تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر ازدواج


افزایش سن و تغیرات دستگاه تناسلی در مردان
با روندی که در پیش است، سن ازدواج هر روز افزایش می یابد. همانگونه که سابق طبق ملاکهایی که در زندگی مدرن شکل گرفته بود، کم کم مدرسه و شیوه ای خاص از زندگی همه گیر و ضروری شد کم کم آموزشهای لازم برای سازگاری با فوت و فن ها و مدلهای ساختگی بشر چنان افزایش می یابد که شاید هر فردی لازم باشد تا 50 سالگی آموزش ببیند تا فقط امرار معاش کند. از طرفی زن و مرد هم در این روال کاملا مشابه با هم در نظر گرفته شده و بسیاری از فوت و فن ها همان تاثیر را بر روی زنان دارند که گوشت زیاد روی روحیه افراد دارند ( زاینده این مدلها و فوت و فن ها مرداند لذا نوعی خوراک مردانه به زنان داده شده که در هویت طبیعی وی اثر جدی دارد) از طرفی بالا رفتن سن ازدواج به شدت در کاهش میل جنسی و انگیزه ازدواج موثر است. در سنین بالا فرد متوجه می شود که انرژی سابق را ندارد و دیدی که به جنس مخالف را داشته را از دست داده است. لذا کم کم متوجه می شود که خللی در تکامل جنسی اش رخ داده و وی نتوانسته آنطور که باید این میل را در جهت تکامل خود به کار برد و همین امر انگیزه ازدواج در سن بالا را به شدت کم می کند که بر حق است. طبیعت روند خود را دارد و هیچ گاه سازکار با توهمات انسان نمی شود و لذا تکامل میل جنسی متناسب با طبیعت انسان پیش می رود و در سن خاصی بهار خود را دارد و در سنی پا به پاییز می گذارد و بهار و پاییز این میل اعتنایی به شیوه خلاف طبیعت انسان ندارد. لذا نیازهای طبیعی و حقیقی فدای نیازهای توهمی و دروغین می شوند. تضادی اساسی بین این روند کسب علم با کسب علم توصیه شده توسط بزرگان اسلام وجود دارد. علم ایجاد نیازهای کاذب و تلاش در جهت ارضای این نیازهای کاذب نتیجه ای جز هلاکت بشر نداشته و هیچ سازگاری با علم توصیه شده در دین ندارد.  باید حواسمان باشد که از ابتدایی ترین نیازهای خودمان محروم شده ایم و بعد بر سر ما منت گذاشته می شود که امکاناتمان بیشتر است!!!!!، از سیر تکاملی انسانیت خود محروم شده ایم. ما ازدواج می کنیم تا رابطه آدم و حوایی خود را از حالت صرفا شهوانی و حیوانی تبدیل به عروج معنوی کنیم و اصولا تفاوت ازدواج با زنا همین است، اما امروزه چه تعریفی از ازدواج می شود؟ چیزی جز نزولی پر شتابان تر از حتی زنا در انسان تعریف می شود؟ زنا که اسلام به شدت آن را نهی کرده چیزی نیست جز اختلال در تکامل معنوی انسان و نگه داشتن انسان در مرحله حیوانی و ازدواج انتقال انسان از مرحله حیوانی به عروج معنویست.
 


نظرات()   
   

متاسفانه کشور ما هم مثل بسیاری از کشورهای دیگر تنها به فکر افزایش جمعیت افتاده و در پی ایجاد تشویق و تبلیغ برای ایجاد فرزند است. اما از یک موضوع فطری که مرز و جغرافیا نمی شناسد غافل مانده است. موضوعی که تمام جهان را در بر گرفته که البته خود نشان دهنده فطری بودن مسئله است. زیرا فطرت مرز ندارد  و محدود به زمان و مکان نیست که بگوییم با مدرنیته فطرت و ماهیت وجودی انسان عوض می شود.

همچنین فرزندآوری به هر قیمتی مناسب نیست. مانند کشورهای غربی که خیلی از فرزندان اصلا پدر مشخصی ندارند. یا اینکه فرزندانی عقده ای و بی بنیان هستند و از کمبود عاطفه و محبت رنج می برند.

