کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر اشتغال
دوشنبه 26 اسفند 1392  07:25

راهکار اصلی مبارزه با فمنیسم ازدواج با دختران در سنین پایین تر است. زیرا دختران هر چه سنشان بالاتر رود و بیشتر به جامعه روند هم بیشتر حالت مردانه به خود می گیرند و نیز توقعشان نیز برای ازدواج بالاتر می رود و نیز زیر فشار تجرد و جامعه و مشغله هایی که برای خود جهت گذران زندگی انتخاب کردند جذابیت زنانه خود را از دست می دهند.

دختران مجرد در سنین بالا خودبخود تمایلات فمنیستی پیدا می کنند و دلیلش یک اصل کلی روانشناسی است. هر انسانی به هر چیزی که نرسد آن را برای خود بد می کند. بسیاری از دختران در سنین بالا که مجرد هستند و از مردان بد می گویند برای این است که عدم وجود مرد در زندگی شان را برای خود توجیه کنند و تمایل دارند دختران کوچکتر از خود را نیز از ازدواج منصرف کنند. به همین منظور خیلی از ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود و ... استقبال می کنند و علیرغم این که این کار نه با علم میخواند و نه با منطق ، زیرا هم زن خیلی زود جوانی اش را از دست می دهد و هم اینکه زن رودتر بالغ شده و نیازش نیز زودتر باید پاسخ داده شود.

شعارهایی که از برخی دختران مجرد سن بالا که به اجبار فمنیست شدند شامل موارد زیر است:

1- زن آن چیزی نیست که مرد بخواهد. چرا مردان برای ما زنان تصمیم بگیرند؟

خوب شعار بالا دلیل منفور بودن هر چه بیشتر این دختران می شوند زیرا خود را به شکلی در می اورند که منفور باشند و برای توجیه کردن خود شعار بالا را به کار می برند. تناقض اصلی این شعار از اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. انسان موجودی اجتماعی است و نظر سایر افراد در اجتماع بسیار مهم است. این که ما کار می کنیم و یا حتی لباس می پوشیم برای دیگران است و اگر هر انسانی تنها در زمین بود خود کشی می کرد. بخصوص جنس مخالف خیلی برای ادامه زندگی مهم است و نقش اساسی دارد در جهت گیری زندگی ما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر هر زنی هر گونه که خواست باشد در مقابل که از سوی جنس مخالف ترد شد دیگر نمی تواند مسیر قبلی خود را ادامه دهد و نظر و تصمیم جنس مخالف خودبخود در زندگی انسان وارد می شود . نمیشود جلوی آن را گرفت.

2- استقلال و آزادی داریم.

این هم تنها ظاهرش می تواند زیبا باشد. زیرا تنهایی انگیزه بسیاری از کارها را از انسان می گیرد و در واقع تنهایی نقش موثری در سلب آزادی و استقلال انسان دارد. وقتی تحت تاثیر تنهایی ، انسان انگیزه جدی در زندگی خود ندارد ، خیلی از اهدافی را که ظاهرا به دنبال آنهاست نیز نهایتا به پوچی می رسند. و از طرفی بسیاری از این اهداف تنها در ذهن حصول به آنها زیباست و وقتی در عمل مهیا شوند هرگز نمی توانند جای ارضا شدن نیاز های فطری انسان را بگیرند.

3- مردان امروز مرد نیستند

این استدلال تا حدی درست است اما دلیلش چیست؟ چه عاملی نمی گذارد که مردان مرد باشند؟ چرا مردان دیروز مرد می شدند و امروز نمی شوند؟ دلیلش واضح است. این هم جهت گیری زندگی مردان تحت اثر جنس مخالف است. همانطور که گفته شد نظرات و تصمیم جنس مخالف ناخودآگاه در زندگی انسان اثر دارد و این امر برای موثر بودن زنان در مردان نیز صدق می کند.وقتی زنان امروز به مردان فرصت نمی دهند و می خواهند خود همه کاره باشند مشخص است که چنین می شود. اصولا در سیستم برابری نه مرد می تواند مرد باشد و نه زن می تواند زن باشد و فرصت مردانگی مشخص است از مردان گرفته می شود.

