تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر مدیریت زنان

یکی از مفاهیم غلطی که فمینیست های ایرانی به تقلید از غرب در سایتهای تحلیلی و خبری مکررا بیان می کنند بحث توانمند سازی زنان است.
البته اینها برای اینکه مقامات کشوری را در خصوص این موضوع اغفال کنند بحث توانمند سازی زنان روستایی و تبدیل محصولات آنها به سرمایه و کارآفرینی و اشتغالزایی را مطرح میکنند و لیکن درعمل این توانمند سازی تنها پوشش و پوسته ای است به فعالیت ها مخوف و زیرزمینی آنها.
در واقع اغلب این بودجه ها و سرمایه های مربوط به این برنامه ها صرف مرد سازی زنان می شود. این پروسه بعنوان مکمل طرح برابر دانستن زنان و اختصاص فرصت های برابر شغلی و تحصیلی به زنان است.
هر فرد عاقلی می داند که تصدی پست های مدیریتی با کسب تجربه میسر است. منظور از تجربه صرفا تجربه مدیریتی نیست. بلکه تجربه عملی و میدانی در امور مربوطه است. بعنوان مثال یک مدیر خوب مدیری است که مدت قابل توجهی از عمر کاری اش را در سایت یا در درگیری رودر رو با کار مربوطه گذرانده باشد و با تمامی ریز و درشت مفاهیم و جزئیات کار از نزدیک آشنا باشد. چنین مدیری با دید تجربی و قوی ای که دارد و با شناخت عینی که دارد می تواند ارتباط درستی با عناصر و نیروهای خود برقرار کند.
در واقع در هیچ کجای دنیا اینطور نیست که یک مدیرصرفا تجربه مدیریت کردن را داشته باشد و با کار آشنایی لازم را نداشته باشد. اما از آنجایی که در کشور ما متاسفانه اغلب مدیران از روی لیاقت و تجربه انتخاب نمی شوند و منصوب شدن مدیران غالبا با انتصاب و رابطه صورت می گیرد لذا جا برای حضور زنان در مدیریت های کاملا مردانه ایجاد می شود.
ممکن است بتوان مفاهیم مدیریتی را در یک دوره فشرده به شخص خاصی آموزش داد لیکن قطعا نمی توان تجربیات کار سایتی و میدانی را  که یک مدیر طی سالها کار و سر و کله زدن در محیط های کارگری بدست آورده در یک دوره فشرده منتقل کرد.
البته مفهوم برابری که در غرب مطرح می شود  از این رو که یکسان دیدن زن و مرد در غرب سبب شده که زنان بخصوص در مشاغل کارگری و سخت و زیان آور مشغول شوند و اگر معدود زنانی در سیستم های آنها به مدیریت برسند واقعا تمام مراحل سخت را پشت سر گذاشته اند. سوای اینکه در همان سیستم ها هم باز زنان با پارتی و رانت و لابی گری های فمینیستی در برخی جاها به شکل نمایشی و یا برای انجام ماموریتی خاص گماشته می شوند و در پس همه آنها مردان سرمایه دار تصمیم ساز هستند که تمامی جزئیات را دیکته می کنند.
اینجاست که با توجه به محدودیت های جسمی زنان و ویژگی های فیزیولوژیکی و روحیات خاص زنانه که نامتناسب با اغلب پست های شغلی و همچنین با آموزه های دینی ماست که اختلاط زنان و مردان را مجاز نمی داند ، نمی توان زنان را به زور به پست های شغلی و مدیریتی تزریق کرد. که اگر این اتفاق افتاد نشان از فساد سیستم و یا معیوب بودن ساختارها به شکلی است که بالاتر توضیح داده شد.
مطالب بالا پاسخی است بر اظهارات مسئول سابق مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری خانم زهرا شجاعی که طی مصاحبه ای در سایت تابناک که لینک مطلب و بخشی از آن در کادر زیر درج شده است .
پیش از درج  این مطلب خاطر نشان می سازد که مشخصا این تزریق مدیران زن در سیستم های دولتی و نیمه دولتی یک کار باندی و سازماندهی شده و یک توطئه آشکار و در واقع یک عمل مصنوعی و یا مبارزه با طبیعت (تغییر و دخالت در طبیعت) است که در ادامه بحث بعد از کادر به مفهوم آن اشاره خواهد شد:

