تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیستی



 خالکوبی فمینیستی ترانه علیدوستی
انتشار تصاویری از خالکوبی دست ترانه علیدوستی در نشست خبری شب  فیلم فروشنده. در حالی که برخی خبرگزاری‌ها با ادیت عکس علیدوستی خالکوبی روی دست او را محو کرده بودن انتشار برخی تصاویر از سوی عکاس‌های حاضر در مراسم شب گذشته نشان می‌داد که بازیگر فیلم فروشنده نشان گروه pro choice که جنبشی است برای قانونی کردن سقط جنین را روی دستش خالکوبی کرده بود. واکنش‌های مختلف به این تصویر موجب شد تا ترانه علیدوستی در حساب توئیترش به این مسئله واکنش دهد و ضمن به اشتراک گذاشتن پست یک سال پیشش درباره تعریف دقیق فمنیست بنویسد: Keep calm and YES I'm a feminist

             بسته سه شنبه

جعفر شجونی نیز در گفت و گو با آرمان با عنوان « ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند » بیان کرده است: در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن. ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.



نظرات()   
   

به دنبال بحث اساسی تحریف فمنیستی در ادیان، لازم شد تا سیر این تحریف ها  در طول تاریخ معاصر ایران و در دین مبین اسلام بررسی شود. تغییر 180در جه ای موضع  در حوزه زنان، طی 50 سال  بسیار تامل برانگیز است و کاملا رد پای تفسیر به رای های شیطانی را می توان حس کرد و البته نتایج این تفسیر به رای ها را در جامعه به وضوح می توان دید. مطالب زیر از وبلاگ شجاعانه برای وطنم ذکر شده است.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (1)

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. . بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند حیرت انگیز باشد .


مرحوم مدرس

 

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست


مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان :

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوّامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».



نظرات()   
   

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

رفتار برخی اصولگرایان به رفتار دیو در شاهنامه فردوسی می ماند. دیوها در شاهنامه فردوسی همیشه برعکس خواسته طرف مقابل و یا خلاف چیزی را که به آن اظهار می کنند عمل می کنند.
یعنی می گویند زن وظیفه اصلی اش خانه داری و شوهرداری است و اینطور نشان می دهند که پیرو رهبر و مطیع دین و مراجع هستند اما در عمل همه جا را پر از زن می کنند و این همه پسر بیکار و دختر مجرد تشکیل می شود!
یا اینکه اگر هم بخواهند کاری در این راستا بکنند عمدا یا ناشیانه به بدترین شکل ممکن انجامش می دهند و بطور کل آن موضوع را ضایع می کنند.
مثل همین تفکیک جنسیتی شهرداری تهران که ما از آن بعنوان طرح فمینستی معکوس یاد می کنیم که به نظر می رسد نقش اتاق فکر های فمینیستی را نباید در ظهور و بروز این سناریو نادیده گرفت تا سیل عظیمی از جو فمینیستی و فشار به دولت و نظام آن هم در این برهه حساس با سوء استفاده فمینیست های وطنی از جو بین الملل برای پیشبرد اهداف ضد بشری با نام حقوق بشر ایجاد شود و همچنین زمینه برای نشر بیشتر گفتمان فمینیستی فراهم شود.
چرا که هنوز این مساله در حد جلسه و صورت جلسه امضا نشده بود که توسط اصحاب شهرداری رسانه ای شد.
این در حالی است که مردان در ایران بعد از سالها از پایمال شدن حقوق شرعی شان و قوانینی که بر علیه آنها تصویب می شود و یا حقوقی که توسط قانون گذاری های بد و تبعیضات فمنیستی از آنها ضایع می شود بی خبرند!


دیو شهرداری تهران


شهرداری تهران


متن زیر برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس هاشمی ( دفتر مشق روزهای زندگی )می باشد:


شهرداری تهران در زمینه اجرای و طراحی برنامه های فمینیستی جلو دار است. نمونه بارز آن در طرح ها و برنامه های زن محور این نهاد است که همه ساله، خرج بسیاری برای چنین برنامه هایی می گردد. در تازه ترین دور از این برنامه های فمینیستی که علی الظاهر با شعار اسلامی به ورطه عمل گذاشته شده طرح تفکیک جنسیتی زنان از مردان در شهرداری تهران می باشد که مخالفت ها و موافقت های افراد مختلف را در بر داشته است. بدین منظور چند نکته که در این بین نادیده گرفته شده است را لازم می بینیم ذکر نماییم.


تفکیک جنسیتی یا انحصار سازی مشاغل شهرداری برای زنان؟    

طرح تفکیک جنسیتی شهرداری تهران، طرحی با دغدغه اسلامی و دینی نیست و صرفا برنامه ای فمینیستی برای بنیادینه کردن زن سالاری در نهادهای شهری می باشد(1) که با توجه به الگو قرار گرفتن شهرداری تهران توسط دیگر شهرداری های کشور، می تواند تبعات نامطلبوب اجتماعی و فرهنگی را برای جامعه به همراه داشته باشد. طراحان این برنامه، علت آن را فقط در رفاه حال زنان دانسته و به زوایای دیگر آن اشاره نکرده اند. تجربه انجام تفکیک جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که هر وقت چنین تصمیمی اجرا شده است دود آن بیشتر از همه به چشم مردان و پسران رفته است و باعث محروم شدن آنان از حقوق شان گردیده است(4).

اختصاص مشاغل طولانی به آقایان موجب رفاه حال زنان و دختران مجرد  
 
به طور مثال هم اکنون جمعیت غالب کارمندان شهرداری و شرکتهای همکار شهرداری تهران را دختران و زنان (که بخش عمده ای از آنها بدحجاب هستند) تشکیل می دهند که بخش عمده ای از آنان مجرد هستند و دغدغه خانواده و تربیت فرزند و شوهر ندارند و تعطیلی در سر موقع، فرصتی برای رفاه حال آنان و شرکت در برنامه های دیگر(همچون کلاس های متفرقه و تفریح و حضور پر ذرق و برق در اجتماع) فراهم می نماید. لذا مطرح نمودن «حضور بیشتر زنان در خانواده» فقط یک عوام فریبی است. در این طرح همچون بسیاری از طرح هایی که در کشور ما اجرا می شود، دین به عنوان ابزاری برای پوشش نیت پشت پرده قرار می گیرد و برای همراه کردن افکار عمومی و علی الخصوص قشر متدین جامعه به دلایلی همچون غیرت دینی و پرهیز از روابط نامحرم اشاره می گردد. جدا از اینکه تعداد پرسنل زن دولتی و شهرداری آنقدر زیاد است که چنین طرح هایی برای رسیدن به هدف مذکور (پرهیز از روابط زن و مرد) ابتر خواهد بود و این راه حل چنین مسائلی نیست.

ثابت ماندن نرخ استخدام زنان در یک نرخ حداقلی بالا 

 
از طرفی اختصاصی کردن فضای کاری برای زنان باعث تقسیم کارها بین دو جنسیت شده و به همین روال، شیوه استخدام ها نیز تغییر کرده و نرخ استخدام زنان در شهرداری در درصد بالایی پابرجا می ماند. به عبارت بهتر این طرح کمک می کند تا روز بروز بر درصد کارمندان زن شهرداری اضافه شود و تخصص های پرسنل، تحت تاثیر جنسیت آنان افت یا پیشرفت کند. مثلا ممکن است شهردار زن منطقه ای، بیشتر اموراتش را به زنان بسپرد و مردان را منزوی نماید یا شهردار مردی بخواهد از زنان یا مردان کمتری در تصمیم گیری های خود استفاده کند. که متاسفانه از اینگونه زنان فمینیست و مردان بی هویت در شهرداری و نهاد های دولتی کشور به کرات دیده می شود.

تحقیر شخصیت مرد و تقلیل هویت آن به یک موجود سراپا جنسی 
 
موضوع دیگری که در این طرح دیده می شود تقلیل شخصیت مرد به یک موجود شهوانی و جنسی است. به عبارت بهتر وقتی جایی را تفکیک جنسیتی می کنیم، نگاه ها به حضور مرد و زن در یک مکان بد شده و مردم به همان زن و مردی که تا دیروز با هم و در یک محیط کاری، فعالیت می کردند اگر پس از اجرای چنین طرحی در کنار هم قرار گیرند به دید بد نگریسته و علی الخصوص این نوع نگاه، بیش از آنکه زنان را قربانی نماید مردان را دچار خجالت و شرم و حیا و گوشه گیری می نماید.
این روند دقیقا شبیه تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس است. زنان به راحتی در میان مردان می ایستند و می نشینند و کسی به آنها چشم خیره و اخم نمی کند ولی به صرف حضور مردان در واگن زنان، به دلایل مختلف همچون کمبود جا و همراه بودن با خانواده، نگاه های خشم آلود برخی افراد متعصب و تندرو روانه آنها می شود.
واضح است مترادف کردن شخصیت و هویت مرد با «یک موجود شهوتران»(2) یکی از راهبردهای ژورنالیستی فمینیست هاست تا بدین وسیله هم بر طبل مردسالاری بکوبند و منتقدین زن سالاری را طرد و دفع نمایند و هم دم از مظلومیت و ضعیف بودن خویش بزنند تا بدینوسیله امتیازات بیشتری برای خود دست و پا کنند و قوانین تبعیض آلود و فمینیستی بیشتری را به تصویب برسانند.

اولویت دهی به استخدام سروران(آقایان) به جای بانوان(زنان) در عوض طرح های فمینیستی

   
از زاویه دیگر نیز این طرح ناشیانه است. به عنوان مثال آقای قالیباف در پاسخ به انتقادات گفته است که ما غیرت دینی داریم(3). حال سوالی که از ایشان می توان پرسید این است که با وجود نرخ بالای بیکاری در پسران جوان و افزایش روز افزون آمار زندگی مجردی در دختران و زنان مطلقه، آیا بهتر نیست بجای طرح های این چنینی در تعداد و ارقام استخدام زنان و دختران در شهرداری و شرکت های زیرمجموعه تجدید نظر کرد و برای حفظ بنیان خانواده، استخدام پسران را بر دختران اولویت داد و تا پسری بیکار است دختری را استخدام نکرد؟ آیا اشتغال پسران و کاهش استخدام زنان و دختران باعث افزایش آمار ازدواج و استحکام خانواده و کاهش روابط نامشروع نمی شود؟ و با وجود کارمندان مرد زیاد(برعکس وضعیت فعلی که مردان در اقلیت قرار گرفته اند)، دیگر نیازی به اجرای چنین طرح هایی احساس نمی شود؟

مدیر و شهردار و ارشد شدن زنان ضروری است! ولی تایپیست و آبدارچی و منشی شدن زنان ممنوع! 

 
اگر اظهارات مسئولان شهرداری تهران و علی الخصوص شخص آقای قالیباف درباره دغدغه دینی و شرعی و داشتن غیرت درست باشد می بایست چنین طرح هایی برای زنان شهردار و مدیر کل نیز به اجرا درآید و در جلساتی که بین شهردار تهران و زنان مسئول برگزار می گردد نیز جوانب احتیاط به عمل آید و از حضور یک مرد در بین زنان به دلیل متزلزل شدن بنیان خانواده مدیران زن شهری نیز جلوگیری به عمل آید و ساعت کاری این دسته از زنان نیز محدود شود. چرا که بر خلاف کارمندان مرد شهرداری که برخی بد اخلاق و اضافه وزن داشته و تناسب اندام به هم ریخته ای دارند، شخص شهردار تهران سرآمد زیبایی و عشق و مهربانی است!
یا سوالی که ذهن پرسشگران را درگیر خود می کند آن است که اگر تفکیک جنسیتی طرحی لازم الاجرا است چرا در شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود و در روابط زنان و مردان مجلس محدودیت اعمال نمی شود؟ آیا تا زمانی که تعداد زنان در محیطی کم است چنین قوانینی خلاف شأن زنان است ولی به محض آنکه درصد حضور زنان در مشاغل و اجتماعات به رقم قابل توجهی رسید چنین طرح هایی، ضرورت پیدا می کند؟
با این وجود به نظر می رسد این طرح، نه یک طرح دینی و اسلامی، بلکه طرحی فمینیستی است که بنا به گفته طراحان آن در جهت تکریم بانوان (بخوانید بنیادینه کردن زن سالاری در شهرداری) انجام گرفته است و هدف آن کنار گذاشتن تدریجی مردان از مدیریت شهری و اشتغال در شهرداری است. طرحی که مطمئنا ضرر های فرهنگی و اقتصادی زیادی برای مردان شاغل در شهرداری به ارمغان خواهد آورد. و فراموش نکنیم که فمینیسم ایرانی، نوع خشن و غیرانسانی غربی است و تنها تفاوت آن در این است که چند متر پارچه وارداتی سیاه رنگ بر روی آن انداخته شده تا خدا راضی باشد! نگاهی به رویکرد سایت های فمینیستی نیز به خوبی نشان می دهد که آنها از هر خبری که مرتبط با دسته «زنان» باشد در جهت اهداف فمینیستی استفاده می نمایند چه آنکه آن اتفاق به نفع زنان باشد و به ضرر مردان(5).

پی نوشت:  
1. یک عضو خانم شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا:
زنان را از شهرداری اخراج نکردیم، ارتقا دادیم/ حمایت از تفکیک جنسیتی پرسنل شهرداری
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=186935
2. دامن زدن به ناامنی با توسل به اخبار دروغ:
نیمی از دختران ایران تجربه آزار جنسی دارند
http://www.daneshjoonews.com/archives/13445
3. قالیباف: باید زنان کارمند را از مردان جدا کرد
http://www.asriran.com/fa/news/346546
4. گزارش سهمیه بندی جنسیتی در سال ۹۳:
امسال کمتر از ۳۰۰ «رشته محل» به طور جداگانه برای دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه های مختلف کشور ارائه خواهد شد. از این تعداد ۱۶۴ رشته فقط به دانشجویان دختر و ۱۳۴ رشته تنها به دانشجویان پسر اختصاص یافته است.
http://www.daneshjoonews.com/archives/13515
5. مثل این دسته از اخبار:
تفکیک جنسیتی: تحقیر زنان در شهرداری تهران
http://www.rahesabz.net/story/84791/
امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: برخی تصور می‌کنند زنان عامل فساد هستند
http://aftabnews.ir/fa/news/255287/برخی-تصور-می‌کنند-زنان-عامل-فساد-هستند
نتایج جستجوگر گوگل در اینباره:
http://goo.gl/qWtj4d 


نظرات()   
   

شهیندخت


به نوشته یکی از سایت های زنان ، شهیندخت مولاوردی در یک برنامه رادیویی اظهار داشت که 19 میلیون زن در ایران نقش پدری را ایفا می کنند. وی در این برنامه رادیویی اظهاراتی فمینیستی را مطرح کرده و در این راستا خواستار بودجه ها و حمایت هایی شد که باید در این خصوص صورت گیرد.
سپس طبق معمول از اصطلاح مضحک زنانه شدن فقر در سخنانش استفاده کرد!
سوای اینکه این آمار به نظر درست نمی رسد. چرا که طبق آمارهایی که پیش تر از این مهندس علیرضا زاهدیان، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار گفته بود : " سرشماری سال 90 از 21 میلیون خانوار موجود در کشور، 2 میلیون و پانصد خانوار زن- سرپرست هستند، افزود: به عبارت دیگر در سال 90 سهم خانواده‌های زن- سرپرست نسبت به سال 85 از 9.5 درصد به 12.5 درصد افزایش یافته است. "

حال اگر ما فرض کنیم از سال 90 تا به امروز این آمار 3 برابر نیز شده باشد یا حتی با فرض محال  5 برابر شدن آن باز هم به 19 میلیون نفر نمی رسیم!
بعلاوه با وجود 21 میلیون خانوار در کشور پس مردان کجا رفته اند که 19 میلیون آن را زنان سرپرستی کنند؟

پاسخ میلاد حمیدی:

زنانه شدن فقر یک اصطلاح احمقانه و کوته فکرانه است. اگر راجع به خانواده صحبت می شود، که این معاونت منحوس نامش معاونت زنان و خانواده است، پس باید همه چیز کل نگرانه و خانوادگی دیده شود.
فقر مشمول خانواده است نه فرد. زنانه شدن فقر اصلا دارای معنای خارجی نیست. دارای معنای موهومی است.
بارها هم من گفتم. کاش به جای این افراد کم خرد و بی فکر عده ای عاقل و دلسوز برای خانواده بودند تا به جای اتخاذ مواضع فمینیستی و غیر ممکن به راه های عملی برای رفع مشکلات جامعه و خانواده می اندیشیدند.
این همه بودجه مستقیم و غیر مستقیم که صرف معاونت زنان و خانواده می شود و این همه هزینه که صرف ان جی او های زنان می شود. این همه هزینه که برای استخدام زنان به شکل نمایشی از جیب دولت برداشته می شود. این همه هزینه اضافی که نظام باید برای امنیت زنانی که در محیط های مردانه حضور دارند پرداخت کند. هزینه های درمانی اضافی که حضور اجتماعی زنان روی دست سیستم می گذارد. این همه بودجه که صرف امور بانوان وزارتخانه ها و شرکت ها می شود، اگر همه اینها جمع شود عین این ۱۹ میلیون دروغینی هم که نام برده شده همه حتی دیگر لازم نیست کار کنند.

سوای اینکه خیلی بیشتر از اینها دخترهای بی نیاز در شرکت های خصوصی و دولتی استخدام شده اند و جای یک زن سرپرست خانوار و یا مرد خانواده دار را اشغال کرده اند و حتی جلوی ازدواج پسران مجرد را گرفته اند.
اکثرشان یا طلاق گرفته هستند و یا مجرد و بدون خواستگار. حتی پسران شاغل در اطراف آنها هم حاضر نیستند با آنها ازدواج کنند و با بالارفتن آمار طلاق و سرکش شدن زنان شاغل و بی جنبگی آنها و نیاز مردان به  زن واقعی پسران تمایل دارند با دختران خانه دار ازدواج کنند.
بعلاوه باید دید که طبق آمارها و مصاحبه های مطبوعاتی مقامات قضایی و کارشناسان و محققان عامل نخست افزایش زنان سرپرست خانوار را طلاق اعلام کرده اند.
که الحق و الانصاف نباید نقش بی بدیل سیاست های زنانه و تمکین مسئولین از این سیاست های طاغوت مآبانه را  در رشد این آمارهای زشت  و نا امید کننده از نظر دور داشت!
این سیستم معیوب فمینیستی است که بخاطر اتخاذ سیاست های پلید مرکز یا معاونت زنان و تشکل های زنان و دخالت آنها در سیاست ایجاد شده است .
چرا که تا قبل از ظهور و بروز پلید آنها این معضلات و آشفتگی تا این حد نبود.


نظرات()   
   

دولت آقای خاتمی معصومه ابتکار را بعنوان معاون محیط زیست خود منصوب کرد. معصومه ابتکار ضمن اعمال فمینیستی فراوان ، کشور و منابع آن را فدای فمینیسم کرد. وی که در نوشتن یک کتاب فمینیستی بین المللی مشارکت می کرد، طی سفرهایش با فمینیست های دولتی وقت آن زمان و فمینیست های مجلس ششم برای شرکت در مجالس فمینیستی بین المللی، ایده هایی گرفت تا با ایجاد مراکز مردم نهاد تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان، به اعمال فمینیستی مشغول شود.

وی در ازای سکوت در مقابل اعمال فمینیستی که بانی آن بود در مقابل برداشت غیر مجاز از آب های زیرزمینی به منظور خودکفایی در گندم که دولت خاتمی همواره پز آن را می داد و همچنین نابودی دریاچه ی ارومیه سکوت اختیار کرد تا به راحتی به کارهای فمینیستی پرداخته شود.

برداشت های ناصحیح از آبهای زیرزمینی سبب از بین رفتن سفره های آب زیرزمینی و خشک شدن چاه ها گردید و دولت های بعدی برای تولید گندم با مشکلات عدیده مواجه شدند و عده زیادی از مردم کشور با مشکل تامین آب آشامیدنی دست و پنجه نرم کردند!

همچنین در حالی که مردان محیط بان غیور کشورمان در جاهای مختلف من جمله جنگل های مازندران شهید و جانباز و نقص عضو می شوند و با نازل ترین دستمزد و بدون مزایا کار می کنند و این همه بحران بیکای و مرد بیکار و پسر مجرد داریم که باید نان آور خانواده باشند، خانم ابتکار معاون و اطرافیان خود را پر از زنانی کرده است که با حقوق های میلیونی مشغول اهدافی خاص هستند.

همچنین شواهد نشان می دهد ایشان از امکانات دولتی برای مقاصد فمینیسم استفاده می کند که چندی پیش موجب رنجش خبرنگاران نیز شده بود و البته شواهدی که نشان می دهد ایشان مشغول کارهایی برای افغانستان و پاکستان و عراق نیز می باشد تا هم کشور محاصره فمینیستی شود و هم آن کشورها مانند ایران بنیان خانواده شان نابود  و مملو از طلاق و فساد شود.

لینک مطلب{ معاون رئیس جمهور و سو استفاده از امکانات دولتی برای فمینیسم)


به نقل از تابناک

قاتل دریاچه ارومیه، خانم ابتکار و مهندس چیت‌چیان هستند!

دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند و هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهند مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذرد، اندوهگین می‌شود، چرا که این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلان دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.
کد خبر: ۳۹۸۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۰ - 07 May 2014
تجمع و اعتراض اعضای چند تعاونی مسکن جلو مجلسنجات دریاچه ارومیه، یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود؛ وعده‌ای که امروز پس از گذشت حدود یک سال به هیچ کجا نرسیده است. آنچه در این چند ماه اتفاق افتاد، تنها تشکیل کارگروه نجات دریاچه و بررسی چندین باره‌‌ همان طرح‌های قدیمی بود. نتیجه این دیرکرد یک ساله، خشک شدن بیشتر دریاچه‌ای بود که این روز‌ها رو به مرگ کامل می‌رود. در طول حیات کوتاه همین دولت، حجم باقی‌مانده دریاچه از ۳۰ به ۱۵ درصد رسیده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، برگزاری سمینارهای پی در پی داخلی و خارجی درباره نجات جان دریاچه و انجام نشدن کارهای عملی، باعث شده تا بسیاری از کار‌شناسان محیط ‌زیست به این روند نجات اعتراض کنند.

اما داستان نجات دریاچه ارومیه،‌ داستانی قدیمی است که از زمان دولت خاتمی آغاز شده است. در آن سال‌ها عیسی کلانتری، دبیر کننی ستاد احیای دریاچه ارومیه ـ که در آن زمان مشاور رئیس‌جمهور بود ـ به رئیس‌جمهور وقت نامه‌ای نوشته و نسبت به بحرانی که دریاچه ارومیه را تهدید می‌کرد، هشدار داده بود.

قاتل دریاچه ارومیه خانم ابتکار و مهندس چیت چیان هستند! 

در زمان دولت گذشته و در سال ۸۹ در جریان دور سوم سفرهای استانی احمدی‌نژاد به آذربایجان غربی، کارگروه نجات دریاچه به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور وقت تشکیل شد تا پاسخی باشد به مطالبات زیست‌محیطی مردم منطقه؛ تا این تاریخ به گفته مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست آذربایجان غربی ۵۳ درصد از مساحت دریاچه خشک شده بود.

یک سال بعد در شهریور ۱۳۹۰، نتیجه فعالیت‌های این کارگروه به آگاهی مردم رسید. علی نظری دوست، رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند ‌برای نجات جان دریاچه ۲۴ طرح با اعتبار ۱۳ هزار میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.

وی همچنین از حضور مشاوری بین‌المللی در زمینه احیای دریاچه ارومیه خبر ‌و هشدار می‌دهد ‌در صورت ادامه روند کنونی و با توجه به گرم‌تر شدن ۲ درجه‌ای هوا، اگر کاری انجام نشود، خشک شدن دریاچه ارومیه تا چهار سال آینده حتمی خواهد بود.


نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در گفت‌و‌گو با تابناک ‌می‌گوید: دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند، ولی هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهد مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذ‌رد، متأثر می‌شود، این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلین دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.

وی گفت: اگر دریاچه خشک شود، سه میلیون تن از اهالی اطراف دریاچه آواره خواهند شد. تجسم کنید اگر این دریاچه خشک شود، مردم به مرکز ایران هجوم خواهند آورد. مسئولینی که با کارهای غیرقانونی، موجبات خشک شدن دریا را به بار آورده‌اند، عامل آوارگی‌ها و فسادی خواهند بود که در این منطقه پدید خواهد آمد.

چرا نمی‌آیند و واقعیت را ‌نمی‌گویند؟ چرا نمی‌گویند که خانم ابتکار مجوز این سد‌ها را داده ‌و این آقای چیت‌چیان ـ که زمانی نماینده مردم تبریز بوده ـ باعث این کار شده است. متهمین اصلی این فلاکت ابتکار و چیت‌چیان هستند که در محکمه الهی و مردمی باید محاکمه شوند؛ این‌ها قاتل هستند.

ما با آب شرب مخالف نیستیم، ولی این‌ها آبی را که باید به دریاچه می‌ریخت، به کارخانه‌جات پتروشیمی و ذوب‌آهن و فضای سبز ‌‌تبریز برده‌اند. چرا به اسم دریاچه ارومیه آب را از ارس به دشت گل فرج برده‌اند که نه تنها آب زه‌کشی آن به دریاچه ارومیه نمی‌رسد، بلکه شیب آب هم به طرف ارس است؟!

کسانی که در کلنگ‌زنی‌ها پشت رئیس‌جمهور و معاونان وی می‌ایستادند، مسئول این کارند. معاون وزارت نیرو هنگامی که می‌خواستند پروژه ارس را اجرا کنند، گفت: از این آب یک قطره نصیب دریاچه نخواهد شد، ولی آقایان به خاطر اینکه در جلو دوربین‌های تلویزیون ژست مردم‌دوستی بگیرند، ادعا می‌کنند که به فکر مردم هستند.

از نظر من ‌پروفسور «کردوانی»‌ مادر کویر‌شناسی ایران ‌که با دوربین به کویر نگاه می‌کند، نباید در رابطه با دریاچه ارومیه صحبت کند. اجازه دهد کار‌شناسان در این ‌باره نظر دهند، کسی دیده ما راجع به کویر صحبت کنیم؟ هر کس تخصص خود را دارد و بگذارد کار‌شناسان آب و دریا در این ‌باره اظهارنظر کند.


وی در پاسخ به اینکه آیا امیدی به احیای دریاچه ارومیه است، گفت: اگر جمهوری اسلامی بخواهد می‌تواند. مطالعات در این بار تمام شده است. تمام متخصصین از همه جای دنیا آماده همکاری هستند و کارخانه‌های لوله‌سازی برای انتقال آب از حوزه‌های دیگر اعلام آمادگی کرده‌اند.

در دنیا دریاهای زیادی خشک شده است؛ اما اگر ما نگذاریم اینجا خشک شود، ‌افتخار بزرگی برای کشور ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود؛ بنابراین، باید با مدیریت درست آب و آزاد کردن آب پشت سد‌ها و قطع آب تبریز و برخی کارهای دیگر، دست‌کم بخشی از آن نجات پیدا کند.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
html] [/html]