تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فراماسونری

 
عاطفه خالقی - دوران جدید اروپا که از قرن شانزدهم با نهضت فرهنگی‌‌‌اجتماعی نوزایش (رنسانس) خود را از قرون وسطی متمایز ساخت؛ در‌واقع، نتیجۀ قیام طبقۀ‌ متوسط شهری ضداقتصاد فئودالی بود و سبب شد که طبقۀ جدیدی به‌نام طبقۀ سوداگر (بورژوازی) نبض تحولات اقتصادی را به‌دست گیرند. بورژوازی بر اقتصاد بازرگانی و صنعتی تکیه داشت و حیات خویش را در گرو مبادلۀ آزاد تجاری می‌دید. این طبقه اساساً به ارزش‌های اخلاقی پا‌یبند نبود و سود‌جویی و لذت‌خواهی در کانون توجه این قشر نوپا قرار داشت و از‌همین‌رو، به ترویج ارزش‌های مادی و فرد‌گرایانه پرداخت و فلسفۀ ‌زندگی تازه‌ای پیشِ ‌روی انسان غربی نهاد.۱ این فلسفۀ جدید زندگی بر پایۀ ۵ اصل اساسی استوار است که قبل از ورود به بحث معیار ارزشمندی نقش در جوامع مدرن به تبیین این اصول می‌پردازیم.

۱. اومانیسم  
شاید اگر ادعا کنیم که بنیان تمدن غرب بر پایۀ اومانیسم استوار است، چندان به‌گزاف سخن نرانده‌ایم. «در قرن پانزده و شانزدهم میلادی که کلیسا بر اروپا حاکم بود، رشد علم و عقلانیت از‌طرفی و بروز فساد و بی‌کفایتی در تدبیر جامعه از‌سوی کلیسا از‌طرفی ‌دیگر، باعث شد اعتماد بشر به دین و مذهب کم‌کم رنگ باخته و منجر به‌کنار‌رفتن دین از عرصۀ مدیریت و تدبیر جامعه شود و پس از آن، رابطۀ هر فرد با خدا به‌صورت شخصی و در حیطۀ روابط فردی تعریف شود. بدین‌ترتیب، انسان در غیاب خداوند، محور و غایت همه چیز قرار گرفت و عقل او ملاک تشخیص حق از باطل تلقی شد و خود درصدد برانداختن طرحی نو برای زندگی خویش برآمد.»۲

۲. فردگرایی   
این طرز تلقی از انسان و نسبت وی با خداوند، موجب پر‌رنگ‌تر‌شدن روحیۀ فرد‌گرایی و اهمیت‌یافتن فردیت انسان‌ها شده و هویت جمعی آن‌ها اهمیت خود را به‌مرور از‌دست داد. فرد‌گرایی بر ارزش‌های فردی افراد همچون آزادی و حقوق اجتماعی و برابری تک‌تک افراد تأکید داشته و به‌جز منافع فردی و لذت‌های مادی افراد هیچ منبع دیگری را برای تعیین ارزش‌های جامعه دارای صلاحیت نمی‌داند. انسان در این جوامع به کلی امید خود را از ماوراء بریده و آرزوها و لذت‌هایش را در زمین جست‌وجو می‌کند؛ لذا در این گفتمان که لذت‌گرایی مهم‌ترین بخش تفکر آن است، تفسیر فرد از واقعیات است که به آن‌ها معنا و ارزش می‌دهد.  

۳. تکثر‌گرایی ارزشی یا پلورالیسم   
وقتی تلقی تک‌تک افراد از واقعیات بیرونی سبب معنی‌دار‌شدن و رد و اثبات آن‌ها می‌شود، خودبه‌خود شاهد وقوع نسبیت‌گرایی ارزشی و پلورالیسم در جامعه خواهیم بود؛ چراکه درک افراد از ارزش‌ها و پدیده‌های اجتماعی با هم متفاوت است و هیچ دلیلی برای ترجیح و غلبۀ فهم کسی بر دیگری وجود ندارد و همه در انتخاب سَبک زندگی و نگرش آزاد هستند؛ به‌عنوان مثال، میان یکتاپرستی و بت‌پرستی در غرب هیچ تفاوت ارزشی وجود ندارد و همۀ این‌ها چون انتخاب افراد هستند، ارزش دارند.

۴. دموکراسی  
در این فضای شکل‌گرفته در غرب تنها عامل بازدارنده و محدود‌کنندۀ آزادی و امیال افراد، قانون و هنجارهای پذیرفته‌شده و تأیید‌شدۀ جامعه است که آن هم، برخاسته از رأی و نظر غالب افراد جامعه است. در این جوامع، نهاد قانون‌گذار و مجری قانون توسط تک‌تک افراد جامعه انتخاب می‌شود و این مردم هستند که امکان و اجازۀ کنترل بر رفتار خود را به نهادی به نام حکومت تفویض‌کرده و هر زمان هم که اراده کنند، می‌توانند این امکان را از آن سلب کنند.

۵. لیبرالیسم   
فلسفۀ وجود حکومت و نیز قوانین و هنجارها، تنها حل‌و‌فصل‌کردن مشکلات و مسائلی است که از تضاد احتمالی آزادی‌های فردی انسان‌ها در جامعه به‌وجود می‌آید؛ به‌عنوان مثال، وقتی کسی مرتکب قتل یا تجاوز یا هر جرم دیگری می‌شود این عمل او تنها به‌دلیل اینکه حقوق و آزادی فرد دیگری را نقض‌کرده است، جرم محسوب می‌شود وگرنه، رفتارهایی همچون زنای محصنه و شرب علنی خمر و استفاده از پوشش‌های زننده در جامعه جرم محسوب نمی‌شود و حکومت حق دخالت در آن‌ها را ندارد.   

۶. سکولاریسم  
از‌آنجاکه در دنیای مدرن، هیچ منبعی غیر از منافع تک‌تک افراد شأنیت تعیین ارزش‌ها و هنجارهای مقبول جامعه را ندارد؛ مذهب نیز از این قاعده مستثنی ‌نبوده و حق دخالت در زندگی اجتماعی افراد را ندارد و فقط به‌عنوان نوعی سَبک زندگی که افراد به دلخواه خود آن را انتخاب می‌کنند، موضوعیت می‌یابد.   

۷. معیار ارزشمندی نقش در جامعۀ مدرن   
لیبرالیسم اقتصادی که آن را «نظام سرمایه‌داری» نیز می‌خوانند و مبتنی‌بر تبادل آزاد سرمایه و آزادی‌ عمل سرمایه‌دار است، درپِی مفاهیم، نظریه‌ها، روش‌ها، شاخص‌ها، روابط و سیاست‌هایی بود که به توسعۀ ثروت بینجامد. در ادبیات سرمایه‌داری کار، سود، بازار و کارفرما عناصری تعیین‌کننده‌اند؛ بنابراین می‌توان حدس زد که در این ادبیات، ارزشمندی مقوله‌ای است که بر پایۀ تعریفی مادی از انسان، بدون توجه به اصول ثابت اخلاقی و با معیار‌ قرار‌‌گرفتن موقعیت‌های اجتماعی فرد و جایگاه وی در تولید ثروت و در تبادل آزاد سرمایه تفسیر شود.   

دخالت مؤثر در تولید ثروت و کسب درآمد باعث افزایش قدرت خرید افراد و به‌تبع آن، گرایش بیشتر به‌سمت مصرف‌گرایی می‌شود و خواه‌ناخواه فرهنگی مبتنی‌بر این گزاره که «مصرف بیشتر، اعتبار و آبروی بیشتر» شکل می‌گیرد و از طرفی نیز کسب درآمد باعث استقلال فردی شده و قدرت تصمیم‌گیری براساس منویات فردی و شخصی را افزایش می‌دهد. با نهادینه‌شدن این معیارها، زنان اروپایی رفته‌رفته به این احساس دست یافتند که زنان در سراسر تاریخ در موقعیت فرو‌دست بوده‌اند؛ چون نه مناصب اجتماعی در میان آنان دست‌به‌‌دست شده و نه ثروت مستقیماً در‌ دست آنان بوده است. از‌‌این‌رو، دستیابی به مشاغل درآمد‌زا و احراز مناصب اجتماعی به مطالبه‌ای برای زن غربی در فضای اجتماعی پس از انقلاب فرانسه تبدیل شد۳؛ لذا با عنایت به مقدمۀ بالا می‌توان معیار ارزشمندی نقش‌ها در جامعۀ مدرن را تأثیر مستقیم آن‌ها بر تولید و کسب ثروت و به‌تبع آن مصرف بیشتر دانست و لذا فعالیت‌هایی چون خانه‌داری که نه درآمدی دارند و نه مستقیماً در تولید ثروت دخیل هستند، کارهایی بی‌ارزش و پَست تلقی می‌شوند.  


نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

ماسون ها یا فراماسونر ها (دست نشانده های پنهان صهیونیسم )در کشورهای مختلف جهان بخصوص کشورهای اسلامی ماموریت دارند تا با تشکیل NGO ها و مراکز نیمه دولتی و مردم نهاد تحت عناوین بشر دوستانه و یا دفاع از حقوق زنان و از این قبیل موارد به سکولاریسم(زندگی مدرن منهای دین) و فمینیسم ضد خانواده،آزادی های نامشروع و دین زدایی با استفاده از عناصر تندرو دین ستیزی را دامن بزنند. زیرا آنها به خوبی می دانند برای پوچ کردن و تسلط قهری بری دنیا و مردم جهان لزوم از هم پاشیدن اصلی ترین بنیان یک جامعه و یک کشور یعنی خانواده وجود دارد. خانواده نا سالم که نه مرد در جای خودش است و  نه زن در جای خود هم طراوت و استحکام را از افراد می گیرد و هم برآیند آن که همانا جامعه است را به یک محیط ناسالم و سرخورده و بیمار تبدیل می کند.

صهیونیسم و حقوق زنان

امروزه، در خیلی از کشورها، ماسون‌ها سرگرم تلاش برای نفوذ به جوامع هستند. آنها با مصاحبه‌های مطبوعاتی، سایت‌های اینترنتی، تبلیغات و بیانیه‌های رسانه‌ای خود را به عنوان سازمانی معرفی می‌کنند که صرفاً خود را وقف مصالح جامعه کرده است. حتی، در بعضی کشورها سازمان‌های خیریه و تشکل های مردم نهاد مورد حمایت ماسون‌ها وجود دارد که دولت ها و حکومت ها نادانسته و یا دانسته خود نیز از آنها حمایت های مادی و معنوی می کنند. در ایران عمده این سازمان ها احتمالا همان سازمان های مردم نهاد و جامعه الفلان های زنان و کمیته ها و مراکز مختلف زنان نفوذی هایی از این دست دارند که مشغولیت شستشوی فکری و نشر اندیشه های فمینیسم اسلامی که بدترین شکل فمینیسم می باشد را دارند! سازمان‌های «روتاری و باشگاه لاینز[1]» که انواع غیررسمی ماسونری هستند نیز همین مطالب را می‌گویند. تمام این سازمانها ادعا می‌کنند که برای مصلحت جامعه تلاش می‌کنند. ماسون‌هایی که چنین طرز تفکری دارند کاملاً مخالف فردی هستند که به خدا اعتقاد دارد وکارهایی خیر را برای رضای او انجام می‌دهد. از نظر آنها، همه کارها باید فقط به خاطر انسانیت انجام گیرد هر چند در ایران این تیم ها بنا به اعتقادات مذهبی قوی بین مردم محتاطانه تر عمل می کنند و سعی می کنند این مفاهیم را در هاله ای از ادله دروغین دینی و فقه پویا بیان کنند. به وضوح می توان این طرز فکر را در کتابی که توسط لژ ترکیه منتشر شده مشاهده کرد: «اساس اخلاق ماسونی عشق به انسانیت است. و خوب بودن به خاطر خواسته‌ای در آینده، منفعت، پاداش و بهشت، از روی ترس از دیگری، عرف دینی یا سیاسی، نیروهای ناشناخته ماوراء طبیعی را کاملاً  مردود می‌داند. تنها از خوب بودن به خاطر عشق به  کشور، انسانها و انسانیت (البته در ظاهر)حمایت و تمجید می‌کند که البته در ایران نام خانواده و یا زنان و خانواده را هم برای جلب آفکار عمومی به دوش می کشد. این یکی از مهمترین اهداف تکامل فراماسونری است. عشق به مردم و خوب بودن بدون انتظار پاداش، رسیدن به این سطح، تحول عظیمی است.» [2] ادعاهای موجود در مطالب بالا فوق‌العاده گمراه‌کننده است. بدون انضباط اخلاقی دین، ازخودگذشتگی برای دیگران هیچ مفهومی نمی تواند داشته باشد و وقتی چنین چیزی اتفاق بیفتد، روابط افراد ظاهری و سطحی می‌گردد. یک مثال بارز در تأیید این مطلب، انقلاب بزرگ فرانسه در سال ۱۷۸۹ است. ماسون‌هایی که این انقلاب را به راه انداختند، شعارهای حاوی ایده‌آل‌های اخلاقی «آزادی، برابری، برادری» را فریاد می‌زدند. اما،  ده‌ها هزار فرد بی‌گناه به گیوتین سپرده شدند و کشور به حمام خون بدل گشت. حتی خود رهبران انقلاب هم نتوانستند از این وحشی‌گری بگریزند و یکی پس از دیگری سر برگیوتین نهادند. همان‌طور که می‌دانیم موج‌های اول فمنیسم نیز در دنیا، از همین زمان و با همین شعار آغاز شد و تحولات سرنوشت سازی را برای زنان دنیا رقم زد.
اگر به نوشته‌های ماسونی نگاه کنیم، می‌توان به وضوح دید که هدف این سازمان گسترش فسلفه اومانیستی در کل جهان و ریشه‌کنی ادیان یکتا پرستی ( اسلام مسیحیت، یهودیت) است.[3] تاثیرات این اندیشه‌ها در مسائل زنان و در میان مادران امروزی به خوبی دیده می‌شود. جامعه‌ای به دور از اخلاق و بدون دین و مذهب که همان جامعه مورد نظر صهیونیسم است، از زنان در تمام دنیا مادرانی بی‌عاطفه، بی‌مسئولیت و به دور از گذشت‌ها و ایثارهای گذشته‌شان ساخته است. زنان و مادران امروز بدون‌اینکه لذت و شادمانی همسر و یا مادر بودن را بفهمند، دل خوش‌اند به حضور اجتماعی، درآمدهای بالا، تحصیلات عالی، زندگی‌های لوکس و سرشار از مصرف‌گرایی و مدگرایی و هرآنچه که مدنظر اندیشه‌های اومانیستی است. آمار سقط جنین، کودکان بی‌سرپرست و فرزندانی که به دور از عشق واقعی پدر و مادر خود، در مهد کودک ها نگهداری می‌شوند، همگی موید این نکته است که این دست‌های شیطانی و ناپیدا، کار خود را به خوبی انجام داده‌اند.

فعالان حقوق زن در ایران و دنیا از حقوق کودک و زن بعنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به خواسته ها و رانت های خود استفاده می کنند. که اگر اینگونه نبود در دنیا میلیون ها فرزند بخاطر بانگ های حقوق زن فمینیست ها سقط نمی شدند و یا نامشروع متولد نمی شدند تا از اولین حق خود که حیات ،داشتن والدین و حلال زادگی است محروم شوند!

شاید در تلوزیون و اخبار یا روزنامه ها صحنه ها و درگیری ها و کشتار بی شمار انسان ها در گوشه های مختلف جهان را ببنید و متاثر شوید. شاید از نژاد پرستی های وقیحانه ظالمین در جهان به ستوه آمده باشید.

به نظر شما اندیشه نژاد پرستی شیطانی تر است یا اندیشه جنسیت پرستی فمینیست ها؟

مسلما اندیشه جنسیت پرستانه فمینیست ها زیرا اینها نیمی از جمعیت جهان را به طور کل حذف می کنند در حالی که نژاد پرستان عده کمتری را حذف می کنند. و شاید باور نکنید صدها برابر همین تعداد انسانی که در دنیا به خون خود می غلتند و کشته می شوند توسط فمینیست ها با سقط جنین و اعمال جنسیت پرستانه نابود می شوند. میلیون ها کودک در دنیا به خاطر نزاع خانوادگی و جدایی ناشی از تفرقه های فمینیسم و طلاق بی خانمان و یتیم می شوند و بی شک شمار آنها از شمار قربانیان و بی خانمان شدگان جنگ ها به مراتب بیشتر است. منتها این یکی توسط رسانه های دنیا به نمایش در می آید و آن یکی پنهان تر و مخفی تر است و صدایش در نمی آید!

[1] . Rotary club & lienz
[2] . Dr salami isindage, ucuncu derece rituelinin in celenmesi ( the examination of the third degree ritual), mason dernegi (Masonic society) publication: 4, Istanbul. 1978, p.15 ( emphasis added)
[3] .  Mozi berker , “ gercek masonluk” (real freemasonry), mimar sinan, 1990, no.77, p.23, (emphasis added)


نظرات()   
   

مقاله زیر به خوبی نشان می دهد اغلب فعالین حقوق زن در ایران که افکارشان را از شیرین عبادی و قماش وی به عاریه گرفته اند دنباله رو چه خط فکری هستند و چگونه از سوی صهیونیسم ابزار نابودی اسلام و شیعه گشته اند!

عکس شیرین عبادی ملعون

 

فمینیست های چادری

 

شوالیه اناث(پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی)
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایر
ان بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.


"شوالیه اناث، پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی" نام اثری است از آقای «سید حسین علوی آزاد»، كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی در پاییز 1390 به چاپ رسیده است. این كتاب 320 صفحه ای به كریمه آل الله؛ فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) تقدیم گردیده، بانویی كه صادق آل محمد (ص) در وصف تقربش فرمود:
« آنگاه كه قدم در صحرای محشر نهد، به شفاعتش شیعیان ما از عذاب، خلاصی یابند. »
بانویی كه زن مسلمان ایرانی چون راه او در پیش گرفت، سراب متعفن فمینیسم را كه منادیان آن خائنان و سلطنت طلبان و غربزدگان بریده از ملت بودند، به مزبله تاریخ سپرد و دامان خویش را معراج گاه شهیدان ساخت.
نویسنده اثر در پیشگفتار تا حدودی مسأله فمینیسم را مورد بحث و بررسی قرار داده و به برخی از دلایل نوشتن این اثر پرداخته است. در ابتدای مقدمه سخنی از مقام معظم رهبری (مد ظله العالی ) جای داده شده است و جناب آقای علوی نویسنده محترم به بیان علل موضوعات مختلف مرتبط با موضوع بحث پرداخته كه عبارتند از: چرا درباره شیرین عبادی تحقیق كرده و چرا این گونه شخصیت وی را نشان داد ه است؟ چرا این قدر دیر به نگارش این كتاب پرداخته و چرا دیرتر اقدام به چاپ آن كرده است؟ در آخر مقدمه، نویسنده در بخشی تحت عنوان سپاس گزاری از افرادی كه وی را در تهیه اثر مزبور یاری داده اند تشكر كرده است.
كتاب " شوالیه اناث " مشتمل بر چهار فصل می باشد. فصل اول آن با عنوان « خون ماسونی » در بخش های شش گانه اش عناوین زیر را مورد بررسی قرار داده است:
در محفل فراماسونرها، مكتب خانه بهاییان، كلوپ دانشگاه، ترقی؛ دستمزد چاكری، باند اشرف، از چاكری تا جانبازی
در ابتدای فصل به بیان تاریخ تولد شیرین در 31 خرداد ماه 1326 در همدان اشاره شده و به بررسی اوضاع و احوال خانوادگی وی پرداخته شده است. در ادامه به معرفی اجمالی از وضعیت « محمد علی عبادی » پدر شیرین و « مینو » مادر شیرین و ارتباط آنان با رژیم پهلوی صهیونیست ها و جنبش فراماسونری پرداخته و نگاهی كوتاه به دوران كودكی و دبستان شیرین دارد.
« در محفل فراماسونرها » اولین بخش فصل اول، به نقش بسزای دبیرستان« انوشیروان دادگر » در تربیت شیرین عبادی ها طی دهه سی شمسی اشاره می كند. در این بخش محمد علی فروغی كه از اعضای كلیدی لژ فراماسونری همایون به حساب می آمد، ستون تثبیت پایه های سست حاكمیت رضاشاه و پسر ارشدش معرفی شده و این نكته مطرح می شود كه تك تك آموزه های دبیرستان شیرین، مطابق مرام زرتشتیان بوده و فضای مدرسه نیز پر بوده از پنداشته های دنیای مدرن كه نتیجه آن می شود نسلی كه « از فرق سر تا نوك پا فرنگی » بار می آید.
« مكتب خانه بهاییان » نام دومین بخش فصل می باشد. در آستانه دهه چهل، شیرین راهی دبیرستان جدیدی با نام دبیرستان دخترانه « رضاشاه كبیر » شد، مكتب خانه ای كه آموزه های بهاییت، فراماسونری ساواك بر اركان آن حاكم بود.
در بخش بعدی كه « كلوپ دانشگاه » نام گرفته اسامی تنی چند از اعضای رسمی لژهای فراماسونری و كلوپ های روتاری برده شده است كه از آن جمله عبارتند از:
محمد علی هدایتی، رییس دانشكده حقوق و عضو لژهای فراماسونری مهر و همایون.
محسن سیاح، رییس دانشكده دندان پزشكی و عضو لژ فراماسونری نور.
منوچهر افضل، رییس دانشكده روان پزشكی و علوم تربیتی و عضو لژهای فراماسونری كسری و كوروش... .
در بخش « ترقی؛ دستمزد چاكری » به ارتباط خوب میان شیرین و دولت پهلوی و دستاوردهای خدمات یا به قولی چاكری شیرین و خانواده اش به دربار پهلوی پرداخته شده است.
بخش بعدی فصل اول با نام « باند اشرف » به فعالیت های سوء و چشمگیر خواهر دو قلوی شاه می پردازد و به رقابت های وی با فرح دیبا بانوی نخست دربار و اقدامات این دو اشاراتی دارد. در آخرین بخش یعنی « از چاكری تا جانبازی » به از جان گذشتگی هایی كه شخص شیرین عبادی برای حفظ و بقای رژیم ملعون پهلوی داشته پرداخته شده است.
عنوان دومین فصل كتاب « از فراماسونری به مثابه سازمان تا فراماسونری به مثابه مرام » می باشد كه در دو بخش این موضوع را مورد مطالعه قرار داده است. بخش نخست « از انقلاب اسلامی تا خواب زمستانی » به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 اشاره كرده و این نكته را مورد بحث قرار داده كه چگونه برخی از عناصر وابسته به دستگاه سلطنتی یا دولت های آمریكا، انگلیس و اسراییل كه از قلم افتاده و مجازات نشده بودند چگونه پس از سال ها از خواب عمیق زمستانی خود برخاسته و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اقداماتی انجام داده اند.
بخش دوم از فصل دوم همنام با فصل دوم می باشد و به تغییر نام، تغییر رویه و تغییر چهره كلی لژهای فراماسونری و فالیت های مخفیانه و سری این گروه ها در داخل و خارج از ایران می پردازد و در ادامه سه موضوع مرتبط با شیرین عبادی را مورد مطالعه قرار داده است كه از این قرار هستند: سفر به خانه پدری، روزگار وصل، كنگره جهانی نویسندگان جاسوس.
فصل سوم كتاب " شوایه اناث " با نام « رد پای سیا » شامل شش بخش می باشد كه عبارتند از:
- مرده ها به قتل می رسند!
- از كوی دانشگاه تا پروژه نوار سازان
- وكالت عوامل سازمان سیا
- یك پرده از نفاق
- عبادی در برابر عبادی!
- توپخانه ای علیه اسلام
این فصل پس از اشاره به اتفاقات مربوط به انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در ایران در سال 1376 و پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات و اتفاقات پس از آن می پردازد و موضوعات مطرح شده در بالا را مورد مطالعه قرار می دهد و نقش عوامل بیگانه علی الخصوص سازمان سیای آمریكا در این وقایع و رخدادها و نقشه ها و طرح های آنان علیه ایران را بررسی می كند.
فصل چهارم آخرین و طولانی ترین فصل كتاب مزبور می باشد كه با نام « آخرین مأموریت » در اثر گنجانده شده است. اولین موضوع مطروحه در این فصل « روز استقبال » نام دارد كه به اهداء جایزه جهانی نوبل به شیرین عبادی در مورخ 18/7/1382 (10 اكتبر 2003) اشاره می كند. در بخش بعدی از اهداء این جایزه با این تعبیر یاد می شود: « صلح با چاشنی دینامیت ».
بخش سوم فصل « پارلمان هم جنس بازان » نام گرفته و به ماجرای رسمیت بخشیدن به قضیه هم جنس بازی و قانونی شدن آن اشاره می كند.
در بخش بعد تحت عنوان « به سیاهی نوبل » سابقه فعالیت های اشخاصی كه طی سالیان متمادی دریافت كننده جایزه نوبل بوده اند را زیر ذره بین گذاشته و ارتباط موجود میان آنان را مورد مداقه قرار داده است.
بخش های بعدی این فصل از این قرار می باشند: رد پای موصاد، زوزه گرگ ها، جشن منافقین، دولت و مجلس اصلاحات، محمد علی ابطحی ( معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور )، تمامیت اردوگاه اصلاح طلبان، هاشم آقاجری ( عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب )؛ كه به تناسب عنوان بخش، موضوعات طرح شده مورد مظالعه قرار گرفته است.
شایان ذكر است در پایان هر فصل بخشی با نام پی نوشت ها ضمیمه شده است كه توضیحات مختص همان فصل در آن گنجانده شده است.
در پایان فصل چهارم نیز بخشی جای داده شده است تحت عنوان ضمیمه فصل چهارم، در انتهای كتاب هم بخش های اسناد و مدارك و نمایه قرار گرفته است.

برشهایی از كتاب:
در صفحه 36 از كتاب می خوانیم:
دبیرستان رضا شاه كبیر همواره به عنوان یكی از كانون های اصلی توجه سردمداران ایدئولوژیك حاكمیت پهلوی ها مورد عنایت ویژه قرار داشت. چه اینكه بنا بر آن بود تا از میانه حیاط فراخ این مدرسه كارگزاران آینده رژیم، فارغ التحصیل شوند. از این رو در گزینش دانش آموزان ورودی، كمال دقت به عمل می آمد. اما مهم تر از دانش آموزان، دبیران و صد البته مدیران آن بودند.
در فصل دوم، صفحه 88 آمده است:
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایران بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.
در صفحه 196 از كتاب آمده است:
اشتغال عبادی به شغلی كه مطابق نصوص اسلام برای زنان حرام بوده در زمان دیكتاتوری پهلوی، یكی از مهم ترین دل مشغولی های بنیاد نوبل است. به نحوی كه با تأكیدی ویژه در بیانیه مربوط به جایزه عبادی بدان اشاره شده است.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]