تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر فمینیسم

به نقل از تبیان بخش خانواده ایرانی


 تجاوز به حقوق مردان

رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.


یکی از مسائلی که در مورد لزوم رعایت حجاب و پوشش مناسب مطرح است ، لزوم رعایت حقوق دیگران در مناسبات اجتماعی است.انسان های نخستین زمانی که برای راحتی زندگی تصمیم گرفتند در کنار هم زندگی کنند و اجتماع را تشکیل دهند ، دریافتند برای راحتی خودشان قوانینی وضع کنند و همچنین در وضع این قوانین حدود و اختیاراتی را برای همه ی افراد جامعه قائل شوند. حدود و اختیارات هر کس تا مرز از بین بردن آزادی دیگری معنا پیدا کرد بدین معنی که یک فرد نمی تواند زمانی که در کنار دیگران زندگی می کند ، به بهانه ی آزادی خود ،رفتاری را نشان دهد که آزادی را از دیگری سلب کند. 

برای مثال فردی را تصور کنید که از امکانات شهری بدون رعایت مصالح دیگران استفاده کند . بدون ایستادن در صف وارد اتوبوس شود و یا بدون گرفتن نوبت از متصدی بانک توقع داشته باشد که کار او را انجام دهد و یا به وسایل عمومی لطمه بزند.در هیچ جای دنیا چنین رفتاری تایید نمی شود و چون این رفتارها و تاثیر محدود کننده ی حقوق دیگران در آن،قابل مشاهده و عینی است و برای همه مسجل است که آزاد بودن در رفتار در شرایطی که حقوق دیگران سلب شود ، اشتباه است و هر کسی باید مراقب رفتارش باشد تا وارد حدود دیگران نشود ، غلط بودن چنین رفتارهایی خیلی واضح است اما در برخی مواقع بحث ما بر روی رفتارهایی است که تاثیرش بر حقوق دیگران اینقدر عینی نبوده و یا در طول زمان مشخص می شود و یا نیاز به دقت بیشتری دارد تا حقی که از فرد دیگر زایل شده ، مشخصص گردد.

 رعایت نکردن حجاب و داشتن پوشش نامناسب به بهانه ی آزادی فردی توسط زنان ، باعث از بین رفتن آرامش گروه دیگری از جامعه (مردان ) می شود. ما نمی توانیم به بهانه ی پیشرفت علم و تغییر مناسبات اجتماعی و ... منکر فطرتی شویم که در همه ی زنان و مردان وجود دارد.همین فطرت که به جای خود لازم است و بهانه ای است برای تشکیل خانواده و فرزند آوری ، اگر هر کدام از طرفین نسبت به این فطرت رفتار مناسبی نداشته باشند در حقیقت ،آزادی دیگری را سلب کرده اند.

 خانمی که با لباس نامناسب و بدن نما و آرایش محرک وارد جامعه می شود در حقیقت گروه دیگری از افراد که آقایان هستند را در معرض فشار روحی و جسمی قرار می دهد. شما کلاس دانشگاهی را تصور کنید که در آن عده ای پسر و دختر جوان در حال تحصیل اند و پسرها در سنی هستند که غریزه شان بسیار قوی است و از طرفی امکان ازدواج ندارند و در همین کلاس دخترهایی در حال درس خواندند  که هر روز با لباس های محرک ، آرایش و استعمال عطرهای تند حضور دارند .دلیل دخترها برای این وضعیت ظاهری ، داشتن آزادی است در حالی که این آزادی فشار روحی و جسمی زیادی به همشاگرد های مردشان وارد می کند.

 * اگر انسان براساس غریزه به چیزی نیازمند باشد ولی از دستیابی به آن منع شود ، نسبت به آن حریص می شود. در بسیاری از موارد هم می توان شدت این نیازمندی را افزایش داد که در اینصورت حرص و ولع هم برای دستیابی به آن افزایش خواهد یافت.

حال در نظر بگیرید کسی که نیاز به غذا خوردن دارد را به محلی ببرند که انواع و اقسام غذاهای خوشمزه و خوش عطر وجود داشته باشد و افرادی در حال خوردن از آن غذاها باشند. او در آنجا حضور داشته باشد ، غذاها را ببیند ، بوی غذا را استشمام کند ولی به او بگویند تو نمی توانی از این غذاها بخوری. چقدر تحت فشار خواهد بود. اما اگر در محیطی باشد که غذایی  موجود نباشد ، آنوقت تحمل گرسنگی برایش خیلی راحت تر است زیرا تحریک نشده.

ممکن است این سوال مطرح شود که پس اگر مردی متاهل بود و همسر داشت ، می توان در مقابل او آزادانه لباس پوشید و رفتار کرد. اما این حرف نیز با فطرت انسانی مخالف است زیرا هر کس خصوصیاتی دارد که در جای خود جذاب و محرک است.در اینجا که عدم رعایت پوشش می تواند به قیمت از هم پاشیده شدن یک زندگی باشد.  

نگاه تحریک آمیز اوباما و حتی عدم تحمل روشنفکر ترین مردان دنیا

 در ضمن با توجه به اینکه میزان حرص و اشتیاق در غریزه جنسی برای کامجویی، بستگی بسیار زیادی دارد به میزان تحریک کردن غریزه ، عدم رعایت حجاب و تحریک در اجتماع باعث زیاد شدن ناامنی می شود زیرا عده ای از آقایان با توجه به محرک های زیاد ، خویشتن داری کرده و غریزه شان را کنترل می کنند اما عده ای دیگر که به ارضای آن به اشکال مختلف می پردازند ، باعث می شوند آسیب های زیادی در جامعه بوجد آید ، اخبار مختلفی که از تجاوز به عنف می شنویم یکی از این آسیب هاست. پس چه بهتر است که با رعایت پوشش مناسب هم آزادی دیگران در اجتماع را سلب نکنیم و باعث از بین رفتن امنیت در اجتماع برای خودمان نشویم.

تصویر بی حجابی

میلاد حمیدی :

عده ای از فعالان حقوق زنان و یرخی قلم به مزدان و افسون شدگان فمینیسم و افراد سکولار و روشنفکر نان و نمک خورده ی فمینیست ها، این جمله معروف را می گویند و می نویسند: " با زور مشکل بد حجابی حل نمی شود.حجاب مقوله فرهنگی اجتماعی و تربیتی است."

در پاسخ به این قبیل افراد 3 مطلب را متذکر می شویم:

1- بهتر است بگویید مشکل بد حجابی تنها با زور حل نمی شود!
بلکه کار فرهنگی هم در کنار آن لازم است.
اگر بخش فرهنگی خوب کار نمی کند دلیل نمی شود نیروی انتظامی با اوباش بد حجاب برخورد نکند!
وقتی بد حجاب شدند و در زمره ی اوباش شدند حسابشان با نیروی انتظامی است.
باید برخورد با زور در کنار امر به معروف و کار فرهنگی باشد.
کما اینکه استفاده از زور در مواردی که کار فرد خاطی مصلحت جامعه مسلمین را هم تهدید کند خود مرتبه ای از امر به معروف و نهی از منکر است.
مثل کسی که کشتی را سوراخ می کند و هر چه می گویند نکن به کارش ادامه می دهد. چون بقیه هم از این کار متضرر می شوند بنابراین تنها راه باقیمانده متوسل شدن به زور است.
اینجا دیگر هیچ کس نمیگوید رهایش کنید و با او برخورد نکنید باید قبلا کار فرهنگی می شد و او درست تربیت می شد تا شعورش را داشته باشد کشتی را سوراخ نکند!
مثل این بدحجابان هم همین است. اینها کشتی اجتماع و اخلاق را سوراخ می کنند و همه را غرق می کنند.
متاسفانه تعصب جنسیتی شما زنان نمی گذارد واقع بین باشید.
الان اگر نیروی انتظامی بگوید با مردان شرور و مزاحمین نوامیس مبارزه می کند همگی کف می زنید چون از ناحیه آنها احساس خطر می کنید و از برخورد با آنها خشنود شده و احساس آرامش می کنید!

و اگر گوینده و یا نویسنده اش زن باشد باید به او گفت:
اما هرگز این شرارت و خشونت زنانه (خشونت نرم) را برای مردان درک نمی کنید و تا زندگی خودتان و شوهر و یا برادر و یا پسر و یا پدر خودتان هم درگیر نکند و یا زندگیتان را تهدید نکند و تا تجاوزهای جنسی و جنون شهوت مردان را به حد مخاطره نیندازد و تا ایمان رااز همگان نگیرداحساس خطر نمی کنیدو متوجه اهمیت این مطلب نمی شوید.

2- آیا می توان گفت با دزدان به جای برخورد انتظامی برخورد فرهنگی کرد؟
آیا به کسانی که خشونت می ورزند و زندگی مردم را تهدید می کنند می شود صبر کرد تا برخورد فرهنگی شود؟
آیا در این صورت امنیت مردم و زندگی شان تهدید نشده و به تاراج نمی رود؟

اینها خشونت های فیزیکی است. خشونت دیگری که وجود دارد بی حجابی است.
دل و جان و عفت جامعه را می دزدد و میل جنسی جوانان و مخصوصا مجرد ها را تشدید می کند و یک سرکوب جنسی و خشونت قلمداد می شود.
ضمن اینکه خلاف قانون است.
نیروی انتظامی مکلف به برخورد با ناقضین قانون است. کار فرهنگی برای دستگاه های دیگر است.
با همین تعمیم اگر بگوییم با دزدان برخورد انتظامی نشود و موکول و موقوف شود به کار فرهنگی یعنی نسبت به تاراج اموال مردم بی تفاوت باشیم تا با کار فرهنگی دزدان خودشان دیگر دزدی نکنند.
بی حجاب ها هم دزدان عفت و حیا در جامعه هستند. اگر نیروی انتطامی کارش را متوقف کند آنگاه عفت و حیای جامعه به تاراج می رود!!!

3- شما هایی که به نیروی انتطامی انتقاد می کنید کجا به نهادهای فرهنگی از این بی حجابی ها انتقاد کرده اید و اگر انتقاد کرده اید نتیجه کار شما چه بوده است؟ در ازای این چه کار فرهنگی موفق و یا چشمگیری از نهاد های فرهنگی دیده شده است؟ اصلا نتیجه کار فرهنگی چه بوده است؟


بنابراین دو نتیجه می شود گرفت اول اینکه کار فرهنگی به تنهایی نتیجه نمی دهد دوم اینکه اغماض و کم کاری و یا بیکاری نهادهای فرهنگی که در اینجا صراحتا ضرورت کار نیروی انتطامی را پر رنگ تر میکند.

در ادامه مطلب شعر زیبایی در مورد حجاب(قسمت هایلایت شده خطاب به عده ای از مسئولین است).

 


نظرات()       

این مقاله را انتخاب کردم چون واقعیت امروز جامعه ماست که توسط مراکز و جوامع زنان که بودجه های میلیاردی از نهاد ها و ارگان ها می گیرند و با نام اسلام اندیشه های عقده ای گونه و التقاطیشان را ترویج می دهند ایجاد شده است. اینان زیر چادر با ظاهری مذهبی با نفوذ در پست های مختلف سیاسی ، اجرایی و قانون گذاری ، از خواب بودن مردان و مسئولین استفاده می کنند و به دین و زندگی و جامعه صدمه می زنند.

اشتغال و خودمحوری زنان و تخریب خانواده و دور کردن زن از خانواده  از اهداف اساسی آنهاست. بسته های تشویقی برای اشتغال زنان من جمله کمک هزنیه مهد کودک برای زنان شاغل، امتیازات تخفیف های باشگاه های ورزشی و دادن امکانات به زنان شاغل، صندوق ها و بانک های ویژه زنان و دختران (تفکیک جنسیتی در بانکها و منابع مالی)،تفکیک جنسیتی حتی در موزه شهدا ! ،مخالفت با تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و محل های کاری،تشکیل کارگروهای ویژه اشتغالزایی و  تبعیض مثبت سهم اشتغال برای فارغ التحصیلان دختر بدون توجه به بیکاری مفرط در جامعه برای مردان و بدون توجه به مسئولیت های شرعی و قانونی که در این شرایط بحرانی برای مردان وجود دارد و ضرباتی که می تواند به خانواده و ازدواج جوانان و از هم پاشیدن خانواده ها وارد کند و رشد جمعیت را منفی تر کند و ... در این راستا صورت می گیرد!

البته  دادن آمارهای مغرضانه و غیر کارشناسی مثل دوبرابر شدن بیکاری زنان برای باجگیری از کاندیداهای ریاست جمهوری یا مجلس و جوسازی سیاسی و فرهنگی از طریق سایت های زنان و باجگیری سیاسی از نامزدهای انتخاباتی را برای امتیاز گیری در دولت هم اضافه نمایید.

اثرات و ضربات مهلک این موجودات پلید به خوبی روی نمودارهای جمعیت ، آمار طلاق که از مجلس ششم به این طرف رشد لگاریتمی داشته ، آمار فساد ، لوایح فمینیستی و تصویب قوانین فمینیستی و اقدامات فمینیستی و... به خوبی مبرهن و مشهود است.

این فمینیسم به مراتب خطر و شدت بیشتری نسبت به فمینیسم غربی دارد. زیرا شعار فمینیسم غربی بر تساوی حقوق و وظایف با هم است(که البته شعار است و واقعی نیست چون با فطرت زنان و مردان همخوانی ندارد و طرفدار سقط جنین، چند شوهری و شبه مرد شدن زنان است که باعث نابودی خانواده ها و بروز اختلافات و رشد طلاقها و کاهش نسل شده است) . اما فمینیست های ایران حتی به تساوی حقوق  هم فکر نمی کنند و حتی به تبعیض مثبت در حقوق و شانه خالی کردن از وظایف فکر میکنند. پر واضح است که این شکل از فمینیسم به مراتب از فمینیسم غربی مخرب تر است...

لذا وقتی می بینیم رئیس فلان قسمت زنان از ایران به رئیس حقوق بشر سازمان ملل (بانکیمون) نامه می دهد که باید ویژگی های قومی و مذهبی اقوام دیده شود و تساوی به هیچ عنوان ملاک نیست ، معنی اش این نیست که این گروه به حقوق مردان پایبند است و اسلام را پاس می دارد. بلکه بدین معناست که به مسیری دست یافته است که فمینیست های غربی به خواب هم نمی توانستند ببینند. چیزهایی مثل سهمیه حضور در پارلمان دارای حد مینی مم بدون حد ماکزی مم(در حالی که حداکثر تعداد زنان در پارلمانهای اکثر کشورهای غربی حامی فمینیسم زیر 16 درصد است و بیشتر از آن مجاز نیست و حتما باید زیر این مقدار باشد )، مهریه و نفقه و ده ها حق دیگر برای زن منهای هیچ گونه وظیفه قانونی بر ای زن و عدم حق شوهر در اذن خروج از منزل و اشتغال زن و عدم  تضمین قانونی برای تمکین زن، ماده 30 لایحه مصوب حمایت از خانواده (نفی اشتراک اقتصادی زن در زندگی مشترک) و...

امروز خطر فمینیسم قوی و جدی است و اگر جلوی آن گرفته نشود در جنگ نرم ما را به سمت شکست خواهد برد. که البته تا حد زیادی برده است و این بخاطر غفلت مسئولین و علما و باج دادن یک عده به ابرفمینیست ها در ایران است.

ماهیت ضد خانواده فمینیسم بر هیچ کس در دنیای امروز پوشیده نیست. این را از رشد روز افزون طلاق و فساد در کشور می توان فهمید.

اثرات مخرب این فمینیست ها روی اسلام و خانواده و ثبات جامعه ، از اثرات ماهواره و برنامه های مستهجن ماهواره ها و تبلیغات غرب به مراتب بیشتر و خطرناکتر است و برای ریشه کن کردن آن نیاز به یک عزم جدی وجود دارد. نیاز به ایستادگی در مقابل یاوه گویی های حقوق بشر مضحک و مسخره ضد دین دارد که از گوشه و کنار جهان بروز می کند.

در اثبات این مدعا همین بس که امپریالیسم جهانی مستقیم و غیر مستقیم حامی آنهاست.

لذا این مقاله به عنوان یک پست و در این وبگاه قرار می گیرد که از پایگاه راسخون می باشد.

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید.


نظرات()       
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392  10:58
نوع مطلب: (مقالات ،) توسط: میلاد حمیدی

زن خیانتکار

سایت های زنان اغلب مواقع با متهم کردن مردان در زمینه خیانت ها و چند همسری و مزاحمت برای نوامیس و انحرافات اخلاقی یاد می کنند. زنان را تبرئه میکنند. حتی برای عناد ورزان بی دین و بدحجاب و زنان منحرف مصونیت کامل قضایی و قانونی می خواهند و خواستار برداشتن هر گونه مجازات برای بی حجابی و بدحجابی و حتی زنای محصنه هستند. از سوی دیگر دقیقا با دیدی دوگانه و یک بوم و دو هوا سعی می کنند قوانین خشونت علیه زنان را به تصویب برسانند.

برای اینکه کمتر ضایع شوند پسوند قانونشان را بعد از زنان کودکان و یا خانواده می گذارند و خودشان را پشت این عناوین مخفی میکنند! در حالی که از مصادیق اصلی خشونت علیه مردان تحریک جنسی آنها با پوشیدن لباسها و آرایش های تحریک کننده و سرکوب میل جنسی آنهاست!

همیشه پای زن در میان است! جای هیچ بحث و جدلی نیست. زیرا اگر زنان عفیف باشند بی قید ترین مردان هم نمی توانند کاری بکنند. در مقابل تقاضای مردان هوسباز همیشه یک پذیرشی وجود دارد.

این پذیرش از سوی زنان وجود دارد که فساد رخ می دهد. و اغلب متقاضیان روابط خائنانه خود زنان هستند.

زن خیانتکار این روزها واقعیتی ننگین در جامعه است!  اگر فمینیست ها طرفدار دیدگاه تساوی گرایانه هستند که نیستند، پس باید دیدگاه یکسانی در مجازات ها و نگرش ها نسبت به زنان و مردان داشته باشند. حتی دیدگاه مساوی در وظایف. نه اینکه پای مسئولیت و مجازات که برسد بگویند ما زنیم و پای حق و حقوق که برسد بگویند ما انسانیم. از همین جا دروغ و حماقت فمینیست ها آشکار می شود و از آنها جاهل تر و احمق تر آنهایی که تحت لقای حقوق بشر و حقوق زنان به شکل سکولار و غیر شرعی و بعضا برای خود شیرینی قدرت و امکانات و تریبون ها را با نامهای جعلی زنان و خانواده و یا زنان و کودکان  ، در اختیار فمینیست های کذاب و دروغگو قرار می دهند!

این دیدگاه که زنان پاک و معصوم هستند باید در جامعه شکسته شود. لااقل در جامعه ای که تریبونهایش آلوده به فمینیسم و زن زدگی شده است و گرفتن حقوق از مردان و دادن آنها به زنان یک افتخار و نشانه پیشرفت قلمداد می شود. این را در تمام عرصه ها و شئون می توان دید. متاسفانه جامعه و فضای سیاسی به شدت مسموم زنگرایی و زن سالاری و زن زدگیست.

بحث ما بحث کشمکش نیست. بحث حقوق مرد است تا با این حقوق بتواند دامان زن و خانواده اش را حفظ کند.

 


نظرات()   
   

مقاله زیر به خوبی نشان می دهد اغلب فعالین حقوق زن در ایران که افکارشان را از شیرین عبادی و قماش وی به عاریه گرفته اند دنباله رو چه خط فکری هستند و چگونه از سوی صهیونیسم ابزار نابودی اسلام و شیعه گشته اند!

عکس شیرین عبادی ملعون

 

فمینیست های چادری

 

شوالیه اناث(پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی)
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایر
ان بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.


"شوالیه اناث، پشت پرده فمینیسم، نوبل و شیرین عبادی" نام اثری است از آقای «سید حسین علوی آزاد»، كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی در پاییز 1390 به چاپ رسیده است. این كتاب 320 صفحه ای به كریمه آل الله؛ فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) تقدیم گردیده، بانویی كه صادق آل محمد (ص) در وصف تقربش فرمود:
« آنگاه كه قدم در صحرای محشر نهد، به شفاعتش شیعیان ما از عذاب، خلاصی یابند. »
بانویی كه زن مسلمان ایرانی چون راه او در پیش گرفت، سراب متعفن فمینیسم را كه منادیان آن خائنان و سلطنت طلبان و غربزدگان بریده از ملت بودند، به مزبله تاریخ سپرد و دامان خویش را معراج گاه شهیدان ساخت.
نویسنده اثر در پیشگفتار تا حدودی مسأله فمینیسم را مورد بحث و بررسی قرار داده و به برخی از دلایل نوشتن این اثر پرداخته است. در ابتدای مقدمه سخنی از مقام معظم رهبری (مد ظله العالی ) جای داده شده است و جناب آقای علوی نویسنده محترم به بیان علل موضوعات مختلف مرتبط با موضوع بحث پرداخته كه عبارتند از: چرا درباره شیرین عبادی تحقیق كرده و چرا این گونه شخصیت وی را نشان داد ه است؟ چرا این قدر دیر به نگارش این كتاب پرداخته و چرا دیرتر اقدام به چاپ آن كرده است؟ در آخر مقدمه، نویسنده در بخشی تحت عنوان سپاس گزاری از افرادی كه وی را در تهیه اثر مزبور یاری داده اند تشكر كرده است.
كتاب " شوالیه اناث " مشتمل بر چهار فصل می باشد. فصل اول آن با عنوان « خون ماسونی » در بخش های شش گانه اش عناوین زیر را مورد بررسی قرار داده است:
در محفل فراماسونرها، مكتب خانه بهاییان، كلوپ دانشگاه، ترقی؛ دستمزد چاكری، باند اشرف، از چاكری تا جانبازی
در ابتدای فصل به بیان تاریخ تولد شیرین در 31 خرداد ماه 1326 در همدان اشاره شده و به بررسی اوضاع و احوال خانوادگی وی پرداخته شده است. در ادامه به معرفی اجمالی از وضعیت « محمد علی عبادی » پدر شیرین و « مینو » مادر شیرین و ارتباط آنان با رژیم پهلوی صهیونیست ها و جنبش فراماسونری پرداخته و نگاهی كوتاه به دوران كودكی و دبستان شیرین دارد.
« در محفل فراماسونرها » اولین بخش فصل اول، به نقش بسزای دبیرستان« انوشیروان دادگر » در تربیت شیرین عبادی ها طی دهه سی شمسی اشاره می كند. در این بخش محمد علی فروغی كه از اعضای كلیدی لژ فراماسونری همایون به حساب می آمد، ستون تثبیت پایه های سست حاكمیت رضاشاه و پسر ارشدش معرفی شده و این نكته مطرح می شود كه تك تك آموزه های دبیرستان شیرین، مطابق مرام زرتشتیان بوده و فضای مدرسه نیز پر بوده از پنداشته های دنیای مدرن كه نتیجه آن می شود نسلی كه « از فرق سر تا نوك پا فرنگی » بار می آید.
« مكتب خانه بهاییان » نام دومین بخش فصل می باشد. در آستانه دهه چهل، شیرین راهی دبیرستان جدیدی با نام دبیرستان دخترانه « رضاشاه كبیر » شد، مكتب خانه ای كه آموزه های بهاییت، فراماسونری ساواك بر اركان آن حاكم بود.
در بخش بعدی كه « كلوپ دانشگاه » نام گرفته اسامی تنی چند از اعضای رسمی لژهای فراماسونری و كلوپ های روتاری برده شده است كه از آن جمله عبارتند از:
محمد علی هدایتی، رییس دانشكده حقوق و عضو لژهای فراماسونری مهر و همایون.
محسن سیاح، رییس دانشكده دندان پزشكی و عضو لژ فراماسونری نور.
منوچهر افضل، رییس دانشكده روان پزشكی و علوم تربیتی و عضو لژهای فراماسونری كسری و كوروش... .
در بخش « ترقی؛ دستمزد چاكری » به ارتباط خوب میان شیرین و دولت پهلوی و دستاوردهای خدمات یا به قولی چاكری شیرین و خانواده اش به دربار پهلوی پرداخته شده است.
بخش بعدی فصل اول با نام « باند اشرف » به فعالیت های سوء و چشمگیر خواهر دو قلوی شاه می پردازد و به رقابت های وی با فرح دیبا بانوی نخست دربار و اقدامات این دو اشاراتی دارد. در آخرین بخش یعنی « از چاكری تا جانبازی » به از جان گذشتگی هایی كه شخص شیرین عبادی برای حفظ و بقای رژیم ملعون پهلوی داشته پرداخته شده است.
عنوان دومین فصل كتاب « از فراماسونری به مثابه سازمان تا فراماسونری به مثابه مرام » می باشد كه در دو بخش این موضوع را مورد مطالعه قرار داده است. بخش نخست « از انقلاب اسلامی تا خواب زمستانی » به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 اشاره كرده و این نكته را مورد بحث قرار داده كه چگونه برخی از عناصر وابسته به دستگاه سلطنتی یا دولت های آمریكا، انگلیس و اسراییل كه از قلم افتاده و مجازات نشده بودند چگونه پس از سال ها از خواب عمیق زمستانی خود برخاسته و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اقداماتی انجام داده اند.
بخش دوم از فصل دوم همنام با فصل دوم می باشد و به تغییر نام، تغییر رویه و تغییر چهره كلی لژهای فراماسونری و فالیت های مخفیانه و سری این گروه ها در داخل و خارج از ایران می پردازد و در ادامه سه موضوع مرتبط با شیرین عبادی را مورد مطالعه قرار داده است كه از این قرار هستند: سفر به خانه پدری، روزگار وصل، كنگره جهانی نویسندگان جاسوس.
فصل سوم كتاب " شوایه اناث " با نام « رد پای سیا » شامل شش بخش می باشد كه عبارتند از:
- مرده ها به قتل می رسند!
- از كوی دانشگاه تا پروژه نوار سازان
- وكالت عوامل سازمان سیا
- یك پرده از نفاق
- عبادی در برابر عبادی!
- توپخانه ای علیه اسلام
این فصل پس از اشاره به اتفاقات مربوط به انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در ایران در سال 1376 و پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات و اتفاقات پس از آن می پردازد و موضوعات مطرح شده در بالا را مورد مطالعه قرار می دهد و نقش عوامل بیگانه علی الخصوص سازمان سیای آمریكا در این وقایع و رخدادها و نقشه ها و طرح های آنان علیه ایران را بررسی می كند.
فصل چهارم آخرین و طولانی ترین فصل كتاب مزبور می باشد كه با نام « آخرین مأموریت » در اثر گنجانده شده است. اولین موضوع مطروحه در این فصل « روز استقبال » نام دارد كه به اهداء جایزه جهانی نوبل به شیرین عبادی در مورخ 18/7/1382 (10 اكتبر 2003) اشاره می كند. در بخش بعدی از اهداء این جایزه با این تعبیر یاد می شود: « صلح با چاشنی دینامیت ».
بخش سوم فصل « پارلمان هم جنس بازان » نام گرفته و به ماجرای رسمیت بخشیدن به قضیه هم جنس بازی و قانونی شدن آن اشاره می كند.
در بخش بعد تحت عنوان « به سیاهی نوبل » سابقه فعالیت های اشخاصی كه طی سالیان متمادی دریافت كننده جایزه نوبل بوده اند را زیر ذره بین گذاشته و ارتباط موجود میان آنان را مورد مداقه قرار داده است.
بخش های بعدی این فصل از این قرار می باشند: رد پای موصاد، زوزه گرگ ها، جشن منافقین، دولت و مجلس اصلاحات، محمد علی ابطحی ( معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور )، تمامیت اردوگاه اصلاح طلبان، هاشم آقاجری ( عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب )؛ كه به تناسب عنوان بخش، موضوعات طرح شده مورد مظالعه قرار گرفته است.
شایان ذكر است در پایان هر فصل بخشی با نام پی نوشت ها ضمیمه شده است كه توضیحات مختص همان فصل در آن گنجانده شده است.
در پایان فصل چهارم نیز بخشی جای داده شده است تحت عنوان ضمیمه فصل چهارم، در انتهای كتاب هم بخش های اسناد و مدارك و نمایه قرار گرفته است.

برشهایی از كتاب:
در صفحه 36 از كتاب می خوانیم:
دبیرستان رضا شاه كبیر همواره به عنوان یكی از كانون های اصلی توجه سردمداران ایدئولوژیك حاكمیت پهلوی ها مورد عنایت ویژه قرار داشت. چه اینكه بنا بر آن بود تا از میانه حیاط فراخ این مدرسه كارگزاران آینده رژیم، فارغ التحصیل شوند. از این رو در گزینش دانش آموزان ورودی، كمال دقت به عمل می آمد. اما مهم تر از دانش آموزان، دبیران و صد البته مدیران آن بودند.
در فصل دوم، صفحه 88 آمده است:
حقیقت آن است كه هر چند با ظهور انقلاب اسلامی بساط كلوپ های روتاری و لژهای فراماسونری از ایران برچیده شد، اما تفكر این جریان مرموز وابسته به تشكیلات جهانی صهیونیسم، در ایران باقی ماند. در ایران بعد از انقلاب دیگر خبری از گراندلژناسیونال و فردوسی لژ و سنترال روتاری كلوب نبود، اما پیروان و دانش آموختگان مكتب خانه های ماسونی به عنوان یك جریان مدعی فكری، با نزدیك شدن به عصر سازندگی آرام آرام خودنمایی كردند.
در صفحه 196 از كتاب آمده است:
اشتغال عبادی به شغلی كه مطابق نصوص اسلام برای زنان حرام بوده در زمان دیكتاتوری پهلوی، یكی از مهم ترین دل مشغولی های بنیاد نوبل است. به نحوی كه با تأكیدی ویژه در بیانیه مربوط به جایزه عبادی بدان اشاره شده است.


نظرات()   
   

 ورود سامانه اتوبوس های تندرو حمل و نقل، موسوم به بی آر تی (Bus Rapid Transit) به شرکت واحد اتوبوسرانی (به عنوان یکی از شرکت های زیر مجموعه شهرداری تهران)، تغییراتی در شیوه حمل و نقل مسافرین ایجاد شده است که نسبت به گذشته، آن را متفاوت نموده است.

در این مقاله خواهیم کوشید به چند نمونه از تغییرات و تاثیرات آنها بر جامعه و نکاتی در باب آن بپردازیم.