 

دلیل اصلی عدم تمایل  ازدواج مردان (زیرا مردان پیشنهاد ازدواج را می دهند) در دهه های اخیر به علت پوچ دیدن این امر در رفع نیازهای فطری شان است. در اصل فلسفه وجودی زن که طبق قرآن آرامش دهی است از بین رفته و همین امر فلسفه وجودی زن را خدشه دار کرده است که جامعه را به سمت فساد و نابودی می کشاند. البته مردان هم خود در این روند بی تقصیر نبودند اما به هر حال مسئله این است. مسئله ای که راه و حل مشخصی نیز ندارد و نمی توان با راه و حل های مقطعی آن را حل نمود. از انجایی که زن و مرد شبیه به هم در حال جلوه کردن اند لذا این امر خلاف فطرت خود به خود انسان و بخصوص مرد را نسبت به جنس مخالف سرد کرده است و تنها عده ای از مردان از روی شهوت به جنس مخالف رجوع می کنند. باید دانست که اگر آرامش دهی زن از بین رود قطعا جامعه دست به گریبان انواع فساد و مخدرات و انحرافات است که همین امر در جهان با سرعت زیادی در حال رخ دادن است تا انسان را نابود کند. باید یادآور شد که اصولا اشتراکات و افزایش اشتراکات بین زن و مرد و نیز تببین سیستمی که در قصد افزایش اشتراکات زن و مرد را دارد و در صدد مخفی کردن تفاوت زن و مرد باشد کاملا متضاد با فطرت بوده و انزجار و عذاب روحی را به هر دو جنس وارد می کند. از آنجایی که مردان از زنان خواستگاری می کنند و شروع کننده ازدواج مردان هستند، لذا رد پای فطرت را که مرز جغرافیایی ندارد، می توان به ویژه در کشورهای فمنیستی دید.


نظرات()   
   

نامه یک دختر

می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم.من ۲۵ سال دارم و بسیار زیبا ، با سلیقه و خوش‌اندام هستم. آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم.شاید تصور کنید که سطح توقع من بالاست ، اما حتی درآمد سالانه یک میلیون دلار در نیویورک هم به طبقه متوسط تعلق دارد چه برسد به ۵۰۰ هزار دلار.خواست من چندان زیاد نیست. هیچ کس درآنجا با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلاری وجود دارد؟آیا شما خودتان ازدواج کرده‌اید؟ سئوال من این است که چه کنم تا با اشخاص ثروتمندی مثل شما ازدواج کنم؟چند سئوال ساده دارم:۱- پاتوق جوانان مجرد کجاست ؟۲- چه گروه سنی از مردان به کار من می‌آیند ؟۳- چرا بیشتر زنان افراد ثروتمند ، از نظر ظاهری متوسطند ؟۴- معیارهای شما برای انتخاب زن کدامند ؟

امضا ، خانم زیبا

و اما جواب مدیر شرکت مورگان :

نامه شما را با شوق فراوان خواندم. درنظر داشته باشید که دختران زیادی هستند که سئوالاتی مشابه شما دارند. اجازه دهید در مقام یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای موقعیت شما را تجزیه و تحلیل کنم :درآمد سالانه من بیش از ۵۰۰ هزار دلار است که با شرط شما همخوانی دارد ، اما خدا کند کسی فکر نکند که اکنون با جواب دادن به شما ، وقت خودم را تلف می‌کنم.از دید یک تاجر ، ازدواج با شما اشتباه است ، دلیل آن هم خیلی ساده است : آنچه شما در سر دارید مبادله منصفانه “زیبائی” با “پول” است. اما اشکال کار همینجاست : زیبائی شما رفته‌رفته محو می‌شود اما پول من ، در حالت عادی بعید است بر باد رود. در حقیقت ، درآمد من سال به سال بالاتر خواهد رفت اما زیبائی شما نه. از نظر علم اقتصاد ، من یک “سرمایه رو به رشد” هستم اما شما یک “سرمایه رو به زوال”.به زبان وال‌استریت ، هر تجارتی “موقعیتی” دارد. ازدواج با شما هم چنین موقعیتی خواهد داشت. اگر ارزش تجارت افت کند عاقلانه آن است که آن را نگاه نداشت و در اولین فرصت به دیگری واگذار کرد و این چنین است در مورد ازدواج با شما. بنابراین هر آدمی با درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلار نادان نیست که با شما ازدواج کند به همین دلیل ما فقط با امثال شما قرار می‌گذاریم اما ازدواج نه. اما اگر شما کالایی داشته باشید که مثل سرمایه من رو به رشد باشد و یا حداقل نفع آن از من منقطع نشود (می توانید کالاهایی مثل شعور، اخلاق، تعهد، صداقت، وفاداری و … را در نظر بگیرید) آن وقت احتمالا این معامله برای من هم سود فراوانی خواهد داشت چون ممکن است من حتی فاقد دارایی هایی با مشخصات شما باشم. در هر حال به شما پیشنهاد می‌کنم که قید ازدواج با آدمهای ثروتمند را بزنید ، بجای آن ، شما خودتان می‌توانید با داشتن درآمد سالانه ۵۰۰ هزار دلاری ، فرد ثروتمندی شوید. اینطور ، شانس شما بیشتر خواهد بود تا آن که یک پولدار احمق را پیدا کنید.امیدوارم این پاسخ کمکتان کند.

امضا رئیس شرکت ج پ مورگان

منبع: وبلاگ یک دختر


نظرات()   
   

به نام خدا

بیکاری پسران با توجه به حضور 70 درصدی دختران در دانشگاه ها و قضیه خدمت و سربازی پسران که برای مدتی آنان را از کار و تحصیل باز می دارد و غالبا انگیزه ادامه تحصیل را از آنان می گیرد، مانعی است که پیش روی پسران است که از دختران عقب بمانند.  در واقع بیکاری مردان ناشی از حضور زنان در اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی است. تمایل شرکت های خصوصی در استخدام دختران به دلیل حقوق کمتری است که دریافت می کنند و البته اغلب شرکت های خصوصی از استخدام خانم های بدحجاب و با آرایش های غلیظ استقبال می کنند و از خانم های با حجاب استخدام به عمل نمی آورند، که این خود مزید بر علت بی حجابی و بدحجابی نیز می شود، و اینها معضلاتی هستند که انکار ناپذیرند!

این حضور افراطی زنان در بازار کار و اشغال کردن موقعیت های شغلی توسط جنسیتی که به لحاظ شرعی و قانونی هیچگونه وظیفه ای در تامین معاش و مخارج زندگی را ندارد و حتی طبق ماده 33 قانون حمایت از خانواده در خصوص امکان بازپس گیری تمام مخارجی که زن شاغل در خانه شوهر انجام داده به انضمام دریافت سایر حقوق مثل نفقه و مهریه از مردی که در نتیجه این اشتغال افراطی زنان حالا بیکار و کم درآمد شده است، بعلاوه بیکاری 30 درصدی مردان  که تبعات منفی این پدیده را شدید تر می کند، خلاصه ای از پیامدهای منفی اشتغال افراطی زنان است.

در این شرایط  خانم مجتهدزاده رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری به راحتی در روزنامه جام جم مصاحبه می کند و وقتی مصاحبه کننده خانه داری و شوهر داری را خانه نشینی قلمداد می کند، با صحّه گذاری بر حرف مصاحبه کننده می گوید: ما داریم برای اشتغال زنان بیرون از خانه حرص می زنیم!!! (+)

اصولاً در چنین شرایطی حرص زدن برای اشتغال زنان با کدام دلیل عقلی و شرعی توجیه می شود؟!!!!

مراکز کاریابی و نشریه های متعدد برای اشتغال زنان در نتیجه همین حرص زدن ها در حالی فعالیت می کنند که ما این همه جمعیت مردان بیکار و کم درآمد را داریم که یا توان تشکیل زندگی و ازدواج را ندارند و یا زندگی آنها در حال از هم پاشیدن است.

مشخص است این خانم حتی به دور کاری و اشتغال خانگی زنان نیز قائل نیست. چون آن را خانه نشینی می داند.

این صراحتاً اهانت به بانوان خانه دار و زنانی است که بخاطر حفظ کیان خانواده از شغل خود صرف نظر کرده و به خانه داری مشغول شده اند. چرا که آنها را خانه نشین می دانند.

افراط در امر اشتغال زنان کار را به جایی رسانده که هیئت دولت تحت فشارهای سازمان زنان و خانواده، لایحه  افزایش مرخصی زنان از 2.5 روز در ماه را به 4 روز در ماه و افزایش مرخصی زایمان را که در راستای سیاست تنظیم خانواده که جهت افزایش موالید و افزایش میل زنان به فرزند آوری بوده است را از دستور کار خارج کند، چرا که این مرکز تشخیص داد که این امر سبب می شود کارفرما ها از استخدام زنان خودداری کنند و این یعنی چشم بستن به روی حقایق و فشار و اصرار به حضور زنان در بازار کار به هر قیمتی و هر خطری که خانواده ها و کشور و وضعیت موالید در کشور را تهدید کند!

بر خلاف احادیث و روایات و بیانات گوهربار در زمینه وظایف ذاتی و اصلی زنان در خانه و خانواده.

فرمایش گوهربار از پیامبر اکرم (ص):   زنان با خانه داری ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند

فرمایش مقام معظم رهبری: شغل اساسی و مهمترین شغل زن تربیت فرزند و حفظ خانواده است. مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد می تواند ایفا کند ، آن نقشی است که او بعنوان یک مادر و یک همسر می تواند ایفا کند . این از همه ی کارهای دیگر او مهمتر است.

کاملا از نام این سازمان که در سال 1384  از عنوان "مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری" به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر نام داد مشخص بود که نخواهد توانست سازمان کارآمدی باشد، چرا که عملکرد آن حتی بسیاری از سایت ها و نشریات زن را هم به انتقاد واداشته است.

از عنوان این مرکز مشخص است که می خواهد فعالیتش را با محوریت زنان انجام دهد و این یعنی تشتّت و تبعیض!!!

طرح های ناکارآمد این سازمان که قابلیت اجرایی ندارند مثل بیمه مهریه و نگاه تبعیض آمیز این نهاد به مقوله زنان و مردان، محکوم به شکست است. زیرا خانواده متشکل از زن و مرد است و محوریت دادن به هریک به جایی نمی رسد.

طرح ساماندهی زنان و خانواده با بودجه 630 هزار میلیارد ریالی یکی از هزینه های هنگفتی است که این قبیل از سازمان ها دریافت می کنند و طرح های تبعیض آمیز و ناکارآمدی می دهند که نه نفعی به حال خانواده دارد و نه زن و نه کشور.

تصور کنید با همین مبلغ به چند زن سرپرست خانوار می شد کمک مالی کرد، یا وام خود اشتغالی داد، یا بیمارستان های مخصوص زنان ایجاد کرد تا خدمه و پرسنل زن نیز در آنها استخدام شود. و اصولا برای انجام یک چنین کارهایی چه نیازی به وجود سازمان زنان و خانواده است؟ تمام اینها می شود با تخصیص بودجه بطور مستقیم از طریق وزراتخانه ها پیگیری شود و در جهت ساخت بیمارستان ها و ورزشگاه ها و امکانات در زمینه زنان استفاده شود.

باز هم تکرار می کنیم ایجاد مرکزی تصمیم ساز با محوریت زنان، برای کمک به خانواده ایرانی، محکوم به شکست است. باید این نهاد منحل شده و یک نهاد و یا سازمان خانواده محور متشکل از متخصصان بی طرف (چه زن و چه مرد) بنا شود و فکری به حال وضعیت اسف بار خانواده ایرانی بنماید.

به امید اینکه در دولت آینده این نقیصه برطرف شود.


نظرات()   
   

به نام خدا

مهریه و زندان

 

مهریه یا همان صداق. که وقتی معنی آن را جستجو کنیم یک معنی اش می شود جهیزیه. معنی دیگر آن نیز می شود هدیه ای که مرد بعنوان صداقت و عشق خود به زن می دهد و در اصل صدقه ای است که مرد می پردازد تا زن راضی شده و به عقد مرد در آید.

اینجا یک مشکلی وجود دارد، برای اینکه یک عده می گویند باید برای مهریه سقف تعیین شود و یک عده معتقدند که نباید برای مهریه سقف تعیین شود و یا از حالت عندالمطالبه خارج شود چرا که در این صورت خلاف موازین شرعی است.

در مقاله زیر با دلایل عقلی و شرعی ثابت می شود از یک سو نباید برای مهریه سقف تعیین شود (مثل 110 سکه و غیره)، از سوی دیگر باید برای مهریه سقف تعیین شود، البته نه به معنای مصطلح امروزی.

 

در فقه اسلامی یکی از منابع اصلی احکام، عقل است و در تعالیم دینی اسلام هیچ تضادی بین عقل و شرع وجود ندارد.

هر چند این دلیل عقلی اظهر من الشمس است و هر عقل سلیمی آن را می پذیرد و می داند، ولی باز هم بیان می کنیم تا این موضوع برای یک عده فمینیست که خودشان را به آن راه زده  اند و سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اند روشن شود.

هر جا سخن از مهریه است، واژه عندالمطالبه نیز ضمیمه آن است. یعنی درست از لحظه جاری شدن عقد، زن می تواند آن را مطالبه کند.

و وقتی زن بتواند در همان لحظه مهریه را مطالبه کند یعنی مرد باید در همان لحظه و همانجا توان پرداخت مهریه را داشته باشد و اگر نداشته باشد این کاملا نفی کننده عقل است که شخصی زیر بار چیزی برود که تا چند لحظه دیگر توان پرداخت آن را نداشته باشد. مثل اینکه انسان تنها سه میلیون تومان پول یا دارایی داشته باشد و بخواهد با آن ماشین 30 میلیون تومانی معامله کند و  این در حالی که تا چند لحظه دیگر فروشنده ممکن است 30 میلیون تومان را مطالبه کند!

بنابراین تعیین مهریه خارج از توان مرد کاملا از نظر عقلی و در نتیجه شرعی مردود است.

اگر به تاریخ و ازدواج های صدر اسلام که به سنت  پیغمبر (ص) انجام میشده مراجعه شود به این قاعده میرسیم که همواره مهریه به گونه ای تعیین میشده که بخشی از دارایی مرد مثلا ربع ، ثلث یا نیمی از آن بوده. و دقیقا هم اشاره میشده و در خود خطبه عقد هم گفته میشود صداق معلوم. یعنی چیزی که معلوم و مبلغ آن مشخص است نه یک چیز خارج از توان پرداخت یا چیزی که مبلغ آن ثابت نیست و روند تغییر قیمت آن نامعلوم یا کذایی است مثل این سکه های بهار آزادی که امروز تعیین می شود.

دقیقا  باید برای مهریه سقف تعیین شود در عین حال که نمی شود برای مهریه سقف تعیین شود اما چگونه ؟

نباید بطور کل برای مهریه سقف تعیین شود زیرا که توان افراد مختلف در پرداخت مهریه متفاوت است. ممکن است مردی توان پرداخت عندالمطالبه یک میلیارد تومان را داشته باشد و مردی هم توان پرداخت یک هزارتومانی ناقابل را هم نداشته باشد!

تعیین سقف مهریه 110 سکه ای همین قدر برای یک میلیاردر مضحک است که تعیین مهریه هزار تومانی برای یک کارمند حقوق بگیر ماهانه!

مگر همین 110 سکه کم است؟ آیا یک پسر جوان توان پرداخت آن را دارد؟

بنابراین نباید به شکل قانونی برای مهریه سقف تعیین شود چرا که اینکه خانم تصمیم بگیرد با چه شخصی ازدواج کند و توان پرداخت آن شخص چه میزان باشد متفاوت خواهد بود، اما برای یک ازدواج خاص عقلا و قانونا باید سقفی تعیین شود که مردی که قصد ازدواج دارد درست در لحظه عقد توان مالی پرداخت آن را داشته باشد.

مهریه و زندان 

اگر قانون خودش را متولی دریافت مهریه و اجرای آن می داند چطور نباید بنا بر عقل و عدالت خودش را در تعیین مهریه و عقلانی نمودن آن دخیل کند؟

واقعا چند  درصد از مهریه هایی که تعییین می شود توان پرداخته شدن بصورت عندالمطالبه را دارد؟ و آیا اگر مهریه های تعیین در کشور شده را جمع بزنیم ، اصلا کل سرمایه ملی و کل سرمایه های موجود در کشور به آن میزان میرسد؟ بدیهی است که خیر...

این خود گواه بر این است که تعیین این مهریه ها و دریافت آنها نه تنها حق زوجه نیست بلکه حرام است و قانون باید در برابر این بی عدالتی پاسخگو باشد.

ادامه دارد ....


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]