خیلی از دختران در سنین پایین که ازدواج کنند به ماهیت واقعی خودشان پی برده و کمتر جذب فمنیسم و یا رقابت با مردان می شوند.

اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلطی که در جامعه جا افتاده خیلی اوقات پسر معادل دختر در نظر گرفته می شود. یعنی از دختر نیز توقع شغل و ... می رود که بیشتر از سوی والدین این حرفها مطرح می شود زیرا پسران خود کمتر به این مسائل اهمیت می دهند و خود عامل اصلی بالا بردن سن ازدواج دختران است.

باید دانست که تمام توقعات کاذب از دختران که اسلام هیچکدام از این توقعات را برای دختران نگذاشته ، سبب شده ازدواج در سنین بالاتر صورت گیرد و نتیجه ای جز طلاق و تجرد و فساد نداشته است. با این کار فرصت تجربه زنانگی زن در بهترین دوران زندگی وی گرفته می شود و مرد هم می بایست با اکراه ازدواج کند و دل خود را به مزیت های پوشالی زن خوش  کند اما خود می داند به نیاز های فطری خود لگد زده است و برای همین خانواده سست شده و طلاق زیاد می شود. البته این مسئله برای زنان هم مطرح است و ازدواج در سن بالا و غرق شدن آنها در خیلی کارها که آنها را از ازدواج و زنانگی دور می کند در واقع لگد زدن به نیاز های روانی و فطری است و این نیازها بعد از تجرد طولانی با یک مرد ارضا نمی شود زیرا خود زن کمی مرد شده است. و دیگر کسی که بتواند او را ارضا نماید وجود ندارد.


پس بنا به دلایل گفته شده زندگی از هر دو سو جذاب نبوده و تحمل یکدیگر سخت می شود و البته خودخواهی نیز جای دگرخواهی را می گیرد. متاسفانه پدر و مادرهای امروزی از ازدواج در سن پایین تر دختران جلوگیری می کنند و خود کاسه داغ تر از آش هستند و برای دختران و پسران خود به طور غلط برنامه ریزی می کنند.


نظرات()   
   

به نام خدا

بیکاری پسران با توجه به حضور 70 درصدی دختران در دانشگاه ها و قضیه خدمت و سربازی پسران که برای مدتی آنان را از کار و تحصیل باز می دارد و غالبا انگیزه ادامه تحصیل را از آنان می گیرد، مانعی است که پیش روی پسران است که از دختران عقب بمانند.  در واقع بیکاری مردان ناشی از حضور زنان در اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی است. تمایل شرکت های خصوصی در استخدام دختران به دلیل حقوق کمتری است که دریافت می کنند و البته اغلب شرکت های خصوصی از استخدام خانم های بدحجاب و با آرایش های غلیظ استقبال می کنند و از خانم های با حجاب استخدام به عمل نمی آورند، که این خود مزید بر علت بی حجابی و بدحجابی نیز می شود، و اینها معضلاتی هستند که انکار ناپذیرند!

این حضور افراطی زنان در بازار کار و اشغال کردن موقعیت های شغلی توسط جنسیتی که به لحاظ شرعی و قانونی هیچگونه وظیفه ای در تامین معاش و مخارج زندگی را ندارد و حتی طبق ماده 33 قانون حمایت از خانواده در خصوص امکان بازپس گیری تمام مخارجی که زن شاغل در خانه شوهر انجام داده به انضمام دریافت سایر حقوق مثل نفقه و مهریه از مردی که در نتیجه این اشتغال افراطی زنان حالا بیکار و کم درآمد شده است، بعلاوه بیکاری 30 درصدی مردان  که تبعات منفی این پدیده را شدید تر می کند، خلاصه ای از پیامدهای منفی اشتغال افراطی زنان است.

در این شرایط  خانم مجتهدزاده رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری به راحتی در روزنامه جام جم مصاحبه می کند و وقتی مصاحبه کننده خانه داری و شوهر داری را خانه نشینی قلمداد می کند، با صحّه گذاری بر حرف مصاحبه کننده می گوید: ما داریم برای اشتغال زنان بیرون از خانه حرص می زنیم!!! (+)

اصولاً در چنین شرایطی حرص زدن برای اشتغال زنان با کدام دلیل عقلی و شرعی توجیه می شود؟!!!!