 با گذشتن سال‌ها از انقلاب، چقدر دولت در زمینه تربیت زنان و ایجاد کادر سازمانی موفق بوده است؟

در دوره اصلاحات ما ٥٤٠جایگاه سازمانی ایجاد کردیم و متاسفانه این ٥٤٠پست و جایگاه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در دولت بعدی متلاشی شد. شورای توسعه استان منحل شد. کارگروه‌ها تعطیل شدند. علاوه بر این جایگاهی که ایجاد کردیم، طرحی هم داشتیم که ٣٠٠مدیر زن را تربیت کردیم.

 تجربه تربیت ٣٠٠مدیر زن چطور بود و آیا امکان فعالیت و مشارکت آنها که در این دوره حضور پیدا کرده بودند، مهیا شد؟

برگزاری این طرح برای خارج‌شدن از دور باطلی بود که در مورد مدیریت زنان تکرار می‌شد. ما به آقایان می‌گفتیم چرا از مدیر زن استفاده نمی‌کنید و آنها می‌گفتند زنان تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ چون مدیر نبوده‌اند. برای اینکه از این دور باطل خارج شویم ٣٠٠نفر را تربیت کردیم تا در بخش دولتی مشغول شوند. به آنها آموزش لازم ارایه شد تا دیگر در مورد مدیریت زنان این حرف تکرار نشود.

دوره‌ دیگری هم تحت‌عنوان «ملیکا» برگزار کردیم. چون این طرح در نیمه‌شعبان اجرا شد نام این طرح ملیکا گذاشته شد. دوره ملیکا، آموزش مهارت‌های زنان برای حضور در مجامع بین‌المللی بود. این طرح در چهاردوره برای تربیت مدیران بین‌المللی اجرا شد.

لینک مطلب در تابناک {+}




برای توضیح تناقض و سیستم مصنوعی که قبل از کادر به آن اشاره شد بر میگردیم به همان بحث توانمند سازی زنان:
یکی از مفاهیمی که فمینیست ها زیاد روی آن مانور می دهند این است که نخست باید زنان را توانمند کرد ( به شکل مصنوعی آنها را از شکل خودشان خارج و به شکل دیگری تبدیل کرد و یا در طبیعت آنها دخالت کرد)
نکته اول این است که توانمند سازی یعنی توانمند ساختن کسی یا چیزی که توانمندی یا استعداد انجام چیزی را ندارد و ما آن را عوض می کنیم تا خلاف طبیعت واقعی اش باشد (چون همانطور که می دانیم نوع زن از ابتدای خلقت فطرتا و ذاتا کارهای متفاوت و توانمندی های متفاوت از مردان را داشته است. این چیزی سوای آموزش و توانمند سازی معتادان یا فرزندان خانواده ای فقیر است)
نکته دوم این است که فمینیست ها پس از این مرحله فرصت های برابر را طلب می کنند. یعنی اول ما زنان را تغییر می دهیم و بعد می خواهیم که آنها را به جای مردان قرار دهیم!
و اینکه انتصاب باید بر اساس صلاحیت و توانمندی های فرد باشد نه جنسیت وی!
در اینجا اصلا نمی خواهیم به وظایف شرعی و قانونی مردان و ماهیت فطری آنها (استحقاق بیشتر آنها برای تصدی شغل و مدیریت )اشاره کنیم چون این را بارها گفته ایم و این خود دلیلی محکم بر رد نظر فمینیست هاست.
ما میخواهیم با عقاید خودشان جواب خودشان را بدهیم:
آنها می گویند به زنان ظلم تاریخی شده و زنان از کار و تحصیل محروم شده اند. ما می گوییم اگر توانمندی داشته اند چگونه محروم شده اند؟
1-    در واقع چرا از ابتدای خلقت زنان مردان را از کار و تحصیل محروم نکرده اند آیا این خود دلیلی بر توانمند نبودن زنان در عرصه های مردانه نبوده است؟
2-    خود بحث توانمند کردن زنان سندی است بر عدم توانایی عادی و فطری آنها درانجام امور مردانه. چون شخصی که توانمند نباشد را توانمند می کنند.
3-    مانور روی توانمند بودن زنان و اینکه حال که زنان توانمند شده اند ( به شیوه مصنوعی به چیزی دیگر تبدیل شده اند) چه ارزشی را بر زنان می افزاید و چه افتخاری را به آنها می دهد وقتی که امروزه حتی حیوانات هم با دستکاری کافرانه بشر قابلیت و استعداد انجام کارهای انسانی را پیدا می کنند؟ آیا واقعا توانمند سازی زنان به شیوه مصنوعی و یا فرو کردن آنها در میان مردان کار خاصی است وقتی که  با آموزش و تغییر ماهیت ، حتی یک حیوان هم می تواند کارهای یک انسان را تقلید کند؟
4-    با این رویه بعید نیست که در سالهای آینده سازمان های حیوانات از ظلم تاریخی بر آنها و محرومیت آنها از کارهای انسانی صحبت کنند و حیوانات هم خواستار فرصت های برابر با انسانها شوند؟!!!

بیان مقال بالا به هیچ عنوان در جهت توهین به زنان نیست. نگارنده این مطلب هدف از بیان این موضوعات را نجات جامعه از شرایط بدی که در آن گرفتار شده است می داند و معتقد است تعمیم گفتمان غلط فمینیستی به هر چیزی حتی موضوع حیوانات می تواند چه عواقبی را ایجاد کند.
مفاهیمی مثل تربیت زنان، یاد آور تربیت حیوانات است برای بدست آوردن توانمندی های انسان. چون حیوانات فطرتا و ذاتا کار انسان را انجام نمی دهند.
اگر کسی متهم به توهین به زنان باشد، فمینیست ها در ردیف اول این اتهام هستند. این منطق آنهاست.
بخوبی واضح است که دنباله روی از غربی که تا بالای سر در باتلاق اشتباهات اجتماعی فرو رفته است چه آینده تاریکی را برای ما رقم خواهد زد.

تا صد سال پیش کسی فکر نمی کرد روزی چنین شعارهایی در مورد زنان مطرح شود. شاید در آینده هم کسی از امروز تصور نکند که سگها هم هزا ران سال محرومیت از کار و تحصیل را ظلم ما بر خودشان بدانند و به دنبال تزریق خود و در نظر گرفتن تبعیضات مثبت برای خودشان و تصدی برخی کرسی ها مانند وزارت و نمایندگی مجلس و مدیریت ها باشند!

تصویر زیر یک سگ آموزش دیده (اشاره به بیانات داخل کادر خانم شجاعی)  را نشان می دهد که در یک فروشگاه تمام کارهای یک فروشنده را انجام می دهد.

سگ های آموزش دیده که کار انسان را انجام می دهند


نظرات()   
   


با رویت لینک زیر در مورد تعداد مدیران  زن در یکی از مردانه ترین مکان های دولت اطلاع پیدا کنید و تخمین بزنید در جاهای دیگر وضع به چه منوال است و متاسفانه پیوسته شعار تشویق زنان به مدیریت و یا حتی زورگویی به افزایش تعداد مدیران زن در جریان است، چنانچه نسل های گذشته را کنار بگذارید متوجه خواهید شد که تعداد شاغلین و مدیران زن در نسل های جوان تا چه حد بالاتر از مردان است:




متاسفانه با تشویق رسانه ملی و دولت و تمام ارگانهای این کشور به اشتغال زنان، همه چیز با هم به تضاد رسیده است. به گونه ای که زنان تمام ادرات و همه محل های کار را پر کردند و در انتظار شوهرند و مردان همه بی زن، بیکارند و کسی به آنها زن نمی دهد. زنانی که شعار برتری در انجام مسئولیت می دهند اما با این حال باز از مرد بی مسئولیت گریزان اند و به وی انگ می زنند. اگر واقعا خود را در انجام مسئولیت های جامعه و خانه برتر از مردان می بینید پس دیگر چه انتظاری از مردان دارید؟ تن فروشی بسیار برتر از فطرت فروشی و روح فروشی و دین فروشی است. تن خود را فروختن بهتر از روح خود را فروختن به تمایلات سخیف نفس در راستای غرور فمنیستی است. جنایت به معنای تن کشی یک فرد دیگر برتر از این است که فطرت تعداد زیادی انسان را کشتن و به بازیچه گرفتن. در این جامعه بیمار که احکام دین به تضاد رسیده و تفاسیر کاملا متناقض از احکام دین می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در تمام تاریخ بشر، تمدن بشری با تمام فراز و نشیب هایش مدیون خانواده بوده است و امروزه با اشتغال بی رویه زنان و بیکاری مردان و تعویض کافرانه زن و مرد آن هم به نام دین عملا قلمرو تمدن به سر رسیده است. اگر دقت نمایید اغلب زنان دارای پست چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار بد هیبت و مردوار هستند، به گونه ای که هر مردی در مواجهه با آنها نمی داند چه نقشی باید بازی کند؟ مسلما تنها راه منطقی برای مردی که زندگی با  این گونه زنان را برگزیده  است این است که خود را زن کند. خوب مسلم است در چنین وضعیتی عملا تمدن به اتمام می رسد زیرا مسیر چنان بر خلاف فطرت است که امکان بقا ندارد. بالعکس زنان در مقابل مردان زن صفت چگونه می توانند رفتار کنند؟

متاسفانه یکی از اموری که این روزها بسیار رایج شده است، توصیف چهره فمنیستی از حضرت فاطمه است. همانطور که همه می دانیم پیامبر کارهای خانه را به فاطمه و کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و اتفاقا حضرت فاطمه از این تقسیم بندی بسیار خشنود و راضی شد. طبق عملکرد پیامبر الگویی که بسیاری از افراد در راستای اشتغال زنان از پیامبر گرفتند چیست؟ این چه الگویی است که با اصل ماجرا چنین تضاد دارد؟ همه ماجرای تقسیم وظایف حضرت فاطمه و علی را توسط پیامبر شنیده ایم و همه از حدود سن ازدواج و شهادت حضرت فاطمه  و نیز تعداد فرزندان ایشان و ماجرای پینه بستن و ... اطلاع داریم. کدامیک از این ویژگی ها با شرایط و ایده هایی که امروزه تبلیغ می شود همخوانی دارد؟


نظرات()   
   

اگر کمی به دور و اطرافمان نگاه کنیم و تیترهای سایت های تحلیلی و خبری را بخوانیم یا درمیان تیتر های روزنامه های جناح های مختلف سیاسی نگاهی بیندازیم می بینیم هر روز و هر هفته یکی دو فعال حقوق زن به سیاهنمایی جو موجود و دعوت زنان دیگر به سلیطگی همچون خودشان می پردازند و حتی  زنان را به تصدی پست های سنگین مانند شهردار،استاندار و حتی وزرات و ریاست جمهوری دعوت می کنند.
این زنان که اغلب در پست های تمام وقت و یا سنگین در حال فعالیت هستند در حالی  که خودشان در پست و مقام و بی قیدی کامل به سر می برند هیچ گونه اطاعت پذیری ازشوهر ندارند و در حالی که چادر بر سر کشیده اند و با این کارشان اسلام را به گند کشیده اند به مسلم ترین اعتقاد یک زن مسلمان که همانا پرهیز از سلیطگی و راضی نگاه داشتن شوهر است به هیچ عنوان اعتقاد ندارند ونه تنها خودشان به بهانه های واهی از آن سر باز می زنند بلکه به طرق مختلف زنان را به کارهای مشابه خودشان دعوت می کنند.
اکثر آنها یا شوهری بالای سرشان نیست و یا طلاق گرفته اند و یا در زندگی اصلا کاری به شوهرشان ندارند و زن و شوهر هر کدام سوی کارخودشان هستند. این ها صرفا به دلیل حفظ آبرو از نمایش وضعیت اسفبار زندگی شخصی اشان ابا می کنند و سعی می کنند حتی با رسانه ای سازی و اجرای شوهای سیاسی زندگی خودشان را بسیار ایده آل نشان دهند تا زنان دیگر ازآنها الگو برداری کنند و ننگ و سیاهی در جامعه فراگیر شود.
بعضی از آنها ممکن است همسران اشخاص سیاسی باشند مانند همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری یا نماینده مجلس و برخی از هنرمندان زن . البته این نکته را اینجا اضافه می کنم بعضی از این افراد این گونه هستند نه همه آنها و خدای نکرده امیدوارم بیان این موضوع حمل بر توهین بر تمام این افراد نگردد. تصور کنید اگر همه زنان جامعه و یا اکثریت آنها می خواستند به این کارهای سنگین  و تمام وقت که نابود کننده زیبایی ها و  لطافت های زنانه است مشغول شوند چقدر زندگی ها باید زشت و ترسناک می شد و چقدر زندگی ها ازهم می پاشید! کما اینکه در زندگی بسیاری از افراد نامبرده بنا به دلیل وقت نداشتن برای وظایف خانوادگی و بی توجهی و بی قیدی نسبت به خانواده و عدم پایبندی به مسایل اخلاقی بنا به اقتضای فرقه ای که برای تصدی این کارها باید عضو آن شوند طلاق و ازدواج های قاطی پاتی و ازدواج مصلحتی زیاد است و تنها چیزی که وجود ندارد عشق است.
اما متاسفانه اینها چون تریبون ها و رسانه ها و سازندگان هنری را در اختیار و نفوذ خود دارند اغلب سعی می کنند با ساختن برنامه های دروغین ویا مصاحبه های مطبوعاتی یک واقعیت را معکوس نشان دهند و بر عکس سعی می کنند با موفق نشان دادن زندگی هایشان یک الگو سازی غلط برای افراد جامعه بوجود آورند.
نمونه های زیادی در دنیا برای آن وجود دارد. مثلا مصاحبه هایی که با برخی فعالان حقوق زن انجام می دهند و یا مثلا وزیر دفاع جدید آلمان که نشریات فمینیست گرای داخلی به خوبی آن را پوشش دادند در حالی که عکس هایی از او را نشان می دادند که چندین فرزند داشت و در کنار آنها لبخند می زد و در اثر کار و فعالیت زیاد توانسته بود تا به این پست برسد!
اما آیا مرحله به مرحله زندگی خشک و بی روح اینها را هم نشان می دهد؟ فساد های اخلاقی آنها،دوری از شوهر و فرزندان و اختلافات خانوادگی و آنچه در دل شوهر بیچاره اش می گذرد را هم نشان می دهند؟
آیا همه زنهای جامعه آنقدر پول دارند بدهند تا برای بچه ها دایه بگیرند و خودشان هم برای رسیدن به پست و مقام با مردان دیگر لاس بزنند و همخوابی کنند؟
اینکه زنانی مثل مرکل و اشتون در اروپا  و غرب بر افراشته می شوند تا مایه شوی سیاسی و نیزنگ برای خاورمیانه باشند و این دست نشانده ها از خود قدرت و جسارت تصمیم گیری ندارند و مردانی تصمیم ساز هستند و اینها همه نمایش است چیزی نیست که بر مردم دنیا پوشیده باشد. چیزی که نگران کننده و ناراحت کننده است بازی خوردن وفریب دیدن زنان سیاسی کشور ما تحت لقای فعالان حقوق زن است و این است که دقیقا همین الگوهای لیبرال ساخته غرب را در چشم زنان ما بزک و دوزک می کنند!
اینها در نقاط مختلف جهان برای نابودی نسل انسانها وتسلط بر مردم جهان از فمینیست ها حمایت می کنند و تازه برای همدیگر  سوژه خبری جور می کنند (مثل وزیر دفاع جدید آلمان که یک زن بود) و حتی به همدیگر کادو هم می دهند مثل آن بنیادی که جایزه بانوی محیط زیست را به معصومه ابتکار داد که از کره جنوبی بود. البته این جایزه برای حفاظت این زن از محیط زیست نبود زیرا که ناتوانی و کم توجهی ایشان به محیط زیست دیگر بر همه ثابت شده است.
همان طور که می دانیم کره جنوبی در تسلط کامل اسرائیل و سیسیتم لیبرال و سرمایه داری آمریکاست و کره شمالی در تسط روسیه است.
این بنیاد که به معصومه ابتکار جایزه داد برای محیط زیست این جایزه را نداد بلکه بیشتر برای خاطر اعمال فمینیستی و ضد خانواده مثل تشکیل مراکز مردم نهاد با گسترش فرهنگ ضد مرد وضد خانواده و شراکت در نوشتن کتاب فمینیستی بین المللی که در خصوص به قدرت رسیدن زنان بوده و یکی از نویسندگان این کتاب در جمع برترین فمینیست های دنیا معصومه ابتکار بوده است!
همان طور که گفتیم از اهداف سازمان ملل و حقوق بشر و شعار برابری فرصت ها برای زن و مرد که مطرح می شود شیوع فمینیسم و نابودی خانواده است.
اینها حتی شعورشان نمی رسد که پست های سنگین و کارهای تمام وقت یک وظیفه است نه یک حق. اما اینها عدم تصدی این پست ها توسط زنان را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. عدم اشتغال را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. در حالی که اشتغال یک وظیفه است نه یک حق. مرد اشتغال را برای تامین معاش خانواده می خواهد اما یک زن برای چه می خواهد؟ اگر ما زنان بی سرپرست را و یا زنانی را که شوهرشان در تامین معیشت خانواده دچار مشکل هستند جدا کنیم واقعا باقی زنان اشتغال را برای چه می خواهند در حالی که این همه پسر بیکار داریم که اشتغال وظیفه آنهاست؟ حتی اگر آن دسته از زنانی که درآمد شوهرشان پایین است قانع باشند به جای آنها می تواند یک مرد استخدام شود تا از انجام وظیفه مردانه اش بازنماند و از حجم بیکاری کاسته شود. یک پسر مجرد اگر شاغل شود مطمئنا ازدواج می کند. اما می بینیم سیل زنان در بازار کار دولتی و خصوصی هم سطح درآمد مردان را کاهش داده است و هم باعث بیکاری بیشتر مردان شده است و هم ازدواج را کاهش و طلاق را افزایش داده است!
بیایید از بحث خارج نشویم. بحث اصلی دعوت فمینیست ها از زنان برای تصدی پست های مدیریتی توسط زنان بود که اساسا با عقل و شرع در تضاد است.
برای اثبات این موضوع بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند هیچ زنی را به پیامبری مبعوث نکرد؟ آیا می توان گفت که خداوند با این کار در حق زنان تبعیض قائل شده است و حقوق زنان را ضایع کرده است؟
چرا هیچ امامی از میان زنان انتخاب نشد؟
خود فمینیست های اسلامی خدیجه و عایشه را از زنان باهوش و توانمند می دانند. هر چند میان این دو زن و درجات الهی آنها تفاوت از زمین تا آسمان است. اما لطفا به این سوال پاسخ دهید که چرا پیامبر در میان مسئولینی که منصوب کردند از ایشان استفاده نکردند؟
چرا مولا علی (ع) در زمان خلافت از هیچ زنی برای تصدی پست های مختلف استفاده نکردند؟ در حالی که  تغییراتی که ایشان ایجاد کردند مخالفان زیادی را بر علیه ایشان برانگیخت؟ بنابر این ایشان از بابت مخافت ها و جو موجود هیچ هراسی نداشتند و کارهایی را کردند که به مراتب در جو آن زمان سخت تر از به قدرت رساندن زنان بود.
هیچ امامی زنان را به تحصیلات زیاد و مدیریت  و زمامداری امور دعوت نکرد.
فمینیست های ایران برای رد این نظریات از بهانه مدرنیته و زمان استفاده می کنند و می گویند شرایط آن زمان مساعد این امر نبوده است در حالی که در زمان جاهلیت هم زنانی مثل خدیجه بودند که تجارت می کردند و حتی دارای مقام هایی بودند.
حتی در ایران باستان هم زنانی بودند که برای مدت کوتاهی زمام هایی را به دست گرفتند و مقام هایی را کسب کردند. پس به راحتی این نظریه که این مورد به زمان نسبت داده شود رد می شود.
لذا اگر مدل قدرتمند شدن زنان پدیده موفق و قابل ادامه ای بود توسط پیشوایان ما توصیه می شد و یا حتی نمونه ای از آن پیدا می کردیم و ادامه پیدا می کرد. پس وقتی ادامه پیدا نکرد و توصیه هم نشد نشان می دهد بعنوان حق مطرح شدن آن انحراف و بدعت است.
اما در واقع اسلام آمد و زن را از این کارها معاف کرد و تامین معیشت خانواده را به گردن مرد نهاد و طبق آیه 34 سوره نساء مردان را سرپرست زنان قرار داد. تا زن بتواند در محیط امنی که مرد از طریق انجام وظیفه اش( مراقبت از زن و اشتغال) بوجود می آورد، به تربیت نسل سالم مشغول شود و شوهر خسته اش را التیام روحی و آرامش بدهد و همزیستی اسلامی برای دوام و بقای خانواده با مشکل مواجه نشود.
کما اینکه در قرآن در سوره یوسف و نحل و سوره واقعه  بیان شده که ما پیامبران را از میان مردان انتخاب کردیم. از چند نفر از مراجع هم در خصوص اینکه چرا از میان زنان پیامبری انتخاب نشد سوال شد و پاسخ این بود که خداوند نمی خواست مسئولیت سنگین بر دوش زنان بیفتد . لذا با همین تعبیر دادن پست های سیاسی به زنان به دلیل سنگینی مسئولیت و عدم تناسب با روحیه لطیف و ظریف زنانه کاری نادرست است.
چندین بار در سایت های زنان چشمم به اظهارات شهیندخت مولاوردی معاون زنان ریاست جمهوری و چند تن از فعالان حقوق زن خورد که از امام چیزهایی را نقل می کردند که امام در اوایل انقلاب چندین ماموریت به زنان مختلفی داد و آنها را به پست هایی منصوب کرد. در پاسخ دندان شکن به این اظهارات باید گفت اولا این به صورت حکم حکومتی و مصلحت آن زمان بوده و به تعداد انگشت شمار بوده و برای مقاطع زمانی محدود و نه روندی ادامه دار. اینها طوری این مسایل را عنوان می کنند که هر کس ندادند فکر می کند امام تمام کابینه و نظام را پر از زنان کرده بود! که امروز اینها توقع دارند همه جا از زنان پر شود و اصلا به عاقبت ننگین این خواسته شان فکر نمی کنند.در ثانی اگر این طور که اینها سیاهنمایی میکنند که زنان محدودیت دارند چطور خودشان سر و کله شان درچنین پستی پیدا شده تا خیلی راحت با فرهنگ سازی های مخربشان زندگی مردم بیچاره را به آتش بکشند و نگاه جنسیتی داشته باشند؟ و خیلی راحت در فیسبوک و سایت های زنان و از بودجه های بیت المال استفاده کنند  تا اظهارات شخصی و ضد دین و ضد فرهنگ اصیل ایرانی را بیان کنند و هیچ کس با آنها کاری نداشته باشد؟ و آزادانه به بیان مخرباتشان بپردازند؟

مرکز زنان ریاست جمهوری بنای بدی بودکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گذاشته شد و در زمان آقای احمدی نژاد بدتر اندر بدتر شد و به معاونت تبدیل شد و ای کاش آقای روحانی ریشه آن را می زد و با این کار خدمتی ارزنده به خانواده ایرانی اسلامی و میهن عزیزمان انجام می داد و خانواده و کشور را از نابودی حتمی نجات می داد.
مقام معظم رهبری هم در جمع بانوان فرهیخته در سال گذشته عنوان کردند" نباید به تعداد بالای مسئولین زن افتخار کرد و نباید رسیدن زنان به قدرت را افتخار دانست که این خوب نیست و انفعال در مقابل غرب است."
پس بنابر این دیگر جایی برای یاوه گویی های فعالان حقوق زن در این زمینه باقی نمی ماند


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]