تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر مدیران زن


با رویت لینک زیر در مورد تعداد مدیران  زن در یکی از مردانه ترین مکان های دولت اطلاع پیدا کنید و تخمین بزنید در جاهای دیگر وضع به چه منوال است و متاسفانه پیوسته شعار تشویق زنان به مدیریت و یا حتی زورگویی به افزایش تعداد مدیران زن در جریان است، چنانچه نسل های گذشته را کنار بگذارید متوجه خواهید شد که تعداد شاغلین و مدیران زن در نسل های جوان تا چه حد بالاتر از مردان است:




متاسفانه با تشویق رسانه ملی و دولت و تمام ارگانهای این کشور به اشتغال زنان، همه چیز با هم به تضاد رسیده است. به گونه ای که زنان تمام ادرات و همه محل های کار را پر کردند و در انتظار شوهرند و مردان همه بی زن، بیکارند و کسی به آنها زن نمی دهد. زنانی که شعار برتری در انجام مسئولیت می دهند اما با این حال باز از مرد بی مسئولیت گریزان اند و به وی انگ می زنند. اگر واقعا خود را در انجام مسئولیت های جامعه و خانه برتر از مردان می بینید پس دیگر چه انتظاری از مردان دارید؟ تن فروشی بسیار برتر از فطرت فروشی و روح فروشی و دین فروشی است. تن خود را فروختن بهتر از روح خود را فروختن به تمایلات سخیف نفس در راستای غرور فمنیستی است. جنایت به معنای تن کشی یک فرد دیگر برتر از این است که فطرت تعداد زیادی انسان را کشتن و به بازیچه گرفتن. در این جامعه بیمار که احکام دین به تضاد رسیده و تفاسیر کاملا متناقض از احکام دین می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در تمام تاریخ بشر، تمدن بشری با تمام فراز و نشیب هایش مدیون خانواده بوده است و امروزه با اشتغال بی رویه زنان و بیکاری مردان و تعویض کافرانه زن و مرد آن هم به نام دین عملا قلمرو تمدن به سر رسیده است. اگر دقت نمایید اغلب زنان دارای پست چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار بد هیبت و مردوار هستند، به گونه ای که هر مردی در مواجهه با آنها نمی داند چه نقشی باید بازی کند؟ مسلما تنها راه منطقی برای مردی که زندگی با  این گونه زنان را برگزیده  است این است که خود را زن کند. خوب مسلم است در چنین وضعیتی عملا تمدن به اتمام می رسد زیرا مسیر چنان بر خلاف فطرت است که امکان بقا ندارد. بالعکس زنان در مقابل مردان زن صفت چگونه می توانند رفتار کنند؟

متاسفانه یکی از اموری که این روزها بسیار رایج شده است، توصیف چهره فمنیستی از حضرت فاطمه است. همانطور که همه می دانیم پیامبر کارهای خانه را به فاطمه و کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و اتفاقا حضرت فاطمه از این تقسیم بندی بسیار خشنود و راضی شد. طبق عملکرد پیامبر الگویی که بسیاری از افراد در راستای اشتغال زنان از پیامبر گرفتند چیست؟ این چه الگویی است که با اصل ماجرا چنین تضاد دارد؟ همه ماجرای تقسیم وظایف حضرت فاطمه و علی را توسط پیامبر شنیده ایم و همه از حدود سن ازدواج و شهادت حضرت فاطمه  و نیز تعداد فرزندان ایشان و ماجرای پینه بستن و ... اطلاع داریم. کدامیک از این ویژگی ها با شرایط و ایده هایی که امروزه تبلیغ می شود همخوانی دارد؟


نظرات()   
   

امروزه بعضی ها معتقدند منع حضور اجتماعی زنها به معنی از دست رفتن 50 درصد از ظرفیت و استعدادهای جامعه است!

در متن محاوره ای زیر با دید منطقی به این دروغ و دسیسه آشکار پاسخ داده شده است.

**********

اگر حساب زنهای بی سرپرست و بدسرپرست رو جدا کنید. حساب اون 50 درصد زنها رو از نوابغشون و اون شغل هایی که حتما لازمه زن توش شاغل باشه مثل مامایی و غیره رو هم جدا کنید. فوقش 1 درصدشون نابغه هستن. 49 درصد دیگه که نیستن!

بعضی ها معتقدند کار کردن زنها در اروپا بعد از رنسانس هست که سبب پیشرفت اروپا شده!

اما اگر کسی اروپا رفته باشه می بینه خیلی از این محصولات اروپایی رو خود اروپایی ها مصرف نمی کنن! خودشون محرومند. صبح تا شب سگ دو میزنن باز هم در زندگی پیشرفت ندارن!

تمام پیشرفتی که اونها ازش حرف میزنن یک سری عدد و رقم هست که رشد سرمایه یک مشت سرمایه دار هست که بخاطر استثمار نیروی ارزان قیمت و قابل سوء استفاده زنان و پایین آوردن دستمزد و استخدام مردان بوجود آمده!

در واقع اون پیشرفت چیزی به جز پیشرفت در  بزرگ تر شدن شکم یک مشت سرمایه دار یهودی و صهیون نبوده!

بعضی ها هم میگن تخصص میگیریم و میشیم مدیر و مهندس و وزیر و احیانا رئیس جمهور!

خیلی خوب بیاید منطقی فکر کنیم. کلا چند درصد جامعه میتونن وارد این عرصه ها بشن؟

فوقش بیست درصد. بقیه هم میشن کارگر زحمت کش و بیکار. این یک امر بدیهیه! بنابراین در ایده آل ترین حالت ممکن از این بیست درصد 10 درصدش هم به زنها برسه، یعنی نصف،پس  بقیه باید کاگر و یا بیکار بشن!

البته این خیلی ایده آل هست چون در اروپا و غرب  که اینقدر دم از حقوق زن میزنن باز هم نصف فرصت های مدیریتی به زنها نرسیده و نخواهد رسید و بیشتر زنها کارگر هستند.

پس بهتره بیخودی با چیزهای مسخره ای مثل حذف تفکیک جنسیتی و حذف سهمیه بندی جنسیتی و تشویق دخترها به کار و تحصیل و وعده های الکی اونها رو گول نزنیم تا جیب دانشگاه آزاد و موسسات آموزشی غیر انتفاعی و کلاس کنکور ها رو پر کنیم.بهتره بهشون حقیقت رو بگیم!

اسلام عزیز ما اقتصادی ترین راه رو معرفی کرده. مرد کار میکنه! زن نفقه میگیره و از دستاوردهای مرد امانت داری میکنه  و به جای شکم ثروتمندان بچه ها رو بزرگ می کنه تا زندگیشون به پیش بره!

اما وقتی زنها بیرون میان و میخوان آقای خودشون بشن، بخاطر آسیب پذیری باید دولت کلی بودجه برای امنیت زنها خرج کنه! این اصلا اقتصادی نیست. در اروپا و غرب چون قدرت دست سرمایه دارهاست دولت بودجه این زور اضافی و این هزینه تامین امنیت زنها و جبران رشد منفی جمعیت رو برای بیرون کشیدنشون از خونه از مالیات هایی که از خود مردم میگیره بدست میاره و سودش میره تو جیب ثروتمندها! چون عملا هیچ کس به جز اونها از این ماجرا سودی نمیبره! یعنی داره از خود مردم پول میگیره! پول حقوق های کمی که با کار و تلاش بسیار بدست آوردن و برای ثرومتمندان کار کردند! یعنی مردم رو به اسم آزادی های زنان و برابری زن و مرد گول میزنه!

در واقع هم سرمایه وجودی زن از خونه و خانواده  گرفته شده، هم هزینه تامین امنیتش سوای ناموفق بودن تامین امنیتش از جیب خود مردم گرفته شده و هم تمام این سود یک راست به جیب ثروتمندها رفته!

توانمندی باید در جهت احیای بشریت باشه! در غیر این صورت مفهومی نداره!
وقتی حضور زنها سبب افول اخلاقی میشه! وقتی رشد منفی جمعیت میاره! وقتی زنها بخاطر کار و قدرت یافتن بچه نمیارن یا سقطش می کنن! وقتی کودکی مادرش رو از صبح تا شب که برمیگرده نمی بینه! وقتی یک مرد خسته میرسه خونه قیافه خسته زن خودش رو می بینه! این یعنی این زن به معنای واقعی از بروز استعداد واقعی خودش که زندگی داری و شوهر داری و تحویل یک مرد مقتدر و با نشاط به جامعست محروم شده! یعنی جامعه از تولد یک انسان سالمی که از دل اون زن بیرون میاد و میتونه باعث پیشرفت جامعه و کشور بشه و یک نابغه بشه محروم شده!

می دونید امروزه چقدر نابغه سقط میشن؟ چقدر نابغه بخاطر طلاق اصلا متولد نمیشن؟ چقدر نابغه بخاطر کمبود عاطفی از نبود مادر و زن و حتی بیکاری که یک زن جاشونو گرفته دارن معتاد و مریض میشن و از دست میزن؟
وقتی خانواده از نشاط می افته! می بینی مضراتش از منافعش بیشتر بوده!
بعلاوه زنها کاری رو اضافه تر از مردها انجام نمیدن! ضمنا خلاء اونها در خانه احساس میشه بنابراین پایگاه خانه و خانواده سست میشه!
ای خانمی که حرص کار و تحصیل افراطی و حضور اجتماعی رو میزنی ، همون بچه ای که تو واسه کارکردن و اثبات خودت تنهاش گذاشتی یا بردیش به مهد کودک ،فردا که بزرگ شد میبردت خانه سالمندان! یا اینکه میره پی کار خودش و تو مجبور میشی مثل پیر زنها و پیرمردهای اروپایی با یک سگ در بغل اشک بریزی و روزی صد بار به خودت لعنت بفرستی که ایکاش فرزندانی داشتم! ای کاش دور و برم پر از نوه و بچه بود! ای کاش جای این سگ الان نوه ام توی بغلم بود!ای کاش سالهای طراوت و جوانی خودمو خرج شوهر و زندگی میکردم و از جوانمیون لذت می بردیم. ای کاش اون ناز و عشوه ها رو برای شوهرم میکردم نه همکارها و رئیسم، ای کاش به جای کنج سالمندان الان توی خونه پیش دخترم و یا عروس و نوه هام بودم! نه اینکه دخترم خودشم وقت برای خودش نداره! چون باید بره بیرون توانمندی هاش رو اثبات کنه!
صد سال سیاه لازم نکرده توانمندی خودش رو اثبات کنه! توانمندی که مردها رو بیکار کنه! دل ها رو بشکونه! و جلوی خلاقیت و توانمندی بقیه رو بگیره و یک نسل عقده ای بوجود بیاره که قطعا این نسل کمبود دار و عقده ای فاقد کارامدی لازم خواهند بود!


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]