مراکز کاریابی و نشریه های متعدد برای اشتغال زنان در نتیجه همین حرص زدن ها در حالی فعالیت می کنند که ما این همه جمعیت مردان بیکار و کم درآمد را داریم که یا توان تشکیل زندگی و ازدواج را ندارند و یا زندگی آنها در حال از هم پاشیدن است.

مشخص است این خانم حتی به دور کاری و اشتغال خانگی زنان نیز قائل نیست. چون آن را خانه نشینی می داند.

این صراحتاً اهانت به بانوان خانه دار و زنانی است که بخاطر حفظ کیان خانواده از شغل خود صرف نظر کرده و به خانه داری مشغول شده اند. چرا که آنها را خانه نشین می دانند.

افراط در امر اشتغال زنان کار را به جایی رسانده که هیئت دولت تحت فشارهای سازمان زنان و خانواده، لایحه  افزایش مرخصی زنان از 2.5 روز در ماه را به 4 روز در ماه و افزایش مرخصی زایمان را که در راستای سیاست تنظیم خانواده که جهت افزایش موالید و افزایش میل زنان به فرزند آوری بوده است را از دستور کار خارج کند، چرا که این مرکز تشخیص داد که این امر سبب می شود کارفرما ها از استخدام زنان خودداری کنند و این یعنی چشم بستن به روی حقایق و فشار و اصرار به حضور زنان در بازار کار به هر قیمتی و هر خطری که خانواده ها و کشور و وضعیت موالید در کشور را تهدید کند!

بر خلاف احادیث و روایات و بیانات گوهربار در زمینه وظایف ذاتی و اصلی زنان در خانه و خانواده.

فرمایش گوهربار از پیامبر اکرم (ص):   زنان با خانه داری ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند

فرمایش مقام معظم رهبری: شغل اساسی و مهمترین شغل زن تربیت فرزند و حفظ خانواده است. مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد می تواند ایفا کند ، آن نقشی است که او بعنوان یک مادر و یک همسر می تواند ایفا کند . این از همه ی کارهای دیگر او مهمتر است.

کاملا از نام این سازمان که در سال 1384  از عنوان "مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری" به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر نام داد مشخص بود که نخواهد توانست سازمان کارآمدی باشد، چرا که عملکرد آن حتی بسیاری از سایت ها و نشریات زن را هم به انتقاد واداشته است.

از عنوان این مرکز مشخص است که می خواهد فعالیتش را با محوریت زنان انجام دهد و این یعنی تشتّت و تبعیض!!!

طرح های ناکارآمد این سازمان که قابلیت اجرایی ندارند مثل بیمه مهریه و نگاه تبعیض آمیز این نهاد به مقوله زنان و مردان، محکوم به شکست است. زیرا خانواده متشکل از زن و مرد است و محوریت دادن به هریک به جایی نمی رسد.

طرح ساماندهی زنان و خانواده با بودجه 630 هزار میلیارد ریالی یکی از هزینه های هنگفتی است که این قبیل از سازمان ها دریافت می کنند و طرح های تبعیض آمیز و ناکارآمدی می دهند که نه نفعی به حال خانواده دارد و نه زن و نه کشور.

تصور کنید با همین مبلغ به چند زن سرپرست خانوار می شد کمک مالی کرد، یا وام خود اشتغالی داد، یا بیمارستان های مخصوص زنان ایجاد کرد تا خدمه و پرسنل زن نیز در آنها استخدام شود. و اصولا برای انجام یک چنین کارهایی چه نیازی به وجود سازمان زنان و خانواده است؟ تمام اینها می شود با تخصیص بودجه بطور مستقیم از طریق وزراتخانه ها پیگیری شود و در جهت ساخت بیمارستان ها و ورزشگاه ها و امکانات در زمینه زنان استفاده شود.

باز هم تکرار می کنیم ایجاد مرکزی تصمیم ساز با محوریت زنان، برای کمک به خانواده ایرانی، محکوم به شکست است. باید این نهاد منحل شده و یک نهاد و یا سازمان خانواده محور متشکل از متخصصان بی طرف (چه زن و چه مرد) بنا شود و فکری به حال وضعیت اسف بار خانواده ایرانی بنماید.

به امید اینکه در دولت آینده این نقیصه برطرف شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic