تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر طلاق

شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

خداوند رحم کند.


نظرات()   
   

منظور فعالان منفور حقوق زن از ناکافی بودن حقوق مدنی زنان و ناکارآمد بودن آن چیست؟
بارها دیده ایم که فعالان حقوق زن شروط مکتوب در عقدنامه را " من جمله حق طلاق زن در صورت اثبات اعتیاد مرد" نا کارآمد توصیف کرده و خواستار برابری در حق طلاق و شروط بیشتری برای آنها هستند.
این در حالی است که سو استفاده از همین حقوق مکتوب و ناعادلانه که بر ضد مردان است تبعات منفی و وحشتناکی را رقم زده است.
یک نمونه کوچک آن را می توانید در زیر ببینید:

آموزش های فمینیستی در گردهم آیی های زنان

زن جوانی که با همدستی اعضای یک کمپ ترک اعتیاد همسرش را ربوده و در کمپ مخفی کرده بود تا بتواند از او طلاق بگیرد با شکایت همسرش به اتهام آدم ربایی دستگیر شد.

اواخر خرداد امسال مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی از همسرش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مردی ۴۳ ساله در شکایت خود به بازپرس پرونده گفت: چند ماهی است که همسرم سر ناسازگاری دارد و هر بار به بهانه ای از خانه قهر می‌کند.

مرد میانسال ادامه داد: رزیتا، همسرم دو بار از من برای گرفتن طلاق و نفقه شکایت کرده که هردو شکایت او به نتیجه نرسید. ششم خرداد در حالی که تازه از سرکار آمده بودم و قصد استراحت داشتم، زنگ خانه به صدا در آمد و همسرم ادعا کرد با من کار دارند. وقتی به بالکن رفتم تا ببینم چه کسی با من کار دارد، سه مرد قوی هیکل وارد خانه شدند و با بستن دست و پایم مرا داخل خودرو انداختند.

ساعتی در خیابان‌های شهر چرخیدیم و سپس مرا به یک کمپ غیر مجاز ترک اعتیاد در غرب تهران بردند. ۴ روز در اسارت آدم رباها در کمپ بودم تا این که توانستم با پرداخت ۲میلیون تومان به یکی از اعضای کمپ با خانواده ام تماس بگیرم.

بعد از ۱۷ روز از کمپ ترخیص شدم. باور کنید من معتاد نیستم و همسرم برای اینکه بتواند از من طلاق بگیرد و پول پیش خانه و خودروام را بالا بکشد، دست به اجرای این سناریوی آدم ربایی زدند.

با شکایت این مرد میانسال و انجام تحقیقات تخصصی از پزشک کمپ، مشخص شد، مراد به زور به کمپ منتقل شده و تست اعتیادش در زمان پذیرش منفی بود. با به دست آمدن این سرنخ، امروز، رزیتا به دادسرای امور جنایی احضار و تحقیقات از او آغاز شد.

زن ۳۴ ساله با رد ادعاهای همسرش گفت: مراد در چند ماه گذشته تریاک مصرف می‌کرد و من با توجه به وضعیت ظاهرش فکر می‌کنم در این اواخر معتاد به شیشه شده به همین خاطر او را به کمپ فرستادم تا فرزندانم از داشتن پدر معتاد سرافکنده نباشند.

وقتی همسرم را به کمپ فرستادم، مسئولان آنجا ادعا کردند،تست اعتیاد مراد مثبت است. به همین خاطر، ساعاتی بعد من پول درمان را به حساب مدیر کمپ واریز کردم. درست است که من قصد داشتم از همسرم جدا شوم اما باور کنید او معتاد است.

با اظهارات زن جوان با دستور محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی با قرار وثیقه ۱میلیارد ریالی به اتهام مشارکت در آدم ربایی بازداشت شد.


نظرات()   
   

زندان

به نقل از روزنامه ایران،یک مرد که 177 روز پشت میله‌های سلول برای آزادی‌اش ثانیه‌شماری می‌کرد، می‌گوید با دسیسه همسرش بی‌گناه به زندان افتاده است.چهار سال طول کشید تا بی‌گناهی این مرد ثابت شود و حالا اصرار دارد تا همسرش تاوان این توطئه‌چینی‌هایش را بدهد و با همین انگیزه راهی دادسرای سید‌خندان تهران شد، غافل از اینکه دستانش خالی خواهد ماند. قاسم محمدصالحی وقتی پیش روی دادیار شعبه چهارم دادسرا ایستاد، گفت: چهار سال پیش اختلاف شدیدی بین من و همسر سابقم پیش آمد.

هر روز به بهانه‌های مختلف همسرم با من بحث و جدل داشت. این اختلاف به خانواده‌هایمان نیز کشیده شده بود و خیلی زود این ناراحتی و استرس‌ها باعث بیماری‌ام شد و مجبورم کرد در بیمارستان کسرای تهران عمل باز قلب انجام دهم. همزمان با جراحی قلب، همسر سابقم از من شکایتی را مطرح کرد و بی‌آنکه من اطلاعی داشته باشم، احضاریه و ابلاغیه‌های قضایی به نشانی‌های دروغین ارسال می‌شد تا اینکه یک روز همسرم با مأموری سراغم آمد و با ادعای اینکه من وی را کتک زده و دستش را شکسته‌ام، دستگیرم کردند.
وی ابتدا 7 میلیون تومان دیه، سپس 11 میلیون تومان دیه خواست. این در حالی بود که من اصلاً با همسر سابقم درگیری فیزیکی نداشتم، چه برسد به آن که دستش را بشکنم. حتی همسرم با ترفند و دروغ توانست حکم طلاق غیابی بگیرد. با این حال تهمت‌ها و دروغ‌ها از سوی وی هر روز بیشتر می‌شد تا اینکه من به زندان افتادم. هر روز به خاطر اینکه با گناهی ناکرده پشت میله‌ها هستم، عذاب می‌کشیدم و آنچنان تحت فشار قرار گرفتم که ناراحتی قلبی‌ام بیشتر شد و وقتی وضعیت جسمانی‌ام وخیم‌تر شد، با سپردن کفالت از زندان مرخصی گرفتم و این تنها فرصتی بود تا بتوانم بی‌گناهی‌ام را ثابت کنم. پس از روشن شدن چند نکته پرابهام در پرونده، سرانجام دیوان‌عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی پرونده موافقت و پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه هم‌عرض ارجاع شد و وقتی دروغ‌ها و توطئه‌های این زن نقش بر آب شد، قضات پرونده را در چند مرحله رسیدگی کردند و در آخر نیز قضات دادگاه عمومی دادگاه‌های تجدید‌نظر استان تهران حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کردند. حالا آمده‌ام تا با شکایتی بخواهم همسر سابقم به خاطر این ظلمی که بر من روا داشته تاوان بدهد و خواستار مجازات وی و پرداخت خسارات جانی و معنوی هستم.
قاسم محمدصالحی در این خصوص به شوک گفت: وقتی این شکایت را مطرح کردم، مطمئن بودم دادیار پرونده حکم به تعقیب همسر سابقم خواهد داد، اما در کمال تعجب متوجه شدم وی با وجود اینکه همه قضات حکم بر بی‌گناهی‌ام صادر کرده بودند و 6 ماه بی‌دلیل و بی‌گناه زندانی شده بودم، حکم بر منع تعقیب برای همسر سابقم صادر کرده است.
وی ادامه داد: نمی‌دانم پس از چهار سال پیگیری و اثبات دروغ‌ها و تهمت‌های همسر سابقم که برای همگان روشن شده است. چرا به شکایتم بی‌اعتنایی می‌شود.
وی افزود: دیوان عالی کشور، قاضی پرونده و قضات دادگاه تجدید‌نظر وقتی متوجه شدند داستان‌های همسر سابقم دروغ است، چرا که مأمور کلانتری و شاهدان در برابر آنان ایستادند و گفتند روزی که این زن به شرکتم مراجعه کرده بود، هیچ درگیری‌ای صورت نگرفته است و آن روز من به همراه یکی از همکارانم در سفر بودیم و اصلاً آن روز در تهران نبودم که درگیری فیزیکی رخ دهد و نکته مهم‌تر از آن، اینکه دو برادر همسر سابقم در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند که خواهرشان هنگام بازگشت از عیادت پدرشان در محوطه بیمارستان زمین خورده و آنجا دستش شکسته است که قاضی پرونده نیز متعجب شد!
وی خاطرنشان کرد: پس از اثبات بر بی‌گناهی‌ام در مراجع قضایی، تصمیم گرفتم علیه همسر سابقم شکایت کنم. من در طول 177 روز زندانی‌ام زجر می‌کشیدم و آبروی چند ساله و اعتبارم از دست رفت. با این حال دروغ‌های پی‌در‌پی و نقشه‌های شوم این زن همچنان ادامه دارد و جای تعجب است که دادیار حکم بر قرار منع تعقیب برای وی صادر کرده است. من اعتراض خواهم کرد و از مراجع قضایی درخواست پیگیری ویژه دارم تا نسبت به این پرونده رسیدگی عادلانه داشته باشند.
وی در پایان یادآور شد: همسر سابقم با این ترفند، خانه، خودرو و حتی شرکتم و همه دارایی‌ام را که به وی اعتماد کرده و به نامش زده بودم، از من گرفته است. حتی دو فرزندم و چند خانواده قربانی این اختلاف خانمانسوز شده‌اند و این موضوع طمع و فریب این زن را ثابت می‌کند، پس جای هیچ شبهه و ابهامی باقی نمانده و امیدوارم مراجع قضایی بالاتر اجازه ندهند حق من از بین برود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

جریان فراماسونر در راستای  از بین بردن خانواده در ایران و نسل کشی مدرنی که در این کشور به راه انداخته وارد فاز دوم حرکت خود شده است.
این جریان برای اینکه به موفقیت برسد ناگزیر به تثبیت مرحله اول خود است.
مرحله اولی که از آن صحبت می کنیم نهادینه سازی افکار فمینیستی در بین زنان و حتی برخی مردان فریب خورده است.
مرحله دوم نیز ایجاد زمینه برای روابط خارج از خانواده با سستی بنیان خانواده که با استفاده از فمینیسم (مرحله اول) بدان رسیده است می باشد.
مرحله دوم با نهادینه سازی تفکرات برای توجیه و قبح شکنی از همجنسگرایی، همباشی، طلاق، جشن طلاق، کودک آزاری و هزاران مفهوم خفته پشت این افکار است که از طریق تکرار مکررات و تقلید رسانه های داخلی از آنها به این هدف نیل میکند.

مرحله سوم نیز مرحله اجرایی سازی اهداف است. چرا که دیگر زمینه ها و تعاریف و آمادگی های فکری برای پذیرش آن در جامعه هدف ایجاد شده است.
متن زیر برگرفته از سایت الف یه قلم یکی از کاربران سایت الف (جناب آقای هادی شریفی) است که به لحاظ اهمیت آن و بنا به رسالت  این سایت در این وبگاه قرار می گیرد.
امید است که زمینه ای باشد برای بیداری مردم و مسئولین.

همباشی

همباشی سیاه چگونه به ازدواج سپید تبدیل شد؟

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از "ازدواج سفید" می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ "ازدواج" و "سپید". برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود "هشدار برای رواج ازدواج سفید"!.


اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون. رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی"قانونی و بدون روابط جنسی" معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد "cohabitation" یعنی "همباشی" آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و "همباشی" تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه "White wedding" به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت "همباشی" فرنگی به فرهنگ ایران که آمده "ازدواج سفید" نام گرفته است؟!

ریشه کلمه "ازدواج سفید" را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه "ازدواج سفید" برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را "همباشی" می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی "ازدواج سفید" نام گذاری شود. باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج "ازدواج سفید" یا "سپید" دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای "ازدواج سفید" برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع "همباشی" نیست. همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و "همباشی" با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه "رواج" پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و "قابل استفاده" برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب "ازدواج سفید" از "همباشی سیاه" استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.


نظرات()   
   

رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی گفت: در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است و تمایل دخترها به ازدواج به پسرهای کم سن تر واقعیتی است که در حال افزایش است.
شکوه نوابی‌نژاد گفت: یکی از معضلاتی که در حال حاضر در ازدواج وجود دارد بالا رفتن میانگین سن خانم‌ها است. میانگین سنی مردان مجر در طول 10 سال اخیر 1.7 سال افزایش داشته در حالی که طبق آمار میانگین سن خانم‌های مجرد 4 تا 5 سال بیشتر شده است.
او گفت: از طرفی اختلاف سنی بین 2 تا 4 سال که در ازدواج‌های معمول وجود دارد و طی آن پسر بین 2 تا 4 سال از دختر بزرگتر است احتمال ازدواج دختر‌ها را کمتر کرده و چون معمولاً پسران با دختران کوچکتر از خود ازدواج می‌کنند، درصد دختران مجرد رو به افزایش است. در حال حاضر تعداد دختر‌های مجرد 6.5 میلیون نفر است و تعداد پسرهای مجرد 5.9 میلیون نفر است که نشان از آمار بالای دختران مجرد نسبت به پسران دارد.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: عامل اختلاف سن به عنوان یکی از دلایل مزید بر علت شده است بنابراین در مشاوره‌های ازدواج خود به خود این روند اختلاف سن تغییر کرده است.
او گفت: ما شاهد ازدواج‌هایی هستیم که یا عروس و داماد همسن هستند یا در بسیاری از موارد دختران سن بیشتری نسبت به پسران دارند و البته برخی ازدواج‌ها نیز مانند گذشته با افزایش سن پسر نسبت به دختر همراه است. این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها فاصله سنی 2 تا 4 سال رعایت نمی‌شود بلکه خلافش هم انجام می‌شود.
او در پاسخ به این سوال که آیا اختلاف بالا بودن سن دختر نسبت به پسر می‌تواند خللی در روابط آنها ایجاد کند، تنها به این نکته که اینها واقعیات جامعه امروز است اشاره کرد و گفت: اینها واقعیت‌هایی است که در رابطه با ازدواج‌ جوانان رخ می‌دهد. ما توصیه نمی‌کنیم که این اتفاق بیفتد ولی اینها واقعیت‌های جامعه است.
او گفت: از طرفی روند انتخاب همسر که در گذشته‌های نه چندان دور با انتخاب خانواده‌ها همراه بوده الان به خود جوانان محول شده و به دلیل فرصت‌هایی که آنها برای حضور در اجتماع دارند همسرشان را خودشان انتخاب می‌کنند.
او گفت: چالش‌هایی در فرهنگ ما وجود دارد که اگر مسئولان امر برای آن چاره‌اندیشی نکنند بنده به عنوان مشاور به شدت احساس نگرانی می‌کنم. متأسفانه تمایل به ازدواج به ویژه در پسران کم شده است و این درصد ازدواج‌ها را پایین آورده از طرفی روابط خارج از خانواده بین دختر و پسر یکی دیگر از چالش‌های پیش روی ازدواج است.
رئیس انجمن مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: تلویزیونهای فارسی‌زبان بیگانه تمایل به ازدواج را در برخی جوانان تضعیف کرده اند و بی‌بند و باری را در خانواده‌ها تشویق می‌کند.
او گفت: اینها مشکلاتی است که با ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی ما مغایرت دارد و اگر مسئولان دلسوزانه برنامه‌ریزی نکنند با مشکلات جدی در خصوص ازدواج مواجه خواهیم شد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

کاش ایشان به مساله اشتغال زنان و مضرات آن بر اجتماع و خانواده اشاره می کردند و می گفتند اشتغال زنان و بیکاری مردان که ناشی از آن است از عوامل مردواره شدن زنان و گرایش آنها به تصاحب جایگاه مردانه است که سبب بوجود آمدن نیاز منحرفانه ازدواج با پسر کوچکتر در آنها شده است.

دختر مردواره ترشیده

 


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 اسفند 1392  07:43
نوع مطلب: (طنز و کاریکاتور ،) توسط: میلاد حمیدی

ازدواج اینترنتی و حالا طلاق اینترنتی ...
به دنبال بالا رفتن آمار طلاق و مراجعات بی شمار برای طلاق به دفترخانه ها و دادگاه های خانواده در راستای احیای دولت الکترونیک و به منظور تسهیل طلاق گیرندگان محترم  و جلوگیری از اتلاف وقت آنها و تو دهنی به متاهلین و ازدواج کنندگان مرده شور برده که دل فمینیست های ما را خون کرده اند صورت می گیرد:


طلاق اینترنتی
ازدواج اینترنتی
طلاق اینترنتی
ازدواج و طلاق
ثبت آنلاین طلاق
وکالت اینترنتی
اینترنت و طلاق
طلاق


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]