کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر طلاق

موضوع : فوریت اصلاح و تغییر رویکردها و قوانین غلط مرد ستیز حوزه خانواده و معضل مهریه

 به قلم رضا

               ازدواج سنت الهی و طبیعت است که موانع و ضعف ها و قوانین غلط مرد ستیز و عدم توجه به کرامت انسان باعث شده که از مسیر صحیح خارج شود و ازدواج را از امری الهی وساده به یک معضل و ناهنجاری پیچیده ی اجتماعی تبدیل کند قوانین غلط مردستیز حوزه خانواده، حقوق وکرامت انسانی مردان را تضییع نموده و مصداق روشن بی عدالتی علیه مردان ، ناقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی آنان و مغایر با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی است. مهریه از مسیرصداق و درستی، شرع و انسانیت خارج و به ناهنجاری اجتماعی، بدعت و ابزار سو استفاده ی فمینیسم تبدیل شده است. آمار بالای طلاق بالاخص در مهریه های بالا و نقش زنان در طلاق نشان می دهدکه مهریه هرگز عامل و ضامن خوشبختی نبوده و نخواهد بود وبالعکس موجب تضعیف بنیان خانواده وعامل کدورت وجدایی زوجین است.پس از دعوای مهریه و با ورود غلط دولت به زندگی خصوصی زوجین جایی برای عشق بین زوجین نمی ماند و با تحقیر مرد توسط قانون که همان پاشنه ی آشیل یک مرد است طلاق عاطفی اتفاق می افتد ویقینا آن زوج دیگر زیریک سقف نخواهند رفت و مشکلات جدیدی به زندگی آنها اضافه شده و باید فاتحه ی آن زندگی را خواند، مهریه و قوانین غلط مردستیز باعث از بین بردن نقش مثبت و سازنده ی مرد در خانواده شده و قوانین غلط زن و شوهر را همانند دو دشمن مقابل هم قرار می دهد. درهیچ کجای دنیا،هیچ دین و آئین واخلاقی و حتی کشورهای مسلمان قوانین اینگونه نیست، مهریه در اسلام هدیه ای برای محبت بین زوجین است وتاکید بر مهر السنه است وهدیه را با زور نمی گیرند مراجع تقلید نیز اشکالاتی شرعی درمورد مهریه وقوانین مردستیز داشته اند مهریه در ایران با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی مغایر و ناقض حقوق شهروندی و کرامت انسانی مردان است .

 

اصل دهم قانون اساسی :

 

       « از آن جا كه خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است،همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان كردن تشكیل خانواده و پاسداری از قداست آن باشد.» آیا مهریه های سنگین و تحمیلی به مردان که قشرتجمل گرای جامعه و فمینیست های  مردستیز رواج و با حمایت غلط قوانین این بدعت را تحمیل کردند، مصداق آسان کردن امر ازدواج است؟یا ایجادمعضلات وگرفتاری جدید؟

 

اصل بیستم قانون اساسی :

 

    « همه افراد ملت اعم از زن و مرد در حمایت یکسان قانون قرار دارند. » مردان در دادگاه خانواده بالفطره به جرم مرد بودن محکوم اند آیا قانون از یک مرد معسر که مورد سو معاشرت و خشونت یک زن است حمایت می کند ؟ یا مرد به خاطر چماق ظالمانه ی مهریه توان دفاع از حقوق خود را ندارد؟ و چرا قانون در برابر عدم تمکین ،سو معاشرت و خیانت زوجه از مرد حمایت نمی کند ؟ مگر میشود انسانها را با زور مهریه و حق طلاق کنارهم نگه داشت ، زندگی به اسارت گرفتن و میدان جنگ نیست . چنین زندگی ، بدون عشق و تفاهم ثمری به جز شکستن حرمتها و خیانت ندارد. ازدواج یک رابطه ی عاشقانه است نه خصمانه

 

چرا شروط یک طرفه عقد نامه پیش نویس شده علیه مردان است؟ ویا برخی شروط ماده 1130 قانون که برای زن حق طلاق به همراه مهریه ایجاد می کند و مرد را نابود و یک عمر گرفتار بدهی تمام ناشدنی و ظالمانه مهریه می کند؟ چرا چنین شروط متقابلی در مورد زنان نیست ؟. طلاق باید پایان بدبختی های مردان گرفتار مهریه باشد و با طلاق معضل مهریه نیز تمام شده باشد . چرا زن با ازدواج های مجدد همزمان از چند مرد مهریه می گیرد ؟

 

علاوه بر مهریه عناوین دیگری علیه مردان در نظر گرفته شده از قبیل : نحله ، اجرت المثل ، تصنیف اموال ، پیش پرداخت ، نفقه ، نیم عشر ، حق الوکاله ،واژه ی غلط عندالمطالبه ، به ارث رسیدن مهریه و ..... آیا قانون یکطرفه ی دیگری مانده که علیه مرد ایرانی نباشد ؟  تصنیف اموال مشترک یا مهریه ؟ آیا زن از وجود مرد در زندگی مشترک منتفع نمی شود؟

 

   ماده 51 : «حق شهروندان است که با رضایت کامل، آزادانه و بدون هیچ‌گونه اجباری نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده، با رعایت قانون مربوط اقدام نمایند» آیا تحقیر و زندانی شدن مردان صرفا به جرم ازدواج و تشکیل خانواده ، ناقض این اصل قانون نیست ؟

 

      ماده 10 قانون مدنی : ماده 10 قانون مدنی شرط معتبر دانستن قراردادهای خصوصی را عدم مخالفت با نظم عمومی و اخلاق حسنه دانسته ، آیا مهریه های بدعت گونه امروزی ، سند سازی و سو استفاده از عدم آگاهی آقایان ، مالباخته و زندانی شدن گرفتاران مهریه مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی نیست ؟؟ 

 

        ازدواج با هیچ منطقی جرم نیست که مستحق کیفر باشدو نباید هیچ مردی به خاطر ازدواج تحقیر،مالباخته و زندانی شود. ازدواج منت بر سر مرد نیست و زن هم کالا نیست که مرد آن را خریداری کند.حقوق مردان در قانون دیده نشده است مردان گرفتار در بحث مهریه و قوانین مرد ستیز مبتلا به افسردگی و اعتیاد و بی رغبتی به کار و تلاش و زندگی می شوند نشاط انسانها عامل مهم و تاثیرگذار در توسعه ی هر کشوری است.چرا مردی باید به خاطر مهریه  خانواده و زندگی و فرزند و همسر را ترک و از خویشتن فراری و تحت تعقیب باشد ؟ امروزه ازدواج، بنگاهداری زنان و قمار بزرگ زندگی مردان شده است باید به جای این نگاه مرد ستیز منسوخ نگاهی فراترو نگاهی فرهنگی و انسانی به مقوله ازدواج داشت و از مشاوره های زبده پیش از ازدواج و هنگام اختلافات استفاده کرد.

مهریه های سنگین تحمیلی علیه مردان و قرارداد یکطرفه ازدواج در ایران که ازهمان ابتدا، بنای آن بر دروغ و بدعت و ناآگاهی مرد ومفاد آن بر بی عدالتی و عدم توجه به شرایط و طبیعت ازدواج استوار است حتی از لحاظ حقوقی و اخلاقی نیز مردود و منفسخ است. امروزه مهریه ی کم وجود نداردومهریه های سنگین بدعت شده و نمی توان ازدواج را به خاطر بدعتها تعطیل کرد و بلکه باید راه سو استفاده زنان از چک سنگین وسفید امضای مهریه را گرفت تا فرهنگ ازدواج اسان رواج یابد.جامعه امروز با جامعه ی گذشته بسیار متفاوت است،زنان جامعه امروز نسبت به جامعه سنتی گذشته وضعیت خیلی خوب و چه بسا بهتر از مردان دارند . مهریه سنتی با بدعت های امروز ترکیب وتبدیل به حق ناموجهی برای زنان شده است و کارکردی جز سو استفاده زنان طماع نداشته است . براستی که با این شرایط و قوانین غلط مردستیز مردان نباید نگران زندگی باشند؟پشتوانه مرد در صورت خیانت و ناسازگاری و سواستفاده زن ازمهریه در طول زندگی مشترک چیست ؟ آن قدر قوانین مرد ستیز است که دیگر دلیلی برای ازدواج مردان نیست. این قوانین خشک و غلط زمینه ساز ازدواج های سفید ، روابط نامشروع و زمینه ساز جرایم دیگروکاهش میزان ازدواج شده است  از ازدواج دستبند طلایش به دست زنان و دستبند زندانش به دست مردان است واین نگاه یک بعدی و یک طرفه غلط است. بحث کیفری باید از مقوله ازدواج با قید فوریت حذف و مهریه های سنگین و غیر اسلامی از ساز وکار ازدواج کنار گذاشته شود و قوانین مرد ستیز خانواده با قید فوریت و اولویت وضرورت اصلاح شوند .

 

ما انسانها قانون را می نویسم تا درآرامش باشیم وقتی قانون منافی آرامش یک انسان بی گناه باشددیگرقانون نیست و انسان بر قانون مقدم است (گاندی). برده داری نیز زمانی قانون بود وتاریخ مصرف این قوانین به سر آمده  . ملاک قانون باید آسایش و آرامش انسان باشد . با این قوانین غلط مرد ستیز ، مردان گرفتارمهریه تباه شدند. مردان رویین تن نیستند .

 

اگر ازدواجی از همان ابتدا به خاطر عدم شناخت کافی و عدم تفاهم و تدلیس و .... ازدواج موفقی نبود. مرد گناهی نکرده که با یک بدهی ناحق بزرگ رو به رو ویک عمر تباه شود. مهریه نباید ابزار تهدید باشد.

 

در مورد حضانت ، باید ملاک مصلحت فرزند باشند و نفقه بر عهده فردی باشد که حضانت فرزند بر عهده ی وی است . حضانت با زن ونفقه با مرد عادلانه نیست .

 

مهریه سنتی دیروز امروز با جهش ضد فرهنگی ، یک ضدهنجار شده است .قانون در یک زندگی مشترک تمام بار زندگی بر روی دوش مرد گذاشته و متاسفانه در قوانین، زن به جز سکس و زناشویی وظیفه و تهعد دیگری در زندگی ندارد .جامعه ما در بحث ازدواج از اهداف الهی و طبیعی آن دور شده است و قوانین صحیح و عدالت محور وآگاهی می تواند مردم را از دام بدعت ها نجات دهد و فرهنگ مردم را اصلاح نماید تجربه و واقعیت ها و پرونده های بیشمار مهریه وطلاق ثابت کرده مهریه راه پیشگیری از طلاق نبوده و نیست و خود یکی از عوامل کدورت وطلاق است . یک خانواده موفق از مسیر فرهنگسازی واخلاق و آگاهی می گذرد نه مهریه، 

به این قوانین مردستیز با قید فوریت پایان دهید . برخلاف تصور مسئولان  مردان رویین تن نیستند.


نظرات()   
   

شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

خداوند رحم کند.


نظرات()   
   

منظور فعالان منفور حقوق زن از ناکافی بودن حقوق مدنی زنان و ناکارآمد بودن آن چیست؟
بارها دیده ایم که فعالان حقوق زن شروط مکتوب در عقدنامه را " من جمله حق طلاق زن در صورت اثبات اعتیاد مرد" نا کارآمد توصیف کرده و خواستار برابری در حق طلاق و شروط بیشتری برای آنها هستند.
این در حالی است که سو استفاده از همین حقوق مکتوب و ناعادلانه که بر ضد مردان است تبعات منفی و وحشتناکی را رقم زده است.
یک نمونه کوچک آن را می توانید در زیر ببینید:

آموزش های فمینیستی در گردهم آیی های زنان

زن جوانی که با همدستی اعضای یک کمپ ترک اعتیاد همسرش را ربوده و در کمپ مخفی کرده بود تا بتواند از او طلاق بگیرد با شکایت همسرش به اتهام آدم ربایی دستگیر شد.

اواخر خرداد امسال مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی از همسرش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مردی ۴۳ ساله در شکایت خود به بازپرس پرونده گفت: چند ماهی است که همسرم سر ناسازگاری دارد و هر بار به بهانه ای از خانه قهر می‌کند.

مرد میانسال ادامه داد: رزیتا، همسرم دو بار از من برای گرفتن طلاق و نفقه شکایت کرده که هردو شکایت او به نتیجه نرسید. ششم خرداد در حالی که تازه از سرکار آمده بودم و قصد استراحت داشتم، زنگ خانه به صدا در آمد و همسرم ادعا کرد با من کار دارند. وقتی به بالکن رفتم تا ببینم چه کسی با من کار دارد، سه مرد قوی هیکل وارد خانه شدند و با بستن دست و پایم مرا داخل خودرو انداختند.

ساعتی در خیابان‌های شهر چرخیدیم و سپس مرا به یک کمپ غیر مجاز ترک اعتیاد در غرب تهران بردند. ۴ روز در اسارت آدم رباها در کمپ بودم تا این که توانستم با پرداخت ۲میلیون تومان به یکی از اعضای کمپ با خانواده ام تماس بگیرم.

بعد از ۱۷ روز از کمپ ترخیص شدم. باور کنید من معتاد نیستم و همسرم برای اینکه بتواند از من طلاق بگیرد و پول پیش خانه و خودروام را بالا بکشد، دست به اجرای این سناریوی آدم ربایی زدند.

با شکایت این مرد میانسال و انجام تحقیقات تخصصی از پزشک کمپ، مشخص شد، مراد به زور به کمپ منتقل شده و تست اعتیادش در زمان پذیرش منفی بود. با به دست آمدن این سرنخ، امروز، رزیتا به دادسرای امور جنایی احضار و تحقیقات از او آغاز شد.

زن ۳۴ ساله با رد ادعاهای همسرش گفت: مراد در چند ماه گذشته تریاک مصرف می‌کرد و من با توجه به وضعیت ظاهرش فکر می‌کنم در این اواخر معتاد به شیشه شده به همین خاطر او را به کمپ فرستادم تا فرزندانم از داشتن پدر معتاد سرافکنده نباشند.

وقتی همسرم را به کمپ فرستادم، مسئولان آنجا ادعا کردند،تست اعتیاد مراد مثبت است. به همین خاطر، ساعاتی بعد من پول درمان را به حساب مدیر کمپ واریز کردم. درست است که من قصد داشتم از همسرم جدا شوم اما باور کنید او معتاد است.

با اظهارات زن جوان با دستور محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی با قرار وثیقه ۱میلیارد ریالی به اتهام مشارکت در آدم ربایی بازداشت شد.


نظرات()   
   

زندان

به نقل از روزنامه ایران،یک مرد که 177 روز پشت میله‌های سلول برای آزادی‌اش ثانیه‌شماری می‌کرد، می‌گوید با دسیسه همسرش بی‌گناه به زندان افتاده است.چهار سال طول کشید تا بی‌گناهی این مرد ثابت شود و حالا اصرار دارد تا همسرش تاوان این توطئه‌چینی‌هایش را بدهد و با همین انگیزه راهی دادسرای سید‌خندان تهران شد، غافل از اینکه دستانش خالی خواهد ماند. قاسم محمدصالحی وقتی پیش روی دادیار شعبه چهارم دادسرا ایستاد، گفت: چهار سال پیش اختلاف شدیدی بین من و همسر سابقم پیش آمد.

هر روز به بهانه‌های مختلف همسرم با من بحث و جدل داشت. این اختلاف به خانواده‌هایمان نیز کشیده شده بود و خیلی زود این ناراحتی و استرس‌ها باعث بیماری‌ام شد و مجبورم کرد در بیمارستان کسرای تهران عمل باز قلب انجام دهم. همزمان با جراحی قلب، همسر سابقم از من شکایتی را مطرح کرد و بی‌آنکه من اطلاعی داشته باشم، احضاریه و ابلاغیه‌های قضایی به نشانی‌های دروغین ارسال می‌شد تا اینکه یک روز همسرم با مأموری سراغم آمد و با ادعای اینکه من وی را کتک زده و دستش را شکسته‌ام، دستگیرم کردند.
وی ابتدا 7 میلیون تومان دیه، سپس 11 میلیون تومان دیه خواست. این در حالی بود که من اصلاً با همسر سابقم درگیری فیزیکی نداشتم، چه برسد به آن که دستش را بشکنم. حتی همسرم با ترفند و دروغ توانست حکم طلاق غیابی بگیرد. با این حال تهمت‌ها و دروغ‌ها از سوی وی هر روز بیشتر می‌شد تا اینکه من به زندان افتادم. هر روز به خاطر اینکه با گناهی ناکرده پشت میله‌ها هستم، عذاب می‌کشیدم و آنچنان تحت فشار قرار گرفتم که ناراحتی قلبی‌ام بیشتر شد و وقتی وضعیت جسمانی‌ام وخیم‌تر شد، با سپردن کفالت از زندان مرخصی گرفتم و این تنها فرصتی بود تا بتوانم بی‌گناهی‌ام را ثابت کنم. پس از روشن شدن چند نکته پرابهام در پرونده، سرانجام دیوان‌عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی پرونده موافقت و پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه هم‌عرض ارجاع شد و وقتی دروغ‌ها و توطئه‌های این زن نقش بر آب شد، قضات پرونده را در چند مرحله رسیدگی کردند و در آخر نیز قضات دادگاه عمومی دادگاه‌های تجدید‌نظر استان تهران حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کردند. حالا آمده‌ام تا با شکایتی بخواهم همسر سابقم به خاطر این ظلمی که بر من روا داشته تاوان بدهد و خواستار مجازات وی و پرداخت خسارات جانی و معنوی هستم.
قاسم محمدصالحی در این خصوص به شوک گفت: وقتی این شکایت را مطرح کردم، مطمئن بودم دادیار پرونده حکم به تعقیب همسر سابقم خواهد داد، اما در کمال تعجب متوجه شدم وی با وجود اینکه همه قضات حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کرده بودند و 6 ماه بی‌دلیل و بی‌گناه زندانی شده بودم، حکم بر منع تعقیب برای همسر سابقم صادر کرده است.
وی ادامه داد: نمی‌دانم پس از چهار سال پیگیری و اثبات دروغ‌ها و تهمت‌های همسر سابقم که برای همگان روشن شده است. چرا به شکایتم بی‌اعتنایی می‌شود.
وی افزود: دیوان عالی کشور، قاضی پرونده و قضات دادگاه تجدید‌نظر وقتی متوجه شدند داستان‌های همسر سابقم دروغ است، چرا که مأمور کلانتری و شاهدان در برابر آنان ایستادند و گفتند روزی که این زن به شرکتم مراجعه کرده بود، هیچ درگیری‌ای صورت نگرفته است و آن روز من به همراه یکی از همکارانم در سفر بودیم و اصلاً آن روز در تهران نبودم که درگیری فیزیکی رخ دهد و نکته مهم‌تر از آن، اینکه دو برادر همسر سابقم در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند که خواهرشان هنگام بازگشت از عیادت پدرشان در محوطه بیمارستان زمین خورده و آنجا دستش شکسته است که قاضی پرونده نیز متعجب شد!
وی خاطرنشان کرد: پس از اثبات بر بی‌گناهی‌ام در مراجع قضایی، تصمیم گرفتم علیه همسر سابقم شکایت کنم. من در طول 177 روز زندانی‌ام زجر می‌کشیدم و آبروی چند ساله و اعتبارم از دست رفت. با این حال دروغ‌های پی‌در‌پی و نقشه‌های شوم این زن همچنان ادامه دارد و جای تعجب است که دادیار حکم بر قرار منع تعقیب برای وی صادر کرده است. من اعتراض خواهم کرد و از مراجع قضایی درخواست پیگیری ویژه دارم تا نسبت به این پرونده رسیدگی عادلانه داشته باشند.
وی در پایان یادآور شد: همسر سابقم با این ترفند، خانه، خودرو و حتی شرکتم و همه دارایی‌ام را که به وی اعتماد کرده و به نامش زده بودم، از من گرفته است. حتی دو فرزندم و چند خانواده قربانی این اختلاف خانمانسوز شده‌اند و این موضوع طمع و فریب این زن را ثابت می‌کند، پس جای هیچ شبهه و ابهامی باقی نمانده و امیدوارم مراجع قضایی بالاتر اجازه ندهند حق من از بین برود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

جریان فراماسونر در راستای  از بین بردن خانواده در ایران و نسل کشی مدرنی که در این کشور به راه انداخته وارد فاز دوم حرکت خود شده است.
این جریان برای اینکه به موفقیت برسد ناگزیر به تثبیت مرحله اول خود است.
مرحله اولی که از آن صحبت می کنیم نهادینه سازی افکار فمینیستی در بین زنان و حتی برخی مردان فریب خورده است.
مرحله دوم نیز ایجاد زمینه برای روابط خارج از خانواده با سستی بنیان خانواده که با استفاده از فمینیسم (مرحله اول) بدان رسیده است می باشد.
مرحله دوم با نهادینه سازی تفکرات برای توجیه و قبح شکنی از همجنسگرایی، همباشی، طلاق، جشن طلاق، کودک آزاری و هزاران مفهوم خفته پشت این افکار است که از طریق تکرار مکررات و تقلید رسانه های داخلی از آنها به این هدف نیل میکند.

مرحله سوم نیز مرحله اجرایی سازی اهداف است. چرا که دیگر زمینه ها و تعاریف و آمادگی های فکری برای پذیرش آن در جامعه هدف ایجاد شده است.
متن زیر برگرفته از سایت الف یه قلم یکی از کاربران سایت الف (جناب آقای هادی شریفی) است که به لحاظ اهمیت آن و بنا به رسالت  این سایت در این وبگاه قرار می گیرد.
امید است که زمینه ای باشد برای بیداری مردم و مسئولین.

همباشی

همباشی سیاه چگونه به ازدواج سپید تبدیل شد؟

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از "ازدواج سفید" می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ "ازدواج" و "سپید". برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود "هشدار برای رواج ازدواج سفید"!.


اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون. رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی"قانونی و بدون روابط جنسی" معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد "cohabitation" یعنی "همباشی" آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و "همباشی" تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه "White wedding" به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت "همباشی" فرنگی به فرهنگ ایران که آمده "ازدواج سفید" نام گرفته است؟!

ریشه کلمه "ازدواج سفید" را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه "ازدواج سفید" برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را "همباشی" می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی "ازدواج سفید" نام گذاری شود. باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج "ازدواج سفید" یا "سپید" دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای "ازدواج سفید" برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع "همباشی" نیست. همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و "همباشی" با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه "رواج" پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و "قابل استفاده" برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب "ازدواج سفید" از "همباشی سیاه" استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.


نظرات()   
   

رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی گفت: در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است و تمایل دخترها به ازدواج به پسرهای کم سن تر واقعیتی است که در حال افزایش است.
شکوه نوابی‌نژاد گفت: یکی از معضلاتی که در حال حاضر در ازدواج وجود دارد بالا رفتن میانگین سن خانم‌ها است. میانگین سنی مردان مجر در طول 10 سال اخیر 1.7 سال افزایش داشته در حالی که طبق آمار میانگین سن خانم‌های مجرد 4 تا 5 سال بیشتر شده است.
او گفت: از طرفی اختلاف سنی بین 2 تا 4 سال که در ازدواج‌های معمول وجود دارد و طی آن پسر بین 2 تا 4 سال از دختر بزرگتر است احتمال ازدواج دختر‌ها را کمتر کرده و چون معمولاً پسران با دختران کوچکتر از خود ازدواج می‌کنند، درصد دختران مجرد رو به افزایش است. در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است که نشان از آمار بالای دختران مجرد نسبت به پسران دارد.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: عامل اختلاف سن به عنوان یکی از دلایل مزید بر علت شده است بنابراین در مشاوره‌های ازدواج خود به خود این روند اختلاف سن تغییر کرده است.
او گفت: ما شاهد ازدواج‌هایی هستیم که یا عروس و داماد همسن هستند یا در بسیاری از موارد دختران سن بیشتری نسبت به پسران دارند و البته برخی ازدواج‌ها نیز مانند گذشته با افزایش سن پسر نسبت به دختر همراه است. این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها فاصله سنی 2 تا 4 سال رعایت نمی‌شود بلکه خلافش هم انجام می‌شود.
او در پاسخ به این سوال که آیا اختلاف بالا بودن سن دختر نسبت به پسر می‌تواند خللی در روابط آنها ایجاد کند، تنها به این نکته که اینها واقعیات جامعه امروز است اشاره کرد و گفت: اینها واقعیت‌هایی است که در رابطه با ازدواج‌ جوانان رخ می‌دهد. ما توصیه نمی‌کنیم که این اتفاق بیفتد ولی اینها واقعیت‌های جامعه است.
او گفت: از طرفی روند انتخاب همسر که در گذشته‌های نه چندان دور با انتخاب خانواده‌ها همراه بوده الان به خود جوانان محول شده و به دلیل فرصت‌هایی که آنها برای حضور در اجتماع دارند همسرشان را خودشان انتخاب می‌کنند.
او گفت: چالش‌هایی در فرهنگ ما وجود دارد که اگر مسئولان امر برای آن چاره‌اندیشی نکنند بنده به عنوان مشاور به شدت احساس نگرانی می‌کنم. متأسفانه تمایل به ازدواج به ویژه در پسران کم شده است و این درصد ازدواج‌ها را پایین آورده از طرفی روابط خارج از خانواده بین دختر و پسر یکی دیگر از چالش‌های پیش روی ازدواج است.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: تلویزیونهای فارسی‌زبان بیگانه تمایل به ازدواج را در برخی جوانان تضعیف کرده اند و بی‌بند و باری را در خانواده‌ها تشویق می‌کند.
او گفت: اینها مشکلاتی است که با ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی ما مغایرت دارد و اگر مسئولان دلسوزانه برنامه‌ریزی نکنند با مشکلات جدی در خصوص ازدواج مواجه خواهیم شد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

کاش ایشان به مساله اشتغال زنان و مضرات آن بر اجتماع و خانواده اشاره می کردند و می گفتند اشتغال زنان و بیکاری مردان که ناشی از آن است از عوامل مردواره شدن زنان و گرایش آنها به تصاحب جایگاه مردانه است که سبب بوجود آمدن نیاز منحرفانه ازدواج با پسر کوچکتر در آنها شده است.

دختر مردواره ترشیده

 


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 اسفند 1392  07:43
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

ازدواج اینترنتی و حالا طلاق اینترنتی ...
به دنبال بالا رفتن آمار طلاق و مراجعات بی شمار برای طلاق به دفترخانه ها و دادگاه های خانواده در راستای احیای دولت الکترونیک و به منظور تسهیل طلاق گیرندگان محترم  و جلوگیری از اتلاف وقت آنها و تو دهنی به متاهلین و ازدواج کنندگان مرده شور برده که دل فمینیست های ما را خون کرده اند صورت می گیرد:


طلاق اینترنتی
ازدواج اینترنتی
طلاق اینترنتی
ازدواج و طلاق
ثبت آنلاین طلاق
وکالت اینترنتی
اینترنت و طلاق
طلاق


نظرات()   
   

توصیه می کنم آقایونی که در آستانه ازدواج قرار دارند یا فکر می کنند کسی که انتخاب کردند بهترینه و دیگه بهتر از اون پیدا نمیشه و یا مغرور هستند، حتما این پست رو بخونن.

این پست شرح خاطرات من است.یکی از نویسنده های 
mensright.ir
تمام وبلاگ نویس ها و فعالان در موضوع مرتبط می تونن با ذکر منبع، این پست رو کپی برداری و منتشر کنند و من توصیه می کنم حتما این کار را انجام دهند .

به خاطر داشته باشید هر چیزی درباره این خانم که در این پست میخونید درباره دختریه ظاهرا مذهبی و از نظر اطرافیان بسیار نجیب و مناسب زندگی!!

با خونواده ای وصلت کردیم که به لحاظ فرهنگ اجتماعی تقریبا مثل ما بودن و به لحاظ مالی هم همینطور.در نظر اول،به قول معروف HL مون به هم می خورد.
ما همسایه بودیم.
به هر دلیل اختلافاتمون شروع شد.اولین اختلاف فکر میکنید سر چی بود؟انشگشتر نامزدی!
خانم معترض شده که چرا مامانت انگشتر نامزدی خودشو به من داده؟من باید خودم انتخاب می کردم!به نظر من اهمیت داده نشده!
و  بماند که ما هم اشتباه کردیم و به سازش رقصیدیم!

من تازه درسم تموم شده بود و تازه در یک شرکت مشغول به کار شذه بودم.
به محض اینکه اولین حقوقم که خیلی هم کم بود را گرفتم گفت باید ماهی اینقدر به من بدی پس انداز کنم برای زندگیمون.گفتم الان که هنوز نه زندگی شروع کردیم نه درآمد درست حسابی چه پس اندازی؟ اما رو این موضوع اصرار کرد تا جایی که سر این موضوع کار به مشاور کشید و اصرار داشت که حداقل 10 درصد حقوقم را اول بسم اله بهش بدم و بابت این موضوع قبل از ازدواج (عروسی) تعهد بدم.حتی مشاور هم از این موضوع تعجب کرده بود.

سر تعیین مهریه خوب یادمه.باباش به بابام گفت هر چی مهر دختر خودته مهر دختر منم همونقدر باشه!
همینجا صبر کنید!آخه این چه معیار سنجشیه؟این عقب موندگی نیست؟ اول بسم اله ارزش دختر خودت را داری با مقایسه با دیگران می سنجی؟
اصلا از کجا میدونی مهریه خواهرمن را خانواده ما تعیین کردن؟برای ما را که خانواده داماد تعیین کرد و  میگفت 1000 سکه.که مثلا عروسمون مهریش بالاست.اما ما گفتیم نه 300 تا بس هست.حالا درسته بیای مقایسه کنی؟

بهرحال مهریه هم گذشت و ما از همه جا بی خبر گفتیم 300 تا عرفه دیگه خوبه!
در صورتی که کار اشتباه حتی اگه عرف باشه باید بذاریش کنار!بخصوص اینکه عواقب داشته باشه.

این خونواده بعد از عقد یک ماشین ریش تراش برای بنده خریدن! و بهم کادو دادند و یک ساعت نکشید که زن بنده همون کادو یعنی ریش تراش رو برد گذاشت خونشون!گفتم چرا اینکارو می کنی؟گفت کهنه اش می کنی نگهش میدارم بعد از عروسی! که البته عروسی ای هم در کار نبود!
باز گذشت و من ندید گرفتم! و یادم رفت سالی که نکوست از بهارش پیداست
در طی دوران عقد پدرش شدیدا از ارتباط نزدیک و خوابیدن ما در یک اتاق تنفر داشت و با این کار موافق نبود!
فرهنگ اشتباهی که خیلی از ایرانیها و بعضا خشکه مقدس ها دارن!و ربطی هم به دین نداره!
این موضوع خودش باعث اختلاف میشد.حتی از مسافرت های یک روزه ما هم جلوگیری میکردند!

زمان می گذشت و اختلافات خاله زنکی بیهوده بیشتر میشد!
مثلا چرا فلان روز مامانت برام کادو نیاورد؟
چرا عید فلان نیومدید خونمون برام کادو بیارید؟
شما اصلا به عروستون اهمیت نمیدید!

ازونجا که خونه ما بهم نزدیک بود،ارتباط و آمد و رفت به خانه همدیگر نسبتا زیاد بود و این در زمان عقد خیلی خیلی بده و باید به شدت ازش پرهیز کرد.


نمونه ای از سادیسم:

نامزد عقدی من هر از چند گاهی که برای من چیزی میخرید مثلا تیشرت،لباس،عطر و اتکلن و ... (که دوبرابرشو جور دیگه ای ازم پس میگرفت)،
این لباس یا عطر رو داخل یه جعبه می گذاشت و روی جعبه و لای لباس رو پر از ( تیکه کاغذای خرد شده که به همه چی مچسبند  می کرد.طوری که مجبور باشیم برای درآوردن لباس از جعبه همه اونها رو روی زمین بریزیم و  واقعا جمع کردن اونها از روی فرش کار خیلی سختی بود.
شاید خنده دار باشه و با خودتون بگید یعنی چی جمع کردنش کار خیلی سختی بود؟
اما نکته اینجاست که نامزد من قصدش آزار مادر من بود.می دونید چرا؟چون اصرار داشت که کادو رو هین الان و روی فرش باز کنیم و یهو و بی احتیاط باز کنیم.می گفت اینجوری مزه میده!

شاید مطلب بالا مضحک و مسخره باشه!اما متاسفانه عمق و شدت بیماری و کینه بی دلیل و روح ضخمی نامزد من را میرسونه که تو ریز ترین و بیهوده ترین کارهاش هم برنامه ای برای آزار و کندن پول تدارک می دید!

...............
روز تولد من بود!با هم رفته بودیم قنادی کیک تولد بگیریم!کیک رو گرفتیم و تو راه برگشت اصرار کرد که بریم خونه اونها تولد بگیریم.اما من ازونجا که بیشتر میرفتم خونشون(به اصرار خودش)،گفتم نه این بار بریم خونه ما!این بحث مسخره بالا گرفت و صدای من بالا رفت.(درسته که من هم سر چیز بیهوده اصرار کردم و داد زدم اما نکته اصلی ادامه ماجراست...).با بالا گرفتن بحث از ماشین پیاده شد و خودش رفت خونشون.من از همه جا بی خبر هم اومدم خونه خودمون و گفتم اینطوری شده!مادرم گفت خب میرفتید خونه اونها ! چه اصراری بود؟(توجه کنید که همیشه میخواست حرف حرف خودش باشه).
ما هم تصمیم گرفتیم خانوادگی بریم خونه اونها که این بحث بیهوده رو تبدیل به خوشی کنیم.
اما نامزد من بعد از اومدن ما،دقیقا پشت به ما کرد و شروع به دیدن ماهواره با صدای بلند کرد.
من همش بهش اشاره می کردم و اهمیت نمیداد و خانواده ام میگفتند ولش کن!اشکال نداره!
آخر سر در همین حال ما برگشتیم و خودمون رو به نفهمی زدیم.که اشتباه کردیم.
تا فردا ظهر رسید و دیدم هنوز بهانه گیر و بد اخلاقه!بهش گفتم بس کن دیگه چرا تمومش نمی کنی؟


و روزها  طلبکار موند و کم کم قضیه کم رنگ و به فراموشی سپرده شد!(که اشتباه کردم)

یکی از اخلاق های همیشگیش این بود که همش قهر می کرد و بطور جدی و خیلی سنگین و ادامه دار و طولانی مدت... اونهم به دلایل خیلی مسخره!



مشکلات مختلف پشت سر هم میومد و میرفت که من دوست ندارم خیلی هاشو بازگو کنم و یاد اون زمان سیاه بیافتم!
یک بار دعواهامون بالا گرفته بود و ما داشتیم از پیش مشاور برمیگشتیم.
در راه برگشت تو ماشین بحث بالا گرفت.تا جایی که با بلند شدن صدای من اینبار با پشت دست (من راننده بودم و اون کنار من جلو بود و مادرش عقب بود) محکم زد توی صورتم!
اینجا دیگه ماشینو نگه داشتم و داد و بیداد راه افتاد و اونها پیاده شدن و من هم تنها سوار شدم رفتم.....


مطالبی که تا بحال خوندید شاید خنده دار باشه اما بنظر شما همین اتفاقات و اخلاقای مسخره ممکنه منو به زندان بکشونه؟
با من همراه باشید تا بقیشو بگم.


نظرات()       

زن شیشه ای معتاد

مردی در حضور قاضی دادگاه اظهار داشت: همسرم معتاد به شیشه است و حال می‌خواهد از من جدا شود ولی مهریه 800 سکه‌ای خود را می‌خواهد.

به گزارش فارس ، مردی 33 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

این مرد در حضور قاضی شعبه 237 این مجتمع مدعی شد که همسرش معتاد است و بدون اینکه از او خجالت بکشد جلوی او مواد مصرف می‌کند.

وی ادامه داد: من می‌خواهم هرچه زودتر از همسرم جدا شوم تا این یک ذره حیا و آبرویی هم که برایم باقیمانده، ریخته نشود و بتوانم پیش خانواده‌ام سرم را بالا بگیرم.

زن 28 ساله در دادگاه حضور داشته و گفت: من معتاد نیستم و نمی‌خواهم از شوهرم جدا شوم و او باید مرا بیشتر درک کند.

وی بیان کرد: من فقط سیگار می‌کشم و مواد مصرف نمی‌کنم در حقیقت شوهرم دروغ می‌گوید و می‌خواهد خود را بابت نفقه ندادن و مهریه تبرئه کند.

مرد بیان کرد: من آزمایش و مدارک نیز دارم که نشان می‌دهد همسرم معتاد به شیشه است و او حتی این موضوع را نیز قبول ندارد.

زن بیان کرد: من مهریه 800 سکه بهار آزادی و نفقه ماهی 200 هزار تومان خود را می‌خواهم.

مرد بیان کرد: من چنین پولی ندارم که بدهم، همسرم معتاد است فقط می‌خواهم از او جدا شوم.

قاضی رسیدگی کننده به این پرونده مرد را به پرداخت 800 سکه بهار آزادی اما با اقساط ماهی یک سکه بهار آزادی محکوم کرد.

 

انجمن حمایت از حقوق مردان:

ملاحظه می شود که متاسفانه اگر مرد معتاد باشد زن می تواند طلاق گرفته و مهریه اش را مطالبه کند، اما اگر زن معتاد باشد مرد در صورت طلاق دادن زن موظف است مهریه کامل وی را پرداخت کند و یا اینکه بیخ ریشش بماند!
با توجه به اینکه در سالهای اخیر مصرف مخفیانه مواد مخدر و دخانی و رفتارهای پر خطر جنسی در میان دانشجویان دختر رواج چشمگیری داشته است، بدیهی است که اگر قانون گذار در این خصوص تدبیری نیندیشد و برای حمایت از مردان قوانینی در نظر نگیرد، این دختران که زنان و مادران آینده هستند، به طور قطع مشکلات عدیده ای ایجاد خواهند کرد و ظلم به مردان بیشتر و خانواده ها نابودتر خواهد شد.

 

لازم به ذکر است در ماده 23 لایحه جدید حمایت از خانواده ای که دولت به مجلس تقدیم کرده بود موارد زیر نیز وجود داشت که تحت فشارهای فراوان فراکسیون زنان مجلس و فریادهای فعالین حقوق زن، توسط مجلس شورای اسلامی حذف شد و هرگز به شورای نگهبان نرسید.

 

در ماده ۲۳ این لایحه هم که هم اکنون حذف شده است آمده بود: دادگاه در ۱۰ مورد به تقاضای زوج، اجازه ازدواج مجدد دائم برای زوج صادر می‌کند؛ که رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین زن از شوهر پس از صدور حکم الزام تمکین وی، ابتلا زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج، محکومیت قطعی زن در جرائم عمدی به مجازات حبس بیش از یک سال یا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت به بازداشت بیش از یک سال منجر شود، ابتلا زن به هرگونه اعتیاد مضر که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند، سوء‌رفتار یا سوء‌معاشرت زن به حدی که ادامه زندگی را برای مرد غیر قابل تحمل کند، ترک زندگی خانوادگی از طرف زن به مدت بیش از شش ماه، عقیم بودن زن، غایب شدن زن به مدت بیش از یک سال از آن جمله است.


نظرات()   
   

به نام خدا

تعریف عمومی فمینسیم:

فمینیسم در تعریف خود به برابری حقوق زن و مرد اشاره می کند و دنبال از بین بردن تبعیضاتی است که در جهان بین زنان و مردان وجود دارد. به انواع مختلفی تقسیم میشود و بسته به مناطق مختلف جهان انواع خاصی از آن بنا به اقتضای آن مکان و زمان فعالیت می کنند.

اما همه اینها دروغ است. زیرا

فمینیسم یک مکتب مخرب ساخته نظام سرمایه داری است و ساخته مردان ثروتمند است برای استثمار بیشتر زنان با شعارهای کادو پیچ شده و پیچیده شده لای زرورق...

چرا فمینیسم بوجود آمد؟

ثرروتمندان دریافتند با دادن شعارهای برابری زن و مرد و استقلال زنان از مردان می توانند با بکار گیری ۵۰ درصد از اقشار جامعه که همانا زنان باشند مقدار پول ثابتی را به عده بیشتری از افراد بعنوان دستمزد پرداخت کنند.
با ورود زنان به دنیای کار نه تنها حقوق افراد بیشتر نمی شود بلکه حقوقی را که یک مرد به تنهایی دریافت می کند بین زن و مرد تقسیم می شود. یعنی سطح مالی خانواده ارتقا پیدا نمی کند(طبق آنچه برنامه ریزی شده است)، اما میزان بهره کشی از نیروی کار دو برابر شده است.
در چنین نظامی وقتی در آمد مرد به دلیل حضور زن در کار، نصف آنچه باید باشد بشود بنابراین خانواده ها مجبور می شوند زن را به بازار کار بفرستند و از زن بهره کشی و سود دهی شود و ثروتمندان سود بیشتری ببرند.

از سوی دیگر با تاکید سازمان های فمینیستی و تبلیغ این سازمان ها مبنی بر زن موجود ضعیف و زن جنس دوم و یا از این قبیل شعارها زنان همواره در سیاهنمایی این تحقیر دروغین به سر می برند و برای فرار از این حس تحقیر به تلاش و تکاپوی بیشتری وادار می شوند و این یعنی سود بیشتر. حالا به هر قیمتی که شده.

هدف اسرائیل و آمریکا از پشتیبانی فمینیسم در ایران:

در کشورهایی مانند ایران نیز که زنان عقده استقلال از مرد را دارند و بعضا هم به دلیل هایی که در فوق که اشاره شد ناچار می شوند کار کنند و معضلات جامعه را می بینیم که ضمن کاهش فرزند آوری و متزلرل شدن نقش خانه داری و شوهر داری و مادری، زنان روحیه زنانه خود را از دست داده اند. و از طرفی هم زن هیچ مسئولیت مالی و حتی خانه داری در سیستم قانونی ندارد و ختی در صورت طلاق می تواند تمام پولی را که در خانه مرد خرج کرده باز پس گیرد.
لذا نهادن این منت که کار زن کمک به زندگی است کاملا منتفی است و تنها برای فرار از خانه داری و اطاعت از شوهر که فرمان قرآن می باشد است و در حقیقت نوعی سرمایه گذاری محسوب می شود تا بتواند در کنار مهریه و نفقه معوقه تمام مخارجی که که برای کمک به زندگی خرج کرده مطالبه کند.
و بدینوسیله این رژیم های امپریالیسم قصد دارند با ایجاد یک بلوک سرکوبگر مرد و نظام خانواده در ایران یک نوع کمونیسم زن سالارانه در این کشور شکل  دهند تا ایران رتبه چهارم طلاق را در دنیا بدست آورد و مهریه و سود جویی و آزادی زن بتواند بهانه خوبی برای ترویج طلاق باشد.
برخی سازمان های زنان و حقوقدانان زن هم بعنوان حامی این موج فمینیستی در واقع عملیات جنگ نرم اسرائیل را تقویت می کنند.
حقوق زن ، حقوق بشر ، حقوق همجنسگرایان و فرقه های شیطانی تمام و تمام از حقوق بشری هستند که این سازمان های امپریالیستی  حقوق بشر و حقوق زنان و ... ، به موازات هم برای تخریب ایران اسلامی و رهبری و نظام خانواده از آن استفاده می کنند و خائنان فمینیسنت بزرگترین حامیان آنها هستند.

پاره ای از شعار هایی که فمینیسم در ایران برای ایجاد حس تحقیر در زنان ترویج داده در ذیل مشاهد می کنید.

شاید بارها شنیده باشید

* مگر زن کلفت است که در خانه کار کند؟

* مردها می خواهند با خانه داری و خانه نشین کردن زنها آنها را مطیع خود کنند و هر  طور دوست دارند با وی رفتار کنند. و زنان بله قربان گوی مرد باشند.

* مردان حس مالکیت و ریاست روی زن دارند و زن بعنوان یک بشر باید مثل یک مرد آزاد باشد.

و...

اما حقیقت این است که درست است که خانه داری و امور منزل وظیفه زن نیست اما خوب وظیفه مرد هم نیست.

اما در زندگی مشترک یک تقسیم مسئولیتی صورت میگیرد.

در نظام اسلام تمام مخارج زن و زندگی بر دوش مرد است و در واقع درآمد مرد برای زن خواهد شد. پس با این تعبیر آیا باید بگوییم زنان مردان را به سر کار می فرستند تا او مثل نوکر برایشان کار کند و حمال آنها باشد؟

ببینید این هم می تواند یک تعبیر مسکیولینیستی و نقطه مقابل فمینیسم باشد.

اما اسلام مردان را قوام بر زنان میداند و مسئولیت مالی بر دوش مرد است. به هر حال این مسئولیت خانواده باید انجام شود. بخشی را مرد بعنوان نان آور خانواده و بخشی را زن بعنوان زن زندگی در شوهر داری و خانه داری. و بنابراین نیازی نیست مثل غرب زن بخواهد نگرانی استقلال و درآمد شخصی را داشته باشد.

با کار زن در بیرون تنها موقعیت کاری زن عوض می شود. آن مسئولیتی را که می خواست در خانه انجام دهد حالا جایش با کار در بیرون و بله قربان گویی برای یک مرد یا کارفرما عوض می شود همین!

به جای اینکه قدرت و توانش را صرف شوهر داری و مودت در زندگی کند با یک حس رقابت با شوهر، می رود و توانش را در ازای دریافت مبلغی تقدیم دیگری می کند. با این توهم که حالا مستقل شده و برابر با مرد است حال به چه قیمتی؟

نیازی به توضیح بیشتر ندارد، واضح است.


نظرات()   
   

به نام خدا

مهریه و زندان

 

مهریه یا همان صداق. که وقتی معنی آن را جستجو کنیم یک معنی اش می شود جهیزیه. معنی دیگر آن نیز می شود هدیه ای که مرد بعنوان صداقت و عشق خود به زن می دهد و در اصل صدقه ای است که مرد می پردازد تا زن راضی شده و به عقد مرد در آید.

اینجا یک مشکلی وجود دارد، برای اینکه یک عده می گویند باید برای مهریه سقف تعیین شود و یک عده معتقدند که نباید برای مهریه سقف تعیین شود و یا از حالت عندالمطالبه خارج شود چرا که در این صورت خلاف موازین شرعی است.

در مقاله زیر با دلایل عقلی و شرعی ثابت می شود از یک سو نباید برای مهریه سقف تعیین شود (مثل 110 سکه و غیره)، از سوی دیگر باید برای مهریه سقف تعیین شود، البته نه به معنای مصطلح امروزی.

 

در فقه اسلامی یکی از منابع اصلی احکام، عقل است و در تعالیم دینی اسلام هیچ تضادی بین عقل و شرع وجود ندارد.

هر چند این دلیل عقلی اظهر من الشمس است و هر عقل سلیمی آن را می پذیرد و می داند، ولی باز هم بیان می کنیم تا این موضوع برای یک عده فمینیست که خودشان را به آن راه زده  اند و سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اند روشن شود.

هر جا سخن از مهریه است، واژه عندالمطالبه نیز ضمیمه آن است. یعنی درست از لحظه جاری شدن عقد، زن می تواند آن را مطالبه کند.

و وقتی زن بتواند در همان لحظه مهریه را مطالبه کند یعنی مرد باید در همان لحظه و همانجا توان پرداخت مهریه را داشته باشد و اگر نداشته باشد این کاملا نفی کننده عقل است که شخصی زیر بار چیزی برود که تا چند لحظه دیگر توان پرداخت آن را نداشته باشد. مثل اینکه انسان تنها سه میلیون تومان پول یا دارایی داشته باشد و بخواهد با آن ماشین 30 میلیون تومانی معامله کند و  این در حالی که تا چند لحظه دیگر فروشنده ممکن است 30 میلیون تومان را مطالبه کند!

بنابراین تعیین مهریه خارج از توان مرد کاملا از نظر عقلی و در نتیجه شرعی مردود است.

اگر به تاریخ و ازدواج های صدر اسلام که به سنت  پیغمبر (ص) انجام میشده مراجعه شود به این قاعده میرسیم که همواره مهریه به گونه ای تعیین میشده که بخشی از دارایی مرد مثلا ربع ، ثلث یا نیمی از آن بوده. و دقیقا هم اشاره میشده و در خود خطبه عقد هم گفته میشود صداق معلوم. یعنی چیزی که معلوم و مبلغ آن مشخص است نه یک چیز خارج از توان پرداخت یا چیزی که مبلغ آن ثابت نیست و روند تغییر قیمت آن نامعلوم یا کذایی است مثل این سکه های بهار آزادی که امروز تعیین می شود.

دقیقا  باید برای مهریه سقف تعیین شود در عین حال که نمی شود برای مهریه سقف تعیین شود اما چگونه ؟

نباید بطور کل برای مهریه سقف تعیین شود زیرا که توان افراد مختلف در پرداخت مهریه متفاوت است. ممکن است مردی توان پرداخت عندالمطالبه یک میلیارد تومان را داشته باشد و مردی هم توان پرداخت یک هزارتومانی ناقابل را هم نداشته باشد!

تعیین سقف مهریه 110 سکه ای همین قدر برای یک میلیاردر مضحک است که تعیین مهریه هزار تومانی برای یک کارمند حقوق بگیر ماهانه!

مگر همین 110 سکه کم است؟ آیا یک پسر جوان توان پرداخت آن را دارد؟

بنابراین نباید به شکل قانونی برای مهریه سقف تعیین شود چرا که اینکه خانم تصمیم بگیرد با چه شخصی ازدواج کند و توان پرداخت آن شخص چه میزان باشد متفاوت خواهد بود، اما برای یک ازدواج خاص عقلا و قانونا باید سقفی تعیین شود که مردی که قصد ازدواج دارد درست در لحظه عقد توان مالی پرداخت آن را داشته باشد.

مهریه و زندان 

اگر قانون خودش را متولی دریافت مهریه و اجرای آن می داند چطور نباید بنا بر عقل و عدالت خودش را در تعیین مهریه و عقلانی نمودن آن دخیل کند؟

واقعا چند  درصد از مهریه هایی که تعییین می شود توان پرداخته شدن بصورت عندالمطالبه را دارد؟ و آیا اگر مهریه های تعیین در کشور شده را جمع بزنیم ، اصلا کل سرمایه ملی و کل سرمایه های موجود در کشور به آن میزان میرسد؟ بدیهی است که خیر...

این خود گواه بر این است که تعیین این مهریه ها و دریافت آنها نه تنها حق زوجه نیست بلکه حرام است و قانون باید در برابر این بی عدالتی پاسخگو باشد.

ادامه دارد ....


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic