کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر خشونت علیه مردان

مردان از نظر عاطفی خشونت های بیشتری را تجربه می کنند.از سیستم خانواده گرفته تا کل اجتماع نسبت به خشونت علیه مردان حساس نیست و نتیجه آن اقدام به تصویب قوانینی برای منع خشونت علیه زنان بدون توجه به مردان با پیش فرض مجرم انگاری و مقصر دانستن صرف مردان است. خشونت عاطفی به مراتب از خشونت های جسمی بدتر است و معمولا نشانه ی ظاهری ندارد اما بازخورد آن در اعمال خشونت های فیزیکی علیه زنان موثر است. یکی از ایرادات اساسی قانون منع خشونت علیه زنان  که متاسفانه مورد مطالبه گروه های فعال اجتماعی و حقوقی در مجلس می باشد  نادیده گرفتن خشونت علیه مردان است. در حالی که وقتی یک زن با خشونت  فیزیکی یک مرد مواجه می شود به احتمال خیلی قوی، لحظاتی قبل از آن مرد خود را در فشار روحی و خشونت روحی قرار داده است و او را تحقیر کرده و یا با لجبازی و یا از روی عمد برای گرفتن طلاق و امتیازات دیگر قانونی مرد را به این سمت سوق داده است. یا اگر مردی در جامعه خشونتی از خود علیه زنان بروز می دهد نتیجه و بازتاب خشونت های جامعه علیه اوست که نهادینه شده است  و یا بازخوردی از تحقیرها و کم کاری هایی است که همسر و یا خانواده در قبال او انجام داده است.

بدون در نظر گرفتن این عوامل تصویب هر قانونی برای منع خشونت علیه زنان نه تنها دارای تاثیر مثبت نخواهد بود بلکه در آینده نه چندان دور وضع را بدتر خواهد کرد. زیرا تصویب قوانینی مثل منع خشونت علیه زنان زمینه ساز طلاق و مجازات بیشتری بخصوص در سیستم خانواده خواهد بود و مردی که مجرم شناخته شود و تمام داشته های خود را تمام شده ببیند، چون آب را از سر خود گذشته می داند ممکن است دست به اقدامات خطرناکی بزند و به قول معروف به سیم آخر بزند. و صد البته جامعه مردان در صدد تلافی و پاسخ به این قانون که خود نوعی خشونت علیه مردان می باشد برخواهد آمد.

همچنین تصویب این قانون به دلیل بوجود آوردن امکان صحنه سازی و سند سازی موجب رشد آمار طلاق و از هم پاشیدن زندگی مشترک خواهد شد.

دقیقا مثل جوامع غربی که پیشتاز در تصویب این قوانین بودند.

عاقبت این قوانین در آن کشورها چیزی جز افزایش خشونت ها علیه زنان نبود.

می توانید برای اثبات این مدعا به آمار ها و یا اینفوگرافیک زیر رجوع نمایید.

این موضوع به خوبی نشان می دهد تصویب قوانین سختگیرانه منع خشونت علیه زنان نتیجه معکوس دارد.

تجاوز به زنان

.

.

.

.

 + قتل شهردار زن به همراه دو روزنامه نگار زن در فنلاند

.


نظرات()   
   

خشونت علیه مردان

به دلیل ترس از قضاوت اطرافیان، مردان معمولا در مقابل خشونت های خانگی و یا بیرون از خانه که بر آنها اعمال می شود سکوت اختیار کرده و به محاکم قضایی مراجعه نمی کنند.
فعالان حقوق زن نیز از این موقعیت سو استفاده کرده و با چسباندن خود به کودکان و با انتشار آمار های خشونت علیه زنان و مانور آماری و جوی سازی های رسانه ای، خواستار تصویب قوانینی جهت منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند و طرح ها و لوایح با بند های زیادی برای این موضوع در دست بررسی است  بی آنکه سخنی از خشونت های علیه مردان در میان باشد و کسی اصلا مردان را به حساب آورد!
معاونتی که نام آن معاونت زنان و خانواده است، چگونه می تواند تنها به زنان بپردازد؟ چرا باید این قانون فقط برای منع خشونت علیه زنان باشد؟ آیا با آن چیزی که حداقل از نام این معاونت بر می آید نباید این باشد که مردان هم بعنوان نیمی از خانواده مورد توجه آن قرار گیرند؟
چرا نباید این قانون تحت عنوان کلی قانون منع خشونت باشد تا همه افراد جامعه را در برگیرد؟!!!


سال گذشته، پزشکی قانونی کشور به پرونده بیش از هزار و500  مرد رسیدگی کرده است که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.

به گزارش ایران، شواهد نشان می‌دهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری می‌کنند.

هر از گاهی صدایشان می‌آید، فرقی نمی‌کند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع می‌شود و چند دقیقه بعد صدای مرد در می‌آید که انگار حال و حوصله‌ای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر می‌گیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر می‌رود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که می‌خواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش می‌اندازد: «خوب کاری می‌کنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».

آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانه‌های نوساز هم آنقدر نازک شده‌اند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را می‌شنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان می‌آید.

دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمی‌ها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش می‌گذرد و خیلی شور می‌شود. دکترها هم هرروز می‌گویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود می‌آورد حالا چه فرقی می‌کند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!

از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند می‌کرد حرف‌ها و نگاه‌های تند مردم او را سخت پشیمان می‌کرد، قدیمی‌ها مثل‌های خوبی داشتند و می‌گفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.

حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایه‌شان رابرایم تعریف می‌کند، انگار دارد صحنه‌هایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران می‌کند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک می‌خورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور می‌کنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور می‌تواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را می‌گرفت و روی هوا می‌چرخاند و به گوشه‌ای پرت می‌کرد. خنده دار است به‌خدا.

همکارم می‌گوید که شب‌ها صدای مشاجره‌های‌شان را می‌شنود، صدای شکسته شدن ظرف‌های شیشه‌ای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده می‌شود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر می‌دهد از خانه بیرون می‌زند و پیش از رفتن فریاد می‌زند «برمی گردم، خانه نباشی ها».

 تفاوت واکنش‌های مردانه و زنانه

عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعه‌مان رخ می‌دهد و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی می‌افتد که کتک کاری در محیط خانه رخ می‌دهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.

دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران می‌گوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلوم‌نمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان می‌دهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفته‌تر می‌شود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار می‌بخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونه‌ای توهین به خود تلقی می‌شود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان می‌شوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمی‌کنند.

دکتر غفاری عقیده دارد که  خشم، ترس، غم و شادی از هیجان‌های طبیعی هر انسانی است و هر کسی می‌تواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبه‌رو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان می‌دهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده می‌شود که یک رفتار پرخاشگرانه که می‌توان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکل‌آفرین می‌شود.

او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسران‌شان می‌شوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند، توضیح می‌دهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب می‌شود. آنها می‌گویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح می‌دهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونت‌های خانوادگی ترجیح می‌دهند، همه خشونت همسران‌شان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی می‌رود اما این برای یک مرد افت بشمار می‌رود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب می‌شود.

«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز می‌کند.»


 آمارها چه می‌گویند

آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمی‌خواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی می‌شوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پرونده‌های مفتوحه است.
این منبع در ادامه می‌افزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار می‌گیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر می‌کنند البته عده‌ای هم هستند که به دلیل اینکه می‌ترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری می‌کنند.»

این پزشک متخصص در تشریح یکی از پرونده‌هایش در این زمینه می‌گوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار می‌دهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانواده‌اش او را دچار ناراحتی‌های روحی و روانی کرده است.»


 تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت

چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد می‌خواست به زندگی 40ساله‌اش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سال‌ها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهین‌ها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پرونده‌اش تعریف کرده بود. نمی‌دانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.

البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 ساله‌اش را به زندگی تزریق کرده و حق خود می‌دانسته که برای زندگی و همسرش تصمیم‌گیری کند.

دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقش‌ها نیز تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی می‌دهد. در چنین شرایطی، ترس‌های خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.

فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز می‌کند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشم‌شان را نشان می‌دهند اما امروز با تغییر الگو‌های جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت می‌دهد، زن‌ها نقش‌های مردانه را بر عهده می‌گیرند و حتی گاهی اوقات این نقش‌ها به خاطر نقش زنانه تقویت می‌شود که البته جامعه هم این نقش‌ها را تحسین می‌کند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام می‌دهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر می‌گذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود می‌گیرد.»


به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاه‌شان از نوعی مکانیسم جبران استفاده می‌کنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان می‌دهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونت‌های جسمی و روانی همسران‌شان می‌شوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوت‌ها است. (آمار مراجعه بخاطر غرور مردانه و خجالت کمتر است نه اینکه تعداد آن کمتر باشد)

 افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر

باید اشاره‌ای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمان‌های مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونت‌های خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزاینده‌ای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایت‌های مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کرده‌اند و این در حالی است که برخی از دادگاه‌های این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری می‌کنند و اجازه این کار را به آنان نمی‌دهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه این‌طور به نظر می‌رسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونت‌های خانگی پررنگ‌تر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.



نظرات()   
   




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   

مجلس شورای اسلامی

فمینیست ها

متاسفانه باز هم شاهد بی توجهی مجلس به امور مردان هستیم! مجلسی که با انگ زنان اندکی که دارد همیشه مورد انتقاد فراکسیون زنانش بوده است. فراکسیونی که با وجود نمایندگان انگشت شمار زن در حال گرداندن تمامی مردان آن بر روی یک انگشت خود می باشد.
متاسفانه مردان ایران به دلیل نداشتن هیچ فراکسیونی که برایشان طرح های مفید را پیگیری کند و یا لوایح مفید را در دستور کار قرار دهد تحت ظلم فراکسیون زنان مجلس قرار گرفته است. در چنین وضعیتی صحبت هایی از تشکیل فراکسیون کودکان نیز وجود دارد که از سوی نمایندگان زن مجلس مطرح شده است و آن هم در پی تصویب قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست است که بر اساس یکی از مواد آن فرد ی که حضانت کودک را بر عهده دارد پس از رسیدن کودک به سن قانونی،آن هم پس از طی مراحل ناممکن و با رای دادگاه آن هم با شرایط خیلی خیلی خاص و نادر می تواند با فرزند خوانده ازدواج کند. که جیغ فمینیست ها را به هوا بلند کرده است! همان فمینیست هایی که خودشان را برای تصویب قانون فرزند خواندگی دختران مجرد که تبعیضی آشکار بر علیه مردان بود به در و دیوار کوبیدند و به هیچ عنوان صدایش را هم در نیاوردند که ممکن است تبعیضی بر علیه مردان باشد!
و عملا فراکسیون کودکان هم می رود تا تشکیل شود تا فراکسیون زنان ثانی باشد تا با اسم کودکان اما به کام زنان مثل شکارچی کوچکترین قانونی که بخواهد در احقاق حقوق شرعی مردان تصویب شود را با دلایل واهی و به زور جیغ و سر و صداهای فمینیست هایی که معلوم نیست تا چه اندازه در مجلس ما نفوذ پیدا کرده اند و کدام دست ها پشت و حامی آنهاست از گردونه تصویب خارج کند تا هنوز طرح به صحن مجلس نرسیده از پروسه خارج شود و هر قانونی غیر شرعی که به ظاهر به نفع زنان و قطعا به ضرر مردان که با فقه به ظاهر پویا و با خیره سری پس از رد شورای نگهبان مجددا با تغییرات ظاهری و ماستمالی کردن روانه و تصویب می شود را با شدت بیشتری اعمال کنند.
هنوز تصویب لایحه فرزند خواندگی دختران مجرد را که قانونی فساد آور ،تبعیض آمیز، ضد ازدواج و مشوق عدم ازدواج دختران مجرد توام با خطرهای سوء استفاده های جنسی و همجنسگرایی و برده کشی از کودکان معصوم است را فراموش نکرده ایم و هنوز جلوگیری از در نظر گرفتن حق اجازه پدر برای صدور گذرنامه دختران مجرد را توسط فریاد های فمینیستی و جا زدن مردان مجلس فراموش نکرده ایم و هنوز در ذهن داریم که فراکسیونی برای کودکان هم در کنار فراکسیون زنان قرار است تشکیل شود تا مردان بیشتر مورد کم توجهی قرار گیرند و به عنوان یک عضو خانواده زنان و کودکان دارای حق و فراکسیون با شند اما مرد نباشد. زنان معاونتی در ریاست جمهوری داشته باشند تا معاون زنان رئیس جمهور مدام حقوق اسلامی مرد را دروغین بشمارد و آن را ظلم و خشونت علیه زنان معرفی کند و اذهان زنان و دختران این مرز و بوم را با آموزه های فمینیسم اسلامی شستشو دهد اما مردان هیچ فراکسیون و معاونتی برای نجات از این خشونت ها که هر روز حقی از حقوق حقه اسلامیشان را از دست می دهند و هر روز حقیر تر می شوند از دست بدهند و هر روز بیشتر مورد بی توجهی واقع شوند!
اخیرا هم که می بینیم در طرح تعالی خانواده که بنا به  بحران بیکاری در ممکلت و بالارفتن آمار طلاق ناشی از بیکاری و سایر قوانین ناعادلانه ای که توسط همین زنان و بی توجهی مردان مجلس تصویب شده است قرار بود تا کور سوی امیدی باشد برای تحقق منویات رهبری و جلوگیری از پیری جمعیت و نابودی نسل شیعه و مسلمان ایرانی مورد هجوم فمینیستی واقع شده و یکی از مواد آن را که ایجاد اولویت اشتغال به ترتیب برای مردان متاهل،پسران مجرد، زنان سرپرست خانوار و زنان و دختران مجرد بوده است را بنا به تشخیص بزرگواران فمینیست و شانتاژ رسانه ای آنها حذف نموده اند تا مبادا تبعیضی بر علیه زنان باشد. . معلوم نیست در سیستم قانونی و شرعی ما که مرد مسئول تامین معاش خانواده است و مهریه و نفقه می پردازد و بعضا مخارج خواهر و مادر و نفقه اولاد بر دوشش می افتد و بدون داشتن کار از ازدواج محروم می شود در این آشفته بازار بیکاری که دوسال از عمر گرانبهایش صرف خدمت سربازی و دفاع از مرزهای این مملکت می شود و حتی جانش را در این راه می گذارد با برقراری شرایط برابر شغلی با دختری که هیچ یک از این مسئولیت ها را ندارد و بخاطر بیکاری سرزنش نمی شود چگونه است که باید چنین کورسوی امید و چنین ماده عادلانه ای حذف شود؟!!!! البته اکنون که این مطلب را می نویسیم ماده های 9 و 10 این طرح که به ایجاد اولویت اشتغال برای مردان متاهل و مجرد تاکید می کند و در واقع نجات بخش و ایجاد کننده بسیاری از زندگی هاست در کیمیسون بهداشت و با لابی زنان حذف شده که امیدواریم در صحن علنی مجلس از حذف آن جلوگیری شود و به تصویب برسد!

زنان مجلس که ادعا می کنند فمینیست نیستند اما با دادن این شعار برابری عملا چیزی به جز فمینیسم را مطرح نمی کنند! آنها به ماده ای از قانون اساسی اشاره می کنند که دولت مکلف به ایجاد شرایط برابر برای همه است!

و بر این اساس آن را مغایر قانون اساسی می بینند! در صورتی که برقراری شرایط برابر گاهی بنا به مسئولیت هایی که بر دوش مردان است و زنان از آن معاف هستند در گرو ایجاد امتیازاتی برای مردان است تا بتوانند مسئولیت های خود را به خوبی ایفا کنند!این در حالی است که در قانون حمایت از خانواده ای که تصویب شده است در ماده 30 خود همین زنها در مجلس تصویب کرده اند که زن می تواند مخارجی را که از دارایی شخصی اش در خانه شوهرش کرده در کنار مهریه، نفقه، اجرت المثل،شیربها و ... از شوهر بازپس ستاند!!!

دلیل واهی دیگر آنها این است که با این کار تعدادی از زنان و دختران مجرد که نخواسته اند و یا موفق به ازدواج نشده اند بیکار میمانند! که در پاسخ به آنها باید گفت اولا تعداد آنها قلیل است و بخاطر این عده کم به نسبت کل نمی توان کل جامعه را فدا کرد. ثانیا اگر شرایط اشتغال برای مردان جامعه فراهم شود این زنان از حمایت مردان بهره مند می شوند و می توانند با مردان متقاضی ازدواج کنند! چه دلیلی دارد که مثل جوامع غربی که زنان از حمایت مردان بهره مند نیستند زنان نیاز به استقلال و شغل داشته باشند و لزوما شاغل باشند!

بروز این قبیل مشکلات و تجرد دختران و افزایش تعداد آنها  هم  به دلیل همین وضع یک سری قوانین فمینیستی و تاثیرات فرهنگی مخرب فعالان حقوق زن است. و الا که اسلام همه چیز را از قبل پیش بینی کرده است و نیازی به دست و پا زدن اضافی وجود ندارد.

برای زنان سرپرست خانوار و زنان خود سرپرست باید راهکارهای ترویج ازدواج در نظر گرفته شود و حتی دیده شده که برخی از این زنها از فشار تجرد و نیاز روحی و جنسی  حاضر می شوند که هووی یک زن دیگر شوند!

خوب چه اشکالی دارد دو زن به عقد یک مرد مجردی که دوست دارد چند همسر داشته باشد و توانش را هم دارد در آیند!

یا مردانی که همسر خود را از دست داده اند می توانند با اندکی قناعت دو یا سه زن را اداره کنند!

مردانی هم که نمی خواهند چند ازدواج داشته باشند در اسناد نکاحیه این شرط را می پذیرند و زندگی زنان عادی هم هیچگونه خطری تهدید نمی کند!

مشاهده می شود چند همسری همواره پدیده بدی نیست و حکمت بی انتهای خداوند همه شرایط را از قبل پیش بینی کرده است.

اما وقتی فعالان حقوق زن می آیند و به جنگ حقوق مرد و چند همسری می روند و می خواهند به کل نابودش کنند و برای آن قوانین دست و پا گیر وضع می کنند و با مخالفت با طرح تعالی خانواده و اولویت اشتغال مردان آمار زنان بی سرپرست و مطلقه و دختران مجرد را بالا می برند و همه مسیر های منتهی به ازدواج را مسدود می کنند و به دروغ به زنان القا می کنند که وضع این قوانین تبعیض در حق آنهاست چگونه می توان توقع داشت وضعیت بهتر شود؟ تمام مشکلات به دلیل انحراف از دین است و لاغیر!

تمامی این مشکلات قابل حل است به شرطی که اسلام اسلام واقعی باشد نه اسلام فمینیستی که تعبیر برخی فعالان افراطی و غرب زده ی مسلمان نمای حقوق زنان در آن نهاده شده است!

ایجاد شرایط برابر تنها زمانی محقق می شود که مسئولیت های مردان که بیشتر مالی هستند بر دوش زنان هم بیفتد که این کلا کشور را به سمت سیستم سکولار غرب پیش می برد! پر واضح است که نمی شود برای زنان هم قائل به برابری غربی بود و هم حقوق اسلامیشان و مردان را از حقوق اسلامیشان محروم کرد. یعنی اکنون وضعیت این گونه است که بیشتر بود حقوق مرد ولو این که شرعی باشد باید به برابری با زنان برسد و یا در برخی مواقع برای زنان تبعیض مثبت هم در نظر گرفته شود و بیشتر بود حقوق زن باید سفت و محکم سر جایش بماند و هر گونه مرد نشدن زنان ظلم و تبعیض بر علیه زنان اتلاق شود! (خواسته های عملی فعالین حقوق زن در ایران و حامیانشان!!!!)
متاسفانه نمایندگان خیره سر زن همیشه هر قانونی را که دلشان نخواهد به طرق مختلف و با همین بحث های کلیشه ای و تعبیرات بی اساسشان از قانون اساسی به چالش می کشند و البته نظراتشان تنها به درد خودشان و آن عده از فمینیست هایی که این مباحث را برای آنها دیکته می کنند کارایی دارد.

این شیوه مخالفت ها و شلوغکاری ها به شیوه همیشگی زنان مجلس مبدل شده و به دلیل یکی دو موفقیتشان با این شیوه این به عادت آنها تبدیل شده است  و آنها در این زمینه شرطی شده اند!

چیزی که این وسط ناراحت کننده است زنگرایی احمقانه ای است که در میان بسیاری از مسئولین بوجود آمده است که ممکن است در کوتاه مدت برای زنان مفید به نظر برسد اما در دراز مدت به  ضرر آنها خواهد بود!

زیرا تصویب یک چنین قوانینی در غرب که پیش قراول این راه بوده است نتیجه ای جز بدتر شدن شرایط زنان و افزایش تنش میان زن و مرد و بالا رفتن خشونت نسبت به زنان نداشته است و حتی وضع قوانین منع خشونت علیه زنان، به جریح شدن بیشتر مردان افزایش خشونت در مقابل زنان منجر شده است!

زنان مجلس در حالی دارند برای اشتغال زنان خود کشی می کنند که فمینیست ترین زنان غربی که پیر داعیه دار حقوق زنان بوده اند اکنون در اثر تبعات بوجود آمده از فراوانی اشتغال زنان من جمله سقط جنین،کاهش فرزند آوری و پیر شدن جمعیت،بالارفتن آمار تجرد و طلاق به دلیل غرور کاذب زنان ناشی از اشتغال و اجتماعی شدن غلط و تحصیلات و خود اتکایی و ... پشیمان شده اند و زنان را به بازگشت به خانه ها دعوت می کنند! متاسفانه آنها هم تحت فشار یک سری قدرت ها مطالبشان منتشر نمی شود و به تیغ سانسور فمینیست های افراطی گرفتار می شوند و مورد تمسخر واقع می شوند!

آیا زنان فعال حقوق زن در ایران می دانند که با این کارهایشان چه نسل کشی بزرگی بوجود می آورند و چه زندگی هایی را قربانی می کنند؟!!!

ما بارها گفته ایم این کار فراکسیون زنان و معاونت زنان و تشکل های زنان دوستی خاله خرسه و افزایش هزینه و پت و مت بازی است! و عملا کارهای آنها که بخصوص در دو دهه اخیر شدت گرفته است جز رشد فراوانی طلاق و شدت گرفتن دعاوی خانوادگی هیچ پیامد مثبتی نداشته است و همه اینها بخاطر وضع قوانین ناعادلانه و دهن کجی به سبک زندگی ایرانی اسلامی است و ضرباتی که از ناحیه آنها به دین و اعتقادات وارد می شود و تحریفات فرهنگی که از مصاحبات این افراد و کتب و آثار و مجلات و سایت های آنها ایجاد شده است و به مراتب از ماهواره ها و تبلیغات غربی بدتر و مخرب تر است.

آن هم کارهایی  در جهت اشتغال زنان که طبق آمارها بالاترین درصد طلاق در بین شاغلین زن و تحصیل کردگان است، بیشترین آمار دختران مجرد که تن به ازدواج نداده اند در بین دختران شاغل است و کشور در بحران بیکاری به سر می برد که اگر آن پسر مجرد بتواند به جای یک دختر مجرد شاغل شود می تواند یکی از همین دخترهای مجرد را به همسری بگیرد و آمار ازدواج بالا رود و از فساد و فحشا جلوگیری شود از خیانت های جنسی زوجین جلوگیری شود و آمار طلاق پایین بیاید!
کاش نمایندگان مجلس اندکی به مردان هم توجه می کردند. آقایان نماینده شما در زندگی مردم و مردان عادی جامعه نیستید و اصلا متوجه نیستید با این قوانین به شدت زنگرا و از پیش محکوم کردن مردان چه بلایی دارید بر سر خانواده ایرانی اسلامی و سبک زندگی ایرانی اسلامی ما می آورید!
مانده ایم که وقتی این تعداد انگشت شمار زن می توانند این همه مرد را در مجلس کنترل کنند در شرایط برابر ی تعداد یا افزایش تعدادشان در مجلس دیگر چه آتشی می خواهند بسوزانند و بر طبل بی عدالتی و ظلم بر مردان بکوبند و دود آن را به چشم زنان و کودکان کنند تا بهانه های بیشتری برای تصویب قوانین فمینیستی و نابودی بیشتر خانواده پیدا کنند!
مانده ایم که اگر بر اساس فرمایش اخیر آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و عارف تعداد زنان در مجلس و دولت افزایش یابد و به قول آقای هاشمی زنان بتوانند بیشتر در قانون گذاری مداخله کنند با مردان ثابت قدمی چون نمایندگان مجلس که الحق بی عنایتی را در حق مردان ایرانی تمام کرده اند چه سرنوشتی در انتظار این مملکت خواهد بود!

 


نظرات()   
   

خشونت علیه مردان

پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود!

سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود

در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی و بروی خودت هم نیاوردی

زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد آب گل آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاد

در تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در جواب عذرخواهیم

در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود، جایم را اگر به تو تعارف میکردم میگفتی یا دیوانه است یا مرض دارد

در سینما، دیدم که تهمینه میلانی تمام مردان را شیطان تصویر کرده، کفرم درآمد، نیکی کریمی جیغ زد و گفتم زهرمار

دعوا که کردم، او که میدانست مادر و خواهرم را بیشتر از خودم دوست دارم به آنها ناسزا گفت تا بیشتر بسوزم

آزادی ات را صاحبان قدرت گرفتند، همانان که از قدرت ثروت اندوختند و تو که مدل ماشین پسرانشان را میدیدی دست و پایت شل میشد

من ازدواج نکردم چون تو چشم و همچشمی داشتی و به انگشتر سه میلیونی نظر داشتی، تازه این فقط یک حلقه بود از زنجیر خواسته هایت

صفت ترشیده را اولین بار از خودت شنیدم، کوچکتر بودی یادت هست میگفتی معلم ریاضیتان شوهر نکرده، گفتی ترشیده!

عاشق که شدم تلفنم را قطع میکردی و بهانه ات حضور میهمانهایتان بود

عاشق که شدی، فردا که مادر میشوی را ندیدی؟ دلت نمیخواهد همسر پسرت را بپسندی؟ تو و مادرم یکی هستید!

من باید اضافه کاری کنم تا تو در هر میهمانی لباسی جدید بپوشی تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید شبها هم کار بکنم تا تو سفره ات رنگین باشد و به تو بگویند کدبانو

خسته از اضافه کاری برگشتم و گفتی پوشک بچه را عوض کن چون من ناخنهایم را تازه لاک زده ام

وقتی خواستی طلاق بگیری، “گفتند” بچه مال پدر است! من نگفتم، همان دینی گفت که تو برایش از پس اندازمان سفره ابوالفضل می انداختی و یکهو خواب میدی که باید به حج بروی، آنهم در اوج گرفتاریمان

آری، اینچنین است خواهر من! رفتارهای زشت ما از پس هم می آیند

تو چنان کردی که خشم در دل من ها کاشتی و من ها شکستند و بسته به صبرشان دو فوج شدند

آنان که ضعیفتر بودند خرد شدند و خشمشان کینه شد و کینه شان عقده و در هر کوی و برزن و بازار از هر اندک قدرت خود نهایت سوء استفاده را کردند و بر تو تاختند

خوشحالم حالا که میخواهی تغییر کنی من هم برآنم که بهتر باشم و شادتر باشیم

در کنار هم، من و تو ای هموطن، بدون هر نوع بغض و کینه و  مایی بهتر برای فردا و آینده ای بهتر

و تو ای دوست من! اگر این درد دل ها را شنیدی و احساس کردی میتوانی خود جزیی از این داستان باشی، برای سایر مردان و زنان این سرزمین نیز ارسال کن.


نظرات()   
   

 ورود سامانه اتوبوس های تندرو حمل و نقل، موسوم به بی آر تی (Bus Rapid Transit) به شرکت واحد اتوبوسرانی (به عنوان یکی از شرکت های زیر مجموعه شهرداری تهران)، تغییراتی در شیوه حمل و نقل مسافرین ایجاد شده است که نسبت به گذشته، آن را متفاوت نموده است.

در این مقاله خواهیم کوشید به چند نمونه از تغییرات و تاثیرات آنها بر جامعه و نکاتی در باب آن بپردازیم.

 

سامانه بی آر تی

بی آر تی - عکس


1. طول مساوی بخش مردان با زنان در اتوبوس های BRT 
در طرح جدید شهرداری تهران درباره اتوبوس های BRT، طول هر دو قسمت خانم ها و آقایان با هم برابر شده است و اگر از انتهای اتوبوس تا مانع تفکیک کننده دو قسمت، و از همان مانع تفکیک کننده تا محل کناری راننده را اندازه بگیریم متوجه برابر بودن طول دو بخش خواهیم شد. البته تعداد صندلی های قسمت آقایان با 20 عدد، دو عدد بیشتر از قسمت خانم ها با 18 عدد است که با توجه به برابر بودن طول هر دو قسمت، متوجه تنگ تر و محدودتر بودن قسمت آقایان اتوبوس های BRT نسبت به قسمت خانم ها می شویم. *(در این بررسی، اتوبوس های جدید BRT خط 5 اتوبوس های تندرو تهران، مسیر پایانه بیهقی-پایانه علم و صنعت مد نظر قرار گرفته است).

2. سر و صدای فراوان قسمت عقب اتوبوس های BRT به دلیل فعالیت مداوم موتور
نشستن در عقب اتوبوس به علت قرارگیری موتور قدرتمند نسل جدید اتوبوس ها، با سر و صدای فراوانی همراه است. با توجه به اینکه در محیط های اجتماعی عمدتا کارهای سنگین به آقایان سپرده می شود و امور آسان و اداری به خانم ها واگذار می شود، انتظار می رفت تا قسمت جلو به آقایان و قسمت عقب به خانم ها تعلق گیرد تا مردان ایرانی که مسئولیت های فراوانی بر دوش خود دارند، با آرامش خاطر بیشتری از خانه به محیط کار و از محل کار به منزل رفت و آمد داشته باشند. لیکن گویا، اینجا نیز کفه ترازو به نفع زنان سنگینی می کند! تا آنجا که یکی از رانندگان با تبسمی تلخ، در پاسخ به چرایی این تقسیم بندی گفت:"خانم ها مقدم تر هستند!".

3. یک درب برای آقایان و دو درب برای زنان
در کنار محدودیت جا برای آقایان که عمدتا در ساعات پایانی روز در سرویس های رفت و برگشت اتوبوس های BRT به شدت مشاهده می شود، مسئله یک دربه بودن قسمت آقایان است. عمدتا ساعات ازدحام قسمت خانم ها در پایان ساعات اداری (از 15:30 الی 19) است ولی در تمامی اوقات، بلا استثنا قسمت آقایان شلوغ تر از قسمت خانم هاست و این موضوع جای تعجب بسیاری دارد که چرا با وجود آنکه تردد مردان در اتوبوس های BRT در طول شبانه روز بیشتر از زنان است، دو درب به قسمت زنان و یک درب به قسمت مردان اختصاص داده شده که این موضوع نیز در کنار دیگر پارامتر های بیان شده، مشکوک به نظر می رسد.

4. نشستن زنان در قسمت مردان بلا اشکال، ولی نشستن مردان در قسمت زنان گناه کبیره است!
موضوع دیگری که عمدتا در بین خانم ها دیده می شود این است که اگر پسری به خاطر کمبود جا برای ایستادن و نشستن به قسمت زنان اتوبوس بیاید، جیغ و داد آنها (و متعاقب آن راننده) در می آید ولی همین زن ها به خودشان اجازه می دهند به قسمت محدود آقایان تعدی و تجاوز کنند و صندلی هایی که قرار است، مسافرین مرد در ایستگاه های بعدی روی آنها بنشینند، بدون هیچ شرم و حیایی، و با پررویی اشغال می کنند.

5. ارادت ویژه رانندگان و پرسنل مرد شرکت واحد اتوبوسرانی به مسافرین زن
موضوع تاسف برانگیز دیگری که نگارنده به کرات مشاهده کرده ام، تبعیض در مواجهه متولیان با هم نوعان مرد نسبت به جنس مونث است. مثلا به عینه دیده شده است که وقتی مردی به رانندگان یا مسئولین خط های BRT به خاطر نبود اتوبوس یا اهمال نظارت در حرکت منظم اتوبوس ها شکایت می کند با زنان با آرامش و علاقه بیشتری برخورد می کنند ولی در مقابل مردان، بسیار جدی و اخم آلود برخورد می کنند و حتی در هنگام فحاشی، در مقابل زنان سکوت می کنند ولی در مقابل مردان شروع به بد و بیراه گفتن زشت تری می کنند.
جالب این است که اگر زن ها مسئول شوند، کمتر دیده می شود که برخورد نرم و محبت آمیزی با جنس مخالفشان داشته باشند ولی متاسفانه مردان ایرانی، فریب ظواهر فریبنده و میل شهوانی درونی خودشان را می خوردند و در مقابل زنان، کوتاه می آیند و خم و راست می شوند.

نتیجه گیری:
آنچه نگارنده به عنوان یک شهروند تهرانی درک کرده ام، این است که در دوران فعلی شهرداری تهران، رویکرد ویژه ای نسبت به زنان می بینیم که اگر در کنار توجه ویژه به جنس مرد در جامعه ما قرار داشت، منطقی و ارزشمند به نظر می رسید، ولی واقعیت این است که هر جا زنان و دختران ایرانی به کام و نوایی رسیده اند به بهای قربانی شدن مردان و پسران بوده است و از این جهت مذموم است. نمونه عینی آن را می توان در اتوبوس های BRT شهر تهران دید که تحولی وسیع در حمل و نقل درون شهری پایتخت ایجاد نموده است ولی نگاه زن سالارانه در آن به خوبی دیده می شود که در آن نگاه تکریم آمیز به جنس زن و تحقیر آمیز به مردان جامعه دارد.

منبع :

دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)+

میلاد حمیدی:

ضمن  مطلب فوق الذکر بنده اینجا به امتیازات ویژه با رانندگان بی آر تی زن که تصاویر بسیار زشت و زننده ای را ایجاد می کند و زن را بر سر کار مردانه قرار داده و متاسفانه این کار را مایه افتخار می داند در حالی که باید مایه سر افکندگی باشد نیز اشاره دارم! این در حالی است که کلی پسر و جوان جویای کار برای معیشت و تشکیل زندگی آرزوی این شغلها و حتی کرسی های ادارات و مراکز مختلف شهرداری و سایر ادارت دولتی و وزارتخانه ها را می کشند! کرسی هایی که اگر توسط زنان و دختران که در قانون ما فاقد مسئولیت مالی هستند اشغال نمی شد خیلی از پسران و مردان با این مسئولیت های مالی که شرع و قانون بر گردنشان نهاده است  از آن محروم نبودند و در بیکاری و یا جایگاه های نامتناسب و تجرد به سر نمی برند!  این مصداق عینی خشونت علیه مردان است!

راننده زن بی آر تی (1)

راننده زن بی آر تی

راننده بی آر تی (3)


نظرات()   
   

به گزارش «جام جم»، اوایل آذرماه زنی با مركز فوریت های پلیسی 110 كرج تماس گرفت و خبر داد كه 2 سارق نقاب پوش به خانه اش حمله كرده و شوهرش را كشته اند.

ماموران با عزیمت به محل حادثه كه باغی در محمدشهر بود، با جسد مردی افغان روبه رو شدند كه در اتاقك سرایداری افتاده بود. با هماهنگی قضایی، جسد جوان افغان به پزشكی قانونی منتقل و با تشكیل پرونده ای در این ارتباط، تحقیق از زن مقتول آغاز شد.

سارقان نقاب پوش، عاملان جنایت هستند

زن جوان به پلیس گفت:  من با خانواده  برادرشوهرم به مهمانی رفته بودم. شب وقتی به خانه برگشتم، 2 مرد نقاب پوش به سمتم حمله ور شدند و پس از كتك زدن، مرا به اتاقك سرایداری منتقل كردند كه جسد شوهرم نیز آنجا بود.مردان نقاب پوش پس از سرقت طلاها و بستن دست و پایم، متواری شدند. به سختی طناب ها را باز كرده و نجات یافتم. ماموران با اطلاعات به دست آمده از زن جوان، تحقیقات برای دستگیری سارقان نقاب پوش ـ عاملان جنایت ـ را آغاز كردند.

اختلاف زن جوان با مقتول راز گشود

در ادامه ماموران متوجه شدند مقتول و همسرش با هم اختلاف داشته اند. بنابر این به همسر مقتول ظنین شدند و دوباره از او بازجویی كردند تا عاقبت زن جوان اعتراف كرد كه مردی به نام بشیر شوهرش را كشته است.

زن متهم به پلیس گفت:  من با شوهرم اختلاف داشتم. چندی پیش در خانه خواهرم بودم كه برادر شوهرش متوجه اختلاف های من و شوهرم شد و پیشنهاد ارتباط پنهانی به من داد.متهم اضافه كرد: به این ترتیب ارتباط پنهانی مان شروع شد. قصد ازدواج با هم را داشتیم ولی شوهرم سد راهمان بود. بنابراین نقشه قتل او را طراحی و عملی كردیم.

وی افزود: شب حادثه من به منزل یكی از اقوام رفتم و بشیر در غیابم وارد خانه شد. متهم اضافه كرد: شب وقتی به خانه برگشتم، بشیر شوهرم را كشته بود. طلاهایم را در اختیارش قرار دادم تا فرار كند و قرار شد چند روز دیگر به او ملحق شوم. درپی اعتراف زن جوان، عامل جنایت تحت تعقیب قرار گرفت و یك هفته بعد از حادثه دستگیر شد.

متهم به قتل در بازجویی پلیسی اعتراف كرد به خاطر رابطه پنهانی با زن جوان، شوهر او را با ضربات چاقو و چوبدستی كشته است. با اعتراف متهمان، قرار قانونی برایشان صادر و هردو روانه زندان شدند.

پرونده زن خیانتكار و عامل جنایت  با صدور كیفرخواست به دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد تا آنها بزودی محاكمه شوند.

میلاد حمیدی:

رسانه ملی مدعی است که حقایق زندگی و جامعه را به تصویر می کشد!

رسانه ملی از همین توجیه برای سرپوش گذاشتن بر محصولات و تولیدات مخربش استفاده می کند!

جالب اینجاست که همه چیز در این رسانه بر مظلوم نمایی زنان به شیوه فمینیستی و خائن نشان دادن مردان استوار است!

آیا واقعیت این است؟

چقدر اعمال مجرمانه علیه مردان؟ چقدر خشونت علیه مردان؟!!!

آیا اینها واقعیت های اجتماع نیست؟

چرا کسی نمی بیند؟

پس چرا رسانه ملی اینها را به تصویر نمی کشد؟

چرا همچنان همه زنان را مظلوم و معصوم می دانند؟

حتی خود مردان هم بخاطر این جو سازی ها باور نمی کنند که زنان هم می توانند خائن و ظالم باشند!

این را باید قانون گذاران بدانند تا قدری هم به وضعیت مردان فکر کنند و دیدشان باز تر شود!

اما دریغا...


 


نظرات()   
   

خشونت یعنی زنی در طول شش ماه هفت بار ازدواج کند و هربار مهریه های کلان

بگیرد واین امر حق طبیعی او پنداشه شود!!!!! اما اگر مردی ازدواج مجدد

کرد، ظهور نزدیک شود!!!!!!

                   .

خشونت یعنی مردی به خاطر تهیه ی مهریه ی یک زن کلاه بردار مجبور شود کلیه

ی خود را به فروش بگذارد.

خشونت یعنی یک زن حق طلاق و مهریه را با هم داشته باشد و پس از طلاق با

پسرهای 10-20 سال کوچکتر از خود رابطه ی نامشروع داشته باشد و با پول

مهریه عیاشی کند و تازه جامعه به او به عنوان یک زن مستقل و مظلوم نگاه

کند و از حمایت حامیان حقوق زن نیز برخوردار شود.

خشونت یعنی زنی خود را "مدافع حقوق بشر" بنامد و از این راه به جایزه صلح

نوبل برسد اما تنها و تنها در مورد مظلومیت زنان سخن بگوید و مورد هیچ

مواخذه ای قرار نگیرد.

خشونت یعنی در تمامی فیلم ها و سریال های تلویزیونی و سینمایی از مرد

دیوسازی و از زن فرشته سازی شود و مرد مورد انواع خشونت های کلامی و

فیزیکی از سوی زن قرار بگیرد، اما اگر در موردی نادر مرد بخواهد علیه زن

خشونت به خرج دهد، تصویر بلافاصله حذف شود.

خشونت یعنی زن با همدستی یک مرد غریبه که با او رابطه ی نامشروع داشته،

همسر خود را بکشد و سپس براحتی در دادگاه مثل همیشه بگوید: اغفال شدم،

یارو تهدیدم می کرد، شوهرم طلاقم نمی داد...) و براحتی از همه چیز معاف

شود وتازه روشنفکران و فعالان حقوق زنان از او دفاع هم بکنند( مصونیت

قضایی یا کاپیتولاسیون جنس مونث در ایران). اما در این میان یکی نیست از

زنان بپرسد شما که همیشه گول می خورید یا اغفال می شوید پس چرا وقتی

بهتان می گویند ناقص العقل فتوای قتل همه ی مردان را می

دهید ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

خشونت یعنی به یک زن روسپی یا معتاد به چشم یک انسان مظلوم و قربانی نگاه

شود اما به یک مرد معتاد به چشم یک هیولای سزاوار مرگ نگریسته شود.

خشونت یعنی مردی به عنوان نگهبان شیفت شب تا صبح کار کند و زنش در شب با

مردان زیادی رابطه نامشروع داشته باشد و با همدستی یکی از آنها دست به

قتل و مثله نمودن مادر شوهرش بزند و پس از طلاق مرد به پرداخت مهریه و

نفقه محکوم شود و زن با سپردن وثیقه همچنان آزاد باشد.

خشونت یعنی اگر مردی علیه زن خود خشونت روا داشت، راهی زندان شود اما هیچ

قانونی برای خشونت های زنان علیه مردان که اغلب کلامی و روانی است وجود

نداشته باشد و این نوع خشونت به صورت خاموش و به طور مداوم علیه مردان

جاری باشد.

خشونت یعنی زن ذهن فرزندان را علیه مرد به گونه ای تحریک کند که مرد در

خانه خود احساس ناامنی کند و هیچ راهی نیز برای مقابله با آن وجود نداشته

باشد و مرد از خانه طرد شود.

خشونت افسارگسیخته یعنی زن مرد را از دیدار با پدر و مادر خود محروم کند

و همیشه بد آنها را بگوید و مادر زن نیز برای ارضای حس جنسی پنهان خود

نسبت به داماد با دخترش شریک شود وسعی کند او را هرچه بیشتر از خانواده

اش دور کند و به سمت خود بکشد( رویه ای که به شدت در ایران حاکم و جاری

است و این خشونت آن چنان رواج یافته و عادی شده است که مردان همگی آن را

پذیرفته اند و پس از ازدواج دیگر روی خانواده خود را نمی بینند)

خشونت افسار گسیخته یعنی زن به شوهرش بگوید چرا با خواهرت صمیمی هستی من

خوشم نمی آید اما اگر مرد از زنش خواست در محیط کار با همکار مردش کمی

رسمی تر باشد به شوهرش بگوید تو"حسود" هستی، بدبین هستی و ...

خشونت افسارگسیخته یعنی زنی با چند مرد غریبه رابطه نامشروع داشته باشد و

با همدستی آنها شوهرش را به فجیع ترین وضع مثله نموده به قتل برساند و در

ازای آن به یک قهرمان تبدیل شود و سازمان های حامی حقوق بشر و زنان برای

رهایی او از مجازات آسمان و زمین را به هم پیوند دهند.

خشونت افسارگسیخته یعنی یک زن اختیار تام در سقط جنین داشته باشد و

بتواند در مورد زندگی یا مرگ یک انسان دیگر تصمیم بگیرد، دیگر کدام درنده

خویی بالاتر از این که بدن یک نوزاد بیگناه تنها به خاطر اینکه مانع هوس

رانی های یک زن و شریک او است باید با کورتاژ تکه تکه شود؟؟؟!!!! ای حامی

حقوق زن که می گویی "عرب جاهلی" دختر را زنده به گور می کرد، تو که از

تکه تکه کردن انسان چه دختر و چه پسر دفاع می کنی چه لقبی برازنده ی

توست؟؟؟!!! تو که طرفدار آزادی کامل جنسی هستی و دانسته یا نادانسته به

اسم حقوق زن موجودی چنان مسئولیت ناپذیر و مادی گرا می پروری که با خیال

راحت چنین جنایت هولناکی را مرتکب می شود.

خشونت یعنی معلمان زن با دانش آموزان پسر خود رابطه ی نامشروع برقرار

کنند اما در این حالت طرفداران حقوق زن بر دهانشان مهر زده شود و صدایی

از آنها در نیاید، اما اگر مردی چنین کاری با یک دختر انجام دهد، حکم به

نابودی و قتل تمام مردان دنیا بدهند.

 خشونت یعنی از بین بردن تدریجی نقش پدر در خانواده وگرفتن حق حضانت پسر

از مرد و دادن آن به زن تا آن پسر در خانواده برای شکل گیری هویت مردانه

ی خود نقش (مدل) در اختیار نداشته باشد و در آینده دچار بحران هویت شود.

خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه زنی فاسد اخلاق که شوهرش او را طلاق داده،

قانون حضانت فرزند پسربچه اش را به او بسپارد و آن زن پس از جدایی و رفتن

نزد یکی از همان مردانی که با او رابطه ی نامشروع داشته به آن مرد بگوید

پسرم مانع ازدواج ماست و باید او را بکشیم.

خشونت یعنی تنبیه بدنی و روحی بسیار شایع فرزندان توسط زنان (مثلا

مادران) که کامل به حال خود رها شده، چرا که مادر مقامی مقدس است و حق

دارد هر کاری لازم بداند با فرزندش انجام دهد، اما اگر دست پدر بالا رفت،

نشانگر خشونت است و چنین استنباط شود که به وجود پدر نیازی نیست.

خشونت یعنی وقتی مراقب می بیند که دانشجوی دختر دارد از روی دست دانشجوی

پسر می نویسد به دانشجوی پسر بگوید جایت را عوض کن.

خشونت یعنی نشستن زنان در اتوبوس و مترو در قسمت مردان و سرپا ایستادن یک

پیرمرد و نگاه سرد و طلبکارانه ی زنان نشسته به او.

خشونت یعنی وقتی مردی به موفقیتی چشمگیر رسید بگوییم زنی حامی او بوده

اما وقتی زنی به موفقیتی رسید بگوییم مرحبا به این زن که با وجود همه ی

موانع و مشکلات پیش روی زنان توانسته بر آنها فائق آید.

خشونت یعنی تقبیح و حذف ارزش های مردانه از جامعه و تسلط خصوصیات زنانه و

ظهور تبرج و خودآرایی در مردان و اینکه جامعه از مردان بخواهد خود را

شبیه زنان کنند و احساساتی رفتار نمایند.

و خشونت یعنی خود ما مردان که این همه زن زده شده ایم و به آنان خوشبینیم

که اساسا زن زدگی و تقبیح مردانگی پدیده ای جهانی و پیامد محتوم مدرنیته

است( فردریک نیچه). خشونت خود مانیم که هرچه زنان حرمت شکنی کنند و با

رواج مصرف گرایی دنیا را از انسانیت خالی سازند، می گوییم حقشان است،

آنها در طول تاریخ مظلوم بوده اند و آنها هرچه بیشتر جری می شوند.

و لیست این خشونت های پنهان و آشکار زنانه را پایانی نیست که با کمی دقت

می توان به آن پی برد و به لیست افزود. اما همیشه گفته ایم و خواهیم گفت

این چیزها خیلی مهم نیست و جزئی است و همین نوع برخورد از دختران زنانی

را می سازد که خوبی را از آن خود می دانند اما وقتی بدی انجام دادند

بگویند تقصیر مردی بود او بود  که گولم زد او اغفالم کرد. براستی ما به

کجا داریم می رویم؟؟؟!!!

محمد علی رادمنش


نظرات()   
   

مطلب زیر توسط آقای محمد علی رادمنش نوشته است که بسیار جالب و خواندنی است و به شما توصیه میکنم خواند ان را از دست ندهید

خشونت یعنی....

خشونت یعنی مقایسه نمودن پسربچه با دختربچه و نگرانی والدین از اینکه چرا

پسرشان هنوز حرف نمی زند یا راه نمی رود؟!!

                         

خشونت یعنی سرکوب خصوصیات پسرانه در سیستم آموزشی بشدت زنانه به بهانه

رعایت نظم و بهداشت و تحقیر و تنبیه پسران بواسطه ی دعوا کردن و انجام

بازی های رقابتی در حالی که فعالیت بدنی زیاد و رقابت طلبی میراث

پسران است که جلوگیری از آن باعث می شود خصوصیات زنانه غالب شود و پسران از همان ابتدا

از درس خواندن بیزار شوند، زیرا که آنها می خواهند همه چیز را به چالش

بکشند از علم تا معلم که این امر در یک ساختار زنانه هنجارشکن است

(بسیاری از نوابغ همچون ادیسون، پیکاسو و انیشتین قربانی این ساختار

زنانه بوده اند)

خشونت یعنی نظام آموزشی ابتدایی که اساسی ترین مقطع آموزشی است، در سیطره

ی معلمان زن بودن و در نتیجه عدم دریافت نقش جنسیتی مردانه از سوی پسران

و اختلال در شکل گیری هویت جنسی آنان در آینده.

خشونت یعنی نظام آموزشی مختلط تا بواسطه ی جلوتر بودن مهارت های کلامی

دختران نسبت به پسران که امری طبیعی و ناشی از تفاوت در سن بلوغ است،

دختران در نظام آموزشی بالا آمده و پسران منکوب شوند و خصوصیات زنانه و

زن گرایی هرچه بیشتر حاکم شود.

خشونت یعنی الگوهای منفی همچون آقا گرگه، چوپان دروغگو و خرس شکمو را به

پسران و الگوهای مثبت همچون بز زنگوله پا، کوکب خانم و مهتاب خانم را به

دختران ارائه دادن تا حس تحقیر و بی ارزشی در پسران نهادینه شود و از مرد

بودن خود در آینده شرمنده شوند.

خشونت یعنی وقتی دفترچه راهنمای کنکور را ورق می زنی در آن نوشته شده

باشد: داوطلب "مرد" برای "ادامه تحصیل" باید دارای شرایطی باشد.

خشونت یعنی خیلی از پسرها تنها یکبار حق شرکت در کنکور را داشته باشند و

پس از آن به سربازی اعزام شوند و عملا سه سال از کار و تحصیل عقب بیفتند،

ولی دختران بارها در کنکور شرکت نمایند و تازه بعدش بگویند: دختران تحت

تبعیض هستند و این از توانایی هایشان است که در کنکور قبول می شوند.

خشونت یعنی هرچه تعداد پسران در محیط کار و دانشگاه کمتر و تعداد دختران

بیشتر شود، نشانه ی پیشرفت جامعه بحساب آید و به آن مباهات شود.

خشونت یعنی امور زنان ریاست جمهوری برای سربازان تعیین و تکلیف کند و

آموزش اجباری خانواده برای آنها در نظر بگیرد و به آنها بیاموزد که

خدمتکار خانه باشند و مرد بودن را کنار بیاندازند.

خشونت یعنی رفتن سیستم اقتصادی دنیا به سمت خدماتی شدن که نیازمند

خصوصیات زنانه است و منکوب شدن استعدادهای مردانه همچون خلاقیت و نوآوری.

خشونت یعنی اگر زنی مهریه اش را طلب کرد، آیه و حدیث بیاورند که حق آن زن

است اما اگر مردی خواست ازدواج مجدد کند، زمین و آسمان به هم بچسبد و آیات و روایات تاویل شوند.

خشونت یعنی اگر مردی خیانت کرد، پای هوسبازی او گذاشته شود و آرزوی

نابودی تمام مردان دنیا از خداوند خواسته  شود، اما اگر زنی خیانت کرد،

از او دفاع شود و به چشم  یک قربانی سیستم مردسالار به او نگریسته شود.

خشونت یعنی مردی به زنش پول بدهد تا برود در دانشگاه آزاد درس بخواند و

آن زن فیلش یاد هندوستان کند و خیانت کند و تازه جامعه به مرد این گونه

القا کند که دادن خرج تحصیل زنش وظیفه اش بوده و باید بیشتر هوای زنش را

می داشت!!!!!!

خشونت یعنی از بین بردن تدریجی نقش پدر در خانواده و گرفتن حق حضانت پسر

از مرد و دادن آن به زن تا پسر برای شکل گیری هویت مردانه خود نقش جنسیتی

(مدل) در اختیار نداشته باشد و در آینده دچار افت تحصیلی، کمبود اعتماد

به نفس، پیدا کردن رفتارهای زنانه و بحران هویت شود.

خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه برهنه شدن و عشوه گری زن جزء نیازهای

طبیعی او به شمار رود، اما نگاه مرد نیز که امری طبیعی و نیاز اوست،

نشانه ی خشونت علیه زن حساب شود.

خشونت یعنی نگاه ها و عشوه های هرزه آلوده ی یک زن که همراه شوهرش است به

پسران جوان و تازه این امر به حساب کمبود محبت آن زن گذاشته شود، اما اگر

یک مرد متاهل این کار را بکند، موجودی بوالهوس پنداشته شود.

خشونت یعنی حقوق شوهر بر زن مصداق تحجر حساب شود، اما حقوق زن بر شوهر

مصداق تمدن و روشنفکری در نظر گرفته شود.

خشونت یعنی زنی که حقوقش از شوهرش بیشتر است، هیچ وظیفه ای در قبال

خانواده نداشته باشد و تازه از شوهرش شکایت کند که به او نفقه نمی دهد و

مرد به زندان بیفتد.

انعکاس این مطلب درنگار  و   در  سامانه دانشجویان پیام نور


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic