کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیستی



 خالکوبی فمینیستی ترانه علیدوستی
انتشار تصاویری از خالکوبی دست ترانه علیدوستی در نشست خبری شب  فیلم فروشنده. در حالی که برخی خبرگزاری‌ها با ادیت عکس علیدوستی خالکوبی روی دست او را محو کرده بودن انتشار برخی تصاویر از سوی عکاس‌های حاضر در مراسم شب گذشته نشان می‌داد که بازیگر فیلم فروشنده نشان گروه pro choice که جنبشی است برای قانونی کردن سقط جنین را روی دستش خالکوبی کرده بود. واکنش‌های مختلف به این تصویر موجب شد تا ترانه علیدوستی در حساب توئیترش به این مسئله واکنش دهد و ضمن به اشتراک گذاشتن پست یک سال پیشش درباره تعریف دقیق فمنیست بنویسد: Keep calm and YES I'm a feminist

             بسته سه شنبه

جعفر شجونی نیز در گفت و گو با آرمان با عنوان « ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند » بیان کرده است: در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن. ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.



نظرات()   
   

به دنبال بحث اساسی تحریف فمنیستی در ادیان، لازم شد تا سیر این تحریف ها  در طول تاریخ معاصر ایران و در دین مبین اسلام بررسی شود. تغییر 180در جه ای موضع  در حوزه زنان، طی 50 سال  بسیار تامل برانگیز است و کاملا رد پای تفسیر به رای های شیطانی را می توان حس کرد و البته نتایج این تفسیر به رای ها را در جامعه به وضوح می توان دید. مطالب زیر از وبلاگ شجاعانه برای وطنم ذکر شده است.

جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست (1)

امروزه تقریبا زنان هیچ محدودیتی در ورود به جامعه و درس خواندن و اشتغال در بخش دولتی و خصوصی و ورود به عرصه سیاست ندارند در حالی که تا همین 50 سال پیش زنان حتی حق رای در این کشور نداشتند چه برسد به دخالت در سیاست. اولین بار که طبق معمول به پیروی از غرب بحث حق رای برای زنان مطرح شد با مخالفتهای بسیار شدیدی از سوی مردم و علما و مراجع تقلید مواجه شد و تقریبا همه بزرگان روحانیت و مراجع تقلید حق رای زنان و دخالت آنها در سیاست را خلاف شرع و حرام دانستند!!

خلاصه ای از نظرات موافق و مخالف درباره موضوع دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی که در چند یادداشت به آن اشاره خواهد شد هم برای آشنایی با روند تاریخی موضوع می تواند جالب باشد و هم مباحث مطرح شده در آن زمان درباره موضوع حضور اجتماعی زنان می تواند برای امروز هم راه گشا باشد چون بهانه ها و توجیهات مدافعان حضور نامحدود زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی با گذشته تفاوت چندانی نکرده است و خوب است پاسخ های مخالفان این موضوع بویژه مذهبیون و علما در آن زمان به آگاهی نسل امروز برسد هر چند دیگرخبر چندانی از آن مخالفت ها نیست و امروزه شاهد هستیم که حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی ( حتی جلوتر از مردان ) به افتخاری برای بسیاری از مدعیان دین و مذهب تبدیل شده است و در عین حال تغییر موضع و کوتاه آمدن روحانیت در این باره ( با وجود مخالفتهای صریح و شدید گذشته) در نوع خود جالب توجه است. . بررسی جنجالهای حضور اجتماعی و دخالت زنان در سیاست طی 50 - 60 سال اخیر که در چند یادداشت بعد از این خواهد آمد برای آشنایی با روند تغییر نگرش ها نسبت به چالشی ترین مباحث فرهنگی و اجتماعی می تواند حیرت انگیز باشد .


مرحوم مدرس

 

مخالفت روحانیت با حق رأی و دخالت زنان در سیاست


مخالفت مرحوم مدرس با حق رأی زنان :

یک بار در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد که شگفت می‌نمود، اما هیچ زمینه‌ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است كه لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره‌اند كه عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این كه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوّامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بكنند كه خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود كه اجمالاً عرض شد».



نظرات()   
   

در مناظره ها و مباحث هیچ وقت امکان ندارد یک فمینیست بتواند دلیل شرعی و عقلی بیاورد.

اینها یا مجبورند واقعیت های دین را دستکاری کنند. یا اینکه واقعیت ها را نصفه بیان کنند(مثلا بیان کردن حقوق ویژه مردان بدون اشاره کردن به حقوق ویژه زنان برای مظلوم نمایی و جو سازی) و  یا اینکه با لابی و فشار به هدف خود برسند.

اما اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد آنها از چه روش هایی استفاده می کنند؟

اینجا آنها از 3 روش استفاده میکنند:

1- شلوغکاری رسانه ای در داخل و خارج و تاکید بر یک دروغ و سیاهنمایی و همچنین تخریب و فریب  افکار عمومی با استفاده از سرمایه ها و امکانات بادآورده ای که غرب و خود دولت و مجلس در اختیارشان می گذارد.

2- برگزاری نشست ها و سمینارها و جلسات در فرهنگسراها یا سالن ها یا دانشگاه ها بخصوص دانشگاه الزهرا  برای تهیه خوراک های خبری برای سایت های خبرگزاری و تحلیلی و خبری زنان و روزنامه ها، تا از طریق اظهارات فمینیستی برای در دست گرفتن افکار اقدام نمایند.

3- استراتژی برچسب زدن: این روش دیگر به معنی زوزه و گریه فمینیست هاست. وقتی که هیچ یک از این روش ها به نتیجه نمی رسد. برچسب هایی مثل داعشی، تند رو، طالبانی، متحجر، عقب مانده و ... (نمونه این برچسب ها را در بیانات فعالان زن من جمله معاون زنان آقای روحانی می توان دید که به وفور از زبان امثال وی شنیده می شود).

در نتیجه شما از دید فمینیست های چادر به سر ایرانی به دو دسته تقسیم می شوید. یا اینکه موافق تفکرات صد درصد غلط آنها هستید یا اینکه اگر نیستید قطعا داعشی هستید!

در واقع خدا پدر و مادر صهیونیسم و فراماسونری را بیامرزد که از هر دینی و صنفی یک سری تند رو ها در بلاد مختلف جهان را برای تخریب دین و اعتقادات و بر هم زدن ایمان و نظم در جامعه ایجاد کرد تا دستاویز افرادی باشد که در کشورهای مختلف تحت عناوین مثل حقوق بشر و حقوق زنان و فعال زنان و ... اهداف از پیش تعیین شده آنها را دنبال کنند و در ضمن بهانه و دستاویز خوبی باشد برای امثال اینها تا به اهداف خود برسند.

در اینجا ما قصد داریم قدری به توضیح مورد سوم بپردازیم:

یکی از وسیله های فهماندن عموم مردم در مورد یک مطلب، برچسب گذاشتن روی آن مطلب است. برچسب ها کلماتی شناخته شده هستند که حاوی مفاهیمی که از ماجرایی متولد شده اند، می باشند. چیزی که مردم به عینه دیده اند. شما با شنیدن کلمه ی «تروریست» اولین چیزی که به ذهنتان می آید چیست؟! برج های دوقلو، طالبان، سربازانی با پوشش سیاهی بر سر و صورت که مردم را قتل عام می کنند و کشت و کشتار. در بچگی پدر و مادر برای هشدار دادن فرزندانشان از خطرات از واژه های «جیز»، «بد»، «لولو» و چیزهایی که بچه از آن می ترسید، استفاده می کردند. حتی روحانیون هم از آن استفاده می کنند: «نجس»! چیزهایی که اغلب دارای آلودگی و مضرات دیگر هستند در اسلام نجس به شمار می آیند. مردم برای دولت مثل فرزندان پدر و مادر هستند. عمومی که چیزی از سیاست نمی دانند! خوب همان طور که گفته شد رشته های زیادی از برچسب ها برای فهماندن عموم بهره می برند. این برچسب ها پس خیلی مفید هستند!! مشکلی که در این جا وجود دارد، تبدیل مفاهیم دقیق به برچسب های عمومی گاهی دقت کار را چنان پایین می آورد که به راحتی می توان از آن سوء استفاده کرد. در این حال اخبار می تواند بر چسب تروریسم را روی جهاد بگذارد و آن را با این یکی کند! در ایران خودمان هم کم نداریم: "فتنه گر"، "منافق"، "ضدنظام"، "کافر"، "غربی" ... .

یاد آوری می کنم که برچسب زدن هم می تواند مفید باشد و هم مضر. در بحث فمینیسم شما زمانی که به بحث منطقی با یک فمینیست می پردازید برگ برنده ی ایشان همان برچسب ها - سفسطه را هم فاکتوری دیگر می توان در نظر گرفت - هستند. کلماتی کوتاه و بسیار مؤثر و سریع بر ذهن شنونده! گزیده ای از این برچسب ها را می توانید در ذیل مشاهده کنید و تاثیر آن را روی روان شنونده بخوانید:

- "آدم های متحجری چون شما مانع پیشرفت زنان می شوند!": شنونده فکر می کند که فرد مذکور حتی مخالف تحصیل زنان است.

- "این قوانین بر ضد حقوق زنان است!": شنونده فرد مذکور را ظالم بر زنان می بیند.

- "شما بهتر است به عربستان بروید!": شنونده به یاد زنده به گور کردن باستانی دختران عرب می افتد.

- "دیدگاه شما تندرو و افراطیست!": در ذهن شنونده کشت و کشتار طالبان مجسم می شود.

- "شما سنتی اندیش و متحجر هستید!": شنونده مردان ظالم و نادان کتک زن در فیلم هایی با تم قدیم را به یاد می آورند. هم چنین این مفهوم در مقابل روشن فکری قرار می گیرد که آن هم خود یک برچسب است!

- "بی ادب!": شنونده فرد را بی فرهنگ و ضد ارزش های جامعه می داند.

- "اینجا مرد سالاری حاکم است!": همه ی حقوق خاص مردان یکجا و خالص وارد ذهن شنونده می شود بدون اینکه حقوق خاص زنان در کنار آن در نظر گرفته شود.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

رفتار برخی اصولگرایان به رفتار دیو در شاهنامه فردوسی می ماند. دیوها در شاهنامه فردوسی همیشه برعکس خواسته طرف مقابل و یا خلاف چیزی را که به آن اظهار می کنند عمل می کنند.
یعنی می گویند زن وظیفه اصلی اش خانه داری و شوهرداری است و اینطور نشان می دهند که پیرو رهبر و مطیع دین و مراجع هستند اما در عمل همه جا را پر از زن می کنند و این همه پسر بیکار و دختر مجرد تشکیل می شود!
یا اینکه اگر هم بخواهند کاری در این راستا بکنند عمدا یا ناشیانه به بدترین شکل ممکن انجامش می دهند و بطور کل آن موضوع را ضایع می کنند.
مثل همین تفکیک جنسیتی شهرداری تهران که ما از آن بعنوان طرح فمینستی معکوس یاد می کنیم که به نظر می رسد نقش اتاق فکر های فمینیستی را نباید در ظهور و بروز این سناریو نادیده گرفت تا سیل عظیمی از جو فمینیستی و فشار به دولت و نظام آن هم در این برهه حساس با سوء استفاده فمینیست های وطنی از جو بین الملل برای پیشبرد اهداف ضد بشری با نام حقوق بشر ایجاد شود و همچنین زمینه برای نشر بیشتر گفتمان فمینیستی فراهم شود.
چرا که هنوز این مساله در حد جلسه و صورت جلسه امضا نشده بود که توسط اصحاب شهرداری رسانه ای شد.
این در حالی است که مردان در ایران بعد از سالها از پایمال شدن حقوق شرعی شان و قوانینی که بر علیه آنها تصویب می شود و یا حقوقی که توسط قانون گذاری های بد و تبعیضات فمنیستی از آنها ضایع می شود بی خبرند!


دیو شهرداری تهران


شهرداری تهران


متن زیر برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس هاشمی ( دفتر مشق روزهای زندگی )می باشد:


شهرداری تهران در زمینه اجرای و طراحی برنامه های فمینیستی جلو دار است. نمونه بارز آن در طرح ها و برنامه های زن محور این نهاد است که همه ساله، خرج بسیاری برای چنین برنامه هایی می گردد. در تازه ترین دور از این برنامه های فمینیستی که علی الظاهر با شعار اسلامی به ورطه عمل گذاشته شده طرح تفکیک جنسیتی زنان از مردان در شهرداری تهران می باشد که مخالفت ها و موافقت های افراد مختلف را در بر داشته است. بدین منظور چند نکته که در این بین نادیده گرفته شده است را لازم می بینیم ذکر نماییم.


تفکیک جنسیتی یا انحصار سازی مشاغل شهرداری برای زنان؟    

طرح تفکیک جنسیتی شهرداری تهران، طرحی با دغدغه اسلامی و دینی نیست و صرفا برنامه ای فمینیستی برای بنیادینه کردن زن سالاری در نهادهای شهری می باشد(1) که با توجه به الگو قرار گرفتن شهرداری تهران توسط دیگر شهرداری های کشور، می تواند تبعات نامطلبوب اجتماعی و فرهنگی را برای جامعه به همراه داشته باشد. طراحان این برنامه، علت آن را فقط در رفاه حال زنان دانسته و به زوایای دیگر آن اشاره نکرده اند. تجربه انجام تفکیک جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که هر وقت چنین تصمیمی اجرا شده است دود آن بیشتر از همه به چشم مردان و پسران رفته است و باعث محروم شدن آنان از حقوق شان گردیده است(4).

اختصاص مشاغل طولانی به آقایان موجب رفاه حال زنان و دختران مجرد  
 
به طور مثال هم اکنون جمعیت غالب کارمندان شهرداری و شرکتهای همکار شهرداری تهران را دختران و زنان (که بخش عمده ای از آنها بدحجاب هستند) تشکیل می دهند که بخش عمده ای از آنان مجرد هستند و دغدغه خانواده و تربیت فرزند و شوهر ندارند و تعطیلی در سر موقع، فرصتی برای رفاه حال آنان و شرکت در برنامه های دیگر(همچون کلاس های متفرقه و تفریح و حضور پر ذرق و برق در اجتماع) فراهم می نماید. لذا مطرح نمودن «حضور بیشتر زنان در خانواده» فقط یک عوام فریبی است. در این طرح همچون بسیاری از طرح هایی که در کشور ما اجرا می شود، دین به عنوان ابزاری برای پوشش نیت پشت پرده قرار می گیرد و برای همراه کردن افکار عمومی و علی الخصوص قشر متدین جامعه به دلایلی همچون غیرت دینی و پرهیز از روابط نامحرم اشاره می گردد. جدا از اینکه تعداد پرسنل زن دولتی و شهرداری آنقدر زیاد است که چنین طرح هایی برای رسیدن به هدف مذکور (پرهیز از روابط زن و مرد) ابتر خواهد بود و این راه حل چنین مسائلی نیست.

ثابت ماندن نرخ استخدام زنان در یک نرخ حداقلی بالا 

 
از طرفی اختصاصی کردن فضای کاری برای زنان باعث تقسیم کارها بین دو جنسیت شده و به همین روال، شیوه استخدام ها نیز تغییر کرده و نرخ استخدام زنان در شهرداری در درصد بالایی پابرجا می ماند. به عبارت بهتر این طرح کمک می کند تا روز بروز بر درصد کارمندان زن شهرداری اضافه شود و تخصص های پرسنل، تحت تاثیر جنسیت آنان افت یا پیشرفت کند. مثلا ممکن است شهردار زن منطقه ای، بیشتر اموراتش را به زنان بسپرد و مردان را منزوی نماید یا شهردار مردی بخواهد از زنان یا مردان کمتری در تصمیم گیری های خود استفاده کند. که متاسفانه از اینگونه زنان فمینیست و مردان بی هویت در شهرداری و نهاد های دولتی کشور به کرات دیده می شود.

تحقیر شخصیت مرد و تقلیل هویت آن به یک موجود سراپا جنسی 
 
موضوع دیگری که در این طرح دیده می شود تقلیل شخصیت مرد به یک موجود شهوانی و جنسی است. به عبارت بهتر وقتی جایی را تفکیک جنسیتی می کنیم، نگاه ها به حضور مرد و زن در یک مکان بد شده و مردم به همان زن و مردی که تا دیروز با هم و در یک محیط کاری، فعالیت می کردند اگر پس از اجرای چنین طرحی در کنار هم قرار گیرند به دید بد نگریسته و علی الخصوص این نوع نگاه، بیش از آنکه زنان را قربانی نماید مردان را دچار خجالت و شرم و حیا و گوشه گیری می نماید.
این روند دقیقا شبیه تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس است. زنان به راحتی در میان مردان می ایستند و می نشینند و کسی به آنها چشم خیره و اخم نمی کند ولی به صرف حضور مردان در واگن زنان، به دلایل مختلف همچون کمبود جا و همراه بودن با خانواده، نگاه های خشم آلود برخی افراد متعصب و تندرو روانه آنها می شود.
واضح است مترادف کردن شخصیت و هویت مرد با «یک موجود شهوتران»(2) یکی از راهبردهای ژورنالیستی فمینیست هاست تا بدین وسیله هم بر طبل مردسالاری بکوبند و منتقدین زن سالاری را طرد و دفع نمایند و هم دم از مظلومیت و ضعیف بودن خویش بزنند تا بدینوسیله امتیازات بیشتری برای خود دست و پا کنند و قوانین تبعیض آلود و فمینیستی بیشتری را به تصویب برسانند.

اولویت دهی به استخدام سروران(آقایان) به جای بانوان(زنان) در عوض طرح های فمینیستی

   
از زاویه دیگر نیز این طرح ناشیانه است. به عنوان مثال آقای قالیباف در پاسخ به انتقادات گفته است که ما غیرت دینی داریم(3). حال سوالی که از ایشان می توان پرسید این است که با وجود نرخ بالای بیکاری در پسران جوان و افزایش روز افزون آمار زندگی مجردی در دختران و زنان مطلقه، آیا بهتر نیست بجای طرح های این چنینی در تعداد و ارقام استخدام زنان و دختران در شهرداری و شرکت های زیرمجموعه تجدید نظر کرد و برای حفظ بنیان خانواده، استخدام پسران را بر دختران اولویت داد و تا پسری بیکار است دختری را استخدام نکرد؟ آیا اشتغال پسران و کاهش استخدام زنان و دختران باعث افزایش آمار ازدواج و استحکام خانواده و کاهش روابط نامشروع نمی شود؟ و با وجود کارمندان مرد زیاد(برعکس وضعیت فعلی که مردان در اقلیت قرار گرفته اند)، دیگر نیازی به اجرای چنین طرح هایی احساس نمی شود؟

مدیر و شهردار و ارشد شدن زنان ضروری است! ولی تایپیست و آبدارچی و منشی شدن زنان ممنوع! 

 
اگر اظهارات مسئولان شهرداری تهران و علی الخصوص شخص آقای قالیباف درباره دغدغه دینی و شرعی و داشتن غیرت درست باشد می بایست چنین طرح هایی برای زنان شهردار و مدیر کل نیز به اجرا درآید و در جلساتی که بین شهردار تهران و زنان مسئول برگزار می گردد نیز جوانب احتیاط به عمل آید و از حضور یک مرد در بین زنان به دلیل متزلزل شدن بنیان خانواده مدیران زن شهری نیز جلوگیری به عمل آید و ساعت کاری این دسته از زنان نیز محدود شود. چرا که بر خلاف کارمندان مرد شهرداری که برخی بد اخلاق و اضافه وزن داشته و تناسب اندام به هم ریخته ای دارند، شخص شهردار تهران سرآمد زیبایی و عشق و مهربانی است!
یا سوالی که ذهن پرسشگران را درگیر خود می کند آن است که اگر تفکیک جنسیتی طرحی لازم الاجرا است چرا در شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود و در روابط زنان و مردان مجلس محدودیت اعمال نمی شود؟ آیا تا زمانی که تعداد زنان در محیطی کم است چنین قوانینی خلاف شأن زنان است ولی به محض آنکه درصد حضور زنان در مشاغل و اجتماعات به رقم قابل توجهی رسید چنین طرح هایی، ضرورت پیدا می کند؟
با این وجود به نظر می رسد این طرح، نه یک طرح دینی و اسلامی، بلکه طرحی فمینیستی است که بنا به گفته طراحان آن در جهت تکریم بانوان (بخوانید بنیادینه کردن زن سالاری در شهرداری) انجام گرفته است و هدف آن کنار گذاشتن تدریجی مردان از مدیریت شهری و اشتغال در شهرداری است. طرحی که مطمئنا ضرر های فرهنگی و اقتصادی زیادی برای مردان شاغل در شهرداری به ارمغان خواهد آورد. و فراموش نکنیم که فمینیسم ایرانی، نوع خشن و غیرانسانی غربی است و تنها تفاوت آن در این است که چند متر پارچه وارداتی سیاه رنگ بر روی آن انداخته شده تا خدا راضی باشد! نگاهی به رویکرد سایت های فمینیستی نیز به خوبی نشان می دهد که آنها از هر خبری که مرتبط با دسته «زنان» باشد در جهت اهداف فمینیستی استفاده می نمایند چه آنکه آن اتفاق به نفع زنان باشد و به ضرر مردان(5).

پی نوشت:  
1. یک عضو خانم شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا:
زنان را از شهرداری اخراج نکردیم، ارتقا دادیم/ حمایت از تفکیک جنسیتی پرسنل شهرداری
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=186935
2. دامن زدن به ناامنی با توسل به اخبار دروغ:
نیمی از دختران ایران تجربه آزار جنسی دارند
http://www.daneshjoonews.com/archives/13445
3. قالیباف: باید زنان کارمند را از مردان جدا کرد
http://www.asriran.com/fa/news/346546
4. گزارش سهمیه بندی جنسیتی در سال ۹۳:
امسال کمتر از ۳۰۰ «رشته محل» به طور جداگانه برای دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه های مختلف کشور ارائه خواهد شد. از این تعداد ۱۶۴ رشته فقط به دانشجویان دختر و ۱۳۴ رشته تنها به دانشجویان پسر اختصاص یافته است.
http://www.daneshjoonews.com/archives/13515
5. مثل این دسته از اخبار:
تفکیک جنسیتی: تحقیر زنان در شهرداری تهران
http://www.rahesabz.net/story/84791/
امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: برخی تصور می‌کنند زنان عامل فساد هستند
http://aftabnews.ir/fa/news/255287/برخی-تصور-می‌کنند-زنان-عامل-فساد-هستند
نتایج جستجوگر گوگل در اینباره:
http://goo.gl/qWtj4d 


نظرات()   
   

شهیندخت


به نوشته یکی از سایت های زنان ، شهیندخت مولاوردی در یک برنامه رادیویی اظهار داشت که 19 میلیون زن در ایران نقش پدری را ایفا می کنند. وی در این برنامه رادیویی اظهاراتی فمینیستی را مطرح کرده و در این راستا خواستار بودجه ها و حمایت هایی شد که باید در این خصوص صورت گیرد.
سپس طبق معمول از اصطلاح مضحک زنانه شدن فقر در سخنانش استفاده کرد!
سوای اینکه این آمار به نظر درست نمی رسد. چرا که طبق آمارهایی که پیش تر از این مهندس علیرضا زاهدیان، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار گفته بود : " سرشماری سال 90 از 21 میلیون خانوار موجود در کشور، 2 میلیون و پانصد خانوار زن- سرپرست هستند، افزود: به عبارت دیگر در سال 90 سهم خانواده‌های زن- سرپرست نسبت به سال 85 از 9.5 درصد به 12.5 درصد افزایش یافته است. "

حال اگر ما فرض کنیم از سال 90 تا به امروز این آمار 3 برابر نیز شده باشد یا حتی با فرض محال  5 برابر شدن آن باز هم به 19 میلیون نفر نمی رسیم!
بعلاوه با وجود 21 میلیون خانوار در کشور پس مردان کجا رفته اند که 19 میلیون آن را زنان سرپرستی کنند؟

پاسخ میلاد حمیدی:

زنانه شدن فقر یک اصطلاح احمقانه و کوته فکرانه است. اگر راجع به خانواده صحبت می شود، که این معاونت منحوس نامش معاونت زنان و خانواده است، پس باید همه چیز کل نگرانه و خانوادگی دیده شود.
فقر مشمول خانواده است نه فرد. زنانه شدن فقر اصلا دارای معنای خارجی نیست. دارای معنای موهومی است.
بارها هم من گفتم. کاش به جای این افراد کم خرد و بی فکر عده ای عاقل و دلسوز برای خانواده بودند تا به جای اتخاذ مواضع فمینیستی و غیر ممکن به راه های عملی برای رفع مشکلات جامعه و خانواده می اندیشیدند.
این همه بودجه مستقیم و غیر مستقیم که صرف معاونت زنان و خانواده می شود و این همه هزینه که صرف ان جی او های زنان می شود. این همه هزینه که برای استخدام زنان به شکل نمایشی از جیب دولت برداشته می شود. این همه هزینه اضافی که نظام باید برای امنیت زنانی که در محیط های مردانه حضور دارند پرداخت کند. هزینه های درمانی اضافی که حضور اجتماعی زنان روی دست سیستم می گذارد. این همه بودجه که صرف امور بانوان وزارتخانه ها و شرکت ها می شود، اگر همه اینها جمع شود عین این ۱۹ میلیون دروغینی هم که نام برده شده همه حتی دیگر لازم نیست کار کنند.

سوای اینکه خیلی بیشتر از اینها دخترهای بی نیاز در شرکت های خصوصی و دولتی استخدام شده اند و جای یک زن سرپرست خانوار و یا مرد خانواده دار را اشغال کرده اند و حتی جلوی ازدواج پسران مجرد را گرفته اند.
اکثرشان یا طلاق گرفته هستند و یا مجرد و بدون خواستگار. حتی پسران شاغل در اطراف آنها هم حاضر نیستند با آنها ازدواج کنند و با بالارفتن آمار طلاق و سرکش شدن زنان شاغل و بی جنبگی آنها و نیاز مردان به  زن واقعی پسران تمایل دارند با دختران خانه دار ازدواج کنند.
بعلاوه باید دید که طبق آمارها و مصاحبه های مطبوعاتی مقامات قضایی و کارشناسان و محققان عامل نخست افزایش زنان سرپرست خانوار را طلاق اعلام کرده اند.
که الحق و الانصاف نباید نقش بی بدیل سیاست های زنانه و تمکین مسئولین از این سیاست های طاغوت مآبانه را  در رشد این آمارهای زشت  و نا امید کننده از نظر دور داشت!
این سیستم معیوب فمینیستی است که بخاطر اتخاذ سیاست های پلید مرکز یا معاونت زنان و تشکل های زنان و دخالت آنها در سیاست ایجاد شده است .
چرا که تا قبل از ظهور و بروز پلید آنها این معضلات و آشفتگی تا این حد نبود.


نظرات()   
   

دولت آقای خاتمی معصومه ابتکار را بعنوان معاون محیط زیست خود منصوب کرد. معصومه ابتکار ضمن اعمال فمینیستی فراوان ، کشور و منابع آن را فدای فمینیسم کرد. وی که در نوشتن یک کتاب فمینیستی بین المللی مشارکت می کرد، طی سفرهایش با فمینیست های دولتی وقت آن زمان و فمینیست های مجلس ششم برای شرکت در مجالس فمینیستی بین المللی، ایده هایی گرفت تا با ایجاد مراکز مردم نهاد تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان، به اعمال فمینیستی مشغول شود.

وی در ازای سکوت در مقابل اعمال فمینیستی که بانی آن بود در مقابل برداشت غیر مجاز از آب های زیرزمینی به منظور خودکفایی در گندم که دولت خاتمی همواره پز آن را می داد و همچنین نابودی دریاچه ی ارومیه سکوت اختیار کرد تا به راحتی به کارهای فمینیستی پرداخته شود.

برداشت های ناصحیح از آبهای زیرزمینی سبب از بین رفتن سفره های آب زیرزمینی و خشک شدن چاه ها گردید و دولت های بعدی برای تولید گندم با مشکلات عدیده مواجه شدند و عده زیادی از مردم کشور با مشکل تامین آب آشامیدنی دست و پنجه نرم کردند!

همچنین در حالی که مردان محیط بان غیور کشورمان در جاهای مختلف من جمله جنگل های مازندران شهید و جانباز و نقص عضو می شوند و با نازل ترین دستمزد و بدون مزایا کار می کنند و این همه بحران بیکای و مرد بیکار و پسر مجرد داریم که باید نان آور خانواده باشند، خانم ابتکار معاون و اطرافیان خود را پر از زنانی کرده است که با حقوق های میلیونی مشغول اهدافی خاص هستند.

همچنین شواهد نشان می دهد ایشان از امکانات دولتی برای مقاصد فمینیسم استفاده می کند که چندی پیش موجب رنجش خبرنگاران نیز شده بود و البته شواهدی که نشان می دهد ایشان مشغول کارهایی برای افغانستان و پاکستان و عراق نیز می باشد تا هم کشور محاصره فمینیستی شود و هم آن کشورها مانند ایران بنیان خانواده شان نابود  و مملو از طلاق و فساد شود.

لینک مطلب{ معاون رئیس جمهور و سو استفاده از امکانات دولتی برای فمینیسم)


به نقل از تابناک

قاتل دریاچه ارومیه، خانم ابتکار و مهندس چیت‌چیان هستند!

دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند و هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهند مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذرد، اندوهگین می‌شود، چرا که این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلان دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.
کد خبر: ۳۹۸۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۰ - 07 May 2014
تجمع و اعتراض اعضای چند تعاونی مسکن جلو مجلسنجات دریاچه ارومیه، یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود؛ وعده‌ای که امروز پس از گذشت حدود یک سال به هیچ کجا نرسیده است. آنچه در این چند ماه اتفاق افتاد، تنها تشکیل کارگروه نجات دریاچه و بررسی چندین باره‌‌ همان طرح‌های قدیمی بود. نتیجه این دیرکرد یک ساله، خشک شدن بیشتر دریاچه‌ای بود که این روز‌ها رو به مرگ کامل می‌رود. در طول حیات کوتاه همین دولت، حجم باقی‌مانده دریاچه از ۳۰ به ۱۵ درصد رسیده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، برگزاری سمینارهای پی در پی داخلی و خارجی درباره نجات جان دریاچه و انجام نشدن کارهای عملی، باعث شده تا بسیاری از کار‌شناسان محیط ‌زیست به این روند نجات اعتراض کنند.

اما داستان نجات دریاچه ارومیه،‌ داستانی قدیمی است که از زمان دولت خاتمی آغاز شده است. در آن سال‌ها عیسی کلانتری، دبیر کننی ستاد احیای دریاچه ارومیه ـ که در آن زمان مشاور رئیس‌جمهور بود ـ به رئیس‌جمهور وقت نامه‌ای نوشته و نسبت به بحرانی که دریاچه ارومیه را تهدید می‌کرد، هشدار داده بود.

قاتل دریاچه ارومیه خانم ابتکار و مهندس چیت چیان هستند! 

در زمان دولت گذشته و در سال ۸۹ در جریان دور سوم سفرهای استانی احمدی‌نژاد به آذربایجان غربی، کارگروه نجات دریاچه به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور وقت تشکیل شد تا پاسخی باشد به مطالبات زیست‌محیطی مردم منطقه؛ تا این تاریخ به گفته مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست آذربایجان غربی ۵۳ درصد از مساحت دریاچه خشک شده بود.

یک سال بعد در شهریور ۱۳۹۰، نتیجه فعالیت‌های این کارگروه به آگاهی مردم رسید. علی نظری دوست، رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند ‌برای نجات جان دریاچه ۲۴ طرح با اعتبار ۱۳ هزار میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.

وی همچنین از حضور مشاوری بین‌المللی در زمینه احیای دریاچه ارومیه خبر ‌و هشدار می‌دهد ‌در صورت ادامه روند کنونی و با توجه به گرم‌تر شدن ۲ درجه‌ای هوا، اگر کاری انجام نشود، خشک شدن دریاچه ارومیه تا چهار سال آینده حتمی خواهد بود.


نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در گفت‌و‌گو با تابناک ‌می‌گوید: دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند، ولی هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهد مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذ‌رد، متأثر می‌شود، این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلین دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.

وی گفت: اگر دریاچه خشک شود، سه میلیون تن از اهالی اطراف دریاچه آواره خواهند شد. تجسم کنید اگر این دریاچه خشک شود، مردم به مرکز ایران هجوم خواهند آورد. مسئولینی که با کارهای غیرقانونی، موجبات خشک شدن دریا را به بار آورده‌اند، عامل آوارگی‌ها و فسادی خواهند بود که در این منطقه پدید خواهد آمد.

چرا نمی‌آیند و واقعیت را ‌نمی‌گویند؟ چرا نمی‌گویند که خانم ابتکار مجوز این سد‌ها را داده ‌و این آقای چیت‌چیان ـ که زمانی نماینده مردم تبریز بوده ـ باعث این کار شده است. متهمین اصلی این فلاکت ابتکار و چیت‌چیان هستند که در محکمه الهی و مردمی باید محاکمه شوند؛ این‌ها قاتل هستند.

ما با آب شرب مخالف نیستیم، ولی این‌ها آبی را که باید به دریاچه می‌ریخت، به کارخانه‌جات پتروشیمی و ذوب‌آهن و فضای سبز ‌‌تبریز برده‌اند. چرا به اسم دریاچه ارومیه آب را از ارس به دشت گل فرج برده‌اند که نه تنها آب زه‌کشی آن به دریاچه ارومیه نمی‌رسد، بلکه شیب آب هم به طرف ارس است؟!

کسانی که در کلنگ‌زنی‌ها پشت رئیس‌جمهور و معاونان وی می‌ایستادند، مسئول این کارند. معاون وزارت نیرو هنگامی که می‌خواستند پروژه ارس را اجرا کنند، گفت: از این آب یک قطره نصیب دریاچه نخواهد شد، ولی آقایان به خاطر اینکه در جلو دوربین‌های تلویزیون ژست مردم‌دوستی بگیرند، ادعا می‌کنند که به فکر مردم هستند.

از نظر من ‌پروفسور «کردوانی»‌ مادر کویر‌شناسی ایران ‌که با دوربین به کویر نگاه می‌کند، نباید در رابطه با دریاچه ارومیه صحبت کند. اجازه دهد کار‌شناسان در این ‌باره نظر دهند، کسی دیده ما راجع به کویر صحبت کنیم؟ هر کس تخصص خود را دارد و بگذارد کار‌شناسان آب و دریا در این ‌باره اظهارنظر کند.


وی در پاسخ به اینکه آیا امیدی به احیای دریاچه ارومیه است، گفت: اگر جمهوری اسلامی بخواهد می‌تواند. مطالعات در این بار تمام شده است. تمام متخصصین از همه جای دنیا آماده همکاری هستند و کارخانه‌های لوله‌سازی برای انتقال آب از حوزه‌های دیگر اعلام آمادگی کرده‌اند.

در دنیا دریاهای زیادی خشک شده است؛ اما اگر ما نگذاریم اینجا خشک شود، ‌افتخار بزرگی برای کشور ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود؛ بنابراین، باید با مدیریت درست آب و آزاد کردن آب پشت سد‌ها و قطع آب تبریز و برخی کارهای دیگر، دست‌کم بخشی از آن نجات پیدا کند.


نظرات()   
   

سخنگوی شورای شهر دانشجوچمران شورای شهرمعصومه ابتکار فمنیست

این طرح فمینیستی و جنسیت گراست و نمی‌توان آن را قبول کرد/زن در حوزه مدیریت شهری چگونه می‌تواند چکمه بپوشد و داخل جوی آب که در آن لجن و گل و لای است، برود؟
ایلنا: در جلسه علنی امروز زمانی که صحبت از واگذاری ۵۰ درصد از مدیریت شهری به زنان شد مخالفین این مساله با مطرح کردن اینکه زنان را دوست داریم مانع از به تصویب این طرح در شورای شهر شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در جلسه علنی امروز شورای شهر در 25 اردیبهشت سال 1392، طرح الزام شهرداری تهران به تدوین برنامه جامع آموزش توانمندسازی و سازماندهی زنان برای مشارکت در حفظ ارتقا و مدیریت سلامت و محیط زیست شهری موجب اختلاف اعضا شد.

تبصره ۴ که در آن اعلام شده بود مدیریت شهری باید در ظرف ۵ سال ظرفیت حضور زنان در عرصه مدیریت شهری را به ۵۰ درصد افزایش دهد موجب اختلاف میان اعضا به ویژه ابتکار و دانشجو شد.

مهدی چمران خود یکی از مخالفین تبصره ۴ این طرح صراحتا اعلام کرد: این طرح  فمینیستی و جنسیت گراست و نمی‌توان آن را قبول کرد.

وی ادامه داد: قانونی کردن ۵۰ درصد مدیران و مسئولان شهرداری تهران برای زنان قانون تحمیلی است و منطقی نیست. من این نگاه کاملا فمینیستی را قبول ندارم.

وی ادامه داد: برای توانمندسازی واستفاده از ظرفیت زنان در کشور مشکلی نداریم و زنان می‌توانند در صورت داشتن صلاحیت مسئولیت داشته باشند.

معصومه ابتکار در مقابل تصریح كرد: فردا روز زن است بهتر است با نگاه بهتری به وضعیت زنان با توجه به تخصص و تحصیلات آن‌ها داشته باشیم كه مهدی چمران بلافاصله در پاسخ به وی گفت: این دلیل نمی‌شود که ما نگاه منطقی به این طرح نداشته باشیم. یک زن در حوزه مدیریت شهری چگونه می‌تواند چکمه بپوشد و داخل جوی آب که در آن لجن و گل و لای است، برود؟

خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر نیز با انتقاد از این تبصره در این طرح اعلام کرد: من مخالف واگذاری مسئولیت به زنان نیستم اما این موضوع که هر ساله ۱۰ درصد به مدیران شهری زن شود منطقی نیست و پیشنهاد می‌کنم که از ظرفیت بانوان بر اساس توانمندی‌هایشان در بخش سلامت و محیط زیست استفاده شود و نگاه جنسیت گرا از آن حذف شود.

معصومه ابتکار رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر نیز در ادامه با بیان اینکه گویا آقای دانشجو از افزایش ۵۰ درصدی زنان در مدیریت شهری نگران هستند گفت: در قران و احادیث به فرصت برابر میان زن و مرد تاکید شده و این اصل در قانون اساسی نیز محقق شده است.

دانشجو در واکنش به اظهار نظر ابتکار گفت: من نگران افزایش ۵۰ درصدی مدیران شهری نیستم.

ابتکار دوباره به صحبت‌های خود ادامه داد و گفت: زنان در عرصه‌های مختلف در سال‌های گذشته حضور داشتند و نشان دادند که توانمندند اما بهتر است در عرصه مدیریت شهری سیاست‌ها به گونه‌ای باشد که از زنان استفاده بیشتری شود.

در این هنگام چمران مانع از ادامه صحبت ابتکار شد و دلیل خود را اینگونه عنوان کرد: چیز جدیدی نمی‌گویید در قران این مباحث مطرح شده است اما منطقی نیست که در ۵ سال آینده ۵۰ درصد مدیران شهری زن شوند.

ابتکار نیز در پاسخ به چمران گفت: در کشور ما به ویژه در شهر تهران زنان توانمند و تحصیل کرده کم نداریم و بهتر است از ظرفیت آن‌ها در چارچوب قانون استفاده شود.

مهدی چمران در پاسخ به ابتکار صراحتا اعلام کرد: تعیین ۵۰ درصد همه چیز را به هم می‌ریزد.

علیرضا دبیر عضو هیات رئیسه شورای شهر نیز در این رابطه گفت: من که جرات نمی‌کنم نظری خلاف نظر زنان بگویم اما پیشنهاد می‌کنم درصد نگذاریم و ملاک را بر اساس شایسته سالاری داشته باشیم.

وی با بیان اینکه در کنکور زنان بیش از مردان حضور دارند اعلام کرد: در قوانین استخدامی و منابع انسانی نیز تبعیض جنسیتی وجود ندارد و اگر زنی شایستگی لازم را داشته باشد مسئولیت به آن واگذار می‌شود از سویی قطعا به این طرح در فرمانداری اشكال وارد می‌کنند. ما در سازمان ورزش شهرداری تهران مسئول قوی از جنس زن کم نداریم.

خسرو دانشجو در ادامه خطاب به ابتکار گفت: من مخالفتی با حضور زنان ندارم اما گویا به دلیل نزدیک شدن انتخابات دوستان از تریبون اینجا استفاده می‌کنند تا به بحث انتخاباتی خود برسند. این تبصره مغایرت قانونی دارد و نگاه جنسیتی دارد.

وی ادامه داد: من هیچ نگرانی ندارم چرا که هم اکنون بیش از ۵۰ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها در اختیار زنان است. باز هم تاکید می‌کنم باید تبصره ۴ این طرح اصلاح شود.

حبیب کاشانی دیگر عضو شورای شهر در این باره گفت: این طرح با خلط مبحث مواجه شده است بهتر است کار به صورت کار‌شناسی مطرح شود نمی‌خواهیم به زنان صدقه بدهیم هم اکنون برخی شهرداران نواحی، زن هستند و در کف خیابان بدون هیچ وقفه‌ای کار می‌کنند. من مخالف حضور زن‌ها نیستم.

وی ادامه داد: اما اینکه ۵۰ درصد مدیران شهری در ۵ سال آینده زن باشد خلاف قانون است.

وی با اشاره به اینکه باید سیاست انتخاب زنان در مدیریت شهری بر اساس تخصص و کارآمدی باشد، گفت: هر مردی به سه زن و هر زنی به سه مرد علاقه دارد. زن به پدر، برادر و شوهر و مردان نیز به همسر، خواهر و مادر خود علاقه دارند وصراحتا می‌گویم که آقای دانشجو نیز به زنان علاقه‌مندند. من با خط کشی موافق نیستم باید فضا برای حضور زنان کار‌شناسی باشد.

مرتضی طلایی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر نیز در این باره گفت: علوم انسانی همواره با چالش همراه است و این طرح در کمیسیون فارغ از نگاه جنسیتی وبا نگاه مثبت به توانمندی زنان تصویب شده است.

معصومه ابتکار خطاب به چمران گفت: تهیه این طرح بر اساس شاخصه‌ها و خلا‌ءهایی که وجود داشت صورت گرفته است و با مطرح کردن آن انتظار داریم از توانمندی زنان به ویژه در عرصه محیط زیست و سلامت به خوبی استفاده شود.

مهدی چمران نیز گفت: ما علاقه شدید به زنان داریم اما نباید مسیر غلط قانونی را طی کنیم.

رسول خادم نیز در این باره گفت: هم اکنون یک چهارم کارکنان شهرداری تهران زن هستند و ما ۴ سال پیش برنامه جامع و کاملی برای حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی مصوب کردیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در پایان با اصلاح تبصره‌های این طرح، طرح الزام شهرداری برای توانمندی زنان با حذف تبصره چهارم به تصویب رسید.

مطلب مرتبط:

رای دادن به زنان یعنی...

مدیریت زنان


نظرات()   
   

امروزه در صدا و سیما و بسیاری از سایت های زنانه و سایت های فمینیستی تحلیلی خبری و در و دیوار شهر ها تبلیغ برای رای دادن به زنان است. توجیه احمقانه آنها مدرنیته و نیاز به حضور کثیف زنانی بیمار و فمینیست گرا در مدیریت های کلان است. و این از نشانه ها و معیارهای توسعه یافتگی قلمداد می شود.

در حالی که رهبر معظم انقلاب فرمودند که این درست نیست و نباید به تعداد بالای زنان در پست های اجرایی افتخار شود و این کار انفعال در مقابل غرب است.

اما کماکان خیلی از فعالان حقوق زن که دم از ولایی بودن و خط رهبری و انقلابی بودن می زنند شعارهای خود را می دهند و زنان را به تصاحب پست و مقام های هر چه بیشتر تشویق می کنند و به دروغ چنین ترغیب می کنند که باید به زنان رای داد تا پیگیر امور زنان باشند. در این خصوص قبلا ما مقاله ای نوشتیم و گفتیم که این اندیشه ساخته ی فمینیست هاست و البته بیشتر فمینیست های همجنسگرا. مقاله [لینک مقاله]

از مردان و زنان بصیری که این مطلب را می خوانند خواهشمندیم در  انتخابات به هیچ کاندیدای زنی رای ندهند تا جامعه از چنگال سیاهنمایی و اندیشه های فمینیستی و مخرب رهایی یابد.

بازگشت آرامش و مهربانی و پیوند محکم زناشویی و کاهش آمار طلاق تنها در سایه حذف زنان از عرصه های سیاسی،قانون گذاری و تصمیم ساز است.

به امید اینکه روزی مردم ایران به قدری بیدار شوند که این نتیجه را با تمام وجود درک کنند.

خطاب به مردان و زنان  ایران برای حضور حد اکثری در انتخابات :

ما از نسل همان مردانی هستیم که برای رهبری و ناموس و وطن از جانشان گذشتند. در مقابل دسیسه های غرب ایستادند و ترور شدند. از اسلام دفاع کردند. اسلامی که به فمینیسم آلوده نبود. مواظب اسلام باشید. امروز اسلام از روزی که خمینی می گفت اسلام در خطر است، بیشتر در خطر است.

مردم ایران ، این امنیتی را که از پاسداری از اسلام و در سایه ولایت فقیه بدست آورده ایم پاس بدارید. شرکت نکردن در انتخابات یعنی تبدیل ایران به سوریه ای دیگر. یعنی اینکه مفتی های وهابی فتوا دهند سر مردان را ببرند و به زنانشان تجاوز کنند.

ما نمی گذاریم که سرباز آمریکایی دستش به ناموس ایرانی و وطن برسد.

ای مردم به تبلیغات ماهواره ها بر علیه ولایت فقیه توجه نکنید. آنها می دانند که عامل ناکامی های آنها همین ولایت فقیه است. بخاطر همین است که خاری بر چشمانشان شده است.

همانا خمینی گفت پشتیبان ولی فقیه باشید تا از گزند روزگار در امان باشید.

این امنیت و آرامش را مفت نفروشید.

شرکت نکردن در انتخابات یعنی وطن فروشی، یعنی پشت کردن به همسران عزیزمان و یعنی آب در آسیاب دشمن ریختن!

لطفا این سه  توصیه را آویزه گوشتان کنید.

1- در انتخابات حتما شرکت کنید!

2- به هیچ یک از زنان رای ندهید!

3- به کسانی که در تبلیغاتشان مدام شعار زنان را می دهند رای ندهید و نگذارید که فریبتان دهند! مخصوصا بانوان عزیز فریب اینها را نخورند!

 

به زنان رای ندهید!

بارها در کلام خمینی کبیر و مقام معظم رهبری و بزرگان انقلاب آمد که خانواده مهمترین رکن یک کشور است.

لذا برای داشتن یک کشور خوب به زنان رای ندهید.

 

مرگ بر فمینیسم

 خطبه 79 نهج البلاغه:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْیمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ،
اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث
نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ایمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ
و عقل ناقصند. اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه
وَالصِّیامِ فى اَیّامِ حَیْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ
در ایام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اینكه سهم ارث آنان
عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواریثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ
نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اینكه شهادت دو زن

امْرَاَتَیْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ
برابر شهادت با یك مرد است. از بَدان زنان بترسید، و از خوبانشان
خِیارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطیعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لایَطْمَعْنَ
بر حذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع
فِى الْمُنْكَـرِ.
پیروى نداشته باشند.

 

رای دادن به زنان یعنی؛

رای دادن به زنان یعنی رای دادن به ضد خانواده
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به تضعیف جایگاه مرد در زندگی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به ترویج شعارهای فمینیستی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به رواج طلاق و خانمان بر اندازی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به بیکاری مردان و خجالت زدگی مرد جلوی زن و فرزند
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به له شدن مردان در محاق زنان
رای دادن به زنان یعنی کمک به کاهش فرزند آوری و از بین بردن نسل ایرانی شیعه
رای دادن به زنان یعنی خشونت علیه مردان
رای دادن به زنان یعنی کمک به حماقت و فساد
رای دادن به زنان یعنی تزلزل زندگی مشترک
رای دادن به زنان یعنی فتنه
رای دادن به زنان یعنی اختلاف در زندگی های مشترک
رای دادن به زنان یعنی نادیده گرفته شدن مردان
رای دادن به زنان یعنی نابودی کشور
رای دادن به زنان یعنی ...


نظرات()   
   

روز به روز به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم. بر هیچ کس پوشیده نیست که فضای سیاسی کشور تلاطم های زیادی را پشت سر گذاشته است. متاسفانه دو چیز در کشور در حال تاخت و تاز است و به جای سیر نزولی دارد سیر صعودی را طی میکند. یکی زن زدگی فمینیستی و یکی تورم.
تمام بستر ها و تمام توان هم دقیقا در جهت تقویت این دو محور می باشد. این انتخابات می تواند خیلی مهم باشد و گفتمان کاندیداها می تواند خیلی سرنوشت ساز باشد.
یکی از مشکلات اساسی که ما امروز با آن دست به گریبان هستیم و هیچ احدی تردید ندارد، پدیده قدرت طلبی زنان و فمینیست های چادری است.
اینها در این گیر و دار می خواهند باجگیری کنند. یکی دنبال ظرفیت های زنانه رجال سیاسی است، دیگری دنبال تصاحب موقعیت های شغلی برای زنان و خفه کردن مردان، آن یکی دنبال تبدیل مرکز زنان ریاست جمهوری به معاونت زنان برای قدرت بیشتر و ظلم بیشتر بر مردان و نابودی هر چه بیشتر خانواده و استفاده از ظرفیت های کشور برای فعالین حقوق زن برای قبضه کردن قدرت و امکانات برای جنسیت بی مسئولیتی که 90 درصد طلاقها زیر سر اوست.
مرکز زنانی که کفایت لازم برای بحث زنان را نداشت چگونه می تواند به معاونت تبدیل شود؟ از گوشه و کنار می بینیم که زنان فلان روستا در قالی بافی دچار مشکلند، خدمات درمانی و پزشک مامایی و بیمارستان تخصصی ندارند،زنان بی سرپرستی که وا گذاشته شده اند،و .... آنگاه مرکز زنان می رود برای اشتغال فارغ التحصیلان دختر در رشته ها و کارهای مردانه کارگروه تشکیل می دهد. آیا اینها عدم کفایت نیست؟ آیا وجود معاونت زنان تبعیض بر علیه مردان نیست؟
فضای بشدت بد بو و زن زده دیگر کلافه کننده شده است.

ذن ذلیلی


• یک کاندیدا می گوید دنبال ایجاد فرصت های برابر بدون توجه به جنسیت است.  یکی نیست بیاید به او بگوید ایجاد فرصت برابر کاری و تحصیلی  برای زن که به سربازی نمی رود و بواسطه آن از کار و زندگی عقب نمی افتد، در قانون مدنی هیچ مسئولیت مادی ندارد،از بیکار بودن سرکوفت نمی خورد، نمی تواند در رشته مردانه کار و تحصیل کند چگونه می شود  عدالت نامیده شود. این حتی برابری هم نیست!
برابری در امکانات و اختیارات نیاز به برابری در وظایف دارد. این وظایف صرفا وظایفی نیست که در جامعه تعریف می شود بلکه وظایف شرعی و قانونی است!
کجای قانون ما به زن وظیفه نفقه را داده؟ چرا باید یک فرصت شغلی برای یک مرد که می تواند به یک شانس برای ازدواج و تامین معاش یک خانواده منجر شود تبدیل به یک شانس برای شکل نگرفتن خانواده و یا از هم پاشیدن آن بدل شود؟!
• یک کاندیای دیگر می گوید من می خواستم 10 درصد پست های سازمانی را به زنان بدهم اما با من مخالفت های زیادی شد.
یکی نیست به این کاندیدا بگوید حال در همان سازمان حدود  7 درصد پرسنل اداری زن هستند و اکثرا در بخش مدیرتی .چند درصد سازمان می تواند پرسنل اداری باشد؟ شاید کمتر از 12 درصد و بیشترشان زن و هیچ کدام در یخش خدمات فعالیت نمی کنند و حمالی و خدمات همیشه برای مردان  است . متاسفانه از این زنان خیلی هایشان هم نه تجربه دارند و نه مسئولیت مالی در زندگی.  بعلاوه اینکه خیلی هایشان مجردند. حقوق های میلیونی می گیرند پز می دهند، با غرور پشت فرمان ماشین می نشینند. سپس با دور شدن از محیط کاری چادرها را لول کرده ودرون کیف میگذارند و...
یک دختر 25 ساله فارغ التحصیل رشته مکانیک که بدون هیچ تجربه صرفا جهت تبلیغات و با استفاده از رانت و پارتی می رود رئیس یک بخش کاملا مردانه می شود و این می شود مایه اقتخار، بعد آقای مسئول سازمان که کاندیدای ریاست جمهوری هم می شود و می گوید زنان خیلی کم حاشیه تر و دقیق تر از مردان هستند!
به ایشان باید گفت آقای محترم اگر زنان کم حاشیه ترند استعفا داده و تشریف ببرید و یک زن جای شما بنشیند تا حاشیه تان کم شود چون به هر حال شما مرد هستید و حاشیه تان زیادتر از زنان است و ضمنا کارتان به تمیزی و دقت زنان نیست!

• کاندیدای دیگری پیدا می شود و می گوید من وزیران زن می گذارم. به این کاندیدا هم باید گفت آقای محترم زنان به خوبی نشان دادند ظرفیت و جنبه قرار گیری در این پست ها را ندارند! و همین طور که مقام معظم رهبری گفتند نباید به تعداد بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کرد و این انفعال در مقابل غرب است. هر جا زنان آمده اند و پستی گرفته اند با زن محوری و زن سالاری و تبعیض بر علیه مردان کار را پیش برده اند. . نتیجه اکنون این خانواده های سست و در حال تخریبی است که می بینید!
دولت و ریاست جمهوری ارث پدری هیچ کس نیست که بخواهد هر طور دلش خواست برای خودش تقسیم بندی کند.

• رئیس جمهور می آید و در همایش 50 زن برتر می گوید بعضی ها اسم زن می آید یک جوری می شوند!!!
 کاش می شد بگویند چطور می شوند؟؟؟!!!!!  بعد می گویند خوب اگر مردان می بینند به فساد می افتند به خانه بنشینند و زنان بروند و کار کنند.!!!
آخر کسی نمی پرسد چه کسی به شما گفته همه چیز زنان هستند و مرد هیچ نیست؟ کدام آموزه این را به شما آموخته است؟ چرا می خواهید با تبدیل مرکز زنان ریاست جمهوری به معاونت زمینه ساز اقدامات احساسی و نسنجیده زنان و بروز بیشتر تشنجات اجتماعی و سیاسی و حتی خانواده که سنگ بنای یک کشور است شوید؟!!!
• شخص دیگری از مسئولین بر خلاف نظر قرآن و فقها و مراجع و احادیث، اجازات خروج زنان بدون اذن شوهر را مصداق افراط می داند  و از سوی دیگر افراطی که در مسیر حقوق زنان به شکل لیبرال وجود دارد نمی بیند!

فمینیست ها به طریق فاشیستی و دقیقا با دروغ هولوکاستی ظلم تاریخی بر زنان مدام عرصه را بر مردان تنگ تر می کننند و از حقوق اسلامی و شرعی مرد می زنند و به جیب زنان می ریزند بهانه را بر تغییر روش زندگی و مدرنیته می گذارند و عجیب است که چرا قصد ندارند به هیچ عنوان این تغییرات و به روز شدن را در حوزه وظایف قانونی زنان بیاورند و چرا برابری را نمی خواهند در وظایف و حتی مجازات ها ببینند!

یکی پیدا شود درب این زنانه بازی ها و مراکز زنان و فراکسیون ها و ... را برای همیشه تخته کند و فضای جامعه و سیاست را از گرداب فمینیستی نجات دهد.
در جامعه اسلامی جای این حرفها نیست. وقتی اسلام حد  حدود هر کسی را مشخص کرده و به هر کس به فراخور وظایفش مدبرانه حق  و حقوق داده است دیگر نیازی به حضور لجام گسیخته ی زنان نیست.
باید این زنانگی را از جامعه رخت بر بندد. باید با این کار تنش های خانوادگی زدوده شود و ازدواج جونان و اعتماد و دوستی دوباره برگردد. باید دختران ما از این بدبینی ها نجات یابند.
رهبر معظم در دیدار اخیر خود در جمع زنان فرمودند باید به شکل طلبکارانه در عرصه جهانی حقوق اسلامی زن را مطالبه کنیم. متاسفانه زنان ما فقط طلبکارانه اش را دیدند و عرصه را بیش از خارج به داخل آورده اند و به جان مردان افتاده اند.
اینها با دادن امتیازات به زنان ، مردان را خلع ید می کنند بعد می گویند مرد کفایت ندارد و باید دولت از زنان حمایت مالی و معنوی کند. که خلاف فرموده رهبر و شهید مطهری و بزرگان انقلاب است . بر خلاف احادیث و روایات است. برخلاف قرآن است. شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می گوید نباید دولت با حمایت مالی از زنان جای شوهر را در زندگی زنان بگیرد زیرا این باعث تضعیف جایگاه مرد و منتفی شدن نقش او و از هم پاشیده شدن زندگی می شود. همان طور که در غرب این طور شد و زن منهای مرد معنا پیدا کرد.
در برنامه بیست ساله توسعه که بسیاری از فعالین زن در ایران با استناد به آن کارهای اشتباهشان را توجیه می کنند و یا ماده 230 برنامه پنجم توسعه که کلی بند در زمینه خانواده دارند و توانمند سازی زنان سرپرست خانور و یا بد سرپرست در آن اولویت دارد ما دو تعبیر داریم؛

تعبیر فمینیستی : می گوید زنان را توانمند کنید ومستقل از مردان کنید و مستقیما از آنها حمایت کنید تا نقش مرد از بین رود و دولت شوهر دوم و یا در جای شوهر قرار بگیرد و حال اولویت را بر زنان بدسرپرست و بی سرپرست بگذاریم که البته عملا دیده شده اولویت حتی بر زنان بی سرپرست و بدسرپرست هم نبوده است چون هنوز تکلیف زنهای مشکل دار مشخص نشده مرکز زنان و فراکسیون زنان مجلس به دنبال کسب سرمایه و اشتغال برای دختران فارغ التحصیل بی نیاز است. این را از تشکیل تیم های ویژه و کارگروه ها و میزگرد ها و مطالبات آنها می توان دید!

تعبیر اسلامی: بر اساس این تعبیر ما میگوییم اغلب مردان در زمره ی مردان بدسرپرست قرار ندارند.ممکن است کم توان باشند که باید تقویت شوند  که البته این هم در اثر فعالیت های فعالین حقوق زن است. اینها با تضعیف نقش مرد در عرصه های اقتصادی و مدیریت خانواده و انزوای مردان از نقش اصلی و بیرون کشیدن زنان از خانه ابتدا سعی می کنند اکثریت مردان را وارد حیطه بدسرپرست و به حاشیه رفته بکنند تا حمایت های فاشیستی از زنان به عمل آورند و این به قیمت نابودی خانواده باشد.
تعبیر اسلامی از برنامه بیست ساله و برنامه پنجم توسعه و ماده  230 این است که طبق فرموده مقام معظم رهبری توانمند سازی در راستای خانواده محوری باشد و طبق گفته شهید مطهری حمایت از طرف شوهر باشد. در کتاب نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری صراحتا در بخش دولت به جای شوهر فرموده اند شکی در این نیست که زن باید بر کسی تکیه کند و آن شخص باید شوهر باشد. یعنی برادر گرامی آقای رئیس جمهور، آقای رئیس مجلس، سران سه قوه و تمامی مسئولین بدانید توانمند کردن زنان در گرو توانمند سازی مردان است. اگر مرد توانمند شود که طبق قرآن رئیس و قوام خانواده است و تکیه گاه زن است طبق شرع و قانون زن از حمایت هایش بهره مند می شود و خود به خود توانمند می شود. تازه به هزینه کمتری هم نیاز دارد! اما اگر مرد ضعیف شد برای قوی کردن زن بودجه بیشتری نیاز است و در ضمن باید غزل خانواده را هم خواند!
عقل حکم میکند شما توانمند سازی را برای کسی انجام دهید که مسئولیت قانونی بر دوشش نهاده اید! نه اینکه نفقه را از پدر بخواهید و کمک هزینه مهد کودک را به مادر بدهید. نه اینکه هنوز روستاهای ما و شهرهای کوچک ما امکانات کافی برای ورزش و بهداشت زنان ندارند فمینیست ها بروند با زور و نعره کشی روی موتور سواری و جمع کردن امکانات برای یک عده خاص کار کنند و برای ورزش قهرمانی با بودجه های  میلیاردی و میلیونی تلاش کنند و از بقیه غافل شوند. تمام این موارد بادید کلان و توسط مردان هم قابل انجام است. اگر قرار است از زنان سرپرست خانوار حمایت شود ، این نیاز به یک کار آماری و در نظر گرفتن بودجه دارد و این کار توسط مردان هم قابل انجام است. هیچ لزومی ندارد متولی امر برای این مناصب یک زن باشد.
با توجه به بی جنبگی های دیده شده از بیشتر مسئولین زن، بهتر است در شرایط بحرانی کنونی این تفکر قرار دادن زن بر سر قدرت کنار گذاشته شود و این تنش ها خاتمه یابد!
رهبر معظم در دیدار اخیر با زنان بر ایجاد تشکل های منسجم برای زنان تاکید کردند، اما در خلال صحبت ها فرمودند نباید به تعداد بالای زنان در مناصب اجرایی و ... افتخار شود. از این بیانات برداشت می شود لزومی ندارد متولیان این امر لزوما زن باشند و می توانند مرد هم باشند. چه بسا که شواهد نشان میدهد بسیاری از آقایان بیشتر از خود زنان سنگشان را به سینه می زنند!
 این جمله که زن می داند که زن چه می خواهد و باید متولی زن زن باشد و فقط زن زن را درک می کند یک بیان فمینیستی معروف در دنیاست و اتفاقا در میان فمینیست های همجنسگرا بسیار معروف تر و معمول تر است.
لذا امیدواریم امر تبدیل شدن مرکز زنان به معاونت زنان در ریاست جمهوری محقق نشود که اگر شد منتظر فتنه هایش هم باید بود! امیدواریم دیگر در مجلس فراکسیون زنان نباشد و اگر زنی در مجلس حضور یافت برای کل ملت باشد نه برای بخشی و یا گروهی و یا جنسیتی خاص!
باید مسئولین این زن ذلیلی  و بخشی نگری را کنار بگذارند و با سنجش شرایط موجود و وضعیت بحرانی مردان که بخصوص در سالهای اخیر در اثر بی عدالتی های فعالین زن تشدید شده است را به بهترین شکل تغییر دهند!
باید قدرت و اختیار مردی که مسئول زندگی تلقی می شود و مسئول معاش و محافظت از خانواده است احیا  و استیفا شود.
باید نگرش زن محور در باتلاق برای همیشه مدفون شود.
شما را به خدا به داد خانواده ها برسید!


نظرات()   
   

امروزه گروه های فمینیستی که معلوم نیست از چه دستگاه ها و قدرت هایی و با کدامین اهداف و برنامه ها حمایت مالی می شوند، از قالب فعالیت زیر زمینی خارج شده اند. این گروه ها علاوه بر بکارگیری رسانه های مختلف نوشتاری، اینترنتی و محصولات چند رسانه ای برای نشر و ترویج افکار زن سالارانه و ضد بنیان خانواده، تقریبا در تمامی سیاست های فرهنگی و سیاسی کشور نیز رسوخ کرده اند.

فعالان فمینیست ایرانی که چاره ای ندارند تا نگرش خود را در لوای دین و عرف جامعه پنهان کنند همواره از کمبودهای تئوری جبهه اصولگرا سوء استفاده کرده اند. نمونه ی تازه آنرا می توان در پروژه «برابری دیه مرد و زن» دید که با جلوداری بانوان اصولگرا و محجبه به سرانجام رسید(1). و جالبتر این است که این پروژه برابر سازی مرد و زن که یکی از آرزوهای جنبش های فمینیستی بود نیز با موافقت و عدم واکنش روحانیت مواجه شد و به تصویب رسید. این در حالی است که به استناد دلایل مطروحه در مقاله یک پژوهشگر، این طرح خلاف دین اسلام به استناد آیات قرآن و روایات است(2).

در کنار این مقوله، یکی از موضوعات جدیدی که اخیرا مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است، بالا رفتن آمار شوهر کشی است. فعالین فمینستی که همیشه زن را مظلوم و مرد را جنسیتی خشن، متجاوز و بی رحم نشان داده اند و با این شعار توانسته اند گام به گام کرسی های مختلف را از مردان بگیرند و مردان را با شعار حقوق زنان از بسیاری از حقوق سابقشان محروم کنند با تغییر رویکری جالب، به رشد آمار شوهر کشی واکنش نشان داده اند.

به عنوان مثال، یک سایت خبری با رویکردی متفاوت به این مقوله پرداخته است و با انتخاب تیتر «زنان شوهرشان را می کشند به این علت که نادان یا ناتوان هستند» بجای آنکه زنان را مجرم گناه قتل معرفی کند، اتهام را روانه شوهرها نموده است و با انتخاب جهت دار تیتر گزارش خود، به توجیه شوهرکشی زنان پرداخته است(3).

پوشش سایت های خبری برای فمینیست ها در توجیه شوهر کشی

نویسنده گزارش در گفتگو با فروزنده صالحی از قول وی نوشته است: "جامعه ایران، مردسالار است و از منظر جامعه‌پذیری جنسیتی می بینیم که دو جنس را به گونه‌ای متفاوت تربیت می‌کند... زنان شوهرانشان را می‌کشند به این دلیل که ناتوان یا نادان هستند و تنها کاری که برای رهایی از آزار شوهرانشان به ذهنشان می‌رسد همین است در حالی که اگر زنان توانمند و آگاه باشند و حمایت‌های قانونی از آنها وجود داشته باشد به دنبال راه‌حل‌های منطقی می‌روند و به سراغ این روش نمی‌روند... برای زنان و مردان الگوهای رفتاری متضادی در حوزه جنسی ساخته می‌شود. مسائل جنسی برای زن در حکم تابو هستند و نباید از آنها عبور کنند در حالی که برای مردان چنین نیست. زن‌های ایرانی زندگی جنسی مناسبی ندارند و بسیاری از طلاق‌هایی که صورت می‌گیرد به این دلیل است".

اما همانطور که در متن گزارش آمده است به نظر می رسد وی رویکردی فمینیستی به موضوع خانواده دارد و بدون در نظر گرفتن خصوصیات خاص هر جنسیت، خواهان یکسان شدن نوع تربیت برای دو جنس است و علت اصلی طلاق ها را عدم حمایت قانونی و توانمند نبودن آنها می داند.

در رد این ادعا به موارد زیر اشاره می کنیم:
1. بررسی پرونده های شوهرکشی نشان می دهد که عدم توانمندی زنان شاید برای خانواده های سنتی و قدیمی قابل قبول باشد ولی تنها علت شوهرکشی ها به حساب نیامده و در موارد و نمونه های متعدد و برای خانواده های جوان و مدرن، شوهرکشی ها با خیانت زنان و استخدام آدم کش توسط زنان رخ می دهد. در بسیاری از حوادث شوهرکشی، مشاهده می شود که زن ها صرفا به این خاطر که از همسرشان دل زده شده اند و هوس مرد جدیدی کرده اند با هماهنگی همان مرد جدید، اقدام به قتل شوهرشان می نمایند(4). پس صرفا نمی توان علت اصلی شوهر کشی ها را با «مظلوم نمایی زنان» توجیه کرد و همین رویکرد نیز فمینیستی است.

2. این استاد دانشگاه و جامعه شناس در بخشی از سخنان خود به تابو بودن مسئله جنسی برای زنان اشاره نموده است و از اینکه زنان نیز همچون مردان چنین وضعیتی ندارند گلایه نموده است. حال سوالی که ایجاد می شود که منظور این خانم جامعه شناس از «مردان»، کدام قشر جامعه است؟ آیا منظور ایشان اراذل و اوباش و دخترباز ها و بی ناموس هایی هستند که هر از گاهی با یک فاحشه، ارتباط جنسی برقرار می کنند؟ اگر منظور خانم دکتر از «مردان»، چنین شخصیت های پست و فرومایه ای است که باید این اظهار نظر را توهین به اکثریت مردان ایرانی دانست و از اینکه خواهان چنین آزادی بی بند و باری برای زنان است نیز برای ایشان افسوس خورد. ولی اگر منظور حقوق اولیه مرد مسلمان در شرع اسلام و قوانین کشور است که مقوله ای دیگر است و به دین اسلام و تفاوت های ذاتی و جنسی مرد و زن برمی گردد. از کجا معلوم، با فوران دختران و زن های بزک کرده در خیابان های شهر و سخت گیرانه شدن قوانین ازدواج و افزایش روز افزون حقوق زنان(که دستاورد همین رویکردهای فمینیستی است) مسئله جنسی برای مردان تابوتر از زنان نباشد؟ تحقیقات علمی نیز نشان می دهد که نیاز جنسی در مردان زودتر از دختران بروز می کند( از سن 18 سالگی در مردان و 27 سالگی در زنان، میل جنسی به اوج می رسد)(5). و البته باید پرسید که هدف خانم فروزنده صالحی از ایراد چنین حرفهایی چیست؟ آیا ایشان انتظار دارند روزی فرا رسد که دختران در پیاده رو بایستند و به پسران تیکه و متلک جنسی بیاندازند و هر ازگاهی با هر کسی دوست داشتند ارتباط جنسی داشته باشند؟ که صد البته این خلاف عفت عمومی و پاکدامنی زن ایرانی است. شاید هم منظور ایشان این است که زن مسلمان، بتواند براحتی ازدواج کند و شوهری برای خود دست و پا کند (که البته در این گفتگو، رویکرد خانواده مدار دیده نمی شود) که چنین چیزی نکوهیده نیست و اصولا امروزه بسیاری از دختران در محیط های مختلط، خودشان پیشگام انتخاب شوهر می شوند. پس منظور این فعال حقوق زنان چه بوده است؟

4. مسئله دیگری که وی مطرح نموده است، آمار بالای طلاق است. بنا به گزارشات رسمی، کارشناسان بین 60 تا 90 درصد درخواست طلاق های ارائه شده در دادگاه ها را از جانب زنان می دانند(6). این موضوع نشان می دهد که زنان ایرانی آنطور که ایشان گفته اند خام و بی سواد نیستند و به تق و توقی که در خانه می افتد راهی دادگاه ها می شوند و درخواست طلاق می دهند و با اهرم مهریه، شوهر بدبخت را به روز سیاه می نشانند. در توانمند و هوشمندی زنان همین بس که حدود 70% دانشگاه های مختلط را دختران تصاحب نموده اند و وزارت علوم در نظر دارد دانشگاه های بیشتری برای دختران بسازد! همچنین در حالی که در جامعه اسلامی باید مردان جامعه پیشگام فعالیت اقتصادی باشند (7) تا بتوانند تشکیل خانواده دهند و متقبل هزینه های آن باشند در کشور ما 2 میلیون و 300 هزار پسر تحصیل کرده بیکار وجود دارد ولی در عوض 970 هزار دختر بیکار دارد! (8) یعنی تعداد بیکاران پسر به مراتب بیشتر از زنان است! پس مانعی برای حضور زنان در جامعه نیست و امروز این پسران و مردان جامعه هستند که در مهجوریت قرار گرفته اند(9) و به دلیل حضور افسار گسیخته دختران و زنان در بیرون خانه، فرصت تحصیل، کار و بالاخره ازدواج با زوج متناسب با خود را از دست داده اند.

5. مسئله دیگری که ایشان مطرح کرده است مرد سالار بودن جامعه ایرانی است که شواهد نشان می دهد که این حرف نیز مثل دیگر سخنان این بانوی عزیز، فمینیستی باشد. من لازم می دانم به این موضوع در مطلبی جدا بپردازم ولی در همین حد اکتفا می کنم که به عقیده بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی، جامعه امروز ایرانی، نه مرد سالار است و نه زن سالار. اگرچه شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد، جامعه ایرانی به سمت زن سالاری حرکت می کند ولی آنچه مورد تایید است این است که جامعه ما در حال گذار است(10). یعنی به سمت جامعه ای حرکت می کند که معلوم نیست آینده اش چه می شود! پس نمی توان گفت جامعه ایرانی مرد سالار است.

همچنین سایت مهرخانه از سایت های فعال در حوزه زنان، با انتخاب تیتر «شوهر کشی، مردان را به وحشت انداخت» (11) عملا به جنگ مرد و زن دامن می زند. جالب اینجاست وقتی اصل خبر ار مطالعه می نماییم متوجه می شویم اصلا این خبر برای ایران نیست و مربوط به یک کشور دورافتاده است. ولی به هر حال، اینگونه تیتر زنی، عقده های روانی دست اندرکاران چنین سایت هایی را رو می کند که آرزو دارند که مردها تحقیر شوند و بجای تقویت روحیه همدلی و یکدلی بین زنان و مردان، به گونه ای قدرت نمایی زنان را به مردان بنمایند که همین بیانگر فمینیستی بودن چنین طرز تفکراتی است.

 

تفکرات فمینیستی در قتل شوهران

 

یا در خبر دیگری با عنوان «زن قاتل: برای رسیدن به حسین راهی به‌جز کشتن شوهرم نداشتم» (12) که یک سایت خبری آن را منتشر نموده است. در این تیتر هم به جای آنکه شاهد محکوم شدن قاتل و طرد عمل منفور و زشت قتل باشیم با تیتری عاشقانه مواجه هستیم! حالا حسین در این خبر کیست؟ شخصیت کثیفی که به زن غریبه کمک کرده تا شوهرش را به قتل برساند!

 

بی تفاوتی فمنیسم در قتل مردان

به نظر می رسد نخبگان و اندیشمندان جامعه که باید پیشگام در ارائه راه حل های صحیح و کامل باشند خود بازیچه فمینیسم و اهداف کلان فراماسونری جهانی شده اند تا بدون توجه به بنیان خانواده و با ایجاد جنگ بین مرد و زن، جامعه را به ابتذال و فروپاشی اخلاقی و خانوادگی سوق دهند که یکی از دستاورد های آن افزایش آمار حوادث شوهرکشی در خانواده های سنتی است.

علت عمده شوهر کشی و همسرکشی ها دوری از سبک زندگی دینی در جامعه ایرانی است که با دامن زدن به سبک زندگی مدرن شکل گرفته است. بر این اساس است که بسیاری از سوئ ظن ها و درگیری های زوجین به اوج می رسد و به جنایت می انجامد.(13).

امروزه ساختار فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جامعه به سمتی حرکت می کند که دیگر پذیرای مدل سنتی خانواده نیست. علارغم تاکید رهبر انقلاب که بر مرد بودن مرد و زن بودن زن تاکید نموده اند(14)، در جامعه، محیط کار و مدرسه و دانشگاه، فرقی بین زن و مرد دیده نمی شود و آنچه در واقع دیده می شود اصول و مبانی فمینیسم است.

برای حل بحران مسائل خانواده لازم است رویکرد کلی کشور نسبت به زنان اصلاح شود و بجای شعار قرار دادن «حضور همپای مردان در همه عرصه ها»، «همسرانی مهربان برای مردان و مادرانی دلسوز برای فرزندان» را سرلوجه برنامه های ویژه زنان قرار داده شود و سپس با توجه ویژه به جنس مذکر، به دنبال تربیت و شکوه مردانی عالم، با اخلاق و مسئولیت پذیر باشیم. لااقل انتظار می رود اگر کلامی در حقوق زنان گفته می شود در کنارش از حقوق مردان نیز سخن به میان آید چه اینکه با وجود بحران اشتغال و موانع پیشرفت پسران جامعه(همچون قانون سربازی اجباری)، امروز به مراتب نیازمند توجه بیشتری به مردان جوان، نسبت به جنس زن احساس می شود. در واقع نیز به عینه دیده می شود که عمدتا پسرها پس از اشتغال، دغدغه ازدواج و تشکیل خانواده دارند ولی دخترخانم ها مستقل بودن و آقا بالاسر نداشتن را در ذهن می پرورانند!

برگرفته از : مهندس هاشمی (دفتر مشق روزهای زندگی)

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آمار قتل زوجین توسط یکدیگر به منابع مراجعه نمایید(15).

منابع:
1. مریم بهروزی دبیر کل جامعه زینب که می توان او را اولین زن اصولگرای مدافع برابری دیه زن و مرد دانست چندی پیش در دیدار با آیت ا... هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشحیص مصلحت نظام خواسته خویش و جمعی از زنان احزاب اصولگرا را مبنی بر برابری دیه زن و مرد مطرح کرده بود او اینک با خشنودی و سپاس از اظهارات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر «برخی مسائلی که در فقه باب احکام زنان وجود دارد سخن آخر نیست» سخن می گوید و معتقد است که اظهارات ایشان می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. بهروزی سخنان رهبری را باعث باز شدن راههای بسته می داند و می گوید: این حرف میدان جدیدی را برای اظهار نظر فقهی، اجتهادی و پویایی در فقه باز می کند.
http://www.iranzanan.ir/news/cat_10/000030.php?q=print
2.
حمیدی میلاد، الف، برابری دیه مرد و زن، طرح فمینیست های چادری و خلاف نص صریح قرآن
http://alef.ir/vdcgx39qyak9ut4.rpra.html?176429
3.
زنان شوهرشان را می کشند به این علت که نادان یا ناتوان هستند
http://www.khabaronline.ir/detail/267893
4.
http://www.khabaronline.ir/Detail/198176
زن قاتل: برای رسیدن به حسین راهی به‌جز کشتن شوهرم نداشتم
http://www.khabaronline.ir/detail/184333/
مرد شیرموز خورد، زن او را کشت
http://isna.ir/fa/news/91092112295/زنی-شوهرش-را-با-شال-خفه-کرد
زنی شوهرش را با شال خفه کرد
5.
http://www.parsine.com/fa/news/62143/تفاوت-های-زن-و-مرد-در-رابطه-جنسی
تفاوت های زن و مرد در رابطه جنسی
http://www.mardoman.net/family/menwslib/
میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان
6.
http://negar.charchoob.com/?p=4124
۸۰% درخواست طلاق ها از طرف خانم هاست
http://www.aftabnews.ir/vdcfx0dy1w6de1a.igiw.html
90 درصد دادخواست‌های طلاق از سوی زنان
7.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ﴿النساء: ٣٤﴾
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند.
8.
http://negar.charchoob.com/?p=4090
بحران اشتغال تحصیل کرده ها در ایران: تعداد مردان بیکار دو برابر زنان!
9.
زنان در ایران به اندازه ای در پست های شغلی فعال هستند که باید برای مردان فکری کرد
http://www.pnu.charchoob.com/index.php/1389-05-12-16-06-45/3371-1391-11-05-18-30-40.html
10.
خانواده ایرانی درمعرض تحول و گذار است یا فروپاشی و زوال؟
http://negar.charchoob.com/?p=3730
11.
http://mehrkhane.com/fa/news/5151/پدیده-شوهرکشی-مردان-را-به-وحشت-انداخت
پدیده «شوهرکشی» مردان را به وحشت انداخت
12.
http://www.khabaronline.ir/Detail/198176
13.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003117288
همسرکشی؛ علل و عوامل وقوع آن
14.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252
15.
http://www.khabaronline.ir/detail/224952/society/events
پلیس آگاهی ناجا اعلام کرد: زن کشی در صدر آمار جنایت ها/ جدول

http://vista.ir/article/329522


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic