تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر تعدد زوجات

زن عربستانی

عربستان کشوری است که احکام اسلامی را خیلی درست تر و بهتر از ما اجرا می کند. به همین دلیل اغلب رسانه های سکولار ما آن را به عنوان کشوری متحجر می شناسند. این روزها باب شده است که تا حرفی از قرآن زده شود ،می گویند تو متحجری. این تحجر البته در باب حقوق مرد و آیات و روایاتی که وظایف یا محدودیت هایی  برای زن قایل باشد می شود! و صد البته روحانی نما های مازوخیست در حال منقضی کردن بسیاری از آیات قرآن و تفاسیر به رای آن در جهت اهداف فمینیستی هستند.
با وجود رواج چند همسری در عربستان سعودی لیکن شمار دختران مجرد بالای 30 سال آنها به حدود دو میلیون نفر رسیده است و حال عمق فاجعه را در ایران ببنید که روحانیون و حاکمیت با دلایل مختلف از عوامل بازدارنده و غیر ممکن کننده برای این مسیل استفاده می کنند و حتی رسانه ملی در حال از بین بردن این سنت اسلامی و حق الهی مردان است!

لیکن افزایش آمار دختران مجرد در عربستان ناشی از چیست؟
این چیزی نیست جز پاسخ مردان عربستان به دخترانی که مهریه های بالا طلب می کنند.

ای کاش این انسجام و دینداری در بین مردان ایرانی هم وجود داشت!

همانطور که در آمار ها مشهود است زنان ایرانی با حقارت تمام به ازدواج با اتباع خارجی روی می آورند،
مردان ایرانی بدانند که هیچ محدودیتی برای آنها جهت ازدواج با اتباع خارجی وجود ندارد.
کشورهایی مانند افغانستان ، عراق،ترکیه،آذربایجان، تونس،چین، امارات، روسیه قبرس، لبنان، سوریه و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین می توانند تامین کننده گزینه برای ازدواج شما باشند.
بعنوان مثال اغلب زنان تونسی هیچ شرطی برای ازدواج با مردان ندارند و حتی با چند همسری مردان مخالف نیستند و تسلیم خواسته مرد هستند و تنها شرطشان این است که در صورتی که مرد خواست آنها را طلاق بدهد، فرزندانش را از وی نگیرد! آنها حتی مهریه های ناچیزی را طلب می کنند.
حال این را مقایسه کنید با زنان ایرانی با 13 شرط مکتوب در عقدنامه که قانون گذار از درج شروط مشابهی که زنان را به زندگی پایبند کند خودداری کرده است! و این سوای برخی از زنان می باشد که شروط اضافه تری را هم به همراه مهریه های قابل توجه در عقدنامه قید می کنند!
خواهید دید که مردان ایرانی بسیار بیشتر از زنان زیاده خواه ایرانی طالب دارند. تا زمانی که انسجام و یک خواسته عمومی در مردان ایرانی شکل نگیرد و مردان بیدار نشوند وضع روز به روز از این بدتر خواهد شد.
امروزه مردان در دنیا آگاه شده اند و با زنان زیاده خواه ازدواج نمی کنند. حتی برای کشورهای غربی با آن موج برابری خواهی که وجود دارد ، سازمان های و ان جی او های حمایت از حقوق مردان به موازات آنها در حال ایجاد مسئولیت برای زنان در مقابل حقوقی هستند که توسط فعالان حقوق زن مطالبه می شود.


افزایش تعداد زنان ازدواج نکرده در عربستان سعودی، نگرانی‌هایی را در این کشور ایجاد کرده و انجمن‌ها و موسسات فعال در عرصه خانواده و سلامت اجتماعی را وادار کرده از دولت بخواهند برای حل این معضل، اقداماتی اساسی انجام دهد.

به گزارش شفقنا به نقل از گلف نیوز، در آخرین مورد از این هشدارها، انجمن مراقبت‌های خانوادگی «ویام» اعلام کرده که حدود 5 /1 میلیون زن سعودی بالای 30 سال، ازدواج نکرده‌اند. این آمار، نمایانگر 4 /33 درصد از کل جمعیت زنان در عربستان سعودی است.

محمد آل عبدالقادر، مدیر انجمن «ویام» گفته است: «ما باید برای 10 سال آینده، روی دیدگاه و بینش جدیدخانواده‌های سعودی کار کنیم. ما راهکارهایی داریم که مبتنی بر حفظ ارزش‌های خانوادگی، حفظ انسجام خانواده و مقابله با معضلی مثل تجرد زنها باشد.»

فعالان اجتماعی می‌گویند آمار زنان ازدواج نکرده در این کشور، حدود 2 میلیون نفر است. کارشناسان اجتماعی می‌گویند یکی از دلایل «تجرد زنها» یا در خانه ماندن آنها در عربستان سعودی، این است که بعضی خانواده‌ها، خواستار مهریه‌های سنگین هستند. این مساله به همراه هزینه‌های بالای مراسم ازدواج، گاه باعث می‌شود مردهای سعودی به ازدواج با زنان خارجی تمایل بیشتری نشان دهند.


نظرات()   
   

حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد چند همسری آفریده شده،تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.

ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن که شرحی درباره آشفتگیهای اخلاقی امروز از نظر امور جنسی می‏دهد،می‏گوید:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه‏«اصلاح ناپذیری‏»است که به تنوع داریم و طبیعت‏به یک زن بسنده نمی‏کند.»

هم او می‏گوید:

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می‏تواند تک همسری را به او تحمیل کند.»

در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان‏«آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟»نوشته است:

«پروفسور اشمید آلمانی گفته است:...در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله ‏رو خیانت.حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض می‏کردند و 50 درصد از مردان زن دار به همسرانشان خیانت می‏ورزیدند.رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش-که به کینزی راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از پشت‏بسته‏اند...کینزی در قسمت دیگر گزارشش آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی‏آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می‏کند،آسان از راه بدر می‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام‏»بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام‏»بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول‏«اسپرم‏»تولید می‏شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی‏کند.صرف نظر از فرضیه کینزی،بد نیست از خودمان بپرسیم:آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟

هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن برای مرد مشکل نیست‏بلکه غیر ممکن است.یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها.مرد اگر به تاریکی می‏پرد و به زنش خیانت می‏کند تقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.»

در شماره 120 همین مجله تحت عنوان‏«عشق و ازدواج به سبک فرانسوی‏» چنین می‏نویسد:«زن و شوهر فرانسوی مساله بی‏وفایی را بین خودشان حل کرده و برای آن قاعده و قانون و حد و حدودی قائل شده‏اند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکی‏اش بی‏اهمیت است.آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگی زناشویی می‏تواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.اما در مورد زنان تا اندازه‏ای تفاوت می‏کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت‏شود زنش احساس نارضایی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود،زیرا به خودش دلداری می‏دهد:او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»

در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست ‏شناس به نام دکتر راسل لی در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتی مورد بحث و گفتگوی نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دکتر راسل لی قناعت مرد به یک زن خیانت‏به نسل است،نه از نظر کمیت‏ بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می‏کند.نسل در چند همسری قوی و نیرومند می‏گردد.
 البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست‏شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند.بر عکس،معتقدیم زیست‏شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه‏های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است; چند شوهری بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.اما مرد طبعا تک همسر نیست،به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.

اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم.ما منکر این نظر هستیم که می‏گوید علاقه مرد به تنوع‏«اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها.

به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می‏آورد نه خلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعی است.عوامل خیانت را محیطی به وجود می‏آورد که از یک طرف زن را تشویق می‏کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد،هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می‏کند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع می‏سازد.

در مشرق اسلامی پیش از آن که آداب و رسوم غربی رایج گردد 90 درصد مردان، تک همسر واقعی بودند;نه بیش از یک زن شرعی داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده‏های اسلامی حکمفرما بود.

چند همسری،عامل نجات تک همسری
تعجب می‏کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تک همسری بود.بلی،مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسری است،به این معنی که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا می‏شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونی می‏گیرد،اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت‏شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و مالی و جسمی هستند اجازه چند همسری داده نشود،رفیقه بازی و معشوقه گیری ریشه تک همسری واقعی را می‏خشکاند.

در مشرق اسلامی از طرفی تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود.لهذا تک همسری واقعی بر اکثریت‏خانواده‏ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازی مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسری است و تک همسری برای مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممکن است‏بپرسید:بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت،مرد را چند همسری می‏دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم می‏کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه می‏شود؟

تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است:مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش می‏خواهد مانعی ندارد.به عقیده این آقایان رفیقه‏گیری و معشوقه‏بازی حق طبیعی و مسلم و مشروع مرد است!و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی‏«نامردی‏»است.

چهره واقعی بحث
گمان می‏کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله‏ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست.مساله این نیست که آیا تک همسری بهتر است‏یا چند همسری مسئله این است که آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چند همسری کدامیک را انتخاب کند.مساله‏ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی،مخصوصا فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج ، بر مردان نیازمند،تک همسری مطلق عملا در خطر افتاده است.تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده‏ها بشود افسانه‏ای بیش نیست.یکی از دو راه در پیش است:یا رسمیت‏یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متاهل-که حتما از 10 درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی‏شوهر،و یا باز گذاشتن راه معشوقه‏بازی. و چون در صورت دوم هر معشوقه‏ای می‏تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود.

آری،این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری.اما مبلغان شیوه‏های غربی حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند،حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند.آنها واقعا مدافع معشوقه‏گیری هستند،زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم می‏دانند و یکی‏اش را هم زیاد می‏دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن،لذت را در آزادی از قیود ازدواج می‏شناسند،اما در گفته‏های خود برای ساده‏دلان چنین وانمود می‏کنند که ما مدافع تک همسری هستیم،با لحنی معصومانه می‏گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بی‏وفا!

نیرنگ مرد قرن بیستم
مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهای قشنگ تساوی و آزادی،زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت‏به او بکاهد و بر کامگیریهای بی‏حساب خود بیفزاید.اما در کمتر مساله‏ای به اندازه تعدد زوجات،از این جهت موفقیت داشته است.

راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهایی می‏بینم که دچار تردید می‏شوم،نمی‏دانم ساده‏ دلی است‏یا اغفال؟

یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است:

«در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان(دائم یا منقطع)از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»

من نمی‏دانم این گونه اشخاص تصور واقعی‏شان از این مساله همین است ‏یا نعل وارونه می‏زنند؟!آیا اینها واقعا نمی‏دانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینی می‏کند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تاکنون برای این مشکل پیدا نشده است؟آیا اینها نمی‏دانند که چشمها را روی هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد«زنده‏باد تک همسری و مرگ بر چند همسری‏»دردی دوا نمی‏کند؟آیا اینها نمی‏دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

مضحک این است که می‏گویند:«تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»گذشته از اینکه مقایسه غلطی است،شاید نمی‏دانند که دنیای امروز-که این آقایان هر پدیده‏ای را به این نام جذب می‏کنند و هیچ تردیدی را در صحت رویدادهای آن روا نمی‏دارند-مرتبا از مرد می‏خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.دنیای امروز این‏«نابردباریها»را به نام حسادت،تعصب، فناتیسم و غیره محکوم می‏کند.ای کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتی که از این لحاظ در مغرب زمین می‏گذرد اندکی آگاهی داشتند.

اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است‏باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد،و الا منع قانونی تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگری ندارد.

بحران ناشی از محرومیت زنان بی‏شوهر
در این شرایط منع تعدد زوجات خیانت‏به بشریت است،زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست.اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده‏ای از زنان ختم می‏شد باز قابل تحمل بود.بحرانی که از این راه عارض اجتماع می‏شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است،همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدس تر است.

زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم می‏ماند یک موجود زنده است‏با همه عکس العمل‏هایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان می‏دهد،یک انسان است‏با همه عوارض روانی و عقده‏های روحی در زمینه ناکامیها،زن است‏با همه نیرنگهای زنانه، دختر حواست‏با قدرت کامل‏«آدم فریبی‏».

او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای‏«روز مبادا»ذخیره کنند،خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند. بلی، او یک موجود زنده است،یک انسان است،یک زن است;نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد.او خواهد گفت:

سخن درست‏بگویم نمی‏توانم دید که می‏خورند حریفان و من نظاره کنم

همین‏«نمی‏توانم دید»کارها خواهد کرد،خانه‏ها و خانواده‏ها ویران خواهد ساخت، عقده‏ها و کینه‏ها به وجود خواهد آورد.وای به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست‏به دست هم بدهند.

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را برای اغوای مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد،و بدیهی است که‏«چو گل بسیار شد پیلان بلغزند»و متاسفانه از این‏«گل‏»مقدار کمی هم برای لغزیدن این پیل کافی است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا می‏کند؟خیر،نوبت‏به زنان خانه‏دار می‏رسد. زنانی که شوهران خود را در حال خیانت می‏بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت می‏افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد می‏شوند.نتیجه نهایی چه خواهد بود؟

نتیجه نهایی در گزارشی که به‏«کینزی راپورت‏»مشهور شده،ضمن یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان امریکایی در بی‏وفایی و خیانت دست‏سایر ملل دنیا را از شت‏بسته‏اند».

ملاحظه می‏فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمی‏یابد،شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه‏دار را هم می‏گیرد.

عکس العمل‏های مختلف در زمینه پدیده فزونی زن
پدیده فزونی نسبی زن همیشه در زندگی بشر وجود داشته.چیزی که هست عکس العمل‏ها در برابر این پدیده-که مشکله‏ای برای اجتماع به وجود می‏آوردیکسان نبوده است. ملتهایی که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشتری داشته،به رهبری ادیان بزرگ آسمانی این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده‏اند و ملتهایی که تقوا و عفاف چندان با روحیه‏شان سازگار نبوده،این پدیده را وسیله‏ای برای فحشاء قرار داده‏اند.

نه تعدد زوجات در مشرق ناشی از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است،زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقی آن را مجاز کرده بودند،و در اصل دین مسیح هم نصی بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح.

ملتهایی که در مسیر فحشاء قرار گرفته‏اند بیش از ملتهایی که تعدد زوجات را تجویز کرده‏اند به تک همسری ضربه زده‏اند.

دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانی محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات می‏گوید:

«این آیات اکتفا به یک زن را بهتر می‏شمارد و می‏گوید:اگر می‏ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید.ضمنا تاکید می‏کند که نمی‏توانید به عدالت رفتار کنید.اما در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش آید که تعدد زنان را ایجاب می‏کند،بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم در اثنای جنگهای مسلمانان که گروهی از آنان کشته می‏شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند،بدین طریق رفتار کرد.واقعا آیا می‏توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومی و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف می‏شوند و عده زیادی زنان بی‏شوهر می‏مانند،اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟آیا مردم مغرب زمین می‏توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانی قانون اکتفا به یک زن همان طور که وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»


نظرات()   
   

تعدد زوجات
صاحب بزرگترین خانواده جهان گینسی شد. یک مرد هندی با داشتن 39 همسر عنوان دارنده بزرگترین خانواده جهان را در کتاب رکوردهای جهانی گینس بدست آورد!

این مرد 66 ساله با داشتن 39 همسر، 94 فرزند و 33 نوه رکورد جدید را از آن خود کرد. این خانواده بزرگ همگی در یک ساختمان چهار طبقه با 100 اتاق در یک منطقه روستایی کوهستانی و دورافتاده در مرز بین‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ برمه و بنگلادش زندگی می کنند.

چند همسری



 


نظرات()   
   

زنان و خانواده - ایران نیوز24: پدیده چندهمسری معمولا ً در کشورهای خاورمیانه رایج است و در فرهنگ غربی تمایل چندانی به چندهمسری مشاهده نمی شود. با این وجود یک مرد آمریکایی به نام Brady Williams این سنت غربی را شکسته و به چندهمسری روی آورده است.

به گزارش ایران نیوز24، به نقل از آسوشیتدپرس،  بردی ویلیامز از اهالی شهر سالت لیک در ایالت یوتا است و دارای پنج همسر  و24 فرزند است! این خانواده عجیب که قبلا ً از پیروان کلیسای مورمون در آمریکا بوده اند، در اواسط دهه 2000 میلادی به تغییر مذهب روی آورده و هم اکنون فرزندان خانواده – که سنینی بین 2 تا 20 سال دارند – تحت آموزش های بودایی قرار گرفته اند! جالب اینجا است که دو تن از همسران بردی با یکدیگر دخترخاله هستند و همه آن ها حداقل به مدت 14 سال است که با بردی زندگی می کنند. تمامی اعضای خانواده در دو ساختمان دو طبقه بزرگ شامل چند واحد و در محوطه ای مشترک ساکن هستند. هر پنج همسر آقای ویلیامز در تهیه غذا برای 30 نفر اعضاء خانواده مشارکت دارند. ویلیامز و همسرانش خود را خانواده ای "شاد، مستقل و مترقی" می خوانند.چندهمسری در واقع میراث اعتقادات بنیادگرایانه کلیسای مورمون ها در تاریخ آمریکا است. با این وجود این کلیسا رسما ً سنت چندهمسری را پس از پیوستن به دیگر ایالت های آمریکا در سال 1890 کنار گذاشت. چندهمسری با آداب مسیحیت پروتستان در آمریکا در تناقض است. تخمین زده می شود در حدود 38 هزار نفر بنیادگرا در ایالات متحده به چندهمسری اعتقاد دارند و یا طبق آن عمل می کنند. مورمون ها و طرفداران چندهمسری معمولا ً در ایالات غربی این کشور مثل یوتا زندگی می کنند.چندهمسری در ایالت یوتا غیرقانونی است. به همین علت آقای ویلیامز و خانواده اش مجبور شدند پس از حاضر شدن در یک برنامه تلویزیونی در سال 2011 که منجر به تعقیب قضایی آن ها شد، به لاس وگاس و پس از آن به نوادا فرار کنند!









نظرات()   
   

در پی بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن دختران بسیاری در عربستان، گروهی از دختران دانشجوی عربستانی در تویتر فراخوانی را تحت عنوان "حلال بودن 4 زن در شرع اسلام" به راه انداختند.


به نوشته سایت "الوئام" : در این صفحه تصویری قرار داده شده که در آن شماری از دختران با انگشتانشان عدد چهار را نشان داده و با این اقدام به جایز بودن ازدواج مرد، با چهار زن در اسلام اشاره می کنند.

دانشجویان مذکور از مردانی که توانایی و آمادگی چند همسری را دارند درخواست کرده اند که این امر را عملی نمایند. و اتفاقا در بین دختران و زنان عربستانی با استقبال بسیار بالایی روبرو شده است.


چهار همسر ی مردان


نظرات()   
   

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.به گزارش تهران۹۸ به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت. 
 
این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند. 
 
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟! 
 
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد. 
 
● این ۴ زن چه افرادی هستند؟ 
 
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد. 
 
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟ 
 
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود. 
 
● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟ 
 
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است. 
 
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند. 
 
هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم. 
 
● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟ 
 
مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا می کنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا می شوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند. 
 
ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند. 
 
همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است. 
 
● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟ 
 
بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است. 
 
ما نمی توانیم منکر قوای ۴گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته. 
 
● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن ۴ آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟ 
 
در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟ 
 
تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی می شوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد. 
 
در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟ 
 
به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم. 
 
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز. 
 
آیا زندگی مشترک بین ۲ نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، ۲سال یا ۵ سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟ 
 
اشکال از همین جا شروع می شود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین می کنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد. 
 
همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند. 
 
آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟ 
 
بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، ۴ زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود. 
 
چرا ۴ نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟ 
 
بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیاز های ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند. 
 
شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به ۳ منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود. 
 
رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ. 
 
با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند. 
 
در مورد زنان هم همین طور است؟ 
 
بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به ۴ مرد نیاز دارد تا کامل شود. 
پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این ۴ عضو ناقص می شود. 
 

باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل ۲دختر و ۲ پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا ۲ فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. ۲ بچه با فاصله ۳ یا ۴ سال


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]