خلبانِ زنِ فقید، بعدها در همین هواپیما کشته شد) رفتیم.
سریع تیک آف کردیم به سمت بصره هدایت شدیم و بعد از یک درگیری مختصر به سمت ناو برمی گشتیم که صدای آژیرهای اخطارِ هیدرولیک هواپیمای تامکتمون بلندشد؛ دقایق زیادی با مهندسان و کارشناسان مستقر در ناو به رایزنی از پشت بیسیم و در ارتفاع ۱۲۰۰۰ پایی پرداختیم؛ هر یک از اونها سعی خودشون رو دادن راهکار برای برطرف کردن نقص فنی هواپیما کردند ولی ما همچنان بدون نتیجه و مستاصل به حر فهای مختلف روی فرکانس اورژانسی بیسیم گوش می دادیم. حتی خلبان های قدیمی مستقر در پایگاه عربستان که تجربه ای در پرواز با تامکت داشتن با نگرانی انواع راهنمایی های ناکارآمد رو کردند ولی با دیدن عقربه سوخت و نداشتن هیدرولیک، جهت نزدیک شدن به تانکر آماده بودیم که دستور اجکت رو در یک منطقه امن بِهِمون بدن. صداها یکی یکی قطع شد اما در همین حین صدایی آرام و متین با لهجه تگزاسی!!به من وقت به خیرگفت. جناب سرگرد، خلبانِ تامکت به گوشی؟
گفتم بله.
خیلی آرام گفت حواست رو به من جمع کن؛ چه قدر سوخت داری؟
گفتم حدودا تا ۱۱ دقیقه.
گفت دو موتور در حالت آوانسن و... تک تک چک لیست رو مرور کرد و در آخر حرف عجیبی زد که در هیچ کتابی نوشته نشده بود. اون گفت چرخ هات رو باز کن و موتورهات رو روی ساسات کامل بذار.
من و توماس این پیشنهاد برامون عجیب بود ولی چون چاره ای نداشتیم و دیگه هواپیما رو از دست رفته می دونستیم مو به مو بهش گوش دادیم. رادار ناو هم که صدامون رو می شنید منتظر بود که این تلاش هم تموم بشه و دستور ترک هواپیما رو بده...
دوباره اون صدای آروم گفت: حالا با توکل به خدا با حداکثر سرعت به پایین شیرجه بزن!!!
من که در حال اجرای فرمان بودم باهاش شمردم یک دو سه چهار ارتفاع ۱۰، ۹، ۸ و در ارتفاع ۴۰۰۰ پایی ناگهان گفت به حالت ایستا و مانور دکا کج بشو... کردم، بعد آروم گفت عقربه هیدرولیکت رو نگاه کن.
سرگرد!!! خدای من!!! روی حداکثر توان بود!!! انگاراین هواپیما هیچ مشکلی نداشت.
سریعا با ناباوری به رادار ناو گفتم من میام برای نشستن و اونم درحیرت گفت راجرررر... و نشستم.
خدمه همگی دورم جمع شدن... بعد از لختی آرامش به مسئول هدایت عملیات گفتم اون مهندس یاخلبان جادوگری که من روهدایت کرد کیه؟ الان کجاست؟ در عربستانه یا ناو خودمون یا از مرکز (آمریکا) هدایتم کرد؟
سرهنگ برایان با خیره شدن به زمین و صدای لرزان به شمال و افق دریا اشاره کرد و گفت نمیتونی ازش تشکرکنی!!!
من بجات ازش تشکر کردم؛ چون اون الان اونجاست!!!
من به شمال خلیج فارس در امتداد انگشت اشاره سرهنگ نگاه کردم و گفتم کجا؟!؟ و سرهنگ گفت ایران!!!
من که هنوز متوجه منظور سرهنگ نشده بودم، دوباره گفتم اون تو ایران چکار می کنه؟ اون کیه؟ و سرهنگ نفسی کشید و گفت آخه ایرانیه!!!
او خلبان تامکته که صدای بیسیم تو رو شنید و اومد روی خط تا کمکت کنه!!!
دوباره با ناباوری پرسیدم آخه لهجه اش تگزاسی بود!!!
گفت آره، ۲۱ سال قبل در پایگاه آموزش تگزاس با هم بودیم؛ اسمش اسدالله عادلیه. کاپیتان خلبان، اسداله عادلی و من با صدای لرزان تکرار کردم کاپتان عادلی...
چند روز بعد نیروی دریایی ایالات متحده به صورت غیررسمی از نیروی هوایی ایران و سرهنگ شجاع خلبان و قهرمان جنگ ایران و عراق، تیمسار عادلی فعلی، مراتب تشکر و قدردانیش رو اعلام کرد.
اما امریکایی ها هیچ وقت عیب تامکت ۳۲۶۵ رو که عادلی در هوا و از فاصله ۴۰۰ میلی تشخیص داده بود، اون هم فقط با شنود بیسیم، نفهمیدند، تا نهایتاً در یک ﮔردﺵ مرگبار به چپ، موجب مرگ خانم سرگرد شد.
درحال حاضر تیمسار عادلی در کانادا زندگی می کنه و مادر خانم خلبان کارا هولتگرین، سال ۲۰۱۱، چندین سال پس از مرگ دخترش به دیدار عادلی رفت و از قول دخترش کارا به عادلی گفت: کاپتان! دخترم می گفت زیباترین، زندگی بخش ترین، مطمئن ترین صدای عمرم رو تو اون چند دقیقه ای که با اون خلبان دلاور ایرانی حرف می زدم، شنیدم. ای کاش روزی بشه حتی به صورت غیررسمی باهاش پروازکنم !!!؟!



به افتخار مردان غیور ایرانی..
.


نظرات()   
   

خشونت علیه مردان

به دلیل ترس از قضاوت اطرافیان، مردان معمولا در مقابل خشونت های خانگی و یا بیرون از خانه که بر آنها اعمال می شود سکوت اختیار کرده و به محاکم قضایی مراجعه نمی کنند.
فعالان حقوق زن نیز از این موقعیت سو استفاده کرده و با چسباندن خود به کودکان و با انتشار آمار های خشونت علیه زنان و مانور آماری و جوی سازی های رسانه ای، خواستار تصویب قوانینی جهت منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند و طرح ها و لوایح با بند های زیادی برای این موضوع در دست بررسی است  بی آنکه سخنی از خشونت های علیه مردان در میان باشد و کسی اصلا مردان را به حساب آورد!
معاونتی که نام آن معاونت زنان و خانواده است، چگونه می تواند تنها به زنان بپردازد؟ چرا باید این قانون فقط برای منع خشونت علیه زنان باشد؟ آیا با آن چیزی که حداقل از نام این معاونت بر می آید نباید این باشد که مردان هم بعنوان نیمی از خانواده مورد توجه آن قرار گیرند؟
چرا نباید این قانون تحت عنوان کلی قانون منع خشونت باشد تا همه افراد جامعه را در برگیرد؟!!!


سال گذشته، پزشکی قانونی کشور به پرونده بیش از هزار و500  مرد رسیدگی کرده است که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.

به گزارش ایران، شواهد نشان می‌دهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری می‌کنند.

هر از گاهی صدایشان می‌آید، فرقی نمی‌کند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع می‌شود و چند دقیقه بعد صدای مرد در می‌آید که انگار حال و حوصله‌ای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر می‌گیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر می‌رود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که می‌خواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش می‌اندازد: «خوب کاری می‌کنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».

آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانه‌های نوساز هم آنقدر نازک شده‌اند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را می‌شنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان می‌آید.

دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمی‌ها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش می‌گذرد و خیلی شور می‌شود. دکترها هم هرروز می‌گویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود می‌آورد حالا چه فرقی می‌کند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!

از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند می‌کرد حرف‌ها و نگاه‌های تند مردم او را سخت پشیمان می‌کرد، قدیمی‌ها مثل‌های خوبی داشتند و می‌گفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.

حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایه‌شان رابرایم تعریف می‌کند، انگار دارد صحنه‌هایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران می‌کند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک می‌خورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور می‌کنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور می‌تواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را می‌گرفت و روی هوا می‌چرخاند و به گوشه‌ای پرت می‌کرد. خنده دار است به‌خدا.

همکارم می‌گوید که شب‌ها صدای مشاجره‌های‌شان را می‌شنود، صدای شکسته شدن ظرف‌های شیشه‌ای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده می‌شود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر می‌دهد از خانه بیرون می‌زند و پیش از رفتن فریاد می‌زند «برمی گردم، خانه نباشی ها».

 تفاوت واکنش‌های مردانه و زنانه

عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعه‌مان رخ می‌دهد و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی می‌افتد که کتک کاری در محیط خانه رخ می‌دهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.

دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران می‌گوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلوم‌نمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان می‌دهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفته‌تر می‌شود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار می‌بخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونه‌ای توهین به خود تلقی می‌شود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان می‌شوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمی‌کنند.

دکتر غفاری عقیده دارد که  خشم، ترس، غم و شادی از هیجان‌های طبیعی هر انسانی است و هر کسی می‌تواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبه‌رو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان می‌دهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده می‌شود که یک رفتار پرخاشگرانه که می‌توان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکل‌آفرین می‌شود.

او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسران‌شان می‌شوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند، توضیح می‌دهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب می‌شود. آنها می‌گویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح می‌دهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونت‌های خانوادگی ترجیح می‌دهند، همه خشونت همسران‌شان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی می‌رود اما این برای یک مرد افت بشمار می‌رود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب می‌شود.

«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز می‌کند.»


 آمارها چه می‌گویند

آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمی‌خواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی می‌شوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پرونده‌های مفتوحه است.
این منبع در ادامه می‌افزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار می‌گیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر می‌کنند البته عده‌ای هم هستند که به دلیل اینکه می‌ترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری می‌کنند.»

این پزشک متخصص در تشریح یکی از پرونده‌هایش در این زمینه می‌گوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار می‌دهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانواده‌اش او را دچار ناراحتی‌های روحی و روانی کرده است.»


 تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت

چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد می‌خواست به زندگی 40ساله‌اش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سال‌ها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهین‌ها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پرونده‌اش تعریف کرده بود. نمی‌دانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.

البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 ساله‌اش را به زندگی تزریق کرده و حق خود می‌دانسته که برای زندگی و همسرش تصمیم‌گیری کند.

دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقش‌ها نیز تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی می‌دهد. در چنین شرایطی، ترس‌های خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.

فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز می‌کند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشم‌شان را نشان می‌دهند اما امروز با تغییر الگو‌های جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت می‌دهد، زن‌ها نقش‌های مردانه را بر عهده می‌گیرند و حتی گاهی اوقات این نقش‌ها به خاطر نقش زنانه تقویت می‌شود که البته جامعه هم این نقش‌ها را تحسین می‌کند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام می‌دهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر می‌گذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود می‌گیرد.»


به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاه‌شان از نوعی مکانیسم جبران استفاده می‌کنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان می‌دهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونت‌های جسمی و روانی همسران‌شان می‌شوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوت‌ها است. (آمار مراجعه بخاطر غرور مردانه و خجالت کمتر است نه اینکه تعداد آن کمتر باشد)

 افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر

باید اشاره‌ای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمان‌های مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونت‌های خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزاینده‌ای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایت‌های مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کرده‌اند و این در حالی است که برخی از دادگاه‌های این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری می‌کنند و اجازه این کار را به آنان نمی‌دهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه این‌طور به نظر می‌رسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونت‌های خانگی پررنگ‌تر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.



نظرات()   
   



لینک دانلود ویدیو

با دیدن این فیلم به خوبی مشخص می شود که قهرمانان واقعی زنان و کدبانوان خانه دار هستند یا زنان ورزشکار  و مدال آور و یا مسئولین زن:

دو دختر ورزشکار در یکی از برنامه های آشپزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی حاضر می شوند. مجری از آنها به «قهرمان» یاد می کند و از آنها می پرسد که آیا دستپخت یکدیگر را خورده اند که این دو دختر خطاب به هم می گویند که خدا نکند! این دو دختر در رشته مبارزه ووشو توانستند در مسابقات ورزشی عنوان طلای زنان کسب کنند. نکته جالب توجه اینکه هر دو نفر اینها در پاسخ به مجری که می پرسد که آشپزی بلد هستند یا خیر می گویند بلد نیستیم! معلوم نیست که اگر اینها بخواهند ازدواج کنند، وقتی مهارت های اولیه خانه داری را نیز بلد نیستند در پاسخ به نیاز های خانواده و شوهر برای خانه داری و وظایف همسری، آیا می خواهند از مهارت های یاد گرفته در رسته مبارزه ووشو استفاده کنند یا خیر؟! نکته دیگر این است که رمز موفقیت این دو نفر هم گویا در دوری از سبک زندگی سنتی (و دل ندادن به مهارت های زنانه) بوده است که توانسته اند در مسابقات ملی و جهانی، رتبه کسب کنند. جالب اینکه در حین تخم مرغ هم زدن،مچ یکی از این «قهرمانان» می گیرد! طرز همزدن تخم مرغ ها نیز اسباب طنز و تمسخر مجری را نیز فراهم آورده است!



فمینیست ها در مورد ورزشکاران زن دو نکته ورد زبانشان است اول اینکه زنان با پوشش اسلامی ظاهر می شوند که در این رابطه خواستار حضور مردان در مسابقات زنان نیستند و این با اسلامی بودن پوشش زمانی به تناقض می خورد که همین زنان پست و بی ایمان فمینیست فعال حقوق زن خواستار حضور زنان در مسابفات ورزشی مردان من جمله والیبال هستند!
دومین چیزی که ورد زبانشان است که می شود مسئول بود و شاغل بود و ورزشکار حرفه ای بود و در عین حال در کار و امور خانه هم هیچ کم و کاستی نداشت که چنین چیزی به لحاظ منطقی اصلا امکان پذیر نیست مگر در موارد بسیار بسیار نادر و استثنایی با شغل های کاملا زنانه و پاره وقت یا دورکاری و کار در منزل که نیازمند استرس شغلی بسیار و گذران ساعات طولانی کاری یا ماموریتی در خارج از منزل نباشد.
البته میزان توانمندی و ظرفیت افراد مختلف متفاوت است و ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشد اما چیزی که واضح است این است که القای الزامی بودن حضور اجتماعی زنان و تحقیر زنان خانه دار توسط فعالان حقوق زن از طرق مختلف رسانه ای و سیاستگذاری های کلان، سبب ناهنجار شدن بسیاری از زندگی های مشترک شده است و برای اکثریت و قریب به اتفاق زنان چالش ها و کاستی های زیادی را در ایفای نقش خانوادگیشان بوجود آورده است و آنان را به شدت دچار تزلزل فکری کرده و بر سر دوراهی قرار داده است.
در این بین تاکید فراوان فمینیست ها بر اینکه کار خانه وظیفه زن نیست و اسلام چنین گفته و چنان گفته است، سبب همپوشانی نقش های زن و مرد شده و در جای دیگر خلا و کاستی نقش را ایجاد کرده است.
ذکر این نکته هم لازم است که تاکید فمینیست ها بر مشارکت در کار خانه داری این مشابه سازی نقش های زن و مرد را بیشتر کرده که قطعا به مرور سبب دلزدگی و خستگی بیشتر طرفین از همدیگر می گردد.
البته کمک کردن مرد به زن در امور خانه اصلا چیز بدی نیست و مرد می تواند برای زن خانه دار خود هم چنین کمک هایی را بکند، اما یکسان دیدن و برابر دیدن زن و مرد دیدگاه مخربی است که بخصوص در دراز مدت همراه با مشکلات عدیده ای خواهد بود.

این در حالی است که به فرموده مقام معظم رهبری کار خانه و شوهرداری در هیچ صورتی نباید خدشه دار شود و در صورت خدشه دار نشدن این امور زن با اجازه شوهر حق دارد به حضور اجتماعی و اشتغال بپردازد.

چند ماه پیش صدا و سیما در برنامه های زنانه ای که از مدتها قبل و بعد از روز مادر در جریان بود از خانم دستجردی وزیر سابق بهداشت دعوت کرد و در یک کلیپ ساختگی وی را در حال آشپزی در خانه نشان می داد که بیشتر شبیه یک شو بود چون از نحوه آشپزی ایشان مشخص بود چندان هم در کار خانه زبده نیستند و همچنین رسالتی مثل وزرات با آن پست های طولانی و تمام وقت و زمان بر و سنگینی که داشته قطعا امور خانه داری ایشان را مختل می کرده و ذکر این نکته هم مهم است که بنا به اظهارات همین خانم تصدی پست وزارت به هیچ عنوان مورد رضایت شوهر ایشان نبوده است و این به لحاظ شرعی هم برای یک زن محجبه و مسلمان نمی تواند صحیح باشد!



نظرات()   
   

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام در عوض راننده خوبی شده ام! حسابدار خبره، مأمور خرید زرنگ، مدیر توانمند، باربر قوی، استراتژیست با هوشی شده ام. اما دیگر خودم نیستم، مدت زیادی است که در خودم گم شده ام! چه کسی مرا به عرصه های مردانه کشاند؟ در حالی که شانه هایم، بازوانم و زانوهایم هنوز زنانه اند، هنوز برای مرد شدن ساخته نشده ام! افسوس که ناآگاهانه مدتهاست به مرد بودنم افتخار میکنم. فراموش کرده ام که زن بودن اوج افتخار است. صبرم، عواطفم، هنرم ارزشمندتر از چیزهایی است که به دست آورده ام.
دلم برای نوه هایم می سوزد، چه کسی میخواهد به دخترانم مادر بودن را بیاموزد!
خانه ها بی مادر شده اند، مردان دیگر نگران هزینه های زندگی نیستند، نگران خرید، دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و... نیستند! به لطف مرد شدن ما آنها فرصت زیادی برای سرگرمی پیدا کرده اند.
بهشت زیر پایمان بود! ولی اکنون در جهنم دوگانگی می سوزیم. دلم خیلی برای زن بودنم تنگ شده است.


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 دی 1398
نظرات()   
   

یکی از مفاهیم غلطی که فمینیست های ایرانی به تقلید از غرب در سایتهای تحلیلی و خبری مکررا بیان می کنند بحث توانمند سازی زنان است.
البته اینها برای اینکه مقامات کشوری را در خصوص این موضوع اغفال کنند بحث توانمند سازی زنان روستایی و تبدیل محصولات آنها به سرمایه و کارآفرینی و اشتغالزایی را مطرح میکنند و لیکن درعمل این توانمند سازی تنها پوشش و پوسته ای است به فعالیت ها مخوف و زیرزمینی آنها.
در واقع اغلب این بودجه ها و سرمایه های مربوط به این برنامه ها صرف مرد سازی زنان می شود. این پروسه بعنوان مکمل طرح برابر دانستن زنان و اختصاص فرصت های برابر شغلی و تحصیلی به زنان است.
هر فرد عاقلی می داند که تصدی پست های مدیریتی با کسب تجربه میسر است. منظور از تجربه صرفا تجربه مدیریتی نیست. بلکه تجربه عملی و میدانی در امور مربوطه است. بعنوان مثال یک مدیر خوب مدیری است که مدت قابل توجهی از عمر کاری اش را در سایت یا در درگیری رودر رو با کار مربوطه گذرانده باشد و با تمامی ریز و درشت مفاهیم و جزئیات کار از نزدیک آشنا باشد. چنین مدیری با دید تجربی و قوی ای که دارد و با شناخت عینی که دارد می تواند ارتباط درستی با عناصر و نیروهای خود برقرار کند.
در واقع در هیچ کجای دنیا اینطور نیست که یک مدیرصرفا تجربه مدیریت کردن را داشته باشد و با کار آشنایی لازم را نداشته باشد. اما از آنجایی که در کشور ما متاسفانه اغلب مدیران از روی لیاقت و تجربه انتخاب نمی شوند و منصوب شدن مدیران غالبا با انتصاب و رابطه صورت می گیرد لذا جا برای حضور زنان در مدیریت های کاملا مردانه ایجاد می شود.
ممکن است بتوان مفاهیم مدیریتی را در یک دوره فشرده به شخص خاصی آموزش داد لیکن قطعا نمی توان تجربیات کار سایتی و میدانی را  که یک مدیر طی سالها کار و سر و کله زدن در محیط های کارگری بدست آورده در یک دوره فشرده منتقل کرد.
البته مفهوم برابری که در غرب مطرح می شود  از این رو که یکسان دیدن زن و مرد در غرب سبب شده که زنان بخصوص در مشاغل کارگری و سخت و زیان آور مشغول شوند و اگر معدود زنانی در سیستم های آنها به مدیریت برسند واقعا تمام مراحل سخت را پشت سر گذاشته اند. سوای اینکه در همان سیستم ها هم باز زنان با پارتی و رانت و لابی گری های فمینیستی در برخی جاها به شکل نمایشی و یا برای انجام ماموریتی خاص گماشته می شوند و در پس همه آنها مردان سرمایه دار تصمیم ساز هستند که تمامی جزئیات را دیکته می کنند.
اینجاست که با توجه به محدودیت های جسمی زنان و ویژگی های فیزیولوژیکی و روحیات خاص زنانه که نامتناسب با اغلب پست های شغلی و همچنین با آموزه های دینی ماست که اختلاط زنان و مردان را مجاز نمی داند ، نمی توان زنان را به زور به پست های شغلی و مدیریتی تزریق کرد. که اگر این اتفاق افتاد نشان از فساد سیستم و یا معیوب بودن ساختارها به شکلی است که بالاتر توضیح داده شد.
مطالب بالا پاسخی است بر اظهارات مسئول سابق مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری خانم زهرا شجاعی که طی مصاحبه ای در سایت تابناک که لینک مطلب و بخشی از آن در کادر زیر درج شده است .
پیش از درج  این مطلب خاطر نشان می سازد که مشخصا این تزریق مدیران زن در سیستم های دولتی و نیمه دولتی یک کار باندی و سازماندهی شده و یک توطئه آشکار و در واقع یک عمل مصنوعی و یا مبارزه با طبیعت (تغییر و دخالت در طبیعت) است که در ادامه بحث بعد از کادر به مفهوم آن اشاره خواهد شد:

 با گذشتن سال‌ها از انقلاب، چقدر دولت در زمینه تربیت زنان و ایجاد کادر سازمانی موفق بوده است؟

در دوره اصلاحات ما ٥٤٠جایگاه سازمانی ایجاد کردیم و متاسفانه این ٥٤٠پست و جایگاه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در دولت بعدی متلاشی شد. شورای توسعه استان منحل شد. کارگروه‌ها تعطیل شدند. علاوه بر این جایگاهی که ایجاد کردیم، طرحی هم داشتیم که ٣٠٠مدیر زن را تربیت کردیم.

 تجربه تربیت ٣٠٠مدیر زن چطور بود و آیا امکان فعالیت و مشارکت آنها که در این دوره حضور پیدا کرده بودند، مهیا شد؟

برگزاری این طرح برای خارج‌شدن از دور باطلی بود که در مورد مدیریت زنان تکرار می‌شد. ما به آقایان می‌گفتیم چرا از مدیر زن استفاده نمی‌کنید و آنها می‌گفتند زنان تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ چون مدیر نبوده‌اند. برای اینکه از این دور باطل خارج شویم ٣٠٠نفر را تربیت کردیم تا در بخش دولتی مشغول شوند. به آنها آموزش لازم ارایه شد تا دیگر در مورد مدیریت زنان این حرف تکرار نشود.

دوره‌ دیگری هم تحت‌عنوان «ملیکا» برگزار کردیم. چون این طرح در نیمه‌شعبان اجرا شد نام این طرح ملیکا گذاشته شد. دوره ملیکا، آموزش مهارت‌های زنان برای حضور در مجامع بین‌المللی بود. این طرح در چهاردوره برای تربیت مدیران بین‌المللی اجرا شد.

لینک مطلب در تابناک {+}




برای توضیح تناقض و سیستم مصنوعی که قبل از کادر به آن اشاره شد بر میگردیم به همان بحث توانمند سازی زنان:
یکی از مفاهیمی که فمینیست ها زیاد روی آن مانور می دهند این است که نخست باید زنان را توانمند کرد ( به شکل مصنوعی آنها را از شکل خودشان خارج و به شکل دیگری تبدیل کرد و یا در طبیعت آنها دخالت کرد)
نکته اول این است که توانمند سازی یعنی توانمند ساختن کسی یا چیزی که توانمندی یا استعداد انجام چیزی را ندارد و ما آن را عوض می کنیم تا خلاف طبیعت واقعی اش باشد (چون همانطور که می دانیم نوع زن از ابتدای خلقت فطرتا و ذاتا کارهای متفاوت و توانمندی های متفاوت از مردان را داشته است. این چیزی سوای آموزش و توانمند سازی معتادان یا فرزندان خانواده ای فقیر است)
نکته دوم این است که فمینیست ها پس از این مرحله فرصت های برابر را طلب می کنند. یعنی اول ما زنان را تغییر می دهیم و بعد می خواهیم که آنها را به جای مردان قرار دهیم!
و اینکه انتصاب باید بر اساس صلاحیت و توانمندی های فرد باشد نه جنسیت وی!
در اینجا اصلا نمی خواهیم به وظایف شرعی و قانونی مردان و ماهیت فطری آنها (استحقاق بیشتر آنها برای تصدی شغل و مدیریت )اشاره کنیم چون این را بارها گفته ایم و این خود دلیلی محکم بر رد نظر فمینیست هاست.
ما میخواهیم با عقاید خودشان جواب خودشان را بدهیم:
آنها می گویند به زنان ظلم تاریخی شده و زنان از کار و تحصیل محروم شده اند. ما می گوییم اگر توانمندی داشته اند چگونه محروم شده اند؟
1-    در واقع چرا از ابتدای خلقت زنان مردان را از کار و تحصیل محروم نکرده اند آیا این خود دلیلی بر توانمند نبودن زنان در عرصه های مردانه نبوده است؟
2-    خود بحث توانمند کردن زنان سندی است بر عدم توانایی عادی و فطری آنها درانجام امور مردانه. چون شخصی که توانمند نباشد را توانمند می کنند.
3-    مانور روی توانمند بودن زنان و اینکه حال که زنان توانمند شده اند ( به شیوه مصنوعی به چیزی دیگر تبدیل شده اند) چه ارزشی را بر زنان می افزاید و چه افتخاری را به آنها می دهد وقتی که امروزه حتی حیوانات هم با دستکاری کافرانه بشر قابلیت و استعداد انجام کارهای انسانی را پیدا می کنند؟ آیا واقعا توانمند سازی زنان به شیوه مصنوعی و یا فرو کردن آنها در میان مردان کار خاصی است وقتی که  با آموزش و تغییر ماهیت ، حتی یک حیوان هم می تواند کارهای یک انسان را تقلید کند؟
4-    با این رویه بعید نیست که در سالهای آینده سازمان های حیوانات از ظلم تاریخی بر آنها و محرومیت آنها از کارهای انسانی صحبت کنند و حیوانات هم خواستار فرصت های برابر با انسانها شوند؟!!!

بیان مقال بالا به هیچ عنوان در جهت توهین به زنان نیست. نگارنده این مطلب هدف از بیان این موضوعات را نجات جامعه از شرایط بدی که در آن گرفتار شده است می داند و معتقد است تعمیم گفتمان غلط فمینیستی به هر چیزی حتی موضوع حیوانات می تواند چه عواقبی را ایجاد کند.
مفاهیمی مثل تربیت زنان، یاد آور تربیت حیوانات است برای بدست آوردن توانمندی های انسان. چون حیوانات فطرتا و ذاتا کار انسان را انجام نمی دهند.
اگر کسی متهم به توهین به زنان باشد، فمینیست ها در ردیف اول این اتهام هستند. این منطق آنهاست.
بخوبی واضح است که دنباله روی از غربی که تا بالای سر در باتلاق اشتباهات اجتماعی فرو رفته است چه آینده تاریکی را برای ما رقم خواهد زد.

تا صد سال پیش کسی فکر نمی کرد روزی چنین شعارهایی در مورد زنان مطرح شود. شاید در آینده هم کسی از امروز تصور نکند که سگها هم هزا ران سال محرومیت از کار و تحصیل را ظلم ما بر خودشان بدانند و به دنبال تزریق خود و در نظر گرفتن تبعیضات مثبت برای خودشان و تصدی برخی کرسی ها مانند وزارت و نمایندگی مجلس و مدیریت ها باشند!

تصویر زیر یک سگ آموزش دیده (اشاره به بیانات داخل کادر خانم شجاعی)  را نشان می دهد که در یک فروشگاه تمام کارهای یک فروشنده را انجام می دهد.

سگ های آموزش دیده که کار انسان را انجام می دهند


نظرات()   
   

نیروی جنسی

بسیاری از تحریکات جنسی در جامعه ما، از نقل قول ها و الفاظی صورت می گیرد که در اصل یک اثر مخرب روانی و شیطانی  است. به عنوان مثال از اعضای خاص بدن جوکهای زیادی ساخته شده است و تنها عامل جک شناخته شدن آن جوکها، وجود کلمات فارسی مربوط به اعضای خاصی از بدن است. اما وقتی از کلمات فرانسوی برای اعضای بدن استفاده می کنیم هیچ گاه تحریک نشده و یا نمی خندیم. همین خندیدن به لغات فارسی اعضای خاص بدن، تحریک کننده است. چرا هر گاه بخواهیم جدی از اعضای بدن خاص صحبت کنیم که خنده و تحریکی در کار نباشد، معادل فرانسوی آن را به کار می بریم؟ چه اتفاقی می افتد؟ آیا از عضو دیگری صحبت می کنیم؟ خیر، عضو همان عضو است. اما تحریکات روانی ناشی از فرهنگ غلط باعث می شود دو کلمه متفاوت از یک مفهوم، تا این حد مختلف جلوه کنند. هر کسی می بایست این کلمات را به طور جدی برای خود و در ذهن خود تکرار کند و مدتی که این کار را انجام دهد، تا دیگر با این کلمات احساس خنده و تحریک(چون در اصل همین خنده ها به تحریک تبدیل می شود) نمی کند. لذا استانه تحریک جنسی خود را بالا برده است. وقتی تحریک نسبت به کلمه از بین رود، کم کم، همین روش را می توان برای تصورات نادرست جسمانی که داریم به کار بریم. همه ما در ذهنمان تصاویر و جمله هایی است که ما را در خلوت تحریک می کند. باید با تمام این تصورات سنگین برخورد کنیم، درست مانند معادل فرانسوی برخی اعضای خاص بدن. با این کار تقوای جنسی بالا می رود.
توضیحات بالا اصلا بدین معنی نیست که مثلا زنان بی حجاب باشند و ... و ما آستانه تحریک خود را بالا ببریم. بلکه تنها محدود به تصورات و لغات و جمله ها و اشیاست. حجاب زن و از آن مهم تر اختلاط زن و مرد باعث نابودی و اختلال میل جنسی است. اختلال زن و مرد از بی حجابی هم بسیار بدتر است و نمی توان با توجیه حجاب زن، اختلاط دائم زن و مرد را توجیه کرد. زیرا اگر حجاب زن تنها برای عدم تحریک مرد کافی بود، لذا هیچ زن محجبه ای نباید خواستگار می داشت. مردان عمدتا با چهره زن و لحن و حرکات وی تحریک می شوند تا با دیدن مثلا موی او.  از طرفی اختلاط لجام گسیخته زن و مرد به شکل امروز که با نام حضور فعال زنان در جامعه صورت می گیرد، باعث اختگی طرفین نیز می شود. همانطور که خواهر و بردار نسبت به هم اخته هستند که در اصل ناشی از اختلاط دائم آنهاست. برای همین است که اگر دختر و پسری که واقعا خواهر و برادر نباشند اما به دروغ به آنها گفته شود که خواهر و برادرند و  با هم بزرگ شوند و رابطه غیر جنسی که همان رابطه کلامی و ... است را به طور مستمر با هم داشته باشند باز نسبت به هم اخته می شوند.


نظرات()   
   

به دنبال این که در سالهای اخیر تفسیر عجیب و غریب و واژه های تازه از جمله دوش با دوش مورد نظر تحریف کنندگان فمنیستی ادیان در راستای به فساد کشاندن دین و جامعه مورد نظر واقع شده است، لازم است در مورد جمله" زنان دوش با دوش مردان" یا "زنان شانه به شانه با مردان" که نتیجه ای جز اختگی و از بین رفتن تدریجی حیا و رواج فساد و زنانه شدن مردان و مردانه شدن زنان، ندارد بحث شود. در متن زیر که از کتاب مهدی نصیری گرفته شده است در مورد نظر اصلی اسلام در رابطه با اختلاط زنان و مردان صحبت شده است. قابل توجه است که ایشان سالها شاگرد مقام معظم رهبری بوده است.
در این جا به ذکر پاره ای از آیات و روایاتی بیش از روایات فوق در دوبخش می پردازیم. بخش اول در مورد مطلوبیت و بلکه ضرورت اجتناب زنان از همدوشی و اختلاط با مردان است که به تبع آن می توان ممنوعیت حضور زن در عرصه هایی را نتیجه گرفت که مستلزم اختلاط غیر ضروری و حرام است.  بخش دوم شامل آیات و روایاتی است که تصدی اموری چون وکالت، قضاوت، وزارت وتصدی مسئولیتهای اجرایی را ممنوع و غیر مجاز اعلام می دارد.
بخش اول
الف‌) آیات‌
1. الرَّجال‌ُ قوّامُون‌َ عَلَی‌ النَّساء بما فَضِّل‌َ اللهُ بَعْضَهُم‌ عَلی‌ بَعْض‌ٍ....
مردان‌ باید بر زنان‌ مسلط‌ باشند، چرا كه‌ خداوند بعضی‌ (مردان‌) را بر بعضی‌ دیگر (زنان‌) برتری‌ بخشیده‌ است‌.
مفسران‌ با توجه‌ به‌ سیاق‌ آیه‌ و روایات‌ معصومین‌:، قوّامیّت‌ مطلق‌ مرد را بر زن‌ ـ اعم‌ از قوامیّت‌ شوهر بر زن‌ در خانواده‌ و قوّامیّت‌ مردان‌ بر زنان‌ در اجتماع‌ ـ استفاده‌ می‌كنند.
علامه طباطبایی‌ (ره) در این‌ باره‌ می‌نویسد:
«آیه «الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ النّساء...» منحصر به‌ همسران‌ نیست‌ كه‌ فقط‌ مرد بر همسرش‌ تسلّط‌ داشته‌ باشد بلكه‌ این‌ حكم‌ در مورد قوّامیّت‌ صنف‌ مردان‌ بر صنف‌ زنان‌ در همه امور مربوط‌ به‌ زندگی‌ این‌ دو، می‌باشد. آیه‌ واجد اطلاق‌ تام‌ّ است‌.» 
آیةالله سید محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌ (ره) می‌نویسد:
«احتمال‌ انحصار مقصود آیه‌ به‌ محیط‌ خانواده‌ و این‌كه‌ مردان‌ تنها بر همسرانشان‌ قیمومیّت‌ دارند، به‌ دلیل‌ اطلاق‌ آیه‌ و عدم‌ قید آن‌ به‌ خانه‌ و همسران‌، مردود است‌ و اگر چنین‌ بود باید گفته‌ می‌شد: الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ نسائهم‌. علاوه‌ بر این‌، اگر این‌ انحصار را بپذیریم‌ جا دارد از خداوند متعال‌ بپرسیم‌ چگونه‌ در حالی‌ كه‌ زن‌ را سرپرست‌ خانه‌اش‌ ـ كه‌ به‌ امور جزئی‌ و محدود می‌پردازد ـ قرار نداده‌ است‌، به‌ او اجازه قیمومیّت‌ و ولایت‌ بر همه خانه‌های‌ امّت‌ و دولت‌ اسلامی‌ را داده‌ است‌؟ آیا سرپرستی‌ حكومت‌ كه‌ مساوی‌ با سرپرستی‌ عموم‌ جامعه‌ است‌، مهم‌تر از سرپرستی‌ خانه‌ نیست‌؟ آیا ممكن‌ است‌ مسلمانی‌ بپذیرد كه‌ خداوند زن‌ را سرپرست‌ و مسلّط‌ بر میلیون‌ها مرد و زن‌ قرار دهد امّا او را مسلّط‌ بر شوهرش‌ و بلكه‌ او را هم‌درجه او نیز قرار ندهد؟
2. وَ قَرْن‌َ فی‌ بُیُوتكُن‌ِّ....
و در خانه‌هایتان‌ بمانید
تصدی‌ مشاغل‌ و مناصب‌ و حضور گسترده اجتماعی‌ زن‌ با توصیه‌ مطلق‌ آن‌ها به‌ استقرار در خانه‌ منافات‌ دارد و جز موارد محدود و خاصّی‌ كه‌ شرع‌، خروج‌ از خانه‌ را برای‌ زن‌ مباح‌، مستحب‌ و یا واجب‌ می‌داند، نمی‌تواند این‌ آیه‌ را مقیّد نماید.
ب‌) روایات‌
در ماجرای‌ تاریخی‌ جمل‌ و جنگ‌ عایشه‌ با امام‌ علی علیه السلام، عایشه‌ قبل‌ و بیش‌ از آن‌كه‌ به‌ خاطر رودررویی‌ با امام علیه السلام و حاكم‌ مسلمین‌، عتاب‌ و سرزنش‌ شود، به‌ خاطر سرپیچی‌ از سفارش‌ قرآن‌ مبنی‌ بر لزوم‌ استقرار زنان‌ در خانه‌ و عدم‌ خروج‌ غیرضروری‌ از آن‌ و رهبری‌ كردن‌ ناكثین‌، مورد اعتراض‌ قرار می‌گیرد.
امام‌ علی علیه السلام طی‌ نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ عایشه‌:
1. امّا بعد فانّك‌ خَرَجْت‌ غاضبَةً للّه‌ و لرَسُوله‌، تَطْلُبین‌َ اَمْراً كان‌ عنك‌ موضوعاً، ما بال‌ النساء و الحرب‌ و الاصلاح‌ بین‌ الناس‌؟ تَطْلُبین‌َ بدَم‌ عثمان‌؟ وَلَعمری‌ لَمن‌ عرِّضَك‌ للبلاء وحَمَلَك‌ علی‌ المعصیة اَعظم‌ُ الیك‌ ذنباً من‌ْ قَتَلَة عثمان‌... فَاتِّقی‌ الله وارْجعی‌ الی‌ بیتك‌.
تو در حالی‌ كه‌ خدا و رسولش‌ را به‌ خشم‌ وا داشتی‌ خروج‌ كردی‌ و به‌ انجام‌ عملی‌ مبادرت‌ كردی‌ كه‌ خداوند آن‌ را از تو نخواسته‌ است‌. زنان‌ را با جنگ‌ و اصلاح‌ بین‌ مردم‌ چه‌ كار؟ خون‌خواهی‌ عثمان‌ را می‌كنی‌؟ قسم‌ به‌ جان‌ خودم‌ آن‌كه‌ تو را در معرض‌ این‌ بلا قرار داد و بر نافرمانی‌ خداوند وادارت‌ كرد، گناهش‌ باید نزد تو بزرگ‌تر از گناه‌ قاتلان‌ عثمان‌ باشد، پس‌ از خداوند بترس‌ و به‌ خانه‌ات‌ برگرد.
امام علیه السلام، همچنین‌ بعد از پایان‌ جنگ‌ جمل‌ به‌ سراغ‌ عایشه‌ آمد و با چوبی‌ بر كجاوه‌ او زد و فرمود:
2. یا حمیراء! رسول‌ُالله اَمَرَك‌ بهذا؟ اَلَم‌ یأمُرك‌ اَن‌ْ تَقَرّی‌ فی‌ بیتك‌؟ والله ما اَنْصَفَك‌َ الّذین‌ اَخْرَجُوك‌ اذْ صانُوا عَقائلَهُم‌ وَاَبْرَزُوك‌.
حمیرا! آیا پیامبر صلی الله علیه و آله تو را به‌ این‌ كار سفارش‌ كرده‌ بود؟ آیا به‌ تو فرمان‌ نداده‌ بود كه‌ در خانه‌ات‌ بمانی‌؟ به‌ خدا قسم‌ آن‌ها كه‌ تو را از خانه‌ بیرون‌ كشیدند، در حق‌ تو بی‌انصافی‌ كردند؛ چراكه‌ از زنان‌ خود صیانت‌ كردند و تو را در معرض‌ دید قرار دادند.
زید بن‌ صرحان‌ در پاسخ‌ به‌ دعوت‌ عایشه‌ كه‌ از او خواسته‌ بود از علی علیه السلام جدا شود و به‌ یاری‌ او بیاید، نامه‌ای‌ چنین‌ به‌ وی‌ نوشت‌:
سلام‌ٌ علیك‌، تو [زن‌] وظیفه‌ای‌ داری‌ و ما [مردان] وظیفه‌ای‌ دیگر، وظیفه تو آن‌ است‌ كه‌ در خانه‌ات‌ بنشینی‌ و وظیفه ما آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ [دشمنان] بجنگیم‌ تا فتنه‌ای‌ نباشد. اكنون‌ تو وظیفه‌ات‌ را رها كرده‌ای‌ و از ما می‌خواهی‌ كه‌ دست‌ از وظیفه‌مان‌ برداریم‌. والسّلام‌. 
اُم ‌ّسلمه‌ همسر مؤمن‌ و فهیم‌ پیامبر صلی الله علیه و آله نیز طی‌ نامه‌ای‌ به‌ عایشه‌ او را چنین‌ مورد عتاب‌ قرار داد:
ان‌ِّ عمودَ الاسلام‌ لن‌ یثاب‌َ بالنساء ان‌ مال‌ و لن‌ یُرأب‌َ بهن‌ِّ ان‌ْ صُدع‌َ، حُمادَیات‌ُ النساء غَض‌ُّ الاطراف‌ و خَفْض‌ الاصوات‌ و  ....
ستون‌ دین‌ اگر كج‌ شود، به‌ وسیله‌ زنان‌ مستقیم‌ نگردد و اگر شكاف‌ بردارد، با زنان‌ اصلاح‌ نشود. از زنان‌ پسندیده‌ آن‌ است‌ كه‌ چشم‌ خود فرو بندند و صدا كوتاه‌ سازند.
علاوه‌ بر روایات‌ فوق‌، روایاتی‌ نیز صریحاً با نهی‌ از اطاعت‌ زنان‌؛ ولایت‌، سرپرستی‌ و مدیریّت‌ آنان‌ را در امور جامعه‌ رد می‌كند:
قال‌ رسول‌ الله صلی الله علیه و آله:
3. طاعَةُ المرأة ندامَة.
فرمانبری‌ از زن‌ مایه‌ پشیمانی‌ است‌.
هلكت‌ الرجال‌ حین‌ اَطاعت‌ النساء. 
مردان‌ آن‌گاه‌ كه‌ از زنان‌ فرمانبری‌ نمودند، هلاك‌ شدند.
قال‌ علی علیه السلام:
4. ثلاث‌ٌ مُهلكات‌: طاعة النساء.... 
سه‌ چیز هلاك‌كننده‌ است‌: فرمانبری‌ از زنان‌....
5. كل‌ّ امری‌ٍ تُدَبَّره‌ُ امْرَأَةٌ فَهُو ملعون‌. 
هر كس‌ زمام‌ امور خود را به‌دست‌ زنی‌ بسپارد، ملعون‌ است‌.
دسته‌ای‌ دیگر از روایات‌، مستقیماً از تولّی‌ امور اجتماعی‌ توسط‌ زنان‌ نهی‌ می‌كنند:
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
6. لیس‌ علی‌ النساء ... وَلاتَوَلِّی‌ القضاء. 
زنان‌ نباید متصدّی‌ قضاوت‌ شوند.
7. لایُفْلَح‌ُ قَوم‌ٌ وَلیَتْهُم‌ُ امْرَأَةٌ. 
مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروایشان‌ باشد، سعادتمند نمی‌شوند.
8. لایُقَدَّس‌ُ اللهُ اُمِّةً قادَتْهُم‌ْ امْرَأةٌ. 
خداوند امتی‌ را كه‌ زن‌ رهبری‌شان‌ كند، تقدیس‌ نخواهد كرد.
9. لایُفْلح‌ُ قَوم‌ٌ وَلِّوْا اَمْرَهُم‌ْ امْرَأةً. 
مردمی‌ كه‌ زمام‌ امورشان‌ را به‌دست‌ زن‌ بسپارند، سعادتمند نمی‌شوند.
10. لَن‌ْ یُفْلَح‌َ قوم‌ٌ تُدَبَّرُ اَمْرَهُم‌ امْرَأَةٌ. 
مردمی‌ كه‌ زن‌ تدبیر امور آنان‌ را برعهده‌ بگیرد، هرگز سعادتمند نمی‌شوند.
قال‌ علی علیه السلام:
11. لاتُمَلَّك‌ المرأةَ ماجاوَزَ نَفْسَها فان‌ِّ المرأة ریحانَةٌ ولیست‌ بقَهْرمانَة. 
كاری‌ را كه‌ فراتر از توان‌ زن‌ است‌ به‌ او مسپار؛ زیرا زن‌ ریحانه‌ (موجودی‌ ظریف‌) است‌ و متصدّی‌ و حاكم‌ بر امور نمی تواند باشد.
قال‌ الباقر علیه السلام:
12. لاتَوَلّی‌ الْمَرْأةُ القَضاءَ وَلاتَوَلّی‌ الامارة. 
زن‌، نباید قاضی‌ و امیر شود.
قضاوت‌ زنان‌ از نگاه‌ فقها
عدم‌ صلاحیّت‌ زن‌ برای‌ قضاوت‌، بین‌ فقهای‌ شیعه‌ (و اغلب‌ فقهای‌ سنّی‌) اجماعی‌ است‌. شهید ثانی‌ در مسالك‌ می‌نویسد:
«امّا شرط‌ مرد بودن‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ مناسب‌ نبودن‌ زن‌ برای‌ این‌ منصب‌ می‌باشد؛ زیرا همنشینی‌ و اختلاط‌ با مردان‌ و بلند حرف‌ زدن‌ در بین‌ آن‌ها كه‌ از لوازم‌ منصب‌ قضاوت‌ است‌، برای‌ زن‌ سزاوار و جایز نیست‌. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌ است‌: مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد.»  
صاحب‌ جواهر می‌نویسد:
«اما شرط‌ مردی‌ برای‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ اجماع‌ و سخن‌ پیامبر صلی الله علیه و آله است‌ كه‌ فرمود: مردمی‌ كه‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد و در حدیثی‌ دیگر كه‌ فرموده‌ است‌: زن‌ متولّی‌ قضاوت‌ نمی‌شود... و این‌ تأیید می‌شود با ناتوانی‌ زن‌ از اداره این‌ منصب‌ و این‌كه‌ همنشینی‌ با مردان‌ و بلند سخن‌ گفتن‌ در میان‌ آنان‌ برای‌ او روا نیست‌. هم‌چنین‌ نصوصی‌ كه‌ در مورد نصب‌ قاضی‌ در زمان‌ غیبت‌ است‌، ظهور در غیر زن‌ دارد و بلكه‌ در بعضی‌ از روایات‌ به‌ مرد  تصریح‌ شده‌ است‌.» 
علامه‌ طباطبایی‌ می‌نویسد:
«ممنوعیت‌ زنان‌ از حضور در جهاد مانند ممنوعیت‌ از تصدی‌ قضاوت‌ و ولایت‌، سنت‌ مسلمی‌ در اسلام‌ است‌.» 
گروهی‌ دیگر از روایات‌، از مشورت‌ با زنان‌ نهی‌ كرده‌اند كه‌ مؤیّد ناتوانی‌ زنان‌ در تصدّی‌ امور اجتماعی‌ و حكومتی‌ است‌:
قال‌ علی علیه السلام:
13. ایّاك‌ ومشاوَرَةَ النساء الاّ مَن‌ْ جَرِّبْت‌َ بكمال‌ عقل‌ٍ فَان‌ِّ رأیَهن‌ُّ الی‌ اَفْن‌ٍ وعَزْمَهُن‌ِّ الی‌ وَهْن‌ٍ.  
از رأی‌ زدن‌ با زنان‌ بپرهیز؛ زیرا ایشان‌ را رأیی‌ كم‌مایه‌ و عزمی‌ ناتوان‌ است‌. مگر زنی‌ كه‌ رشد عقلی‌ او را آزموده‌ باشی‌.
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
14. اربَعَة مُفْسدَة للقلوب‌ ... وَالاخذ برأیهن‌ِّ. 
چهار چیز تباه‌كننده دل‌ها است‌: ... و عمل‌ به‌ رأی‌ زنان‌.
قال‌ الصادق علیه السلام:
15. ایّاكم‌ و مشاورةَ النساء فان‌ِّ فیهن‌ِّ الضعف‌ و الوهن‌ و العجز.
از رایزنی‌ با زنان‌ بپرهیزید؛ زیرا در آن‌ها ضعف‌ و سستی‌ و ناتوانی‌ است‌.
روایاتی‌ نیز درباره وضعیت‌ زنان‌ در آخرالزمان‌ است‌ كه‌ به‌ بیانی‌ دیگر مؤیّد مدّعا است‌. پیش‌ از ذكر این‌ روایات‌ باید به‌ این‌ نكته‌ اشاره‌ كنیم‌ كه‌ آن‌چه‌ درباره نشانه‌های‌ آخرالزمان‌ در احادیث‌ آمده‌ است‌، اغلب‌ ـ جز در مواردی‌ خاص‌ ـ پدیده‌هایی‌ مذموم‌ به‌ شمار می‌روند و لحن‌ روایات‌ به‌ خوبی‌ این‌ امر را نشان‌ می‌دهد:
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله:
16. اذ استُعْمل‌َ السُّفها وَشاوَرُوا النساء. 
[آخرالزمان] آن‌گاه‌ است كه‌ نابخردان‌ به ‌كار گرفته‌ شوند و زنان‌ مورد مشورت‌ قرار گیرند.
17. اذا رَفَعُوا البنیان‌ وشاوَرُوا النسوان‌ ویَكْثُرُ الاختلاط‌. 
آن‌گاه‌ كه‌ ساختمان‌ها مرتفع‌ می‌گردد، با زنان‌ رایزنی‌ می‌شود و اختلاط‌ زن‌ و مرد فراوان‌ می‌شود.
18. عندها امارَةُ النساء. 
در آن‌ هنگام [آخرالزمان]، زنان‌ حكومت‌ می‌كنند.
قال‌ علی علیه السلام:
19. و ذلك‌ اذا تَسلِّطَت‌ النساءُ وَسَلِّطْن‌َ الاماء واُمَّرَت‌ الصبیان‌. 
و آن‌ [آخرالزمان‌] هنگامی‌ است‌ كه‌ زن‌ها و كنیزان‌ حكمروایی‌ می‌كنند و از كودكان‌ فرمان‌ برده‌ می‌شود.
20. واذا غَلَبَت‌ النساءُ عَلی‌ الملك‌ وَغلَبْن‌َ كُل‌ِّ امْری‌ٍ فلایُؤتی‌ الاّ ما لَهُن‌ِّ فیه‌ هوی‌. 
و آخرالزمان آن‌گاه‌ است كه‌ زنان‌ بر حكومت‌ و بر هر مردی‌ چیره‌ شدند و هیچ‌ عملی‌ جز با تأمین‌ خواست‌ آنان‌ انجام‌ نشود.
سیره مسلمین‌
علاوه‌ بر ادلّه قرآنی‌ و روایی‌، می‌توان‌ به‌ سیره مسلمین‌ و اهل‌ شریعت‌ نیز بر ردّ ولایت‌، قضاوت‌ و مدیریت‌ اجتماعی‌ زنان‌ استدلال‌ كرد.
از آغاز ظهور اسلام‌ و بلكه‌ از آغاز خلقت‌ آدم‌ و ظهور شرایع‌ الهی‌ تاكنون‌، خداوند، انبیا، اوصیا و مردم‌ متشرّع‌، تدبیر امور اجتماعی‌ را به‌دست‌ زنان‌ نمی‌سپرده‌اند و به‌ همین‌ خاطر در تاریخ‌، زنی‌ را به‌ عنوان‌ پیامبر، امام‌، وصی‌ّ، حاكم‌ مشروع‌، قاضی‌، رئیس‌ قوم‌ و قبیله‌ و گروه‌، كدخدای‌ ده‌، فرماندار شهر و... سراغ‌ نداریم‌. این‌ در حالی‌ بوده‌ است‌ كه‌ پیوسته‌ زنانی‌ مؤمن‌ و صالح‌ و حتی‌ بعضاً توانمند بر انجام‌ برخی‌ مسئولیت‌های‌ اجتماعی‌ حضور داشته‌اند امّا به‌ دلیل‌ آن‌كه‌ شرایع‌ و ادیان‌ آسمانی‌ تصدّی‌ چنین‌ نقش‌هایی‌ را برای‌ صنف‌ زنان‌ مشروع‌ نمی‌دانسته‌اند، از نصب‌ آنان‌ به‌ این‌ مناصب‌ خودداری‌ می‌كردند.
آیت الله سیّدمحمّدحسین‌ حسینی‌ تهرانی‌ (ره) در این‌ مورد با عنوان‌  «سیره عملی‌ پایدار» می‌نویسد:
«[یكی‌ از دلایل‌ عدم‌ جواز حكومت‌ و قضاوت‌ زنان‌] سیره‌ است‌ كه‌ بدون‌ شك‌ در این‌ مورد محقّق‌ است‌ و معنای‌ سیره‌ این‌ است‌ كه‌ فقها، علما و حاكمان‌ مسلمان‌ اعم‌ از شیعه‌ و سنّی‌ از زمان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمان‌ ما زن‌ را متصدّی‌ امارت‌ و قضاوت‌ نمی‌كرده‌اند با وجود آن‌كه‌ گروهی‌ از زنان‌ صاحب‌ دانش‌ و درایت‌ و ارزش‌های‌ اخلاقی‌ در همه اعصار و دوره‌ به‌ دوره‌ وجود داشته‌اند. وقتی‌ ما آرا و دیدگاه‌های‌ فقها و علما و حكام‌ را در كتاب‌های‌ سیره‌ و تاریخ‌ ملاحظه‌ می‌كنیم‌، در می‌یابیم‌ كه‌ دلیل‌ خودداری‌ آن‌ها از نصب‌ زنان‌ به‌ امارت‌ و قضاوت‌، امری‌ اتفاقی‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ مستند به‌ سنّت‌ شارع‌ مقدّس‌ و رسول‌ مكرم صلی الله علیه و آله و پیروی‌ از سنّت‌ استوار و راه‌ مستقیم‌ شریعت‌ بوده‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ برای‌ آن‌ها امكان‌ تجاوز و تخطّی‌ از آن‌ وجود نداشته‌ است‌. این‌ سیره عملی‌ مثل‌ شهرت‌ قولی‌ [فقها] است‌ كه‌ برای‌ استناد حرمت‌ قضاوت‌ و حكومت‌ زنان‌ كفایت‌ می‌كند.»


نظرات()   
   

در اسلام تامین نفقه و هزینه خانواده به عهده مرد است. و مطلب دیگر اینکه متاسفانه بسیاری از زنان فمنیست از این شکایت می کنند که دلیل عدم وجود دانشمند زن و ... این بوده که توقع از مردان برای دانشمند و مشاهیر شدن بیشتر بوده است. خوب این توقع عیننا همان وظیفه مرد در چارچوب قوام بودن و نیز تامین خانواده خویش است زیرا بسیاری از اقدامات مردان در همین راستا بوده است و در اصل این یک رسالتی بوده که مرد آن را انجام داده است و یک وظیفه هست و نه حق. مسلم هست که هر زنی مردی با خصوصیات مبتکرانه را دوست دارد. آیا می شود زنان به نام حقوق زن بگویند که مردان ما نباید هیچ می کردند برای خانواده های خود. خوب مسلم هست بسیاری از زنان امروز به دلیل این تفکرات مسموم از دل مرد رانده شدند. همانطور که شیطان به دلیل تفکرات مسموم خویش از جانب خدا رانده شد. به همین طریق زنان نیز  تنها وسیله لهو و لهب مردان شدند.

این تفکرات لیاقت تشکیل خانواده و مادر شدن را می گیرد و اگر مادری هم بماند قطعا نامشروع است و زندگی آنها کاملا بدون برکت و شوم و نامبارک است. این که بر خلاف نظر قرآن بسیاری از  زنان امروز سعی در دور کردن مرد از وظایفی که خدا بر گردن آنها نهاده هستند، دقیقا همان کار عبثی است که شیطان در تمام دوران حیات خود در حال انجام است. شیطان در تمام مدت حیات در پی اثبات برتری توهمی خود به خالق خود است و با نام خدا با خدا می جنگد. کسی تا کنون خود را جای شیطان نگذاشته است. اگر کمی به ماجرای شیطان فکر کنیم، متوجه می شویم که شیطان حتی موجه تر از زنان فمنیست عمل کرده است. گر چه مسیر هر دو باطل و پوچ است اما انحراف امروز از انحراف شیطان حاد تر است.

مسلم است که تفکر مسموم فرصت زن در عصر امروز چیزی جز اخراج مرد از وظیفه و رسالت اش نیست. ادعا می کنند که زنان در قرون گذشته فرصت نداشتند که فلان کار را بکنند. خوب آیا امروز چه فرصتی دارند؟ فرصت انجام رسالت مرد را؟ آیا اینان تا کنون از خود نپرسیدند که دنبال چه هستند و چه فرصتی را دنبال می کنند؟ واقعا فلسفه این سرکشی متوهمانه چیست؟ کفران نعمت به این شکل که امتیازات در نظر گرفته شده توسط خداوند برای زنان پست قلمداد شوند به اسم این که زنان به مردان نیاز ندارند!!! نفقه و مهریه و ... ،همه به خاطر توهم و غرور و ناسپاسی و ناشکری توسط افکار پست و سخیف فمنیستی بد جلوه داده می شوند. افکاری که در نهایت چند زن را مدیر و وزیر می کند و بقیه زنان را به فلاکت و بدبختی می کشاند و جامعه را رو به انحطاط و فساد و بدبختی و زوال می برد. امروز مرتب می گویند فقر در دنیا در حال زنانه شدن است و سهم زنان از ثروت های مملکت کم است گویی اینکه ثروت مردان جز برای زن و فرزند خرج می شود و آیا هیچ مردی ثروتش را با خود به گور می برد! همین ها مدام می گویند سهم زنان ازمدیریت کم است در حالی که بخاطر مردان بی تدبیر این سهم شیطانی پیوسته در حال افزایش است. (نمونه ای از این خزعبلات را می توان در لینک مقابل دید ...... لینک......) اما این سهم زنان در مدیریت پیوسته در حال افزایش است. این خود مبین دستاورد مذکور است. محله های بدنام قدیم در ایران هم همین گونه بود. مدیریت با چند زن با هزاران روسپی زیر دست که تمام درآمدشان در جیب چند خانم رییس می رفت.

متاسفانه بسیاری از مفسران اسلامی، چهره کاملا واِژگون به روی اسلام به دلیل غربزدگی خودشان پوشاندند که گویی در اسلام وظایف زن و مرد کاملا غلط تعریف شده بوده و اکنون وظایف این دو تغییر یافته است. چه کسی مرد بودن را فرصت قلمداد کرده و یا انجام وظیفه مرد را فرصت برای زنان معرفی کرده است؟ آیا هدفی جز نابودی بشر داشته است؟ مسلم است که این تفکر مهلک تر از هر سلاح کشتار جمعی است.


نظرات()   
   

زن زیبا

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮐﻪ ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩ
ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ
ﻏﺒﻄﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻧﺪ
مدتی بعد ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ . ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻭﻣﺶ
ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﭼﻬﺮﻩﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﻓﻀﻮﻝ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ : ﻓﮑﺮ
ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﻗﺒﻠﯽﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﻮﺩ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻫﺪ : ﻧﻪ ! ﺍﺻﻼً !
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﺩ، ﺧﯿﻠﯽ
ﻭﺣﺸﯽ ﻭ ﺯﺷﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﮐﻨﻮﻧﯽﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ : ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ
ﺯﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ .
ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺷﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ
ﺳﮓﻫﺎ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺷﺎﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺍﺳﮑﯿﻤﻮﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺁﻻﺳﮑﺎ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﻢ
ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ
ﺯﯾﺮﺍ “ ﺣﺲ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﯾﺪﻥ ” ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...


نظرات()   
   

خلاصه

یکی از مراجع تقلید شیعیان گفتند: به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

ایشان ادامه دادند: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر ، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است.

الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است. همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشیده، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

ایشان ابراز کردند: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته، فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

این تعداد پرونده هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است.

ایشان بیان کردند: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کردند: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است. الان این عاطفه و ملات گرفته شده، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

ایشان ابراز کردند: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است.

لازم به ذکر است این مقاله خلاصه شده است.


نظرات()   
   

ورزش زنان ایرانی

ورزشکار زن ایرانی.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

مدت‌ها بود قصد داشتم درباره وضعیت حجاب و عفاف در ورزش قهرمانی بانوان مطلبی را بنویسم، هربار اما منتظر می‌شدم شاید نمایندگان محترم مجلس و رسانه‌های دلسوز و بزرگان دینی تذكری بدهند، یا نهی از منكری كنند، و از وضعیت نامناسبی كه در حجاب بعضی از ورزشكاران زن ایرانی دیده می‌شود و روزبه‌روز بیشتر شاهد آن هستیم كاسته شود؛ اما نه تنها خبری نشد بلكه حتی برخی از مجامع بانوان نیز از ورزشكاران زن تقدیر كردند چون به نظرشان این زنان موفق شده‌اند با حفظ حجاب به عنوان یك زن مسلمان در عرصه ورزشی هم بدرخشند!
الف - چندی پیش در بازی‌های آسیایی 2014 اینچئون هم این مسأله بسیار پررنگ دیده می‌شد كه حجاب و حرمتی كه زن مسلمان در برابر نامحرم باید رعایت كند نه تنها رعایت نمی‌شود بلكه كمتر از قبل شده بود، ولی جامعه بانوان و گروه‌های مختلف بی‌آنكه اصل فیلم‌ها وتصاویر بازی‌ها را دیده باشند مدال‌آوری زنان را (كه باعث بهبود تعداد مدال‌های تیم ایران شد) به همدیگر تبریك گفتند!!
البته تأكید می‌كنم این موضوع شامل تمامی ورزشكاران زن نیست و بسیاری از آنان متین و شایسته حجاب را رعایت كرده و حتی چند نفری نیز حجاب اصلیشان چادر است كه بارها موردتقدیر قرار گرفته‌اند و حق هم همین است. اما حتی اگر این منكر گسترده هم نباشد باید برای جلوگیری از فرداهای بدتر به آن پرداخت و به مسئولین مربوطه هشدار و تذكر داد.
ب - در مورد ورزش بانوان بحث‌های گوناگونی مطرح است از جمله اینكه در كدام ورزش‌های قهرمانی شركت كنند و شركت در كدام میادین بین‌المللی كه بیشتر تماشاگرانش را نیز مردان تشكیل می‌دهند، شایسته یك زن مسلمان شیعه نیست؟ به عنوان مثال آیا ورزش كبدی حتی اگر با حفظ حجاب ظاهری باشد شرعی است؟ آیا واقعاً تعریف حجاب در پوشاندن مو خلاصه شده است؟ آیا اینكه یك زن ایرانی توسط تیم مقابل روسریش كشیده شده و داور مرد كره‌ای كتش را روی سر او بیندازد تا موهایش دیده نشود افتخار دارد؟ (اتفاقی كه در بازی‌های آسیایی رخ داد).
آیا نمایندگان محترم مجلس كه در برهه‌ای نگران ساپورت‌پوشان شدند!! تا به حال فیلم مسابقات بانوان را كه در حضور نامحرمان در كشورهای مختلف و در رشته‌های كاراته و دوومیدانی و قایقرانی و فوتبال و والیبال و... مسابقه می‌دهند، مشاهده كرده‌اند؟ آیا صحنه‌های جیغ و فریاد و نوع شادی‌های زنان شیعه، كه نماینده رسمی جمهوری اسلامی هستند را دیده‌اند و شنیده‌اید؟
آیا ورزشكار تیم تیراندازی كه مدال طلای مسابقات آسیایی را كسب كرده و بعد در كنار ورزشكاران مرد ایرانی كه شلوارك به پا دارند عكس‌های یادگاری می‌اندازد، و یا با بدحجابی در فروشگاه‌ها و بازار كره جنوبی می‌چرخد و به محض اینكه به شهرش برمی‌گردد با حجاب كامل مدالش را اهدا می‌كند و مورد تقدیر هم قرار می‌گیرد می‌تواند الگو باشد؟ با این اوصاف و نمونه‌های فراوان پس دختران نوجوان جامعه ما چگونه باید حد حجاب را بدانند؟ چگونه محدوده رابطه با نامحرمان را درك كنند؟ آیا احساس نمی‌كنند صرف ورزشكار بودن و مدال آوردن محدوده و حریم بین زن و مرد را كاهش داده است؟!
ج- باز هم هیچ‌كدام از اینها را علنی نمی‌گفتم كه به تلخ كردن قهرمانی‌ها متهم نشوم! و دلخوش می‌كردم كه شاید در نهان تذكراتی داده شده است... اما اخیرا در سایت‌های خارجی و خبرگزاری‌ها عكس‌های تیم بانوان ایران در یكی از رشته‌های مسابقات كاراته جهانی آلمان كه اواسط آبان ماه برگزار شد را دیدم كه به حدی خجالت‌آور و ناراحت‌كننده بود كه قابل بیان نیست... و دیدم دیگر جای سكوت و مسامحه نیست (پوشش‌ها طوری بود كه در آن نه گردن پوشیده بود و نه حد شرعی پوشاندن دست و پای ورزشكاران خانم رعایت شده بود).
جالب است بدانید كه همین تیم سال قبل به علت رعایت پوشش اسلامی از مسابقات كشورهای اسلامی!! حذف شده بود و ظاهرا مسئولین محترم این مشكل را با عدم رعایت حجاب اسلامی حل كرده اند!! نكته آن كه بعضی از تیم‌های بانوان ایران در داخل كشور و هم‌چنین در هنگام قرار گرفتن در سكوی كسب مدال در مسابقات خارجی از حجاب كامل استفاده كرده و همان تصاویر در رسانه‌های كشور منتشر می‌شود اما در هنگام مسابقه با پوشش ناقص و نامناسب ظاهر می‌شوند كه مستندات آن هم موجود است.
همین جا باید بگویم كه همه ما می‌دانیم گناهان بسیاری در جامعه رخ می‌دهد و بعضی به اصطلاح روشنفكران نفرمایند كه وقتی این همه غیبت و اختلاس و مفاسد دیگر هست چطور به فكر 4 عدد تار مو هستید و فلان و بهمان! كه اولاً هر منكری جای خود را دارد و كوچك شمردن گناهان مذموم است، و ثانیاً این خانم‌ها نماینده و سفیر جمهوری اسلامی هستند و كوچك‌ترین كوتاهی در این زمینه پذیرفتنی نیست و رفتارشان به نام یك كشور انقلابی و شیعه نوشته می‌شود. تاسف‌‌آورتر اینكه این مسأله در ایام عزاداری امام حسین (علیه السلام) رخ داده است. امید است همگان پیام حجاب و حیای عمه سادات را درك كرده و بدانند كه زشت‌ترین جنایت تاریخ هم باعث نشد حتی دختران كوچك اهل بیت عصمت و طهارت لحظه‌ای از حجاب و عفاف خود غافل شده باشند...
فعلا به همین اندك بسنده كرده و منتظر توضیحات مسئولین و پیگیری نمایندگان محترم مجلس می‌مانم. در ضمن ترجیح می‌دهم فیلم‌های مربوط به مسابقات را برای مراجع عظام تقلید و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بفرستم تا اینكه در سایت‌ها قرار دهم كه بدون شك نشر آن در فضای مجازی به هر دلیلی هم كه باشد خود گناه است. در پایان امیدوارم مسئولان محترم نفرمایند چرا افتخارآفرینی بانوان و كسب مدال برنز مسابقات جهانی كاراته را به كامشان تلخ می‌كنیم!!! كه این افتخار همراه با گناه كمترین ارزشی ندارد و منكری است نابخشودنی و به نظرم جا دارد كه تسلیت بگوییم نه تبریك!!


نظرات()   
   

فعالان حقوق زن در ایران که منفور و منکوب ملت ایران هستند و این روزها دستشان حسابی رو شده است از برخی واژه های اهانت آمیز نسبت به زنان استفاده می کنند تا زنان بخاطر فرار از جو تحقیر آمیز ایجاد شده توسط آنها به انجام اهداف و ایده های مورد نظر آنها بپردازند.

آنها سعی می کنند در خبرگزاری های معروف یا محیط های دانشگاهی و اجتماعی این اصطلاحات را که از روی روانشناسی و برنامه  ریزی اتاق های فکر فمینیستی تعیین می شود نهادینه سازند!

یکی از اصطلاحاتی که در خبرگزاری ها و روزنامه ها مکررا می بینیم واژه "خانه نشینی" زنان است که آنها برای زنان خانه دار و یا غیر شاغل بکار می برند!

از اشتباهات و نگرش های غلطی که وجود دارد این است که برای زنان از لفظ بیکاری و یا خانه نشینی استفاده کنیم!

بیکاری در کشور اسلامی با توجه به مسئولیت های دینی مردان، صرفا باید برای مردان بیکار کاربرد داشته باشد.

و چون زنان مسئولیت مالی ندارند در صورت عدم اشتغال نباید خانه نشین و یا بیکار قلمداد شوند.

در واقع استفاده از این اصطلاحات برای تحقیر زنان غیر شاغل و ترغیب آنها به نبرد جنسیتی و بیرون کشیدن زنان از خانه و نابودی خانواده است.

باید دستگاه ها با استفاده کنندگان از این واژه شدیدا برخورد کنند و مردم با مشت به دهان استفاده کننده از این واژه برای زنان بزنند و همچنین خبرگزاری ها و روزنامه ها این واژه را به هیچ عنوان به کار نبرند.

دروغین بودن فعالان حقوق زن را از همین توهین مکرر استفاده از این اصطلاح نامربوط  می توان فهمید. 

فعالان حقوق زن در واقع دلسوز زنان نیستند. بلکه دیکتاتور و خودخواه هستند و برای دل سیاه خودشان و خواسته های دل خودشان چیزهایی را که دوست دارند،به زور به عنوان حقوق زن مطرح می کنند.

دخترها و افراد جامعه نباید فریب این ترفند های روانشناسانه را بخورند. همانطور که بمب اتم مخرب است اما دانش اتمی بد نیست، روانشناسی هم بد نیست ولی استفاده از این جو سازی ها، یعنی استفاده مخرب از علم روانشناسی که اثرات آن به مراتب طولانی تر و بدتر از بمب اتم است!

هر زنی چه شاغل و چه غیر شاغل محترم است و اشتغال مایه برتری یک زن نیست.

اشتغال برای زنان واجب نیست و از نظر اغلب مردان زن خانه دار خیلی ایده آل تر و بهتر است.


نظرات()   
   

تضاد فمنیسم و اسلام (قسمت دوم)

زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها

 

بحث چند همسری یکی از مسایل جنجال برانگیز در دنیای امروز می باشد. چرا که با توجه به حضور زنان در عرصه جامعه و زیاده خواهی های آنان و برخی مسایل فرهنگی، متاسفانه به مساله ای حاد و غیر اخلاقی بدل شده در حالیکه با بحثی که در این مقاله خواهیم کرد نشان خواهیم داد، این فرهنگ مبارزه با چند همسری در واقع یکی دیگر از مظاهر استثمار ملت ها توسط سرمایه داران می باشد.

پدیده چند همسری مربوط به دوران جدید نمی باشد و قدمتی به اندازه قدمت بشر دارد. در قرون وسطی بیش از 90 درصد جوانان معشوقه های خود را دائما عوض می کردند و بیش از 50 درصد مردان به همسرانشان خیانت می کردند. چند همسری در مسیحیت حرام اما در واسلام مجاز شمرده می شود. از نظر بسیاری از متفکران غربی، طبیعت مردان چند همسری و طبیعت زنان تک همسری است. برای مثال ویل دورانت فیلسوف بلند آوازه مغرب زمین در لذات فلسفه صفحه 91 دهد، می گوید:

"مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می تواند تک همسری را به او تحمیل کند"

به عقیده کینزی زنان بر خلاف مردان در تنوع جویی در عشق و لذت بیشترند. اما مردان تنوع طلبی را نوعی ماجراجویی می دانند و لذت جسمی از لذت عاطفی برای آنان اهمیت بیشتری دارد.

هانری دومنترلان فرانسوی معتقد است : وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است. زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای همه زنها. در واقع اگر مردی به همسرش خیانت کند، زن ناراحت نمیشود چراکه معتقد است مرد جسمش را باخودش برده و نه روح و عاطفه اش را.

اما تنوع طلبی مردان نه تنها عمل غیر اخلاقی نیست بلکه آنرا به مانند یک عمل نجات بخش باید تصور کرد. تحقیقاتی توسط پروفسور راسل لی منتشر شده که  گویای این مطلب است که تک همسری را در واقع خیانت به نسل توصیف می کند، نه فقط در کمیت بلکه در کیفیت. چراکه تک همسری باعث ضعیف شدن نسل می گردد و برعکس چند همسری نسل بشر را نیرومند می سازد.

اگر تمامی موارد بالا را در نظر بگیریم متوجه میشویم که اسلام معتدل ترین راه را برای حفظ بشریت پیش روی گذاشته است. در مسیحیت چند همسری برای مردان غیر مجاز است که نشان می دهد این دین شناخت کاملی از روحیات بشر ندارد(چون کتب مسیحی توسط بشر دستکاری و تحریف شده است). تمامی تحقیقات اثبات میکند که روحیه مرد تنوع طلبی است که توسط شارع مقدس و بنا به دلایلی ایجاد شده که با پیشرفت علوم گوشه ای از ابعاد آن مشخص می گردد. نکته دیکر اینکه اگر این تنوع طلبی مردان بدون قید و شرط باشد همچون سایر غرایز بشر قطعا راه به بیراه خواهد برد و نتیجه آن فجایع اخلاقی دنیای غرب می شود. که در مقالات گذشته مشکلات اخلاقی آنرا در همین وب سایت مطالعه کردیم. در دنیای غرب شما مجازید به لحاظ قانونی یک همسر اختیار کنید ولی می توانید بی نهایت معشوقه داشته باشید. نتیجه اینکار نابودی خانواده و شخصیت زن است. در حالیکه در آموزه های اسلام هم به نیاز طبیعی مردان توجه شده و هم به شخصیت زن و حفظ حریم خانه. در اسلام شما می توانید چندین همسر داشته باشد ولی باید توجه کنید که همه آنان همسر شما هستند و نه معشوقه و در قبال آنان مسولیت دارید و این یعنی ارزش گذاری برای زنان. از طرفی این مقررات سبب امنیت بیشتر برای زنان در جامعه می شود و آنان را از هوس بازی مردان در امان نگه میدارد.

ولی هیولای فمنیسم که جز نابودی جامعه هدف دیگری ندارد، با مبارزه با چند همسری بار دیگر ذات پلید خود را نشان داده است. نتایج تفکر فمنیستی همان آمارهایی است که از جامعه آمریکا بیرون آمده و متاسفانه مشتی انسان نادان و تعدادی مزدور شیطان پرست سعی در القای این تفکر در جامعه اسلامی را دارند. البته امید است که با تلاش مسولین جمهوری اسلامی جلوی هجوم شیطان فمنیسم گرفته شود.

                فمینیسم اسلامی


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 دی 1398
نظرات()   
   

دختران ۲ دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند وفورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)

در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترقیب کنید (برنارد شاو)

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از ۲گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)

زنها فقط ۲روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله)

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (چاپلین)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)

و در آخر ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر


نظرات()   
   

مقاله زیر توسط یکی از کاربران با نام امین ارسال گردیده است:

مقدمه :
با افزایش تعداد رانندگان خانم در زندگی امروز همچنان این سوال مطرحه که آیا زنان نسبت به مردان رانندگانی ضعیف تر هستند ؟ در یک کلام پاسخ بلی است. البته این بدان معنی نیست که همه ی زنان از همه ی مردان به اصطلاح دست فرمون ضعیف تری داشته باشند و بسیاری از خانم ها میتونند پا به پای خیلی از آقایون و حتی بهتر از بعضی آقایون رانندگی کنند پس اگه شما یک خانم هستید و این مطلب رو میخونید و رانندگیتون از بعضی مردهای دور و برتون بهتره فورا" جبهه گیری نکنید. خیلی از خانم ها از بسیاری آقایون قد بلند تر یا دارای فیزیک بدنی زمخت تر و خشن تر هستند ولی آیا میشه گفت که جنس زن نسبت به مرد عضلانی تر و بلند تر و دارای فیزیک بدنیه خشن تره؟ خیر. اینجا یک بحث کلی مطرحه. اگه 1 میلیون نفر انسان قد بلند دنیا رو به ترتیب قرار بدیم یا میانگین قدی از زنان و مردان بگیریم یا نگاهی کلی به اطرافمون بندازیم میبینیم که مردها بلندتر هستند و اینکه خانم هایی با قد 190 داریم و آقایونی با قد 150 این دید کلی رو تغییر نمیده. در مورد رانندگی هم همینطوره ؛ ممکنه خیلی از خانم ها رانندگان خوبی باشند و بسیاری اقایون رانندگان ضعیف ولی در کلیت و یا بررسی میانگین یا مشاهده برترین رانندگان دنیا کاملا مشخصه که برتری با مردهاست ( و البته این برتری نشانه ی برتری مرد بر زن نیست و الان فقط داریم در مورد توانایی و استعداد رانندگی با خودرو صحبت میکنیم و چه بسا در بسیاری موارد دیگه مثل قابلیت درک احساسات کودکان -که خیلی مهم تر از رانندگی هست - خانم ها برتری داشته باشند پس خواهش میکنم فمنیست ها دعوا راه نندازند.! ) قبل از شروع به گفتن دلایلم یک مثال بزنم که در بالاترین سطح از مسابقات رانندگی یعنی فرمول 1 خانم ها تقریبا" هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و ندارند. ضمن اینکه اگه کسی فکر میکنه این بدلیل محدود کردن جنس مونث و مردسالاری بوده باید بگم که در کشور مایکل شوماخر قهرمان افسانه ای چندین دوره فرمول 1 یک خانم صدر اعظم و همه کارست (خانم انگلا مرکل ) پس این فکر که تو آلمان یا کلا" اروپا مثل عربستانه و زنان از امکانات رانندگی کمتری برخوردار بودند و مردسالاری جلوی پیشرفت رانندگیشون رو گرفته کاملا غلطه.

اما دلایل :

1-علاقه ذاتی.
شاید به نظر خیلی ها دلیل این که پسر بچه ها از سنین کودکی به ماشین اسباب بازی علاقه دارند ( یا گیم های ماشینی ) و دختر بچه ها به عروسک ، تربیت پدر و مادر یا تقلید از پدر و مادر بوده که پسر بچه به تقلید از پدر که رانندگی میکنه و ماشین داره، اسباب بازی ماشین میخره و دختر بچه به تقلید از مادر که بچه داری میکنه عروسک رو میپسنده. اما این طرز فکر هر چند 100% غلط نیست اما کاملا" صحیح هم نیست. در خانواده خودم مادرم هر روز با خودروی شخصیمون به سر کار میرفت و بدلیل ساعت کاری کمترش نسبت به پدرم ، اون بود که من و خواهرم رو با ماشین به کلاس زبان و پارک و .. میبرد و پدرم بدلیل داشتن سرویس محل کار کمتر رانندگی میکرد مگر در مسافرت ها. پس اگه بحث تقلید از پدر و مادر بود خواهر من میبایست به ماشین و رانندگی علاقه مند میشد ( به تقلید از مادرم ) اما اصلا این اتفاق نیفتاد و تا 20 سالگی حتی نمیدونست کار کلاچ چیه.! در صورتیکه من از 6، 7 سالگیم به ماشین ها و طرز رانندگی و این که دنده ها چطور جابجا میشوند توجه میکردم و دوست داشتم جلو بشینم تا بتونم ببینم مادرم ( یا در سفر ها پدرم ) چطور رانندگی میکنه و برام خیلی جالب و خوشایند بود. در یک تحقیقی هم که صوت گرفته علاقه پسر بچه ها به وسایل مکانیکی و ماشین بیشتر از دختر بچه ها بوده و برعکس علاقه ی ذاتی زنانه از همون سنین کودکی دخترهارو به سمت عروسک بازی و حس مادرانه سوق میداده. جالب اینجاست که حتی توان نقاشی کشیدن از وسایل نقلیه و مکانیکی مثل دوچرخه در پسر بچه ها خیلی بهتر از دخترها بوده که نشان از دقت و علاقه بیشتر پسرها از همون سنین به این قبیل وسایل داره که خوب همین علاقه مندی میتونه باعث بروز استعداد و یادگیری بهتر بشه.

2-دید سه بعدی
دید سه بعدی در اقایون بهتر از خانم هاست. یعنی درک بهتری از قرار گیری جسم در فضای پیرامونی و حرکتش دارند . شاید بخاطر همین موضوعه که پارک دوبل یا حرکت از بین ماشین ها برای مردها راحت تر است چون میتوانند تجسم بهتری از ابعاد ماشین در فضای سه بعدی داشته باشند. این دید سه بعدی در برخی کارهای دیگه مثل بازی فوتبال هم کارایی داره و مردها بهتر میتونند موقعیت توپ در فضا و زاویه فرود و میزان بالا اودن پا برای کنترل اون و ... رو آنالیز کنند. (جهت اطلاعات بیشتر در این مورد میتوانید به تحقیقات دکتر کاپلان در مورد بلوغ حس 3 بعدی و جهت یابی در پسران 3 سال زود تر از دختران و یا آرشیو مقالات ترجمه شده انجمن مراجعه کنید)

3- ریسک پذیری
کلا مردها ریسک پذیری بالاتری دارند و همه میدونیم که ترس در رانندگی یکی از عوامل بازدارندست. باز هم تاکید میکنم که این موارد به برتری مرد بر زن اشاره ای نداره و فقط از دیدگاه رانندگی و دست فرمان داریم بررسی میکنیم وگرنه همین ویژگی هایی که به ظاهر ضعف خانم هاست در بسیاری موقعیت ها باعث برتریشون میشه .

4- تمرکز
ساختار مغز مردها با زن ها متفاوته و از جهتی تخصص یافته تره . بخش های مختلف مغز مرد بصورت مجزا برای کارها تخصصی شدند و باعث میشه بتونند در کار تمرکز بالاتری داشته باشند .این امر در رانندگی بخصوص با سرعت بالا یا راندن جنگنده ها و یا گرفتن تصمیم هایی که باید فوری و در کسری از ثانیه انجام بشه به مرد کمک میکنه چون وقتی رو کاری تمرکز داره فقط به اون فکر میکنه و احساسات و سایر قسمت های مغز تقریبا" از کار میفتند و مزاحم تمرکز مرد نمیشوند. اما مغز خانم ها طوریه که تقریبا همه ی قسمت ها همزمان کار میکنند و بخش های مختلف مغز باهم در ارتباط دائمی قرار داره و این باعث میشه بتونند چند کار همزمان رو انجام بدند اما با تمرکز پایین تر. ( همین فعال بودن همزمان کل قسمت های مغز به زنان کمک کرده که علیرغم داشتند جسم خاکستری کمتر و مغز کوچکتر، کند ذهن تر از مردان نباشند ) .
شاید الان متوجه بشید که چرا خانم ها میتونند به راحتی در حالی که با بچشون صحبت میکنند و همزمان اس ام اس هم میدند رانندگی کنند ( با دست فرمانی تقریبا" مشابه وقتی که فقط رانندگی میکنند ) یا در منزل همزمان سریال مورد علاقشون رو نگاه کنند و آشپزی و در همون لحظه بچه داری کنند.!! اما مردها در هنگام اس ام اس دادن پشت فرمون به بدترین رانندگان جهان تبدیل میشند و در انجام کارهای همزمان در منزل ناموفق هستند و .. در صورتیکه وقتی بحث فقط رانندگی و یا فقط آشپزی و یا فقط دیدن یک فیلم مطرح باشه مردان بهتر از زنان میتونند انجامش بدند و درکش کنند چون روش تمرکز دارند ولی در هنگام همزمانی این کارها زنان برترند چون قابلیت انجام کارهای همزمان رو دارند ( هر چند با تمرکز پایین تر )
مثلا فکر کنید نمره ی رانندگی یک خانم 13 هست. وقتی همزمان اس ام اس میده میشه 11 و وقتی همزمان با اون 2 کار با بچش هم صحبت میکنه میشه 9..
اما مرد وقتی فقط رانندگی میکنه نمرش 18 هست ، اگه همزمان اس ام اس بده میشه 11 و اگه همزمان با بچش هم صحبت کنه میشه 8..
اعداد فقط مثال بود که بتونم منظورم رو برسونم و پایه علمی یا آزمایشی نداره.

5- حس جهت یابی
طبق تحقیقاتی که صورت گرفته مردان بصورت ذاتی از حس جهت یابی بهتری برخوردار هستند که مطمئنا" در رانندگی و سردرگم نشدن موثره .

6- درصد عضلات ، بدن قویتر و قد بلند تر
البته این موارد در خودروهای امروزی کاربرد چندانی نداره چون به کمک سیستم های هیدرولیکی و برقی ادوات بسیار نرم و روان هستند و نیازی به قدرت بدنی زیاد ندارند و پدال ها و صندلی های قابل تنظیم هم تا حد زیادی مشکل کوتاهی قد خانم هارو برطرف کرده اما هنوز مقدار اندکی تاثیر گذاره. ( در خودروهای قدیمی تر یا اسپرت و یا رانندگی در شرایط سخت تاثیر بیشتری داره )


خوب این یک سری دلایل بود که ثابت میکرد به طور ذاتی مردان رانندگان بهتری هستند اما بعد از خواندن این مطلب 2 سوال در ذهن خواننده ایجاد میشه :

سوال اول- اگر زنان بطور ژنتیکی از استعداد رانندگی کمتری برخوردارند پس چرا در دو دهه اخیر اینقدر در این امر پیشرفت داشتند؟!

جواب در 3 نکته نهفته است :

1- دلیل اصلی در پیشرفت خانم ها نیست بلکه در پیشرفت خودرو هاست.! سنسور دنده عقب و دوربین عقب و سنسور جلو و آینه ی کمکی پارک کردن رو برای همه ساده کرده حتی اگه دید سه بعدی ضعیفی داشته باشید، سیستم هیدرولیکی رانندگی رو ساده کرده حتی اگه زور بازو نداشته باشید ، گیرباکس اتوماتیک رانندگی رو راحت کرده حتی اگه تمرکز بالایی نداشته باشید و سیستم های کنترل پایداری و ترمز ای بی اس و ... کار یک راننده ی حرفه ای رو شبیه سازی میکنند ....

2- حس رقابت با مردها.! متاسفانه در جوامع امروزی علیرغم صحبت هایی که در مورد برابری و فمنیسم و ... زده میشه بیش از هر زمانی مرد بودن یک برتری و زن بودن یک حقارت تلقی میشه بخاطر همین کارهای مهمی که زن ها استعداد انجامش رو بهتر از مرد دارند (مثل درک عواطف و احساسات کودکان و در نتیجه تربیت بهتر فرزندان و یا انجام همزمان کارهای منزل و مدیریت اون و ...) کارهایی پست جلوه داده میشه در صورتیکه هر کاری ولو خیلی پیش پا افتاده که مرد توش با استعداد باشه ( مثل پارک دوبل ) بسیار مهم و افتخار آمیز جلوه میکنه و در نتیجه زن ها سعی میکنند از مرد ها کم نیارند.! بخاطر همین حاضرند گاهی با ترس با سرعت رانندگی کنند گاهی (علیرغم میل باطنیشون که ناشی از ظرافت و حس مادری و علاقه بیشتر به امنیته ) ریسک کنند و یا به ظاهر خودشون رو علاقه مند به ماشین و رانندگی نشون بدند.! ( البته در مقدمه گفتم که راننده با استعداد و علاقه مند زن هم زیاد هست و منظورم با اون دسته نیست )


3- با مشغله بسیار زیاد که پیش اومده خانم های زیادی خواسته یا ناخواسته هر روز ساعت هایی رو رانندگی میکنند و به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است. تمرین و تکرار هم به اندازه ی استعداد مهمه . مثلا مردان در بدو تولد از عضلات بیشتری برخوردارند ولی اگه یک مرد بعد از تولد هرگز ورزش نکنه و یک خانم هر روز رو به تمرینات سخت بپردازه میتونه از اون مرد قویتر بشه هرچند شاید نتونه هرگز با قویترین مردان رقابت کنه ولی میتونه از خیلی از مردان پیشی بگیره. در مورد رانندگی هم همینطوره.

سوال دوم – اگر زنان رانندگان ضعیف تری هستند پس چرا آمار تصادفات منجر به مرگ در زنان کمتر از مردان است؟

این جمله رو در یک صفحه ی فمنیستی خوندم که نوشته بود زنان رانندگان بهتری هستند چون طبق آمار نسبت به مردان تصادفات منجر به مرگ و جرح کمتری دارند.!
این صحبت مثل اینه که بگیم کارمندان نسبت به فوتبالیست ها آمادگی جسمانی بهتری دارند چون کارمندان کمتر از فوتبالیست ها مصدوم میشوند.!!!! یا بگیم بچه 8 ساله با معدل ابتدایی 20 از یک دانشجوی دکترا با معدل 16 باهوش تر و عالم تر است.!!!
اگه بگیم خانم ها رانندگانی قانون مند تر یا محتاط تر هستند شاید درست باشه هرچند همین قانون مندی بیش از حد گاهی باعث بروز خطر میشود . مثلا وقتی حق تقدم با خانم هاست اکثرا" بدون توجه به اطراف حرکت میکنند با این طرز فکر که حق تقدم با منه و طبق قانون حق با منه.!!
در کل این آمار هم ربطی به رانندگی بهتر خانم ها نداره چون :
1- اگه نگاهی به جاده های خارج از شهر بندازیم هنوز هم تعداد رانندگان مرد بسیار بیشتر از خانم ها هستند و مسلما" بیشتر تصادفات منجر به جرح و مرگ در جاده ها صورت میگیره و نه در ترافیک شهر ها با سرعت کم .
2- درصد زیادی از تصادفات منجر به مرگ مربوط به موتور سواران است که در کشور ما 100 % راکبین رو مرد ها تشکیل میدهند .
3- ریسک پذیری کمتر خانم ها در زندگی باعث میشه که کمتر خودشون رو در موقعیت خطر قرار بدهند. حالا هر نوع خطری. یکیش همین رانندگی با سرعت بالاست. ریسک پذیری همون طور که از اسمش مشخصه یعنی قرار گرفتن در موقعیتی که شانس موفقیت در اون 100 % نباشه . مردها بطور ذاتی ریسک پذیرتر هستند و در نتیجه با سرعت بالاتر حرکت میکنند و احتمال مرگ و میر در سرعت بالا بسیار بیشتره . ممکنه یک خانم در طول سال 10 بار تصادف کنه ولی حتی ماشینش هم آسیب جدی نبینه ( با سرعت پایین ) ولی یک آقا فقط یک بار تصادف کنه ( با سرعت بالا ) و منجر به حادثه بشه. پس خانم ها قانون مند تر هستند ولی این بدین معنی نیست که دست فرمان بهتری دارند.
4- یک جمله ی معروفی هست که میگوید شناگر های خیلی ماهر بیشتر از افرادی که زیاد شنا بلد نیستند غرق میشوند. دلیلش و ربطش به موضوع کاملا مشخصه.
5- خانم ها بدلیل ظرافتشون و این که معمولا مجبور نیستند حتما رانندگی کنند و معمولا" شغلشون رانندگی نیست و اینکه معمولا حاضر نیستند به هر قیمتی با هر خودرویی رانندگی کنند و بدلیل اطلاعات و توان فنی کمتر از ماشین های قدیمی و خراب فراری هستند معمولا با ماشین های مدرن تر و سالم رانندگی میکنند و اگه نگاهی به پیکان ها و یا ماشین های با عمر بالای 20 سال بندازید متوجه میشید که نسبت مردان به زنان در این خودروهای نا امن و قدیمی بسیار بیشتره و خود این هم میتونه به افزایش این آمار کمک کنه.

امیدوارم با نوشتن این مقاله کسی رو ناراحت نکرده باشم. از همه دوستان که وقت گذاشتند و پر چونگی من رو تحمل کردند متشکرم.


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/uP0BC]

طنزی تلخ از نارضایتی همیشگی زنان و اینکه همیشه دلیلی برای طلبکاری پیدا میکنند


نظرات()   
   

متن زیر توسط یکی از کاربران انجمن حمایت از حقوق مردان که خانم هم هست نوشته شده است به دلیل جالب بودن و مایه طنز همراه با واقعیت و همچنین نکات آموزشیموجوددر متن جهت استفاده کاربران منتشر گردیده است.

1.زن باس عکس ۳*۴اقاشو بزاره تو کیف پولش تو تاکسی هی کیفشو بازو بسته کنه!
2.زن باس صبح زمستونی خودش شالو گردن اقاشو بپیچه (فکر خودم: سفت سفت سفتر کنه رنگ اقاش صورتی شه!) و ماچش کنه که تا برگشتنش سرما نخوره.
3.زن باس تو مهمونی جلو همه همش اقامون اقامون کنه تا چش و فک فامیل دراد!
4.زن باس خودش لپشو بیاره جلو به اقاش بگه گاز بگیر!
5.زن باس پیرن اقاشو که دوسایز بزرگتر ازخودشه رو تو خونه بپوشه که تا دم زانواش بیاد با استینای اویزووون!!
6.زن بااس یوخده خنگول باشه هرچی نفهمیدو بیاد از اقاش سوال کنه!
7.زن باس یه ریموت داشته باشه دکمشو بزنی بیاد بغل اقاااش!
8.زن بااس وقتی اقاش منتشو میکشه زودی اشتی کنه!
9.زن بااس همیشه خودشو واسه اقاش ارایش کنه تا اقاش کیف کنه

10.زن بااس وقتی اقاش عصبانیه به چشاش نیگا نکنه به دکمه ی پیرنش نیگا کنه!
11.زن بااس بلد باشه وقتی غذارو خراب کرد حسابی برا اقاش دلبری کنه تا نفهمه چه کوفتیو داره میخوره!
12.زن باس وقتی اقاش دستشو میذاره رو دنده دستشو بزاره رو دست اقاش!(o o!!)
13.زن باس وقتی اقاش از سرکار میاد از سرو کولش همینجوری بالا بره و مثل پروانه دورش بگرده!
14.زن باس تو رختخواب خودشو زورکی بتپونه تو بغل اقاااش!! (o o!!)
15.زن باس رو حرف اقاش حرف نزنه! دهع!

16.زن بااس هرچی شنید بذاره کف دسته اقاش!
17.زن بااس وقتی اقاش از سر کار برمیگرده جوراباشو از پاش دربیاره ه!
18.زن بااس قبل اینکه آقاش بیاد چایی اماده کرده باشه!
19.زن باس یه ریز حرف نزنه!
20.زن بااس کفش پاشنه بلند پاش کنه که سخ راه بره اقاش کمکش کنه!
21.زن بااس قبل اقاش غذا نخوره!

22.زن بااس قبل اومدن آقاش خودشو خوشگل کنه که اقاش روحیش عوض شه!(+شنگول شههههه حبه ی انگووور شههه)
23.زن باس تو هوای سرد که میخواد بره بیرون لباس گرم نپوشه که اقاش کتشو بده بگه بپوش!
24.زن بااس با اقاش فوتبال بازی کنه بعد گل بخوره تا اقاش خرکیف شه!
25.زن بااس بچگونه حرف بزنه که دل اقاش ضعف بره واسش 

نکته ای در مورد یکی از باید ها: 

فرض میکنیم که شما با خانم مورد علاقتون ازدواج کردین و ایشون اشتباهی کردن و باعث بوجود اومدن یه گرفتاری شدن ولی شما فقط عصبی هستین و خیلی آشفته اما همچنان حاضر نیستین به خاطر اشتباه خانمتون که خیلی دوسش دارین حتی کوچک ترین حرفی بزنین که باعث کدورتش بشه فقط دارین خودخوری میکنین و به عبارتی میریزین تو خودتون .
خانم شما که میبینه وضع خیلی خرابه و ناخواسته گند زده و دیگه نمیتونه درستش کنه خیلی ناراحت میشه. بیشتر بخاطر اینکه چیزی هم بهش نمیگیمین یا داد نمیزنین. حالا اگه تو این وضع کمربندتونو بیاره بگه اصلن بیا بزن سیاهو کبودم کن از ناراحتیت کم شه شما چی کار میکنین؟؟ کمربندو برمیدارین یه دس کتک حسابی نثارش میکنین؟؟ یا به قیافه ی درموندش نگاه میکنین و وقتی میبینین خودشو به خاطر این که یه کوچولو از عصبانیت شما کم شه تسلیم محضتون کرده احساس میکنین بیشتر از  قبل دوسش دارین باهمه ی نادانی هاش و درموندگی هاش؟ فک نمیکنن جا داره تو اون شرایط که خانمتون انقد پشیمونه بغلش کنین و بگین که چی فک کردی؟ فک کردی با این کارات از دوس داشتنم کم میکنی؟؟ بعد خانوم هم میگه از دستم عصبانی نیستی؟؟ شما هم که آقا باشین میگین داشتن زن جوون همین مشکلاتم داره دیگه!!! ولی دیگه تکرار نشه! و خانم با شوق تموم میگه چشم آقای من قول میدم تا آخر عمرم این کارو نکنم....
البته اگه چنین خانومی به نظرتون افراطیه نظرتون راجع به آونایی چیه که وقتی میبینن شما عصبانی از کارش هستین میگن خوب کردم حالا که چی؟؟؟ ببینم چی کار میتونی بکنی!!! و از اونجایی که زدن درد آور تو اسلام گناهه نمیتونین کاری انجام بدین و با خفت تمام بعد یه مدت مجبور به بخشیدنش میشین؟؟ یا دعوا میشه و بعد طلاق! خانوم اول خودش میدونست که شما به اصول اسلام پایبندی و هرچی بشه نمیزنیش ولی از همین استفاده کرد و باعث شد شما به عنوان یه مرد با حس مردانگی و بزرگواری ببخشیش و حتی عشق بنیتون هم بیشتر شد چون فهمیدین انقد زیاد خانمتون دوستون داره . خانمتون از سیاست زنانه استفاده کرده بود و کدورت هارو به شیرینی تبدیل کنه.


نظرات()   
   

در حالیکه تمام رکورد های دنیا در دست مردان است و زنان با وجود ادعای برابری در کشورهای غربی حاضر به شرکت در مسابقات با مردان نیستند و جام های المپیک را زنانه و مردانه برگزار میکنند انواع تحقیقات دروغین مبنی بر بالاتر بودن هوش یا توانایی آنان منتشر می شود!!!!

دختری که در فیلم است نقش مرکز مطالعات زنان را بازی میکند

[http://www.aparat.com/v/CFjH8]


نظرات()   
   

« اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رایج در دنیا کردند.» مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

زن غربی پریشان و پشیمان است اما مجبور است ادای شاد بودن را درآورد

زن غربی هویتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمی گردیده است که یارای رهایی از آن را ندارد

ظلمی که «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار زن آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده است . این زن مسیحی چند سال پیش به زنان مسلمان لبنان که در زیر آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.

این نویسنده آمریکایی در بخشی از این نامه می گوید: « ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این مائیم که مورد ظلم واقع شده ایم، برده مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند…در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.»


متن نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان:

در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،اما من چیز دیگری را هم می بینم.

من تو را می بینم…

من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی ،بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم  و غبطه می خورم…

اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحال تری.
چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند . در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.
اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.

آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردند. آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند . نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است
آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .
ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی.
آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند .

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.

آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که (آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور! برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).
همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ )
مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .

مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند!

گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آن چیزیست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود (آرایش داشته باشند و …).
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟
هیچ جبرانی برای آن ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.

می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست.
فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.

ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.

ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم.
خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید. نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد. پس با دقت محافظت کن!

امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیت: جواَنا فرانسیس
نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا

متن انگلیسی در ادامه مطلب


نظرات()       
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393  05:20

دو قسمت از سری جدید طنز مهران مدیری  با نام انتقاد بصورت یکجا به مناسبت روز پدر جهت بازدید شما عزیزان قرار گرفت

[http://www.aparat.com/v/wpNTG]

[http://www.aparat.com/v/USpYx]


نظرات()   
   

[http://www.aparat.com/v/S0HpW]


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو