تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیست ها

فمینیسم

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.


به گزارش وطن امروز،دختران مجرد و پسران مجرد؛ هر دو در صفت و عنوان «مجرد» مشترک هستند اما دلیل مجرد ماندن‌شان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اولی‌ها معمولا از خواستگار استقبال می‌کنند و دومی‌ها تقریبا از خواستگاری فراری هستند. بسیاری از آنها می‌گویند حاضرند با هر شرایطی کنار بیایند اما اینها نمی‌توانند چنین چیزی را باور کنند! اولی‌ها به جایی رسیده‌اند که دیگر عنوان «جنس دوم» را همراه ندارند اما دومی‌ها احساس می‌کنند این دو شماره نمی‌توانند به این سادگی‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند.

در سال‌های اخیر دخترها توانسته‌اند به مدارج بالای علمی دست یابند و پسرها را با قدرت هرچه تمام‌تر پشت سر بگذارند. آمار قبولی دختران در کنکور مقطع کارشناسی، در برخی سال‌ها بسیار بیشتر از پسران بود و این برتری همچنان مشهود است؛ تا جایی که صندلی‌های بسیاری در کلاس‌های دانشگاه به دختران اختصاص دارد و در این کلاس‌ها پسران در اقلیت هستند.

یک طرف ازدواج نیست!

واقعیت امروز جامعه ما این است که بسیاری از دختران مجرد، از نظر تحصیلات و حتی جایگاه شغلی و اجتماعی یک سر و گردن بالاتر از پسران مجرد قرار دارند و رفته‌رفته بر این برتری افزوده می‌شود. این تعاریف و ویژگی‌ها البته مربوط به موقعیت اجتماعی دختران است و اگر وارد زندگی خصوصی و شخصی آنها بشویم، خواهیم دید تا حدی از وضعیت موجود گلایه‌مند هستند و این گلایه در برخی از آنها پررنگ‌تر و بیشتر است.

امروز بسیاری از دختران در آرزوی تشکیل زندگی و همسرداری و فرزندپروری هستند اما آنچه می‌تواند به این آرزو جامه عمل بپوشاند، اراده‌ای است که باید در نیمی از افراد جامعه مجردان (یعنی پسران) به وجود ‌آید. بسیاری از پسرها اما نه تحصیلات بالا در حد دختران دارند و نه از موقعیت شغلی مناسبی برخوردار هستند؛ چراکه بازار کار و موقعیت‌های شغلی که قبلا در اختیار پسران بود، به مرور از دست آنها خارج و به دختران واگذار شد.

اما آیا می‌توان به پیشرفت دختران خرده گرفت؟ مگر جز این است که دختران به دنبال رسیدن به حقوق خود و برابری با پسران هستند؟ آیا گذر سریع از بافت سنتی و البته ملی و بومی جامعه ایران و شبیه شدن به سبک زندگی مدرن و پست‌مدرن (که در جامعه اروپایی در جریان است) ایراد دارد؟!

ماهواره و راه‌های اشتباه

معضل مجرد ماندن جوانان از زمانی آغاز شد که عده‌ای بدون توجه به بافت فرهنگی ایران، شعارهای گسترده و فراگیر درباره حقوق دختران و زنان مطرح کردند و تلاش آنها این بود که موقعیت‌های شغلی و تحصیلی هرچه سریع‌تر در اختیار خانم‌ها قرار گیرد.

این خواسته‌ها به مدد همراهی شبکه‌های ماهواره‌ای که اتاق فکر آنها در کشورهای غربی و آمریکایی است، یکی پس از دیگری فراهم شد و کار به جایی رسید که آمار دانشجویان دختر در بسیاری از کلاس‌های دانشگاهی از پسران بیشتر شد.

با این حال، وقتی مسؤولان وزارت علوم و سیاستگذاران حوزه آموزش قصد داشتند این روند را متعادل کنند و به پسران نیز میدان بدهند، با مخالفت و اعتراض گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای مواجه شدند و این اتهام به آنها وارد شد که حقوق زنان را نادیده می‌گیرند! بنابراین دختران همچنان پله‌های ترقی را در جاده و مسیری طی کردند که در آن خبری از جنس مخالف نبود. اگر در گذشته بنیان بسیاری از ازدواج‌ها در دانشگاه شکل می‌گرفت اما امروز دیگر این امکان فراهم نیست، چراکه یکی از طرف‌های ازدواج از صحنه خارج شده و گوی و میدان فقط در دست یک طرف است! در این میان، دختران هرچند با نگاه برابری جنسیتی پا به میدان گذاشته‌اند و نادیده گرفتن بافت سنتی جامعه ایرانی یک اصل و ضرورت مهم برای آنهاست، اما وقتی سخن از ازدواج می‌شود، دختران تحصیلکرده حاضر به ازدواج با پسری که تحصیلات عالی ندارد نیستند.

اینجاست که خانم‌ها با یک تضاد مواجه می‌شوند؛ یعنی در زندگی اجتماعی قائل به برتری بر جنس مخالف و پیشی گرفتن از او هستند اما وقتی پای معیارهای ازدواج به میان می‌آید ناخواسته و ناخودآگاه دوست دارند مرد زندگی‌شان یک سر و گردن بالاتر از دیگران و خودشان باشد! در چنین شرایطی فقط تعداد بسیار اندک و معدودی از دختران هستند که می‌توانند به این آرزوی باورنکردنی خود برسند و مابقی دختران در طول زندگی مجردی خود یا به دنبال یافتن یک مقصر در خانواده و اجتماع برای مجرد ماندن خود می‌گردند یا با امیدواری و تلاش به راه خود برای یافتن شریک زندگی مناسب و جلب نظر یک پسر موفق و ایده‌آل ادامه می‌دهند؛ امیدی که هرچند بسیار پسندیده و لازمه لحظات زندگی است اما با واقعیت‌ها و شرایط موجود در جامعه بویژه جامعه پسران فاصله دارد؛ فاصله‌ای که حاصل اعتماد جوانان به شبکه‌های ماهواره‌ای غرب است.

دوستی‌هایی که به ازدواج نمی‌رسد

تبلیغ گسترده دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی توسط شبکه‌های ماهواره‌ای، موضوع دیگری است که با فرهنگ و بافت فرهنگی و اعتقادی ایرانی‌ها همخوانی نداشته و ندارد. این تبلیغات آنچنان در ۲ دهه گذشته شدت گرفت که دوستی با جنس مخالف در دوران مجردی را به یک نیاز اساسی در برخی دختران و پسران تبدیل کرد؛ موضوعی که جایی در باورهای خانواده‌های ایرانی نداشت و هنوز هم ندارد. تبلیغ این دوستی‌ها آنقدر بود که پسران را از احساس نیاز به ازدواج رها کرد و حتی در موارد زیادی شاهد سوءاستفاده پسران از این نوع دوستی‌ها بوده‌ و هستیم. به همین خاطر است که بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران به ازدواج نمی‌رسد؛ یعنی یا خانواده‌ها با چنین ازدواجی موافق نیستند و آن را با فرهنگ ایرانی ناهمگون و غریبه می‌دانند یا اینکه پسران با توجه به نگاه فرهنگی غالب بر جامعه، در نهایت نمی‌توانند با ازدواجی که بنیان آن بر دوستی است کنار بیایند. نمی‌خواهیم بگوییم دختران در این شرایط مقصر هستند؛ بلکه علت و ریشه اصلی این معضلات را باید در شبیخون فرهنگی جست‌وجو کرد که آرام‌آرام با تحمیل خود به افکار جوانان، آنها را به بن‌بست‌هایی کشانده که خروج از آنها نیازمند پرداخت هزینه از سوی همین جوانان است!

پسرهای پایین‌تر از خودم را درک نمی‌کنم

مرضیه دختر مجرد ۳۴ ساله است و مدرک کارشناسی در رشته شیمی دارد. او می‌گوید: «مدرک لیسانس را زمانی گرفتم که هنوز تحصیلات تا این حد فراگیر نشده بود. به سختی درس خواندم و به سختی در کنکور قبول شدم. ۴ سال را با بهترین و سختگیرترین استادها گذراندم و بلافاصله جذب بازار کار شدم».

مرضیه ادامه می‌دهد: «در زندگی چیزی کم ندارم، پول هست، کار هست، موقعیت اجتماعی هست اما مجرد بودنم واقعا آزارم می‌دهد. در کمتر جمع فامیلی یا دوستانه هست که کنایه‌ای به خاطر مجرد بودنم نشنوم! اگر حرف فامیل نبود، مشکلی با مجردی نداشتم».

وی می‌افزاید: «دخترهایی که در فامیل ما درس نخوانده‌اند و بی‌خیال دانشگاه شده‌اند، خواستگارهای بیشتری از من دارند و دست‌شان برای انتخاب باز است. اما خواستگارهای من کم هستند و ضمنا من نمی‌توانم به سادگی به آنها جواب مثبت بدهم. چون وقتی درس می‌خوانی و مدرک دانشگاهی می‌گیری، واقعا نمی‌توانی حرف‌ها و خواسته‌های یک پسر دیپلمه را درک کنی».

مرضیه این سوال را از خودش طرح می‌کند که «ادامه تحصیل بهتر بود یا ازدواج؟!» او می‌گوید: «من در ۳۴ سالگی نمی‌توانم پاسخی برای سوال خودم بیابم و از تصمیمی که ۱۰ سال قبل گرفتم دفاع کنم». او در پاسخ به این سوال که نقش شبکه‌های ماهواره در ایجاد وضعیت کنونی چه بوده است، اظهار می‌دارد: «متاسفانه خودم مشتری برخی از این شبکه‌ها بودم و ناخودآگاه از برخی دیالوگ‌ها و نقش‌های ارائه‌شده در محصولات آنها تقلید می‌کردم. مجرد ماندن، موضوعی است که مدام از سوی این شبکه‌ها به عنوان ارزش معرفی می‌شود و حال که جوانی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و وارد دوران میانسالی شده‌ام، می‌فهمم که آدرس ماهواره اشتباه بود!»

خانم دکتر با من ازدواج نمی‌کند!

میثم پسر مجرد ۳۶ ساله است. او به‌تازگی مدرک دکترای خود را گرفته و جایگاه شغلی بسیار خوبی دارد. میثم درباره علت مجرد ماندنش تا امروز می‌گوید: «وقتی دانشجوی مقطع کارشناسی بودم ۲ بار به خواستگاری رفتم و از هر ۲ جواب منفی گرفتم. یکی از آنها به ‌موقعیت مالی من ایراد گرفت و دیگری که مدرک کارشناسی ارشد داشت گفت نمی‌تواند با من ازدواج کند».

او می‌افزاید: «حالا اما شرایط تفاوت کرده است. من که روزگاری به فکر ازدواج بودم حالا سختگیرتر شده‌ام. هم پول دارم و هم مدرک تحصیلی و هم شغل خوب؛ اما از ازدواج می‌ترسم. چند وقت پیش از یک خانم که مثل خودم مدرک دکترا دارد خواستگاری کردم اما بعد از چند جلسه صحبت، متوجه شدم آن خانم به خاطر موقعیت شغلی بهتری که دارد حاضر به ازدواج با من نیست».

میثم می‌گوید: «من هم دیگر نمی‌توانم و نمی‌خواهم با دختری که مدرک لیسانس دارد ازدواج کنم چون احساس می‌کنم نمی‌توانیم حرف‌های همدیگر را بفهمیم. ادامه تحصیل برای من خیلی خوب بود و موقعیت اجتماعی خوبی برایم ایجاد کرد اما از سوی دیگر کاستی‌هایی را به همراه داشت که الان به این سادگی نمی‌توان آنها را به دست آورد».

قربانی شعارهای پوچ شدیم

احمد جوان مجرد ۳۵ ساله است. به قول خودش دیگر با این سر بی‌مو نمی‌تواند نظر مثبت دخترها را جلب کند! او به بیان دردها و مشغله‌های ذهنی پسرهای متولد دهه ۶۰ می‌پردازد: «همیشه تصور می‌کردم خیلی زود ازدواج می‌کنم و برای انتخاب همسر مشکلی ندارم. فقط یک چیز را پیش‌بینی نمی‌کردم که آن هم تغییر ناگهانی سبک زندگی بود. این تغییر تمام برنامه‌ها و افکار مرا نابود کرد. انتظارم این بود که دخترهای متولد دهه ۶۰ از این تغییرات تاثیر نپذیرند تا ما پسرها بتوانیم انتخاب خوبی مطابق با ایده‌آل‌هایی که با آنها بزرگ شده‌ایم، داشته باشیم».

احمد ادامه می‌دهد: «اما این موج تغییر که توسط شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد شده بود، بیشتر پسرها و دخترهای دهه ۶۰ را هم با خود برد؛ بویژه دخترها را؛ ما هم در یک خانواده سنتی با آداب و عقاید خاص بزرگ شده بودیم و مادرم می‌گفت سبک زندگی دخترهای امروزی با ما جور نیست. راهی دانشگاه شدم و آنجا در کنار درس خواندن نیم‌نگاهی هم به ازدواج داشتم تا شاید بتوانم دختری مطابق با فرهنگ خانواده خودم پیدا کنم. اما راستش را بخواهید خیلی سخت بود، چراکه دخترها و پسرها به بهانه‌های مختلف و به خاطر چیزهایی که تازه مد شده بود، با هم ارتباط عاطفی برقرار می‌کردند و در مسیرهایی قرار داشتند که مطابق پسند و میل من و خانواده‌ام نبود».

او اینچنین به صحبت‌های خود پایان می‌دهد: «مشکل نسل من این است که نتوانست «خودش باشد و خودش باقی بماند». نسل من مدام با تبلیغات این‌طرف و آن‌طرف رنگ عوض کرد. برخی از افراد هم‌سن و سال من قربانی حرف‌ها و شعارهایی شدند که از آنسوی آب‌ها می‌آمد و توخالی و پوچ بود».


نظرات()   
   

Imageپایگاه خبری تحلیلی رجانیوز - همانطور که واضح و مبرهن است روز ۲۵ نوامبر روز نه به خشونت علیه زنان است. به همین مناسبت همراه شدیم با یک فعال جنسیتی(!) در ایران تا گزارشی از یک روز کاری وی تهیه کنیم. سر کار خانم «منیژه مردجو» رییس انجمن «تف تو تبعیض» هستند که بیش از بیست سال سابقه مبارزه با تبعیض علیه زنان را در کارنامه دارند. از خانم مردجو تا کنون مقالاتی چون «تبعیض؛ چرا و چگونه»، «زن-مرد؛ دو گانه‌ای رو به افول»، «طرح سربازی زنان خیانت است»، «لزوم کاهش ساعات کاری زنان»، «افزایش مرخصی زایمان به هفت سال» و... در مجلات تخصصی چون «من و ساناز جون»، «ماهنامه تخصصی کیک و کلوچه» و «افق زنان» منتشر شده است.

با خانم مردجو از اولین ساعات صبح همراه شدیم و تا ساعات پایانی روز که ایشان در نشست هم اندیشی «زن هم برای خودش مردی است» سخنرانی داشتند همراه ایشان بودیم. بعنوان یک مرد که خبرنگار حوزه زنان است از همراهی با اسطوره ضد تبعیض جنسیتی در پوست خودم نمیگنجیدم. گزارش این همراهی را در ادامه بخوانید:

ساعت هشت صبح زنگ خانه خانم مردجو را زدم. پاسخ ندادند. تلفنشان هم خاموش بود. تا ساعت ۱ ظهر جلوی در منتظر ماندم. ساعت ۱ آمدند پایین. گفتند واقعا انتظار داشتی ساعت هشت من پایین باشم؟ مگه من مردم که کله سحر پا شم؟ سحرخیزی برای پوستم ضرر داره، زن باید تا ظهر بخوابه!

سوار ماشین ایشان شدم و با هم راه افتادیم. قرار گذاشتیم که من فقط یک تماشاچی باشم و برای هرچه واقعی‌تر شدن گزارش کوچکترین دخالتی در اتفاقات نداشته باشم. سر کوچه ایشان یک کار بانکی داشتند. جلوی عابر بانک شلوغ بود. پنج نفر مرد در صف بودند. ایشان همه را جلو زدند و رفتند سر صف ایستادند. یکی از مردها اعتراض کرد. خانم مردجو گفت مگه مردونه زنونه نیست صفش؟ مرد گفت مگه نونواییه؟ خانم مردجو گفت مادر خودت هم باشه راضی میشی وایسه پشت شما پنج تا لندهور؟!

خانم مردجو خارج از صف پول را گرفت و رفتیم. ایشان کاری در مرکز شهر داشتند. خواستیم وارد طرح ترافیک شویم که افسری جلوی ماشین را گرفت. مدارک را گرفت و خواست جریمه کند که خانم مردجو گفت: جناب سروان کمتر بنویس، یه تفاوتی بین خانمها و آقایون بزارید دیگه؟ افسر فقط جریمه همراه نداشتن مدارک را نوشت!

کمی جلوتر ترافیک بود! خانم مردجو دیرش شده بود. ماشین را یک گوشه پارک کردیم و رفتیم سمت ایستگاه مترو. خیلی شلوغ بود. به خانم مردجو گفتم اگر راحت تر هستید شما بروید سوار واگنهای مخصوص بانوان بشوید. نگاه غضبناکی به من انداخت و گفت تا کی میخواهی به این دوگانه‌های مزخرف آقا و بانو پایبند باشی؟ رفتیم و سوار واگن‌های عادی شدیم. خیلی شلوغ بود. مردها با بدبختی خودشان را به هم فشرده میکردند تا جا برای ما باز شود. ایستگاه بعد که در باز شد مسافرها هجوم آوردند داخل. یکدفعه خانم مردجو داد زد: برو گمشو بیشششور! مگه خودت خواهر مادر نداری؟ نمیفهمی اینجا یه خانم وایساده؟ چند نفر از مردها پیاده شدند تا جا باز شود! یک پیرمرد هفتاد و هشت ساله جایش را داد به خانم مردجو. خانم مردجو بدون اینکه تشکر کند نشست!

از مترو که بیرون آمدیم باید یک کورس تاکسی سوار میشدیم. رفتیم سراغ ماشینی که نوبتش بود. یک آقا جلو نشسته بود. خانم مردجو به راننده گفت به آن آقا بگو بیاید عقب من بروم جلو بنشینم! قبل از اینکه راننده چیزی بگوید، خود مردی که جلو نشسته بود تا خانم مردجو را دید پیاده شد و جایش را داد به ایشان!

ساعت چهار رسیدیم به محل نشست. خانم مردجو سخنرانی کوبنده ای کرد که این مقدارش یادم مانده است:

تا کی ما زنها را تافته جدا بافته‌ای می‌خواهید ببنید؟ تا کی وقتی ما به مکانی وارد میشویم میخواهید رفتارتان را تغییر دهید؟ تا کی تبعیض... تا کی تفاوت قائل شدن... تا کی با یک چشم دیگر دیدن...

بعد از مراسم همه دور خانم مردجو حلقه زدند و به ایشان تبریک گفتند. بعد از نیم ساعت تبریک و تشویق یک آقایی آمد جلو و بعد از تشکر و تبریک گفت یک انتقاد کوچکی داشتم. خانم مردجو گفت بفرمایید. آن آقا گفت: یک کم یک طرفه نرفتید؟ خانم مردجو هیچ نگفت؛ سرخ شد و ناگهان زد زیر گریه! هق هق میکرد! برایش آب قند آوردند. بادش زدند. شانه هایش را مالیدند. حالش که جا آمد گفت: واقعا متاسفم برای شما که هنوز نمی‌دانید از یک خانم با روح لطیفی که دارد چطور باید انتقاد کرد!

ساعت شش شده بود. خیلی‌ها راه افتادند بروند. خانم مردجو به مسئول نشست گفت: لطفا برایم یک آزانس بگیرید، درست نیست یک خانم این وقت شب با تاکسی و اتوبوس برود بیرون!


نظرات()   
   

بررسی آثار متفکران تاریخ بشر، نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق افرادی که قرن ها به عنوان مشعل دار تمدن و باستان حقوق بشر شناخته شده اند، شدیدا ضد زن و مخالف هرگونه اصلاحی در وضع آنها بوده اند. ارسطو، پل مقدس، اگوستین قدیس، دکارت، هگل، که لگارد، شوپنهاور، کانت و دیگران هر گونه تغییر اساسی در بطن جامعه را در جهت تساوی حقوق زنان با مردان خطر جدی برای ثبات جامعه می دانستند.

http://sobheqazvin.ir/note/todaynews-58175.aspx

آیا واقعاً زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند ؟ اگر زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند چرا به مهریه و نفقه اعتراضی ندارند و چرا نمی خواهند به سربازی یا جنگ بروند ؟ چرا حتی یک پیر زنِ بیسوادِ خانه دارِ ایرانی هم خواسته هایی را مطرح می کند که حتی از مُخَیله ی رهبرانِ فمنیستها در جهان عبور هم نکرده است ؟ اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟ آیا خواسته های فمنیستهای دنیا در چهارچوب عقل (عقل دنیوی با بُرد کوتاه) است و خواسته های فمنیستهای ایرانی در چهارچوب زیاده خواهی و سوءاستفاده گری ؟

عکسی از نشست فیلم تسویه حساب در شانگهای چین

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ ... (آیه 34 نسا)

مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و نیز به دلیل آنکه مردان از اموالشان خرج مى‏کنند پس زنانِ درستکار در برابر این امتیازاتی که از مردان می گیرند ، وظایفی دارند از جمله اینکه باید فرمانبردار باشند و ... .

در آیه فوق فرموده : مرد سرپرست زن است چون 1- در زمینه های مختلفی برتری هایی نسبت به زن دارد از جمله اینکه مرد به دلیل نیروی بدنی تامین کننده امنیت زن است و به دلیل عقل کلانگری ( و نه جزء نگری ) ، آینده را بهتر پیش بینی می کند و ... . 2- از اموالشان خرج می کنند .

حال اگر زنی توانست برتری های فوق الذکر را کسب کند و نیز از اموالش خرج کند ، شاید بتوان گفت با مرد برابر است ؛ حال وقتی که با مرد برابر شد باید در تامین معیشت زندگی مشترک شود ، دیگر مهریه و نفقه نخواهد ، به سربازی و جنگ رود ، دیگر زنان نمی توانند وقتی مردی را به قتل رساندند ، با این گفته نجات یابند که آن مردِ شیطان صفت می خواسته به ما تجاوز کند و ما از خودمان دفاع کردیم و بعد هم آن زن با خیال راحت به زندگی اش ادامه دهد ، دیگر زنان نمی توانند وقتی در یک رابطه جنسی دستگیر شدند ، بگویند ما نمی خواستیم رابطه داشته باشیم ، آن مرد ما را فریب داد یا آن مرد به زور این کار را کرد و ما هم از ترس شوهر یا آبرویمان به این رابطه ادامه دادیم ، دیگر نمی توانند وارد قسمت مردان در اتوبوس و مترو شوند و به مردان بگویند که شما بلند شوید و ما جای شما بشینیم ، دیگر نمی توانند حکمی را برخلاف حق ، به نفع خودشان تغییر دهند ، دیگر نمی توانند شوهرانشان را به زندان بیاندازند و دوست پسرهایشان را به بالای چوبه دار بفرستند و ... .

اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟

عواقب تاثیرپذیری فوق : افزایش آمار طلاق ، تجاوز ، خودارضایی ، همجنس بازی ، رواج بی منطقی در خانواده و جامعه ، نابودی اخلاق و ادب و ... .

چرا بعضی از مردان ایرانی طرفدار فمنیستها هستند ؟

پاسخ : جهل ، جوگیر بودن ، دهن کجی به فضای حاکم ، داشتن صفتهای زنانه ، تاثیرپذیری از آنچه میان پدر و مادرشان در دوران کودکی اشان گذشته ، نوعی نیاز جنسی خاص به زن (که وقتی زن ، چنین مردی را تحقیر می کند به آن مرد احساس لذت بیشتری منتقل می کند) ، مردانِ سوءاستفاده گری که دخترانی دارند و می خواهند دخترانشان را به حداکثر قیمتِ ممکن عرضه کنند و ... .

تاثیر فمنیستها در تحریف ترجمه و تفسیر قرآن :

به مواردی از این تحریفها اشاره می کنیم :

علاوه بر تحرفهایی که در مجالس خصوصی می شود ، در کتاب قرآن دوره ابتدایی ، آیه « بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » که معنایش این است که : « دختران زنده به گور شده به چه جرمی کشته شده اند ؟ » ؛ اینگونه ترجمه شده است : « به دختران احترام بگذارید » .

در یکی از سایتهای قرآنی در پاسخ به اعتراض یکی از دختران که گفته چرا خدا در قرآن آورده که « مرد می تواند درصورت فرمان نبردن زن ، او را بزند » ، احتمالاً پس از لرزه ای که به تنِ این مفسر افتاده ، گفته : منظور قرآن این نبوده که زنش را بزند بلکه منظور این بوده که با مسواک به زنش اشاره کند . حال این مسواک از کدام کلمه آیه مربوطه استنباط شده ، جای تعجب دارد که هیچ ؛ بلکه جای خنده دارد به این همه ذلت و وحشت از جریانی تبهکار که با خدا و احکام خدا در جنگ هستند .

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=4&AYID=34

 فمنیستهای ایرانی دوست دارند که خدا را هم تحت فرمان خود درآورند و خدا را وادار کنند که قرآنی بیاورد که همه ی آیاتش به نفع زنان باشد . البته منظور من این نیست که باید بر علیه زنان اقداماتی صورت گیرد بلکه من به کج روی و زیاده خواهی گروهی از زنان ایرانی ، ایراد می گیرم . هم کودکان و هم زنان و هم مردان در جامعه ما مشکلاتی دارند که باید حل شود و نباید با افراطی گری به نفع یک طرف ، حقوق بقیه نادیده گرفته شود .


 برگرفته شده از asheghorreza.blog.ir


نظرات()   
   
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392  10:58
نوع مطلب: (مقالات ،) توسط: میلاد حمیدی

زن خیانتکار

سایت های زنان اغلب مواقع با متهم کردن مردان در زمینه خیانت ها و چند همسری و مزاحمت برای نوامیس و انحرافات اخلاقی یاد می کنند. زنان را تبرئه میکنند. حتی برای عناد ورزان بی دین و بدحجاب و زنان منحرف مصونیت کامل قضایی و قانونی می خواهند و خواستار برداشتن هر گونه مجازات برای بی حجابی و بدحجابی و حتی زنای محصنه هستند. از سوی دیگر دقیقا با دیدی دوگانه و یک بوم و دو هوا سعی می کنند قوانین خشونت علیه زنان را به تصویب برسانند.

برای اینکه کمتر ضایع شوند پسوند قانونشان را بعد از زنان کودکان و یا خانواده می گذارند و خودشان را پشت این عناوین مخفی میکنند! در حالی که از مصادیق اصلی خشونت علیه مردان تحریک جنسی آنها با پوشیدن لباسها و آرایش های تحریک کننده و سرکوب میل جنسی آنهاست!

همیشه پای زن در میان است! جای هیچ بحث و جدلی نیست. زیرا اگر زنان عفیف باشند بی قید ترین مردان هم نمی توانند کاری بکنند. در مقابل تقاضای مردان هوسباز همیشه یک پذیرشی وجود دارد.

این پذیرش از سوی زنان وجود دارد که فساد رخ می دهد. و اغلب متقاضیان روابط خائنانه خود زنان هستند.

زن خیانتکار این روزها واقعیتی ننگین در جامعه است!  اگر فمینیست ها طرفدار دیدگاه تساوی گرایانه هستند که نیستند، پس باید دیدگاه یکسانی در مجازات ها و نگرش ها نسبت به زنان و مردان داشته باشند. حتی دیدگاه مساوی در وظایف. نه اینکه پای مسئولیت و مجازات که برسد بگویند ما زنیم و پای حق و حقوق که برسد بگویند ما انسانیم. از همین جا دروغ و حماقت فمینیست ها آشکار می شود و از آنها جاهل تر و احمق تر آنهایی که تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان به شکل سکولار و غیر شرعی و بعضا برای خود شیرینی قدرت و امکانات و تریبون ها را با نامهای جعلی زنان و خانواده و یا زنان و کودکان  ، در اختیار فمینیست های کذاب و دروغگو قرار می دهند!

این دیدگاه که زنان پاک و معصوم هستند باید در جامعه شکسته شود. لااقل در جامعه ای که تریبونهایش آلوده به فمینیسم و زن زدگی شده است و گرفتن حقوق از مردان و دادن آنها به زنان یک افتخار و نشانه پیشرفت قلمداد می شود. این را در تمام عرصه ها و شئون می توان دید. متاسفانه جامعه و فضای سیاسی به شدت مسموم زنگرایی و زن سالاری و زن زدگیست.

بحث ما بحث کشمکش نیست. بحث حقوق مرد است تا با این حقوق بتواند دامان زن و خانواده اش را حفظ کند.

 


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]