 

سامانه بی آر تی

بی آر تی - عکس


1. طول مساوی بخش مردان با زنان در اتوبوس های BRT 
در طرح جدید شهرداری تهران درباره اتوبوس های BRT، طول هر دو قسمت خانم ها و آقایان با هم برابر شده است و اگر از انتهای اتوبوس تا مانع تفکیک کننده دو قسمت، و از همان مانع تفکیک کننده تا محل کناری راننده را اندازه بگیریم متوجه برابر بودن طول دو بخش خواهیم شد. البته تعداد صندلی های قسمت آقایان با 20 عدد، دو عدد بیشتر از قسمت خانم ها با 18 عدد است که با توجه به برابر بودن طول هر دو قسمت، متوجه تنگ تر و محدودتر بودن قسمت آقایان اتوبوس های BRT نسبت به قسمت خانم ها می شویم. *(در این بررسی، اتوبوس های جدید BRT خط 5 اتوبوس های تندرو تهران، مسیر پایانه بیهقی-پایانه علم و صنعت مد نظر قرار گرفته است).

2. سر و صدای فراوان قسمت عقب اتوبوس های BRT به دلیل فعالیت مداوم موتور
نشستن در عقب اتوبوس به علت قرارگیری موتور قدرتمند نسل جدید اتوبوس ها، با سر و صدای فراوانی همراه است. با توجه به اینکه در محیط های اجتماعی عمدتا کارهای سنگین به آقایان سپرده می شود و امور آسان و اداری به خانم ها واگذار می شود، انتظار می رفت تا قسمت جلو به آقایان و قسمت عقب به خانم ها تعلق گیرد تا مردان ایرانی که مسئولیت های فراوانی بر دوش خود دارند، با آرامش خاطر بیشتری از خانه به محیط کار و از محل کار به منزل رفت و آمد داشته باشند. لیکن گویا، اینجا نیز کفه ترازو به نفع زنان سنگینی می کند! تا آنجا که یکی از رانندگان با تبسمی تلخ، در پاسخ به چرایی این تقسیم بندی گفت:"خانم ها مقدم تر هستند!".

3. یک درب برای آقایان و دو درب برای زنان
در کنار محدودیت جا برای آقایان که عمدتا در ساعات پایانی روز در سرویس های رفت و برگشت اتوبوس های BRT به شدت مشاهده می شود، مسئله یک دربه بودن قسمت آقایان است. عمدتا ساعات ازدحام قسمت خانم ها در پایان ساعات اداری (از 15:30 الی 19) است ولی در تمامی اوقات، بلا استثنا قسمت آقایان شلوغ تر از قسمت خانم هاست و این موضوع جای تعجب بسیاری دارد که چرا با وجود آنکه تردد مردان در اتوبوس های BRT در طول شبانه روز بیشتر از زنان است، دو درب به قسمت زنان و یک درب به قسمت مردان اختصاص داده شده که این موضوع نیز در کنار دیگر پارامتر های بیان شده، مشکوک به نظر می رسد.

4. نشستن زنان در قسمت مردان بلا اشکال، ولی نشستن مردان در قسمت زنان گناه کبیره است!
موضوع دیگری که عمدتا در بین خانم ها دیده می شود این است که اگر پسری به خاطر کمبود جا برای ایستادن و نشستن به قسمت زنان اتوبوس بیاید، جیغ و داد آنها (و متعاقب آن راننده) در می آید ولی همین زن ها به خودشان اجازه می دهند به قسمت محدود آقایان تعدی و تجاوز کنند و صندلی هایی که قرار است، مسافرین مرد در ایستگاه های بعدی روی آنها بنشینند، بدون هیچ شرم و حیایی، و با پررویی اشغال می کنند.

5. ارادت ویژه رانندگان و پرسنل مرد شرکت واحد اتوبوسرانی به مسافرین زن
موضوع تاسف برانگیز دیگری که نگارنده به کرات مشاهده کرده ام، تبعیض در مواجهه متولیان با هم نوعان مرد نسبت به جنس مونث است. مثلا به عینه دیده شده است که وقتی مردی به رانندگان یا مسئولین خط های BRT به خاطر نبود اتوبوس یا اهمال نظارت در حرکت منظم اتوبوس ها شکایت می کند با زنان با آرامش و علاقه بیشتری برخورد می کنند ولی در مقابل مردان، بسیار جدی و اخم آلود برخورد می کنند و حتی در هنگام فحاشی، در مقابل زنان سکوت می کنند ولی در مقابل مردان شروع به بد و بیراه گفتن زشت تری می کنند.
جالب این است که اگر زن ها مسئول شوند، کمتر دیده می شود که برخورد نرم و محبت آمیزی با جنس مخالفشان داشته باشند ولی متاسفانه مردان ایرانی، فریب ظواهر فریبنده و میل شهوانی درونی خودشان را می خوردند و در مقابل زنان، کوتاه می آیند و خم و راست می شوند.

نتیجه گیری:
آنچه نگارنده به عنوان یک شهروند تهرانی درک کرده ام، این است که در دوران فعلی شهرداری تهران، رویکرد ویژه ای نسبت به زنان می بینیم که اگر در کنار توجه ویژه به جنس مرد در جامعه ما قرار داشت، منطقی و ارزشمند به نظر می رسید، ولی واقعیت این است که هر جا زنان و دختران ایرانی به کام و نوایی رسیده اند به بهای قربانی شدن مردان و پسران بوده است و از این جهت مذموم است. نمونه عینی آن را می توان در اتوبوس های BRT شهر تهران دید که تحولی وسیع در حمل و نقل درون شهری پایتخت ایجاد نموده است ولی نگاه زن سالارانه در آن به خوبی دیده می شود که در آن نگاه تکریم آمیز به جنس زن و تحقیر آمیز به مردان جامعه دارد.

منبع :

دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)+

میلاد حمیدی:

ضمن  مطلب فوق الذکر بنده اینجا به امتیازات ویژه با رانندگان بی آر تی زن که تصاویر بسیار زشت و زننده ای را ایجاد می کند و زن را بر سر کار مردانه قرار داده و متاسفانه این کار را مایه افتخار می داند در حالی که باید مایه سر افکندگی باشد نیز اشاره دارم! این در حالی است که کلی پسر و جوان جویای کار برای معیشت و تشکیل زندگی آرزوی این شغلها و حتی کرسی های ادارات و مراکز مختلف شهرداری و سایر ادارت دولتی و وزارتخانه ها را می کشند! کرسی هایی که اگر توسط زنان و دختران که در قانون ما فاقد مسئولیت مالی هستند اشغال نمی شد خیلی از پسران و مردان با این مسئولیت های مالی که شرع و قانون بر گردنشان نهاده است  از آن محروم نبودند و در بیکاری و یا جایگاه های نامتناسب و تجرد به سر نمی برند!  این مصداق عینی خشونت علیه مردان است!

راننده زن بی آر تی (1)

راننده زن بی آر تی

راننده بی آر تی (3)


نظرات()   
   

حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهرخانه با اعلام این خبر اظهار داشت:" از ابتدای سال جاری این دفتر با نام «مرکز تحقیقات زن و خانواده» فعالیت می کند و این تغییر مصوب شده است و از امروز در سربرگ ها و پیامک ها لحاظ گردیده و مراحل اداری را طی کرده است."

این در حالی است که قبلا فراکسیون زنان مجلس نیز عنوان خود را به فراکسیون زنان و خانواده تغییر داده بود. همین تغییر نام در مرکز زنان ریاست جمهوری هم شکل گرفته بود که نام خود را به مرکز زنان و خانواده تغییر داده بود!

اما دریغ از ذره ای تفکر و فعالیت در زمینه خانواده. به نظر میرسد این تغییر نام در مرکز مطالعات زنان هم از همین جنس باشد!

آنچه که مسلم است پاشنه آشیل این سازمانها و مراکز زن و زن سالاری است  و این گونه تغییر نام ها تنها تغییر در نام است و بیانگر تغییر ماهیت نیست.

در اثبات این مدعا نحوره یرخورد فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری را در سالهای اخیر شاهدیم که روز به روز تهاجمات آنها بر محکمات حقوق مرد در اسلام افزوده می شود و روز به روز خانواده ها را سکولارتر و از هم گسیخته تر میکند!

این گونه تغییر نام ها به منظور جلوگیری از امکان تشکیل مراکز مدافع حقوق مرد در مقابل اقدامات زن سالارانه آنها شکل میگیرد تا قوانین و آمارهای زن سالارانه و اقدامات زن محور و مرد ستیز و ضد خانواده بتواند بدون هیچ مانعی با سرعت و قوت به مسیر خود ادامه دهد!

چرا که نقطه آغاز این سازمان ها نباید چنین نامی می داشت و اگر ریگی به کفشهایشان نبود نمی بایست با نام زنان ثبت می شد و یا پیشوند زنان را به یدک می کشید!

 گذاشتن پسوند خانواده در انتهای آنها تنها ظاهر فریبی و بازی با الفاظ است و به نوعی فرار از انتقادات و قرار دادن خود در حاشیه امن و مخفی شدن پشت عنوان و یا به قول معروف نوعی استتار است!
مثل سازمان ملل که تحت لقای حقوق بشر دارد اهداف سکولاریسم و امپریالیسم را عملی می کند!

اکنون که این پست را می نویسیم در ایام فاطمیه و سوگواری دخت نبی اکرم زهرای مرضیه (س) هستیم. همین زهرای اطهری که فمینیست ها و فعالین حقوق زن و بسیاری از حقوقدانان گمراه با تعمیم های غلط و مغالطه گری با سوء استفاده از نام آن حضرت به خصوص در این ایام شهادت و ولادت ایشان برنامه ها اجرا می کنند و افکار پلیدشان را به خورد زنان و دختران ما می دهند! و فاطمه را آن گونه که دوست دارند تعریف می کنند نه آنگونه که هست!!!

بیایید در این ایام دعا کنیم خداوند مسئولین را بیدار کند و ریشه این فتنه ها و مراکز را بخشکاند تا زندگی و نشاط به خانواده های ایران اسلامی باز گردد.

در پایان از خوانندگان محترم این خبر تقاضا می شود نمونه های فعالیت های ضد مرد و فمینیستی در ایران و جهان را در قالب لینک یا مقاله برای بازنشر در این پایگاه معرفی نمایند.

انجمن حمایت از حقوق مردان از سایر عزیزان خواهشمند است برای نجات خانواده ها از شر فمینیسم ، از تمام ظرفیت و توان خود استفاده کرده و با ما همکاری نمایند.

یا زهرا (س)


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :7  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
آخرین پست ها
html] [/html]