تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیسم

انجمن حمایت از حقوق مردان:

رفتار برخی اصولگرایان به رفتار دیو در شاهنامه فردوسی می ماند. دیوها در شاهنامه فردوسی همیشه برعکس خواسته طرف مقابل و یا خلاف چیزی را که به آن اظهار می کنند عمل می کنند.
یعنی می گویند زن وظیفه اصلی اش خانه داری و شوهرداری است و اینطور نشان می دهند که پیرو رهبر و مطیع دین و مراجع هستند اما در عمل همه جا را پر از زن می کنند و این همه پسر بیکار و دختر مجرد تشکیل می شود!
یا اینکه اگر هم بخواهند کاری در این راستا بکنند عمدا یا ناشیانه به بدترین شکل ممکن انجامش می دهند و بطور کل آن موضوع را ضایع می کنند.
مثل همین تفکیک جنسیتی شهرداری تهران که ما از آن بعنوان طرح فمینستی معکوس یاد می کنیم که به نظر می رسد نقش اتاق فکر های فمینیستی را نباید در ظهور و بروز این سناریو نادیده گرفت تا سیل عظیمی از جو فمینیستی و فشار به دولت و نظام آن هم در این برهه حساس با سوء استفاده فمینیست های وطنی از جو بین الملل برای پیشبرد اهداف ضد بشری با نام حقوق بشر ایجاد شود و همچنین زمینه برای نشر بیشتر گفتمان فمینیستی فراهم شود.
چرا که هنوز این مساله در حد جلسه و صورت جلسه امضا نشده بود که توسط اصحاب شهرداری رسانه ای شد.
این در حالی است که مردان در ایران بعد از سالها از پایمال شدن حقوق شرعی شان و قوانینی که بر علیه آنها تصویب می شود و یا حقوقی که توسط قانون گذاری های بد و تبعیضات فمنیستی از آنها ضایع می شود بی خبرند!


دیو شهرداری تهران


شهرداری تهران


متن زیر برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس هاشمی ( دفتر مشق روزهای زندگی )می باشد:


شهرداری تهران در زمینه اجرای و طراحی برنامه های فمینیستی جلو دار است. نمونه بارز آن در طرح ها و برنامه های زن محور این نهاد است که همه ساله، خرج بسیاری برای چنین برنامه هایی می گردد. در تازه ترین دور از این برنامه های فمینیستی که علی الظاهر با شعار اسلامی به ورطه عمل گذاشته شده طرح تفکیک جنسیتی زنان از مردان در شهرداری تهران می باشد که مخالفت ها و موافقت های افراد مختلف را در بر داشته است. بدین منظور چند نکته که در این بین نادیده گرفته شده است را لازم می بینیم ذکر نماییم.


تفکیک جنسیتی یا انحصار سازی مشاغل شهرداری برای زنان؟    

طرح تفکیک جنسیتی شهرداری تهران، طرحی با دغدغه اسلامی و دینی نیست و صرفا برنامه ای فمینیستی برای بنیادینه کردن زن سالاری در نهادهای شهری می باشد(1) که با توجه به الگو قرار گرفتن شهرداری تهران توسط دیگر شهرداری های کشور، می تواند تبعات نامطلبوب اجتماعی و فرهنگی را برای جامعه به همراه داشته باشد. طراحان این برنامه، علت آن را فقط در رفاه حال زنان دانسته و به زوایای دیگر آن اشاره نکرده اند. تجربه انجام تفکیک جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که هر وقت چنین تصمیمی اجرا شده است دود آن بیشتر از همه به چشم مردان و پسران رفته است و باعث محروم شدن آنان از حقوق شان گردیده است(4).

اختصاص مشاغل طولانی به آقایان موجب رفاه حال زنان و دختران مجرد  
 
به طور مثال هم اکنون جمعیت غالب کارمندان شهرداری و شرکتهای همکار شهرداری تهران را دختران و زنان (که بخش عمده ای از آنها بدحجاب هستند) تشکیل می دهند که بخش عمده ای از آنان مجرد هستند و دغدغه خانواده و تربیت فرزند و شوهر ندارند و تعطیلی در سر موقع، فرصتی برای رفاه حال آنان و شرکت در برنامه های دیگر(همچون کلاس های متفرقه و تفریح و حضور پر ذرق و برق در اجتماع) فراهم می نماید. لذا مطرح نمودن «حضور بیشتر زنان در خانواده» فقط یک عوام فریبی است. در این طرح همچون بسیاری از طرح هایی که در کشور ما اجرا می شود، دین به عنوان ابزاری برای پوشش نیت پشت پرده قرار می گیرد و برای همراه کردن افکار عمومی و علی الخصوص قشر متدین جامعه به دلایلی همچون غیرت دینی و پرهیز از روابط نامحرم اشاره می گردد. جدا از اینکه تعداد پرسنل زن دولتی و شهرداری آنقدر زیاد است که چنین طرح هایی برای رسیدن به هدف مذکور (پرهیز از روابط زن و مرد) ابتر خواهد بود و این راه حل چنین مسائلی نیست.

ثابت ماندن نرخ استخدام زنان در یک نرخ حداقلی بالا 

 
از طرفی اختصاصی کردن فضای کاری برای زنان باعث تقسیم کارها بین دو جنسیت شده و به همین روال، شیوه استخدام ها نیز تغییر کرده و نرخ استخدام زنان در شهرداری در درصد بالایی پابرجا می ماند. به عبارت بهتر این طرح کمک می کند تا روز بروز بر درصد کارمندان زن شهرداری اضافه شود و تخصص های پرسنل، تحت تاثیر جنسیت آنان افت یا پیشرفت کند. مثلا ممکن است شهردار زن منطقه ای، بیشتر اموراتش را به زنان بسپرد و مردان را منزوی نماید یا شهردار مردی بخواهد از زنان یا مردان کمتری در تصمیم گیری های خود استفاده کند. که متاسفانه از اینگونه زنان فمینیست و مردان بی هویت در شهرداری و نهاد های دولتی کشور به کرات دیده می شود.

تحقیر شخصیت مرد و تقلیل هویت آن به یک موجود سراپا جنسی 
 
موضوع دیگری که در این طرح دیده می شود تقلیل شخصیت مرد به یک موجود شهوانی و جنسی است. به عبارت بهتر وقتی جایی را تفکیک جنسیتی می کنیم، نگاه ها به حضور مرد و زن در یک مکان بد شده و مردم به همان زن و مردی که تا دیروز با هم و در یک محیط کاری، فعالیت می کردند اگر پس از اجرای چنین طرحی در کنار هم قرار گیرند به دید بد نگریسته و علی الخصوص این نوع نگاه، بیش از آنکه زنان را قربانی نماید مردان را دچار خجالت و شرم و حیا و گوشه گیری می نماید.
این روند دقیقا شبیه تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس است. زنان به راحتی در میان مردان می ایستند و می نشینند و کسی به آنها چشم خیره و اخم نمی کند ولی به صرف حضور مردان در واگن زنان، به دلایل مختلف همچون کمبود جا و همراه بودن با خانواده، نگاه های خشم آلود برخی افراد متعصب و تندرو روانه آنها می شود.
واضح است مترادف کردن شخصیت و هویت مرد با «یک موجود شهوتران»(2) یکی از راهبردهای ژورنالیستی فمینیست هاست تا بدین وسیله هم بر طبل مردسالاری بکوبند و منتقدین زن سالاری را طرد و دفع نمایند و هم دم از مظلومیت و ضعیف بودن خویش بزنند تا بدینوسیله امتیازات بیشتری برای خود دست و پا کنند و قوانین تبعیض آلود و فمینیستی بیشتری را به تصویب برسانند.

اولویت دهی به استخدام سروران(آقایان) به جای بانوان(زنان) در عوض طرح های فمینیستی

   
از زاویه دیگر نیز این طرح ناشیانه است. به عنوان مثال آقای قالیباف در پاسخ به انتقادات گفته است که ما غیرت دینی داریم(3). حال سوالی که از ایشان می توان پرسید این است که با وجود نرخ بالای بیکاری در پسران جوان و افزایش روز افزون آمار زندگی مجردی در دختران و زنان مطلقه، آیا بهتر نیست بجای طرح های این چنینی در تعداد و ارقام استخدام زنان و دختران در شهرداری و شرکت های زیرمجموعه تجدید نظر کرد و برای حفظ بنیان خانواده، استخدام پسران را بر دختران اولویت داد و تا پسری بیکار است دختری را استخدام نکرد؟ آیا اشتغال پسران و کاهش استخدام زنان و دختران باعث افزایش آمار ازدواج و استحکام خانواده و کاهش روابط نامشروع نمی شود؟ و با وجود کارمندان مرد زیاد(برعکس وضعیت فعلی که مردان در اقلیت قرار گرفته اند)، دیگر نیازی به اجرای چنین طرح هایی احساس نمی شود؟

مدیر و شهردار و ارشد شدن زنان ضروری است! ولی تایپیست و آبدارچی و منشی شدن زنان ممنوع! 

 
اگر اظهارات مسئولان شهرداری تهران و علی الخصوص شخص آقای قالیباف درباره دغدغه دینی و شرعی و داشتن غیرت درست باشد می بایست چنین طرح هایی برای زنان شهردار و مدیر کل نیز به اجرا درآید و در جلساتی که بین شهردار تهران و زنان مسئول برگزار می گردد نیز جوانب احتیاط به عمل آید و از حضور یک مرد در بین زنان به دلیل متزلزل شدن بنیان خانواده مدیران زن شهری نیز جلوگیری به عمل آید و ساعت کاری این دسته از زنان نیز محدود شود. چرا که بر خلاف کارمندان مرد شهرداری که برخی بد اخلاق و اضافه وزن داشته و تناسب اندام به هم ریخته ای دارند، شخص شهردار تهران سرآمد زیبایی و عشق و مهربانی است!
یا سوالی که ذهن پرسشگران را درگیر خود می کند آن است که اگر تفکیک جنسیتی طرحی لازم الاجرا است چرا در شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود و در روابط زنان و مردان مجلس محدودیت اعمال نمی شود؟ آیا تا زمانی که تعداد زنان در محیطی کم است چنین قوانینی خلاف شأن زنان است ولی به محض آنکه درصد حضور زنان در مشاغل و اجتماعات به رقم قابل توجهی رسید چنین طرح هایی، ضرورت پیدا می کند؟
با این وجود به نظر می رسد این طرح، نه یک طرح دینی و اسلامی، بلکه طرحی فمینیستی است که بنا به گفته طراحان آن در جهت تکریم بانوان (بخوانید بنیادینه کردن زن سالاری در شهرداری) انجام گرفته است و هدف آن کنار گذاشتن تدریجی مردان از مدیریت شهری و اشتغال در شهرداری است. طرحی که مطمئنا ضرر های فرهنگی و اقتصادی زیادی برای مردان شاغل در شهرداری به ارمغان خواهد آورد. و فراموش نکنیم که فمینیسم ایرانی، نوع خشن و غیرانسانی غربی است و تنها تفاوت آن در این است که چند متر پارچه وارداتی سیاه رنگ بر روی آن انداخته شده تا خدا راضی باشد! نگاهی به رویکرد سایت های فمینیستی نیز به خوبی نشان می دهد که آنها از هر خبری که مرتبط با دسته «زنان» باشد در جهت اهداف فمینیستی استفاده می نمایند چه آنکه آن اتفاق به نفع زنان باشد و به ضرر مردان(5).

پی نوشت:  
1. یک عضو خانم شورای شهر تهران در گفتگو با ایلنا:
زنان را از شهرداری اخراج نکردیم، ارتقا دادیم/ حمایت از تفکیک جنسیتی پرسنل شهرداری
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=186935
2. دامن زدن به ناامنی با توسل به اخبار دروغ:
نیمی از دختران ایران تجربه آزار جنسی دارند
http://www.daneshjoonews.com/archives/13445
3. قالیباف: باید زنان کارمند را از مردان جدا کرد
http://www.asriran.com/fa/news/346546
4. گزارش سهمیه بندی جنسیتی در سال ۹۳:
امسال کمتر از ۳۰۰ «رشته محل» به طور جداگانه برای دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه های مختلف کشور ارائه خواهد شد. از این تعداد ۱۶۴ رشته فقط به دانشجویان دختر و ۱۳۴ رشته تنها به دانشجویان پسر اختصاص یافته است.
http://www.daneshjoonews.com/archives/13515
5. مثل این دسته از اخبار:
تفکیک جنسیتی: تحقیر زنان در شهرداری تهران
http://www.rahesabz.net/story/84791/
امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: برخی تصور می‌کنند زنان عامل فساد هستند
http://aftabnews.ir/fa/news/255287/برخی-تصور-می‌کنند-زنان-عامل-فساد-هستند
نتایج جستجوگر گوگل در اینباره:
http://goo.gl/qWtj4d 


نظرات()   
   

یک مجری زن رادیو در وبلاگ شخصی خود نوشت:

منصوره صامتی

دربرنامه ی زنده ی زن امروز جامعه ی فردا با موضوع آمار بالای زنان و دختران مجرد (زنان بیوه و مطلقه ) (دختران بالای 35 سال )  و راه حلی برای ازدواج زنان بیوه ، مطلقه و دختران بالای 35 سال


دو نماینده خانم و دو کارشناس به  صورت حضوری و تلفنی در برنامه شرکت داشتند . بین حجه الاسلام علی جعفری و نمایندگان خانم نماینده بحث بالا گرفت ماجرا ازین قرار بود که نمایندگان زن با ازدواج مجدد مردان و متاهل شدن زنان مجرد مخالف بودند درحالیکه جناب جعفری به توصیه ی دین ازدواج مجدد مردان را امری بدیهی می دیدند و به سازو کار و سیاست گذاری ها ی کلان در این زمینه اشاره کردند .

بنده به عنوان مجری کارشناس و سردبیر در این برنامه حضور داشتم دو کارشناس را به آرامش دعوت کردم از جناب جعفری پرسیدم جناب جعفری شما حاضرید دختر تان همسر دوم مرد متاهلی باشد ؟ ایشان گفتند :بله ، اگر دختر م به سن 32 سال برسد و ازدواج نکرده باشد بهتر است همسر دوم مرد متاهلی بشود تا اینکه از افسردگی  به بیمارستان برود ! انقدر فضا و جو برنامه چالشی بود که صدا به صدا نمی رسید رو به خانم نماینده پرسیدم خانم دکتر شما می فرمایید زنان مجرد ، بیوه یا مطلقه نباید با مردان متاهل ازدواج کنند ، از طرفی آمارها به تعداد کمتر جمعیت مردان نسبت به جمعیت زنان اشاره دارد !

شما هم که به برنامه های ده ساله اشاره می کنید  فرض بفرمایید خانم مجرد مطلقه ای که امروز 32 سال سن دارد در ده سال آینده به 42 سالگی می رسد و عملا شانس ازدواج و بچه دار شدنش را از دست می دهد ! حال جمعیت حدود  10 میلیونی زنان بیوه ، مطلقه و بالای 35 سال باید چه کنند ؟ ازداج دایم نکنند ازدواج موقت را هم که رد می کنید پس زنان مجرد چه کنند ؟! شما چه راه حلی دارید ؟

خانم نماینده فرمودند :  راه حل ، راه حل ، ... نمی دانم شاید بهتر باشد شما از طریق همین رسانه اعلام کنید و از مردم بخواهید راه حل  بدهند .هدیه اش با ما پرسیدم ، خانم دکتر شما نماینده ی مردم هستید ، مرکز پژوهشهای مجلس راه حلی ندارد ؟! بلاخره شما که راه حل دین و آقای جعفری را رد می کنید باید راه حل قابل قبولی اراءه کنید ! نمی شود که این جمعیت عظیم را بلا تکلیف بگذاریم تا هر وقت که مجلس به نتیجه ای رسید !!!

 ایشان لحن جدی به خود گرفت و گفت :راستش شاید یک راه حل خوب این باشد که  زنان ایرانی مجرد بروند خارج یا از کشور های دیگر مردان مجرد به ایران بیایند !

در استودیو ولوله شد ، آقای جعفری هم تعجب زده گفت  چطور است که حکم دین را با لجاجت رد می کنیم و برای حل مساله باید مردان خارجی وارد کنیم ؟!  بنده هم  حیرت زده ...فرصت برنامه هم تمام شد  تنها افسوس خوردم و ضمن تشکر از کارشناسان برنامه خداحافظی کردم  

بسیار ناراحت کننده است که یک نماینده خانم برای موکلان خود هیچ فکری نکرده راه حل دین را رد می کند و راه حل تخیلی اراءه می کند ! یادمان باشد ما نمایندگان مجلس را انتخاب می کنیم. این موضوع برای اولین بار در برنامه ی زن امروز جامعه ی فردا مطرح شد و جالبتر اینکه در برنامه ی ما و با تحقیقات سرانگشتی بنده به آمار بالای زنان مجرد در ایران رسیدیم که حتی نماینده محترم هم از این مساله بی اطلاع بودند !  

نویسنده: منصوره صامتی / کارشناس فرهنگ و رسانه




نظرات()   
   

دولت آقای خاتمی معصومه ابتکار را بعنوان معاون محیط زیست خود منصوب کرد. معصومه ابتکار ضمن اعمال فمینیستی فراوان ، کشور و منابع آن را فدای فمینیسم کرد. وی که در نوشتن یک کتاب فمینیستی بین المللی مشارکت می کرد، طی سفرهایش با فمینیست های دولتی وقت آن زمان و فمینیست های مجلس ششم برای شرکت در مجالس فمینیستی بین المللی، ایده هایی گرفت تا با ایجاد مراکز مردم نهاد تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان، به اعمال فمینیستی مشغول شود.

وی در ازای سکوت در مقابل اعمال فمینیستی که بانی آن بود در مقابل برداشت غیر مجاز از آب های زیرزمینی به منظور خودکفایی در گندم که دولت خاتمی همواره پز آن را می داد و همچنین نابودی دریاچه ی ارومیه سکوت اختیار کرد تا به راحتی به کارهای فمینیستی پرداخته شود.

برداشت های ناصحیح از آبهای زیرزمینی سبب از بین رفتن سفره های آب زیرزمینی و خشک شدن چاه ها گردید و دولت های بعدی برای تولید گندم با مشکلات عدیده مواجه شدند و عده زیادی از مردم کشور با مشکل تامین آب آشامیدنی دست و پنجه نرم کردند!

همچنین در حالی که مردان محیط بان غیور کشورمان در جاهای مختلف من جمله جنگل های مازندران شهید و جانباز و نقص عضو می شوند و با نازل ترین دستمزد و بدون مزایا کار می کنند و این همه بحران بیکای و مرد بیکار و پسر مجرد داریم که باید نان آور خانواده باشند، خانم ابتکار معاون و اطرافیان خود را پر از زنانی کرده است که با حقوق های میلیونی مشغول اهدافی خاص هستند.

همچنین شواهد نشان می دهد ایشان از امکانات دولتی برای مقاصد فمینیسم استفاده می کند که چندی پیش موجب رنجش خبرنگاران نیز شده بود و البته شواهدی که نشان می دهد ایشان مشغول کارهایی برای افغانستان و پاکستان و عراق نیز می باشد تا هم کشور محاصره فمینیستی شود و هم آن کشورها مانند ایران بنیان خانواده شان نابود  و مملو از طلاق و فساد شود.

لینک مطلب{ معاون رئیس جمهور و سو استفاده از امکانات دولتی برای فمینیسم)


به نقل از تابناک

قاتل دریاچه ارومیه، خانم ابتکار و مهندس چیت‌چیان هستند!

دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند و هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهند مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذرد، اندوهگین می‌شود، چرا که این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلان دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.
کد خبر: ۳۹۸۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۰ - 07 May 2014
تجمع و اعتراض اعضای چند تعاونی مسکن جلو مجلسنجات دریاچه ارومیه، یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود؛ وعده‌ای که امروز پس از گذشت حدود یک سال به هیچ کجا نرسیده است. آنچه در این چند ماه اتفاق افتاد، تنها تشکیل کارگروه نجات دریاچه و بررسی چندین باره‌‌ همان طرح‌های قدیمی بود. نتیجه این دیرکرد یک ساله، خشک شدن بیشتر دریاچه‌ای بود که این روز‌ها رو به مرگ کامل می‌رود. در طول حیات کوتاه همین دولت، حجم باقی‌مانده دریاچه از ۳۰ به ۱۵ درصد رسیده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، برگزاری سمینارهای پی در پی داخلی و خارجی درباره نجات جان دریاچه و انجام نشدن کارهای عملی، باعث شده تا بسیاری از کار‌شناسان محیط ‌زیست به این روند نجات اعتراض کنند.

اما داستان نجات دریاچه ارومیه،‌ داستانی قدیمی است که از زمان دولت خاتمی آغاز شده است. در آن سال‌ها عیسی کلانتری، دبیر کننی ستاد احیای دریاچه ارومیه ـ که در آن زمان مشاور رئیس‌جمهور بود ـ به رئیس‌جمهور وقت نامه‌ای نوشته و نسبت به بحرانی که دریاچه ارومیه را تهدید می‌کرد، هشدار داده بود.

قاتل دریاچه ارومیه خانم ابتکار و مهندس چیت چیان هستند! 

در زمان دولت گذشته و در سال ۸۹ در جریان دور سوم سفرهای استانی احمدی‌نژاد به آذربایجان غربی، کارگروه نجات دریاچه به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور وقت تشکیل شد تا پاسخی باشد به مطالبات زیست‌محیطی مردم منطقه؛ تا این تاریخ به گفته مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست آذربایجان غربی ۵۳ درصد از مساحت دریاچه خشک شده بود.

یک سال بعد در شهریور ۱۳۹۰، نتیجه فعالیت‌های این کارگروه به آگاهی مردم رسید. علی نظری دوست، رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند ‌برای نجات جان دریاچه ۲۴ طرح با اعتبار ۱۳ هزار میلیارد ریال در نظر گرفته شده است.

وی همچنین از حضور مشاوری بین‌المللی در زمینه احیای دریاچه ارومیه خبر ‌و هشدار می‌دهد ‌در صورت ادامه روند کنونی و با توجه به گرم‌تر شدن ۲ درجه‌ای هوا، اگر کاری انجام نشود، خشک شدن دریاچه ارومیه تا چهار سال آینده حتمی خواهد بود.


نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در گفت‌و‌گو با تابناک ‌می‌گوید: دریاچه ارومیه آخرین تپش‌های قلب خود را می‌زند، ولی هنوز زنده است؛ اما اگر بمیرد، خیلی‌های دیگر با دریاچه خواهد مرد. هر ایرانی که از کنار این دریاچه می‌گذ‌رد، متأثر می‌شود، این دریاچه نباید این‌گونه نابود می‌شد. قاتلین دریاچه در محضر الهی محاکمه خواهند شد، اگر در این دنیا کسی آن‌ها را محاکمه نکند.

وی گفت: اگر دریاچه خشک شود، سه میلیون تن از اهالی اطراف دریاچه آواره خواهند شد. تجسم کنید اگر این دریاچه خشک شود، مردم به مرکز ایران هجوم خواهند آورد. مسئولینی که با کارهای غیرقانونی، موجبات خشک شدن دریا را به بار آورده‌اند، عامل آوارگی‌ها و فسادی خواهند بود که در این منطقه پدید خواهد آمد.

چرا نمی‌آیند و واقعیت را ‌نمی‌گویند؟ چرا نمی‌گویند که خانم ابتکار مجوز این سد‌ها را داده ‌و این آقای چیت‌چیان ـ که زمانی نماینده مردم تبریز بوده ـ باعث این کار شده است. متهمین اصلی این فلاکت ابتکار و چیت‌چیان هستند که در محکمه الهی و مردمی باید محاکمه شوند؛ این‌ها قاتل هستند.

ما با آب شرب مخالف نیستیم، ولی این‌ها آبی را که باید به دریاچه می‌ریخت، به کارخانه‌جات پتروشیمی و ذوب‌آهن و فضای سبز ‌‌تبریز برده‌اند. چرا به اسم دریاچه ارومیه آب را از ارس به دشت گل فرج برده‌اند که نه تنها آب زه‌کشی آن به دریاچه ارومیه نمی‌رسد، بلکه شیب آب هم به طرف ارس است؟!

کسانی که در کلنگ‌زنی‌ها پشت رئیس‌جمهور و معاونان وی می‌ایستادند، مسئول این کارند. معاون وزارت نیرو هنگامی که می‌خواستند پروژه ارس را اجرا کنند، گفت: از این آب یک قطره نصیب دریاچه نخواهد شد، ولی آقایان به خاطر اینکه در جلو دوربین‌های تلویزیون ژست مردم‌دوستی بگیرند، ادعا می‌کنند که به فکر مردم هستند.

از نظر من ‌پروفسور «کردوانی»‌ مادر کویر‌شناسی ایران ‌که با دوربین به کویر نگاه می‌کند، نباید در رابطه با دریاچه ارومیه صحبت کند. اجازه دهد کار‌شناسان در این ‌باره نظر دهند، کسی دیده ما راجع به کویر صحبت کنیم؟ هر کس تخصص خود را دارد و بگذارد کار‌شناسان آب و دریا در این ‌باره اظهارنظر کند.


وی در پاسخ به اینکه آیا امیدی به احیای دریاچه ارومیه است، گفت: اگر جمهوری اسلامی بخواهد می‌تواند. مطالعات در این بار تمام شده است. تمام متخصصین از همه جای دنیا آماده همکاری هستند و کارخانه‌های لوله‌سازی برای انتقال آب از حوزه‌های دیگر اعلام آمادگی کرده‌اند.

در دنیا دریاهای زیادی خشک شده است؛ اما اگر ما نگذاریم اینجا خشک شود، ‌افتخار بزرگی برای کشور ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود؛ بنابراین، باید با مدیریت درست آب و آزاد کردن آب پشت سد‌ها و قطع آب تبریز و برخی کارهای دیگر، دست‌کم بخشی از آن نجات پیدا کند.


نظرات()   
   
دوشنبه 26 اسفند 1392  07:25

راهکار اصلی مبارزه با فمنیسم ازدواج با دختران در سنین پایین تر است. زیرا دختران هر چه سنشان بالاتر رود و بیشتر به جامعه روند هم بیشتر حالت مردانه به خود می گیرند و نیز توقعشان نیز برای ازدواج بالاتر می رود و نیز زیر فشار تجرد و جامعه و مشغله هایی که برای خود جهت گذران زندگی انتخاب کردند جذابیت زنانه خود را از دست می دهند.

دختران مجرد در سنین بالا خودبخود تمایلات فمنیستی پیدا می کنند و دلیلش یک اصل کلی روانشناسی است. هر انسانی به هر چیزی که نرسد آن را برای خود بد می کند. بسیاری از دختران در سنین بالا که مجرد هستند و از مردان بد می گویند برای این است که عدم وجود مرد در زندگی شان را برای خود توجیه کنند و تمایل دارند دختران کوچکتر از خود را نیز از ازدواج منصرف کنند. به همین منظور خیلی از ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود و ... استقبال می کنند و علیرغم این که این کار نه با علم میخواند و نه با منطق ، زیرا هم زن خیلی زود جوانی اش را از دست می دهد و هم اینکه زن رودتر بالغ شده و نیازش نیز زودتر باید پاسخ داده شود.

شعارهایی که از برخی دختران مجرد سن بالا که به اجبار فمنیست شدند شامل موارد زیر است:

1- زن آن چیزی نیست که مرد بخواهد. چرا مردان برای ما زنان تصمیم بگیرند؟

خوب شعار بالا دلیل منفور بودن هر چه بیشتر این دختران می شوند زیرا خود را به شکلی در می اورند که منفور باشند و برای توجیه کردن خود شعار بالا را به کار می برند. تناقض اصلی این شعار از اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. انسان موجودی اجتماعی است و نظر سایر افراد در اجتماع بسیار مهم است. این که ما کار می کنیم و یا حتی لباس می پوشیم برای دیگران است و اگر هر انسانی تنها در زمین بود خود کشی می کرد. بخصوص جنس مخالف خیلی برای ادامه زندگی مهم است و نقش اساسی دارد در جهت گیری زندگی ما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر هر زنی هر گونه که خواست باشد در مقابل که از سوی جنس مخالف ترد شد دیگر نمی تواند مسیر قبلی خود را ادامه دهد و نظر و تصمیم جنس مخالف خودبخود در زندگی انسان وارد می شود . نمیشود جلوی آن را گرفت.

2- استقلال و آزادی داریم.

این هم تنها ظاهرش می تواند زیبا باشد. زیرا تنهایی انگیزه بسیاری از کارها را از انسان می گیرد و در واقع تنهایی نقش موثری در سلب آزادی و استقلال انسان دارد. وقتی تحت تاثیر تنهایی ، انسان انگیزه جدی در زندگی خود ندارد ، خیلی از اهدافی را که ظاهرا به دنبال آنهاست نیز نهایتا به پوچی می رسند. و از طرفی بسیاری از این اهداف تنها در ذهن حصول به آنها زیباست و وقتی در عمل مهیا شوند هرگز نمی توانند جای ارضا شدن نیاز های فطری انسان را بگیرند.

3- مردان امروز مرد نیستند

این استدلال تا حدی درست است اما دلیلش چیست؟ چه عاملی نمی گذارد که مردان مرد باشند؟ چرا مردان دیروز مرد می شدند و امروز نمی شوند؟ دلیلش واضح است. این هم جهت گیری زندگی مردان تحت اثر جنس مخالف است. همانطور که گفته شد نظرات و تصمیم جنس مخالف ناخودآگاه در زندگی انسان اثر دارد و این امر برای موثر بودن زنان در مردان نیز صدق می کند.وقتی زنان امروز به مردان فرصت نمی دهند و می خواهند خود همه کاره باشند مشخص است که چنین می شود. اصولا در سیستم برابری نه مرد می تواند مرد باشد و نه زن می تواند زن باشد و فرصت مردانگی مشخص است از مردان گرفته می شود.

خیلی از دختران در سنین پایین که ازدواج کنند به ماهیت واقعی خودشان پی برده و کمتر جذب فمنیسم و یا رقابت با مردان می شوند.

اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلطی که در جامعه جا افتاده خیلی اوقات پسر معادل دختر در نظر گرفته می شود. یعنی از دختر نیز توقع شغل و ... می رود که بیشتر از سوی والدین این حرفها مطرح می شود زیرا پسران خود کمتر به این مسائل اهمیت می دهند و خود عامل اصلی بالا بردن سن ازدواج دختران است.

باید دانست که تمام توقعات کاذب از دختران که اسلام هیچکدام از این توقعات را برای دختران نگذاشته ، سبب شده ازدواج در سنین بالاتر صورت گیرد و نتیجه ای جز طلاق و تجرد و فساد نداشته است. با این کار فرصت تجربه زنانگی زن در بهترین دوران زندگی وی گرفته می شود و مرد هم می بایست با اکراه ازدواج کند و دل خود را به مزیت های پوشالی زن خوش  کند اما خود می داند به نیاز های فطری خود لگد زده است و برای همین خانواده سست شده و طلاق زیاد می شود. البته این مسئله برای زنان هم مطرح است و ازدواج در سن بالا و غرق شدن آنها در خیلی کارها که آنها را از ازدواج و زنانگی دور می کند در واقع لگد زدن به نیاز های روانی و فطری است و این نیازها بعد از تجرد طولانی با یک مرد ارضا نمی شود زیرا خود زن کمی مرد شده است. و دیگر کسی که بتواند او را ارضا نماید وجود ندارد.


پس بنا به دلایل گفته شده زندگی از هر دو سو جذاب نبوده و تحمل یکدیگر سخت می شود و البته خودخواهی نیز جای دگرخواهی را می گیرد. متاسفانه پدر و مادرهای امروزی از ازدواج در سن پایین تر دختران جلوگیری می کنند و خود کاسه داغ تر از آش هستند و برای دختران و پسران خود به طور غلط برنامه ریزی می کنند.


نظرات()   
   

بلای خانمان سوز فمینیسم و تفکر جایگزینی زن به جای مرد و فرستادن زن به اجتماع به جای خانواده از غرب شروع شد و رفته رفته به شرق رسید. از آنجایی که شرق همیشه جمع کننده زباله های آلوده فرهنگی غرب بوده و بدون اطلاع از دلیل صرفا به تقلید کورکورانه و خودباختگی در مقابل غرب پرداخته عواقب بد اشتباهات انسانی که البته از تفکرات شیطانی نشات می گیرد شکل ذره بینی و بزرگ شده ی آن مصائب را دچار می شود. چنانچه در کشور های شرق آسیا و بعضا ایران و خاورمیانه شکل های بدتری از آن نمود پیدا کرده و شکل های افراطی تر و شدید تری بخود می گیرد که در آنها بحران خانواده و همجنسگرایی و آفات اجتماعی و فروپاشی خانواده اغلب شکل های مخفی تر اما بسیار گسترده تر از غرب را دارد. دلیل آن هم ذکر شد به دلیل ماهیت پنهانی و افراط کورکورانه است.

چونانکه فمینیست های چادر به سر ایرانی با چادر هر تفکر اشتباه غربی را با اسلام می آمیزند و جامعه را به مسیری می برند که عاقبتش بسیار شوم خواهد بود!

اکنون در شرق آسیا وضعیت خود فروشی، مدل شدن زنان، همجنسگرایی در زنان بخصوص ژاپن و چین، ازدواج با همجنس،ازدواج با حیوانات،ازدواج با اموات،ازدواج با کودکان،ازدواج با پدر و مادر، ازدواج برادر و خواهر،ازدواج با اسکلت،ازدواج با مجسمه،ازدواج با حشرات و خزندگان،ازدواج با ربات های جنسی شبه انسان،محصولات جنسی مصنوعی و حتی ازدواج با خود به مراتب از خود غرب بدتر است.

چند نمونه از تصاویر گویای از شرق آسیا که بیانگر عاقبت بیرون رفتن زن از خانه و حضور هجومی او در جامعه و در خدمت قدرتمندان و ثروتمندان بودنش به جای خانواده و همچنین دوری زن و شوهر از هم و خصومت و دشمنی دو جنس نسبت به هم می تواند پدید آورد را می بینید! که منجر به تهیه محصولات احمقانه ای شده است که از قرار دادن برخی از آنها به دلیل مستهجن بودن معذوریم!

شیر خوارگی با سینه مضنوعی

شیر خوردن بچه از گاو

عروسک جنسی1

عروسک جنسی 2

عروسک جنسی3

 


نظرات()   
   

بررسی آثار متفکران تاریخ بشر، نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق افرادی که قرن ها به عنوان مشعل دار تمدن و باستان حقوق بشر شناخته شده اند، شدیدا ضد زن و مخالف هرگونه اصلاحی در وضع آنها بوده اند. ارسطو، پل مقدس، اگوستین قدیس، دکارت، هگل، که لگارد، شوپنهاور، کانت و دیگران هر گونه تغییر اساسی در بطن جامعه را در جهت تساوی حقوق زنان با مردان خطر جدی برای ثبات جامعه می دانستند.

http://sobheqazvin.ir/note/todaynews-58175.aspx

آیا واقعاً زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند ؟ اگر زنان ایرانی به دنبال برابری با مردان هستند چرا به مهریه و نفقه اعتراضی ندارند و چرا نمی خواهند به سربازی یا جنگ بروند ؟ چرا حتی یک پیر زنِ بیسوادِ خانه دارِ ایرانی هم خواسته هایی را مطرح می کند که حتی از مُخَیله ی رهبرانِ فمنیستها در جهان عبور هم نکرده است ؟ اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟ آیا خواسته های فمنیستهای دنیا در چهارچوب عقل (عقل دنیوی با بُرد کوتاه) است و خواسته های فمنیستهای ایرانی در چهارچوب زیاده خواهی و سوءاستفاده گری ؟

عکسی از نشست فیلم تسویه حساب در شانگهای چین

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ ... (آیه 34 نسا)

مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و نیز به دلیل آنکه مردان از اموالشان خرج مى‏کنند پس زنانِ درستکار در برابر این امتیازاتی که از مردان می گیرند ، وظایفی دارند از جمله اینکه باید فرمانبردار باشند و ... .

در آیه فوق فرموده : مرد سرپرست زن است چون 1- در زمینه های مختلفی برتری هایی نسبت به زن دارد از جمله اینکه مرد به دلیل نیروی بدنی تامین کننده امنیت زن است و به دلیل عقل کلانگری ( و نه جزء نگری ) ، آینده را بهتر پیش بینی می کند و ... . 2- از اموالشان خرج می کنند .

حال اگر زنی توانست برتری های فوق الذکر را کسب کند و نیز از اموالش خرج کند ، شاید بتوان گفت با مرد برابر است ؛ حال وقتی که با مرد برابر شد باید در تامین معیشت زندگی مشترک شود ، دیگر مهریه و نفقه نخواهد ، به سربازی و جنگ رود ، دیگر زنان نمی توانند وقتی مردی را به قتل رساندند ، با این گفته نجات یابند که آن مردِ شیطان صفت می خواسته به ما تجاوز کند و ما از خودمان دفاع کردیم و بعد هم آن زن با خیال راحت به زندگی اش ادامه دهد ، دیگر زنان نمی توانند وقتی در یک رابطه جنسی دستگیر شدند ، بگویند ما نمی خواستیم رابطه داشته باشیم ، آن مرد ما را فریب داد یا آن مرد به زور این کار را کرد و ما هم از ترس شوهر یا آبرویمان به این رابطه ادامه دادیم ، دیگر نمی توانند وارد قسمت مردان در اتوبوس و مترو شوند و به مردان بگویند که شما بلند شوید و ما جای شما بشینیم ، دیگر نمی توانند حکمی را برخلاف حق ، به نفع خودشان تغییر دهند ، دیگر نمی توانند شوهرانشان را به زندان بیاندازند و دوست پسرهایشان را به بالای چوبه دار بفرستند و ... .

اگر فمنیستهای جهان از افکار و خواسته های فمنیستهای ایرانی تاثیر پذیرند ، چقدر طول می کشد تا دنیا نابود شود ؟

عواقب تاثیرپذیری فوق : افزایش آمار طلاق ، تجاوز ، خودارضایی ، همجنس بازی ، رواج بی منطقی در خانواده و جامعه ، نابودی اخلاق و ادب و ... .

چرا بعضی از مردان ایرانی طرفدار فمنیستها هستند ؟

پاسخ : جهل ، جوگیر بودن ، دهن کجی به فضای حاکم ، داشتن صفتهای زنانه ، تاثیرپذیری از آنچه میان پدر و مادرشان در دوران کودکی اشان گذشته ، نوعی نیاز جنسی خاص به زن (که وقتی زن ، چنین مردی را تحقیر می کند به آن مرد احساس لذت بیشتری منتقل می کند) ، مردانِ سوءاستفاده گری که دخترانی دارند و می خواهند دخترانشان را به حداکثر قیمتِ ممکن عرضه کنند و ... .

تاثیر فمنیستها در تحریف ترجمه و تفسیر قرآن :

به مواردی از این تحریفها اشاره می کنیم :

علاوه بر تحرفهایی که در مجالس خصوصی می شود ، در کتاب قرآن دوره ابتدایی ، آیه « بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » که معنایش این است که : « دختران زنده به گور شده به چه جرمی کشته شده اند ؟ » ؛ اینگونه ترجمه شده است : « به دختران احترام بگذارید » .

در یکی از سایتهای قرآنی در پاسخ به اعتراض یکی از دختران که گفته چرا خدا در قرآن آورده که « مرد می تواند درصورت فرمان نبردن زن ، او را بزند » ، احتمالاً پس از لرزه ای که به تنِ این مفسر افتاده ، گفته : منظور قرآن این نبوده که زنش را بزند بلکه منظور این بوده که با مسواک به زنش اشاره کند . حال این مسواک از کدام کلمه آیه مربوطه استنباط شده ، جای تعجب دارد که هیچ ؛ بلکه جای خنده دارد به این همه ذلت و وحشت از جریانی تبهکار که با خدا و احکام خدا در جنگ هستند .

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=4&AYID=34

 فمنیستهای ایرانی دوست دارند که خدا را هم تحت فرمان خود درآورند و خدا را وادار کنند که قرآنی بیاورد که همه ی آیاتش به نفع زنان باشد . البته منظور من این نیست که باید بر علیه زنان اقداماتی صورت گیرد بلکه من به کج روی و زیاده خواهی گروهی از زنان ایرانی ، ایراد می گیرم . هم کودکان و هم زنان و هم مردان در جامعه ما مشکلاتی دارند که باید حل شود و نباید با افراطی گری به نفع یک طرف ، حقوق بقیه نادیده گرفته شود .


 برگرفته شده از asheghorreza.blog.ir


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
آخرین پست ها
html] [/html]