کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر قتل شوهر

در پی وقوع چند فقره سرقت، مأموران به سارق سابقه‌دار 22 ساله‌ای ظنین شدند و او را دستگیر کردند. او نیز در تحقیقات پلیس هویت سه همدستش را فاش کرد.

به گزارش ایران، سرهنگ هرمز عشقی فرمانده انتظامی بندر‌انزلی اظهار کرد: مأموران موفق شدند سردسته باند را که یک زن بود، همراه با دو سارق دیگر در رشت و بندر‌انزلی به دام بیندازند. متهمان دستگیر شده به 21 فقره سرقت از خانه‌ها در بندر‌انزلی، بخش خمام و شهرستان رشت اعتراف کرده‌اند.

فرمانده انتظامی شهرستان بندر‌انزلی گفت: 6 خریدار اموال مسروقه اهل و ساکن رشت نیز در این زمینه دستگیر شدند و از مخفیگاه سارقان مقداری زیورآلات، طلای مسروقه و پول نقد نیز به دست آمد.


انجمن حمایت از حقوق مردان:
مقوله اعتیاد، درگیری های خیابانی و خشونت های منجر به جرح و قتل ،قتل شوهر، همجنس بازی،رفتارهای خطرناک جنسی زنان با هم در محیط زندان ها و... به مرز هشدار رسیده است و این نشان می دهد که بر خلاف تصور عموم زنان موجودات معصومی نیستند و برابری مورد نظر فمینیست ها حتی در رفتارها و خشونت ها هم نه تنها محقق شده بلکه در حال پیشی گرفتن از مردان است!
اینها از کمترین عواقب یکسان دیدن زن و مرد و القای خصوصیات مردانه در زنان با تبلیغات پوچ فمینیستی و حمایت دولت ها و سیستم های قانونی از آنها برای رسیدن آنها به مردان است!
مدت هاست که فمینیست ها با مظلوم نمایی زنان و وحشی نشان دادن مردان به دنبال تصویب قوانین مزخرفی مانند منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند که البته اینجا کودکان دستاویزند تا زنان را هم رده با کودکان نشان داده و حس ترحم ایجاد کنند و راحت تر به اهداف خود برسند و لیکن خود خوب می دانند که اینکار خود سبب رواج خشونت علیه مردان و در نتیجه واکنش مردان و افزایش خشونت علیه خود زنان می شود!
اما روح فمینیست ها به قدری پلید است که برای خواسته های بیمارگونه و معیوب خود با نفوذ در سیستم های دولتی و قانون گذاری و ان جی او ها دست از خواسته های شیطانی خود بر نمی دارند و البته خیلی از آنها ماموران و مزدوران فکری سیستم های سکولار و سرمایه داری غرب هستند که باید مسیر را برای برنامه های بلند مدت سردمداران غربی خود هموار کنند.
روح فعالان حقوق زن در تسخیر شیطان است.


نظرات()   
   

قضات دیوان عالی کشور حکم زندان زن جوانی که به اتهام معاونت در قتل شوهرش دستگیر شده بود را رد کرده و او را مستحق قصاص دانستند.

به گزارش جام جم، پنجم مرداد سال 87 مرد جوانی با مراجعه به کلانتری 11 نهاوند ماموران را در جریان ناپدید شدن برادر میانسالش قرار داد. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این خصوص آغاز شد.

با کشف جسدی در کنار جاده و در داخل یک پرتگاه مشخص شد که جسد متعلق به مردی میانسال است که بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. با شروع تحقیقات مشخص شد که جسد متعلق به همان برادر مردی است که به کلانتری رفته و ناپدید شدن برادرش را اعلام کرده بود بنابراین تحقیقات در این خصوص آغاز شد.

همسر مقتول در تجسس ها به ماموران گفت: شوهرم اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و گاهی اوقات اصلا به خانه نمی آمد. برای همین تصور می کنم او تصادف کرده باشد و یا از سوی دوستانش کشته شده باشد.

در ادامه مشخص شد که همسر مقتول با مردی ارتباط پنهانی داشته است. با این اطلاعات همسر مقتول به عنوان مظنون تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به قتل همسرش با همدستی مرد جوان اعتراف کرد.

وی گفت: شوهرم از من خیلی بزرگتر بود و اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و همیشه مرا اذیت می کرد. من هم چند وقتی می شد با مردی به اسم «هرمز» آشنا شده بودم و ارتباط داشتم. روز حادثه شوهرم ما را با هم دید.«هرمز» هم او را خفه کرد و من هم با چادرم جلوی دهن او را گرفتم.

با این اعترافات، مرد جوان نیز دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. پس از آن پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.

متهمان در این شعبه محاکمه شدند و در پایان نیز هیات قضایی به «هرمز»، قصاص و به زن جوان نیز حکم زندان صادر کردند.

با اعتراض اولیای دم مبنی بر اینکه زن جوان نیز در قتل شوهرش مشارکت داشته است پرونده به شعبه 16 دیوان عالی کشور ارجاع شد.

قضات این شعبه نیز پس از بررسی پرونده، حکم قصاص «هرمز» را تایید کرده ولی حکم زندان زن جوان را رد کردند.

آنها اعتراض اولیای دم را وارد دانسته و هردو متهم را مستحق قصاص دانستند بنابراین پرونده برای رسیدگی به جرم زن جوان بار دیگر به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.


نظرات()   
   

نقشه زن شیطان صفت
زن جوان پس از جدایی از همسر ثروتمندش برای سرقت اموال او نقشه هولناکی طراحی کرد.

به گزارش همشهری، این زن با همدستی شوهر دومش مرد ثروتمند را به قتل رساند اما پیش از اینكه بتواند اموال او را تصاحب كند، راز جنایت از سوی پلیس فاش شد.مدت‌ها پیش بود كه نسرین به‌خاطر اختلافاتی كه با همسر ثروتمندش داشت از او جدا شد. زن 37ساله 16سال با شوهرش اختلاف سنی داشت و اختلافات آنها به حدی بود كه به‌رغم داشتن پسری نوجوان تصمیم گرفت به این زندگی مشترك پایان دهد. او مدتی پس از جدایی با مردی كه 6سال از خودش كوچك‌تر بود ازدواج كرد اما زندگی آنها به‌خاطر مشكلات مالی كه داشتند، خوب پیش نرفت.

همین مشكلات مالی بود كه نسرین را وسوسه كرد تا نقشه هولناكی طراحی كند. او می‌دانست كه شوهر سابقش همیشه در حساب عابربانكش مبلغ زیادی پول دارد و تصور می‌كرد كه با كشتن او می‌تواند پول‌هایش را سرقت كند. وقتی نقشه‌اش را با شوهر جوانش در میان گذاشت، او نیز موافقت كرد و به این ترتیب 18دی‌ماه، آنها تصمیم گرفتند این نقشه را عملی كنند. آن روز نسرین به بهانه حرف‌زدن به خانه شوهر سابقش رفت.

او در فرصتی مناسب به آشپزخانه رفت و پس از تهیه شربت مسموم، یك لیوان به شوهر سابقش داد. مرد میانسال دقایقی پس از اینكه لیوان را سركشید، حالش بد شد و روی زمین افتاد. نسرین پس از این ماجرا مرحله‌ بعدی نقشه‌اش را به اجرا گذاشت. او به بهانه اینكه می‌خواهد شوهرش را به درمانگاه ببرد به آژانس زنگ زد اما در واقع شماره‌ای كه گرفته بود، متعلق به شوهر جوانش به نام جعفر بود. دقایقی بعد جعفر كه نقش راننده آژانس را بازی می‌كرد مقابل خانه مرد ثروتمند توقف كرد. او سپس با همدستی نسرین، مرد میانسال را به‌خودرواش منتقل كرد و پس از آن به جای درمانگاه، راه جنگل‌های اطراف شهر را در پیش گرفت. آنها وقتی به محلی خلوت رسیدند، با استفاده از یك روسری، مرد میانسال را خفه كردند و با رها كردن جسدش در حاشیه شهر، محل را ترك كردند.

ساعاتی بعد، با پیدا شدن جسد مرد میانسال، تحقیقات پلیس شهرستان رضوانشهر در استان گیلان برای كشف راز این جنایت شروع شد. مأموران در بازرسی لباس‌های مقتول مداركی به‌دست آوردند كه هویت او را فاش می‌كرد. آنها در ادامه راهی خانه این مرد شدند و پس از تحقیق از همسایه و آشنایان مقتول دریافتند كه نسرین آخرین كسی بوده كه همراه مقتول دیده شده است. این زن دستگیر شد و در بازجویی‌ها ادعای بی‌گناهی كرد اما سرانجام چاره‌ای جز اعتراف به جنایت ندید. پس از اعترافات نسرین مشخص شد كه شوهر جوان او به شهرستان اردبیل گریخته است.

سرهنگ خیرخواه، معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان گیلان با بیان این خبر به همشهری گفت: مأموران با دریافت نیابت قضایی راهی اردبیل شدند و در آنجا دومین متهم را نیز دستگیر كردند. این زن و شوهر اعتراف كردند كه به قصد سرقت اموال مقتول دست به جنایت زده بودند و كارت عابربانك مقتول، بی‌آنكه آنها فرصت استفاده از آن را پیدا كنند، از این افراد كشف شد. به گفته وی، برای هر دو متهم قرار قانونی صادر شده و تحقیقات تكمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.


نظرات()   
   

زن خیانتکار که برای ازدواج با مرد مورد علاقه اش نقشه قتل همسرش را طراحی و اجرا کرده بود، پس از هشت ماه سکوت لب به اعتراف گشود.
به گزارش مهر، 25 خرداد امسال زن جوانی به کلانتری 116 مولوی مراجعه و به ماموران اعلام کرد: همسرش علی 28 ساله برای گرفتن چک از مشتری، ساعت 23:30 دقیقه از منزل به سمت گیشا با پژو 405 مشکی از منزل خارج و تاکنون مراجعت نکرده است.
همزمان با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی ، همسر فقدانی با حضور در پایگاه هفتم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: شب فقدان همسرم، در منزل مادرم میهمان بودیم. وقتی به خانه برگشتیم ، همسرم به بهانه انجام برخی حساب های مرتبط با کار خود از منزل خارج شد تا اینکه حدود ساعت چهار صبح زمانی که از خواب بیدار شدم ، متوجه شدم که وی هنوز به منزل بازنگشته و تلفن همراهش نیز خاموش شده ! بلافاصله با خانواده همسرم تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم.
کمتر از 24 ساعت از زمان تشکیل پرونده اولیه با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی، یکی از اهالی رباط کریم هنگام تردد در زمین های کشاورزی متوجه جسد مرد جوانی در داخل زمین زراعی شد که آثار ناشی از اصابت ضربات چاقو بر روی بدن وی مشخص بود . بلافاصله موضوع به کلانتری اعلام و با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده که نشان از ارتکاب جنایت داشت ، پرونده ای با موضوع قتل عمد در پلیس آگاهی شهرستان بهارستان تشکیل شد.
کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان بهارستان، از طریق بررسی سیستم جامع پلیس آگاهی و با توجه به ثبت مشخصات فقدانی از سوی پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، موفق به شناسایی هویت مقتول شدند. در ادامه و با حضور همسر فقدانی در پزشکی قانونی استان تهران، جسد علی مورد شناسایی قرار گرفت.
در حالیکه شواهد اولیه نشان از ارتکاب جنایت با انگیزه سرقت داشت، دستور توقیف خودرو متعلق به فقدانی در سیستم جامع پلیس ثبت و خودرو نیز در شهرستان شهریار ، منطقه صباشهر ، به صورت رها شده و بدون هرگونه سرقت لوازم داخل آن از قبیل ضبط خودرو و ... کشف شد.
در ادامه رسیدگی به پرونده و در حالی که بررسی فرضیه جنایت با انگیزه سرقت در دستور کار کارآگاهان بهارستان قرار گرفته بود، بررسی اظهارات اولیه همسر مقتول در پایگاه هفتم در خصوص علت خروج مقتول از خانه نیز نشان از برخی تناقضات داشت.
همسر مقتول در اظهارات اولیه عنوان کرده بود که همسرش برای گرفتن چک قصد رفتن به گیشا را داشته در حالیکه بررسی های تخصصی نشان از آن داشت که در شب فقدان، مقتول به هیچ عنوان در منطقه گیشا حضور نداشته است.
همزمان با اطلاعات جدید به دست آمده در مسیر تحقیقات ، نظریه پزشکی قانونی نیز علت مرگ را خفگی ناشی از انسداد شریان تنفسی اعلام کرد. تیم بررسی صحنه جنایت نیز با حضور در محل کشف جسد اعلام کرد که جنایت در محل دیگری انجام و مقتول پس از مرگ به محل کشف جسد منتقل شده است.
با توجه به نتایج به دست آمده در مسیر تحقیقات و با توجه به کشف جسد در شهرستان بهارستان، پرونده فقدان در پایگاه هفتم مختومه و با انجام هماهنگی های لازم قضایی و انتظامی ادامه رسیدگی به پرونده با موضوع قتل عمد" در دستور کار تیم جنایی پلیس آگاهی شهرستان بهارستان قرار گرفت.
با جمع بندی اطلاعات به دست آمده از پرونده فقدان افراد، اعلام نظریه پزشکی قانونی، تیم بررسی صحنه جرم و ... کارآگاهان به تحقیق از همسر مقتول پرداخته و همزمان اطلاع پیدا کردند که همسر فقدانی با فرد دیگری به نام یوسف 31 ساله در ارتباط بوده است.
با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده و مشخص شدن برخی تناقضات در اظهارات همسر مقتول و اطلاع کارآگاهان از وجود شخصی به نام یوسف، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به طرح جنایت از سوی وی و ارتکاب آن بوسیله یوسف اعتراف کرد.
همسر مقتول در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: حدود 6 سال پیش با همسرم ازدواج کرده و به تهران آمدیم. پس از گذشت مدت کوتاهی ، اختلافات ما افزایش پیدا کرد بگونه ای که این اختلافات شدت پیدا کرد و حتی به درگیری های فیزیکی مابین ما کشیده شد و همسرم مرا مورد ضرب و شتم قرار می داد.
همسر مقتول در خصوص نحوه آشنایی خود با یوسف، به کارآگاهان گفت : طبق عادت ، در روز های پنجشنبه و جمعه من به خانه مادرم می رفتم. یک روز در مسیر مراجعه به منزل مادرم و در حالیکه شب قبل از آن با همسرم درگیری شدیدی پیدا کرده بودم ، سوار پراید مسافرکش شدم که راننده آن جوانی بود که متوجه شدم نام او یوسف است. در داخل ماشین شروع به درد و دل با راننده کردم و راننده پراید نیز در خصوص شکست در زندگی اولش صحبت کرد و همین موضوع باعث آشنایی ما دو نفر شد تا اینکه پس از گذشت مدت بسیار کوتاهی به یکدیگر علاقه مند شدیم.
همسر مقتول در ادامه اظهاراتش و در خصوص علت طرح پیشنهاد جنایت نیز به کارآگاهان گفت: در شرایطی با همسرم ازدواج کرده بودم که خانواده ام با این ازدواج مخالف بودند اما به اصرار و پافشاری من، مجبور شده بودند تا با ازدواج من و علی موافقت کنند. همین موضوع نیز باعث شده بود تا نتوانم مشکلات خودم را با آنها مطرح کنم و این در حالی بود که پس از آشنایی با یوسف، من تصمیم گرفته بودم تا به هر شکل ممکن از علی جدا شده و با یوسف زندگی کنم. از سوی دیگر، یوسف نیز حاضر به قطع ارتباط خود با من نبود تا اینکه یک روز پیشنهاد کشتن علی را مطرح کردم و یوسف نیز بلافاصله پیشنهاد مرا پذیرفت و عنوان کرد که خودش اقدام به کشتن علی خواهد کرد.
متهم درباره نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: با طرح و برنامه قبلی اقدام به خرید مقداری داروی بیهوشی و خواب آور کردم و زمانی که از میمهانی به خانه بازگشتیم ، نوشیدنی حاوی داروی خواب آور را به علی داده و او نیز پس از خوردن نوشیدنی بیهوش شد.پس از بیهوش شدن علی ، یوسف که در داخل کوچه منتظر بود وارد خانه شد و با یک رشته پلاستیکی اقدام به خفه کردن علی کرد. جسد را دو نفری در داخل یک پتو قرار داده و در در داخل صندوق عقب پژو 405 قرار دادیم. یوسف در زمان رها کردن جسد چند ضربه چاقو به علی زده بود تا ماموران در زمان کشف جسد تصور کنند که علی گرفتار افراد زورگیر شده است. حدود ساعت چهار بامداد بود که من با خانواده همسرم تماس گرفته و... .
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح همسر مقتول، متهم دیگر پرونده (یوسف) نیز از سوی پلیس آگاهی دستگیر و با وجود انکار اولیه جنایت سرانجام لب به اعتراف گشود و با توجه به وقوع جنایت در حوزه انتظامی تهران بزرگ و به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.


نظرات()   
   

زن خیانتکار

زن جنایتکار که در پی رابطه با خواهر زاده شوهرش قتل وی را ترتیب داده بود با تایید حکم قصاص  پسر را در یک قدمی چوبه دار قرار داد و تنها با عنوان معاونت در قتل محکوم شد.

به نقل از مهر، دوم آذرماه سال 89 همزمان با شکایت مردی در پلیس آگاهی ورامین باز این جنایت فاش شد.

او به کارآگاهان گفت: خانه ام را به زوج جوانی اجاره داده بودم که امروز زن مستاجر سراغم آمد و گفت: همسرم برای کار به بندر عباس رفته به همین خاطر قصد دارم خانه را زودتر از موعد قرارداد تحویل دهم. تخلیه ناگهانی خانه و مشاهده لکه های خون در اتاق خواب باعث شد به موضوع مشکوک شده و به اداره آگاهی مراجعه کنم.

در ادامه تیمی از ماموران راهی خانه مورد نظر شده و در بازرسی آنجا دریافتند آثار خون متعلق به انسان می باشد. به همین خاطر از زن صاحب خانه به نام محبوبه تحقیق کردند.

زن جوان در بازجویی ها به ماموران گفت دیشب دست همسرم با چاقو برید و آثار خون روی دیوار متعلق به این ماجرا می باشد. شوهرم به نام رضا صبح امروز برای کار به بندرعباس رفت و قرار است من نیز وسایل خانه را به آنجا ببرم.

ماموران که به اظهارات محبوبه مشکوک شده بودند تحقیقات خود را بر روی او متمرکز کردند. ردیابی تماسهای زن جوان نشان داد او با خواهرزاده همسرش به نام حمید ارتباط پنهانی دارد. با کشف این سرنخ حمید دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد.

پسر جوان در ابتدا منکر اتهامات خود شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: از دو سال قبل به صورت تلفنی با زن دایی خود ارتباط دارم. پس از مدتی متوجه شدم عاشق او شده ام و موضوع ازدواج با هم به میان کشیدم. اما دایی ام سد راه ما بود  به همین خاطر تصمیم به قتل او گرفتیم. شب حادثه محبوبه به خانه مادرش رفت و کلید خانه را به من داد من هم حدود ساعت 5 صبح وارد خانه شده و دایی خود را با ضربه های کارد کشتم. بعد از قتل جسد را داخل یک کمد قرار داده و با کمک دو افغانی به بیابانهای اطراف ورامین انتقال دادم.

با اعترافات حمید همسر مقتول نیز به همدستی در این جنایت اعتراف کرد.

دهم تیرماه سال گذشته متهمان در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند و قضات دادگاه پس از دفاعیات متهمان حمید را به قصاص محکوم کردند. محبوبه نیز به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و 20 سال تبعید محکوم شد.

با اعتراض دو متهم پرونده حکم آنها از سوی قضات ششم دیوان عالی کشور مورد بررسی و تایید قرار گرفت.

انجمن حمایت از حقوق مردان: به نظر می رسد این قبیل زنان باید به اتهام خیانت به شوهر و رابطه نامشروع نیز مجازات مازادی برای آنها در نظر گرفته شود و نباید اتهام خیانت و رابطه با نامحرم در هر سطحی که باشد عادی جلوه کند و قانون به راحتی از کنار آن بگذرد. چه بسا که جرم رابطه پنهانی و خیانت آمیز بسیار وقیحانه تر از عمل قتل می باشد.


نظرات()   
   

زن خائن و برادر زاده

زن جوانی برادرزاده خود را برای قتل اجیر کرد. در بهمن ماه سال جاری از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110، وقوع یک فقره قتل در میدان معلم ـ شهرک صالحین ـ پارک کوثر، به کلانتری 131 شهرری اعلام شد .

به گزارش مردم سالاری، با تأیید خبر از سوی کلانتری، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی اعلام و با حضور تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی در محل و انجام بررسی‌های اولیه مشخص شد فردی به هویت «محمد . الف» ( 37 ساله )، بر اثر اصابت ضربات چاقو به سینه و گردن، توسط قاتل یا قاتلین به قتل رسیده است .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور قاضی دانشور، بازپرس شعبه هفتم دادسرای شهرری، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

در تحقیق از همسر مقتول به هویت «مریم» (‌30 ساله )، وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: «در ساعت 5:30 روز شانزدهم بهمن 91، طبق روال هر روز همسرم جهت خرید نان از منزل خارج شد که با توجه به طولانی شدن مراجعت وی در ساعت 6:30 برای پیدا کردنش به سمت نانوایی رفتم؛ ناگهان در داخل پارک کوثر مشاهده کردم فردی داخل فضای سبز افتاده؛ وقتی جلوتر رفتم مشاهده کردم که همسرم، در حالیکه خون زیادی از او رفته در داخل فضای سبز افتاده که بلافاصله موضوع را به اورژانس و مرکز 110، پدر و مادرم و خانواده ی همسرم اطلاع دادم».

در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان به تحقیقات محلی پرداخته و اطلاع پیدا کردند که مقتول با همسر خود اختلاف داشته است . در ادامه مشخص شد که انگیزه اختلاف مقتول و همسرش بر سر موضوع انتقال سند منزل به نام مقتول بوده؛ با مشخص شدن این موضوع، کارآگاهان بار دیگر به تحقیق از همسر مقتول پرداختند؛ وی در این خصوص به کارآگاهان گفت: « در اوایل ازدواجم با مقتول، سند منزل به نام من انتقال داده شد اما بعد از گذشت چند سال همسرم اصرار بر انتقال سند خانه بنام خود داشت و همین موضوع زمینه‌ای برای ایجاد اختلافات بعدی در میان ما شد».

با توجه به تحقیقات فنی کارآگاهان و همچنین تناقضات بدست آمده از اظهارات همسر مقتول و دیگر اقدامات پلیسی انجام شده، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت توسط برادزاده خود اعتراف کرد . متهمه در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « با توجه به مشکلات روحی و روانی زیادی که طی این مدت همسرم برای من ایجاد کرده بود تصمیم به متارکه با وی داشتم اما خانواده ام، به خاطر داشتن دو فرزند اصرار بر ادامه زندگی من با او داشتند؛ حتی یک بار هم اقدام به خودکشی کردم که به بیمارستان منقل شدم تا اینکه موضوع را با برادرزاده‌ام به نام علیرضا ( 19 ساله ) که روابط خانواگی نزدیکی با او دارم، در میان گذاشتم؛ او نیز در روز حادثه اقدام به زدن همسرم با چاقو کرد.»

با توجه به اعترافات متهمه، بلافاصله برادرزاده وی در روز 24 اسفند 91 دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد؛ علیرضا در اظهارات اولیه مدعی شد که قتل توسط دو نفر انجام شده که آنها را برای اینکار اجیر کرده اما در ادامه، به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد؛ متهم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « مقتول هر روز صبح جهت خرید نان از منزل خارج می شد؛ من به محل رفته و با تحت نظر قرار دادن او، زمانیکه وی نان خرید و قصد رفتن به خانه را داشت در مسیر بازگشت به منزل و در داخل کوچه ی خلوت نزدیک پارک از پشت سر با چاقویی که همراه داشتم ضربه ای به گردن او زدم که برگشت و مرا شناسایی کرد؛ من نیز از ترس دوباره چند ضربه ی دیگر به گردن و سینه او وارد کرده و متواری شدم؛ مقتول در حالی که مجروح بود، کشان کشان خود را به داخل پارک رساند و من نیز پس از انداختن چاقو در داخل سطل زباله از محل متواری شدم».

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «با توجه به اعترافات صریح متهمان، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و هر دو متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته‌اند».

 


نظرات()   
   

خیانت روی پشت بام

در جلسه محاکمه این متهم بعد از اینکه یازرلو، نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند و درخواست صدور حکم قانونی داد، حامد پسر نوجوان مقتول در جایگاه حاضر شد.او در توضیح ماجرا گفت: پدرم – سعید – معلم بود . شب حادثه برای خرید مواد بیرون رفت. نیمه‌شب بود که مادرم من را بیدار کرد و گفت پدرت هنوز نیامده ‌است. نگرانش نشدم و گفتم حتما تا صبح برمی‌گردد. وقتی صبح بیدار شدم و دیدم نیست به فامیل خبر دادم و چند نفری برای جست‌وجو بیرون رفتیم و جسد پدرم را ته دره‌ای پیدا کردیم. مدتی بعد وقتی پلیس کشف کرد پدرم در پی رابطه هوشنگ با مادرم به قتل رسیده و عامل قتل هوشنگ است، تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده ‌است. من از مادرم هیچ شکایتی ندارم اما از هوشنگ شکایت دارم و می‌خواهم او قصاص شود. در ادامه هوشنگ متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد.

او گفت: سال ۸۵ بود که با نسرین آشنا شدم. من گیم‌نت داشتم و دو پسر نسرین که آن‌موقع خیلی کوچک بودند به مغازه من می‌آمدند. چندباری نسرین آمد تا بچه‌هایش را ببرد و این‌طور بود که با هم آشنا شدیم. یک روز با من تماس گرفت و گفت بچه‌هایش نیستند و از من خواست به خانه‌اش بروم. اولین‌بار بود که با او رابطه‌ای جدی برقرار می‌کردم. از آن به بعد رابطه ما خیلی جدی‌تر شد. شب‌ها که بچه‌ها خواب بودند با من تماس می‌گرفت و با هم به پشت‌بام می‌رفتیم و رابطه برقرار می‌کردیم.

تا اینکه شب حادثه دوباره با من تماس گرفت و خواست به پشت‌بام بروم. وقتی رسیدم تلفن همراه نسرین زنگ خورد و او با مردی صحبت کرد. من خیلی عصبانی شدم و با نسرین دعوا کردم یکدفعه مردی به پشت‌بام آمد و من توانستم خیلی سریع خودم را مخفی کنم و نسرین با آن مرد پایین رفت چند دقیقه بعد دوباره بالا آمد و تازه آن موقع بود که متوجه شدم نسرین شوهر دارد و این موضوع را از من مخفی کرده‌ است. خیلی ناراحت شدم و دوباره با نسرین جروبحث کردم. شوهر نسرین دوباره به پشت‌بام آمد و من خودم را مخفی کردم. این‌بار نسرین نرفت و از من خواست کمکش کنم .

شوهر نسرین من را دید و ما باهم درگیر شدیم. من آن مرد را زدم و به زمین انداختم. نسرین با چادرش روی دهان او را پوشاند و بعد من خفه‌اش کردم. جسد را به طبقه پایین بردیم که از خانه دورش کنیم. قرار بود آن را با ماشین مقتول منتقل کنیم. ماشین با سیم روشن می‌شد. نسرین به خانه رفت و آن سیم را از پسرش که منکر اطلاع از رابطه من و مادرش می‌شود گرفت و بعد با هم جسد را به ماشین منتقل کردیم و به سمت دره رفتیم و آنجا انداختیم.

متهم ادامه داد: برای مدتی من و نسرین از هم جدا شدیم. او به من پول داد و کمکم کرد از کشور خارج شوم. از ایران که رفتم عضو گروهک پ‌ک‌ک شدم و برای آنها کار می‌کردم. مدتی بعد دوباره برگشتم به امید اینکه بتوانم در اینجا زندگی کنم. این‌بار به اتهام جاسوسی بازداشت شدم و دادگاه انقلاب من را به اعدام محکوم کرد.

متهم در مورد اینکه چرا بعد از اینکه فهمید نسرین شوهر دارد به ارتباطش پایان نداد، گفت: آن‌قدر آلوده این رابطه شده ‌بودم که دیگر نمی‌توانستم خودم را بیرون بکشم. نسرین کاری کرده‌ بود که نتوانم رهایش کنم و به هیچ‌ زنی به‌جز او فکر نمی‌کردم.

در این هنگام قاضی عزیزمحمدی – رییس دادگاه- از متهم خواست تا واقعیت را بگوید. متهم گفت: دروغ گفتن من فایده‌ای ندارد چون در پرونده‌ای دیگر محکوم به اعدام هستم آنچه گفتم عین واقعیت است نسرین و پسرش هر دو در جریان قتل بودند.

در ادامه نسرین متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد.

او همه اتهامات را رد کرد و گفت: من و هوشنگ فقط ارتباط تلفنی باهم داشتیم و من هیچ‌کدام از اعترافات او را در مورد رابطه‌ جنسی قبول ندارم. شوهرم معتاد بود و من فکر می‌کردم برای خرید مواد بیرون رفته و کشته‌ شده‌ است شاید اصلا هوشنگ قاتل نباشد. بعد از مرگ شوهرم من ازدواج کردم و حالا فرزند ۱۰ماهه‌ای از او دارم. می‌خواهم به زندگی آرامی که دارم ادامه دهم و درخواست تبرئه دارم.

بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات تحقیقات در مورد نسرین را ناقص دانستند و پرونده را برای تکمیل نواقص به دادسرای نهاوند بازگرداندند.

منبع: مشرق


نظرات()   
   

 زاینده رود

هفدهم فروردین سال 1391 اعضای یک خانواده که برای تفریح به کنار رودخانه زاینده رود رفته بودند با یک گونی مشکوک روبرو شدند که  کنار رودخانه افتاده بود. آنها پس از بازکردن در گونی با جسد مردی در داخل آن روبرو شدند. پس از اطلاع ماجرا به پلیس تیمی از کارآگاهان همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت حاضر شدند.
در نخستین بررسی ها مشخص شد جسد متعلق به مرد جوانی است که چند روزی از مرگ او می گذرد. عامل یا عاملان جنایت پس از قتل مرد ناشناس با ضربه های کارد، جسدش را داخل گونی قرار داده و به داخل رودخانه انداخته بودند.
پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند. ماموران در نخستین گام برای شناسائی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد فقدانی پرداخته و دریافتند مقتول علی نام داشته که خانواده اش 28 اسفند سال گذشته با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن او خبر داده بودند.
با شناسائی هویت مقتول روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه ای شد. ردیابی های پلیسی نشان داد او شامگاه 25 اسفند با یکی از دوستانش به نام رضا قرار داشته است. در ادامه رضا دستگیر شد که در بازجوئی ها منکر هرگونه ارتباطی با مقتول شد.
کارآگاهان که متوجه تناقض گوئی های متهم شده بودند به بازجوئی ها ادامه دادند که مرد جنایتکار سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت : مدتی است با همسر مقتول ارتباط پنهانی دارم. ما قصد داشتیم با هم ازدواج کنیم اما علی سد راه ما بود به همین خاطر نقشه قتلش را طراحی کردیم. شب حادثه به بهانه گردش با مقتول قرار گذاشتم. او را به یک دامداری بردم. دو کارگر آنجا را اجیر کرده بودم تا در قتل کمکم کنند. ابتدا با چوب چند ضربه به سرش زدیم بعد هم سه نفری پنج ضربه کارد به بدنش وارد کردیم. مقتول شروع به داد و فریاد کرد به همین خاطر با یک شال دهانش را بستیم.
وی ادامه داد: وقتی از مرگش مطمئن شدیم جسدش را داخل یک گونی گذاشته و به داخل رودخانه پرت کردیم. قرار بود پس از مدتی با همسر مقتول ازدواج کنم که ماجرای قتل فاش شد.
سرهنگ حسین زاده- رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان- با اشاره به این خبر به مهر گفت: پس از اعترافات متهم ماموران سه متهم دیگر پرونده را دستگیر کردند که متهمان با اعتراف به قتل صحنه جنایت را بازسازی کردند.
همسر مقتول هم دربازجوئی ها به ارتباط پنهانی با رضا اعتراف کرد و گفت: شوهر مرا طلاق نمی داد به همین خاطر تنها راه رسیدن ما به هم قتل شوهرم بود.
متهمان پس از تکمیل تحقیقات با قرار قانونی روانه زندان شدند.

به نقل از انتخاب


نظرات()   
   

مرد مقتول

جلسه رسیدگی به پرونده زنی که با همدستی شوهرخواهر شوهرش، همسر خود را به قتل رسانده است به زودی برگزار می‌شود.  به گزارش خبرنگار ما، زن جوان که «ژیلا» نام دارد متهم است تیر 84 با همدستی قاسم شوهرخواهر، شوهرش دست به این قتل زده‌است.

این پرونده با شکایت ژیلا به جریان افتاد. زن جوان در شکایت خود گفت: شوهرم روز گذشته از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت، نمی‌دانم کجا رفته ‌است، فکر می‌کردم شاید پیش پسرش رفته تا به او سر بزند حتی با همسر اول شوهرم هم تماس گرفتم اما او هم خبر نداشت. پلیس با اطلاع از موضوع، تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن مرد مفقودی که سعید نام داشت، آغاز کرد. ماموران یک روز بعد از این شکایت، جسد سعید را در بیابان‌های اطراف اسلامشهر پیدا کردند و جنازه را برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستادند. آثار ضرب‌وجرح روی سر سعید پیدا بود و حلقه‌ای کبود نیز دور گردنش دیده‌ می‌شد و این نشان می‌داد او به قتل رسیده‌ ‌است.

چند روز بعد پزشکی قانونی هم نتیجه کالبدشکافی را اعلام کرد. در این نظریه آمده ‌بود سعید به دلیل خفگی با جسم نرم به قتل رسیده‌است البته آثار برجای مانده روی بدنش نشان می‌دهد ابتدا او را با جسمی سخت زخمی کرده‌اند و ضربات به ناحیه سرش برخورد کرده و احتمالا ضارب قصد بیهوش کردن او را داشته ‌است. اما نکته مهم این است که او بعد از بیهوشی خفه شده و جانش را به طور کامل از دست داده‌است. زمان قتل نیز 24 ساعت قبل از پیدا شدن جسد بوده ‌است. 

متخصصان بررسی صحنه جرم نیز گزارش خود را اعلام و تاکید کردند سعید در محل دیگری از پا درآمده و سپس جنازه او را به بیابان منتقل کرده‌اند.

پلیس متوجه شد ژیلا همسر سعید با شوهرخواهر شوهرش رابطه بسیار نزدیکی دارد و آنها به صورت پنهانی با هم رفت‌وآمد دارند، بنابراین ظن پلیس نسبت به این دو نفر بیشتر و ژیلا برای تحقیقات بازداشت شد و در تحقیقات به همدستی در قتل شوهرش اعتراف کرد.

او گفت: من و قاسم چندین‌سال بود که با هم رابطه داشتیم نه قاسم زنش را دوست داشت و نه من شوهرم را. به همین دلیل خیلی به هم نزدیک شدیم، اما راهی برای اینکه با هم زندگی کنیم وجود نداشت. سعید مهم‌ترین مانع بود. من می‌دانستم حتی اگر از او جدا شوم بعد از طلاق اذیتم می‌کند به همین دلیل هم نقشه قتل را طراحی و موضوع را با قاسم مطرح کردم و قرار شد با هم نقشه را اجرا کنیم. شب حادثه چون همسایه طبقه پایین نبود و کلید خانه‌اش دست من بود قاسم را به آنجا بردم. شب که شوهرم آمد از او خواستم به خانه همسایه سری بزند، وقتی وارد خانه شدم قاسم ابتدا دو ضربه به سرش زد و او را بیهوش کرد و بعد با شالی که به او دادم خفه‌اش کرد. هنوز صبح نشده ‌بود که جسد را به بیابان‌های اطراف بردیم و رها کردیم.  قاسم هم گفته‌های ژیلا را تایید کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته قرار بود محاکمه در شعبه 74 برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو فرزند مقتول و ناقص بودن مدارک اولیای‌دم، جلسه رسیدگی به بعد موکول شد.

منبع: عبرت


نظرات()   
   

به گزارش ظهور به نقل از مهر، ساعت ۶ و ۴۰ دقیقه صبح ۱۲ اسفند سال گذشته مأموران کلانتری ۱۸ قرچک ورامین از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ در جریان کشف جسدی در خیابان شهید رجایی قرار گرفتند.

با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که جسد متعلق به مردی حدودا ۳۰ ساله با شلوار مشکی ، تی شرت قرمز و کاپشن قهوه ای است که در داخل یک دستگاه خودرو وانت، در حالیکه تمامی درهای خودرو باز بوده ، کشف شده است .

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

با تأیید خبر از سوی کلانتری ، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی شهرستان ورامین و قاضی کشیک دادگاه عمومی بخش قرچک اعلام و با حضور تیم جنایی پلیس آگاهی و قاضی فتاحی ، رئیس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی بخش قرچک ، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت  .

با انتقال جسد به پزشکی قانونی و اعلام نظریه معاینه جسد ، وجود آثار ناشی از اصابت ضربه جسم سخت به ناحیه سر و همچنین انسداد مجاری تنفسی تأیید و پرونده در ادامه رسیدگی ، با موضوع “قتل عمد” در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت .

در ادامه و با شناسایی مقتول به نام بهمن ۳۱ ساله ، برادر وی به پلیس آگاهی ورامین مراجعه و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت : “صبح روز ۱۲ اسفند وقتی به محل کار خود رسیدم ، همسر برادرم با من تماس گرفت و عنوان داشت که بهمن از دیشب برای بردن بار از خانه خارج شده اما هنوز برنگشته است. من هم بلافاصله با گوشی تلفن همراه برادرم تماس گرفته ولی خاموش بود تا اینکه برادر بزرگترم با من تماس گرفت و عنوان داشت که از پلیس آگاهی ورامین با او تماس گرفته اند .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه به تحقیق از همسر مقتول به نام “طاهره . ت” ۳۰ ساله پرداختند . وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت : ۱۱ اسفند همراه همسرم در منطقه بازار تهران بودم که متوجه شدم که بهمن به صورت تلفنی در حال صحبت کردن با شخصی است و قصد دارد تا برای او، باری را جابجا کند. ساعت ۹ شب ، بهمن با خودرو پیکان وانتش که با آن کار می کرد ، از خانه خارج شد و دیگر به خانه بازنگشت . حدود ساعت دو بامداد با تلفن همراهش تماس گرفتم اما گوشی خاموش بود تا سرانجام فردای آن روز به من خبر دادند که جسدش در ورامین کشف شده است .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه اطلاع پیدا کردند که مقتول با هیچ فردی مشکل شخصی و یا دشمنی نداشته و اعضای خانواده اش نیز قادر به معرفی فرد مشخصی نیستند . در ادامه تحقیقات پلیسی به بررسی اظهارات اعضای خانواده مقتول پرداخته و در طول تحقیقات خود متوجه برخی اظهارات ضد و نقیض از سوی همسر وی شدند .

با به دست آمدن برخی شواهد و دلایل که نشان از وجود تناقضات در اظهارات اولیه همسر مقتول داشت ، بلافاصله تحقیقات فنی از همسر مقتول در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت و او نیز به ناچار لب به اعتراف گشود و در اولین اظهارات خود به کارآگاهان گفت : روز اول که در پلیس آگاهی حاضر شدم دروغ گفتم که همسرم برای باربری به خارج از منزل رفته ، در صورتیکه بهمن در خانه بود .

طاهره در ادامه اعترافات خود با معرفی پسر عمویش به عنوان عامل جنایت به کارآگاهان گفت :  از حدود یک سال پیش ، من با پسرعمویم به نام حسام به صورت تلفنی در ارتباط هستم و قصد داشتم تا با جدا شدن از همسرم با او ازدواج کنم. ابتدا همه چیز با پیامک های تلفنی شروع شد و کم کم پیامک ها زیاد شد و به تماس های تلفنی رسید . به مرور زمان علاقه ای بین ما ایجاد و زیاد شد ، بگونه ای که به همدیگر وابسته شدیم . حدودا ۵ الی ۶ ماه پیش ، من و حسام تصمیم گرفتیم تا بهمن را از زندگی خود خارج کنیم تا سرانجام ۱۱ اسفنداقدام به کشتن بهمن کردیم .

زن جوان در خصوص نحوه قتل همسرش به کارآگاهان گفت: موقع شام من یک بسته قرص خواب آور داخل دوغ ریخته و به بهمن دادم و او نیز پس از خوردن شام خوابید . منتظر حسام ماندم تا او نیز به خانه آمد . حسام گفت که یک وسیله سنگین برایش بیاورم و من نیز یک کاسه مسی به او دادم و او نیز چند ضربه به سر بهمن زد . ناگهان شوهرم از خواب بیدار شد که در همین زمان حسام بر رویس سینه اش افتاد و با دو دستش او را خفه کرد . نزدیکی های صبح بود که جسد بهمن را به داخل آسانسور برده و با کمک یکدیگر ، جسد را در پشت وانت پیکان همسرم گذاشته و به خارج از تهران منتقل کردیم . جسد را در کنار یک انبار در نزدیکی پلیس راه قرچک ورامین به همراه ماشین رها کرده و با ماشین کرایه به خانه بازگشتیم .

با توجه به اعترافات طاهره ، محل سکونت حسام  نیز در شهرستان نور شناسایی شد و کارآگاهان کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین با نیابت قضایی به این شهرستان اعزام و ۲۱ اسفند موفق به دستگیری حسام ۱۹ ساله شدند . حسام نیز پس از انتقال به پلیس آگاهی ورامین به ارتکاب جنایت اعتراف کرد .

سرهنگ کارآگاه آریا  حاجی زاده  ، معاون مبارزه با جرایم جنایی  پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام خبر کشف این پرونده از سوی کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین گفت : با توجه به اعترافات صریح متهم در خصوص ارتکاب جنایت در محل سکونت مقتول واقع در خیابان فدائیان اسلام ، پرونده به همراه متهمان در اختیار دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفتند و به دستور قاضی قریشی زاده ، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی هر دو متهم با قرار بازداشت موقت و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته اند .

به نقل از ظهور


نظرات()   
   

زنی كه بعد از خیانت به همسرش نقشه قتل او را طراحی كرده و با كمك مردی به اجرا درآورده ‌بود بعد از هشت ماه به همراه همدستش بازداشت شد.

زن جوان وقتی فهمید شوهرش به رابطه پنهانی او پی برده ‌است نقشه قتل وی را طراحی كرد.

افشای رابطه پنهانی

این پرونده زمانی تشكیل شد كه ماموران پلیس شیراز در جریان قتل مردی قرار گرفتند كه در خانه‌اش كشته شده ‌بود. وقتی پلیس به محل رسید متوجه شد این مرد با شلیك گلوله از پا درآمده است. همسر مقتول به ماموران گفت: با شوهرم در خانه بودم كه دو مرد آمدند و گفتند با او كار دارند. وقتی آنها را به خانه راه دادم به سمت شوهرم حمله كردند و او را كتك زدند و بعد هم كشتند. او گفت: من نمی‌دانم آنها چه كسانی هستند و برای چه وارد خانه ما شدند.

بررسی‌هایی كه روی جسد انجام شد پلیس را به این نتیجه رساند كه این قتل با كینه انجام گرفته‌ است و با توجه به اینكه قاتلان به زور وارد خانه نشده‌اند بنابراین آشنا بودند و همسر مقتول موضوعی را مخفی می‌كند.

بنابراین زن جوان مورد بازجویی قرار گرفت اما او ادعا كرد همه آن چیزی را كه می‌دانست به ماموران گفته‌ است. كارآگاهان نیز از آنجایی كه مدركی علیه او نداشتند زن جوان را آزاد كردند اما به دستور بازپرس پرونده وی به صورت نامحسوس تحت نظر قرار گرفت. بعد از مدتی مشخص شد زن جوان با مردی رابطه پنهانی دارد اما آن مرد در شیراز نبود و پلیس منتظر شد تا او به شیراز بیاید.

پلیس هشت ماه بعد از قتل متوجه شد مردی كه با همسر مقتول رابطه دارد به شیراز آمده است بنابراین مخفیگاه او را شناسایی و مرد جوان را بازداشت كرد. این مرد كه در ابتدا منكر همه چیز بود در بازجویی‌های فنی اعتراف كرد و گفت: مدتی بود كه مریم را می‌شناختم. او می‌گفت شوهرش مرد بداخلاقی است و همیشه او را كتك می‌زند. من زیاد به حرف‌هایش اهمیت نمی‌دادم اما بعد از مدتی دیگر نتوانستم در برابر اصرارهایش مقاومت كنم و قبول كردم شوهرش را بكشم.

روز حادثه با هماهنگی‌ای كه انجام داده ‌بودیم وارد خانه مریم شدم و شوهرش را به قتل رساندم و بعد هم خانه را ترك كردم. نقشه را مریم طراحی كرده ‌بود و من فقط مجری آن بودم. پلیس با توجه به این مدارك مریم را بازداشت كرد. او همچنان منكر شركت در قتل شوهرش بود و می‌گفت نمی‌دانست این مرد قاتل شوهرش است اما وقتی مدارك ماموران را دید لب‌به اعتراف گشود. او گفت: مدتی بود كه با مردی جوان رابطه برقرار كرده‌ بودم. این رابطه پنهانی بود و كسی نمی‌دانست اما شوهرم به من شك كرد و بعد هم متوجه شد من با چه كسی رابطه دارم. این موضوع باعث اختلاف شدید بین ما شد و او من را به شدت كتك می‌زد. بدرفتاری‌هایش بیشتر شد و همین هم باعث شد تصمیم بگیرم شوهرم را بكشم. چون خودم نمی‌توانستم این كار را بكنم بهترین كار این بود از مردی كه با او رابطه داشتم كمك بگیرم.

با مشخص شدن این موضوع متهمان با قرار بازداشت راهی زندان شدند.

منبع: مشرق نیوز 16 اردیبهشت 1391


نظرات()   
   

خبر قتل مردی 37 ساله به نام کیوان در 17 تیر دو سال قبل به ماموران اداره آگاهی داده شد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد کیوان قربانی یک سرقت شده و تلفن همراه و عابر بانک و ساعتش به سرقت رفته‌است. در اولین گمانه‌زنی ماموران پرونده را به تصور اینکه کیوان به عنوان مسافر سوار بر ماشین شده تا به محل کارش برود و گرفتار چند سارق شده‌است، مورد بررسی قرار دادند اما تحقیقات بیشتر نشان داد مینا همسر کیوان از سال‌ها قبل با مردی به نام نیما رابطه دارد. بنابراین قتل باانگیزه رقابت عشقی مورد بررسی ماموران قرار گرفت.

قتل شوهر

فرضیه مطرح شده از سوی ماموران مینا را عامل اصلی این جنایت معرفی می‌کرد و با بررسی بیشتر روابط این زن، او بازداشت شد و اعتراف کرد با همدستی نیما دو آدمکش اجیر کرد تا شوهرش را بکشد. از طریق دو متهم بازداشت شده عاملان اصلی قتل که مهدی و احمد نام دارند شناسایی و دستگیر شدند. آنها به قتل اعتراف کردند و گفتند در قبال دریافت پول حاضر شدند این قتل را انجام دهند. پرونده با توجه به مدارک موجود و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

چهار متهم روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از خود دفاع کردند و در ابتدای جلسه محاکمه، کاکولی نماینده دادستان با توجه به مدارک موجود در پرونده و اقاریر صریح متهمان برای احمد و مهدی به اتهام مشارکت در قتل و مینا و نیما به اتهام معاونت در قتل درخواست صدور حکم قانونی کرد. در ادامه اولیای‌دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهمان درخواست صدور حکم قصاص کردند.

سپس به دستور قاضی تنها دختر مقتول در جایگاه حاضر شد تا در مورد رابطه پدر و مادرش صحبت کند. او گفت: نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی بین پدر و مادرم می‌افتاد چون آنها هیچ وقت در مورد مشکلاتشان با من صحبت نمی‌کردند اما بارها شاهد کتک‌کاری آنها بودم. چند روز قبل از حادثه هم پدرم، مادرم را کتک زد. بیشتر اوقات این درگیری‌ها در اتاقشان اتفاق می‌افتاد اما هیچ‌کدام در مورد اینکه از هم جدا شوند چیزی نمی‌گفتند. دختر نوجوان ادامه داد: من در جریان رابطه مادرم با نیما نبودم، البته می‌دانستم با کسی صحبت می‌کند و برای او هدیه می‌فرستد اما نمی‌دانستم این فرد کیست.

من خودم هم با پدرم اختلافاتی داشتم اما بیشتر اختلاف سلیقه بود و ما مشکل خاصی باهم نداشتیم تا اینکه باخبر شدم پدرم کشته شده‌است و حالا هم درخواست صدور حکم قصاص برای عاملان قتل را دارم. در ادامه احمد در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهامم را قبول دارم، من و مهدی هر دو معتاد بودیم، هشت ماه قبل از حادثه بود که مهدی به من پیشنهاد قتل را داد و گفت مساله ناموسی است، بیا کار را تمام کنیم و پول، طلا و ماشین بگیریم، من هم قبول کردم.

چند بار نقشه برای قتل عوض شد تا اینکه روز حادثه کیوان را به عنوان مسافر سوار کردیم، من روی صندلی عقب نشسته‌بودم و کیوان در صندلی جلو. طناب را از پشت دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. قوی هیکل بود زورم به او نمی‌رسید، مهدی ترمز کرد و یکسر طناب را کشید، ما هر دو با هم طناب را کشیدیم و او کشته شد.

احمد گفت از کرده‌اش پشیمان است و ادامه داد: اگر مینا نبود ما هرگز دست به این قتل نمی‌زدیم. او بود که ما را به این کار تحریک کرد. سپس مهدی متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او اتهامش را رد کرد و گفت: زمانی طناب را کشیدم که مقتول مرده بود. متهم گفت: چند سال قبل از حادثه بود که با مینا آشنا شدم، من در یک پیک‌موتوری کار می‌کردم و او گاهی برای نیما با پیک غذا یا هدیه می‌فرستاد.

شماره‌ام را به او دادم تا بعد از این با خودم تماس بگیرد و به پیک خبر ندهد تا سود بیشتری ببرم. نیما موبایل فروش بود و کم‌کم با این مرد هم آشنا شدم. بعد از مدتی رابطه من با مینا قطع و تلفنم هم عوض شد. تا اینکه مینا دوباره با من تماس گرفت و متوجه شدم شماره‌ام را نیما به او داده‌است. من اصلا نمی‌دانستم مینا شوهر دارد. او گفت مردی مزاحمش می‌شود. پول خوبی برای قتل پیشنهاد داد و من هم قبول کردم. یک‌سالی طول کشید تا نقشه را اجرا کنیم. مینا به من ‌گفت نقشه را چطور اجرا کنیم.

اول گفت او را با چاقو بزنید و بعد هم گفت در خانه برادرش بکشیدش، بعد هم که قرار شد وارد خانه‌اش شویم که هیچ کدام از این نقشه‌ها عملی نشد تا نقشه آخر که قرار شد به صورت مسافر او را سوار ماشین کنیم، البته من اصلا نمی‌خواستم کیوان را بکشم. در لحظه آخر چون احمد زورش نرسید، یکطرف طناب را گرفتم و کشیدم.

در آن زمان کیوان مرده‌بود. مینا نیز اتهام معاونت در قتل را قبول کرد و گفت: 15 ساله بودم که ازدواج کردم، از دوسال بعد از آن در حالی‌که دختر داشتم متوجه شدم کیوان مردی نیست که می‌خواستم.
25 ساله بودم که با نیما آشنا شدم. او از آشنایان پدرم بود و به خانه ویرفت و آمد داشتم. نیما خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد، البته قبل از 25 سالگی هم نیما را می‌شناختم اما رابطه‌ام با او از آن موقع شروع شد.
در ادامه نیما در جایگاه حاضر شد و در برابر اتهام معاونت در قتل از خود دفاع کرد. در پایان هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

 

میلاد حمیدی:

روابط نامشروع و هوسبازی در بین زنان امروزی بسیار شایع شده است. برخلاف تحلیل های فمینیستی سایت های زنان و فعالین حقوق زن، محدودیت برای زنان عامل این اوباشگری نیست!

بلکه حقوق بیش از حد و عدم پایبندی به زندگی که نتیجه فعالیت سایت های فمینیستی و فعالین حقوق زنان و همکاری و همگامی رسانه ها و دستگاه ها با آنهاست که عامل این هرزگی هاست!


 


نظرات()   
   

صادق كیوانفر امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: در پی قتل فردی در شهرستان خمین و اطلاع مردمی به مركز فوریت‌های پلیسی 110 بلافاصله ماموران انتظامی و پلیس آگاهی در محل حاضر شدند. وی اظهار داشت: در ابتدا پرونده مقدماتی تحویل پلیس آگاهی این شهر شد و تحقیقات گسترده‌ای پیرامون آن از سوی ماموران آغاز شد. فرمانده انتظامی شهرستان خمین ادامه داد: با توجه به بررسی ماموران در صحنه‌ قتل (منزل مقتول) نخستین مظنون این پرونده یعنی همسر او مورد بازجویی و تحقیقات ماموران قرار گرفت. كیوانفر با بیان اینكه كه ابتدا همسر مقتول كاملا خود را بی‌اطلاع از قضیه می‌دانست گفت: در نهایت بعد از چندین ساعت بازجویی و استفاده از شگرد‌های خاص پلیسی، متهم لب به سخن گشود و بیان داشت: به علت مشكلات و اختلاف خانوادگی با شوهرم با شخصی ارتباط دوستی برقرار و با همدستی او تصمیم به قتل همسرم گرفتیم. وی گفت: با اعتراف متهم سریعا اكیپی از كارآگاهان تشكیل و همدست متهم كه جوان 20 ساله‌ای است شناسایی و دستگیر شد و پس از بازجوئی‌، نامبرده اعتراف كرد كه با اتفاق همسر مقتول اقدام به قتل همسر وی كرده است. وی افزود: متهمان با تشكیل پرونده تحویل مقامات قضایی شدند. شایان ذكر است مقتول 26 سال داشته كه به وسیله همسر 22 ساله و همدستش جوان 20 ساله با ضربات چوب به قتل رسیده است.

قتل شوهر بوسیله زن خیانت کار

 

میلاد حمیدی:

شاهد هستیم قانون همچنان زنان را مظلوم و عصوم فرض میکند!

اگر برای مجازات و کنترل این زنان قوانین قوی ای وجود داشته باشد و مرد بتواند با حمایت قانون نقش واقعی خود را در اداره کردن زن ایفا کند، هرگز شاهد این ماجراها و تراژدی های زنانه نخواهیم بود. 

 

به نقل از خبرگزرای فارس 18 بهمن 1391


نظرات()   
   

 

زن جوان وقتی با همدستی جوان مورد علاقه اش همسر خود را به قتل رساند، با صحنه سازی  ادعا کرد سارقان بعد از سرقت طلاهایش، همسر وی را به قتل رسانده اند اما واقعیت این جنایت خیلی زود فاش شد.

«دزدها شوهرم را کشتند»؛ شامگاه یکی از نخستین روزهای آذر ماه گذشته، اهالی منطقه ای در کرج با داد و فریادهای یک زن و درخواست کمک او در جریان وقوع حادثه ای تلخ و خونین قرار گرفتند.در جریان این حادثه سرایدار یکی از باغ های اطراف کرج به طرز وحشیانه ای در رختخوابش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسیده بود.با گزارش این جنایت و حضور بازپرس شعبه 21 دادسرای جنایی کرج و کارآگاهان جنایی در قتلگاه مرد جوان، تحقیقات پلیسی و قضایی برای کشف راز این جنایت کلید خورد.

در بررسی های اولیه، همسر مقتول که ادعا می کرد شاهد وقوع جنایت بوده، تحت بازجویی قرار گرفت و درحالی که به شدت گریه می کرد، گفت: شب حادثه به همراه برادر شوهرم و خانواده اش برای میهمانی به منزل یکی از همسایه ها رفته بودیم اما شوهرم از آمدن با ما امتناع کرد. وقتی نیمه های شب بعد از پایان میهمانی به خانه بازگشتم، ناگهان 2 مرد ناشناس به من حمله ور شده و بعد از بستن دست و پاهایم، طلاهایم را سرقت کرده و فرار کردند. من هم بعد از تقلای زیاد توانستم دست و پایم را باز کنم اما وقتی به سراغ همسرم رفتم، در کمال ناباوری با جسد خونین او روبه رو شدم.

دزدها را ندیدم

درحالی که تنها سرنخی که در اختیار پلیس قرار داشت، اظهارات شاهد پرونده بود، وی ادعا می کرد چهره تبهکاران را ندیده است. این اظهارات در حالی بیان می شد که هیچ گونه شکستگی ای روی قفل در یا شیشه ها وجود نداشت و با وجود اینکه همسر مقتول ادعا می کرد سارقان دست و پای وی را بسته و جواهرات وی را به زور به سرقت برده اند اما آثار ضرب و شتم روی بدن وی وجود نداشت.

با توجه به این سرنخ ها، زن جوان به عنوان یکی از مظنونان اصلی مورد توجه پلیس قرار گرفت و وقتی بررسی ها نشان داد وی از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و با مرد جوانی به نام افشین در ارتباط بوده، شک پلیس درباره دخالت این زن و جوان مورد علاقه اش در این جنایت تقویت شد.

با این اطلاعات بازجویی از همسر مقتول آغاز شد و وی سرانجام در بازجویی های پلیسی اعتراف کرد بعد از آشنایی با افشین تصمیم به قتل همسرش گرفته و شب حادثه نیز با طراحی نقشه ای، به بهانه میهمانی از منزل خارج شده اما بعد از بازگشت به خانه، با قرار قبلی ای که با افشین داشته، مرد جوان وارد خانه آنها شده و با وارد آوردن ضربات مرگبار، شوهرش را در خواب به قتل رسانده و بعد برای آنکه پلیس به راز این جنایت پی نبرد، وی داستان سرقت طلاها را ساخته است. با اعتراف زن جوان، ماموران، افشین را در یک قرار صوری به دام انداخته و دستگیر کردند.

میلاد حمیدی:

باز هم قتل شوهر و زن خیانتکار!!!

آمار سرسام آور خیانت زنان به شوهرانشان سر به فلک می زند.

به راستی این چه زنانی هستند؟


نظرات()   
   

همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

قتل شوهر به شیوه شیطانی

 به نقل از فارس از زرند، خانمی به نام ص-غ به همراه مادر شوهرش با مراجعه به پلیس آگاهی شهرستان زرند از مفقود شدن شوهرش خبر داد و اظهار داشت: همسرم به نام ع - ج گفت، تصمیم دارم با یکی از دوستانم برای انجام کاری به تهران بروم.

 وی افزوده است: مقتول در تاریخ 27 آبان ماه یک پتو از خانه برداشته و حدود ساعت 9 شب یک خودرو دنبالش آمده و از منزل به قصد تهران خارج و صبح روز بعد هر چه با او تماس گرفته شده گوشی‌اش خاموش بوده و حالا نگران شوهرش است. 

از طرفی مادر مقتول نیز به پلیس گفت: چند روز بعد از مفقود شدن فرزندم فردی ناشناس یک مرتبه از سنندج با من تماس گرفته و اعلام کرده که نگران فرزندت نباشید، پیش ما سالم است و تلفن را قطع کرد. در نهایت در ششم آذر ماه در این ارتباط پرونده‌ای تشکیل و با دستور قضایی موضوع تحت بررسی قرار گرفت، این در حالی بود که همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

بنا به اظهارات دایی مقتول نیز ظهر 16 آذر ماه جاری فردی ناشناس از تلفن همگانی شهرستان زرند با وی تماس گرفت و گفت: من می‌خواهم کمکتان کنم، می‌دانم شما خیلی اذیت شدید مگر علی گم نشده است من می‌دانم چه طور شده یکی از دوستان نزدیکش این بلا را به سرش آورده و علی کشته شده و در چاهی در حوالی ملک‌آباد و حمیدیه انداخته شده است.

پس از مراجعه دایی مقتول به پلیس آگاهی، تیم آگاهی و آتش‌نشانی به محل اعلام شده از سوی فرد ناشناس اعزام و پس از چند ساعت جستجو در بیابان‌های اطراف حمدیه  نهایتا در ساعت پنج عصر چاه مورد نظر به دلیل بوی تعفن شناساییی و با توجه به تاریکی هوا روز بعد عملیات بیرون آوردن جسد از چاه را آغاز کردند و نهایتاً پس از شش ساعت تلاش جسد مقتول را از درون چاه در پتو بیرون آوردند.

پس از شناسایی هویت مقتول جسد در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت و با دستور قاضی علی‌اکبر عباس‌تبار توسط تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی شهرستان زرند عملیات شناسایی برای دستگیری قاتل یا قاتلان آغاز که قاتل در کمتر از 15 ساعت شناسایی و دستگیر شد. 

ماموران در بررسی‌های اولیه به همسر علی مظنون شدند و با اظهارات ضد نقیض وی مواجه شدند که پس از چند ساعت بازجویی نهایتا از سوی همسر مقتول راز قتل شوهرش فاش شد و لب به اعتراف گشود.

وی  در بازجویی خود گفت: هشت سال با همسرم زندگی می‌کردم و از دو سال بعد از ازدواج اختلافات بین ما آغاز  شد، وی با دختران و ... دوست بوده و همه چیز را برایم تعریف می‌کرد که از این موضوع بسیار ناراحت بودم و نهایتا تصمیم به طلاق گرفتم که با مخالفت خانواده‌ام مواجه شدم.

چند ماه قبل با پسر جوان 28 ساله‌ای به نام ح - الف از طریق تماس تلفنی آشنا شدم و از او خواستم که کمکم کند تا شوهرم را از سر راهم بردارم که نهایتا تصمیم گرفتیم با قرص خواب‌آور وی را بکشیم. 

همسر مقتول تصریح کرد: تا اینکه در فرصتی مناسب در حالی که شوهرم در تاریخ 27 آبان ماه ساعت 20 به خانه آمد و فقط من و فرزند چهار ساله‌ام در خانه بودیم که شوهرم گفت، خسته‌ام چای برام تهیه کن و بلافاصله چای دم کردم و قرص‌های آرد شده را داخل چای ریختم و کمی هل هم اضافه کردم که طعم آن عوض شود و پس از اینکه چای را صرف کرد به خواب عمیق فرو رفت و همچنین کمی قرص هم به فرزندم دادم که او از خواب بیدار نشود.

وی گفت: بلافاصله با ح - الف تماس گرفتم و گفتم همسرم به خواب رفته، وی آمد و با کمک هم دست و پای او را بستیم و پلاستیکی بر سر او کشیدیم و با  بستن یک شال دور گردنش او را خفه و جسد را داخل پتو انداختیم و در ساعت 23 شب جسد را به چاههای اطراف روستای حمیدیه در فاصله حدود 17 کیلومتری جنوب شهر زرند انتقال دادیم و پس از به آتش زدن ان را به داخل چاه انداختیم و محل را ترک کردیم.

پس از اعتراف همسر مقتول بلافاصله با دستور قاضی تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی زرند اقدامات در زمینه دستگیری قاتل را آغاز و نهایتا موفق شدند قاتل را در منزل پدری‌اش دستگیر کنند. 

ح - الف با اعتراف به قتل، تمام اظهارات همسر قاتل قبول کرد و گفت: من با اصرار ص - غ فریب خوردم و خواستم کمکی به او بکنم که از دست شوهرش ناراحت بود. 

مقتول 28 ساله پنج سال در کارخانه قطران شهرستان زرند مشغول کار بوده و دارای یک فرزند پسر است.

 

میلاد حمیدی :

قابل توجه اینکه در این نوع اخبار به جزئیات روابط پنهانی این قبیل زنان با معشوقشان هیچ اشاره ای نمی شود و در متن خبر هیچ دلیلی بر اثبات حرف این زن مبنی بر رابطه شوهرش با دختران وجود ندارد و حتی در صورت صحت ، شرع چنین اجازه ای را به هیچ زنی نداده است.

و متاسفانه مانند بسیاری از شوهر کشی ها معمولا مردی دیگر قربانی فریب های زن شده و برای یک زن کثیف دو مرد جان می بازند و  در مواقعی هم که زن خودش به تنهایی قتل انجام بدهد در هاله ای از ابهام سالیان سال پرونده به شکل قوی حمایت های خاصی می شود که بارها تجدید نظر و سالیان سال مبهم می ماند و به شکلی ماستمالی می شود!


نظرات()   
   

به نام خدا
 زن جوان كه با همدستی یك مرد جوان شوهر 30 ساله خود را به قتل رسانده بود پس از دستگیری به قتل اعتراف كرد.



ساعت 18 روز 15 شهریور مأموران كلانتری 170 كهریزك از طریق مركز فوریت‌های پلیسی 110، در جریان خبر كشف جسد مثله‌ شده‌ای در ضلع شمالی میدان تبائین شدند.
با حضور مأموران در محل و تأیید خبر، مراتب به بازپرس كشیك قتل دادگاه كهریزك اعلام و با حضور عوامل تشخیص هویت و بازپرس كشیك، جسد مثله شده كشف شده به پزشكی قانونی انتقال پیدا كرد.
با تشكیل پرونده مقدماتی و به دستور شعبه 102 دادگاه كهریزك، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار كارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
برابر نظریه پزشكی قانونی، جسد مثله شده متعلق به مرد جوان حدوداً 30 ساله‌ای بود كه پس از به قتل رسیدن و مثله شدن، از محل ارتكاب جنایت به محل كشف جسد منتقل شده است.
در حالیكه تحقیقات كارآگاهان اداره دهم در جهت شناسایی هویت مقتول در مراحل ابتدایی قرار داشت، در تاریخ 18 شهریور خانم جوانی به همراه برادرش به كلانتری 170 مراجعه و عنوان كرد همسرش به هویت محسن 31 ساله در ساعت 24 روز 14 شهریور جهت خرید سیگار از منزل خارج شده و دیگر به منزل مراجعه نكرده است.
با توجه به اظهارات خانم جوان و نزدیكی مشخصات همسر این خانم با جسد مكشوفه، زن جوان به همراه برادرش به پزشكی قانونی اعزام و در آنجا جسد مشكوفه از سوی آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
با شناسایی هویت مقتول و در تحقیقات انجام شده از سوی كارآگاهان مشخص شد كه مقتول از مدتی پیش با همسرش دچار اختلاف شده بگونه‌ای كه در چندین نوبت نیز، این درگیری‌ها شدت بالایی به خود گرفته است.
با توجه به اطلاعات جدید، بار دیگر تحقیقات از همسر مقتول آغاز شد؛ در طول تحقیقات جدید از سحر همسر مقتول و با توجه به اظهارات وی و تناقضات موجود در این اظهارات، مظنونیت نسبت به همسر مقتول شكل گرفت و تحقیقات نامحسوس و پلیسی از سحر در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت.
در تحقیقات انجام شده مشخص شد كه سحر از یك سال گذشته با جوان دیگری به هویت سعید 30 ساله آشنا و در طول این یك سال نیز آشنایی آنها ادامه داشته است.
با شناسایی محل تردد سعید 30 ساله در پایانه مسافربری غرب تهران، كارآگاهان اداره دهم در 11 دی جهت انجام تحقیقات به این پایانه مسافربری رفتند اما سعید با مشاهده كارآگاهان ضمن درگیری با آنها قصد فرار از دست آنها را داشت اما با وجود تمامی تلاش‌ها برای فرار، دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
سعید پس از انتقال به اداره دهم، با وجود انكارهای اولیه درباره آشنایی خود با همسر مقتول سرانجام به ارتباط خود با سحر اعتراف و در ادامه تحقیقات پلیسی، به ارتكاب جنایت و نقش و مشاركت سحر در قتل محسن اعتراف كرد؛ با اعترافات صریح سعید درباره مشاركت سحر در قتل همسرش، او نیز روز 18 دی دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
سحر كه دیگر چاره‌ای جز اعتراف نداشت، در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: در حدود یك سال پیش بود كه به عنوان مسافر سوار ماشین سعید شدم؛ از آن روز به بعد آشنایی من و سعید هر روز بیشتر شد تا اینكه با شدت گرفتن اختلافات میان من و همسرم تصمیم به قتل محسن گرفتم و برای همین موضوع را با سعید در میان گذاشته و او را در این جنایت با خود همراه كردم.
سحر درباره زمان جنایت نیز به كارآگاهان گفت: ساعت 11 شب 14 شهریور با طرح و نقشه قبلی و در حالیكه سعید در بیرون از خانه منتظر علامت من بود چندین قرص خواب‌آور در داخل آبمیوه ریخته و به محسن دادم و او نیز آبمیوه را نوشید و به حالت بیهوش روی زمین افتاد؛ من كه تصور می‌كردم محسن به طور كامل بیهوش شده، در خانه را باز كردم و سعید داخل خانه شد اما در همین لحظه بود كه محسن با حالتی نیمه هوشیار به هوش آمد و متوجه حضور سعید در منزل شد و آنها با یكدیگر درگیر شدند.
سرانجام با كمك سعید، محسن را خفه كرده و جسد او را به آشپزخانه بردیم و در آنجا بود كه سعید با چاقوی آشپزخانه جسد محسن را به دو قسمت كرد و آنها را در داخل كیسه زباله قرار داد و از خانه بیرون برد.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: در حال حاضر با توجه به اعترافات صریح متهمان درباره ارتكاب این جنایت، هر 2 متهم با صدور قرار بازداشت موقت در اختیار كارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته و در حال نیز تحقیقات تكمیلی در مراحل مقدماتی قرار دارد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:
رابطه نامشروع، زنای محصنه و در نهایت قتل شوهر و یا حتی فرزندان.
این سناریو هر روز تکرار می شود و قانونگذار و قوه قضائیه به سادگی از کنار آن می گذرند.
متاسفانه در اکثر موارد بازمانده ها رضایت می دهند و تنها چیزی که می ماند خون به ناحق ریخته شده شوهر و یا فرزندان بی گناه است.
ماجرای سکینه هنوز به پایان نرسیده اما از آنجا که تلویزیون چند بار با وی مصاحبه کرده بعید به نظر می رسد حکم سنگسار ایشان اجرا شود.
و این اهمال نتیجه ای جز تجری و افزایش اینگونه جرائم وحشتناک ندارد.
قانونگذار باید هرچه سریعتر نسبت به اینگونه پرونده ها تعیین تکلیف و خلاء قانونی را پر کند. اگر به بهانه های حقوق بشری مجازات سنگسار برای زنای محصنه اجرایی نیست، حداقل انتظاری که می رود اینست که، افساد فی الارض اینگونه مجرمان محرز اعلام شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic